Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

ساختن-عزت-نفس-در-کودکان-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

عزت نفس کودکان ۸ تا ۱۲ سال

اگر متوجه شدید که خود ارزشمندی کودک ۸ تا ۱۲ ساله‌تان کم شده است به دنبال راهکارهایی برای افزایش عزت نفس کودک خود باشید. در ادامه راهکارهایی برای حمایت و ساختن عزت نفس کودکان ۸ تا ۱۲ سال مورد بحث قرار گرفته است.


مقاله مرتبط: اعتماد به نفس و عزت نفس چیست؟


راه‌های افزایش عزت نفس کودکان

فرزندتان را تشویق کنید تا برای مهارت‌های خود ارزش قائل شود

کودکان ۸ تا ۱۲ سال وقتی برای فعالیت‌هایی که به خوبی انجام می‌دهند ارزش قائل می‌شوند، خودشان را بیشتر دوست خواهند داشت. شما می‌توانید با تأکید بر اهمیت استعداد فرزندتان، عزت نفس کودکان را بسازید.

به عنوان مثال شما ممکن است برای نمرات او ارزش قائل شوید اما ورزش را نادیده بگیرید. فرزند شما ممکن است در بسکتبال بسیار عالی باشد اما در کلاس ضعیف باشد. این می‌تواند منجر به کاهش عزت نفس شود زیرا او در چیزی که “اهمیت دارد” خوب نیست. پس ورزش یا هر چیزی که در آن مهارت دارد را به حساب آورید. شما نمی‌توانید حوزه‌هایی که فرزندتان در آن بهتر است را انتخاب کنید اما می‌توانید زمانی که او را تشویق می‌کنید و می‌پذیرید را انتخاب کنید.

توجه و گوش دادن برای افزایش عزت نفس کودکان

می‌دانیم بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم به فرزندمان بدهیم زمان و توجه کامل است. این واقعیت به ویژه در ارتباط با عزت ‌نفس کودکان، صادق است. گوش دادن نیازی نیست که در مقادیر زیادی رخ دهد تا مؤثر باشد. حتی ده دقیقه از توجه واقعی به ارزش بیش از سه ساعت “با هم بودن” است.

 هرگز بر آنچه که از فرزندتان می‌گوید تمرکز نکنید. شنونده خوب قضاوت، انتقاد و حتی مشاوره نمی‌دهد. به سادگی گوش کنید که کودک شما چه چیزی می‌گوید و یا نظرات او را دوباره بیان کنید تا نشان دهید که شما گوش می‌دهید.


مقاله مرتبط:نقش پر رنگ والدین در اعتماد به نفس کودکان


تشویق دیگر منابع حمایتی

جلسات گوش دادن با والدین بسیار ارزشمند است اما ۸ تا ۱۲ ساله‌ها به توجه، تائید و حمایت بیشتری نیاز دارند که ما قادر به ارائه آن هستیم. به علاوه تشویق کودک برای تکیه کردن به دیگران به جز شما، سالم است؛ بنابراین شما می‌توانید با تشویق روابط حمایت‌کننده و پرمعنی، عزت نفس کودکان را افزایش دهید.

در حالت ایده‌آل این روابط می‌تواند روابط با بزرگ‌سالان باشد مانند معلم، مربی یا شخصیت مذهبی اما روابط همسالان حامی نیز می‌تواند مفید باشد. ۸ تا ۱۲ ساله‌ها نباید به چیزی وادار شوند؛ اگر شما به طور فعال روابط او را برنامه‌ریزی می‌کنید، نه‌تنها به احساس شایستگی و عزت نفس او کمک نمی‌کنید بلکه آن را کاهش می‌دهید.

اهمیت عزت نفس کودکان

اجازه دهید شکست بخورند

براساس گزارش مرکز مطالعات کودکان نیویورک، اجازه دادن به کودک برای تلاش و شکست برای ساختن عزت نفس آن‌ها مهم است. ممکن است دور از انتظار به نظر برسد: من قرار است اجازه دهم فرزندم ضعیف عمل کند تا بتواند حس خوبی در مورد خودش داشته باشد؟ بله! افراد با در نظر گرفتن چالش‌های جدید و موفقیت در آن‌ها احساس کفایت و صلاحیت می‌کنند. اگر شما از شکست دلسرد شوید، فرزند خود را از امتحان کردن چیزهای جدید دلسرد می‌کنید. کودکان زمانی که با مشکلات مواجه می‌شوند، تاب‌آوری و مهارت‌های مقابله‌ای را می‌آموزند.


مقاله مرتبط: افزایش عزت نفس کودکان از طریق بازی


الگوی خوبی باشید

کودکان با نگاه کردن به بزرگ‌سالانی که در زندگی‌شان هستند و عزت نفس سالم را نشان می‌دهند یاد می‌گیرند که عزت نفس سالم داشته باشند؛ بنابراین در نظر بگیرید که چطور نظرات تحقیرآمیز در مورد خودتان می‌گویید مانند “من چاق هستم” یا “من هیچ‌وقت به چیزی نمی‌رسم”. فرزندتان از حرف‌های شما بیشتر یاد می‌گیرد.


مقاله مرتبط: چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم؟

مقاله مرتبط: چگونه عزت نفس مثبت بسازیم؟


 

همان‌قدر که به کودکتان می‌گویید که او فوق العاده است و می‌تواند به هر کاری دست یابد، حرف‌هایی که در مورد خودتان می‌گویید مؤثر است؛ بنابراین تلاش برای افزایش عزت نفس خودتان می‌تواند به‌طور مستقیم به نفع عزت نفس کودکان باشد. البته این یک فرآیند طولانی است. شما می‌توانید نظرات منفی در مورد خودتان را کاهش دهید. نه‌تنها خودتان احساس بهتری خواهید داشت بلکه فرزندتان نیز احساس بهتری خواهد داشت.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر


علائم-بلوغ-دختران.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

علائم بلوغ دختران قبل از نوجوانی

در برخی مواقع دختران قبل از نوجوانی بلوغ را تجربه می‌کنند. دانستن اینکه باید به دنبال چه نشانه‌هایی باشید و به دنبال چه بگردید تا بتوانید به دخترتان کمک کنید، ذهنتان را تسکین خواهد داد. درحالی‌که برخی از علائم بلوغ دختران ممکن است مدتی طول بکشد، اما برخی دیگر ممکن است به نظر برسند که یک شبه اتفاق افتاده‌اند.

علائم بلوغ دختران در نوجوانی

نشانه‌های زیادی از بلوغ در دختران وجود دارد. به خاطر داشته باشید که این مراحل ممکن است به تدریج ظاهر شوند و ممکن است سه ‌تا چهار سال طول بکشد تا کودک شما تمام مراحل بلوغ را طی کند.

به طور کلی پسران در سنین بین ۹ تا ۱۴ سالگی به سن بلوغ خواهند رسید و ممکن است بین سنین ۸ تا ۱۲ سالگی علائم بلوغ دختران شروع شود. این علائم را با دختر خود به اشتراک بگذارید تا او بداند انتظار چه چیزی را باید داشته باشد. همچنین توضیح دهید که چگونه اولین قاعدگی خود را باید مدیریت کند، اگر شما کنارش نبودید که به او کمک کنید.


مقاله مرتبط: نکاتی در رابطه با بلوغ دختران


برای مشاهده ویدئو های بیشتر درباره نوجوانان می توانید به بخش نماشای اکسیر مراجعه کنید.

تغییرات جسمانی

  • از جمله علائم بلوغ دختران رشد سریع است. برای یک یا دو سال دختر شما ممکن است بلند قدتر از پسران هم سن و سالش باشد.
  • شکل بدن تغییر می‌کند به این صورت که چربی بدن در اطراف ران و باسن جمع می‌شود.
  • پستان‌ها شروع به بزرگ شدن می‌کنند.
  • تغییر بوی بدن و جوش صورت به دلیل افزایش تولید غدد چربی ایجاد می‌شود.
  • مو در ناحیه زیر بغل و پاها رشد می‌کنند.
  • معمولاً حدود ۱۲ سالگی عادت ماهیانه شروع می‌شود.

مقاله مرتبط:بلوغ زودرس دختران

مقاله مرتبط: بلوغ جنسی دیررس و درمان آن


تغییرات عاطفی

  • نوسانات خلقی ممکن است شروع شود، با خشم، غم و دیگر نوسانات عاطفی روبرو می‌شوند.
  • احساسات عاشقانه و علائق را تجربه می‌کنند.
  • اضطراب یا هیجان درباره تغییراتی که در حال رخ دادن است؛ دارند.
  • نگرانی‌ها در مورد افزایش مسئولیت، مناسب بودن در اجتماع و جدا شدن از والدین دارند.

مقاله مرتبط: نشانه های بلوغ عاطفی از دیدگاه موری


واکنش به بلوغ

اینکه یک دختر چگونه نسبت به علائم بلوغ دختران و تغییراتی که تجربه می‌کند واکنش نشان دهد، از دختری به دختر دیگر متفاوت خواهد بود. برخی از آن‌ها در مورد بلوغ به هیجان آمده و منتظر تبدیل شدن به یک زن جوان هستند. برخی ممکن است آرزو کنند چیزی تغییر نکند.

اطمینان حاصل کنید که از فرزندتان حمایت می‌کنید و نگذارید بلوغ برایش موضوع خیلی بزرگی شود. به او یادآوری کنید که بلوغ بخش طبیعی از رشد بدن است که همه از جمله خودتان آن را تجربه کرده‌اید.


مقاله مرتبط: مشکلات رایج دختران نوجوان


نکاتی برای والدین درباره علائم بلوغ دختران

صحبت کردن والدین با فرزندان درباره علائم بلوغ دختران

  • به سؤالاتش پاسخ دهید. دخترتان پیش شما می‌آید و در مورد تغییراتی که تجربه می‌کند و علائم بلوغ دختران سؤال می‌پرسد. برای پاسخ به سؤالاتش آماده باشید و حالت دفاعی به خود نگیرید.
  • در رابطه با بلوغ با فرزندان صحبت کنید. بعضی از والدین از صحبت درباره بلوغ و رابطه جنسی با فرزندشان اجتناب می‌کنند و آن را به معلم و هم‌کلاسی‌های وی واگذار می‌کنند. مهم است که دخترتان بداند که می‌تواند پیش شما بیاید و درباره این موضوعات صحبت کنید.
  • نسبت به تغییرات آگاه باشید. در زندگی شلوغ امروزی بسیار راحت به افرادی که هر روز در اطرافمان هستند عادت می‌کنیم. لحظه‌ای وقت بگذارید و نگاهی به دخترتان بیندازید و به هر گونه تغییر جسمانی و رفتاری وی توجه کنید. علائم ممکن است وجود داشته باشد و قبل از اینکه او متوجه آن‌ها شود شما متوجه این نشانه‌ها شوید.
  • به او فضا بدهید. شما می‌خواهید به خاطر دختر کوچکتان آنجا باشید و این عالی است! همچنین زمان‌هایی وجود دارد که دختر شما فقط می‌خواهد تنها باشد. اگر زمان مناسبی برای صحبت کردن درباره علائم بلوغ دختران نیست، به او فشار نیاورید و به دنبال یک فرصت دیگر بگردید.
  • به مسائل تصویر بدن توجه کنید. این به خصوص برای دختران حائز اهمیت است زیرا کلیشه‌هایی وجود دارد برای اینکه ظاهر یک زن باید چگونه باشد. به همان اندازه که این موضوع اشتباه است، دختران به آن توجه می‌کنند. در تلاش برای داشتن بدن عالی، به خصوص درحالی‌که در حال عبور از تغییرات بلوغ هستند، می‌تواند منجر به مشکلات بزرگ‌تری مانند اختلالات خوردن شود.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر


مدیریت-لجبازی-کودکان-min.jpg
خرداد ۱۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مقابله با لجبازی کودکان

لجبازی کودکان تاحدی طبیعی است. امابرخی از بچه‌ها واقعاً لجباز هستند و به ترفندهایی برای کنترل شدن نیاز دارند. در این مقاله می‌خواهیم در مورد مهارت‌های والدینی قوی صحبت کنیم.

احتمالاً شما یکی از آن والدینی هستید که با استرس و اضطراب زیادی سر و کار دارند که ناشی از والد بودن است. ما کودکانمان را خیلی دوست داریم و با این حال گاهی اوقات آن‌ها می‌توانند ما را دیوانه کنند و رفتار و اعمال آن‌ها ممکن است ما را نگران کند که ما کارمان را به عنوان والد درست انجام نمی‌دهیم. بسیاری از پدرها و مادرها به عنوان والدین احساس شکست می‌کنند. می‌دانیم که شما خواستار صلح و آرامش در خانه‌تان هستید و بدانید که شما تنها نیستید.

هر کودکی تا حدی لجبازی می‌کند، چون این طبیعت آن‌هاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می‌توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه‌ها حد و مرز خود را نمی‌شناسند و این وظیفه والدین آن‌هاست که محدودیت‌ها را برای آن‌ها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می‌شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.

خبر خوب این است که شما می‌توانید تغییراتی را که می‌خواهید انجام دهید؛ تجربه ثابت می‌کند که شما واقعاً می‌توانید چیزهای اطراف خود را تغییر دهید و شما به معنای واقعی کلمه می‌توانید از کودکان و زمان خود به عنوان یک والد خیلی بیشتر از آنچه که می‌خواهید، لذت ببرید.

 در ادامه راهکارهایی برای رسیدگی و کنترل لجبازی کودکان آورده شده است که در برخی مواقع می‌تواند به شما در این راه کمک کند.

روش‌هایی برای مدیریت لجبازی کودکان

درخواست یا آموزش

یا می‌توانید به آن‌ها آموزش دهید یا درخواست کنید. بهتر است اگر به آن‌ها آموزش می‌دهید که چه‌کاری انجام دهند بعد از درخواست باشد. انجام هر دوی این کارها گزینه خوبی نیست.

حواس پرتی

یک روشی که می‌تواند روی کودک نوپا جواب دهد و لجبازی کودکان را کاهش دهد؛ حواس‌پرتی است. وقتی آن‌ها به چیزی اصرار می‌ورزند و صحبت‌های شما را هم درک نمی‌کنند، تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که آن‌ها را از هر کاری که انجام می‌دهند منحرف کنید.

والدین و مدیریت لجبازی کودکان

عواقب لجبازی را به آن‌ها نشان دهید

کودکان لجباز همیشه سعی می‌کنند کنترل هر موقعیتی را در دست گیرند. کودکان لجباز باید شاهد پیامدهای اعمال مخالفشان نسبت به منطق و استدلال باشند.

شما باید کودک خود را درک کنید، زمانی که به خواسته‌های شما احترام نمی‌گذارد، کودک را از آن موقعیت دور کنید. برای مثال، اگر کودک در رستوران بد رفتار می‌کند، رستوران را ترک کنید.


مقاله مرتبط: تکنیک های مقابله با لجبازی کودکان


همدلی

همدلی یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که به آن‌ها کمک می‌کند تا بر رفتار خودخواهانه و لجبازی خود غلبه کنند؛ زیرا آن‌ها توانایی ذاتی برای همدردی با دیگران را دارند. بچه‌ها قبل از انجام هر کاری زیاد فکر نمی‌کنند، اما وقتی باعث می‌شوید آن‌ها فکر کنند، آن‌ها واکنش مثبت به آن نشان می‌دهند.

بیشتر مشکلاتی که با فرزند خود مواجه هستید، تقصیر شما نیست؛ به آن فکر کنید، کودکان با دفترچه راهنما به دنیا نمی‌آیند. این‌ها بهترین نکات برای رسیدگی به یک بچه لجباز  و کنترل لجبازی کودکان است. آن‌ها را دنبال کنید و نتایج را ببینید.

درباره لجبازی‌های شدید کودکان که گاه به صورت گریه‌های طولانی و کبودی لب‌ها و واکنش‌های غیر عادی خود را نشان می‌دهد، مراجعه به روان‌پزشک و روانشناس کودک ضرورت دارد.

منبع: vnaya و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


تاب-آوری-در-نوجوانان.jpg
خرداد ۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

ایجاد تاب آوری در نوجوانان

چرا برخی از افراد در زندگی‌شان سخت‌ترین شرایط را می‌توانند مدیریت کنند، در حالی که به نظر می‌رسد برخی دیگر با کوچک‌ترین ناراحتی و یا مانع در هم می‌شکنند؟ جواب آن تفاوت افراد در میزان تاب‌آوری است.

تاب‌‌آوری توانایی مدیریت موفق زندگی و سازگاری با تغییرات و رویدادهای استرس‌زا با روش‌های سالم و سازنده است. یک فرد تاب آور با ویژگی‌های متفاوتی متولد نمی‌شود که وی را قادر به مقابله با مشکلات می‌سازد.

تاب‌‌آوری تحت تأثیر کیفیت تعاملات درون خانواده، مدرسه و دیگر محیط‌های اجتماعی قرار می‌گیرد. تاب‌‌آوری چیزی است که قابل آموزش به افراد نوجوان است. اکثر متخصصان بر این باورند که ایجاد تاب‌‌آوری در سنین اولیه آغاز می‌شود. بااین‌حال کارهای زیادی در کودکی، نوجوانی و بزرگ‌سالی برای بهبود تاب‌آوری در افراد می‌توان انجام داد.

راهکارهایی برای ایجاد تاب‌آوری

اندرو فولر، یکی از متخصصان پیشتاز در زمینه تاب‌آوری در افراد جوان، فهرستی از روش‌هایی را تهیه کرده است که والدین می‌توانند در نوجوانان خود تاب‌آوری را ایجاد کنند.

افزایش حس تعلق

تاب‌آوری هنری است که ما را قادر می‌سازد از دام‌های زندگی بپریم. این قوی‌ترین پادزهری است که ما برای آسیب به خود، افسردگی و مصرف مواد مخدر می‌دانیم و بر اساس حس تعلق ما ساخته‌شده ‌است.

کمی وقت آزاد داشته باشید

 ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که از اختلال کمبود توجه رنج می‌بریم. ما کودکان را از فعالیتی به فعالیت دیگر، از درسی به درس و از یک رویداد سازمان‌یافته به یک رویداد دیگر با سرعت حرکت می‌دهیم. سپس شگفت‌زده می‌شویم که چرا، زمانی که وقفه‌ای رخ می‌دهد آن‌ها می‌گویند “من حوصله‌ام سر رفته”. یک ضد انقلابی باشید. هر هفته کمی وقت پیدا کنید تا در خانه باشید بدون اینکه هیچ چیز ساختاریافته‌ای در حال رخ دادن باشد.

خودجوش و کنجکاو

خودانگیختگی و کنجکاوی سازه‌های سلامت روانی خوب است. شما نمی‌توانید به کسی بگویید که چگونه سلامت روانی بهتری داشته باشد و نمی‌توانید با وادار کردن آن‌ها به خواندن یک کتاب، سلامت روان به آن‌ها بدهید. پس پیام واقعاً سخت اینجا این است که اگر می‌خواهید فرزندانی بزرگ کنید که زندگی سالم و سلامت روان داشته باشند، شما باید خودتان خوب باشید. ا گر می‌خواهید فرزندان شما به موفقیت برسند، باید به آن‌ها نشان دهید که موفقیت ارزش داشتن را دارد. سلامت روان پیشنیاز داشتن تاب‌آوری است.

کودکان را به خاطره تفاوت‌هایشان دوست بدارید

وقتی عملکرد خانواده خوب باشد کودکان مجاز به متفاوت بودن و دوست داشته شدن به دلیل این تفاوت‌ها هستند. همه ما می‌دانیم که بچه‌ها نقش‌های متفاوتی دارند. پدر سه فرزند می‌گفت “مثل این است که سالی یک بار یک جلسه برنامه‌ریزی دارند می‌گویند “تو بچه خوبی باش، من بچه مریض میشم و تو هم بچه دردسرساز باش “و زمانی که فکر می‌کنی متوجه شدی آن‌ها نقش‌هایشان را عوض می‌کنند”. داشتن فرزندان منحصربه‌فرد و حس اینکه آن‌ها چه کسانی هستند، نشانه والدین خوب بودن است. البته ممکن است مشکل این باشد که آن‌ها روحیه مستقل خود را به روش‌هایی که دوست ندارید، بیان کنند. ایده ‌آل کسی است که دارای ماهیت مستقل خودش است اما به اندازه کافی راحت است که وابستگی متقابل داشته باشد.

روشن کنید که چه کسی مسئول است

خانواده‌ها مانند دموکراسی عمل نمی‌کنند. در حقیقت به نظر می‌رسد که آن‌ها به عنوان دیکتاتوری خیرخواه عمل می‌کنند، والدین با فرزندان خود مشورت می‌کنند، اما در پایان، والد حرف آخر را می‌زند. برخی از والدین از این می‌ترسند که اگر فرزندان مسئولیت را بر عهده بگیرند، دوستی فرزندان خود را از دست خواهند داد، اما اغلب برعکس این موضوع صادق است.


مقاله مرتبط: فرزندپروری و سبک های آن


ثبات

داشتن ثبات ایده آل است. داشتن والدینی “که بر روی قوانین و استانداردها توافق دارند که چه کسی پیام‌های مشابه را نقل می‌کند و برای چه کسی ارزش محبت بیش از اجبار است، بهترین نتیجه برای بهزیستی کودک است. گاهی والدین سیستم‌های ارزشی متفاوتی دارند و یا نمی‌توانند به یک روش ثابت برای رسیدگی به حوزه‌های خاص برسند. در این شرایط یک احتمال دوم برای یک والد وجود دارد که مسئولیت یک حوزه خاص را به عهده بگیرد.

مهارت‌های عزت‌نفس را آموزش دهید

به نظر می‌رسد که خانواده‌هایی که به خوبی عمل می‌کنند بسیار زیاد یکدیگر را تحسین می‌کنند. تعریف و تمجید انجام می‌شود و نظراتی در مورد تلاش‌های مثبت داده می‌شود. خوش‌بینی در جو خانواده وجود دارد. حتی در این خانواده‌ها، نوجوانان هنوز شانه بالا می‌اندازند و می‌گویند، “بله مامان” یا “بله پدر”، هر وقت که یک تحسین بیان می‌شود. آموزش مهارت‌های خود تحسینی مفید و باعث ایجاد تاب‌آوری در نوجوانان است. یک راه برای انجام این کار، پرسیدن سؤالات در مورد هر موفقیت یا دستاورد است. این پرسش‌ها که ” چطور این کار را کردید؟” “در این آزمون چقدر خوب عمل کردی؟”


مقاله مرتبط: چگونه عزت نفس مثبت بسازیم؟


بدانید چگونه بحث کنید

خانواده‌هایی که خوب عمل می‌کنند می‌دانند که چگونه بحث کنند. به نظر این حرف عجیب است زیرا فکر می‌کنیم خانواده‌هایی که عملکرد خوبی دارند هیچ تعارضی ندارند. خانواده واقعاً جایی است که ما یاد می‌گیریم اختلافات را نسبتاً عادلانه حل کنیم. روشی که والدین به کودکان آموزش می‌دهند تا اختلاف عقیده با برادران و خواهران خود را حل کنند، مبنایی برای به اشتراک‌گذاری، مذاکره و حل مسئله در جهانی فراتر از خانواده را فراهم می‌کند. درحالی‌که اختلاف عقیده‌ها باید بیان شود، کودکان نیز باید یاد بگیرند که قادر به برنده شدن در همه جا نخواهند بود.

اهمیت تاب‌آوری در نوجوانان

والدین به طور مطمئن غیر قابل ‌پیش‌بینی هستند

برای کودکان کم ‌سن و سال، ایجاد ثبات و پیش‌بینی اهمیت دارد. این به آن‌ها اجازه می‌دهد تا احساس امنیت کنند. همان‌طور که بزرگ‌تر می‌شوند، داشتن ساختار و ثبات مهم است، اما مفید است که به روش‌هایی عمل کنید که نوجوان شما انتظار آن را ندارند. این باعث می‌شود که آن‌ها علاقه‌مند به یادگیری از شما باشند یا حداقل فکر کنند که شما چه کار می‌کنید.

کمک از مشاور در ایجاد تاب‌آوری نوجوانان

این فهرست در درجه اول بر آنچه که والدین می‌توانند انجام دهند متمرکز است. مدارس و دیگر سازمان‌ها نیز می‌توانند در ایجاد تاب‌آوری در نوجوانان از طریق ایجاد محیط مثبت نقش داشته باشند. در این زمینه می‌توانید با مشاوران و روانشناسان نوجوان مرکز مشاوره اکسیر نیز مشورت کنید.

منبع: سایت understandingteenagers و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


کنترل-خود-در-نوجوانان.jpg
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

کنترل خود در نوجوانان

کنترل خود، توانایی خود برای انجام کارهایی است که می‌دانید باید انجام دهید، حتی زمانی که نمی‌خواهید. ممکن است فکر کنید که کنترل خود، نظم یا اراده است. به‌عنوان بزرگ‌سال ما کنترل خود را به‌صورت روزانه انجام می‌دهیم، این بخش ضروری از بزرگ‌سال مسئولیت‌پذیر است.

برخی از نوجوانان به طور طبیعی انضباط دارند و برخی به مربیگری والدین نیاز دارند؛ اما این رفتاری است که نوجوانان می‌توانند یاد بگیرند. اثبات شده است که کنترل خود، شاخص موفقیت تحصیلی بیشتر نسبت به بهره هوشی (IQ) است. تحقیقات نشان می‌دهد که دانش‌آموزانی که کنترل خود را تمرین می‌کنند، به طور کلی در مدرسه بهتر عمل می‌کنند و شادتر هستند. اگر فکر می‌کنید که این رفتار می‌تواند کمک اندکی به نوجوانتان کند، ارزش ایجاد در فرزندتان را دارد.


مقاله مرتبط: کنترل رفتار خود


شناخت و مدل‌سازی کنترل خود

مدل‌سازی نقش یک روش مؤثر برای نشان دادن این مسئله است که چرا کنترل خود برای نوجوانان مهم است. هنگامی که در کارهای روزمره‌تان نظم و انضباط دارید آن را مشخص کنید. به عنوان مثال: “می‌دانم تأخیر داشته‌ایم، اما من سرعت مطمئنه را رعایت کردم، می‌توانستم سریع‌تر رانندگی کنم اما ممکن بود جریمه شوم یا تصادف کنم. دیر رسیدن بهتر از این است که خود را در خطر قرار دهم”.

زمانی که فرزند شما کاری را انجام می‌دهد که نمی‌خواهد انجام دهد، به آن‌ها تبریک بگویید که کنترل خود را به دست دارند. به عنوان مثال: “من می‌دانم که ترجیح می‌دادی امروز تفریح کنی اما کنترل خود را با درس خواندن نشان دادی و امیدوارم که نتیجه مطلوب کار سختت را ببینی”. مدرسه و تکالیف مدرسه، فرصت‌های خوبی برای فرزندتان برای یادگیری و تمرین خود – انضباطی است. به نوجوانتان کمک کنید تا آن را پرورش دهند:

  • دادن انگیزه: اگر در عرض سه ساعت بتوانی تکالیفت را انجام دهی، بعدازظهر می‌توانی به پارک بروی.
  • بررسی: پیدا کردن آنچه که نوجوانتان برای انجام تکلیف به آن نیاز دارد. به او کمک کنید زمان خود را برنامه‌ریزی کرده و پیشرفت خود را بررسی کند تا زمانی که آن کار را به اتمام برساند.
  • مربی‌گری به جای دستور دادن: اگر کودک شما زمانش را هدر می‌دهد، ممکن است به آموزش در مورد چگونگی انجام تکالیف داده‌شده و یا جایی که اطلاعات را به دست ‌آورد، نیاز داشته باشند.
  • تلاش آن‌ها را تحسین کنید: انجام کارهایی که دوست نداریم انجام دهیم، لازم نیست به‌خودی‌خود و به اندازه کافی پاداش داشته باشد. “تکالیفت تمام شد. آفرین ببینیم یکی از دوستانت هم می‌خواهد به پارک برود”.

ساخت کنترل خود نوجوانان

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آموزش کنترل خود به فرزندتان می توانید اینجا کلیک کنید.

عادات افراد منظم

سوزان جانسون، نویسنده مقاله “۵ عادت مردم بسیار منظم”، اشاره می‌کند که این ویژگی در مورد محرومیت نیست، بلکه می‌تواند به شادی کمک کند. می‌توانید با ایجاد این عادت‌ها به نوجوانتان کمک کنید که کنترل خود را یاد بگیرد.

  • از وسوسه اجتناب کنید. فکر کردن در مورد منظم بودن بهترین راه برای خوب بودن در آن نیست. اگر فرزندتان به چیزهایی ک حواسش را پرت می‌کند دسترسی نداشته باشد، این کار برایش آسان‌تر خواهد شد.
  • تغییر تفکر. منظم بودن نباید در مورد محروم کردن خودتان از چیزها باشد، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است. این‌یک رفتار مثبت است که پاداش کودک شما را، معمولاً از طریق کار سخت و تمرکز، به ارمغان می‌آورد.
  • تمرین مراقبت از خود. افراد منظم می‌دانند که چگونه باید مراقب خودشان باشند. آن‌ها انتخاب‌های درستی برای خودشان دارند. آن‌ها سبک زندگی سالم در زمینه خواب، رژیم غذایی و ورزش ایجاد می‌کنند. شما می‌توانید از فرزندتان در این حوزه‌ها حمایت کنید.
  • اهداف را مشخص کنید و آن‌ها را به مراحل کوچک‌تری تقسیم کنید. گاهی اوقات فرزندتان وقتی با چالش‌های بزرگ روبرو می‌شوند دست ‌پاچه می‌شوند. آن‌ها به طرح‌ریزی اهداف کوتاه‌مدت، متوسط و بلند نیاز دارند. شکستن حجم کاری به اهداف قابل ‌دستیابی، به آن‌ها کمک می‌کند احساس کنترل بیشتری داشته باشند. به خصوص زمانی که آن‌ها بتوانند ببینند که به این اهداف می‌رسند.
  • برو دنبالش! افراد منظم یک هدف را تعیین می‌کنند و به دنبال آن می‌روند. آن‌ها مطمئن هستند که می‌توانند مهارت‌های لازم برای رسیدن به اهدافشان را یاد بگیرند و مصمم هستند که برای رسیدن به آن متمرکز شوند. از فرزندتان حمایت کنید و اعتمادبه‌نفسش را افزایش دهید.

اگر شما از قبل کنترل خود را تمرین کرده باشید این لیست ممکن است برای شما واضح به نظر برسد، ولی مربی‌گری فرزندتان می‌تواند ناامیدکننده باشد در صورتی که توانایی تمرکز یا نظم در کارهایی که باید انجام دهد را نداشته باشد؛ اما صبور باشید و به یاد داشته باشید که نباید همیشه به آن‌ها کنترل خود را یادآوری کنید. کلید این کلمه “خود” از درون می‌آید. می‌توانید در این راه از یک روان‌درمانگر نوجوان نیز کمک بگیرید.

منبع: سایت parents.au.reachout و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


نحوه-تربیت-جنسی.jpg
اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نحوه تربیت جنسی کودکان

والدین باید اصول اساسی تربیت جنسی کودکان را یاد بگیرند. وقتی که با کودکتان درباره رابطه جنسی و تولیدمثل صحبت می‌کنید باید مطمئن شوید که آنچه که می‌گویید را متوجه شوند و درک کنند. این راهنما نشان می‌دهد که کودکان در سنین مختلف قادر به درک چه چیزی هستند. از این راهنما می‌توانید درباره نحوه تربیت جنسی فرزندتان اطلاعات لازم را کسب کنید.

تربیت جنسی کودکان متناسب با سن آن‌ها

هر کودکی متفاوت است. در اینجا راهنمای کلی برای آنچه که کودکان در سنین مختلف می‌توانند درباره رابطه جنسی و تولیدمثل درک کنند و شما می‌توانید از آن در تربیت جنسی کودکتان استفاده کنید، آورده شده است.

شما والدین گرامی جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره اهمیت تربیت جنسی در کودکان می توانید اینجا کلیلک کنید.

نوزادی: تا دو سالگی

کودکان نوپا باید بتوانند تمام قسمت‌های بدن از جمله اندام‌های تناسلی را نام ببرند. بیشتر کودکان ۲ ساله تفاوت بین زنان و مردان را می‌دانند. معمولاً اگر فرد زن باشد یا مرد می‌توانند تشخیص دهند.

دو تا پنج‌سالگی

برای تربیت جنسی در این سن کودکان باید اصول اولیه تولیدمثل را درک کنند: مرد و زن با هم یک بچه می‌سازند و کودک در رحم زن رشد می‌کند. کودکان باید درک کنند که بدن آن‌ها متعلق به خودشان است. به آن‌ها در مورد حریم خصوصی، مسائل مربوط به بدن را آموزش دهید. آن‌ها باید بدانند که افراد دیگر فقط‌ برخی از قسمت‌های بدن آن‌ها را می‌توانند لمس کنند و اندام خصوصی را غیر از پدر و مادر کسی نمی‌تواند لمس کند.

تربیت جنسی کودکان در سنین مختلف

پنج تا هشت‌سالگی

از جمله اصول تربیت جنسی کودکان آموزش قوانین در مورد صحبت با غریبه‌ها است. در این سنین ممکن است خود ارضایی در کودکان دیده شود به این دلیل که در سن ۸ سالگی بسیاری از کودکان شروع به کشف بدن خود می‌کنند. تا زمانی که در جمع انجام نشود نرمال است. کودکان باید درباره اصول اولیه اجتماعی، برهنگی و احترام به دیگران در روابط بدانند. برخی از کودکان بعضی از تغییرات بلوغ را قبل از ۱۰ سالگی تجربه می‌کنند پس بهتر است اصول اولیه در مورد بلوغ را به آن‌ها آموزش دهید.

درک کودکان از تولیدمثل باید ادامه یابد. این می‌تواند شامل رابطه جنسی باشد. برای تربیت جنسی کودکان در این سن، شما همچنین می‌توانید به صراحت با بچه‌ها در مورد سوءاستفاده جنسی صحبت کنید. مهم است که کودکان در مورد این واقعیت تأسف‌بار بدانند تا از خودشان محافظت کنند یا به دوستی که مورد سوءاستفاده جنسی قرارگرفته است کمک کنند.

اینکه چقدر باید درباره جزئیات صحبت کنید بستگی به فرزندتان دارد. با مسائل اولیه مانند اینکه چطور هیچ کس بدون اجازه‌اش نباید به او دست بزند، شروع کنید. چند روز بعد دوباره موضوع را بیان کنید و ببینید چه چیزی درک کرده است و چه احساسی دارد. اگر فرزندتان ناراحت می‌شود شاید بهتر باشد کمی که بزرگ‌تر شد درباره این موضوع صحبت کنید.

نه تا دوازده سالگی

برای تربیت جنسی کودکان در این سن باید تمام چیزهایی که در بالا ذکر شد را تقویت کنید و باید درباره رابطه جنسی و رابطه جنسی ایمن بدانند. باید درک کنند که چه چیزی باعث ایجاد رابطه مثبت می‌شود و چه چیزی باعث می‌شود که یک رابطه بد ایجاد شود. همچنین باید یاد بگیرند که آیا تصاویر جنسیتی که در رسانه‌ها نشان داده می‌شود درست است یا غلط، واقعی هستند یا خیر و اینکه آیا آن‌ها مثبت هستند یا منفی هستند.

نوجوانی: سیزده تا هجده‌سالگی

نوجوانان بیشتر در خلوت خودشان هستند. با این حال اگر والدین زودتر با فرزندشان درباره رابطه جنسی صحبت کنند، این احتمال را افزایش می‌دهد که نوجوانان در هنگام خطر یا مشکل به والدین نزدیک شوند.

درباره کسب اطلاعات بیشتر درباره خودارضایی در نوجوانان می توانید ویدیوی متخصص نوجوان مرکز مشاوره اکسیر را مشاهده کنید. جهت مشاهده اینجا کلیک کنید.


مقاله مرتبط: خود ارضایی نوجوانان


نکات کلیدی در تربیت جنسی کودکان

  • زمانی که با کودکان درباره رابطه جنسی صحبت می‌کنید، مطمئن شوید که مسائل را به روشی که مناسب سن او است، توضیح دهید.
  • شما مجبور نیستید همه چیز را توضیح دهید. کودکان کوچک‌تر بیشتر به نوزادان و بارداری بیشتر از رابطه جنسی علاقه مند هستند.

منبع: aboutkidshealth و متخصصین اکسیر


اعتیاد-در-نوجوانان.jpg
اردیبهشت ۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

مبتلا شدن نوجوانان به اعتیاد

اعتیاد در نوجوانان امروزه گسترش پیدا کرده است با این حال افسانه‌ها و سوءبرداشت‌های زیادی در مورد سوء مصرف مواد مخدر در نوجوانان وجود دارد. یکی از بزرگ‌ترین افسانه‌هایی که توسط والدین در رابطه با اعتیاد نوجوانان به مواد مخدر وجود دارد این است که برای نوجوان من اتفاق نمی‌افتد. والدین نمی‌خواهند باور کنند که فرزندشان در استفاده از مواد مخدر، داروها قانونی یا غیرقانونی درگیر هستند، اما حقیقت این است که طبق گزارشات بیش از ۴۳ درصد از دبیرستانی‌ها حداقل یک‌ بار در طول زندگی خود از مواد مخدر استفاده کرده‌اند.

می‌تواند برای نوجوان من هم اتفاق افتد

اعتیاد در نوجوانان امری فراگیر است و نوجوانان حتی اگر بهترین دستاوردها را داشته و بهترین تربیت را داشته باشند، نسبت به درگیر شدن در مصرف مواد مخدر، آسیب‌پذیر هستند. با توجه به گزارش انجمن ملی اطلاعات و آموزش بیماران و دسترسی راحت به مواد مخدر و تنوع زیاد آن‌ها، حتی نوجوانان خوب که در خانواده‌های خوبی زندگی می‌کنند و مدارس خوبی می‌روند ممکن است در معرض سوء مصرف مواد، مخصوصاً داروهای نسخه‌ای، قرار گیرند.

اعتیاد در نوجوانان

بر طبق نظر انجمن ملی اطلاعات، فهمیدن اینکه چرا نوجوان به سمت مواد مخدر کشیده می‌شود می‌تواند به والدین، همچنین معلمان، مربیان و دیگران، کمک بسیاری بکند. برای فهمیدن علت اعتیاد در نوجوانان با آن‌ها ارتباط مؤثری برقرار کنید، سؤال‌های درست بپرسید و در صورت وجود مشکل مداخله هر چه سریع‌تر برای درمان اقدام کنید. از جمله دلایل اعتیاد در نوجوانان می‌توان به کمبود عزت نفس، برای فرار یا خود درمانی، ریسک پذیری، جستجوی هیجان و یا فشار همسالان اشاره کرد.

چرا داروهای تجویزی یا نسخه ای؟

در سال‌های اخیر اعتیاد در نوجوانان به مواد مخدر غیرقانونی کم‌تر شده است اما افزایش استفاده از داروهای تجویزی در بین نوجوانان افزایش چشم‌گیری داشته است. بر طبق تحقیقات انجمن، نوجوانان به دلایلی از جمله دسترسی آسان‌تر به این داروها، تصور غلط نسبت به بی خطر بودن آن‌ها، داشتن بدنامی کمتر، عصبانیت کمتر والدین در مواجه با داروهای نسخه‌ای نسبت به مواد مخدر و سهولت در مخفی کردن آن‌ها به داروهای تجویزی یا نسخه ای رو می‌آورند و به آن‌ها وابستگی یا اعتیاد پیدا می‌کنند.


مقاله مرتبط: ترامادول و اعتیاد به مواد مخدر


والدین چه باید بکنند؟

آگاه کردن نوجوانان درباره خطرات اعتیاد

خبر خوب این است که والدین می‌توانند کارهایی برای پیشگیری از مصرف مواد در نوجوانان و یا اعتیاد در نوجوانان انجام دهند. اول از همه داروها را در جای امنی قرار دهید که دسترسی به آن‌ها آسان نباشد. قرص‌هایی که لازم دارید را نگه دارید و داروهای بلااستفاده را دور بریزید. قدم دوم این است که با فرزندتان درباره خطرات استفاده از مواد مخدر صحبت کنید. تحقیقات نشان داده است که خطر استفاده از مواد مخدر در نوجوانانی که در خانه در مورد خطرات استفاده از مواد مخدر آموزش می‌بینند ۵۰ درصد کم تر از کسانی که این آموزش‌ها را در خانه دریافت نمی‌کنند.


مقاله مرتبط: صحبت با فرزندان در رابطه با مواد مخدر


اگر فکر می‌کنید نوجوانتان درگیر سوء مصرف مواد شده است بهتر است با یک روانشناس صحبت کنید. درمانگران نوجوان اکسیر می‌توانند به شما در زمینه اعتیاد در نوجوانان یاری برسانند و از طریق روش های علمی ثابت شده از جمله نقش خانواده درمانی در اعتیاد نوجوانان استفاده کنند.

منبع: verywellfamily


بازی-رایانه-ای-و-پرخاشگری-کودکان.jpg
اردیبهشت ۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

بازی‌های ویدئویی و پرخاشگری کودکان

پرخاشگری کودکان مجموعه‌ای از رفتارهای برون ریزانه اعم از کلامی و غیر کلامی است که منجر به آسیب رساندن به دیگران می‌شود. امروزه کودکان رفتارهای پرخاشگری را از روش‌های مختلفی مانند تماشا تلویزیون، بازی‌های رایانه‌ای و … یاد می‌گیرند. اگر شما کودکی در خانه دارید، احتمالاً این سؤال برایتان آشناست “که آیا به فرزندم اجازه بدهم بازی رایانه‌ای خشونت‌آمیز را بازی کند؟ که این برای والدین معضل بزرگی است. بحث‌های زیادی در مورد این مسئله وجود دارد که چگونه قرار گرفتن در معرض بازی‌های ویدئویی خشن و دیگر محتوای رسانه‌ای خشونت‌بار، مانند فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، کودکان را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد و میزان پرخاشگری کودکان را بالا می‌برد. مطالعات بسیاری نشان می‌دهد که خشونت در رسانه‌ها عامل خطرسازی برای ایجاد پرخاشگری کودکان مانند اهمیت ندادن به دیگران، افزایش مشاجره و رفتارهای مخرب و سایر رفتارهای ضداجتماعی می‌شود.

بسیاری از محققان می‌گویند که بعید است انجام بازی‌های ویدئویی خشن، کودکی را که هیچ عامل خطری برای ایجاد رفتار خشونت‌آمیز را ندارد، تبدیل به فردی شدیداً خشن کند که به دیگران آسیب برساند. بااین‌وجود، یکی از بهترین استدلال‌ها برای محدود کردن مواجهه کودکان با محتوای خشونت‌آمیز رسانه‌ها، صرف‌نظر از سابقه شخصی آن‌ها، از مطالعه اخیر مجله پزشکی اطفال جاما درباره پرخاشگری کودکان حاصل می‌شود.


مقاله مرتبط: عصبانیت و پرخاشگری کودکان

درباره تأثیر بازی‌های ویدئویی بر پرخاشگری کودکان و بزرگ‌سالان، دکتر داگلاس جنتایل، استاد روانشناس در دانشگاه ایالت آیووا مطالعه‌ای را انجام داده است. این مطالعه نشان می‌دهد که کودکانی که به‌طور مکرر بازی‌های ویدیویی خشن انجام می‌دهند، یاد می‌گیرند بهروش‌های پرخاشگرانه فکر کنند که در نهایت می‌تواند میزان پرخاشگری کودکان را افزایش دهد. در این مطالعه، محققان بیش از ۳۰۰۰ کودک را در مقاطع سوم، چهارم، هفتم و هشتم به مدت ۳ سال موردبررسی قراردادند. آن‌ها دریافتند که در طول زمان، بازی‌های ویدیویی خشن باعث شده است که کودکان خشونت‌آمیزتر فکر و رفتار کنند.

تاثیر بازی ویدئویی خشن بر پرخاشگری کودکان

دکتر جنتایل می‌گوید: “کودکانی که پس از مدت زمان طولانی در معرض بازی‌های خشونت‌آمیز قرار می‌گیرند، تغییر می‌کنند.” او توضیح می‌دهد که این امر می‌تواند منجر به تغییر در تفکر و رفتار آن‌ها شود: “آن‌ها زمان زیادی را صرف جستجوی دشمنان و واکنش سریع به خشونت می‌کنند”. برای مثال، کودکی که درگیر خیال‌پردازی‌های خشونت‌آمیز دنیای بازی‌های ویدئویی است، اگر تصادفی به فردی در راهروی مدرسه برخورد کند، یا عملی خشونت‌آمیز انجام می‌دهد یا حرفی پرخاشگرانه می‌زند. دکتر جنتایل خاطر نشان می‌کند که “بدن جوری رفتار می‌کند که انگار یک جنگ واقعی است”.

چگونه بازی رایانه‌ای پرخاشگری کودکان را افزایش می‌دهد؟

میزان پرخاشگری کودکان با مواجه مکرر با محتوای خشن و نامناسب بیشتر می‌شود. همان‌گونه که کودکان برای یادگیری بهتر مهارت‌هایی مانند تکواندو و … بارها و بارها تمرین می‌کنند تا بتوانند آن‌ها را بهتر و بهتر انجام دهند و یا به عبارتی، آن‌ها حافظه عضلانی را برای فعالیت‌های خود پرورش می‌دهند که در نتیجه هم از نظر فیزیکی و هم شناختی در آن‌ها مهارت بیشتری پیدا می‌کنند. دکتر جنتایل می‌گوید که به همین صورت، مواجهه مکرر با محتوای خشن یا نامناسب می‌تواند محیطی برای “تمرین” رفتار خشونت‌آمیز فراهم کند تا کودک یاد بگیرد چگونه این کار را به‌خوبی انجام دهد. ” چیزی که ما در مورد آن صحبت می‌کنیم، یادگیری است که برای رسانه‌های خشن و غیرخشونت آمیز نیز صدق می‌کند”. در مورد محتوای غیر خشونت‌آمیز چگونه است؟ در تحقیقات قبلی، دکتر جنتایل متوجه شد که بازی‌های ویدئویی، برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و محتوای دیگر که شخصیت‌هایی را نشان می‌دهند که مفید، مهربان و روحیه همکاری دارند، تأثیر مثبتی بر رفتار کودکان می‌گذارند؛ به عبارت دیگر، مراقبت و مشارکت، مانند پرخاشگری و خشونت، می‌تواند تمرین و یاد گرفته شود.


مقاله مرتبط: اثرات بازی های ویدئویی بر روی شما


وظیفه والدین

پرخاشگری کودکان امروزه به دلایل مختلفی افزایش پیدا کرده است. بیش از ۹۰ درصد از کودکان به بازی‌های ویدئویی فکر می‌کنند، بنابراین شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که این امر را تغییر دهید. کاری که می‌توانید انجام دهید این است که در کاری که کودکتان انجام می‌دهد و برنامه‌ای که می‌بیند، مشارکت داشته باشید. هدف شما پایین آوردن میزان قرار گرفتن فرزندتان در معرض محتوای خشونت‌آمیز است و تا آنجا که می‌توانید فعالیت‌های فرزند خود را به سمت تأثیرات مثبت هدایت کنید. در این راه می‌توانید از متخصصان و روانشناسان با تجربه در این زمینه کمک بگیرید.

منبع: verywellfamily


تاثیر-قاعدگی-بر-بیش-فعالی-دختران.jpg
فروردین ۱۷, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

علائم اختلال بیش فعالی/ نقص توجه در دوران بلوغ افزایش می یابد. در ادامه مطلب به بررسی رابطه بین بلوغ و ADHD می‌پردازیم.

” دختر ۱۲ ساله من مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه است و بیشتر از قبل احساساتی و دمدمی‌مزاج شده است. او همچنین چرخه قاعدگی خود را آغاز کرده است و مشکلاتی قبل از شروع چرخه قاعدگی دارد. آیا تغییرات هورمونی می‌تواند روی اختلال بیش فعالی/ نقص توجه تأثیر بگذارد؟”

مدیریت و تنظیم احساسات برای هر کودکی سخت است. در زمان بلوغ نیز سخت‌تر می‌شود و همراه با ADHD این قضیه می‌تواند طاقت‌فرسا شود. چه اتفاقی در حال وقوع است؟

تأثیر بلوغ و قاعدگی بر بیش فعالی دختران

علائم اختلال بیش فعالی/ نقص توجه معمولاً در دختران در زمان بلوغ به دلیل بالا رفتن سطح استروژن در بدن، افزایش می‌یابد. همان‌طور که می‌دانید، بلوغ دوران تغییرات بزرگی است که دختران را از کودکی به بزرگ‌سالی منتقل می‌کند. بدن او در حال رشد و توسعه فیزیکی و جنسی است و ممکن است طیف وسیعی از احساسات را تجربه کند که همراه با تغییرات زیستی، شناختی و اجتماعی رخ می‌دهند. این تغییرات هورمونی ممکن است باعث ایجاد مشکلات رفتاری و خلقی برای دختران، به ویژه مبتلایان به ADHD شود. ADHD و علائم بیش از قاعدگی می‌تواند باعث واکنش هیجانی بیش‌ازحد در دختران شود. با وجود هر دو، بسیاری از دختران به طور خاص آسیب‌پذیر شده و احتمالاً فرومی‌ریزند یا در غیر این صورت کنترل عاطفی خود را از دست خواهند داد.

اختلال بیش فعالی/ نقص توجه و بلوغ می‌تواند خودآگاهی دختران را افزایش دهد. از طرفی قاعدگی باعث ایجاد اضطراب مربوط به تصویر بدنی می شود. همه این عناصر دست در دست هم باعث ایجاد طوفان کاملی از خودآگاهی و کاهش اعتمادبه‌نفس می‌شوند. علائم پیش از قاعدگی مانند افسردگی، درد شکم و خستگی اغلب برای دخترانی که اختلال بیش‌فعالی/ نقص توجه دارند شدیدتر است. علائم ADHD با مسائلی مانند استرس، خستگی و درد شدیدتر می‌شود؛ بنابراین، دخترانی که از سن بلوغ عبور می‌کنند و نحوه برخورد و کنترل مناسب را فرا نگرفته اند؛ ممکن است در یک چرخه معیوب پریشانی عاطفی گرفتار شوند.

تاثیر بلوغ بر بیش فعالی
بیش فعالی دختران در دوران بلوغ

چگونه والدین می‌توانند کمک کنند

پدر و مادر چه کاری می‌توانند برای کمک انجام دهند؟

اگر دخترتان علائم اشاره‌شده را تجربه می‌کند مانند درماندگی و استیصال شدیدی که باعث می‌شود با خشم، افسردگی یا اضطراب واکنش نشان دهد، حتماً با متخصص در این باره صحبت کنید. اگر مشکلات پیش از قاعدگی شدید شود، می‌تواند از دارو استفاده کند. مهم است که والدین دختران دارای ADHD بدانند که چگونه این تغییرات هورمونی می‌توانند زندگی روزمره‌شان را تحت ‌تأثیر قرار دهند. با این درک، والدین تمایل بیشتری به تحمل مشکلات و آسیب‌های وارده به دخترشان را دارند و دخترها بیشتر به‌طور فعالانه تنش‌هایی که می‌تواند واکنش‌های اختلال بیش فعالی/ نقص توجه را تشدید کند را تشخیص می‌دهند و استراتژی‌های مقابله‌ای مثبت را برای غلبه بر این موقعیت دشوار به کار می‌گیرند.

به دختر خود کمک کنید که استرس و خستگی را از طریق دور بودن از فشارهای اجتماعی و مدرسه، مدیریت کند. اطمینان حاصل کنید که دختر شما به‌اندازه کافی بخوابد، به خوبی غذا بخورد و تحت‌الشعاع فشارهای اجتماعی یا مدرسه قرار نگیرد. حامی فرزندتان باشید. ممکن است دختر شما کج‌خلق و تحریک‌پذیر باشد، اما این احساسات از بین خواهند رفت. درعین‌حال، حمایت و تشویق شما می‌تواند به توسعه استراتژی‌هایی برای مدیریت احساسات وی کمک کند. بلوغ نیز یک تفاوت مثبت ایجاد می‌کند که بهتر است در این شرایط با متخصص با تجربه مشورت کنید تا آگاهی و آموزش‌های لازم را به شما بدهد.

