مشاوره آنلاین رایگان

hero-banner-articles-d-1200x333.jpg

مشاوره آنلاین رایگان

سامانه مشاوره آنلاین رایگان و پاسخگویی به سوالات روانشناسی مرکز مشاوره اکسیر در شرق و غرب تهران فعالیت خود را آغاز نمود. مرکز مشاوره اکسیر خود را ملزم به رعایت اصل رازداری در روانشناسی می داند. لذا می توانید سوالات خود را راحت مطرح کنید. چرا که سوال شما مستقیم به دست درمانگر خواهد رسید.

مشاوره آنلاین رایگان به این معنی است که تعاملی بین تماس گیرنده و مشاور از طریق اینترنت به صورت نوشتاری، زنده و محرمانه انجام می شود که در جهت برطرف نمودن نیازهای فوری مراجعین و تثبیت یا بهبود احساس سلامت روانی آنها می باشد. مشاور کمک می کند تا مراجع نیازهای خود را مشخص نموده و راه حلی برای مسایل خود بیابد و توانایی تصمیم گیری در وی تسهیل شود.

جلسات مشاوره اینترنتی می‌تواند یک یا چندین جلسه باشد و اکثر افرادی که مشاوره اینترنتی را انتخاب می‌کنند تمایل به ارائه مسائلی دارند که راه‌ حل‌های کوتاه ‌مدت دارد.

مشکلاتی که معمولاً در مشاوره اینترنتی مطرح می‌شوند، عبارتند از: مشکلات فردی، مشکلات خانوادگی، مشکلات زوجین، مشکلات ارتباطی، مسائل جنسی، سازگاری با ناتوانی جسمی، اختلالات اضطرابی، وابستگی به مواد، تعارض بین والد و فرزند، طلاق، انواع اختلالات، مشاوره شغلی و تحصیلی و برنامه ریزی.

باور های نادرستی که همچنان میان مردم هست و فکر می کنند فقط بیماران روانی وخیم به روانشناس ها رجوع می کنند.

در واقع حتی برای افسردگی جزئی هم می توان نزد مشاوره و روانشناس رفت.

با این وجود مشاوره آنلاین روانشناسی می تواند راه حلی باشد برای افرادی که هنوز با این مسئله کنار نمی آیند.

یا خیلی دسترسی ندارند تا بتوانند به روانشناس مراجعه کنند.

مشاوره آنلاین رایگان

مزایای مشاوره آنلاین

  • شما می توانید بدون صرف زمان در مورد مشکل خود آگاهی یافته و پاسخ خود را دریافت نمایید.
  • امکان دسترسی به متخصصین مجرب و با تجربه در سراسر ایران.
  • ارتباط دو سویه میان متخصص و کاربر و رعایت کامل اصل رازداری.
  • ارتباط راحت و بدون دغدغه با متخصص، برای افرادی که به هر دلیلی نمی توانند به مرکز مشاوره مراجعه کنند.

خدمات روان‌شناسی و مشاوره‌ آنلاین

  • روان‌شناسی و مشاوره خانواده، فرزندپروری، ازدواج، زناشویی، مسائل جنسی، سکسولوژی
  • اختلالات روان‌شناختی مانند: اختلال شخصیت، اختلال اضطرابی، اختلالات یادگیری، ترک اعتیاد، استرس، افسردگی و …
  • یادگیری، آموزشی و مشاوره تحصیلی
  • مشاوره شغلی

مشاور روانشناسی آنلاین چه سودی دارد؟

وسیع تر شدن شهر ها و متمرکز بودن متخصصان در شهر های بزرگ، موجب شده است.

که در دسترس بودن آنها کمی دشوار باشد.

حتی برای افرادی که  در شهرهای بزرگ اقامت دارند.

رفت و آمد کردن و جا به جا شدن در وقت های شلوغ باعث کلافگی و هدر رفتن انرژی و هزینه زیاد می شود.

زندگی افراد ساماندهی شده و به شما کمک می کند تا برنامه ریزی کنید.

مشاوره آنلاین رایگان

شما کاربر گرامی میتوانید از طریق کامنت سوال خود را مطرح کرده و متخصصین ما کمتر از ۲۴ ساعت پاسخ شما را در همین صفحه عنوان خواهند کرد

مشاوره آنلاین رایگان از طریق ارسال ایمیل

همچنین شما میتوانید سوالات خود را از طریق ایمیل نیز با مجموعه ما مطرح کنید

آدرس ایمیل مشاوره رایگان ما :

onlineexir@gmail.com


94 دیدگاه

  • sayna

    خرداد ۲۶, ۱۳۹۸ در ۳:۵۷ ب٫ظ

    سلام وقت بخیر
    دختری هستم ۲۹ ساله که مدت چند ماهیه با پسری ۳۱ساله در تلگرام آشنا شدم (و چون شهر ها فاصله دارن هنوز همدیگرو ندیدیم) هر دو ارشد هستیم . اوایل گاها اشاره ای به ازدواج میکرد ولی وقتی من چنباری قضیه ازدواج گفتم کامل رد کرد که نمیتونه و دلایلش هم: هم من تک فرزندم هم ایشون خواهرشو از دست داده و نمیخواد از مادرش دور بشه- جدیدا بیکار شده( مهندسی نفت از دانشگاه تهران داره)- پول برای زندگی مشترک نداره(هرچن ماشین و خونه کوچیکی داره) -چندباری خواستم ازش دور بشم ولی هر بار با بهونه ای بهم نزدیک شد و ادامه دادیم چون بهم علاقه هم داره و چندباری بهم گفته ولی اصلا دوس نداره زیاد بگه و میگه نمیخوام وابستم بشی. آخرین بار هم من دوماه ارتباط رو کامل قطع کردم ولی نتونستم دووم بیارم. حالا بعد دو ماه جدایی چن روز با من خوب حرف میزد و زیاد نگران بنظر نمیرسید ولی الان کاملا صحبت رو محدود کرده و میگه استرس اینو دارم که وابسته من بشی و . بخاطر بیکاریش تو یه برهه افسردگی هست.حتی هرروز از من عکس میخواست که منو ببینه ولی الان برا اون هم تمایلی نشون نمیده. ایا واقعا نمیخواد من وابسته بشم یا میترسه خودش وابسته بشه و گیر بیوفته ؟ بهترین رفتاری که باید داشته باشم چی هس؟ (در حال حاضر اجازه دادم تو غار تنهاییش باشه و پیام نمیدم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۲۶, ۱۳۹۸ در ۵:۱۲ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      با توجه به اینکه از لحاظ مکانی از هم دور هستید و ملاقات حضوری نداشتید و فقط ارتباط شما از طریق فضای مجازی بوده نمی توان اطلاعات جامع و درستی از طرف مقابل به دست آورد که به تبع آن نمیتوان تصمیم درست و منطقی درباره ازدواج گرفت.
      از آنجایی که طرف مقابل نمیتواند از خانواده دور شود و شغل خود را از دست داده کناره گیری ایشان منطقی است.پیشنهاد ما به شما این است که زودتر این ارتباط را قطع کنید و خود را دلبسته نکنید. اگر دلبستگی و عدم ارتباط فکر شما را مشغول می کند و آزار می دهد بهتر است با مشاوران ما به صورت حضوری مطرح کنید و راهکار دریافت کنید.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید ویدئوی متخصصین ما در بخش نماشای اکسیر به عنوان معایب ارتباط و دوستیابی در فضای مجازی را مشاهده نمایید.

      پاسخ

  • غریبه

    خرداد ۲۴, ۱۳۹۸ در ۹:۰۷ ب٫ظ

    با سلام
    من با آقایی حدود چند ماه رابطه مجازی عاطفی داشتم..به دلایل مختلف مشکلات رفتاری خودم مثل بدخلقی و گیر دادن و مشکل شخصیت وابسته ایشون رو کُفری کردم و الان یک هفته است من رو ترک کردن گفتن روزای اول باهام آرامش داشتن ولی بداخلاقیای اخیرم آرامش رو ازشون گرفته..حرفایی که میزدن توجه و محبتی که نثارم میکردن و خیلی اخلاقای خوبی که داشتن مثل وفاداری و عشقی که روزهای اول از کلام و صداشون پیدا بود.الان که رفته دیوونم میکنه نبودنش..همش دنبال یه راهی ام برگرده آیا امکانش هست؟؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۲۵, ۱۳۹۸ در ۱۲:۰۸ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      با صحبت کردن بسیاری از مشکلات برطرف می شود. پیشنهاد ما به شما این است که با مراجعه به متخصصین مرکز در ابتدا علت مشکلات رفتاری که خود شما به آنها اشاره می کنید را شناسایی کنید و برای رفع آنها هرچه سریعتر اقدام نمایید.با رفع مشکلات و یادگیری مهارت های برقراری رابطه می شود روزهای عاشقانه ابتدایی را بازگرداند.

      پاسخ

  • Sara

    خرداد ۲۳, ۱۳۹۸ در ۱۲:۰۶ ب٫ظ

    سلام من سوالمو دیشب ایمیل کردم چقدر زمان میبره جواب بدین؟

    پاسخ

    • امین امیدوار

      خرداد ۲۳, ۱۳۹۸ در ۶:۲۵ ب٫ظ

      سلام دوست عزیز . در اولین ساعت از وقت اداری کارشناسان مرکز پاسخ شما را خواهند داد .

      ممنون از شما

      پاسخ

  • الی

    خرداد ۲۲, ۱۳۹۸ در ۷:۴۴ ب٫ظ

    سلام من مادری هستم به شدت عصبی و زود از کوره در می روم.کودکی ۲سال و ۴ماهه دارم و باردارم یک ماه دیگر نوزاد به دنیا می آید. با کارهای کودکم زود عصبی میشود و داد میزنم و حتی چند بار کتکش زدم و بعد فورا پشیمان میشوم و گریه میکنم کلا در حال عصبانیت و گریه هستم شوهرم از صبح تا عصر سرکار است و عصرهم بعد از ناهار و خواب دوباره بیرون می رود تا وقتی کودکم به خواب برود برمیگردد کلن من و کودکم تنها هستیم واقعا به انفجار رسیدم کمکم کنید. احساس افسردگی میکنم و حس میکنم دیگر کسی را دوست ندارم از خودم متنفرم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۲۵, ۱۳۹۸ در ۱:۴۳ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      ابتدا باید علت اساسی این عصبانیت را شناسایی کرد تا بتوان در جهت درمان آن قدم برداشت.مشکل عصبانیت شما ممکن است به دلالیل فیزیکی، بارداری بدون فاصله زمانی مناسب ، فشار کاری زیاد خانه یا بچه داری و عوامل روانی باشد که برای هرکدام از علت ها روش های درمانی متفاوتی وجود دارد. بهتر است چکاپ کامل دهید تا اگر دلیل فیزیکی دارد مشخص شود و با توجه به بارداری شما هرچه زودتر جهت درمان اقدام کنید. برای پیدا کردن علت های دیگر بهتر است به متخصصین مرکز مراجعه نمایید.
      این نکته را در نظر داشته باشید که نقش مهم مادری رابرعهده دارید و دوران کودکی دوران طلایی زندگی هر فردی است که سبک زندگی افراد در این دوران پایه ریزی می شود و کودک با مشاهده رفتارهای شما الگوبرداری می کند بنابراین با مراقبت از خود و سرحال و پرانرژی نگه دشتن خود، این دوران را برای فرزند کوچک خود و همچنین برای جنین خود به سمت رشد و تعالی پیش ببرید.

