Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدسته‌بندی نشدهدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتنقد روانشناسی فیلم سینمایینمونه موفق دکتر فلسفینمونه موفق فرناز رضایینمونه موفق نفیسه مطلقنمونه های موفق اکسیرویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

هویت-اجتماعی.jpg
بهمن ۲۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

هویت اجتماعی در کودکان

دوران کودکی دوره مهمی از رشد اجتماعی است، به خصوص در شکل گیری هویت اجتماعی ، یا اینکه بر اساس وابستگی های گروهی، احساس کند چه کسی است. برای برخی از کودکان، نحوه احساس آن ها نسبت به خودشان و هویت اجتماعی آنها ممکن است باعث آسیب پذیری آنها در برابر افسردگی شود. افسردگی وضعیت پیچیده ای است که تحت ‌تاثیر طیف وسیعی از عوامل قرار می گیرد، اما شواهدی وجود دارد که عوامل اجتماعی می ‌توانند نقش مهمی در ابتلا به آن ایفا کنند.


مقاله مرتبط: تست آنلاین پذیرش اجتماعی

مقاله مرتبط: تست آنلاین مهارت های ارتباطی و اجتماعی


هویت اجتماعی چیست؟

هر کودکی دارای هویت اجتماعی است، به این ترتیب ما نقش های مختلف خود را در جامعه نسبت به دیگران درک می کنیم. چه از طریق موقعیت اجتماعی، فرهنگ و قومیت، علایق، دستاوردها، یا اعتقادات، کودکان حس غرور، خود ارزشی و ثبات را از هویت اجتماعی خود به دست می آورند. هنگامی که هویت اجتماعی به سرعت تغییر ‌کند، تهدید شود، یا زیر سوال ‌رود، ممکن است کودک نسبت به ابتلا به افسردگی آسیب پذیر شود.

مردم اطراف ما

به منظور داشتن هویت اجتماعی، ما به افراد اطراف خود نیاز داریم تا تایید یا تکذیب کنند. برای اینکه به عنوان “بهترین دوست آتنا” شناخته شویم، آتنا باید آن را تایید کند.

افرادی که در اطراف ما هستند بر هویت اجتماعی ما و حسی که به خودمان داریم، تاثیر می ‌گذارند. اگر کودکی بسیار خجالتی و گوشه گیر است، این احتمال وجود دارد که کودکان دیگر به نشانه‌ های اجتماعی کودک توجه کنند و او را تنها بگذارند و در نتیجه تایید کنند هویت اجتماعی کودک “خجالتی و گوشه گیر” است. در عوض، کودک ممکن است از نقش اجتماعی خود رضایت نداشته باشد، احساس تنهایی کند یا ناامید شود و سعی کند از این هویت رهایی یابد.

اهمیت هویت اجتماعی

هویت اجتماعی به افراد اجازه می‌ دهد تا بخشی از گروه ‌ها باشند و احساس تعلق به دنیای اجتماعی خود کنند. این هویت ها ‌نقش مهمی در شکل دادن خودانگاره یا تصویر خود ایفا می‌ کنند. هرچه افراد با یک گروه خاص بیشتر ارتباط برقرار کنند، این گروه در شکل گیری احساس افراد نسبت به خودشان نقش ایفا می کند. عضویت در آن گروه برای اینکه چطور یک نفر به خودشان و توانایی‌ های آن‌ ها نگاه می‌ کند اهمیت می یابد، بنابراین بدست آوردن جایگاه در گروه می تواند به افراد کمک کند احساس اطمینان، رضایت و احترام بیشتری داشته باشند.

وقتی افراد دچار افسردگی می شوند، تمایل به کناره گیری اجتماعی پیدا می کنند. مطالعات نشان داده اند كه عوامل اجتماعی نیز می توانند دلایل مهم افسردگی باشند. برای مثال، تحقیقات نشان داده اند كه دوره های تنهایی پیش بینی کننده افسردگی است. هویت اجتماعی مهم است چون بر نحوه دید فرد نسبت به خودش و نحوه تعامل وی با دیگران تاثیر می گذارد. اگر افراد نسبت به هویت خود در یک گروه دید مثبتی داشته باشند، به احتمال زیاد آنها با دیگر افراد در آن گروه ارتباط خوبی برقرار می کنند و احساسات مثبت نسبت به خود احساس خواهند کرد.

نحوه شکل گیری هویت اجتماعی

هر کسی متفاوت است

همه کودکانی که تغییر و یا تهدیدی درباره هویت اجتماعی خود تجربه می کنند، دچار افسردگی نخواهند شد. در عوض، تصور می ‌شود که آن‌ هایی که تعداد محدودی نقش ‌های اجتماعی دارند، زمانی که نقش شان را از دست بدهند یا تهدید شود در خطر ابتلا به افسردگی قرار می گیرند.

برای مثال، کودکی که خود را به عنوان یک بازیکن فوتبال می ‌بیند ممکن است اگر ناگهان مجروح شده و دیگر نتواند فوتبال بازی کند، احساس ناراحتی و فقدان را تجربه کند. ممکن است کودک موقعیت خود را به عنوان یک ورزشکار از دست دهد و زمان کمتری را با هم ‌تیمی‌ ها و دوستان خود سپری کند، و در نهایت منجر به کاهش اعتماد به نفس شده و در را به روی افسردگی باز کند. این بدان معنا نیست که کودک نمی تواند هویت اجتماعی جدیدی ایجاد کند، اما نشان می دهد که چطور نگاه و دیدگاه کودک در ارتباط با دنیای اطرافش است.


مقاله مرتبط: آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان


چگونه از هویت فرزندتان حمایت کنیم

به عنوان والدین، می توانید با تأیید اینکه چه چیزی و چه کسی برای آنها مهم است، از نقش های اجتماعی فرزند خود حمایت کنید. سعی کنید بیش از حد بر روی یک نقش اجتماعی تاکید نکنید. به جای آن، آن ‌ها را تشویق کنید که چیزهای جدید و متفاوتی را امتحان کنند و به آن ها یادآوری کنید دیگر نقش‌ های مهم را در زندگی شان ایفا می کنند  مانند کودک، نوه، خواهر یا برادر، پسر عموی یا دختر عمو، دانش آموز، عضوی از جامعه، همسایه و غیره. طبیعی است که کودک شما پس از ناامیدی یا از بین رفتن یک رابطه مهم، احساس ناراحتی کند، اما اگر متوجه شدید کودک شما علائم افسردگی را نشان می دهد، از پزشک متخصص اطفال یا سایر ارائه دهندگان سلامت روان کمک بخواهید.

نشانه ‌هایی که باید مراقب آن‌ ها باشید

برخی نشانه‌ ها حاکی از آن است که کودک شما ممکن است مشکلات اجتماعی یا علائم افسردگی داشته باشد:

  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌ هایی که زمانی دوست داشته است
  • خوابیدن بیشتر یا کم‌ تر از حد معمول
  • مشکل در تمرکز بر روی تکالیف مدرسه
  • خوردن بیشتر یا کمتر از حد نرمال
  • ابراز احساس غم و ناامیدی
  • تحریک پذیر تری بیش از حد
  • منزوی شدن از دوستان یا خانواده

اگر هریک از این علائم بیش از دو هفته ادامه داشته باشد، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که با پزشک متخصص اطفال یا متخصص سلامت روان خود مشورت کنید.

منبع: سایت verywellmind و متخصصین اکسیر


افزایش-قد.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

افزایش قد در کودکان

ژنتیک و رژیم غذایی روزانه تعیین کننده قد در کودکان است. رشد کودکان پس از سال اول زندگی کند می شود و به جهش های کوچک و ناگهانی تقسیم می شود. با رسیدن فرزندتان به سن بلوغ ، سرعت رشد دختران در سنین ۸ تا ۱۳ سالگی افزایش می یابد و در پسران این جهش بین سنین ۱۰ تا ۱۵ سالگی است. برای اطمینان از اینکه کودک تان به قد و وزن سالم می رسد باید صبور باشید و سبک زندگی خاصی را دنبال کنید. هر کودکی با سرعتی متفاوت رشد می کند.

راهکارهایی برای افزایش قد در کودکان

گام اول

فرزندتان را در اوایل شب بخوابانید. کودکان به۱۰ تا ۱۲ ساعت خواب در شب نیاز دارند. بدن کودک شما نمی ‌تواند بدون استراحت کافی رشد کند. کودکان و نوجوانان و جوانان حتی میانسالان و سالمندانی که طالب رشد و بالندگی و ترمیم و بازسازی و سم زدایی و پویایی جسم و فکر و اندیشه خود می ‌باشند باید از شب بیداری و روز خوابی ‌ها پرهیز نمایند.

گام دوم

به کودک تان مقدار زیادی غذاهای دارای پروتئین مانند ماهی و گوشت بدون چربی بدهید. طبق مطالعه ای که در مجله تغذیه منتشر شده است، کودکانی که رژیم غذایی دارای پروتئین بالایی داشتند، در مقایسه با کودکانی که محدود به رژیم پروتئین کم بودند، افزایش معنی داری در قد نشان دادند. پروتئین موجود در گوشت‌ ها می‌تواند در رشد قدی کودک موثر باشد می‌ توان در هفته یک یا دو وعده گوشت قرمز و یک یا دو وعده گوشت مرغ را در دستور غذایی کودک قرار داد.

 سعی کنید انواع مختلفی از مواد غذایی مغذی را در وعده های غذایی خود داشته باشید. ترکیبی از کربوهیدرات، چربی و پروتئین، در یک وعده تنها از کربوهیدرات یا چربی استفاده نکنید. به عنوان بخشی از یک رژیم سالم پروتئین بدون چربی را در وعده های خود بگنجانید به عنوان مثال استفاده از مرغ، گوشت، سویا، ماهی و محصولات لبنی بسیار توصیه می شود. این پروتئین ها به ساخت عضلات کمک کرده، استخوان ها را تقویت و باعث تحریک هورمون های رشد در بدن می شود.

 از مصرف کربوهیدرات های ساده مانند کیک و شیرینی، پیتزا و نوشابه پرهیز کنید. مطالعات نشان می دهد مصرف روی تاثیر زیادی در تحریک هورمون های رشد دارد، بنابراین سعی کنید در رژیم غذایی موادی که سرشار از روی هستند مانند جوانه گندم، دانه کدو، بادام زمینی، خرچنگ و کدو تنبل را بگنجانید.


مقاله مرتبط: نگرش والدین یکی از عوامل مؤثر بر رشد کودک


افزایش قد در کودکان

گام سوم

فعالیت های ورزشی روزانه مانند دوچرخه سواری، ورزش پیاده روی و یا ورزش در فضای باز، به منظور حفظ رشد قدی کودک و مبارزه با چاقی، مناسب است. این فعالیت‌ ها کودک شما را تشویق خواهند کرد که به جای نشستن جلوی تلویزیون و یا بازی‌ های ویدیویی، به تحرک و فعالیت بیشتر ادامه دهند.

به کودکان و نوجوانان و جوانان در هر سن و جنس باید عادت داد از انواع ورزش‌  های کششی و پرشی مثل بدمینتون – پینگ پونگ – بسکتبال – والیبال – شنا – پیاده روی – دوچرخه سواری – حرکات موزون و حرکات یوگا چه بصورت کشش‌ های روزانه و چه بصورت عادت، متمرکز شده و از مزایای آن برخوردار شوند. آیا کودک شما علاقمند به آویزان شدن از میله ها و بارفیکس های زمین بازی یا در خانه می باشد؟ اگر کودک تان علاقه به این کار دارد خوشحال باشید زیرا این تمرینات به کشیده شدن و رشد ستون فقرات کمک زیادی می کند. داشتن برنامه ای منظم برای این تمرینات می تواند شما را به هدف نزدیک تر کند. هر روز زمان حداقل ده دقیقه برای این تمرینات در نظر بگیرید.

گام چهارم

اطمینان حاصل کنید که کلسیم، آهن و ویتامین A در برنامه غذایی روزانه فرزندتان باشد. کلسیم یک ماده معدنی است که برای رشد مناسب کودکان بسیار ضروری است. با این حال، بعضی اوقات کودکان با کمبود کلسیم مواجه شده و غذاهایی مانند شیر و موز برای آن ها توصیه می شود. محصولات لبنی مانند ماست و پنیر هم در ارتقای سلامت استخوان و رشد بدن کمک رسان است.

 ویتامین A باعث افزایش قد کودکان می شود. این ویتامین باعث تولید کلسیم برای تغذیه استخوان ها و افزایش رشد بدن می شود. مواد غذایی حاوی ویتامین A شامل کلم بروکلی، هلو، پنیر و میوه های غنی شده هستند. منبع بسیاری از ویتامین‌ ها، آهن و املاح و موادمغذی لازم برای بدن کودک می‌ باشد که باید در رژیم غذایی کودک قرار داده شود. اسفناج یکی از بهترین سبزیجاتی است که دارای مواد مغذی است و می‌ تواند به افزایش رشد قد کودک کمک کند.

گام پنجم

به طور مرتب به پزشک مراجعه کنید و قد و وزن کودک تان را ارزیابی کنید. تشخیص زودهنگام به کودک شما کمک می کند تا درمان فوری دریافت کرده و تحت نظر پزشک قرار گیرد.

منبع: سایت kidshealth و متخصصین اکسیر


ترس-از-خون.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

ترس از خون

ترس از خون در افراد مختلفی وجود دارد و برخی افراد ممکن است گهگاهی در مورد خون احساس ناراحتی داشته باشند، اما هموفوبیا، ترس شدید از دیدن خون، یا دادن آزمایش و تزریقاتی است که ممکن است در آن خون وجود داشته باشد. این فوبیا در رتبه سوم ترس های انسان قرار دارد.

هموفوبیا ترس شدیدی است که نه تنها با دیدن خون خود، بلکه با دیدن خون دیگران نیز به وجود می آید. چنین حملاتی با اندام های لرزان، سرخ شدن صورت، واکنش های خشونت آمیز و حتی خستگی همراه است.

تا پیش از این گفته می‌ شد «خون هراسی» یا هموفوبیا که با نام فوبیای خون، تزریق، زخم نیز شناخته می‌ شود، دارای ریشه‌ های ژنتیکی باشد اما آزمایشات انجام شده بر دوقلوهای دارای ژن‌ های مشابه نشان داد نقش عوامل خارجی مانند تجربیات فردی و حوادث گذشته، نقش بسیار پررنگ‌ تری در بروز این نوع ترس دارد و بیش از ۶۰ درصد موارد گزارش شده، بعد از وقوع تجربیات هراسناک به وجود آمده اند.


مقاله مرتبط: ترس از ازدواج دارم

مقاله مرتبط: ترس از رابطه جنسی


علائم ترس

ترس از خون ۳ تا ۴ درصد کل جمعیت دنیا را مبتلا کرده است که جمعیت قابل توجهی را تشکیل می دهد. این فوبیا در موارد ساده ای مانند بریدن دست در هنگام آشپزی و یا ابتلا به آنفلوانزا و ضرورت تزریق دارو می تواند بسیار مشکل ساز باشد.

معمولا در هنگام احساس ترس، بدن ما سریعا وارد عمل می شود و ضربان قلب را تشدید کرده و فشار خون را افزایش می دهد. این امر در خصوص تمامی انواع فوبیا صحت دارد که شامل ترس از ارتفاع، عنکبوت و یا هر ترس دیگری  می شود.

علائم ترس از خون

فقط یک فوبیا بدن را به واکنشی متفاوت وادار می کند: خون هراسی. معمولاً افراد مبتلا به ترس از خون پس از مواجه با خون، در وجود خود یک سری علائم و نشانه ها را تجربه می نمایند. بر این اساس تعریق زیاد و افزایش و بالا رفتن ضربان قلب، بخشی از این نشانه ها به شمار می رود.

اشخاص دارای فوبیای خون بلافاصله پس از روبرو شدن با خون علاوه بر تعریق زیاد، ضربان قلب آنها نیز بی اختیار بشدت افزایش پیدا می کند. وجود مشکل در تنفس، لرزش بدن و ارتعاش، داغ شدن بدن و پس از مدتی سرد شدن آن، از دیگر علائم شایع ترس از خون محسوب می شود. این دسته از افراد در صورت مشاهده خون ناخودآگاه در تنفس خود مشکلاتی را احساس نموده و بدن آنها شروع به داغ شدن می کند. در این حالت بدن این افراد نیز دچار لرزش و ارتعاش می شود.

به هنگام مشاهده‌ منظره‌ خون، عصبی به نام «واگ» در بدن این افراد بنا به دلایل نامشخصی موجب افت فشار خون و ضربان قلب شده که در نتیجه‌ آن جریان خون و متعاقب آن میزان اکسیژن دریافتی مغز کاهش یافته و موجب از حال رفتن فرد می‌ شود. از دیگر علائم جسمی این نوع فوبیا می توان به تنگی و درد در بخش های قفسه سینه و سرگیجه اشاره نمود. علاوه بر نشانه های فیزیکی، ترس از خون با علائم عاطفی نیز همراه می باشد. به همین جهت، ترس شدید و احساس اضطراب، احساس نیاز مبرم و شدید برای فرار از موقعیت پیش آمده، احساس غش کردن، عدم کنترل و تسلط بر خود، از جمله نشانه های عاطفی ترس از خون تلقی می شود.


مقاله مرتبط: ترس از مرگ و تاثیر آن بر زندگی

مقاله مرتبط: ترس از رانندگی در افراد


علائم ترس از خون

ترس از خون در کودکان چگونه است؟

کودکان علائم را به طریق مختلف تجربه می‌کنند که شامل این موارد است:

  • کج خلقی
  • گریه کردن
  • پنهان شدن
  • تمایل به ترک موقعیت در مکانی که خون وجود دارد هست

درمان ترس از خون

خوشبختانه علم ثابت کرده که این فوبیا قابل درمان است. در تحقیقی در سال ۱۹۹۱ مشخص شد که ۹۰ درصد افراد مبتلا به خون هراسی پس از پنج جلسه رویارویی با ترس شان، در حالی که سعی می کنند همزمان عضلات بازو یا پای خود را منقبض کنند، دیگر علایم خون هراسی را تجربه نکرده اند. راه های مختلفی برای درمان ترس از خون وجود دارد از جمله:

  • مواجهه درمانی
  • کنترل اضطراب
  • حساسیت زدایی منظم
  • دارو درمانی

ترس از خون و جراحت، ترسی طبیعی می باشد. اما اگر این ترس باعث شود فرد نتواند کاری از پیش ببرد، نیاز به درمان دارد. به فرد یاد دهید که جراحت های سطحی مشکلی برای او ایجاد نخواهد کرد. فراموش نکنید در این مورد فرد باید بدن خود را منقبض کند. هر گاه خونی از بدن فرد مبتلا جاری شد، با بازخوردهای هیجانی و بزرگ نمایی شده پاسخ ندهید، بلکه با آرامش و خونسردی اجازه دهید چند لحظه خون روی بدنش باشد و سپس آبکشی نمایید.


خواب-کودک.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

خواب کودک

خواب کودک در سنین مختلف بسیار مهم است. کودکان در سن مدرسه ممکن است به اندازه کودکان نوپا نخوابند، اما بدن آن‌‌ها هنوز به مقدار زیادی استراحت نیاز دارد. کودکان ۶ تا ۱۳ ساله تقریباً ۹ تا ۱۱ ساعت خواب نیاز دارند و بچه‌های ۳ تا ۵ سال به اندازه ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب نیاز دارند. خواب کم می‌تواند منجر به مشکلات رفتاری و مشکل در توجه و تمرکز شود، در مدرسه خوب عمل نکنند، احتمال اضافه وزن را افزایش داده و حتی منجر به کاهش سیستم ایمنی شود.

خواب به موقع و زود هنگام در شب در ترشح هورمون رشد بسیار موثر است و در دوران كودكی، ترشح كافی هورمون رشد اهمیت فراوانی دارد، زیرا مقادیر متناسب آن باعث رشد طبیعی كودك می‌شود و كاهش آن به كوتاه قدی و كاهش رشد كودك منجر می‌شود. در ادامه عوامل مزاحم خواب کودک و دلایلی که ممکن است کودک شما خواب مناسب نداشته باشد را مورد بررسی قرار داده‌ایم.


مقاله مرتبط: اصلاح عادت خوابیدن کودک

مقاله مرتبط: چگونه به کودک کمک کنیم تا به خواب رود؟


عوامل مراحم خواب کودک

بازی های ویدیوئی و کامپیوترها

بازی ویدئویی یکی از عوامل مزاحم در خواب کودک است. شما نباید به کودک تان اجازه دهید که در طول سال تحصیلی، تمام هفته خود را با بازی‌های ویدیوئی سرگرم کند. هنگامی که فرزند شما شروع به بازی می‌کند تقریبا دست کشیدن از آن برای او غیر ممکن می‌شود. بنابراین شما باید قواعدی وضع کنید که این بازی‌ها تنها در آخر هفته و در یک مدت زمان مشخصی که معمولا نباید بیش از دو ساعت باشد انجام شود.

در طول تعطیلات تابستان به آنها این اجازه را بدهید که این بازی‌ها را بدون محدودیت زمانی در آخر هفته انجام دهند. شما باید در طول سال تحصیلی فرزندان خود را در استفاده از بازی۲های ویدیوئی و کامپیوتر در اتاق شخصی‌شان محدود کنید. زیرا در این صورت آنها وسوسه نمی‌شوند که تا دیر وقت بیدار بمانند.

لباس و شرایط نامناسب اتاق

لباس مناسب از عوامل مهم راحتی در خواب کودک است. همانطور که می‌دانید باید اتاق کودک هنگام خواب تاریک باشد و فقط یک چراغ خواب کوچک در آن روشن باشد. لباس راحت تن کودک کنید و اتاق را ساکت و آرام نگه دارید و اگر بیرون از اتاقش چراغ یا تلویزیون روشن است در اتاقش را ببندید. گاهی اوقات پیش می‌آید که اتاق کودک بیش از اندازه گرم و یا سرد شده که به این دلایل کودک از خواب بیدار شده و بی خواب می‌شود. همیشه دمای اتاق کودک را در حد متعادل نگه دارید.

کابوس

کودک شما همچنین ممکن است مشکلات خواب مانند آپنه، سندرم پای بی قرار، کابوس یا بی خوابی را تجربه کند. خواب‌‌های ترسناک یا همان کابوس، بیشتر در کودکان ۶- ۵ سال رواج دارد. این خواب‌ها اغلب از وقایع ناخوشایند و ناراحت‌  کننده؛ مثل دیدن فیلم‌های ترسناک یا با بار عاطفی بالا در کودک ناشی می‌شود.

گاهی نیز حاکی از اضطراب هستند که در هر دو صورت باید عوامل بوجود آورنده شناسایی شده و در شرایط مناسب حذف شوند تا معلول نیز کمرنگ شده و حل شود. اگر کابوس‌‌ها بیش از چند بار در هفته رخ دهند باید به پزشک مراجعه کرد. در مواردی این عارضه با بزرگ‌ ترشدن کودک خاتمه می‌‌یابد.

عوامل مزاحم خواب کودک

کافئین

عامل دیگری که در خواب کودک اختلال ایجاد می‌کند ممکن است در رژیم غذایی وی پنهان باشد: کافئین. اگر کودک شما به عنوان دسر شکلات می‌خورد، یا قبل از خواب شکلات می‌خورد، ممکن است کودک شما مشکلات خواب پیدا کند چون شکلات حاوی کافئین است. نوشیدنی‌های انرژی زا و نوشابه نیز حاوی کافئین هستند.


مقاله مرتبط: کودکانی که نیمه شب از خواب برمی خیزند


نداشتن برنامه خواب منظم

داشتن روال منظم و مناسب در خواب برای بچه‌ها مهم است. بهترین کار این است زمانی که می‌بینید او خواب آلود است خیلی زود او را به رختخوابش ببرید به این ترتیب او یاد می‌گیرد که چطور خودش در آرامش به خواب برود. حتی اگر نصف شب از خواب بیدار شود.

بعضی از بچه‌‌ها در زمان خواب‌شان تاخیر دارند آنها برای بیدار ماندن‌شان بهانه‌های زیادی می‌آورند مثلا این که یک قصه دیگر برایش بخوانید یا به دستشویی برود و …. بهتر است در این مورد دیسیپلین داشته باشید. اما یادتان باشد هم مهربان باشید و هم محکم. هر بار کودک صدای‌تان می‌کند به اتاقش بروید و خیلی کوتاه بمانید و سریع برگردید. کاری کنید کودک بداند که واقعا زمان خواب است. بسیاری از کارهای روتین قبل از خواب مانند خواندن کتاب یا انجام برخی فعالیت‌های آرامش بخش در کنار هم، فرصت شگفت انگیزی برای برقراری ارتباط با بچه‌ها و تقویت رابطه شما هستند.

تغذیه ناسالم

کمبود مواد معدنی و ویتامین‌هایی که در زیر ذکر شده باعث بی خوابی فرزند شما می‌شود:

کلسیم: این ماده خاصیت آرام بخشی بر بدن انسان دارد و کمبود آن باعث ناآرامی و ضعف شدید می‌شود.

منیزیم: این ماده خاصیت ترغیب کنندگی برای خواب دارد.

ویتامین B6 و B12: آرام کننده اعصاب است.

اینوسیتل: این ماده باعث بهتر شدن خواب می‌شود.


اختلال-دلبستکی-واکنشی.jpg
آبان ۲۴, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اختلال دلبستگی واکنشی

آیا از تلاش برای برقراری ارتباط با کودکتان خسته شده‌اید؟ شاید کودکتان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی است. دلبستگی ارتباطی عمیق بین شما و کودکتان است، اولین مراقب کودک که روی رشد و توانایی بیان احساسات و ساخت روابط معنادار در آینده به او کمک می‌کند. اگر نمی‌توانید با کودکتان ارتباط برقرار کنید حتماً این مطلب را بخوانید.

اختلال دلبستگی واکنشی در کودکان

  • اختلال دلبستگی واکنشی در اوایل کودکی مشخص می‌شود.
  • در این کودکان دلبستگی بین کودک و بزرگ‌سال مراقبت کننده به شدت رشد نایافته است.
  • آن‌ها توانایی برقراری دلبستگی‌های انتخاب را دارند؛ اما به علت فرصت‌های محدود در اوایل رشد، این رفتارها جلوه نمی‌کند.
  • آن‌ها وقتی ناراحت هستند، برای تسلی و محبت از طرف مراقبت کننده تلاش مداومی نمی‌کنند. همچنین به تلاش‌های دلجویی مراقبت‌کننده‌ها کم پاسخ می‌دهند.
  • این کودکان توانایی تنظیم هیجانات خود را ندارند. هیجانات منفی خود را به صورتی بروز می‌دهند که قابل توجیه نیست.
  • کودکان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی در شیوه ارتباط برقرار کردن با دیگران، اختلالات شدید دارند.
  • این کودکان از لحاظ هیجانی گوشه گیر و بازداری شده هستند و عاطفه مثبت کم و ناتوانی در کنترل کردن هیجانات نشان می‌دهند.

اختلال دلبستگی واکنشی معمولاً در کودکانی یافت می‌شود که غفلت اجتماعی، تغییرات مکرر مراقبت کنندگان اصلی را تجربه کرده‌اند. در نتیجه این کودکان از لحاظ توانایی تعامل کردن با کودکان دیگر و بزرگ‌سالان معیوب هستند. این اختلال سبب‌شناختی مشترکی با غفلت اجتماعی دارد. اغلب با تأخیرهای رشدی، مخصوصاً تأخیرهایی در زبان و شناخت اتفاق می‌افتد. ویژگی‌های دیگر رفتارهای قالبی و سوءتغذیه می‌باشد.


مقاله مرتبط: تاثیر دلبستگی اجتنابی بر روابط

مقاله مرتبط: دلبستگی و اختلالات ناشی از عدم شکل گیری آن


ملاک‌های تشخیصی اختلال دلبستگی واکنشی

  • کودک وقتی ناراحت است به ندرت یا خیلی کم تسلی می‌جوید.
  • کودک وقتی ناراحت است به ندرت یا خیلی کم به تسلی پاسخ می‌دهد.
  • پاسخ‌دهی اجتماعی و هیجانی خیلی کم به دیگران.
  • عاطفه مثبت محدود.
  • دوره‌های تحریک پذیری، غمگینی، یا بیمناکی توجیه نشده که حتی در مدت تعامل‌هایی که تهدیدآمیز نیستند با مراقبت‌کنندگان بزرگ‌سال، آشکارند.
  • غفلت یا محرومیت اجتماعی به شکل برآورده نشدن مداوم نیازهای هیجانی اساسی برای تسلی، تحریک و محبت توسط بزرگ‌سالان مراقبت‌کننده.
  • تغییرات مکرر مراقبت‌کنندگان اصلی که فرصت تشکیل دادن دلبستگی‌های با ثبات را محدود می‌کند.
  • بزرگ شدن در محیط‌های غیرعادی که فرصت برقرار کردن دلبستگی‌های انتخابی را شدیداً محدود می‌کند.
  • این اختلال قبل از پنج سالگی آشکار است.

علائم رایج در کودکان کم سن

عدم تمایل به لمس شدن یا محبت فیزیکی

کودکان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی (RAD) اغلب وقتی لمس می‌شوند می‌خندند، می‌لرزند یا چیزی مثل “اه” می‌گویند. آن‌ها به جای حس مثبت از تماس فیزیکی، آن را نوعی تهدید می‌دانند.

مشکلات کنترلی

اغلب کودکان دچار این اختلال زمان بیشتری تحت کنترل بوده و حس می‌کنند بی‌ فایده هستند. آن‌ها اغلب نافرمان، مخالف و اهل جدال می‌باشند.

برقراری رابطه با اختلال دلبستگی اجتنابی

مشکلات خشم

شاید خشونت مستقیم، کج خلقی، برخوردهای فیزیکی و یا رفتارهای تهاجمی نشان داده شود. این کودکان شاید خشم خود را در رفتارهایی پنهان کنند که در اجتماع کارهای قابل قبولی هستند، مانند اینکه برای ابراز احساسات با کاری که اصطلاحاً ” بزن قدش” می‌‌نامیم با محکم زدن می‌خواهند به فرد مقابل آسیب برساند.

وجدان توسعه ‌نیافته

این کودکان اغلب طوری کار خود را می‌کنند که به نظر می‌رسد احساس گناه، پشیمانی و ندامت از رفتار بد خود ندارند.

علل اختلال دلبستگی واکنشی

اطفال و کودکان به محیطی سرشار از حمایت و ثبات نیاز دارند تا بتوانند امنیت و اعتماد را تجربه نمایند. ممکن است نیازهای اولیه آن‌ها به خوبی برآورده شود به عنوان مثال زمانی که کودکی گریه می‌کند، می‌توان با توزیع ارتباطات عاطفی مانند تماس چشمی و لبخند و نوازش، به نیاز او برای تعویض پوشک و یا تغذیه پاسخ داد. در صورتی که نیازهای کودک نادیده گرفته شوند و یا پاسخ احساسی والدین به این نیازها کافی نباشد، نمی‌توان ارتباط ثابتی را با والدین خود برقرار نماید و یا آرامش و پشتیبانی را حس نماید.

بیشتر کودکان انعطاف پذیر هستند و این امکان وجود دارد که کودکانی که نادیده گرفته‌شده‌اند، در یتیم خانه بزرگ شده‌اند و یا چندین سرپرست داشته‌اند هم بتوانند ارتباطات سالمی را برقرار نمایند. یکی از عوامل مهم در سبب شناسی اختلال دلبستگی واکنشی عدم توجه به نیازهای کودک می‌باشد. این در صورتی است که افسردگی، سن پایین و مشکلات مربوط به مصرف مواد در مادران این کودکان دیده می‌شود.

علائم مشاهده شده ممکن است به علت ژن‌ها باشد. علائم آن احتمالاً توسط منابع دیگر از دلبستگی دوران کودکی ایجاد می‌شود و ممکن است RAD به عنوان “اختلال دلبستگی” نامشخص باشد. هنوز دلیل بروز این اختلال در عده‌ای و عدم بروز آن در سایر کودکان مشخص نشده است. تئوری‌های متفاوتی در خصوص این اختلال و دلایل آن وجود دارد و به منظور درک بیشتر این حالت و بهبود تشخیص و درمان و گزینه‌های درمانی به درک بیشتری نیاز است.

اگر هر یک از این علائم را در کودکتان مشاهده می‌کنید بهتر است هر چه سریع‌تر با یک مشاوره کودک یا بازی درمانگر مشورت کنید تا درمان را شروع کنید. درمان کودک شما مسیری طولانی است. روی برداشتن گام‌هایی کوچک به سمت جلو تمرکز کرده و هر نشانه‌ای از موفقیت را جشن بگیرید.در این زمینه متخصصین روانشناس کودک مرکز مشاوره اکسیر در کنار شما عزیزان هستند.


آموزش-احساسات-به-کودکان.jpg
آبان ۱۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آموزش احساسات به کودکان

نحوه آموزش احساسات به کودکان چگونه است؟ کودکان شناخت درستی نسبت به انواع احساسات و نام‌های آنها ندارند به همین دلیل باید والدین راهکارهای آموزش احساسات به کودکان را یاد بگیرند.

راهکارهای آموزش احساسات به کودکان

برای آموزش احساسات به کودکان روش‌های زیادی وجود دارد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم.

استفاده از کلمات به جای رفتار

برای آموزش احساسات به کودکان به آنها بگویید که به جای رفتار از کلمات خود استفاده کنند تا احساساتشان را نشان دهند. احساسات پیچیده هستند، به خصوص برای یک کودک ۴ ساله که درک نمی‌کند چرا به او اجازه ندادید یک کلوچه دیگر بخورد، یا یک کودک ۸ ساله ناراحت است که او را صدا کردید و باید زود محل بازی را ترک کند.

آموزش احساسات به کودکان دشوار است زیرا این یک مفهوم نسبتاً انتزاعی است. توصیف اینکه چگونه غم و اندوه، ترس و هیجان را احساس می‌کنید دشوار است. مهم است که هر چه زودتر به کودکان در مورد احساساتشان آموزش دهید زیرا احساسات آن‌ها هر انتخابی را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد. کودکانی که احساسات خود را درک می‌کنند به احتمال کمتری با استفاده از کج‌ خلقی، پرخاش و مخالفت رفتار می‌کنند تا خودشان را ابراز کنند. بچه‌ای که می‌تواند بگوید، “من از تو عصبانی هستم”، کم‌تر احتمال دارد که کسی را بزند؛ و کودکی که می‌تواند بگوید،”این احساسات مرا آزار می‌دهد”، برای حل و فصل مسالمت‌آمیز تعارضات بهتر عمل می‌کند.

با آموزش احساسات به کودکان به آنهاکمک خواهیم کرد تا از نظر روانی قوی شوند. کودکانی که احساسات خود را درک می‌کنند و مهارت‌های مقابله‌ای برای مواجه با آن‌ها را دارند، مطمئن خواهند بود که می‌توانند هر چیزی که سر راه زندگی‌شان قرار می‌گیرد را اداره کنند.

با کلمات ساده به او آموزش دهید

برای کودکان پیش‌دبستانی آموزش را با کلمات اولیه احساسات مثل شاد و غمگین شروع کنید. بدین‌صورت که لغات مربوط با احساس را برای کودک خود بخوانید و هم‌زمان از طریق حالات چهره خودتان یا عکس‌های مرتبط با هر حس، به او آموزش دهید. این کار کمک می‌کند تا کودک بین هر حس و مشخصه آن ارتباط برقرار کند.

بچه‌های بزرگ‌تر می‌توانند از یادگیری کلمات احساس پیچیده‌تر مانند ناامید، مأیوس و عصبی بهره‌مند شوند.‎ یک راه عالی برای آموزش احساسات به کودکان، بحث در مورد اینکه شخصیت‌های مختلف در کتاب‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی چه احساسی دارند، از او بپرسید “فکر می‌کنی الآن چه احساسی دارد؟” سپس، در مورد احساسات مختلفی که ممکن است آن شخصیت تجربه کند و دلایل آن صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد احساسات دیگران نیز همدلی را آموزش می‌دهد. کودکان خردسال فکر می‌کنند که دنیا حول آن‌ها می‌چرخد، بنابراین می‌تواند یک تجربه آموزنده برای آن‌ها باشد تا یاد بگیرند که دیگران هم احساساتی دارند. اگر کودک شما بداند که هل دادن دوستش به زمین ممکن است دوستش را عصبانی و ناراحت کند، احتمال اینکه او این کار را بکند کم‌تر می‌شود.

راهکارهای آموزش احساسات به کودکان

ایجاد فرصت برای صحبت درباره احساسات

به بچه‌ها نشان دهید چگونه در واژگان روزمره خود از کلمات احساسی استفاده کنند. الگویی برای بیان احساسات با استفاده از فرصت‌هایی برای بیان احساساتتان فراهم کنید. بگویید: “من ناراحتم از اینکه امروز نمی‌خواهید اسباب‌بازی‌ات را با خواهرت شریک شوی. شرط می‌بندم که او هم احساس ناراحتی می‌کند.”

هر روز از فرزندتان بپرسید، “امروز چه احساسی داری؟” در مورد انواع چیزهایی که احساسات فرزندتان را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهند صحبت کنید. زمانی که می‌بینید فرزندتان احساس خاصی دارد به آن اشاره کنید. مثلاً به او بگویید ” به خاطر اینکه می‌خواهیم بستنی بخوریم خوشحال به نظر می‌رسی ” یا “انگار از بازی با این اسباب‌بازی‌ات ناامید شده‌ای “.


مقاله مرتبط: ابراز احساسات


به فرزند خود بیاموزید که چگونه با احساسات مواجه شود

در راستای آموزش احساسات به کودکان باید نحوه برخورد با احساسات را آموزش دهید. کودکان باید یاد بگیرند که فقط به این دلیل که احساس خشم می‌کنند به این معنا نیست که می‌توانند کسی را کتک بزنند. در عوض، آن‌ها باید مهارت‌های مدیریت خشم را یاد بگیرند تا بتوانند تعارضات را به صورت مسالمت‌آمیز حل کنند. به کودک خود بیاموزید که چگونه با احساسات ناراحت‌کننده کنار بیاید.

به او آموزش دهید وقتی ناراحت می‌شود به اتاقش برود. این کار به او کمک می‌کند قبل از اینکه قانونی را بشکند، آرام شود. اگر فرزند شما از اینکه دوستش با او بازی نکرده، ناراحت است، در مورد راه‌هایی که می‌تواند با احساسات غم‌انگیز خود مقابله کند صحبت کنید. غالباً، بچه‌ها نمی‌دانند وقتی احساس غم و اندوه می‌کنند چه باید بکنند، بنابراین پرخاشگر می‌شوند و رفتارهایی را برای جلب توجه نشان می‌دهند.


مقاله مرتبط: آموزش مدیریت خشم به کودکان


تقویت روش‌های مثبت بیان احساسات

رفتار خوب با نتیجه مثبت را تقویت کنید. کودک خود را به خاطر ابراز احساسات خود به شیوه مناسب اجتماعی با گفتن چیزهایی مانند: “من واقعاً از طرز استفاده از کلماتت وقتی که به خواهرت گفتی که از او عصبانی هستی، خوشم آمد.” راه عالی دیگر برای تقویت عادات سالم استفاده از سیستم پاداش است.

الگوی خوبی برایش باشید

اگر به کودک خود بگویید که وقتی عصبانی است با کلمات آن را ابراز کند اما شاهد آن باشد که شما بعد از یک تماس تلفنی گوشی را پرت می‌کنید، کلمات شما مؤثر نخواهد بود. الگوی خوبی برای ابراز احساسات ناخوشایند برای فرزندتان باشید. زمان‌هایی را که احساس عصبانیت یا ناامیدی می‌کنید، به آن اشاره کنید و آن را با صدای بلند بگویید. بگویید “من عصبانی هستم که این ماشین پیچید جلوی من ” سپس چند نفس عمیق بکشید یا یک مهارت مقابله سالم دیگر را نشان دهید تا کودک شما بتواند مهارت‌هایی را که هنگام عصبانیت از آن استفاده می‌کنید را تشخیص دهد.

یکی دیگر از روش‌های آموزش احساسات به کودکان گرفتن از یک مشاور کودک یا بازی درمانگر است. او می‌تواند به کودکتان آموزش دهد که احساسات چیست و چگونه می‌تواند احساساتش را به بهترین روش نشان داده و آن‌ها را مدیریت کند. در این زمینه روانشناسان کودک مرکز مشاوره اکسیر در کنار شما عزیزان هستند.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


مدیریت-خشم.jpg
آبان ۱۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مدیریت خشم در کودکان

اگر کودکتان نداند که چگونه احساساتش را کنترل کند و مدیریت خشم را بلد نباشد خشم می‌تواند به سرعت به مقابله، بی احترامی، پرخاش و عصبانیت تبدیل شود. پرخاشگری حل نشده در کودکی با مشکلات تحصیلی، عدم پذیرش در گروه همسالان و سلامت روان ضعیف در بزرگ‌سالی مرتبط است. اگر فرزند شما در کنترل خشم خود مشکل دارد، این پنج استراتژی می‌تواند مهارت‌های مدیریت خشم را به او آموزش دهد.

تفاوت بین احساسات و رفتار

خشم یک هیجان عادی و سالم است؛ اما بسیاری از کودکان بین درک تفاوت احساس خشم و رفتار پرخاشگرانه دچار مشکل هستند. به کودکتان بیاموزید که احساساتش را نام‌گذاری کند، بنابراین می‌تواند احساس خشم، ناکامی و ناامیدی را بیان کند. به کودکتان بگویید “اشکالی ندارد که خشمگینی اما کتک زدن و ضربه زدن درست نیست”. به او کمک کنید عصبانیتش را زمانی که خشمگین است کنترل کند. گاهی اوقات، رفتار پرخاشگرانه از انواع احساسات ناخوشایند، مانند غم یا شرم ناشی می‌شود. در مورد احساسات صحبت کنید و در طول زمان، کودک شما یاد خواهد گرفت که احساساتش را بهتر بشناسد.


مقاله مرتبط: عصبانیت و پرخاشگری کودکان


الگوی خوبی از مهارت‌های مدیریت خشم باشید

بهترین روشی که می‌توانید به کودک مدیریت خشم بیاموزید، این است که به او نشان بدهید در مواقع بروز خشم چگونه برخوردی دارید. اگر کودک شاهد عصبانیت شما باشد، احتمالاً همین کار را هم خواهد کرد؛ اما اگر او شاهد کنارآمدن شما با احساساتتان به شیوه‌ای آرام‌تر باشد، او هم این روش را انتخاب خواهد کرد.

لازم به ذکر است که نباید کودک را در معرض بسیاری از مشکلات دوران بزرگ‌سالی خود قرار دهید. تنها همین‌که او شاهد باشد که خشم خود را مدیریت می‌کنید کافی است. به مواقعی که دچار احساس ناکامی شدید اشاره‌کنید تا کودک متوجه شود که بزرگ‌سالان هم دچار خشم می‌شوند. اگر با کودک خود مسائل این چنینی را مطرح کنید می‌تواند مفید باشد.


مقاله مرتبط: آموزش های والدين و پرخاشگری کودکان


خشم خود را از نایستادن ماشین‌های جلویی پشت چراغ امروز ابراز کنید. به او بگویید که من ماشین را متوقف می‌کنم تا عابران بتوانند به سلامت از خیابان عبور کنند. صحبت کردن در مورد احساساتتان با کودک به او می‌آموزد که او نیز در مورد احساساتش با شما صحبت کند. زمانی که در حضور کودک عصبانی شدید و کنترل رفتار خود را از دست دادید؛ مسئولیت رفتار خود را بپذیرید و معذرت‌خواهی کنید و بگویید که به جای پرخاشگری باید چه کاری را انجام می‌دادید. به عنوان مثال بگویید “متأسفم که جلوی تو عصبانی شدم و داد کشیدم. وقتی عصبانی بودم به جای اینکه صدایم را بالا ببرم، باید می‌رفتم کمی قدم می‌زدم تا خشمم فروکش کند”.

نحوه مدیریت خشم در کودکان

برای عصبانیت قانونی داشته باشید

بیشتر خانواده‌ها قوانین نانوشته‌ای درباره‌ عصبانیت دارند که می‌گوید کدام رفتارها قابل‌قبول و کدام‌یک غیرقابل‌قبول هستند اگر قانون را رعایت نکنند چه پیامدهایی برایشان دارد. برخی خانواده‌ها اهمیتی نمی‌دهند که درب به‌ هم ‌کوبیده شود یا صدا بالا برود. برخی خانواده‌ها هم تحمل این رفتارها را ندارند.

قوانین خانه‌تان را بنویسید و انتظاراتتان را در آن مشخص کنید. مواردی مانند پرخاشگری، فحش، شکستن وسایل خانه و توهین را در قوانین خود لحاظ کنید. هیچ‌کس در خانه حق ندارد در زمان عصبانیت وسایل خانه را پرتاب کند یا بشکند یا با حرف‌هایی که می‌زند سایر اعضای خانواده را اذیت کند.


مقاله مرتبط: پنج گام برای مهار کردن خشم کودکان


مهارت‌های مقابله‌ای سالم را به کودکانتان بیاموزید

کودکانتان نیاز دارند تا نحوه برخورد صحیح با خشمشان را بیاموزند. به جای این که او را منع و یا تنبیه کنید، به او بیاموزید که در این شرایط چه رفتارهایی را باید انجام دهد. به عنوان مثال به جای اینکه به او بگویید که “بردارت را کتک نزن” به او آموزش دهید که در زمان عصبانیت باید چه رفتاری داشته باشد. به او بگویید که “دفعه بعدی که عصبانی شدی حرف بزن ” یا ” به جای کتک زدن برادرت چه کارهایی دیگه ای می تونستی انجام بدی؟ ” با انجام این کار به کودک خود نحوه مدیریت و استراتژی کنترل خشم خود را می‌آموزید.

می‌توانید جعبه‌ای تحت عنوان «آرام‌ شدن» برای او بسازید تا در اوقات ناراحتی از آن استفاده کند. این اشیا می‌توانند عکس، لوسیون هایی با بوی خوشایند، آهنگ‌های آرام‌بخش و … باشد؛ که می‌توانند در زمان درگیری حسی، ذهن و بدن کودکان را آرام کنند.

کودک را با عواقب رفتارش روبرو کنید

زمانی که کودک از قوانین خانه در مورد رفتارهای پرخاشگرانه تبعیت می‌کند. او را با نتایج رفتار خوبش روبرو کنید. به عنوان مثال سیستم پاداش دهی می‌تواند انگیزه کودک را در استفاده از مهارت‌های مدیریت و کنترل خشم کودکان تقویت کند. زمانی که کودکی قوانین عصبانیت را زیر پا بگذارد، او را با عواقب رفتاری که داشته است روبرو کنید. اگر کودک پرخاشگری کرد، بدون تأخیر او را با عواقب رفتارش مواجه کنید. این عمل می‌تواند به صورت خارج کردن او از موقعیت، محروم کردن او از مزایا و جبران با انجام کارهای خانه صورت گیرد.

مشاوران کودک یا بازی درمانگران می‌توانند احتمال به وجود آمدن هر مشکلی در سلامت روان کودک را از بین ببرد و در برنامه‌ریزی درباره نحوه کنترل و مدیریت خشم در کودک به شما کمک کند. اگر با چنین مشکلی رو به رو هستید بهتر است هر چه سریع‌تر با یک متخصص مشورت کنید.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


ترس-از-مدرسه-min.jpg
شهریور ۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

ترس از مدرسه

ترس از مدرسه در بسیاری از کودکان وجود دارد. همین مورد حتی در مورد کودکانی که پیش‌دبستانی هستند و به یک مرکز مراقبت از کودک مانند مهدکودک می‌روند نیز صادق است.

از سن یک تا دو سالگی، کودکان می‌توانند اضطراب جدایی را تجربه کرده و زمانی که از والدین جدا هستند ممکن است مضطرب و ناراحت شوند. آن‌ها همچنین ممکن است در محیط دیگر غیر از خانه‌شان احساس راحتی کمتری کنند. این کاملاً طبیعی است و معمولاً با گذشت زمان و رشد استقلال از بین می‌رود.

زمان‌هایی هست که این اضطراب خیلی بیشتر باقی می‌ماند ممکن است نگرانی جدی‌تری را نشان دهد. برخی از کودکان ترس طولانی‌مدت از رفتن به مدرسه دارند که می‌تواند از نظر جسمانی و عاطفی بر آن‌ها تأثیر بگذارد. این اغلب به‌عنوان اجتناب از مدرسه، امتناع از رفتن به مدرسه، یا فوبیای مدرسه یاد می‌شود.

ویژگی‌ها و نشانه‌های فوبیا و ترس از مدرسه

کودکان مبتلا به ترس از مدرسه اغلب از نظر عاطفی ناامن و بسیار حساس هستند. احتمالاً آن‌ها می‌خواهند در نزدیکی والدین خود باشند و هنگام جدا شدن از آن‌ها احساس اضطراب می‌کنند. نشانه‌های زیر ممکن است در این کودکان دیده شود.

  • علائم جسمانی متعدد نظیر بیماری‌های معده، تهوع، استفراغ، اسهال، یا خستگی بیش از حد و بدون دلیل واقعی پزشکی را نشان می‌دهند.
  • کج‌خلقی، چسبندگی به والدین و یا نشانه‌هایی از اضطراب را هنگام دور شدن از پدر و مادر نشان می‌دهد.
  • ترس بیش از حد از تنها بودن یا ترس غیر منطقی دارند.
  • مشکل خواب و کابوس‌های مکرر دارد.
  • این علائم را در روزهای مدرسه دارد اما در روزهای دیگر و آخر هفته‌ها این علائم را نشان نمی‌دهد.
  • کودکان مبتلا به ترس از مدرسه ممکن است در بسیاری از روزها در برابر رفتن به مدرسه مقاومت کنند.

با اینکه ترس از مدرسه می‌تواند تأثیر جدی بر آموزش کودک داشته باشد، اما امری نادر نیست. حدود ۱ تا ۵ درصد از کودکان این ترس را تجربه می‌کنند. درحالی‌که این مشکل می‌تواند یک تجربه پر استرس برای کودکان و مراقبان باشد، مراحلی وجود دارند که والدین می‌توانند به بچه‌هایشان کمک کنند تا با این ترس کنار آمده و بر این ترس غلبه کنند. برای پرداختن کامل به این مشکل، باید بدانید که چرا کودک شما ممکن است از رفتن به مدرسه وحشت داشته باشد.


مقاله مرتبط: ترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن


چه چیزی باعث ترس رفتن به مدرسه می‌شود؟

تحقیقات مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که عواملی مانند اضطراب، افسردگی، عوامل تحصیلی، عوامل خانوادگی باعث ایجاد ترس از مدرسه در کودکان می‌شود.

زمانی که یک کودک از رفتن به مدرسه می‌ترسد، والدین باید موضوعات اساسی مانند رفتن به مدرسه جدید، رفتن به کلاس بالاتر، شروع کلاس‌های جدید، تغییرات در زندگی خانوادگی مانند جا به جایی، طلاق، مرگ، یا رویدادهای آسیب‌زا، نگرانی‌های واقعی برای امنیت اعضای خانواده (به‌عنوان‌مثال، یک فرد بیمار در خانه وجود دارد)، اضطراب اجتماعی و یا کمرویی، قلدری و یا مورد اذیت قرار گرفتن در مدرسه، ترس از عملکرد ضعیف مدرسه و نمرات بد (شکست)، ترس از روابط منفی با معلم یا همسالان، ترس از تمسخر یا تنبیه در مدرسه، داشتن یک والد خوب اما بیش‌ازحد محافظت‌کننده را در نظر بگیرند که ممکن است در مدرسه هراسی نقش داشته باشد.