اگر شما والدین گرامی اطلاعات صحیح و کاربردی درباره نحوه کمک به فرزندتان در این دوره حساس را فرانگیرید و به فرزند خود کمک نکنید باعث می‌شود که دخترتان این دوران را به سختی پشت سر بگذارد و آثار منفی این دوره تا آخر عمر همراه وی باشد. نحوه برخورد با دختران دارای اختلال بیش فعالی/ نقص توجه در دوران بلوغ را می‌توانید از روانشناسان مجرب آموزش ببینید.


مقاله مرتبط: درک نوجوانان بیش فعال/ نقص توجه


منبع: verywellmind


شکایت-بیشتر-دختران-نوجوان.jpg
اسفند ۷, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

استرس ناشی از تکالیف مدرسه و عزت‌نفس پایین می‌تواند باعث شود که دختران نسبت به پسران، شکایات سلامتی بیشتری داشته باشند. یک مطالعه نروژی نشان داد که نارضایتی از بدن، کم‌تر از میزان پیش‌بینی‌شده در این موضوع دخالت دارد. دختران در کلاس‌های هشتم و دهم نسبت به همکلاسی‌های پسر خود مشکلات سلامتی بیشتری دارند. چه چیزی بیشتر دختران را آزار می‌دهد؟ محققان در کالج دانشگاهی جنوب شرقی نروژ و دانشگاه برگن برای کشف این موضوع با هم همکاری کردند و از نتیجه آن شگفت‌زده شدند. آن‌ها تصور می‌کردند که فشار اجتماعی و همسالان که آن‌ها را مجبور به رسیدن به استانداردهای خاص جسمانی می‌کند، یکی از عوامل کلیدی است؛ متوجه شدند که عوامل دیگر، مهم‌تر هستند. عوامل مهم دیگر و نتایج آن‌ها در مجله بهداشت عمومی اسکاندیناوی منتشرشده است که در قسمت پایین به آن اشاره می‌کنیم.

از هر سه نفر یک نفر مبتلابه سردرد

شکایات سلامتی آن‌ها جسمی یا روانی است، صرف‌نظر از اینکه آیا تشخیص گرفته باشند یا خیر. این شکایت‌ها می‌تواند کیفیت زندگی را کاهش داده و منجر به غیبت و دوری از مدرسه شود. از هر سه دختر، یکی از آن‌ها حداقل یک‌بار در هفته دچار سردرد می‌شوند. مطالعات دیگر نشان داده‌اند که در کل دخترها بیشتر از پسران درجاهای مختلف بدنشان درد دارند. این مطالعه بر روی ۷۵۰ نوجوان در نروژ انجام شد.

عدم رضایت از بدن

محققان پیش‌بینی کرده‌اند که تفاوت‌ها در این زمینه بین دختران و پسران، می‌تواند به بدن‌های بلند و باریک که در حال حاضر ایده آل برای نوجوانان و زنان است، نسبت داده شود. ازآنجایی‌که رسیدن به این استاندارد، سخت و غیرممکن است به همین دلیل بسیاری از زنان از بدن خود ناراضی هستند. اما این مسئله به‌عنوان مسئله اصلی تائید نشد. یکی از نویسندگان این مطالعه، پروفسور استیفن تورپ در دانشگاه جنوب شرقی نروژ می‌گوید: « بسیاری از دختران استرس بیشتری در مدرسه تجربه می‌کنند و عزت‌نفس پایینی دارند و این‌ها دلایل واضح و روشنی هستند».

اولین نویسنده این تحقیق، فیونا آنسن، می‌گوید که «عزت‌نفس این است که خود را به‌عنوان یک فرد خوب بدانیم و حس ارزشمندی ذاتی خود را داشته باشیم. عزت‌نفس فراتر از اعتمادبه‌نفس است که مستلزم داشتن اعتماد به خود در مهارت‌ها است ».«واضح است که اعتمادبه‌نفس با تصویر بدن و ظاهر نوجوان در ارتباط است. بنابراین می‌تواند برخی از یافته‌های این مطالعه را توضیح دهد». استفان تورپ می‌گوید: «بسیاری از افرادی که عزت‌نفس پایینی دارند نیز احساسات منفی بیشتری نسبت به بدنشان دارند».

استرس تکالیف مدرسه

شدت بیشتر تکالیف مدرسه در دختران
استرس تکالیف مدرسه دختران

بسیاری از نوجوانانی که شکایات سلامتی داشتند از عزت‌نفس پایین برخوردار بودند یا به خاطر خواسته‌های مدرسه تحت‌فشار قرار داشتند. نوجوانانی که استرس ناشی از تکالیف مدرسه در سن ۱۴ سالگی داشتند، در سن ۱۶ سالگی  شکایات سلامتی بیشتری نسبت به بقیه گزارش دادند. این موضوع به‌خصوص برای دختران وجود داشت. تورپ می‌گوید:«متناقض است، با توجه به اینکه دختران معمولاً در مدرسه بهتر از پسران عمل می‌کنند. اما دختران می‌توانند انتظارات بالاتری از خود برای رسیدن به نمرات خوب داشته باشند و تحصیلات خود را جدی‌تر از پسران انجام دهند». دختران و پسران،  کلاس هشتم را بیشتر از دهم استرس‌زا می‌دانند، اما دختران فشار بیشتری را احساس می‌کنند. استفان تورپ می‌گوید: « آزاردهنده است که خواسته‌های مدرسه می‌تواند برای سلامتی دختران زیان‌آور باشد».

عزت‌نفس پایین

محققان فکر می‌کنند که عزت‌نفس پایین در حدود نیمی از تفاوت جنسیت در شکایات سلامتی بین نوجوانان ۱۶ ساله را توضیح می‌دهد. استرس مربوط به تکالیف مدرسه و نمرات، تأثیر کمتری درزمینهٔ جنسیتی دارد. فیونا آنسن معتقد است تقصیر خود دختران است که توقع زیاد از خود دارند یا بیشتر این مشکل می‌تواند به دلیل والدینی باشد که انتظارات بالایی از دخترانشان دارند. تحقیقات دیگر نشان داده‌ است که دختران جدی‌تر از پسران به مدرسه می‌روند. همچنین، آن‌ها در این سن بالغ‌تر از پسران هستند. تورپ می‌گوید«والدین باید فکر کنند که دخترانشان را مسئولیت‌پذیرتر از پسران تربیت می‌کنند، زیرا به نظر می‌رسد که پسرها بیشتر در مورد خواسته‌های مدرسه بی‌تفاوت هستند. هم‌چنین پسران نسبت به استانداردهای بدن بی‌خیال و بی‌تفاوت‌اند».

نه نفر از هر ده دختر

دختران در مورد بدن خود معمولاً ناراضی‌تر از پسران در این سن هستند. در حقیقت، نه نفر از ده دختر در سن ۱۶ سالگی دوست دارند کاری در مورد بدن و ظاهر خود انجام دهند. نیمی از آن‌ها دوست دارند وزن کم کنند. در مقایسه، شش تا از ده پسر می‌خواستند بدنشان را تغییر دهند. آیا ممکن است فشار برای داشتن بدن مناسب نقش غیرمستقیم داشته باشد؟ دختران از ظاهر خود ناراضی هستند و آیا این چیزی است که عزت‌نفس آن‌ها را پایین می‌آورد؟ محققان می‌گویند: «نارضایتی دختران از بدنشان می‌تواند منجر به عدم عزت‌نفس شود، یا ممکن است چیز دیگری در میان باشد. به‌سختی می‌توان گفت که چه چیزی در ابتدا رخ می‌دهد، یا این امر منجر به آن می‌شود».

فشار مضاعف بر روی دختران

محققان معتقدند که دختران فشار زیادی را تحمل می‌کنند. آن‌ها تحت‌فشار مضاعف برای داشتن بدن مناسب و اجبار بیشتر برای پیشرفت در مدرسه هستند. تورپ می‌گوید:« آن‌ها باید در مدرسه به‌خوبی عمل کنند و با هنجارهای زیبایی زندگی کنند». عوامل دیگری نیز در این بازی وجود دارد. مطالعات متعدد نشان داده‌اند که نوجوانان دارای وضعیت اجتماعی – اقتصادی بالا، نسبت به دیگران احساس عزت‌نفس بالاتر و کم‌تر از دیگران مشکلات مربوط به سلامت ذهنی دارند.

اگر شما نوجوانانی با این مشکل دارید می‌توانید با آموزش والدین صحیح و کمک از مشاوران نوجوان این عوامل را تا حدودی کاهش داده و تحت کنترل درآورید.


مقاله مرتبط: دخترک را بفهم! رفتار با دختر نوجوانتان


منبع: Sciencenordic


کودکان-اختلال-یادگیری.jpg
اسفند ۱, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اختلال یادگیری به کاربرد زبان بیانی و نوشتاری مربوط می‌شود و می‌تواند به‌صورت ناتوانی کامل در شنیدن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، هجی کردن و محاسبات ریاضی بروز کند. البته این دانش‌ آموزان مشکل جسمی ندارند، به لحاظ سطح هوش معمولی هستند و حتی ممکن است از هوش بالایی نیز برخوردار باشند، ولی از مشکلات یادگیری در برخی دروس رنج می‌برند. ناتوانی یادگیری را نمی‌توان درمان کرد؛ این یک مسئله مادام العمر است. بااین‌حال، با حمایت و مداخله مناسب، کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری می‌توانند در مدرسه موفق شوند. از نقش خودتان برای کمک به فرزندتان غافل نشوید. شما بهتر از هر کسی او را می‌شناسید، پس برای بررسی انتخاب‌هایی که دارید، کسب اطلاع درباره‌ درمان‌ها و خدمات جدید و همراهی در آموزش فرزندتان پیش‌قدم باشید.

نکاتی برای والدین کودکان مبتلا به اختلال یادگیری

با فرزندتان در خانه کار کنید

پدر و مادر اولین و بهترین معلمان کودکان هستند. به فرزندتان نشان دهید که خواندن می‌تواند سرگرم‌کننده باشد. هر روز با کودکتان مطالعه کنید. به کتابخانه بروید، به کلمات روی بیلبوردهای تبلیغاتی، تابلوهای راهنمایی و رانندگی، برچسب‌های روی مواد غذایی، ایمیل‌ها و نامه‌ها اشاره‌کنید. بازی لغات انجام دهید. با زدن مثالی فرصتی برای خواندن و نوشتن در خانه به کودکتان بدهید.

ارتباط با دیگران

شما تنها نیستید. با پیوستن به والدین و متخصصان دیگر می‌توانید آگاهی خود را در رابطه با اختلالات یادگیری در کودکان افزایش دهید، تصورات غلط متداول را رفع کنید، به ایجاد سیستم‌های آموزشی کمک کنید که بتواند نیازهای کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری را تأمین کند و از شما حمایت کند.

کار با افراد حرفه‌ای و متخصص

متخصصان آموزش‌دیده زیادی وجود دارند که می‌توانند به کودک مبتلا به ناتوانی یادگیری کمک کنند. از معلم فرزندتان یا مشاور مدرسه‌اش اسامی کسانی که می‌توانند به شما کمک کنند را بخواهید. برای دریافت اطلاعات و پیشنهاد‌ها با مراکز و سازمان‌هایی که بر روی اختلالات یادگیری کار می‌کنند تماس بگیرید.

آموزش دادن به کودکان با اختلال یادگیری
کمک گرفتن از افراد متخصص

متخصصانی که می‌توانند به شما کمک کنند

  • شنواسنج: اندازه‌گیری توانایی شنوایی و ارائه خدمات آموزشی، آن‌ها توصیه‌هایی را در مورد وسایل کمک شنوایی (سمعک) ارائه می‌دهند.
  • مشاور آموزشی: ارزیابی‌های آموزشی را انجام می‌دهد؛ با برنامه‌ درسی مدارس آشنا است، اما ممکن است دارای سابقه آموزشی ویژه نیز باشد.
  • درمانگر تربیتی: برنامه‌هایی برای مشکلات یادگیری و رفتاری را طراحی و اجرا می‌کند.
  • متخصص ناتوانی‌های یادگیری: معلمی با مدارک و آموزش‌های خاص، برای ارائه خدمات آموزشی به دانش آموزان مبتلابه ناتوانی‌های یادگیری و معلمان آن‌ها است.
  • متخصص مغز و اعصاب: به دنبال آسیب احتمالی درعملکرد مغز است.
  • کار درمانگر: به بهبود عملکرد حسی و حرکتی کمک می‌کند تا توانایی انجام کارهای روزانه در کودک مبتلابه اختلال یادگیری را افزایش دهد.
  • متخصص اطفال: ارائه خدمات پزشکی به نوزادان، کودکان و نوجوانان؛ به‌طورکلی شامل پرورش حسی، حرکتی و رفتاری است.
  • روان‌پزشک: تشخیص و درمان مشکلات رفتاری و هیجانی شدید و ممکن است دارو نیز تجویز کند.
  • روانشناس (بالینی): ارزیابی روان‌شناختی و ذهنی و درمانی برای رسیدن به سلامت روانی و عاطفی را فراهم می‌کند.
  • روانشناس تربیتی/ مدرسه: ارائه و تفسیر آزمون‌های روانشناسی و تربیتی؛ کمک به مدیریت رفتاری؛ ارائه مشاوره؛ مشاوره با والدین، کارکنان و سازمان‌های اجتماعی.
  • گفتار درمانگر: به کودکان دارای مشکلات زبان و گفتار کمک می‌کند.

نکاتی برای کمک به تکالیف مدرسه

به تکالیف فرزندتان علاقه نشان دهید. درباره موضوعات و کاری که باید انجام شود صحبت کنید. سؤالاتی را بپرسید که نیاز به پاسخ بیش از یک یا دو کلمه دارند. به او کمک کنید تا تکالیفش را قبل از شروع، منظم و سازمان‌دهی کند. زمان ثابت و منظمی را با فرزندتان برای انجام تکالیف مشخص کنید، تهیه یک برنامه منظم از به تعویق انداختن آن جلوگیری می‌کند. مکانی را برای انجام تکالیف کودکتان در نظر بگیرید که نور کافی، آرامش و فضای کافی داشته باشد. کودک خود را تشویق کنید که سؤالات خود را بپرسد و به دنبال پاسخ باشد و زمانی را برای پیدا کردن پاسخ درست در نظر بگیرید. دقت کنید که فرزندتان به دنبال پاسخ بر اساس حقایق و شواهد باشد. مهارت‌های آموخته‌شده در مدرسه را تمرین کنید. تکالیف را به زندگی روزمره خود مرتبط سازید، مثلاً کسر و اندازه‌گیری را در حین آماده‌سازی غذا به او آموزش دهید. سعی کنید برای فرزندتان الگو باشید. در زمانی که او دارد درس می‌خواند شما نیز کتاب یا مجله‌ای مطالعه کنید. فرزندتان را به خاطره گام‌های کوچک و بزرگی که برمی‌دارد تشویق کنید.

به فرزند خود کمک کنید تا کتاب‌خوان بهتری شود

روی رابطه بین حروف و کلمات کارکنید. به بچه‌های کوچک‌تر یاد دهید چگونه چند کلمه ویژه، مانند نام خود، نام حیوانات خانگی، یا شخصیت‌های کارتونی موردعلاقه‌اش یا کلماتی که زیاد می‌بینند مانند خروج یا توقف را هجی کنند، به کودک خود کمک کنید تا درک کند که زبان از صداها، هجاها و کلمات تشکیل ‌یافته است. آواز و کتاب‌های دارای مطالب قافیه‌دار مانند اشعار را برایش بخوانید. با کلمات بازی کنید؛ برای مثال، به کلماتی فکر کنید که با سگ هم‌قافیه می‌شوند و یا با “پ” شروع می‌شوند. صدای حروف را به کودکتان آموزش دهید. حروف و کلمات را بگویید و کلمات احمقانه با فرزندتان بسازید. کلمات جدیدی بیان کنید و کودکتان را تشویق کنید که با صدای بلند هر صدا را هجی کند. به الگوی هجی کردن توجه کنید. به کلماتی که شبیه هم هستند اشاره‌کنید مانند برنده و پرنده.

اگر به عنوان پدر و مادر، هرکدام از علائم اختلال یادگیری را در کودک خود دیده‌اید، حتماً این مشکل را با متخصصان این حوزه و مربیان کودک در میان بگذارید. با اقدامات درمانی اولیه می‌توان به حل مشکلات کودکان در خواندن، نوشتن و سایر مهارت‌ها کمک کرد.


مقاله مرتبط: کمک به کودکان با اختلال یادگیری


منبع: Ldonline


برقراری-ارتباط-با-نوجوان.jpg
بهمن ۲۷, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

بیایید با آن روبرو شویم، گاهی اوقات به نظر می‌رسد که نوجوانان از یک سیاره دیگر آمده‌اند. این درست است که فرزند نوجوان شما همچنان به راهنمایی‌های شما به‌عنوان والدین، نیاز دارد، اما احتمالاً چندین بار احساس کرده‌اید که صحبت کردن با او مانند نوشتن مقاله برای دانشگاه یا بالا رفتن از اورست، بدون تجهیزات است. دفعه بعد که خواستید با نوجوانتان ارتباط برقرار کنید از راه‌های زیر استفاده کنید.

درباره جوانی خودتان صحبت کنید

یادآوری زمانی که شما جوان بودید، به نوجوانتان کمک می‌کند که به شما بیشتر به‌عنوان یک فرد و کمتر به‌عنوان یک پدر و مادر نگاه کند. درحالی‌که صحبت کردن درباره چیزهای غیرقانونی یا خطرناک، هوشمندانه نیست، اجازه دهید نوجوانتان در مورد خرابکاری‌ها و ماجراجویی‌های گذشته‌تان بداند، در این صورت بیشتر احتمال دارد که او نیز دراین‌باره صحبت کند. اگر شما را محرم اسرار خود دانست، به یاد داشته باشید که گوش بدهید، ذهن خود را باز نگه دارید و سخنرانی نکنید.

علائق خود را با او به اشتراک بگذارید

آیا نوجوانتان به ورزش علاقه دارد؟ یا شطرنج؟ یا موجودات عجیب‌وغریب دریایی؟ هر چه که فرزندتان به آن علاقه دارد را جزو علاقه‌مندی‌های خود کنید. تیم ورزشی مورد علاقه‌اش را دنبال کنید، مجله‌های ماشینی که می‌خواند را شما نیز مطالعه کنید، فیلم‌های تخیلی که دوست دارد را شما نیز ببینید، در کل هر چیزی که باعث می‌شود شما علاقه‌مندی‌هایش را درک کنید، دنبال کنید. اگر در مورد چیزهایی که دوست دارد صحبت کنید، او را راحت‌تر می‌توانید درگیر گفتگو کنید.

کاری را با هم انجام دهید

برای گذراندن وقت با نوجوانتان مجبور نیستید با او و دوستانش به پاساژ بروید. به نوجوان خود یاد بدهید که چگونه کلوچه‌های مورد علاقه‌اش را درست می‌کنید یا فیلم مورد علاقه‌اش را با هم ببینید. در خانه یا در محیطی آرام با هم وقت بگذرانید، این باعث می‌شود که او از پوسته‌اش خارج شود.

سخنرانی نکنید

استفاده از کلمات تهدیدآمیز و سخنرانی برای نوجوانتان تنها باعث می‌شود که او دیگر به صحبت‌های شما گوش نکند. سعی کنید از عبارات “تو نباید” یا “تو هرگز” استفاده نکنید و به جای آن احساستان درباره این موقعیت خاص را به فرزندتان انتقال دهید و به صحبت‌های نوجوانتان گوش دهید و ذهن خود را باز نگه‌دارید. اگر چیزی در مورد نوجوان خود کشف کردید که باید موردتوجه و بررسی قرار گیرد، خشم خود را کنترل کنید و بر پایه واقعیت و بی‌پرده احساس خود را بیان کنید. حواستان به زبان بدنتان باشد. دست‌به‌سینه بودن و ایستادن بالای سر نوجوانتان فضای آرامی ایجاد نمی‌کند.


مقاله مرتبط: مهارت های ارتباطی با نوجوانان، پرهیز ار بحث و جدل


ساده بگیرید

شما نیازی به گفتگوی عمیق و فلسفی با نوجوان خود برای برقراری ارتباط ندارید. اگر از او بپرسید روزت چطور بود؟ او فقط با یک کلمه به آن پاسخ خواهد داد، سعی کنید سؤالات خاص‌تر بپرسید، مثلاً امروز در کلاس علوم چه کردید؟ یا تیم بسکتبالتان چطور برای مسابقات آماده می‌شود؟ داشتن گفتگوی ساده و روزانه، به شما در درک دنیای نوجوانان کمک می‌کند.

برای ارتباط با نوجوان گفتگوی ساده داشته باشید به جای گفتگویی پیچیده.
گفتگوی فلسفی و عمیق

داشتن وعده‌های غذایی خانوادگی

کم‌تر چیزی وجود دارد که نوجوان بیشتر از غذا دوست داشته باشد. خوردن شام با یکدیگر راه بسیار عالی برای پی بردن به زندگی اعضای خانواده است. از نوجوانتان بخواهید تا گوشی خود را خاموش کند یا در اتاق بگذارد تا حواسش پرت نشود. از چیزهایی که هنگام صرف غذا از آن‌ها آگاهی پیدا می‌کنید شگفت‌زده خواهید شد. سعی کنید ۳ بار در هفته این برنامه را داشته باشید.

گفتگو در هنگام انجام کار

تماس‌های اجباری چشم و مکالمات چهره به چهره می‌تواند برای هرکسی، به‌خصوص نوجوانان، ناراحت‌کننده باشد. هنگامی‌که در حال انجام کاری با یکدیگر هستید باهم گفتگو کنید. شما درمی‌یابید که در موقعیتی که نوجوانتان مشغول است و کاری عملی انجام می‌دهد، پرحرف‌تر خواهد شد.

ارتباط آنلاین

ارتباط آنلاین به معنای داشتن مکالمه واقعی نیست، اما زمانی که چیزهایی تغییر می‌کند شما نیز با آن جریان همراه شوید. ممکن است نوجوانتان در فضای مجازی بسیار راحت‌تر باشد. با یک جمله خنده دارد شروع کنید. زمانی که نوجوانتان پاسخ شوخی شما را داد در لابه‌لای آن از او درباره روزش سؤال کنید. حتی از او بخواهید به شما یاد بدهد که چطور ایمیل بزنید.

داشتن برنامه مشخص

یک برنامه مشخص و ماهانه داشته باشید و کاری را در زمانی مشخص باهم انجام دهید. این کار احساس خاصی به نوجوانتان می‌دهد و باعث می‌شود که چشم‌به‌راه رسیدن آن روز مشخص باشد. شاید فرزندتان این موضوع را تأیید نکند اما نوجوان شما دوست دارد که توجه خاصی از سمت شما دریافت کند. می‌توانید مثلاً روزهای مشخصی در ماه باهم به استخر بروید.

منبع: familyeducation


مشکلات-عاطفی-اجتماعی-نوجوانان.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نوجوانی، دوره نوسان بین رفتار و عواطف است، یعنی نوجوان درعین‌حال که شاد است احساس افسردگی می‌کند، گاهی اوقات رفتار خشن و گاه رفتاری ملایم دارد. نوجوان مدام در حالت رفت‌وبرگشت بین حالات کودکی و نوجوانی است. وی خواستار رفتار بزرگ سالانه است، درحالی‌که تجربه لازم را ندارد. با توجه به ویژگی‌های خاص نوجوانی، این دوران با مشکلات خاص خود نیز مواجه است. عدم آشنایی والدین با نیازها و ویژگی‌های نوجوان علل اساسی به وجود آمدن مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی است.

مشکلات اجتماعی و عاطفی دوران نوجوانی

درحالی‌که تعریف رفتار قابل‌قبول ممکن است از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد، همه ما احتمالاً با یک چیز موافق هستیم که ما می‌خواهیم نوجوانان به‌عنوان بزرگ‌سالان خوشحال، رشد کنند. نوجوانان معمولاً در طی سال‌های نوجوانی با پنج مشکل عاطفی و اجتماعی عمده روبرو هستند.

ایجاد هویت

یکی از مهم‌ترین مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی که با آن روبه‌رو می‌شوند ایجاد هویت است. اکثر نوجوانان این سؤال مهم را دارند که “من کی هستم؟”. کسانی که هویت ایمنی ندارند، سخت است که خود را با محیط‌هایی مانند مدرسه یا خانه هماهنگ کنند.

 

ایجاد استقلال

استقلال نباید با نیاز نداشتن به دیگران اشتباه گرفته شود. استقلال به معنای فردی است که خود را اداره می‌کند. یک نوجوان مستقل می‌تواند تصمیمات خود را بگیرد و خود را به اندازه کافی بپذیرد.

مشکل در ایجاد صمیمیت

یکی دیگر از مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی ایجاد صمیمیت است. صمیمیت ابتدا در گروه همسالان ایجاد شده و سپس به روابط عاشقانه گسترش می‌یابد. زمانی که شما صادق، مراقبت‌کننده و قابل‌اعتماد باشید، صمیمیت به وجود می‌آید. آشفتگی‌های قبل از نوجوانی ممکن است باعث شود نوجوان صمیمیت و رابطه جنسی را یکسان قلمداد کند، درحالی‌که این دو یکسان نیستند.

راحت بودن با جنسیت خود

نوجوانی و سال‌های قبل از آن، زمان گسترش تمایلات جنسی است. روشی که این تمایلات را نشان می‌دهند باعث ایجاد هویت جنسی سالم خواهد شد. با توجه به گزارش‌های پزشکی، نیمی از نوجوانان دبیرستانی از لحاظ جنسی فعال هستند.

موفقیت و رقابت

موفقیت و رقابت توسط جامعه پرورش داده می‌شود. نوجوان باید کشف کند چه چیزی می‌خواهد و در چه چیزهایی خوب است. پیدا کردن پاسخ برای این سؤال‌ها به آن‌ها کمک خواهد کرد که برای موفقیت تلاش کنند.

کارهایی که والدین باید در زمینه مشکلات عاطفی و اجتماعی نوجوانان انجام دهند.
نقش-والدین-در-بحران نوجوانی

والدین چه کار باید بکنند؟

والدین نقش مهمی در کمک به نوجوانان در برخورد با مشکلات عاطفی و اجتماعی در نوجوانی بازی می‌کنند.

  • شما می‌توانید در فعالیت‌های اجتماعی و گروهی مدرسه شرکت کنید. این به شما کمک خواهد کرد که دوستانش را بشناسید و همچنین مهارت‌ها و تلاش‌های او را تشخیص دهید.
  • موفقیت‌هایش را جشن بگیرید.
  • اگر پدر هستید، شما باید به طور منظم جلسات پیوند پدر و فرزند را نیز داشته باشید!
  • نباید دلسرد شوید اگر دائماً نظر خود را تغییر می‌دهند.
  • شما باید مراقب آنچه نوجوان شما در حال انجام است و دوستانی که با آن‌ها وقت می‌گذراند، باشید.

یکی از رفتارهای انحرافی که در نوجوانان می‌توان عنوان کرد این است که، ترجیح بدهند آخر هفته خود را، تنها با دوستان خود بگذرانند و علاقه‌ای به‌وقت گذرانی با خانواده نداشته باشند و از رفتارهای بحث‌برانگیز نوجوان می‌توان به مشاجره کردن و راه خود را در پیش گرفتن اشاره کرد. اگر در رابطه به نوجوان خود با مشکل روبه‌رو شدید و احساس کردید رفتارهایی دارد که برای شما قابل‌درک نیست، بهتر است با یک روان‌درمانگر نوجوان مشورت کنید. هر چه زودتر این کار را انجام دهید نوجوان شما در بزرگ‌سالی کمتر دچار مشکل خواهد شد.

برای مشاهده ویدئوهای دیگر درزمینهٔ دوران نوجوانی، ویژگی‌ها و بحران‌های این دوره می‌توانید به بخش آپارات ما مراجعه نمایید.

منبع: Mum Junction


اضطراب-مدرسه.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

بر اساس گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریكا (ADAA)، اضطراب مدرسه، ۲ تا ۵ درصد از کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر والدین از علل زمینه‌ساز این اضطراب آگاهی داشته باشند تا حد زیادی می‌توانند آن را مهار کنند.

راهکارهایی برای کاهش اضطراب مدرسه

در ادامه پیشنهادهایی ذکرشده است که در کاهش اضطراب مدرسه در کودکان به شما کمک شایانی می‌کند.

  • برای مواجه با اضطراب مدرسه سعی کنید خودتان آرام باشید. به یاد داشته باشید که کودکان به خصوص در سال‌های اولیه، با سرعت متفاوتی رشد می‌کنند. اگر در مورد عملکرد کودکتان نگران هستید، فعال باشید و با معلم وی که بتواند بازخورد خوبی به شما بدهد و پیشنهاد‌های سازنده‌ای در مورد یادگیری فرزندتان داشته باشد، ملاقات کنید.
  • کانال‌های ارتباطی با کودک خود را باز نگه دارید. به دوره‌هایی که در آن ممکن است تحت‌فشار قرار بگیرد حساس باشید و به او فرصت بدهید تا در مورد ترس‌هایش صحبت کند. بااین‌حال این واقعیت وجود دارد که کودک دارای اضطراب ممکن است همیشه نتواند صحبت کند، در زمان‌هایی مانند این موقعیت، راه‌های عملی برای یادآوری عشق و حمایت خود به او را پیدا کنید. مثلاً غذای موردعلاقه‌اش را درست کنید.
  • اگر فرزندتان به‌شدت در مورد عملکردش در مدرسه اضطراب دارد، روی باورهای فاجعه آمیزش در مورد پیامدهای عدم موفقیت وی در مدرسه کار کنید. کمکش کنید افکار منفی‌اش درباره وابسته بودن ارزش وی به عنوان انسان یا زندگی آینده‌اش، به نمراتش را، به چالش بکشد.
  • تأییدتان وابسته به دستاوردهای فرزندتان نباشد. از موفقیت‌های فرزندتان قدردانی کنید، اما تمرکز خود را بر ویژگی‌ها و رفتارهایی بگذارید که به او کمک کرده است تا به این‌ها دست پیدا کند؛ مانند تعهد، تمرکز و سخت‌کوشی او. همیشه بر اهمیت تحقق پتانسیل شخصی‌اش بیش از بهترین بودن، تأکید داشته باشید. دیر یا زود فرزندتان خود را فردی تواناتر، باهوش‌تر و سریع‌تر خواهد دید.
  • تلاش کنید تا ارزش‌های موفقیت فرزندتان را بیرون از کار مدرسه تأیید کنید. مثلاً مهارت‌های فوتبال او را جشن بگیرید.
  • به کودکتان آموزش دهید که شکست‌ها و نمرات پایین خود را به عنوان فرآیندی از آموزش که باعث پیشرفتش می‌شود ببیند. کارول دوک “رشد ذهنیت” را تقویت می‌کند که در آن تمام شکست‌ها به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مشاهده می‌شوند. تأکید می‌کند که توانایی ثابت نیست، اما همیشه می‌تواند از طریق تمرین توسعه یابد.

روش هایی برای کاهش اضطراب مدرسه
اضطراب مدرسه در کودکان

  • تمرکز بر روی مهارت‌های درحال‌توسعه که کودک شما را قادر می‌سازد تا احساس کنترل بیشتری روی یادگیری خود داشته باشد. همچنین به فرزندتان کمک کنید تا برنامه‌ریزی مناسبی برای تکالیف مدرسه داشته باشد تا بتواند از وقت آزاد خود استفاده کرده و استراحت کند.

اما یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اضطراب مدرسه فرزندتان، مراجعه به روانشناس کودک است. این روانشناسان، تخصص لازم در زمینه اختلالات و مشکلات کودکان دارند و می‌توانند به شما و کودکتان کمک کنند تا آن‌ها را حل کنید. اگر اضطراب مدرسه با فرزندتان باقی بماند و رفع نشود در بزرگ‌سالی او را دچار مشکل خواهد کرد.


مقاله مرتبطترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن



Anger-control-in-adolescents.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

هر کس ممکن است در طول زندگی خود عصبانی شود. خشم یک هیجان طبیعی در انسان است، و این راهی است که ذهن ناخودآگاه شما فشار روانی و عاطفی اش را آزاد می کند. عصبانی شدن امری نرمال است اما اینکه اجازه دهید عصبانیت بیش از اندازه شدید و غیر منطقی شود و از کنترل‌تان خارج شود، منطقی نیست. از کجا بفهمید که خشم تان از کنترل خارج شده است؟ و اگر در این صورت چگونه می توان آن را کنترل کرد؟ شاید تعجب کنید اما شناخت و کنترل خشم بسیار آسان است.

نوجوانان به دلایل مختلفی رفتار پرخاشگرانه از خود بروز می‌ دهند که برخی از آنها عبارتند از:

    • ناکامی
    • نیاز به استقلال
    • نیاز به قدرت و نمایش قدرت‌ طلبی
    • رسیدن به اهداف شخصی
    • مقابله با تهدیدهای جسمی و روانی،
    • الگوبرداری از محیط اجتماعی (خانواده، مدرسه و جامعه و فیلم‌ ها)
      • اختلالات روانشناختی
    • پیام های متناقض والدین

دلایل گوناگونی برای اثبات عدم کنترل خشم وجود دارد. دلایل ناتوانی در کنترل خشم در میان افراد متفاوت است و آمیزه ای از موارد گوناگون است. شاید خشمگین شدن تان در خانه، مدرسه و رویارویی با همسایگان نشانه عدم توانایی در کنترل خشونت باشد. دشواری کنترل خشم نشان دهنده نیاموختن روش های ارتباط برقرار کردن با احساسات درونی است. عدم کنترل و مدیریت خشم، سبب می شود روش های کنترل و مدیریت خشم را بیاموزید.

خشم چیست؟

خشم

خشم، عکس‌ العمل طبیعی در برابر تهدید، خطر و… است که به ما این اجازه را می‌ دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم؛ بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسان‌ ها ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌ کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌ گردد و پیامدهایی منفی خواهد داشت.

خشم می‌ تواند عصبانیت و ناراحتی جزیی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون‌ آمیز باشد و نظیر سایر احساسات انسان با ویژگی‌ های روانشناسی اشخاص تغییر می‌ کند. هنگامی که عصبانی می‌ شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌ شود، ضربان قلب و فشار خون تان بالا می‌ رود و میزان ترشح هورمون‌ ها نیز افزایش می‌یابد.

عصبانیت می‌ تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران، افراد خانواده و یا رییس خود رنجیده باشید و رفتار آن‌ ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مشکلات روزمره و یا به یاد آوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده‌ اند نیز از عواملی هستند که می‌توانند خشم شما را برانگیزند.

نشانه های خشم خارج از کنترل

  • اگر چیزی برای تان ناخوشایند و یا آزار دهنده باشد و کارها آن طور که می خواهید پیش نرود، عصبانی می شوید.
  • این امر منجر می شود که شما تهاجمی و پرخاشگرانه رفتار کنید مانند: فریاد زدن، فحاشی کردن، ضربه زدن، پرتاب کردن و یا حتی برنامه ریزی برای انتقام.
  • تا مدت‌ها بعد از آن اتفاق هنوز عصبانی هستید. اگر روی آن چیزی که شما را عصبانی کردید متمرکز شوید و نتوانید آن را از ذهن خود خارج کنید، پس در دردسر افتاده اید. چرا که عصبانیت عادی معمولا احساسی موقتی است و در واکنش به محرک های ناراحت کننده به وجود می‌ آید و بعد از مدتی هم از بین می‌ رود.
  • چیزهایی که در گذشته شما را عصبانی نمی‌ کردند، ناگهان دلیلی برای عصبانی شدن بیش از حد شما شده‌ اند. این در مورد مواردی که شما خشم‌ تان را سرکوب می‌ کنید صدق نمی‌ کند. این موقعیت مانند وقتی است که مثلا شما از اینکه کسی نمره‌ ای بهتر از شما گرفته بی‌ نهایت عصبانی می‌ شوید و یا وقتی که کسی زمان زیادی در دستشویی می‌ ماند از کوره در می‌ روید.
  • برای مقابله کردن با عصبانیت‌ تان کارهای خود تخریب کننده انجام می‌ دهید. مثلا: رانندگی با بی‌ احتیاطی، ورزش‌ های خطرناک، دعوا کردن، مصرف دارو یا مواد، مصرف نوشیدنی‌ های الکلی یا دوستی با دوستان ناباب.

نشانه های جسمانی خشم

تپش قلب در خشم

بدن از روش های گوناگونی استفاده می کند تا به شما اطلاع دهد که خشمگین هستید. مهم ترین روش ها عبارتند از:

    • ضربان قلب: ضربان قلب تان به شدت افزایش می یابد به گونه ای که حس می کنید قلب تان می خواهد از قفسه سینه تان بیرون بزند.
      •  تنفس سریع: میزان تنفس به اندازه ای افزایش می یابد که توان نفس کشیدن را از دست می دهید.
      • منقبض شدن عضلات: در بدن تان احساس فشردگی و کوفتگی می کنید.
    • افزایش حرارت بدن: احساس گرما می کنید و تعریق بدن تان به شدت افزایش می یابد.

مقاله مرتبط: خشم منجر به مشکلات قلبی می شود!


راه هایی برای کنترل خشم

یاد بگیرید منشا واقعی خشم تان را تشخیص دهید. بین ناراحتی منطقی و ناراحتی غیر منطقی تفاوت وجود دارد. کسی شما را ناراحت کرده، فردی، شخصی را که شما به او اهمیت می‌ دهید را آزار داده و یا صدمه رسیدن به اموال تان دلیل خوبی برای عصبانی شدن است. اما اینکه کسی به شما، به ظاهر و به تصور خودتان بی‌ احترامی کند، سر راه‌ تان قرار بگیرد، باعث شود سرعت انجام کارهای تان کم شود، از شما خوش شانس‌ تر باشد و کاری را بهتر از شما انجام دهد، این‌ ها دلیل خوبی برای عصبانی شدن نیستند.

نفس عمیق بکشید. بعد از این کار از موقعیت دور شوید و از خود بپرسید: “واقعا چرا من عصبانی هستم؟” معمولا افراد دچار اشتباه می‌ شوند و فکر می‌ کنند عصبانیت‌ شان دلیل بزرگ‌ تر و مهم‌ تری دارد.

محرک‌ های خشم تان را بشناسید. اگر چیزها یا موقعیت‌ های بخصوصی هستند که همیشه شما را عصبانی می‌کنند و یا نمی‌ توانید آنها را بپذیرید، آنها را بشناسید. سپس یک قدم جلوتر بروید و از آنها دوری کنید و بعد وقتی که آرام هستید واکنش مناسب در برخورد با این چیزها را در ذهن‌ تان تمرین کنید تا ذهن‌ تان را برای زمانی که واقعا با این مسائل رو به رو می‌ شوید، تمرین دهید.

موقعیت خشم برانگیز

برنامه ریزی هوشمندانه برای زمان تان. یکی از عمده‌ ترین مسائلی که در افراد استرس ایجاد می‌ کند، ضعف در مدیریت زمان است. زمانی که عجله دارید و چیزی باعث می‌ شود سرعت شما کند شود و یا جلوی شما را می‌ گیرد، احتمالش زیاد است که با خشم با آن قضیه برخورد کنید. آسان‌ ترین کار برای جلوگیری از این وضعیت تمرین مدیریت زمان است.

ورزش کنید. ورزش راهی عالی برای خالی کردن استرس بدن و ذهن است. افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند کمتر در برابر مسائل و ناراحتی‌ ها واکنش‌ های افراطی نشان می‌ دهند.

با خودتان صحبت کنید. عصبانی شدن باعث می‌ شود قسمت استدلالی مغزتان برای چند لحظه خاموش شود و راهی که می‌ توانید به وسیله آن استدلال‌ تان را برگردانید حرف زدن است. ممکن است به نظرتان عجیب بیاید ولی قبل از اینکه بخواهید افکارتان را با صدای بلند بازگو کنید چند لحظه صبر کنید و با خود صحبت کنید. به این طریق افکارتان را جمع می‌ کنید و سپس آنها را به بقیه اعلام می‌ کنید. این یکی از موثرترین و بهترین روش‌ ها برای کنترل خشم و رفتار کردن به طور عاقلانه است.


مقاله مرتبط: ۵ قانون مهار خشم

مقاله مرتبط: با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم

مقاله مرتبط: ۲۳ نکته براي غلبه بر خشم

مقاله مرتبط: چگونه خشم خود را مدیریت کنیم؟



Be-careful-to-say-to-children.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

هر وقت بچه ها برای بازی کردن از خانه بیرون می روند، والدین احساس می کنند باید امنیت آن ها را حفظ کنند؛ بنابراین دائما این جمله را تکرار می کنند: “مراقب باش”. والدین با گفتن این جمله می خواهند در کودک حس احتیاط ایجاد کنند تا به او آسیبی نرسد. در واقع این یک واکنش غیرارادی است که ما پدر و مادرها هنگام بازی کردن بچه ها نشان می دهیم. وقتی با دوستان شان به دوچرخه سواری می روند می گوییم “مراقب باش”، وقتی در حیاط هستند، از درخت بالا می روند، از وسایل تیز برای درست کردن کاردستی استفاده می کنند و خیلی موارد دیگر، به آنها می گوییم “مراقب باش”. والدین حامی و محافظ هستند. برای جلوگیری از آسیب دیدن کودکان، والدین به دنبال استفاده از زبان پیشگیرانه برای نگهداری و محافظت از آنها هستند. مشکل این است که “مراقب باش” خیلی مبهم است.

گفتن “مراقب باش” یک عادت شده است

زمانی که بچه ها خیلی کوچک هستند، پدر و مادرها مراقب شان هستند، اما کمی که بزرگ تر می شوند آزادی بیشتری به دست می آورند و والدین نمی توانند تمام حرکات و کارهای شان را تحت نظر داشته باشند؛ بنابراین راه دیگری برای مراقبت از آن ها پیدا می کنند.

بعضی والدین با پیشنهاد کردن جایگزین ها احتیاط را به آن ها القاء می کنند. به عنوان مثال: به آن ها می گویند به جای دویدن در خیابان راه بروند. همیشه هنگام رد شدن از خیابان هر دو طرف را نگاه کنند. عقب بایستند و اجازه بدهند ماشین ها رد شوند. والدین دیگر، میان بر می زنند و راحت ترین راه را انتخاب می کنند و به بچه های خود می گویند “مراقب باش”. این نداشتن سیاست درست، یکی از دلایلی است که باعث می‌ شود والدین، تنها به صورت عادت، به فرزندان شان بگویند “مراقب باش”.

دلیلی وجود دارد که والدین این جمله را همیشه به فرزندان خود می گویند. این همان چیزی است که در زمان کودکی به ما گفته می شد. به نظر می رسد راه ساده ای برای هشدار دادن به کودکان است. به نظر می رسد این جمله مشکلی نداشته باشد و این عبارت همیشه با هدف خوب بیان می شود. زمانی که احساس کنیم فرزندمان درگیر کار خطرناکی شده است از این جمله استفاده می کنیم. اما زبان پیشگیرانه مانند “مراقب باش” تنها زمانی مفید است که به دقت توضیح داده شود.

اگرچه داشتن امنیت ضروری است، اما در معرض هیچ خطری قرار نگرفتن نیز برای رشد انسان مضر است. زمانی که کودکان خودشان را در محدوده ای امن محصور می‌ کنند، بسیاری از فرصت‌ های زندگی شان را از دست می‌ دهند.

کنجکاوی کودکان

بدون جزئیات و راهنمایی، فرزندتان نمی داند که دقیقا باید مراقب چه چیزی باشد. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر آنها با احتیاط ادامه ندهند؟ بدون توضیح دقیق، کودکان ممکن است همه چیز را تهدید در نظر بگیرند. جمله مبهم “مراقب باش” می تواند به این شکل تفسیر شود که مراقب هر چیز که در اطرافت وجود دارد، باش. همه چیز خطرناک است. با کاشت این دیدگاه در ذهن کودک باعث می شوید که در سنین بالاتر به هیچ چیزی اعتماد نکنند. و ممکن است با این فکر بزرگ شود که هیچ چیز امن نیست. آنها ممکن است که دچار پارانویید شوند. آنها ممکن است که کمتر درگیر فعالیت های فیزیکی شوند زیرا احتمال جراحت و آسیب وجود دارد. آنها از منطقه امن خود خارج نمی شوند زیرا بسیار ترسناک است.

بچه ها باید در اشتباه کردن آزاد باشند و از آن ها چیز یاد بگیرند. در غیر این صورت باور می کنند که تنها راه برای وجود داشتن و نجات پیدا کردن، ریسک نکردن است. درست است که امنیت داشتن مهم است اما ریسک نکردن هم ممکن است جلوی پیشرفت را بگیرد. وقتی دست به هیچ کاری نمی زنند تا امنیت شان به خطر نیفتد خیلی از فرصت ها را از دست می دهند. برای پیشرفت در زندگی باید ریسک کرد. فرصت ها در همین ریسک ها نهفته هستند. شاید در این ریسک هیچ فرصتی نباشد شاید هم باشد. وقتی بیش از حد مراقب هستید فرصت ها را از دست می دهید و در نتیجه به موفقیت دست نمی یابید. موفقیت هرگز در کسی که خطر نمی کند را نمی زند.

اخطار ندهید، راهنمایی کنید

به بچه ها اجازه دهید دلیل احتیاط را بدانند. هرگز آن ها را از افتادن نترسانید. آن ها باید یاد بگیرند که چطور بلند شوند، گرد و خاک لباس شان را بتکانند و دوباره به راه رفتن ادامه دهند.

هنگام گفتن این جمله، دقیق تر باشید، موقعیت را برایش شرح دهید و این که برای مراقب بودن به چه چیزی نیاز دارند. در آن ها احساس خطر مبهم ایجاد نکنید. به او توضیح دهید که چرا این کار خطرناک است، اما انتخاب را از او نگیرید. همچنان به او اجازه دهید که در فعالیت ها شرکت کند. اجازه دهید مرزها را به تنهایی کشف کند و حس احتیاط را درک کند. بچه ها نیاز به اطلاعات بیشتری دارند، آنها باید بدانند دقیقا درباره چه چیزی باید مراقب باشند و چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.

راهنمایی کردن کودکان

مثال هایی که برای توضیح این جمله می توانید به کار ببرید به شکل زیر است:

  • روی کاری که انجام می دهی تمرکز کن.
  • مراقب غریبه ها باش و از آن ها فاصله بگیر.
  • لطفا به آرامی و با دقت در نزدیکی … حرکت کن.
  • آن سنگ خیلی سنگین است می توانی مراقبش باشی؟
  • قبل از پرتاب کردنش حواست به اطرافت باشد.
  • نزدیک استخر ندو.
  • حواست به دوستانت باشد شاید آن ها تو را نمی بینند.
  • اگر توپ وسط جاده افتاد از بزرگ ترها کمک بگیر.
  • اگر روش بازی دوستانت را دوست نداری به آن ها بگو.
  • اول مطمئن شو که فضای کافی داری، بعد با آن چوب دستی بدو.
  • نوک چوب دستی ات را به سمت زمین نگه دار.
  • هنگام بالا رفتن مراقب باش سر نخوری.
  • عجله نکن.

به کودک تان اجازه دهید زمین بخورد

زمین خوردن کودکان

آن ها قرار نیست همیشه به حرف های شما گوش دهند. برخی از درس ها را خودشان باید یاد بگیرند. به آنها آزادی بدهید تا این کار را انجام دهند. تنها کسانی که ریسک می کنند می توانند در آینده زندگی موفقی داشته باشند.


Divorce-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

طلاق یکی از پر استرس ترین رویدادی است که هر کسی می تواند تجربه کند. کنترل احساسات به یک چالش روزانه تبدیل می شود. شما و همسر سابقه تان جلوی بچه ها از یکدیگر انتقاد می کنید و پیغام ها ی نامناسب برای هم می فرستید و با الفاظ بد جلوی کودکان تان با هم صحبت می کنید. احساس می کنید رعایت ادب غیر ممکن است.

متأسفانه، بسیاری از کودکان به دلیل جنگ والدین، طلاق را به عنوان آسیب و تروما تجربه می کنند، مادر و پدر در حال سرزنش یکدیگر هستند در حالی که بچه ها بین آنها قرار دارند. این می تواند برای ماه ها، شاید حتی سال ها ادامه داشته باشد. زمانی که بچه ها می بینند والدین یکدیگر را به عنوان هیولا به تصویر می کشند، نوعی آسیب عاطفی را تجربه می کنند که یک عمر ادامه خواهد داشت. پس چگونه می توانید از بدتر شدن وضعیت برای آنها جلوگیری کنید؟ اگرچه هیچ چیز به طور کامل موجب کاهش درد طلاق نمی شود، اما راه های متعددی وجود دارد که والدین طلاق می توانند به بهبودی فرزندان شان کمک کنند.

طلاق از دیدگاه کودکان و نوجوانان

طلاق از دیدگاه کودکان و نوجوانان

طلاق یکی از مهم ترین رویدادهای تغییر دهنده زندگی است. مهم نیست که چقدر سعی دارید درد را کم کنید، جدا شدن تاثير مهمی بر خانواده شما خواهد داشت. یک دوره افسردگی، غم و اندوه و احساس بی نظمی و گیجی کم کم نرمال می شود. بچه ها هم نیز طبیعتا غم و اندوهی خواهند داشت که باید شناسایی شود. هنگامی که شما در حال تلاش برای سرپا نگه داشتن خود بعد از طلاق هستید، اینکه از نظر احساسی بخواهید برای کودک تان در دسترس باشید واقعا چالش برانگیز است. مهم این است که به یاد داشته باشید که بچه های تان چه می خواهند. تمام زندگی آنها، از جمله وضعیت زندگی آنها، تغییر خواهد کرد. آنها ممکن است مجبور شوند مدرسه شان را تغییر دهند و دوستان جدیدی پیدا کنند.

بی توجهی یا توجه بیش از حد به کودکی که والدین شان از هم جدا شده اند به یک اندازه آسیب زاست. گاهی خانواده ها واقعه تلخ طلاق را به صورت افراطی درباره کودک جبران می کنند و با توجه نشان دادن بیش از حد، فراهم آوردن امکانات، برآوردن خواسته ها و نیازهای به جا یا بی جای کودک می خواهند واقعه طلاق را به نوعی برای او جبران کنند. در صورتی که باید کودک را با شرایط و وضعیت واقعی، دلتنگی، افسردگی و ناراحتی ناشی از آن همراهی کرد؛ نه این که توجه او را معطوف به چیز دیگری کرد.


مقاله مرتبط: کودکان و طلاق

مقاله مرتبط: کنار آمدن با طلاق و جدایی

مقاله مرتبط: پیامدهای منفی طلاق


آنچه شما می توانید انجام دهید

زمانی را برای گوش دادن و درک احساسات آنها بگذارید. از اینکه آنها را مستقیما نصیحت کنید، اجتناب کنید یا تلاش نکنید که نیمه پر لیوان را به آنها نشان دهید. به درد آنها احترام بگذارید، شما به آنها آموزش می دهید که چطور با روش درست و سالم با این مشکل مقابله کنند.

ترس پدر و مادرها چیست؟

هر پدر و مادری نگران این است که طلاق چه تاثیری بر فرزندشان خواهد گذاشت. این ترس ممکن است والدین را در رابطه ای طولانی تر از آنچه می خواستند، نگه دارد. اقدامات شما و یا عدم اقدامات می تواند تاثیر زیادی در کودکان شما داشته باشد. تحقیقات نشان می دهد که مهم ترین عامل حفظ سلامت روانی کودک شما این است که آیا شما و همسرتان می توانید مودب و به دور از جنگ و نزاع در کنار یکدیگر قرار بگیرید. احساس خشم و عصبانیت بخش مهمی از روند بهبود است اما بیان این احساسات در مقابل بچه ها این نیاز را به حداقل می رساند. این باعث می شود که آنها بین شما دو نفر، گرفتار شوند.

آنچه شما می توانید انجام دهید

روشی سالم برای ابراز این سرخوردگی و ناامیدی پیدا کنید، مانند نوشتن خاطرات روزانه یا ورزش کردن. دفترچه خاطرات خود را در جایی نگه دارید که فرزندان تان قادر به دسترسی به آن نباشند.