      پاسخ

  • صدف

    خرداد ۲۱, ۱۳۹۸ در ۹:۰۷ ق٫ظ

    سلام . وقتتون بخیر . تشکر به خاطر سایت مفید و خدمات ارزنده ای که ارائه میدید .
    من برای مشکل مادر و خواهرم مزاحم شدم . خواهرم ۵۰ سالشونه و سی ساله ازدواج کردن . خودشون پزشک عمومی هستن ولی به خاطر بچه هیچ وقت سر کار نرفتن . همسرشون هم دنادانپزشک هستن . تمام مشکل ما با مادر شوهر خواهرم هست . جوری که از همون اول ازدواج ایشون گفتن که من این یکی پسرم رو برای خودم نگه داشتم . چون پسر اولشون داماد سر خونه شدن و خانواده عروس یک طبقه بهشون دادن با همه مخارج و کلا پای خانواده داماد رو از خونه بریدن و پسر رو بردن . ما عمق صحبت مادر شوهر خواهرمو بعدها متوجه شدیم که اون جمله چقدر تبعات داشت . اولا مادرم می گن سیما( خواهرم) اون دختری که من تربیت کردم نیست و کلا همه افکار و اخلاقش رو طبق میل خودشون کوبیدن و از نو ساختن . و مادرشوهرش کلا سیما رو از مادری بری کرده و چندین بار دشمنی خواهرم رو با مادرم دیدم . چون خواهرم در بست تحت اختیار همسرشون هستن و همسرشون ایشون رو از مادرم دور کردن. همون روز چیدن جهاز سیما مادرم رو با حالت بدی از خونه بیرون کرد و الان که سی ساله ازدواج کردن من خودم شایده ده بار خونشون نرفته باشم . مادر و پدرمم هم همینطور . کلا فقط هفتهای یک بار اونا میان که مادرم سه جور غذا و شیرینی و دسر و عزت و احترام بهشون می زارن. مادرشوهر خواهرم به پسرش توصیه کرده که مادر زنت نیاد خونت . مادر زندگی دخترو خراب می کنه و راه نشونش می ده . پدر و مادر من آدمای مظلومی هستن . ( پدرم به رحمت خدا رفتن ) . حالا مشکل من ناراحتی مادرم هست . چون خواهرم هر روز تلفنی با مادرم صحبت می کنن و مشکلاتشون رو می گن . اینکه مادر شوهرش نمی گذاره سیما و پسرش رنگ بهنام ( شوهر خواهرم) رو ببینن . برنامه ریزی می کنه هر روز از مطب یکراست باید بره خونه مادرشون و سفارشات متنوع ایشون رو انجام بدن . مثلا دیشب ۱۲ زنگ زدن که دندونم درد می کنه بیا . و تا صبح ایشون بهنام رو خونه خودش نگه داشته . در حالیکه معلوم شد مشکلی هم نبوده . به خواهرم گفته بیا سر پولهای بهنام دعوا کنیم . الان هم کلی برنامه ریزی می کنه که تمام دارایی بهنام رو ببره . بهشون گفته یک خونه بخرید بکنیدش به اسم من . خودتون توش بشینید و کرایه اش رو به من بدید . همه مخارج زندگی مادرش رو می پردازه . کلی مسافرت خارج می ره . استرالیا و دبی و …. به خرج بهنام . اونقدر پول گرفته که یک خونه در قم برای خوئدش از پول بهنام خریده . و مرتب سفارش می کنه بهنام پوشی به اسم خواهرم نکنه . یک ویلا شمال دارن و پارسال هر هفته به جای اینکه بیان خونه مادرم . مادرم رو می بردن شمال که وقتی به گوش مادرشوهرش رسید این برنامه رو متوقف کرد . و تمام محبتها و امکانات و با هم بودن ها و خرج کردن ها فقط برای خانواه اونها باشه و لازم می دونم بگم این خانوم یک روش بیان جادویی دارن که با هر کس صحبت می کنن کلا شستشوی مغزی می دن و طرف رو طبق میل خودشون بار میارن . الان هم پسر خواهرم رو جادو کردن که بیا و با دختر عمه ات ازدواج کن در مقابل خانواده ات ( مادرت ) اقتدار داشته باش . از اون روزی که شستشوی مغزیش داده پسر خواهرم رو مقابل خواهرم قرار داده . برای مثال اون نصفه شب که زنگ زده که بیا دندونم درد می کنه خواهر گفته اول آب میوه ای که برات درست کردم بخور چی می شه دو دقیقه منتظر بشه . پسر خواهرم گفته مامان تو چیکار داری می خواد بره پیش مادرش ! الان با توجه به فن بیان جادوگرانه این خانوم و حذف کامل خانواده خواهرم و در راس بودن خانواده بهنام نظر شما چی هست . مادرم خیلی غصه می خورن که خواهرم وقتایی که تحت فشارن می رن سر نزار پدرم و با روح ایشون درد و دل و گریه می کنن . نکات در مورد شیوه این خانوم زیاد هست مواردی که یادم میاد مثلا اگر شکلات روی میز باشه می گن برای پسر خواهرم گذاشتیم می گن باید برای من هم بخرید . اگر قراره خونشون رو عوض کنن و خونه بهتری برن اول باید یک خونه بزرگتر و بهتر برای ایشون بخرن بعد برای خودشون . لوازم خونه همینطور . وقتی پسر خواهرم گواهینامه گرفت براش یک ماشین دست دو خریدن این خانوم هم رفتن تعلیم رانندگی ببرای ایشون هم باید ماشین خریده بشه . اگر پسر خواهرم کلاس زبان بره ایشون هم باید بره . و انیوطر که پیداست برنامه ها رو طری چیدن که برای روز مبادا برای خواهرم و چسرش ریالی ارث نمونه و خواهرم و خانواده اش کلا برکنار هستن و خانواده اونها در راس و مهم . و روش کنایه زدن و نیش زبان رو به خوبی و زیرکی بلدن و طوری کنایه می زنن که مغز استخوان طرف بسوزه اما زیرکانه جوری می گن که یعنی با تو نبودم . الان توصیه شما به این شرایطی که اشاره کردم و در واقع یک هزارم شرایط بغرنج واقعی هست چی هست .

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۲۱, ۱۳۹۸ در ۳:۰۱ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.
      طبق تعریف شما از مادرشوهر خواهرتون این برداشت می شود که مادر شوهر ایشان عروس خود را رقیب خود در جلب توجه پسرشون می دانند. بنابراین بهتر است که این حس را در ایشان تغییر دهند.
      با اینکه سی سال از زندگی مشترک خواهرتون می گذرد و مشکلات زیادی از جمله مواردی که شما اشاره کرده اید را پشت سر گذاشته اند ولی باز هم می توان رفتار طرف مقابل (مادر شوهر) را تغییر داد ولی احتیاج به صبر و حوصله دارد و ما نافی حق طبیعی استقلال در زندگی زناشویی نیستیم.از جمله راهکارهای پیشنهادی متخصصین اکسیر به خواهر شما این است که : از بحث و جدل کردن با مادر شوهر دوری کنند تا ایشان احساس نکند که درباره پسرشون با ایشان جنگ دارند. رابطه دوستانه با مادر شوهر برقرار کنند که ایشان عروس را به عنوان رقیب خود نبینند.ایشان احتیاج به جلب توجه و گاها هم زیاد، از طرف پسرشون دارند و بهتر است عروس هم در کنار پسرشون به ایشان توجه کنند و رفتارهای دوستانه از خود نشان دهند تا ایشان هم از رفتار عروس یاد بگیرند.جنبه های مثبت مادرشوهر را برجسته کنند و گاها به زبان هم بیاورند تا به این ترتیب بتوانند روی اخلاق و رفتار ایشان تاثیر مثبت بگذارند علاوه بر این برای تاثیر گذاشتن می توانند از اشخاصی که در مادر شوهرشان نفوذ دارند استفاده کنند و نکته آخر این است که ایجاد این تغییرات زمانبر است و احتیاج به صبر و شکیبایی دارد و همسر خود را در قبال رفتار مادرشون مقصر ندانید و رابطه خود را با همسر حفظ و محکم کنند و سعی کنند در برابر مشکلاتی که در زندگی ایجاد می شود با هم تفاهم و جبهه مشترکی داشته باشند تا در برابر مشکلات زندگی از همدیگر حمایت کنند.
      برای یادگیری مهارت های رفتاری بیشتر می توانید به مرکز مراجعه کنید و از علم و تجربیات متخصصین اکسیر استفاده نمایید.

      پاسخ

  • shide

    خرداد ۱۸, ۱۳۹۸ در ۱۰:۰۰ ب٫ظ

    درود بر شما
    اخیرا درگیر مشکلی شدم که ریشه در دوسال اخیر داره
    من و یکی از دوستانم درگیر یک عشق ممنوعه و ناخواسته شدیم؛منظورم من و دوستم که هر دو دختریم عاشق هم شدیم.
    داستان از این قراره که تازه وارد مدرسه دوره دوم شده بودیم ومن و اکیپ دوستام همگی در همین مدرسه بودیم تا اینکه یک فرد جدید وارد این گروه شد. حقیقتا در ابتدا اصلا ازش خوشم نمیومد حتی بارها صراحتا بهش گفته بودم که من با افرادی مثله تو سازگاری ندارم و ….
    تا اینکه در یکی از جشنواره فرصتی پیش اومد تا من و این فرد بیشتر با هم آشنا شیم و کلی صحبت کردیم از اخلاقیاتمون و ….
    خب حقیقتا بعد این صحبت خیلی روابطمون بیشتر شد بیشتر تایم هایی که انلاین بودم رو با هم چت میکردیم انگار یک تیم شده بودیم؛خیلی هوای همو داشتیم و …
    تا اینکه رفته رفته این رابطه بیشتر و بیشتر شد و استفاده از کلمات عاطفی مثله عشقم عزیزم قشنگم و… بیشتر شد.خلاصه نمیدونم چطور به اینجا رسیدیم الان ما ۲ساله که این رابطه عاطفی رو با هم داریم.
    میدونید هیچکدوم از ما دونفر نه انحراف اخلاقی و جنسی داریم و نه گرایش به جنس موافق
    اون پیش از من با پسری رابطه داشت و من هم قبل اون با پسرهای زیادی در ارتباط بودم
    حتی وقتی یک سال از آشناییمون گذشته بود و خیلی رابطمون جدی نبود من در یک رابطه عاطفی با یک پسر بودم که به خاطر رابطم با دوستم رابطه با اون پسر رو قطع کردم .
    من یک شاعر هستم و خب در حال حاظر مخاطب تمام شعر ها و نوشته هام اونه
    نمیدونم دوست داشتنمون رو چطور شرح بدم ولی من تا به حال همچین حسی رو تجربه نکرده بودم رابطه و حس ما واقعا مثله لیلی و مجنون,آِیدا و شاملو و… هستش.یک رابطه عمیق و عاطفی
    اما حالا بعد این ۲سال رابطه حالا که ۱۹ سالمه خیلی نگرانم میدونید تا چند وقت بعد مدرسمون تموم میشه و پذیرش دانشگاه و …
    چند نگرانی بسیار بسیار جدی و مهم مدتی هستش که ذهنم رو درگیر کرده
    اولین مسئله عدم پذیرش چنین روابطی در فرهنگ و قانون ایران و دینمون هست
    نگرانی از متوجه شدن اطرافیان من جمله خانواده ها (ما با هم روابط دوستانه خانوادگی هم داریم) و تغییر دیدشون نسبت به ما یا جدایی از هم
    میدونید پیش از این اگر از چنین رابطه ای با جنس موافق برای من تعریف میکردن مخالفت و بیزاری شدید خودمو اعلام میکردن اما حالا دیگه نمیدونم چکار کنم
    میدونید هردو ما میدونیم این رابطه ممنوعه اس ولی اونقدر عشقمون عمیقه که به هیچ عنوان حاضر به جدایی یا… نیستیم
    و من حالا نمیدونم در این رابطه چه کاری انجام بدم
    ممنون میشم راهنماییم کنید
    با تشکر و احترام
    وقت خوش

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۹, ۱۳۹۸ در ۱۲:۴۱ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد
      برای پیدا کردن راه حل شما باید به مرکز مراجعه کنید و شرایط خانوادگی، زمان و مکان شروع این رابطه، میزان عمق رابطه و … بررسی شود.