درحالی‌که هر کودکی ممکن است ترس از مدرسه را داشته باشد، برخی تحقیقات نشان می‌دهند که برخی از کودکان از جمله کودکان تک فرزند، کوچک‌ترین فرزندان خانواده‌ها، کودکان مبتلا به بیماری مزمن بیشتر از دیگران آن را تجربه می‌کنند.


مقاله مرتبط: نکاتی برای کاهش اضطراب مدرسه

مقاله مرتبط: ایجاد پیش زمینه روانی برای رفتن به مدرسه


علل ترس از مدرسه در کودکان

کارهایی که والدین می‌توانند برای کمک به کودکشان انجام دهند

  • پیش از شروع مدرسه و هنگام ثبت‌نام با فرزندتان درباره مدرسه صحبت کنید. اطراف و فضای داخل مدرسه و حتی مسئولان آن را به وی بشناسانید.
  • برای بردن کودک به مدرسه از زور، تهدید یا تنبیه استفاده نکنید. از اصرار‌ها، تأکیدها، امرونهی‌های زیاد بپرهیزید تا اضطراب به وی منتقل نشود.
  • از مدرسه به عنوان حربه‌ای برای تنبیه استفاده نکنید. مثلاً نگویید: «اگر مشق‌هایت را ننویسی، به معلمت می‌گویم.» یا گونه‌ای برخورد نکنید که کودک برای رفتن به مدرسه احساس گناه کند. هنگامی‌که می‌گویید «ما کار می‌کنیم و زحمت می‌کشیم تا تو درس بخونی» او فکر می‌کند مرتکب گناه و جرم بزرگی شده است.
  • گاهی لازم است یکی از والدین، چند روزی در دفتر مدرسه حضور داشته باشد و حتی با کودک به کلاس برود. در این صورت کودک می‌تواند از کلاس خارج شده و والدین خویش را ببیند؛ این برنامه باید تا عادی شدن رفتار او در مدرسه ادامه داشته باشد.
  • در مسیر بازگشت از مدرسه، فرزندان دوست دارند همه‌چیز را برای پدر و مادر تعریف کنند؛ بنابراین به احساسات و حرف‌های آنان با دقت توجه کنید.
  • در روش دیگر می‌توان با معلم به توافق رسید که کودک روز اول فقط به کلاس برود، درس خود را پس بدهد و تکلیف روز بعد را بگیرد و به منزل بازگردد؛ بعد از آن باید به تدریج میزان حضور دانش‌آموز در مدرسه افزایش یابد.
  • با مراجعه به روانشناس کودک یا بازی درمانگر می‌توانید به کودکتان کمک کنید تا با ترس خود کنار بیاید.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


رابطه-والدین-با-کودک-min.jpg
مرداد ۲۳, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

چرا رابطه والدین با فرزندان مهم است؟

نحوه برقراری رابطه والدین با کودک جز چالش برانگیزترین مسائل در تربیت کودک و فرزندان است. برقراری رابطه والدین با کودک بدون چالش نخواهد بود. زندگی مدرن خانوادگی می‌تواند استرس‌زا باشد و با فشارهای مختلف بر خانواده‌ها همیشه آسان نیست. سرانجام، والدین خواهان بهترین برای فرزندانشان هستند و رابطه قوی والدین با فرزند می‌تواند به نتایج بهتر برای فرزندان کمک کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: مشکلات رایج در تربیت کودک

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا رابطه مثبت والدین و کودک مهم است؟

رابطه والدین با کودک است که رشد فیزیکی، عاطفی و اجتماعی کودک را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد. این یک پیوند منحصر به فرد است که هر کودک و والد می‌تواند از آن لذت ببرد. این رابطه اساس شخصیت، انتخاب‌های زندگی و رفتار کلی کودک را مشخص می‌کند. هم چنین می‌تواند بر قدرت سلامت اجتماعی، جسمی، روانی و عاطفی آن‌ها تأثیر بگذارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: نقش پر رنگ والدین در اعتماد به نفس کودکان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مزایای رابطه مثبت والدین با کودک

اگر رابطه والدین با کودک به درستی برقرار شود مزایای زیر را خواهد داشت.

  • فرزندان خردسالی که با داشتن دلبستگی ایمن و سالم به والدینشان رشد می‌کنند، شانس بهتری برای ایجاد روابط شاد و رضایت‌بخش با دیگران را در زندگی خود دارند.
  • کودکی که رابطه امنی با پدر و مادر دارد، یاد می‌گیرد که احساسات خود را تحت استرس و شرایط سخت تنظیم کند.
  • رشد روانی، زبانی و احساسی کودک را بهبود می‌بخشد.
  • به کودک کمک می‌کند تا رفتارهای اجتماعی خوش‌بینانه و با اطمینان نشان دهد.
  • درگیری و مداخله سالم والدین در زندگی روزمره کودک، پایه و اساس مهارت‌های اجتماعی و تحصیلی بهتر است.
  • یک پیوند ایمن منجر به رشد اجتماعی، عاطفی، شناختی و انگیزشی می‌شود. کودکان نیز زمانی که رابطه مثبتی با والدین خود دارند، مهارت‌های حل مسئله را به دست می‌آورند.

سبک فرزندپروری – فرزندپروری مثبت

انواع سبک‌های فرزندپروری وجود دارد که فرزندپروری مثبت سبک بسیار مناسبی در در تعامل و تربیت کودک است که در اینجا به ویژگی‌های فرزندپروری مثبت اشاره شده است.

تعامل گرم و دوست‌داشتنی

از هر تعامل به عنوان فرصتی برای ارتباط با فرزند خود استفاده کنید. در بیانات خود گرم باشید، ارتباط چشمی برقرار کنید، لبخند بزنید و تعامل را ترغیب کنید.

مرزها، قوانین و عواقب

کودکان به ساختار و راهنمایی نیاز دارند. با فرزندان خود در مورد آنچه که از آن‌ها انتظار دارید صحبت کنید و مطمئن شوید که آن‌ها درک می‌کنند.

گوش دادن و همدردی با فرزند

احساسات کودک خود را به رسمیت بشناسید، به آن‌ها نشان دهید که درک می‌کنید و اطمینان ‌دهید که در هر زمان که مشکل دارند به آن‌ها کمک خواهید کرد.

حل مسئله

به کودک خود کمک کنید تا مشکل را حل کند. یک الگوی خوب برای او باشید و به آن‌ها نشان دهید چگونه رفتار کند. زمانی که با کودکان خود کار می‌کنید تا راه‌حل‌هایی پیدا کنید آن‌ها یاد می‌گیرند چگونه با مشکلات به روش مناسب مقابله کنند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: فرزندپروری و سبک های آن

مقاله مرتبط: چگونه کودکمان را تربیت نماییم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می‌توانید در زمینه فرزندپروری از یک مشاور یا روانشناس کودک کمک بگیرید. او به شما کمک خواهد کرد رفتارتان را اصلاح کرده و رابطه مثبت و خوبی با فرزندتان برقرار کنید. در این زمینه متخصصین کودک مرکز مشاوره اکسیر در کنار شما والدین گرامی هستند.

منبع: سایت parentingni و متخصصین اکسیر


ساختن-عزت-نفس-در-کودکان-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

عزت نفس کودکان ۸ تا ۱۲ سال

اگر متوجه شدید که خود ارزشمندی کودک ۸ تا ۱۲ ساله‌تان کم شده است به دنبال راهکارهایی برای افزایش عزت نفس کودک خود باشید. در ادامه راهکارهایی برای حمایت و ساختن عزت نفس کودکان ۸ تا ۱۲ سال مورد بحث قرار گرفته است.


مقاله مرتبط: اعتماد به نفس و عزت نفس چیست؟


راه‌های افزایش عزت نفس کودکان

فرزندتان را تشویق کنید تا برای مهارت‌های خود ارزش قائل شود

کودکان ۸ تا ۱۲ سال وقتی برای فعالیت‌هایی که به خوبی انجام می‌دهند ارزش قائل می‌شوند، خودشان را بیشتر دوست خواهند داشت. شما می‌توانید با تأکید بر اهمیت استعداد فرزندتان، عزت نفس کودکان را بسازید.

به عنوان مثال شما ممکن است برای نمرات او ارزش قائل شوید اما ورزش را نادیده بگیرید. فرزند شما ممکن است در بسکتبال بسیار عالی باشد اما در کلاس ضعیف باشد. این می‌تواند منجر به کاهش عزت نفس شود زیرا او در چیزی که “اهمیت دارد” خوب نیست. پس ورزش یا هر چیزی که در آن مهارت دارد را به حساب آورید. شما نمی‌توانید حوزه‌هایی که فرزندتان در آن بهتر است را انتخاب کنید اما می‌توانید زمانی که او را تشویق می‌کنید و می‌پذیرید را انتخاب کنید.

توجه و گوش دادن برای افزایش عزت نفس کودکان

می‌دانیم بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم به فرزندمان بدهیم زمان و توجه کامل است. این واقعیت به ویژه در ارتباط با عزت ‌نفس کودکان، صادق است. گوش دادن نیازی نیست که در مقادیر زیادی رخ دهد تا مؤثر باشد. حتی ده دقیقه از توجه واقعی به ارزش بیش از سه ساعت “با هم بودن” است.

 هرگز بر آنچه که از فرزندتان می‌گوید تمرکز نکنید. شنونده خوب قضاوت، انتقاد و حتی مشاوره نمی‌دهد. به سادگی گوش کنید که کودک شما چه چیزی می‌گوید و یا نظرات او را دوباره بیان کنید تا نشان دهید که شما گوش می‌دهید.


مقاله مرتبط:نقش پر رنگ والدین در اعتماد به نفس کودکان


تشویق دیگر منابع حمایتی

جلسات گوش دادن با والدین بسیار ارزشمند است اما ۸ تا ۱۲ ساله‌ها به توجه، تائید و حمایت بیشتری نیاز دارند که ما قادر به ارائه آن هستیم. به علاوه تشویق کودک برای تکیه کردن به دیگران به جز شما، سالم است؛ بنابراین شما می‌توانید با تشویق روابط حمایت‌کننده و پرمعنی، عزت نفس کودکان را افزایش دهید.

در حالت ایده‌آل این روابط می‌تواند روابط با بزرگ‌سالان باشد مانند معلم، مربی یا شخصیت مذهبی اما روابط همسالان حامی نیز می‌تواند مفید باشد. ۸ تا ۱۲ ساله‌ها نباید به چیزی وادار شوند؛ اگر شما به طور فعال روابط او را برنامه‌ریزی می‌کنید، نه‌تنها به احساس شایستگی و عزت نفس او کمک نمی‌کنید بلکه آن را کاهش می‌دهید.

اهمیت عزت نفس کودکان

اجازه دهید شکست بخورند

براساس گزارش مرکز مطالعات کودکان نیویورک، اجازه دادن به کودک برای تلاش و شکست برای ساختن عزت نفس آن‌ها مهم است. ممکن است دور از انتظار به نظر برسد: من قرار است اجازه دهم فرزندم ضعیف عمل کند تا بتواند حس خوبی در مورد خودش داشته باشد؟ بله! افراد با در نظر گرفتن چالش‌های جدید و موفقیت در آن‌ها احساس کفایت و صلاحیت می‌کنند. اگر شما از شکست دلسرد شوید، فرزند خود را از امتحان کردن چیزهای جدید دلسرد می‌کنید. کودکان زمانی که با مشکلات مواجه می‌شوند، تاب‌آوری و مهارت‌های مقابله‌ای را می‌آموزند.


مقاله مرتبط: افزایش عزت نفس کودکان از طریق بازی


الگوی خوبی باشید

کودکان با نگاه کردن به بزرگ‌سالانی که در زندگی‌شان هستند و عزت نفس سالم را نشان می‌دهند یاد می‌گیرند که عزت نفس سالم داشته باشند؛ بنابراین در نظر بگیرید که چطور نظرات تحقیرآمیز در مورد خودتان می‌گویید مانند “من چاق هستم” یا “من هیچ‌وقت به چیزی نمی‌رسم”. فرزندتان از حرف‌های شما بیشتر یاد می‌گیرد.


مقاله مرتبط: چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم؟

مقاله مرتبط: چگونه عزت نفس مثبت بسازیم؟


 

همان‌قدر که به کودکتان می‌گویید که او فوق العاده است و می‌تواند به هر کاری دست یابد، حرف‌هایی که در مورد خودتان می‌گویید مؤثر است؛ بنابراین تلاش برای افزایش عزت نفس خودتان می‌تواند به‌طور مستقیم به نفع عزت نفس کودکان باشد. البته این یک فرآیند طولانی است. شما می‌توانید نظرات منفی در مورد خودتان را کاهش دهید. نه‌تنها خودتان احساس بهتری خواهید داشت بلکه فرزندتان نیز احساس بهتری خواهد داشت.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر


نوسانات-خلق-در-کودکان-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

نوسانات خلق در کودکان

نوسانات خلق در کودکان وجو دارد و اگر خلق فرزند ۸ تا ۱۲ ساله شما مانند یک دماسنج در نوسان است، احتمالاً چیزی برای نگرانی وجود ندارد. سنین ۸ تا ۱۲ سال با نوسانات خلقی همراه است. در واقع این کاملاً نرمال است که در یک روز انواع هیجانات و احساسات را داشته باشند؛ اما این بدان معنا نیست که زندگی کردن با کودکی که یک لحظه دلپذیر است و ناگهان بداخلاق می‌شود، آسان باشد.

کنار آمدن با کودک ۸ تا ۱۲ ساله‌ای که دارای نوسانات خلقی است، چالشی برای والدین است. شما باید صبر و شکیبایی‌تان را افزایش دهید. شما باید بدانید که چگونه به کودک ۸ تا ۱۲ ساله‌تان کمک کنید تا نوسانات خلقی‌اش را مدیریت کند و در نتیجه شما نیز بتوانید آن را تحت کنترل خود درآورید.


مقاله مرتبط: اختلال خلق ادواری کودکان


کودک خود را درک کنید

کودکان ۸ تا ۱۲ ساله با چالش‌های مختلفی مانند بلوغ، مدرسه، مشکلات اجتماعی، تکالیف و نمرات روبه‌رو هستند که ممکن است باعث ایجاد نوسانات خلق در کودکان شود. علاوه بر این مغز و بدن فرزند شما با سرعت زیادی در حال رشد است و این می‌تواند برای کودکی که آمادگی برای تغییر ندارد و نمی‌داند که این تغییرات به چه معناست گیج‌کننده باشد.

 وقتی نوسانات خلق برای فرزندتان اتفاق می‌افتد او را درک کنید و به یاد بیاورید که خودتان در این سنین با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودید.


مقاله مرتبط: خلق و خوی کودکتان را بشناسید


سبک کردن مسئولیت کودکتان

برنامه‌های کودکان این سنین پر از مسئولیت است. از کار مدرسه گرفته تا فعالیت‌های فوق‌برنامه، بسیاری از کودکان از یک تعهد به تعهد دیگر بدون وقفه می‌روند. اگر برنامه فرزندتان به طور غیرمعمولی زیاد به نظر می‌رسد، یا اگر او از داشتن کارهای زیاد شکایت دارد، ممکن است زمان آن رسیده باشد که یک یا دو فعالیت را از برنامه‌اش حذف کند.

بینید آیا مسئولیت و فعالیت کم‌تر باعث می‌شود که خلقش ثابت و متعادل شود و نوسانات خلق در کودکتان کاهش یابد. ممکن است متوجه شوید که نوسانات خلق در کودکان زمانی که زمان فراغت بیشتری داشته باشد کم‌تر شود.

خواب کافی

کودکان در سنین ۸ تا ۱۲ سال نیاز به حداقل ۹ ساعت خواب در شب دارند؛ اما بسیاری از آن‌ها این مقدار نمی‌خوابند. مطمئن شوید کودکتان زمان کافی برای خواب دارد. برنامه خواب منظم برای آخر هفته‌ها و تعطیلات داشته باشید. مطمئن شوید که هر شب به میزان کافی می‌خوابد و تمام وسایلی که ممکن است باعث شود بیدار بماند مانند تلویزیون و کامپیوتر را از اتاقش بردارید.


مقاله مرتبط: چگونه به کودک کمک کنیم تا به خواب رود؟


ارائه مواد غذایی مغذی به کودکتان

بدن کودکان ۸ تا ۱۲ ساله روزانه در حال تغییر است و نیاز به مواد غذایی مغذی دارد. دقت کنید که میان وعده‌های غذایی مغذی (غلات، میوه‌ها، سبزیجات، آجیل، مواد غذایی با کلسیم بالا) در وعده‌های غذایی‌اش بگنجانید و حداقل دو بار در هفته شام خانوادگی داشته باشید.

اگر نگران رژیم غذایی‌اش هستید، با پزشک متخصص اطفال صحبت کنید و بپرسید که آیا کودک شما نیاز به مکمل‌های ویتامین دارد. گاهی اوقات نوسانات خلق در کودکان به دلیل قند پایین اتفاق می‌افتد. در حقیقت، نوسانات خلقی ممکن است نشانه این باشد که کودک شما مواد غذایی مورد نیاز را دریافت نمی‌کند.


مقاله مرنبط: تغذیه سالم در کودکان، از دانستن تا عمل!


وقت‌گذرانی با دوستان

اجازه بدهید کودکتان با دوستانش وقت بگذراند. دوستی برای کودکان در این سنین بسیار مهم است و کودک نیاز به حلقه اجتماعی خود در خارج از خانواده را دارد.

گاهی اوقات نوسانات خلق در کودکان را می‌توان با یک دیدار ساده و یا تماس تلفنی از طرف یکی از دوستان متوقف و یا پیشگیری کرد. پذیرفته شدن در گروه همسالان در این سنین بسیار مهم است و دانستن اینکه دوستانی در مدرسه، تیم‌های ورزشی و دیگر حوزه‌های مهم زندگی خود دارد باعث احساس امنیت می‌شود.

 مطمئن شوید که دوستی‌های خوبی ایجاد می‌کند و با دوستانش وقت می‌گذراند. اگر برنامه فرزندتان خیلی زیاد است و وقتی برای دوستانش ندارد بهتر است برنامه‌اش را سبک‌تر کنید.

تفریح با خانواده

فرزندتان ممکن است دوستان زیادی داشته باشد ولی مهم است که رابطه نزدیک و صمیمانه‌ای نیز با شما داشته باشد. برنامه ماهیانه بیرون رفتن با خانواده داشته باشید و یا با فرزندتان به سینما بروید و یا کلاسی را با هم داشته باشید و یا از فعالیت‌های دیگر لذت ببرید. وقت گذراندن با شما شاید تنها چیزی باشد که فرزندتان به آن نیاز دارد.

گردش با خانواده جهت کنترل نوسانات خلق در کودکان

ورزش

ورزش بخش مهمی از روز است و مخصوصاً بدن در حال رشد کودکتان در این سنین نیاز به ورزش دارد تا قوی شود و نیروی مواجه با روزهای نوجوانی را به آن‌ها می‌دهد. اگر فرزندتان در فعالیت‌های ورزشی شرکت نمی‌کند، مطمئن شوید وقتی را با قدم زدن، دوچرخه‌سواری و سایر ورزش‌های غیررقابتی می‌گذراند.


مقاله مرتبط: ایجاد ارتباط موفقیت آمیز با کودکان


اجازه دهید فرزندتان آزادانه با شما صحبت کند

گاهی نوسانات خلق در کودکان، در این سن به دلیل مسائل استرس‌زایی است که برای فرزندتان وجود دارد. ممکن است با دوست صمیمی‌اش دعوا کرده باشد، مشکلاتی در مدرسه داشته باشد، یا اتفاقی در خانه افتاده باشد. مطمئن شوید که در این شرایط کودکتان نزد شما می‌آید و با شما صحبت می‌کند. با او همدردی کنید و کمک کنید مشکلش را حل کند. خوش‌بین باشید و راه‌حل‌هایی را به او پیشنهاد دهید؛ و به فرزندتان فرصت دهید تا بر نگرانی‌اش غلبه کند.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


مدیریت-لجبازی-کودکان-min.jpg
خرداد ۱۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مقابله با لجبازی کودکان

لجبازی کودکان تاحدی طبیعی است. امابرخی از بچه‌ها واقعاً لجباز هستند و به ترفندهایی برای کنترل شدن نیاز دارند. در این مقاله می‌خواهیم در مورد مهارت‌های والدینی قوی صحبت کنیم.

احتمالاً شما یکی از آن والدینی هستید که با استرس و اضطراب زیادی سر و کار دارند که ناشی از والد بودن است. ما کودکانمان را خیلی دوست داریم و با این حال گاهی اوقات آن‌ها می‌توانند ما را دیوانه کنند و رفتار و اعمال آن‌ها ممکن است ما را نگران کند که ما کارمان را به عنوان والد درست انجام نمی‌دهیم. بسیاری از پدرها و مادرها به عنوان والدین احساس شکست می‌کنند. می‌دانیم که شما خواستار صلح و آرامش در خانه‌تان هستید و بدانید که شما تنها نیستید.

هر کودکی تا حدی لجبازی می‌کند، چون این طبیعت آن‌هاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می‌توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه‌ها حد و مرز خود را نمی‌شناسند و این وظیفه والدین آن‌هاست که محدودیت‌ها را برای آن‌ها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می‌شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.

خبر خوب این است که شما می‌توانید تغییراتی را که می‌خواهید انجام دهید؛ تجربه ثابت می‌کند که شما واقعاً می‌توانید چیزهای اطراف خود را تغییر دهید و شما به معنای واقعی کلمه می‌توانید از کودکان و زمان خود به عنوان یک والد خیلی بیشتر از آنچه که می‌خواهید، لذت ببرید.

 در ادامه راهکارهایی برای رسیدگی و کنترل لجبازی کودکان آورده شده است که در برخی مواقع می‌تواند به شما در این راه کمک کند.

روش‌هایی برای مدیریت لجبازی کودکان

درخواست یا آموزش

یا می‌توانید به آن‌ها آموزش دهید یا درخواست کنید. بهتر است اگر به آن‌ها آموزش می‌دهید که چه‌کاری انجام دهند بعد از درخواست باشد. انجام هر دوی این کارها گزینه خوبی نیست.

حواس پرتی

یک روشی که می‌تواند روی کودک نوپا جواب دهد و لجبازی کودکان را کاهش دهد؛ حواس‌پرتی است. وقتی آن‌ها به چیزی اصرار می‌ورزند و صحبت‌های شما را هم درک نمی‌کنند، تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که آن‌ها را از هر کاری که انجام می‌دهند منحرف کنید.

والدین و مدیریت لجبازی کودکان

عواقب لجبازی را به آن‌ها نشان دهید

کودکان لجباز همیشه سعی می‌کنند کنترل هر موقعیتی را در دست گیرند. کودکان لجباز باید شاهد پیامدهای اعمال مخالفشان نسبت به منطق و استدلال باشند.

شما باید کودک خود را درک کنید، زمانی که به خواسته‌های شما احترام نمی‌گذارد، کودک را از آن موقعیت دور کنید. برای مثال، اگر کودک در رستوران بد رفتار می‌کند، رستوران را ترک کنید.


مقاله مرتبط: تکنیک های مقابله با لجبازی کودکان


همدلی

همدلی یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که به آن‌ها کمک می‌کند تا بر رفتار خودخواهانه و لجبازی خود غلبه کنند؛ زیرا آن‌ها توانایی ذاتی برای همدردی با دیگران را دارند. بچه‌ها قبل از انجام هر کاری زیاد فکر نمی‌کنند، اما وقتی باعث می‌شوید آن‌ها فکر کنند، آن‌ها واکنش مثبت به آن نشان می‌دهند.

بیشتر مشکلاتی که با فرزند خود مواجه هستید، تقصیر شما نیست؛ به آن فکر کنید، کودکان با دفترچه راهنما به دنیا نمی‌آیند. این‌ها بهترین نکات برای رسیدگی به یک بچه لجباز  و کنترل لجبازی کودکان است. آن‌ها را دنبال کنید و نتایج را ببینید.

درباره لجبازی‌های شدید کودکان که گاه به صورت گریه‌های طولانی و کبودی لب‌ها و واکنش‌های غیر عادی خود را نشان می‌دهد، مراجعه به روان‌پزشک و روانشناس کودک ضرورت دارد.

منبع: vnaya و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


اضطراب-اجتماعی-در-کودکان.jpg
اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اضطراب اجتماعی در کودکان پیش‌دبستانی

اضطراب اجتماعی در کودکان پیش دبستانی توسط والدین و معلمان قابل تشخیص است. اگر کودک پیش‌دبستانی شما در موقعیت‌های اجتماعی رفتارهای ناشی از ترس از خود نشان می‌دهد، احتمالاً از خود می‌پرسید که آیا این رفتار کودک من طبیعی است یا کودک من مبتلا به اضطراب اجتماعی است؟ اگر اضطراب و ترس شدید باشد، بهتر است از یک متخصص سلامت روان نظر کارشناسانه دریافت کنید. بااین‌حال، به‌عنوان والدین، کارهای زیادی می‌توانید برای کمک به کودکتان که از اضطراب اجتماعی رنج می‌برد، انجام دهید. اول در نظر بگیرید که آیا این رفتار برای کودکان پیش‌دبستانی عادی است یا خیر؟

شما والدین گرامی برای کسب اطلاعات بیشتر درباره اضطراب اجتماعی کودکان می توانید به بخش نماشای اکسیر مراجعه کنید و ویدیوهای متخصصین روانشناس کودک ما را در این زمینه مشاهده نمایید.

چه چیزی نرمال است؟

طبیعی است که کودکان در حال رشد کمی اضطراب داشته باشند. این امر اغلب اولین بار به‌عنوان ترس از غریبه‌ها حدود شش‌ماهگی خود را نشان می‌دهد. این ترس می‌تواند منجر به اضطراب جدایی بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی شود. کودک اگر در این سن از پدر و مادر جدا شود ناراحت خواهد شد. همچنین تفاوت‌های طبیعی بین کودکان نیز از لحاظ باز بودن آن‌ها به تجارب جدید وجود دارد.

در زیر به انواع کودکان در سازگاری با شرایط و افراد جدید اشاره‌شده است.

  • کودکان آسان به‌طورکلی با شرایط و افراد جدید سازگار هستند و تمایل دارند که آرام و شاد باشند.
  • “به‌آرامی سازگار می‌شوند” این کودکان کمی بیشتر طول می‌کشد تا به موقعیت‌های جدید عادت کنند و در ابتدا از آن‌ها کناره‌گیری می‌کنند.
  • “کودکان مشکل” به‌راحتی توسط افراد و موقعیت‌های جدید ناراحت می‌شوند، واکنش‌های هیجانی قوی و توانایی ضعیف سازگاری با آن‌ها را دارند.

علائم اضطراب اجتماعی کودکان

فراتر از ترس‌های طبیعی دوران کودکی و تفاوت‌های طبیعی خلق‌وخو، برخی از کودکان ترس‌های شدید و فلج‌کننده از افراد و مکان‌های جدید را تجربه می‌کنند. اگر فرزند شما اضطراب اجتماعی شدیدی داشته باشد، در آن شرایط دچار پریشانی خواهد شد (مانند گریه کردن، وحشت و چسبیدن به والدین) و سعی می‌کند از موقعیت‌هایی که باعث ترس او می‌شود اجتناب کند.

ازجمله ترس‌های معمول دوران کودکی می‌توان به ترش از دیدار با غریبه‌ها، ترس از ملحق شدن به گروهی از بچه‌ها، ترس از صحبت کردن در کلاس و ترس از رفتن به پیش دبستانی اشاره کرد.

اگر مطمئن نیستید که آیا کودکتان از اضطراب اجتماعی رنج می‌برد، به دنبال رفتارهایی مانند خجالتی بودن بیش‌ازحد، ناتوانی در آرام کردن خود، نگرش منفی نسبت به پیش‌دبستانی، بچه‌های دیگر را تماشا می‌کند ولی به آن‌ها ملحق نمی‌شود اشاره کرد.

همچنین به داستان‌هایی توجه کنید که کودکتان در طول بازی تخیلی به کار می‌برد. اغلب بسیاری از ترس‌ها در فعالیت‌ها و همبازی‌های خیالی او وارد می‌شود.

برای آشنایی و کسب اطلاعات بیشتر درباره علائم اضطراب اجتماعی در کودکان می توانید اینجا کلیک کنید.

چرا اضطراب اجتماعی در فرزندم هست؟

اضطراب اجتماعی کودکان

ممکن است فکر کنید که کودکتان درنهایت از این خجالت در می‌آید و بزرگ می‌شود. اگر این ترس نرمال دوران کودکی باشد این مسئله می‌تواند درست باشد؛ اما در مورد اضطراب اجتماعی در کودکان، منفعل بودن شما می‌تواند منجر به مشکلات بیشتری در آینده شود. مهم است که تأثیر پذیرش ترس‌ها در رشد را در نظر بگیرید تا اینکه زودتر به آن‌ها خاتمه دهید. کودکانی که به‌شدت بازداری شده‌اند بیشتر در خطر مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی در آینده قرار دارند. شما ممکن است مشکلات احتمالی را مقابله با نیازهای اجتماعی و تحصیلی مدرسه ببینید.

چه باید کرد؟

والدین مهمترین اشخاص برای کاهش اضطراب اجتماعی در کودکان پیش دبستانی هستند. کارهای زیادی وجود دارد که می‌تواند توسط والدین برای ایجاد اعتمادبه‌نفس در کودکان پیش‌دبستانی دارای اضطراب اجتماعی انجام شود. آماده کردن فرزندتان، او را قادر خواهد ساخت تا با چالش‌های زندگی مقابله کند. در زیر نکاتی وجود دارد که به شما کمک می‌کند اضطراب را کاهش دهید و کودکتان را برای نیازهای اجتماعی محیطش آماده کنید.

نکات برای کاهش اضطراب

  • اضطراب اجتماعی را می‌توان از والدین یاد گرفت. هر زمان که ممکن است رفتار آرام و مطمئن را الگو قرار دهید.
  • به کودک خود فرصت تمرین در موقعیت‌های جدید را بدهید. برای مثال قبل از اینکه در کلاس صحبت کند در خانه به او نشان دهید و بگویید چگونه این کار را انجام دهد.
  • بیش‌ازحد احساس همدردی نکنید. همدردی بسیار زیاد به کودک شما یاد می‌دهد که چیزی برای ترسیدن وجود دارد، نه اینکه نشان دهد چگونه از عهده آن برآید.
  • به او دلگرمی بدهید. کودک خود را تشویق کنید که چیزهای جدید را امتحان کند اما مجبورش نکنید.
  • از مراقبت بیش‌ازحد اجتناب کنید. قرار گرفتن کودکتان در شرایطی که باعث ترسش می‌شود را محدود نکنید یا باعث شوید او اجتناب کردن را یاد بگیرد.
  • انتقاد نکنید. یک والد با ثبات دوست‌داشتنی باشید که فرزندتان بتواند روی شما حساب کند.
  • راجع به کودکان با اعتمادبه‌نفس کتاب بخوانید و فیلم ببینید. یا به کودکانی اشاره‌کنید که اعتمادبه‌نفس دارند و در مورد آنچه این کودکان انجام می‌دهند صحبت کنید.
  • به رفتارهای از روی ترس و وحشت او توجه نکنید. در عوض تلاش‌های او برای مواجه با این موقعیت‌های سخت را تحسین کنید.
  • با مراقبین و معلمان کودکتان صادق باشید. باکسانی که از کودکتان مراقبت می‌کنند در مورد نحوه ایجاد اعتمادبه‌نفس اجتماعی صحبت کنید. مطمئن شوید که همه روی یک هدف کار می‌کنید.

مقاله مرتبط: روانشناسی اضطراب کودکان

مقاله مرتبط: تشخیص و درمان اضطراب اجتماعی کودکان و نوجوانان


دانستن اینکه چگونه می‌توانید به بهترین نحو به به کاهش اضطراب اجتماعی در کودکان پیش دبستانی کمک کنید، دشوار است. ممکن است امیدوار باشید که با بزرگ‌تر شدنش این ترس‌ها نیز از بین بروند. اگر اضطراب اجتماعی کودکتان بسیار شدید باشد که در زندگی روزمره‌اش اختلال ایجاد کند، ممکن است لازم باشد با یک مشاور و یا درمانگر کودک برای تشخیص و درمان، مشورت کنید.

منبع: verywellmind و متخصصین اکسیر


نحوه-تربیت-جنسی.jpg
اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نحوه تربیت جنسی کودکان

والدین باید اصول اساسی تربیت جنسی کودکان را یاد بگیرند. وقتی که با کودکتان درباره رابطه جنسی و تولیدمثل صحبت می‌کنید باید مطمئن شوید که آنچه که می‌گویید را متوجه شوند و درک کنند. این راهنما نشان می‌دهد که کودکان در سنین مختلف قادر به درک چه چیزی هستند. از این راهنما می‌توانید درباره نحوه تربیت جنسی فرزندتان اطلاعات لازم را کسب کنید.

 

تربیت جنسی کودکان متناسب با سن آن‌ها

هر کودکی متفاوت است. در اینجا راهنمای کلی برای آنچه که کودکان در سنین مختلف می‌توانند درباره رابطه جنسی و تولیدمثل درک کنند و شما می‌توانید از آن در تربیت جنسی کودکتان استفاده کنید، آورده شده است.

شما والدین گرامی جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره اهمیت تربیت جنسی در کودکان می توانید اینجا کلیلک کنید.

نوزادی: تا دو سالگی

کودکان نوپا باید بتوانند تمام قسمت‌های بدن از جمله اندام‌های تناسلی را نام ببرند. بیشتر کودکان ۲ ساله تفاوت بین زنان و مردان را می‌دانند. معمولاً اگر فرد زن باشد یا مرد می‌توانند تشخیص دهند.

دو تا پنج‌سالگی

برای تربیت جنسی در این سن کودکان باید اصول اولیه تولیدمثل را درک کنند: مرد و زن با هم یک بچه می‌سازند و کودک در رحم زن رشد می‌کند. کودکان باید درک کنند که بدن آن‌ها متعلق به خودشان است. به آن‌ها در مورد حریم خصوصی، مسائل مربوط به بدن را آموزش دهید. آن‌ها باید بدانند که افراد دیگر فقط‌ برخی از قسمت‌های بدن آن‌ها را می‌توانند لمس کنند و اندام خصوصی را غیر از پدر و مادر کسی نمی‌تواند لمس کند.

تربیت جنسی کودکان در سنین مختلف

پنج تا هشت‌سالگی

از جمله اصول تربیت جنسی کودکان آموزش قوانین در مورد صحبت با غریبه‌ها است. در این سنین ممکن است خود ارضایی در کودکان دیده شود به این دلیل که در سن ۸ سالگی بسیاری از کودکان شروع به کشف بدن خود می‌کنند. تا زمانی که در جمع انجام نشود نرمال است. کودکان باید درباره اصول اولیه اجتماعی، برهنگی و احترام به دیگران در روابط بدانند. برخی از کودکان بعضی از تغییرات بلوغ را قبل از ۱۰ سالگی تجربه می‌کنند پس بهتر است اصول اولیه در مورد بلوغ را به آن‌ها آموزش دهید.

درک کودکان از تولیدمثل باید ادامه یابد. این می‌تواند شامل رابطه جنسی باشد. برای تربیت جنسی کودکان در این سن، شما همچنین می‌توانید به صراحت با بچه‌ها در مورد سوءاستفاده جنسی صحبت کنید. مهم است که کودکان در مورد این واقعیت تأسف‌بار بدانند تا از خودشان محافظت کنند یا به دوستی که مورد سوءاستفاده جنسی قرارگرفته است کمک کنند.

اینکه چقدر باید درباره جزئیات صحبت کنید بستگی به فرزندتان دارد. با مسائل اولیه مانند اینکه چطور هیچ کس بدون اجازه‌اش نباید به او دست بزند، شروع کنید. چند روز بعد دوباره موضوع را بیان کنید و ببینید چه چیزی درک کرده است و چه احساسی دارد. اگر فرزندتان ناراحت می‌شود شاید بهتر باشد کمی که بزرگ‌تر شد درباره این موضوع صحبت کنید.

نه تا دوازده سالگی

برای تربیت جنسی کودکان در این سن باید تمام چیزهایی که در بالا ذکر شد را تقویت کنید و باید درباره رابطه جنسی و رابطه جنسی ایمن بدانند. باید درک کنند که چه چیزی باعث ایجاد رابطه مثبت می‌شود و چه چیزی باعث می‌شود که یک رابطه بد ایجاد شود. همچنین باید یاد بگیرند که آیا تصاویر جنسیتی که در رسانه‌ها نشان داده می‌شود درست است یا غلط، واقعی هستند یا خیر و اینکه آیا آن‌ها مثبت هستند یا منفی هستند.

نوجوانی: سیزده تا هجده‌سالگی

نوجوانان بیشتر در خلوت خودشان هستند. با این حال اگر والدین زودتر با فرزندشان درباره رابطه جنسی صحبت کنند، این احتمال را افزایش می‌دهد که نوجوانان در هنگام خطر یا مشکل به والدین نزدیک شوند.

درباره کسب اطلاعات بیشتر درباره خودارضایی در نوجوانان می توانید ویدیوی متخصص نوجوان مرکز مشاوره اکسیر را مشاهده کنید. جهت مشاهده اینجا کلیک کنید.


مقاله مرتبط: خود ارضایی نوجوانان


نکات کلیدی در تربیت جنسی کودکان

  • زمانی که با کودکان درباره رابطه جنسی صحبت می‌کنید، مطمئن شوید که مسائل را به روشی که مناسب سن او است، توضیح دهید.
  • شما مجبور نیستید همه چیز را توضیح دهید. کودکان کوچک‌تر بیشتر به نوزادان و بارداری بیشتر از رابطه جنسی علاقه مند هستند.

منبع: aboutkidshealth و متخصصین اکسیر


تاثیرات-تجاوز-جنسی-1.jpg
اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

تجاوز جنسی در دوران کودکی

تجاوز جنسی در کودکی، می‌تواند عواقب و اثرات وسیع و متنوعی بر روی جسم و روان افراد تا دوران بزرگ‌سالی داشته باشد. تجربه آزار جنسی در دوران کودکی می‌تواند طیف وسیعی از اثرات را در بزرگ‌سالی داشته باشد. برخی از بزرگ‌سالان که مورد تجاوز جنسی در دوران کودکی قرارگرفته‌اند ممکن است کوچک‌ترین مشکل سلامت روان نداشته باشند و درحالی‌که دیگران مشکلات زیاد و شدید سلامت روان را تجربه می‌کنند. سوءاستفاده جنسی نوعی ضربه روحی است و اثرات ناشی از آن شامل ترکیب پیچیده‌ای از عوامل است.


مقاله مرتبط: انواع کودک آزاری


عوامل مهم در میزان تأثیر تجاوز جنسی

  • میزان هر نوع ضربه روحی که تجربه‌شده است چه مقدار است؟
  • در چه سنی مورد تجاوز جنسی قرارگرفته‌اید؟
  • رابطه شما با فرد سوءاستفاده کننده چگونه بوده است؟
  • فرد متجاوز چه نسبتی با شما داشته است؟
  • سوءاستفاده جنسی چه مدت طول کشیده است؟
  • چگونه دیگران به افشاگری شما پاسخ داده‌اند و آیا شما را باور کرده‌اند؟

برخی از رایج‌ترین اثرات تجاوز جنسی

از جمله تاثیرات مهم می توان به موارد زیر اشاره کرد.

ترس: سوءاستفاده کننده ممکن است سوگند بخورد که به کسی نگوید یا شما را تهدید کند که به اعضای خانواده‌تان نگویید. آن‌ها ممکن است به شما بگویند که اگر به کسی چیزی بگویید اتفاق بدی برایتان خواهد افتاد. سوءاستفاده جنسی معمولاً با اجبار، رشوه، آزار فیزیکی و احساسی همراه است. شما به دلیل عواقب آن (مثل تنبیه، سرزنش، رها شدن یا باور نکردن حرف‌هایتان) از گفتن این مسئله می‌ترسید.

درماندگی /ضعف: شما ممکن است به عنوان کودک احساس کنید که هیچ کنترلی روی زندگی خود و یا حتی روی بدن خود ندارید. ممکن است احساس کرده باشید که هیچ انتخاب دیگری ندارید.

گناه و شرم: ممکن است دانسته باشید که چیزی اشتباه است و خودتان را مقصر بدانید. سوءاستفاده گر ممکن است این حس را به شما بدهد که خودتان مقصر هستید و احساس کنید که آدم بدی هستید.

مسئولیت: سوءاستفاده گر ممکن است این احساس را در شما ایجاد کند که مسئولیت حفظ این راز با شماست. حتی ممکن است احساس کنید که این مسئولیت شما است که خانواده را کنار هم نگه‌دارید. بار این مسئولیت در تعارض با دوران کودکی معمولی است.

گوشه‌گیری: کودکانی که مورد سوءاستفاده قرارگرفته‌اند اغلب احساس می‌کنند “متفاوت” از کودکان دیگر هستند. آن‌ها معمولاً مجبورند اسرار خود را حفظ کنند و استرس زیادی را به‌تنهایی مدیریت کنند. این موضوع ممکن است شما را از والدین و برادرها و خواهرها جدا کند.

خیانت: کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند احساس خیانت می‌کنند به این دلیل که به بزرگ‌سالان برای پرورش و حمایت وابسته‌اند. فرد سوءاستفاده گر احتمالاً کسی است که شما باید به او اعتماد می‌کردید و او را دوست می‌داشتید. همچنین ممکن است احساس خیانت نسبت به والدی که شما را مورد سوءاستفاده قرار نداده داشته باشید زیرا او در حمایت از شما شکست‌خورده است.

خشم: عجیب نیست که این یکی از قوی‌ترین احساسی است که ممکن است در مورد آزار و اذیتتان احساس کنید. ممکن است عصبانیت خود را نسبت به فرد سوءاستفاده گر یا کسانی که در مراقبت از شما شکست‌خورده‌اند، احساس کنید.

غم: شما ممکن است به دلیل از دست دادن، احساس غم کنید به خصوص اگر سوءاستفاده گر، فرد مورد اعتماد و علاقه شما بوده باشد. شما ممکن است برای معصومیت ازدست‌رفته‌تان و یا این حقیقت که زود بزرگ شدید سوگواری کنید.

فلش بک (تکرار حادثه در ذهن و خیال): این‌ها می‌تواند مانند کابوس‌هایی باشد که در بیداری اتفاق می‌افتند. آن‌ها تجربه مجدد آزار جنسی هستند. ممکن است تمام احساساتی که در زمان حادثه احساس کرده‌اید را تجربه کنید. این می‌تواند وحشتناک باشد.

تأثیر بر روابط: روابط بازماندگان از سوءاستفاده، ممکن است با رضایت از رابطه کمتر، ناسازگاری و اختلاف کلی بیشتر، افزایش خطر خشونت خانگی، احتمال جدایی و طلاق مشخص شود.

اثرات روان‌شناختی 

 

اثر روانی تجاوز کودکان

افرادی که مورد آزار جنسی قرارگرفته‌اند سه برابر بیشتر احتمال دارد که در بزرگ‌سالی مبتلا به اختلالات روان‌شناختی شوند. بزرگ‌سالان با سابقه آزار جنسی برای درمان یک اختلال ثانویه از جمله افسردگی یا خلق پایین، استرس پس از سانحه، عزت‌نفس پایین، اختلالات خوردن، اعتیاد به مواد مخدر، اقدام به خودکشی و آسیب به خود، اضطراب، اختلالات تجزیه‌ای، اختلالات شخصیت، روان‌پریشی، اختلالات دوقطبی و غیره مراجعه می‌کنند.


مقاله مرتبط: رفتارهای ناسالم به دلیل ترومای دوران کودکی


بزرگ‌سالان با سابقه آزار و اذیت در کودکی، به خصوص سوءاستفاده جنسی، بیشتر از افرادی که این تجربه را نداشته‌اند از خدمات بهداشتی، درمانی، اورژانس و مراقبت‌های پزشکی استفاده می‌کنند. بزرگ‌سالان با سابقه سوءاستفاده جنسی در کودکی بیشتر از افراد دیگر مشکلات سلامت جسمانی از جمله دیابت، مشکلات گوارشی، ورم مفاصل، مشکلات زنان، سردرد، سکته، هپاتیت و بیماری قلبی را تجربه می‌کنند. اگر کودکی دارید که مورد آزار و اذیت جنسی قرارگرفته است و یا خودتان این تجربه را داشتید روان‌درمانی می‌تواند به شما کمک بزرگی کند. متخصصین روانشناس اکسیر شما را برای بهبود وضعیت روانی و زندگی کمک می‌کنند.

منبع: سایت survivorsintransitionو متخصصین اکسیر


تربیت-جنسی-min.jpg
اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اهمیت تربیت جنسی کودکان

اگر والدین کودکان خود را در رابطه با مسائل جنسی آموزش ندهند، کودکان از جای دیگر در مورد آن خواهند آموخت و فرصت القای ارزش‌های خانواده از دست خواهد رفت. پس تربیت جنسی در کودکان اهمیت زیادی دارد.

اهمیت تربیت جنسی زودهنگام

کنجکاوی در مورد رابطه جنسی یک گام طبیعی یادگیری در مورد بدن است. آموزش جنسی به کودکان کمک می‌کند که با بدن خود آشنا شوند و نسبت به بدن خود احساس مثبتی داشته باشند. کودکان کم سن و سال علاقه بیشتری به بارداری و بچه نسبت به رابطه جنسی نشان می‌دهند. صحبت درباره رابطه جنسی نیز بخشی از شروع ارتباط باز با کودک است. ارتباط زودهنگام، صادقانه و آزاد بین والدین و بچه‌ها بسیار مهم است، به ویژه هنگامی که کودک شما نوجوان می‌شود. اگر ارتباط نرمال باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که کودکان با والدین در مورد سایر مشکلات دوره نوجوانی مانند افسردگی، روابط، سوء مصرف مواد مخدر و الکل و نیز مسائل جنسی صحبت کنند.

شروع مکالمه زودهنگام در مورد رابطه جنسی و ادامه این مکالمه همراه با رشد کودک بهترین استراتژی آموزشی است. این امر باعث می‌شود والدین از صحبت ناراحت کننده وقتی که فرزندشان به سن بلوغ می‌رسد (و در حال دریافت اطلاعات و اطلاعات غلط از دوستانش است) اجتناب کنند. این مکالمه ساده‌تر از زمانی است که آن‌ها از یک تجربه زندگی، مانند دیدن یک زن باردار یا یک کودک، سر در می‌آورند. زمانی که والدین با فرزندان خود درباره رابطه جنسی صحبت می‌کنند، آن‌ها می‌توانند مطمئن باشند که کودکشان اطلاعات درست را دریافت می‌کند. والدین باید اولین منبع اطلاعات در مورد رابطه جنسی باشند. درک صحیح اطلاعات می‌تواند کودکان را از رفتارهای خطرناک محافظت کند.


مقاله مرتبط: اصول تربیت جنسی کودکان


القای ارزش‌های خانواده

 

آموزش مسائل جنسی همچنین فرصتی برای القای ارزش‌های خانواده در کودکان شما فراهم می‌کند. برای مثال اگر خانواده شما معتقد است که رابطه جنسی باید بعد از ازدواج رخ دهد، این می‌تواند بخشی از صحبت شما درباره مسائل جنسی به کودکتان باشد؛ اما این موضوع اگر هرگز مطرح نشود، این خطر وجود دارد که وقتی کودکتان به سن بلوغ برسد دیگر شنوای این موضوع نباشد. اگر والدین درباره مسائل جنسی به کودکشان آموزش ندهند، از جای دیگری در مورد آن خواهند آموخت. قرار گرفتند در مورد مسائل جنسی زودتر از آنچه که بسیاری از والدین تصور می‌کنند، آغاز می‌شود. صحبت نکردن والدین در مورد مسائل جنسی با کودک به این معنی است که والدین کنترل کمی بر چگونگی و نحوه یادگیری مسائل جنسی کودکشان خواهند داشت. برای آشنایی با نحوه پاسخگویی به سوالات جنسی کودک خود می توانید مقاله اصول پاسخگویی به سوالات جنسی را مطالعه نمایید.

آموزش تربیت جنسی

نکات کلیدی در تربیت جنسی کودکان

  • یک راهکار خوب این است که درباره مسائل جنسی با کودک خود صحبت کنید. زمانی که آن‌ها کوچک هستند. این مکالمه را همچنان که بزرگ‌تر می‌شوند، ادامه دهید.
  • یک کودک در معرض اطلاعات مربوط به مسائل جنسی از منابعی مانند مدرسه، دوستان و رسانه‌ها در سنین پایین‌تری که والدین انتظار آن را ندارند، قرار می‌گیرند.
  • والدین نباید به نظام مدرسه برای تدریس آموزش جنسی متکی باشند. اگر کودک شما در مدرسه درباره مسائل جنسی آموزش دیده است از او بپرسید که چه چیزی آموخته و چیزهایی که یاد گرفته است را با او مرور کنید.
  • آموزش مسائل جنسی باعث بی بند و باری نمی‌شود.

تربیت جنسی امن‌تر از آموزش ندادن جنسی است

مطالعات نشان می‌دهد که کودکان بیشتری در معرض تصاویر جنسی در رسانه‌ها قرار دارند، به احتمال زیاد این تصاویر در رفتارهای جنسی در سنین پایین دخیل هستند. با این حال، تربیت جنسی واقعی منجر به بی بند و باری جنسی نمی‌شود. کودکانی که آموزش جنسی را در خانه دریافت می‌کنند، به احتمال کمتری در فعالیت‌های جنسی پرخطر دخیل هستند. پس تلویزیون را خاموش کنید و صحبت کنید.

داشتن ارتباطات باز با کودکان در مورد رابطه جنسی و مسائل دیگر سالم و در دراز مدت، مطمئن‌تر است. این لزوماً به این معنی نیست که کاری آسان و بدون لحظات معذب کننده باشد. نوجوانان بیشتر گوشه‌گیر و در خلوت خود هستند. با این حال، صحبت کردن در مورد رابطه جنسی زودتر این شانس را افزایش می‌دهد که نوجوانان زمانی که با مسائل دشوار یا خطرناک رو به رو می‌شوند به والدین نزدیک شوند. صحبت با یک درمانگر کودک و نوجوان می‌تواند به شما کمک کند تا تربیت جنسی کودکتان را به خوبی انجام دهید که در نوجوانی دچار مشکل نشود.

منبع: سایت aboutkidshealth و متخصصین اکسیر


عوامل-ایجادکننده-بیش-فعالی-1.jpg
اسفند ۱۲, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

علل بیش فعالی و نقص توجه

بیش فعالی/ نقص توجه (ADHD) یكی از شایع‌ترین اختلالات روان‌پزشکی در كودكان است. کودکان مبتلابه این اختلال، بیش‌ازاندازه فعال‌اند و در تمرکز کردن دچار مشکل هستند، آنان نمی‌توانند آرام بنشینند و یا دقت کنند و به جزئیات توجه نمایند. همان‌طور که تحقیقات بیشتری درزمینهٔ اختلال بیش فعالی/ نقص توجه انجام می‌شود، ما قادر به درک عمیق‌تر این شرایط هستیم.