چرا با شما شروع می شود؟

رفتار متمدنانه را از امروز شروع کنید. سعی کنید با همسرتان مودبانه و به دور از جنگ و نزاع رفتار کنید. شما ممکن است به خودتان بگویید، “این امکان پذیر نیست، شما همسر سابق من را نمی شناسید.” اگر سوء استفاده فیزیکی و روانی وجود نداشته باشد، این کار امکان پذیر است. شما باید الویت خود را بر مودب بودن و کمک به کودک تان برای مقابله با این موقعیت، بگذارید. اما چطور می توانید با کسی که تمام سعی خود را می کنید تا از او فاصله بگیرید این طور رفتار کنید؟ معقول و مودب بودن نیاز به صبوری دارد، اما ارزشش را دارد که این کار را انجام دهید. شما در دراز مدت استرس کمتری خواهید داشت و بچه های تان احساس امنیت بیشتری خواهند کرد. دامن زدن به خشم، انرژی منفی، استرس زا و ناامیدی را ایجاد می کند که باعث بهبودی نخواهد داشت.

آنچه شما می توانید انجام دهید

توجه خود را از گذشته به زمان حال آورید. روی چیزی که می توانید کنترل کنید متمرکز شوید و چیزهایی را که نمی توانید کنترل کنید، رها کنید.

پایان دادن به جنگ بین خود و همسر سابق تان

چگونه می توان تنش را تغییر داد؟ ابتدا رفتار خود را تغییر دهید و هدف آنها را مودبانه و معقولانه تعیین کنید. اغلب رفتارها هنگامی که یک رابطه شروع به شکست می کند، ناپدید می شوند. آیا هنوز هم می گویید “لطفا”، “متشکرم” و “خواهش می کنم”؟ سپس نسبت به گفتگوی درونی منفی خود، آگاه شوید. این افکار شخصی شما است. نشخوار فکری نکنید در مورد اینکه چگونه همسرتان شما را آزار داده و باعث ایجاد مشکل برای شما شده است. هرچه بیشتر افکار خود را منفی نگه دارید، بیشتر احتمال دارد که شما هر گونه شانس ارتباط مسالمت آمیز را از بین ببرید. در عوض، انرژی خود را برای کشف چگونگی کمک به این رابطه متمرکز کنید تا بتوانید رشد کنید و درس های ارزشمندی را یاد بگیرید.

پایان دادن به جنگ بین والدین

آنچه شما می توانید انجام دهید

اگر کنار آمدن با یک سری مسائل برای تان سخت است، سعی کنید ظرف پنج دقیقه نظرات خود را درباره همسر سابق تان بنویسید. سپس به عقب برگردید و همان داستان را از دیدگاه همسر سابق تان بگوئید این می تواند دیدگاه شما را در هنگام ایجاد همدلی تغییر دهد. هدف اصلی این است که با گذشته به صلح برسد تا بتوانید یک شروع جدید را بسازید.


مقاله مرتبط: فراهم کردن مقدمات طلاق برای کودکان



Importance-of-reading-childrens-book.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

خواندن کتاب یکی از مهم ترین فعالیت هایی است که می توانید فرزندان تان را به آن تشویق کنید. کتاب خواندن، سرگرم کننده، تفکر برانگیز و رابطه مستقیمی با موفقیت فرزندتان در آینده خواهد داشت. خواندن برای بچه ها  فقط یک سرگرمی سرگرم کننده نیست. اهمیت کتاب و کتاب خوانی بر هیچ کس پوشیده نیست و همانطور که می دانیم یکی از مهم‌ ترین روش های افزایش توانمندی‌ های کودک، کتاب خواندن برای وی است. شاید پیش خود فکر کنید کودکان با خواندن کتاب فقط مدتی را در کنار مادر یا پدر به آرامش سپری می‌ کنند و تنها فایده آن خوب به خواب رفتن کودک است اما این کار نه تنها برای امروز کودک مفید است بلکه روی شخصیت آینده وی نیز تاثیر مستقیم دارد. کودکان نیازمند آموختن مهارت‌ های زندگی است و کتاب، منبعی مورد اعتماد در این زمینه است. در ادامه دلایل اهمیت خواندن کتاب برای کودکان بررسی شده است

چرا کتاب خواندن برای کودکان مهم است؟

توسعه واژگان و مهارت های زبان

قبل از اینکه کودکان بتوانند خودشان کتاب بخوانند، مهم است که در ابتدا عشق به کتاب را در آنها ایجاد کنیم. خواندن کتاب با صدای بلند برای آنها در سنین پایین، یک راه عالی برای ترویج مهارت های ارتباطی کلامی بین والدین و کودک است. همانطور که بچه ها بزرگ تر می شوند، ما با آنها به طور روزانه صحبت می کنیم، اما واژگان و موضوعاتی که در معرض آن قرار دارند محدود و اغلب تکراری هستند. خواندن کتاب، واژگان کودک شما را بهبود می بخشد و آنها را در معرض انواع مختلف ساختار جمله، سبک نوشتن و شیوه بیان، قرار می دهد. نه تنها درک مطلب فرزندان شما در طول زمان بهبود می یابد، بلکه تاثیر مثبتی بر مهارت های نوشتاری و ارتباطی آنها خواهد داشت.


مقاله مرتبط: تاثیر بلند خواندن مطالب برای فرزندان


اشتیاق برای کسب دانش

هنگام خواندن کتاب، موضوعات مختلف، فرهنگ ها و ایده ها به کودکان شما معرفی خواهند شد. آنها متوجه خواهند شد که چقدر دانش برای کشف شدن وجود دارد و کاوش بیشتری راجع به موضوعاتی که به آنها علاقه بیشتری دارند انجام خواهند داد. در بسیاری از موارد، آنها از محتوای کتاب بسیار لذت خواهند برد، زیرا آنها حتی متوجه نمی شوند که دانش خاصی در مورد یک موضوع خاص به دست می آورند.

همدلی

همدلی را افزایش می دهد

کودکان درک بسیار محدودی از جهان اطراف شان دارند. این به خاطر تعداد تجربیات کمی است که آنها با توجه به شرایطی که در آن رشد کرده اند، با آنها مواجه شده اند. خواندن کتاب هایی درباره انواع مختلفی از افراد که طیف گسترده ای از تجربیات را داشته اند، به بچه ها اجازه می دهد تا نه تنها تفاوت ها را درک کنند، بلکه همچنین می توانند احساسات دیگران را هم درک کنند. انجام این کار باعث می شود با کسانی که با آنها اشتراکاتی دارند، همدلی کنند و و به آنها کمک می کند تا به افراد باهوش تر تبدیل شوند.

بهترین شکل از سرگرمی

در عصر حاضر، فناوری، تبدیل به سرگرمی برای بزرگسالان و بچه ها شده است. اگرچه برنامه های تلویزیونی و برنامه های کودکان می تواند منبع خوبی برای یادگیری باشد اما کتاب ها هر زمان انتخاب خوبی هستند. به جای صرف ساعت ها در مقابل یک صفحه نمایش، بچه ها را تشویق کنید تا کتاب ها را به عنوان منبع پیش فرض سرگرمی در نظر بگیرند.

بهترین شکل از سرگرمی

ایجاد پیوند

کتاب خواندن یکی از روش هایی است که باعث ایجاد پیوند کودک با خانواده می شود. خواندن کتاب با صدای بلند و صمیمیت در مدت زمانی که با هم می گذرانید، باعث نزدیکی بیشتر می شود.

ایجاد پیوند


مقاله مرتبط: مامان برام کتاب بخون !


تکوین شخصیت کودک

خواندن داستان و قصه، نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. در سنین زیر سه سال به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه، نقش بسیار مهمی دارد. در سنین بالاتر، گنجینه لغات کودک به سرعت وسیع و اطلاعاتش غنی می‌ شود. کودک به کمک قصه و شعرخوانی، گوش دادن به آن و یا بازگو کردن قصه هایی که شنیده است، چگونگی بیان احساسات، عواطف و افکار را آموخته و یاد می گیرد که چگونه در برخورد با مشکلات شخصی اعتماد به‌ نفس داشته باشد.

تکوین شخصیت کودک

بهبود تمرکز

خواندن یک کتاب نیاز به تمرکز دارد، که مهارت های ضروری برای کار کردن هستند، حتی برای کودکان نوپا که هنوز مشکل در نشستن دارند. خواندن پیوسته و مداوم کتاب برای کودکان تان به آنها کمک می کند که بتوانند در یک مدت زمان مشخص بر روی یک کار خاص تمرکز کنند.

ورزش مغز

خواندن نیاز به قدرت مغزی بیشتری نسبت به تماشای تلویزیون دارد. هنگامی که بچه های ما کتاب را بخوانند، آنها از بخشی از مغز خود استفاده می کنند که باعث ایجاد ارتباط بین کلمات و تفکر بصری می شود. برای خوانندگان مبتدی، تصاویر می توانند ابزار مفید برای کمک به آنها در درک بهتر داستان باشد.


مقاله مرتبط: تاثیر کتابخوانی بر رشد مغزی کودکان

موفقیت در مدرسه و زندگی

مطالعات متعددی وجود دارد که نشان می دهد کتاب خواندن برای کودکان در سنین اولیه تأثیر پایدار بر موفقیت آنها در مدرسه دارد که اغلب به طور مستقیم با موفقیت در محل کار مرتبط است.

بهبود تخیل و خلاقیت

هنگام خواندن یک داستان، کودکان ما یک تصویر از نحوه داستان در ذهن خود، با استفاده از خلاقیت و تخیل ایجاد می کنند. هر فرد یک تصویر متفاوت را در ذهن خود می بیند و هر بار که یک کتاب را بخواند، ممکن است تغییر کند. خواندن همچنین دنیاهای جدید، حقیقی یا داستانی را معرفی می کند که قبلا هرگز بخشی از آن نبوده ایم

بنابر تحقیقاتی که در دانشگاه مینه سوتای آمریکا صورت گرفته، کودکان دو سوم از اوقات بیداری خود را در حال بازی های تخیلی می گذرانند. این بازی ها به کودکان کمک می کنند تا خلاقیت خود را گسترش دهند و مهارت حل مسئله را با ایجاد مسیرهای تخیلی در مغز خود تقویت کنند. خواندن کتاب برای کودکان و تشویق آنها به کتابخوانی باعث می شود که قوه تخیل به طرز شگفت انگیزی فعال شود. والدین با ارائه کتاب هایی که حس کنجکاوی، فانتزی و اکتشاف کودکان را تحریک می کنند، می توانند بازی های تخیلی را در کودکان خود حمایت و تشویق کنند.


Promoting-Positive-Behavior.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

والدین می توانند تاثیر مثبتی بر فرزندان شان داشته باشند. آنچه که فرزندان شما هنگام بزرگ شدن انجام می دهند، به آنها بستگی دارد، اما شما می توانید پایه و اساس آن را در خانه تنظیم کنید تا بتوانند به صورت فیزیکی، ذهنی، اجتماعی و احساسی به افراد بالغ پایدار و کارآمد رشد کنند. شما می توانید این کار را با ترویج رفتارهای مثبت در خانه مانند: ورزش و خواب انجام دهید، روابط سازنده در خانواده تان را تقویت کنید و ساختار ایجاد کنید.

ترویج رفتارهای مثبت

نصیحت های خود را تمرین کنید

آنچه را که به کودکان تان می گویید و نصیحت های تان را تمرین کنید. کودکان بسیاری از باورها، نگرش ها و رفتارهایی که والدین آنها نشان داده اند را انجام می دهند. رفتار خود را در اطراف فرزندان خود در نظر بگیرید. به جای اینکه به آنها بگویید چه کاری انجام دهند، سعی کنید آنها را با رفتار خود نشان دهید. اگر به آنها بگوئید که دروغ نگویید، باید در کلمات خود صادق باشید.

تأکید بر بهداشت و سلامتی

تغذیه خوب و شیوه های بهداشتی را برای تمام اعضای خانواده تان تشویق کنید. همانطور که بودجه شما اجازه می دهد، میوه ها و سبزیجات تازه، منابع غنی پروتئین، غلات و مواد غذایی کم چرب را انتخاب کنید. اطمینان حاصل کنید که کودک تان به اندازه کافی ورزش می کند. در یک ساعت مشخص در شب به خواب روند. از مواد مخدر و الکل یا دیگر انواع مقابله ناسالم اجتناب کنید. مدیریت استرس را به فرزندتان بیاموزید.

بهداشت و سلامت کودکان

تقویت عزت نفس در آنها

راه دیگری که می توانید از محیط خانه خود برای ایجاد شخصیت خوب و سالم در فرزندان تان استفاده کنید، حمایت از اعتماد به نفس و عزت نفس آنها است. کودکان دارای عزت نفس مثبت انعطاف پذیری بیشتری دارند، احساس می کنند که پذیرفته شده اند و نظرات مثبت در مورد خودشان دارند.

کمک به رشد مهارت های آنها

وقتی فرزندتان به موضوعی علاقه دارد به او کمک کنید تا در آن، مهارت کسب کند. آنها را در فعالیت های فوق برنامه درگیر کنید که به آنها اجازه می دهد مهارت های خود را افزایش دهند. وقتی فرزندان در راه رسیدن به علایق و مهارت‌ ها، حمایت والدین خود را داشته باشند، گویی هیچ مانع و محدودیتی احساس نمی‌ کنند. علایق فرزند خود را شناسایی کنید و آنها را در این مسیر یاری نمایید.

این علایق می ‌تواند درس، موسیقی، ورزش و از این قبیل باشد. آنها را در فعالیت‌ های فوق ‌برنامه ثبت ‌نام کنید، این برنامه‌ ها باعث تقویت مهارت ‌ها و آشنایی آنها با افراد دیگری می‌ شود که دارای اهداف مشترک هستند. آنها را در رسیدن به علایق و اهداف شان تشویق کنید. در کنار هم فعالیت ‌های گروهی مشترک انجام دهید و همه خانواده برای حمایت از کودک، در همایش‌ های مربوط به کلاس ‌های او حضور داشته باشید.

عزت نفس در کودکان

ساختن روابط

استرس، پیوند خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از مهم ترین سرمایه گذاری هایی که می توانید به کودکان خود ارائه دهید؛ زمان با کیفیت با هم بودن به عنوان یک خانواده است. زمان با خانواده بودن، زمینه را برای نظارت بر علائق و نقاط قوت فرزندان تان در محیطی آرام فراهم می کند. همچنین به شما فرصتی برای افزایش ارتباط خود با یکدیگر و تاکید بر ارزش های خانوادگی می دهد.

ایجاد زمان اختصاصی برای هر یک از اعضای خانواده

هرچند زمان با هم بودن سودمند است، اما زمان هایی را به صورت جداگانه برای هر فرزند خود اختصاص دهید. چگونگی صرف وقت اختصاصی بستگی به کودک تان دارد. به عنوان مثال، یک کودک خجالتی می تواند به راحتی با تماشای یک فیلم با شما لذت ببرد. ممکن است کودکی اجتماعی بخواهد با شما به خرید برود و یا درباره آخرین ماجراجوی اش برای تان تعریف کند.

گذراندن زمان با فرزندان

کودکان خود را تشویق کنید تا خود را ابراز کنند

گذراندن زمان اعضای خانواده هم با هم و هم به صورت جداگانه، یک زمان ایده آل برای صحبت با فرزندان تان است. تلاش کنید تا از تجربیات آنها در مدرسه، دوستان و دیگر محیط ها مطلع شوید. سخت است بدانید چگونه با فرزندان تان به عنوان یک بزرگسال صحبت کنید. اجازه دهید آنها شما را هدایت کنند. به علائق هر یک از فرزندان تان توجه کنید و از آن برای شروع مکالمه استفاده کنید.


مقاله مرتبط: چگونه کودکمان را تربیت نماییم؟

مقاله مرتبط: فرزند پروری


تمرین گوش دادن فعال

مهم نیست که چقدر مشغول هستید، زمانی که بچه های تان صحبت می کنند، با دقت گوش دهید. گوش دادن نیاز به فعال بودن نه تنها در شنیدن کلمات، بلکه در درک افکار و احساسات پشت کلمات دارد.

توسعه و تقویت ساختار

روال قابل پیش بینی

به یک روال نسبتا قابل پیش بینی برسید. ایجاد یک خانه مثبت برای کودک شما بستگی به ثبات و قابل پیش بینی بودن دارد. کودکان برای خوابیدن، بیدار شدن، غذا خوردن و فعالیت های دیگر، برای احساس امنیت و ایمنی نیاز به زمان خاصی دارند. داشتن برنامه نامنظم می تواند منجر به کودکانی بد خو و گیج شود.

اختصاص کارهای متناسب با سن

خانواده مثبت دارای ویژگی های خاص است؛ یکی از این ویژگی ها این است که حقوق و تکالیف هر یک از اعضا مشخص است و در این گونه خانواده ها تقسیم کار صورت می گیرد و همه وظایف و کارها بر دوش یکی از اعضای خانواده نیست. این به نفع کودکان است که به هر نحوی که می توانند در خانواده شرکت کنند. این به آنها کمک می کند تا یک اخلاق کاری قوی را بسازند، تشخیص دهند چگونه می توانند به طور مثبت با محیط خود همکاری کنند و از پاکیزگی و سازمان دهی قدردانی کنند. یک جدول کارهای روزانه بنویسید و در آشپزخانه بگذارید تا هر یک از کودکان تان مسئولیت خود را بداند.

پیروی از قوانین

هنگامی که قوانینی را ایجاد می کنید آن را با فرزندان خود به اشتراک بگذارید. مطمئن شوید که از هرگونه عواقب ناشی از نقض قوانین پیروی کنند. پیامد ها باید از ابتدا برای فرزندان تان روشن باشد. شما حتی می توانید فرزندان خود را در ایجاد قوانین و در نتیجه عواقب انجام ندادن آن درگیر کنید. این باعث ایجاد حس قدردانی در آنها شده و شانس پیروی از قوانین را بیشتر می کند.

ایجاد قوانین روشن در خانواده

ایجاد محدودیت،یکی دیگر از جنبه های ضروری ایجاد ساختار در محیط خانه شما است. ایجاد یک مجموعه قوانینی که در خانواده شما باید اجرا شود، به فرزندان تان اجازه می دهد متوجه شوند انجام چه چیزی غیرمجاز و چه چیزی قابل قبول است. قوانین شما ممکن است شامل موارد زیر باشد: “از خانه بیرون نرفتن”، “نپریدن روی مبلمان”، “دروغ گفتن”، و “اذیت نکردن خواهرها و برادرها”.


1036523_577.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

طلاق برای کودک به معنای وارد شدن به دو دنیای متفاوت است که باید هر کدام را به طور جداگانه ای درک کند و خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. کودکان طلاق در برابر کودکان عادی احساس تنهایی، استرس و بی پناه بودن می کنند اما والدین باید در این شرایط دشوار، امنیت عاطفی و احساس اطمینان را به کودک شان منتقل کنند

کودکان و طلاق

چگونه به کودکان درباره طلاق بگوییم

وقتی که زمان صحبت درباره طلاق فرا می رسد، بسیاری از والدین خشک شان می زند. قبل از اینکه بنشینید و با فرزند خود درباره طلاق صحبت کنید، با آماده کردن خود درباره اینکه چه چیزی می خواهید به او بگویید، گفتگو را هم برای خود و هم برای فرزندتان راحت تر کنید. اگر می توانید سوالات سخت را پیش بینی کنید، با اضطراب خود مقابله کنید، و با دقت برنامه ریزی کنید که چه چیزی می خواهید به او بگویید.

چه بگویم و چگونه آن را بگویم

حقیقت را بگویید. بچه های شما حق دارند بدانند چرا شما طلاق می گیرید، اما پرگویی ممکن است فقط آنها را گیج کند. چیزی ساده و صادقانه را انتخاب کنید، مانند “ما دیگر نمی توانیم با هم کنار بیاییم”.

بگویید دوستش دارید. شاید به نظر ساده بیاید اما اجازه دهید فرزندان شما بدانند عشق شما به آنها تغییری نکرده است و این پیام بسیار قدرتمندی است. به آنها بگویید که همچنان مراقب شان هستید، از درست کردن صبحانه تا کمک به نوشتن تکالیف مدرسه.

بیان تغییرات. سوالات کودکان خود را در مورد تغییرات زندگی خود با تصدیق این که برخی از چیزها در حال حاضر متفاوت خواهد شد و برخی چیزها نه، پاسخ دهید.

اجتناب از سرزنش کردن

حیاتی است که با فرزندان خود صادق باشیم، اما بدون انتقاد از همسرتان این کار را انجام دهید. البته زمانی که اتفاقاتی مانند خیانت رخ داده باشد انجام این کار بسیار دشوار است اما با یک سیاست اندک، می توانید از بازی سرزنش اجتناب کنید.

حضور در یک جبهه. تا جایی که می توانید، سعی کنید قبل از توضیح جدایی و یا طلاق خود در مورد آن با همسر خود به توافق برسید

مکالمات خود را برنامه ریزی کنید. قبل از اینکه تغییری در زندگی خود ایجاد کنید با فرزندان تان صحبت کنید. و در صورت امکان، زمانی که همسر شما حضور دارد، این صحبت را برنامه ریزی کنید.

خوددار باشید. در هنگام توضیح دادن دلایل جدایی، به همسر خود احترام بگذارید و بی احترامی به او نکنید.

کمک به فرزندتان برای گذر از سوگواری جدایی

کمک به فرزندتان برای گذر از سوگواری جدایی

برای بچه ها طلاق می تواند احساسی مانند یک ضرر شدید، از دست دادن یکی از والدین، از دست دادن واحد خانواده و یا صرفا از دست دادن زندگی که آنها می شناسند، باشد. شما می توانید به فرزند خود کمک کنید برای این از دست دادن سوگواری کرده و کمک کرده تا احساسات شان را بیان کنند و با شرایط جدید سازگاری یابند.

گوش دادن. کودک خود را تشویق کنید تا احساسات خود را به اشتراک بگذارد و واقعا به آنها گوش فرا دهید. ممکن است آنها احساس غم و اندوه، از دست دادن یا ناامیدی در مورد چیزهایی داشته باشند که شما انتظارش را ندارید.

 به آنها کمک کنید تا کلماتی را برای احساسات خود پیدا کنند. این طبیعی است که بیان احساسات برای کودکان سخت باشد. شما می توانید آنها را با توجه به خلق و خوی شان و تشویق آنها برای صحبت، کمک کنید.

بگذارید آنها صادق باشند. کودک ممکن است به دلیل ترس از آسیب زدن به شما احساس خود را بیان نکند. به آنها بفهمانید که هر چه بگویند مشکلی ندارد. آنها ممکن است شما را برای طلاق سرزنش کنند، اما اگر آنها قادر به به اشتراک گذاشتن احساسات صادقانه خود نیستند، کار سختی پیش رو خواهید داشت

در مورد روند طلاق صحبت کنید. همان طور که بچه ها بزرگ تر و بالغ تر می شوند، اغلب سوالات جدید، نگرانی ها در مورد اتفاقات آینده پیدا خواهند کرد.

احساسات آنها را درک کنید. شما ممکن است قادر به حل مشکلات و غم و اندوه آنها نباشید، اما مهم است که شما احساسات آنها را تشخیص داده و درک کنید به جای آنکه آن را نادیده بگیرید. شما همچنین می توانید با نشان دادن اینکه شما درک می کنید، در آنها ایجاد اعتماد کنید.

اجازه دهید بچه ها بدانند که مقصر نیستند

اجازه دهید بچه ها بدانند که مقصر نیستند

تکرار کنید چرا تصمیم گرفتید طلاق بگیرید گاهی اوقات شنیدن دلیل واقعی تصمیم گیری می تواند کمک کننده باشد. در مقابل آنها صبور باشید ممکن است یک روز متوجه این موضوع باشند و روز بعد دوباره سردرگم و گیج شوند، با این حالت فرزندتان با صبوری رفتار کنید. به فرزندان خود یادآوری کنید که هر دو والدین آنها را دوست دارند و آنها مسئول و مقصر طلاق آنها نیستند.

اطمینان دادن و عشق ورزیدن

اجازه دهید بچه های شما بدانند که حتی اگر شرایط فیزیکی واحد خانواده تغییر کند، می توانند به روابط سالم و دوست داشتنی با هر دو والد خود ادامه دهند. هیچ اشکالی ندارد اگر به آنها بگویید همیشه همه چیز در زندگی آسان پیش نمی رود اما باید تلاش کرد.

پیدا کردن حمایت اجتماعی

طلاق پیچیده و پر استرس است و بدون حمایت می تواند ویرانگر باشد.

دوستان. با دوستان یا گروه پشتیبانی در مورد احساسات دشواری که تجربه می کنید صحبت کنید، مانند تلخی، خشم، سرخوردگی، بنابراین این احساسات روی فرزندان تان تاثیر نخواهد گذاشت. هرگز برای ایجاد دوستی جدید دیر نیست.

احساسات منفی خود را به فرزندتان نشان ندهید. هر کاری که انجام می دهید، مانند یک دوست، در مورد احساسات خود با فرزندتان صحبت نکنید.

به خندیدن ادامه دهید. تا جایی که می توانید شوخ طبعی و بازی را به زندگی خود و فرزندتان تزریق کنید.

روان درمانی. اگر احساس خشم شدید، ترس، غم و اندوه، شرم و گناه دارید، یک متخصص پیدا کنید تا بتوانید از طریق آن بر روی احساسات خود کار کنید.

این ۹ نکته را برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی جدایی بر روی کودکان طلاق به خاطر بسپارید و استفاده کنید:

  • مشکلات دنیای بزرگسالان، مثل اختلافات با همسر سابق یا نگرانی ‌های مالی را با کودک در میان نگذارید. به جای آن یک دوست یا یک روانشناس پیدا کنید که بتوانید با او به راحتی از دغدغه های تان بگویید.
  • در مورد همسر سابق تان در مقابل کودک بدگویی نکنید و او را در معرض تضادها و نگرانی ها قرار ندهید.
  • از فرزندتان درباره والد دیگر و این که چه اتفاقی در خانه‌ دیگری در حال رخ دادن است بازجویی نکنید. سوال های عمومی که او زمانش چطور سپری کرده مشکلی ندارند اما از تجسس کردن دوری کنید.
  • فرزندتان را در معرض تغییرات غیر منتظره و بزرگ قرار ندهید. سعی کنید روابط خانوادگی و دوستانه را مانند قبل حفظ کنید و روتین های خانوادگی و پیوندهای تان با جامعه اطراف تان را تا حد ممکن تغییر ندهید.
  • اگر بابت این که فرزندتان باید با طلاق کنار بیاید احساس گناه می ‌کنید، این که به او اجازه دهید تا دیروقت بیدار بماند یا برای او هدیه ‌های عجیب و غریب بخرید چیزی را حل نخواهد کرد، آنها در صورتی که مانند قبل با مسائل مختف برخورد کنید احساس امنیت بیشتری خواهند داشت.
  • فرزندتان را تشویق کنید تا در مواقعی که خبر مهمی دارد، یا حتی برای صحبت کوتاه و روتین با والد دیگر تماس بگیرد.
  • راجع به این که چگونه می‌توانید به کودکان طلاق کمک کنید تا با این موضوع کنار بیایند بیشتر یاد بگیرید. یک روانشناس خوب می‌تواند در این زمینه کمک زیادی به شما و فرزندتان بکند.
  • یاد بگیرید که چگونه می‌توانید با همسر سابق تان در ارتباط سازنده باشید، حتی اگر ترجیح می‌دهید کاملا از او فاصله بگیرید. اگر ارتباط برقرار کردن با او به دور از خصومت و بدرفتاری برای تان سخت است، از یک روانشناس خانواده کمک بگیرید تا تاثیرات منفی بر روی فرزندتان را به حداقل برسانید.
  • اگر فرزندتان مثل سابق رفتار نمی کند، به مرزهای شخصیش احترام بگذارید اما نشان دهید که برای کمک و همفکری آماده‌اید.


far_og_barn_foto_goodluz_shutterstock_ntb_scanpix.jpg
شهریور ۵, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

دلایل اصلی به وجود آمدن خانواده های تک والدینی در گذشته مرگ یکی از والدین براثر بیماری، جنگ، مرگ مادران و تصادفات بوده است. اما در سال های اخیر آمار مرگ‌ و میرهای ناشی از دلایل فوق کاهش پیدا کرده است اما شاخص‌های فرهنگی و اقتصادی به عنوان دلایل اصلی به وجود آمدن خانواده های تک والدینی افزایش یافته است. در این میان طلاق، جدایی و ترک خانواده امروزه دلایل اصلی در جهان برای خانواده های تک نفره هستند. حدود سه چهارم از یک میلیون کودک شاهد طلاق پدر و مادر خود در هر سال هستند. سه چهارم از آنها عمدتا با مادرشان زندگی می کنند و پدران متاسفانه ملاقات کننده نامیده می شوند. طبق آخرین آمار مرکز سرشماری آمریکا، ۶۳ درصد کودکان با هر دو والدین خود زندگی می کنند و ۲۳ درصد کودکان در خانواده های تک والدینی رشد پیدا می کنند. در طی سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶ درصد کودکانی که با مادرهای خود به‌تنهایی زندگی می کنند سه برابر شده است و این در حالی است ‌که تعداد افراد خانواده ها به صورت میانگین از ۳.۳ نفر در هر خانواده به ۲.۵ نفر رسیده است. برای پدران یا مادران مطلقه که می خواهند به کودک خود عشق بورزند این تنها به ملاقات محدود نمی شود. شما می خواهید یک خانه دومی برای کودک خود مهیا کنید برای زمان هایی که کودک با شما است. تعدیل نیازهای خود با نیازهای کودک، چالش برانگیز است، به خصوص اگر دست تان تنگ باشد. تنظیم کردن ریتم انتظارات و کارهای زندگی روزمره دشوار است، وقتی که هر روز آن را انجام نمی دهید. در ادامه دلایلی که چرا باید فضایی برای کودک خود فراهم کنید، آورده شده است.

آماده کردن خانه برای کودکانی که با یک والد زندگی می کنند

  • از فرزندان شما خواسته می شود به رغم زندگی در دو خانه متفاوت، به خوبی رفتار کنند. برای مدیریت این موضوع، کودک باید در هر دو خانه احساس خوشحالی و آرامش داشته باشد. در حالت ایده آل این به معنای داشتن یک اتاق برای خودش است که وسایلش را در آنجا بگذارد و اطمینان داشته باشد که وقتی بر می گردد وسایلش در همان جا قرار دارد. حداقل این به معنای داشتن یک فضای دائمی در حمام برای مسواک و شانه ها و یک کشو برای لباس آنها است. این بدان معناست که یک مکان مخصوص برای کتاب ها و اسباب بازی ها یا لوازم و وسایل مدرسه خود داشته باشد. اگر شما نمی توانید برای آنها یک اتاق فراهم کنید، خلاق باشید. وقتی یک فضای خاص به بچه ها اختصاص می دهید، بچه ها احساس می کنند که به آنجا تعلق دارد.
  • این به کودکان اطمینان و قوت قلب می دهد. آنها اغلب مشکلات بزرگی را با این ایده که شما یک خانه جداگانه دارید، خواهند داشت. به جز موارد سوء استفاده، آنها می خواهند پدر و مادرشان دوباره به یکدیگر بازگردند. آنها نگران هستند ملاقات های شما به پایان برسد. مشخص کردن هر فضایی که شما می توانید به آنها اختصاص دهید، به آنها می گویید که بله شما از هم جدا زندگی می کنید، اما آنها جایی در زندگی شما خواهند داشت. آماده سازی فضایی برای آنها این پیغام را به آنها می دهد که شما به والد بودن خود متعهد هستید و از آنها با روی باز استقبال خواهید کرد.
  • بچه ها را از وسط بودن دور می کند. با همسر سابق خود روی مسائل مالی کار کنید، بنابراین بچه ها یک فضای مساوی در هر خانه دارند. چرا؟ از آنجا که اگر یکی از والدین بتواند اتاقی برای خود کودک آماده کند و والد دیگر برای او فقط یک گوشه از اتاق نشیمن را آماده کند، این اختلافات بچه ها را در یک نقطه سخت قرار خواهد داد. آنها ممکن است احساس ناراحتی و تاسف داشته باشند نسبت به والدی که فضای کمتری دارد و یا احساس گناه کنند از اینکه خانه بزرگ تر را ترجیح می دهند. آنها ممکن است از یک یا هر دو والد عصبانی باشند. بعضی از بچه ها والدینی را که خانه ای بزرگ تر دارد را به خاطر “خودخواهی” و مراقبت نکردن از والد دیگر سرزنش می کنند. برخی از بچه ها والدی که شرایط کمتری دارد را سرزنش می کنند، به دلیل اینکه تلاش نمی کند تا شرایط یکسانی ایجاد کند. بودجه را بجای روابط گسترش دهید. بچه ها در هر دو مکان راحت تر می شوند.
  • برای شما حریم خصوصی ایجاد می کند. هنگامی که آنها اتاق خود را دارند، شما می توانید تلویزیون تماشا کنید، فعالیت های خود را انجام دهید و یا زمانی که بچه ها به خواب رفته اند دوستان خود را دعوت کنید. مکالمه بزرگسالان (چه پای تلفن و چه در حضور دوستان) بین بزرگسالان باقی می ماند.
  • بچه ها نیز نیاز به حریم خصوصی دارند. زمانی که آنها سه یا چهار ساله هستند، در هنگام لباس پوشیدن حجب و حیا پیدا می کنند. کودکان بزرگ تر باید بتوانند در آرامش تکالیف خود را انجام دهند و از دیگر برادر یا خواهر های خود دور باشند و جایی را برای تنظیم هیجانات خود داشته باشند. نوجوانانی که در مرحله رشد طبیعی برای مستقل شدن هستند، نیاز به فضای خاصی دارند تا فقط به آرامش برسند. بله، مردم باید بتوانند در فضاهای شلوغ کار خود را انجام دهند. اما اگر بتوانید آن را مدیریت کنید، فقط داشتن فضای بیشتر، تنش های طبیعی زندگی با هم را کاهش می دهد.
  • به خانواده های مختلط کمک می کند. انتظار ندارید که بچه های شریک جدید و بچه های تان یکدیگر را دوست داشته باشند، فقط به این دلیل که شریک جدید خود را دوست دارید. این واقع بینانه تر است که انتظار داشته باشیم که برای مدت زمان طولانی سخت باشد. بهتر است که فضای بچه های خود و شریک تان از یکدیگر جدا باشد. سپس آنها می توانند به تدریج متوجه روابط خود با یکدیگر بشوند.

 قصور در انجام وظایف والدین

محققان دریافتند كه قصور در انجام وظایف والدین نظیر مشاركت و رسیدگی ضعیف به امور كودكان در خانواده های تک والدی، این نتایج را در بر دارد:

۵۰ درصد احتمال مردودی در مدرسه (كه این میزان با كنترل والدین بر امور تحصیلی فرزندان بین ۶-۳ درصد است).
۲۰ درصد احتمال بارداری و داشتن فرزند در سنین ۱۳ تا ۱۸ سالگی (كه این میزان با كنترل والدین بین ۵-۴ درصد است).
۱۰۰ درصد احتمال اخراج از مدرسه یا محل كار (كه این میزان با كنترل بین ۳-۰ درصد است).
تحقیقات بسیار زیاد سال های اخیر در مورد خانواده های تک والدی (به ویژه مادران مجرد و خانواده های طلاق) نشان می دهد كه اثرات این پدیده می تواند بسیار پایدار باشد. پس از تعدیل سایر عوامل و متغیرها مشخص گردید بچه هایی كه تنها با یک والد زندگی می كنند، نسبت به بچه هایی كه با دو والد زندگی می كنند، دو برابر بیشتر مبتلا به بیماری های روحی و روانی هستند.
آنها همچنین در مورد احتمال خودكشی و بیماری های مربوط به مشروبات الكلی دو برابر بیشتر در معرض خطر هستند. خطر ابتلا به استفاده از مواد مخدر در بین دختران خانواده های تك والد، سه برابر پسران در این خانواده ها است.
پسران در خانواده های تک والدی نسبت به دختران بیشتر در معرض مشكلات روحی- روانی و مسایل مربوط به مواد مخدر هستند، همچنین به دلایل مختلف، مرگ و میر در ایشان بیشتر است.
كودكانی كه فقط با مادرشان زندگی می كنند و با فقر و غیبت پدر مواجه هستند، بیش از بچه هایی كه پدر و مادر در كنارشان هستند، افت تحصیلی دارند و از مدرسه اخراج می شوند، دست به بزهكاری كودكانه می زنند، مواد مخدر مصرف می كنند و مرتكب جرایم بزرگسالان می شوند.


child-11.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

برای بیشتر خانواده‌ها مراجعه به روانشناس کودک ترسناک به نظر می‌رسد. آنها اغلب از این موضوع می‌ترسند که مراجعه به روانشناس همه چیز را بدتر کند و یا اینکه فرزندانشان را قانع کند که مشکل روانی دارند و یا اصرار کنند که تا همیشه فرزندشان روان‌درمانی شود. علاوه بر این آن‌ها نگرانند که مورد ندامت روانشناش قرار گیرند و این حس را دارند که ممکن است بردن فرزندشان نزد روانشناس کودک به معنی شکست آن‌ها در فرزندپروری است.
قطعا بردن فرزندتان نزد روانشناس کودک به معنای شکست شما در فرزندپروری نیست، قطعا کمک‌های درست و سازنده به فرزندانتان بهترین هدیه‌ زندگی شان از جانب شما خواهد بود که از این طریق رنج آن‌ها کمتر شده، ارتباطات شان بهبود می‌یابد و فرزندان تان برای مقابله با مشکلاتشان تجهیز می‌شوند. روانشناس کودک هیچ گاه برای فرزند شما پدر یا مادر نیست بلکه این نقش فقط و فقط برای شماست. یک روانشناس کودک همواره ترکیبی از مربی، راهنمای شادی، مادربزرگ و یا پدربزرگ افسانه‌ای است، که علاوه بر این‌ها دانش عمیقی نیز از رشد و پرورش کودک، روابط شخصی و تحقیقات بالینی دارد.
بسیاری از افراد دست از تلاش برای یافتن روانشناس کودک مناسب برمی‌دارند برای اینکه فکر می‌کنند مشکل شان آنقدرها هم بد نیست. اگر واقعا مشکل تان آنقدر بد نیست نباید صحبت کردن با کودک و یا آرام کردن کودک ساعت‌ها وقت شما را بگیرد. روانشناس به شما در ترتبیت فرزندان تان کمک خواهد کرد و اینجاست که شما حس توانمندی بیشتری خواهید کرد. اگر به دنبال مشاور و روانشناس خوب برای کودک خود هستید، مرکز مشاوره و روانشناختی اکسیر با کادری مجرب و حرفه ای آماده ارائه خدمات به شما عزیزان می باشد.

چگونه کودکمان را تربیت نماییم؟

چه زمانی به روانشناس کودک مراجعه کنم؟

  • می خواهید فرزندتان را با کمترین درصد اشتباهات پرورش دهید و پیچ و خم های رفتار و هیجان هایش را بشناسید؟
  • فرزند شما در موقع درس خواندن تمرکز لازم را ندارد؟
  • کودک شما به شکل غیرقابل کنترلی پرخاشگر شده است؟
  • فرزندتان جنب و جوش یا تخریب گری زیادی دارد؟ کودک تان دچار ترس های غیر منطقی است یا مضطرب است؟
    و…

سبک های فرزندپروری

سبک های فرزندپروری

دستوری

در این سبک ، پدر و مادرها بی دلیل محدودیت های زیادی ر برای فرزندان می گذارند و بچه ها آزادی چندانی ندارند.

سبک دستوری

تسلیمی

در این سبک عکس سبک دستوری است بچه ها آزادی فراوان و بی حد و حصر دارند.

انتخابی

در این سبک ، ما شاهد پدر و مادری هستیم که به کودکان آموزش می دهند در حد وسط تعادل هم آزادی و هم محدودیت را یاد بگیرند.

سبک دستوری

سبک دستوری که به آن سبک استبدادی هم می گویند، با پدر و مادری سختگیر رو به رو هستیم که مدام در حال وضع قانون هستند و توقع دارند فرزندشان بی چون و چرا تمامی قوانین را بپذیرند و از گفته های آنان پروری کنند. که نکته  قابل توجه آن است که این گونه پدر و مادرها برای سر به را نگه داشتن فرزندشان شروع به دادن پاداش و تنبیه می کنند. حال این وسط کودکان چه چیزی یاد می گیرند؟ این که بابت خوب بودن شان باید مزد بگیرند.
ممکن است کودکان برای اجتناب از تنبیه به قوانین سفت و سخت تن دهند که یا پدر و مادر خود را خشنود کنند و یا عامل ترس باعث اجتناب و پذیرش قانون شود. اما چه بر سر کودکان می آید؟ آنان در آینده مستقل بودن و تصمیم گرفتن را یاد نخواهند گرفت.
حال به آن بپردازیم که کودکی که تنبیه می شود چه بر سرش می آید وقتی پدر و مادرها کودک خود را به خاطر بد بودن تنبیه می کنند بچه از والدین خود کینه به دل می گیرد و گاهی در کودکی سرکش می شوند و عده ای هم در بزرگسالی.
و این تنبیه ها که می تواند در قالب فریاد زدن و یا تنبیه بدنی باشد احساس درماندگی را در فرد ایجاد می کنند اما این درماندگی و کنترل گری پدر و مادر، فرزندتان را به فکر استقلال از دست رفته می اندازد و او هم شروع به کنترل و اعمال زورگویی بر روی کودکان و نوجوانان دیگر می کند.
اگر شما هم جزء والدینی هستید که بهترین راه به نتیجه رسیدن را فریاد کشیدن و کتک زدن می دانید موارد زیر را بخوانید.

  • کودک باید به پدر و مادر خود اعتماد کند نه این که از آنها بترسد زیرا خانواده حکم امنیت را دارد که نباید این احساس امنیت را از آن ها بگیرید
  • برای داشتن فرزندی مسئولیت پذیر و دارای اعتماد به نفس باید به او حق انتخاب دهیم و به انتخاب هایش احترام بگذاریم.

راه حل برای مشکلات و مسائل پیش آمده فریاد زدن و بروز خشم نیست پس باید این ها را در رفتار شما ببینند تا یاد بگیرند.

سبک تسلیمی

سبک تسلیمی

به آن سبک سهل گیرانه نیز می گویند اصولا حد و حدود برای چیزی ندارند و اگر هم داشته باشند به راحتی آنان را عوض می کنند در این سبک به علت اینکه بیشتر اوقات تسلیم خواسته های فرزندان می شوند شاهد فرزندانی لوس هستیم.
آزادی بی چون و چرا برای کودکان مشکل ساز می شود زیرا در جامعه با چهارچوب های سفت و سختی روبه رو می شوند که آنگاه دچار اضطراب می شوند . کودکان سبک تسلیمی به راحتی با دیگران کنار نمی آیند و دست به هر کاری که دوست دارند می زنند به اصطلاح افسار گسیخته می شوند و چون حد و مرزی را یاد نگرفته اند بی شک به حقوق و احساسات دیگران هم احترام نمی گذارند و فرد مسئولیت پذیری نخواهند شد.
اگر شما هم جزء والدینی هستید که الگوی رفتاری سهل گیرانه دارید موارد زیر را بخوانید.

  • کودکان به محدودیت نیاز دارند و این محدودیت های معقول به انتخاب گری آنان کمک بسزایی خواهد کرد.
  • باید به آن ها آموزش دهیم دیگران هم مهم هستند
  • برای داشتن فرزندی مسئولیت پذیر باید او را به سمت پذیرش سوق دهیم. پذیرش مسئولیت هایش که ممکن است منجر به پیروزی و یا شکست شود.
  • کمال گرایی و خواسته های افراطی را با محدود نکردن در کودک تقویت می کنید که در آینده شکست را بپذیرد و برای او درد و رنج فراوان خواهد داشت.

سبک انتخابی

در این سبک پدر و مادر بین آزادی، حقوق و محدودیت و مسئولیت تعادل برقرار می کنند.
ما دو حربه را برای داشتن کودکی مسئولیت پذیر داریم.
۱. محدود کردن کودکان
۲. حق انتخاب دادن اما در چهارچوب محدودیت های معقول نه افراطی
در این سبک باید کودک را برای گرفتن برخی تصمیمات به تنهایی تشویق کنند و در برخی مسائل خانوادگی نظر کودک خود را بپرسند که با این کار احترام و ارزش قائل شدن به حقوق دیگران را یاد می گیرند. پس فرزندان خود را بر تصمیم گیری ها شریک کنید و همکاری کردن را به آنان آموزش دهید.


brushing.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مسواک زدن موضوعی نیست که بتوان در اهمیت ان شک کرد و هر کودکی باید یاد بگیرد که حداقل دو بار در روز و ترجیحا” بعد از هر غذا دندان هایش را مسواک بزند همچنین لازم است که از نخ دندان نیز استفاده کند. ولی در مورد بعضی از والدین ، مجبور کردن کودکانشان به اینکه هر صبح خودشان دندان هایشان را مسواک بزنند یک درگیری همیشگی است.

جنگ مسواک زدن

آیا دندانهای شیری نیاز به مسواک زدن دارند؟

اکثر والدین اهمیت مسواک زدن را درک میکنند ولی از انجایی که دندان های کودک دایمی نیستند گاهی این کار را جدی نمیگیرند.دندان های شیری اساس رشد دندان های دایمی هستند.

پوسیدگی این دندان ها تنها درد ایجاد نمیکنند، بلکه میتواند بالقوه خطرناک باشد زیرا میتواند منجر به عفونت یا افتادن زود هنگام دندان شوند که بعدا ” محل دندان دایمی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و باعث میشود که دندانهای دائمی کج دربیایند.

اگر کودک ببیند که شما به طور مرتب دندان های خود را مسواک میزنید، او نیز مشتاق خواهد شد که چنین کند. مدت ها قبل از اینکه کودک واقعا” بتواند دندانش را مسواک بزند، به او مسواک خودش را بدهید. مقداری خمیر دندان روی آن بگذارید وبه او اجازه دهید که با ان کلنجار رود. در حدود دو سالگی میتواند حرکات را مانند شما انجام دهد.

خودتان نیز استفاده از نخ دندان را قبل از مسواک زدن فراموش نکنید.

وسیله ای شبیه به تیر و کمان برای نگه داشتن نخ دندان وجود دارد که استفاده از نخ دندان را برای کودک آسان تر میکند.همچنین نخ دندان های معطر برای کودک جالب ترند.

به کودک بیاموزید که چطور مسواک کند

به کودک بیاموزید که چطور مسواک کند :

در حالی که کودک شما مهارت پیدا میکند اورا تشویق کنید که طریقه مسواک زدن خود را نیز اصلاح کند.به او بگویید که مسواک ماشین اسباب بازی کوچکی است که باید ان را روی دندان هایش حرکت دهد. در این مورد ترانه ای را مثل: مسواک بزن، مسواک بزن …. تا میکروبا کشته بشن یاصبح وظهر و قبل از خواب مسواک بزن مسواک تا دهان تو گردد خوشبو وتمیز وپاک بسازید و هنگامی که کودک مشغول مسواک زدن است ان را بخوانید.

به او اجازه دهید که بعد از اینکه مسواک زدید، دندان های شما را وارسی کند.

سپس شما نیز دندان های او را مورد وارسی قرار دهید.

به همراه کودک دندانهای خود را نیز مسواک کنید تا کودک بتواند شما را الگوی خودش قرار دهد.

به او یاد دهید که بعد از مسواک زدن،زبان خودش را روی دندانش بکشد و حس کند که دندان هایش چقدر نرم و تمیز شده اند.

با استفاده از انگیزش مثبت این عادت را در کودک ایجاد کنید :

تمام تلاشهای اولیه کودک در مسواک زدن را شدیدا تحسین کنید.

به کودک اجازه دهید که مسواک و خمیر دندان خودش را انتخاب کند.اغلب کودکان خمیر دندان های فانتزی ومعطر را دوست دارند.

مسواک زدن را در برنامه شبانه کودک قرار دهید. بدین ترتیب قصه ای که شبها برای کودک خود میگویید به شکل پاداشی برای مسواک زدن او در میاید.

از یک زمان سنج یا (تایمر) استفاده کنید. زمان را برای مدتی طولانی تر از زمانی که معمولا” کودک مسواک میزند تنظیم کنید و کودک را تشویق کنید تا زمان به صدا درآمدن زنگ تایمر به مسواک زدن ادامه دهد.

پیشرفت کودک را ثبت کنید. یک جدول دندان سالم تهیه کنید هر بار که کودک مسواک میزند یک خط یا ستاره روی جدول بکشید. هنگامی که جدول پر شد اوبه عنوان جایزه یک خوراکی دریافت خواهد کرد(که باید بعد از خوردن ان به دقت مسواک بزند)

از دندان پزشک برای انگیزه دادن استفاده کنید :

برای این که از ترس از دندان پزشک پیشگیری کنید و کودک را برانگیزید که به مسواک زدن عادت کند،پیش از اینکه مشکلی به وجود بیاید، ملاقاتی را با یک دندان پزشک ترتیب دهید.

عقاید در مورد این که سن مناسب برای این کار چقدر است، فرق میکند و از دوازده تا هیجده ماهگی ویا هنگامی که کودک دوازده دندان دارد و حتی تا سن دو یا سه سالگی متفاوت است.

کودک را برای ملاقات با دندان پزشک ، اماده کنید. با کودک (دندان پزشک بازی) کنید و یا اینکه کتابی را در مورد رفتن به دندان پزشکی برایش بخونید. در مورد این که کودک چه چیزی را در آنجا میبیند و چه کاری انجام میدهد، با او صحبت کنید.

از دندانپزشک خواهش کنید که برای کودک شرح دهد که چطور مسواک بزند و چرا مسواک زدن برای کودک مهم است. همچنین کودکان و والدین آنها میتوانند با مطالعه کتاب هایی در این زمینه آگاهی خود را بیشتر کنند.


Untitled-1-6.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۹ دقیقه

چطور تنبیه کنیم؟

تنبیه به تنهایی نمی تواند نتایج دلخواه را فراهم کند. زیرا به طور کلی روشی منفی است. این روش به کودک می آموزد که چه کاری را نباید انجام دهد. اما نمی آموزد که چگونه باید رفتار کند.

به علاوه تنبیه وقتی موثر است که موقتی باشد چون وقتی از یک تنبیه به دفعات زیاد استفاده شود، تاثیرش را از دست می دهد.

تنبیهی را انتخاب کنید که رفتار ناخواسته را کاهش دهد.

مراحل تغییر دادن رفتار کودکان

نصیحت ما این است که نخست نتایج تنبیه را بررسی کنید. اگر رفتار هدف کاهش یافته بود، می توانید دوباره از آن نوع تنبیه استفاده کنید. در غیر این صورت، تکرار آن تنبیه سودی ندارد و باید روش دیگری را بیازمائید.

از تنبیه در کنار روشهای مثبت استفاده کنید:

تنبیه به تنهایی رفتار خوب را به کودک نمی آموزد. برای تشویق کودک به انجام آنچه می خواهید، باید تفهیمش کنید، به او آموزش دهید و در صورت اصلاح رفتار مزبور، پاداشی برایش در نظر بگیرید.

تنبیه را به تعویق نیندازید:

اگر قصد تنبیه کودکتان را دارید، درست پس از رفتار ناپسندش این کار را انجام دهید. پس صبر نکنید تا « بابا بیاد خونه».

همیشه پی آمدها را تشریح کنید:

کودک باید بداند چه رفتاری شما را ناراحت می کند و در صورت پافشاری در انجام آن، واکنش شما چه خواهد بود.

ثابت قدم باشید:

تنبیه باید در تمام مواردی که آن رفتار ناپسند سر می زند، انجام شود.

الکی تهدید نکنید:

کودک را به تنبیهی که آن را انجام نمی دهید، تهدید نکنید.

برای اصلاح رفتار به کودک فرصت دهید:

هدف از تنبیه، اصلاح رفتار کودک است پس باید به او فرصت دهید تا آموخته هایش را نشان دهد.

تنبیه بدنی باید کنترل شده و مختصر باشد:

ما به عنوان یک اصل،تنبیه بدنی را توصیه نمی کنیم.

ما معتقدیم که محدودیت های خارجی تنبیه بدنی باید در حد یک ضربه کوچک به پشت دست یا به کفل کودک باشد، آن هم با کف دست.

هرگز برای تنبیه از ترکه، کمربند، خط کش یا امثال آن استفاده نکنید.