      پاسخ

  • کاربر

    خرداد ۱۴, ۱۳۹۸ در ۷:۴۲ ق٫ظ

    سلام وقت بخیر. بابت متن طولانیم عذرخواهم.
    من یکسال و نیم عقد بودم و حدود دوماهه زندگی مشترک دارم. ۳۱ سالمه و همسرم ۳۲ سالشونه. مشکلاتی که دارم اینکه همسرم در عین حال که مهربون و احساسیه زود عصبانی میشه و متاسفانه تو عصبانیت فحش میده و بی احترامی میکنه میگه ما بدرد هم نمیخوریم طلاق بگیریم. گاهی موضوعات الکی پیش میاد گاهی جدی ولی ایشون زود از کوره در میره سریع به نقطه جوش میرسه. ممکنه ی بحث ساده رو به دعوا تبدیل کنه. زودم سرد میشه و عصبانیتش فروکش میکنه. تقریبا پدرشونم همینطوری عصبی ان.
    حتی ی دفعه جلو مادر و خواهرشم عصبانی شده و بهم توهین کرده و از خونشون منو بیرون کرد ولی زودم پشیمون شد… جلو دامادمون منو دعوا کرده و برخورد بدی داشته…
    بهرحال در دوران زندگی پستی بلندی وجود داره و بحث و اختلاف نظر بوجود میاد چطور باید رفتار کنم که اینطوری نکنه؟ من خودم دختر آرومی ام و نظر همسرم اینکه من کل کل میکنم و زبون میزنم در صورتی که من اونقدری که فکر میکنه دختر سرکشی نیستم. خودشم مواقع عادی میگه تو آرومی خوبی من یکم عصبی ام سعی کن منو عصبانی نکنی … با علاقه ازدواج کردیم و همو دوست داریم ولی تو عصبانیت کلمه طلاقو تکرار میکنه و بینهایت رفتارای عصبی داره. در حد تهدید به شکوندن چیزی یا بیرون کردن من یا جمع کردن وسایل خونه و یکم بعد که اروم میشه یا جو میخوابه پشیمون میشه و با ی عصبانی بودم ی چیزی گفتم و ببخشید توقع داره من مجاب شم… نمیدونم بخاطر شغل آزادش هست یا جامعه یا تربیت یا چی که گاهی فحش دادن حتی تو رانندگی براش طبیعیه! من واقعا برای بد دهنیش عذاب میکشم و بارها بهش گفتم درست نیس این طور صحبت. اگه بچه داشته باشیم از ما حرف زدنو یاد میگیره و الگو برداری داره میگه آره باشه ولی متاسفانه !!!
    مشکل دیگم اینه که چند وقت بعد عقد پدرشون بهم گفتن بخاطر بیماری مصرف مواد دارن و البته تو برخی فامیلشون این کار طبیعیه طوری که وقتی مهمونی میرن بعضی اقایونشون انجام میدن و خانمها مشکلی ندارن. من خیلی شوکه شدم و ناراحت و درنهایت پرسیدم ما بریم سرخونه زندگی هم تو خونه ماهم اینطور کارهاست که با نهایت جدیت گفتند نه! بعدها فهمیدم ی طوری انگار رسم دارن و انگار ی کار طبیعیه برای مهمونیاشون…
    حالا که دو سه ماهه ازدواج کردم با فامیلشون خونمون دعوت شدن . پدرش به همسرم اطلاع داد که ما میخوایم اینکارو اونجا انجام بدیم منم قاطع به همسرم گفتم نه. قبلا هم دوران عقد از عدم تمایلم به این کاراشون مکرر بهش گفته بودم. ولی ازم ناراحت شد گفت پدرمه و من تنها پسرشم حالا ماهی ی بار میاد خونمون این اتفاق میخواد بیفته و متاسفانه اصلا درکم نکرد حتی تعجب میکنه اقایون فامیل ما انجام نمیدن.
    منم گفتم پدرت بهم گفته خونه شما نه… اگه واستون مهم بود چرا دوران آشنایی این چیزا رو بهم نگفتی یا چرا از فامیلتون همسر نگرفتی که حالا باهام برای این موضوع بحث کنی ولی تو کتش نمیره. مهمونی برگزار شد و انجام ندادن بعد فهمیدم مثلا بخاطر تازه عروس بودن و تمیز بودن و نو بودن وسایل بخاطر اینطور چیزا مراعات کردن. من با خواهرشون یکم صحبت کردم از صحبتهاش فهمیدم بخاطر این دلایل بود. وگرنه انگار یک رسم هست و دیر یا زود ناچاری مثل بقیه فامیل بپذیری!! لازم بذکر هست خانواده خوبی داره و بینهایت احساساتی و مهربونن. خواهرهای تحصیل کرده خونگرم. ی خواهرشونم دانشجوی ارشد مشاورس. حالا نمیدونم چطور باید بگم نمیخوام تو خونم اینطور رفتارا باشه! چون قبول کردنش همان و اذیت شدنم همان. حتی گاهی فکر میکنم بعدها بچه داشته باشم و اون بچه از کار پدربزرگش سوال کنه من چی بگم؟ این فکرها و رفتار همسرم اذیتم میکنه و باعث شده تنش زیاد داشته باشیم. چندبار اسم مشاوره اوردم برا مشکلات و اختلافاتمون خیلی جدی و با اکراه گفته پول به مشاور نمیدم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۸, ۱۳۹۸ در ۱۲:۳۹ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      زمانی که همسر شما عصبانی می شود بهتر است سکوت کنید و در زمانی که جو آرام شد با همدیگر به صورت منطقی صحبت کنید. حاضر جوابی یا دست گذاشتن روی حساسیت باعث افزایش تنش خواهد شد.مشکل عصبانی شدن همسرتون با پیدا کردن علت آن و یادگیری مهارت هایی توسط ایشون و خود شما قابل کنترل است.
      برای برطرف کردن مشکل دوم شما بهتر است به مشاور مراجعه کنید. مشاوران با تجربه ما با آموزش تکنیک های موثر و با در نظر گرفتن خواسته و فرهنگ هر کدام از شما، شما را در برطرف کردن مشکلتون کمک می کنند. از آنجایی که زندگی را با عشق شروع کردید و همدیگر را دوست دارید، هر دو باید برای رفع مشکلاتتون تلاش کنید و مطمئن باشید همیشه راه حلی وجود دارد.برای راضی کردن همسرتون درباره مشاوره می توانید از مزایای مشاوره رفتن با ایشان صحبت کنید یا لینک مطلب درباره فواید مشاوره را برای ایشان بفرستید که خودشون مطالعه کنن یا فیلم مشاوره با همدیگر ببینید.

      پاسخ

  • Sahra

    خرداد ۱۳, ۱۳۹۸ در ۴:۳۲ ب٫ظ

    سلام دختر۲۱ ساله هستم ۵سالو اندیه که به پسری در ارتباطم و رابطه ی سخت با پستی بلندی های زیادی داشتیم و این اقا درگیر مواد مخدر شد و تلاش کردم که فاصله بگیره از دوستاش و این شرایط من عاشقش هستم و بدترین بلاها سرم اورد هنوز به پاش نشستم اونم همین ولی مادرش خیلی دخالت های بیجا کرد و خیلی باعث فاصله و جداییمون شد الان طوری شده که هیچکسی نمیخوام از رابطه ی ما خبر داشته باشه ولی به اینده اصلا دلخوش نیستم و حال روحیم خیلی خیلی بده کمکم کنید

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۳, ۱۳۹۸ در ۴:۴۹ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد
      امرزوه برای ترک اعتیاد روش های زیادی و کاربردی وجود دارد.شما هم باید به طرف مقابلتون کمک کنید که اعتیاد خود را ترک کند و هم باید ارتباط درست و منطقی را با ایشان و خانوادشون برقرار کنید. البته این موارد بستگی به هدف شما از این رابطه دارد. اگر میخواهید رابطه ادامه پیدا کند جهت دریافت راهکار بهتره به مرکز مراجعه کنید.با اقدام جهت اصلاح و درمان می توان به آینده نیز دلخوش بود.

      پاسخ

  • مینا

    خرداد ۱۲, ۱۳۹۸ در ۱۱:۳۱ ب٫ظ

    سلام سوالمو اینجا بپرسم؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۳, ۱۳۹۸ در ۱۲:۲۲ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      بله، سوالتون رو از این طریق می توانید بپرسید.

      پاسخ

  • مینا

    خرداد ۱۲, ۱۳۹۸ در ۱۱:۰۹ ب٫ظ

    سلام من ۸ ماهه عقد هستم همسرم یک ماه هست بخاطر بحث هایی ک بینمون شد سراغی ازم نگرفت و بعد یک ماه ک پدرم تماس گرفت میگن توافقی جدا بشیم و خانوادش بخصوص مادرش باهاش صحبت کرده ک به این نتیجه رسیده . من میخوام زندگی کنم . اصلا جوابی هم بهم نمیده .توی دعواها بمن بی احترامی کردن من حضوری ترسیدم جواب بدم توی پیام بهش جواب دادم تو حالت عصبانیت و اون پیام ها رو سندی کرده ک مقصر من بودم از طرفی زمان هایی ک ناراحت بودم میگفتم جدا بشیم ولی جدی نبود و میگن خودش خواسته … الان من نمیخوام این اتفاق بیوفته چیکاررمیتونم کنم؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۳, ۱۳۹۸ در ۱۲:۴۱ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد
      با یادگیری مهارت برقراری ارتباط موثر ، نحوه گفتگو هنگام مشکل و چگونگی حل مشکلات به راحتی می توانید مشکل خود را برطرف کنید. راه های زیادی برای جلوگیری از جدایی وجود دارد.پیشنهاد ما به شما این است که خود با همسر به مشاوره مراجعه کنید و با کمک گرفتن از مشاور با تجربه با هم گفتگو و علت مشکل خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را به شیوه ای درست حل کنید و هرچه زودتر این فاصله که بینتون افتاده (طلاق عاطفی) را از بین ببرید. متخصصین با تجربه ما در کنار شما هستند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقالات زیر را مطالعه نمایید.
      ۶ نشانه ی منتهی شدن یک زندگی به طلاق
      طلاق عاطفی و روش پیشگیری از آن

      پاسخ

  • rahaaaraha

    خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ در ۲:۲۱ ب٫ظ

    سلام من ۶ ماه هست با پسری آشنا شدم ولی چون در دو شهر مختلف هستیم همین علت بهانه گیری های او شده الان حدودا ۱۰ روز است خبری از ایشان نبود که من رفتم سراغش و گفتم با هم حضوری صحبت کنیم که گفتند هر وقت شرایط را کاملا درست کردین که در کنارم باشید رابطه را ادامه بدهیم سوالم اینه من باید انقدر منعطف باشم و برم همش بهش سر بزنم چطور بدون اینکه حس چسبندگی بهش دست بده رابطه را حفظ کنم؟ علت شکایتشونم اینه که اول تو یه شهر بودیم بعد به دلیل مسائل کاری من برگشتم و ایشون گفتند اگر من را دوست داشتی باید میموندی خواهشا جواب بدید درگیری ذهنی دارم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ در ۳:۰۳ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.
      اگر هردو به ادامه این رابطه تمایل دارید باید هر دو در حفظ آن با هم همکاری و تلاش کنید. اگر نقل مکان شما اجباری بوده و چاره‌ای به غیر از این نداشتید با صحبت کردن و گفتن علت جابجایی خود طرف مقابل خود را به صبر دعوت کنید و با استفاده از شبکه های مجازی و تکنولوژی رابطه خود را ادامه دهید و قرار ملاقات هفتگی یا ماهانه با هم تنظیم کنید.
      برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نحوه گفتگوی موثر و رابطه عاطفی می توانید مطالب زیر را مطالعه نمایید.
      رابطه عاطفی و عاشقانه
      ازدواج سالم با مهارت‌های برقراری ارتباط مؤثر
      مهارت های گفتگو با همسر