برای سنجی بیش فعالی و نقص توجه در فرزند خود می‌توانید تست آنلاین بیش فعالی و نقص توجه رو تکمیل نمایید.

عوامل ایجاد کننده

در اینجا دلایلی که باعث ایجاد این اختلال می‌شود را موردبررسی قرار داده‌ایم.

ژنتیک

ADHD در درجه اول یک اختلال ارثی است. تخمین زده می‌شود که ۸۰% افرادی که دچار اختلال بیش فعالی/ نقص توجه تشخیص ‌داده‌شده‌اند این اختلال را به ارث برده‌اند. مطالعات درباره دوقلوها و کودکان در تعیین نقشی که محیط بازی می‌کند و نقشی که ژن ایفا می‌کند، مفید بوده‌ است. مطالعات بر روی خانواده‌ها نیز به دانش ما در مورد فاکتورهای ژنتیکی ADHD افزوده است. پاتریشیا کوین پزشک اطفالی است که بیش از ۳۰ سال تجربه درزمینهٔ کار با کودکان و خانواده‌های مبتلابه ADHD و ناتوانی‌های یادگیری را دارد. او می‌گوید که سابقه خانوادگی بسیار واضح است و با ایجاد شجره‌نامه خانواده می‌توان اعضایی که علائم این اختلال را نشان می‌دهند، حتی کسانی که تشخیص رسمی دریافت نکرده‌اند را شناسایی کرد. اگر بیش فعالی/ نقص توجه را از یکی والدینتان به ارث برده باشید که بی‌توجهی، تکانش گری/ بیش فعالی یا ترکیبی از این دو را داشته است، در نوع بیش فعالی/ نقص توجه شما تأثیری نخواهد داشت و می‌تواند متفاوت از والدینتان خود را نشان دهد.


مقاله مرتبط: ارثی بودن بیش‌فعالی


قرار گرفتن در معرض سرب

قرار گرفتن در معرض سرب (حتی سطوح پایین) در دوران بارداری یا کودکی می‌تواند منجر به بیش فعالی/ نقص‌توجه شود. سرب را می‌توان در مکان‌هایی مثل رنگ خانه‌های ساخته‌شده قبل از سال ۱۹۷۸ یا بنزین یافت.

قرار گرفتن در معرض مواد

قرار گرفتن در معرض مواد در دوران بارداری می‌تواند ریسک اختلال بیش فعالی/ نقص توجه را افزایش دهد.

  • مصرف سیگار

مطالعه‌ای نشان داده است که رابطه معناداری بین تعداد سیگارهای مصرف‌شده در دوران بارداری و خطر ابتلا به این اختلال در کودک وجود دارد. هر چه سیگار بیشتری مصرف شود، احتمال ابتلا، بالاتر می‌رود.


مقاله مرتبط: رابطه بیش فعالی و کشیدن سیگار


عوامل محیطی در بیش فعالی و نقص توجه

  • مصرف الکل

مطالعه‌ای نشان داد که مادرانی که در دوران بارداری الکل مصرف می‌کنند، دو برابر بیشتر از دیگران کودکان مبتلابه ADHD خواهند داشت و مادری که به الکل در دوران بارداری وابسته بودند سه برابر بیشتر کودکشان مبتلا خواهد شد.

تولد زودرس

تولد زودرس و یا با وزن کم، شانس ابتلا به ADHD را افزایش می‌دهد.

مشکلات زایمان

تشنج زایمان یا طولانی شدن زایمان می‌تواند عامل دیگر افزایش احتمال ابتلا به اختلال در کودکان باشد.

بیماری‌های خاص

بیماری‌هایی مانند مننژیت یا انسفالیت (التهاب مغز) می‌تواند موجب مشکلات یادگیری و توجه شود.

آسیب به سر و مغز

درصد کمی از افراد علائم اختلال ADHD را درنتیجه آسیب مغزی، مانند ضربه‌مغزی اولیه، ضربه روحی و یا عوامل دیگری که مانع رشد طبیعی مغز می‌شود، نشان می‌دهند.

چه چیزی باعث ADHD نمی‌شود

همان‌طور که تحقیقات بیشتر انجام می‌شود، نه‌تنها ما یاد می‌گیریم که چه چیزی باعث ADHD می‌شود، همچنین یاد می‌گیریم چه چیزی باعث آن نمی‌شود. ۵ موردی که باعث این اختلال نمی‌شود به شرح زیر است.

  • تماشای تلویزیون
  • رژیم غذایی، ازجمله شکر بیش‌ازحد
  • اختلالات هورمونی (مانند کم‌کاری تیروئید)
  • والدین فقیر
  • بازی‌های رایانه‌ای

حقایقی در مورد بیش ADHD

ADHD ربطی به جنسیت ندارد

بیش فعالی/ نقص توجه یک بیماری مرتبط با جنسیت نیست به‌عبارت‌دیگر، فقط در مردان رخ نمی‌دهد و بنابراین تنها از پدر به فرزندان منتقل نمی‌شود. اغلب افراد فکر می‌کنند که تنها پدران مبتلابه این اختلال می‌شوند و اگر پدر ADHD نداشته باشد پس کودکان نیز مبتلا نمی‌شوند. این نادرست است. مهم است که بدانیم بسیاری از مادران نیز مانند پدران ممکن است ADHD داشته باشند.


مقاله مرتبط: بیش فعالی و زنان


ژن خاصی وجود ندارد

تا به امروز، ژن‌های مختلفی در خانواده‌ها یافت شده است که ADHD را نشان داده‌اند، بااین‌حال، دانشمندان احساس می‌کنند که یک ژن خاص وجود ندارد بلکه برهمکنش چندین ژن و محیط است که علائم این اختلال را ایجاد می‌کنند.


مقاله مرتبط: تشخیص بیش فعالی/ نقص توجه در کودکان و بزرگسالان

مقاله مرتبط: بیش فعالی کودکان


احتمال وقوع

اگر یک کودک در خانواده‌ای مبتلابه ADHD تشخیص داده شود، احتمال ابتلای کودکان دیگر ۶۰% خواهد بود. این بدان معنا نیست که ۶۰ درصد از کودکان شما این اختلال را دارند، بلکه این به این معنی است ۶۰% احتمال دارد که کودکان دیگرتان مبتلا شوند.

اگر علائمی دال بر ADHD در فرزندتان مشاهده کردید بهتر است هر چه سریع‌تر برای تشخیص و درمان اقدام کنید. هر چه درمان سریع‌تر انجام گیرد کودکتان با مشکلات کمتری مواجه خواهد شد.

 منبع: سایت Verywellmind و متخصصین اکسیر


علت-بیش-فعالی-min.jpg
اسفند ۱۱, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

علت بیش فعالی/نقص توجه

از جمله علت بیش فعالی، ارث و ژنتیک است. اگر به‌تازگی تشخیص اختلال بیش فعالی/ نقص توجه گرفته باشید یا یک‌عمر با این اختلال زندگی کرده باشید، سؤال همه بزرگ‌سالان احتمالاً این خواهد بود: “آیا کودکم نیز مبتلابه ADHD است؟” پاسخ این است: بستگی دارد.

بزرگ‌ترین علت بیش فعالی، ژن است و ردپای آن در خانواده دیده می‌شود. حتی اگر هیچ‌یک از اعضای خانواده به‌طور رسمی تشخیص این اختلال را نگرفته باشد اما صفات و ویژگی‌هایی که شبیه ADHD هستند را در افراد خانواده مشاهده خواهید کرد. باوجوداین پیوند ژنتیکی قوی، اگر اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه دارید، به این معنی نیست که به‌طور خودکار کودک شما نیز مبتلا خواهد شد. به این دلیل که ترکیبی از ژن‌ها و عوامل محیطی است که مشخص می‌کنند آیا کودکتان مبتلابه این اختلال خواهد شد یا خیر. آن‌ها می‌توانند ژن‌های این اختلال را بدون اینکه فعال شوند، به ارث ببرند.

برای تشخیص اختلال بیش فعالی/ نقص توجه در فرزند خود می‌تونید تست آنلاین بیش فعالی را تکمیل نمایید.

بررسی علت بیش فعالی/ نقص توجه

در مطالعه‌ای نشان داده شد که یک‌سوم پدران مبتلابه ADHD دارای فرزندان مبتلا به این اختلال بودند. ممکن است در مورد ژن‌ها احساس ناتوانی کنید، ما در اینجا شش پیشنهاد برای کمک را مورد بررسی قرار داده‌ایم.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره علت بیش فعالی/ نقص توجه می‌توانید اینجا کلیک کنید.

مراقب باشید

مراقب باشید و اگر کودکتان شروع به نشان دادن علائم یا نشانه‌های اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه کرد، به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. تشخیص زودهنگام و درمان مناسب برای کودکتان ارزشمند خواهد بود؛ این کار باعث به حداقل رساندن مشکلات و کمک به موفقیت آن‌ها خواهد کرد.

از تفاوت‌ها آگاه باشید

اگر کودک شما ADHD را به ارث برده باشد، ممکن است با ADHD شما بسیار متفاوت باشد. برای مثال، اگر شما تکانش گری و بیش -فعالی داشته باشید و کودکتان بی‌توجهی داشته باشد، بااینکه هر دو مبتلابه این اختلال هستید، رفتارها و چالش‌هایتان متفاوت خواهد بود.

هم‌چنین اختلال بیش فعالی/ نقص توجه معمولاً بسته به جنسیت فرزند شما متفاوت است. اگر پسرتان بیش فعالی/ تکانش گری داشته باشد احتمالاً ازنظر فیزیکی بسیار فعال است، درحالی‌که دختران ممکن است بسیار پرحرف و تکانش گری کلامی داشته باشد. حتی اگر شما با فرزندتان جنسیت یکسانی داشته باشید و اختلال بیش فعالی/ نقص توجهتان هم یکسان باشد، هنوز هم می‌توانید رفتارها و چالش‌های متفاوت ADHD داشته باشید.


مقاله مرتبط: نشانه‌های پنهان بیش فعالی در دختران

مقاله مرتبط: بیش فعالی و زنان


بااین‌حال، دانستن اینکه این تفاوت‌ها وجود دارد، می‌تواند آگاهی شما را افزایش دهد و به شما در تشخیص زودهنگام علائم ADHD در کودکتان کمک کند.

علت متفاوت بیش فعالی در دختر و پسر

الگو باشید

رابطه شما با اختلالتان، چگونگی برخورد و کنار آمدن کودکتان با این اختلال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. سعی کنید درباره آن با بی‌طرفی و ملایمت صحبت کنید، نه چیزی که وحشتناک است و شما آرزو می‌کنید که کاش آن را نداشتید.

علاوه بر این، اگر شما به‌طورجدی علائم ADHD خود را درمان کرده و مدیریت می‌کنید، این کار به کودک شما کمک می‌کند که همان کار را انجام دهد. اگر شما مهارت‌های زندگی دوستانه با اختلالتان را یاد بگیرید و انجام دهید، کودکتان هم همان کار را خواهد کرد. بچه‌ها دوست دارند سازگار شوند. اگر در مدرسه تنها کودک مبتلابه ADHD باشند ممکن است احساس تنهایی و انزوا کنند. دانستن اینکه شما ADHD دارید و خوب عمل می‌کنید، باعث تقویت روحیه آن‌ها شده و باعث می‌شود که احساس تنهایی کمتری داشته باشد.

احساس گناه نکنید

افراد مبتلابه اختلال بیش فعالی/ نقص توجه متخصص احساس شرم و گناه برای همه نوع مسائلی هستند از مدام دیر کردن گرفته تا فراموش کردن وظایف مهم در محل کار. بااین‌حال، احساس گناه نکنید که کودک شما ADHD دارد. درست مانند رنگ چشمان آن‌ها، شما هیچ کنترلی ندارید بر روی ژن‌هایی که آن‌ها به ارث می‌برند.

تجربه آن‌ها از ADHD متفاوت از شما خواهد بود

امروزه درباره علت بیش فعالی، علائم و درمان آن بیشتر از قبل می‌دانیم. این بدین معنی است که تشخیص اختلال بیش فعالی/ نقص توجه آسان‌تر است و کمک مناسب از جامعه پزشکی و مدرسه در دسترس است. به‌علاوه، کودک شما یک والد حامی دارد که کشمکش‌های آن‌ها را درک می‌کند. این بدان معنا نیست که والدین شما حمایت‌کننده نبوده‌اند! هر نسلی با دانش و تحقیقاتی که در آن زمان در دسترس آن‌ها قرار دارد، به بهترین نحو عمل می‌کند.


مقاله مرتبط: تشخیص بیش فعالی/ نقص توجه در کودکان و بزرگسالان


بازنگری در دیدگاهتان

دیدگاهتان به ADHD را تغییر دهید. دکتر کنی هندلمن “اختلال نقص توجه” را “اختلال تفاوت در توجه” می‌نامد. وقتی به ADHD مثل این نگاه کنید، متوجه می‌شوید که مغز کودک شما ممکن است متفاوت از برخی افراد عمل کند، بااین‌حال، تفاوت لزوماً چیز بدی نیست.

اگر هر یک از علائم اختلال بیش فعالی/ نقص توجه را در کودکان مشاهده کردید هر چه سریع به یک متخصص برای گرفتن تشخیص و ارزیابی دقیق مراجعه کنید. تشخیص و درمان زودهنگام به کودکتان کمک می‌کند تا در زندگی موفقیت‌های بیشتری به دست آورد.متخصین و رواشناسان کودک اکسیر در زمینه بیش فعالی کودکان در خدمت شما عزیزان هستند.

منبع: Verywellmind و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


درمان-بیش-فعالی-نقص-توجه-min.jpg
بهمن ۲۹, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

درمان بیش فعالی/ نقص توجه

به‌عنوان پدر و مادر، شما تأثیر زیادی بر روی درمان بیش فعالی/ نقص توجه فرزند خود دارید. شواهد نشان می‌دهد که رژیم غذایی سالم، ورزش و انتخاب‌های هوشمندانه روزانه، می‌تواند به کودک کمک کند تا علائم ADHD خود را کنترل کند. این بدان معنی است که کودک شما می‌تواند درمان بیش فعالی/ نقص توجه را امروز از خانه شروع کند.

روش‌ های ساده در درمان بیش فعالی/ نقص توجه

    – قدرت ورزش:

ورزش کردن یکی از ساده‌ ترین و مؤثرترین راه‌ های کاهش علائم ADHD است. فعالیت فیزیکی بلافاصله موجب افزایش سطح دوپامین، نوراپی نفرین و سروتونین مغز می‌ شود که همگی تمرکز و توجه را تحت تأثیر قرار می‌ دهد. به‌ این‌ ترتیب ورزش و داروهای ADHD مانند ریتالین و آدرال عملکرد مشابهی دارند؛ اما برخلاف داروها، ورزش نیازی به تجویز ندارد و باعث ایجاد عوارض جانبی نیز نمی‌ شود.

فعالیت‌ هایی که نیاز به توجه دقیق به حرکات بدن دارند مانند رقص، ژیمناستیک، هنرهای رزمی و اسکیت بورد، برای کودکان مبتلا به ADHD مفید هستند. ورزش‌ های تیمی نیز انتخاب خوبی است. عنصر اجتماعی، آن‌ ها را جالب می‌ کند.

    – صرف وقت در طبیعت:

“زمان سبز” مزایای فراوانی برای مبتلایان به بیش فعالی دارد. مطالعات نشان می‌ دهد که صرف وقت در طبیعت، علائم ADHD در کودکان را کاهش می‌ دهد. در صورت امکان، کودک خود را تشویق کنید تا در روز حداقل ۳۰ دقیقه خارج از خانه بازی کند.

    – اهمیت خواب:

خواب منظم و باکیفیت می‌ تواند منجر به بهبود چشمگیر علائم ADHD شود. با این‌ حال، بسیاری از بچه‌ هایی که ADHD دارند، در به خواب رفتن در شب دچار مشکل هستند. گاهی اوقات این مشکلات خواب به علت داروهای محرک است و کاهش دوز و یا قطع دارو به‌ طور کامل مشکل را حل خواهد کرد. با این‌ حال، درصد زیادی از کودکان مبتلابه ADHD که از داروهای محرک استفاده نمی‌کنند نیز، مشکلات خواب دارند.

اگر فرزند شما یکی از آن‌ها باشد، این گام‌ ها می‌ تواند به شما کمک کند.
  1. تعیین زمان خواب منظم (و تأکید به اجرای آن).
  2. اگر صدای محیط کودکتان را بیدار نگه می‌ دارد صدای مزاحم را پیدا کنید و از بین ببرید.
  3. خاموش کردن تمام وسایل الکترونیکی (تلویزیون، کامپیوتر، بازی‌های ویدئویی) حداقل یک ساعت قبل از خواب.
  4. محدودیت فعالیت بدنی در شب.

    – تغذیه خوب:

مطالعات نشان می‌ دهد وقتی صحبت از درمان بیش فعالی/نقص توجه است، حتی آنچه می‌ خورید و زمانی که می‌ خورید می‌ تواند تفاوت ایجاد کند. برنامه غذایی و خوردن میان وعده‌ ها را طوری برنامه‌ ریزی کنید که فاصله بین آن‌ ها بیشتر از سه ساعت نباشد، این امر به ثابت نگه‌داشتن قند خون فرزندتان کمک می‌کند، باعث به حداقل رساندن تحریک‌ پذیری و کمک به توجه و تمرکز وی می‌شود.

سعی کنید در هر وعده غذایی یا میان وعده، کمی پروتئین و کربوهیدرات‌ های پیچیده را اضافه کنید. سطوح روی، آهن و منیزیم فرزندتان را بررسی کنید. بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD کمبود این مواد معدنی را دارند. افزایش سطح آن‌ ها مخصوصاً آهن، ممکن است به کنترل علائم ADHD کمک کند. مطالعه‌ ای نشان داده است که مکمل‌ های آهن، بهبودی‌ مانند مصرف قرص‌ ها را ایجاد می‌ کنند.


مقاله مرتبط : درمان بیش فعالی کودک

مقاله مرتبط : درمان بیش فعالی در تهران

مقاله مرتبط : درمان حرفه‌ای بیش فعالی

مقاله مرتبط : درمان اختلال بیش فعالی/ نقص توجه


درمان بیش فعالی/ نقص توجه

نکاتی برای حمایت از درمان بیش فعالی فرزندتان

  1. یک‌ روال را دنبال کنید. مهم است که زمان و مکان را برای همه‌ چیز تنظیم کنید تا کمک کنید کودک مبتلا به ADHD درک کند و انتظارات را برآورده سازد. روال ساده و قابل پیش‌ بینی برای وعده‌ های غذا، مشق شب، بازی و خوابیدن ایجاد کنید.
  2. از ساعت و زمان‌سنج استفاده کنید. در خانه ساعت بگذارید و یک ساعت بزرگ را در اتاق فرزندتان قرار دهید. برای انجام کارهای فرزندتان، مانند انجام تکالیف یا آماده شدن در صبح زمان زیادی در نظر بگیرید. برنامه کودکتان را ساده کنید.
  3. اجتناب از زمان بیکاری، ایده خوبی است، اما کودک مبتلا به بیش فعالی ممکن است بیشتر حواسش پرت شود، اگر فعالیت‌ های خیلی زیادی بعد از مدرسه داشته باشد.
  4. یک مکان آرام به وجود آورید. اطمینان حاصل کنید که فرزند شما یک فضای آرام و خصوصی برای خود دارد.
  5. تنظیم خانه به یک روش سازمان‌ یافته. اطمینان حاصل کنید که کودک شما می‌ داند که هر چیزی جای خود را دارد.

سخن پایانی

کودکان مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه ، در انتقال آنچه در یک محیط یاد گرفته‌ اند به محیط دیگر دچار مشکل می‌ شوند. برای مثال، آن‌ ها ممکن است یاد گرفته باشند که چگونه طغیان‌ های آنی را در مدرسه کنترل کنند، اما بی‌ صبری دیگران باعث قطع آن در خانه می‌شود.

کودکان مبتلابه اختلال بیش ‌فعالی/ کمبود توجه معمولاً در حین انجام وظایف در الگوهای قابل ‌پیش‌ بینی و در مکان‌ های قابل ‌پیش‌ بینی، به موفقیت دست می‌ یابند، به‌ طوری‌ که آن‌ ها می‌ دانند که شما چه انتظاری از آن‌ ها دارید و چه‌ کار باید انجام دهند. برای تشویق تغییرات مثبت در همه موقعیت‌ ها، کودکان مبتلا به ADHD نیاز به ثبات دارند. مهم است که والدین کودکان مبتلابه ADHD یاد بگیرند، چگونه روش‌ های رفتار درمانی را در خانه اعمال کنند.

متخصصین کودک مرکز مشاوره اکسیر روش‌ ها و تکنیک‌ های ساده‌ای، برای درمان بیش فعالی/ نقص توجه کودکان در منزل را به شما عزیزان آموزش می‌ دهند.

منبع: Helpguide و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


اضطراب-مدرسه-min.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اضطراب مدرسه

بر اساس گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریكا (ADAA)، اضطراب مدرسه، ۲ تا ۵ درصد از کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر والدین از علل زمینه‌ساز این اضطراب آگاهی داشته باشند تا حد زیادی می‌توانند آن را مهار کنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: ترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راهکارهایی برای کاهش اضطراب مدرسه

در ادامه پیشنهادهایی ذکرشده است که در کاهش اضطراب مدرسه در کودکان به شما کمک شایانی می‌کند.

  • برای مواجه با اضطراب مدرسه سعی کنید خودتان آرام باشید. به یاد داشته باشید که کودکان به خصوص در سال‌های اولیه، با سرعت متفاوتی رشد می‌کنند. اگر در مورد عملکرد کودکتان نگران هستید، فعال باشید و با معلم وی که بتواند بازخورد خوبی به شما بدهد و پیشنهاد‌های سازنده‌ای در مورد یادگیری فرزندتان داشته باشد، ملاقات کنید.
  • کانال‌های ارتباطی با کودک خود را باز نگه دارید. به دوره‌هایی که در آن ممکن است تحت‌فشار قرار بگیرد حساس باشید و به او فرصت بدهید تا در مورد ترس‌هایش صحبت کند. بااین‌حال این واقعیت وجود دارد که کودک دارای اضطراب ممکن است همیشه نتواند صحبت کند، در زمان‌هایی مانند این موقعیت، راه‌های عملی برای یادآوری عشق و حمایت خود به او را پیدا کنید. مثلاً غذای موردعلاقه‌اش را درست کنید.
  • اگر فرزندتان به‌شدت در مورد عملکردش در مدرسه اضطراب دارد، روی باورهای فاجعه آمیزش در مورد پیامدهای عدم موفقیت وی در مدرسه کار کنید. کمکش کنید افکار منفی‌اش درباره وابسته بودن ارزش وی به عنوان انسان یا زندگی آینده‌اش، به نمراتش را، به چالش بکشد.

روش کاهش اضطراب مدرسه

  • تأییدتان وابسته به دستاوردهای فرزندتان نباشد. از موفقیت‌های فرزندتان قدردانی کنید، اما تمرکز خود را بر ویژگی‌ها و رفتارهایی بگذارید که به او کمک کرده است تا به این‌ها دست پیدا کند؛ مانند تعهد، تمرکز و سخت‌کوشی او. همیشه بر اهمیت تحقق پتانسیل شخصی‌اش بیش از بهترین بودن، تأکید داشته باشید. دیر یا زود فرزندتان خود را فردی تواناتر، باهوش‌تر و سریع‌تر خواهد دید.
  • تلاش کنید تا ارزش‌های موفقیت فرزندتان را بیرون از کار مدرسه تأیید کنید. مثلاً مهارت‌های فوتبال او را جشن بگیرید.
  • به کودکتان آموزش دهید که شکست‌ها و نمرات پایین خود را به عنوان فرآیندی از آموزش که باعث پیشرفتش می‌شود ببیند. کارول دوک “رشد ذهنیت” را تقویت می‌کند که در آن تمام شکست‌ها به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مشاهده می‌شوند. تأکید می‌کند که توانایی ثابت نیست، اما همیشه می‌تواند از طریق تمرین توسعه یابد.
  • تمرکز بر روی مهارت‌های درحال‌توسعه که کودک شما را قادر می‌سازد تا احساس کنترل بیشتری روی یادگیری خود داشته باشد. همچنین به فرزندتان کمک کنید تا برنامه‌ریزی مناسبی برای تکالیف مدرسه داشته باشد تا بتواند از وقت آزاد خود استفاده کرده و استراحت کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: ایجاد پیش زمینه روانی برای رفتن به مدرسه

مقاله مرتبط: ترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن

مقاله مرتبط: می توانم امروز به مدرسه نروم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهترین راهکار 

اما یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اضطراب مدرسه فرزندتان، مراجعه به روانشناس کودک است. این روانشناسان، تخصص لازم در زمینه اختلالات و مشکلات کودکان دارند و می‌توانند به شما و کودکتان کمک کنند تا آن‌ها را حل کنید. اگر اضطراب مدرسه با فرزندتان باقی بماند و رفع نشود در بزرگ‌سالی او را دچار مشکل خواهد کرد.

در این زمینه متخصصین کودک مرکز مشاوره روانشناختی اکسیر در خدمت شما والدین گرامی هستند تا شما را در جهت شناسایی درست علت اضطراب مدرسه در کود دلبندتان و کاهش و درمان آن یاری کنند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


گفتن-مراقب-باش-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مراقب باش 

گفتن مراقب باش به کودکان برای والدین به صورت یک عادت درآمده است. در صورتی که گفتن مراقب باش به کودکان دارای خطراتی است که در این مقاله آن‌ها را توضیح می‌دهیم.

هر وقت بچه‌ها برای بازی کردن از خانه بیرون می‌روند، والدین احساس می‌کنند باید امنیت آن‌ها را حفظ کنند؛ بنابراین دائما این جمله را تکرار می‌کنند: “مراقب باش“. والدین با گفتن این جمله می‌خواهند در کودک حس احتیاط ایجاد کنند تا به او آسیبی نرسد.

در واقع این یک واکنش غیرارادی است که ما پدر و مادرها هنگام بازی کردن بچه‌ها نشان می‌دهیم. وقتی با دوستان‌شان به دوچرخه سواری می‌روند می‌گوییم “مراقب باش”، وقتی در حیاط هستند، از درخت بالا می‌روند، از وسایل تیز برای درست کردن کاردستی استفاده می‌کنند و خیلی موارد دیگر، به آنها می‌گوییم “مراقب باش”. والدین حامی و محافظ هستند.

برای جلوگیری از آسیب دیدن کودکان، والدین به دنبال استفاده از زبان پیشگیرانه برای نگهداری و محافظت از آنها هستند. مشکل این است که “مراقب باش” خیلی مبهم است.

گفتن “مراقب باش” یک عادت شده است

زمانی که بچه‌ها خیلی کوچک هستند، پدر و مادرها مراقب شان هستند، اما کمی که بزرگ‌تر می‌شوند آزادی بیشتری به دست می‌آورند و والدین نمی‌توانند تمام حرکات و کارهای شان را تحت نظر داشته باشند؛ بنابراین راه دیگری برای مراقبت از آن‌ها پیدا می‌کنند.

بعضی والدین با پیشنهاد کردن جایگزین‌ها احتیاط را به آن‌ها القاء می‌کنند. به عنوان مثال: به آن‌ها می‌گویند به جای دویدن در خیابان راه بروند. همیشه هنگام رد شدن از خیابان هر دو طرف را نگاه کنند. عقب بایستند و اجازه بدهند ماشین‌ها رد شوند. والدین دیگر، میان‌بر می‌زنند و راحت‌ترین راه را انتخاب می‌کنند و به بچه‌های خود می‌گویند “مراقب باش”. این نداشتن سیاست درست، یکی از دلایلی است که باعث می‌‌شود والدین، تنها به صورت عادت، به فرزندان‌شان بگویند “مراقب باش“.

دلیلی وجود دارد که والدین این جمله را همیشه به فرزندان خود می‌گویند. این همان چیزی است که در زمان کودکی به ما گفته می‌شد. به نظر می‌رسد راه ساده‌ای برای هشدار دادن به کودکان است. به نظر می‌رسد این جمله مشکلی نداشته باشد و این عبارت همیشه با هدف خوب بیان می‌شود. زمانی که احساس کنیم فرزندمان درگیر کار خطرناکی شده است از این جمله استفاده می‌کنیم. اما زبان پیشگیرانه مانند “مراقب باش” تنها زمانی مفید است که به دقت توضیح داده شود.

اهمیت ریسک کردن

اگرچه داشتن امنیت ضروری است، اما در معرض هیچ خطری قرار نگرفتن نیز برای رشد انسان مضر است. زمانی که کودکان خودشان را در محدوده‌ای امن محصور می‌‌کنند، بسیاری از فرصت‌‌های زندگی شان را از دست می‌‌دهند.

بدون جزئیات و راهنمایی، فرزندتان نمی‌داند که دقیقا باید مراقب چه چیزی باشد. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر آنها با احتیاط ادامه ندهند؟ بدون توضیح دقیق، کودکان ممکن است همه چیز را تهدید در نظر بگیرند. جمله مبهم “مراقب باش” می‌تواند به این شکل تفسیر شود که مراقب هر چیز که در اطرافت وجود دارد، باش. همه چیز خطرناک است. با کاشت این دیدگاه در ذهن کودک باعث می‌شوید که در سنین بالاتر به هیچ چیزی اعتماد نکنند و ممکن است با این فکر بزرگ شود که هیچ چیز امن نیست. آنها ممکن است که دچار پارانویید شوند. آنها ممکن است که کمتر درگیر فعالیت‌های فیزیکی شوند زیرا احتمال جراحت و آسیب وجود دارد. آنها از منطقه امن خود خارج نمی‌شوند زیرا بسیار ترسناک است.

بچه‌ها باید در اشتباه کردن آزاد باشند و از آن‌ها چیز یاد بگیرند. در غیر این صورت باور می‌کنند که تنها راه برای وجود داشتن و نجات پیدا کردن، ریسک نکردن است. درست است که امنیت داشتن مهم است اما ریسک نکردن هم ممکن است جلوی پیشرفت را بگیرد. وقتی دست به هیچ کاری نمی‌زنند تا امنیت‌شان به خطر نیفتد خیلی از فرصت‌ها را از دست می‌دهند. برای پیشرفت در زندگی باید ریسک کرد. فرصت‌ها در همین ریسک‌ها نهفته هستند. شاید در این ریسک هیچ فرصتی نباشد شاید هم باشد. وقتی بیش از حد مراقب هستید فرصت‌ها را از دست می‌دهید و در نتیجه به موفقیت دست نمی‌یابید. موفقیت هرگز در کسی که خطر نمی‌کند را نمی‌زند.

جایگزین گفتن مراقب باش

اخطار ندهید، راهنمایی کنید

به بچه‌ها اجازه دهید دلیل احتیاط را بدانند. هرگز آن ها را از افتادن نترسانید. آن‌ها باید یاد بگیرند که چطور بلند شوند، گرد و خاک لباس شان را بتکانند و دوباره به راه رفتن ادامه دهند.

هنگام گفتن این جمله، دقیق‌تر باشید، موقعیت را برایش شرح دهید و این که برای مراقب بودن به چه چیزی نیاز دارند. در آن‌ها احساس خطر مبهم ایجاد نکنید. به او توضیح دهید که چرا این کار خطرناک است، اما انتخاب را از او نگیرید. همچنان به او اجازه دهید که در فعالیت‌ها شرکت کند. اجازه دهید مرزها را به تنهایی کشف کند و حس احتیاط را درک کند. بچه‌ها نیاز به اطلاعات بیشتری دارند، آن‌ها باید بدانند دقیقا درباره چه چیزی باید مراقب باشند و چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.

مثال هایی که برای توضیح این جمله می توانید به کار ببرید به شکل زیر است:

  • روی کاری که انجام می‌دهی تمرکز کن.
  • مراقب غریبه‌ها باش و از آن‌ها فاصله بگیر.
  • لطفا به آرامی و با دقت در نزدیکی … حرکت کن.
  • آن سنگ خیلی سنگین است می‌توانی مراقبش باشی؟
  • قبل از پرتاب کردنش حواست به اطرافت باشد.
  • نزدیک استخر ندو.
  • حواست به دوستانت باشد شاید آن‌ها تو را نمی‌بینند.
  • اگر توپ وسط جاده افتاد از بزرگ‌ترها کمک بگیر.
  • اگر روش بازی دوستانت را دوست نداری به آن‌ها بگو.
  • اول مطمئن شو که فضای کافی داری، بعد با آن چوب دستی بدو.
  • نوک چوب دستی‌ات را به سمت زمین نگه دار.
  • هنگام بالا رفتن مراقب باش سر نخوری.
  • عجله نکن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: نظارت بر فرزندان، چقدر و چگونه؟

مقاله مرتبط: چگونه کودکمان را تربیت نماییم؟

مقاله مرتبط: چهار جمله کوتاه ولی تاثیر گذار در تربیت کودک

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به کودک تان اجازه دهید زمین بخورد

آن ها قرار نیست همیشه به حرف‌های شما گوش دهند. برخی از درس‌ها را خودشان باید یاد بگیرند. به آن‌ها آزادی بدهید تا این کار را انجام دهند. تنها کسانی که ریسک می‌کنند می توانند در آینده زندگی موفقی داشته باشند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


کتاب-خواندن-برای-کودکان-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اهمیت کتاب خواندن

خواندن کتاب یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایی است که می‌توانید فرزندان‌تان را به آن تشویق کنید. کتاب خواندن، سرگرم کننده، تفکر برانگیز و رابطه مستقیمی با موفقیت فرزندتان در آینده خواهد داشت.

خواندن برای بچه ها  فقط یک سرگرمی سرگرم کننده نیست. اهمیت کتاب و کتاب خوانی بر هیچ کس پوشیده نیست و همانطور که می‌دانیم یکی از مهم‌‌ترین روش‌های افزایش توانمندی‌‌های کودک، کتاب خواندن برای وی است. شاید پیش خود فکر کنید کودکان با خواندن کتاب فقط مدتی را در کنار مادر یا پدر به آرامش سپری می‌‌کنند و تنها فایده آن خوب به خواب رفتن کودک است اما این کار نه تنها برای امروز کودک مفید است بلکه روی شخصیت آینده وی نیز تاثیر مستقیم دارد. کودکان نیازمند آموختن مهارت‌‌های زندگی است و کتاب، منبعی مورد اعتماد در این زمینه است.

در ادامه دلایل اهمیت خواندن کتاب برای کودکان بررسی شده است

چرا کتاب خواندن برای کودکان مهم است؟

توسعه واژگان و مهارت‌های زبان

قبل از اینکه کودکان بتوانند خودشان کتاب بخوانند، مهم است که در ابتدا عشق به کتاب را در آن‌ها ایجاد کنیم. خواندن کتاب با صدای بلند برای آن‌ها در سنین پایین، یک راه عالی برای ترویج مهارت‌های ارتباطی کلامی بین والدین و کودک است.

همانطور که بچه ها بزرگ‌تر می‌شوند، ما با آن‌ها به طور روزانه صحبت می‌کنیم، اما واژگان و موضوعاتی که در معرض آن قرار دارند محدود و اغلب تکراری هستند. خواندن کتاب، واژگان کودک شما را بهبود می‌بخشد و آن‌ها را در معرض انواع مختلف ساختار جمله، سبک نوشتن و شیوه بیان، قرار می‌دهد. نه تنها درک مطلب فرزندان شما در طول زمان بهبود می‌یابد، بلکه تاثیر مثبتی بر مهارت‌های نوشتاری و ارتباطی آن‌ها خواهد داشت.


مقاله مرتبط: تاثیر بلند خواندن مطالب برای فرزندان


اشتیاق برای کسب دانش

هنگام خواندن کتاب، موضوعات مختلف، فرهنگ‌ها و ایده‌ها به کودکان شما معرفی خواهند شد. آن‌ها متوجه خواهند شد که چقدر دانش برای کشف شدن وجود دارد و کاوش بیشتری راجع به موضوعاتی که به آن‌ها علاقه بیشتری دارند انجام خواهند داد. در بسیاری از موارد، آن‌ها از محتوای کتاب بسیار لذت خواهند برد، زیرا آن‌ها حتی متوجه نمی‌شوند که دانش خاصی در مورد یک موضوع خاص به دست می‌آورند.

همدلی را افزایش می‌دهد

کودکان درک بسیار محدودی از جهان اطراف‌شان دارند. این به خاطر تعداد تجربیات کمی است که آن‌ها با توجه به شرایطی که در آن رشد کرده اند، با آن‌ها مواجه شده اند.

خواندن کتاب‌هایی درباره انواع مختلفی از افراد که طیف گسترده‌ای از تجربیات را داشته‌اند، به بچه‌ها اجازه می‌دهد تا نه تنها تفاوت‌ها را درک کنند، بلکه همچنین می‌توانند احساسات دیگران را هم درک کنند. انجام این کار باعث می‌شود با کسانی که با آنها اشتراکاتی دارند، همدلی کنند و به آنها کمک می‌کند تا به افراد باهوش‌تر تبدیل شوند.

کتاب خواندن برای کودکان

بهترین شکل از سرگرمی

در عصر حاضر، فناوری، تبدیل به سرگرمی برای بزرگسالان و بچه‌ها شده است. اگرچه برنامه‌های تلویزیونی و برنامه‌های کودکان می‌تواند منبع خوبی برای یادگیری باشد اما کتاب‌ها هر زمان انتخاب خوبی هستند. به جای صرف ساعت‌ها در مقابل یک صفحه نمایش، بچه‌ها را تشویق کنید تا کتاب‌ها را به عنوان منبع پیش فرض سرگرمی در نظر بگیرند.

ایجاد پیوند

کتاب خواندن یکی از روش‌هایی است که باعث ایجاد پیوند کودک با خانواده می‌شود. خواندن کتاب با صدای بلند و صمیمیت در مدت زمانی که با هم می‌گذرانید، باعث نزدیکی بیشتر می‌شود.


مقاله مرتبط: مامان برام کتاب بخون !


تکوین شخصیت کودک

خواندن داستان و قصه، نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. در سنین زیر سه سال به ویژه در زمینه‌های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه، نقش بسیار مهمی دارد. در سنین بالاتر، گنجینه لغات کودک به سرعت وسیع و اطلاعاتش غنی می‌‌شود. کودک به کمک قصه و شعرخوانی، گوش دادن به آن و یا بازگو کردن قصه‌هایی که شنیده است، چگونگی بیان احساسات، عواطف و افکار را آموخته و یاد می‌گیرد که چگونه در برخورد با مشکلات شخصی اعتماد به‌ نفس داشته باشد.

بهبود تمرکز

خواندن یک کتاب نیاز به تمرکز دارد، که مهارت‌های ضروری برای کار کردن هستند، حتی برای کودکان نوپا که هنوز مشکل در نشستن دارند. خواندن پیوسته و مداوم کتاب برای کودکان‌تان به آن‌ها کمک می‌کند که بتوانند در یک مدت زمان مشخص بر روی یک کار خاص تمرکز کنند.

ورزش مغز

خواندن نیاز به قدرت مغزی بیشتری نسبت به تماشای تلویزیون دارد. هنگامی که بچه‌های ما کتاب را بخوانند، آن‌ها از بخشی از مغز خود استفاده می‌کنند که باعث ایجاد ارتباط بین کلمات و تفکر بصری می‌شود. برای خوانندگان مبتدی، تصاویر می‌توانند ابزار مفید برای کمک به آن‌ها در درک بهتر داستان باشد.


مقاله مرتبط: تاثیر کتابخوانی بر رشد مغزی کودکان

موفقیت در مدرسه و زندگی

مطالعات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد کتاب خواندن برای کودکان در سنین اولیه تأثیر پایدار بر موفقیت آن‌ها در مدرسه دارد که اغلب به طور مستقیم با موفقیت در محل کار مرتبط است.

بهبود تخیل و خلاقیت

هنگام خواندن یک داستان، کودکان ما یک تصویر از نحوه داستان در ذهن خود، با استفاده از خلاقیت و تخیل ایجاد می‌کنند. هر فرد یک تصویر متفاوت را در ذهن خود می‌بیند و هر بار که یک کتاب را بخواند، ممکن است تغییر کند. خواندن همچنین دنیاهای جدید، حقیقی یا داستانی را معرفی می‌کند که قبلا هرگز بخشی از آن نبوده‌ایم

بنابر تحقیقاتی که در دانشگاه مینه سوتای آمریکا صورت گرفته، کودکان دو سوم از اوقات بیداری خود را در حال بازی‌های تخیلی می‌گذرانند. این بازی‌ها به کودکان کمک می‌کنند تا خلاقیت خود را گسترش دهند و مهارت حل مسئله را با ایجاد مسیرهای تخیلی در مغز خود تقویت کنند. خواندن کتاب برای کودکان و تشویق آن‌ها به کتابخوانی باعث می‌شود که قوه تخیل به طرز شگفت انگیزی فعال شود. والدین با ارائه کتاب‌هایی که حس کنجکاوی، فانتزی و اکتشاف کودکان را تحریک می‌کنند، می‌توانند بازی‌های تخیلی را در کودکان خود حمایت و تشویق کنند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


روانشناس-کودک-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

روانشناس کودک

برای بیشتر خانواده‌ها مراجعه به روانشناس کودک ترسناک به نظر می‌رسد. آنها اغلب از این موضوع می‌ترسند که مراجعه به روانشناس همه چیز را بدتر کند و یا اینکه فرزندانشان را قانع کند که مشکل روانی دارند و یا اصرار کنند که تا همیشه فرزندشان روان‌درمانی شود. علاوه بر این آن‌ها نگرانند که مورد ندامت روانشناش قرار گیرند و این حس را دارند که ممکن است بردن فرزندشان نزد روانشناس کودک به معنی شکست آن‌ها در فرزندپروری است.

قطعا بردن فرزندتان نزد روانشناس کودک به معنای شکست شما در فرزندپروری نیست، قطعا کمک‌های درست و سازنده به فرزندانتان بهترین هدیه‌ زندگی‌شان از جانب شما خواهد بود که از این طریق رنج آن‌ها کمتر شده، ارتباطات‌شان بهبود می‌یابد و فرزندان‌تان برای مقابله با مشکلات‌شان تجهیز می‌شوند.

روانشناس کودک هیچ گاه برای فرزند شما پدر یا مادر نیست بلکه این نقش فقط و فقط برای شماست. یک روانشناس کودک همواره ترکیبی از مربی، راهنمای شادی، مادربزرگ و یا پدربزرگ افسانه‌ای است، که علاوه بر این‌ها دانش عمیقی نیز از رشد و پرورش کودک، روابط شخصی و تحقیقات بالینی دارد.

بسیاری از افراد دست از تلاش برای یافتن روانشناس کودک مناسب برمی‌دارند برای اینکه فکر می‌کنند مشکل شان آنقدرها هم بد نیست. اگر واقعا مشکل تان آنقدر بد نیست نباید صحبت کردن با کودک و یا آرام کردن کودک ساعت‌ها وقت شما را بگیرد. روانشناس به شما در تربیت فرزندان‌تان کمک خواهد کرد و اینجاست که شما حس توانمندی بیشتری خواهید کرد.

اگر به دنبال مشاور و روانشناس خوب برای کودک خود هستید، مرکز مشاوره و روانشناختی اکسیر با کادری مجرب و حرفه‌ای آماده ارائه خدمات به شما عزیزان می‌باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: مشکلات رایج در تربیت کودک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه زمانی به روانشناس کودک مراجعه کنم؟

  • می خواهید فرزندتان را با کمترین درصد اشتباهات پرورش دهید و پیچ و خم‌های رفتار و هیجان‌هایش را بشناسید؟
  • فرزند شما در موقع درس خواندن تمرکز لازم را ندارد؟
  • کودک شما به شکل غیرقابل کنترلی پرخاشگر شده است؟
  • فرزندتان جنب و جوش یا تخریب گری زیادی دارد؟ کودک تان دچار ترس‌های غیر منطقی است یا مضطرب است؟
    و…

روانشناس کودک و سبک تربیتی

سبک های فرزندپروری

  • دستوری

در این سبک ، پدر و مادرها بی دلیل محدودیت‌های زیادی ر برای فرزندان می‌گذارند و بچه‌ها آزادی چندانی ندارند.

  • تسلیمی

در این سبک عکس سبک دستوری است بچه‌ها آزادی فراوان و بی حد و حصر دارند.

  • انتخابی

در این سبک، ما شاهد پدر و مادری هستیم که به کودکان آموزش می‌دهند در حد وسط تعادل هم آزادی و هم محدودیت را یاد بگیرند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: سبک والدگری شما چیست؟

مقاله مرتبط: سبک های فرزندپروری از دیدگاه یونگ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سبک دستوری

سبک دستوری که به آن سبک استبدادی هم می‌گویند، با پدر و مادری سختگیر رو به رو هستیم که مدام در حال وضع قانون هستند و توقع دارند فرزندشان بی چون و چرا تمامی قوانین را بپذیرند و از گفته‌های آنان پروری کنند. که نکته  قابل توجه آن است که این گونه پدر و مادرها برای سر به را نگه داشتن فرزندشان شروع به دادن پاداش و تنبیه می‌کنند. حال این وسط کودکان چه چیزی یاد می‌گیرند؟ این که بابت خوب بودن‌شان باید مزد بگیرند.

ممکن است کودکان برای اجتناب از تنبیه به قوانین سفت و سخت تن دهند که یا پدر و مادر خود را خشنود کنند و یا عامل ترس باعث اجتناب و پذیرش قانون شود. اما چه بر سر کودکان می‌آید؟ آنان در آینده مستقل بودن و تصمیم گرفتن را یاد نخواهند گرفت.

حال به آن بپردازیم که کودکی که تنبیه می‌شود چه بر سرش می‌آید وقتی پدر و مادرها کودک خود را به خاطر بد بودن تنبیه می‌کنند بچه از والدین خود کینه به دل می‌گیرد و گاهی در کودکی سرکش می‌شوند و عده‌ای هم در بزرگسالی و این تنبیه‌ها که می‌تواند در قالب فریاد زدن و یا تنبیه بدنی باشد احساس درماندگی را در فرد ایجاد می‌کنند اما این درماندگی و کنترل‌گری پدر و مادر، فرزندتان را به فکر استقلال از دست رفته می‌اندازد و او هم شروع به کنترل و اعمال زورگویی بر روی کودکان و نوجوانان دیگر می‌کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: اثرات تنبیه بدنی

مقاله مرتبط: تحسین کردن کودک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر شما هم جزء والدینی هستید که بهترین راه به نتیجه رسیدن را فریاد کشیدن و کتک زدن می‌دانید موارد زیر را بخوانید.

  • کودک باید به پدر و مادر خود اعتماد کند نه این که از آن‌ها بترسد زیرا خانواده حکم امنیت را دارد که نباید این احساس امنیت را از آن‌ها بگیرید.
  • برای داشتن فرزندی مسئولیت پذیر و دارای اعتماد به نفس باید به او حق انتخاب دهیم و به انتخاب‌هایش احترام بگذاریم.
  • راه حل برای مشکلات و مسائل پیش آمده فریاد زدن و بروز خشم نیست پس باید این ها را در رفتار شما ببینند تا یاد بگیرند.

سبک تسلیمی

به آن سبک سهل گیرانه نیز می‌گویند. اصولا حد و حدود برای چیزی ندارند و اگر هم داشته باشند به راحتی آنان را عوض می‌کنند در این سبک به علت اینکه بیشتر اوقات تسلیم خواسته‌های فرزندان می‌شوند شاهد فرزندانی لوس هستیم.

آزادی بی چون و چرا برای کودکان مشکل ساز می‌شود زیرا در جامعه با چهارچوب‌های سفت و سختی روبه رو می‌شوند که آنگاه دچار اضطراب میشوند. کودکان سبک تسلیمی به راحتی با دیگران کنار نمی‌آیند و دست به هر کاری که دوست دارند می‌زنند به اصطلاح افسار گسیخته می‌شوند و چون حد و مرزی را یاد نگرفته‌اند بی شک به حقوق و احساسات دیگران هم احترام نمی‌گذارند و فرد مسئولیت‌پذیری نخواهند شد.

اگر شما هم جزء والدینی هستید که الگوی رفتاری سهل گیرانه دارید موارد زیر را بخوانید.

  • کودکان به محدودیت نیاز دارند و این محدودیت‌های معقول به انتخاب‌گری آنان کمک بسزایی خواهد کرد.
  • باید به آن‌ها آموزش دهیم دیگران هم مهم هستند.
  • برای داشتن فرزندی مسئولیت‌پذیر باید او را به سمت پذیرش سوق دهیم. پذیرش مسئولیت‌هایش که ممکن است منجر به پیروزی و یا شکست شود.
  • کمال گرایی و خواسته‌های افراطی را با محدود نکردن در کودک تقویت می‌کنید که در آینده شکست را بپذیرد و برای او درد و رنج فراوان خواهد داشت.

سبک انتخابی

در این سبک پدر و مادر بین آزادی، حقوق و محدودیت و مسئولیت تعادل برقرار می‌کنند.
ما دو حربه را برای داشتن کودکی مسئولیت پذیر داریم.
۱. محدود کردن کودکان
۲. حق انتخاب دادن اما در چهارچوب محدودیت‌های معقول نه افراطی.
در این سبک باید کودک را برای گرفتن برخی تصمیمات به تنهایی تشویق کنند و در برخی مسائل خانوادگی نظر کودک خود را بپرسند که با این کار احترام و ارزش قائل شدن به حقوق دیگران را یاد می‌گیرند. پس فرزندان خود را بر تصمیم‌گیری‌ها شریک کنید و همکاری کردن را به آنان آموزش دهید.
مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر

نقایص-مادرزادی-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

نقایص تولد چیست؟

نقایص تولد موارد غیر طبیعی در ظاهر، ساختار و یا عملکرد است که از زمان تولد وجود دارد. نقایص تولد شایع هستند. ۲-۳% نوزادان یک یا چند نقص چشمگیر در زمان تولد دارند. این رقم با افزایش سن به یکسال به دلیل کشف نقایصی که در زمان تولد مشخص نبودند به ۵% افزایش می‌یابد.

انواع نقایص تولد

نقص تولد می‌تواند بصورت آشکار، نقص داخلی و یا عدم تعادل شیمیایی درون بدن باشد:

  • نقص آشکار مانند نداشتن بازو و یا همانژیوم روی پوست است.
  • نقص داخلی مانند کلیه بدشکل و یا نقص دیواره بطنی قلب است.
  • عدم تعادل شیمیایی مانند فنیل کتونوری (نقص در واکنش های شیمیایی بدن که منجر به عقب ماندگی ذهنی شدید می‌شود).
  • فرد ممکن است یک نقص تولد داشته باشد مانند شکاف لب (شکافی در لب فوقانی) و یا چندین نقص تولد داشته باشد مانند لب و شکاف کام (شکافی در سقف دهان) و یا حتی شکاف لب و شکاف کام به همراه نقایص مغزی، قلبی و یا کلیوی باشد.