به جای تنبیه بدنی از روش های دیگر نظیر محروم کردن موقتی، تصحیح بیش از حد و اشکال دیگر تنبیه نظیر محدود کردن و گرفتن برخی امتیازات استفاده کنید.

چگونه از روش محروم کردن موقتی استفاده کنیم؟

این روش بدین معناست که کودک را از یک فعالیت یا موقعیت محروم کنید تا نتواند مورد توجه قرار بگیرد و تمجید شود.

محل اخراج کردن را به دقت انتخاب کنید.
محل اخراج شدن باید خسته کننده باشد ( البته نباید تاریک یا نرسناک باشد). جایی که از جریان فعالیت خانواده جدا باشد.

دلایل محرومیت را برای کودک بیان کنید.
پیش از هر اقدامی به کودکتان بگوئید اگر رفتار ناپسندش را ادامه دهد، او را به اتاقش می فرستید. توضیح دهید که این کار کمکش می کند تا او عادت ناپسندش را ترک کند.

مدت زمان محرومیت را برحسب سن کودک تعیین کنید.
یک کودک را می توان در ازای هر سال از سنش یک دقیقه اخراح کرد. بر این اساس، برای یک کودک چهار ساله، چهار دقیقه؛ برای یک کودک پنج ساله، پنج دقیقه و به همین نسبت برای هر سال اضافی، یک دقیقه بیشتر مناسب است.

در صورت مقاومت، بر شمار دقایق بیافزائید.
اگر در محروم کردن کودک با نگهداشتن او در محل اخراج، مشکلی پیدا کردید، در ازای هرگونه مقاومت یک دقیقه به زمان اخراج اضافه کنید.

در صورت مقاومت کودک، کمی عصبانیت به خرج دهید.
اگر به جایی رسیدید که لازم بود در کلمات و رفتارتان عصبانیت به خرج دهید، به کودک اطلاع دهید که اگر مجازات را نپذیرد، اسباب بازی مورد علاقه، یا یک امتیاز ویژه را برای چندین روز از دست خواهد داد.

از یک تایمر استفاده کنید.
زمان را با یک تایمر در آشپزخانه نگاه دارید. به کودک بگوئید:« وقتی صدای زنگ تایمر رو شنیدی می تونی از اتاقت بیای بیرون. به شرط آنکه آروم باشی.»

نگذارید دوره محروم شدن، راهی برای دور ماندن از مسئولیت ها باشد.
پس از به پایان رساندن زمان محرومیت، از کودک بخواهید کاری را که قبل از مجازات باید انجام می داد، انجام دهد یا رفتار مناسبی نشان دهد.

تنبیه را با موقعیت سنی کودک تطبیق دهید.
چگونه از « تصحیح بیش از حد» استفاده کنیم

از پی آمدهای طبیعی برای شکستن عادات ناپسند و آموزش رفتارهای مناسب به طور همزمان استفاده شود.

به این مثال توجه کنید: کودک شما روی دیوار نقاشی می کشد. به او بگوئید:« دیوار کثیف شده است و یک نفر باید آن را تمیز کند تا دوباره قشنگ شود.» لوازم نظافت را در اختیار کودک قرار دهید و بر تمیز کردن دیوار نظارت کنید. سپس توضیح دهید که حالا لکه تمیز شده، روشن تر از سایر نقاط دیوار است، پس بقیه نقاط دیوار نیز باید تمیز شود ( حتما برای درخواست دوم، دلیل بیاورید).

اگر کودک از دستورات شما سرپیچی کرد. با آرامش اما خیلی قاطع به او بگوئید که احساسش را درک می کنید و می دانید که او به اندازه کافی در این کار مهارت ندارد. و سپس به او نشان دهید که چگونه کار را انجام دهد. دست کودک را بگیرید و کمکش کنید؛ حتی اگر مقاومت کرد یا شکایت داشت؛ سرانجام وقتی تمام دیوار تمیز شد، از او بخواهید که محل دقیق نقاشی را به شما نشان دهد. اگر دوباره روی دیوار چیزی نوشت تمام مراحل قبل را تکرار کنید. « وای نه؟ دیوار دوباره کثیف شد. تو باید باز هم دیوار رو تمیز کنی! بعدش که تموم کردی، می تونی دوباره جای نقاشی رو به من نشون بدی».

حالا روش استفاده از روش « تصحیح بیش از حد» را فرا می گیرید:

کودک را وادار کنید تا اشتباه خود را جبران کند.
برای نمونه: دیوار را تمیز کند، لباس ها را از روی زمین جمع کند، به خاطر گاز گرفتن عذر خواهی کند.

به کودک اجازه صحبت کردن بدهید.

کودک را مجبور کنید تا روی رفتارهای مثبت تمرین کند.
جلسات تمرین را زیر نظر بگیرید.
در صورت لزوم از هدایت دستی استفاده کنید
اگر کودک در برابر این تمرین ها مقاومت می کند، با دست هدایتش کنید تا اعمال صحیح را انجام دهد. اگر اسباب بازی ها را جمع نمی کند، دست هایش را بگیرید و مانند آدم ماشینی هدایتش کنید تا اسباب بازی ها را جمع آوری کند و در جای درست بگذارد. تا وقتی کار انجام شود یا کودک خودش شروع به انجام آن کند، قاطع باشید.
حرف شنوی کودک را بستایید و آن را تقویت کنید.
در برابر درخواست های کودکی که می خواهد تکلیفش را برایش انجام دهید، مقاومت کنید.
هیچ گاه خودتان شروع به تمیز کردن دیوار یا جمع آوری اسباب بازی ها نکنید.

۹- چگونه به حرفهای بچه ها گوش دهیم و با آن ها صحبت کنبم.

به زبان رفتار گوش دهید.
بر احساسات برچسب بزنید.
یکی از روش های موثر برای آموزش چگونگی بیان احساسات به کودک، درخت احساس است. تنه و شاخه های یک درخت بزرگ را روی یک صفحه کاغذ بزرگ بکشید. همانطور که شما و کودک کلماتی را که احساسات را بیان می کنند می شناسید، یک چهره یا یک حالت از آن احساس را بکشید و لغت را زیر آن بنویسید. سپس این نقاشی ها را بریده روی شاخه های درخت بچسبانید. سپس هنگامی که کودک می خواهد احساس خود را بیان کند، بدون معطلی از این درخت استفاده کنید. هنگامی که کودک از کلمات جدید به طور صحیح استفاده می کند، او را تشویق کنید.

برای گوش دادن به حرف های کودک خود وقت بگذارید.

مراحل زیر به شما کمک خواند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید.

به طور مرتب با آن ها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید.
برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک می خواهد با شما صحبت کند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد، در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده، یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید.
تمام توجهتان را به او جلب کنید. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می خواهید گوش کنید.
سر صحبت را باز کنید.
به کودک اجازه صحبت کردن بدهید.
از پرسشها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید. « بعدش چی شد؟»، « اون چی گفت؟» از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما رامی رساند. « شرط می بندم که خیلی ناراحتت کرد.» « اگه کسی با من این کار رو کرده بود، خیلی عصبانی می شدم.» یا حتی با کلماتی کوتاه مانند « چه بد!» یا « عجب!» می توان مکالمه را ادامه داد.
بگذارید کودک حس کند که شما از درد دل کردن او خوشحالید. می توانید به سادگی بگوئید،« متشکرم که درباره این موضوع با من صحبت کردی» یا شاید،« می دونم که صحبت کردن راجع به این مسأله، چقدر برای سخت بود. خوشحالم که احساس کردی می تونی پیش من بیایی و ناراحتی ات رو به من بگی.» یا برای همدردی او را در آغوش بگیرید.
چگونه با کودک خود صحبت کنیم

مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند. از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن، به شما نگاه می کنند. شاید این مهمترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید یا در صورت لزوم، دوتا دستتان را روی شانه هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگهدارید.
آرام ولی محکم صحبت کنید.
از جملات پرسشی اجتناب کنید. اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سئوالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد.
با جملات ساده صحبت کنید.
احساستان را به کودک بگوئید. « به خاطر اینکه خودت توالت رو تمیز نمی کنی، واقعا ناراحتم.» یا « وقتی به موقع خونه نمیای واقعا نگران می شم.» اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند، می توانید از انتقاد، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید، هم چنان احساسات را به طور موثری بیان کنید.
چگونه از روشهای کسب آرامش ( یا همان ریلکسیشن Relaxation) استفاده کنیم. ( یا چگونه خونسرد باشیم)

واکنش های تنش را تشخیص دهید.
به کودک کمک کنید تا واکنش های ناشی از تنش را تشخیص دهد. برای تعیین علت تنش یک کودک به مهارت های ارتباطی خوبی نیاز داریم. چند مثال از نگرانی های خود بزنید و خلاصه کاری کنید که کودک نیز در مورد نگرانی خود شروع به صحبت کند. او ممکن است بگوید که از امتحان روز چهارشنبه می ترسد.
سعی کنید منشاء تنش را حذف کنید.
روشهای کسب آرامش را به کودک آموزش دهید.
زمان سکوت

( قصد شما این است که به کودک آموزش دهید تا چند دقیقه – به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه- به آرامی دراز بکشد.)

روش تنفس

( تنفس آرام یکی از مهمترین عوامل در آموزش آرامش است و می توانید بر روی سطح آرامش اثارت عمیقی به جای گذارد.)

« به پشت بخواب و فکرت رو آرام کن. چشماتو ببند. یک دستتو روی سینه ات بگذار و دست دیگرت رو روی شکمت. حالا نفس بکش! می تونی حس کنی که دستهات حرکت می کنند! حالا با شمارش من نفست رو بکش تو و بده بیرون.»

( رفته رفته شمارش را کند کنید. کودک تا عدد ۴ نفس را تو می کشد، تا ۲ صبر می کند و سپس با ۴ شماره نفسش را بیرون می دهد. سپس تا ۲ شماره صبر می کند تا دوره بعدی را آغاز کند.)

به زودی دستی که روی شکم قرار دارد بیشتر از دست دیگر حرکت خواهد کرد.

کودک را مجبور کنید روزی چند بار در چندین جای مختلف خانه و در حالات مختلف از قبیل خوابیده،، نشسته، یا ایستاده تمرین کند.

شل کردن تدریجی ماهیچه ها

مرحله ۱- دست های اسپاگتی « دراز بکش و بدنت را شل کن. چند لحظه همان طور که یاد گرفتی، نفس بکش. دستت رو مشت کن. بازوهایت را خم کن تا بتونم ماهیچه ات رو ببینم.»

« آرام ماهیچه هات رو تا اونجا که می تونی سفت کن. تا ۱۰ بشمار- ۱۰،۹،۸،۷،۶،۵،۴،۳،۲،۱. حالا یک نفس عمیق بکش. اونو نگهدار. بعد در حالی که به آرومی می گی آروم باش! نفست رو خارج کن و همزمان با اون ماهیچه هات رو به سرعت شل کن تا بازوت پایین بیفته.» « دست هات رو مثل یک رشته اسپاگتی تکان بده، به طوری که از جاشون زیاد حرکت نکنند.

مرحله ۲- پاهای فولادی

« به پشت روی زمین بخواب. تمام حواست رو به پاهایت متمرکز کن. پای راستت رو دراز کن و شست پایت رو به طرف سرت خم کن تا ماهیچه های جلوی ساق پایت سفت شوند. در حالی که پایت در حالت کشیده است، اونو چند سانتی متر از روی زمین بلند کن.»

مرحله۳- شکم سفت مثل سنگ

دراین هنگام به کودک بگوئید نفس کشیدن، دستهای اسپاگتی و پاهای فولادی را تمرین کند. سپس به صورت زیر عمل کنید.

« دستها و پاهایت بسیار شل هستند. حالا شکمت رو اونقدر سفت کن که انگار می خوان به اول مشت بزنن. خوب حالا سعی کن اونو مثل سنگ سفت کنی و همان طور نگهش داری. به آرامی تا عدد ده بشمار. نفس رو به داخل بکش و در حالی که می گی آ…ر…و…م، نفست رو بیرون بده و شکمت رو شل کن.»

مرحله۴- چهره شاد

« این طور نشان بده که نور شدیدی به چشمانت تابیده. دندانهات رو به هم فشار بده و لب هات رو به شکل یک غنچه منقبض کن. یک نفس عمیق بکش. ماهیچه های صورتت رو سفت کن و همین طور تا وقتی که می شمارم ، نگاه دار. در حالی که کلمه آ…ر…و…م رو زمزمه می کنی،نفست رو بیرون بده و تمام صورتت رو با دهان باز شل کن! خوب بود حالا یه بار دیگه.»

مرحله۵- مهار افکار

اگر کودک شما به راحتی می تواند از ۱۰۰ برعکس بشمارد، با این عدد شروع کنید یا با هر عددی که می خواهد. اگر برعکس شمردن برایش سخت بود، می تواند به طور عادی بشمارد.

« با گفتن هر عدد، نفس بگیر و بیرون بده و بگو آروم! چشمهات رو ببند و سعی کن هر عددی رو که می گی در ذهنت مجسم کنی. به هیچ چیز جز اعداد فکر نکن. حالا وقت آرامشه.»

مرحله۶- تمرین

برای تمرین روزانه کودک زمان بندی کنید. این زمان بندی باید منظم باشد. برای بیشتر خانواده ها موقع خواب بهترین وقت است؛ زیرا به کودک زمان می دهد که روز را به خوشی به پایان برد.
برای ایجاد انگیزه از یک جدول استفاده کنید.
از روش کسب آرامش فوری استفاده کنید.


parent-listening.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

به زبان رفتار گوش دهید.
بر احساسات برچسب بزنید.
یکی از روش های موثر برای آموزش چگونگی بیان احساسات به کودک، درخت احساس است. تنه و شاخه های یک درخت بزرگ را روی یک صفحه کاغذ بزرگ بکشید. همانطور که شما و کودک کلماتی را که احساسات را بیان می کنند می شناسید، یک چهره یا یک حالت از آن احساس را بکشید و لغت را زیر آن بنویسید.

سپس این نقاشی ها را بریده روی شاخه های درخت بچسبانید. سپس هنگامی که کودک می خواهد احساس خود را بیان کند، بدون معطلی از این درخت استفاده کنید. هنگامی که کودک از کلمات جدید به طور صحیح استفاده می کند، او را تشویق کنید.

حرف بچه ها را بشنوید

برای گوش دادن به حرف های بچه ها وقت بگذارید.
مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید.

به طور مرتب با آن ها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید.
برای حرف زدن با بچه ها قرار بگذارید. وقتی کودک می خواهد با شما حرف بزند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد، در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده، یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید.
تمام توجهتان را به او جلب کنید. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می خواهید گوش کنید.
سر حرف را باز کنید.
به کودک اجازه حرف زدن بدهید.
از پرسش ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید. « بعدش چی شد؟»، « اون چی گفت؟» از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما رامی رساند. « شرط می بندم که خیلی ناراحتت کرد.» « اگه کسی با من این کار رو کرده بود، خیلی عصبانی می شدم.» یا حتی با کلماتی کوتاه مانند « چه بد!» یا « عجب!» می توان مکالمه را ادامه داد.
بگذارید کودک حس کند که شما از درد دل کردن او خوشحالید. می توانید به سادگی بگوئید،« متشکرم که درباره این موضوع با من حرف زدی» یا شاید،« می دونم که صحبت کردن راجع به این مسأله، چقدر برای سخت بود. خوشحالم که احساس کردی می تونی پیش من بیایی و ناراحتی ات رو به من بگی.» یا برای همدردی او را در آغوش بگیرید.
چگونه با کودک خود حرف بزنیم؟
-مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند. از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام حرف زدن، به شما نگاه می کنند. شاید این مهمترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید یا در صورت لزوم، دوتا دستتان را روی شانه هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگهدارید.

-آرام ولی محکم حرف بزنید.

-از جملات پرسشی اجتناب کنید. اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سئوالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد.

-با جملات ساده حرف بزنید.

-احساستان را به کودک بگوئید. « به خاطر اینکه خودت توالت رو تمیز نمی کنی، واقعا ناراحتم.» یا « وقتی به موقع خونه نمیای واقعا نگران می شم.» اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند، می توانید از انتقاد، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید، هم چنان احساسات را به طور موثری بیان کنید.

چگونه در حرف زدن با بچه ها خونسرد باشیم؟

چگونه در حرف زدن با بچه ها خونسرد باشیم؟
واکنش های تنش را تشخیص دهید.
به کودک کمک کنید تا واکنش های ناشی از تنش را تشخیص دهد. برای تعیین علت تنش یک کودک به مهارت های ارتباطی خوبی نیاز داریم. چند مثال از نگرانی های خود بزنید و خلاصه کاری کنید که کودک نیز در مورد نگرانی خود شروع به حرف زدن کند. او ممکن است بگوید که از امتحان روز چهارشنبه می ترسد.
سعی کنید منشاء تنش را حذف کنید.
روشهای کسب آرامش را به کودک آموزش دهید.
زمان سکوت در حرف زدن با کودک
( قصد شما این است که به کودک آموزش دهید تا چند دقیقه – به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه- به آرامی دراز بکشد.)

روش تنفس در حرف زدن با کودک
( تنفس آرام یکی از مهمترین عوامل در آموزش آرامش است و می توانید بر روی سطح آرامش اثارت عمیقی به جای گذارد.)

« به پشت بخواب و فکرت رو آرام کن. چشماتو ببند. یک دستتو روی سینه ات بگذار و دست دیگرت رو روی شکمت. حالا نفس بکش! می تونی حس کنی که دستهات حرکت می کنند! حالا با شمارش من نفست رو بکش تو و بده بیرون.»

( رفته رفته شمارش را کند کنید. کودک تا عدد ۴ نفس را تو می کشد، تا ۲ صبر می کند و سپس با ۴ شماره نفسش را بیرون می دهد. سپس تا ۲ شماره صبر می کند تا دوره بعدی را آغاز کند.)

به زودی دستی که روی شکم قرار دارد بیشتر از دست دیگر حرکت خواهد کرد.

کودک را مجبور کنید روزی چند بار در چندین جای مختلف خانه و در حالات مختلف از قبیل خوابیده،، نشسته، یا ایستاده تمرین کند.

شل کردن تدریجی ماهیچه ها
مرحله ۱- دست های اسپاگتی
« دراز بکش و بدنت را شل کن. چند لحظه همان طور که یاد گرفتی، نفس بکش. دستت رو مشت کن. بازوهایت را خم کن تا بتونم ماهیچه ات رو ببینم.»

« آرام ماهیچه هات رو تا اونجا که می تونی سفت کن. تا ۱۰ بشمار- ۱۰،۹،۸،۷،۶،۵،۴،۳،۲،۱. حالا یک نفس عمیق بکش. اونو نگهدار. بعد در حالی که به آرومی می گی آروم باش! نفست رو خارج کن و همزمان با اون ماهیچه هات رو به سرعت شل کن تا بازوت پایین بیفته.» « دست هات رو مثل یک رشته اسپاگتی تکان بده، به طوری که از جاشون زیاد حرکت نکنند.

مرحله ۲- پاهای فولادی
« به پشت روی زمین بخواب. تمام حواست رو به پاهایت متمرکز کن. پای راستت رو دراز کن و شست پایت رو به طرف سرت خم کن تا ماهیچه های جلوی ساق پایت سفت شوند. در حالی که پایت در حالت کشیده است، اونو چند سانتی متر از روی زمین بلند کن.»

مرحله۳- شکم سفت مثل سنگ
دراین هنگام به کودک بگوئید نفس کشیدن، دستهای اسپاگتی و پاهای فولادی را تمرین کند. سپس به صورت زیر عمل کنید.

« دستها و پاهایت بسیار شل هستند. حالا شکمت رو اونقدر سفت کن که انگار می خوان به اول مشت بزنن. خوب حالا سعی کن اونو مثل سنگ سفت کنی و همان طور نگهش داری. به آرامی تا عدد ده بشمار. نفس رو به داخل بکش و در حالی که می گی آ…ر…و…م، نفست رو بیرون بده و شکمت رو شل کن.»

مرحله۴- چهره شاد
« این طور نشان بده که نور شدیدی به چشمانت تابیده. دندانهات رو به هم فشار بده و لب هات رو به شکل یک غنچه منقبض کن. یک نفس عمیق بکش. ماهیچه های صورتت رو سفت کن و همین طور تا وقتی که می شمارم ، نگاه دار. در حالی که کلمه آ…ر…و…م رو زمزمه می کنی،نفست رو بیرون بده و تمام صورتت رو با دهان باز شل کن! خوب بود حالا یه بار دیگه.»

مرحله۵- مهار افکار
اگر کودک شما به راحتی می تواند از ۱۰۰ برعکس بشمارد، با این عدد شروع کنید یا با هر عددی که می خواهد. اگر برعکس شمردن برایش سخت بود، می تواند به طور عادی بشمارد.

« با گفتن هر عدد، نفس بگیر و بیرون بده و بگو آروم! چشمهات رو ببند و سعی کن هر عددی رو که می گی در ذهنت مجسم کنی. به هیچ چیز جز اعداد فکر نکن. حالا وقت آرامشه.»

مرحله۶- تمرین
برای تمرین روزانه کودک زمان بندی کنید. این زمان بندی باید منظم باشد. برای بیشتر خانواده ها موقع خواب بهترین وقت است؛ زیرا به کودک زمان می دهد که روز را به خوشی به پایان برد.
برای ایجاد انگیزه از یک جدول استفاده کنید.
از روش کسب آرامش فوری استفاده کنید.


talking-2.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقهتحسین به مقدار کم همراه با انتقاد نتایج بهتری به بار می آورد. کودک شما می خواهد که به او توجه کنید و می خواهد این توجه را از هر طریقی که می تواند به دست آورد.

تحسین کردن کودک

تحسین کودک

برای والدین آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آن ها را در نظر نگیرند. برای مثال مریم و علی بدون سر و صدا در اتاق مشغول بازی هستند و هیچ کس به خاطر آن که بسیار دوستانه اسباب بازی ها را تقسیم می کنند، آن ها را تحسین نمی کند. اما چند دقیقه بعد که بین بچه ها دعوا می شود، پدر عصبانی شده، سر آن ها داد می کشد.

اگر دیدگاه شما منفی باشد، او از راه های منفی به هدف خود می رسد. اما اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید، در مقابل، رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد؛ زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت خود ، سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.

اگر هنگام تحسین کردن راهنمایی های زیر را به کار ببندید، به زودی خواهید دید که این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار موثر است.

رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را به بچه نگوئید ،« چه دختر خوبی». زیرا این جمله بدین معناست که هدف، عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات؛ به جای آن می توانید بگوئید: « من از طرز حرف زدنت با نیما خوشم آمد» . گفتن عبارت « پسر خوب» یا « دختر خوب» نمی تواند احساس مشخصی را به کودک القا کند؛ مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد؛ زیرا تصور هر کس از خود، بر پایه تصوری که از اعمالش دارد، استوار است.

موثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار با تحسین است.
از تحسین های ویژه استفاده کنید.
هدف از تحسین کردن، افزایش رفتارهای شایسته است پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند، تاکید کنید. هر چه تحسین شما اختصاصی تر باشد، کودک درست بودن کارش را بهتر درک می کند و احتمال اینکه آن عمل را تکرار کند نیز بیشتر می شود. برای نمونه یک روز صبح متوجه می شوید که فرزندتان رختخوابش را مرتب کرده است، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است. اگر بسادگی بگوئید « آفرین عزیزم» او نمی فهمد که منظور شما رختخوابش است یا موهایش. پس بگوئید« از اینکه امروز صبح رختخوابت را جمع کردی خیلی خوشم آمد، ممنونم.»

هر پیشرفتی را تحسین کنید.

هر پیشرفتی را تحسین کنید.
اگر به فرزند خردسالتان گفته اید که باید اسباب بازی هایش را پس از بازی کردن با آن ها مرتب کند ولی او قبلا هیچ گاه این کار را انجام نداده است، پیشرفت های کوچک او را نیز ستایش کنید.

دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازی ها از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد ( در حالی که سه یا چهارتای دیگر را رها کرده است) از کودکتان تعریف کنید و به او آفرین بگوئید:« چه کار خوبی کردی که کامیونت را توی کمد اسباب بازی ها گذاشتی.

بگذار کمکت کنم تا بقیه رو هم جمع کنی.». دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو تا از اسباب بازی هایش از او تعریف کنید و همین طور ادامه دهید تا رفتار کودک اصلاح شود.

هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شده است، برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز داریم و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار به خصوص به طور مداوم تمجید شود. در عوض به طور اتفاقی این کار را انجام دهید؛ مثلا هر پنج یا ده باری که کودک آن را انجام می دهد، از او تعریف کنید. توجه داشته باشید که در مورد هر رفتاری ستایش را هرگز به طور کامل متوقف نکنید.

به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید.
برای دریافت پاسخ های بهتر، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن و دیگر نشانه های عملی محبت همراه با کلمات مهرآمیز برای کودکان خردسال موثرند. اما در مورد کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پیامهای سری استفاده کنیم.

زیرا این کودکان بیشتر دوست دارند به طور خصوصی تشویق شوند. برای نمونه می توانید با یک چشمک یا اشاره دست نشان دهید که به عمل خوبش توجه کرده اید.بعدا می توانید در مورد رفتار پسندیده اش با یکدیگر صحبت کنید.

بیشتر کودکان بزرگتر یک لحن آمیخته با شوخی را به نعریف و تمجید مستقیم ترجیح می دهند. گفتن این جمله که « عجب مستخدم با سلیقه ای اینجا بوده است!» پاسخ بهتری را در یک کودک دوازده ساله بر می انگیزد تا این جمله که «واقعا رختخوابت را خیلی خوب مرتب کرده ای.»

به خاطر داشته باشید که کودکان از جملات تکراری خسته می شوند. عبارات مشابهی که پشت سر هم استفاده می شوند، تاثیر خود را از دست می دهند؛ خلاق باشید.

بلافاصله تحسین کنید.
تحسین کردن به خصوص در مورد کودکان خردسال وقتی موثرتر است که بدون معطلی صورت گیرد. نذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد، اگرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله را درک کنند.

تحسین را با علاقه بی قید و شرط بیامیزید.
برخی از والدین نگران آنند که مبادا کودکانشان فقط هنگامی که مورد توجه قرار می گیرند و تحسین می شوند، خوب رفتار کنند. برای رفع این مشکل، بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید یکاهیم و آن را به طور موردی انجام دهیم.


self-confidence3.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

بزرگترین سرمایه ی هر انسانی ,اعتماد به نفس اوست که برخی از افراد متاسفانه از نداشتن اعتماد به نفس لازم زجر می برند.این مسئله نباید نادیده گرفته شود که بهترین زمان برای شکل گیری اعتماد به نفس , دوران کودکی است و کسانی که از این قضیه رنج می برند در دوران کودکی خود مشکلات عدیده ایی در ابن باب داشته اند.به جرات می توان گفت فرزند شما درآینده به هر مقامی برسد به میزان اعتماد به نفس وی بستگی دارد که نشانه ی قدرت,دفاع کودک در مشکلات زندگی است.اعتماد به نفس به کودک یک شایستگی عاطفی را منتقل می کند. در زمینه تعریف اعتماد به نفس ,نقش والدین و مدرسه و نشانه های عدم اعتماد به نفس در کودک با رضا شهلا,کارشناس ارشد روانشناس کودک مصاحبه کرده ایم که در زیر می خوانید:

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس چیست؟
رضا شهلا معتقد است که اعتماد به نفس مجموعه اعتقادات و احساساتی است که هر فردی نسبت به خود دارد بعبارت دیگر اعتماد به نفس میزان ارزشی است که کودک برای خود قائل است و از این لحاظ می توان تعاریفهای مختلفی برای اعتماد به نفس قائل شد مانند شناخت ارزش و اهمیت خویش در کنار اعتماد و رضایت خود,پذیرش نقاط منفی خود و کنار آمدن با چالشهای اساسی زندگی که بعبارت دیگر باعث فعلیت در کودک می شود.وی در تعریف اعتماد به نفس به دو فاکتورخود پنداره یعنی برداشتی که از خود دارم و خویش را تعریف می کنم و عزت نفس یعنی احساس توانمندی و ارزشمندی در حیطه ی بزرگتر اشاره دارد.شهلا,شکل گیری اعتماد به نفس را از دوران شیرخوارگی می داند و می افزاید:”در سن۲-۰ سالگی سالهای کسب مهارت های حرکتی و شناختی و موفقیت کودک در انجام بعضی از فعالیت های مربوط به خود مانند توانایی راه رفتن و غذا خوردن است که باعث خودباروری و اعتماد به نفس در کودک می شود.اما از سن دو سالگی بعد طبق نظریه اریکسون ,کودک در خواسته هایش موفق می شود و احساس تکیه کردن به خود در او تقویت می شود و سرشار از غروز خواهد شد.

نقش پر رنگ والدین در اعتماد به نفس کودکان

نقش والدین
والدین بعنوان مهمترین افراد زندگی کودک در بدو تولد نقش مهمی در شکل گیری اعتماد به نفس در کودک دارد.این روانشناس کودک معتقد است:”سه عامل محیطی شامل جو و فضای خانواده,مجموعه خانواده و روشهای مناسب به آموزش دادن به کودک نقش موثری در برداشت کودک از خود دارد زیرا تصوری که هر فرد از خودش دارد در درون خانواده شکل می گیرد و نقش پدر ومادر بعنوان انتقال دهندگان سیمای بیرونی کودک باعث ساخته شدن پیش فرضهای ذهنی کودک می شود”.گاهی اوقات دیده می شود کودکان بخاطر قضاوتهای منفی بزرگتران درباره ی آنان,فکر می کنند موجود بی ارزش و دوست نداشتنی اند و احساس منفی دارند.این کارشناس در اینباره توضیح می دهد:”تحقیقات نشان داده که نقش والدینی که رابطه صمیمی تری با کودک داشته باشند کودک احساس تایید بیشتری خواهند گرفت و اعتماد به نفس وی تقویت می شود ,فرزندانی که والدینشان با آنها رابطه ی احساس بهتری دارند ارتباط معقولانه تری هم دارند.”وی در این زمینه اتصال هیجانی کودکان به والد معتقد است:”اتصال هیجانی بین والد و کودک از سه طریق اتفاق می افتد,طریقه ی مثبت شامل نگاه خوب ,بازخوردهای صحیح ,لبخند یااز طریق ستیزه جویی که متاسفانه اتصال منفی است و نوع رابطه والد و کودک را دچار مشکل می سازد و نوع سوم استنکاف یعنی سرباز زدن از ارتباط است.اگر ظرافتهای کلامی و هیجانی در اتصالات هیجانی در تعاملات والد و کودک نباشد,ارتباط برقرار نمی شود و کودکان را دچار مشکلات هیجانی می کند.به همین دلیل است که سالهای نخستین کودک حساسترین دوره ی رشد ذهنی و عاطفی است.از عوامل موثر ایجاد اعتماد به نفس پایین در کودکان در خانواده می توان به موارد ذیل اشاره کرد:رفتارهای تند,محبت نکردن,توجه نکردن,غفلت و گوش نداشتن,تحقیر کردن ,تمسخر,سرزنش ,انتقاد,تهدید,مقایسه,توجه به نکات منفی و انتظارات بسیار بالا و بد رفتاری.”در پرورش اعتماد به نفس کودک عاملهای دیگری غیر از ارتباط والدین دخیل است.شهلا اظهار دارد:”از جمله عاملهای مهم این است که خود والد(پدر-مادر) از سلامت روانی برخوردار باشد.اگروالد حس خوبی نداشته باشد سلامت روانی برخوردار نباشد کودکش هم دچار مشکل خواهد شد.شما نمی توانید بعنوان یک والد اعتماد به نفس نداشته باشید وبخواهید به فرزندانتان اعتماد به نفس ندهید.ما با نوع دیگری از والدین برخورد داریم که با یک نوع رفتارهای هیجانی زیاد و اصطلاحا باج دادن های مختلف به کودک ,یا چیزی که ما روانشناسان از آن بعنوان تله های تربیتی یاد می کنیم,والدین از زمان تولد کودک هیچگونه مخالفتی با خواسته های وی نداشته باشد و در کل کلمه “نه” را از دایره لغات خود حذف می کنند یا اینکه هر گونه تصمیم گیری که می خواهند بگیرند از کودک خود سوال می کنند و عنان زندگیشان را به دست وی می گذراند و اصطلاحا کودک همانند شاهزاده ی نفر اول خانواده تربیت می شود که حرف ,حرف اوست و نیاز او ارجح بر نیاز دیگران است.در چنین شرایطی این کودک وقتی در سن ۶ و ۷ سالگی وارد مدرسه یا پیش دبستانی می شوند دیگر آنجا نفر اول نیستند چرا که همه با هم برابرند و آنجا اولین محلی است که که با خواسته های کودک مثل خانواده برخورد نمی شود و این فرآیند باعث شکل گیری اعتماد به نفس کاذب در کودک می شود.این نوع کودک مسلما در روابط اجتماعی با همسالان خود دچار مشکل خواهد شد.

انضباط در خانواده و نقش آن با اعتماد به نفس
رضا شهلا در پاسخ به اینکه انضباط در خانواده تا چه حدی باعث شکلگیری اعتماد به نفس لازم در کودک می شود گفت:از نظر افراد مختلف داشتن انظباط در خانه تاثیرات متفاوتی دارد مثلا والد وسواسی یا با دیسیپلیم,سبک تربیتی اش خارج از چهارچوب است و انضباط را به گونه ایی دیگر تعریف می کند اما تحقیقات روانشناسی نشان داده که داشتن چهارچوب درون خانواده به شکل منطقی و از قبل تعیین شده و با هماهنگی اعضای خانواده باعث پرورش اعتماد به نفس در کودک می شود.”
این متخصص کودک ,علائمی را که کودکان ار اعتماد به نفس لازم رنج می برند چنین بر می شمرد:
-عصبی هستند و در مقابل انتقاد حساسیت از خود نشان می دهند.
-گفتن مطالب تحقیر آمیز در رابطه با خود و دیدن خویش بعنوان فردی غیر جذاب,بی ارزش,بازنده,سربار و بی اهمیت
-اجتناب از تعامل اجتماعی با همسالان
-ترس از طرد شدن در روابط اجتماعی
-خودداری از پذیرش خطرات همراه با تجارب جدید
-خودستایی,گزافه گویی شدید درباره توانمندی های خود
-از هر فرصت برای مقایسه خود با دیگران استفاده می کنند تادریابند چه وضع و مقامی هستند .

رابطه مدرسه و اعتماد به نفس

رابطه مدرسه و اعتماد به نفس
مدرسه بعنوان نخستین جایی که بطور رسمی قانون درآن رعایت می شود ,نقش مهمی در پیشبرد اعتماد به نفس کودک یا ترویج اعتماد به نفس کاذب دارد.این روانشناس کودک در اینباره توضیح می دهد:”ضروری است با شرایط امروزی مدارس در ایران ,اولیای مدرسه خود نسبت به اعتماد به نفس و طریقه ی ارتباط با کودکان با مدرسه و انتقال مفاهیم هیجانی تجدید نظر نمایند.از مواردی که می توان به افزایش اعتماد به نفس در مدرسه اشاره کرد:۱-قبول اجتماعی کودک به گونه ایی که او احساس کند فردی محترم وعزیز است.۲-فرصت دادن به کودکانی که دچار شکست شده و مشکلات رفتاری دارند یا گشودن راه به روی آنها در صورت داشتن احساس به بن بست رسیدن۴-خودداری از برچسب زدن به کودک حتی برچسبهای مثبت۵-خودداری از سپردن شاگردی ضعیف به شاگردی قوی و دادن سرپرستی کودکان دیگر به سایر کودکان.

تقویت اعتماد به نفس
این متخص کودک راههایی را برای تمرین افزایش اعتماد به نفس کوک اشاره دارد از جمله:
۱-احساس تعلق در کودک باید رشد داده شود و تقویت پیوند عاطفی بین اعضای خانواده وجود اشته باشد و سطح ارتباط و تماسهای کودک با اعضا و ایجاد فضای مشترک را افزایش دهیم
۲-کم کردن سطح انتقادها ,سرزنشها ,باید و نبایدها و در مقابل آن افزایش همدلی و شنونده بودن والدین
۳-ایجاد شرایط چالش برانگیز برای مهار کردن خطر
۴-تقویت احساس منحصر به فرد بودن و مقایسه نکردن و افزایش خودآگاهی کودک نسبت به ویژگی هایش
۵-بار اوری ,ایجاد شرایط مناسب برای انجام کارهای مناسب و دادن مسئولیت به کودک و پیگیری
۶-آموزش مهارتهای اجتماعی
۷-کودک را همانگونه که هست بپذیریم و کمال گرا نباشیم
۸-برای کودک وقت بگذارید و کودک را تشویق کنید تا خودش تصمیم بگیرد.
۹-افکار غیر منطقی کودک نسبت به خودش را تصحیح کنید چرا که گاهی کودک به ادراک نادرست درباره ی خودش جنبه ی واقعی می دهد.
۱۰-به کودک بیاموزید که موفقیت و محبوبیت لزوما با هم پیوندی ندارند اینکه همه ی مردم ما را دوست داشته باشند نا ممکن است.
۱۱-افزایش خودآگاهی والدین نسبت به طرز فکرشان در باره ی کودک و شیوه تربیتی که بکار می برند.


bigstock-Happy-Family-7232451.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقهفرزندپروری

یادگیری برقراری ارتباط و گوش دادن همدلانه، قسمت مهم و حیاتی فرزندپروری است. ارتباط مهربانه ،رشد یک دلبستگی سالم را که به خصوص در بنا کردن یک رابطه والد-فرزندی قابل اعتماد بسیار مهم است،مورد حمایت قرار میدهد. مطالعاتی که در فرهنگهای مختلف انجام شده، نشان میدهد که یکی از عناصر مشترک در دلبستگی سالم، توانایی والد و غرزند در دادوستد متقابل پیام ها است. این ارتباط به این معناست که پیامهایی که توسط کودک فرستاده میشود، مستقیما به وسیله والد دریافت و درک می شود و والد بدان پاسخ میدهد. این ارتباط مربوط احساس زنده و انرژی بخشی از پیوند به وجود می آوردکه اساس روابط پرورش دهنده در طول زندگی است. ارتباط مبتنی بر همکاری متقابل یا رتبط به ما اجازه میدهد تا با اتخاذ نقطه نظر دیگری و دیدن انعکاس نقطه نظرات خودمان در پاسخ آنها، ذهن خود را گسترش دهیم.

از آغاز زندگی نوزاد برای تلاش برای بقا و رشد یافتن نیاز به ارتباط متقابل دارد. وقتی طقلی لبخند میزند یا صداهایی ایجاد میکند، یک والد پرورش دهنده با لبخند زدن و تقلید برخی از صداهای کودک، به او پاسخ می دهد، سپس مکث میکند و منتظر میشود تا طفل مجدادا پاسخ دهد.

بدین ترتیب یک گفت و گوی دو طرفه شروع میشود که به طفل میگوید: من تو را میبینم و به تو گوش میدهم و به تو بازتابی از خودت که با ارزش است میدهم تا تو خودت هم برای خودت ارزش قائل شوی.من تو را همان طور که هستی دوست دارم.

بنابراین از طریق یک گفتگو متقابل ساده رد و بدل کردن عللامتهایی که حسی از پیوند را به وجود می اورذ، یک پیوند ایجاد میشود. سلامت هیجانی فرزندمان با این گفت و گوی صمیمانه متقابل ساخته میشود.

وقتی ارتباط مربوط در تعاملات ما وجود دارد، حس خود ما با دیگری خوب و درست است و ما احساس میکنیم که دیگری ما را درک می کند.احساس میکنیم که در دنیا تنها نیستیم.یادگیری در یک بافت اجتماعی اتفاق می افتد. از طریق پیوند پیدا کردن با یکدیگر، کودکان هم دانش اجتماعی و هم درک از خود را، که هیچگاه نمیتوانستند در انزوا بدست یابند، بنا کنند.

اجتماعی شدن یا جامعه پذیری به معنای انتقال ارزشهای اجتماعی از والدین به فرزندان است و الگوهای پرورش فرزندان در چگونگی شکل گیری هویت و درونی کردن ارزش های اجتماعی نقش مهمی دارد. این الگوها شامل پذیرش، کنترل و کمک در کودکان می باشد.

پذیرش: والدین پذیرا فرزندان خود را همانطور که هستند میپذیرند، زیرا بر این باورند که هر فرزندی بیهمتا و خاص است و خصوصیات مثبتی دارد که باید کشف شود. والدینی که پذیرا نیساتند، فرزندشان را همان طور که هستند نمیپذیرند، بلکه انتظار دارند فرزندشان شبیه کسی باشد که آن ها میخواهند که در نهایت فرزندانی با اعتماد به نفس و هویت ضعیف پرورش میدهند.

کنترل: به معنای نظارت بر فرزندان و ارئه بازخورد به آنان بر اساس یک سری قواعد و معیارهاست. والدین معمولا در اعمال کنترل متفاوت عمل میکنند. عده ای از آنها میخواهند بر تماام رفتارهای فرزندشان کنترل داشته باشند، در حالی که عده ای دیگر سعی میکنند تنها روی برخی رفتارها از قبیل پرخاش و … نظارت داشته باشند.

محبت: محبت به معنای دوست داشتن فرزندان و ابراز احساسات مثبت، توجه، نوازش و پذیرش کودکان به عنوان موجودی دوست داشتنی، قابل احترام و متمایز از ماست.


1_shutterstock_191557487-848x477.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

در این مقاله به برخی مشکلات رشدی و رفتاری معمول و دردسرهایی که برای خانواده ایجاد می شود، اشاره می کنیم:

مشکلات رایج در تربیت کودک

کودک نق نقو

نق،غرغر،ونگ ونگ،شکایت،یا هر اسم دیگری که بر آن بگذاریم،بسیاری از والدین با آن آشنایی کامل دارند.لحن صدای کودکی که خواهشی را به اصرار تبدیل می کند،خصوصاً اگر کار همیشگی او باشد،ممکن است پدر و مادر را آشفته خاطر کند. بسیاری از والدین شکایت می کنند که کودکشان هرگاه دهان خود را باز می کند،با صدایی جیغ مانند و تو دماغی شروع به نق زدن می کنند.آنان به موارد بی شماری اشاره می کنند:برای خوردن چیزی قبل از شام نق می زنند،در اتومبیل و بخصوص هنگام دیدن پدر بزرگ و مادر بزرگ مدام نق می زنند.داشتن چنین فرزندی برای بسیاری از والدین دشوار است.شاید از درون از کوره به در روند و جوش بیاورند و کم کم نگران زمانی شوند که دیگر علاقه ای نداشته باشند ساعاتی را با فرزندان خود سپری کنند.اغلب این مسئله والدین را وا می دارد تا در جستجوی کمک فردی متخصص برآیند.

کودک نحس

کودک نحس از حدود ۱۸ ماهگی کج خلق و نحسی باور نکردنی از خود نشان می دهد.رفتار کودک نحس ممکن است به قدری غیر قابل تحمل شود که به ناچار مجبور شوید او را از مهدکودک بیرون بیاورید.گاهی کودک تا هشت بار در روز نحسی می کند و سرو صدای او حتی تا سر خیابان نیز شنیده می شود.بعضی وقت ها حتی همسایگان با پلیس تماس می گیرند و و گزارش میدهند کودکی در همسایگی آنان مورد بدرفتاری و ضرب و شتم قرار گرفته است!

کودکان به صورت های متفاوتی نحسی می کنند:خود را به زمین می اندازند،تا آن جا که می توانند و قدرت دارند با صدای بلند جیغ می زنند،ناسزا می گوینددست و پای خود را به زمین می کوبندو گاهی اوقات نفس خود را حبس می کنند تا آنجا که رنگ صورتشان کبود می شود.نحسی این کودکان از ۳۰ ثانیه تا ۳۰ دقیقه به طول می انجامد.آنان از این روش برای تاثیر گذاشتن بر دیگران و رسیدن به خواسته های خود استفاده می کنند.برای مثال،اگر به درخواست چنین کودکی جواب رد بدهند،ممکن است نحس شود.

کودک نحس

کودکی که در تخت خود نمی خوابد

چنین کودکی درواقع تخت خوابی ندارد،یا اینچنین به نظر میرسد.او مقابل تلویزیون روی زمین به خواب می رود تا هنگامی که والدینش برای خواب آماده شوند،بعد با خوشحالی میان آن دو جای راحتی پیدا می کند و می خوابد.او اصلاًحاضر نمی شود روی تخت خواب اتاق خود بخوابدو والدینش با وجود کوشش های زیاد نتوانسته اند حریف او شوند و دیگر تسلیم شده اند.در ضمن آنان نمی توانند کودک را وادار کنند مثلاً سر ساعت مناسب بخوابد.او معمولاً هر زمان که بخواهد می خوابد.بسیاری از شب ها بین ساعت ۱۹.۳۰ تا ۱۰.۳۰ جلوی تلویزیون به خواب می رود.وقتی پدر یا مادر او را بلند می کند تا در تخت بگذارد بیدار می شود.اگر والدین او را در تخت خواب خودشان نگذارند،با صدای بلند فریاد می کشد تا بالاخره آنان تسلیم شوند.

کودکانی که از خوابیدن در تخت خود امتناع می کنند،در طول شب دائم از تخت پایین می آیند،یا چندین بار بیدار می شوند و این مسئله ممکن است معضلی واقعی برای والدینی باشد که اغلب خسته از کار روزانه شدیداً به خواب شب نیاز دارند.

بازیکن بد

این کودک از باختن بیزار است.تا آنجا که والدین او به یاد می آورند،گرایش به بلند پروازی و جاه طلبی داشته است.شاید در آغاز پدر و ماذر این حقیقت را که پسرشان پرجرات است،پنهانی ستوده باشند،ولی عملاً او را تشویق نکرده اند تا انتظار داشته باشد که در هر بازی یا فعالیتی برد با او باشد.او بازنده ی بداخلاقی است

بهبود مشکل رفتاری کودک

کودک نق نقو،نحس،کودکی که از خوابیدن در تخت خود امتناع می کند،و بازیکن بد ،همه و همه یک مشکل مشترک دارند:رفتارشان باعث بروز برخورد هایی بین آنان با والدینشان و در برخی موارد با آموزگاران و حتی همسن و سالان آنها می شود.والدین اینگونه کودکان اغلب امیدوارند رفتار مشکل آفرین ،خود به خود از بین برود.شاید افراد بسیاری آنان را نصیحت کرده باشند که این مشکل “گذراست”و اینکه بالاخره کودک این مرحله را پشت سر می گذارد،اما بسیاری موارد عکس آن صادق است و مشکل وخیم تر می شود.

بهبود رفتار کودک تنها زمانی امکان پذیر است که والدین وارد عمل شوند،به این ترتیب که آنان برای واکنش نشان دادن به رفتار کودک باید روش های صحیح دیگری را فرا گیرند.این مستلزم آن است که والدین بی درنگ و صادقانه به مبارزه با این مشکلات همت کنند و در روشی که قبلاً برای برخورد با آن مشکل اتخاذ کرده بودند،تغییری دهند.حل مشکل برای بسیاری از والدین ساده است:آنان فقط نیاز به اتخاذ روشی متفاوت با قبل،برای برخورد با رفتار کودک خود دارند.اما در مورد تعداد اندکی از والدین تغییرات مهم دیگری نیز لازم است.برای مثال والدینی که درگیر علایق،کار یا فعالیت های دیگر خود هستند،ممکن است به نیاز های کودکان خود از قبیل توجه،مراقبت،مهربانی و نظارت مناسب بر کارهای آنان بی توجه باشند.شاید لازم باشد آنها در اولویت های خود تجدید نظر کنند و زمان بیشتری برای فرزندانشان در نظر بگیرند. برخی از والدین نیز تنها به اصلاحاتی جزئی در تدابیر و روش هایی که تا به حال استفاده می کردند نیاز دارند.نوع و میزان تغییر تا حدی به نوع مشکلی که پدر و مادر درگیر آن هستند بستگی دارد.


Screenshot_۲۰۱۷۱۲۱۳-۱۸۳۲۲۶-625x366.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مدت زمان محروم کردن کودک 2تا3 دقیقه است

دراین شیوه باید کودک را به طور موقتی از موقعیتی که در آن مشکلی به وجود آورده دورکرد.مدت زمان محروم کردن کودک ۲تا۳ دقیقه است وباید بلافاصله پس از بروزمشکل رفتاری از آن استفاده کرد. از این روش میتوان برای پشتیبانی از روش زمان سکوت یا هر تنبیه دیگری استفاده کرد که برای رفتارهای بسیار مخرب از قبیل پرخاشگری ،عصبانیت وازکوره دررفتن یا نافرمانی وسرپیچی از دستورها در نظر گرفته اید.نحوه اجرای آن همانند زمان سکوت است فقط با این تفاوت که در این شیوه معمولای کودک را باید در مکان دیگری از قبیل حمام یا راهرو گذاشت.با استفاده از این روش دیگرنیازی نیست هنگامی که رفتار بدی از کودک سر می زند سرش فریاد بزنید،تهدیدش کنید یا به اوسیلی بزنید.این روش در کمک به کودک برای فراگیری رفتارهای قابل قبول تر بسیار موثراست،البته در صورتی که از آن به درستی استفاده شود.مزیت اصلی آن این است که لازم است والدین خونسردی خود را حفظ کنند.عصبانی شدن در زمانی که کودک نیز پرخاشگرشده است،باعث خشم بیشترکودک می شود که این خود منجر به تشدید مداوم عصبانیت وخشم هم در والدین وهم در کودک می شود .

استفاده از روش محروم کردن موقت برای مهار بی نظمی

فرستادن کودک به اتاق خوابش نوع دیگری از محروم کردن موقت است.اشکال عمده استفاده از اتاق خواب به عنوان مکانی برای محروم کردن کودک این است که درآن جا اسباب بازی ها ووسایل دیگری وجود دارد و کودک میتواند در آن مدت با آنها سرگرم شود.بهترین جا برای محروم کردن کودک مکان های کسل کننده،بدون جاذبه و ملال آور است. البته در این مکان ها باید جریان هواوجودداشته باشد،امن ودارای نورر کافی باشد ودر صورت لزوم بتوان در آن را قفل کرد تا از خروج کودک جلوگیری نمود.

والدینی که به شکلی از روش محروم کردن موقت استفاده کرده اند ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که این شیوه اثر چندانی ندارد. اما چرا؟ علت آن یکی از دلایل زیر است. اول این که به کودک اجازه داده اند خودش تصمیم بگیرد چه موقع از آن مکان بیرون بیاید. دوم اینکه والدین از این روش به طور مستمرومنظم استفاده نکردهاند.محروم کردن موقت زمانی بهترین تاثیروکارایی را دارد که هرگاه مشکل رفتاریی بروز کرد از آن استفاده شود.سوم اینکه زمانی که کودک هنوز عصبانی وناراحت است والدین به او اجازه داده اند از محل مورد نظر بیرون بیاید واین واقعا مشکل بزرگی است،زیرا کودک یاد می گیرد که اگر به مدت زیاد وبا صدای بلند فریاد بزند،بالاخره میتواند از آن جا بیرون بیاید.بیرون آمدن از این تنبیه بستگی به این دارد که کودک بتواند واقعا ۲تا۳دقیقه همان جا ساکت وآرام بماند.اگر بخواهید هنگامی که کودک قول می دهد بچه خوبی باشد او را رها کنید،یا این که فقط ماندن در مدت زمان تعیین شده را ملاک قرار دهید بدون این که به این توجه داشته باشید که کودک در آن مدت ساکت بوده است یا خیر،راه به جایی نمی برید. در حقیقت محروم کردن موقت از زمانی شروع می شود که بی نظمی و آشوب کودک متوقف شود.

بسیاری از والدینی که با آن ها کار کرده ام،حمام را برای محروم کردن کودک انتخاب کرده اند،البته بعد از این که وسایل خطرناک آن رادور ازدسترس گذاشته اند و آن را به محل امنی مبدل کردهاند.

راهنمای استفاده از این روش، مشابه توصیه هایی است که در خصوص زمان سکوت آمد.