      پاسخ

      • rahaaaraha

        خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ در ۱۰:۳۷ ب٫ظ

        ممنون از باسخگویی سریع و بجای شما با تشکر فراوان

        پاسخ

  • تارا

    خرداد ۱۰, ۱۳۹۸ در ۳:۴۲ ق٫ظ

    سلام عرض ادب و احترام
    من خانم ۳۰ساله هستم و نامزدم ۳۴ساله هردو فوق لیسانس و آشنایی بصورت خانوادگی و خاستگاری رسمی و مدت آشنایی ما ۵ماه است. ما حدود ۱۵جلسه مشاوره قبل از ازدواج انجام دادیم و در این مدت تعاملات تقریبا مناسبی برای شناخت هم داشتیم. تفاهم و فرکانس ذهنی و شخصیتی ما بسیار بهم نزدیک هست و در ۹۰درصد موارد مطابق ایده آل یکدیگر هستیم..جدای مواردی که به رشد شخصیتی در هردومون نیاز داره و با گفتگو به تفاهم مناسبی رسیدیم موردی هست که من رو کاملا بهم ریخته و خیلی ناامید میکنه ولی بخاطر خوبیها و موارد مثبتی که در ایشون دیدم تا الان با خودم توجیهش کردم اینکه ایشون در چالشهایی که باهم داریم حساسیت و حالت زود عصبی شدن رو دارن که تقریبا حدود یک ماه هست این رفتارارو ازشون میبینم..البته در گفتگو خیلی منطقی هستن و به مشاوره مطالعه و رشد شخصی اعتقاد دارن ولی در عمل و در شرایطی که رفتاری غیرمنطقی ببینن، خصوصا از من، در لحظه عصبی میشن
    و سریع واکنش نشون میدن (بصورت کلامی انتقاد تند و الفاظ نامربوط) طوری که من احساس میکنم ممکنه پرخاشگر باشن و چون الان در دوران آشنایی هستیم رفتار وحشتناکتری رو نشون نمیدن..من میدونم هیچ آدمی بی عیب و نقص نیست و منم دختر صبور و آرومیم ولی مسئله اصلی من اینه که این حساسیتها و از کوره در رفتنها در شرایط نرمال و گاها بدون دلیل اتفاق میافته و اخیرا در هر دیدارمون تکرار میشه..ایشون مرد عاطفی و احساساتی هستن و من تا بحال بخاطر این مسئله که بی ارتباط به حساسیتاشون نیست این رفتارشو با محبت سکوت گفتگو و راههای دیگری تحمل کردم ولی میترسم نتونم در زندگی اون ایده آلمو در ایشون ببینم و به جدایی فکر کنم چون تو این یک ماه بدلیل این مسئله دوبار ازشون خاستم که ادامه ندیم ولی هربار ایشون رفتارشو توجیه کرده و به حساسیت بیش از حد من ربط داده منم با منطق حرفمو جلو بردم و ازشون قول گرفتم ولی متاسفانه هربار تکرار میشه چون ریشه این مشکل تاجایی که برای من مستدل شده عصبی بودن پدرشون و شرایط استرسیه کارشون هست.
    عذرمیخام زیاد نوشتم خیلی ممنون از حسن توجتون لطفا بنده روراهنمایی بفرمایید ازاین جهت که آیا این مسئله رو مانع ازدواجمون ببینم یا خیر. با سپاس فراوان

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ در ۲:۵۰ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      هیچ انسانی بی عیب نیست ولی این عیب ها نباید به دیگران صدمه بزنند و می شود این عیب ها را کنترل و اصلاح کرد. باید علت این نوع واکنش نشان دادن توسط نامزد شما مورد بررسی قرار بگیرد. با یادگیری مهارت هایی از جمله کنترل خشم می توان این واکنش را کنترل کرد و این رفتار مانع ازدواج شما نخواهد بود.اگر کنترل نشود می تواند مانعی برای ازدواج شما به حساب بیاید و شما از این رفتار عذاب بکشید. پیشنهاد ما به شما این است که قبل از مراسم عروسی حتما درباره این نوع رفتار با یکدیگر به تصمیم نهایی برسید و با یادگیری مهارت ها آن را کنترل کنید.مطمئن باشید این مشکل قابل حل است.متخصصین مشاوره ازدواج و روانشناسان ما در کنار شما عزیزان هستند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نحوه کنترل خشم میتوانید مطالب زیر را مطالعه کنید.
      با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم
      ۵ قانون مهار خشم

      پاسخ

      • تارا

        خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ در ۱۰:۴۸ ب٫ظ

        سپاس از توجه و پاسخگویی شما..ممنون بابت لینکهای ارسالی..تندرست باشید🌹🌹

        پاسخ

  • اسرا

    خرداد ۹, ۱۳۹۸ در ۹:۲۴ ب٫ظ

    سلام من دختری دانشجو و ساکن خوابگاه هستم. دوستی دارم که هم اتاقی و هم کلاسی من هست…مجرد و فرزند سوم خانواده.
    اخیرا متوجه شده دچار اختلال شخصیت مرزیه و از این بابت خیلی افسردس…تصمیم داره به خاطر این که دیگران از رفتارای خاصش ازش متنفر نشن ازشون وهم من فاصله بگیره
    میخوام کمکش کنم…چه طور باهاش رفتار کنم
    خیلی اعتماد به نفسش پایینه و اضطراب زیادی هم داره..یبار یه ماه پیش به خاطر یه موضوع بی اهمیت میخواست خودکشی کنه اما جلوشو گرفتیم…لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ در ۲:۳۹ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.
      اولین کمک به افراد دارای اختلال شخصیت مرزی مراجعه به درمانگر حرفه ای است که تحت درمان قرار بگیرند مخصوصا که دوست شما نیز اقدام به خودکشی هم داشتند هرچه زودتر باید درمان شوند.شما به عنوان دوست می توانید وی را برای کمک گرفتن از مشاور و روانشناس تشویق کنید.
      شما می توانید با کمک گرفتن از مشاور، حامی بودن برای وی، دادن اعتماد به نفس و احترام به دوستتون، قابل اعتماد بودن برای دوستتون، تنها نگذاشتن وی به دوستتون کمک کنید.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقالات زیر را مطالعه نمایید و با سرچ کردن داخل سایت به مطالب مفید دیگری نیز دسترسی پیدا کنید.
      رابطه اختلال شخصیت مرزی و خودکشی
      علائم اختلال شخصیت مرزی در نوجوانان
      اختلال شخصیت مرزی: دردناک ترین اختلال روانشناختی

      پاسخ

  • الهام

    خرداد ۱, ۱۳۹۸ در ۹:۴۰ ب٫ظ

    سلام
    پدر و مادر من بسیار زیاد تبعیض قائل میشن، بین من و خواهرم مدام اونو تشویق میکنن و غرور منو جلوی دوست آشنا غریبه یا حتی خواهرم میشکنن و توجه نمیکنن که چرا هر دفعه انرژیم برای ادامه زندگی کمتر میشه.
    بهشون چند بار درباره این کار گفتم ولی هر دفعه باهام مقابله کردن یا داد زدن
    باید چیکار کنم؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۳, ۱۳۹۸ در ۱۰:۱۲ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      معمولا در چنین مواقعی صحبت با والدین چیزی را تغییرنمی دهد بلکه حساسیت را افزایش می دهد. پیشنهاد ما به شما این است که سعی کنید احساسات خود را در مورد تفاوت رفتار پدر و مادرتون رو بیشتر بشناسید و به سمت پذیرش رفتار به جای مقابله با آنها حرکت کنید.
      البته رسیدن به پذیرش کار سخت و طولانی است و معمولا بهتره که این کار در اتاق درمان و با کمک درمانگر انجام شود.

      پاسخ

  • سید حسین اسدیان

    خرداد ۱, ۱۳۹۸ در ۴:۰۸ ب٫ظ

    سلام
    خسته نباشید
    من شش ماه هست که به وسواس قزینه مبتلا
    شده ام و به صورت ناخداگاه موقع راه رفتن روی
    سرامیک قرینه رو حفظ میکنم
    خواهشا کمکم کنید . انقدر برام سخته که از درس
    و زندگیم افتادم.

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱, ۱۳۹۸ در ۵:۰۱ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.
      معمولا وسواس عملی برای کاهش اضطراب و فشار های ناشی از وسواس فکری است.در ایجاد وسواس عوامل زیستی، اجتماعی و روانی دخیل هستند که برای درمان آن باید در نظر گرفته شود که کدام از این علت ها در فرد قوی تر است. بهترین روش درمان، درمان ترکیبی از رفتاردرمانی و دارودرمانی است.
      از آنجایی که شما به مدت ۶ ماه است که درگیر این مشکل هستید و در کیفیت زندگی روزمره شما نیز اختلال ایجاد کرده است بهتر است هرچه سریعتر برای تشخیص درست اختلال ودرمان آن اقدام کنید.متخصصین مرکز در کنار شما دوست عزیز هستند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقالات زیر را مطالعه نمایید.
      ریسک فاکتورهای اختلال وسواس فکری و عملی
      اختلال وسواس
      شناخت و درمان منطقی وسواس فکری

      پاسخ

  • حدیث

    خرداد ۱, ۱۳۹۸ در ۱۲:۱۳ ب٫ظ

    سلام دختر ۴ ساله دارم خیلی لجبازه و اصلا به حرف گوش نمیده .اصلا آرو و قرار نداره وقتی عصبانی میشه یا میزن یا حرف بد میگه من میترسم این عادت براش باقی بمونه چون دختره نگرانم اصلا برای یادگیری چیزی زمان نمیزاره وگه خود بخود چیزی یاد بگیره خیلی نگرانم دوست دارم اروم بشه

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۱, ۱۳۹۸ در ۱۲:۴۷ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین مرکز مشاوره درمیان گذاشته شد.
      مقداری لجبازی در سن کودکی طبیعی است و بخشی از رشد آن است ولی شما والدین باید این لجبازی را تحت کنترل خود دربیاورید.در ابتدا علت این رفتارها را در وی ریشه یابی کنید شاید به خاطر جلب توجه است، یا به دلیل اینکه فقط از این طریق می تواند خواسته خود را برآورده کند و شما وقتی که این رفتار را از خود نشان می دهد به او پاسخ می دهید یا کودک شما مشکلی دارد و از این طریق احساس آرامش می کند و احتمال وجود اختلال بیش فعالی نیز وجود دارد.
      به طور کلی باید کودک شما از جهات مختلف و با استفاده از روش های علمی روانشناسی مورد بررسی قرار بگیرد تا علت این رفتارها مشخص شده و روش های درمانی مانند بازی درمانی، آموزش والدین و … برای بهبود و اصلاح این رفتارها به کار گرفته شود.برای درمان بهتر است از سن پایین شروع کنید و پیشنهاد ما به شما دوست عزیز این است که هرچه سریعتر به متخصص روانشناس کودک مرکز مراجعه کنید.
      جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقالات زیر را مطالعه نمایید.
      تکنیک های مقابله با لجبازی کودکان
      چند ترفند ساده برای نفوذ در کودکان
      شناخت و درمان نافرمانی کودکان

      در بخش نماشای اکسیر نیز فیلم های آموزنده دزباره لجبازی کودک وجود دارد.در این ویدئوها نکات کاربردی توسط متخصصین باتجربه مرکز مشاوره اکسیر ارائه شده است که به شما والدین کمک شایانی می کند.