همه نقایص تولد در زمان تولد قابل شناسایی نیستند. بعضی مانند کم خونی سلول داسی (نقص در گلبول قرمز که منجر به کم خونی و درد استخوانی می‌شود) تا زمانی که کودک چند ماهه شود قابل شناسایی نیست و یا کلیه بد شکل ممکن است تا سال‌ها مشخص نشود.

بعضی نقایص تولد تا سال‌ها نا مشخص می‌مانند مانند بیماری هانتینگتون که بیماری ارثی است که در آن فرد مبتلا سال‌ها زندگی نرمالی خواهد داشت و سرانجام در میانسالی علائم زوال عقلی و عدم کنترل دستها و پاها را نشان می‌دهد.

علل نقایص تولد چیست؟

نقایص تولد می‌توانند به دلیل عوامل ژنتیکی و یا صدمات محیطی مانند عفونت، تشعشعات و مواجهه با داروها حین بارداری اتفاق بیفتند. اما اکثر موارد نقایص تولد بدون علل قابل شناسایی اتفاق می‌افتند.

حدود ۲۰% نقایص تولد به دلیل عوامل ژنتیکی و یا ارثی اتفاق می‌افتند. هر سلول بدن انسانها ۴۶ کروموزوم دارد و هر کروموزوم حامل صدها ژن است و هر ژن شامل نقشه‌ای است که رشد و عملکرد بخشی از بدن را کنترل می‌کند. سندروم داون مثالی از شرایطی است که ناشی از کروموزوم اضافی است و این کروموزوم اضافی نقایص تولد شخص که در افراد مبتلا اتفاق می‌افتد را ایجاد می‌کند. افراد با سندروم داون دچار عقب افتادگی ذهنی، ضعف عضلانی، گوشه چشم‌های رو به پائین، گوش‌های بدشکل و پائین قرار گرفته، چین غیر طبیعی در کف دست‌ها و نقص در قلب و روده می‌باشند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: مراقبت های بهداشتی ویژه سندرم داون

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در سندرم ترنر، بیماری که تنها خانم‌ها را درگیر می‌کند، فرد فاقد کروموزوم شخصی است که فرد مبتلا به قد کوتاه، اختلال یادگیری و نبود تخمدان می‌شود.

به دلیل اینکه هر ژن کروموزوم ساختار و عملکرد بخشی از بدن را کنترل می‌کند، افراد با نقص ژن نقایص در بخش متناظر خود در بدن ایجاد می‌کنند. این ژن‌های معیوب اکثرا بیماری‌های ارثی را ایجاد می‌کنند که در بین نسل‌ها منتقل می‌شود. هموفیلی (نبود فاکتور ایجاد کننده لخته خون) بیماری فامیلی است که در نتیجه ژن معیوب ایجاد می‌شود. مثال دیگر بیماری‌های ژنتیکی فامیلی شامل سیتیک فیبروز (اختلالی که آسیب پیش رونده ریه و لوزالمعده را ایجاد می‌کند) و آنمی سلول داسی است.

نقایص ژنتیکی ممکن است در نتیجه آسیب‌های تصادفی ایجاد شوند که جهش خود به خودی نامیده می‌شود. اکثر موارد آکندروپلازی (شرایطی که منجر به قد کوتاه و استخوان‌های بد شکل می‌شود) در نتیجه آسیب‌های جدید به ژن‌های کنترل کننده ایجاد می‌شوند.

انواع نقایص تولد

عوامل محیطی

حدود ۱۰% نقایص تولد در نتیجه عوامل محیطی مانند عفونت، تشعشعات و داروها ایجاد می‌شوند. این عوامل محیطی ممکن است منجر به مرگ، نقایص شدید تولد و یا بدون تاثیر روی کودک باشند که این تفاوت اثر مربوط به این است که چه زمانی این مواجهه اتفاق بیفتد.

سرخجه یا سرخک آلمانی، نمونه‌ای از عفونت‌هایی است که در صورت مواجهه خانم باردار در اوایل بارداری با آن موجب نقص تولد می‌شود. نوع نقص تولد بستگی به مرحله تکامل در زمان مواجهه دارد. مواجهه با سرخجه در هفته ششم بارداری موجب آب مروارید و در هفته نهم باعث کری و در صورت مواجهه بین هفته پنجم و دهم بارداری باعث نقایص قلبی در جنین می‌شود.

تشعشعات در سه ماهه اول بارداری موجب نقایصی مانند میکروسفالی (دور سر کوچک)، دو شاخه شدن نخاع (سوراخی در پشت که نشاندهنده اتمام زودتر از موعد اعصاب نخاعی است)، کوری و شکاف کام می‌شود.

تعداد زیادی از داروها موجب نقایص تولد می‌شود که در صورت استفاده در سه ماهه اول بارداری شدیدتر می‌شود. تالیدومایو که داروی ضد استفراغ است موجب نقص تولدی به صورت نداشتن بازو و دست‌هایی که مانند باله از بدن جدا شده‌اند.

الکل شایع‌ترین ماده ای است که نقایص تولد ایجاد می‌کند سندرم جنین الکلی شامل اختلال یادگیری، عقب ماندگی ذهنی، پرخاشگری، افزایش فعالیت، هماهنگی ضعیف و غیر طبیعی بودن صورت است؛ که در نتیجه مصرف الکل توسط مادر باردار ایجاد می‌شود. این آسیب پذیری جنین در حال رشد نتایج بدی را به دنبال دارد. مادر ممکن است از بارداری خود آگاهی نداشته باشد و ناخواسته فرزند خود را در معرض داروها، اشعه X، مواد و یا الکل قرار دهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: ارتباط بین دیابت دوران بارداری و تولد نوزاد اوتیسمی

مقاله مرتبط: سیگار کشیدن در دوران بارداری و تیک های عصبی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایر علل

عامل محیطی دیگری که باعث نقص تولد می‌شود انقباض رحمی است. جنین در رحم مادر درحالیکه اطرافش مایع آمنیوتیک است و او را از فشارهای خارجی حفاظت می‌کند رشد می‌کند. در صورت پارگی بخشی از کیسه ای که مایع آمنیوتیک را در بر می‌گیرد بخشی از فیبرهای پاره شده ممکن است بر جنین فشار وارد کند و موجب سندرم نوار آمنیوتیک شود که به صورت قطع دست یا پا خود را نشان می‌دهد. مقدار ناکافی مایع آمنیوتیک باعث فشار روی کل بدن جنین شده و باعث عدم رشد ریه ها می‌شود.

دانش پزشکی علل ۳۰% نقایص تولد را مشخص کرده است و این یعنی علت ۷۰% دیگر مشخص نیست. مشکل طبقه بندی نقایص تولد چند عاملی بودن آن است که به معنی نقش ترکیبی عوامل ژنیتکی و محیطی می‌باشد. برای مثال بعضی علل اسپانیا بیفیدا مصرف کم اسید فولیک در خانم بارداری که نقص در بعضی آنزیم‌های بدن دارد. این نقص تولد در فرزندان مادر دارای نقص آنزیمی در صورت مصرف تعداد بیشتر اسیدفولیک قبل و حین بارداری اتفاق نمی‌افتد. اما این نقص در فرزندان مادری که هم نقص آنزیمی دارد و هم قرص‌های حاوی اسیدفولیک را مصرف نمی‌کند اتفاق می‌افتد.


تغییر-رفتار-کودکان-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۹ دقیقه

نحوه تغییر رفتار کودکان

برای تغییر رفتار کودکان روش‌های مختلفی مانند تنبیه، تشویق، نادیده گرفتن و … وجود دارد. در این مقاله نحوه انجام هر یک از این روش‌ها برای تغییر رفتار کودکان را بیان می‌کنیم.

چطور تنبیه کنیم؟

این روش اولین روشی است که والدین برای تغییر رفتار کودکان استفاده می‌کنند. تنبیه به تنهایی نمی‌تواند نتایج دلخواه را فراهم کند؛ زیرا به طور کلی روشی منفی است. این روش به کودک می‌آموزد که چه کاری را نباید انجام دهد. اما نمی‌آموزد که چگونه باید رفتار کند. به علاوه تنبیه وقتی در تغییر رفتار کودکان موثر است که موقتی باشد چون وقتی از یک تنبیه به دفعات زیاد استفاده شود، تاثیرش را از دست می‌دهد.

  • تنبیهی را انتخاب کنید که رفتار ناخواسته را کاهش دهد:

نصیحت ما این است که نخست نتایج تنبیه را بررسی کنید. اگر رفتار هدف کاهش یافته بود، می‌توانید دوباره از آن نوع تنبیه استفاده کنید. در غیر این صورت، تکرار آن تنبیه سودی ندارد و باید روش دیگری را بیازمائید.

  • از تنبیه در کنار روش‌های مثبت استفاده کنید:

تنبیه به تنهایی رفتار خوب را به کودک نمی‌آموزد. برای تشویق کودک به انجام آنچه می‌خواهید، باید تفهیمش کنید، به او آموزش دهید و در صورت اصلاح رفتار مزبور، پاداشی برایش در نظر بگیرید.

  • تنبیه را به تعویق نیندازید:

اگر قصد تنبیه کودکتان را دارید، درست پس از رفتار ناپسندش این کار را انجام دهید. پس صبر نکنید تا « بابا بیاد خونه».

  • همیشه پی‌آمدها را تشریح کنید:

کودک باید بداند چه رفتاری شما را ناراحت می‌کند و در صورت پافشاری در انجام آن، واکنش شما چه خواهد بود.

  • ثابت قدم باشید:

تنبیه باید در تمام مواردی که آن رفتار ناپسند سر می‌زند، انجام شود.

  • الکی تهدید نکنید:

کودک را به تنبیهی که آن را انجام نمی‌دهید، تهدید نکنید.

  • برای اصلاح رفتار به کودک فرصت دهید:

هدف از تنبیه، اصلاح رفتار کودک است پس باید به او فرصت دهید تا آموخته‌هایش را نشان دهد.

  • تنبیه بدنی باید کنترل شده و مختصر باشد:

ما به عنوان یک اصل، تنبیه بدنی را برای تغییر رفتار کودکان توصیه نمی‌کنیم. ما معتقدیم که محدودیت‌های خارجی تنبیه بدنی باید در حد یک ضربه کوچک به پشت دست یا به کفل کودک باشد، آن هم با کف دست. هرگز برای تنبیه از ترکه، کمربند، خط کش یا امثال آن استفاده نکنید. به جای تنبیه بدنی از روش‌های دیگر نظیر محروم کردن موقتی، تصحیح بیش از حد و اشکال دیگر تنبیه نظیر محدود کردن و گرفتن برخی امتیازات استفاده کنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: اثرات تنبیه بدنی

مقاله مرتبط: روش های موثر به جای تنبیه و فریاد زدن

مقاله مرتبط: شیوه های صحیح و درست تنبیه کودکان

مقاله مرتبط: تنبیه سکوت یا قهر کردن با کودک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه از روش محروم کردن موقتی استفاده کنیم؟

از جمله روش‌های تغییر رفتار کودکان محروم کردن است. این روش بدین معناست که کودک را از یک فعالیت یا موقعیت محروم کنید تا نتواند مورد توجه قرار بگیرد و تمجید شود.

  • محل اخراج کردن را به دقت انتخاب کنید.
    محل اخراج شدن باید خسته کننده باشد (البته نباید تاریک یا نرسناک باشد). جایی که از جریان فعالیت خانواده جدا باشد.
  • دلایل محرومیت را برای کودک بیان کنید.
    پیش از هر اقدامی به کودکتان بگوئید اگر رفتار ناپسندش را ادامه دهد، او را به اتاقش می‌فرستید. توضیح دهید که این کار کمکش می‌کند تا او عادت ناپسندش را ترک کند.
  • مدت زمان محرومیت را برحسب سن کودک تعیین کنید.
    یک کودک را می‌توان در ازای هر سال از سنش یک دقیقه اخراح کرد. بر این اساس، برای یک کودک چهار ساله، چهار دقیقه؛ برای یک کودک پنج ساله، پنج دقیقه و به همین نسبت برای هر سال اضافی، یک دقیقه بیشتر مناسب است.
  • در صورت مقاومت، بر شمار دقایق بیافزائید.
    اگر در محروم کردن کودک با نگهداشتن او در محل اخراج، مشکلی پیدا کردید، در ازای هرگونه مقاومت یک دقیقه به زمان اخراج اضافه کنید.
  • در صورت مقاومت کودک، کمی عصبانیت به خرج دهید.
    اگر به جایی رسیدید که لازم بود در کلمات و رفتارتان عصبانیت به خرج دهید، به کودک اطلاع دهید که اگر مجازات را نپذیرد، اسباب بازی مورد علاقه، یا یک امتیاز ویژه را برای چندین روز از دست خواهد داد.
  • از یک تایمر استفاده کنید.
    زمان را با یک تایمر در آشپزخانه نگاه دارید. به کودک بگوئید:« وقتی صدای زنگ تایمر رو شنیدی می‌تونی از اتاقت بیای بیرون. به شرط آنکه آروم باشی.»
  • نگذارید دوره محروم شدن، راهی برای دور ماندن از مسئولیت‌ها باشد.
    پس از به پایان رساندن زمان محرومیت، از کودک بخواهید کاری را که قبل از مجازات باید انجام می‌داد، انجام دهد یا رفتار مناسبی نشان دهد.
  • تنبیه را با موقعیت سنی کودک تطبیق دهید.
    چگونه از « تصحیح بیش از حد» استفاده کنیم
  • از پی‌آمدهای طبیعی برای شکستن عادات ناپسند و آموزش رفتارهای مناسب به طور همزمان استفاده شود.

به این مثال توجه کنید: کودک شما روی دیوار نقاشی می‌کشد. به او بگوئید: «دیوار کثیف شده است و یک نفر باید آن را تمیز کند تا دوباره قشنگ شود» لوازم نظافت را در اختیار کودک قرار دهید و بر تمیز کردن دیوار نظارت کنید. سپس توضیح دهید که حالا لکه تمیز شده، روشن تر از سایر نقاط دیوار است، پس بقیه نقاط دیوار نیز باید تمیز شود (حتما برای درخواست دوم، دلیل بیاورید).

اگر کودک از دستورات شما سرپیچی کرد. با آرامش اما خیلی قاطع به او بگوئید که احساسش را درک می‌کنید و می‌دانید که او به اندازه کافی در این کار مهارت ندارد. سپس به او نشان دهید که چگونه کار را انجام دهد. دست کودک را بگیرید و کمکش کنید؛ حتی اگر مقاومت کرد یا شکایت داشت؛ سرانجام وقتی تمام دیوار تمیز شد، از او بخواهید که محل دقیق نقاشی را به شما نشان دهد. اگر دوباره روی دیوار چیزی نوشت تمام مراحل قبل را تکرار کنید. « وای نه؟ دیوار دوباره کثیف شد. تو باید باز هم دیوار رو تمیز کنی! بعدش که تموم کردی، می‌تونی دوباره جای نقاشی رو به من نشون بدی».

 

 

روش تصحیح بیش از حد

حالا برای تغییر رفتار کودکان، روش استفاده از روش « تصحیح بیش از حد» را فرا می‌گیرید:

  • کودک را وادار کنید تا اشتباه خود را جبران کند.
    برای نمونه: دیوار را تمیز کند، لباس‌ها را از روی زمین جمع کند، به خاطر گاز گرفتن عذر خواهی کند.
  • کودک را مجبور کنید تا روی رفتارهای مثبت تمرین کند.
  • جلسات تمرین را زیر نظر بگیرید.
  • در صورت لزوم از هدایت دستی استفاده کنید.
    اگر کودک در برابر این تمرین‌ها مقاومت می‌کند، با دست هدایتش کنید تا اعمال صحیح را انجام دهد. اگر اسباب‌بازی‌ها را جمع نمی‌کند، دست‌هایش را بگیرید و مانند آدم ماشینی هدایتش کنید تا اسباب‌بازی‌ها را جمع آوری کند و در جای درست بگذارد. تا وقتی کار انجام شود یا کودک خودش شروع به انجام آن کند، قاطع باشید.
  • حرف شنوی کودک را بستایید و آن را تقویت کنید.
  • در برابر درخواست‌های کودکی که می‌خواهد تکلیفش را برایش انجام دهید، مقاومت کنید.
  • هیچ گاه خودتان شروع به تمیز کردن دیوار یا جمع آوری اسباب‌بازی‌ها نکنید.

چگونه به حرفهای بچه‌ها گوش دهیم و با آن ها صحبت کنبم.

  • به زبان رفتار گوش دهید.
  • بر احساسات برچسب بزنید.
    یکی از روش‌های موثر برای آموزش چگونگی بیان احساسات به کودک، درخت احساس است. تنه و شاخه‌های یک درخت بزرگ را روی یک صفحه کاغذ بزرگ بکشید. همانطور که شما و کودک کلماتی را که احساسات را بیان می‌کنند می‌شناسید، یک چهره یا یک حالت از آن احساس را بکشید و لغت را زیر آن بنویسید. سپس این نقاشی‌ها را بریده روی شاخه‌های درخت بچسبانید. سپس هنگامی که کودک می‌خواهد احساس خود را بیان کند، بدون معطلی از این درخت استفاده کنید. هنگامی که کودک از کلمات جدید به طور صحیح استفاده می‌کند، او را تشویق کنید.
  • برای گوش دادن به حرف‌های کودک خود وقت بگذارید.

مراحل زیر به شما کمک خواند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید.

  • به طور مرتب با آن ها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید.
  • برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک می‌خواهد با شما صحبت کند یا به طور غیر شفاهی اشاره می‌کند که چیزی او را آزار می‌دهد، در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده، یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید.
  • تمام توجهتان را به او جلب کنید. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می‌خواهید گوش کنید.
  • سر صحبت را باز کنید.
  • به کودک اجازه صحبت کردن بدهید.
  • از پرسش‌ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید. « بعدش چی شد؟»، « اون چی گفت؟» از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما را می‌رساند. « شرط می‌بندم که خیلی ناراحتت کرد.» « اگه کسی با من این کار رو کرده بود، خیلی عصبانی می‌شدم.» یا حتی با کلماتی کوتاه مانند « چه بد!» یا « عجب!» می‌توان مکالمه را ادامه داد.
  • بگذارید کودک حس کند که شما از درد دل کردن او خوشحالید. می‌توانید به سادگی بگوئید« متشکرم که درباره این موضوع با من صحبت کردی» یا شاید« می‌دونم که صحبت کردن راجع به این مسأله، چقدر برای سخت بود. خوشحالم که احساس کردی می‌تونی پیش من بیایی و ناراحتی‌ات رو به من بگی.» یا برای همدردی او را در آغوش بگیرید.

چگونه با کودک خود صحبت کنیم؟

  • مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند. از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می‌شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن، به شما نگاه می‌کنند. شاید این مهم‌ترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه‌اش بگذارید یا در صورت لزوم، دوتا دستتان را روی شانه‌هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگهدارید.آ
  • رام ولی محکم صحبت کنید.از
  • جملات پرسشی اجتناب کنید. اگر در مورد چیزی که می‌خواهید کودکتان انجام دهد سئوالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد
  • ا جملات ساده صحبت کنید.
  • احساستان را به کودک بگوئید. « به خاطر اینکه خودت توالت رو تمیز نمی‌کنی، واقعا ناراحتم.» یا « وقتی به موقع خونه نمیای واقعا نگران می‌شم.»
  • اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند، می‌توانید از انتقاد، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید، هم چنان احساسات را به طور موثری بیان کنید.

روش های مختلف تغییر رفتار کودکان

روش کسب آرامش

چگونه از روش‌های کسب آرامش (یا همان ریلکسیشن Relaxation) استفاده کنیم. ( یا چگونه خونسرد باشیم).

  • واکنش‌های تنش را تشخیص دهید.
  • به کودک کمک کنید تا واکنش‌های ناشی از تنش را تشخیص دهد. برای تعیین علت تنش یک کودک به مهارت‌های ارتباطی خوبی نیاز داریم. چند مثال از نگرانی‌های خود بزنید و خلاصه کاری کنید که کودک نیز در مورد نگرانی خود شروع به صحبت کند. او ممکن است بگوید که از امتحان روز چهارشنبه می‌ترسد.
  • سعی کنید منشاء تنش را حذف کنید.
  • روش‌های کسب آرامش را به کودک آموزش دهید.
  • زمان سکوت (قصد شما این است که به کودک آموزش دهید تا چند دقیقه – به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه- به آرامی دراز بکشد).
  • روش تنفس (تنفس آرام یکی از مهم‌ترین عوامل در آموزش آرامش است و می‌توانید بر روی سطح آرامش اثارت عمیقی به جای گذارد). « به پشت بخواب و فکرت رو آرام کن. چشماتو ببند. یک دستتو روی سینه‌ات بگذار و دست دیگرت رو روی شکمت. حالا نفس بکش! می‌تونی حس کنی که دستهات حرکت می‌کنند! حالا با شمارش من نفست رو بکش تو و بده بیرون». (رفته رفته شمارش را کند کنید. کودک تا عدد ۴ نفس را تو می‌کشد، تا ۲ صبر می‌کند و سپس با ۴ شماره نفسش را بیرون می‌دهد. سپس تا ۲ شماره صبر می‌کند تا دوره بعدی را آغاز کند).
  • به زودی دستی که روی شکم قرار دارد بیشتر از دست دیگر حرکت خواهد کرد.
  • کودک را مجبور کنید روزی چند بار در چندین جای مختلف خانه و در حالات مختلف از قبیل خوابیده، نشسته یا ایستاده تمرین کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: روش های آرمیدگی و تکنیک های ریلکسیشن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شل کردن تدریجی ماهیچه‌ها

مرحله ۱- دست‌های اسپاگتی «دراز بکش و بدنت را شل کن. چند لحظه همان طور که یاد گرفتی، نفس بکش. دستت رو مشت کن. بازوهایت را خم کن تا بتونم ماهیچه‌ات رو ببینم».

«آرام ماهیچه‌هات رو تا اونجا که می‌تونی سفت کن. تا ۱۰ بشمار- ۱۰،۹،۸،۷،۶،۵،۴،۳،۲،۱. حالا یک نفس عمیق بکش. اونو نگهدار. بعد در حالی که به آرومی می‌گی آروم باش! نفست رو خارج کن و همزمان با اون ماهیچه‌هات رو به سرعت شل کن تا بازوت پایین بیفته». « دست‌هات رو مثل یک رشته اسپاگتی تکان بده، به طوری که از جاشون زیاد حرکت نکنند.

مرحله ۲- پاهای فولادی. «به پشت روی زمین بخواب. تمام حواست رو به پاهایت متمرکز کن. پای راستت رو دراز کن و شست پایت رو به طرف سرت خم کن تا ماهیچه‌های جلوی ساق پایت سفت شوند. در حالی که پایت در حالت کشیده است، اونو چند سانتی متر از روی زمین بلند کن».

مرحله۳- شکم سفت مثل سنگ. دراین هنگام به کودک بگوئید نفس کشیدن، دست‌های اسپاگتی و پاهای فولادی را تمرین کند. سپس به صورت زیر عمل کنید. «دستها و پاهایت بسیار شل هستند. حالا شکمت رو اونقدر سفت کن که انگار می‌خوان به اول مشت بزنن. خوب حالا سعی کن اونو مثل سنگ سفت کنی و همان طور نگهش داری. به آرامی تا عدد ده بشمار. نفس رو به داخل بکش و در حالی که می‌گی آ…ر…و…م، نفست رو بیرون بده و شکمت رو شل کن».

مرحله۴- چهره شاد. «این طور نشان بده که نور شدیدی به چشمانت تابیده. دندان‌هات رو به هم فشار بده و لب‌هات رو به شکل یک غنچه منقبض کن. یک نفس عمیق بکش. ماهیچه‌های صورتت رو سفت کن و همین طور تا وقتی که می‌شمارم ، نگاه دار. در حالی که کلمه آ…ر…و…م رو زمزمه می‌کنی، نفست رو بیرون بده و تمام صورتت رو با دهان باز شل کن! خوب بود حالا یه بار دیگه».

مرحله۵- مهار افکار. اگر کودک شما به راحتی می‌تواند از ۱۰۰ برعکس بشمارد، با این عدد شروع کنید یا با هر عددی که می‌خواهد. اگر برعکس شمردن برایش سخت بود، می‌تواند به طور عادی بشمارد.«با گفتن هر عدد، نفس بگیر و بیرون بده و بگو آروم! چشم‌هات رو ببند و سعی کن هر عددی رو که می‌گی در ذهنت مجسم کنی. به هیچ چیز جز اعداد فکر نکن. حالا وقت آرامشه».

مرحله۶- تمرین. برای تمرین روزانه کودک زمان بندی کنید. این زمان بندی باید منظم باشد. برای بیشتر خانواده‌ها موقع خواب بهترین وقت است؛ زیرا به کودک زمان می‌دهد که روز را به خوشی به پایان برد.
برای ایجاد انگیزه از یک جدول استفاده کنید.
از روش کسب آرامش فوری استفاده کنید.

متخصصین روانشناس اکسیر در جهت تغییر رفتار کودکان کارگاه‌ و کلاس آموزشی برای شما والدین گرامی برگزار می‌کنند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


حرف-بچه-ها.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

گوش دادن به حرف بچه ها

با گوش دادن به حرف بچه ها و صحبت کردن با آن‌ها می‌توانیم مهارت های مختلف مانند نحوه برقراری رابطه اجتماعی، شناختن احساسات، نحوه همدلی کردن با دیگران و غیره را آموزش دهیم.

نکات مهم در گوش دادن به حرف بچه ها

  • بر احساسات برچسب بزنید.

یکی از روش های موثر برای آموزش چگونگی بیان احساسات به کودک، درخت احساس است. تنه و شاخه های یک درخت بزرگ را روی یک صفحه کاغذ بزرگ بکشید. همانطور که شما و کودک کلماتی را که احساسات را بیان می کنند می شناسید، یک چهره یا یک حالت از آن احساس را بکشید و لغت را زیر آن بنویسید.

سپس این نقاشی ها را بریده روی شاخه های درخت بچسبانید. سپس هنگامی که کودک می خواهد احساس خود را بیان کند، بدون معطلی از این درخت استفاده کنید. هنگامی که کودک از کلمات جدید به طور صحیح استفاده می کند، او را تشویق کنید.

  • برای گوش دادن به حرف های بچه ها وقت بگذارید.

مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید.

  • به طور مرتب با آن ها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید.
  • برای حرف زدن با بچه ها قرار بگذارید. وقتی کودک می خواهد با شما حرف بزند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد، در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده، یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید.
  • تمام توجهتان را به او جلب کنید. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می خواهید گوش کنید.
  • سر حرف را باز کنید.
  • به کودک اجازه حرف زدن بدهید.
  • از پرسش ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید. « بعدش چی شد؟»، « اون چی گفت؟» از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما رامی رساند. « شرط می بندم که خیلی ناراحتت کرد.» « اگه کسی با من این کار رو کرده بود، خیلی عصبانی می شدم.» یا حتی با کلماتی کوتاه مانند « چه بد!» یا « عجب!» می توان مکالمه را ادامه داد.
  • بگذارید کودک حس کند که شما از درد دل کردن او خوشحالید. می توانید به سادگی بگوئید،« متشکرم که درباره این موضوع با من حرف زدی» یا شاید،« می دونم که صحبت کردن راجع به این مسأله، چقدر برای سخت بود. خوشحالم که احساس کردی می تونی پیش من بیایی و ناراحتی ات رو به من بگی.» یا برای همدردی او را در آغوش بگیرید.

چگونه با کودک خود حرف بزنیم؟

مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند. از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام حرف زدن، به شما نگاه می کنند. شاید این مهمترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید یا در صورت لزوم، دوتا دستتان را روی شانه هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگهدارید.

  • آرام ولی محکم حرف بزنید.
  • از جملات پرسشی اجتناب کنید. اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سئوالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد.
  • با جملات ساده حرف بزنید.
  • احساستان را به کودک بگوئید. « به خاطر اینکه خودت توالت رو تمیز نمی کنی، واقعا ناراحتم.» یا « وقتی به موقع خونه نمیای واقعا نگران می شم.» اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند، می توانید از انتقاد، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید، هم چنان احساسات را به طور موثری بیان کنید.

مقاله مرتبط: نحوه صحیح گوش دادن به حرف‌های کودک


چگونه در حرف زدن با بچه ها خونسرد باشیم؟

  • واکنش های تنش را تشخیص دهید.
  • به کودک کمک کنید تا واکنش های ناشی از تنش را تشخیص دهد. برای تعیین علت تنش یک کودک به مهارت های ارتباطی خوبی نیاز داریم. چند مثال از نگرانی های خود بزنید و خلاصه کاری کنید که کودک نیز در مورد نگرانی خود شروع به حرف زدن کند. او ممکن است بگوید که از امتحان روز چهارشنبه می ترسد.
  • سعی کنید منشاء تنش را حذف کنید.
  • روشهای کسب آرامش را به کودک آموزش دهید.
  • زمان سکوت در حرف زدن با کودک (قصد شما این است که به کودک آموزش دهید تا چند دقیقه – به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه- به آرامی دراز بکشد).

مقاله مرتبط: بچه حرف گوش كن ميخواهيد؟

مقاله مرتبط: حرف شنوی کودک، راهکارها و تکنیک ها


روش تنفس در حرف زدن با کودک

تنفس آرام یکی از مهمترین عوامل در آموزش آرامش است و می توانید بر روی سطح آرامش اثارت عمیقی به جای گذارد.

« به پشت بخواب و فکرت رو آرام کن. چشماتو ببند. یک دستتو روی سینه ات بگذار و دست دیگرت رو روی شکمت. حالا نفس بکش! می تونی حس کنی که دستهات حرکت می کنند! حالا با شمارش من نفست رو بکش تو و بده بیرون.»

( رفته رفته شمارش را کند کنید. کودک تا عدد ۴ نفس را تو می کشد، تا ۲ صبر می کند و سپس با ۴ شماره نفسش را بیرون می دهد. سپس تا ۲ شماره صبر می کند تا دوره بعدی را آغاز کند.)

به زودی دستی که روی شکم قرار دارد بیشتر از دست دیگر حرکت خواهد کرد.

کودک را مجبور کنید روزی چند بار در چندین جای مختلف خانه و در حالات مختلف از قبیل خوابیده،، نشسته، یا ایستاده تمرین کند.

اهمیت گوش دادن به حرف بچه ها
 

شل کردن تدریجی ماهیچه ها

مرحله ۱- دست های اسپاگتی

« دراز بکش و بدنت را شل کن. چند لحظه همان طور که یاد گرفتی، نفس بکش. دستت رو مشت کن. بازوهایت را خم کن تا بتونم ماهیچه ات رو ببینم.»

« آرام ماهیچه هات رو تا اونجا که می تونی سفت کن. تا ۱۰ بشمار- ۱۰،۹،۸،۷،۶،۵،۴،۳،۲،۱. حالا یک نفس عمیق بکش. اونو نگهدار. بعد در حالی که به آرومی می گی آروم باش! نفست رو خارج کن و همزمان با اون ماهیچه هات رو به سرعت شل کن تا بازوت پایین بیفته.» « دست هات رو مثل یک رشته اسپاگتی تکان بده، به طوری که از جاشون زیاد حرکت نکنند.

مرحله ۲- پاهای فولادی

« به پشت روی زمین بخواب. تمام حواست رو به پاهایت متمرکز کن. پای راستت رو دراز کن و شست پایت رو به طرف سرت خم کن تا ماهیچه های جلوی ساق پایت سفت شوند. در حالی که پایت در حالت کشیده است، اونو چند سانتی متر از روی زمین بلند کن.»

مرحله۳- شکم سفت مثل سنگ

دراین هنگام به کودک بگوئید نفس کشیدن، دستهای اسپاگتی و پاهای فولادی را تمرین کند. سپس به صورت زیر عمل کنید.

« دستها و پاهایت بسیار شل هستند. حالا شکمت رو اونقدر سفت کن که انگار می خوان به اول مشت بزنن. خوب حالا سعی کن اونو مثل سنگ سفت کنی و همان طور نگهش داری. به آرامی تا عدد ده بشمار. نفس رو به داخل بکش و در حالی که می گی آ…ر…و…م، نفست رو بیرون بده و شکمت رو شل کن.»

مرحله۴- چهره شاد

« این طور نشان بده که نور شدیدی به چشمانت تابیده. دندانهات رو به هم فشار بده و لب هات رو به شکل یک غنچه منقبض کن. یک نفس عمیق بکش. ماهیچه های صورتت رو سفت کن و همین طور تا وقتی که می شمارم ، نگاه دار. در حالی که کلمه آ…ر…و…م رو زمزمه می کنی،نفست رو بیرون بده و تمام صورتت رو با دهان باز شل کن! خوب بود حالا یه بار دیگه.»

مرحله۵- مهار افکار

اگر کودک شما به راحتی می تواند از ۱۰۰ برعکس بشمارد، با این عدد شروع کنید یا با هر عددی که می خواهد. اگر برعکس شمردن برایش سخت بود، می تواند به طور عادی بشمارد.

« با گفتن هر عدد، نفس بگیر و بیرون بده و بگو آروم! چشمهات رو ببند و سعی کن هر عددی رو که می گی در ذهنت مجسم کنی. به هیچ چیز جز اعداد فکر نکن. حالا وقت آرامشه.»

مرحله۶- تمرین

برای تمرین روزانه کودک زمان بندی کنید. این زمان بندی باید منظم باشد. برای بیشتر خانواده ها موقع خواب بهترین وقت است؛ زیرا به کودک زمان می دهد که روز را به خوشی به پایان برد.
برای ایجاد انگیزه از یک جدول استفاده کنید.
از روش کسب آرامش فوری استفاده کنید.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


تحسین-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

تحسین کودک

تحسین به مقدار کم همراه با انتقاد نتایج بهتری به بار می‌آورد. کودک شما می‌خواهد که به او توجه کنید و می‌خواهد این توجه را از هر طریقی که می‌تواند به دست آورد.

برای والدین آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آن‌ها را در نظر نگیرند. برای مثال مریم و علی بدون سر و صدا در اتاق مشغول بازی هستند و هیچ کس به خاطر آن که بسیار دوستانه اسباب‌بازی‌ها را تقسیم می‌کنند، آن‌ها را تحسین نمی‌کند؛ اما چند دقیقه بعد که بین بچه‌ها دعوا می‌شود، پدر عصبانی شده، سر آن‌ها داد می‌کشد.

اگر دیدگاه شما منفی باشد، او از راه‌های منفی به هدف خود می‌رسد؛ اما اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید، در مقابل، رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد؛ زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت خود، سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.


مقاله مرتبط: چگونه کودکمان را تربیت نماییم؟

مقاله مرتبط: مراحل تغییر دادن رفتار کودکان

مقاله مرتبط: نادیده گرفتن، بهترین روش رهایی از رفتارهای منفی کودک


روش تحسین کردن رفتار کودکان

اگر هنگام تحسین کردن راهنمایی‌های زیر را به کار ببندید، به زودی خواهید دید که این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.

رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را. به بچه نگویید، «چه دختر خوبی»؛ زیرا این جمله بدین معناست که هدف، عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات؛ به جای آن می‌توانید بگوئید: «من از طرز حرف زدنت با نیما خوشم آمد». گفتن عبارت «پسر خوب» یا «دختر خوب» نمی‌تواند احساس مشخصی را به کودک القا کند؛ مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد؛ زیرا تصور هر کس از خود، بر پایه تصوری که از اعمالش دارد، استوار است.

مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار با تحسین است.

از تحسین‌های ویژه استفاده کنید. هدف از تحسین کردن، افزایش رفتارهای شایسته است پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند، تأکید کنید. هر چه تحسین شما اختصاصی‌تر باشد، کودک درست بودن کارش را بهتر درک می‌کند و احتمال اینکه آن عمل را تکرار کند نیز بیشتر می‌شود. برای نمونه یک روز صبح متوجه می‌شوید که فرزندتان رختخوابش را مرتب کرده است، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است. اگر به‌سادگی بگوئید «آفرین عزیزم» او نمی‌فهمد که منظور شما رختخوابش است یا موهایش. پس بگوئید «از اینکه امروز صبح رختخوابت را جمع کردی خیلی خوشم آمد، ممنونم».

هر پیشرفتی را تحسین کنید.
اگر به فرزند خردسالتان گفته‌اید که باید اسباب‌بازی‌هایش را پس از بازی کردن با آن‌ها مرتب کند ولی او قبلاً هیچ‌گاه این کار را انجام نداده است، پیشرفت‌های کوچک او را نیز ستایش کنید.

دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب‌بازی‌ها از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد (درحالی‌که سه یا چهارتای دیگر را رها کرده است) از کودکتان تعریف کنید و به او آفرین بگوئید: چه کار خوبی کردی که کامیونت را توی کمد اسباب‌بازی‌ها گذاشتی.بگذار کمکت کنم تا بقیه رو هم جمع کنی. دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو تا از اسباب‌بازی‌هایش از او تعریف کنید و همین‌طور ادامه دهید تا رفتار کودک اصلاح شود.

هنگامی‌که رفتار جدیدی تثبیت شده است، برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز داریم و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار به خصوص به طور مداوم تمجید شود. در عوض به طور اتفاقی این کار را انجام دهید؛ مثلاً هر پنج یا ده باری که کودک آن را انجام می‌دهد، از او تعریف کنید. توجه داشته باشید که در مورد هر رفتاری ستایش را هرگز به طور کامل متوقف نکنید.

تحسین کردن

به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید.
برای دریافت پاسخ‌های بهتر، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن و دیگر نشانه‌های عملی محبت همراه با کلمات مهرآمیز برای کودکان خردسال مؤثرند؛ اما در مورد کودکان بزرگ‌تر بهتر آن است که از پیام‌های سری استفاده کنیم؛ زیرا این کودکان بیشتر دوست دارند به طور خصوصی تشویق شوند. برای نمونه می‌توانید با یک چشمک یا اشاره دست نشان دهید که به عمل خوبش توجه کرده‌اید. بعداً می‌توانید در مورد رفتار پسندیده‌اش با یکدیگر صحبت کنید.

بیشتر کودکان بزرگ‌تر یک لحن آمیخته با شوخی را به تعریف و تمجید مستقیم ترجیح می‌دهند. گفتن این جمله که «عجب مستخدم با سلیقه‌ای اینجا بوده است!» پاسخ بهتری را در یک کودک دوازده ساله برمی‌انگیزد تا این جمله که «واقعاً رختخوابت را خیلی خوب مرتب کرده‌ای».

به خاطر داشته باشید که کودکان از جملات تکراری خسته می‌شوند. عبارات مشابهی که پشت سر هم استفاده می‌شوند، تأثیر خود را از دست می‌دهند؛ خلاق باشید.

بلافاصله تحسین کنید.
تحسین کردن به‌خصوص در مورد کودکان خردسال وقتی مؤثرتر است که بدون معطلی صورت گیرد. نزارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد، اگرچه کودکان بزرگ‌تر قادرند این فاصله را درک کنند.

تحسین را با علاقه بی قید و شرط بیامیزید.
برخی از والدین نگران آن‌اند که مبادا کودکانشان فقط هنگامی که مورد توجه قرار می‌گیرند و تحسین می‌شوند، خوب رفتار کنند. برای رفع این مشکل، بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته‌رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را به طور موردی انجام دهیم.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


کودک-سالم-و-باهوش.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

نکاتی برای داشتن کودک سالم و باهوش

برای اینکه کودک سالم و باهوش داشته باشید شما می‌توانید با رعایت نکات زیر به این هدف برسید.

توصیه هایی برای داشتن کودک سالم و باهوش

 ۱) حتی‌المقدور از ازدواج‌های فامیلی بپرهیزید، چون احتمال بروز بیماری‌های لاعلاج و صعب‌العلاج در ازدواج‌های فامیلی، حداقل دو برابر بیشتر از ازدواج‌های غیر فامیلی است.

۲) قبل از بارداری حتماً از نظر جسمی و روحی آمادگی داشته باشید و در صورت لزوم قبل از بارداری، اقدام به مشاوره‌ی تغذیه و مشاوره‌ی روانشناسی کنید. از بارداری بدون برنامه و اتفاقی جدا خودداری کنید.

۳) برای پیشگیری از بروز برخی بیمارهای ارثی، حتماً در مراحل قبل ازدواج، قبل بارداری و حین بارداری به پزشک مراجعه و نسبت به انجام مشاوره اقدام نمایید.

۴) در دوران قبل از بارداری و حین بارداری حتماً تست‌ها و آزمایش‌های غربالگری را انجام دهید. از مزایای انجام این آزمایشات، تشخیص به‌موقع و پیشگیری از مواردی مانند سندرم داون (مونگولیسم) است. (سندرم داون بالای ۹۸% با انجام تست‌های غربالگری و آزمایشات تشخیصی پیش از تولد قابل‌تشخیص و پیشگیری است).

۵)بهتر است بارداری با خواسته‌ی طرفین و با برنامه‌ریزی قبلی انجام شود.

۶)خدمات دوران بارداری کافی، قابل‌دسترس و خوب ارائه شود.

۷)زایمان در شرایط صحیح و توسط افراد ماهر انجام شود.

۸)خدمات دوران نوزادی که حساس‌ترین دوران زندگی است صحیح و سریع فراهم گردد.

۹)خانواده‌ها باید به اهمیت ساعات و روزهای اول پس از تولد آگاه باشند. هر نوزادی باید شانس اولین تماس خود را در دقایق اول زندگی با مادرش داشته باشد تا هم شیردهی مادر و هم ارتباط عاطفی بین مادر و فرزند به حداکثر برسد. به همین منظور نوزاد بلافاصله پس از تولد به مادر نشان داده شود و ابتدا تماس گونه به گونه و حتی فرصت کوتاهی برای بوسیدن توسط مادر فراهم شود.

۱۰)برای داشتن کودک سالم و باهوش بهتر است از شیر مادر تغذیه شود تا سلامت جسمی_روحی و ذهنی آن‌ها تأمین گردد.

۱۱)خانواده‌ها اهمیت تحریکات سمعی و بصری، ماساژ و تمرینات روان‌شناختی و ارائه‌ی حداکثر مهر و محبت به نوزادان و شیرخواران را به‌خوبی درک و بدون قید و شرط آن‌ها اجرا نمایند.

۱۲)به نیازهای تغذیه‌ای و روانی هر کودک در تمام ابعاد با دقت توجه نمایید تا این نهال جوان، برومند و سالم و باهوش گردد.

۱۳)پس از تولد نوزاد حتماً تست‌های غربالگری نوزادی بین سه روزگی تا ده روزگی انجام دهید. در صورت توان مالی تست غربالگری متابولیکی را نیز انجام دهید. از حداقل مزایای این آزمایشات، تشخیص بیماری‌ها قبل از ایجاد علائم و درمان به‌موقع و پیشگیری از عوارض غیرقابل‌جبران بیماری‌هایی مانند هیپوتیروئیدی (کم‌کاری غده تیروئید)، فنیل کتونوری و …. می‌باشد.

۱۴)از علل مهم و قابل پیشگیری عقب‌ماندگی ذهنی، سندرم داون (مونگولیسم)، هیپوتیروئیدی و عفونت‌های مادرزادی می‌باشد. با اقدامات به‌موقع باید از این بیماری‌ها پیشگیری نمود.

۱۵)در دوره نوزادی با انجام تست شنوایی‌سنجی، از سلامت شنوایی کودک مطمئن شوید.

۱۶)از ۶ ماهگی تا سنین پیش‌دبستانی با انجام تست غربالگری تنبلی چشم از سلامت بینایی کودک مطمئن شوید.

۱۷)اگر نوزاد، نارس یا کم وزن به دنیا آمده و سابقه اکسیژن درمانی و تنفس با دستگاه تهویه مکانیکی دارد حتماً پس از ترخیص از بیمارستان از نظر بیماری شبکیه‌ای نارسی( رتینوپاتی نارسی)، توسط چشم‌پزشک و ترجیحاً فوق تخصص شبکیه تحت پیگیری و درمان به‌موقع قرار بگیرد تا از ایجاد کوری مادام‌العمر در شیرخوار پیشگیری شود.

۱۸)آیا می‌دانید که اولین واکسن برای شیرخوار، آغوز شیر مادر است؟ برای شیردهی موفق در سه ماهه دوم بارداری، به کمک متخصص زنان یا با مراجعه به کلینیک‌های آموزش شیر مادر، با روش‌های شیردهی آشنا شده و از نظر روحی – عاطفی آمادگی پیدا نموده تا پس از تولد نوزاد با اطمینان بیشتری کودک را شیر بدهید.

۱۹)با توجه به نقش کلیدی تغذیه در رشد و نمو کودک، آشنایی با الگوهای صحیح تغذیه و پرهیز از الگوهای تغذیه‌ای غلط جهت تأمین و تضمین سلامت جسمی_ذهنی کودک از اهمیت خاصی برخوردار است.

۲۰)جهت جلوگیری از عوارض سیگار و پیشگیری از ابتلا به آسم، بهتر است کودک در معرض دود سیگار قرار نگیرد و شما والدین گرامی اگر سیگاری هستید حتماً با مراجعه به روان‌پزشک نسبت به ترک سیگار اقدام نموده و یا حداقل در فضای خانه و در جلوی چشم کودک از کشیدن سیگار خودداری کنید تا کودک شما با تقلید از رفتار غلط شما در آینده به سیگار یا اعتیاد روی نیاورد.

اهمیت تغذیه در داشتن کودک سالم و باهوش

۲۱)با نظارت متخصص کودکان مولتی‌ویتامین، آهن، روی (اثر آن‌ها بر روی رشد قد و ضریب هوشی اثبات‌شده است) و امگا-۳ (آثار بسیار مفیدی در رشد و نمو سلول‌های مغزی، بینایی، قلبی و …. در دوران بارداری و پس از تولد دارد) را به شیرخوارتان بخورانید.

۲۲)دو روز پس از ترخیص نوزاد از بیمارستان، نوزاد باید توسط متخصص کودکان ویزیت و حتماً تا دو هفتگی از نظر زردی تحت نظر باشد. از اقدامات سنتی در مورد زردی نوزاد جدا بپرهیزید چرا که در صورت عدم درمان اصولی، کودک از نظر جسمی -ذهنی دچار معلولیت شدید و لاعلاج می‌شود.

۲۳)اگر نوزاد به علت زردی شدید تحت تعویض خون قرارگرفته حتماً جهت بررسی وضعیت شنوایی، تست ABR در مراکز ادیومتری معتبر انجام شود تا در صورت لزوم اقدامات درمانی به‌موقع انجام شود و از ایجاد ناشنوایی و کری مادم العمر در کودک جلوگیری شود.

۲۴)جهت رشد اجتماعی کودک، ثبت‌نام در مراکز پیش‌دبستانی توصیه می‌گردد.

۲۵)به کودکان خود <<نه گفتن>> را یاد دهید تا کودک یاد بگیرد چه کارهایی را نباید بکند. همچنین، اعتمادبه‌نفس کودکتان را تقویت کنید تا در آینده بتواند در مقابل دوستان ناباب و انواع انحرافات و آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد و …. با اعتمادبه‌نفس بی‌نظیر، یک نه ی بزرگ بگوید.

۲۶)با توجه به این که اثرات ماساژ درمانی در کاهش اضطراب، کاهش درد، بهبود سیستم ایمنی بدن، رشد و نمو، افزایش مهارت‌های اجتماعی و زبانی کودک و نیز در پیشگیری از یبوست، تقویت دستگاه گوارش، قدرت عضلانی، درمان کولیک (قولنج) و بی‌قراری، درد دندان درآوردن، شادابی پوست و افزایش اعتمادبه‌نفس اثبات گردیده است. لذا ماساژ کودک در ارتقاء سلامت جسمانی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودک نقش بسزایی دارد.

۲۷)علاوه بر واکسیناسیون روتین، در مورد واکسیناسیون‌های جدید مانند آنفلونزای خوکی، فصلی، واکسیناسیون مخصوص قبل از مسافرت به خارج از کشور و …. با متخصص کودکان مشورت نمایید.

۲۸)برخلاف تصور عموم، کودکانی که با عوامل میکروبی بیشتری در تماس هستند مانند کودکانی که در مهدکودک نگهداری می‌شوند و کودکانی که در روستاها زندگی می‌کنند کمتر به آلرژی و آسم مبتلا می‌شوند. این کودکان ممکن است بیشتر دچار عفونت‌های ویروسی شوند که در سنین پایین احتمال دارد منجر به حملات خس‌خس نیز بشود ولی احتمال بروز آسم مزمن به همراه آلرژی‌ها در بزرگ‌سالی نادر است.

۲۹)با توجه به عوارض تنقلات و نقش آن‌ها در ایجاد سندرم بیش فعالی، سندرم متابولیک( ایجاد بیماری‌های بزرگ‌سالان در سنین جوانی مانند فشارخون، بیماری قند، چاقی و….) و آسم باید اهمیت بیشتری به غذاها و تنقلات سنتی بدهید. بهتر است در مدارس و مهدکودک‌ها و در سبد غذایی سفره‌های ایرانی بیشتر از نان و پنیر و سبزی، نان و خرما، نان برنجی، کیک‌های غنی شده با آهن، شیر و عسل، شیر و خرما، عسل کنجد، گردو، حلوا گردویی، عسل، انجیر و میوه‌جات، دانه‌های روغنی، آجیل خام، ماست‌های میوه‌ای و ماست پروبیوتیک، ماهی و میگو برای تغذیه استفاده شود.

۳۰)با مراجعه به روانشناس در سن ۶-۵ سالگی بهره هوشی (IQ) کودکتان را مشخص نموده و درصورتی‌که بهره هوشی کم، حد مرزی، یا بالاتر و در حد نابغه باشد، به‌موقع اقدامات لازم را به عمل‌آورده و نسبت به انتخاب مدرسه مناسب اقدام نمایید.

۳۱)حتماً روش‌های اندازه‌گیری تب (۱-زیر زبانی، ۲-زیر بغل و ۳-مقعدی; که ترجیحاً با دماسنج جیوه‌ای گرفته می‌شود) را یاد گرفته و در مورد مشکوک که امکان اندازه‌گیری تب به روش زیر زبانی وجود ندارد، حتماً تب کودک را به روش مقعدی اندازه بگیرید تا با کنترل دقیق تب از بروز تب تشنج و از عوارض ناشی از آن جلوگیری شود.

۳۲)از تجویز و تزریق بی‌مورد داروهایی مانند آمپول جنتامایسین و آمیکاسین به کودکتان پرهیز نمایید.

۳۳)شایع‌ترین بیماری‌های کودکان عبارت‌اند از: ۱-بیماری‌های تشنجی (بخصوص تب و تشنج); ۲-بیماری‌های مادرزادی قلبی; و ۳-آسم. این سه گروه شایع بیماری‌های کودکان اغلب قابل‌پیشگیری هستند. مثلاً نقش استفاده از قرص اسیدفولیک حداقل در ۳ ماه قبل از بارداری در پیشگیری از بیماری‌های مادرزادی قلبی، تغذیه با شیر مادر در پیشگیری از آسم، کنترل دقیق تب و در صورت لزوم استفاده از دیازپام و رژیم غذایی پرچرب حاوی روغن زیتون و روغن نارگیل، در پیشگیری از تب تشنج مؤثر است.