Parenting.jpg1_.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نگرش کلی شما نسبت به وظیفه پدر مادری تإثیر زیادی بر آنچه شما بر کودک شما در حین رشد میگذرد دارد و رشد و تکامل او را تحت تإثیر قرار می دهد.اکنون که صاحب فرزندی شده اید ،شاید بهتر این باشد که نگرش مثبتی نسبت به اینکه پدر یا مادر او هستید داشته باشید.

برخی از مردم بچه های زیاد میخواهند و بعضی دیگر کم یا هیچ.خیلی از مردم هنور احساس میکنند که ازدواج بدون فرزند ناقص است و برخی دیگر معتقدند که کودکان مانعی بر سر راه موفقیت شغلی و پیشرفت آنها هستند .اگر شما از گروه دوم هستید ،بعید است بتوانید نمره ٌخوبی از نظر معیارهای پدر یا مادر خوب بودن به دست آورید،اگر میل دارید پدر یا مادر خوبی باشید.

نگرش والدین یکی از عوامل مؤثر بر رشد کودک

به طور کلی والدین مسن تر نقش پدرمادری خود را بیشتر از صمیم قلب می پذیرند تا افراد جوانتر،در صورتی که والدین انتظار تصویر اغراق شده ه ای را که غالباً وسایل ارتباط جمعی از رابطهٍ کودک با والدین نشان می دهند نداشته باشند،در ایفای نقش خود موفق تر خواهند بود .داشتن چنان انتظاری از کودک ،واقع بیبنانه نیست و داشتن تصویر بسیار از کودک ،مثلا اینکه یک کودک “استثنایی”باشد،ممکن است واقعا خطرناک باشد و فقط باعث می شود با دیدن اینکه کودکتان برآورنده انتظارات شما نیست و دچار یأس و رنجش شوید.

بیشترین اعتماد به نفس را کودکی دارد که خود را بپذیرد ،و ایجاد این تصور مطلوب از خود تا حد زیادی بستگی به نگرش و برخورد شما نسبت به او دارد .چنین کودکی می تواند با تمام مشکلاتی که زندگی بر سر راه او قرار می دهد روبرو شود.

یکی از مهم ترین کارهایی که می توانید برای کودک خود انجام دهید این است که او را در دنیای واقعیات نگه دارید و اهداف واقع بینانه ای برای او تعیین کنید تا از ناکامی ها اجتناب شود و تصور او از خود لطمه ای نبیند.از طرف دیگر ،وظیفه شماست که نقاط ضعف کودک خود را علاوه بر نقاط قوت او،البته همیشه با تکیه بر نقاط قوت،به او نشان دهید تا با درک کاملی از خویشتن و اطلاع از محدودیت هایش بزرگ شود.

کاری کنید محیطی که برای کودکتان میسازید فرصتهای یادگیری او را محدود نکند ،زیرا اگر فرصتها محدود شوند ،او قادر نخواهد بود به توان بالقوه خود به تمامی دست یابد .

سعی نکنید کودک خود را در یک قالب از پیش تعیین شده بگنجانید ،زیرا زندگی در چنین محیطی او را به شدت سرخورده خواهد کرد .آنچه کودک به آن نیاز دارد تشویق برای شکل گیری فردیت خود اوست .با کمک به او برای روبرو شدن و دست و پنجه نرم کردن با مسائلی که دشوارتر از آن است که به تنهایی حل کند ،به او درس اتکاء به نفس و مصمم بودن می دهید.

مسئولیت مهم

بسیاری از اوقات متوجه میشوید که کودک شما در سیر رشد و تکامل خود به یک مرحله موقتاً بدون پیشرفت رسیده است و بسیار محتمل است نتیجه بگیرید که او به آخرین حد توانایی خود رسیده است .در نتیجه کودک شما کمتر تلاشی برای یادگیری بیشتر میکند و در همان سطح باقی میماند ،در حالی که با کمی تشویق از طرف شما ،با این اعتقاد که دستیابی به موفقیت بیشتر همیشه ممکن است ،میتواند به سطوح بالاتر نیز برسد.

یک مسئولیت مهم دیگر شما به عنوان پدر یا مادر این است که به کودک خود بیاموزید که با دیگران ارتباط برقرار کند و نسبت به آنها توجه داشته باشد ،یعنی نسبت به افراد غیر از خودش گرایش داشته باشد .با اینکار تضمین میکنید که پیدا کردن دوست برای او آسان باشد و دچار انزوا و تنهایی نشود.اگر با رفتار غیر اجتماعی کودک خود برخورد نکنید ،او هرگز در اجتماع پذیرفته نخواهد شد .اصلاح این رفتارها قبل از اینکه به صورت عادت در آید و شانس او برای آمیختن با دیگران او را به مخاطره بیندازد ،حائز اهمیت است.


kg1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

تعامل کودک با همسالان، آشنا شدن آنها با قوانین اجتماعی، ایجاد روابط اجتماعی، بازی‌های گروهی و رشد توانایی‌های فردی از مزایای مهدکودک است که زمینه‌ساز مدرسه‌پذیری و به دنبال آن جامعه‌پذیری افراد می‌شود.

علت ترس بعضی از کودکان از مهد کودک

امروزه افرادی که رفتارهای مورد پذیرش در جامعه را به‌راحتی می‌آموزند، همان کودکانی بوده‌اند که دوران خردسالی‌شان را در مهدکودک‌ها سپری کرده‌اند.
بچه‌هایی که پا به موسسه یا مهدکودک می‌گذارند، چند دسته‌اند؛ دسته‌ای آنهایی هستند که به مادرانشان چسبیده‌اند و با آنها پا به این محیط جدید می‌گذارند. گروهی از بچه‌ها هم هستند که بی‌توجه به پدر و مادر در اتاق‌ها و محیط مهد می‌چرخند و به همه جا سرک می‌کشند. دسته دیگر اما آنهایی هستند که اصلا پایشان را به این محیط جدید نمی‌گذارند، گریه می‌کنند و از مادران‌شان جدا نمی‌شوند.
ترس از مهد کودک حالتی است که کودک از رفتن به مهد کودک امتناع می‌ورزد و در منزل می‌ماند و به اصرار پدر و مادر هم توجهی نمی‌کند. پافشاری و اصرار پدر و مادر باعث پیدایش علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی می‌شود. این اختلالات معمولاً به صورت دل درد، استفراغ، سر درد، سرگیجه و ضعف ظاهر می‌شود و غالباً ادامه پیدا می‌کند.

مهدکودک

نکته حائز اهمیت در این نوع از ترس، از بین رفتن حالات جسمانی در روزهای تعطیل است و بررسی عدم علل عضوی لازم و ضروری است. این نوع ترس اکثراً در روزهای اول ورود به مدرسه، کودکستان یا مهدکودک اتفاق می‌افتد و در اکثر موارد پس از چند روز از بین می‌رود. مطالعات نشان داده‌اند که در بیشتر موارد علت مربوط به مهد کودک نبوده بلکه ترس و اضطراب کودک ناشی از جدا شدن از مادر و تنهایی است و به همین دلیل احساس عدم امنیت می‌کند. بین این کودکان و مادرانشان وابستگی شدیدی وجود دارد. این کودکان در منزل با قدرت، نترس و فعال‌اند و در محیط خارج برعکس ترسو، غیرفعال و وابسته به والدین خود هستند. نبودن عواطف مادری و بخصوص تغییر در رفتار مادر و حق تصورات دوران کودکی مبنی بر اینکه مادر دیگر او را دوست ندارد ممکن است یکی دیگر از علل اصلی امتناع از رفتن به مهد کودک باشد.
متاسفانه یكی از عللی كه باعث می‌شود خانواده‌ها از فرستادن كودكان‌شان به مهد سر باز بزنند، به دلیل ترس كودك و حتی خود پدر و مادر از مهد است. قبل از هر چیز والدین باید در زمینه امنیت و صلاحیت مهد مورد نظرشان اطمینان حاصل كنند تا با خیال راحت و بدون نگرانی كودك را به مهد بسپارند در غیر این‌صورت دل‌نگرانی والدین به كودك منتقل می‌شود. خانواده برای فرستادن كودك خود به مهد باید از قبل برای كودكش در خصوص فضای آنجا توضیح دهد و درصدد برآید كه علاقه كودكش را زیاد كند و زمینه را برای تعامل او با دوستان جدید و بازی‌های گروهی فراهم كند؛ گرچه این كار از وظایف مربیان است اما در ابتدا خانواده باید این مساله را برای كودك روشن كند. تا زمانی كه فرزندان در مهد احساس امنیت نكرده‌اند خانواده نباید تنهایشان بگذارند و بهتر است در روزهای اول، مادر در مهد حضور داشته باشد تا اعتماد كودك نسبت به مربی و بچه‌ها جلب شود، این پروسه ممكن است برای برخی از كودكان، دو، سه روز اول باشد و برای برخی دیگر تا چند هفته ادامه پیدا كند و نكته بسیار مهم این است تا زمانی كه فرزندان خودشان احساس امنیت و راحتی نكرده‌اند، آنها را تنها نگذاریم برای اینكه كودك به فضای مهد عادت كند.

آنها را تنها نگذاریم

والدین باید هر روز از كودك‌شان بپرسند كه در مهد چه اتفاقاتی رخ داده و به این ترتیب بتواند از لابه‌لای حرف‌های فرزندشان مسائل اجتماعی را بیابند مثل اینكه ممكن است كودك دستشویی داشته باشد اما خجالت بكشد با مربیان مهد در میان بگذارد و… خانواده با شنیدن حرف‌های كودك، می‌تواند به مسائل آگاه شده و برای حل آنها اقدام كند

۱. براي ورود کودک خود به مهدکودک از قبل علاقه‌مندي، حمايت و تشويق لازم را فراهم آوريد.

۲. با کودک خود راجع به مهدکودک و اينکه آنجا چه فعاليت‌هايي انجام مي‌شود، صحبت کنيد: اسباب‌بازي، بچه‌ها، خواب، قصه، موسيقي و…

۳. خودتان کودک را با مهد آشنا کنيد: کجا اتاق اوست و جاي دست‌شويي را نشان‌اش بدهيد و او را به مربيان معرفي کنيد.

۴. اگر کودک نگراني دارد بگذاريد راجع به آن صحبت کند. او مي‌تواند اشياي آشنا و يا حتي عکس‌هايي را از خانواده همراه خود داشته باشد.

۵. زمان فعاليت‌هاي روزانه کودک را از قبل متناسب با شرايط مهدکودک رفتن‌اش فراهم آوريد (مثلا زمان خواب و بيداري، لباس پوشيدن و…)

۶. وقتي تصميم گرفتيد کود‌ک‌تان را به مهدکودک بفرستيد، در تصميم خود جدي باشيد و اگر مشکلي پيش آمد، سعي کنيد مشکل را رفع نماييد، نه اينکه از مهد رفتن کودک‌تان انصراف دهيد.

۷. حتما سر ساعت تعيين‌شده براي بردن فرزندتان از مهد اقدام کنيد و کودک را منتظر نگذاريد زيرا در اين‌ صورت نگران شده و فکر مي‌کند که شما فراموش کرده‌ايد او را برگردانيد.

۸. وقتي کودکان از نگراني‌هاي‌شان براي مهد رفتن مي‌گويند به آنها گوش دهيد و بگوييد بچه‌هاي ديگري هم اين مساله را داشته‌اند و بعضي از آنها مي‌ترسند؛ چون نمي‌دانستند که چه‌طور بايد به مربي خود بگويند که مي‌خواهند دست‌شويي بروند يا گرسنه هستند. گاهي پيش مي‌آيد که بعضي از بچه‌ها، بچه‌هاي ديگر را اذيت مي‌کنند و کودکان‌ نمي‌دانند که چه کار بايد بکنند، بنابراين از کودک خود بپرسيد: «آيا تو هم از اين مشکلات داري، چيزي هست که تو را در مهد اذيت کند؟!» اين کمک مي‌کند که ما متوجه مشکل کودک در مهد بشويم و به برطرف شدن آن کمک کنيم.
مادر و پدرها در اینكه چه سنی برای فرزندشان هنگام ورود به مهدكودك مناسب است، اغلب دچار تردید می‌شوند، چراكه نظر متخصصان در این‌باره متفاوت است اما همگی بر این باور متفق‌القولند كه كودك تا پایان دو سالگی باید در محیط خانواده و نزد والدینش باشد، چراكه در دو سال اول زندگی، كودك به شدت وابسته به والدینش است و نباید بگذارند این دل‌بستگی و وابستگی غیر ایمن شود، چراكه مشكلات عاطفی برای كودك‌شان فراهم می‌شود. سه وچهارسالگی زمان مناسبی برای ورود كودك به مهد


talking-with-babies-toddlers.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

آموزگاران و مسئولان آموزشی اعلام کرده اند که کودکان از خانواده هایی با موقعیت اجتماعی و اقتصادی پایین تر حدوداً دو سال از استاندارد زبانی لازم برای ورود به دبستان عقب هستند. این امر به این معناست که این کودکان برای انجام تکالیف مدرسه و قرار گرفتن در یک رقابت برابر با همکلاسی هایشان باید تلاش بیشتری کنند.

نقش صحبت کردن با کودک در رشد زبانی او

از چند سال پیش، دکتر آنا فرنالد استاد روانشناسی دانشگاه استنفود، طی آزمایش هایی ثابت کرد که شکاف زبانی میان کودکان در سنین ابتدایی تولد ایجاد می شود. نتایج این آزمایشات نشان داد که تفاوت های بارزی میان کودکان با طبقه اجتماعی و اقتصادی مختلف در دایره واژگان و استفاده صحیح از این واژگان آنهم در سن ۱۸ ماهگی مشهود است (لازم به ذکر است که این تحقیق روی نوزادان انگلیسی زبان انجام شده است).
در سن ۲۴ ماهگی، مشخص شد که یک شکاف شش ماهه میان این دو دسته کودک از لحاظ مهارت های پردازش زبانی وجود دارد.

دکتر فرنالد، در طول آزمایش توانست دلیل احتمالی این شکاف را هم پیدا کند. گروه تحقیق با استفاده از یک تکنولوژی پیشرفته، تمام مکالمات میان والدین و کودک از طبقه پایین تر را در محیط خانه ضبط کردند. این گروه دریافتند که ارتباط قابل توجهی میان میزان مکالمه مستقیم با کودک و رشد مهارت های زبانی او وجود دارد. نوزادانی که بیشتر در معرض مکالمه مستقیم قرار می گیرند، مهارت های زبانی پیشرفته تر و دایره واژگان گسترده تری خواهند داشت.

اهمیت بالای صحبت کردن با فرزندانشان د

اهمیت بالای صحبت کردن با فرزندانشان د

این آزمایشات همچنان ادامه دارد و گروه تلاش می کند که با تعریف برنامه هایی برای والدین طبقه های محروم، عقب ماندگی مهارت های زبانی کودکانشان را جبران کند. این برنامه که ” با من صحبت کن!” نام گرفته است، به این مادران میاموزد که چگونه مهارت های زبانی و دایره واژگان کودکانشان را گسترده تر کنند.

نتایج اولیه این برنامه که روی ۲۴ خانواده انجام شده است، نشان می دهد که شکاف میان کودکانی که مادرانشان در این برنامه حضور داشته اند و کودکان طبقه های اجتماعی بالاتر، بسیار کمتر شده است.

در پایان این نکته را از زبان دکتر آنا فرنالد یادآور می شویم که : ” همه والدین باید از اهمیت بالای صحبت کردن با فرزندانشان در دوره نوزادی آگاه باشند، و بدانند که این فعالیت بدون زحمت و در عین حال لذت بخش تاثیر زیادی در زندگی و آینده فرزندانشان دارد.”


147198-149676_0.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

به عقیده روانشناسان، كاهش توجه والدین به رشد مهارت‌های فردی و تأكید بیشتر آنها بر رشد جسمانی و پاسخ به نیازهای مادی فرزندان در عصر امروز روند تربیتی كودكان را آسیب‌پذیر كرده است به طوری كه میزان وابستگی فرزندان به والدین و افزایش سطح توقع آنها بیش از گذشته مشهود بوده و این مسئله به طور غیرمستقیم بر زندگی فردی و اجتماعی آنها در آینده تأثیر منفی خواهد گذاشت.

نسل به نسل پر توقع تر

حركت در مسیر غلط

پرورش حس استقلال‌طلبی در خانواده یكی از وظایف پدر و مادران به منظور تكامل و ارتقای رشد شناختی فرزندان است و می‌بایست برای به دست آوردن استقلال در زندگی و زیستن راهكارهایی را آموزش ببینند.
از پیامدهای تربیت نادرست فرزندان، تشكیل خانواده‌هایی است كه مهارت‌های درست زیستن را یاد نگرفتند و به فرزندان و نسل‌های بعدی هم این مهارت‌ها را انتقال نمی دهند. در نتیجه این افراد در مواجهه با كوچكترین مشكلات و سختی در زندگی فردی و اجتماعی به بن‌بست رسیده و تصمیمات نادرست و غیرمنطقی مانند طلاق را در اولویت قرار می‌دهند. بنابراین والدین ملزم هستند در سنین كودكی مهارت‌هایی را به كودكان آموزش دهند تا با آنها بتوانند با چالش‌های زندگی در آینده مقابله كرده و تحمل و توان رویارویی با مشكلات زندگی فردی و اجتماعی را داشته باشند. در جامعه امروز فرزندان توقعاتشان در زمینه‌های مختلف بالا رفته و تصور دیگری از زندگی در ذهن می‌پرورانند.

در جامعه برخی ناهنجاری‌ها به شكل پدیده اجتماعی فراگیر بروز پیدا كرده و گاه دیده می شود كه عده زیادی از افراد جامعه درگیر این معضل می‌شوند. پدیده رقابت منفی فرزندان یك خانواده با گروه همسالان از جمله ناهنجاری‌هایی است كه در میان افراد جامعه رواج پیدا كرده و توقعات فرزندان را در سبك زندگی‌شان تغییر می‌دهد. در حقیقت افرادی كه به مسئله رقابت منفی اطرافیان و همسالان توجه می‌كنند افرادی هستند كه برای دست پیدا كردن به اهداف‌شان، اقدام به فعالیت‌هایی می‌كنند كه در چشم دیگران جلوه كند و به عبارت دیگر خودنمایی می‌كنند. این افراد قصد دارند با برتری و چیرگی‌شان از همسالانشان كمتر نباشند.
والدین باید نقش فرزندان را در فعالیت‌های محیط خانه مشخص كنند و به فرزندان بیاموزند كه خواسته‌هایشان می‌بایست متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده باشد. امروز به دلیل این كه والدین شاغل هستند و زمان و وقت كمتری برای برقراری ارتباط با فرزندان دارند شكاف بین نسلی و فاصله عمیقی میان آنها به وجود آمده و زمان كافی و لازم صرف پرورش فرزندان نمی‌شود. در نتیجه نیازهای عاطفی فرزندان شناخته نشده و در برآورده كردن خواسته‌هایشان دچار معضل می شوند و این مسئله به شكل نافرمانی و مشكلات رفتاری بروز پیدا می‌كند، والدین احساس می‌كنند كه در برابر كنترل تربیت فرزندان ناتوان هستند.
هر چه افراد از یك رقابت مثبت و دوستانه به سمت رقابت منفی و مقایسه‌ای پیش روند به عنوان یك فرد متوقع و زیاده‌خواه مشكلات رفتاری و نابهنجاری اجتماعی زیادی پیدا كرده و در این موارد توانایی تجزیه و تحلیل مسائل منطقی را نخواهند داشت.

از این رو فاصله بین والدین با فرزندان به تدریج زیاد شده و فرزندان احساس می‌كنند از سوی والدین درك نشده و حمایت نمی‌شوند و با بهانه جویی و لجاجت درباره خواسته‌های غیرمنطقی‌شان والدین را دچار سردرگمی می‌كنند در نتیجه خانواده‌ها از این رفتار فرزند شگفت زده و سردرگم می‌شوند و به ناچار به نیازهای غیر منطقی فرزندان پاسخ می‌دهند.

اساسی‌ترین و اصلی‌ترین مسئله نوجوانان مسئله اعتماد به نفس آنها است. به دلیل اینكه افراد در دوران نوجوانی در پی به دست آوردن استقلال در زندگی هستند و این حس استقلال‌طلبی و اعتماد به نفس در آنها باعث انسجام روانی می شود لذاخانواده هایی كه دارای اعتماد به نفس هستند این احساس را در فرزندانشان نیز به وجود آورده و در نهایت نوجوانان تمایل پیدا می‌كنند اعتماد به نفس را از طریق رقابت با همسالان و اطرافیان به دست بیاورند. اما باید توجه داشت این رقابت‌ها باید در مسیر صحیح با برنامه ریزی هدایت شود تا تبدیل به حسادت، چشم و هم‌چشمی و ایجاد توقع زیاد از زندگی فردی نشود. داشتن اعتماد به نفس نیاز اساسی فرد محسوب می‌شود و این پدیده بستگی به پرورش و تربیت فرزندان در ساختار فرهنگی خانواده دارد.

بنابراین هنگامی كه خانواده بر بعضی از ارزش‌ها و معیارهای اجتماعی و اخلاقی تأكید زیاد می‌كنند فرزندان آنها هم می‌آموزند كه چه مسائلی در زندگی دارای ارزش است و كدام مسئله ضدارزش محسوب می‌شود. بعضی از افراد تصور می‌كنند برای برطرف كردن احساس نیاز برای بقای روحی، درونی و ذهنی باید به دنبال این باشند كه پول به دست بیاورند تا نسبت به اطرافیان‌شان برتر باشند و اغلب والدین تصورشان بر این است كه پیش از آنكه با فرزندان ارتباط كلامی و گفتاری برقرار كرده و با یكدیگر درباره مسائل زندگی گفت‌وگو و مشورت كنند ترجیح می‌دهند به صورت عملی به تمام نیازهای غیرمنطقی و منطقی فرزندان پاسخ دهند.

كنترل توقعات فرزندان

كنترل توقعات فرزندان

بالا رفتن سطح توقعات فرزندان از خانواده نشانه وجود نوعی نیاز برای جلب توجه اطرافیان و مورد تأیید قرار دادن از سوی آنهاست و به این معنا است كه فرزندان هرچه وضعیت ظاهری، توانایی‌های فردی و مالی خانواده را همان‌گونه كه هست به نمایش گذارند كمتر به رقابت با اطرافیان خود مبادرت می‌كنند.
اگر فرزندان واقعیات زندگی و توانایی‌های فردی و اقتصادی خانواده را بپذیرند كمتر به تقلید دیگران توجه كرده و در نتیجه احساس رقابت با دیگران در آنها كاهش پیدا می‌كند. با ادامه پیدا كردن رقابت میان همسالان و بالا رفتن سطح توقعات فرزندان این موضوع كم‌كم به بیماری تبدیل می‌شود یعنی هر چه افراد از یك رقابت مثبت و دوستانه به سمت رقابت منفی و مقایسه‌ای پیش روند به عنوان یك فرد متوقع و زیاده‌خواه مشكلات رفتاری و نابهنجاری اجتماعی زیادی پیدا كرده و در این موارد توانایی تجزیه و تحلیل مسائل منطقی را نداشته و با ورود به محیط گسترده‌ای مانند جامعه شروع به رفتارهای تخریب گرایانه می‌كنند. این افراد دچار حالت‌هایی مانند دوری از خانواده، افسردگی، انزوا و گوشه‌گیری شده و سلامت جامعه را هم دچار اختلال می‌كنند. اگر این رقابت‌های منفی در خانواده‌ای وجود داشته باشد و فرزندان رفتار والدین را ملاك زندگی قرار داده و بسیار متوقع باشند رفتار متوقعانه را در كودكان تقویت می‌كنند. به طور كلی پایه و اساس شخصیت افراد در خانواده پایه‌ریزی می‌شود. تربیت صحیح و درست فرزندان یك علم است و علم فرزندپروری باید در جامعه فرهنگ‌سازی شده و در جامعه نهادینه شود تا والدین به علم فرزندپروری تسلط پیداكنند و بتوانند در كنترل سطح توقعات فرزندان دچار تعارض نشوند.
هر چه افراد از یك رقابت مثبت و دوستانه به سمت رقابت منفی و مقایسه‌ای پیش روند به عنوان یك فرد متوقع و زیاده‌خواه مشكلات رفتاری و نابهنجاری اجتماعی زیادی پیدا كرده و در این موارد توانایی تجزیه و تحلیل مسائل منطقی را نخواهند داشت.
تفاوت بین نسل گذشته با امروز دستخوش تحولاتی شده و دیدگاه‌ها نسبت به این مسائل متفاوت است.والدین باید نیازهای شناختی، عاطفی، اجتماعی، مادی و جسمانی فرزندانشان را در هر سنی و در دوران رشد بشناسند و مطابق با آن رفتار كنند. هنگامی‌كه خانواده قدرت كنترل نیازهای فرزند را از دست می‌دهد در مقابل همه خواسته ها سراطاعت فرود می‌آورد و نیازهای نامعقول فرزند را برطرف می‌كند و هنگامی‌كه آنها در قالب افراد بزرگسال وارد اجتماع می‌شوند و تحت تأثیر قوانین متفاوت جامعه قرار می‌گیرند نمی‌توانند تجزیه و تحلیل كنند و دچار آسیب‌هایی مانند ناسازگاری با محیط و شرایط شده و درتعاملات بین فردی و پذیرش قوانین حاكم بر جامعه دچار مشكل می‌شوند و مستعد انواع مشكلات رفتاری مانند سرخوردگی، بزهكاری، مشكلات اضطرابی و روی آوردن به اعتیاد می‌شوند.

راهكارهای درست زیستن

راهكارهای درست زیستن

خانواده‌ها نقش مهمی در شناساندن ارزش‌های مهم در زندگی به فرزندان دارند و خانواده‌هایی كه در آن پدر و مادر رشد كامل اجتماعی و فرهنگی كرده باشند فرزندان را برای رسیدن به ارزش‌ها و معیارهای اصلی تشویق می‌كنند و راهكارهای درست زیستن را به آنها آموزش می‌دهند.
والدین بهتر است برای یاددادن شیوه‌های درست زیستن به فرزندان آنها را در تصمیم‌گیری مشاركت دهند و در حل مسائل زندگی از آنها كمك بگیرند تا افراد نیز راهكارها را در زندگی فردی به كار بسته و به آنها عمل كنند. اگر خانواده به جای رقابت بر سر ظواهر زندگی بر سر امور معنوی و اخلاقی و حتی شیوه‌های برخورد و رفتار با یكدیگر رقابت كنند ممكن است بسیاری از خطاهای اجتماعی شان برطرف شود. انجام مشاوره‌های اقتصادی بین خانواده‌ها در شیوه تربیتی فرزندان تأثیرگذار است. با مدیریت و هدایت صحیح اقتصاد خانواده، فرزندان متوجه مشكلات مالی والدین شده و سعی می‌كنند نیازها و توقعات و خواسته‌هایشان را تا حد معمول كمتر كنند و در خصوصیاتی مانند صداقت، دلسوزی، صرفه‌جویی، مسئولیت‌پذیری رشد و پرورش پیدا كنند.فرزندان باید احتیاجات عمومی و مشترك خانواده را درك كنند و از بعضی نیازها و خواسته‌های غیرمنطقی‌شان جهت رفع نیازهای دیگر اعضای خانواده صرفنظر كنند و با بودجه و میزان درآمد خانواده آشنا شده و آگاهی داشته باشند. اگر فرزندان از میزان درآمد و هزینه‌های زندگی خانواده مطلع نباشند عادت می‌كنند كه فقط به نیازهای خود برسند و به خواسته‌های دیگران بی‌اعتنا باشند و به همین دلیل بهتر است كه همواره در اقتصاد خانواده جایگاه مناسبی برای آموزش و ارتقای سطح آگاهی و آمادگی فرزندان برای روبرویی با مسائل مالی و اقتصادی درنظر گرفته شود.


Untitled-1-14.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

فرزند نابغه یا موفق؟ کدام یک؟ برای پاسخ به این سئوال ابتدا به این داستان کوتاه توجه کنید. ریچارد از همان دوران کودکی علاقه زیادی به باز کردن و سرهم بندی کردن دستگاه ­ها و وسایل مختلف داشت. مثلا در ۶ سالگی، یک ساعت زنگ دار را از هم باز کرد و سپس دوباره سر هم کرد. یا در ۹ سالگی، به پدر خود در تعمیر ماشین چمن زنی کمک می­ کرد. در دبیرستان، او ساعت های زیادی را صرف از هم جدا کردن و بازسازی تجهیزات استریو می­ کرد. در حال حاضر، او یک تکنسین موفق صداست که برای یک شرکت تئاتر حرفه ­ای مشغول به کار است. پدر و مادر ریچارد در همان سال­ های اولیه با تشویق و حمایت، به او کمک کردند تا به یک جوان موفق تبدیل شود. با این که ریچارد فرد موفقی است، ولی هرگز به عنوان یک فرد نابغه مطرح نبوده است. شاید جالب باشد بدانید او همواره با مشکل در درس ریاضی در مدرسه مواجه بوده است. لازم است بدانید آنچه از “کودک نابغه و با استعداد ” تعریف شده است، به باور عموم در ارتباط با مهارت ­های مربوط به دوران مدرسه است و محدود به ۵ تا ۱۰ درصد از کودکانی است که در آزمون های تیزهوشان به نمرات بالایی، دست می­ یابند.

فرزند نابغه یا موفق؟ کدام یک؟

این در حالی است که محققان هوش امروزه تاکید می ­کنند که تقریبا همه کودکان نه فقط ۵ درصد، دارای استعدادهای خاص خود هستند. دیوید جی مایرز، دکتر و استاد روانشناسی در کالج امید در میشیگان است. مطالعات او در دانشگاه هاروارد نشان می­ دهد که اطلاعات بسیاری را می ­توان از از طرق مختلف و با دقت و تمرکز در رفتارها و توانایی ­های کودکان مانند توانایی ­های کلامی، اعداد، موسیقی، تصاویر، توانایی ­های ورزشی و یا و توسعه اجتماعی یا احساسی کودکان به دست آورد. او می­ گوید: “همه کودکان با استعداد هستند، برخی فقط باید استعداد و توانایی ­های آنان شناخته شود.” بنابراین والدین نقش مهمی در کشف و بیدارکردن استعدادهای نهفته و تقویت نقاط قوت کودکان دارند. در ادامه توصیه­ هایی داریم که می­ تواند راهگشای شما در پرورش و کشف استعدادهای کودکان و موفقیت آنان در آینده باشد.
۱- اجازه دهید کودک شما، خودش علائق خود را کشف کند، لطفا چیزی را به او تحمیل نکنید، کار شما آن است که فعالیت­ هایی را که او انتخاب کرده مورد توجه و دقت قرار دهید.
۲- کودک شما در طیف گسترده ای از تجارب شکوفا می­ شود. بنابراین کسب تجارب مختلف تاثیر زیادی در فعال شدن استعدادهای نهفته او دارد. بنابراین تصور نکنید که تنها در یک حوزه ممکن است دارای توانایی یا استعداد باشد.
۳- اجازه دهید فرزند شما اشتباه کند. اگر او همه کارها را کامل و بدون اشتباه انجام دهد، هرگز نمی­ تواند با مسائل و مشکلات که خود نقش موثری در پیشرفت فرد دارد، مواجه شود.
۴- از فرزند خود سوال بپرسید. سئوالاتی که ذهن کودک را به تفکر و چالش وا می­ دارد. مثلا از او سئوالات جذابی در مورد طبیعت و عجایب جهان بپرسید، مثلا اینکه چرا آسمان آبی است؟ آنگاه می­ توانید با هم به یافتن پاسخ بپردازید.

از کودک خود انتظارات زیادی داشته باشید ولی واقع بینانه.
۵- هرگز برای یاد گرفتن چیزی کودک خود را تحت فشار نگذارید. االبته می ­توانید با تشویق­ های موثر کودک را در یادگیری یاری کنید.
۶- از کودک خود انتظارات زیادی داشته باشید ولی واقع بینانه.
۷- شما می­ توانید تجارب موفق زندگی کاری خود را با فرزند خود به اشتراک بگذارید. چرا که افشای موفقیت ­های شما گاهی می­ تواند فرزند شما را به تفکر وا دارد. اجازه دهید او شما را در فعالیت های مثبت و معنی دار ببیند. وقتی سخت مشغول به کار هستید و او به سراغ شما می ­آید به جای راندن او، می­ توانید دقایقی را با آرامش او را در آغوش بگیرید و برای او توضیح دهید که مشغول چه کاری هستید.
۸- برای کودک خود یک محیط غنی از تجارب حسی فراهم کنید. دقت کنید که آیا مواد و وسایل موجود در خانه حواس و توجه کودک را تحریک می­ کند یا خیر؟
۹- کودک خود را با برچسب های مختلف محدود نکنید. چرا که هر صفتی را که به او نسبت می­ دهید، توجه خود و او را از دیگر جنبه­ های استعداد و توانایی او دور می­ سازید.
۱۰- همه روزه زمانی را به طور منظم با خانواده برای کتاب خواندن، دیدن فیلم های آموزشی، گوش دادن به موسیقی، صحبت کردن و دیگر فعالیت­ ها اختصاص دهید.
۱۱-اجازه دهید کودک در فعالیت های اجتماعی مورد علاقه خود شرکت کند. او را با خود به خانه فرهنگ محله، کتابخانه­ های عمومی، مکان های ورزشی و … در محله خود ببرید تا با فعالیت ­های اجتماعی در محل زندگی خود آشنا شود. این امر می ­تواند در آشنایی کودک با استعدادهای خود موثر باشد.
۱۲- در هنگام صحبت ­های خانوادگی خود در مورد چیزهای خوبی که در طول روز اتفاق افتاده است به منظور افزایش اعتماد به نفس خانواده و فرزند خود صحبت کنید.
۱۳- به حرف ­ها و صحبت­ های کودک خود گوش دهید. ممکن در میان صحبت­ های کودکانه­ اش سرنخ­ هایی از استعدادهای خاص خود به شما ارائه دهد. بنابراین فرصت تعامل و گفتگو با فرزند خودرا غنیمت بشمارید.
۱۴- به کودک خود یک فضای خاص در خانه برای کارهای خلاقانه اختصاص دهید.
۱۵- کودک خود را از مسئولیت پذیری و انجام کارهای محوله که به خوبی انجام داده است، ستایش و تحسین کنید.
۱۶- هر از چند گاهی بازدید از مکان های جدید را به عنوان تفریح برای خانواده خود ترتیب دهید.
۱۷- سعی کنید هرهفته یا هر ماه یک شغل جدید را برای کودک خود شرح داده و او را با آن آشنا کنید و در صورت امکان او را برای دیدن آن شغل با خود همراه کنید. در مورد مشاغل با او صحبت کنید و به علائق او در مورد آنها پی ببرید. این امر سبب می­شود کودک بتواند در آینده شغلی مناسب با توانایی خود انتخاب کند و در آن موفق شود.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

کارگاه آموزشی مادر و کودک – مرکز مشاوره اکسیر

با گسترش تکنولوژی و روابط پیچیده انسانی، فرزند پروری اهمیت بالایی یافته است. بسیاری از والدین در ارتباطات خود دچار مشکل هستند و  لزوم شرکت در کارگاه آموزشی مادر و کودک (فرزند پروری) سهم زیادی در حل این مشکل خواهد داشت. در پنج سال اول زندگی بچه ها به سرعت تغییر شکل می دهند.همه پدر و مادرها آرزو دارند فرزندان صالح، سالم وشادی را تربیت نمایند. ولی اکنون به درستی می دانیم که پدر و مادر خوب شدن ذاتی نیست بلکه مهارت های آن را باید آموخت.

در هنگام تولد، حجم مغز نوزاد به اندازه یک چهارم اندازه مغز او در بزرگسالی است یعنی مغز هر انسان در لحظه تولد تنها ۲۵ درصد از رشد خود را انجام داده است.

این رشد مغزی در سه سال اول تولد به سه برابر می رسد و به نوزاد امکان دریافت حدود ۹۰۰ داده ی اطلاعاتی و پردازش و ذخیره آن را در مغز می دهد. چنین رشدی بیشترین ارتباط را با میزان و کیفیت تعاملات فرد با محیط و تجربه های مختلف او دارد. در این رشد مهم تر از اندازه مغز ارتباطات سلولی و پیچیدگی هایی هست که در ساختار عصبی مغز به واسطه آموزش ها و تجربیات محیطی ایجاد می شود.

هر داده اطلاعاتی و هر پردازش موجب تشکیل وبرقراری رابطه عصبی جدیدی در ساختار مغز شده و با شبکه های قبلی هم پیوند می خورد. ایجاد هفتصد ارتباط عصبی مابین نورون ها در هر ثانیه، شبکه ای انبوه از ارتباطات عصبی مابین نورون ها در هر ثانیه، شبکه ای انبوه از ارتباطات بین نورونی را به وجود می آورد .

تجربیات و آموزش ها در این سال های اولیه، به خاطر روند ویژه رشد مغز بسیار ماندگار می باشد و بیشترین تاثیر را در آموزش های بعدی و چگونگی کارکرد مغز در بزرگسالی دارد.

کارگاه های آموزشی مادر و کودک

مرکز مشاوره و روانشناسی اکسیر در این راستا اقدام به بر گزاری مجموعه کارگاه های مادر و کودک نموده است. این کارگاه ها که توسط روانشناسان بسیار مجرب کودک ارائه می شود شامل کارگاه های زیر می باشد:

– اصول فرزند پروری
– تکنیک های تعلیم و تربیت کودک
– تربیت جنسی کودک
– آموزش مهارت ها هم برای والدین و هم برای کودکان
– تنظیم هیجانات و خلق کودک
– عزت نفس در کودکان

کارگاه ها براساس تفکیک گروه سنی

کارگاه والدین قبل از تولد تا ۳ سال

•    آمادگی برای پدر و مادر شدن
•    کارکرد مغز قبل از تولد تا ۳ سالگی
•    تعامل مثبت با کودک
•    زیرساخت های اعتماد به نفس
•    تقویت کنجکاوی و خلاقیت
•    نظم و مسئولیت پذیری
•    تعیین حد و مرز

کارگاه والدین کودکان ۳ تا ۷ سال

•    کارکرد مغز کودکان ۳ تا ۷  سال
•    پرورش خودباوری و عزت نفس
•    آمادگی برای ورود به پیش دبستانی و دبستان
•    بازی های گروهی و دوست یابی
•    مسئولیت پذیری و استقلال
•    مدیریت هیجانات منفی و لجبازی
•    مدیریت ترس های شبانه کودکان

کارگاه والدین كودكان ۷ تا ۱۰ سال

•    ارتباط صميمی و ایمن با کودک
•    انجام تكاليف وايجاد انگيزه در كودك
•    کارکردهای مغز در کودکان ۷ تا ۱۰ سال
•    مديريت ارتباط فرزندان با یکدیگر
•    پاسخ به سؤالات و كنجكاوی های جنسی كودك
•    قانونمند كردن استفاده از وسايل الكترونيكی (موبايل، تبلت، بازی های کامپیوتری و …)

کارگاه مادر و کودک بازی و هیجان

کارگاه های بهبود رابطه والد و کودک با بازی در گروه های سنی مختلف

کارگاه مادر و کودک بازی و هیجان

ویژه گروه سنی ۲ تا ۳ سال و ۳ تا ۵ سال

این کارگاه شامل انواع فعالیت های پر هیجان جهت تخلیه هیجانات منفی کودک از جمله ترس و اضطراب می باشد. همچنین شرکت در این کارگاه باعث افزایش جرات ورزی و تقویت اعتماد به نفس در کودک می شود.

کارگاه مادر و کودک بازی و موسیقی

 ویژه گروه سنی ۱۸ تا ۲۶  و ۲۶ تا ۳۸ ماه

در این کارگاه کودکان همزمان از بازی، نقاشی و موسیقی بهره برده و غرق در دنیای شعر، هنر و حرکت می شوند. با اضافه شدن موسیقی به این مجموعه، ارتباطی قوی بین دنیای کودک و حواس چندگانه کودک برقرار می شود. این کارگاه ضمن بازی و هیجان لازم برای یک کارگاه کودک، از فعالیتهایی نظیر قصه گویی و بازی های خلاق هم بهره مند است.

کار گاه های مخصوص گروه سنی ۳ تا ۸ ماه

این کارگاه شامل انواع فعالیت های مناسب برای تقویت ادراکات حسی کودک از جمله ادراک بینایی، شنوایی و لامسه و همچنین مهارت های حرکتی و تعادلی نوزاد می باشد. در هر جلسه بازی های حرکتی و بازی های ریتمیک و همراه با موسیقی انجام می شود.

کار گاه های مخصوص گروه سنی ۸ تا ۱۴ ماه

این کارگاه شامل انواع فعالیت ها و بازی های حسی-حرکتی مناسب با این گروه سنی است. این بازی ها ادراک بینایی، شنوایی و لامسه را در کودک تقویت می کند و مهارت های حرکتی، تمرکز، تعادل و هماهنگی چشم و دست کودک را بهبود می دهد.

کار گاه های مخصوص گروه سنی ۱۴ تا ۲۴ ماه

این کارگاه شامل انواع فعالیت ها و بازی های حسی-حرکتی متناسب با سن کودکان است. این بازی ها ادراک بینایی، شنوایی و لامسه را در کودک تقویت می کند و مهارت های حرکتی، تمرکز، تعادل و هماهنگی چشم و دست کودک را بهبود می دهد.

کارگاه مادر و کودک هوش های گاردنر

این کارگاه با هدف تقویت انواع استعدادهای کودکان طراحی شده است. هوش های هشت گانه گاردنر شامل: هوش ریاضی، هوش دیداری، فضایی، هوش موسیقی، هوش کلامی، هوش حرکتی، هوش طبیعی، هوش درون فردی و هوش برون فردی می باشد.ویژه گروه سنی ۲.۵ تا ۳.۵ سال می باشد.

اهداف کارگاه های مادر و کودک مرکز مشاوره اکسیر:

۱. رشد حواس پنجگانه کودک با کمک مفاهیم موسیقی و با تمرکز ویژه روی:

– تقویت حس شنوایی با استفاده از موسیقی های متنوع

– به کارگیری تصاویر در مباحث کلاس به رشد حس بینایی کودک کمک می کند

۲. شروع آموزش کار مشارکتی با طراحی بازی های گروهی

۳. استفاده از آواز برای کمک به رشد کلامی کودک و تشویق والد به خواندن برای کودکش

۴. انسجام تفکر و نظم بخشیدن به ذهن کودک

۵. مهم ترین هدف این کارگاه گشودن راه های مختلف در ذهن والد برای کار با کودک در محیط منزل است



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

کودکان بسیار حساس به طور طبیعی جذاب و با توانایی های عالی خود برای همدردی با دیگران هستند، اغلب افراد به راحتی به آنها جذب می شوند. آنها خلاق، دارای درک بالا، و دارای استعداد توانایی درک پیچیدگی های زندگی هستند و همین طور آنها به شدت مستعد ابتلا به اختلالات هستند.

ویژگی های کودکان بسیار حساس

کودکان مزبور یک یا تمام نشانه های زیر را دارا هستند:
  •  آیا فرزند شما دارای احساسات قوی است؟ آیا از حس بویایی و شنوایی بسیار نیرومندی برخوردار می باشد؟ آیا نسبت به درد حساسیت زیادی نشان می دهد؟
  • آیا فرزند شما به آسانی هیجان زده می شود؟ آیا احساسات شدیدی بروز می دهد؟ آیا گاهی آن قدر به هیجان می آید که به گوشه عزلت پناه می برد؟
  •  آیا قدرت درک فرزند شما بیشتر از همسالان خود و یا حتی بزرگسالان است؟ آیا سوالات هوشمندانه ای می پرسد و زیاد فکر می کند؟
  • آیا نسبت به مسائل پیرامون خود هوشیارانه برخورد می کند؟ آیا متوجه مسائل و تغییرات کوچک مانند جابجایی جزئی اثاثیه یا تغییرات ظاهری دیگران می شود؟
  •  آیا به احساسات مردم حساسیت زیادی نشان می دهد؟ آیا متوجه اندوه دیگران شده و برای کمک کردن به آنها تلاش می کند؟ آیا به حیوانات اهمیت زیادی می دهد؟
  • وقتی والدین متوجه می شوند که فرزند حساسی دارند دوران دشواری را سپری می کنند؟

در ادامه نکاتی برای والدین با کودکان بسیار حساس (HSC) به اشتراک گذاشته شده است.

بخاطر کسی که هستند آنها را دوست بدارید.

برای کودکان بسیار حساس بسیار آسان است که احساس سوء تفاهم و از خودبیگانگی کنند، زمانی که جهان می تواند مکان بسیار قضاوت کننده باشد. در نتیجه، والدین ممکن است از کارشناسان مشاوره بگیرند، اما یک مسئله رایج برای کودکان بسیار حساس این است که تشخیص اشتباه می گیرند. والدین ممکن است اطلاعات اشتباه بدهند و باور داشته باشند که کودک شان اختلال دوقطبی یا مشکل در توجه و تمرکز دارد و با دارو درمان می شود. والدین اغلب می خواهند برای فرزندشان «بهترین» را انجام دهند ولی بعضی وقت ها مهم ترین چیزها، نکات ساده ای هستند که فراموش یا نادیده گرفته می شوند. خانواده باید درک کند که حساسیت بالا یک مسئله بیولوژیکی است، نه یک انتخاب. و فرزند خود را برای کسی که هست، دوست بدارید.

با آنها صبور باشید.

بچه های بسیار حساس، محتاط هستند، به خصوص زمانی که آنها با تجربه ای نا آشنا مواجه می شوند. در نتیجه، ممکن است زمان بیشتری برای تصمیم گیری لازم داشته باشند، زیرا آنها اطلاعات را به طور کامل پردازش می کنند. دکتر ایلین آرون، نویسنده شخصیت بسیار حساس، می نویسد: “اکثر کودکان بسیار حساس به نظر می رسد که سازگاری آنها ضعیف است، اما در واقع از آنان خواسته می شوند که بیش از حد سازگار شوند.”

هرگز به آنها فشار نیاورید و یا آنها مجبور نکنید که در کاری عجله کنند. این امر تنها آنها را بیشتر تحریک می کند. اگر متوجه شدید که فرزندتان مطمئن نیست که در وضعیتی چطور باید رفتار کنید، حمایتش کنید و به او نشان دهید که اشتباه کردن هیچ ایرادی ندارد. کودکان بسیار حساس می توانند بسیار انتقادگر و در مورد نتایج بالقوه انتخاب های خود نگران باشند. به عنوان یک پدر و مادر، می توانید به او آموزش دهید به خود عشق بورزد و درک کند که آنها لازم نیست کامل باشند.

به جای هل دادن، سقلمه بزنید.

بیشتر کودکان حساس، هنگام تصمیم گیری دچار پریشانی می شوند و به علت ترس غالبا از فرصت ها استفاده نمی کنند. گاهی بهترین کاری که شما می توانید انجام دهید این است که او را در گرفتن تصمیمات جدید تشویق کنید. در مورد تنبیه هم همین طور.
بهتر است به جای فریاد کشیدن بر سر فرزندتان، با ملایمت به تصحیح رفتار او بپردازید. اگر فرزندتان بداند که تحت هر شرایطی همچنان او را دوست خواهید داشت هنگام تصمیم گیری کمتر دچار تردید می شود و از تغییرات نمی هراسد. او باید بداند که شما سعی نمی کنید شخصیت دیگری از وی بسازید.
شما می توانید فرزند خود را در تعامل با جهان اطراف یاری کنید. یادتان باشد تمام کودکان چه حساس و چه معمولی همیشه نیازمند چتر حمایتی والدین خود هست.

مرزهای سالم را به او آموزش دهید.

کودکان بسیار حساس مستعد ایثار هستند. در نتیجه، آنها ممکن است هنگام کمک و پشتیبانی از دیگران، نیازهای خود را نادیده بگیرند. والدین باید توجه بیشتری به این نکته داشته باشند هنگامی که کودک حساس آنها احساس فرسودگی می کند به او یادآوری کنند گفتن “نه” آنها را بی ارزش نمی کند اما برای حفظ سلامت روان و سلامت فردی آنها ضروری است. مثال هایی برای آنها بزنید که نشان دهد آنها می توانند به دیگران کمک کنند بدون اینکه خود را نادیده بگیرند. مهم است که پدر و مادر کمک کنند آنها روی پای خود بایستند و برای خود ایستادگی کنند.

پیش بینی پذیری

کودکان بسیار حساس شرایط قابل پیش بینی و روتین را ترجیح می دهند، زیرا آنها به راحتی تحت تاثیر شرایط جدید قرار می گیرند. در صورت نیاز به فعالیت های اجتماعی، آنها را مجبور به وقفه های مکرر کنید. هر چه رویداد اجتماعی بزرگ تر باشد، زمان بیشتری فرزندتان نیاز به بازیابی انرژی دارد. برخی از والدین این کودکان احساس می کنند فرزندشان خیلی کم درگیر فعالیت هایی می شوند که از نظر آنها سرگرم کننده و جالب است در صورتی که آنها نیاز به محیط آرام تر برای حفظ تعادل دارند.

آنها را تشویق کنید

بسیار مهم است که والدین به کودک خود تاکید کنند که شک و تردید آنها واقعی نیست، بلکه افکاری مخرب هستند. کودکان بسیار حساس تمایل زیادی به خودآگاه بودن دارد، زیرا آنها نگران این هستند که چگونه شکست آنها روی نحوه درک شان تاثیر می گذارد. آنها اغلب عزت نفس شان ناشی از عملکردشان است. به عنوان یک پدر و مادر، ضروری است که شما یک فضای امن ایجاد کنید که در آن خطر پذیری و اشتباه کردن قابل قبول است. به آنها کمک کنید تا ببینند که موفقیت سیاه و سفید نیست، اما افت و شکست در واقع برای تبدیل شدن به فردی قوی و بهتر ضروری است. رویاهای آنها را تشویق کنید و همیشه دلسوری خود را نشان دهید. آخرین چیزی آنها به آن احتیاج دارند فردی است که خود از شکست بترسد.


punish-1.jpg
خرداد ۲۹, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

در گذشته تنبیه بدنی بسیار شایع بود. حتی امروزه، به این دلیل که هیچ قانونی وجود ندارد که مردم را از آن محافظت کند، هنوز در بسیاری از خانه ها و مدارس انجام می شود. اما محققان به این نتیجه رسیده اند که تنبیه بدنی و فیزیکی، چه خفیف باشد چه شدید، می تواند عواقبی ایجاد کند تا آخر عمر همراه با این افراد باشد. در سال ۲۰۰۲ یك تحقیق وسیع در مورد آثار و عوارض تنبیه به عمل آمد. خانم «الیزابت تامسون» از مركز ملی كودكان فقیر در دانشگاه كلمبیا، اطلاعات گردآوری شده طی ۶۲ سال را مورد بررسی قرار داد و دریافت كه: هر قدر كودك بیشتر تنبیه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بیشتر می شود. ضمناً چنین كودكی بیشتر رفتارهای نادرستی مثل دروغگویی، حقه بازی و آزار و اذیت دیگران را از خود نشان خواهد داد. كودكانی كه با تنبیه بزرگ شده اند كم تر درست و نادرست را از هم تشخیص می دهند، و در غیاب والدین خود بیشتر از سایر بچه ها رفتارهای نادرست و بی ادبانه انجام می دهند. در ادامه اثرات تنبیه بدنی آورده شده است.

اثرات تنبیه بدنی

آثار جسمانی

بسته به شدت تنبیه بدنی، بیشتر از کبودی، سوختگی و بریدگی است. نه تنها بلافاصله باعث درد می شود، بلکه باعث رنج و عذاب فرد نیز می شود. اثرات جسمانی تنبیه بدنی شامل لکنت زبان، اختلال خواب، و حتی می تواند به اختلالات روان تنی نیز منجر شود، و این زمانی اتفاق می افتد که فرد تحت تاثیر اندیشه های خود از درد قرار می گیرد. آثار جسمانی ممکن است به دلیل استرس زیادی که فرد احساس می کند، بدتر شود، و به سختی التیام یابد. در موارد جدی تر، فرد می تواند عوارض جانبی مانند استفراغ، تشنج، فلج و مرگ را تجربه کند.