      پاسخ

  • مهسا

    اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۸ در ۳:۴۹ ب٫ظ

    سلام خسته نباشين، مشكلمو به صورت خلاصه مينويسم لطفا بگين من چه برخوردي بايد داشته باشم، من دختري ٢٧ ساله هستم و همسرم ٢٦ ساله و يه پسر ٨ ماهه دارم ، با همسرم دوست بوديم و بعد از مخالفتهاي زياد مادرشون بعد از دوسال ازدواج كرديم و سريع بچه دار شدم ، متوجه شديم كه مامان همسرم مشكل اعصاب دارن و نه تنها بامن بلكه باهمه خانواده و فاميلاشون درگيرن حالت ثبات ندارن يه روز خوبن و يه روز بد،در حال حاضر بخاطر اذيتا و بي ادبي ها ي ايشون ارتباط كمي باهاشون دارن و پدر همسرم هم مدافع من هستن، ما متاسفانه در يك ساختمان زندگي ميكنيم و در يك طبقه ولي قراره بزودي به طبقه ديگه اي بريم، البته ارتباطمون الان كم هست، مشكل مادرشوهرمو و كه نميتونم حل كنم باهاش سعي ميكنم كنار بيام، موضوع اصلي من رفتارهاي همسرم هست كه بعد از ازدواج خيلي تغير كرده، برخوردرهاي زشت ايشون با من و خانوادم باعث ناراحتي شده البته به نظرم تا چند وقت پيش ادم فهميده اي بودو از من جلوي مامانش خيلي دفاع ميكرد ولي جديدا برخوردش خيلي بد و عصبي شده با كوچكترين موضوعي عصبي ميشه و فحش ميده شوخي دستي ميكنه و … كلا من خيلي ذيت ميشم از رفتاراش، چند وقتي هم هست من بخاطر و زايمان و شرايط سخت زندگي و بارداري ناخاسته حالت روحي خوبي ندارم و مقابل فحاشيهاي و عصبانيت شوهرم منم اختيارمو از دست ميدم و مثل خودش برخورد ميكنم، ولي الان درحال حاضر فقط به طلاق فكر ميكنم واقعا نميتونم توحينا و تحقيراشو تحمل كنم همسرم خيلي هم ادم لجباز و عصبي هست با اين كاراش من فقط ياد مامانش ميوفتم كه ازش متنفرم ، لطفا راهنمايي كنين
    با صحبتهايي كه با مامانم داشتم به اين نتيجه رسيديم ما اشتباه فكر ميكرديم اين ادم مثل مامانش بي ادب و بي فرهنگ نيست تصميم گرفتيم من برم خونه مادر پدرم بمونم تا اين ادم درست بشه البته بخاطر شرايط سخت خونه و همسايگي با مادرشوهرم و اذيتاش من به پيشنهاد شوهرم و پدرشون خيلي خونه پدرم ميمونم، اين تصميمي كه گرفتيم نميدونم تا چه حد درسته؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      خرداد ۴, ۱۳۹۸ در ۳:۰۲ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.
      جدا بودن شما از همسرتون مشکلات شما را بیشتر خواهد کرد. بهترین راه حل این است که شما در کنار همسرتون و با هم درباره مشکلات زندگیتون دنبال راه حل درست و منطقی باشید. بهتر است شما به جلسات مشاوره و خانواده درمانی و یا زوج درمانی مراجعه کنید و اگر مهارت های لازم را کسب کردید و مشکل شما برطرف نشد به فکر آخرین راه حل (طلاق) باشید.باید بررسی شود که این مشکلات رفتاری همسرتون از چه زمانی شروع شده و علت آن چیست؟

      پاسخ

  • هانی

    اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۱۲:۵۶ ب٫ظ

    ما نه ماهه عقد کردیم و نامزدیم
    من دیگه دوسش ندارم
    به هر خواسته ای که داشتم نه گفته
    چندین بار گفتم دوست دارم بریم بیرون خیلی راحت نه گفته و رد شده
    اعتراض کردم بدتر گفته بچه ای عقده ای
    برام وقت نمیذاره وقتای بیکاری با دوستاشه
    دور و برش کسی نباشه یاد من میفته چند تا پی ام یا یه زنگ می زنه
    وقتایی که من ابراز علاقه کنم کلا رفتاراش بدتر می شه و یه جوری رفتار می کنه انگار محتاجشم و منت سرم می ذاره
    باعث می شه منم یه جاهایی کم بیارم اعتراض کنم همه ناراحتیامو بگم که نتیجه می شه دعوا و هر چی می گم بیا حرف بزنیم حلش کنیم می گه من مشکلی ندارم تو مشکل داری و بعدم قهر چند روزه و اگه من برم سراغش بدتر ناز می کنه ولی اگه خودش بیاد یه مدت با محبت حرف می زنه ولی بازم برام وقت نمیذاره فقط تو حرفاش ابراز علاقه می کنه تا خیالش راحت می شه و منم ابراز علاقه می کنم محبتا تموم می شه
    اولا به همینا دل خوش بودم
    ولی دیگه خسته شدم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۱:۴۳ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      از ابتدای رابطه در دوران عقد رفتار همسرتون به همین شکل بوده یا در طول زمان تغییر کرده است؟؟؟ باید علت این رفتارها و یا احیانا تغییر در رفتار بررسی بشود.اگر قصد شما ازدواج و رفتن زیر یک سقف است حتما باید قبل از مراسم عروسی مشکلات خود را برطرف کنید.برای به دست آوردن علاقه و انرژی سابق به مرکز مشاوره مراجعه کنید. به راحتی می توانید مهارت های برقراری ارتباط سالم و نحوه ابراز علاقه و وجود را یاد بگیرید.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مطالب زیر را مطالعه نمایید
      چگونگی تقویت رابطه، با روانشناسی مثبت
      تعریف رابطه خوب و چگونگی ایجاد آن
      رابطه عاطفی و عاشقانه
      پرسش و پاسخ هایی که رابطه تان را قوی تر می کند

      پاسخ

      • هانی

        اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۱:۵۶ ب٫ظ

        بله از اول عقد اینجوری شده
        بیشتر از همه این ناراحتم می کنه خودش منو خواسته هم من هم خونوادشو خودش راضی کرده برای ازدواج ولی الان این جوری رفتار می کنه
        ممنون از راهنماییتون
        فقط یه سوال به نظرتون یه مدت ازش دور باشم بهتره؟

        پاسخ

        • مرکز مشاوره اکسیر

          اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۲:۰۲ ب٫ظ

          برای واکنش نشان دادن احتیاج به بررسی نوع رابطه و شدت آن دارد. ممکن است دور بودن وضعیت شما را بدتر کند و یا اگر زمان بدهید و از هم دور باشید شرایط را بهتر. پیشنهاد بنده به شما این است که تمام شرایط خود را با یک متخصص در میان بگذارید تا بتوانید بهترین تصمیم بدون پشیمانی را بگیرید. واکنش های عجولانه و بدون بررسی از جوانب مختلف، از خود نشان ندهید ممکن یک رفتار کوچک کل رابطه شما را از بین ببرد.

          پاسخ

  • هانی

    اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۱۱:۱۲ ق٫ظ

    سلام
    احساس می کنم دیگه شوهرمو دوس ندارم نمی دونم چه جوری رفتار کنم تا دیگه بحثی نداشته باشیم و شخصیتم نشکنه و به خواسته هام احترام گذاشته بشه

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۱۱:۴۶ ق٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد و جوابی که دادند به این صورت است.
      چند ساله که از زدواج شما می گذرد؟؟؟؟ باید بررسی شود که منظور شما از اینکه حس می کنید دیگه دوستتون نداره دقیقا چیه؟؟؟ چه رفتارهایی در ایشون تغییر کرده؟؟؟ قبلا چه جوری علاقشونو به شما نشان می دادند و الان به چه صورت است؟؟ رابطه شما با همسرتون چه جوریه؟ شما ابزار علاقه می کنید؟ و….
      به طور کلی با یادگیری و انجام یک سری از تکنیک ها و تغییر در رفتار می توانید حس دوست داشتن قبلی را دوباره زنده کنید.برگشتن به دوران خوشبختی گذشته کار سختی نیست ولی باید هرچه زودتر برای جلوگیری از اینکه مشکلات شما عمیق تر شود اقدام کنید. متخصصین مشاوره خانواده و زوج درمانی مرکز مشاوره اکسیر در کنار شما دوست عزیز هستند.

      پاسخ

  • Pooo

    اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۸ در ۸:۴۹ ب٫ظ

    سلام ، من ۵ سال با پسری ارتباط داشتم تا یک هفته پیش که اون بدون هیچ حرفی و دعوایی خیلی ناگهانی گذاشت و رفت که از اول به خاطر خواهش های اون و از روی دلسوزی قبولش کردم و بعد از حدود یکسال کم کم خودم بهش علاقه مند شدم و رفته رفته این علاقه بیشتر شد ولی در این مدت حس میکردم که احساس اون به من کمتر میشه و دعوا های زیادی داشتیم ولی اون همیشه میگفت که اینطور نیست و ما رابطه ی خیلی محکمی داریم و هیچ چیزی امکان نداره بهمش بزنه و قصد ازدواج داشتیم ، ما حدود ۳ ساله که از هم دوریم من اومدم المان و اون هم قرار بود یک سال بعد بیاد ما دو سال تو ایران رابطه داشتیم اون دو سال هم نزدیک ۴ یا ۵ ماه اول اون دبی بود وچند ماه بعدش باز هم ۶ ماه عراق بود برای کار و وقتیم که ایران بود ما خیلی همدیگرو نمیدیدیم تو دوتا شهر مختلف زندگی میکردیم ،دلیل نارضایتی من از اول این بود که برادر اون میشه همسر دختر عمه ی من و این زن و شوهر تو خانواده ما به بدترین زوج معروفند چون خیلی رفتار های بدی دارن مثل خیانت و کار نکردن بی ادب بودن و هر رفتار بدی که یه ادم بتونه بکنه ، ولی منو این اقا هیچ رضایتی بخاطر فامیل بودن با این دونفر از اول نداشتیم و هیم وقت تاییدشون نکردیم و سعی کردیم برعکس باشیم و اون اقا هم همونطور که روز اول قول داد تو این ۵ سالم ثابت کرد که مثل برادرش ادم بی عرضه وناپاکی نیست و برعکس ، اینها ۴ تا برادر هستن یکیشون که سرش به کار خودشه و بزرگترینشونم خیلی مرد خوبیه تو اون شهر همه میشناسنش و بهش احترام میزارن ولی دبی زندگی میکنه و این دوست من میشد پسر کوچیک خانواده که حدودا ۶ ساله پدرشون فوت کرده و حدودا ۱۳ ساله مادرش فوت کرده ، من این مدت به دفعات توی دعوا یا حرفهامون گفتم که خانواده من تورو قبول نمیکنن و اون گفته تو کاری نداشته باش و من حلش میکنم و اما من اولا میگفتم که نه اصلا نمیشه و منم کمکت نمیکنم ولی به مرور زمان گفتم که منم پات وایمیستم و حل میشه ولی چند بار این اواخر پیش اومد که تو دعوا گفت اصلا نمیتونم خسته شدم اصلا ازدواج نکنیم و یه طوری حرف زد که انگار میخواد بزنه زیر همه چی ولی بعدش عذر خواهی میکرد و میگفت نه اصلا واقعیت نداشته و من پای حرفم هستم همیشه ولی من یه ترس توی دلم اومده بود ولی واقعا نمیدونم اون تا ۳ روز قبل جدایی باهام تماس میگرفت میگفت تو فقط حالت خوب باشه من هرکاری برات میکنم اخه این مدت خیلی اتفاقای بدی تو خانواده افتاده بود برادر کوچک من به پدر و مادرم گفته بود که من با این پسر ارتباط دارم و منم که تو این ۳ سال برادرم همیشه اذیتم کرده خیلی باهاش مشکل داشتم و دوست پسرم سعی میکرد ارومم کنه و اخرین بار هم سر این بود که پدرم وقتی باهاش تماس گرفتم گفت این حال بدت بخاطر اون پسرس اره؟ و منم هیچی نگفتم و دوست پسرم گفت پس برادرت کاری رو که ما ۵ سال میخواستیم درست پیش ببریم خراب کرد و وقتی من تو دعوا که برادرم منو زد زنگ زدم پلیس براش و گفتم منو زده و چند روز مریض بودم دوست پسرم شروع کرد به اروم کردنم و خواهش به اینکه بزارم این امتحانات ترمش تموم شه بعدش بره خواستگاری و بعدش منو خودش سرگرم خرید عروسی میشیم و سال بعد این مکقع عروسی میکنیم و اون پیشمه و بعد کلی تلاشش من حالم خوب شد و گفت بخاطر من قبول کن و باورم کن و منم باورش کردم و گفتم باشه ولی بعد دو روز اومد گفت خدانگهدار و هرچی من ازش خواهش کردم که بمونه گفت حتی مرگت جلومو نمیگیره که برم و بعدش من به دوتا خواهرش و دوتا دوست صمیمیش که از ارتباطمون خبر دارن و همیشه ارتباط داشتیم تماس گرفتم و با اونها بد رفتاری کرده و گفته حق دخالت ندارن و الان من همینطوری موندم و سرگردونم نمیدونم چیکار باید بکنم واقعا خیلی حالم بده

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ در ۱۱:۴۹ ق٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      وضعیت شما باید از جهات مختلفی بررسی شود.توصیه ما به شما این است که کار تکانشی و هیجانی انجام ندید و صبر داشته باشید و آرامش خود را حفظ کنید. بهتر است برای کمک به خود و پیدا کردن راه حل به مشاور مراجعه کنید.
      مطمئن باشید همیشه راه حلی وجود دارد.