۳۴)بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده، تغذیه انحصاری با شیر مادر حداقل تا ۶ ماهگی به‌طور مؤثری از بروز آسم و بیماری‌های آلرژی‌زا جلوگیری می‌کند.

۳۵)با توجه به نقش اثبات‌شده اسیدفولیک در پیشگیری از تولد نوزادان ناقص‌الخلقه و ناهنجاری‌های شدید مانند بیماری‌های مادرزادی قلبی، شکاف کام، شکاف لب، نقص لوله عصبی و نیز نقش اسیدفولیک در تقسیمات و رشد سلولی در تولید اسپرم و تخمک، حتماً استفاده از اسیدفولیک حداقل ۳ ماه قبل از بارداری برای هر دو زوج ( زن و شوهر) به‌طورجدی پیشنهاد می‌گردد.

۳۶)با توجه به اهمیت روزافزون پروبیوتیک ها در تغذیه و سلامتی، امروزه استفاده از پروبیوتیک ها به‌عنوان مکمل‌های غذایی و درمانی و نیز پیشگیری و بهبود روند درمانی بیماری‌هایی مانند فشارخون، کاهش چربی، چاقی، اسهال کودکان، آسم، بیش فعالی و کودکان بی‌قرار و …. مورد تأکید می‌باشد. باید به این نکته توجه داشت که استفاده از پروبیوتیک ها در کودکان مبتلا به بیماری‌های نقص ایمنی و تحت درمان با داروهای تضعیف‌کننده سیستم ایمنی توصیه نمی‌گردد و در صورت لزوم با پزشک معالج کودکتان مشورت نمایید.

۳۷)با توجه به نقش اسیدهای چرب ضروری در رشد سلول‌های مغزی و نیز رشد سلول‌های عصبی و بینایی، استفاده از امگا-۳ همانند اسیدفولیک در دوران قبل و حین بارداری توصیه می‌شود. در صورت لزوم با پزشک متخصص زنان و پزشک مشاور ژنتیک خودتان مشورت نمایید. همچنین امگا-۳ در بهبود تمرکز و به‌عنوان مکمل درمانی در درمان بیش فعالی کودکان، آسم کودکان، مشکلات رفتاری، اضطراب، افسردگی، مشکلات خواب، اختلالات یادگیری (که مکانیسم اثر آن از طریق تأثیر در متابولیسم انتقال‌دهنده پیام‌های عصبی در مغز است)، مؤثر می‌باشد. از دیگر مزایای استفاده از امگا-۳، پیشگیری از بروز بسیاری از بیماری‌های مزمن مانند بیماری‌های قلبی – عروقی و افزایش چربی خون می‌باشد. لذا اصلاح و آموزش عادات غذایی صحیح در کودکان و بزرگ‌سالان و ترویج تغذیه غذاهای دریایی مانند ماهی و میگو و غذاهای سنتی در سفره ایرانی اهمیت بسزایی در اعتلای سلامت جامعه دارد.


تحریک-شیرخواران.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

هدف تحریک شیرخواران

هدف از تحریک شیرخواران و تحریکات روانشناختی و ماساژ این است که کودکان بتوانند با کمک والدین توانایی هایشان را هر چه بیشتر شکوفا کنند و از هوش بالاتر (ضریب هوش IQ و هوش اجتماعی EQ)،توان ذهنی بیشتر و قدرت جسمی بهتری برخوردار شوند و در آینده بتوانند در درس و مدرسه و در کار و زندگی موفقیت بیشتری کسب کنند.برای این کار باید والدین بهترین و مناسبترین شرایط را برای رشد و تکامل کودک فراهم کنند و انجام چنین کار مهمی بسیار ساده است.

سه نکتهء مهم در تحریک شیرخواران و ماساژ

۱-شروع بموقع تمرینات روانشناختی، امکان تجربه کردن دنیای پیرامون خود از طریق بینایی،شنوایی،لامسه و …. را به کودک می دهد تا کودک فرصت جستجوی دور و بر خود را داشته باشد و بداند در اطرافش چه می گذرد.

۲-والدین گرامی توجه داشته باشید که تمرینات روانشناختی فقط در حد یک راهنما بوده و تلاشی جهت فراهم نمودن شرایط بهتر برای کسب حداکثر مهارتهای تکاملی و رشد و نمو کودک می باشد.همیشه به یاد داشته باشیم که هر کودک نسبت به کودک دیگر متفاوت است و از نظر رشد،روال خاص خودش را دارد.عجله نکنید،رشد کودک را بیشتر با عشق،احساس و امید همراه کنید.

۳-سندرم روروک:روروک و قفس های توری که معمولا مادرهای کم حوصله برای شیرخواران بکار می برند یک عامل مهم محدود کننده تکامل در کودکان طبیعی است،به این معنا که درست در زمانی که کودک بیشترین رشد مغز را دارد یعنی در سال اول زندگی و به خصوص ده ماه اول، نیاز است که فضا و عوامل انگیزشی برای حرکات مختلف سر و تنه و اندام ها مثل نگهداری ستون فقرات گردنی تا سه ماهگی و غلتیدن از حالت رو به شکم به حالت رو به پشت و بعد غلتیدن کامل و خزیدن و چهار دست و پا راه رفتن پیدا کند، او را از حرکات محروم کرده و با دادن امکان ایستادن کاذب به کودک تقارن و تعادل عضلات پا را بهم می زند.

نکات مهم قبل از شروع تمرینات روانشناختی و تحریک شیرخواران 

۱-برای پرستاری از شیرخوار،از همکاری سایر فرزندان استفاده کنید؛ولی هرگز آنها را مجبور نکنید کاری را که نمی خواهند انجام دهند.

۲-تا سه ماهگی به فرزندان خود اجازه ندهید که شیرخوار را بغل کنند.آنها فقط می توانند در حضور شما به دست ها یا پاهای شیرخوار دست بزنند؛وگرنه ممکن است از روی کنجکاوی شکم شیرخوار را فشار دهند یا انگشت خود را در چشم او فرو ببرند یا او را نیشگون بگیرند و ناخواسته به او صدمه بزنند.

۳-یک قانون کلی بگذارید:کودکان کوچکتر از ده سال حق ندارند شیرخوار را این سو و آن سو و یا از پله بالا و پایین ببرند.

۴-شیرخوار را در جاهای پر سرو صدا و پر نور نخوابانید.محل خواب او باید آرام و نیمه روشن باشد.

۵-نوزاد در هفته های اول،در هر شبانه روز ۱۶ تا ۱۸ ساعت و تا سه ماهگی ۱۵ تا ۱۶ ساعت می خوابد.

۶-تشک نوزاد نباید زیاد نرم باشد.او به بالش نیاز ندارد.

۷-بهتر است جابجا کردن نوزاد در رختخواب باشد،عوض کردن لباس و حمام کردن او باید با ملایمت انجام شود.


مقاله مرتبط: توصیه های مهم برای داشتن کودک سالم و باهوش


چه زمانی برای بازی یا تمرین کردن با شیرخوار مناسب است؟

شیرخوار هنگامی آماده است که:

۱-در صورتش آرامش و رضایت دیده شود.

۲-دست و پایش را راحت گرفته ولی شل نباشد،به نظر برسد آن ها را بطرف شما گرفته است.

۳-به طرف صدای شما بچرخد،بدون اینکه علامتی از ناراحتی نشان دهد.

۴-بدون نشانه ای از ناراحتی،بصورت شما نگاه کند و صدای شما را گوش کند.

اگر فرزند شما خسته و کلافه شده است با او بازی نکنید.

ضرورت تحریک شیرخوران

اما چگونه می توان فهمید شیرخوار خسته است؟

وقتی شیرخوار خسته است:

۱-حرکات چشمش ناهماهنگ است.

۲-رنگ چهره اش پریده یا سرخ شده است.

۳-قیافه اش ناراحت به نظر می رسد و صورتش را در هم جمع کرده است.

۴-گاه بنظر می رسد به شما خیره شده است.

۵-گاهی ممکن است سکسکه کند،عق بزند یا حتی بدون ارتباط با تغذیه اش شیر را برگرداند.

۶-عضلاتش شل شده یا دست و پایش را سفت و راست نگه داشته است.

۷-بیش از حد از جا می پرد و یا دست و پایش می لرزد.

۸-به چشمان شما نگاه نمی کند.

۹-خمیازه می کشد و عطسه می کند.

۱۰-دست و پا یا پشتش را به کناره های گهواره فشار می دهد.

۱۱-سعی می کند غلت بزند و وضعیت خودش را عوض کند.

۱۲-دست،انگشتان یا لب های خود را می مکد.

۱۳-با یک دست یا هر دو دست،انگشت یا لباس شما را می گیرد و یا با یک دست،دست دیگرش را می گیرد.

۱۴-خواب آلود می شود یا به خواب سبک فرو می رود.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


خوابیدن-کودک.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

عادت خوابیدن کودک

زمان اصلاح عادت خوابیدن کودک در اتاق والدین و جدا کردن اتاق کودک بین سن ۱۲ تا ۱۸ ماهگی است. فرآیند جدا کردن محل خوابیدن کودک باید صبورانه و توام با آرامش صورت بگیرد. در ادامه مراحل اصلاح محل خوابیدن کودک بیان شده است.

مراحل جداکردن محل خوابیدن کودک

راه‌حل‌های زیر برای پیشگیری و از بین بردن عادت خوابیدن کودک در رختخواب والدین سودمندند:

از آغاز جلوی این عادت را بگیرید.

هنگامی که کودک بیمار است می‌توانید با استفاده از یک آیفون بین اتاق خودتان و اتاق کودک به صدای او گوش دهید و یا این که اگر لازم بود و باعث آرامش خیال شما می‌شد یکی از والدین می‌توانند در اتاق کودک بماند. اگر به کودک اجازه می‌دهید که هنگام بیماری در اتاق شما بماند پس از بهبودی این کار را ادامه ندهید.

کودک را به رختخواب خودش بازگردانید.

در صورتی که کودک هنگام شب به اتاق شما آمد قاطعانه و بدون سؤال و جواب زیاد او را به اتاق خودش بازگردانید و بخوابانید. از بین والدین هر کدام که قاطع‌تر و کمتر دل رحم است باید این کار را انجام دهد.


مقاله مرتبط: چگونه به کودک کمک کنیم تا به خواب رود؟


مهمان شبانه را دستگیر کنید.

بسیاری از والدین اظهار می‌کنند که کودکان هنگامی‌که آن‌ها در خواب هستند به داخل رختخواب آن‌ها می‌خزند. اگر شما نیز چنین مشکلی دارید راه‌حل‌های زیر را برای دستگیر کردن کودک قبل از اینکه بتواند به داخل رختخواب شما بخزد و همچنین بازگرداندن او به اتاق خودش به کار ببرید:

الف) زنگ آویزان کنید. زنگ‌هایی در روی درب اتاق خودتان و یا اتاق کودک آویزان کنید تا بتوانید متوجه آمدن او بشوید.

ب) خودتان را بپیچانید. طوری ملحفه‌ها یا بالش‌ها را دور خودتان بپیچانید و قرار دهید که ورود کودک به رختخواب شما بدون بیدار شدنتان غیر ممکن شود.

ج) جلوی در را مسدود کنید تا کودک هنگام ورود به اتاق شما با آن برخورد کند و در نتیجه سروصدا ایجاد شود. بدین ترتیب کودک تنها هنگامی می‌تواند وارد اتاق شود که شما را بیدار کند.

از روش‌های فشاری استفاده کنید.

این روش نیاز به این دارد که بازیگر خوبی باشید. هدف این است که کودک را آن قدر در رختخواب خودتان ناراحت کنید که رختخواب خودش را ترجیح دهد.

کودک را بیرون بیندازید. اگر بیدار شدید و دیدید که کودک داخل رختخواب شما آمده است وانمود کنید که هنوز خواب هستید و به سمت او غلت بزنید. درحالی که هنوز ظاهراً خواب هستید یک دست خود را روی او بیندازید و یا اینکه لگد آرامی به او بزنید. اگر کودک بین شما خوابیده است در این حالت هردو شما می‌توانید با هم به سمت کودک غلت بزنید و به این ترتیب جای او را تنگ کنید. اگر کودک کنار شما خوابیده بود او را به کناره تخت برانید و او را به نرمی به لبه تخت فشار دهید.

 

 

پیشنهاد به مراجع

پدر و مادری در این مورد از ما کمک خواستند زیرا هر کاری که می‌دانستند انجام داده بودند تا کودک نه ساله آن‌ها در رختخواب خودش بخوابد. از او خواهش کرده بودند به التماس و تنبیه متوسل شده بودند و سه بار دکوراسیون اتاق کودک را عوض کرده بودند. ما پیشنهاد کردیم که کودک را از رختخواب بیرون بیندازند که مؤثر واقع شد. ولی بعد کودک شروع به خوابیدن روی زمین کرد. ما پیشنهاد کردیم که مادر در هنگام شب از رختخواب بیرون بیاید و وانمود کند که به طور اتفاقی روی کودک پا می‌گذارد (البته به آرامی).به تدریج کودک به این نتیجه رسید که خوابیدن در اتاق پدر و مادرش بسیار خطرناک است.

وانمود کنید که بی‌قرار هستید. فشار دادن همچنین زمانی که کودک شما را صدا کرده است و شما با کودک در رختخواب او خوابیده‌اید نیز مؤثر واقع می‌شود. یکی از دوستان ما تعریف می‌کرد که در دوران کودکی والدین خودش را صدا می‌کرده است و یکی از آن‌ها وارد رختخواب او می‌شده است تا دیگر از شیرها و ببرها نترسد. پدر یا مادر روی تخت او می‌افتادند و بلافاصله به خواب می‌رفتند و سپس همان‌جا ولو می‌شدند او را به دیوار فشار می‌دادند و بلند خرناس می‌کشیدند. به زودی او به این نتیجه رسید که ترسیدن از شیرها و ببرها بهتر از خوابیدن با آن‌هاست!


مقاله مرتبط: ملاحظاتی در باب جداکردن اتاق خواب کودک


به کودک جایزه بدهید.

کودک خود را به تنها خوابیدن تشویق کنید و به او جایزه بدهید چه یک سیستم((رسمی))جایزه دادن را انتخاب می‌کنید و چه این کار را نمی‌کنید.

۱. از تحسین و تحت تأثیر قرار دادن کودک استفاده کنید. حتماً به کودک بگویید که چقدر به او افتخار می‌کنید و چه ((پسر بزرگی)) است که خودش تنها در رختخواب خودش تنها می‌خوابد. در هنگام روز نیز او را بیشتر مورد توجه و نوازش قرار دهید.

۲. از جایزه استفاده کنید. اگر کودک شما برای مدت طولانی کنارتان می‌خوابیده است ممکن است مجبور شوید برای این که کودک به استقلال و عدم وابستگی کامل شبانه برسد به او جایزه دهید. با کمک کودک یک جدول تهیه کنید (که شکل آن می‌تواند شبیه درخت باشد) و برای شب‌هایی که تمام یا قسمتی از آن را در بستر خود به سر برده است نمره تعیین کنید. پاداش‌هایی که می‌توانید در قبال تنها خوابیدن کودک به او بدهید می‌تواند بردن تلویزیون به اتاق در بعد از ظهر و یا خرید یک پوستر جدید برای اتاق کودک باشد.


مقاله مرتبط: بیدار شدن مکرر کودک پس از خواب


اتاق کودک را دوست داشتنی کنید.

با این که لازم نیست اتاق کودک را کاملاً تغییر دهید آن را برای کودک جالب کنید به طوری که کودک نسبت به اتاقش احساس دلبستگی خاص کند. یک راه ساده این است که از کودک بخواهید عکس‌هایی که از مجلات مختلف انتخاب و آن‌ها را به دیوار آویزان کند. هنگام تغییر دکور اتاق از کودک سؤال کنید که دوست دارد اتاقش را چه رنگی کند. کودک را به مغازه پارچه فروشی یا فروشگاه لوازم اتاق خواب ببرید. یا اینکه به کودک اجازه دهید از نمونه‌هایی که شما انتخاب کرده‌اید یکی را انتخاب کند. با کودک در میان اتاق بنشینید و به یک آرایش جدید برای مبلمان اتاق فکر کنید.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


پرخاشگری-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

پرخاشگری کودکان

يکي از شکایت‌های رايج والدين در مورد فرزندانشان، پرخاشگری کودکان و رفتارهاي خشن است که متأسفانه براي والدين دغدغه شده اما معمولاً تا زماني که پرخاشگري کودکان به حد خطرناک نرسد سعي در درمان آن نمی‌شود، البته ناگفته نماند رفتار پرخاشگرانه در کودک تا سنين سه‌سالگی امري طبيعي است و در اکثر کودکان ديده می‌شود اما زماني که پرخاشگري با هدف آسيب رساندن يا مجروح ساختن ديگران، تهديد کردن به صورت مکرر، درگيري و نزاع باشد نشان از طغیان‌های خطرناکي دارد که کودک نيازمند درمان هر چه سریع‌تر است.

در زمينه پرخاشگری کودکان، منشأ و درمان آن با یکی از متخصصین کودک مرکز مشاوره اکسیر مصاحبه کرده‌ایم که در زير می‌خوانید.

رفتارهاي پرخاشگری در کودک

در طبقه‌بندی احساسات، پرشورترين هيجان، هيجان خشم است. متخصص کودک اکسیر دراین‌باره توضيح می‌دهد: «خشم جزو هيجانات منفي به‌حساب می‌آید که ما را برانگيخته می‌کند و حتي بعضي مواقع اين هيجان از ما محافظت می‌کند. درواقع هيجان خشم به ما اين پيام را می‌دهد که اوضاع آن‌گونه که بايد نيست. ميزان افزايش هيجان خشم همراه با جبهه بيروني رفتاري باعث پرخاشگري می‌شود که يکي از نشانه‌های اختلالات رفتاري در کودکان است. يعني اگر کودکي به‌طور مداوم و مکرر دچار عصبانيت شود که متناسب با شرايطش نباشد و در مکان‌های مختلف اتفاق بيفتد اين کودک مبتلابه رفتار پرخاشگرانه است.»

وي در مورد اينکه آيا پرخاشگری کودکان يک نوع اختلال است ادامه می‌دهد: پرخاشگري به معناي اختلال وجود ندارد بلکه نشانه‌های سه اختلال عمده است:

اختلال نافرماني-مقابله اي

اين اختلال به‌صورت يک الگوي پايدار از رفتارهاي تندخويانه، خشونت‌آمیز، مقابله‌ای و خودسرانه است که نامتناسب با سن کودک است، نشانه‌های اين اختلال اين است که کودک زود از کوره درمي رود، با بزرگ‌ترها جروبحث می‌کند، به‌طورجدی از خواسته‌های والدين سرپيچي می‌کند، از روي عمد ديگران را اذيت می‌کند، زودرنج است و خشمگين، عصباني، کینه‌جو و انتقام‌جو می‌شود.


مقاله مرتبط: شناخت و درمان نافرمانی کودکان


اختلال سلوک

يک الگوي تکراري باثبات از رفتار که طي آن حقوق اساسي ديگران يا هنجارهاي اجتماعي و مقررات عمده توسط کودک زير پا گذاشته می‌شود که داراي نشانه‌هایی چون تخريب اموال، فريبکاري و دزدي، پرخاشگري نسبت به افراد، حيوانات و نقض جدي مقررات است.


مقاله مرتبط: کودکان مبتلا به اختلال سلوک از چه استدلال هایی استفاده می کنند؟


اختلالات همايند با رفتار پرخاشگرانه

اين کودکان اکثراً مشکلات يادگيري و تحصيلي دارند، عزت‌نفس پايين، بيش فعالي، نقص توجه، اضطراب و افسردگي و نقص‌های شناختي، کلامي، مشکلات با همسالان و مشکلات خانوادگي که به‌اشتباه، روان‌پزشکان در اين اختلال، به تجويز داروهاي آرام‌بخش براي اين دسته کودکان می‌پردازند باعث نتيجه معکوس و به وجود آمدن رفتار پرخاشگرانه می‌شود.


مقاله مرتبط: عصبانیت و پرخاشگری کودکان


تقسیم پرخاشگری کودکان

اين مشاور کودک رفتار پرخاشگرانه در کودک را به دو دسته تقسيم می‌کند: «۱- پرخاشگرانه خصمانه: در اين نوع پرخاشگری کودکان رفتاري را نشان می‌دهد به منظور صدمه زدن و آزار رساندن به ديگري و در واقع هدف آزار رساندن است ۲- پرخاشگري وسیله‌ای: کودک رفتاري نشان می‌دهد که به وسيله آن خواستار به دست آوردن هدف ديگر است.»

تفاوت جنسیتی در پرخاشگری کودکان

پسرها بيشتر از دخترها پرخاشگرند.

متخصص روانشناس کودک مرکز مشاوره اکسیر در مورد تفاوت جنسيتي در اين نوع رفتار می‌گوید: «همان‌طور که گفتيم پرخاشگري در سه‌سالگی طبيعي است. در سيستم فرآيند رشد کودک ما يک سري واکنش‌هایی داريم مانند فحاشي، ترس، پرخاشگري که در يک مقطع زماني رخ می‌دهد. همه بچه‌ها در سن سه تا سه ونيم سالگي چه دختر و چه پسر پرخاشگري طبيعي دارند. طريقه ارتباط برقرار کردن والدين با کودک نيز در اين دوره نقش مهمي در ماندگاري اين رفتار دارد. تفاوت‌های جنسيتي در پرخاشگري بعد از تقریباً سه‌سالگی نمود پيدا می‌کند. پسرها بيشتر از دخترها پرخاشگرند، البته پرخاشگري پسرها به‌صورت حمله به سمت ديگران، پرت کردن اشيا و درگيري با مرجع قدرت است اما در دختران رفتارهاي پرخاشگرانه تلافي جويانه است و بيشتر به صورت نافرماني و سرپيچي است و کمتر حالت فيزيکي دارد.»

دلایل پرخاشگری کودکان

آسیب‌شناسی رفتار پرخاشگری کودکان

علل بسياري در شکل‌گیری رفتار پرخاشگری کودکان وجود دارد. چندین عامل را به‌عنوان عوامل کليدي در شکل‌گیری رفتار پرخاشگرانه برمی‌شماریم:

۱- الگوپذیری کودک از والدين

اين فاکتور از مهم‌ترین عوامل به شمار می‌رود. پرخاشگري در کودکان، يادگيري از الگوهاي والدين است. والدين کودکان به‌شدت پرخاشگر، به هنگام اعمال قوانين و قواعد، خشونت به خرج می‌دهند و اين در حالي است که خود پدر و مادر اين خشم را نمی‌بینند. انتقادهاي تند، نيش و کنايه و متلک، نافرماني، لجاجت جزو نشانه‌های رفتار پرخاشگرانه در والدين است. نظریه‌ای در اين باب وجود دارد که می‌گوید کودک رفتاري را ايجاد می‌کند که قبلاً بزرگ‌ترها آن رفتار را انجام داده‌اند يا حتي شيوه تعامل با فشار والدين با کودک باعث بروز رفتارهاي پرخاشگرانه می‌شود.

۲- کودک ناکام پرخاشگر می‌شود

کودکان ناکام که نمی‌توانند نيازهايشان را به نحو صحيحي ارضا کنند در طول روز يا هفته مدام با ناکامي مواجه می‌شوند در ارتباط برقرار کردن با ديگران، در مدرسه با معلم و… . البته بايد بدانيد سوء رفتار کودک با چهار هدف صورت می‌گیرد: ۱- جلب‌توجه: کودک از طريق غيرمفيد جلب‌توجه می‌کند. ۲- قدرت‌طلبی: کودک فکر می‌کند زماني اهميت دارد که خودش اعمالي را که دوست دارد انجام دهد و والدين را به مبارزه دعوت می‌کند. ۳- انتقام: کودک فکر می‌کند ديگران دوستش ندارند و زماني به او اهميت می‌دهند که به آن‌ها آسيب برساند. ۴- نمايش بی‌لیاقتی: فرد اين رفتار را از خود نشان می‌دهد که ناتوانی‌اش را به والدين بروز دهد.

۳- پرخاشگري نشانه تضادهاي دروني است

گاهي کودک در دوگانگي و تضاد قرار می‌گیرد و بر سر دوراهی، گير می‌کند و نمی‌داند کدام را بايد انتخاب کند، در اين حالت دچار تعارض، اضطراب و خشم می‌شود. مثلاً کودکي که به والدين مخصوصاً مادر وابستگي دارد و دوست دارد در خانه کنار مادرش باشد از طرفي بايد به مهد يا مدرسه برود در اين حال دچار دوگانگي می‌شود.

۴- ژنتيک و عوامل عصبي-زيستي

در سيستم زيستي افراد دو مکانيسم وجود دارد. ۱- مکانيسم بازدارنده رفتار ۲- مکانيسم فعال‌سازی. مکانيسم بازدارنده رفتار؛ اضطراب توليد می‌کند و رفتارهاي جاري افراد را در هنگام بروز و مواجهه با محرکات از نظر دريافت پاداش يا تنبيه متوقف می‌کند. در واقع ما اصطلاح ترمز را برايش به کار می‌بریم اما مکانيسم بعدي در پاسخ به علائمی مثل دريافت پاداش يا دريافت نکردن تنبيه است مانند پدال گاز، البته کم و زياد بودن هورمون‌های مربوط به اين قضيه را هم نبايد ناديده گرفت.

۵- عوامل شناختي و اجتماعي

اين دسته از کودکان دچار نقص شناختي و مراحل تفکر و رفتار هستند و قضاوت آن‌ها همراه با سوگيري و سوءتعبير رفتار ديگران است. بر حسب عمدي يا تصادفي بودن.

۶- نظریه‌های دلبستگي يا سبک دلبستگي

تجربه محروميت يا جدايي از والدين بيش از شش ماه قبل از سه سالگي باعث بروز آسيب در کودک می‌شود. رفتار پرخاشگرانه، کيفيت دلبستگي کودک به والد تعیین‌کننده همانندسازی‌های بصري کودک باارزش‌ها، باورها و معيارهاي والدين است. کودکان پرخاشگر معيارهاي والدين و اجتماع را کمتر درون سازي می‌کنند.

۷- اضطراب

کودکان مستقل براي کنترل اضطراب خودشان دست به رفتارهاي پرخاشگرانه می‌زنند و بلافاصله پشيمان می‌شوند و از والدين عذرخواهی می‌کنند. رابطه بين اضطراب و خشم اصطلاحاً واکنش‌های فاجعه‌آمیز و بلاخيز نام نهاده می‌شود. در اين واکنش‌ها کودک نمی‌تواند احساسات و تمايلات خودش را به تعويق بيندازد و لذت‌جویی را کنترل کند.

۸- مدرسه

گاهي کودکان در مدرسه قرباني خشونت می‌شوند و اين باعث می‌شود که خود آن‌ها نيز عامل خشونت شوند. سبک ارتباط برقرار کردن کودک با بقيه دانش آموزان، نوع ارتباط برقرار کردن معلم با کودک، انتظارات و خواسته‌های معلم از کودک در سال‌های اول مدرسه، نقش تأثیرگذاری در بروز پرخاشگري دارد. نوع ارتباط برقرار کردن اشتباه معلم از مهم‌ترین عوامل بروز خشونت در کودک است.

۹- بازی‌های کامپيوتري و ويديويي و نمایش‌های خشن

متأسفانه در اين بازی‌ها، پرخاشگري به عنوان يکي از وسايل رسيدن به هدف تشويق می‌شود و قهرمان اين برنامه‌ها هم به اندازه ضد قهرمانان پرخاشگرند و طبق نظريه بندورا، کودک با آن‌ها همانندسازی می‌کند و ياد می‌گیرد. حتي ديدن صحنه‌های خشونت‌آمیزی چون اعدام در ملأعام، درگیری‌های فيزيکي، رفتارهاي پرخاشگرانه‌ای که در رسانه‌ها پخش می‌شود به کودکان ياد می‌دهد و باعث توزيع خشونت و به تبع آن، رفتار پرخاشگرانه می‌شود.


مقاله مرتبط: بازی‌های ویدئویی و پرخاشگری کودکان


راهکارهايي که والدين بايد بدانند

در درمان پرخاشگري کودکان بايد به علل ایجادکننده پرخاشگري توجه کرد و اينکه هدف از درمان اين نابهنجاري به‌هیچ‌وجه حذف غريزه پرخاشگري در کودک نيست بلکه هدف آن است که به کودک بياموزد چگونه خشم خود را کنترل کند که منجر به پرخاشگري نشود. متخصص روانشناس کودک اکسیر معتقد است که علل را بايد در درون خانواده جست‌وجو کرد. بااین‌حال راهکارهاي زير در درمان اين رفتار مؤثر است:

  • پرخاشگري کودکان می‌تواند جبران احساس بی‌کفایتی کودک يا نتيجه ناآگاهي او نسبت به مهارت‌های اجتماعي، انتقادات، سرزنش‌ها، کمال‌گرایی و خواسته‌های غيرمنطقي والدين باشد. پس بايد راه جديد برآورده کردن نيازها را به کودکان در روابط اجتماعي آموزش داد.
  • ببينيد کودک با نزاع چه هدفي را دنبال می‌کند، جلب توجه، کسب قدرت، انتقام و… .
  • از کودک بخواهيد بعد از پرخاشگری‌اش، ماجرا را بنويسد و درباره آن با کودک صحبت کنيد، حتي می‌توانید از او بخواهيد با قصه يا نمايش حرکتش را توضيح دهد.
  • عزت‌نفس کودک را تقويت کنيد.
  • خشم را براي کودک تعريف کنيد. خيلي از کودکان قادر نيستند خشم را به‌درستی تعريف کنند. کاري کنيد که کودک بفهمد عصبانيت يک احساس منفي ناخوشايند در پاسخ به يک موقعيت بيروني است.
  • به فرزندتان آموزش دهيد علائم هشداردهنده خشم را بفهمد، علائم فکري چون «از خودم متنفرم»، «می‌خواهم بزنمش» و… . علائم جسمي مانند افزايش ضربان قلب، تعريق، سرخ شدن، سفت شدن عضلات و علائم عملي مانند لرزيدن، بی‌قراری، گوشه‌گیری و داد زدن.
  • مشخص کردن حدومرز و حریم‌ها در خانه، مثلااينکه کودک بداند در خانه پنج تا قانون وجود دارد. ز- آموزش تکنیک‌های آرام‌سازی مانند ايست، نفس عميق، لبخند و… .
  • استفاده از روش‌های کنترل مانند خود نظارتي، خودارزیابی، خود تقويتي.
  • استفاده از عبارات انطباقي و مثبت در خود موقعيت مانند «من می‌توانم آرام باشم»، «از پسش برمیام» و… .
  • قصه‌گویی براي کودکان، چرا که تأثیر قصه‌گویی در کاهش پرخاشگري نقش زيادي دارد.
  • آموزش مديريت والدين: والدين با استفاده از روش کنترل وابستگي، رفتار کودکانشان را می‌توانند بهبود بخشند.
  • بعد از بروز رفتار پرخاشگرانه با کودک صحبت کنيم نه به صورت قضاوت، سرزنش يا بايد و نبايد.

اگر خانواده اين راهکار را دنبال کرد و پرخاشگري کودک درمان نشد بايد به روانشناس مراجعه شود اما يکي از مشکلات والدين در مراجعه به روانشناس اين است که زماني پدر و مادر مراجعه می‌کنند که بسيار دير شده است. کودکي که از مدرسه اخراج شده يا کتک کاري کرده است و… و در نهايت انتظار دارند که مشاور کودک در عرض سه، چهار جلسه معجزه کند. درمان اين دسته از کودکان نياز به صبر، تداوم، برنامه‌ریزی و تغيير الگوهاي ارتباطي والدين در درون خانواده دارد.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


عصبانیت-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

عصبانیت کودکان

آیا تا به حال عصبانیت کودکان برای شما مشکل درست کرده است؟ در مشاوره کودک و مشاوره خانواده توجه به عصبی بودن فرد، خصوصاً کودک از درجات بالایی برخوردار است. عصبانیت کودکان و پرخاشگری تا حدی عادی است، ولی به تدریج کودک به علت رشد شخصیتی بر خود مسلط می‌شود.

علت عصبانیت کودکان

احتمال دارد عصبانیت کودکان اولین علامت یک افسردگی باشد ولی اغلب واکنشی است انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی، چون کودک نمی‌تواند خواسته‌های خود را به تعویق بیندازد.

پرخاشگری شدید یا غیظ و خشم ممکن است با علت احساس رنجش عمیق کودک بر اثر بی‌عدالتی یا تبعیض اولیا باشد، ولی غالباً علت آن تضادها و کشمکش‌های درونی کودک در مقابل عوامل آزاردهنده یا احساس عجز و ناتوانی است.


مقاله مرتبط: بازی‌های ویدئویی و پرخاشگری کودکان

مقاله مرتبط: آموزش های والدين و پرخاشگری کودکان


علائم عصبانیت کودکان

عصبانیت کودکان به‌طور مختلف مانند فریاد کشیدن، گریه کردن، خود را به زمین زدن و به خاک مالیدن، گاز گرفتن، دشنام دادن شکستن اشیاء و حتی کتک زدن والدین تظاهر می‌کند. این حالات اغلب از دو یا سه سالگی به بعد یعنی در یک دوره منفی گری یا مقاومت دیده می‌شود و در پسران شایع‌تر از دختران است.

 

 

این حالات معمولاً زیانی به کودک نمی‌رساند اما اگر ادامه یابد باعث عدم رشد اجتماعی و وجدان اخلاقی می‌شود و در نتیجه در مراحل بعدی زندگی ممکن است به اختلالات شخصیتی و سایکوتیک منجر شود. در کودکان بزرگ‌تر اگر این حالات بروز کند ممکن است نوعی بازگشت به کودکی تعبیر و توجیه شود.

دزدی، دروغ‌گویی، فرار از مدرسه می‌توانند جزء پرخاشگری‌های انفرادی یا حتی گروهی باشند. مصرف سیگار، مشروبات الکلی، تجاوز جنسی و اقدام و یا ژست به خودکشی در نوجوانان پرخاشگر خیلی زود به چشم می‌خورند.

عصبانیت و پرخاشگری گاهی پس از بیماری مثل آنسفالیت، یا ضایعات عضوی مغزی بروز می‌کند. پرخاشگری در صرع‌های تمپورال فراوان به چشم می‌خورند.

جهت آشنایی با دیگر اختلالات و مشکلات رفتاری کودکان اینجا کلیک کنید.

درمان عصبانیت کودکان

برای درمان عصبانیت کودکان باید علت را در خانواده نیز جستجو کرد. اغلب پدران یا حتی مادران الکلیک، سایکوپات و مادران حساس و هیجانی هستند و در پرورش کودک خود جانب اعتدال را رعایت نکرده‌اند. یا در پرورش کودک کوتاهی کرده یا بلعکس در مراقبت از کودک افراط شدید داشته‌اند.

جهت تعیین نوع سبک فرزندپروری خود اینجا کلیک کنید.

بهترین طریقه آرام کردن کودک، مبارزه با علت ناکامی، برخورد منطقی و اطمینان بخشیدن به کودک است. غالباً بهتر است کودک و والدین توأماً درمان شوند.

درمان‌های؛ روان‌درمانی فردی، گروهی، خانوادگی، مشاوره روانشناسی، در صورت لزوم انتقال کودک به منزل دیگر یا بستری در بیمارستان، درمان‌های دارویی در صورتی که علت ضایعات مغزی باشد و همچنین سن شروع درمان و ادامه آن هر کدام به نوبه خود قدم مؤثری در بهبودی این بیماران است.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


سوالات-جنسی-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

سؤالات جنسی کودکان

سوالات جنسی کودکان چیست؟ هر فردی که با کودکان سروکار دارد بخصوص پدر و مادر دائماً با پرسش‌های کودک خود در مورد تولد، نحوه بچه‌دار شدن، روابط پدر و مادر و … مواجه می‌شود.

نکات در پاسخ به سوالات جنسی کودکان

کودک اصرار دارد برای سؤالات خود پاسخی بیابد و از این طریق بر سطح دانش و معرفت خود بیفزاید؛ اما در پاسخ به سؤالات جنسی کودکان نخست به این مسئله باید توجه داشت که از نظر روانشناسی، طفلی که از موضوعی می‌پرسد به احتمال قوی رشدش در حدی هست که بتواند پاسخ آن را هم بشنود و از آن سر درآورد.این اصل در عین اینکه کلیت ندارد برای پدر و مادر هشدار دهنده است.

نکته دیگر اینکه اگر والدین از پاسخ به سؤالات جنسی کودکان طفره می‌روند و یا پاسخ او را نمی‌دهند باید دید آیا طفل از آن صرف‌نظر خواهد کرد؟ یا به‌گونه‌ای دیگر سعی خواهد داشت آن را دریابد؟ در صورت دوم، او سؤال خود را از چه کسی خواهد پرسید؟ منبع اطلاعاتش چه کسی و کجا خواهد بود؟ آیا شما می‌پسندید که او با افراد دیگری که چون شما دلسوز و آگاه به مصالح کودک نیستند با ارتباط معرفتی برقرار نمایند؟


مقاله مرتبط: رفتار جنسی در کودکان و برخورد مناسب با آن

مقاله مرتبط: اهمیت تربیت جنسی فرزندان


در صورت سوم، این مراقبت باید صورت گیرد و محیط تربیتی و نحوه پاسخ به سؤال به‌گونه‌ای باشد که طفل را دچار بدآموزی نکند و موجبات لغزش یا انحراف او را فراهم نیاورد؛ و یا محیط آن‌چنان بدآموز و تحریک‌کننده نباشد که طفل را به کنجکاوی‌های ناروا وا دارد و زمینه را برای سؤالات او در آن باره فراهم نماید.

مشکلات والدین در پاسخ دادن به سوالات جنسی کودکان

  • شرم و حیای والدین که مانع آن است که همه لغات و اصطلاحات را در این رابطه بکار برند.
  • همیشه به مصلحت کودک نیست که همه مسائل را در همه سنین بداند و والدین در این مصلحت‌اندیشی گرفتارند.
  • برخی والدین می‌خواهند حقایقی را به کودک بگویند ولی از شیوه درست آن بی‌خبرند.
  • بعضی وحشت از این دارند که پاسخ‌ها برای کودک بدآموز باشند و بدین نظر از آن می‌گریزند.
  • ولی به نظر ما توجه به نوع سؤال و تعمق درباره انگیزه‌ها و علل آن خود می‌تواند راهنمای خوبی باشد که والدین و یا مربیان بدانند چگونه باید موضع گرفت.
  • در پاسخ به سؤالات جنسی کودکان دریافت این نکته مهم است که چه امری باعث شده که یک زمینه‌ای در کودک به وجود آید و منجر به چنین پرسشی شود.

 

شرایط پاسخ دادن والدین یا مربیان

آگاه اید که هر کسی قادر به پاسخ‌گویی سؤالات جنسی کودکان نیست. شرایطی باید در فرد باشد تا پاسخ‌ها مؤثر افتد. آن شرایط عبارت‌اند از؛

شنونده خوب بودن، یعنی فرد بر خود مسلط باشد و اجازه دهد جمله سؤالی کودک به اتمام برسد و حتی اگر در ضمن یک سؤال مطلب دیگری هم می‌خواهد بیان کند در آن آزاد باشد که این امر در شناخت او، انگیزه سؤالش و منشائی که پرسش را از آنجا به دست آورده مؤثر است.

آمادگی فکری و علمی، برای پاسخ به سؤالات به‌گونه‌ای که جداً برای کودک بدآموز نباشد و راه و رسم موضع‌گیری را به او بدهد و البته در این راه شیوه‌ها و اصول اسلامی هم در نظر گرفته‌شده باشد.


مقاله مرتبط: کودکان و بایدهای تربیت جنسی


تسلط بر خود، به صورتی که از نگرانی و شرم دچار لکنت زبان نشوید و بتوانید حقیقت را آن‌چنان‌که موردنظر است به کودک بگوید، رنگ باختن، سرخ و سفید شدن چاره کار نیست و رفتاری که پاسخ‌دهنده در این رابط پیدا می‌کند باید همانند حالات و رفتار کودک باشد.

شیوه بیان، به‌گونه‌ای باشد که اعتماد کودک را به صحبت امر و مسئله‌ای جلب کند و کودک دریابد که او مطالبی را سرهم‌بندی نکرده و بی‌حساب نمی‌گوید و یا قصد او فریب دادن کودک نیست.

لحن شما را لحنی جدی حساب کند و برای پاسخ شما ارزش و اعتباری قائل باشد و جداً احساس کند که قانع شده است.

پاسخ والدین به سوالات جنسی کودکان

اما خود پاسخ چه شرایطی باید داشته باشد

  • پاسخ‌ها درست باشند آن چنانکه آمیخته با خرافات و اوهام نباشند. درباره پاسخی که می‌خواهید به کودک دهید دقیقاً فکر کنید. اصولاً درست پاسخ دادن خود نیمی از مسائل بعدی را حل خواهد کرد.
  • پاسخ‌ها ساده و با منطق و بیان کودک سازگار باشد تا کودک از آن سر درآورد. نیازی نیست لغات علمی مثل هورمون و از این قبیل برای کودک بکار ببرید.
  • پاسخ‌ها بدآموزی و منحرف‌کننده نباشند و یا راهنمای بدی برای عمل بعدی او نباشد و البته این خود نیازمند به هنر شماست.
  • پاسخ‌ها اقناع‌کننده باشند. به‌گونه‌ای که کودک خود را نیازمند به این امر نبیند که همین سؤال را از دیگران هم بپرسد؛ و یا ناچار باشد همان سؤال را به وجهی دیگر و با دامنه‌ای بیشتر برای شما مطرح کند. البته ممکن است در عین توضیح مختصر شما کودک قانع شود که دیگر نیازی به توضیح بیشتر ندارید.
  • در پاسخ‌ها تناسب سن، درک و جنس مراعات شود. در سنین بالاتر پاسخ‌ها باید مفصل‌تر و عمیق‌تر باشند و حتی پاسخ شما باید بهتر و سازنده‌تر و تکمیل‌کننده پاسخ سال قبل نیز باشد.
  • پاسخ‌ها همراه با مسخرگی، شوخی و هرزگی و تحریک نباشد و بجای ادب و اخلاق، جسارت و وقاحت را ترویج نکند و یا سبب شود ستر و حجاب فیما بین شما و کودک پاره گردد.
  • پاسخ‌ها در این زمینه باید محدود و در حد راهنمایی و ارضاء حس کنجکاوی کودک باشد نه بالا بودن سطح اطلاعات و احیاناً بیدار کردن او در این زمینه.

تمایلات-غریزی-کودک.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

تمایلات غریزی کودک

تمایلات غریزی کودک و جنسی تنها مخصوص دوران بلوغ و پس از آن نیست، بلکه مدت‌ها پیشتر از آن به‌صورت احساسی ویژه و با تحریکاتی گوناگون در رفتار آدمی حضور دارند، طوری که طفل بدون آنکه قصدی برای تبهکاری و فساد داشته باشد تحت تأثیر آن است و از آن نوعی احساس لذت می‌کند.

بسیاری از کودکان تظاهرات و فعالیت‌های جنسی دارند که در آغاز کار دارای صورت تقلیدی و در مواردی ناشی از بدآموزی‌ها، اغواء اغفال است و چون اغلب والدین چنان فرض و تصوری را درباره کودکی خردسال ندارند از آن غافل می‌مانند و روزی از آن سر در می‌آورند که کار از کار گذشته است.

میل جنسی و تمایلات غریزی کودک نیز طبق معمول از طریق دستگاه تناسلی کامیاب می‌شود، گرچه برخی از روانکاوان صورت‌های دیگری را هم در این مورد ذکر کرده‌اند. نوع و کیفیت آن در خردسالان بسی متفاوت با بزرگ‌سالان است ولی در میل گاهی می‌تواند از طریق تماشای بدن‌های عریان و یا نشان دادن بدن‌های خود نیز ارضا گردد.

 

سیر تحول تمایلات غریزی کودک و میل جنسی

برخی تحقیقات تجربی نشان می‌دهد که کودکان از همان آغاز تولد آماده برای احساس لذت بدنی هستند، ولی در همه حال این نکته مسلم است که طفل به همراه تولد دارای غریزه است و این زمینه ممکن است در اثر سهل‌انگاری‌ها موجب رشد بی‌حساب و یا سبب کندی و توقف شود.

در دوران سه‌ساله اول زندگی این تمایلات غریزی کودک اغلب متوجه خود طفل و گرایش‌های مربوط در این رابطه است ولی بعدها و بتدریج گرایش‌ها متوجه دیگران خواهد شد.


مقاله مرتبط: اهمیت تربیت جنسی کودکان


سیر آن در مراحل مختلف زندگی تا ۶ سالگی

بررسی‌ها در زمینه سیر تمایلات غریزی کودک نشان می‌دهد که آنان در هر مرحله‌ای از زندگی حالت ویژه و وضعی مخصوص دارند. مثلاً در سنین قبل از سه سالگی حساسیت جنسی‌شان به‌صورت بازی با آلت تناسلی و دست‌کاری با خود است که این امر در مواردی می‌تواند صورت انحراف جنسی داشته و کودک جداً گرفتار و مبتلا باشد.

در سنین ۳-۴ سالگی زندگی جنسی کودک تا حدودی قابل فهم و مشاهده است و به اشکال مختلف خود را نشان می‌دهد. البته او در این زمینه اصراری دارد به محرمانه داشتن بدن خود و نمی‌خواهد لخت و عریان باشد و از اینکه دیگران او را عریان ببینند احساس شرم می‌کند و برای والدین هم ضروری است این حالت را در او تقویت کنند تا به بی‌پروائی جنسی نکشد.

در سنین ۵-۶ سالگی هورمون‌های جنسی رشد ضعیفی دارند درحالی‌که فعالیت دیگر غدد بیشتر است. وضع و حال جنسی کودک به‌گونه‌ای است که باید گفت نیکو شناخته‌شده نیست و بدین نظر نمی‌توان در آن رابطه اظهارنظری قطعی کرد مگر آنگاه‌که خود طفل از خود سخن گوید. البته گاهی آن‌ها کلمات رکیک در این رابطه دارند که نشان‌دهنده وضع درونی آن‌هاست و یا حاکی از اعمال ممنوعه و یا رغبت به آن امر است که در چنان صورتی پدر و مادر باید هشیار باشند و رفتار او را زیر نظر گیرند.

سیر آن تا سن ۱۲ سالگی

کودکان ۷ ساله از نظر روحیه در وضع و موقعیتی هستند که به کاوش و کنجکاوی و بازی‌های جنسی کمتر علاقه نشان می‌دهند پسران را در این سن می‌بینیم که نسبت به دختران ابراز علاقه‌ای دارند ولی این ابراز علاقه صرفاً جنبه دوستی دارد نه جنسی.

بنابراین جای نگرانی برای این امر نیست. البته این سخن دلیل نمی‌شود که بستر آن‌ها را از هم جدا نکنیم و یا آن‌ها آزاد باشند، بهر گونه‌ای که مایل بودند در محیط مختلط بسر ببرند.

دست‌کاری با خود که در سنین قبل وجود داشت در این سن تدریجاً به بوته فراموشی سپرده می‌شود مگر آنکه به‌صورت عادت درآمده باشد ولی ذهن آن‌ها همچنان مشغول بررسی و شناخت دنیای خویش است. حتی کودکان ۷-۸ ساله ممکن است در عرصه‌ای به تماشای دنیای متفاوت خود بپردازند بدون اینکه در این امر جنبه تحریکی در میان باشد. ولی این دیدن‌ها از نظر ما جایز نیست از آن بابت که سابقه‌ای ذهنی برای روزگار آینده او خواهد شد بدین معنی آنچه را که امروز می‌بیند، فرد در سنین رشد از آن سر درآورده و دیده‌های امروز برایش معنی‌دار می‌شود.

روانکاوانی چون فروید دوران ۷-۱۲ سالگی را دوران کمون یا اختفای جنسی نام گذارده‌اند و می‌گویند بیشتر اوقات کودکان صرف کشف و بررسی پدیده‌ها و دنیای ویژه خود و دیگران می‌شود. شاید این امر بدان خاطر باشد که سن ۷ سالگی سن پیدایش تفکر منطقی و رشد آن تا پایان دوره کودکی است. این کشف‌ها و دریافت‌ها بنفسه خطری پدید نمی‌آورد ولی برای دنیای آینده او ممکن است خطرآفرین و یا سعادت آفرین باشند، به همین نظر ضروری است جهت و معنی پیدا کنند و تحت کنترل‌ها و ارشادها باشند.


مقاله مرتبط: اصولی در پاسخ به سوالات جنسی کودکان


رفتار شهوانی کودکان

در سیر رشد جنسی کودکان و تمایلات غریزی کودک دو مرحله اساسی دیده می‌شود؛

مرحله خود دوستی که تقریباً سراسر دوران کودکی او را در بر می‌گیرد

مرحله دگر دوستی که کمی قبل از آغاز نوجوانی آغاز شده و همچنان ادامه پیدا می‌کند و البته سرانجام و فرجام آن در صورت جهت پاکی و هدایت تشکیل خانواده است.

حالات و تمایلات این مراحل در قالب بازی خود را متجلی می‌سازند، به اظهار روانکاوان اصولاً اگر کودکان را به حال خود واگذارند بسیاری از آن‌ها تن به بازی‌های جنسی می‌دهند و آن‌چنان به آن سرگرم می‌شوند که گوئی کاری دیگری ندارند.

پسران معمولاً به آن دسته از بازی‌های جنسی می‌پردازند که مبنای خشونت و عصبیت آن‌ها را در آینده فراهم می‌سازد در حالیکه مسئله در رابطه با دختران از لطافت بیشتری برخوردار است و علاقه ملایمشان به این امر به‌گونه‌ای قابل‌بررسی است. شکوفایی این رفتار و شکل یافتن این گرایش بعدها در پسران به‌صورت تعدی و در دختران به‌صورت تسلیم است.

رفتار جنسی کودکان نشان‌دهنده نیازهای اکتشافی‌شان در این رابطه است و هم تمایل آن‌ها به بزرگ مآبانه شدن. آن‌ها در مواردی که محل خلوتی پیدا کنند می‌کوشند با یکدیگر بازی‌های نامناسبی داشته باشند، همدیگر را بیابند و ببینند و حتی با تقلید از بزرگ‌سالان به داشتن روابط بپردازند که این امر سبب لغزش‌های بعدی است.

در حدود سنین نوجوانی کودکان به “عروسی بازی ” می‌پردازند و بر این اساس ادای دوران گذشته والدین و آینده زندگی خود را درمی‌آورند. حتی آنچه را که در این رابطه دیده و شنیده‌اند می‌کوشند عمل نمایند و ملاحظه وضع آن‌ها نشان می‌دهد ذهنشان تا چه میزان پر از خرافات و احیاناً آلودگی‌های ناشی از بدآموزی است.


مقاله مرتبط: اهمیت تربیت جنسی فرزندان

مقاله مرتبط: کودکان و بایدهای تربیت جنسی


نگاه‌های معنی‌دار

کودکان از سنین تمیز نه حتماً برای لذت جنسی، بلکه گاهی هم برای کشف و فهمیدن به بدن‌های عریان نگاه‌های معنی‌داری می‌اندازند و یا به عکس‌ها و تصاویر جنسی با علاقه‌ای وافر می‌نگرند و می‌خواهند از جوانب و ابعاد قضیه، نیکو سر در آورند.