اثرات روحی

اثرات روحی

 تنبیه فیزیکی ممکن است یک کنترل موقتی بر رفتار کودک باشد ولی در درازمدت بی تاثیر بوده و اثرات سوء دارد. مردم اغلب فکر می کنند که یک ضربه کوچک هرگز به کسی آسیب نمی رساند، شاید درد جسمانی و فیزیکی آنقدر شدیدی نداشته باشد، اما اثرات عاطفی آن گاهی اوقات ممکن است برای یک عمر باقی بماند. اثرات روحی تنبیه بدنی شامل: گریه بیش از حد، اضطراب، افسردگی، خشم و خصومت، عزت نفس پایین، تمایل به سرزنش خود، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و در موارد جدی تر، تفکرات خودکشی است. افرادی که تجربه تنبیه جسمانی را دارند، برای شان سخت است که شکست و خود ارزشمندی را بتوانند از هم جدا کنند، زیرا باور آنها این است در صورتی افراد ارزشمندی محسوب می شوند که بتوانند کارهای خود را به خوبی و بدون شکست انجام دهند. مطالعات نشان داده که تنبیه بدنی دختران را افسرده و مضطرب و پسران را لجباز و پرخاشگر می کند. مطالعه ای با بررسی ۱۶۰ هزار و ۹۲۷ کودک نشان می دهد تنبیه فیزیکی حتی در کمترین مقدار آن، اثرات مخربی بر روحیه کودک دارد و سبب افزایش رفتارهای ضد اجتماعی می شود.

اثرات اجتماعی

اثرات اجتماعی

وقتی افراد تنبیه بدنی را تجربه می کنند، بر توانایی آنها در اعتماد به دیگران تاثیر می گذارد. این امر می تواند بر روابطی که آنها سعی در ساخت آن دارند، تاثیر بگذارد، چرا که آنها ترس از صمیمیت دارند و طول می کشد تا بتوانند به کسی نزدیک شوند و این باعث آسیب پذیری بودن آنها می شود. بسته به شدت تنبیه فیزیکی است، فرد ممکن است نخواهد از نظر جسمی به کسی نزدیک شود. از آنجا که اعتماد به نفس این افراد پایین است، اگر مراقب نباشند ممکن است سر از روابطی در بیاورند که مورد سوء استفاده فیزیکی و عاطفی قرار گرفته و ترک این رابطه برای شان دشوار باشد.

اثرات اجتماعی

اثرات سلامتی

اثرات سلامتی ناشی از تنبیه بدنی به طور بالقوه شامل افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی، کبدی یا ریه، سرطان، فشار خون بالا، کلسترول بالا، چاقی، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد مخدر و الکل می باشد. افرادی که تنبیه بدنی را تجربه کرده اند ممکن است به دلیل استرس یا آسیب های ناشی از آن، با این مشکلات مواجه شوند. به عنوان مثال برای فرار از احساس ناامیدی و افسردگی به مواد مخدر و الکل روی بیاورند.

اثرات تحصیلی و شغلی

اثرات تحصیلی و شغلی

کودکانی که تنبیه بدنی را تجربه کرده اند ممکن است دچار مشکلاتی مانند مشکلات توجه و تمرکز (ADHD)، مهارت های شناختی و زبان کم تر، و فقدان انگیزه برای انجام کارها شوند. این افراد ممکن است نتوانند مدرسه را به پایان برسانند یا مجبور به ترک تحصیل یا تکرار چند باره یک مقطع شوند. با ورود به بزرگسالی ممکن است با انجام کارهای روزانه در محل کار مشکل داشته باشند یا دائماً کار خود را عوض کنند.

اثرات آن بر روی هوش

براساس تحقیقات روی ۸۰۶ کودک در سنین ۲ تا ۴ و ۷۰۴ کودک ۵ تا ۹ ساله نشان داده شده است کودکان ۲ تا ۴ ساله ای که یک بار تنبیه شده بودند از کودکانی که اصلاً تنبیه نشده بودند امتیاز هوشی پنج برابر پائین تری داشتند و کودکان بین ۵ تا ۹ سال که به همین گونه تنبیه خفیفی داشتند امتیاز هوشی ۸/۲ برابر کمتر از سایر کودکان تنبیه نشده داشتند. بنابراین هرچه والدین تنبیه بیشتری انجام دهند رشد و پرورش روان و مغزی کودک کندتر می شود و تنبیه به میزان بسیار اندک تأثیری منفی بر ضریب هوشی کودکان می گذارد. تنبیه برای کودکان استرس و نگرانی ایجاد می کند مخصوصا برای آن دسته از افرادی که سه بار در هفته یا بیشتر تنبیه می شوند، فشار روانی ناشی از استرس می تواند باعث نگرانی و وحشت زدگی همیشگی آن ها یا حتی دل آشوبه می شود این نشانه با کاهش هوش همراه است.

راه های متفاوت دیگری برای تنبیه و تربیت کودک وجود دارند به طور مثال تنها گذاشتن او در اتاق اش و یا گوشه ای از خانه‌، بی توجهی به بهانه گیری های بی دلیل او و بسیاری راهکارهای دیگر می تواند به سناریوی خشونت‌ والدین و ابراز آن به طور فیزیکی به کودک، پایان دهد. برای یافتن راه حل مناسب سومین اقدام شناخت خود و سپس شناخت کودک است. تا از این راه از موقعیتی که در انتها به بحث، عصبانیت و حتی خشونت های لفظی و شاید فیزیکی ختم می شود هر چه کوتاه تر و سریع تر خارج شد.


alcohol-1.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

با توجه به مراکز اعتیاد آمریکا، تقریبا ۴۵٪ جمعیت ایالات متحده در معرض برخی از انواع اعتیاد به الکل و رفتار الکلی در خانواده خود قرار دارند. بر این اساس این رقم به ۷۶ میلیون نفر می رسد و تقریبا ۲۶ میلیون نفر از آن را کودکان تشکیل می دهند. اگر چه این مقاله مربوط به والدین الکلی می باشد، اما با این خانواده ها نیز می تواند در ارتباط باشد: خانواده های بیش از حد مذهبی، والدین با بیماری های مزمن، یا پدر و مادرهایی که دارای رفتار اجباری مانند قمار، سوء مصرف مواد و پر خوری هستند. اغلب کودکانی که والدین معتاد دارند، وحشت زده هستند. این کودکان ممکن است قربانی خشونت فیزیکی یا فحاشی شوند. همچنین ممکن است شاهد خشونت باشند. اغلب مصرف کنندگان الکل و سایر سوء مواد مخدر با خشونت خانگی عجین هستند و در نتیجه، این کودکان ممکن است از سندرم استرس پس از سانحه رنج ببرند، که با همان اختلالات خواب، یادآوری گذشته، اضطراب و افسردگی همراه خواهد بود. این کودکان تنها برای رفاه خودشان دچار ترس نیستند، بلکه دچار نگرانی های واقعی نیز هستند که مبادا پدر و مادرشان به دلیل مصرف الکل یا مواد مخدر بیمار شوند یا جان خود را از دست دهند. آنها می دانند که والدین شان ممکن است در حال مستی رانندگی کنند یا در خیابان ها دعوا کنند. کودکان پدر و مادر خود را دوست دارند و نگران آنها هستند و همچنین احساس عصبانیت و ناراحتی می کنند که والدین شان به اندازه کافی آنها را دوست ندارند که از مصرف مواد دست بکشند. در ادامه تاثیرات والدین الکلی بر کودکان را مورد بررسی قرار داده ایم.

تاثیرات والدین الکلی بر کودکان

تاثیرات والدین الکلی بر کودکان

روابط خانواده سالم را درک نمی کنند

این کودکان در بزرگسالی با درک این موضوع که یک خانواده عادی چگونه هست مشکل دارند، به دلیل آن که در دوران کودکی خود نمونه ای از آن را نداشته اند. در نتیجه، آنها باید حدس بزنند نرمال و طبیعی بودن به چه معنا است. آنها همچنین ممکن است تفاوت بین الگوهای خوب و بد را درک نکنند. وقتی که کوچک هستیم، انتظار داریم والدین ما ابر قهرمان باشند، پس رفتارها و عمل آنها به هیچ وجه اشتباه نیست حتی اگر به ما آسیب برسانند.

سخت گرفتن به خود

کودکان پدر و مادر الکلی به سختی به خود استراحت می دهند. آنها به خود سخت خواهند گرفت بنابراین پیدا کردن آرامش برای شان سخت خواهد شد. آنها اغلب احساس می کنند که مجبور به رفتن مسیر اضافی هستند، و مجبور هستند همه کارها را به بهترین نحو انجام دهند در غیر این صورت احساس شکست خواهند کرد. در نتیجه، کودکان والدین الکلی ممکن است با مشکلات مربوط به هویت رشد کنند زیرا آنها مطمئن نیستند که چه کسی هستند وقتی که کارشان را به بهترین نحو انجام دهند.

مشکلات مربوط به اعتماد

مشکلات مربوط به اعتماد

آنها مسائل مربوط به اعتماد دارند که باعث می شود تا در  ایجاد روابط نزدیک و صمیمانه دچار مشکل شوند. کودکانی که با والدین الکلی بزرگ می شود به دیگران اعتماد ندارند، زیرا که آنها چنین رابطه پر هرج و مرجی را با آنها تجربه کرده اند. این نخستین رابطه ای است که آنها تا کنون ساخته اند، که زخم بزرگی ایجاد می کند که متاسفانه بر روابط آنها در بزرگسالی تاثیر می گذارد. آنها آسیب پذیر می شوند، می ترسند که دیگران به آنها آسیب بزنند یا به آنها خیانت کنند، زیرا آنها به طور مداوم توسط رفتار سمی والدین خود تحقیر و ناامید شده اند.

ترس از رها شدن

ترس از رها شدن

والدین الکلی اغلب از لحاظ احساسی یا فیزیکی در دسترس نیستند. در نتيجه، كودكانی كه آنها پرورش می دهند، اغلب ترس از رها شدن دارند. زمانی که آنها در روابطی قرار می گیرند که برای آنها بد است، آنها نمی دانند چگونه این رابطه را ترک کنند، زیرا فکر تنها بودن آنها را بیشتر می ترساند.

تاثیرات والدین الکلی بر کودکان

مسئولیت پذیری زیاد و دارای تمایلات کمال گرایانه یا مخالف آن

کودکانی که با پدر و مادر الکلی بزرگ شده اند، ممکن است با بسیاری از انتقادهای تند آنها مواجه شده باشند. این امر اغلب باعث می شود که کودک سعی کند کامل شود تا از شنیدن کلمات آزار دهنده جلوگیری کند. در نتیجه این کودکان طوری بزرگ می شوند که یا معتاد به کار  یا کمال گرا می شوند. آنها همچنین تمایل به سرزنش خود دارند، بنابراین آنها ممکن است مسئولیت مشکلاتی را که به آنها مربوط نیست را، برعهده بگیرند. از سوی دیگر، بچه هایی که با والدین الکلی بزرگ می شوند، ممکن است غیر مسئول شوند. از آنجا که پدر و مادرشان همیشه آنها را مورد انتقاد قرار داده اند، ممکن است در این زمینه تلاشی نکنند.

تعارض، افراد خشمگین و چهره های مقتدر برای آنها ترسناک است
ت

تعارض، افراد خشمگین و چهره های مقتدر برای آنها ترسناک است

والدین الکلی می توانند عصبانی، بد جنس و فحاش باشند. در نتیجه، کودکان این والدین ممکن است مورد سوء استفاده کلامی، جسمی و یا جنسی قرار گیرند. از آنجا که این والدین فضایی امن برای ابراز هیجانات فرزندان شان ایجاد نکرده باشند، ممکن است سعی کنند از هر گونه تعارض اجتناب کنند، زیرا آنها ترس از ناراحت کردن والدین خود دارند. این باعث می شود برای این کودکان مقابله با والدین الکلی خود در مورد مسائلی که به آنها آسیب زده یا ناراحت می کند، دشوار باشد.

هیجان خواهی

بچه های والدین الکلی اغلب به هیجان جذب می شوند، زیرا آنها یک ترن هوایی غیر قابل پیش بینی از هرج و مرج را تجربه کرده اند. در نتیجه، آنها به اشتباه چنین بی ثباتی را به عنوان اشتیاق در نظر می گیرند، به طوری که آنها به دنبال همان نوع از تجربه در روابط عاشقانه خود هستند. آنها جذب هیجان می شوند، می خواهند دیگران را نجات دهند و عشق را با ترحم و دلسوزی اشتباه می گیرند. اغلب کودکان والدین الکلی در بزرگسالی به شرکای سرد که از نظر عاطفی غیر قابل دسترس هستند و در تلاش برای «اصلاح» یا «نجات» خود هستند، جذب می شوند. زندگی در خانواده ای که تاثیر منفی بر رشد شخصی فرد دارد، می تواند بسیار دشوار باشد.

نقایص مادرزادی

مصرف الکل بیش از حد در مادران در طول بارداری به نقص های مختلف مادرزادی منجر می شود، که جدی ترین آنها سندرم جنین الکلی (FAS) است. این سندرم ترکیبی از دیسمورفی صورت، کمبود رشد شدید و پایدار، اختلال عملکرد سیستم عصبی مرکزی، عقب ماندگی ذهنی و نقایص دیگر است. درجات پایین تر نقایص مربوط به الکل به اثرات جنین الکلی (FAE) شناخته می شود. هم FAS و هم FAE ، اختلالات ارگانیزمی مداوم و دائمی هستند که نیاز به توانبخشی خاص دارند.


16151.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

تربیت فرزند یكی از مهم ترین وظایف والدین در سراسر طول زندگی است ولی متاسفانه در بیشتر موارد، والدین آمادگی چنین تربیتی را ندارند. بیشتر افراد نحوه تربیت والدین خود را دیده اند و بدین طریق یاد گرفته اند چگونه می توانند پدر یا مادر شوند. مشاهده طرز برخورد والدین تنها آموزش آنها بوده، درحالی كه این آموزش به صورت غیرمستقیم بوده است. امروزه مصرف وسیع مشروبات الكلی و انواع مواد مخدر در فرزندان، خانواده و جامعه تبدیل به موضوع مهم و نگران كننده ای در سطح جهان شده است. این نگرانی حدود ۳۰ یا ۴۰ سال پیش وجود نداشت.

پیشگیری از سوء مصرف مواد

به عنوان پدر و مادر، ما نیز می توانیم در خانواده خود به وسیله برقراری ارتباط قوی و توام با مهر و محبت با فرزندان خود، آموزش استانداردهای درست و غلط، قانون گذاری و اجرای قوانین و ارج نهادن به آنها، دانستن واقعیت ها درباره مواد مخدر و مشروبات الكلی وگوش فرا دادن درست و واقعی به صحبت های فرزندان و درك رفتار آنها به پیشرفت های فراوان نایل شویم.

فرزندان و مشروبات الكلی

عده ای از والدین كه نمی خواهند فرزندان آنها مواد مخدر یا داروهای غیر مجاز مصرف كنند، ممكن است در مورد مشروبات الكلی سخت گیری چندانی نكنند. از این گذشته مصرف مشروبات الكلی در بسیاری از خانواده ها امری عادی است و به هیچ وجه غیر مجاز تلقی نمی شود. حتی چون مصرف مشروبات الكلی توسط والدین در بعضی از خانواده ها بخشی از آداب و رسوم یا مراسم مذهبی آنهاست، چنین تصور می شود كه خطر مصرف مشروبات الكلی كمتر از مواد مخدر است، ولی واقعیت چیز دیگری است:

  • بسیاری از نوجوانان مشروبات الكلی را به صورت جدی مصرف می كنند، در حالی كه والدین، توجهی به مضرات آن ندارند.
  • بسیاری از حوادث ناگوار نظیر تصادفات، آتش سوزی ها، خودكشی و خشونت در جوانان در اثر مصرف مشروبات الكلی است.
  • نوجوانانی كه در سنین پایین، مصرف مشروبات الكلی را شروع می كنند، احتمال بیشتری دارد كه در سنین بالاتر مصرف سنگین مشروبات الكلی یا مواد مخدر را شروع كنند.
  • بیشتر جوانان به دلیل اینكه نسبت به بزرگسالان وزن كمتری دارند، سطح تجمع الكل بیشتری در خون دارند لذا هنگام مصرف مشروبات، تاثیرات و تظاهرات شدیدتر و طولانی تری را نشان می دهند.

واقعیت هایی درباره مصرف سیگار

ما می دانیم كه افراد سیگاری، ده برابر افراد غیر سیگاری در معرض خطر سرطان حنجره و همچنین سه برابر در معرض خطر مرگ بر اثر حمله قلبی هستند. در سال های اخیر، مصرف سیگار، علت اصلی مر گ و میر زودرس در بزرگسالان بوده است. نیكوتین، ماده فعال موجود درسیگار، همانند هرویین اعتیاد آور است و فقط كمتر از ۲۰ درصد افراد سیگاری قادر به ترك سیگار برای اولین بار هستند. با وجود این بسیاری از نوجوانان، همچنان سیگار مصرف می كنند.

واقعیت هایی درباره مصرف سیگار

۱. تعداد دانش آموزانی كه درمقاطع مختلف تحصیلی مصرف كننده سیگار هستند، كم نیست. عده زیادی از آنها روزانه حتی بیش از ۱۰ عدد سیگار مصرف می كنند.
۲. نوجوانانی كه سیگار مصرف می كنند، در معرض خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر نیز هستند.
۳. سن شروع مصرف سیگار در دانش آموزان، پایین آمده حتی قبل از شروع دوره دبیرستان.
۴. سیگار حاوی بیش از ۴۰۰۰ نوع ماده مضر است كه شماری از آنها مسبب اصلی سرطان هستند.

آموزش ارزش ها

هر خانواده دارای توقعات و انتظارات رفتاری ویژه خود است كه این انتظارات، توسط اصول و استانداردها تعیین شده است. این اصول و استانداردها ارزش ها را مشخص می كنند. نوجوانی كه با عزمی راسخ تصمیم می گیرد مشروبات الكلی یا مواد مخدر مصرف نكند، احتمالا به این خاطر است كه دلیل قانع كننده و قویی برای مصرف نكردن موادمخدر داشته است. این دلایل یا توجیهات بر اساس نظام ارزش ها ساخته می شوند. ارزش های اجتماعی، خانوادگی و مذهبی به جوان، انگیزه، نیرو و دلیلی برای «نه» گفتن می دهد و به او كمك می كند تا بر گفته خود وفادار بماند.

آموزش ارزش ها

در اینجا چند روش برای روشن كردن ارزش های خانوادگی در ذهن جوانان مطرح می شود:

ارزش ها را واضح و با صراحت انتقال دهید

با فرزندان و خانواده درباره اینكه چرا ارزش هایی نظیر صداقت، اتكا به نفس و مسوولیت پذیری با اهمیت هستند، صحبت كنید و بیان كنید چگونه این ارزش ها می توانند. در تصمیم گیری صحیح و مناسب یاور آنها باشند. به فرزندان خود آموزش دهید چگونه یك تصمیم به دنبال تصمیم قبلی بر اساس منش هر فرد پدید می آید و مطرح كنید چگونه یك تصمیم خوب و مناسب، تصمیم گیری بعدی را راحت تر می سازد.

بدانید چگونه رفتار شما سبب رشد ارزش ها در فرزند می شود

به زبان ساده، فرزندان رفتار والدین را تقلید می كنند، برای مثال فرزندان والدین سیگاری به احتمال زیاد سیگاری خواهند شد. مصرف سیگار، مشروبات الكلی، داروهای تجویز شده و حتی مصرف داروهای آزاد كه تهیه آنها نیازی به نسخه پزشك ندارد را در خود و محیط خانه ارزیابی و كنترل كنید. توجه داشته باشید كه نگرش، طرز تلقی و رفتار شما چگونه ممكن است شكل دهنده انتخاب فرزند برای مصرف مشروبات الكلی یا مواد مخدر باشد. البته این بدان معنا نیست كه اگر شما عادت به مصرف سیگار دارید و یا دارو مصرف می كنید، باید آن را متوقف كنید. كودكان می توانند درك كنند و بپذیرند كه بین چیزی كه برای بزرگ سالان به صورت قانونی مجاز است و چیزی كه برای آنها به صورت قانونی مجاز است تفاوت عمده ای وجود دارد. همیشه این قدرت تمیز را در كودكان بالا نگهدارید. هرگز اجازه ندهید فرزندتان درمصرف سیگار یا مشروبات الكلی شما نقش داشته باشد، مثلا سیگار را برای شما روشن كند و یا . . . اجازه ندهید حتی به صورت بسیار مختصر، كودكان مشروبات
الكلی، سیگار، مواد و داروی غیرمجاز مصرف كنند.

مواظب تعارض و دوگانگی بین صحبت ها و رفتار خود باشید

به خاطر داشته باشید كودكان در درك علایمی كه توسط والدین، هنگام رفتار داده می شود، بسیار زیرك هستند. این رفتارها ممكن است انجام عملی ناخوشایند یا عدم صداقت باشد. برای مثال به كودك نگویید «اگر كسی تلفن زد بگو من خانه نیستم» چون بدون مرخصی زودتر محل كار خود را ترك كرده اید. این عمل به كودك می آموزد گاهی اوقات عدم صداقت عمل درستی است.

مطمئن شوید فرزند شما ارزش های خانوادگی را به درستی درك كرده است

ارتباط با نوجوان

گاهی والدین فرضی را اشتباه بیان می كنند و كودك آن را به همان صورت جذب می كند و دیگر هیچ گاه درباره آن بحث نمی شود. در این صورت می توانید برای اطمینان از درك كامل مفاهیم توسط فرزند خود آنها را آزمایش كنید. مثلا هنگام صرف شام می توانید از فرزند خود بپرسید «اگر هنگام ترك سالن سینما از جیب نفر جلوی شما چند اسكناس هزار تومانی به زمین بیفتد چه كار خواهید كرد؟».

باید قوانینی وضع كرد و بر اجرای آنها نظارت كرد

به عنوان پدر و مادر، ما مسوول وضع قانون برای فرزندان خود هستیم و آنها موظف به اجرای قوانین هستند. به ویژه هنگامی كه با مصرف مشروبات الكلی و سایر مواد مخدر روبرو هستیم، قوانین شدیدی برای حفظ سلامتی فرزندان نیاز است. قانون گذاری تنها نیمی از كار است، هنگامی كه قانونی نقض شد، باید مجازات هایی را برای آنان در نظر بگیریم.

دقیق و جزیی نگر باشید

به طور واضح برای فرزند خود توضیح دهید دلیل وجود قوانین موجود در جامعه و قوانینی كه شما در خانه وضع كرده اید چیست. قوانین را با فرزند خود برشمارید و بگویید چه انتظاری از آنها دارید. در مورد نتایج نقض قانون نیز تذكر دهید؛ هنگام نقض قانون چه تنبیه هایی وجود دارد، نحوه اجرای آنها چگونه خواهد بود، زمان آنها چقدر خواهد بود و هدف از تنبیه، رسیدن به چه منظوری است.

با ثبات باشید

به فرزند خود گوشزد كنید قانون منع مصرف مشروبات الكلی و سایر مواد مخدر در همه مكان ها و همه وقت لازم الاجرا است. در خانه خود، در خانه دوست و هر كجا كه فرزند می رود.

منطقی و قابل باور باشید

پیامدهای عجیب و غریب جدید را حتی قبل از نقض قانون اضافه نكنید. از تهدیدهای غیر واقعی نظیر «وقتی بابات بیاد خونه می كشتت» اجتناب ورزید و به جای آن به هنگام نقض قانون به آرامی به فرزند خود گوشزد كنید كه منتظر مجازاتی كه قبلا راجع به آن صحبت شده، باشد.

از واقعیت ها آگاه باشید

به عنوان پدر و مادر، باید درباره مشروبات الكلی و مواد مخدر آگاهی كاملی داشته باشیم تا بتوانیم اطلاعاتی صحیح و جدید را در اختیار فرزندان خود قرار دهیم. اگر ما درباره مواد مخدری كه مصرف متداول دارد، دانش كافی داشته باشیم و تاثیرات آنها بر روی ذهن و جسم را بدانیم و همچنین از نشانگان مصرف آن مطلع باشیم، می توانیم با هوشیاری كامل در خصوص این موضوعات با فرزندان خود بحث كنیم. به علاوه، والدین مطلع، قابلیت شناخت دقیق تر و بهتر مشكلات مربوط به نشانگان مصرف الكل یا مواد را خواهند داشت . حداقل مواردی كه باید بدانید شامل موارد زیر است:

  • انواع و اقسام مشروبات الكلی و مواد مخدر متداول و خطرات همراه آنها
  • وسایل مصرف موادمخدر برای هر نوع ویژه آن
  • اسامی و عناوین خیابانی مواد مخدر و شكل و شباهت ظاهری مواد مخدر
  • علایم مصرف مشروبات الكلی و موادمخدر و گوش به زنگی نسبت به تغییرات رفتاری یا ظاهری فرزندان خود
  • نحوه طلب كمك در اسرع وقت هنگامی كه مشكوك به مصرف مواد مخدر در فرزند خود هستید.


16193.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

تعریف فرزندپروری

فرزندپروری، به شيوه غالب بر تربيت فرزندان از سوی والدين اشاره دارد و بر چگونگی رشد و تكوين شخصيت كودكان تاثير به سزايی دارد. دو تعریف فرزندپروری عبارتند از:

  1. انواع تلاش های معمول والدین برای کنترل و جامعه پذیر ساختن فرزندان.
  2. فعالیت پیچیده ای است که شامل رفتارهای خاصی می گردد که بطور منفرد یا در مجموع بر پیامدهای رفتاری کودکان تأثیر می گذارد.

عناصر اصلی فرزندپروری عبارتند از:

  1. پاسخگویی والدین: میزانی که والدین عامدانه فردیت، خودگردانی، ابراز وجود را در فرزند خود پرورش می دهند و بطور هماهنگ، حمایت کننده و تأیید کننده به خواسته ها و نیازهای خاص فرزندان پاسخ می دهند .
  2. بازخواست کنندگی والدین: تقاضای والدین از فرزندان مبنی بر هماهنگ ساختن با کل خانواده بواسطه نیازهای رشدی شان، نظارت، جدی تر نظم و تمایل به برخورد با فرزندی که نافرمانی می کند.

والدین اغماض کننده

در این سبک، والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند. خانواده این والدین نسبتاً آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین سهل انگار در عین آنكه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چندانی از آنها ندارند. این والدین بسیار بندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می‌دهند. آنها از روش‌های احساس گناه و انحراف استفاده می‌کنند. این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه‌جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می‌آورند. این والدین به ندرت به فرزندان انضباط می دهند با فرزندان ارتباط برقرار می کنند، و معمولاً بجای یک والد جایگاه یک دوست را دارند.

خصوصیات والدین اغماض کننده

  • والدین آسان گیر یا عدم هدایت گر.
  • بیشتر پاسخگو هستند تا بازخواست کننده.
  • آنان غیر سنتی و با مدارا بوده و خواستار رفتار کامل نیستند.
  • خودگردانی را تا حد زیادی جایز دانسته و از برخورد اجتناب می کنند.
  • در رفتار والدین اغماض گر نظارت و کنترل کمتری به چشم می خورد.
  • معتقدند فرزندان بایستی خود بیاموزند که چطور از طریق کسب تجربه درست رفتار کنند.
  • از راهنمایی کردن و حتی جهت دادن به فرزندان خود طفره می روند.
  • وقت چندانی صرف انضباط نمی کنند.

بیشتر این والدین دو دسته هستند:

والدین دموکراتیک (گرچه با مدارا هستند ولی بیشتر وظیفه شناس، متعهد و تسلیم کودك هستند) و والدین غیر هدایت گر

والدین اغماض کننده

خصوصیات فرزندان والدین اغماض کننده

  • معمولاً رشد نیافته تر بوده در پذیرش مسئولیت رفتارشان با مشکل مواجه اند.
  • در مستقل عمل کردن مشکل دارند.
  • با نظارت بر رفتارشان نیز مشکل دارند.
  • فرزندان این دسته از والدین الگوهایی در اختیار ندارند که با کمک آنها رفتار مسئولانه از خود نشان دهند.

والدین مستبد یا دیکتاتور

این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد، سرد و طرد کننده هستند. نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دیگر شیوه ها متمایز می‌سازد. در این سبک فرزندان چنین بار آورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ایی که بوسیله والدین بوجود می آید پیروی کنند. نتیجه شکست در پیروی از چنین قوانینی معمولاً تنبیه و اعمال زور است و برای کنترل کودکان خود از شیوه‌های ایجاد ترس استفاده می‌کنند. والدین مستبد معمولاً نمی توانند دلیلی که پشت این قوانین است را توضیح دهند. اگر از آنها خواسته شود که علت را توضیح دهند ممکن است به سادگی پاسخ دهند “چونکه من این چنین گفتم”. این والدین خواسته های زیادی دارند اما در قبال فرزندانشان پاسخ دهنده نیستند. این والدین انتظار دارند فرمان های آنها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدین درشیوه‌ استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می‌دهند.

خصوصیات والدین مستبد یا دیکتاتور

  • عمدتاً بازخواست کننده اند و هدایت گر اما غیر پاسخگو.
  • آنان اطاعت گرا و سلطه طلب بوده و انتظار دارند دستوراتشان بی چون و چرا اطاعت شود.
  • این گونه والدین محیط ساختارمند و قانونمندی را که در آن مقررات به وضوح تعیین شده را ایجاد می کنند.
  • این گونه والدین در تلاش برای ارزیابی، کنترل و شکل دادن به رفتار و گرایشات فرزندان بر اساس ملاک های سنتی شان هستند.
  • بر اطاعت از قدرت تأکید دارند، طرفدار روش مجازات بوده و علاقه ای به مذاکره با فرزندان ندارند.

بیشتر این والدین دو دسته هستند:

والدین غیر مستبد هدایت گر که هدایت گرند اما در بکار بردن قدرت شان مستبد و زورگو نیستند. و والدین مستبد هدایت گر که بیشتر زورگو هستند.

والدین مستبد

فرزندان والدین مستبد

  • معمولاً فاقد مهارت های اجتماعی لازم نسبت به سایر بچه ها هستند و غالباً از ارتباط اجتماعی پرهیز می کنند و کمتر در این زمینه پیش قدم می شوند.
  • آنان اغلب فاقد کنجکاوی خلاقانه و خودانگیخته اند.
  • برای تصمیم گیری درست راجع به یک موضوع نیاز به یک مرجع بیرونی دارند.
  • فرزندان پسر نسبت به دختر مشکلات بیشتری در این گونه خانواده ها از خود نشان می دهند و تمایل بیشتر به ابراز خشم و اعتراض نسبت به مواضع قدرت دارند.

والدین بی مسئولیت و بی تفاوت

در این روش، پذیرش و روابط پایین، کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن وجود دارد. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند و وقت و انرژی کمی برای فرزندان صرف می کنند. در حالی که این والدین نیازهای پایه ای فرزندان را برآورده می کنند اما عموماً از زندگی فرزندانشان گسسته هستند. در موارد افراطی حتی ممکن است فرزندان خود را طرد یا در رفع نیازهای آنها اهمال کند.

خصوصیات والدین بی مسئولیت و بی تفاوت

  • هم در بازخواست کنندگی و هم پاسخگو بودن در سطح پایینی قرار دارند.
  • در بسیاری موارد این سبک والدگری می تواند در برگیرنده والدین اهمال گر و والدین طرد کننده اهمال گر باشد.
  • اکثر والدین این سبکدر ردیف والدین عادی قرار می گیرند.
  • این والدین نه توقعی از فرزندان دارند و نه عشق و محبت و پاسخگویی به نیازهای آنان دارند.

خصوصیات فرزندان والدین بی مسئولیت و بی تفاوت

  • کمترین میزان سازگاری را در مقایسه با هر سه گروه نوجوانان خانواده های مورد بحث دارند.
  • از نظر پیشرفت تحصیلی،ارتباطات اجتماعی،مشکلات رفتاری و سطح غمگینی درونی شده بر اساس مطالعات انجام شده بدترین وضع را داشته اند.

والدین مقتدر

این روش موفق ترین روش فرزندپروری است که پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل می شود. والدین مقتدر، صمیمی و دلسوز و نسبت به نیازهای کودک حساس هستند. آنها قاطع هستند اما دخالت گر و محدود کننده نیستند. شیوه های انضباطی آنها بجای تنبیهی بودن حمایت کننده است. این والدین قوانین و رهنمودهایی پی ریزی می کنند که فرزندان آنها چنان بار می آیند که از آنها پیروی کنند و اغلب برای مطیع‌ سازی از استدلال و منطق بهره می‌جویند و به منظور توافق با کودک با او گفت‌وگو می‌کنند. از رفتارهای نامطلوب نمی‌ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند و به تلاش‌های کودک در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می‌دهند و از تقویت‌های مثبت بیشتری استفاده می‌کنند. این والدین در بعد محبت نیز عملکرد خوبی دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهربانی دریغ نمی‌ورزند. آنها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال می‌شناسند و به علایق فردی و ویژگی‌های خاص کودک خود نیز آگاهی دارند. در کل این والدین در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند خود، کنترل کننده و مقتدر هستند. این شیوه به فرزندان کمک می‌کند تا با هنجارهای اجتماعی بهتر سازگار شوند.

خصوصیات والدین مقتدر

  • این والدین هم بازخواست کننده اند و هم پاسخگو.
  • آنها در مورد معیارهای رفتار فرزندانشان به وضوح آگاهی و تذکر می دهند.
  • آنها طالب حق بوده اما زورگو و انحصار طلب نیستند.
  • شیوه انضباط شان حمایت کننده است تا اینکه تنبیهی باشد.
  • آنان می خواهند فرزندانشان به همان اندازه که به لحاظ اجتماعی مسئول،خودگردان و همکاری جو هستند با جرأت نیز باشند.
  • آنان معتقدند اگرچه والدین از درك، دانش و مهارت بیشتری برخوردارند،اما فرزندان نیز محق اند.
  • به تنبیه بدنی اعتقاد ندارند، به اطاعت در آوردن را یک حسن نمی دانند.
  • نظارت خود را از طریق توضیح مقررات و تصمیمات و استدلال برای فرزندان اعمال می کنند.
  • آنان معیارهای مشخصی برای فرزندان در نظر می گیرند.
  • فرزندان را به فردیت و استقلال تشویق می کنند.
  • آمادگی پذیرش نقطه نظرات فرزندان حتی اگر بر خلاف میل شان باشد، را دارند.

والدین مقتدر

خصوصیات فرزندان والدین مقتدر

  • فرزندان والدین قاطع گرایش بیشتری به خوداتکایی و خویشتنداری داشته و خواستار کشف و جستجو هستند.
  • نسبت به سایر گروه ها بیشتر متقاعد می شوند، یعنی نسبت به معیارهای مشخص در مورد چرایی پاداش و تنبیه آن توجیه شده و پذیرش شان نسبت به مقررات اجتماعی بیشتر است.
  • دختران نسبت به پسران مستقل تر و پسران از لحاظ اجتماعی مسئولیت پذیرند.

تفاوت فرزندپروری مستبدانه و مقتدرانه

یک تفاوت کلیدی بین والدگری استبدادی و مقتدرانه به بعد کنترل روانشناختی مربوط می شود. کنترل روانشناختی به تلاش برای کنترل رشد هیجانی و روانشناختی کودك، از طریق اعمالی هم چون شرمنده ساختن، محروم ساختن از محبت صورت می گیرد.

هم والدین مقتدر و هم مستبد تقاضای زیادی از فرزندان دارند و انتظار دارند فرزندانشان درست رفتار کرده و از مقررات اطاعت کنند. اما والدین مستبد انتظار دارند فرزندانشان، ارزش ها، اهداف و قضاوت هایشان را بدون چون و چرا بپذیرند. در مقابل والدین قاطع بده بستان بیشتری با فرزندانشان داشته و از توضیح و تفسیر بیشتری استفاده می کنند. اگر چه والدین مستبد و مقتدر هر دو در سطح کنترل رفتاری بالایی قرار می گیرند والدین مقتدر تمایل کمتری به کنترل روانشناختی دارند،در حالی که والدین مستبد تمایل بیشتری به آن نشان می دهند.


16211.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

نظارت والدین به مفهوم مراقبت از فرزندان می باشد. مراقبت از این که فرزندتان با چه کسی است و هر روز چه کارهایی انجام می دهد. دانستن اینکه او دقیقا کجاست. وقتش را با چه کسی می گذراند و اینکه آیا بزرگتری مواظب آن ها هست یا نه.

نظارت مهارتی است که دربردارنده ارتباطات و نظم خانوادگی صحیح می باشد. این کار شامل تبادل اطلاعات، شفاف سازی انتظارات از فرزندان، تعیین حد و حدود در مواقع لازم، و انتخاب شیوه صحیح برای نگه داشتن فرزندتان در آن حد و حدود می باشد.

نظارت بر فرزندان

چرا نظارت؟

دلیل نظارت بر فرزندانتان، کمک به آنها برای سالم ماندن است. والدین می توانند با دانستن جزییات زندگی فرزندشان آنها را از مصرف مواد دور نگه دارند. نه تنها مهم است که والدین ارتباط گرم و صمیمانه ای با فرزندانشان داشته باشند، بلکه مهم و ضروری است که برای آنها، انتظارات، قواعد، قوانین و محدودیت های روشن و مشخصی را تعیین کنند و همچنین بر میزان پیروی آنها از انتظارات و محدودیت ها نظارت داشته باشند.

اهمیت نظارت

اعمال نظارت از سوی والدین، باعث افزایش امنیت فرزندان می شود و کاهش خطر و آسیب به آنان در هر نوع زمینه ای از زندگی می شود، حتی در زمینه حوادث خانگی، حادثه در زمین بازی، تصادف های رانندگی و به خصوص مصرف و سوء مصرف مواد. هر چه نظارت صحیح والدین بر رفتارهای فرزندان بیشتر باشد، احتمال رفتارهای مثبت و سالم در فرزندان بیشتر می شود به خصوص بهبود و رشد موفقیت های تحصیلی.

چه میزان نظارت لازم است؟

میزان دقیق نظارت شما بر فرزندتان، بستگی به فرزندتان دارد. شما برای تعیین میزان نظارتی که فرزندتان نیاز دارد، باید به فرزندتان و امنیت محل زندگی تان خوب بیندیشید. والدینی که سخت گیری های زیاد اعمال می کنند و یا بسیار ملایم هستند، معمولا در دور نگه داشتن فرزندشان از رفتارهای پر خطر خوب عمل نمی کنند. باید به نوع شخصیت فرزندتان و اینکه شما چه نوع والدینی هستید، فکر کنید و سپس قوانین ساده ای که برای همه قابل فهم است، تعیین کنید. پیش از تعیین قوانین با فرزندتان صحبت کنید، با آنها صحبت کنید تا ببینید که آیا قوانین را رعایت خواهند کرد.

نکاتی برای تعیین میزان نظارت لازم

تعیین میزان نظارت بر فرزندان

  • آیا فرزندتان تمایل به خطر کردن دارد؟
  • سوابق شخصیتی فرزندتان چگونه است؟
  • به مواردی مانند اینکه چند بار تا کنون در مدرسه یا با دوستانش دچار مشکل شده است بیندیشید. آیا تعداد موارد زیاد است؟
  • نظر شما در مورد خطر کردن (ریسک کردن) چیست؟ آیا به نظر شما فرزندتان ریسک های زیادی انجام می دهد؟
  • آیا فرزندتان تصمیمات خوبی می گیرد؟ آیا او در مورد تصمیماتش با شما صحبت می کند؟
  • آیا شما با فرزندتان خوب ارتباط برقرار می کنید؟
  • وضعیت محل زندگی شما چگونه است؟ آیا مکان امنی برای فرزندتان است؟ یا مکان ناامنی است؟
  • کجا احتمال بیشتری دارد که فرزندتان دچار مشکل شود یا آسیب ببیند؟

نمونه هایی از نظارت

  • دانستن اینکه فرزندتان وقتش را با چه کسانی می گذراند و چه کارهایی انجام می دهد.
  • شناختن والدین دوستان فرزندتان و در تماس بودن با آن ها در مورد کارهایی که فرزندانتان انجام می دهند.
  • شفاف سازی انتظاراتتان در مورد رفتار فرزندتان و تعیین قوانینی برای اینکه چه کارهایی را در چه مکانی انجام دهند.
  • تعیین قوانینی برای تماشای تلویزیون، انجام بازی های کامپیوتری، استفاده از اینترنت، موسیقی و غیره.
  • تعیین وقت هایی برای صحبت کردن در مورد فعالیت های روزمره، مانند صرف وعده های غذایی با حضور همه اعضای خانواده.

پیامد نبود نظارت بر رفتار فرزندان

  • کاهش نمرات درسی
  • افزایش رفتارهای بزهکارانه و ناسالم
  • مصرف سیگار
  • مصرف مواد
  • انجام رفتارهای خطرناک
  • رانندگی زودهنگام و خطرناک
  • افزایش ارتباط با دوستان و همسالان ناباب و …

اصلاح باورهای اشتباه

نظارت بر رفتار فرزندان، ظلم، بی توجهی، سخت گیری یا کنترل کردن نیست، بلکه مسئولیتی بزرگ است که اگر والدین به درستی به آن نپردازند در حق فرزند خود ظلم روا داشته اند.

نظارت بر رفتار فرزندان

فعالیت های نظارتی والدین شامل دو دسته کلی از فعالیت های زیر می شود:

  1. ساخت دادن به محیط فرزندان
  2. دنبال کردن و مطلع بودن از آنان

نمونه هایی از ساخت دادن به فضای زندگی فرزندان

  • خاموش کردن تلویزیون هنگام درس خواندن فرزندان.
  • ثبت نام فرزند در کلاس های مشخصی در بعد از ظهرها برای اینکه بیکار یا تنها نباشد.
  • فرستادن فرزندان به سینما به همراه بزرگسالی که آشناست.
  • قبل از غروب آفتاب باید منزل باشند.
  • تنها اجازه ندارد به خیابان برود.

نمونه هایی از دنبال کردن و مطلع بودن از فرزندان

  • به صورت تصادفی سر زدن به محلی که فرزندتان گفته به آنجا می رود.
  • صحبت با فرزند در مورد دوستان وی و رفتارها و ویژگی های آنها
  • آشنایی و ملاقات با والدین دوستان فرزند.
  • مشاهده رفتار فرزندتان با دوستانش در محیط های مختلف.
  • آشنایی و صحبت با دوستان فرزند.
  • مکالمه تلفنی با والدین دوستانی که فرزند گفته با آنان بیرون رفته است.

شروط تعیین قواعد

  • وجود یک رابطه خوب و قوی بین والدین و فرزندان
  • تناسب با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی

نکات مهم در تعیین قواعد

  1. توافق والدین
  2. ثبات والدین

روشن و مشخص بودن انتظارات

درست:

  • مایلم در مهمانی با افراد بزرگتر از خودت جر و بحث نکنی.
  • قبل از ساعت ۸ منزل باش.
  • بعد از ساعت ۸ منزل نیا.
  • انتظار دارم که معدلت بالای ۱۷ شود.
  • انتظار دارم که در مهمانی با دیگران صحبت کنی.

نه تنها مهم است که والدین با همکاری یکدیگر قواعد و قوانین مشخصی را تعیین کنند بلکه مهم است که آنچه که تعیین شده را به درستی به فرزندان تفهیم کنند و برای آنها باز کنند که چه انتظاراتی از آنان می رود و چه قواعد و قوانین خانوادگی برای آنها تعیین شده است.

بسیار مهم است که خانواده ها برای فرزندان خود روشن کنند که اگر بر اساس انتظارات خانواده عمل کنند چه پاداشی به آنها خواهند داد. همچنین در صورتی که براساس انتظارات خانواده عمل نکنند چه پیامد منفی یا چه جریمه هایی دریافت خواهند کرد. یکی از مشکلات شایع خانواده ها آن است که انتظار دارند فرزندان آنها براساس انتظارات خانواده عمل کنند ولی برای آنان هیچ پیامد مثبت (پاداش) یا منفی (جریمه) در نظر نمی گیرند.


16342.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۱ دقیقه

بسیاری از والدین برای بحث درباره مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر با فرزندان خود دو دل و مردد هستند و به گمان خود نمی خواهند پرده حیا دریده شود. تعدادی از والدین بر این باور هستند كه به هیچ وجه این احتمال وجود ندارد كه روزی فرزندان آنها سراغ مصرف موا دمخدر بروند. گروهی دیگر میل به صحبت راجع به مواد مخدر دارند ولی نحوه آن را نمی دانند و حتی گروهی از این می ترسند كه نكند صحبت ها سبب به وجود آمدن فكر مصرف در فرزندان شود.

درست نیست تا اطمینان از مشكل دار شدن فرزند خود منتظر بمانید. بسیاری از جوانان یا نوجوانان سوء مصرف كننده مواد مخدر در شروع درمان به این نكته اشاره می كنند كه قبل از اطلاع والدین از اعتیاد آنها، به مدت یك یا دو سال مواد مصرف می كردند. صحبت و اطلاع رسانی درباره مشروبات الكلی و مواد مخدر را از همان ابتدای دوره كودكی شروع كنید و این ارتباط را همیشه باز نگاه دارید. از اینكه ممكن است نتوانید به همه سوالات فرزند خود راجع به موادمخدر پاسخ دهید، نترسید. اجازه دهید فرزند شما آگاه شود كه شما به شدت نگران سلامتی وی هستید و با كمك یكدیگر می توانید پاسخ ها را پیدا كنید. استفاده از مشاوره های اعتیاد می تواند در یافتن پاسخ ها به شما كمك كند.

شنونده خوبی باشید

مطمئن شوید فرزند شما هنگام بیان مشكل یا طرح سوال نزد شما احساس راحتی می كند. به دقت به صحبت های فرزند خود گوش فرا دهید. اجازه ندهید مطالب شنیده شده سبب خشمگین شدن شما و قطع ارتباط شود. اگر نیاز شد قبل از ادامه بحث چند دقیقه موقعیت را ترك كنید تا خشم شما آرام گیرد و سپس ادامه دهید. از مطالبی كه ممكن است فرزند شما مطرح نكرده باشد، یادداشت بردارید. اگر فرزند شما درباره مشكلات خود چیزی نمی گوید، از او سوال كنید و به پرسید در مدرسه یا هنگام فعالیت های دیگر چه اتفاقی می افتد. حتی برای بحث درباره مطالب حساس نیز آماده، در دسترس و پیشقدم باشید. جوانان باید احساس كنند كه می توانند درباره موضوعات بسیار مهم روی دقت اطلاعات والدین حساب و اتكا كنند. اگر در هنگامی كه امكان متمركز كردن توجه كامل خود را ندارید، فرزند شما می خواهد با شما بحث كند، برای او توضیح دهید كه چرا نمی توانید الان بحث را ادامه دهید. زمان دیگری را برای صحبت كردن با او مشخص كنید و موضوع را به آن زمان موكول كنید.

تحسین و تمجید فرزندان خود را فراموش نكنید

روی اعمال صحیح و درستی كه جوان شما انجام م یدهد، تاكید كنید نه روی كارهای غلط او. هنگامی كه والدین قبل از انتقاد، تحسین كنند، فرزند آنها یاد می گیرد احساس بهتری درباره خود داشته باشد و بدین ترتیب اعتماد به نفس آنها افزایش می یابد و می توانند به قدرت قضاوت خود اعتماد كنند.

پیام های خود را به صورت واضح و روشن مطرح كنید

پیام های خود را به صورت واضح و روشن مطرح كنید

هنگامی كه درباره مصرف مشروبات الكلی یا موا دمخدر صحبت می كنید، مطمئن شوید درحال انتقال پیام واضح و صریح «مصرف نكن» هستید و فرزند باید متوجه شود دقیقا چه انتظاری از او دارید. برای مثال «در خانواده ما كسی حق مصرف مواد غیرمجاز ندارد و بچه ها هم مجاز به مصرف الكل یا موا دمخدر نیستند».

الگوی رفتاری مناسبی برای فرزند خود باشید

فرزندان به وسیله آموزش و مشاهده مثال های عینی، قادر به فراگیری موارد مطلوب هستند. مطمئن شوید رفتار شما منعكس كننده استانداردهایی نظیرصداقت، عدالت و درستی است كه از فرزندان خود انتظار دارید.

پندهایی برای برقراری ارتباط

ارتباط موثر بین والدین و فرزندان، همیشه به راحتی برقرار نمی شود. كودكان و بزرگسالان دارای شیوه های متفاوت ارتباط و پاسخ دهی در گفتگو و محاوره خود هستند، به علاوه زمان و فضای محاوره، تعیین كننده موفقیت آن خواهند بود. والدین باید با فرزند خود درمحیطی آرام و با روشی عاری از شتاب صحبت كنند.

برقراری ارتباط با نوجوان

نكات ذیل به منظور برقراری ارتباط مناسب مطرح می گردد.

گوش كردن

  • كاملا توجه كنید.
  • صحبت طرف مقابل را ناتمام قطع نكنید.
  • هنگامی كه فرزند شما مشغول صحبت كردن با شما است، مطلبی كه می خواهید درباره آن صحبت كنید را آماده نكنید.
  • قضاوت را به وقتی موكول كنید كه صحبت های فرزند شما به پایان رسیده و از شما درخواست پاسخ كرده است.

نگاه كردن

از حالت صورت، تظاهرات چهره ای و همچنین زبان و بدن فرزند خود آگاه باشید. آیا فرزند شما عصبی، ناراحت و درهم است، پاهایش را تكان می دهد، مدام به ساعت نگاه می كند، دست هایش را به هم می مالد یا اینكه آرام است، لبخند می زند و به چشمان شما نگاه می كند. اطلاع و پی بردن به این علایم به والدین در درك احساسات فرزندشان كمك می كند. در طی گفتگو، فرزند را ترغیب كنید و نشان دهید سراپا گوشید. اگر نشسته اید خود را به طرف جلو خم كنید، اگر قدم می زنید دست روی شانه آنها بگذارید، سرتان را تكان دهید و به چشم های آنان نگاه كنید.

پاسخگویی

گفتن جملاتی مانند «من هم خیلی درباره ….. نگرانم» یا «من هم فهمیدم كه چیزی مشكل آفرین شده»، روش بهتری برای پاسخ دادن به فرزند است تا اینكه جملات را چنین شروع كنیم: «تو باید» یا «اگر من جای تو بودم» یا «وقتی من هم سن تو بودم هیچ وقت چنین كاری نمی كردم». صحبت متفكرانه بهتر از صحبت هایی شبیه سخنرانی، نصیحت یا پاسخ های خود آیند درك می شود.

  • اگر فرزند چیزی می گوید كه نمی خواهید آن را گوش دهید، بیانات آنها را نادیده نگیرید.
  • سعی نكنید برای هر جمله فرزند خود، یك نصیحت آماده سازید و بگویید. بهتر است به دقت به جملات او گوش دهید و سعی كنید احساسات پشت این كلمات را درك كنید.
  • مطمئن شوید منظور فرزند خود را درك كرده اید. برای كسب تایید، آن را برای فرزند تكرار كنید.

پیش دبستانی

شاید آموزش پیشگیری از مصرف مواد مخدر برای كودك پیش دبستانی ضروری به نظر نرسد، ولی نگر ش ها و عاداتی كه كودكان در همان سنین اولیه یاد می گیرند، در نحوه تصمیم گیری بعدی آنها نقش بسیار مهمی دارد. كودك سه یا چهار ساله هنوز آمادگی یادگیری مفاهیم پیچیده راجع به الكل یا سایر مواد مخدر را ندارد ولی می تواند مهارت های تصمیم گیری و مشكل گشایی كه بعدها سبب اجتناب از مصرف مشروبات الكلی و موا دمخدر می شود را فراگیرد. به خاطر داشته باشید، كودكان در این گروه سنی توانایی شنیدن صحبت طولانی مدت را ندارند. آنها بیشترعلاقه مند به انجام كارها برای خودشان هستند.

برای والدین گرفتار پرمشغله، انجام كارهای كوتاه مدت برای كودك خود بسیار وسوسه آور است، زیرا هم سریع تر و هم راحت تر است. با یك طرح ساده، می توانید با استفاده از روش یادگیری و همرنگ شدن با كودك، به كودك خود نحوه تصمیم گیری را آموزش دهید. اجازه دهید كودك از بین عقاید و ایده هایی كه برای شما قابل قبول است، انتخاب كند. هنگامی كه انتخاب صورت گرفت، مطمئن شوید كودك مفهوم آن را به خوبی درك كرده و با آن درگیر شده است.