      پاسخ

  • امیر

    اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸ در ۲:۵۰ ب٫ظ

    کسی رو به مدت ۵ ساله که میشناسم و دوست معمولی هستیم. نزدیک یک ساله که احساس کردم بهش علاقه مند شدم ولی هنوز بهش نگفته بودم که حدود ۵ ماه پیش متوجه شدم که نامزد کرده. الان هم در شرف ازدواج هستن و احتمالا برن و دیگه اصلا نبینمش.
    چطور میتونم با این سوگ کنار بیام؟ بیشتر ناراحتیم از اینه که چرا زودتر نتونستم باهاش حرف بزنم و ابراز علاقه کنم. از یک طرف دلم میخواد قبل رفتن باهاش صحبت کنم و غیرمستقیم احساسم رو بهش بگم تا لااقل بتونم راحت تر با نبودش کنار بیام ولی از طرف دیگه نگران اثری هستم که ممکنه حرفام روش بذاره. دلم نمیخواد متوجه علاقه ام بشه و ناراحت بشه.
    نمیدونم چی کار کنم یا چی بگم. فکر میکنم اگه باهاش صحبت نکنم فکرش تا مدتها تو ذهنم میمونه و نمیتونم ازش عبور کنم.

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸ در ۹:۳۶ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین مرکز مشاوره اکسیر در میان گذاشته شد و جوابی که دادند به این صورت است.
      اگر نسبت به شناختی که از وی دارید و مطمئن هستید که از انتخابش راضی هست گفتن علاقه خود در این وضعیت ممکن است برای وی منشکل درست کند. الان شما در مراحل گذراندن شکست عشقی هستید.شما در این مراحل ممکن است هیجانات و احساسات منفی و گاه متضاد را تجربه کنید (خشم،علاقه،عشق و..) و تنظیم هیجانی و احساسی شما به هم بریزد و دچار نشخوار فکری شوید که چرا من؟چرا اینطوری شد؟ حالا چی کار کنم؟ و… و از نظر عملکردی افت داشته باشید و در کیفیت زندگی شما اختلال ایجاد کند. برای جلوگیری از این وضعیت و به دست آوردن آرامش و یا برای یادگیری نحوه گفتن عشق خود بهتر است هرچه سریعتر به متخصص روانشناس مرکز مراجعه کنید.

      پاسخ

  • شیرین

    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۴:۰۲ ب٫ظ

    هستین؟؟ امیدوارم کامل توضیح داده باشم

    پاسخ

  • شیرین

    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۳:۵۱ ب٫ظ

    اینم بگم ک برادرش آدم وابسته ای نیست و زنش هم خیلی با سیاست هست ولی من بخاطر بی تجربگی و بی سیاستی هرچی اذیتم میکرد رک میگفتم برادرش خیلی دور زنش هست و این باعث شده اونجا بمونن ولی این چون بچه آخر بوده شاهد تنهاییای مادرش بوده وقتی داداشش زن گرفته … ولی وقتی یکی ازدواج میکنه من نباید زنش اولویت باشه .. من اصلا دیگ نمیتونم فکر کنم برم بالا زندگی‌کنم واسم سخته حداقل اگ خونه جدا بشه شاید وابستگیش کمتر بشه
    جایی برای من باشه …. با اینک تو ذهنش انقد بد شدم و الان قهریم چن روزی و باوجود وابستگیش و اینک محیط کارش همون تو خونه پدرش طبقه پایینه فکر نکنم حاضر شه خونه جدا بگیره. نظرتون چه تصمیمی درسته؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۴:۰۵ ب٫ظ

      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.
      پاسخی که درباره مشکل شما داده اند به این صورت است.
      در برابر مشکلات و اختلافات قهر کردن راه حل خوبی نیست و این کار باعث افزایش مشکلات و فاصله بین شما می شود. بهترین راه حل صحبت کردن منطقی و آرام با یکدیگر درباره زندگی مشترک است. مشکل شما با جلسات مشاوره به راحتی قابل حل است. متخصصین مشاوره اکسیر از روش های درمانی مانند درمان شناختی و زوج درمانی مشکل شما را برطرف می کنند. در ضمن لازم است مشکلات خود را قبل از ازدواج و رفتن به زیر یک سقف حل کنید تا زندگی خوب، موفقی و با آرامشی را شروع کنید.

      پاسخ

      • شیرین

        اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۴:۰۸ ب٫ظ

        بنظرم شما زندگی چنین جایی آزارم نمیده ؟؟؟

        پاسخ

        • مرکز مشاوره اکسیر

          اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۵:۲۷ ب٫ظ

          اگر مهارت های حل مسئله و ارتباطی را هر دو یاد نگیرید قطعا آزار دهنده است ولی با یادگیری تکنیک ها و راهکارهای ارتیاطی می توانید حتی در این موقعیت با حس خوشبختی زندگی کنید و زندگی رویایی را آغاز کنید.نحوه ارتباط برقرار کردن صحیح با دیگران و برخورد منطقی با مشکلات از جمله مهارت های آموختنی هستند.

          پاسخ

  • شیرین

    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۳:۴۵ ب٫ظ

    اگر من رو اولویت زندگی‌قرار میداد شاید نزدیکی با مادرشوهر و برادر شوهر واسم سخت نبود.. ولی الان با وجود این همه وابستگی ک به خانوادش داره و منم بخاطر بی تجربگی و چون بدون سیاست خواسته هام و بهش میگفتم آدم بدی توی ذهنش هستم اینک ناسازگاری دارم … من میترسم برم بالا زندگی کنم میترسم برم اونجا هروقت دعوامون شد بره پایین پیش مادرش و منو زجر بده … خونشون از شهر کمی فاصله داره .از طرفی پیش خودم میگم چرا این همه من توی شهر هستم انقد جای دوری برم.. با وجود این رفتارایی ک دیدم دیگ دلم نمیخواد برم بالا زندگی کنم با وجود اینک برادرش دخالت هم میکنه و خاله و مامان بزرگ و داییم تو اون محله هستن توی همون کوچه..اگر حرفی از اونا هم بزنم من آدم بدی میشم… نمیدونم شاید ذهنیت بدی داره از عروس … الان چن روزی میشه قهر کرده و نیستش بخاطر حرفایی ک تو ناراحتی و حرص خوردنام زدم ولی با خانوادم قرار گذاشتیم اگر پیداش شد بهش بگیم ی خونه تو ی محله دیگ برام اجاره کنه .. با این همه وابستگی و اینک از اول قبول کردم و کابینت و چیزایی ک برای تعمیر خونه بالا خریده فک نمیکنم قبول کنه یا میخوایم بگیم ی خونه جای دیگ اجاره کنه یا توافقی مقداری از مهریه رو بده جدا شیم .. نمیدونم واقعا چیکار کنم این تصمیم درست هست یا نه اینک خونه داره بالا و من ازش بخوام جای دیگ بگیره آخه خیلی وابسته هست هیچ جایی برای من نیست

    پاسخ

  • شیرین

    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۳:۳۷ ب٫ظ

    حالا مشکلم اینه از دوره ی نامزدی تا عقد و حتی الان ما کلی بحث های کوچیک داشتیم ک ناراحتیهای بزرگی داشت ..قرار بود بعد از عقد دوماهه خونه ی طبقه بالا و تعمییر کنه ک الان ۷ ماهه تازه شروع کرد اونم با اصرارای من الان چن روزی میشه ازهم خبر نداریم ی رنگم نزد بعد از آخرین دعوا.. من دوره ی عقد میرفتم خونشون مامانش تا ۴ صبح می نشست تو سالن با ما فیلم میدید شاید برای اینک مادرش ناراحت نشه و احساس تنهایی نکنه ازش میخواست باهامون فیلم ببینه ولی آخه شوهرم آدم باحیایی هست بجز توی اتاق اصلا به من نزدیک نمیشه فک کنید تا ۴ صبح ک مادرش نشسته فیلم می بینه ۴ صبح تازه میرفتیم تو اتاق ک حوصله باهم تنهایی وقت گذروندم نبود و همش میگفت دیگ بخوابیم… پدرش پیر ولی مادر جوونی داره ک از بچگی بهش وابسته بود خیلی وابسته هست به خانوادش با این تفاسیر ک کارش هم با برادرش توی خونه و طبقه پایین و کلی وابستگی داره و اصلا رابطه زنش رو از خانواده تفکیک نمیکنه.. و اگر من چیزی بگم و بخوام باهاش تنها باشم فک میکنه من آدم بدی هستم بهم حق نمیده ک من نیاز ها و احساس دارم …و همیشه میگفت بخاطر کارم با برادرم باید پیش هم باشیم حتی شهر دیگ بریم ی ساختمون میگیریم برای ۳ خانواده

    پاسخ

  • شیرین

    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۳:۲۹ ب٫ظ

    ۱ ساله شوهرم رو می شناسم ۷ ماهه عقدم.. طبق تحقیقاتمون و چیزی ک خودم دیدم پسر سالمیه خیلی خونگی هستش تحصیل کرده و ورزش کار هست خیلی هم مغرور و غد ۳۰ سالشه اهل دختر بازی و دوس دختر نبوده زیاد حس میکنم غرورش نمیذاشته کسی رو دوست داشته باشه تا اینک باهم دوست شدیم و بعد ی مدت کوتاه ک کلی استرس داشت چطور به مادرش بگه با من آشنا شده ی وقت مادرش فکر بد نکنه انقد قانون داشتن تو خونشون ک مثلا تا بزرگ شدن هر فیلمی میخواستن ببینن خانوادگی و توی سالن همگی‌باهم دیدن شوهرم سربازی هم معاف شده و پسر اخر یه.. کارش هم چون پروژه ای و با سیستم هست توی خونه پدرش هست با برادرش مشترکه… خانواده شوهر طبقه ی بالاشون دو واحد واسه پسراشون ساختن ک برادر شوهرم ۳ ساله ازدواج کرده اونجا ساکنن قرار بر این بود ما هم اونجا بریم

    پاسخ

  • شیرین

    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۳:۱۸ ب٫ظ

    سلام سوالم مربوط به ازدواجم هست میتونم اینجا بپرسم؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۳:۳۹ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      بله. سوالات خود را از این طریق بپرسید.