واقعیت امر این است که بسیاری از کودکان خردسال، حتی آن‌ها که در سنین تمیزند از دیدن بدن دیگران قصد لذتی ندارند و حتی می‌توان گفت معنی چنین لذتی را نمی‌فهمند، ولی ضمناً باید افزود که‌ این مسئله عمومیت ندارد. بررسی‌های روانکاوان نشان داده است که در اثر دیدن‌ها برای برخی از آن‌ها لذتی حاصل می‌شود که شبیه همان لذت جنسی است و ما در این رابطه گاهی شاهد نگاه‌های دزدانه، شوخی‌های زشت و خنده‌های تحرک کننده آن‌ها ئیم.

کودک در یک محیط متنوع گاهی نگاه‌های زیرکانه و مخفی دارد، زمانی خود را به خواب می‌زند تا از واقعه‌ای سر درآورد، در مواردی به تماشای خود و دیگران مشغول می‌شود و حتی دوست دارد شاهد روابط دیگران باشد که این‌ها همه یا مستقلاً حکایت از انحراف دارند و یا مقدمه‌ای برای انحرافات می‌باشند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


تربیت-کودک.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مشکلات در تربیت کودک

والدین معمولا در تربیت کودک مشکل دارند. در این مقاله به برخی مشکلات رشدی و رفتاری معمول و دردسرهایی که برای خانواده ایجاد می‌شود، اشاره می‌کنیم.

مشکلات رایج در تربیت کودک

کودک نق نقو

یکی از مشکلات والدین در تربیت کودک، نق نق کردن است. نق، غرغر، ونگ ونگ، شکایت، یا هر اسم دیگری که بر آن بگذاریم، بسیاری از والدین با آن آشنایی کامل دارند. لحن صدای کودکی که خواهشی را به اصرار تبدیل می‌کند، خصوصاً اگر کار همیشگی او باشد، ممکن است پدر و مادر را آشفته‌خاطر کند. بسیاری از والدین شکایت می‌کنند که کودکشان هرگاه دهان خود را باز می‌کند، با صدایی جیغ مانند و تو دماغی شروع به نق زدن می‌کنند.

آنان به موارد بی‌شماری اشاره می‌کنند: برای خوردن چیزی قبل از شام نق می‌زنند، در اتومبیل و بخصوص هنگام دیدن پدر بزرگ و مادر بزرگ مدام نق می‌زنند. داشتن چنین فرزندی برای بسیاری از والدین دشوار است. شاید از درون از کوره به در روند و جوش بیاورند و کم کم نگران زمانی شوند که دیگر علاقه‌ای نداشته باشند ساعاتی را با فرزندان خود سپری کنند. اغلب این مسئله والدین را وا می‌دارد تا در جستجوی کمک فردی متخصص برآیند.

کودک نحس

کودک نحس از حدود ۱۸ ماهگی کج خلق و نحسی باور نکردنی از خود نشان می‌دهد. رفتار کودک نحس ممکن است به قدری غیر قابل تحمل شود که به ناچار مجبور شوید او را از مهدکودک بیرون بیاورید. گاهی کودک تا هشت بار در روز نحسی می‌کند و سرو صدای او حتی تا سر خیابان نیز شنیده می‌شود. بعضی وقت‌ها حتی همسایگان با پلیس تماس می‌گیرند و گزارش می‌دهند کودکی در همسایگی آنان مورد بدرفتاری و ضرب و شتم قرار گرفته است!

کودکان به صورت‌های متفاوتی نحسی می‌کنند: خود را به زمین می‌اندازند، تا آن جا که می‌توانند و قدرت دارند با صدای بلند جیغ می‌زنند، ناسزا می‌گویند دست و پای خود را به زمین می‌کوبند و گاهی اوقات نفس خود را حبس می‌کنند تا آنجا که رنگ صورتشان کبود می‌شود. نحسی این کودکان از ۳۰ ثانیه تا ۳۰ دقیقه به طول می‌انجامد. آنان از این روش برای تأثیر گذاشتن بر دیگران و رسیدن به خواسته‌های خود استفاده می‌کنند. برای مثال، اگر به درخواست چنین کودکی جواب رد بدهند، ممکن است نحس شود.

کودکی که در تخت خود نمی‌خوابد

چنین کودکی درواقع تخت خوابی ندارد، یا این‌چنین به نظر می‌رسد. او مقابل تلویزیون روی زمین به خواب می‌رود تا هنگامی که والدینش برای خواب آماده شوند، بعد با خوشحالی میان آن دو جای راحتی پیدا می‌کند و می‌خوابد. او اصلاً حاضر نمی‌شود روی تخت خواب اتاق خود بخوابد و والدینش با وجود کوشش‌های زیاد نتوانسته‌اند حریف او شوند و دیگر تسلیم شده‌اند. در ضمن آنان نمی‌توانند کودک را وادار کنند مثلاً سر ساعت مناسب بخوابد. او معمولاً هر زمان که بخواهد می‌خوابد. بسیاری از شب‌ها بین ساعت ۱۹.۳۰ تا ۱۰.۳۰ جلوی تلویزیون به خواب می‌رود. وقتی پدر یا مادر او را بلند می‌کند تا در تخت بگذارد بیدار می‌شود. اگر والدین او را در تخت خواب خودشان نگذارند، با صدای بلند فریاد می‌کشد تا بالاخره آنان تسلیم شوند.

کودکانی که از خوابیدن در تخت خود امتناع می‌کنند، در طول شب دائم از تخت پایین می‌آیند، یا چندین بار بیدار می‌شوند و این مسئله ممکن است معضلی واقعی برای والدینی باشد که اغلب خسته از کار روزانه شدیداً به خواب شب نیاز دارند.

بازیکن بد

این کودک از باختن بیزار است. تا آنجا که والدین او به یاد می‌آورند، گرایش به بلندپروازی و جاه‌طلبی داشته است. شاید در آغاز پدر و مادر این حقیقت را که پسرشان پرجرأت است، پنهانی ستوده باشند، ولی عملاً او را تشویق نکرده‌اند تا انتظار داشته باشد که در هر بازی یا فعالیتی برد با او باشد. او بازنده‌ی بداخلاقی است.

مشکلات رایج تربیت کودک


مقاله مرتبط: کدام روش تربیت کودک درست است؟

مقاله مرتبط: کاربرد و نقش مذهب در تربیت کودکان


بهبود مشکل رفتاری کودک

کودک نق نقو، نحس، کودکی که از خوابیدن در تخت خود امتناع می‌کند و بازیکن بد، همه و همه یک مشکل مشترک دارند: رفتارشان باعث بروز برخوردهایی بین آنان با والدینشان و در برخی موارد با آموزگاران و حتی هم‌سن‌وسالان آن‌ها می‌شود. والدین این‌گونه کودکان اغلب امیدوارند رفتار مشکل‌آفرین، خودبه‌خود از بین برود. شاید افراد بسیاری آنان را نصیحت کرده باشند که این مشکل گذراست و اینکه بالاخره کودک این مرحله را پشت سر می‌گذارد، اما بسیاری موارد عکس آن صادق است و مشکل وخیم‌تر می‌شود.

بهبود رفتار کودک تنها زمانی امکان‌پذیر است که والدین وارد عمل شوند، به‌این‌ترتیب که آنان برای واکنش نشان دادن به رفتار کودک باید روش‌های صحیح دیگری را فراگیرند. این مستلزم آن است که والدین بی‌درنگ و صادقانه به مبارزه با این مشکلات همت کنند و در روشی که قبلاً برای برخورد با آن مشکل اتخاذ کرده بودند، تغییری دهند.

حل مشکل برای بسیاری از والدین ساده است: آنان فقط نیاز به اتخاذ روشی متفاوت با قبل، برای برخورد با رفتار کودک خود دارند. اما در مورد تعداد اندکی از والدین تغییرات مهم دیگری نیز لازم است. برای مثال والدینی که درگیر علایق، کار یا فعالیت‌های دیگر خود هستند، ممکن است به نیازهای کودکان خود از قبیل توجه، مراقبت، مهربانی و نظارت مناسب بر کارهای آنان بی توجه باشند. شاید لازم باشد آن‌ها در اولویت‌های خود تجدید نظر کنند و زمان بیشتری برای فرزندانشان در نظر بگیرند. برخی از والدین نیز تنها به اصلاحاتی جزئی در تدابیر و روش‌هایی که تا به حال استفاده می‌کردند نیاز دارند. نوع و میزان تغییر تا حدی به نوع مشکلی که پدر و مادر درگیر آن هستند بستگی دارد.

در جلسات مشاوره والدین مرکز مشاوره اکسیر اصول اساسی در تربیت کودک به شما والدین آموزش داده می‌شود.


محروم-کردن-موقت.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

محروم کردن موقت کودکان

در محروم کردن موقت باید کودک را به طور موقتی از موقعیتی که در آن مشکلی به وجود آورده دور کرد. مدت زمان محروم کردن موقت کودک ۲ تا ۳ دقیقه است و باید بلافاصله پس از بروز مشکل رفتاری از آن استفاده کرد. از این روش می‌توان برای پشتیبانی از روش زمان سکوت یا هر تنبیه دیگری استفاده کرد که برای رفتارهای بسیار مخرب از قبیل پرخاشگری، عصبانیت و از کوره دررفتن یا نافرمانی و سرپیچی از دستورها در نظر گرفته‌اید.

نحوه اجرای محروم کردن موقت

نحوه اجرای محروم کردن موقت همانند زمان سکوت است فقط با این تفاوت که در این شیوه معمولاً کودک را باید در مکان دیگری از قبیل حمام یا راهرو گذاشت. با استفاده از این روش دیگر نیازی نیست هنگامی که رفتار بدی از کودک سر می‌زند سرش فریاد بزنید، تهدیدش کنید یا به او سیلی بزنید. این روش در کمک به کودک برای فراگیری رفتارهای قابل‌قبول تر بسیار مؤثراست، البته در صورتی که از آن به درستی استفاده شود.

مزیت اصلی آن این است که لازم است والدین خونسردی خود را حفظ کنند. عصبانی شدن در زمانی که کودک نیز پرخاشگرشده است، باعث خشم بیشتر کودک می‌شود که این خود منجر به تشدید مداوم عصبانیت و خشم هم در والدین وهم در کودک می‌شود.


مقاله مرتبط: یک روش تنبیه کردن، محروم‌كردن موقت


مکان مناسب برای محروم کردن موقت

فرستادن کودک به اتاق خوابش نوع دیگری از محروم کردن موقت است. اشکال عمده استفاده از اتاق خواب به عنوان مکانی برای محروم کردن کودک این است که در آن جا اسباب‌بازی‌ها و وسایل دیگری وجود دارد و کودک می‌تواند در آن مدت با آن‌ها سرگرم شود. بهترین جا برای محروم کردن کودک مکان‌های کسل‌کننده، بدون جاذبه و ملال‌آور است. البته در این مکان‌ها باید جریان هوا وجود داشته باشد، امن و دارای نور کافی باشد و در صورت لزوم بتوان در آن را قفل کرد تا از خروج کودک جلوگیری نمود.


مقاله مرتبط: مراحل تغییر دادن رفتار کودکان

مقاله مرتبط: شیوه های صحیح و درست تنبیه کودکان


اصول محروم کردن موقت

نکات در استفاده از محروم کردن موقت

والدینی که به شکلی از روش محروم کردن موقت استفاده کرده‌اند ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که این شیوه اثر چندانی ندارد؛ اما چرا؟ علت آن یکی از دلایل زیر است.

اول این که به کودک اجازه داده‌اند خودش تصمیم بگیرد چه موقع از آن مکان بیرون بیاید.

دوم اینکه والدین از این روش به طور مستمر و منظم استفاده نکرده‌اند. محروم کردن موقت زمانی بهترین تأثیر و کارایی را دارد که هرگاه مشکل رفتاری بروز کرد از آن استفاده شود.

سوم اینکه زمانی که کودک هنوز عصبانی و ناراحت است والدین به او اجازه داده‌اند از محل مورد نظر بیرون بیاید و این واقعاً مشکل بزرگی است، زیرا کودک یاد می‌گیرد که اگر به مدت زیاد و با صدای بلند فریاد بزند، بالاخره می‌تواند از آن جا بیرون بیاید. بیرون آمدن از این تنبیه بستگی به این دارد که کودک بتواند واقعاً ۲ تا ۳ دقیقه همان جا ساکت و آرام بماند. اگر بخواهید هنگامی که کودک قول می‌دهد بچه خوبی باشد او را رها کنید، یا این که فقط ماندن در مدت زمان تعیین شده را ملاک قرار دهید بدون این که به این توجه داشته باشید که کودک در آن مدت ساکت بوده است یا خیر، راه به جایی نمی‌برید. در حقیقت محروم کردن موقت از زمانی شروع می‌شود که بی‌نظمی و آشوب کودک متوقف شود.

بسیاری از والدینی که با آن‌ها کارکرده‌ام، حمام را برای محروم کردن موقت کودک انتخاب کرده‌اند، البته بعد از این که وسایل خطرناک آن را دور از دسترس گذاشته‌اند و آن را به محل امنی مبدل کرده‌اند. راهنمای استفاده از این روش، مشابه توصیه‌هایی است که در خصوص زمان سکوت آمد.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


118940.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

بچه ام می ترسه ازم جداشه چی کار کنم ؟

محرک هایی که در انسان ترس و اضطراب ایجاد می کند در طول جریان رشد تغییر می کند. ترس و اضطراب جزیی از زندگی طبیعی کودک محسوب می شود مگر آنکه خللی به زندگی کودک وارد کند.

اضطراب چیست؟

اضطراب نوعی هیجان یا حالت خلقی است که مشخصه اصلی آن عاطفۀ منفی مانند نتش , نا آرامی , بیمناکی و نگرانی است. اضطراب نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است. اضطراب کم می تواند گاهی مثبت باشد و انسان را آماده دفاع از خود کند.

نشانه های فیزیولوژیکی اضطراب کدامند؟

نشانه های فیزیولوژیکی اضطراب را می توان اینگونه بیان کرد, بی قراری, تندی ضریان قلب, عرق کردن, سرخ شدن گونه و …..

اولین ترس و اضطراب کودک، اضطراب جدایی

اضطراب جدایی در کودکان چیست؟

اضطراب جدایی اولین اضطرابی است که هر کودکی آن را پشت سر می گذارد. اضطراب جدایی در کودکان معمولاً از سن هشت تا دوازده ماهگی شروع و تا پانزده تا هجده ماهگی به اوج خود می رسد و بعد از آن کاهش می یابد. کودکان معمولا ً درجاتی از اضطراب را در طول رشدداز خود نشان می دهند که جزیی از رشد بهنجار آنها محسوب می شود, مانند جدایی از مادر یا پرستار یا هر شخصی که کودک به آن دلبسته است. کودک زمانی که از والد خود جدا می شود نگران و سراسیمه شده و شروع به گریه کردن می کند این علائم , علائم اضطراب جدایی است که نگران کننده نیست.

اضطراب جدایی در سنین هشت تا هجده ماهگی جزء دسته اضطراباتی است که طبیعی محسوب می شود و اگر در کودک مشاهده نشود نشانه اختلالات جدی روان شناختی مانند اختلال سلوک می باشد که نیازمند درمان می باشد.

چه زمانی اضطراب جدایی به اختلال تبدیل می شود؟
اضطراب جدایی زمانی اختلال محسوب می شود که اضطراب بیش از حد و فراتر از حد مورد انتظار جدایی از خانه یا کسانی که کودک دلبسته آنان است باشد.از خصوصیات اساسی این اختلال می توان به هراس بیش از اندازه در هنگام جدایی از والدین اشاره کرد. این اختلال اضطرابی ناشی از احساس جدایی در کودک می باشد. این اختلال با کودک رو به رشد , رشد کرده و بزرگ تر می شود.

از مدرسه رفتن امتناع می کنند

 

مطالب مرتبط : ترس فرزندان از مهد کودک

مطالب مرتبط : اضطراب اجتماعی کودکان 

نحوه بروز اضطراب جدایی متناسب با سن کودک تغییر می کند. نشانه های کودکان کم سن مبتلا به اضطراب جدایی از نشانه های کودکان بزرگتر بیشتر است. کودکان زیر دو سال از جدایی از والد و تنهایی می ترسند و مبتلا به اضطراب می شوند. کودکان پنج تا هشت ساله بیش از بچه های دیگر نگران صدمه دیدین کسانی که به آنها دلبستگی دارند هستند و بیشتر از مدرسه رفتن امتناع می کنند. سایه به سایه راه رفتن پشت سر والدین یکی از ویژگی های خردسالان مبتلا به اضطراب جدایی می باشد. این کودکان در موقع خواب به تنهایی نمی خوابند و از والدین یا خواهر و برادر های بزرگ تر می خواهند که آنها را در به خواب رفتن همراهی کنند. کودکان سنین مدرسـۀ مبتلا به اضطراب جدایی از مدرسه رفتن در قالب مریض بودن امتناع می کنند و یا در صورت رفتن به مدرسه به دلیل بیماری مدرسه را ترک می کنند.

اگر چه اضطراب جدایی در جوانی هم دیده می شود ولی عمدتاً در کودکان تقریباً هشت ساله تشخیص داده می شود.
با توجه به این موضوع که اضطراب جدایی در سنین نه تا هجده ماهگی بهنجار است, احتمالاً اختلال اضطراب جدایی به این دلیل ایجاد می شود که کودک نتوانسته این مرحله رشد را با موفقبت پشت سر بگذارد یا بر اساس یک استرس شدید , به مراحل قبلی رشد بازگشته است.

از چه روش های درمانی می توان استفاده کرد؟
در درمان اختلال اضطراب جدایی یک رویکرد چند وجهی شامل رواندرمانی فردی, آموزش خانواده, خانواده درمانی, و دارو درمانی پیشنهاد می شود. برای درمان این اختلال توصیه می شود ابتدا به یک روان شناس متخصص کودک مراجعه کرده و در صورت تشخیص روان شناس به درمان دارویی به روان پزشک مراجعه فرمایید.

در پایان توصیه می شود والدین تمام مراحل درمان را با حوصله و شکیبایی ادامه دهند و درمان را نیمه کاره رها نکنند تا فرزندشان هر چه زود تر درمان شود.

نویسنده : امیرعلی منصوری


خواب-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

خواب کودکان

خواب کودکان نامنظم است و ما هرگز نشنیده‌ایم که کودکی وجود داشته باشد که گاهی نیمه‌های شب از خواب برنخیزد و سعی در جلب توجه نداشته باشد. این رفتاری است که نباید تا هنگامی که به صورت عادت درنیامده‌اند، مشکل تلقی شوند. گاهی، خواب  کودکان علامت یک مشکل جسمی یا عاطفی است و اگر به چنین مسئله‌ای مشکوک شدید، باید آن را بررسی کنید. ولی در اغلب موارد کودکی که نیمه شب هر شب از خواب برمی‌خیزد، صرفاً عادتی پیدا کرده است که باید تغییر داده شود.


مقاله مرتبط: اصلاح عادت خوابیدن کودک

مقاله مرتبط: چرا در اواسط شب از خواب بیدار می شوید


نحوه اصلاح خواب کودکان

با استفاده از روش زیر می‌توانید عادت خواب کودکان را اصلاح کنید و به آنها کمک کنید تا دوباره به خواب بروند.

نادیده گرفتن رفتار کودک

گاهی نوزاد نیمه‌های شب از خواب بیدار می‌شود و تقاضای توجه و کمک می‌کند؛ زیرا بدنش به او پیام می‌دهد که گرسنه، خیس یا ناراحت است. این مسئله نباید مورد بی‌توجهی قرار گیرد. بااین حال، کودک بزرگ‌تری را که به طور جدی موردتوجه و مراقبت قرار می‌گیرد و اطرافیانش به او محبت می‌کنند، می‌توان با کمی بی توجهی، به وضعیت مطلوب تشویق کرد، به طوری که عادت شبانه خود را ترک کندو شب‌ها بیشتر بخوابد.

با استفاده از روش‌های زیر، می‌توانید، شگرد نادیده گرفتن سنجیده را به کار بگیرید:

*الگوی رفتاری او را زیر نظر بگیرید. پاسخ به پرسش‌های ساده زیر به شما کمک می‌کند تا تعیین کنید که آیا کودک واقعاً به شما احتیاج دارد یا صرفاً می‌خواهد جلب توجه کند: هنگامی‌که از رختخواب بیرون می‌آید، چه می‌کند؟ اگرهیچکس به او پاسخ نگوید، چه می‌کند؟ آیا هر شب آب می‌خواهد؟ یک لیوان آب را در دسترس کودک بگذارید. آیا اگر شما به او پاسخ ندهید، برمی‌گردد و می‌خوابد؟

*ترتیب یک بازی را بدهید. از روش نادیده گرفتن سنجیده استفاده کنید، به آن پایبند باشید و آن را به‌طور مداوم تا هنگامی‌که پیشرفتی در الگوی رفتار کودک پدید بیاید، ادامه دهید. قاطعانه کودک را در رختخواب بگذارید. ولی با محبت به او شب بخیر بگویید و سپس اتاق را ترک کنید. از قبل تصمیم بگیرید که اگر کودک از خواب بلند شود و شمارا صدا بزند، چقدر صبر می‌کنید. این زمان نباید بیش از بیست دقیقه طول بکشد (که برای کودک در هنگام نیمه‌شب زمان زیادی است) و همچنین هرگز نباید کمتر از پنج دقیقه باشد. زیرا کودک به زودی یاد می‌گیرد که می‌تواند شمارا وادار به تسلیم کند.

برای اکثر والدین این امر مسئله ساده‌ای نیست. زیرا باید به صدای گریه‌ی کودکشان که می‌تواند تمام افراد خانه را بیدار کند گوش کنند، البته اگر باعث اعتراض همسایه‌ها نشود! اگر کودک شما گریه کردن و صدا کردن شما را تا زمان مشخصی متوقف نکرد، به سراغ او بروید و قاطعانه و با لحنی واقعی به او بگویید که همین الان باید بخوابد (او را در آغوش نفشارید و یا از تخت بیرون نیاورید) سپس اتاق را ترک کنید. نادیده گرفتن سنجیده را ادامه دهید و پنج دقیقه، پنج دقیقه به زمان اولیه‌ی خود اضافه کنید تا اینکه به زمان حداکثر حدود بیست دقیقه برسید. اگر کمی دیرتر بروید، به کودک شما آسیبی نمی‌رسد. ولی تجربه شخصی ما این بوده است که معمولاً زمان بیست دقیقه، در عرض چند روز، مشکل را حل می‌کند.

بهبود خواب کودکان

اگر نگران این هستید که مبادا کودک شما دچار مشکل شده باشد، ابتدا موضوع را بررسی کنید. با بچه حرف نزنید و سعی نکنید که به او اطمینان بدهید چون شما نمی‌خواهید این رفتار را با توجه گرم و صمیمانه خود پاداش دهید. صرفاً بررسی کنید که او صحیح و سالم است یا نه سپس شب‌به‌خیر بگویید و به او بگویید که دوباره برنمی‌گردید و سپس اتاق را ترک کنید. بدین ترتیب، نادیده گرفتن را شروع کنید.

*زمان گریه کردن کودک را اندازه بگیرید. جدولی درست کنید تا مدت زمانی را که کودک شما گریه می‌کند و یا شما را صدا میزند، اندازه بگیرید و بدین ترتیب بتوانید پیشرفت کودک را ثبت کنید. ما قول می‌دهیم زمانی که کودک فهمید شما به درخواست او جواب نمی‌دهید و سراغش نمی‌روید، شاهد بیشتر شدن صدای گریه کودک ولی کم شدن مدت زمان آن خواهید بود.

چگونه به کودک کمک کنیم تا مجدداً به خواب رود. (مشاوره کودک)

برای کودکان بزرگ‌تر نیز می‌توان از نادیده گرفتن سنجیده استفاده کرد ولی ممکن است برای به خواب رفتن مجدد، به کمک نیاز داشته باشند.

*از تمرین مثبت استفاده کنید. در طول روز با او کار کنید و راه‌هایی را به کودک نشان دهید که در هنگام شب می‌تواند با به کارگیری آن‌ها به خواب برود. صحنه‌ی آرام، زیبا و یکنواختی را به او پیشنهاد کنید تا در موردش فکر کند؛ مانند صحنه‌ای که امواج اقیانوس به یک ساحل برخورد می‌کند و یا گوسفندی که از روی یک نرده در حال پریدن است. او را وا دارید که با تکرار حروف الفبا یا یک ترانه‌ی کودکانه این کار را تمرین کند.

*از موسیقی آرام‌بخش استفاده کنید. نزدیک تخت کودک یک ضبط‌صوت با یک نوار موسیقی ملایم بگذارید. به کودک نشان دهید که چطور در صورتی که شب از خواب بلند شد و نتوانست مجدداً به خواب برود، آن را روشن کنید…

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


تلویزیون-و-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

تلویزیون و کودکان

تلویزیون می‌تواند جنبۀ آموزشی بالایی داشته باشد، زیرا برنامه‌های مخصوص کودکان، چگونگی خواندن و شمردن را به آن‌ها می‌آموزند و کودکان را با افکار و تجربیات تخیلی و خلاق آشنا می‌کنند؛ اما هر چند سابقاً برنامۀ کودک تقریباً مدت زمان مناسبی را برای نشستن کودکان در پای تلویزیون فراهم می‌کرد، پیشرفت‌های تکنولوژی از قبیل کانال‌های بیشتر ماهواره‌ای و بخصوص ویدئو، این امکان را فراهم آورده است که تمام روز به تلویزیون بچسبند.

تاثیرات تلویزیون

تلویزیون نه تنها به هیچ وجه برای کودکان تحریک بخش نیست، بلکه دارای تأثیری مسحورکننده و فلج کننده روی بچه‌هاست زیرا ارتباط آن‌ها را با لمس و ادراک مستقیم دنیای اطراف که برای رشد به آن نیاز دارند، قطع می‌کند. هر پدر مادری می‌داند که تلویزیون بچه‌های پر سروصدا را آرام می‌کند و بچه‌ها اغلب برای اینکه چیزی از بیرون حواس آن‌ها را پرت نکند، خیلی نزدیک به آن می شینند. وسوسه استفاده از آن برای سرگرم کردن کودکان هنگامی که پدر و مادر یا انرژی بازی با آن‌ها را ندارند، بسیار قوی است.

متأسفانه این موضوع میزان ارتباط اجتماعی با والدین را که برای رشد اجتماعی و زبانی کودک اهمیت فراوانی دارد، کاهش می‌دهد. ممکن است زمان قصه خواندن که در آن پدر یا مادر و کودک به اتفاق هم وقایع کتاب را دنبال می‌کنند و کودک از نیروی تخیل خود استفاده می‌کند و به تدریج با کلمات مکتوب آشنا می‌شود، جای خود را به تماشا کردن تلویزیون و ویدئو بدهد که در آن کودک تنهاست و دریافت کننده اطلاعاتی راجع به دنیای خودش می‌باشد که شاید خودش آنا را کشف کند لذت بخش تر می‌باشد.


مقاله مرتبط: تماشای تلویزیون برای کودکان زیر دو سال ممنوع


والدین

امروزه حتی پدران و مادران اندیشمند نیز ممکن است خود را با این توجیه که فقط اجازه تماشای برنامه ویژه کودکان و برنامه‌های آموزشی را به کودکانشان می‌دهند بفریبند و با دادن اجازه تماشای آن به کودکانشان وقت فراغتی را برای خود به دست آورند. مدت زمان تماشای تلویزیون توسط کودکان را طور دیگری می‌توان تعبیر کرد و آن کارهایی است که با چسبیدن به تلویزیون از انجام آن‌ها محروم می‌شوند.

ممکن است والدین اصرار داشته باشند که تلویزیون سبب تحریک قوۀ تخیل می‌شود، زیرا معمولاً کودکان از شخصیت‌های محبوب  تقلید می‌کنند. قطعاً همۀ ما در دوران کودکی شخصیت‌هایی را می‌شناختیم که دوست داشتیم از آن‌ها تقلید کنیم، ولی اگر کودکان را با روش‌های فعالانه‌تری، مثل پوشیدن لباس شخصیت‌های محبوبشان، تحریک کنید می‌بینید که استعداد آن‌ها برای خلق شخصیت‌های مخصوص به خود عالی است. ازآنجا تلویزیون کار ابداع تخیلی را خودش انجام می‌دهد، سبب نوعی تنبلی تخیل می‌گردد.

آثار تلویزیون بر کودکان

مقداری تماشای آن می‌تواند تجربه با ارزشی برای کودک شما باشد زیرا مفاهیم جدیدی، مثل خواندن ساعت را یاد می‌گیرد و از انجام آن‌ها لذت می‌برد. تلویزیون یک منبع اطلاعاتی برای کودک شما در کنار سایر منابع است؛ اما کارشناسان معتقدند که روزی یک ساعت تماشای آن برای یک کودک خردسال کافی است. در غیر این صورت زمانی که بایستی صرف بازی‌های فعال، اکتشاف و برقراری ارتباط شود هدر می‌رود و ممکن است رشد تمام‌عیار کودک شما را محدود سازد.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


ارتباط-موفقیت-آمیز.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

ارتباط موفقیت آمیز با کودکان

برای ایجاد ارتباط موفقیت آمیز با کودکان به عقیده‌ی من باید به آن‌ها همیشه اجازه­‌ی صحبت کردن، آن هم نه فقط در مورد موضوعات قابل قبول و بی خطر بلکه درباره‌­ی مسائل بحث‌برانگیز و مورد اختلاف را داد. به نظر من این امر از اجزای اساسی رشد یک خودانگاره‌ی خوب است و حاصل آن اتکا به نفس و احساس این­که آن­چه کودک انجام می­‌دهد و می­‌گوید اهمیت دارد و بنابراین آگاهی از حقوق کودک و حد و مرز آن مقدار گفت‌وگوی اجتماعی که از نظر جامعه قابل پذیرش است، می‌­باشد.

نحوه برقراری ارتباط موفقیت آمیز

برای برقراری ارتباط موفقیت آمیز با فرزندم، من مصمم بودم که فرزندانم باید آن‌قدر احساس آزادی بکنند که هر موضوعی را، هر چه قدر هم که ممنوعه باشد در منزل مطرح کنند و همراه والدینی حمایت­گر راجع به آن به بحث بپردازند تا این­که پنهان­‌کاری کنند و جای دیگری دنبال کمک بگردند. هنگامی‌که پسر چهار ساله‌­ام برای اولین بار از من پرسید که آیا می­‌خواهم یک لطیفه بی­‌ادبانه بشنوم، لحظه­‌ای مکث کردم و متوجه شدم که لحظه­‌ی حساسی است. لبخند زدم و گفتم خیلی دوست دارم این لطیفه­‌ی بی­‌ادبانه را بشنوم که از قضا یک لطیفه کودکانه مربوط به توالت از آب درآمد. با این حال احساس کردم که این کار مانع را از میان برداشت و سبب برقراری الگویی برای فرزندان من شد که بر اساس آن بتوانند هر موضوعی را در خانه مطرح کنند بدون این­که مورد انتقاد قرار گیرند یا رانده شوند.

نکات مهم در برقراری ارتباط

همچنان­که کودک شما بزرگ­تر می­‌شود تصمیمات شما را زیر سؤال می­‌برد، با منطق شما مقابله می­‌کند، از ارائه نقطه نظر مخالف هراسی ندارد و همانند یک فرد بالغ بدون از دست دادن کنترل خود بحث و مجادله می­‌کند. بسیار مهم است که کودک شما یاد بگیرد همه­‌ی این کارها را در محیطی صمیمی و امن یک خانه­‌ی با محبت انجام دهد، قبل از این­که صحبت­‌های خود را به میدان اجتماع ببرد.

شما باید قبل از هر معلمی به کودک خود نشان دهید که توانایی مستقل فکر کردن، با ارزش است؛ بنابراین از تشویق پاسخ­‌های درست و تنبیه پاسخ‌­های غلط اجتناب کنید. والدین خوب هرگز در گوشزد کردن یا اصلاح همه­‌ی اشتباهات کودک خود به محض انجام ­آن­ها، عجله نمی‌کنند. اگر این کار را بکنید مهارت­‌های خودکنترلی و خود اصلاحی کودک شما به اندازه کافی شکوفا نمی‌­شود و نیز میزان اعتماد به نفس او بسیار اندک خواهد بود.

بزرگ‌سالان از قوانین مخالفت مؤدبانه بهره­‌مندند و همین قوانین باید بر هرگونه ارتباط متقابل بین والدین و کودک نیز حاکم باشد. با استفاده از این قوانین به کودک خود کمک خواهید کرد که عقایدی برای خود شکل دهد، منطق او را تقویت می‌­کنید و به او یاد می‌دهید چگونه مسائل را به نحوی اصیل و مطمئن مورد سؤال قرار دهد. شما می­‌توانید به فرزندان اجازه دهید در یک جو دوستانه نظر خود را ابراز و با دیدگاه­‌های شما مخالفت کند. یک پدر و مادر خوب از رشد توانایی­‌های ذهنی و اعتماد به نفس کودک خود احساس غرور می­‌کند و از مخالفت­‌های او احساس نگرانی نمی­‌کند.


مقاله مرتبط: از مهارتهای ارتباطی فاصله نگیرید

مقاله مرتبط: چگونه ارتباط برقرار کنیم


کمک به همه جانبه نگری

ایجاد ذهنیت «اگر این طور نباشد چه؟» روش خوبی برای کمک به همه جانبه نگری در کودک است، به نحوی که بتواند حقوق مختلفی را در یک زمان در نظر بگیرد؛ بنابراین هنگامی که کودک شما بدون فکر کافی، کار ناپسندی را پیشنهاد می­‌کند، کافی است لحظه‌ای او را متوقف کنید و از او بخواهید فکر کند اگر آن کار را انجام دهد چه اتفاقی خواهد افتاد و اجازه بدهید خودش به دلایل ناشایست بودن آن کار پی ببرد. بدین طریق او یاد خواهد گرفت هنگامی‌که شما یا کس دیگری را برای کمک به خود ندارد، عواقب کارهای خود را در نظر بگیرد.

همه­‌ی این کارها کودک شما را تشویق می­‌کند که تفکر و آینده نگری کند و بنابراین ارضای خود را برای مدت زمان بیش­تر و بیش­تری به تأخیر بیندازد که این موضوع به قوه‌­ی تشخیص و قضاوت و بلوغ اجتماعی وی کمک م‌ی­کند. توانایی مهار هوس‌­های ناگهانی نشان‌دهنده رشد و بلوغ عاطفی است.

آموزش مهارت‌ها برای برقراری ارتباط موفقیت آمیز

ارتباط موفقیت آمیز با کودکان

اهداف مناسب تعیین کنید

از قرار دادن اهدافی که مبهم یا همواره فراتر از توانایی­‌های کودک شماست، بر حذر باشید. هرگز کمال گرا نباشید زیرا این مسئله سبب سرخوردگی شما و کودکتان خواهد شد.

همواره مشارکت کنید

کودک شما تا پس از هشت سالگی از طریق نمونه و تقلید یاد می­‌گیرد و یکی از بهترین راه‌­ها برای نشان دادن یک نمونه­‌ی خوب به وی این است که برخیزد و در مقابل او یا همراه با او کاری انجام دهید.

تکرار کنید، تکرار کنید، تکرار کنید

در مورد تمام کودکان، ولی به ویژه کودکان خردسال، ضروری است که بارها و بارها به آن­ها گفته شود که یک کار را انجام دهند، هر چند این کار را انجام دهند، هر چند این کار برای شما ممکن است خسته کننده باشد.

نمونه‌های مثبت ارائه کنید

به یاد داشته باشید که تا حد امکان مسائل را به نحو مثبت بیان کنید. مثلاً بگویید «چه گربه کوچولوی نازنینی است؛ بیا نوازشش کنیم» فریاد نکشید «گربه را اذیت نکن». جملات منفی از همان لحظه­‌ای که شروع به صحبت می­‌کنید ایجاد ناراحتی می­‌کنند.

یقین کنید که می‌­تواند دستورات را به خاطر بسپارید

تا زمانی که حافظه­‌ی کودک شما کمال نیافته است انتظار نداشته باشید رفتار صحیح را به خاطر بسپارد، هر چند آن را بارها و بارها نشان داده باشید.

نباید قبل از پنج سالگی از کودکتان انتظار داشته باشید آن­چه را که باید و نباید انجام دهد به یاد آورد.

تمرکز کودک را به هم نزنید

یکی از کارهای اصلی که می­‌توانید کارهای اصلی که می­‌توانید جهت کمک به حفظ توجه کودک خود انجام دهید این است که وقتی مجذوب چیزی شده است تمرکز او را بر هم نزنید.

توجه کنید

توجه کردن به کودک خیلی خردسال بایستی خیلی نمایشی و آشکار باشد.

موارد منع را بشناسید

مواردی وجود دارد که لازم است به فرزند خود نه بگویید و کودک شما باید بفهمد وقتی می­‌گویید نه کاری که انجام می­‌دهد ممنوع است.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


kg1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

چی کار کنیم فرزندمان از مهد کودک رفتن نترسه ؟

ترس از مهد کودک

تعامل کودک با همسالان، آشنا شدن آنها با قوانین اجتماعی، ایجاد روابط اجتماعی، بازی‌های گروهی و رشد توانایی‌های فردی از مزایای مهدکودک است که زمینه‌ساز مدرسه‌ پذیری و به دنبال آن جامعه‌ پذیری افراد می‌شود.

علت ترس بعضی از کودکان از مهد کودک

ترس ازمهد کودک : امروزه افرادی که رفتارهای مورد پذیرش در جامعه را به‌راحتی می‌آموزند، همان کودکانی بوده‌اند که دوران خردسالی‌شان را در مهدکودک‌ها سپری کرده‌اند.
بچه‌ هایی که پا به موسسه یا مهدکودک می‌گذارند، چند دسته‌اند؛ دسته‌ای آنهایی هستند که به مادرانشان چسبیده‌اند و با آنها پا به این محیط جدید می‌گذارند. گروهی از بچه‌ها هم هستند که بی‌توجه به پدر و مادر در اتاق‌ ها و محیط مهد می‌چرخند و به همه جا سرک می‌کشند. دسته دیگر اما آنهایی هستند که اصلا پایشان را به این محیط جدید نمی‌گذارند، گریه می‌کنند و از مادران‌شان جدا نمی‌شوند.
ترس از مهد کودک حالتی است که کودک از رفتن به مهد کودک امتناع می‌ورزد و در منزل می‌ماند و به اصرار پدر و مادر هم توجهی نمی‌کند. پافشاری و اصرار پدر و مادر باعث پیدایش علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی می‌شود. این اختلالات معمولاً به صورت دل درد، استفراغ، سر درد، سرگیجه و ضعف ظاهر می‌شود و غالباً ادامه پیدا می‌کند.

مهدکودک

مطالب مرتبط : اولین ترس کودکان ، ترس از جدایی

نکته حائز اهمیت در این نوع از ترس ، از بین رفتن حالات جسمانی در روزهای تعطیل است و بررسی عدم علل عضوی لازم و ضروری است. این نوع ترس اکثراً در روزهای اول ورود به مدرسه، کودکستان یا مهدکودک اتفاق می‌افتد و در اکثر موارد پس از چند روز از بین می‌رود. مطالعات نشان داده‌اند که در بیشتر موارد علت مربوط به مهد کودک نبوده بلکه ترس و اضطراب کودک ناشی از جدا شدن از مادر و تنهایی است و به همین دلیل احساس عدم امنیت می‌کند. بین این کودکان و مادرانشان وابستگی شدیدی وجود دارد. این کودکان در منزل با قدرت، نترس و فعال‌اند و در محیط خارج برعکس ترسو، غیرفعال و وابسته به والدین خود هستند. نبودن عواطف مادری و بخصوص تغییر در رفتار مادر و حق تصورات دوران کودکی مبنی بر اینکه مادر دیگر او را دوست ندارد ممکن است یکی دیگر از علل اصلی امتناع از رفتن به مهد کودک باشد.
متاسفانه یكی از عللی كه باعث می‌شود خانواده‌ها از فرستادن كودكان‌شان به مهد سر باز بزنند، به دلیل ترس كودك و حتی خود پدر و مادر از مهد است. قبل از هر چیز والدین باید در زمینه امنیت و صلاحیت مهد مورد نظرشان اطمینان حاصل كنند تا با خیال راحت و بدون نگرانی كودك را به مهد بسپارند در غیر این‌صورت دل‌نگرانی والدین به كودك منتقل می‌شود. خانواده برای فرستادن كودك خود به مهد باید از قبل برای كودكش در خصوص فضای آنجا توضیح دهد و درصدد برآید كه علاقه كودكش را زیاد كند و زمینه را برای تعامل او با دوستان جدید و بازی‌های گروهی فراهم كند؛ گرچه این كار از وظایف مربیان است اما در ابتدا خانواده باید این مساله را برای كودك روشن كند. تا زمانی كه فرزندان در مهد احساس امنیت نكرده‌اند خانواده نباید تنهایشان بگذارند و بهتر است در روزهای اول، مادر در مهد حضور داشته باشد تا اعتماد كودك نسبت به مربی و بچه‌ها جلب شود، این پروسه ممكن است برای برخی از كودكان، دو، سه روز اول باشد و برای برخی دیگر تا چند هفته ادامه پیدا كند و نكته بسیار مهم این است تا زمانی كه فرزندان خودشان احساس امنیت و راحتی نكرده‌اند، آنها را تنها نگذاریم برای اینكه كودك به فضای مهد عادت كند.

آنها را تنها نگذاریم

والدین باید هر روز از كودكشان بپرسند كه در مهد چه اتفاقاتی رخ داده و به این ترتیب بتواند از لابه‌لای حرف‌های فرزندشان مسائل اجتماعی را بیابند مثل اینكه ممكن است كودك دستشویی داشته باشد اما خجالت بكشد با مربیان مهد در میان بگذارد و… خانواده با شنیدن حرف‌های كودك، می‌تواند به مسائل آگاه شده و برای حل آنها اقدام كند

۱. براي ورود کودک خود به مهدکودک از قبل علاقه‌مندي، حمايت و تشويق لازم را فراهم آوريد.

۲. با کودک خود راجع به مهدکودک و اينکه آنجا چه فعاليت‌هايي انجام مي‌شود، صحبت کنيد: اسباب‌بازي، بچه‌ها، خواب، قصه، موسيقي و…

۳. خودتان کودک را با مهد آشنا کنيد: کجا اتاق اوست و جاي دست‌شويي را نشان‌اش بدهيد و او را به مربيان معرفي کنيد.

۴. اگر کودک نگراني دارد بگذاريد راجع به آن صحبت کند. او مي‌تواند اشياي آشنا و يا حتي عکس‌هايي را از خانواده همراه خود داشته باشد.

۵. زمان فعاليت‌هاي روزانه کودک را از قبل متناسب با شرايط مهدکودک رفتن‌اش فراهم آوريد (مثلا زمان خواب و بيداري، لباس پوشيدن و…)

۶. وقتي تصميم گرفتيد کود‌ک‌تان را به مهدکودک بفرستيد، در تصميم خود جدي باشيد و اگر مشکلي پيش آمد، سعي کنيد مشکل را رفع نماييد، نه اينکه از مهد رفتن کودک‌تان انصراف دهيد.

۷. حتما سر ساعت تعيين‌شده براي بردن فرزندتان از مهد اقدام کنيد و کودک را منتظر نگذاريد زيرا در اين‌ صورت نگران شده و فکر مي‌کند که شما فراموش کرده‌ايد او را برگردانيد.

۸. وقتي کودکان از نگراني‌هاي‌شان براي مهد رفتن مي‌گويند به آنها گوش دهيد و بگوييد بچه‌هاي ديگري هم اين مساله را داشته‌اند و بعضي از آنها مي‌ترسند؛ چون نمي‌دانستند که چه‌طور بايد به مربي خود بگويند که مي‌خواهند دست‌شويي بروند يا گرسنه هستند.

گاهي پيش مي‌آيد که بعضي از بچه‌ها، بچه‌هاي ديگر را اذيت مي‌کنند و کودکان‌ نمي‌دانند که چه کار بايد بکنند، بنابراين از کودک خود بپرسيد: «آيا تو هم از اين مشکلات داري، چيزي هست که تو را در مهد اذيت کند؟!» اين کمک مي‌کند که ما متوجه مشکل کودک در مهد بشويم و به برطرف شدن آن کمک کنيم.

مادر و پدرها در اینكه چه سنی برای فرزندشان هنگام ورود به مهدكودك مناسب است، اغلب دچار تردید می‌شوند، چراكه نظر متخصصان در این‌باره متفاوت است اما همگی بر این باور متفق‌القولند كه كودك تا پایان دو سالگی باید در محیط خانواده و نزد والدینش باشد، چراكه در دو سال اول زندگی، كودك به شدت وابسته به والدینش است و نباید بگذارند این دل‌بستگی و وابستگی غیر ایمن شود، چراكه مشكلات عاطفی برای كودك‌شان فراهم می‌شود. سه وچهارسالگی زمان مناسبی برای ورود كودك به مهد


صحبت-کردن-با-کودک.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

صحبت کردن با کودک و رشد زبانی او

صحبت کردن با کودک در رشد زبانی او بسیار موثر است به صورتی که آموزگاران و مسئولان آموزشی اعلام کرده‌اند که کودکان از خانواده‌هایی با موقعیت اجتماعی و اقتصادی پایین‌تر حدوداً دو سال از استاندارد زبانی لازم برای ورود به دبستان عقب هستند. این امر به این معناست که این کودکان برای انجام تکالیف مدرسه و قرار گرفتن در یک رقابت برابر با همکلاسی‌هایشان باید تلاش بیشتری کنند.

آزمایش جهت اهمیت صحبت کردن با کودک

از چند سال پیش، دکتر آنا فرنالد استاد روانشناسی دانشگاه استنفود، طی آزمایش‌هایی ثابت کرد که شکاف زبانی میان کودکان در سنین ابتدایی تولد ایجاد می‌شود. نتایج این آزمایش‌ها نشان داد که تفاوت‌های بارزی میان کودکان با طبقه اجتماعی و اقتصادی مختلف در دایره واژگان و استفاده صحیح از این واژگان آن‌هم در سن ۱۸ ماهگی مشهود است (لازم به ذکر است که این تحقیق روی نوزادان انگلیسی زبان انجام شده است).

در سن ۲۴ ماهگی، مشخص شد که یک شکاف شش ماهه میان این دو دسته کودک از لحاظ مهارت‌های پردازش زبانی وجود دارد.

 

دکتر فرنالد، در طول آزمایش توانست دلیل احتمالی این شکاف را هم پیدا کند. گروه تحقیق با استفاده از یک تکنولوژی پیشرفته، تمام مکالمات میان والدین و کودک از طبقه پایین‌تر را در محیط خانه ضبط کردند. این گروه دریافتند که ارتباط قابل توجهی میان میزان مکالمه مستقیم و صحبت کردن با کودک و رشد مهارت‌های زبانی او وجود دارد. نوزادانی که بیشتر در معرض مکالمه مستقیم قرار می‌گیرند، و به عبارتی والدین وقت بیشتری برای صحبت کردن با کودک می‌گذارند، مهارت‌های زبانی پیشرفته‌تر و دایره واژگان گسترده‌تری خواهند داشت.


مقاله مرتبط: صحبت با کودکان درباره مرگ

مقاله مرتبط: نقش مادر در رشد زبان کودکان


اهمیت بالای صحبت کردن با کودک

این آزمایشات همچنان ادامه دارد و گروه تلاش می‌کند که با تعریف برنامه‌هایی برای والدین طبقه‌های محروم، عقب‌ماندگی مهارت‌های زبانی کودکانشان را جبران کند. این برنامه که ” با من صحبت کن!” نام گرفته است، به این مادران میاموزد که چگونه مهارت‌های زبانی و دایره واژگان کودکانشان را گسترده‌تر کنند. و زملن بیشتری برای صحبت کردن با کودک بگذارند.

نتایج اولیه این برنامه که روی ۲۴ خانواده انجام شده است، نشان می‌دهد که شکاف میان کودکانی که مادرانشان در این برنامه حضور داشته‌اند و کودکان طبقه‌های اجتماعی بالاتر، بسیار کمتر شده است.

در پایان این نکته را از زبان دکتر آنا فرنالد یادآور می‌شویم که: ” همه والدین باید از اهمیت بالای صحبت کردن با کودک در دوره نوزادی آگاه باشند و بدانند که این فعالیت بدون زحمت و در عین حال لذت‌بخش تأثیر زیادی در زندگی و آینده فرزندانشان دارد.”

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


فرزند-نابغه.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

فرزند نابغه

فرزند نابغه یا موفق؟ کدام یک؟ برای پاسخ به این سؤال ابتدا به این داستان کوتاه توجه کنید. ریچارد از همان دوران کودکی علاقه زیادی به باز کردن و سرهم بندی کردن دستگاه‌ها و وسایل مختلف داشت. مثلاً در ۶ سالگی، یک ساعت زنگ دار را از هم باز کرد و سپس دوباره سر هم کرد. یا در ۹ سالگی، به پدر خود در تعمیر ماشین چمن زنی کمک می­‌کرد. در دبیرستان، او ساعت‌های زیادی را صرف از هم جدا کردن و بازسازی تجهیزات استریو می‌کرد. در حال حاضر، او یک تکنسین موفق صداست که برای یک شرکت تئاتر حرفه‌ای مشغول به کار است. پدر و مادر ریچارد در همان سال‌های اولیه با تشویق و حمایت، به او کمک کردند تا به یک جوان موفق تبدیل شود.

با این که ریچارد فرد موفقی است، ولی هرگز به عنوان یک فرد نابغه مطرح نبوده است. شاید جالب باشد بدانید او همواره با مشکل در درس ریاضی در مدرسه مواجه بوده است. لازم است بدانید آنچه از “فرزند نابغه و با استعداد ” تعریف شده است، به باور عموم در ارتباط با مهارت‌های مربوط به دوران مدرسه است و محدود به ۵ تا ۱۰ درصد از کودکانی است که در آزمون‌های تیزهوشان به نمرات بالایی، دست می‌یابند.

هوش فرزند نابغه

این در حالی است که محققان هوش امروزه تأکید می‌کنند که تقریباً همه کودکان نه فقط ۵ درصد، دارای استعدادهای خاص خود هستند. دیوید جی مایرز، دکتر و استاد روانشناسی در کالج امید در میشیگان است. مطالعات او در دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد که اطلاعات بسیاری را می‌توان از طرق مختلف و با دقت و تمرکز در رفتارها و توانایی‌های کودکان مانند توانایی‌های کلامی، اعداد، موسیقی، تصاویر، توانایی‌های ورزشی و یا توسعه اجتماعی یا احساسی کودکان به دست آورد. او می‌گوید: “همه کودکان با استعداد هستند، برخی فقط باید استعداد و توانایی‌های آنان شناخته شود.” بنابراین والدین نقش مهمی در کشف و بیدار کردن استعدادهای نهفته و تقویت نقاط قوت کودکان دارند. در ادامه توصیه‌هایی داریم که می‌تواند راهگشای شما در پرورش و کشف استعدادهای کودکان و موفقیت آنان در آینده باشد.