مهد كودك تا كلاس سوم

كودكان ۵ تا ۹ ساله معمولا احساس خوبی راجع به خود دارند. از اینكه در حال رشد هستند لذت می برند و معمولا مدرسه و فرصت های جدید را دوست دارند. در این مرحله نیز كودكان ابتدا از طریق تجربه رویدادها، فرا می گیرند و تفكر می كنند و در مورد وقایعی كه د ر آینده ممكن است رخ دهد درك خوبی ندارند. واقعیت و خیال به راحتی درهم آمیخته می شود، دنیا همان گونه دیده می شود كه كودك می خواهد و نه به صورت واقعی آن. كودكان در این سنین نیازمند قوانین و هدایت رفتار و اطلاعات برای تصمیم گیری و انتخاب صحیح هستند.

بحث درباره مشروبات الكلی و سایر مواد مخدر باید مربوط به افراد و رویدادهایی باشد كه كودك آنها را می شناسد و در واقع باید مربوط به همان موقع و همان جا باشد. بسیاری از كودكان علاقه مندند بدانند بدن آنها چگونه فعالیت می كند، پس بحث می تواند روی نگهداری سلامتی كامل و اجتناب ا هرگونه آسیب به بدن متمركز شود.

نقش والدین از دومنظر بسیار مهم است، یكی به عنوان معلم و دیگری به عنوان الگوی نقش. كودكان معمولا به همه چیز اعتماد دارند و باور دارند تصمیم هایی كه بزرگسالان برای آنها می گیرند، درست است. به كودك خود كمك كنید كسی كه آنها باید به او اعتماد كنند را بشناسند و بفهمند این اعتماد مهم است. آنها باید درك كنند، صرف اینكه كسی بگوید «این كار را بكن» همیشه برای انجام دادن آن كار كافی نیست.

در پایان كلاس سوم فرزند شما باید درك كند:

  • مواد مخدر و دارو های غیرمجاز چیست، چرا غیر قانونی و غیر مجازند، شكل آنها چگونه است، وبه چه میزان زیان آورند.
  • تفاوت بین غذاها، سموم، داروها و مواد مخدر غیرمجاز چیست.
  • اگر داروها هنگام بیماری توسط پزشك تجویز شود و توسط والدین مسئول داده شود، مفید و كمك كننده است ولی اگر این داروها درست استفاده نشوند زیان آور و خطرناك خواهند بود.
  • اهمیت اجتناب از اشیا، بسته ها و مواد ناشناخته و احتمالا خطرناك چیست.
  • کدام فرد بزرگسال، در مدرسه و یا خارج از آن برای پاسخ دادن به سوالات قابل اعتماد است و می توان هنگام موارد اضطراری از او درخواست كمك كرد.
  • كدام غذاها مغذی ترند و چرا ورزش اهمیت دارد.
  • قوانین مربوط به مشروبات الكلی وسایر موا دمخدر در مدرسه و خارج چیست.
  • چرا مصرف مشروبات الكلی و سایر مواد مخدر برای همه كودكان غیرمجاز است.

كلاس چهارم ابتدایی تا اول راهنمایی

در این دوره، سرعت رشد جسمانی كاهش یافته و میزان زیادی از انرژی صرف یادگیری می گردد. كودكان ۱۰ الی ۱۲ ساله علاقه مند به یادگیری واقعیت ها به ویژه چیزهای عجیب و غریب هستند و می خواهند از نحوه كار همه چیز سر در بیاورند و منابع اطلاعات در دسترس خود را شناسایی كنند. دوستان (بهترین دوست یا گروهی از دوستان) اهمیت زیادی پیدا می كنند.

آنچه كودكان معمولا در این سن به آن علاقه مند می شوند و پیگیری می كنند، چیزی است كه توسط افكار گروه تعیین می شود. قسمتی از خود انگاره كودكان در حیطه ای كه توسط همسالان پذیرفته می شوند، شكل می گیرد به ویژه همسالان صمیمی. در نتیجه، هیچ یك از اعضای گروه نمی توانند مستقل از گروه تصمیمی اتخاذ كنند و انتخاب باید گروهی باشد. شاید این مهم ترین دوره سنی است كه والدین برای پیشگیری از مصرف موادمخدر باید روی تلاش های پیشگیرانه خود تمركز كنند. این دوره پایان دوره تحصیلات ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی است و دوره حیاتی برای تصمیم گیری درباره مصرف مشروبات الكلی و موادمخدر است. سنینی كه بیشترین خطر شروع مصرف سیگار را دارند مربوط به كلاس دوم و سوم راهنمایی است.

تحقیقات نشان داده است اغلب مصرف مشروبات الكلی و سایر موادمخدر در اوایل دوره جوانی شروع می شود و شروع مصرف در این سن، احتمال روبرو شدن با مشكلات جدی را افزایش می دهد. پیامی كه به كودك شما باید به صورت واضح و صریح منتقل شود، ممنوعیت مصرف مواد مخدر یا مشروبات الكلی است. این پیام باید مبتنی بر واقعیت باشد و موجب انگیزه ای قوی برای مقاومت در برابر فشار مصرف الكل یا سایر مواد مخدر گردد. اطلاعات جدید مناسب شامل موارد ذیل است:

  • روش شناسایی مواد نظیر مشروبات الكلی، سیگار، حشیش، مواد استنشاقی، هرویین، تریاك و مشتقات مختلف آنها
  • تاثیرات مصرف موادمخدر بر قسمت های مختلف بدن و دلایل خطرناك تر بودن مصرف مواد درهنگام رشد
  • تاثیرات و پیامدهای بلن دمدت و كوتاه مدت مصرف انواع موادمخدر
  • پیامدهای مصرف مشروبات الكلی و سایر موادمخدر در خانواده، جامعه و شخص مصرف كننده.

كلاس دوم راهنمایی تا اول دبیرستان

در اوایل دوره نوجوانی، سازگاری با دوستان، نقش مهم و كنترل كننده ای دارد. از بعضی جهات، شروع بلوغ مانند تولد دوباره است. بچه ها در این سن می خواهند و باید گذشته را پشت سر گذارده و هویت منحصر به فرد خود را بیابند. به این معنی كه دوستی های قدیمی را پشت سر می گذارند. در این هنگام، روش تصمیم گیری و حل مساله ای كه فرا گرفته اند، می تواند كار آمد و كمك كننده باشد، ولی تصمیمات جدیدی كه اتخاذ خواهند كرد براساس اطلاعات و اهداف جدید خواهد بود.

نوجوانان در این سن می توانند درگیر مسایل انتزاعی شوند و به آینده فكر كنند. آنها متوجه می شوند كه هر رفتار، دارای پیامد ویژه ای است و می دانند چگونه رفتارآنها روی دیگران اثر خواهد گذاشت. گاهی اوقات آنها خودانگاره لغزنده ای پیدا می كنند و مطمئن نیستند به اندازه كافی رشد و تحول یافته اند یا خیر، اغلب با بزرگسالان درگیر می شوند و حتی مطمئن نیستند كه می توانند به خود اعتماد و اتكا كنند و تمایل دارند خود را خوب نبینند. در این هنگام حمایت عاطفی قوی و داشتن یك الگوی خوب از رفتار بزرگسالان بسیار پراهمیت است.

نوجوانان معمولا مصرف موادمخدر یا مشروبات الكلی را از سال های اول دبیرستان شروع می كنند . مطمئن شوید بحث های خانوادگی درباره موادمخدر و مشروبات الكلی، تاكید بر عوارض پیامدهای سریع و ناخوشایند مصرف آنها داشته است. به دلیل اینكه دانش آموزان سال های اول دبیرستان به وضعیت ظاهری خود اهمیت می دهند، بهتر است در روبه رو شدن با آنها برای اثر بخشی مناسب تر، به جای گفتن اینكه مصرف سیگار سبب سرطان حنجره و بیماری قلبی در سیگاری ها می شود، درباره تنفس بد، خرابی و سیاه شدن دندان ها و انگشتان و سوخته شدن لباس صحبت كنید و بد شدن وضعیت ظاهری را مورد تاكید قرار دهید.

بسیاری از نوجوانان مواد مصرف می كنند، زیرا دوست صمیمی آنها موادمصرف می كند. سهم عمده تلاش های پیشگیرانه شما در این سنین باید صرف تقویت و تشویق انگیزه نوجوان در اجتناب از مصرف موادمخدر و الكل شود. در اینجا به چند قدم مهم اشاره می شود:

تاثیر قدرتمند همسالان را به وسیله تاثیر والدین خنثی كنید. انتظارات قوانین عدم مصرف موادمخدر و مشروبات الكلی را تقویت كنید، تا فرزند شما صریحا متوجه شود مصرف هرگونه ماده مخدر و مشروبات الكلی غیرقابل قبول و غیرقانونی است. نوجوانان ممكن است بحث نمایند «همه مردم مواد یا مشروب مصرف می كنند» و هیچ مشكلی هم برای آنها پیش نیامده است. فرزند خود را مطلع كنید كه «همه مردم چنین كاری نمی كنند» و این مساله تحت هر شرایطی غیر قانونی است. تاكید كنید تا چه حد عوارض مصرف موادمخدر و مشروبات الكلی غیرقابل پیش بینی است و اگرچه بعضی از مصرف كنندگان مواد به ظاهر سلامت بوده و رفتاری معمولی دارند ولی مصرف مواد بی نهایت خطرناك است و مدتی طول نخواهد كشید كه زندگی آنها را درجهت تباهی دگرگون سازد.

دوستان فرزند خود و والدین آنها را بشناسید. دوستان فرزند خود را ملاقات كنید. مكررا آنها را به منزل خود دعوت كنید. با والدین دوستان فرزند خود، انتظارات رفتاری را در میان بگذارید. با سایر والدین همكاری كنید و قوانینی درباره منع رفت و آمد دیروقت، اجازه شركت در مهمانی ها و سایر فعالیت های اجتماعی وضع كنید. محل هایی كه فرزند شما به آنجا رفت و آمد می كند را شناسایی كنید. اگر فرزند شما منزل دوست خودش است، مطمئن شوید او و خانواده او را می شناسید. اگر فرزند شما به سینما رفته، بدانید كدام فیلم و كدام سینما رفته است. تغییر برنامه در لحظات آخر نظیر ملاقات یك دوست جدید یا رفتن به سینمای دیگر مجاز نیست و باید از قبل با والدین هماهنگ شود.

در پایان كلاس اول دبیرستان فرزند شما باید:

  • ویژگی ها و طبیعت شیمیایی موادمخدر را بشناسد.
  • فیزیولوژی اثرات موادمخدر و مشروبات الكلی بر سیستم های گردش خون، تنفس، اعصاب و تولید مثل را بداند.
  • مراحل وابستگی شیمیایی و غیرقابل پیش بینی بودن آن از فردی به فرد دیگر را درك كرده باشد.
  • تاثیرات مصرف موادمخدر یا مشروبات الكلی روی فعالیت هایی كه نیازمند هماهنگی حركتی هستند، مانند رانندگی یا یك فعالیت ورزشی را بشناسد.

كلاس دوم تا چهارم دبیرستان

دانش آموزان دبیرستانی، آینده مدارند و می توانند درگیر تفكرات انتزاعی شوند. آنها درك واقع بینانه ای از بزرگسالان دارند. جوانان تمایل به بحث راجع به نگرانی ها و روش حل مساله و تصمیم گیری خود با بزرگسالان دارند. شما برای كمك به آنها در این سن باید فرصت های بسیار زیادی را برای آنها فراهم آورید. جوانان دراین سنین، گروه مدارتر می شوند و تعلق به گروه، بیشتر رفتار و عملكرد آنها را برمی انگیزاند. در طی این دوران، جوانان دید خود را گسترش داده و علاقه مند به بهزیستی دیگران می شوند.

درپایان دوران دبیرستان فرزند شما باید موارد ذیل را كاملا بشناسد:

  • تاثیرات فوری و طولانی مدت جسمانی انواع موادمخدر
  • احتمال وجود خطر مرگ در اثر مصرف موادمخدر تركیب شده
  • ارتباط مصرف موادمخدر با سایر بیماری ها و معلولیت ها
  • تاثیر الكل و سایر موادمخدر بر روی جنین در دوران بارداری
  • این واقعیت كه مصرف مواد یك جنایت بدون قربانی نیست
  • تاثیرات وپیامدهای احتمالی كار با دستگاه های خطرناك هنگام مصرف موادمخدر یا الكل
  • اثرات مصرف موادمخدر بر اجتماع. مراكز و منابع مداخله كننده موجود در جامعه

شما می توانید دراین سنین روی تاثیرات بالقوه طولانی مدت موادمخدر یا الكل تاكید كنید؛ نظیر «مواد مخدر شانس و فرصت موفقیت در نوجوانی را می گیرد، فرصت هایی مانند ورود به دانشگاه، پذیرش در آزمون های شغلی مختلف و كسب شغل مورد علاقه. دوره نوجوانی موفق می تواند به عنوان یك مدل خوب، نقش تاثیر گذاری بر خواهران یا برادران كوچكتر داشته باشد».

با توجه به اینكه جوانان، علاقه مند به حفظ استقلال خود هستند، باید آنها را درگیر با خانواده و فعالیت های خانوادگی كرد زیرا این مساله امر مهمی است. آنها هنگام صرف غذا باید به سایر اعضای خانواده ملحق شوند، درهنگام گذراندن تعطیلات همراه آنها باشند و به عنوان بخشی از خانوده باقی بمانند.


16043.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۰ دقیقه

طی دو دهه والدین “صداقت” را به عنوان بیشترین ویژگی ای که می خواهند فرزندشان داشته باشد رده بندی کرده اند. ویژگی های دیگر همچون اعتماد به نفس و عدالت به این اندازه مورد توجه نبودند. تحقیقات نشان می دهد که کودکان نیز نظر مشابهی دارند. ۹۸ درصد کودکان می گویند که اعتماد کردن و صداقت داشتن در روابط شخصی، ضروری هستند. ۹۶ تا ۹۸ درصد کودکان بر اساس سنشان می گویند که دروغگویی از نظر اخلاقی، نادرست است. اما تحقیقات نشان می دهند که ۹۶ درصد از کودکان به والدین خود دروغ می گویند.

دروغگویی کودکان

در تحقیقاتی که روی کودکان در خانه هایشان انجام گرفته نتایج بیانگر آن است که کودکان ۴ ساله، هر دو ساعت یک بار دروغ می گویند، در حالیکه یک کودک ۶ ساله، هر یک ساعت، یک دروغ می گوید. تعداد کمی از کودکان استثناء هستند. در تحقیقات مشابه، ۹۶ درصد تمامی کودکان، دروغ می گویند. کودکان خیلی زودتر از آنچه انتظار داریم دروغ گفتن را یاد می گیرند.

کودکانی که خواهر یا برادر بزرگتر دارند زودتر دروغگویی را یاد می گیرند. با ورود به مدرسه راهنمایی بسیاری از کودکان همانند دستگاه کپی برداری به دوستانشان دروغ می گویند که روشی برای جبران نا کامی یا جلب توجه است، یا ممکن است تلاش کنند تا کار بدی را که انجام داده اند جبران نمایند.

بیشترین صحبت درباره دروغگویی این است ” الگویی که باعث شروع دروغگویی در کودکان می شود کیست؟ آیا دروغگویی از اوایل زندگی ثابت باقی می ماند؟” برخی کودکان می گویند: ” من این دروغ رو گفتم و احساس خیلی بدی داشتم. قسم خوردم که دیگر هرگز دروغ نگویم.” بعضی دیگر از کودکان می گویند: “من هیچ وقت نمی دونستم که خوب می تونم پدرم رو فریب بدم. من می تونم دفعات دیگر هم دروغ بگم”.
دروغ هایی که کودکان زود شروع می کنند معنی دار هستند. شیوه عکس العمل پدر و مادرها می تواند بر دروغگویی کودکان تاثیر بگذارد.

دروغ نشانه چیست؟

هر سیل ناگهانی دروغ یا افزایش هیجانی در دروغگویی نشان دهنده آن است که چیزی در زندگی کودک اتفاق افتاده است، چیزی که او را به خطر می اندازد و امنیت او را تهدید می نماید. تالوار (۲۰۰۷) می گوید: دروغ یک نشانه است، نشانه ای از مشکل بزرگی که در پشت آن است و کودک برای حفظ امنیت در خود از این راهبرد استفاده می کند.

دروغ نشانه چیست؟

مطالعات طولی نشان می دهند کودک ۶ ساله ای که مرتباً دروغ می گوید در صورتی که دروغگویی برایش راهبرد موفقی جهت مواجهه با موقعیت های سخت اجتماعی شود همچنان دروغگو باقی خواهد ماند. حدود یک سوم کودکان اینگونه اند. اگر کودکی هنوز در سن ۷ سالگی دروغ می گوید بنظر می رسد برایش عادت شده است و در دام دروغگویی افتاده است.

آثار و نشانه های دروغگویی

دروغگویی تغییراتی را در بدن بوجود می آورد که می توان به افزایش تعداد ضربان قلب، افزایش تنفس، رنگ پریدگی، خشک شدن دهان بطوری که زبان به زحمت در دهان حرکت کند، گاهی لکنت زبان، بیهوده گویی بدین معنی که حرف های بی سر و ته می زند و از این شاخه به آن شاخه می پرد، ناتوانی در کنترل اعضا بدن، نگاه های حیرت آور، پیدایش آثار شرم در چهره، طفره رفتن، پافشاری کردن، چانه زنی، تغییر دادن اظهارات اشاره کرد.

طبق مطالعات و تحقیقات انجام شده اشخاص دروغگو افرادی بی قرار، عصبانی و ناآرام هستند و دروغگویی نشانه ناراحتی هیجانی و روانی آنان است. دروغگو به حرف های خود اعتماد ندارد بنابراین به طور قاطع صحبت نمی کند. حرف هایش را فراموش می کند، اعتماد خود را نسبت به دیگران به تدریج از دست می دهد و به آنها بدبین می شود.

دروغگویی در چه کودکانی بیشتر دیده می شود؟

  • کودکانی که به صورت افراطی خواستار جلب توجه و محبت اند.
  • کودکانی که شجاعت لازم و کافی را ندارند و ترسو هستند.
  • کودکانی که تکلیف بسیار دشواری بر آنها تحمیل شده و قدرت تحمل آن را ندارند.
  • کودکانی که قدرت نیاز در آنها نیرومند و دستیابی به هدف برایشان دشوار است.
  • کودکانی که ضعیف، عصبی و یا هیجانی هستند.
  • کودکانی که ایمانشان ضعیف است و فشار و اعمال قدرت شما بر آنها زیاد می باشد.
  • کودکانی که دوران کودکی توأم با محرومیت و نابسامانی بسیار داشته اند و محبت کافی ندیده اند.
  • و بالاخره آنهایی که از تربیت کافی و لازم برخوردار نیستند.

رو ش های اصلاح و درمان دروغگویی

اینکه آیا امکان اصلاح کودک دروغگو وجود دارد یا نه؟ پاسخ مثبت است زیرا کودک در مرحله آغاز زندگی است و امکان ایجاد هر گونه تحول و تغییری در او وجود دارد و او بیش از هر سن دیگری تغییر پذیر است. از این رو، پیشنهاد می شود گام های زیر را به کار گیرید.

رو ش های اصلاح و درمان دروغگویی

تشخیص علت دروغگویی کودک

باید بدانیم چرا کودک دروغ می گوید؟ چه انگیزه و عللی او را به دروغ وا داشته اند؟ هدف از این نوع دروغ چیست؟ دروغگویی به عنوان یک مشکل علت های مختلفی دارد.

زمینه سازی تشخیص دروغ از واقعیت در کودک

پس از تشخیص علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعات لازم است. اگر کودکی در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته است باید متوجه تفاوت بین واقعیت و خیال شود. برای کمک به کودک دو، سه یا چهار ساله می توانید موارد زیر را بکار گیرید:

بازی بهترین موقعیت برای آموزش است. بنابراین بازی، تماشای تلویزیون به ویژه کارتون، موقعیت های فراوانی دارند که می توانید تفاوت بین واقعیت و تخیل را با کودک تمرین کنید. برای مثال، آیا یک اسب می تواند تبدیل به یک آدم شود ؟ آیا مرد عنکبوتی وجود دارد؟ آیا دیو و پری و جادوگر واقعی هستند؟ بعد از مطرح کردن سوال، درباره اینکه آیا امکان وقوع چنین چیزهایی ممکن است یا نه با کودک صحبت کنید. آنگاه شرح بدهید که چرا بله و چرا نه!

به کودکتان کمک کنید تا تفاوت بین رویا و واقعیت را دریابد و بفهمد که هر چه در رویا باشد و ما آرزوی آن را داریم، واقعیت پیدا نمی کند. پسری به دوستش می گفت که یک سگ دارد و در حال توصیف سگ پشمالو و زیبایش بود. در حالیکه او اصلاً سگ نداشت. مادرش به او گفت درست است که او گاهی با سگ پارچه ای خود بیرون می رود، قلاده اش را می گیرد و صدای سگ از خودش در می آورد؛ ولی هنوز یک سگ واقعی ندارد. بنابراین مادر می تواند به کودک پیشنهاد کند تا به دوستش بگوید که شوخی کرده و واقعیت ندارد.

گفته می شود که استفاده کودکان از تخیل در انکار واقعیت جنبه مهمی از رشد خود و صیانت نفس می باشد اما هنگامی که این امر تا بزرگسالی ادامه یابد تبدیل به دروغگویی بیمارگونه می شود. ایگوی این افراد در دوره کودکی تثبیت شده است.

ایجاد محیط سالم در خانه

خانواده ها باید اهمیت صداقت را در زندگی شخصی شان در نظر بگیرند. وی اکثر اوقات کردار و رفتار والدین است که به کودکان نشان می دهد صداقت و راستی را مورد تقدیر ویژه قرار دهند. ما صراحتاً به آنها نمی گوییم دروغ بگویند اما آنها ما را در حال دروغگویی می بینند. می بینند که به مغازه دار می گوییم من اینجا فقط یک مهمان هستم و می بینند که برای آسان کردن روابطمان لاف می زنیم. یکی از والدین می گوید:” به کودکانم یاد دادم که دروغگویی مال آدم های بد و جادوگرهاست، آدم های خوب و فرشته ها هرگز دروغ نمی گویند.”چنین پیامی می تواند باعث شود کودکان استنباط کنند کسی که آدم خوبی است می توان به صداقت در گفتارش اعتماد کرد اما ممکن است برای کودکانی که می بینند والدین یا اطرافیان شان برای رسیدن به اهدافشان دروغ می گویند گیج کننده باشد. از آنجایی که در کودکی جنبه نقش پذیری و تقلید در کودک بسیار فعال است محیط خانه و تربیت کودک باید بدون هرگونه دروغ و فریب کاری باشد.

ایجاد ارتباط صمیمی و احساس اعتماد در کودک

بسیاری از کودکان به این دلیل به ما دروغ می گویند که فرصت و امکان راستگویی را از آنها گرفته ایم. اگر به آنها بگوییم که آزادند بدون ترس و وحشت از تنبیه و سرزنش، مسئله و مشکل خود را با ما در میان بگذارند و نیازهای خود را به ما بگویند دیگر مشکل دروغ گویی نخواهند داشت. اصولاً محیط صادقانه و صمیمی در تربیت و اصلاح افراد موثر است.

باعث دروغگویی کودک نشوید

آیا هیچ گاه در خانه تان چیز شکسته ای پیدا کرده اید که بعد فهمیده اید کار یکی از فرزندانتان بوده است؟ مثلاً وقتی بپرسید کی کنترل تلویزیون را خراب کرده؟ ممکن است این چیزها را بشنوید” من اون رو توی دستم گرفته بودم و فقط بهش نگاه می کردم” تنها چیزی که نمی شنوید این است که او و برادرش آن را دور تا دور اتاق مثل توپ فوتبال به یکدیگر پاس دادند و بعد آن خورد به دیوار.
کودکان براحتی از حرفی که بتواند آنها را گرفتار کند فرار می کنند. به این عبارت ها
توجه کنید:
” از این به بعد …”
” همه اش اتفاقی بود …”
” آهای ببین ….”
” چیز دیگری که می دانم ….”
” قبل از اینکه خیلی دیر شود …”
” قبلاً فهمیده بودم که اون …”

وقتی شما از عبارت هایی شبیه یکی از موارد ذکر  شده بعنوان جواب صحبت های کودکتان استفاده می کنید به طور قطع کودکتان تمام اطلاعاتی را که شما برای پی بردن به اصل ماجرا نیاز دارید به شما نخواهد گفت. در چنین شرایطی حتی راستگوترین کودکان نیز دروغ می گویند. بنابراین توضیه می شود:

سوال نکنید. به جای سوال کردن به صورت جمله خبری به کودک بگویید که چه کاری کرده است. بهتر بود مادر می گفت : “واقعاً از دستتان عصبانی ام ، چون با کنترل تلویزیون بازی کردید و آن را شکستید!”
وقتی واضح و آشکار است که کودک آن را انجام داده، انکار کودک را نادیده بگیرید و به اصل ماجرا بپردازید. اگر کاملاً اطمینان ندارید که کودک مقصر است، باز هم سوال نکنید. نظرتان را به طور واضح بیان کنید. اگر کنترل تلویزیون شکسته است و شما واقعاً فکر نمی کنید که تقصیر برادر کوچکتر باشد به کودک بزرگتر بگویید:” فکر نمی کنم کار برادرت باشد، به نظرم تو این کارو کردی!”

ایمن کردن کودک از تنبیه و مجازات

برای درمان دروغگویی کودک هرگز به تنبیه متوسل نشوید، زیرا این نوع درمان، سطحی و یک بازدارنده موقتی است و این رفتار ناپسند را از بین نمی برد. تنبیه و سرزنش برای مواردی است که عمدی در کار باشد، بعلاوه اگر در همان کار عمدی نیز حرف راستی گفته شود باید میزان مجازات کمتر در نظر گرفته شود. فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنند و مطمئن باشند که خطاهای غیر عمدشان بخشوده می شود، به توصیه های زیر توجه کنید:

کودک را برای راستگویی اش مورد تحسین قرار دهید

این روش ساده ترین راه برای تشویق به راستگویی است. مطمئن شوید که تحسین کودک متناسب با سنش باشد. برای مثال، اگر با کودک سه، چهار ساله ای روبرو شوید که شیشه مربا را شکسته است و در حالی که مکث کوتاهی کرده به جای اینکه بگوید من نکردم می گوید “ببخشید!” فوراً به او بگویید از راستگویی او بسیار خوشحال هستید و رفتارش عالی است؛ بعد جریمه ای برای شکستن شیشه مربا تعیین کنید.

برای راستگویی به کودک پاداش بدهید

اگر کودک به شما راست می گوید که کجا بوده به او بگویید از این به بعد به او اطمینان دارید و به او اجازه می دهید به جاهای بیشتری برود. اگر دیدید همیشه کودک سر وقت بر می گردد و فقط به محل های مجاز می رود، این رویه را ادامه دهید و به او اطمینان کنید. اگر کودکتان قبل از اینکه شما بفهمید نزد شما آمد و گفت که چه کار کرده، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. البته اجازه ندهید کودک از این روش برای فریب دادن شما استفاده کند. وقتی رفتار راستگویی
را در کودک تقویت و تثبیت کردید تحسین ها و پاداش ها را به تدریج کاهش دهید.

دفتری برای راستگویی کودک تهیه کنید

هر روز اعمال و رفتار خوب کودک از جمله راستگویی وی را در آن بنویسید. در حضور کودک، برخی از یادداشت ها را برای افراد دیگر بخوانید.

اگر دروغگویی کودک مورد نظارت و رسیدگی قرار نگیرد منجر به اختلال دروغگویی سواسی در کودک می گردد. گاهی مشکل دروغگویی وسواسی در کودکان می تواند راه را برای اختلالات رفتار اجتماعی مانند ADHD/ADD باز کند.

پذیرش دروغگویی از طرف کودک

اقرار به دروغ از طرف کودکان پاسخی است که به دنبالش هستید. آیا وقتی کودک بپذیرد که اشتباهی انجام داده است او را تنبیه می کنید؟ وقتی کودک مسئولیت رفتارش را پذیرفت، آن موقع مطمئن می شوید که رفتار کودک رفتاری بوده که شما از آن متنفر بودید و کودک فهمیده که ب رای شما شخص مهمی است. اینن کته ای است که وقتی کودک آن را بفهمد می تواند مسئولیت دروغ خود رابپذیرد، خودش را مسئول نتایج آن بداند و بعد رفتارش را اصلاح کند. بعنوان پدر و مادر باید فرصت اصلاح رفتار را به کودک بدهید. او را آگاه کنید که چرا رفتارش غیر قابل پذیرش است و بعد درباره رفتارهای مناسب به او آگاهی بدهید.

پذیرش کودک از طرف والدین

والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند که آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند. حاضرند به حر فهای او گوش دهند و به احساسات و عواطف او احترام بگذارند. در برابر لغزش او خشونت به خرج ندهند و آبرویش را در بین جمع حفظ نمایند. این امر زمینه و امکان دروغگویی را از کودک می گیرد و او را در مسیر اصلاح قرار می دهد.

رازدار بودن والدین

رازدار بودن والدین در برخورد با دروغ

گاهی برخی از فرزندان، حقایق خود را با والدین در میان نمی گذارند زیرا احساس می کنند آنها رازدار نیستند و اگر حقیقت مسئله را بدانند آن را نزد این و آن بازگو می کنند و در آن صورت آبروی کودک می رود. اگر کودک احساس کند آبرویش رفته
است، فردی خطرناک خواهد شد و همیشه به فتنه گری و دروغ خواهد پرداخت. و همواره باید در مورد حرف هایی که می زند تأمل کرد.

نصیحت کردن کودک

نصیحت کردن در کودکان بیشتر تاثیر دارد زیرا آنان هنوز از فطرت پاک خود فاصله چندانی نگرفته اند و درون ضمیرشان پاک و صاف است. بیان اینکه خدا از آدم دروغگو راضی نیست می تواند در بازداشتن او از این کار تاثیر داشته باشد. بهتر است والدین به کودک بفهمانند که خود آنها هم وقتی به سن کنونی فرزندان خود بودند اغلب خطاهایی نظیر آنچه از آنها سر زده مرتکب می شدند که با ارائه راه های صحیح از طرف بزرگان خانواده اصلاح شده اند.

چشم پوشی از دروغ کودک

در مورد کودکان خردسال دروغشان اعتماد به نفس آنها را که کودکان خوبی هستند و کاره ای خوبی می کنند به چالش می طلبد از این رو بخشش در خانه برای تربیت فرزندان در رعایت ضوابط اخلاقی ضروری است ولی زیاده روی در آن، درست نیست. برای وا داشتن کودک به راستگویی ضروری است در بعضی موارد، از برخی خطاهای کودک چشم پوشی کنیم. حتی رعایت عدالت ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که آشکار شدن آنها موجب شرمندگی و خجالتش می شوند از ما پنهان کند البته در صورتی که ضد اخلاقی نباشد.

محدود کردن توقعاتمان از کودک

از کودک انتظار نداشته باشید که همه خواسته های شما را برآورده کند و کاری را که شما از انجامش ناتوان هستید یا تنبلی تان می آید آن را انجام دهید، او برایتان انجام دهد.

محبت کردن به کودک

باید به کودک محبت کرد به طوری که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند. محبت باعث می شود که کودک نیازی به تظاهر نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت او را وادار می کند در مسیری حرکت نماید که والدین برای او ترسیم کرده اند. البته این محبت آن است که در مواردی خطای او نادیده گرفته شود و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد او را ببخشید.

بیان عواقب و نتایج دروغگویی

کودکان سن و تجربه ای ندارند تا در سایه آن بتوانند آینده را آنچنان که هست ببینند و یا تجربیات زیادی ندارند تا بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را که در اثر دروغ پدید خواهد آمد درک کنند. در اینجاست که والدین و مربیان می توانند به کمک داستان های مربوط به دروغگویی و بیان نتیجه آن، کودک را راهنمایی کنند. البته داستان گویی از همان سنین نوباوگی زمانی که کودک هنوز وارد این مرحله نشده است موثرتر می باشد.


15603.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

جیمز و تامی پدر و مادر دختر ۱۷ ساله ای به نام لیز هستند كه معمولا در مدرسه با گروه پارتی كن ها رفت و آمد دارد. او یك بار در مدرسه و زمان نهار در حال خوردن مشروب دستگیر شد و سه روز بعد از مدرسه اخراج شد. او از قوانین رفت و آمدی كه پدر و مادرش برای نیمه شب و آخر هفته گذاشته اند سرپیچی می كند و معمولا تمام شب را بیرون سپری می كند.

اعتیاد به مواد مخدر و الكل در میان نوجوانان

جیمز و تامی هردو می دانند كه مشكلی جدی وجود دارد ولی هركدام روش متفاوتی را برای حل این مشكل دنبال می كنند. تامی می خواهد با صحبت كردن از خطرات مصرف مواد او را از این كار منصرف كند ولی جیمز می خواهد او را چند روز در خانه حبس كند و درصورت لزوم از تنبیه بدنی نیز استفاده كند. این تنها یک نمونه از موارد اعتیاد در بین نوجوانان برخورد نادرست والدین است.

اعتیاد به مواد مخدر و الكل در میان نوجوانان

وقتی كه یك نوجوان رو به مواد مخدر می آورد، ناخواسته در روابط خانوادگی خود دچار مشكل می شود. ارتباطات پیچیده تر و درگیری ها بیشتر می شود و والدین معمولا مداخله ی موثری نمی توانند انجام دهند. این عوامل استرس زا می تواند تاثیر بدی بر رابطه ی خانواده داشته باشد اما روش برخورد پدر و مادر با این مشكل تعیین می كند كه وضعیت رو به بهبود می رود و یا اوضاع به هرج و مرج كشیده خواهد شد.

اعتیاد به مواد مخدر

با وجود اینكه هردوی جیمز و تامی قصد بهبود شرایط را دارند اما در پرسیدن این سوال ناموفق هستند كه: چرا لیز این تصمیم ها را می گیرد ؟‌ با این رفتار ها و سرپیچی ها می خواهد چه چیز را به آنها بفهماند؟

به خاطر اینكه آنها فقط می خواهند رفتار لیز را تصحیح كنند و به نیاز های او توجهی نمی كنند درنتیجه به راه حل درست نزدیك نمی شوند.

مشكل اصلی

سوال اصلی در این شرایط این است كه چرا لیز این تصمیم ها را می گیرد؟ با این كار چه چیزی را می خواهد نشان دهد؟

هسته ی اصلی مشكل این است كه لیز نمی تواند مشكلات خود را با والدینش در میان بگذارد زیرا از انتقاد ها و قضاوت های آنها می ترسد. در نتیجه، لیز مشكلات خود را با دوستانی در میان می گذارد كه او را بدون قید و شرط قبول دارند. وقتی با دوستان خود به خوردن مشروب می پردازد آزادانه می تواند مشكلات خود را با آنها در میان بگذارد، در واقع مشروبات الكلی یك وسیله ی ارتباطی با افرادی است كه او را می پذیرند.

به منظور جلوگیری از شكاف درحال گسترش، جیمز و تامی باید تمركز خود را بجای مصرف مواد بر روی زندگی شخصی دخترشان بگذارند. این كار ساده نخواهد بود ولی هیچگاه برای بهبود روند ارتباطات در خانواده دیر نیست.

اقدامات

در اینجا سه راه معرفی شده است كه به وسیله ی‌ آنها می توانید به تنظیم زندگی شخصی نوجوانتان بپردازید و به او این پیام مهم را انتقال دهید كه شما به آن اهمیت می دهید:

گوش دادن با گوش احساس: به عنوان والدین،‌ ما در نصیحت كردن مهارت زیادی داریم اما متاسفانه نصیحت كردن نمی تواند نوجوان ما را به صورت احساسی ارضا كند. آنها كسی را می خواهند كه بدون قضاوت و یا نصیحت كردن به حرف های آنها گوش دهد. برای این منظور شما باید دیدگاه خود را فراموش كرده و فقط به حرف های آنها توجه كنید.  با دقت به احساساتی كه در داستان هایشان جاسازی شده است گوش دهید. خشم، غم و اندوه، بی اعتمادی و یا سردرگمی را می شنوید؟ همینطور كه گوش می دهید در ذهنتان یادداشت برداری كنید.

با ملایمت به احساسات آنها رسیدگی كنید: بعد از گوش دادن،‌ برجسته ترین احساسی كه در داستان های آنها شنیدید را به خودشان گوشزد كنید. البته قرار نیست كه نقش درمانگر را ایفا كنید اما فرستادن این پیام كه احساسات اصلی را در داستان آنها می شنوید به آنها كمك می كند كه احساس مورد درك واقع شدن كنند.

احساسات آنها را تایید كنید: همیشه مكالمه را با تایید احساسات نوجوان خود به پایان ببرید (چه با آن موافق بودید و چه مخالف). این كار می تواند با جمله ی ساده ای به سادگی جمله ی زیر انجام گیرد:‌”من دركت می كنم. این احساسات تو طبیعی هستند و ازت ممنونم كه اونها رو با من به اشتراك گذاشتی”. با تایید احساسات آنها شما این پیام را منتقل می كنید كه احساسات و مشكلات آنها برای شما اهمیت دارد به این خاطر كه خود آنها برای شما مهم هستند.

اقدام برای اعتیاد نوجوانان

این ها مهارت هایی هستند كه نیاز به تمرین دارند، اگر دفعه اول كه آن را امتحان كردید درست جواب نداد به امتحان كردن آن ادامه دهید. نوجوانان علاقه ی چندانی به روی آوردن به اعتیاد نخواهند داشت اگر از نظر احساسی با شما در ارتباط باشند. هیچ چیز مانند احساس امنیت در یك خانواده ی دوست داشتی به روح آرامش نمی دهد.


1490.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

دکتر حانیه صالحیان در رابطه با اسباب بازی های مناسب برای رشد نوزادان و کودکان نوپا و همچنین ابزارهای مناسب برای رشد شناختی صحیح کودکان توضیحات ارزنده ای داده اند. مرکز مشاوره اکسیر شما را به دیدن این ویدئو دعوت می کند.

1480.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

دکتر حانیه صالحیان در رابطه با برخورد مناسب و مدیریت دعوای کودکان در خانه توضیحاتی کاربردی به مادران عزیز داده اند.


253-1.jpg
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقهتربیت غلط والدین

عقده ها در روانشناسی یونگ از اهمیت ویژه ای قرار دارد، یونگ عقده ها را مرکز نشین ضمیر ناخودآگاه شخصی می داند، وی معتقد است عقده ها تاثیر مهمی بر سرنوشت انسان ها بازی می کنند و در رشد و هویت آنان نقش مهمی را برعهده می گیرند. مهمترین عقده ها در روانشناسی تحلیلی یونگ عقده مثبت و منفی والدین است که تاثیرات شگرف و مهمی برای آینده فرزندان دارد. به طور مثال اگر عقده ها را در یک پیوستار قرار دهیم یک سر آن عقده مثبت است و سر دیگر آن عقده منفی است و هر چه این عقده یا مثبت و منفی به وسط پیوستار نزدیک باشد فرزندان از تعادل روانی بهتری در زندگی خود قرار دارند.
اگر این تاثیر دهی والدین مثبت باشد کودک احساس موفقیت، بهروزی، دنیای جای امن، زندگی جایی برای تلاش و کوشش است، هویت، عزت نفس، اعتماد به نفس… می کند؛ و این در دنیای بزرگسالی او هم ادامه می یابد و از زندگی احساس رضایت می کند. ولی اگر والدین فرزندان خود را سرزنش کند، مدام از آنها انتقاد کند، رابطه خوبی با آنها برقرار نکند و از آنان توقعات بیش از اندازهای داشته باشند و یا والدین زندگی خود را به آنان تحمیل کنند و… وقتی فرزندان بزرگ می شوند با همان حس تحقیر و دوست نداشتنی بودن وارد زندگی می شوند و این موضوع باعث می شوند این دسته از فرزندان هرگز در زندگی علیرغم داشتن پول و شغل خوب احساس رضایت نداشته باشند.
ذکر این نکته ضروری است که آینده دختر برای انتخاب همسر را پدر او رقم می زند و آینده پسر را برای انتخاب زن زندگی خود را مادر می سازد.
پس علیرغم اینکه پدر بر فرزند پسر خود و مادر هم بر فرزند دختر خود از تربیتی اهمیت دارد ولی پایه های ارتباط آنان با جنس مخالف برای زندگی آنان را والدین می سازد یعنی نقش پدر برای دختر و نقش مادر برای پسر اهمیت دارد.
پس اگر هر جایی از این پیوستار دچار مشکل شود فرد آنچه را که پدر و مادرش به او نداده اند از دیگران طلب می کند که این به ساختار شخصیتی دختران و پسران لطمات جبران پذیری وارد می کند.
در اینجا یک مثال میزنم که قدری موضوع را بیشتر مورد کاوش قرار دهم پدری که مدام دختر خود را سرزنش می کند و از او ایراد می گیرد این دختر وقتی بزرگ می شود با یک عزت نفس پایین تحمل شنیدن انتقاد از جنس مخالف را ندارد، پس برای اینکه این انتقادها را نشوند، پس تن به کاری میدهد تا رضایت طرف مقابل خود را به دست آورد.
یا پسری که مدام تحت حمایت و مراقبت شدید مادر بوده وقتی بزرگ می شود در زنان به دنبال مادر خود می گردد.
به هر حال وقتی فردی احساس ارزشمندی ندارد، به قول خانم ورناکست همیشه محکوم به تلاش و کسب موفقیت است، چون می خواهد به این طریق به خودش حق حیات بدهد و زنده بودنش را موجه سازد. چنین فردی، از خود فعالیتی که انجام می دهد لذت نمیبرد، بلکه به خاطر نوعی احساس اجبار درونی درصدد کسب موفقیت است.
چنین حالتی شاید برای خیلی از زنان و مردان تجربه شده است. روان تحلیلی کارل گوستاو یونگ فرآیندی است که میتواند برای رهایی از بند عقده والدین کمک کند.


new-born-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

ورود خواهر یا برادر جدید، استرس مهمی را برای کودک به بار می آورد و باعث بروز برخی واکنش ها در کودک می گردد. کودکان سعی در کنار آمدن با این واقعه استرس زا می گردند. کودک اول با ورود خواهر یا برادرجدید وارد دوران سخت و پیچیده سازگاری می گردد. رابطه کودکان با خواهر یا برادر تازه وارد خود یک رابطه ضد و نقیضی است چرا که اکثر کودکان به تولد خواهر یا برادر جدید خود واکنش های مثبت و منفی نشان می دهند.

این واکنش ها معمولا ً در فرزند اول بیشتر مشاهده می شود زیرا فرزندان اول حداقل برای مدتی موقعیت بی همتا و حسادت برانگیزی دارد. معمولا والدین از تولد فرزند اول خوشحالند و وقت و توجه زیادی را صرف این بچه می کنند. معمولا ً فرزند اول مورد توجه فوری و تقسیم نشدۀ والدین خود قرار دارد. در نتیجه, این کودکان , تا زمانی که فرزند دوم پدیدار شود, مأمنی شاد و امن را در اختیار دارند. ناگهان, فرزند اول دیگر کانون توجه والدین نیست, دیگر مورد محبت و مراقبت فوری والدین خود قرار نمی گیرد, و به عبارتی از آن موقعیت بی همتا عزل می گردد. محبتی که فرزند اول هنگام سلطه خود در اختیار داشت, اکنون باید تقسیم شود. فرزند اول اغلب باید منتظر بماند تا نیازهای این تازه وارد برآورده شود. فرزند اول دائما ً تذکر می گیرد که ساکت باشد تا این فرزند تازه وارد آشفته نگردد. هیچ کس نمی تواند توقع داشته باشد که فرزند اول بدون دعوا کردن, این جابجایی شدید را تحمل کند. فرزند اول سعی خواهد کرد موضع قدرت و امتیاز سابق خود را به هر قیمتی به چنگ آورد. کودک برای به دست آوردن موقعیت سابق خود دست به واکنش ایی از قبیل عصبانیت, پرخاشگری, لجاجت, چسبیدن به والدین, ناراحتی از جدایی و سایر رفتار های اضطرابی, تشدید مشکلات مربوط به توالت رفتن یا پناه بردن به شیشه شیر و پستانک و سایر رفتار های نشانگر واپس روی (پس رفت به کارهای ابتدایی).

امکان دارد فرزندان اول برای مدتی سرکش, بدرفتار و ویرانگر شوند و از خوردن و خوابیدن خودداری کنند و با عصبانیت واکنش نشان دهند, اما والدین احتمالا ً مقابله به مثل خواهند کرد وسلاحشان بسیار قوی تر خواهد بود. کودک احتمالا ً این تنبیه را دلیلی برای سقوط خود دانسته و شاید از فرزند دوم که علت این مشکل است, متنفر شوند. مبارزه فرزند اول برای بازیافتن برتری خود در خانواده از همان ابتدا محکوم به شکست است. صرف نظر از اینکه فرزند اول چقدر تلاش کند, اوضاع هرگز به وضع سابق بر نخواهد گشت.

چه زمانی ورود این تازه وارد بیشترین لطمه را به فرزند اول وارد می کند؟
آلفرد آدلر معتقد است که فرزندان اول معمولا ً ضربــۀ تغییر جایگاه خود را در خانواده احساس می کنند, اما آنهایی که بیش از حد نازپرورده بار آمده اند بیشتر لطمه را می بینند.در ضمن, میزان این لطمه به سن فرزند اول خصوصا ً زمانی که رقیب تازه وارد ظاهر می شود نیز بستگی دارد. به طور کلی, هرچه فرزند اول هنگامی که فرزند دوم وارد می شود بزرگتر باشد, عزل کمتری را احساس خواهد کرد و کمتر واکنش های تکانشی از خود نشان می دهد. شواهدی داریم که نشان می دهند کودکان کوچکتر ( به ویژه کودکان زیر ۱۸ ماه) سخت تر از بچه های بزرگتر, با تولد فرزند جدید سازگار می شوند زیرا کودکان کوچکتر هنوز نیازمند مراقبت و حمایت مادر می باشند.

چه عواملی در سازگاری کودک به ورود تازه وارد کمک می کند؟
عواملی که در سازگاری کودک به تولد خواهر یا برادر تازه واردش کمک می کنند عبارت اند از؛ خلق و خوی کودک, مشکلات مدیریتی او پیش از تولد فرزند جدید, سن کودک هنگام تولد خواهر یا برادرجدید, وضعیت روانی مادر, کیفیت رابطه زن و شوهر و شیوه مادر برای درگیر کردن کودک با فرزند تازه وارد( نو رسیده).

چه مقدار زمان لازم است تا فرزند اول با کودک تازه وارد رابطه برقرار کند؟
تعجب نخواهد داشت که تقریبا ً تمام بچه های خردسال به تولد فرزند جدید در خانواده واکنش منفی نشان می دهد. واکنش های منفی فرزند اول نسبت به کودک تازه وارد, اکثرا ً ظرف ۴ ماه کاهش می یابد و ظرف یک سال بر طرف می شود.

چگونه فرزند خود را برای ورود کودک تازه وارد آماده کنیم؟
بهتر است در مورد سازگار شدن کودک با تولد خواهر یا برادر تازه واردش, نگاه پیشگیرانه داشته باشیم چون کیفیت رابطه خواهر و برادر تا حدودی ثبات دارد و کودکانی که در همان ماه های اول با این اتفاق سازگار می شوند, بعدا ً با خواهر و برادر خود کمتر اختلاف خواهند داشت. پدر و مادر ها با یک رشته تمهیدات قبل از تولد فرزند جدید می تواند فرزند بزرگتر را آماده تولد خواهر یا برادرش کنند تا با این اتفاق بهتر سازگار شوند.

پدر و مادر ها باید فرزند اول( بزرگ تر) خود را برای ورود این تازه وارد آماده کنند. البته این که آماده کردن کودک را از چه زمانی شروع کنیم, به خود او بستگی دارد. خردسالان ۱۲( تا ۱۸ ماهه ای) که درک چندانی از زمان ندارند فقط چند روز یا چند هفته مانده به ورود این تازه وارد توجه می کنند. پیش دبستانی ها (۲ تا ۵ ساله ) نیز اگر چه هنوز در زمان حال زندگی می کنند ولی بسیار کنجکاو هستند و در مورد تغییرات ظاهری مادر دقت به خرج داده و در مورد آن سئوال می کنند. این واقعه, سئوالاتی مثل « بچه ها چه جوری به دنیا می آین », « برادر یا خواهر من چه جوری رفته تو شکمت , آیا اون رو خورده ای» را برای کودک به همراه دارد. این سئوالات فرصتی را برای والدین ایجاد می کند تا کودک را برای پذیرش خواهر یا برادر تازه وارد خود آماده کنند. والدین باید به فرزند خردسال خود اطلاعات ساده, محسوس و در عین حال واقعی بدهند حتی اگر کودک در مورد آن سئوال نکرده باشد.

ورود این کودک تازه وارد برای فرزند ما استرس بزرگی است, پدر و مادر ها باید سعی کنند که سایر استرس کودک خود را به حداقل برسانند تا کودک در کنار آمدن با این واقعه استرس زا کم نیاورد. به پدران و مادران توصیه می شود تا قبل از تولد فرزند جدید و بعد از آن, کاری کنند تا زندگی کودک خود, نظم و ثبات پیدا کند. آنها باید تغییراتی چون جدایی اتاق خواب, جدایی تخت خواب یا رفتن به مهد کودک را قبل از تولد این تازه وارد به خانه اعمال کنند تا کودک قبل از ورود این تازه وارد به روال جدید زندگی عادت کند و این تغییرات را به دلیل به دنیا آمدن نوزاد جدید قرار ندهد و احساس نکند که به علت ورود نوزاد جدید از آغوش والدین ترد شده است.

وقتی نوزاد را به خانه می آوریم, چگونه با فرزند بزرگتر خود برخورد کنیم؟
وقتی نوزاد را به خانه می آورند, رسیدگی زیاد پدر, پدر بزرگ و مادر بزرگ و اطرافیان به فرزند بزرگ تر, سازگاری او را آسان تر می کند. توجه پدر, تاثیر مستقیم و غیر مستقیمی بر سازگاری فرزند بزرگتر می گذارد. افزایش توجه پدر باعث می شود کودک برای مراقبت ها و رسیدگی های مادر جانشینی پیدا کند و در عین حال, مسئولیت های مادر نیز کاهش می یابد.

پدر و مادر باید طوری برنامه ریزی کنند که زمانی را فقط به فرزند بزرگ تر اختصاص دهند حتی اگر این توجه محض به فرزند بزرگتر ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در روز باشد هم می­تواند راه را برای سازگاری کودک هموار سازد.

توصیه پایانی؛ هرگز فرزند بزرگ­تر خود را فراموش نکرده و او را از قلم نیندازیم.


addiction.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقهصحبت با فرزندان

کاری درست شبیه به واکسن‌ زدن علیه اعتیاد انجام داده‌اند. کودکانی که پدر و مادرشان هیچ‌وقت در مورد چنین مسایلی اطلاعات کافی به آنها نمی‌دهند، در نوجوانی دچار مشکلات بیشتری نسبت به بقیه خواهند شد. چنین نوجوانانی در اولین برخوردها با مواد مخدر، تردیدها و سوالات بی‌شماری پیدا می‌کنند اما چون قبلا چنین صحبت‌هایی بین آنها و والدین‌شان رد و بدل نشده باز هم نمی‌توانند خیلی راحت با والدین خود در این مورد حرف بزنند. بنابراین اکثر این نوجوانان جواب سوالات خود را جای دیگری جست‌و‌جو می‌کنند و ممکن است هر نوع جواب و نتیجه‌ای هم به دست‌ آورند. اگر شما جزو والدینی هستید که قصد دارند فرزند خود را علیه اعتیاد واکسینه کنند، بهتر است بدانید روش صحبت کردن و نوع جملات برای همه سنین یکی نیست و این روش بسته به سن فرزند شما فرق می‌کند.