      پاسخ

  • yasna

    اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۸ در ۲:۵۸ ق٫ظ

    سلام با پسری که ۶ ماه از من کوچک تره به مدت دوسال در ارتباطم
    رابطه ماسختی های زیادی داشت اما من هر بار موندم پای این ادم و الان میشه گفت تنش ها کمتر شده اما سوالم چیز دیگس
    تو این مدت دوسال رابطه جنسی بین ما نبوده اما چیزی ک شدیدا ذهنمو در گیر کرده اینه ک از اولین دیدارمون این اقا لب منو بوسید هر بار ک من این مخالفت و نارضایتی خودمو ابراز میکردم قبول میکرد و بعد یه مدت باز فراموش میکرد و ب قولخودش کنترلشو از دست میدادواین کارو میکرد.. روابط بینمون رو میتونم توی بغل کردن ( خیلی محکم از طرف ایشون ک من برجستگی بدنش رو حس میکردم) و بوسیدن صورت و لب و گردن..
    خونواده این اقا کاملا منو میشناسن با پدر و مادرشون چندین مرتبه در ارتباط بودم و خواهر بز رگ ترم از رابطه دوساله ما باخبره.. میگه ک منو برا اینده و ازدواج میخواد و کارهایی روبرا اثبات دوست داشتنش کرده ولی همش فکر این که داره ازم سو استفاده میشه و شخصیتم زیر سوال میره تو ذهنمه… من این اقارو شدیدا دوس دارم و تاحالا پای همه سختیهای رابطمون نشستم اما شخصیت وخط قرمزام برام خیلی مهمه انگار دارم با این اتفاقا میشکنم نمیدونم حالمو متوجه اید یا نه؟ نمیدونم واقعا چیکار کنم هزار مرتبه ازشون قول گرفتم و گفته باشه من تو رو برا این چیزا نمیخوام خودتو دوس دارم اما بعد ی مدت باز لبمو میبوسه یا به حالت بدی بغلم میکنه وقتی خیلی محکم بغلم میکنه حس میکنم انگار ی اتفاقایی براش میوفته ضربان قلبش بالا میره.. سرخ میکنه و برجستگی بدنش نبض دار میشه.. اما از طرفی بعید هم میدونم پسری با بغل نیاز جنسیش برطرف شه..همیشه هم اصرار داره ک بیشتر همو ببینم .. من توشرایط خوبی نیستم کنکوریم و بخاطر فشارایی ک متحمل شدم درگیر انواع سر درد شدم تورو خدا یه راهی پگیش پام بذارید…

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۱۱:۵۷ ق٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین مرکز مشاوره اکسیر در میان گاشته شد.
      به نیت اصلی افراد به راحتی نمیتوان پی برد احتیاج به بررسی و صحبت کارشناسانه دارد. شاید رفتارهای وی واقعا از روی دوستی باشد و یا طبق نتایج بعضی از تحقیقات که نشان داده اند قدرت تخیل مردان بالاتر از زن ها است از این طریق ارضا شود. و از آنجایی که شما در حال حاضر شرایط استرس زای کنکور را دارید سپری می کنید و برای موفقیت احتیاج به تمرکز و آرامش بالایی دارید بهتر است برای کنترل خود و بالا بردن آرامش روحی و روانی به متخصصین مراجعه کنید که به شما راهکارهای عملی پیشنهاد دهند و با بررسی وضعیت دوستی شما و موارد جزئی تر بتوانند شما را کمک کنند.

      پاسخ

  • مهسا خاکزاد

    اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۸ در ۳:۰۰ ب٫ظ

    سلام خانوم دکتر من ۲۱ سالمه و زندگی خوب در کنار‌خونوادم دارم و خداروشکر پدرم هیچی برام کم نذاشته
    بنده ۱۰ ماه پیش در اینستا با یه اقایی اشنا شدم که خیلی متفاوت بود و بیشتر پاکیش منو جذب کرد اینکه ندید پدید نبود و سر یه عکس از خود بی خود نمیشد برخلاف بیشتر کسایی که سمتم میومدن این اقا تهران زندگی میکنن و من تبریز از قضا زمان اشنایی من تهران مهمان بودم و رفتم ایشونو ملاقات کردم از نزدیک و از ته دلم عاشقش شدم از اونموقع ما همیشه کنار هم بودیم (از طریق اینترنت)
    ایشون تو بدترین شرایط پیشم بودن ادم نرمال و ارومین و منم همیشه تو شرایط بدش کنارش بودم
    متاسفانه پدر ایشون وقتی ۱۳ سالش بود خونواده شونو ترک میکنن و مادرش طلاق میگیره یه خواهر داره همسن من و مشکل روحی داره و خیلی مامانشونو اذیت میکنه
    ما بخاطر دوری ماهی یکبار همو میبینیم و اینم بگم یه روزو شب کامل کنار هم میمونیم ولی هر سری بخاطر مشکلایی ک خواهرش درست میکنه و مامانشو ناراحت میکنه دلش میمونه پیش مامانشه و همش هوله ک برگرده تهران و بشدت ناراحتم میکنه
    از طرفی این اقا شغل ندارن و از بچگی سرکار میرفتن الان بخاطر اینکه کار نیس و دانشجوعه فعلا سرکار نمیره
    من خیلی ناراحتم چون این دوری دگ داره خیلی اذیتم میکنه و اینکه ما حتی ازدواجم کنیم مسئله ی خواهر مریضش و مامانش ک باید کنار ما بمونه هست
    از اینکه فعلا شغلش بلاتکلیفه و به من میگه سه ساله جور میکنیم و. عقد میکنیم ولی من امیدی ندارم
    زندگیم داره رو به افسردگی میره
    هر بار ک میاد پیشم کلی اذیت میشه مخصوصا که میگرن داره و بخاطر راه دچار کمبود خواب میشه و از اون طررف سردرد
    من دیگه راضی نیستم بیاد پیشم چون بعدش که میره دچار ضعف روحی میشم و بشدت حالم چن روز بد میشه
    من چیکار‌کنم خانوم دکتر تورو خدا راهنماییم کنین
    تمام فشارای خونوادش روشه اینم بگم که متولد ۷۴ هستن و من ۷۶
    و اینکه من ترم ۳ و ایشون ترم ۶ کارشناسی هستن و جفتمون فرزند اول هستیم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۱۲:۰۱ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصین مرکز مشاوره اکسیر در میان گذاشته شد.
      با توجه به شرایطی که شما توضیح داده اید که محل سکونت شما در دو استان متفاوت است و شرایط خاص زندگی آقا، برای انتخاب صحیح و درست باید شرایط مختلف و ویژگی های شخصیتی طرفین مورد بررسی قرار بگیرد.

      پاسخ

  • ی سین

    اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۸ در ۱:۵۰ ب٫ظ

    سلام من ۱۸سالمه و ۳-۴ساله حس افسردگی میکنم
    علائم روحیم:ناامیدی،بی انگیزگی،افکار خودکشی،استرس زیاد،گوشه گیری،حس تنهایی
    علائم جسمیم:سردرد بی دلیل،تپش و درد قلب،بی تحرکی،کم اشتهایی

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۸ در ۱۲:۵۵ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      بهتر است هرچه سریعتر برای تشخیص دقیق مشکل و اقدام برای درمان و بهبودی به مشاوران و روانشناسان مرکز مراجعه کنید.

      پاسخ

  • Volleyaks

    اسفند ۲۶, ۱۳۹۷ در ۳:۰۹ ب٫ظ

    سلام.
    من هربار ک رابطه جنسی برقرار میکنم، بعدش احساس بدی بهم دست میده تاحدی ک از شوهرم بدم میاد و دیگه تحملشو ندارم و ازش میخام چن روز تنهام بذاره. هربار هم ناخوداگاه ب ی چیزیش گیر میدم، ی بار میگم خندیدی من فک کردم مسخرم کردی، ی بار میگم مال گذشتمه فکرم خرابه حالم بهم میریزه، ی بار میگم بمن بی احترامی کردی درست هوامو نداشتی، ی بار میگم درد داشتم ایت شدم و البته هربار درد کمی اذیتم میکنه. اصن نمیدونم چرا اینجوریم. اخرین بار ک دیگه تا تموم شد همونجا زدم زیر گریه. شاید مال هورمونامه نمیدونم فقط میدونم ک دارم خیلی شوهرمو اینجوری اذیت میکنم تاحدی ک دیشب بهم گف رفتاری ک توبا من داری هیشکی با سگشم نداره. حس بدی بخودم دارم. نمیفهمم چکار کنم باهیشکس هم راحت نیستم حرف بزنم حتی مشاوره تلفنی . گفتم اینجوری لااقل از مشاوری کمک بگیرم. ممنون

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۷:۴۵ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد و پاسخی که درباره مشکل شما داده اند به این صورت است:
      برای درمان مشکل شما باید جنبه فیزیکی و روانی شما در نظر گرفته شود ممکن درد شما در حین رابطه علت فیزیکی داشته باشد و حس شما بعد از رابطه علت روانی دارد و شریک جنسی شما نیز مورد بررسی قرار بگیرد.در نظر داشته باشید که هر اطلاعاتی که شما در حین جلسات مشاوره می دهید به صورت محرمانه پیش مشاور باقی می ماند و جای هیچ نگرانی و شرمی نیست.بهتر است قبل از اینکه مشکل شما مشکل جدی در زندگی شما ایجاد کند جهت درمان اقدام کنید. متخصصین و روانشناسان جنسی اکسیر در این مسیر می توانند به شما کمک کنند.

      پاسخ

  • ندا

    اسفند ۱۴, ۱۳۹۷ در ۵:۴۰ ق٫ظ

    من حالم اصلا خوب نیست😔کمکم کنین لطفا.دیگ هیچ حسی ب هیچ چیزی ندارم.فقط ی گوشه اتاقم خودمو زندونی کردمو کل شب رو گریه میکنم…

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ در ۱۰:۱۲ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد و پاسخی که درباره مشکل شما داده اند به این صورت است: باید بررسی کرد که این علائم از چه زمانی شروع شده است و چه اتفاقی قبل از آن افتاده است؟ ممکن است شما علائم افسردگی داشته باشید و لازم است هرچه سریعتر به مرکز برای شناسایی دقیق و درمان زودهنگام مراجعه کنید.

      پاسخ

  • باران

    اسفند ۱۲, ۱۳۹۷ در ۸:۱۸ ق٫ظ

    من سوالامو چطور مطرح کنم و‌چطور جواب بگیرم؟

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اسفند ۱۲, ۱۳۹۷ در ۱:۳۳ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      شما سوالتون رو از همین طریق مطرح کنید و ما پاسخگو شما هستیم.

      پاسخ

  • صبا

    بهمن ۱۵, ۱۳۹۷ در ۷:۰۶ ب٫ظ

    سلام من ١٩ سالمه ترم ٤ رشته مكانيكم، پدرم وقتي تقريبا دو سالم بوده فوت كردن مادرم فرهنگي پدرمم فرهنگي بود مادرمم ٥٣ سالشونه. خيلي خسته شدم مادرم بهم اطمينان نداره شايد باورتون نشه ولي حتي پاركي كه ويژه بانوان بازم ميترسه تنهايي برم همه جا باهم مياد يا مثلا دانشگاه چند وقتي بود كار داشتم يا استادم مجبور بودم برم اتاق استادم تو دانشگاه استادمم زن داره مامانم اينو ميدونه بعدش به مامانم ميرم اتاقش گفت من راضي نيستم ديگه بري اتاقش، يا مثلا سينما ميگه سر جا بگيريد كه يه وقت كنار من يا خواهرم يك مرد نشينه يا خيلي اتفاقاي ديگه واقعا ديگه نميدونم چيكاركنم براهمين ميخوام ازتون كمك بگيرم

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۸:۳۷ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.پاسخی که درباره مسئله شما داده اند به این صورت است.
      باید بررسی شود که دقیقا مادر شما درباره چه موضوعی نگران است و دقیقا از چه چیزی می ترسد و نوع رابطه شما باید بررسی شود که آیا شما حرف والد خود را گوش میکنید و رابطه خوبی دارید.برای شناسایی علت و برطرف کردن مشکل، شما باید مراجعه حضوری داشته باشید تا اضطراب مادر بررسی شود.