مقاله مرتبط: مرکز تست هوش کودکان

مقاله مرتبط: توصیه های مهم برای داشتن کودک سالم و باهوش


راه‌های کشف استعداد فرزند نابغه

۱- اجازه دهید کودک شما، خودش علائق خود را کشف کند، لطفاً چیزی را به او تحمیل نکنید، کار شما آن است که فعالیت‌هایی را که او انتخاب کرده موردتوجه و دقت قرار دهید.

۲- کودک شما در طیف گسترده‌ای از تجارب شکوفا می‌شود؛ بنابراین کسب تجارب مختلف تأثیر زیادی در فعال شدن استعدادهای نهفته او دارد؛ بنابراین تصور نکنید که تنها در یک حوزه ممکن است دارای توانایی یا استعداد باشد.

۳- اجازه دهید فرزند شما اشتباه کند. اگر او همه کارها را کامل و بدون اشتباه انجام دهد، هرگز نمی‌تواند با مسائل و مشکلات که خود نقش مؤثری در پیشرفت فرد دارد، مواجه شود.

۴- از فرزند خود سؤال بپرسید. سؤالاتی که ذهن کودک را به تفکر و چالش وا می‌دارد. مثلاً از او سؤالات جذابی در مورد طبیعت و عجایب جهان بپرسید، مثلاً اینکه چرا آسمان آبی است؟ آنگاه می‌توانید با هم به یافتن پاسخ بپردازید.

۵- هرگز برای یاد گرفتن چیزی کودک خود را تحت فشار نگذارید. البته می‌توانید با تشویق‌های مؤثر کودک را در یادگیری یاری کنید.

۶- از کودک خود انتظارات زیادی داشته باشید ولی واقع‌بینانه.

۷- شما می‌توانید تجارب موفق زندگی کاری خود را با فرزند خود به اشتراک بگذارید. چرا که افشای موفقیت‌های شما گاهی می‌تواند فرزند شما را به تفکر وا دارد. اجازه دهید او شما را در فعالیت‌های مثبت و معنی‌دار ببیند. وقتی سخت مشغول به کار هستید و او به سراغ شما می‌آید به جای راندن او، می‌توانید دقایقی را با آرامش او را در آغوش بگیرید و برای او توضیح دهید که مشغول چه کاری هستید.

نحوه پرورش استعداد فرزند نابغه

۸- برای کودک خود یک محیط غنی از تجارب حسی فراهم کنید. دقت کنید که آیا مواد و وسایل موجود در خانه حواس و توجه کودک را تحریک می‌کند یا خیر؟

۹- کودک خود را با برچسب‌های مختلف محدود نکنید. چرا که هر صفتی را که به او نسبت می‌دهید، توجه خود و او را از دیگر جنبه‌های استعداد و توانایی او دور می‌سازید.

۱۰- همه‌روزه زمانی را به‌طور منظم با خانواده برای کتاب خواندن، دیدن فیلم‌های آموزشی، گوش دادن به موسیقی، صحبت کردن و دیگر فعالیت‌ها اختصاص دهید.

۱۱-اجازه دهید کودک در فعالیت‌های اجتماعی مورد علاقه خود شرکت کند. او را با خود به خانه فرهنگ محله، کتابخانه‌های عمومی، مکان‌های ورزشی و … در محله خود ببرید تا با فعالیت‌های اجتماعی در محل زندگی خود آشنا شود. این امر می‌تواند در آشنایی کودک با استعدادهای خود مؤثر باشد.

۱۲- در هنگام صحبت‌های خانوادگی خود در مورد چیزهای خوبی که در طول روز اتفاق افتاده است به منظور افزایش اعتماد به نفس خانواده و فرزند خود صحبت کنید.


مقاله مرتبط: مرکز استعدادیابی کودکان


۱۳- به حرف‌ها و صحبت‌های کودک خود گوش دهید. ممکن در میان صحبت‌های کودکانه‌اش سرنخ‌هایی از استعدادهای خاص خود به شما ارائه دهد؛ بنابراین فرصت تعامل و گفتگو با فرزند خود را غنیمت بشمارید.

۱۴- به کودک خود یک فضای خاص در خانه برای کارهای خلاقانه اختصاص دهید

۱۵- کودک خود را از مسئولیت‌پذیری و انجام کارهای محوله که به خوبی انجام داده است، ستایش و تحسین کنید.

۱۶- هر از چند گاهی بازدید از مکان‌های جدید را به عنوان تفریح برای خانواده خود ترتیب دهید.

۱۷- سعی کنید هرهفته یا هر ماه یک شغل جدید را برای کودک خود شرح داده و او را با آن آشنا کنید و در صورت امکان او را برای دیدن آن شغل با خود همراه کنید. در مورد مشاغل با او صحبت کنید و به علائق او در مورد آن‌ها پی ببرید. این امر سبب می­شود کودک بتواند در آینده شغلی مناسب با توانایی خود انتخاب کند و در آن موفق شود.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

کودکان بسیار حساس به طور طبیعی جذاب و با توانایی های عالی خود برای همدردی با دیگران هستند، اغلب افراد به راحتی به آنها جذب می شوند. آنها خلاق، دارای درک بالا، و دارای استعداد توانایی درک پیچیدگی های زندگی هستند و همین طور آنها به شدت مستعد ابتلا به اختلالات هستند.

ویژگی های کودکان بسیار حساس

کودکان مزبور یک یا تمام نشانه های زیر را دارا هستند:
  •  آیا فرزند شما دارای احساسات قوی است؟ آیا از حس بویایی و شنوایی بسیار نیرومندی برخوردار می باشد؟ آیا نسبت به درد حساسیت زیادی نشان می دهد؟
  • آیا فرزند شما به آسانی هیجان زده می شود؟ آیا احساسات شدیدی بروز می دهد؟ آیا گاهی آن قدر به هیجان می آید که به گوشه عزلت پناه می برد؟
  •  آیا قدرت درک فرزند شما بیشتر از همسالان خود و یا حتی بزرگسالان است؟ آیا سوالات هوشمندانه ای می پرسد و زیاد فکر می کند؟
  • آیا نسبت به مسائل پیرامون خود هوشیارانه برخورد می کند؟ آیا متوجه مسائل و تغییرات کوچک مانند جابجایی جزئی اثاثیه یا تغییرات ظاهری دیگران می شود؟
  •  آیا به احساسات مردم حساسیت زیادی نشان می دهد؟ آیا متوجه اندوه دیگران شده و برای کمک کردن به آنها تلاش می کند؟ آیا به حیوانات اهمیت زیادی می دهد؟
  • وقتی والدین متوجه می شوند که فرزند حساسی دارند دوران دشواری را سپری می کنند؟

در ادامه نکاتی برای والدین با کودکان بسیار حساس (HSC) به اشتراک گذاشته شده است.

بخاطر کسی که هستند آنها را دوست بدارید.

برای کودکان بسیار حساس بسیار آسان است که احساس سوء تفاهم و از خودبیگانگی کنند، زمانی که جهان می تواند مکان بسیار قضاوت کننده باشد. در نتیجه، والدین ممکن است از کارشناسان مشاوره بگیرند، اما یک مسئله رایج برای کودکان بسیار حساس این است که تشخیص اشتباه می گیرند. والدین ممکن است اطلاعات اشتباه بدهند و باور داشته باشند که کودک شان اختلال دوقطبی یا مشکل در توجه و تمرکز دارد و با دارو درمان می شود. والدین اغلب می خواهند برای فرزندشان «بهترین» را انجام دهند ولی بعضی وقت ها مهم ترین چیزها، نکات ساده ای هستند که فراموش یا نادیده گرفته می شوند. خانواده باید درک کند که حساسیت بالا یک مسئله بیولوژیکی است، نه یک انتخاب. و فرزند خود را برای کسی که هست، دوست بدارید.

با آنها صبور باشید.

بچه های بسیار حساس، محتاط هستند، به خصوص زمانی که آنها با تجربه ای نا آشنا مواجه می شوند. در نتیجه، ممکن است زمان بیشتری برای تصمیم گیری لازم داشته باشند، زیرا آنها اطلاعات را به طور کامل پردازش می کنند. دکتر ایلین آرون، نویسنده شخصیت بسیار حساس، می نویسد: “اکثر کودکان بسیار حساس به نظر می رسد که سازگاری آنها ضعیف است، اما در واقع از آنان خواسته می شوند که بیش از حد سازگار شوند.”

هرگز به آنها فشار نیاورید و یا آنها مجبور نکنید که در کاری عجله کنند. این امر تنها آنها را بیشتر تحریک می کند. اگر متوجه شدید که فرزندتان مطمئن نیست که در وضعیتی چطور باید رفتار کنید، حمایتش کنید و به او نشان دهید که اشتباه کردن هیچ ایرادی ندارد. کودکان بسیار حساس می توانند بسیار انتقادگر و در مورد نتایج بالقوه انتخاب های خود نگران باشند. به عنوان یک پدر و مادر، می توانید به او آموزش دهید به خود عشق بورزد و درک کند که آنها لازم نیست کامل باشند.

به جای هل دادن، سقلمه بزنید.

بیشتر کودکان حساس، هنگام تصمیم گیری دچار پریشانی می شوند و به علت ترس غالبا از فرصت ها استفاده نمی کنند. گاهی بهترین کاری که شما می توانید انجام دهید این است که او را در گرفتن تصمیمات جدید تشویق کنید. در مورد تنبیه هم همین طور.
بهتر است به جای فریاد کشیدن بر سر فرزندتان، با ملایمت به تصحیح رفتار او بپردازید. اگر فرزندتان بداند که تحت هر شرایطی همچنان او را دوست خواهید داشت هنگام تصمیم گیری کمتر دچار تردید می شود و از تغییرات نمی هراسد. او باید بداند که شما سعی نمی کنید شخصیت دیگری از وی بسازید.
شما می توانید فرزند خود را در تعامل با جهان اطراف یاری کنید. یادتان باشد تمام کودکان چه حساس و چه معمولی همیشه نیازمند چتر حمایتی والدین خود هست.

مرزهای سالم را به او آموزش دهید.

کودکان بسیار حساس مستعد ایثار هستند. در نتیجه، آنها ممکن است هنگام کمک و پشتیبانی از دیگران، نیازهای خود را نادیده بگیرند. والدین باید توجه بیشتری به این نکته داشته باشند هنگامی که کودک حساس آنها احساس فرسودگی می کند به او یادآوری کنند گفتن “نه” آنها را بی ارزش نمی کند اما برای حفظ سلامت روان و سلامت فردی آنها ضروری است. مثال هایی برای آنها بزنید که نشان دهد آنها می توانند به دیگران کمک کنند بدون اینکه خود را نادیده بگیرند. مهم است که پدر و مادر کمک کنند آنها روی پای خود بایستند و برای خود ایستادگی کنند.

پیش بینی پذیری

کودکان بسیار حساس شرایط قابل پیش بینی و روتین را ترجیح می دهند، زیرا آنها به راحتی تحت تاثیر شرایط جدید قرار می گیرند. در صورت نیاز به فعالیت های اجتماعی، آنها را مجبور به وقفه های مکرر کنید. هر چه رویداد اجتماعی بزرگ تر باشد، زمان بیشتری فرزندتان نیاز به بازیابی انرژی دارد. برخی از والدین این کودکان احساس می کنند فرزندشان خیلی کم درگیر فعالیت هایی می شوند که از نظر آنها سرگرم کننده و جالب است در صورتی که آنها نیاز به محیط آرام تر برای حفظ تعادل دارند.

آنها را تشویق کنید

بسیار مهم است که والدین به کودک خود تاکید کنند که شک و تردید آنها واقعی نیست، بلکه افکاری مخرب هستند. کودکان بسیار حساس تمایل زیادی به خودآگاه بودن دارد، زیرا آنها نگران این هستند که چگونه شکست آنها روی نحوه درک شان تاثیر می گذارد. آنها اغلب عزت نفس شان ناشی از عملکردشان است. به عنوان یک پدر و مادر، ضروری است که شما یک فضای امن ایجاد کنید که در آن خطر پذیری و اشتباه کردن قابل قبول است. به آنها کمک کنید تا ببینند که موفقیت سیاه و سفید نیست، اما افت و شکست در واقع برای تبدیل شدن به فردی قوی و بهتر ضروری است. رویاهای آنها را تشویق کنید و همیشه دلسوری خود را نشان دهید. آخرین چیزی آنها به آن احتیاج دارند فردی است که خود از شکست بترسد.


کودک-آزاری.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

کودک آزاری

کودک آزاری عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود، برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین اشکال مخفی کودک آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است.

مطالعات نشان داده که هر ساله از هر ۲۰ کودک یک کودک مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. سوءاستفاده از کودک بسیار گسترده است و می‌تواند در هر گروه فرهنگی، قومی یا هر درآمدی رخ دهد. سوء استفاده از کودک می‌تواند فیزیکی، احساسی، کلامی یا جنسی باشد. همچنین می‌تواند از بی‌توجهی حاصل شود. سوء استفاده می‌تواند باعث آسیب جدی به کودک و احتمالاً مرگ شود.


مقاله مرتبط: رفتارهای ناسالم بزرگسالان به دلیل ترومای دوران کودکی

مقاله مرتبط: عواقب بد رفتاری با کودکان و توصیه هایی برای والدین


نشانه‌های رفتاری کودکان آزار دیده

  • کاهش عملکرد تحصیلی
  • از خواب پریدن‌های مکرر در طول شب و دیدن کابوس‌های شبانه با محتوای آزار
  • ترس از لمس
  • پرخاشگری بی‌دلیل نسبت به اطرافیان
  • مشاهده خون همراه با ادرار کودک
  • مشاهده ورم و خون‌مردگی و کبودی در اطراف ناحیه تناسلی و یا به طور کل در اعضای بدن
  • ناتوانی در نشستن روی صندلی و یا اشکال در نشستن
  • مشاهده نشانه‌هایی از افسردگی
  • کم خندیدن

انواع کودک آزاری

کودک آزاری جسمی

آزار فیزیکی، رفتارهایی هستند که منجر به مصدومیت‌های فیزیکی غیر تصادفی می‌شوند. این موارد شامل صدمه غیر تصادفی، تنبیه فیزیکی شدید (که می‌تواند شامل صدمه فیزیکی بشود یا نشود)، تهدید‌ به صدمه فیزیکی، رفتارهای خطرناک به سمت کودک یا در اطراف کودک (پرت کردن شی‌، استفاده از سلاح) می‌باشند.

کودک آزاری عاطفی

زمانی که پدر و مادر یا یکی از مراقبین کودک پیشرفت‌های روحی و اجتماعی کودک را به خطر بیاندازند یا سبب آسیب شدید عاطفی کودک شوند کودک آزاری عاطفی یا احساسی رخ داده است.

غفلت

نادیده گرفتن کودک نوع دیگری از کودک آزاری است. این مورد زمانی اتفاق می‌افتد که والد یا مراقب، نظارت، محبت و پشتیبانی مورد نیاز برای سلامتی، ایمنی و رفاه کودک را از او سلب کند. غفلت از کودک یا همان نادیده گرفتن کودک شامل موارد زیر است که هر کدام به اختصار توضیح داده شده است.

  • نادیده گرفتن جسمی: کودک به خوراک، پوشاک و جای امن و سالم احتیاج دارد. سلب هر کدام از این موارد یعنی نادیده گرفتن جسمی کودک.
  • نادیده گرفتن احساسی: کودک به احساس آرامش و پشتیبانی عاطفی نیاز دارد، اگر کودکی علائم بیماری روانی داشته باشد بهتر است درمان شود.
  • نادیده گرفتن پزشکی: برخی از افراد به دلایل دینی و عقاید مذهبی، کودکشان را از خدمات پزشکی محروم می‌کنند که این مصداق بارز نادیده گرفتن کودک است.
  • نادیده گرفتن آموزشی: والدین و مسئولان مدارس باید فرصت‌های تحصیلی را در اختیار کودک قرار دهند و سلب این موقعیت از کودک نمودی از نادیده گرفتن آموزشی است.

کودک آزاری

کودک آزاری جنسی

این نوع آزار برای دختربچه‌ها بیشتر از پسربچه‌ها اتفاق می‌افتد؛ اما در پسربچه‌ها هم کم نیست. در آمیزش جنسی رضایت هر دو طرف مهم است؛ اما آمیزش جنسی با فرد زیر پانزده سال در هر حالتی، سوء استفاده جنسی است. آمیزش جنسی فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار جنسی است.


مقاله مرتبط: اثرات تجاوز جنسی در دوران کودکی


تأثیر كودک آزاری جنسی در سنین مختلف

کودک آزاری جنسی در بسیاری از موارد در کودکی پنهان می‌ماند اما اغلب آثارش را در نوجوانی نشان خواهد داد. نوجوانانی که تجربه سوءاستفاده‌های جنسی را داشته‌اند بیش از سایرین رفتارهای مخرب و پرخطری از خود نشان می‌دهند. آزار جنسی در کودکان در سنین بالا به مراتب صدمات شدیدتری به فرد وارد می‌کند و درمان آثار آن نیز به مراتب دشوارتر است. هم‌ چنین هر چه فرد آسیب زننده به کودک نزدیک‌تر باشد آسیب شدیدتری به وی وارد می‌شود.


مقاله مرتبط: مرکز مشاوره کودک و نوجوان


کودک آزاری جنسی می‌تواند پیامدهای روانی و رفتاری زیر را در بلندمدت به همراه داشته باشد.

  • ناتوانی در برقراری ارتباط عمیق با دیگران
  • ترس شدید از صمیمت و اعتماد به دیگران
  • اعتیاد به مواد و یا مشروبات الکلی
  • گوشه‌گیری و اختلال در برقراری روابط جنسی پس از ازدواج
  • طلاق و ازدواج‌های ناموفق
  • دچار شدن به اختلالاتی نظیر اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب و افسردگی
  • اختلالات جنسی
  • کاهش اعتمادبه‌نفس
  • خودکشی


روانشناس-کودک-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

چه وقت به روانشناس کودک مراجعه کنیم؟

چه وقت به روانشناس کودک مراجعه کنیم؟همه والدین در تربیت فرزندانشان ممکن است دچار مشکلاتی باشند و البته خیلی‌ها فکر می‌کنند که از مشاوره بی‌نیاز هستند و می‌توانند به تنهایی از پس این مسائل بربیایند. اگرچه همه ما به کمک مشاوره با متخصصین می‌توانیم در امر تربیت فرزندانمان موفق‌تر باشیم، اما گاهی دوران کودکی و نوجوانی برای فرزندان ما مسائلی به وجود می‌آورد که نیاز به مراقبت‌هایی تخصصی‌تر پیدا می‌کنند، در چنین شرایطی اگر دیر متوجه مشکل شده و سریع‌تر برای کمک گرفتن از متخصصین اقدام نکنیم ممکن است فرصت‌های طلایی را از دست بدهیم و آن‌وقت است که از این تأخیر پشیمان خواهیم شد. مرکز مشاوره و روانشناسی اکسیر یکی از بزرگ‌ترین مراکز مشاوره کودک، آماده ارائه خدمات به شما عزیزان می‌باشد.

نیاز به مشورت کردن با روانشناس کودک

هر چه جلوتر می‌رویم چه از نظر زمانی و چه از نظر جایگاهمان در زندگی، بیشتر به مشاوره و مشورت گرفتن از افراد متخصص احساس نیاز می‌کنیم. حال کودک و نوجوانان در مسیر رشد به خاطر حساسیت‌هایی که در هر مرحله‌ی سنی دارند، به دنبال آن نیازهای متفاوتی نیز خواهند داشت. از سوی دیگر پدر و مادر هم برنامه‌ها و انتظاراتی را از فرزندان خود دارند که گاهاً با رفتارها و حساسیت‌های فرزندشان منطبق نیست.

اینجا برای هماهنگ‌سازی این برنامه‌ها و انتظارات و از طرف دیگر نیازهای کودک یا نوجوان به یک فرد متخصص احتیاج است که او کسی نیست جز روانشناس کودک. درواقع اینجا لزوم مشاوره با مشاور کودک نمایان می‌شود.

برخی از همین ناهماهنگی‌ها در برخورد و رفتار کودکان و اعمال برنامه‌های تربیتی والدین ممکن است در صورت تداوم در آینده مشکل‌ساز شده و اختلالاتی را به همین سادگی در کودکان به وجود بیاورد. پیشنهاد ما این است که در صورت مشاهده هرگونه مشکل بین خود و کودکتان درصورتی‌که موفق به حل کردن آن نشدید به روانشناس کودک مراجعه کرده و به روش های کاربردی و علمی مشکل خود را حل نمایید.

 روانشناس کودک کیست؟

دامنه کار روانشناس کودک عمدتاً مدارس، مراکز مشاوره یا خدمات مشاوره‌ای خصوصی و دولتی برای کودکان است. یک روانشناس کودک باید ظرفیت ارتباطی با درمانگر خود را داشته باشد؛ این ظرفیت ارتباطی شامل مؤلفه‌هایی چون تقویت اعتماد و بهبودی در کودک است. او باید با شناختن بسیاری از مسائلی مثل اوتیسم کودکان، بیش فعالی آن‌ها، سوءاستفاده، تروما، اختلالات روانی، ناتوانی در یادگیری، نیازهای خاص و رفتارهایی مثل قلدری و لجبازی، پرخاشگری و غیره در مواجهه با کودک اشراف داشته باشد.

تنش‌های دنیای کودکان ممکن است به صورت نشانه‌های فیزیکی نظیر بی‌خوابی، سردرد ناشی از فشار عصبی، خیس کردن رختخواب در شب، یا ناراحتی‌های گوارشی عصبی خودنمایی کنند. یا ممکن است به‌صورت تظاهرات احساسی نظیر عصبانیت، پس زدن و ترس مشخص شوند. این تظاهرات را می‌توان به عنوان یک مشکل تربیتی تفسیر کرد. به عنوان یک پدر یا مادر می‌توانید روش‌های کنترل تنش را بیاموزید. این روش‌ها به شما و کودک کمک می‌کنند تا بر اضطراب چیره شوید.

روانشناس کودک به والدین و کودکان راه‌های حفظ آرامش را می‌آموزد و از طریق تجربه شخصی و حرفه‌ای می‌داند که آموزش روش‌های کاهش تنش، در زندگی شما و کودکتان تغییرات مطلوبی ایجاد خواهد کرد. آموختن این روش‌ها به تمرین نیاز دارد، پس برای آموختن آن‌ها زمان صرف کنید. مطمئن باشید که به زحمتش می‌ارزد.

نشانه های استرس کودکان از نظر روانشناس کودک

فهرست زیر می‌تواند به شما کمک کند تا برخی از تظاهرات فیزیولوژیک و رفتاری تنش‌زا را تشخیص دهید. به خاطر داشته باشید که این نشانه‌ها می‌توانند ناشی از مشکلات جسمی باشند، بنابراین، قبل از آن‌که یک نشانه پایا را به عنوان یک اثر فیزیولوژیک تصور کنید، آن را با پزشکتان در میان بگذارید. گاهی از این نشانه‌ها برای کسب توجه یا در رفتن از زیر بار تکالیف استفاده می‌شود.

اصول روانشناس کودک

گاهی واکنش‌ها ترکیبی از همه این عوامل هستند. کودکی ممکن است برای نرفتن به مدرسه خود را به مریضی بزند. او از توجه اضافی اطرافیانش لذت می‌برد. این کودک در مدرسه مشکلاتی دارد که می‌خواهد از آن‌ها اجتناب کند. پس این بیماری قلابی را بهترین راه‌حل می‌یابد. در این گونه موارد، ترتیبی از آموزش کاهش تنش و سایر مداخله‌ها بهترین نتایج را به دنبال خواهد داشت.

نشانه‌های استرس (فشار روانی)

  • سردردها
  • دل‌دردها، رودل کردن، نفخ، زخم معده
  • تهوع، استفراغ
  • نفس‌نفس زدن (شامل تنفس سریع، تنگی نفس، گیجی)
  • تاکیکاردی (ضربان سریع قلب)
  • دست‌های عرق کرده و مرطوب
  • عادات عصبی (ناخن جویدن، کشیدن پوست یا مو، فشار دادن دندان‌ها بر روی هم و غیره)
  • بی‌خوابی و سایر مشکلات خواب
  • ترس‌ها و اضطراب‌ها
  • خجالتی بودن و اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی
  • از کوره در رفتن
  • حساس بودن بیش از حد در برابر انتقاد و سرزنش
  • کاهش قدرت تحمل در برابر ناتوانی‌ها
  •  آشفتگی و عدم تمرکز فکر به علت تشویش

مقاله مرتبط: روانشناسی کودک و نوجوان

 مقاله مرتبط: چه زمانی باید کودک را نزد روانشناس برد؟ 


ویزگی‌های روانشناس کودک

ویژگی اشتیاق برای مراقبت و درمان

از بایسته‌های بنیادی دیگر برای یک روانشناس کودک بودن، شور و اشتیاق واقعی برای مراقبت از کودکان و نیازهای آن‌ها است. انسان‌های بالغ و مهربان بیشتر قادر به ارتباط گرفتن و بازی با کودکان هستند این کمک به لذت بردن کودک از درمان و پروسه درمان لازمه یک مشاور کودکان است.

ویژگی امانت‌داری

یک مشاور و روانشناس کودک باید یک توانایی ذاتی برای به دست آوردن اعتماد کودک و خانواده او را داشته باشد. به‌طوری که با او احساس راحتی بکنند و مسائل شخصی و احساسی خود را بدون هیچ کم و کاستی و یا احتیاط و خجالتی با او در میان بگذارند یک روانشناس خوب همیشه باید حریم خصوصی درمانگر و خانواده‌اش را حفظ کند و آن را موضوع گفتگوی خود با همکاران خود نکند.

ویژگی دارا بودن شبکه ارتباطی قوی

یک مشاور باید بتواند علاوه بر کودک با شبکه وسیعی از کسانی که در حمایت از کودک مؤثرند، ارتباط برقرار کند. مثلاً گاهی پیش می‌آید که مشاور باید با معلمان مدرسه کودک، پزشک او و پدر و مادرش و دیگر افرادی که به نحوی در کمک به درمان موفق کودک، مؤثر باشند، ارتباط برقرار کند.
در کنار همه این گزینه‌ها، صبر، همدلی و شنونده خوب بودن از شالوده‌های اصلی شخصیت یک مشاور و روانشناس خوب است.


مقاله مرتبط: فوق تخصص روانشناسی کودک


تخصص روانشناس کودک

یک روانشناس کودک باید دارای مهارت و تخصص در مسائلی باشد که کودک با آن مواجه می‌شود تا بتواند مؤثرتر با او برخورد کند. به عنوان مثال یک کودک ناتوان در یادگیری مستلزم مشاوره گرفتن از یک روانشناس مدرسه متخصص در تکنیک‌های کمک به کودکان در کلاس درس است. مهارت‌های تخصصی برای ارتباط به این معناست که روانشناس بداند در هنگام مشاهده کودکی که مسئله‌ای برای او پیش آمده است چگونه سؤالات درست را از او بپرسد و چگونه داده‌های منتج از پاسخ‌های کودک را تجزیه‌وتحلیل کند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


تنبیه-بدنی.jpg
خرداد ۲۹, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

تنبیه بدنی

تنبیه بدنی کودکان به منظور اصلاح رفتارهای اشتباه شیوه رایج است؛ اما والدین باید آگاه باشند که: این شیوه ناکارآمد است، تنها استفاده آن بدون داشتن تأثیر مثبت بر روی کودک تأثیرات منفی آن است و همچنین در سال‌های آینده این روش نادرست در رفتار کودک با دیگران نیز رسوخ می‌کند.

اگر دقت کرده باشید در گذشته تربیت فرزندان بیشتر به صورت تنبیهی بوده است تا شیوه‌های دیگر؛ یعنی بابت کوچک‌ترین مسائل نیز کودکان مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. با اینکه این روزها دقت بیشتری در تربیت کودکان صورت می‌گیرد اما همچنان هستند کسانی که در تربیت فرزندشان از کتک زدن استفاده می‌کنند و اصلاً توجهی به عواقب خطرناک آن ندارند. متخصصان هشدار می‌دهند که کودکانی که از سوی والدین تنبیه بدنی می‌شوند در سنین بالاتر بیشتر در معرض مشکلات سلامت روانی و روحی هستند.


مقاله مرتبط: روش های موثر به جای تنبیه و فریاد زدن


عواقب تنبیه بدنی بر کودک

با تنبیه بدنی کودک به او عدم اعتماد به دنیای اطراف را می‌آموزید

کودکان در سنین پایین، والدین را بخصوص مادرشان را یک تکیه‌گاه امن فرض می‌کنند. اگر از جانب شما مورد بی‌مهری و تنبیه بدنی قرار گیرند، به احتمال زیاد با همان منطق محدود و رشد نیافته خودشان دنیا را ناامن‌ترین محیط ممکن می‌دانند و به دنبال آن ترس‌ها و اضطراب‌های شدید آغاز می‌شود.

کناره‌گیری و گوشه‌گیر شدن کودک

اغلب بچه‌هایی که مورد تنبیه بدنی قرار می‌گیرند به دلیل احساس کمبودهای خود از جمع فاصله می‌گیرند. بازی‌های یک نفره و تنها را به بازی دسته جمعی ترجیح می‌دهند و در نگاه کلی گوشه‌گیر هستند.

تقلید کودک از کتک زدن

اگر برای تربیت کردن کودک، از تنبیه بدنی او استفاده کنید، به او مجوز آسیب رساندن به دیگران را در صورت انجام هر اشتباهی می‌دهید. بچه‌ها از رفتار سایرین مدل‌سازی می‌کنند و در اولین فرصت ممکن این الگو‌ها را اجرا می‌کنند. تحقیقات حاکی از این امر هستند که تعداد دفعات تکرار و میزان شدت تنبیهات از اهمیت بسزایی برخوردار می‌باشند. هر چقدر کودک بیشتر و محکم‌تر مورد اصابت قرار بگیرد، احتمال اینکه پرخاشگری در او افزایش پیدا کند، بیشتر می‌شود. در این شرایط احتمال بروز سوء رفتار و به خطر افتادن سلامت روحی او نیز امکان‌پذیر خواهد بود.

ناتوانی در ابراز عشق و محبت

اغلب کودکانی که تنبیه بدنی شده‌اند در روابطشان نیز مشکل دارند. این کودکان در بزرگ‌سالی نمی‌توانند با کسی یک رابطه سالم و درست داشته باشند و عشق بورزند. به علاوه اغلب در ابراز احساس دچار مشکل‌اند.

تاثیرات تنبیه بدنی

اثرات آن بر روی هوش

بر اساس تحقیقات روی ۸۰۶ کودک در سنین ۲ تا ۴ سال و ۷۰۴ کودک ۵ تا ۹ ساله نشان داده‌شده است کودکان ۲ تا ۴ ساله‌ای که یک بار تنبیه شده بودند از کودکانی که اصلاً تنبیه بدنی نشده بودند امتیاز هوشی پنج برابر پایین‌تری داشتند و کودکان بین ۵ تا ۹ سال که به همین‌گونه تنبیه خفیفی داشتند امتیاز هوشی ۸/۲ برابر کمتر از سایر کودکان تنبیه نشده داشتند؛ بنابراین هرچه والدین تنبیه بیشتری انجام دهند رشد و پرورش روان و مغزی کودک کندتر می‌شود و تنبیه به میزان بسیار اندک تأثیری منفی بر ضریب هوشی کودکان می‌گذارد.

تنبیه بدنی برای کودکان استرس و نگرانی ایجاد می‌کند مخصوصاً برای آن دسته از افرادی که سه بار در هفته یا بیشتر تنبیه می‌شوند، فشار روانی ناشی از استرس می‌تواند باعث نگرانی و وحشت‌زدگی همیشگی آن‌ها یا حتی دل آشوبه می‌شود این نشانه با کاهش هوش همراه است.

راه‌های متفاوت دیگری برای تنبیه و تربیت کودک وجود دارند به طور مثال تنها گذاشتن او در اتاقش و یا گوشه‌ای از خانه‌، بی‌توجهی به بهانه‌گیری‌های بی‌دلیل او و بسیاری راهکارهای دیگر می‌تواند به سناریوی خشونت‌ والدین و ابراز آن به طور فیزیکی به کودک، پایان دهد. برای یافتن راه حل مناسب سومین اقدام شناخت خود و سپس شناخت کودک است. تا از این راه از موقعیتی که در انتها به بحث، عصبانیت و حتی خشونت‌های لفظی و شاید فیزیکی ختم می‌شود هر چه کوتاه‌تر و سریع‌تر خارج شد.


مقاله مرتبط: شیوه های صحیح و درست تنبیه کودکان

مقاله مرتبط: یک روش تنبیه کردن، محروم‌كردن موقت


تنبیه کودکان را خودمحور می‌کند

از کلمه‌ «پیامد» برای توجیه عمل تنبیه بدنی استفاده می‌شود. گفته می‌شود: کودکان نیاز دارند یاد بگیرند که رفتارشان پیامدی در پی دارد؛ اما پیامد برای چه کسی؟ پاسخی که همه‌ تنبیه‌ها می‌دهند: برای شخص مرتکب شونده. توجه کودک کاملاً متوجه آن است که شکستن قانون و به چالش کشیدن یک بزرگ‌سال روی او چه تأثیری می‌گذارد.

به‌عبارت‌دیگر، اگر گیر بیفتد چه عاقبتی در انتظار اوست. زمانی که ما تنبیه می‌کنیم، کودکان را سوق می‌دهیم که از خود سؤال کنند: «آن‌ها از من می‌خواهند چه کاری انجام دهم اگر این کار را انجام ندهم چه اتفاقی برای من می‌افتد؟» توجه کنید این دقیقاً شبیه به همان سؤالی است که در خانه یا کلاس درس، زمانی که به بچه‌ها در قبال رفتار خوب پاداش داده می‌شود، ایجاد می‌شود: آن‌ها می‌خواهند من چکار کنم در قبالش چه چیزی به دست می‌آورم؟ هردوی این سؤالات درباره‌ نفع شخصی است و هردو با سؤالاتی که ما دوست داریم کودکان از خودشان بپرسند، تفاوت دارد. برای مثال، «چه نوع انسانی می‌خواهم باشم؟».

مشکلات خواب

کابوس‌های شبانه در کودکانی که تنبیه بدنی شده‌اند، بیشتر است. اغلب دچار مشکلات خواب، دیر به خواب رفتن، یا دیر از خواب بیدار شدن می‌شوند. از علائم دیگر مشکلات خواب وقفه‌های تنفسی، دندان قروچه و حرف زدن هنگام خواب است.


محدودیت-زیر-13-سال.jpg
خرداد ۲۱, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

محدودیت های زیر ۱۳ سال

از جمله محدودیت های زیر ۱۳ سال این است که شما حتی نمی‌توانید از فیس بوک استفاده کنید. تا وقتی سن شما بالاتر برود. از این مقاله استفاده کنید تا بتوانید با سن خود و محدودیت‌های آن کنار بیایید.


مقاله مرتبط: تأثیرات فضای مجازی بر نوجوانان


مراحل کنار آمدن با محدودیت های زیر ۱۳ سال

یک سرگرمی پیدا کنید که از آن لذت ببرید 

مثلا ساز، ورزش، آواز، رقص، نقاشی یا هر چیز دیگری. با انجام فعالیت های لذت بخش ذهن شما از محدودیت های زیر ۱۳ سال دور می‌شود و درنتیجه احساس بهتری را تجربه می‌کنید. این سرگرمی‌ها چیزهایی هستند که هرکس در هر سنی میتواند به انجام آنها بپردازد. در صورت امکان، می‌توانید در گروه های دوستی عضو شده و به صورت گروهی از این سرگرمی ها لذت ببرید.

درس بخوانید

بله، درس. هنگامی که به رده های سنی بالاتر میروید، میخواهید نمرات بهتری کسب کنید و این کار فقط در شرایطی محقق می‌شود که از اکنون شروع به مطالعه کنید. مطالعه همچنین باعث بهبود حافظه می‌شود و در نتیجه در سرگرمی‌های خود نتیجه‌ی بهتری خواهید گرفت. مثلا  می‌توانید با مطالعه درباره ی تاثیر کشش بر گیتار و صدای تولید شده، دانش خود نسبت به گیتار را بالاتر ببرید که باعث می‌شود نوازنده‌ی بهتری باشید.

سالم بمانید

حفظ تناسب اندام به شما کمک می کند تا یک زندگی طولانی تر و شادتر داشته باشید. پس یک دوچرخه بخرید و با آن به گشت و گذار بروید. ورزش کنید و یا مرتب پیاده روی کنید. البته آنقدر در قضیه ی کاهش وزن غرق نشوید که از درس عقب بمانید. در صورت امکان درباره ی سلامت تحقیق کنید. بررسی کنید که چگونه سیگار و مواد مخدر باعث تاثیر مخرب بر بدن میشوند و چطور تناسب اندام باعث بهبود کارایی و قدرت قلب خواهد شد.

  • مسواک بزنیداگر مسواک بزنید ظاهر دندان های شما بهتر خواهد شد و نفس شما نیز بوی بهتری خواهد داشت. پس فراموش نکنید هرروز مسواک بزنید.
  • هر روزدوش بگیرید و موهای خود را بشویید. این باعث میشود بدن شما بوی بدی ندهد. اگر بوی خوبی بدهید احتمال بیشتری وجود دارد که افراد با شما معاشرت کنند. فکر نکنید چون کودک هستید نیاز به رعایت نظافت ندارید.

مقاله مرتبط: آشنایی با تغییرات دوران نوجوانی


از خطرات دوری کنید

 نه، مواد مخدر و الکل شما را باحال نمیکند. سیگار شما را بدبو میکند و کاری غیرقانونی برای افراد زیر ۱۸ سال است. این قانون به دلایلی وضع شده است پس سعی نکنید با شکستن آن خود را باحال جلوه دهید و یا شبیه افراد بزرگتر رفتار کنید.افرادی که برای باحال بودن نیاز به الکل دارند افراد مشکل داری هستند که نیاز به کمک و درمان دارند. پس سعی نکنید شبیه آنها باشید.

نکات 

  • با دوستان همفکر خود ملاقات کنید.
  • به خاطر داشته باشید که چیزهای زیادی وجود دارد که شما میتوانید انجام دهید و افراد بالای ۱۳ سال نمیتوانند! دوران کودکی را قدر بدانید که زیاد دوام نخواهد داشت

هشدارها درباره محدودیت های زیر ۱۳ سال

  • دلیل اینکه برای استفاده از خیلی چیزها در اینترنت باید بالای ۱۳ سال باشید این است که کسی خانه ی شما را پیدا نکند. قانون برای همین مواقع ساخته شده است.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


حس-قدرت.jpg
فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

حس قدرت 

گاهی اوقات کودکان حس قدرت را تحربه می‌کنند و یا تجاربی مشابه این را دارند. آن‌ها فکر می‌کنند بزرگ‌شده‌اند، قوی هستند و محدودیتی ندارند. اطمینان بیش از اندازه‌ای به خود پیدا می‌کنند و به خاطر تفکر همه کار توانی جسور می‌شوند. آنگاه اگر والدین راه خداوند را پیش نگیرند، کودکان به این واقعیت می‌رسند که آن‌قدرها هم که فکر می‌کنند قدرتمند نیستند.

حس قدرت در کودکان

آن‌ها مجبورند خود را با زندگی سازگار کنند و در تجارب زندگی رشد می‌کنند. آن‌ها به جای آنکه بخواهند واقعیت خود را با آن‌ها منطبق نماید که تعریف بیماری روانی است، خود را با واقعیت منطبق می‌کنند که تعریف سلامت روان است. به منظور تشکیل مرزهای مناسب، کودکان نیاز دارند که حس قدرت داشته باشند، یا توان کنترل چیزی را داشته باشند. دامنه‌ی حس قدرت می‌تواند از قرار دادن قطعات یک پازل در کنار یکدیگر و از حل یک تعارض تا شکل دادن یک رابطه دوستانه موفقیت‌آمیز، متغیر باشد. بقا و رشد کودکان در این جهان وابسته به یک ارزیابی مناسب و بر اساس واقعیت در خصوص موارد زیر است:

  • آنچه که بر روی آن تسلط دارند یا ندارند.
  • میزان تسلط آن‌ها بر چیزهایی که کنترلشان را در دست دارند.
  • و چطور با چیزهایی که نمی‌توانند کنترل کنند، کنار می‌آیند.

مقاله مرتبط: قدرت چیست؟ انواع قدرت


تشکیل حس قدرت

برای مشاهده پارادکس کودکان و حس قدرت، به یک نوزاد و والدین او توجه کنید. درست هنگامی که یک نوزاد از رحم خارج می‌شود، کاملاً ناتوان است. در حقیقت، نوزاد انسان نسبت به هر حیوان دیگری، مدت زمان بیشتری را ناتوان است. در عین حال، او تسلط شگفت‌آوری بر روی والدینش اعمال می‌کند. آن‌ها برنامه زمانی کارشان، زندگی درون خانه و برنامه خوابشان را بر محور او تنظیم می‌کنند. او را با خیلی ملایمت حرکت می‌دهند. نسبت به میکروب‌ها ترس شدیدی پیدا می‌کنند. آن‌ها نمایشگری را در اتاق خواب او نصب می‌کنند تا مطمئن شوند که نفس می‌کشد.

برای مدتی او محور زندگی آن‌هاست. با این وجود، اگر شما قادر باشید با این نوزاد صحبت کنید، او نخواهد گفت، من این خانواده را به جنب‌وجوش انداخته‌ام. در عوض او بین حالات ناخوشایند وحشت، ناتوانی و خشم و حالات خوشایند امنیت، صمیمیت و عشق در نوسان است. او حتماً می‌گوید ” من اصلاً حس قدرت یا کنترلی ندارم “.

در چنین حالتی که نوزاد هیچ کنترلی ندارد و بر روی خود نیز تسلطی ندارد، خداوند سیستمی را طراحی کرده است که در آن، والدین به او قدرت می‌دهند و برای او فداکاری می‌کنند تا زمانی که بتواند به اندازه کافی رشد کند و حسی قدرت شخصی در او شکل بگیرد.

 حس قدرت در کودکان

تسلط، عدم تسلط و مرزها

یادگیری استفاده مناسب از حس قدرت به کودکان کمک می‌کند تا مرزهای خود را شکل دهند. افراد بالغ و پخته می‌دانند بر روی چه چیزی تسلط دارند و بر روی چه چیزی ندارند. آن‌ها ابتدا تمام تلاش خود را می‌کنند و سپس دیگر کاری با آن ندارند. کودک شما باید بیاموزد که بر روی چه چیزی تسلط دارد و بر روی چه چیزی تسلط ندارد و چگونه تفاوت بین آن‌ها را مطرح کند.

کودکان با درکی مبتنی بر واقعیت از قدرت، حرکت خود را آغاز نمی‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند با یک خیز به بالای ساختمان‌های بلند بپرند. آن‌ها با شادی به درون اقیانوس می‌روند و اطمینان دارند که امواج خروشان آن را رام خواهند کرد و کاملاً انتظار دارند به که شما و دوستانشان زندگی را همان‌گونه ببینند که آن‌ها می‌بینند.


مقاله مرتبط: نسل بدون قدرت و اراده

مقاله مرتبط: ابراز عقیده و قدرت نه گفتن در کودکان


مشکلات عدم کنترل حس قدرت

اولین مشکل در اینجا مطرح می‌شود: یک کودک پیوسته در تلاش برای تسلط یافتن بر روی چیزهایی است که از آن او نیستند؛ اما او نمی‌تواند حول چیزهایی که در حیطه‌ی مالکیت او نیستند به ایجاد مرز اقدام نماید. هنگامی‌که این کار را بکند، سرانجام مالک واقعی، فنس (دیوار) هایی را که او کشیده است به پایین می‌آورد. هنگامی‌که یک کودک به دوستانش زور می‌گوید، این اتفاق رخ می‌دهد. اگر آن‌ها افرادی به هنجار باشند، یا اعتراض خواهند کرد. بدین ترتیب کودک که تصور می‌کند همه توان است، در یک دور باطل گرفتار می‌شود یا تلاش‌هایی بی‌ثمر در جهت کنترل آنچه نمی‌تواند، صورت می‌دهد و یا به دنبال افراد ضعیفی می‌رود که کمک کنند هذیان خود را حفظ کند.

یک نمونه کلاسیک آن در بزرگ‌سالان، شوهر کنترل‌کننده و همسر مطیع است. مرد فکر می‌کند که بر زندگی همسرش تسلط دارد. همسر او نیز با تداوم گذراندن با شوهرش و نه مواجهه با وی، با ناتوانی مرد در به مالکیت درآوردن زنش، در این هذیان سهیم می‌شود. کودکی که هرگز با محدودیت‌های حس قدرت خود کنار نیامده است، می‌تواند به چنین شوهر کنترل‌کننده‌ای تبدیل شود.

دومین مشکلی که کودکان با آن روبرو می‌شود این است که در تلاش برای کنترل بر روی غیر قابل کنترل، توان خود، در اعمال قدرت بر روی آنچه بر آن تسلط دارد را نیز خنثی می‌کند. او به قدری به مشکل اول متمرکز است که دومی را مورد غفلت قرار می‌دهد. در مثال بالا، کودکی که به بهای گزافی به دنبال دوستانی است که آنچه او می‌خواهد انجام دهند، از این موارد غافل می‌شود: کنترل بر روی خود، یادگیری پذیرش انتخاب‌های خود، سازگاری با آن‌ها، غصه خوردن بابت بعضی از امیال و غیره.

خداوند به ما این قدرت را داده است که انجام دهیم، اما نه آنچه که می‌خواهیم، بلکه آنچه خوب و درست است.

 

آموزش پذیرش فقدان حس قدرت

در حقیقت، آموختن پذیرش فقدان حس قدرت دارای فواید معنوی عمیقی برای کودک شما است. هنگامی که ما واقعیت مربوط به شرایط بشر را می‌پذیریم- یعنی اینکه ما در نهایت برای تغییر وضعیت مقدرمان قدرتی نداریم، با وجود این به طور کلی به خاطر بودن در آن وضعیت مسئولیت داریم – به این سمت سوق داده می‌شویم که راه حل خداوند را بپذیریم، مبنی بر اینکه پسر او قرضی را که ما نمی‌توانیم ادا کنیم، می‌پردازد.

آن دسته از کودکان که رشد می‌کنند درحالی‌که به تفکر ” همه کار توانی خود “چسبیده‌اند و هرگز یاد نمی‌گیرند که شکست مطلق خود را بپذیرند، ممکن است در دیدن نیاز خود به ناجی دچار مشکل شوند. آن‌ها مستعد این تفکر هستند که فقط باید کمی بیشتر تلاش کنم.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


مشاوره-کودک-در-مرکز-مشاوره-کودک-در-شرق-تهران-min.jpg
بهمن ۱۵, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

مرکز مشاوره کودک در شرق تهران

کیمیای زندگی به عنوان بهترین مرکز مشاوره کودک در شرق تهران (شعبه دوم مرکز مشاوره اکسیر) با کادری مجرب در زمینه کودک در خدمت شما شهروندان گرامی می‌باشد.

روانشناسان کودک می‌توانند آگاهی و شناخت لازم و کافی را در زمینه مسائل تربیتی کودک، شیوه‌های تربیتی، برخورد مناسب با رفتارها و مشکلات کودکان و همچنین اطلاعات لازم را درباره نیازهای رشدی کودکان در سنین مختلف در اختیار والدین بگذارند تا والدین بتوانند بهترین و مناسب ترین برخورد را در برابر رفتارهای مشکل‌آفرین فرزندان شان داشته باشند.

مشاوره کودک در مرکز مشاوره کودک در شرق تهران شامل چه مواردی است؟ 

رشد کودک

روانشناسی کودک زیر شاخه‌ای از روانشناسی رشد می‌باشد. در این روانشناسی، رشد کودک از جنبه‌های مختلف مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در روانشناسی کودک هدف بررسی ابعاد مختلف رشد از جمله رشد جسمی، رشد زبانی، رشد عاطفی، رشد شناختی، رشد اجتماعی، رشد شخصیتی می‌باشد. در صورتی که در پرورش کودک به تمام ابعاد رشدی توجه شود، والدین و افرادی که با کودک در ارتباط می‌باشند بهتر می‌توانند کودک را درک کنند و رفتار صحیحی با او خواهند داشت. هدف روانشناسی کودک تکامل شخصیت متعالی او می‌باشد.

رفع نیاز کودک

نیازهای انسان در هر سنی متفاوت می‌باشد. در دوران نوزادی نیازهای جسمانی باید تامین شود و در دوران نوجوانی نیازهای فردی و اجتماعی باید رفع شود.

تربیت صحیح کودک

از آنجائی که انسان موجود پیچیده‌ای می‌باشد شناخت روح و روان او مشکل می‌باشد. به همین جهت در روانشناسی کودک به پرورش روحی و شخصیتی انسان از اوان دوران زندگی در سنین مختلف می‌پردازد. برای پرورش جنبه روحی فرد نیاز به شناخت درباره جنبه‌های شخصیتی انسان می‌باشد. والدین باید بدانند چطور با فرزندشان ارتباط برقرار کرده و تعامل داشته باشند و این نیازمند مطالعه درباره روانشناسی کودک می‌باشد.

آمادگی در مشکلات روانی کودک

برخی شرایط برای کودکان مانند شرایط خانوادگی، ژنتیک برای کودکان مشکلات روانی و رفتاری ایجاد می‌کند. روانشناسی کودک به بررسی این مشکلات در کودکان و نحوه برخورد والدین و اطرافیان می‌پردازد. رفتار صحیح افراد در مشکلات کودکان بسیار موثر و مهم می‌باشد. این مشکلات شامل اختلالات یادگیری، اوتیسم، اختلالات توجه، اختلالات دفعی می‌باشد.


مقاله مرتبط : مشاوره کودک در شرق تهران (مرکز روانشناسی کیمیای زندگی)


مراحل رشد از تولد تا نوجوانی

مرحله‌ اول: رشد روانی – اجتماعی: اعتماد در برابر بی‌اعتمادی

نخستین مرحله‌ رشد در نظریه رشد روانی – اجتماعی اریکسون بین تولد تا یک سالگی پدید می‌آید. این دوره، بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است. نظر به این که نوزاد به طور کامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی که از او پرستاری می‌کند بستگی دارد. اگر اعتماد به نحو موفقیت‌آمیزی در کودک رشد یابد، او در دنیا احساس امنیت خواهد کرد. اگر پرستار ناسازگار، پس‌زننده یا از نظر عاطفی غیرقابل دسترس باشد و به طفل توجه‌ کافی نکند، به رشد حس بی‌اعتمادی در کودک کمک می‌کند. عدم موفقیت در رشد اعتماد، سبب به وجود آمدن ترس در کودک شده و به این باور منجر می گردد که دنیا جای بسیار ناسازگار و غیرقابل پیش‌بینی است.

مرحله‌ دوم: خودگردانی و اتکاء به نفس در برابر شرم و شک

دومین مرحله‌ نظریه رشد روانی – اجتماعی اریکسون در دوران اولیه‌ کودکی صورت می‌گیرد و بر شکل‌گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکز دارد. اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش آداب دستشویی رفتن، بخش حیاتی و ضروری این فرایند است. اما استدلال اریکسون کاملاً با فروید متفاوت بود. اریکسون عقیده داشت که یادگیری کنترل کارکرد بدن به پیدایش حس کنترل و استقلال می‌انجامد.