سنین پیش از دبستان

صحبت کردن هدفمند با کودکان زیر ۷ سال، ابتکار عمل فوق‌العاده‌ای می‌خواهد. همیشه باید هوشیار باشید و به محض اینکه زمینه‌ایی ایجاد شد، نهایت استفاده را از آن ببرید. به عنوان نمونه وقتی فرزندتان مریض شده و قرص آنتی‌بیوتیک یا تب‌بر به او می‌دهید یکی از بهترین موقعیت‌هاست. می‌توانید برای فرزند خود توضیح دهید که هر دارویی به دلیل اثر خوب و مفید آن ساخته شده ولی اگر از همین دارو در جایی نامناسب و به شکلی غیرطبیعی استفاده شود آثار وحشتناکی دارد. ذهن بچه‌ها در این سن آماده آموختن و به خاطر سپردن است. حتی می‌توانید با الهام گرفتن از شخصیت‌های کارتونی معروف این بحث‌ها را آغاز کنید. مثلا وقتی در یک کارتون کسی سیگار می‌کشد رشته‌کلام را به دست بگیرید و در مورد اینکه سیگار و موادمخدر، انسان را زشت و بیمار می‌کند، صحبت کنید. البته چند نکته مهم را همیشه به خاطر داشته باشید؛ اول اینکه با لحنی ملایم حرف بزنید و کلماتی به کار ببرید که کودک معنی آنها را بفهمد. علاوه بر آن همیشه آثار منفی مواد مخدر را خیلی واضح و کامل برای فرزند خود توضیح دهید. مثلا امکان بروز افسردگی یا توهم، احتمال مرگ به دلیل مصرف غیرقابل کنترل مواد یا بروز انواع مشکلات جسمی و خانوادگی. یادتان باشد همه این حقایق را بگویید ولی  به زبان بچه‌ها.

۸ تا ۱۲ سالگی

اگر فرزندی در این گروه سنی دارید، می‌توانید هر بار پس از توضیحات خود، نظر او را هم در این مورد بپرسید. البته وقتی جواب او راا شنیدید نباید فورا شروع به قضاوت کنید. چون این کار شما باعث می‌شود فرزندتان در نوبت‌های بعدی نظر اصلی خود را مخفی کند و آنچه شما دوست دارید، بشنوید را بگوید. بچه‌ها در این سن و سال هنوز تمایل دارند مسایل کوچک و بزرگ زندگی خود را با والدین‌شان در میان بگذارند. پس شما هم باید طوری برخورد کنید که در این رابطه باز بماند. یعنی همیشه شنونده خوبی باشید تا چنین صحبت‌هایی در آینده هم بین شما و فرزندتان وجود داشته باشد. موضوعاتی مثل خبر دوپینگ در یک ورزشکار حرفه‌ای، نقطه خوبی برای شروع یک مکالمه هدف‌دار با کودکی در این سن و سال است. وقتی در چنین بحث‌هایی نظر فرزند خود را می‌پرسید ممکن است در آن لحظه هیچ جوابی از او نشنوید اما مطمئن باشید این فکر در ذهن کودک شما باقی می‌ماند و خودش دوباره این موضوع را پیش خواهد کشید.

۱۳ تا ۱۷ سالگی

بیشتر بچه‌ها در این سن دوست دارند، بدانند کدام یک از همکلاسی‌هایشان سیگار می‌کشند یا احیانا از موادمخدر استفاده می‌کنند. حتیی سعی می‌کنند دوستانی پیدا کنند که موتورسواری یا رانندگی بلدند. اگر اهل حرف زدن با فرزند خود باشید، حتی در این سن هم آنها تمایل دارند احساسات خود را با شما در میان بگذارند. وقتی این فرصت دست داد و مثلا فرزندتان از علاقه‌اش به رانندگی گفت لازم نیست یک شنونده خنثی باشید. درواقع بهتر است در چنین موقعیتی تمام خطرهای رانندگی با سرعت زیاد، بدون دقت و حتی رانندگی پس از مصرف مواد را کاملا برای او توضیح دهید. حتی خطر جریمه شدن، زندان رفتن، نقص عضو و احتمال کشتن افراد دیگر را هم شرح دهید. اگر فرزندتان به سن قانونی رسید و خواست شروع به رانندگی کند، از همان ابتدا قوانینی برای او بگذارید. مثل اینکه چند روز در هفته یا چه ساعت‌هایی در روز می‌تواند رانندگی کند. یا اینکه اجازه دارد تا چه مسافتی از منزل ماشین ببرد. به او بگویید که اگر خودش یا دوستانش در ماشین سیگار بکشند حداقل تا ۶ ماه آینده، دیگر ماشین را در اختیار او نمی‌گذارید. به جز این مورد، در سنین نوجوانی مساله دیگری هم وجود دارد که ممکن است زمینه مصرف موادمخدر را در فرد ایجاد کند. این مساله مهم و اجتنا‌ب‌ناپذیر میهمانی‌هایی است که فرزندتان به آنها می‌رود.

وقتی فرزندتان کمتر از ۱۷، ۱۸ سال دارد باید به او بگویید که پس از میهمانی خودتان دنبال او خواهید رفت. یعنی اجازه ندهید افراد دیگر او را برسانند یا شب را همان جا بماند. البته نباید نوجوان خود را در محدودیت بیش از حد قرار دهید. یعنی اگر مثلا میهمانی تا ۲ شب ادامه دارد و همکلاسی‌های دیگر هم آنجا هستند شما هم باید تا همان ساعت بیدار بمانید و به دنبال او بروید. این کار در عمل واقعا کار سختی است اما یادتان باشد که هیچ نتیجه خوبی بدون زحمت به دست نمی‌آید. اگر می‌خواهید پدر و مادر خوبی باشید و فرزند سالمی پرورش دهید، تحمل بعضی سختی‌ها اجتناب‌ناپذیر است. در ضمن به یاد داشته باشید بچه‌هایی که دوستان سیگاری یا معتاد دارند بیش از بقیه در خطر معتاد شدن هستند. پس سعی کنید دوستان فرزندتان را بشناسید و حتی با خانواده‌های آنها هم‌ آشنا شوید. حتی بهتر است در فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ای که مدرسه فرزندتان ترتیب می‌دهد هم شرکت کنید تا بتوانید هرچه بیشتر محیط پیرامون او را ارزیابی کنید.


hesadadat.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقهبرخورد با حسادت کودکان

وقتی انسان با پیشرفت یا موفقیت بیش از اندازه دیگران مواجه شود، حالتی به او دست می‌دهد که به آ‌ن احساس کهتری یا حقارت می‌گویند. درجات این احساس در افراد مختلف متفاوت است. اگر احساس کهتری در فردی شدت یابد به صورت حسادت در می‌آید . حسادت در افراد مختلف شدت و ضعف دارد لیکن بزرگسالان به علت موقعیت اجتماعی و اهمیتی که برای روابط اجتماعی قائل هستند ، این احساس راکمتر از خردسالان ظاهر می‌سازند.

زمان شروع حسادت

برخی روانشناسان براین باورند که حسادت در سن ۱۵ تا ۱۶ ماهگی درکودکان آشکار می‌شود و در دو زمان یعنی از سن ۲ تا ۵ سالگی و دوران بلوغ به اوج خود می‌رسد. شاید بتوان گفت که شدیدترین مرحله حسادت ، در دوران پیش از ۵ سالگی است زیرا دراین دوران کودک کاملا به والدین خود وابسته است و همه نیازهای او بویژه نیازهای عاطفی و روانی توسط آنها ارضا می‌شود و والدین تنها افراد مورد علاقه کوکان هستند.

شیوه های بروز حسادت

کودکان خردسال صریح‌تر هستند و بدون سیاست و پرد‌ه‌پوشی ، حسادت خود را نشان می‌دهند . آنها به طور مستقیم به شما می‌گویند که از نوزاد تازه وارد متنفرند ، یا آشکارا و پنهان به او صدمه می‌زنند. کودکان بزرگتر ممکن است حسادت خود را سرکوب کنند که در این صورت حسادت تغییر شکل می‌دهد و به صورت نشانه‌ها و بدرفتاری‌های ابراز می‌شود. بنابراین وقتی کودکی از برادرش متنفر است ولی حق ندارد که احساساتش را بیان کند ممکن است این‌گونه تصور کند که برادرش رااز پنجره به پایین پرت کرده است. این کودک دچار خیالات ممکن است به قدری وحشت‌زده شود که به طرف رختخواب برادرش برود تا ببیند که آیا او هنوز آنجا هست یا نه؟ او ممکن است از اینکه برادر را در سلامت و آرامش یافته است به قدری خوشحال شود که والدینش واکنش او را به حساب علاقه و محبت او نسبت به برادرش بگذارند.

گاهی برخی از کودکان از غذا خوردن خودداری می‌کنند، دچار بی‌اشتهایی می‌شوند یا تمارض می‌کنند و خود را به مریضی می‌زنند یا ترس بیجا از خود نشان می‌دهند. همه آن کارها به خاطر این است که توجه والدین را بیشتر به خودشان جلب کنند و از توجه آنها نسبت به فرد مورد حسادت بکاهند. حسادت در بعضی کودکان به جای اینکه با واژه بیان شود با سرفه و جوشهای پوستی نشان داده می‌شود. برخی از کودکان بسترشان را خیس می‌کنند و بعضی از کودکان خرابکار می‌شوند. آنها به جای بیان نفرتشان بشقاب‌ها را می‌شکنند. برخی دیگر ناخن‌هایشان را می‌جوند یا موهایشان را می‌کشند تا بدین‌سان تمایل‌شان را برای گاز گرفتن و آزار دادن برادرها یا خواهرهایشان پوشیده نگه دارند.

علل حسادت

حسادت از میل کودک به تنها محبوب مادر بودن سرچشمه می‌گیرد. این میل به قدری در کودک ریشه دارد که هیچ رقیبی را تحمل نمی‌کند. وقتی برادرها و خواهرها به دنیا می‌آیند کودک با آنها به رقابت می‌پردازد تا عشق و علاقه انحصاری پدر ومادر را از دست ندهد. این رقابت ممکن است آشکار یا پنهان باشد و این طرز برخورد والدین نسبت به حسادت آنها بستگی دارد. اگر تولد نوزاد همزمان با شدت دلبستگی فرزند اول به والدین باشد حسادت بیشتر در کودک ایجاد می‌شود. هرقدر فاصله تولد بین دو کودک کمتر باشد احتمال بروز حسادت بیشتر است. گاهی حسادت در اثر تبعیض اولیای مدرسه، عدم توانایی در درک و فهم دروس، ترس از شکست و مردود شدن از امتحان یا آزار شاگردان بروز می‌کند. واکنش کودک اغلب به صورت حسادت، تمارض فرار از مدرسه، بی‌انضباطی و یا بی‌تفاوتی و بی‌رغبتی تحصیلی و بالاخره عقب‌ماندگی تحصیلی تظاهر می‌کند.

پیشگیری

مهمترین روش پیشگیری از حسادت، ابراز علاقه و محبت، درک و ایجاد امنیت خاطر همراه با انضباط عادلانه است. زمانی که مادر فرزند دیگری به دنیا می‌آورد باید برنامه‌ها طوری تنظیم گردد که از بروز حسادت جلوگیری شود. کودک بزرگتر در آن زمان نباید به مهدکودک فرستاده شود و اتاق خوابش نیز نباید تغییر یابد باید هر نوع تغییر، مدت‌ها قبل از تولد نوزاد جدید صورت گیرد، کودک را باید برای خرید وسایل نوزاد همراه برد و حتی بهتر است به کودک پول داد تا چیزهایی برای نوزاد خریداری کند. اگر مادر به بیمارستان می‌رود بهتر است کودک در منزل خودش باشد به شرطی که شخصی را که قرار است از او مراقبت کند دوست داشته باشد وگرنه بهتراست به منزل یکی از اقوام نزدیک که موردعلاقه کودک است فرستاده شود. باید کودک بزرگتر را به مراقبت از نوزاد تشویق کرد مثلا کودک بزرگتر در استحمام وعوض کردن پوشک او به مادر کمک کند و اشیای لازم را برایش بیاورد به شرطی که موافق این کار باشد و گرنه نباید وی را وادار به اطاعت و انجام چنین کارهایی کرد. اگر کودکی می‌خواهد نوزاد را نوازش کند و با او بازی کند والدین باید اجازه این کار را به وی بدهند و در عین حال مراقبش باشند تا آزاری به نوازد نرسد.
وقتی که مادر نوزاد را بغل می‌کند بهتر است پدر با سایر اعضای حاضر در منزل، کودک بزرگتر رادر آغوش بگیرند و او را نوازش کنند. باید کوشش کرد که کودک مطمئن شود والدین، او را مانند سابق دوست دارند وظیفه والدین است که عصبانیت و حسادت فرزند را تحمل کرده آن را بپذیرند نه اینکه مانند او عکس‌العمل نشان دهند.

آنچه نباید انجام داد

از توجه و محبت افراطی به نوزاد در حضور دیگر فرزندان باید پرهیز کرد و نیز برای خوشایندی دیگر کودکان نباید از نوزاد بدگویی نمود. مسئله حسادت کودک را نسبت به نوزاد نباید درحضور وی برای اطرافیان یا میهمانان تعریف کرد زیرا شاید این توضیح دادن و محبت نمودن باعث وسوسه کودک برای حسادت بیشتر شود. باتوجه به شرایط سنی مختلف و تفاوت‌های فردی فرزندان، طبیعی است که نمی‌توان تفاوت قائل نشد اما از تبعیض باید به شدت پرهیزکرد. از مقایسه کردن فرزندان خانواده با افرادی که بهتر از او درخشیده‌اند باید اجتناب کرد. اگر قرار است مقایسه‌ای صورت گیرد با هر فرد با گذشته خودش مقایسه شود نه بادیگری.
کمبود نقایص بدنی، ضعف و … کودک نباید در حضور دیگر کودکان یا بزرگسالان مطرح شود. زیرا این امر عامل ایجاد احساس حقارت و حسادت است. از توسل به فشار، اجبار، تهدید، سرزنش و یا احیانا تنبیه برای درمان حسادت باید پرهیز کرد. زیرا این افراد بیش از دیگران نیازمند محبت و مهربانی هستند


personality-of-children.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقهکودکان درون گرا

والدین کودکان درونگرا معمولاً نمی توانند به چنین سوالاتی پاسخ درست یا کامل بدهند. کودان درونگرا قوانین خودشان را دارند؛ کافی است این قوانین را بشناسید و درک کنید تا همه چیز ساده تر بشود.

اگر خودتان شخصیت برونگرا داشته باشید، کودک درونگرایتان می تواند حسابی شما را گیج کند. معمولاً چنین والدینی مرتب از خودشان می پرسند چرا فرزندشان مثل آنها نشده یا اینکه چطور می توانند به کودک شان کمک کنند.

اولین چیزی که باید بدانید این است که کودک درونگرا صرفاً بخاطر درونگرایی نیاز به کمک ندارد. درونگرا بودن به تنهایی یک مشکل نیست. کنش های انسان ها با هم متفاوت است؛ برخی از معاشرت لذت میبرند و برخی دیگر نه. در واقع بزرگسالانی که خودشان درونگرا هستند، براحتی کودکان درونگرا را درک می کنند و متوجه میشوند آنها مشکلی ندارند.

مشکل بزرگتر درست همینجا شروع میشود؛ والدین برونگرا نمی توانند کودکان درونگرا را درک کنند. وقتی فرزندی را به دنیا می آورید که به کلی با خودتان فرق دارد، فرزندپروری بسیار دشوار میشود.

اگر شما هم یک مادر یا پدر برونگرا هستید و فرزند درونگرا دارید؛ یا خودتان هم درونگرا هستید اما موفق نشده اید با کودک درونگرایتان ارتباط موثر برقرار کنید، بهتر است از نبایدها شروع کنید! در این مقاله می توانید ۱۵ نباید در زمینه ارتباط با کودکان درونگرا و تربیت آنها را بخوانید. این ۱۵ اشتباه را بخاطر بسپارید و هر روز به خودتان یادآوری کنید که نباید آنها را انجام بدهید.

کودک را از قصد خجالت زده نکنید

شوخ طبعی جزوی از شخصیت بسیاری از والدین است. این افراد دوست دارند با فرزندانشان شوخی کنند و سر به سرشان بگذارند. اگر شما هم چنین شخصیتی داشته باشید، بخوبی می دانید که این رفتار مفهوم خاصی ندارد و فقط برای سرگرمی و تفریح است. اما متاسفانه کودکان درونگرا نمی توانند این برداشت را از رفتارهای شوخ طبعانه والدین شان داشته باشند. حتی ممکن است باعث ناراحتی و تنفر فرزندتان از شما بشود. حواستان باشد!

کودک را به صحبت کردن مجبور نکنید

همه والدین می خواهند فرزندشان اجتماعی و خوش مشرب باشد. اما وادار کردن کودک به صحبت کردن با دیگران جواب نمی دهد. کودک درونگرا فقط وقتی صحبت میکند که احساس راحتی داشته باشد. اگر خیلی سریع و بدون مقدمه او را وادار به صحبت کنید، خیلی زود عقب خواهد کشید.

روابط اجتماعی کودک را رهبری نکنید

شاید یک کودک تنها در پارک ببینید و فکر کنید وقتش است که برای کودک درونگرایتان دوست پیدا کنید! کودک تنها را صدا می کنید و شروع به معرفی دخترتان می کنید. فکر می کنید این کار درستی است؟

هیچ اشکالی ندارد که بخواهید به کودک درونگرا کمک کنید دوست پیدا کند. اما باید بدانید کی عقب بکشید و فرصت را در اختیار کودکان قرار بدهید. انتخاب زمان درست برای تنها گذاشتن کودکان درونگرا کمک میکند رابطه بطور طبیعی رشد کند. از طرف دیگر، زیاده روی می تواند رابطه دوستی را در همان لحظه اول متوقف کند.

کودک را جلوی دیگران مسخره نکنید

فقط یک کار بدتر از مسخره کردن کودک درونگرا وجود دارد؛ مسخره کردن کودک درونگرا جلوی دیگران. کودکان درونگرا معمولاً خجالتی هم هستند و ممکن است از شوخی های عادی هم خجالت بکشند.

کودک را جلوی دیگران سرزنش نکنید

کودک تان کاری را فراموش کرده؟ درست تشکر نکرده؟ اگر بخواهید این موارد را در جمع و با چاشنی سرزنش به کودک درونگرا یادآوری کنید، فقط شرایط را بدتر کرده اید. در چنین شرایطی کودک به هیچ وجه آماده یادگیری نیست. اگر می خواهید رفتار کودک درونگرا را اصلاح کنید، دور از جمع اینکار را کنید.

جلوی دیگران از او چیزی نخواهید

شاید فرزندتان صدای خوبی دارد یا جوک های خیلی بامزه ای تعریف می کنید اما فراموش نکنید که شخصیت درونگرایی دارد. کودکان درونگرا دوست ندارند در معرض توجه قرار بگیرند و برای دیگران نمایش بدهند. اگر فرزند شما هم مهارت یا توانایی خاصی دارد، از او نخواهید مهارتش به دیگران نشان بدهد. شاید نظر مهمان هایتان با شما فرق داشته باشد!

بجای کودک صحبت نکنید

کسی از فرزندتان سوالی میپرسد و شما بلافاصله بجای کودک جواب می دهید. کودکان درونگرا خجالتی هستند و کمی طول می کشد تا صحبت را شروع کنند. کمی زمان به کودک تان بدهید تا خودش جواب بدهد.

برنامه ریزی های سخت نداشته باشید

برنامه ریزی های فشرده و سخت برای کودکان برونگرا جواب می دهد و حتی میتواند باعث شکوفایی آنها بشود. اما یک کودک درونگرا نیاز به زمان استراحت بیشتری دارد. زمان کودک تان را طوری برنامه ریزی کنید تا فرصت استراحت در خانه بین فعالیت های اجتماعی را داشته باشد.

وقت آزاد را حذف نکنید

اگر خودتان یک روز کاری فشرده دارید، نباید این وضعیت را به کودک درونگرا هم تحمیل کنید و هر طور شده وقتش را پر کنید. انرژی اجتماعی کودک درونگرا درست مثل باتری است؛ فعالیت های اجتماعی باتری را خالی می کنند و محیط خانه ایستگاه شارژ است. کودکان درونگرا باید مرتباً شارژ بشوند.

کودک را مجبور به بازی نکنید

هفت ساعت مدرسه یا مهد در روز برای کودک درونگرا خیلی زیاد است. این کودکان دوست دارند بعد از این بازه زمانی در خانه باشند و استراحت کنند. با این حال ممکن است شما دوست نداشته باشید کودک تان تمام روز روی کاناپه لم بدهد. چیزی که کودک نیاز دارد، مهمتر از خواسته های شماست.

کودک را تحقیر نکنید

بدترین کار والدین یک کودک درونگرا، سرزنش کردن کودک بخاطر درونگرایی است. هرگز به کودک تان نگویید “اینقدر ساکت نباش” یا “برو با بچه ها حرف بزن”. این رفتارها و دستورها فقط کودک را از روابط اجتماعی دور میکند.

کودک را بی ادب خطاب نکنید

سلام کردن به یک غریبه برای کودک درونگرا خیلی سخت است. ممکن است مردم به او سلام بدهند اما جوابی نشوند. این به معنای بی ادبی کودک شما نیست. بجای سرزنش یا توبیخ، به او یاد بدهید که با یک لبخند یا تکان سر هم میتواند جواب سلام را بدهد.

توجه همسالانش را به خود جلب نکنید

خجالتی بودن کودک درونگرا باعث میشود کمتر با همسالانش بجوشد. وقتی در جمع دوستان یا همسالان کودک بیش از حد فعال باشید و همه توجه ها را به خود جلب کنید، فرصت داشتن اوقات خوش را از او می گیرید. اینکار میتواند باعث رنجش فرزندتان از شما بشود.

از دوستان کودک سوال نپرسید

کودکان درونگرا معمولاً روی همسالان و دوستان شان بسیار حساس هستند. وقتی شروع به پرسیدن سوال از آنها می کنید، نگرانی زیادی به کودک تحمیل میشود. شاید پیش خودتان بگویید سوال پرسیدن ایرادی ندارد و اصلاً شما سوال خجالت آور یا ناراحت کننده ای نمی پرسید. فراموش نکنید تعریف شما از چیزهای خجالت آور با تعریف یک کودک درونگرا بسیار متفاوت است.

درباره مسائل شخصی صحبت نکنید

از نظر شما صحبت کردن درباره کارهای بامزه یا سوتی های فرزندتان جالب و حتی دوست داشتنی است. اما کودک درونگرا اینکار را نوعی تمسخر به حساب می آورد. کودکان درونگرا ساده ترین و عمومی ترین کارها را هم خصوصی می دانند و دوست ندارند در جمع درباره آنها صحبت بشود.

شاید شما هم به عنوان والدین یک کودک درونگرا این اشتباهات را تجربه کرده باشید. نگران نباشید؛ برای پرورش صحیح کودکان درونگرا نباید درونگرا باشید. کافی است وقت و دقت کافی برای شناخت فرزندتان و مرزهای شخصی او صرف بکنید و دنیا را از دید یک کودک درونگرا ببینید. در برخورد با کودک برونگرا بسیار هوشیار عمل کنید – بویژه در جمع – و به خصوص از پانزده مورد بالا اجتناب کنید.


self-esteem-gift.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقهاعتماد بنفس

پیداكردن بچه‌هایی كه با جسارت بیشتری از وسایل بازی استفاده می‌كنند، اصلا سخت نیست. انگار قدم‌هایشان را محكم‌تر برمی‌دارند و از اینكه هر كدام از وسایل بازی جدید را حتی برای اولین‌بار امتحان كنند، ترسی ندارند، اما بچه‌هایی را هم می‌توانید ببینید كه برای قدم برداشتن حتی در سطح صاف از پدر و مادرشان كمك می‌خواهند. این تفاوت بارز رفتار به عقیده روان‌شناسان به دلیل خصوصیتی به نام «اعتمادبه‌نفس» است.

تمام والدین برای افزایش و تقویت اعتمادبه‌نفس فرزندشان تلاش می‌كنند. كودكی را تصور كنید كه برای اولین‌بار تصمیم دارد از یك پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واكنش پدر و مادرها معمولا این است: «عزیزم! حواست رو جمع كن آب رو نریزی.» اما به نظرتان این جمله چطور است؟ «باریکلا كه خودت برای خودت آب می‌ریزی، عزیزم!» در این مطلب روش‌هایی برای تقویت اعتمادبه‌نفس كودك پیشنهاد شده است.

الگوی مثبتی برایش باشید

حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی‌ چنین جمله‌هایی را به زبان آورده‌اید: «آرزو دارم این كار را انجام دهم، اما نمی‌توانم.» اینن جمله‌های منفی كه ناشی از ناتوانی‌ در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. كودكان دقیقا از رفتار پدران و مادران الگوبرداری می‌كنند. پس اگر مشغول انجام كاری هستید و مستاصل هم شده‌اید، از این جمله استفاده نكنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا كنم اما اصلا نمی‌توانم تا آن موقع این كار را انجام دهم.» با بیان چنین جمله‌هایی غیرمستقیم به فرزندتان نداشتن اعتمادبه‌نفس را منتقل می‌كنید. حتی اگر قادر به انجام كاری نیستید، مثبت صحبت كنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا كنم. هنوز نتوانسته‌ام ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می‌رسم. با یك برنامه‌ریزی صحیح حتما می‌توانم انجامش دهم.» در تمام این مدت فرزند شما به گفته‌هایتان گوش می‌دهد و به اینكه با یك كار سخت چگونه برخورد می‌كنید، توجه دارد.

بگذارید ریسك کند

به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینكه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاشش كند، ارزشمند است و بخش زیادی از كار را پیموده است اما این تفكر مخصوص افرادی است كه اعتمادبه‌نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی‌ترسند. فرزندتان را ترغیب كنید در فعالیت‌های گروهی در مدرسه‌ مانند عضویت در تیم‌های ورزشی، گروه‌های موسیقی یا حتی گروه‌های علمی شركت كند. با این كار او فرصت نشان دادن توانایی‌هایش را به دست می‌آورد و حتی ممكن است در این گروه‌ها به عنوان سرگروه نقش‌هایی را برعهده بگیرد كه در تقویت اعتمادبه‌نفس او نقش زیادی خواهد داشت.

اقدام دیگری كه می‌توانید انجام دهید، برنامه‌ریزی برای گردش‌های كوتاه اما هیجان‌انگیز خانوادگی است؛ دوچرخه‌ای كرایه و مسیری را از قبل انتخاب كنید و به فرزندتان بگویید یك گردش غیرمنتظره دارید. مسیر حركت را به او نگویید. بگذارید در عمل انجام شده قرار بگیرد، ترس را بیازماید و اعتمادبه‌نفسش افزایش پیدا كند.

مسابقه‌های ۲ نفری بین خودتان و او ترتیب دهید؛ بذرهای یك گیاه خاص را تهیه كنید و از فرزندتان بخواهید آن را بكارد و مسوولیت پرورش‌اش را برعهده بگیرد. با دیدن روند رشد گیاه شما و رسیدگی‌تان به آن، او هم ترغیب می‌شود این كار را انجام دهد و ترس از انجام كارهای انفرادی كم‌كم در وجودش از بین می‌رود.

به او حق انتخاب بدهید

وقتی برای خرید لباس كودك می‌روید، به هماهنگ‌كردن رنگ‌های لباس‌های مختلف توجه می‌كنید اما ممكن است فرزندتان رنگ‌هایی راا انتخاب ‌كند كه خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ‌ها بپوشد.
اینكه كودك شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب كند، خیلی بهتر از این است كه همیشه شما انتخاب كنید. به او حق انتخاب بدهید. بخشش مهمی از شكل‌گیری اعتمادبه‌نفس كودك به انتخاب‌های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب‌های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب‌های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد.

به اندازه ستایشش كنید

برای تشویق كودكتان هم حد و مرزی قائل شوید. اینكه دختر ۱۰ ساله شما از دستمال كاغذی برای پاك كردن لبش هنگام غذاخوردنن استفاده می‌كند امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این كار هدیه‌ای دریافت كند. بچه‌ها خیلی سریع همه چیز را می‌آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل كه حس پدر و مادری دارید، آنها را تشویق می‌كنید. اینكه كودك را تشویق می‌كنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق‌آمیز نكنید. در غیر این صورت فكر می‌كند این كارهای ساده هم حتما خیلی سخت بوده و فقط او از عهده انجامش برمی‌آید.

بگذارید مشكلاتش را خودش حل كند

بچه‌ها با حل مشكلاتشان، اعتمادبه‌نفسشان را تقویت می‌كنند و به توانایی‌های خود پی می‌برند. آیا فرزندتان را در حالی كه مشغول پیداكردن یك تكه پازل است فقط تماشا می‌كنید یا سریع تكه پازل گمشده را برایش پیدا می‌كنید؟ آیا وقتی به سختی مشغول بستن دكمه‌های لباس با بند كفشش است، سرزنشش می‌كنید و خودتان انجام این كار را به عهده می‌گیرید یا اجازه می‌دهید برای چند بار دكمه‌ها را جابجا ببندد یا بند كفشش وسط راه باز شود؟ مطمئن باشید اگر بتواند این كارهای ساده را بارها اشتباه انجام دهد، حتما در آینده با اعتمادبه‌نفس بیشتری مشكل‌های بزرگ‌تر را به تنهایی حل می‌كند.

 


hearing.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقهحرف شنوی در کودکان

اما اكثر ما در تعیین حد و مرز برای كودكانمان مهارتی نداریم. زیاد صحبت می كنیم ، بسیار عاطفی برخورد می كنیم و نمی توانیم به طور واضح منظور خود را بیان كنیم. اگر می خواهید فرزندانتان از شما حرف شنوی داشته باشند ، مثلاً كتك كاری نكنند، اسباب بازی هایشان را مرتب كنند یا به موقع به رختخواب بروند، بهتر است ده راهبرد زیر را به كار گیرید.

۱- واضح و روشن صحبت كنید.

والدین برای حد و مرز گذاشتن و ادب كردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت می كنند ، می گویند « مؤدب باش، اذیت نكن ، شلوغ نكن » . این راهنمایی های كلی برای هر كودكی معنی خاصی دارد. بچه ها از ما می خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بیان كنیم. حد و مرز مشخص به كودك می گوید دقیقاً چگونه باید رفتار كند. مثلاً در ” كتابخانه آهسته صحبت كن ، وقتی از خیابان عبور می كنیم دست مرا بگیر یا موقع غذا حرف نزن”. این راهبرد در واقع میزان پذیرش و حرف شنوی كودكتان را افزایش می دهد.

۲- انتخاب های دیگر را به كودک پیشنهاد كنید.

در بسیاری موارد می توانید به فرزندتان فرصت یك انتخاب محدود شده بدهید تا خودش تصمیم بگیرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهی آزادی عمل در تصمیم گیری ، به كودك احساس قدرت و تسلط می دهد كه به تدریج مقاومت در برابر والدین را كاهش دهد. به طور مثال به او بگویید : « الان وقت استحمام است. می خواهی دوش بگیری یا در وان حمام كنی ؟ » « می خواهی نیم ساعت صبح ، نیم ساعت بعدازظهر ریاضی تمرین كنی ؟ یا یك ساعت صبح ؟ » از این رو والدین بهتر و سریع تر می توانند به كودك خود پیشنهاداتی بدهند. آنها انتخاب محدودی برای كودكان تعیین می كنند. اما می توانند تغییراتی در آن پدید آورند. به عبارتی دیگر این گونه انتخابها محدود ، اما تغییر پذیرند.

۳- قاطع باشید .

زمانی كه عدم پذیرش و سرپیچی رخ داده باشد و شاید كودك به خودش یا دیگران آسیب برساند. به موقعیت محدوده كننده قاطع نیاز داریم. یك محدودیت قاطع به كودك می گوید باید رفتار نامطلوبش را متوقف كند و فوراً حرف شما را بپذیرد. مثلاً : « همین الان برو تو اتاقت » ، « بس كن اسباب بازیهایت را پرت نكن » . البته این قاطعیت از طریق جدیت در چهره و صدا به خوبی نمایان می شود. همان طور كه نرمش بیش از حد والدین برای كودك مفید نیست ، رفتار خصمانه والدین نیز برای آنها مضر است. اما قاطعیت مرز بین نرمش بیش از حد و رفتار خصمانه است.

۴- بر نقاط مثبت فرزندان تأكید كنید.

بچه ها بیشتر پذیرای فرمانهای مثبت هستند تا منفی. به طور كلی بهتر است واضح و روشن به كودك بگویید باید چه كار كند . دستورات منفی مثل نرو، نریز ، نكن به كودك می گوید چه چیزی قابل قبول نیست ، اما رفتاری كه از او انتظار می رود را بیان نمی كند. والدین مستبد اغلب از فرمانهای منفی استفاده می كنند، در حالی كه والدین موفق دریافته اند بیشتر باید از فرمانهای مثبت استفاده كنند.

۵- بی طرفی خودتان را اعلام كنید.

وقتی می گویید : « الان برو بخواب » ممكن است نیروی كشمكش شخصی بین او و شما ایجاد شود. روش بهتر این است كه دستورات را به حالت غیر شخصی بیان كنید. به طور مثال به او بگویید « ساعت نه است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره كنید. در این حالت هر اعتراض و حس ناخوشایندی پدید بیاید، بین كودك و ساعت است ، نه بین او و شما. یا هنگامی كه به او می گویید«: خانه جای توپ بازی نیست» او از این قاعده ناراحت می شود نه از شما .

۶- توضیح دهید چرا محدودیت لازم است.

مردم وقتی در مورد قاعده یا دستوری توجیه شوند ، بهتر می توانند آن را بپذیرند ، اما در غیر این صورت آن را مستبدانه می پندارند. بنابراین هنگامی كه برای اولین بار كودك را در موقعیت محدود كننده قرار دادید توضیح دهید چرا فرزندتان باید آن را بپذیرد. شناخت علت قواعد، باعث می شود رفتار مناسب در كودك درونی شود. یعنی تمایلات درونی اش، او را مطیع قوانین خانواده می سازد. برای بیان علت قوانین به جای این كه از توضیحات طولانی ، كه بچه ها را خسته می كند، استفاده كنید. به طور خلاصه ، دلیل یك دستور را بیان كنید. مثلاً : “دیگران را نزن ! چون بدنشان درد می گیرد” یا ” وقتی اسباب بازی را از دست بچه های دیگر می گیری ، آنها ناراحت می شوند، چون هنوز بازیشان تمام نشده است. “

۷- چاره دیگری پیشنهاد كنید.

هرگاه رفتار كودكی را محدود كردید، سعی كنید به یك فعالیت قابل قبول دیگر اشاره كنید. از این طریق شما مستبد به نظر نمی رسید و فرزندتان حس نمی كند كسی اختیارش را سلب كرده است و احساس محرومیت هم نمی كند. بنابراین می توانید بگویید : « پسرم نمی توانی قبل از شام شكلات بخوری ، اما بعد از شام می توانی بستنی و هم شكلات مورد علاقه ات را بخوری » با پیشنهاد چاره ی دیگر می توانید ، هنگامی كه احساس كودك شما قابل پذیرش است، او را تربیت كنید.

۸- در تربیت كودكان ثابت قدم باشید.

تعیین حد و مرز برای كودكان ، هنگامی مؤثر است كه این قوانین ثابت باشند. به عبارت دیگر، در هر خانه باید ضوابط خاصی حاكم باشد و والدین همواره به آن پایبند باشند و آن را تغییر ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، یك شب هشت و شب دیگر هشت و نیم و شب بعد نُه باشد ، به جای همراهی ، مقاومت بچه ها را در پیروی از این برنامه به دنبال خواهد داشت. سختی این روش در این است كه قوانین مهم و روزمره خانواده باید هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثیر گذار شوند.

۹- رفتار ناپسند را تذكر دهید.

مهم نیست بدرفتاری كودك چه باشد، ما باید برای او روشن كنیم كه رفتارش را ناپسند می دانیم و آن را قبول نداریم. بنابراین به جای این كه بگوییم « پسر بد» یعنی خودت را قبول نداریم، باید بگوییم « كتك كاری نكن » یعنی رفتارت را رد می كنیم.

۱۰- احساسات و عواطف خود را كنترل كنید.

بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامی كه والدین عصبانی هستند ، فرزندان خود را شدیداً تنبیه می كنند و بیشتر از قبل مورد آزار زبانی و بدنی قرار می دهند ، گاهی اوقات به جای خشونت و رفتار خصمانه باید آرامش خود را حفظ كنیم، نفس عمیق بكشیم و تا ده بشماریم . اساساً تربیت یعنی آموزش رفتار صحیح به كودكان ، اما اگر شما عصبی یا احساساتی باشید نمی توانیدآموزش را به طور مؤثر انجام دهید. مثلاً به جای این كه به كودك خود حمله كنید و حرف ناشایستی به او بزنید بهتر است یك لحظه صبر كنید ، بعد با آرامش از او بپرسید « اینجا چه خبر است؟ » . همه ی كودكان به راهنمایی والدین برای شناخت رفتار پسندیده نیاز دارند. مهارت ما در ایجاد قوانین و محدودیتها ، همكاری بیشتری از جانب فرزندان برای ما به ارمغان می آورد.

 


abbasi.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

دکتر لیلی عباسی در ارتباط با پیامدهای دنیای مجازی و اینترنت برای شما و کودکان و نوجوانان توضیحاتی داده اند. همچنین در این ویدئو راهکارهای کنترلی و درمانی این معضل برای والدین شرح داه شده است.

negetive-bihavior.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقهنادیده گرفتن رفتارهای منفی کودک

دیدن و تحسین رفتارهای مثبت گام اول تربیت کودک دلبندمان محسوب می‌شود. پس از کسب مهارت در این مورد، نوبت به گام دوم می‌رسد که نادیده گرفتن رفتارهای منفی کودک است که دوستشان نداریم. در نظر بگیرید در جمعی هستید و یک لطیفه یا ماجرای خنده‌دار را تعریف می‌کنید اما هیچ کس به شما توجه نمی‌کند و نمی‌خندد. آیا به تعریف خود ادامه می‌دهید؟ مسلماً خیر، ادامه­ رفتار شما بستگی به واکنش دیگران دارد. در مورد کودکان نیز همین طور است. بی‌توجهی و نادیده گرفتن رفتاری خاص در آنها منجر به کاهش و خاموشی آن رفتار می‌شود.

نادیده گرفتن رفتارهای منفی کودک

نادیده گرفتن معمولاً برای متوقف کردن رفتارهای منفی کودک به کار می‌رود که مورد توجه بوده‌اند و همیشه به کودک اجازه داده شده است که به هدفش برسد. برای مثال بداخلاقی‌ها؛ کودک شما شکلات می‌خواهد اما شما می‌گویید «نه، حالا نه» ولی او گریه می‌کند، خودش را روی زمین می‌اندازد و جیغ می‌زند. ابتدا سعی می‌کنید مقاومت کنید ولی در نهایت تحمل خود را از دست می‌دهید و تسلیم می‌شوید و برای از بین بردن بداخلاقی‌اش به او شکلات می‌دهید. گریه فرزندتان تمام می‌شود اما شگرد او به نتیجه رسیده است! شما اعتماد کودک را نسبت به بداخلاقی‌اش تقویت کرده‌اید. اگر سعی کنید به جای دادن شکلات، از اتاق خارج شده، قدم بزنید، احتمالاً از اینکه به زودی گریه‌اش بند می‌آید، متعجب می­‌شوید.

زمان­‌های مناسب برای نادیده گرفتن

ـ رفتارهای منفی کودک که خطرناک نباشد
ـ رفتارهایی که منبع توجه­‌طلبی داشته باشد (به عنوان مثال: نق زدن، گریه‌های بی­‌مورد و ادا و اطوار)
ـ رفتارهای منفی که به تازگی آغاز شده است
مراحل تکنیک نادیده گرفتن
ـ تصمیم بگیرید که چه چیزهایی را می­‌توانید نادیده بگیرید و چه چیزهایی را نمی­‌توانید.
ـ هیچ­ گاه کاری را که نمی­‌توانید به پایان ببرید، شروع نکنید. اگر فکر می­‌کنید که قادر به نادیده گرفتن یک رفتار برای مدت طولانی نیستید، پس هیچ‌ گاه شروع نکنید زیرا در این صورت، رفتارهای منفی بدتر خواهند شد.
ـ اگر تصمیم گرفتید که در مورد یک رفتار از روش نادیده گرفتن استفاده کنید، به هیچ وجه به آن واکنش نشان ندهید؛ چه زبانی و چه غیرزبانی.
ـ وقتی کودکتان در حال انجام رفتارهای منفی است، با حرکات صورت به او اشاره نکنید، حتی نگاه هم نکنید.
ـ وانمود کنید که مشغول انجام کاری هستید و اتاق را ترک کنید. اگر نمی‌توانید از اتاق بیرون بروید، رویتان را به سمت دیگری برگردانید و تا وقتی که کودک به عملش ادامه می‌­دهد، شما نیز این روش را ادامه دهید.
ـ هر تلاشی را برای جلب توجه به عنوان علامتی از پیشرفت در نظر بگیرید و کوشش خود را برای بی­‌توجه نشان دادن به آن دو برابر کنید. رادیو را روشن کنید، نگاهی به پنجره بیندازید، در مورد کارهای روزانه با خودتان صحبت کنید. اینها راه‌­هایی مؤثر برای تداوم بی­‌توجهی هستند.

رفتارهای مطلوب را تقویت کنید

برای سرعت بخشیدن در اصلاح رفتارهای نامطلوب، رفتارهای مطلوب را با تعریف و تمجید و جوایز تقویت کنید. گاهی می‌­توانید در حضور کودک متخلف از رفتار مثبت کودک دیگر ستایش کنید اما اگر این رویه، رفتار نامطلوب را تشدید کرد، دست نگه دارید.
نکته بسیار مهم: رفتارها قبل از بهتر شدن، بدتر می‌شوند
وقتی برای اولین بار اقدام به نادیده گرفتن یک رفتار ناشایست می­‌کنید، کودک شما تمام سعی‌­اش را می‌­کند تا توجهی را که قبلاً جلب می­‌کرده، دوباره به دست آورد. او از هر نظر، به شدت رفتارش می‌افزاید تا آنجا که مطمئن شود از شما پاسخ دریافت خواهد کرد ولی شما نباید تسلیم شوید. به خاطر داشته باشید که هرچه ثابت­‌قدم­‌تر باشید و بی‌توجهی کامل­‌تری نسبت به رفتار هدف داشته باشید، آن رفتار در زمان کوتاه‌تری فروکش خواهد کرد.
در نهایت باید بگوییم که نادیده گرفتن سنجیده، یک راه مؤثر برای برطرف کردن برخی رفتارهای منفی و آزاردهنده کودک است. نادیده گرفتن سنجیده، هنر ندیدن رفتارهایی است که دوستشان نداریم. کودکان از چگونگی توجه و واکنش‌ والدین نسبت به کارهایشان درمی‌یابند که با انجام کدام عمل توجه آ‌نها جلب می‌شود و چه کاری را ادامه دهند یا رها کنند. پدر و مادری که فقط به محض رعایت یک رفتار ناهنجار و ناپسند از فرزندشان، واکنش نشان داده و برآشفته می‌شوند، در واقع به کودک یاد می‌دهند که این رفتارش را ادامه دهد چون در جلب توجه آنها بسیار موفق عمل کرده است. ما می‌توانیم شکارچی لحظه‌های مثبت فرزند دلبندمان باشیم. اگر کودک تصویری مثبت از خود داشته باشد، نسبت به تهدید دیگران مقاوم است.

منابع:

عربگل، فریبا. (۱۳۸۷). فرزندپروری (چگونه کودکم را تربیت کنم؟). چاپ هفتم. تهران: نشر قطره.
گاربر، استفن. گاربر، ماریان دانیلز و فریدمن اسپیزمن، روبین. (١٣٨٣). چگونه با کودکم رفتار کنم؟ (مترجمان شاهین خزعلی، هومن حسینی نیک و احمد شریف تبریزی). تهران: انتشارات مروارید.
مک نامارا، باری و مک نامارا، فرانسین. (١٣٨٢). کلیدهای رویارویی با پدیده خشونت در کودکان و نوجوانان (ترجمه مسعود حاجی‌زاده) . چاپ چهارم. تهران: انتشارات صابرین.


children-growth.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقهتربیت کودکان

شیوه های حرف زدن و برخورد والدین با کودک در رشد شناختی و هیجانی کودکان تاثیر به سزایی دارد. در زیر به چهار نمونه از شیوه های درست صحبت کردن و برخورد با کودک می پردازیم.

خودت تصمیم بگیر

این گونه به کودک می آموزیم که مسئولیت عمل خودش را برعهده دارد و هر تصمیمی که بگیرد باید منتظر عواقب بد یا خوبش باشد.

دوستت دارم ولی این کار تو را نمی پسندم

کار [درست] و [نادرست] را به صورت واضح برای کودک مشخص کنید یعنی به او بیاموزید ما کار [درست] و کار [نادرست] داریم، نه بچه خوب و بچه بد.

از تو می خواهم مشکل من را حل کنی

اگر کودک رفتاری دارد که باعث رنجش شما می شود، به او بگویید که دچار مشکل شده اید و از او بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند؛

 احساس تو را درک می کنم

وقتی کودک عصبانی است و مثلا می گوید «از تو متنفرم» یا «خیلی بدی»،



زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقهوالد گری

تربیت بدون فریاد به شما کمک می کند تا دو جنبه تربیت را بشناسید و از این رهگذر بین ارتباطی که با خود و ارتباطی که با همسرتان از این لحاظ دارید تعادل برقرار کنید. این بدان معنا است که شما می توانید با همسرتان یا بدون او در کمال جدیت و بدون حذف اوقات شادی و احساسات مورد علاقه تان نظم و انضباط لازم را در محیط خانه برقرار سازید.

تربیت دارای دو جنبه است یکی جنبه شخصی آن که عبارت است از تفریح و سرگرمی، باهم بود، تماسهای دلگرم کننده و بازی. این عناصر در لحظه های خاصی رخ می دهند که در آن از قدردانی به زانو می افتیم و از شادی اوج می گیریم. جنبه دیگر تربیت جنبه حرفه ای آن است که تقریبا عاری از لذت و سرگرمی است و شامل عملکردهای اساسی خانواده می شود: تامین غذا، پوشاک و مسکن، برنامه ریزی، تعیین حدود و مقررات، اعمال تنبیه، برقراری حکومت نظامی و وقت خواب.

شیوه کار از این قرار است که وقتی شما یاد بگیرید خود را آرام کنید، خیلی راحت تر می توانید براساس مقررات عمل کنید و به این ترتیب به فرزندان خود می آموزید که قانونی جدی برای کار و بازی وجود دارد. برای آنکه با عشق و آزادی از جنبه شخصی تربیت لذت ببرید ابتدا باید به جنبه حرفه ای آن رسیدگی کنید. از آنجا که شما سخت می کوشید که حریمی شخصی برای فرزندانتان ایجاد کنید قرار دادن آنها در جایگاه خودشان از شما یک دیکتاتور نمی سازد. بعضی از والدین برای کنترل آنچه غیرقابل کنترل است سریع به سمت مقررات انضباطی میل می کنند. آنها با اعمال قدرت نسبت به زیردستان، بر احساس بیکفایتی و ترس خود سرپوش می گذارند، اما این شیوه برقراری ساختار بدون فریاد نیست.

اگر رفتاری بارها و بارها تکرار شود شما به سادگی بر فرد دیگری تمرکز می کنید یعنی شخصی که دوست دارید رفتارش تغییر کند. در حالی که روابط خانوادگی شامل یک الگو است و یک الگو همیشه مستلزم وجود بیش از یک نفر است. اقدام مفید این است که بدون سرزنش کردن خود یا دیگری، به نقش خود در ایجاد مشکل در الگوی معیوب فکر کنید. این یک الگوست، نه بیشتر و نه کمتر و تمام الگوها قابل تغییرند. فقط کافی است بخشی از الگو یعنی نقش خودتان را تغییر دهید تا کل الگو ناگزیر به تبع آن تغییر کند. بنابراین می بینید باز بهتر است بر روی خود تمرکز کنید.

منبع:

Screemfree parenting

Runkel, Hal Edward

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: بهناز خدادادیان



زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقهتربیت کودکان

تربیت امری جدی است، مخاطرات آن به غایت سنگین و بهای شکست و قصور در آن در تصور نمی گنجد.دلیل اینکه تا این حد احساس درماندگی در تربیت کودکان می کنیم این است که می خواهیم الگویی غیرممکن را دنبال کنیم. این زیانبارترین دروغ درباره تربیت است که ” ما به جای فرزندانمان مسئول هستیم”. اکثر مردم تربیت را اینگونه تعریف می کنند:” وظیفه والدین است که فرزندان خود را طوری بار آورند که درست فکر کنند، درست احساس کنند و مهم تر از همه درست رفتار کنند. این وظیفه ماست که فرزندان خوبی تربیت کنیم.” این تعریف درست نیست. آنچه واقعا اهمیت دارد این است که مسئولیت ما نسبت به فرزندانمان بسیار سنگین تر از مسئولیتی است که به جای آنها به عهده داریم. ما خیلی کمتر از آن چیزی که هماره به ما گفته می شود، به جای فرزندانمان مسئولیم، اما خیلی بیشتر از آنچه تصور می کنیم، نسبت به آنها مسئولیت داریم.

فرزندان ما از ابتدا صاحب فکر و اندیشه هستند و دست به انتخاب می زنند این بخسی از رشد و در واقع خود رشد است. فرزندان ما از همان طفولیت برای تصمیم گیری درباره آنچه می خواهند انجام بدهند یا ندهند به تدریج تواناییهای طبیعی خود را به کار می برند. آنها کم کم خود انتخاب می کنند که چگونه احساس کنند، چگونه بیندیشند و چگونه رفتار کنند.

اگر شما خود را به جای فرزندتان مسئول بدانید، آنگاه باید فکر کنید که چگونه باید آنها را برنامه ریزی کنید تا ” درست” تصمیم بگیرند. در ضمن باید این کا را سریع انجام دهید. شما باید ترفند هایی یاد بگیرید که آنها را مجبور کند طبق تعریف شما ” درست” فکر کنند، درست احساس کنند و درست رفتار کنند.

این حقیقت که فرزندان ما به عنوان انسانهای خودگردان، از قدرت انتخاب برخوردارند، حتی بهترین برنامه های اطاعت آموزی را کنار می زند. در الگوی تسلیم و اطاعت کودکان خیلی زود متوجه می شوند که هیچ برگ برنده ای در دست ندارند. از این رو برای تخفیف نگرانی والدینشان یا روحیه تصمیم گیری را در خود می کشند یا در مقابل اقتدار والدین طغیان می کنند. گره کور الگوی ” مسئول بودن به جای کودک” در همین جاست. والدین فرزندان خود را درست شکل می دهند یا شکست می خورند. کودکان یا از برنامه والدین پیروی می کنند، فردیت خود را فدا می سازند و ” فرزندی می شوند که دیگر نباید نگران آنها باشیم” یا در مقابل روش ما طغیان می کنند و از ” برنامه پیروی نمی کنند”.

درست است که همه همه ما سر فرزند خود فریاد نمی زنیم، اما همه ما درگیر واکنش های احساسی و نسنجیده هستیم. ممکن است فریاد بکشیم، خشونت به خرج دهیم، با سیاست کودک را وادار به رفتار دلخواه خود کنیم، اورا نادیده بگیریم، از او فاصله بگیریم یا حتی محبت خود را از او دریغ کنیم.تنها راه حفظ سلطه و نفوذ بر فرزندانمان این است که بر خود مسلط باشیم.

در اینجا شما در کانون توجه قرار می گیرید، زیرا در نهایت تنها کسی را که می تواند کنترل منید خودتان هستید. اگر اطمینان حاصل کنید که حتی در صورت بدرفتاری فرزندتان ، رفتار شما صحیح خواهد بود، در آن صورت احتمال آنک در هر موقعیتی تاثیری مثبت اعمال کنید بیشتر خواهد شد.

در اینجا از شما می خواهم که عملا با صدای بلند بگویید: ” مسئولیت من نسبت به فرزندم این است که، صرف نظر از رفتار او، مراقب رفتار خود باشم.”

منبع:

Screemfree parenting

Runkel, Hal Edward

 

تهیه شده در مجله سلامت اکسیر

نویسنده: بهناز خدادادیان