رویدادهای مهم دیگر در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا، اسباب‌بازی و لباس است. کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند، احساس امنیت و اطمینان می‌کنند. در غیر این صورت، حس بی‌کفایتی و شک به خود در آن‌ها باقی می‌ماند.

مرحله‌ سوم: ابتکار در برابر گناه 

در خلال سال‌های قبل از مدرسه، اطفال شروع به قدرت نمایی و اعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی‌ها و سایر تعاملات اجتماعی می‌کنند. کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذرانند، حس توانایی شخصی و قابلیت رهبری دیگران را پیدا می‌کنند. و آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت‌ها ناکام می‌مانند، حس گناه، شک به خود، و کمبود ابتکار در آن‌ها باقی می‌ماند.

ارزیابی در مرکز مشاوره کودک در شرق تهران

مرحله‌ چهارم: کوشایی در برابر حقارت 

این مرحله، سال‌های اول مدرسه، تقریباً از ۵ سالگی تا ۱۱ سالگی را در برمی‌گیرد. کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائی‌های خود می‌کنند. کودکانی که توسط والدین یا معلمان تشویق و هدایت می‌شوند، حس کفایت، صلاحیت و اعتقاد به توانایی‌های خود در آن‌ها به وجود می‌آید. آن‌هایی که از سوی والدین، معلمان یا هم‌سن و سال‌های خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نمی‌گیرند به توانایی خود برای موفقیت، شک خواهند کرد.

مرحله‌ پنجم: هویت در برابر گم‌گشتگی و سردرگمی

در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به عبارت دیگر، خود را حس می‌کنند. آن‌هایی که از طریق کاوش‌های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت‌سر می‌گذارند. و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم‌گشته خواهند بود.

مرحله‌ ششم: حس تعلق در برابر انزوا و گوشه گیری

این مرحله، دوران اولیه بزرگسالی، یعنی زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند را در بر می‌گیرد. اریکسون عقیده داشت که برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد. به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت‌های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می‌شود. اریکسون عقیده داشت که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلق خاطر اهمیت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.


مقاله مرتبط: مراحل رشد شناخت و تفکر کودکان


مرحله‌ هفتم: فعالیت در برابر رکود 

در دوران بزرگسالی، ما به ساختن زندگی خود ادامه می‌دهیم و تمرکز ما بر روی شغل و خانواده قرار دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، حس خواهند کرد که از طریق فعال بودن در خانه و اجتماع خود، در کار جهان مشارکت دارند. آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت ناموفق باشند، حس غیرفعال بودن، رکود و درگیر نبودن در کار دنیا را پیدا خواهند کرد.

مرحله‌ هشتم: یکپارچگی در برابر ناامیدی

این مرحله مربوط به دوران کهنسالی است و بر بازتاب فعالیت‌های گذشته تمرکز دارد. آن‌هایی که در مراحل پیشین رشد چندان موفق نبوده‌اند یا به این باورند که شکست خورده‌اند، حس خواهند کرد که زندگی‌ شان تلف شده است و بر گذشته افسوس خواهند خورد. در این حالت است که فرد با حس ناامیدی و ناخشنودی روبرو خواهد شد. کسانی که از دستاوردهای گذشته خود در زندگی احساس غرور داشته باشند، حس یکپارچگی و درستی خواهند کرد. با موفقیت پشت سرگذاشتن این مرحله یعنی نگاه به گذشته با اندکی تأسف و احساس رضایت کلی. این افراد کسانی هستند که خردمندی به دست می‌آورند، حتی در مواجهه با مرگ.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


دلبستگی.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

دلبستگی

دلبستگی در بین تمام جانداران به چشم می‌خورد اما درعین‌حال، دلبستگی در انسان، تفاوت عمده‌ای با دیگر جانداران دارد. «کُنراد لورَنز و تین برگن» در این زمینه تحقیق کردند. آن‌ها با مطالعه رفتارهایی که باعث حفظ و بقای موجود زنده می‌شود؛ فهمیدند نوزاد انسان نسبت به نوزادان گونه‌های دیگر، کمتر رشد یافته است. به همین دلیل کودک انسان برای ایجاد دلبستگی در زمان حساس و محدودی می‌تواند رفتارهای اجتماعی و شناختی را یاد بگیرد و توانمند شود و همچنین نیازمند کنش‌های اطرافیان و محیط پیرامون خودش است که از همین‌جا، توجه به سمت محیط پیرامون و نقش مراقب و مادر در شکل‌گیری دلبستگی کودک جلب می‌شود.

دلبستگی در شرایط مناسب می‌تواند مشوق رشد و در صورت وجود شرایط نامطلوب، مختل‌کننده رشد باشد.

سبک دلبستگی یکی از مهم‌ترین عوامل در تعاملات بین فردی است که در دوران کودکی با توجه به محیطی که در آن پرورش ‌یافته‌اند، شکل می‌گیرد. دلبستگی را تمایل کودک به داشتن رابطه‌ای صمیمی با افراد نزدیک و داشتن احساس امنیت در حضور آن‌ها تعریف می‌کنند. دلبستگی زمانی شکل می‌گیرد که مادر یا مراقب اصلی کودک به‌عنوان پایگاهی امن برای او باشد تا به هنگام تهدید یا خطر بتواند به سمت او برود و از طرفی به‌راحتی بتواند به کشف جهان بپردازد و در صورت عدم حضور مادر نیز نگران شود.

برای اینکه متوجه شوید سبک دلبستگی شما چیست اینجا کلیک کنید.

عوامل مؤثر بر ایجاد دلبستگی در کودکان

مهم‌ترین عاملی که در سبک دلبستگی کودک نقش دارد، شیوه ارتباط او با مراقب اولیه است. میزان ابراز محبت به کودک، توجه به نیازهای اولیه و برآورده کردن آن‌ها، کیفیت حضورتان و میزان توجهی که به کودک دارید به‌خصوص در دو سال اول زندگی، اهمیت زیادی دارد چرا که دلبستگی در کودکان زیر دو سال بسیار اهمیت دارد.

مراحل دلبستگی بالبی

به عقیده بالبی برای تأمین سلامت روانی کودک برقراری روابط گرم و دائمی بین او و مادرش یا کسی که بتواند به‌طور شایسته جایگزین وی شود ضروری است. چنان روابطی که مورد رضایت هر دو طرف بوده و از آن لذت برند به نظر بالبی برای رشد هیجانی و عاطفی انسان‌ها هم یک دوره حساس وجود دارد و معتقد است تجارب عاطفی در برخی مراحل زندگی ممکن است اثر حیاطی و طولانی‌مدتی بر جای گذارد بررسی‌های بالبی نشان داده است که شش ماه دوم سال اول زندگی به‌ویژه سه ماه آخر دوره حساسی برای برقراری روابط دلبستگی است.


مقاله مرتبط: سبک های دلبستگی و اختلالات شخصیت


بالبی شکل‌گیری این ارتباط عاطفی را در چهار مرحله تقسیم می‌کند:

مرحله پیش دلبستگی (واکنش نامتمایز نسبت به دیگران تولد تا سه‌ماهگی)

کودکان در آغاز واکنش‌های غیرانتخابی به انسان‌ها دارند تا قبل از سه هفتگی نوزادان خنده‌های بازتابی دارند آن‌ها صداها و بوی مادر را تشخیص می‌دهند ولی کاملاً به وی دلبسته نیستند زیرا به سر بردن با افراد ناآشنا واکنشی را دنبال ندارد.

دلبستگی در حال شکل‌گیری (تمرکز بر روی افراد آشنا سه تا شش‌ماهگی)

کودکان در این مرحله به تدریج لبخند خود را به افراد آشنا محدود می‌کنند ولی هنوز در مقابل جدایی از مراقب یا والدین واکنش اعتراض‌آمیز نشان نمی‌دهند.

دلبستگی واضح (تقرب‌جویی فعال شش‌ماهگی تا سه‌سالگی)

بالبی معتقد است کودکان در این مرحله به یک سیستم تصحیح شونده به وسیله هدف مجهز می‌شوند و از این طریق حضور و غیاب موضوع دلبستگی را کنترل می‌کنند در حدود هشت ماهگی اضطراب جدایی تجلی می‌یابد تا پیش‌ازاین رابطه کودک و مراقب از طرف کودک وابستگی و از طرف مادر دلبستگی است اما بعدازاین مقطع این رابطه از هردو طرف به‌صورت دلبستگی در می‌آید و این حالت ناشی از شکل‌گیری پیوند عاطفی است.

تشکیل رابطه متقابل (رفتار مشارکتی بعد از سه‌سالگی)

در پایان سال دوم زندگی، رشد سریع بازنمایی ذهنی و زبان به کودک امکان پیش‌بینی رفت‌وآمد مراقب را می‌دهد در این مرحله کودک به جای تعقیب از مذاکره و مشارکت استفاده می‌کند.


مقاله مرتبط: تاثیر دلبستگی اجتنابی بر روابط


تشخیص دلبستگی نا ایمن

علائم و نشانه‌های دلبستگی نا ایمن در نوزادان

  • از تماس چشمی اجتناب می‌کند
  • لبخند نمی‌زند
  • هنگام بغل شدن علاقه‌ای نشان نمی‌دهد
  • تلاش شما را برای آرام کردن، تسکین دادن و ارتباط رد می‌کند
  • به نظر نمی‌رسد توجه کند یا مراقب باشد که شما چه زمانی آن‌ها را تنها می‌گذارید
  • بی‌وقفه گریه می‌کند
  • غان‌وغون (زمزمه) یا تولید صدا نمی‌کند
  • با چشمانشان شما را دنبال نمی‌کند
  • بازی‌های تعاملی یا به بازی با اسباب‌بازی‌ها علاقه‌ای ندارد
  • زمان زیادی صرف تکان دادن یا به آرامش رساندن خودشان می‌کنند

چه رفتارهایی باعث ایجاد مشکلات دلبستگی می‌شود؟

  • کودک گریه می‌کند و هیچ‌کس پاسخ نمی‌دهد یا راحتی کودک را فراهم نمی‌کند.
  • کودک گرسنه است یا خودش را خیس کرده و مراقبان ساعت‌ها به این موضوع توجه نمی‌کنند.
  • هیچ‌کس به کودک نگاه نمی‌کند صحبت نمی‌کند و لبخند نمی‌زند بنابراین کودک احساس تنهایی می‌کند.
  • کودک خردسال فقط به وسیله اعمال یا نمایش دیگر رفتارهای شدید توجه به دست می‌آورد.
  • کودک خردسال یا نوزاد مورد بدرفتاری یا سوءاستفاده قرارگرفته است.
  • بعضی زمان‌ها نیازهای کودک برآورده شده و زمان‌های دیگر برآورده نشده. کودک هرگز نمی‌داند چه چیزی را انتظار داشته باشد.
  • کودک یا نوزاد در بیمارستان بستری‌شده یا از والدینش جداشده است.
  • نوزاد یا کودک خردسال از یک پرستار به دیگری منتقل می‌شود (می‌تواند ناشی از تصویب دادگاه یا از دست دادن یکی از والدین باشد).
  • والدین به خاطر افسردگی، بیماری یا مشکل سوءمصرف مواد ازنظر احساسی در دسترس نیستند.

به‌طورکلی سبک دلبستگی ایمن، بهترین سبک ارتباطی است که در سازگاری بیشتر فرد در زندگی نقش مهمی ایفا می‌کند. باید توجه داشت سبک‌های دلبستگی کودکان بر شخصیت آن‌ها در آینده تأثیر می‌گذارد و درصورتی‌که دلبستگی ایمن نباشد، ممکن است منجر به بروز اختلالات شخصیت، افسردگی و اختلالات خلقی نیز شود.

با مشاوره روانشناسی می‌توانید از شیوه‌های صحیح فرزند پروری و تربیت کودکان در سنین مختلف آگاهی پیدا کنید و دنیایی زیباتر و آینده‌ای بهتر برای فرزندتان رقم بزنید. اگرچه برای درمان و ترمیم مشکلات دلبستگی مانند اختلال دلبستگی واکنشی هرگز دیر نیست اما هرچه زودتر شما نشانه‌های دلبستگی ناایمن کشف و گام‌های درمانی بردارید بهتر است. با تشخیص زود هنگام شما می‌توانید از مشکلات خیلی جدی‌تر اجتناب کنید. مشکلات دلبستگی در نوزادان با کمک و حمایت درست اغلب به‌آسانی اصلاح می‌شود.


نقاشی-در-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

نقاشی در کودکان

نقاشی در کودکان زبان آنها است. نقاشی یکی از راه های شناخت فرزندانمان است. هر تصویر در نقاشی کودک بازتابی از افکار و احساسات او محسوب می شود.

سیر نقاشی در کودکان

  • ۱۲ ماهگی: از روی تقلید خطوطی به جلو و عقب می کشد.
  • ۱۵ ماهگی: نقطه نقطه می کند.
  • ۱۸ ماهگی: به خودی خود خط خطی می کند.
  • ۲ سالگی: خطوط عمودی تقلید می کند.
  • ۲.۵ سالگی: خطوط حلقوی، افقی، عمودی و دو خط به عنوان قرینه می کشد.
  • ۳ سالگی: مداد را مثل بزرگسالان به دست می گیرد. بنا به تقاضای دیگران روی نقاشی هایش اسم می گذارد.
  • ۴ سالگی: انسان را با دو عضو می کشد. قرینه را تقلید می کند و عضوی را به شکل ناقص انسان اضافه می کند.
  • ۴.۵ سالگی: مربع می کشد.
  • ۵ سالگی: مثلث می کشد، آدم را با بدن و گردن می کشد.
  • ۶ سالگی: شکل آدم را به صورت دو بعدی می کشد.
  • ۸-۹ سالگی: اعضای داخلی بدن را ترسیم می کند.
  • از ۱۲ سالگی به بعد: ماشین را می کشد و کم کم آن را کامل تر می کند. پرنده، ماشین، خانه و هواپیما را رسم می کند و از آن سخن می گوید.

مقاله مرتبط: نقاشی کودکان و مراحل نقاشی کشیدن کودکان


بچه ها در کدام بخش صفحه نقاشی می کشند؟

در کنار کودکانی که از همه صفحه در نقاشی خود استفاده می کنند، کودکانی هستند که نقاشی خود را به بخش کوچکی از صفحه محدود می کنند.

کودکانی که از فضای بیشتری از صفحه استفاده می کنند، دارای درک بهتری هستند. نسبت به ترسیم بیشتر شکل ها در بخش خاص صفحه معنا و مفهوم خاصی به آن تعلق می گیرد.


مقاله مرتبط: نقاشی فرزندتان را تفسیر کنید

مقاله مرتبط: اهمیت نقاشی در کودکان و تفسیر آن


ناحیه چپ

ناحیه واپس روی و ناحیه گذشته است. کسانی که در این ناحیه ترسیم می کنند، تمایل به بودن در گذشته را نشان می دهند (به دلیل رضایت بیشتر در گذشته). ناحیه چپ ناحیه دلبستگی به مادر است. این افراد با انگیزه های آنی عمل می کنند، احساستی و خود محور هستند.

ناحیه راست

ناحیه آینده، امید به آینده و تمایل به پیشرفت را نشان می دهد. ناحیه راست، ناحیه دلبستگی به پدر است. این افراد بر نفس و عواطف خود تسلط دارند و در کارها با اندیشه و عقل عمل می کنند.

ناحیه پایین

معرف زمین است. زمین عنصر ایستا و حیات بخش است. منطقه پایین ناحیه انتخابی افراد خسته، عصبی و افسرده است. ترسیم در ناحیه پایین، جهان تاریک ناهشیار را به نمایش می گذارد. ناهشیاری که احتمالا معرف زمینه نابهنجاری بوده و در افسردگی، روان آزردگی و خستگی دخالت دارد. کشیدن نقاشی در این منطقه نشان می دهد که فرد احساس عدم امنیت می کند. تاکید کودک بر خط زمین در نقاشی گاهی نشان دهنده نیاز حسی به تغذیه و ایمنی جسمانی را مطرح می کند.

بالای صفحه

معرف آسمان است. بنابراین گویای آرمان گرایی، خیال پردازی و رویا پردازی است و تا حدی غیر واقعی بودن را به نمایش می گذارد.

نقاشی در کودکان در سنین مختلف

نکات مهم در نقاشی در کودکان

کودکانی که زمینه تربیتی خوبی دارند و از آرامش روانی برخوردارند تصویر را کاملا در وسط صفحه و نه زیاد بزرگ و نه خیلی کوچک ترسیم می کنند.

وقتی کودک تمام صفحه را پر از خط می کند، تمایلش را به تصاحب جای بیشتر در قلب مادر و عاطفه مادر نشان می دهد.

بخش هایی که سفید گذاشته می شود نشان دهنده ممنوعیت ها و فاصله گیری هاست و با توجه به معنای صفحه باید تفسیر شود.

رعایت نکردن تقارن و یا رعایت افراطی آن، در هر دو حالت ناهنجار است. معمولا افراد مبتلا به اختلالات عاطفی و عصب شناسی، تقارن را رعایت نمی کنند.

ترسیم خرج از کادر صفحه

اگر کودکی گرایش به خارج شدن از کادر صفحه دارد خصوصیات کودک خردسال یا عقب مانده که کنترل عضلانی ندارند را نشان می دهد. این امر نشان از کمبود محبت و عدم اعتماد به نفس کودک است که به صورت خیلی افراطی، نشان دهنده جلب توجه دیگران نسبت به خود است.

همچنین کودکان بزرگ تر که از کمبود محبت رنج می برند گرایش به خارج شدن از صفحه را دارند. این کودکان به طور اغراق آمیزی در جستجوی توجه و کمک هستند تا کمبود اعتماد به خود را که مخصوص انسان های نامطمئن است، جبران کنند.

 رنگ نقاشی در کودکان

کودک سازگار و معمولی به طور متوسط از ۵ رنگ در نقاشی خود استفاده می کند، در حالی که کودک گوشه گیر از یک یا دو رنگ بیشتر استفاده نمی کنند.

  • رنگ آمیزی تمام صفحه: نشانه تنش یا اضطراب کودک.
  • فقدان رنگ در نقاشی: خلاء عاطفی یا دلیل بر گرایش ضد اجتماعی.
  • رنگ آمیزی کدر و کثیف و مغشوش: پنهان کاری و دوسوگرایی، تردید و وسواس و وجود مسائل مقعدی.
  • تمرکز رنگ به ناحیه خاص: ارزش قايل شدن نسبت به آن ناحیه و تمرکز نیروی روانی بر آن ناحیه.

به طور کلی در نقاشی هایی که رنگ آمیزی خیلی صریح و روشن است، احساس ایمنی و شکفتگی را نمایان می کند. ولی رنگ آمیزی هایی که خیلی صریح و روشن نیستند و کودک رنگ ها را با هم تداخل می دهد (مثلا قسمتی را زرد می کند بعد دوباره روی آن قرمز می کشد)، نوعی پریشانی را در رنگ ها می بینید که نشانه پنهان کاری، دوسوگرایی (دو احساس همزمان نسبت به یک موضوع) و تردید نقاش و غالبا مبین وجود مسائل مقعدی است. کودک در مورد چیزهایی مورد تنفر یا عدم علاقه اش، از رنگ های تیره به ویژه قهوه ای، سیاه و رنگ قرمز استفاده می کند.

تمرکز رنگ آمیزی به ناحیه خاص، نشان از ارزش قايل شدن کودک نسبت به آن ناحیه و تمرکز نیروی روانی در آن ناحیه است.

سن و رنگ

بین ۳-۶ سالگی: رنگ مقدم بر شکل ظاهری (عده ای معتقدند که کودکان تا ۱۱-۱۲ سالگی هویت رنگ ها را نمی شناسند. مثلا رنگ برگ های پاییزی را سبز می کشند).

در ۱۱-۱۲ سالگی: متوجه می شوند رنگ اشیا قابل تغییر است و بهتر است کودک را زودتر از موقع، مجبور به درک آن نکنیم زیرا انتخاب رنگ، مترادف با نیروی ژرف عاطفی کودک است و این انتخاب ارزشمندتر از انتخاب رنگ درست آن است.

رنگ های گرم (قرمز، زرد و نارنجی)

استفاده از این رنگ ها نشان دهنده کودک سالم در مراحل طبیعی رشد است.

رنگ های گرم نشان گر برون گرایی، تحریک کنندگی، سبب فعالیت و جنب و جوش، بیان کننده روشنی و شادی زندگی و مولد حرکت، انعطاف پذیری، تمایل به تماس با دیگران، زودجوشی، با جدیت هدفی را دنبال کردن و اجتماع خواهی است. استفاده بیش از حد از این رنگ ها می تواند در افراد حالت افسردگی ایجاد می کند.

رنگ های سرد (بنفش، سبز و آبی)

این رنگ ها دارای خاصیت منفی، دوری و کناره گیری، غیر متحرک بودن و سکون، درون گرایی، تلقین کننده غم و اندوه می باشند. این افراد نسبت به دنیای خارج بی اهمیت و تغییرات را بسیار سخت می پذیرند و دارای روحی سرد و خوددار هستند. در نقاشی هایی که در آن از ترکیبات سرد استفاده شده باشد در بیننده حالت آرامش دیده می شود. به کار بردن این رنگ ها، گرایش به درون گرایی، تفکر، سنجیده عمل کردن، فاصله جویی و کمرویی را نشان می دهد.

موضوعات نقاشی

آسمان و زمین

آسمان نماد الهام و پاکی و زمین نماد ثبات و امنیت است. کودکان خیلی کوچک هیچ وقت زمین را از آسمان جدا نمی کنند ولی در سن ۵ سالگی شروع به کشیدن زمین به شکل خطی جدا از آسمان می کنند.

خورشید

بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت، نماد باروری و تعالی شناخت و مبین قدرت و خلاقیت و نماد پدر مطلوب است.

شیوه ترسیم خورشید

شیوه ترسیم خورشید، چگونگی رابطه با پدر و پذیرش اقتدار او را نشان می دهد. اگر خورشید گسترده و نورانی باشد به معنای اهمیت تصویر پدرانه و گویای رابطه خوب مابین پدر و کودک است.

زمانی که خورشید در افق دوردست و به صورت تقریبا ناپایدار به تصویر کشیده شود یا در پشت کوه ناپدید یا به صورت قوسی در افق باشد، پدر از دیدگاه کودک واجد چهره هراسناک است. اگر کودک از پدرش بترسد خورشید را قرمز یا سیاه رنگ می کند.

ماه

تداعی کننده شب، سیاهی، رویاها و جهان ناهشیار است. خورشید نماد پدر مطلوب اما ماه نماد زنانه است. در نقاشی خردسالانی که مسائلی درباره هویت زنانه دارند دیده می شود. ماه نشانگر نیستی و بیشتر در نقاشی قبر و قبرستان دیده می شود. کشیدن ماه در نقاشی آشکار کننده زمینه اضطرابی وابسته به جنسیت بزرگسالانه و کنجکاوی کودک درباره رمز و راز زندگی است.

ستاره

نشانه میل به درخشش، جلب توجه، نیاز به تحسین و محبت را نشان می دهد.

کوه

  • کوه های خشک و نوک تیز: وجود مشکلات و موانع بر سر راه کودک.
  • کوه های انحنادار یا تپه های سرسبز: نماد پستان مادرانه و معرف عشق، تغذیه و عطوف است.

ماشین

به خصوص در نقاشی پسران نماد قدرت، وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است.

آدمک

آدمک بزرگ نشانگر اعتماد به نفس بالا، عدم مهارگری کشاننده ها، احساس ایمنی، شکفتگی و نیاز به گسترش جویی و پیشرفت است. این کودکان چیزی برای پنهان کردن ندارند. اگر شکل آدمک در مجموع هماهنگ باشد به احتمال زیاد کودک کاملا سازگار است. اصولا نقاشی آدمک نشانگر پختگی کودک است.

آدمک خیلی کوچک نشانه کم ارزشی، احساس حقارت، کم رویی، بازداری، ترس مرضی، اضطراب و نوعی پنهان کاری است.


مقاله مرتبط: تفسیر آدمک در نقاشی کودکان


حیوانات

اگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود ، ممكن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن می برید. كودكی كه در روستا زندگی می كند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است كه حیوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می كند.

گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد. مثلاً كودكی ممكن است به دلیل اینكه دیشب درجایش خرابكاری كرده و سرزنش شده ، احساس گناه كرده باشد و در نقاشی اش شكل حیوان خاصی را مثل مارمولك بكشد. كشیدن حیوانات درنده نشانه فشارهای درونی مخفی كودك است. مثلاً كودكی كه نسبت به برادر كوچك تر تازه به دنیا آمده اش حسادت می كند، در نقاشی ممكن است گرگ بكشد كه این نشان دهنده ترس و دلهره كودك از تازه وارد كوچولو است.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر

دروغگویی-کودکان.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۹ دقیقه

دروغگویی کودکان

والدین از دروغگویی کودکان شاکی هستند و طی دو دهه والدین “صداقت” را به‌عنوان بیشترین ویژگی‌ای که می‌خواهند فرزندشان داشته باشد رده‌بندی کرده‌اند. ویژگی‌های دیگر همچون اعتمادبه‌نفس و عدالت به این اندازه موردتوجه نبودند. تحقیقات نشان می‌دهد که کودکان نیز نظر مشابهی دارند. ۹۸ درصد کودکان می‌گویند که اعتماد کردن و صداقت داشتن در روابط شخصی، ضروری هستند. ۹۶ تا ۹۸ درصد کودکان بر اساس سنشان می‌گویند که دروغگویی ازنظر اخلاقی، نادرست است؛ اما تحقیقات نشان می‌دهند که ۹۶ درصد از کودکان به والدین خود دروغ می‌گویند.

در تحقیقاتی که روی کودکان در خانه‌هایشان انجام‌گرفته نتایج بیانگر آن است که کودکان ۴ ساله، هر دو ساعت یک‌بار دروغ می‌گویند، درحالی‌که یک کودک ۶ ساله، هر یک ساعت، یک دروغ می‌گوید. تعداد کمی از کودکان استثناء هستند. در تحقیقات مشابه، ۹۶ درصد تمامی کودکان، دروغ می‌گویند. کودکان خیلی زودتر ازآنچه انتظار داریم دروغ گفتن را یاد می‌گیرند.

کودکانی که خواهر یا برادر بزرگ‌تر دارند زودتر دروغگویی را یاد می‌گیرند. با ورود به مدرسه راهنمایی بسیاری از کودکان همانند دستگاه کپی‌برداری به دوستانشان دروغ می‌گویند که روشی برای جبران ناکامی یا جلب‌توجه است، یا ممکن است تلاش کنند تا کار بدی را که انجام داده‌اند جبران نمایند.

بیشترین صحبت درباره دروغگویی این است ” الگویی که باعث شروع دروغگویی کودکان می‌شود کیست؟ آیا دروغگویی از اوایل زندگی ثابت باقی می‌ماند؟” برخی کودکان می‌گویند: ” من این دروغ رو گفتم و احساس خیلی بدی داشتم. قسم خوردم که دیگر هرگز دروغ نگویم.” بعضی دیگر از کودکان می‌گویند: “من هیچ‌وقت نمی‌دانستم که خوب می‌توانم پدرم رو فریب بدم. من می تونم دفعات دیگر هم دروغ بگم”.
دروغ‌هایی که کودکان زود شروع می‌کنند معنی‌دار هستند. شیوه عکس‌العمل پدر و مادرها می‌تواند بر دروغگویی کودکان تأثیر بگذارد.

دروغ نشانه چیست؟

هر سیل ناگهانی دروغ یا افزایش هیجانی در دروغگویی نشان‌دهنده آن است که چیزی در زندگی کودک اتفاق افتاده است، چیزی که او را به خطر می‌اندازد و امنیت او را تهدید می‌نماید. تالوار (۲۰۰۷) می‌گوید: دروغ یک نشانه است، نشانه‌ای از مشکل بزرگی که در پشت آن است و کودک برای حفظ امنیت در خود از این راهبرد استفاده می‌کند.

مطالعات طولی نشان می‌دهند کودک ۶ ساله‌ای که مرتباً دروغ می‌گوید درصورتی‌که دروغگویی برایش راهبرد موفقی جهت مواجهه با موقعیت‌های سخت اجتماعی شود همچنان دروغ‌گو باقی خواهد ماند. حدود یک‌سوم کودکان این‌گونه اند. اگر کودکی هنوز در سن ۷ سالگی دروغ می‌گوید به نظر می‌رسد برایش عادت شده است و در دام دروغگویی افتاده است.

آثار و نشانه‌های دروغگویی کودکان

دروغگویی تغییراتی را در بدن به وجود می‌آورد که می‌توان به افزایش تعداد ضربان قلب، افزایش تنفس، رنگ‌پریدگی، خشک شدن دهان به‌طوری‌که زبان به‌زحمت در دهان حرکت کند، گاهی لکنت زبان، بیهوده‌گویی بدین معنی که حرف‌های بی‌سروته می‌زند و از این شاخه به آن شاخه می‌پرد، ناتوانی در کنترل اعضا بدن، نگاه‌های حیرت‌آور، پیدایش آثار شرم در چهره، طفره رفتن، پافشاری کردن، چانه‌زنی، تغییر دادن اظهارات اشاره کرد.

طبق مطالعات و تحقیقات انجام‌شده اشخاص دروغ‌گو افرادی بی‌قرار، عصبانی و ناآرام هستند و دروغگویی نشانه ناراحتی هیجانی و روانی آنان است. دروغ‌گو به حرف‌های خود اعتماد ندارد بنابراین به‌طور قاطع صحبت نمی‌کند. حرف‌هایش را فراموش می‌کند، اعتماد خود را نسبت به دیگران به‌تدریج از دست می‌دهد و به آن‌ها بدبین می‌شود.


مقاله مرتبط: دروغ گویی و انواع دروغ در کودکان


دروغگویی در چه کودکانی بیشتر دیده می‌شود؟

  • کودکانی که به‌صورت افراطی خواستار جلب‌توجه و محبت‌اند.
  • کودکانی که شجاعت لازم و کافی را ندارند و ترسو هستند.
  • کودکانی که تکلیف بسیار دشواری بر آن‌ها تحمیل‌شده و قدرت تحمل آن را ندارند.
  • کودکانی که قدرت نیاز در آن‌ها نیرومند و دستیابی به هدف برایشان دشوار است.
  • کودکانی که ضعیف، عصبی و یا هیجانی هستند.
  • کودکانی که ایمانشان ضعیف است و فشار و اعمال قدرت شما بر آن‌ها زیاد می‌باشد.
  • کودکانی که دوران کودکی توأم با محرومیت و نابسامانی بسیار داشته‌اند و محبت کافی ندیده‌اند.
  • و بالاخره آن‌هایی که از تربیت کافی و لازم برخوردار نیستند.

روش‌های اصلاح و درمان دروغگویی کودکان

اینکه آیا امکان اصلاح کودک دروغگو وجود دارد یا نه؟ پاسخ مثبت است زیرا کودک در مرحله آغاز زندگی است و امکان ایجاد هرگونه تحول و تغییری در او وجود دارد و او بیش از هر سن دیگری تغییرپذیر است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود گام‌های زیر را به‌کارگیرید.


مقاله مرتبط: راهکارهایی برای برخورد با دروغ گویی کودکان


 

تشخیص علت دروغگویی کودک

باید بدانیم چرا کودک دروغ می‌گوید؟ چه انگیزه و عللی او را به دروغ واداشته‌اند؟ هدف از این نوع دروغ چیست؟ دروغگویی به‌عنوان یک مشکل علت‌های مختلفی دارد.


مقاله مرتبط: دلیل دروغ گفتن کودکان


زمینه‌سازی تشخیص دروغ از واقعیت در کودک

پس از تشخیص علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعات لازم است. اگر کودکی در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته است باید متوجه تفاوت بین واقعیت و خیال شود. برای کمک به کودک دو، سه یا چهارساله می‌توانید موارد زیر را بکار گیرید:

بازی بهترین موقعیت برای آموزش است؛ بنابراین بازی، تماشای تلویزیون به‌ویژه کارتون، موقعیت‌های فراوانی دارند که می‌توانید تفاوت بین واقعیت و تخیل را با کودک تمرین کنید. برای مثال، آیا یک اسب می‌تواند تبدیل به یک آدم شود؟ آیا مرد عنکبوتی وجود دارد؟ آیا دیو و پری و جادوگر واقعی هستند؟ بعد از مطرح کردن سؤال، درباره اینکه آیا امکان وقوع چنین چیزهایی ممکن است یا نه با کودک صحبت کنید. آنگاه شرح بدهید که چرا بله و چرا نه!

به کودکتان کمک کنید تا تفاوت بین رؤیا و واقعیت را دریابد و بفهمد که هر چه در رؤیا باشد و ما آرزوی آن را داریم، واقعیت پیدا نمی‌کند. پسری به دوستش می‌گفت که یک سگ دارد و در حال توصیف سگ پشمالو و زیبایش بود. درحالی‌که او اصلاً سگ نداشت. مادرش به او گفت درست است که او گاهی با سگ پارچه‌ای خود بیرون می‌رود، قلاده‌اش را می‌گیرد و صدای سگ از خودش درمی‌آورد؛ ولی هنوز یک سگ واقعی ندارد؛ بنابراین مادر می‌تواند به کودک پیشنهاد کند تا به دوستش بگوید که شوخی کرده و واقعیت ندارد.

گفته می‌شود که استفاده کودکان از تخیل در انکار واقعیت جنبه مهمی از رشد خود و صیانت نفس می‌باشد اما هنگامی‌که این امر تا بزرگ‌سالی ادامه یابد تبدیل به دروغگویی بیمارگونه می‌شود. ایگوی این افراد در دوره کودکی تثبیت‌شده است.

ایجاد محیط سالم در خانه

خانواده‌ها باید اهمیت صداقت را در زندگی شخصی‌شان در نظر بگیرند. وی اکثر اوقات کردار و رفتار والدین است که به کودکان نشان می‌دهد صداقت و راستی را موردتقدیر ویژه قرار دهند. ما صراحتاً به آن‌ها نمی‌گوییم دروغ بگویند اما آن‌ها ما را در حال دروغگویی می‌بینند. می‌بینند که به مغازه‌دار می‌گوییم من اینجا فقط یک مهمان هستم و می‌بینند که برای آسان کردن روابطمان لاف می‌زنیم. یکی از والدین می‌گوید:” به کودکانم یاد دادم که دروغگویی مال آدم‌های بد و جادوگرهاست، آدم‌های خوب و فرشته‌ها هرگز دروغ نمی‌گویند.”چنین پیامی می‌تواند باعث شود کودکان استنباط کنند کسی که آدم خوبی است می‌توان به صداقت در گفتارش اعتماد کرد اما ممکن است برای کودکانی که می‌بینند والدین یا اطرافیانشان برای رسیدن به اهدافشان دروغ می‌گویند گیج‌کننده باشد. ازآنجایی‌که در کودکی جنبه نقش‌پذیری و تقلید در کودک بسیار فعال است محیط خانه و تربیت کودک باید بدون هرگونه دروغ و فریب‌کاری باشد.

ایجاد ارتباط صمیمی و احساس اعتماد در کودک

بسیاری از کودکان به این دلیل به ما دروغ می‌گویند که فرصت و امکان راست‌گویی را از آن‌ها گرفته‌ایم. اگر به آن‌ها بگوییم که آزادند بدون ترس و وحشت از تنبیه و سرزنش، مسئله و مشکل خود را با ما در میان بگذارند و نیازهای خود را به ما بگویند دیگر مشکل دروغگویی نخواهند داشت. اصولاً محیط صادقانه و صمیمی در تربیت و اصلاح افراد مؤثر است.

باعث دروغگویی کودک نشوید

آیا هیچ‌گاه در خانه‌تان چیز شکسته‌ای پیداکرده‌اید که بعد فهمیده‌اید کار یکی از فرزندانتان بوده است؟ مثلاً وقتی بپرسید کی کنترل تلویزیون را خراب کرده؟ ممکن است این چیزها را بشنوید” من اون رو توی دستم گرفته بودم و فقط بهش نگاه می‌کردم” تنها چیزی که نمی‌شنوید این است که او و برادرش آن را دورتادور اتاق مثل توپ فوتبال به یکدیگر پاس دادند و بعد آن خورد به دیوار.
کودکان به‌راحتی از حرفی که بتواند آن‌ها را گرفتار کند فرار می‌کنند. به این عبارت‌ها
توجه کنید:
” از این به بعد …”
” همه‌اش اتفاقی بود …”
” آهای ببین …”
” چیز دیگری که می‌دانم …”
” قبل از اینکه خیلی دیر شود …”
” قبلاً فهمیده بودم که اون …”

وقتی شما از عبارت‌هایی شبیه یکی از موارد ذکرشده به‌عنوان جواب صحبت‌های کودکتان استفاده می‌کنید به‌طورقطع کودکتان تمام اطلاعاتی را که شما برای پی بردن به اصل ماجرا نیاز دارید به شما نخواهد گفت. در چنین شرایطی حتی راست‌گوترین کودکان نیز دروغ می‌گویند؛ بنابراین توصیه می‌شود:

سؤال نکنید. به‌جای سؤال کردن به‌صورت جمله خبری به کودک بگویید که چه‌کاری کرده است. بهتر بود مادر می‌گفت: “واقعاً از دستتان عصبانی‌ام، چون با کنترل تلویزیون بازی کردید و آن را شکستید!”
وقتی واضح و آشکار است که کودک آن را انجام داده، انکار کودک را نادیده بگیرید و به اصل ماجرا بپردازید. اگر کاملاً اطمینان ندارید که کودک مقصر است، باز هم سؤال نکنید. نظرتان را به‌طور واضح بیان کنید. اگر کنترل تلویزیون شکسته است و شما واقعاً فکر نمی‌کنید که تقصیر برادر کوچک‌تر باشد به کودک بزرگ‌تر بگویید:” فکر نمی‌کنم کار برادرت باشد، به نظرم تو این کارو کردی!”

ایمن کردن کودک از تنبیه و مجازات

برای درمان دروغگویی کودک هرگز به تنبیه متوسل نشوید، زیرا این نوع درمان، سطحی و یک بازدارنده موقتی است و این رفتار ناپسند را از بین نمی‌برد. تنبیه و سرزنش برای مواردی است که عمدی در کار باشد، بعلاوه اگر در همان کار عمدی نیز حرف راستی گفته شود باید میزان مجازات کمتر در نظر گرفته شود. فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنند و مطمئن باشند که خطاهای غیر عمدشان بخشوده می‌شود، به توصیه‌های زیر توجه کنید:

کودک را برای راست‌گویی‌اش مورد تحسین قرار دهید

این روش ساده‌ترین راه برای تشویق به راستگویی است. مطمئن شوید که تحسین کودک متناسب با سنش باشد. برای مثال، اگر با کودک سه، چهارساله‌ای روبرو شوید که شیشه مربا را شکسته است و درحالی‌که مکث کوتاهی کرده به‌جای اینکه بگوید من نکردم می‌گوید “ببخشید!” فوراً به او بگویید از راستگویی او بسیار خوشحال هستید و رفتارش عالی است؛ بعد جریمه‌ای برای شکستن شیشه مربا تعیین کنید.

برای راستگویی به کودک پاداش بدهید

اگر کودک به شما راست می‌گوید که کجا بوده به او بگویید از این به بعد به او اطمینان دارید و به او اجازه می‌دهید به‌جاهای بیشتری برود. اگر دیدید همیشه کودک سروقت برمی‌گردد و فقط به محل‌های مجاز می‌رود، این رویه را ادامه دهید و به او اطمینان کنید. اگر کودکتان قبل از اینکه شما بفهمید نزد شما آمد و گفت که چه‌کار کرده، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. البته اجازه ندهید کودک از این روش برای فریب دادن شما استفاده کند. وقتی رفتار راستگویی
را در کودک تقویت و تثبیت کردید تحسین‌ها و پاداش‌ها را به‌تدریج کاهش دهید.

دفتری برای راستگویی کودک تهیه کنید

هرروز اعمال و رفتار خوب کودک ازجمله راستگویی وی را در آن بنویسید. در حضور کودک، برخی از یادداشت‌ها را برای افراد دیگر بخوانید.

اگر دروغگویی کودک مورد نظارت و رسیدگی قرار نگیرد منجر به اختلال دروغگویی وسواسی در کودک می‌گردد. گاهی مشکل دروغگویی وسواسی در کودکان می‌تواند راه را برای اختلالات رفتار اجتماعی مانند ADHD/ADD باز کند.

پذیرش دروغگویی از طرف کودک

اقرار به‌دروغ از طرف کودکان پاسخی است که به دنبالش هستید. آیا وقتی کودک بپذیرد که اشتباهی انجام داده است او را تنبیه می‌کنید؟ وقتی کودک مسئولیت رفتارش را پذیرفت، آن موقع مطمئن می‌شوید که رفتار کودک رفتاری بوده که شما از آن متنفر بودید و کودک فهمیده که برای شما شخص مهمی است. این نکته‌ای است که وقتی کودک آن را بفهمد می‌تواند مسئولیت دروغ خود را بپذیرد، خودش را مسئول نتایج آن بداند و بعد رفتارش را اصلاح کند. به‌عنوان پدر و مادر باید فرصت اصلاح رفتار را به کودک بدهید. او را آگاه کنید که چرا رفتارش غیرقابل‌پذیرش است و بعد درباره رفتارهای مناسب به او آگاهی بدهید.

اصلاح دروغگویی کودکان

پذیرش کودک از طرف والدین

والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند که آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند. حاضرند به حرف‌های او گوش دهند و به احساسات و عواطف او احترام بگذارند. در برابر لغزش او خشونت به خرج ندهند و آبرویش را در بین جمع حفظ نمایند. این امر زمینه و امکان دروغگویی را از کودک می‌گیرد و او را در مسیر اصلاح قرار می‌دهد.

رازدار بودن والدین

گاهی برخی از فرزندان، حقایق خود را با والدین در میان نمی‌گذارند زیرا احساس می‌کنند آن‌ها رازدار نیستند و اگر حقیقت مسئله را بدانند آن را نزد این و آن بازگو می‌کنند و در آن صورت آبروی کودک می‌رود. اگر کودک احساس کند آبرویش رفتهاست، فردی خطرناک خواهد شد و همیشه به فتنه‌گری و دروغ خواهد پرداخت؛ و همواره باید در مورد حرف‌هایی که می‌زند تأمل کرد.

نصیحت کردن کودک

نصیحت کردن در کودکان بیشتر تأثیر دارد زیرا آنان هنوز از فطرت پاک خود فاصله چندانی نگرفته‌اند و درون ضمیرشان پاک و صاف است. بیان اینکه خدا از آدم دروغگو راضی نیست می‌تواند در بازداشتن او از این کار تأثیر داشته باشد. بهتر است والدین به کودک بفهمانند که خود آن‌ها هم وقتی به سن کنونی فرزندان خود بودند اغلب خطاهایی نظیر آنچه از آن‌ها سرزده مرتکب می‌شدند که با ارائه راه‌های صحیح از طرف بزرگان خانواده اصلاح‌شده‌اند.

چشم‌پوشی از دروغ کودک

در مورد کودکان خردسال دروغشان اعتمادبه‌نفس آن‌ها را که کودکان خوبی هستند و کاره‌ای خوبی می‌کنند به چالش می‌طلبد ازاین‌رو بخشش در خانه برای تربیت فرزندان در رعایت ضوابط اخلاقی ضروری است ولی زیاده‌روی در آن، درست نیست. برای وا‌داشتن کودک به راستگویی ضروری است در بعضی موارد، از برخی خطاهای کودک چشم‌پوشی کنیم. حتی رعایت عدالت ایجاب می‌کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که آشکار شدن آن‌ها موجب شرمندگی و خجالتش می‌شوند از ما پنهان کند البته درصورتی‌که ضد اخلاقی نباشد.

محدود کردن توقعاتمان از کودک

از کودک انتظار نداشته باشید که همه خواسته‌های شما را برآورده کند و کاری را که شما از انجامش ناتوان هستید یا تنبلی‌تان می‌آید آن را انجام دهید، او برایتان انجام دهد.

محبت کردن به کودک

باید به کودک محبت کرد به‌طوری‌که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند. محبت باعث می‌شود که کودک نیازی به تظاهر نداشته باشد و به‌دروغ و فریب رو نیاورد. محبت او را وادار می‌کند در مسیری حرکت نماید که والدین برای او ترسیم کرده‌اند. البته این محبت آن است که در مواردی خطای او نادیده گرفته شود و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد او را ببخشید.

بیان عواقب و نتایج دروغگویی

کودکان سن و تجربه‌ای ندارند تا در سایه آن بتوانند آینده را آن‌چنان‌که هست ببینند و یا تجربیات زیادی ندارند تا بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را که در اثر دروغ پدید خواهد آمد درک کنند. در اینجاست که والدین و مربیان می‌توانند به کمک داستان‌های مربوط به دروغگویی و بیان نتیجه آن، کودک را راهنمایی کنند. البته داستان‌گویی از همان سنین نوباوگی زمانی که کودک هنوز وارد این مرحله نشده است مؤثرتر می‌باشد.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


1291.jpg
شهریور ۹, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

در این مقاله از اکسیر قصد داریم از فواید خاک بازی پرده برداریم؛ با ما همراه باشید…

پژوهشگران می‌ گويند تماس با باكتری‌ هاى مفيد خاک، با تقويت دستگاه ايمنى بدن مانند داروهاى ضد افسردگی، در بهبود روحيه افراد موثر است…

خاک بازی

آزمایش بر روی موش ها

به گزارش پايگاه اينترنتى لايوساينس، پژوهشگران دسته‌ اى از موش‌ ها را در معرض ميكروب بی‌ ضرر خاک، يعنى «Mycobacteroum Vaccae» قرار دادند؛ سپس آن ها را مورد آزمايشى قرار دادند كه براى بررسى اثربخشى داروهاى ضد افسردگى روى آن ها، انجام می‌ شود.

موش‌ ها به مدت پنج دقيقه در يک ظرف آب قرار داده شدند، تا مدت زمانى كه به شنا كردن و تلاش براى نجات ادامه می‌ دهند، مشخص شود. محققان دريافتند موش‌ هايى كه در معرض باكترى قرار گرفته بودند، بسيار بيشتر از موش‌ هاى گروه شاهد به تلاش خود ادامه دادند…

كريس لورى سرپرست اين مطالعه از دانشگاه بريستول در انگليس، می‌ گويد که موش‌ هاى گروه اول شيوه رويارويى فعال ترى داشتند.

موش‌هايى كه داروهاى ضد افسردگى دريافت كردند، عزم بيشترى براى فرار داشتند. اين يافته‌ ها در شماره آنلاين مجله «Neuroscience» منتشر شده است.

بيماران سرطانى با باكترى تحت درمان قرار گرفتند

نتايج اين مطالعه مشابه يک تحقيق پزشكى است كه چند سال پيش انجام شد و طى آن بيماران سرطانى با باكترى، تحت درمان قرار گرفتند. در اين مطالعه بهبود قابل توجهى در كيفيت زندگى اين بيماران مشاهده شد.

از آنجا که اين باكترى عمر بيماران را طولانی‌ تر نمی‌ كند، ديگر به عنوان درمانى براى سرطان مورد توجه نيست. با اين حال بيماران سرزندگى بيشتر، افزايش عملكرد قواى ادراكى و كاهش درد را گزارش دادند.

دانشمندان هنوز نمی‌ دانند که اين باكترى چگونه روحيه را بهبود می‌ بخشد…

پژوهشگران می‌ گويند ميكروب‌ ها، سلول‌ هاى ايمنى را وادار به آزاد كردن ماده شيميايى «سيتوكين» می‌ كنند و از اين طريق به‌ طور غير مستقيم بر مغز تاثير می‌ گذارند.

برخى از اين مواد شيميايى می‌ توانند اعصابى را كه پيام‌ ها را از بدن به مغز می‌ برند، فعال كنند.

تحريک اعصاب، برخى ياخته‌ هاى عصبى مغز را وا می‌ دارد تا ماده شيميايى سروتونين در قشر پيشانى مغز را آزاد كنند. از جمله فعاليت‌ هاى اين ناحيه از مغز تنظيم روحيه است. با آن كه تعداد بسيار كمى از ياخته‌ هاى عصبى در مغز سروتونين می‌ سازند، اما اين ياخته‌ ها در تمام قسمت‌ هاى مغز فعاليت دارند.

افسردگی

دانشمندان علت بروز افسردگى را فقدان سروتونين در مغز می‌ دانند.

در مطالعات قبلى تماس با باكترى در اوایل كودكى، با ايمنى در برابر آسم و آلرژی‌ ها در بزرگسالى، مرتبط شناخته شده است. كشف جديد «فرضيه بهداشت» را قوت می‌ بخشد و نشان می‌ دهد تماس با باكترى نه تنها دستگاه ايمنى را تقويت می‌ كند، بلكه آسيب‌ پذيرى در برابر بيماری‌ هايى مانند افسردگى را نيز كاهش می‌ دهد…

اين مطالعات به درک نحوه ارتباط بدن با مغز و پى بردن به اهميت دستگاه ايمنى در سلامت روانى كمک می‌ كند.

فواید خاک بازی کودکان

فواید خاک بازی کودکان

    – تقویت سیستم ایمنی:

شاید شما نیز از جمله والدینی باشید که معتقدند بچه های امروزی به مراتب بیشتر از کودکان چند دهه قبل بیمار می شوند. تحقیقات نشان داده اند که بازی با خاک و گل کاملا خیس، سیستم ایمنی کودکان را تقویت می کند. در نتیجه آن ها کمتر مریض می شوند.

ماری روبوش، نویسنده “چرا خاک خوب است، ۵ راه برای دوستی با میکروب ها”، نتیجه گیری می کند:

“بنابراین، بگذارید کودک شما کودکی کند، اگر کودک شما هر روز با دست ها و لباس های خاکی و کثیف به خانه نمی آید، بدن او در حال ساخت ارتش ایمنی لازم برای بدنش نیست.

در حالی که این مسئله حیاتی است. در واقع این زندگی بیش از حد پاستوریزه، موجب شده است که کودکان کمتر با انواع میکروب ها مواجه شوند و در نتیجه بدن آن ها قادر به تمایز سلول های خودی از سلول های مهاجم نیست و این موجب افزایش انواع آلرژی ها همچون آسم، اگزما و بیماری های دیگر شده است. همچنین بدن کودکان پس از مواجهه مداوم با یک میکروب، موفق به ساخت آنتی بادی لازم می شود، پس این شرایط را باید در اختیارشان گذاشت و از این که کودک به خاک دست بزند، هراس نداشته باشید.”

     – ترشح شادی در مغز:

دانشمندان طی تحقیقاتی، متوجه شدند که در خاک باکتری ای میکروسکپی، به نام مایکوباکتریوم واکایی وجود دارد که موجب افزایش سطح سروتونین در مغز می شود.

سروتونین، یک انتقال دهنده ی عصبی است، نوعی ماده ی شیمیایی که موجب انتقال پیام های عصبی در مغز می شود، همچن