      پاسخ

  • سالوینا

    بهمن ۱۵, ۱۳۹۷ در ۴:۰۶ ب٫ظ

    سلام دختری ۲۲ساله هستم چندماهی هست که بااقایی اشنا شدم که از لحاظ اجتماعی موقعیت خوبی داره بااینکه اهل دوستی نبودم ولی پیشنهاد ایشون رو قبول کردم واینکه ایشون دانشجو هستن وشرایط ازدواج ندارن من یکم احساس بدی دارم که نکنه این رابطه باعث ناراحتی من بشه چندمدت بعد اگه میشه راهنمایی کنین

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۸ در ۱۲:۰۴ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      باید هدف خودتون رو از این رابطه مشخص کنید (هدف دوستی یا ازدواج) و انتظارات خود را از این رابطه براساس هدف در نظر بگیرید تا بتوانید برای آینده تصمیم درستی اتخاذ کنید.

      پاسخ

  • نیلو

    بهمن ۲, ۱۳۹۷ در ۷:۰۳ ب٫ظ

    من یه مدته با یک نفر در مجازی آشنا شدم پسر خوب و خانواده داری هست هر چیزی که من میخواستم برای فرد ایده آلمو داره فقط شهرمون از هم دوره چندبارم تماس تصویری برقرار کردیم به ایشون خیلی علاقمند شدم همزمان پسر عمومم از من خواستگاری کرد چهره ی معمولی داره از لحاظ خانواده و همه چی اخلاق و پااکی اوکی هست ولی من اون شخص رو دوست دارم پدرم اصرار داره باپسر عموم ازدواج کنم من با اینکه علاقه ای به پسر عموم ندارم جواب مثبت دادم بهش اما دلم پیش اون شخص هست حتی هنوز باهاش در ارتباطم به خاطر همین چندبار خواست بیاد پیش پدرم من گفتم الان که جواب مثبت دادم آبروریزی میشه نمیدونم چیکار کنم لطفا بهم کمک کنین ممنون

    پاسخ

  • ایناز

    دی ۱۷, ۱۳۹۷ در ۰:۵۸ ق٫ظ

    با سلام من تنها فرزند خانوده هستم که به دلیل ازدواج اومدم تهران پدر و مادر منهم به دلیل وابستگی شدیدی که بین ماست اومدن تهران ولی به دلیل الودگی و عصبی بودن یکی از والدینم زندگی در تهران براشون خیلی سخت است به همین دلیل برمیگردن شهرستان و از ما هم می خوان باهاشون. بریم شوهرمم تقریبا موافق به رفتن به شهرستان ولی به دلیل رازی که مربوط به یکی از والدینم می شود من دوس ندارم شوهرم برود وازاین راز باخبر شود خواهش می کنم راهنماییم کنین چ کار کنم

    پاسخ

  • مهين

    دی ۱۶, ۱۳۹۷ در ۱۱:۴۴ ق٫ظ

    با سلام.
    ما نزديك يك ماهه ازدواج كرديم و زندگي خوبي داريم اما مشكل اينه كه در روابط جنسي مان تا تصميم به دخول ميگيريم شوهرم حالت نعوظ خود را از دست مي دهد و ديگر تحت هيچ شرايط نعوظ رخ نمي دهد لازم به ذكره كه اگه تصميم به دخول نداشته باشيم مشكلي نداره و به انزال مي رسه …. خودمان فكر مي كنيم مشكل از استرسي است كه دارد… ميخواستم راه هاي درمان يا پزشك مرتبط با اين امر را معرفي كنيد (ساكن اصفهان هستم)…. اين موضوع باعث نگراني و اضطراب زياد همسرم شده به طوري كه همش ميگه نكنه من مشكلي دارم و …. خيلي زودرنج و عصبي شده

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۷:۱۸ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.پاسخی که درباره مسئله شما داده اند به این صورت است.
      به طور کلی دلیل روانی و پزشکی در اختلال نعوظ مردان نقش دارد که باید دقیقا این مشکل از جنبه های مختلف بررسی شود. این مشکلی است که از روش هایی مانند زوج درمانی، مشاوره جنسی و دارو درمانی به راحتی قابل درمان است. بهتر قبل از اینکه این مشکل و عصباینت ناشی از آن به زندگی شما ضربه بزند برای درمان اقدام کنید.متخصصین و روانشناسان اکسیر برای حل این مشکل در کنار شما هستند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به مقالات زیر مراجعه کنید.
      اختلال نعوظ و راه های درمان آن

      پاسخ

  • سحر

    دی ۱, ۱۳۹۷ در ۱:۳۳ ب٫ظ

    دیشب خونه خانواده همسرم بودیم و مادربزرگش در حین شوخی هاش به مادر من توهین کرد. پدر من چن ساله فوت شده و شوخی اون مربوط ب خرید چادر عروسی برا مادرم بود
    و شوهرم بهش گف که رفتارش اشتباه و معدرت خاهیی کنه اما باز ادامه داد و منم سرش داد زدم ک حرمت نگهداره و فک کنه قبل حرف زدن و از سن سالش خجالت بکشه…و سریع از اونجا رفتیم و حالا سوال من اینه جریان ب مادرم و خونوادم بگم ؟

    پاسخ

  • سحر

    آذر ۲۲, ۱۳۹۷ در ۳:۳۸ ب٫ظ

    حقیقتش مسئله من چیز ساده ایه که به تنهایی نمیدونم چطوری باید حلش کنم
    من شیش ماهه که با پسری در ارتباطم و یه رابطه ی خیلی جدی رو شروع کردیم،بعد از حدود دو ماه من متوجه شدم که این فرد رو برای زندگی نمیخوام و نمیتونم برای ازدواج بهش فکر کنم،اما هربار که خواستم بهش بگم با ابراز محبت و مخالفت شدید مانع از قطع ارتباطمون شد.از طرف ایشون همه چی خیلی جدیه اما من همیشه درحال کلنجار رفتن هستم که چطوری میتونم این رابطه رو تمومش کنم
    از طرفی هم میدونم علاقه ای که بهم داره خیلی زیاده و اگه بخوام به سرعت رابطه رو کات کنم ممکنه اتفاقات خوبی براش نیفته
    حالا از شما میخوام منو راهنمایی کنید که چطور میتونم قانعش کنم که ما افراد مناسبی برای همدیگه نیستیم

    پاسخ

    • سمیرا

      اسفند ۲۴, ۱۳۹۷ در ۴:۰۳ ب٫ظ

      سلام
      منم دقیقا مثل شمام، شش ماهه با یه پسری دوستم و دقیقا مشکلم همینه… نمیدونم چجوری کات کنم ک اتفاقی نیفته براش، خیلی دوسم داره و همه چیو جدی گرفته… واقعا میترسم

      پاسخ

  • فاطمه

    آذر ۱۷, ۱۳۹۷ در ۳:۵۴ ب٫ظ

    سلام وخسته نباشی خدمت جناب دکتراینجانبه دختری ۲۷ساله هستم که وسواسی فکری دارم وتاحالاهم چندین روانپزشک وروانشناس رفتم اما متاسفانه درمان نشدم من وسواسی سرمرگ ومیر مثلا
    مثلا فکری میومدجلونظرم می گفت اگر اب بخوری (اب رواز اب تصفیه ای می خریدیم که مادرش مرده بود)بعداذان، مادرت می میره منم باید تااذان می گفت همش می گفت باباما پولش می دهیم هیچ قانع نمی شد ذهنم اگ یه روزاذان نمی دیدم تا اذان بعد اب نمی خوردم ازبرج ۲تاالان ایطوری
    نمی دونم چکارکنم بعضی وقتا مجبورم می کنه که بگم بعد عذاب وجدان می گیرم یا مثلا
    اگ بعداذان اب بخورم مثلا فلان کار اگ انجام بدی مادرت می میره

    🌺خواهش می کنم کمکم کنید خیلی حال وروزم خرابه🌺

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۱۲:۳۷ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد.پاسخی که درباره مسئله شما داده اند به این صورت است:
      روانپزشک و روانشناس باید در کنار یکدیگر به درمان وسواس بپردازند. شما علاوه بر تمرکز برای درمان وسواس باید به بالا بردن مهارت های دیگر مانند اعتماد به نفس، افزایش کنترل ذهن خود، حفظ و افزایش آرامش و … بپردازید. متخصصین روانشناس و روانپزشک اکسیر برای درمان مشکل شما، در کنار شما هستند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به مقالات زیر مراجعه کنید.
      درمان اختلال وسواس فکری و عملی
      درمان فشرده برگن برای اختلال وسواس

      پاسخ

  • مامان معین و محمد

    آذر ۴, ۱۳۹۷ در ۱۱:۰۵ ب٫ظ

    سلام خسته نباشید من دوتا پسر دارم اولی معین ۴سال ونیم ومحمد ۱ سال و نه ماهشه، مشکل من پسر بزرگمه وقتی که به دنیا اومد من افسردگی گرفتم و خیلی عصبی بودم. بخاطر همین با اینکه پنج شش ماهش بود کتکش میزدم البته پسرمم خیلی فضول و خرابکار بود از هیچ چی نمیترسید وقتی به بخاری یا چیز داغ مخاست دست بزنه میگفتم جیسه اوفه ولی بازم دست میزد و میسوخت وگریه میکرد منم بغلش میکردم و میگفتم دیدی اوفه جییسه دیگه دست نزنی ولی تا ساکت میشد دوباره دست میزدو عبرت نمیگرفت همش بچه هارو کتک میزد و خرابکاری میکرد الانم که چهارسال و نیمشه همش فحش میده جیغ میکشه باباشو میزنه یکسره درحال فضولی کردن و سروصداست هرچی تنبیه یا تشویق مکنمش فایده نداره فوری بعدش میگه ببخشید غلط کردم ولی بعد از پنج دقیقه کارشو تکرار میکنه یعنی اصلا عبرت نمیگیره کلافه شدم لطفا راهنماییم کنید ممنون.

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۱۲:۲۴ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد. پاسخی که درباره مسئله شما داده اند به این صورت است:
      این رفتارهای فرزند شما ممکن است به خاطر سن، و یا به خاطر سبک تربیتی و نحوه برخورد شما با او باشد.
      برای تغییر این رفتارها باید یکسری مهارت هایی توسط شما والدین کسب شود تا هرچه زودتر این رفتارها را به سمت رفتارهای مثبت تغییر دهید.که مشاوران کودک اکسیر در جلسات مشاوره اول علت این رفتار را تشخیص می دهند و طبق آن در جلسات مشاوره و آموزش والدین تکنیک های تغییر رفتار را به شما آموزش می دهند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به مقالات زیر مراجعه کنید.
      تکنیک های مقابله با لجبازی کودکان
      فرزندپروری و سبک های آن
      کارگاه های آموزشی مادر و کودک

      پاسخ

  • مرضیه تلیکانی

    آبان ۲۹, ۱۳۹۷ در ۴:۱۱ ب٫ظ

    سلام من مدت ۴ ماهه که با آقایی از روش خواستگاری سنتی آشنا شدم و بهشون علاقه مندم به نظرم شرایطش ایده اله فقط اینکه ایشون تصمیم گرفته مدافع حرم بشه و الان من مردد شدم چون هم بهش علاقه مندم و با سایر موارد مشکلی ندارم و از طرفی نگران اعزام ایشون به مناطق جنگی هستم و نمیتونم همیشه با استرس زندگی کنم. لطفا راه کار پیشنهاد بدین

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۱۲:۵۰ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد و پاسخی که درباره مسئله شما داده اند به این صورت است.
      برای تصمیم گیری درست شما باید انتظارات خود و تمام جوانب را در نظر بگیرید تا تصمیمی بدون پشیمانی اتخاذ کنید. مشاوران و متخصصین با تجربه اکسیر در کنار شما هستند و شما را در این مسیر کمک می کنند.

      پاسخ

  • ناشناس

    مهر ۲, ۱۳۹۷ در ۷:۲۹ ب٫ظ

    امتیاز بینندگان:۵ Stars

    پاسخ

  • نسی

    شهریور ۲۰, ۱۳۹۷ در ۲:۲۹ ب٫ظ

    سلام
    من دانشجوی اصلاح نباتات هستم ولی علاقه ای به رشته تحصیلی فعلیم ندارم و میخوام ارشدو دریکی رشته های شناور مشغول به تحصیلشم.از بین این رشته ها علوم شناختی واسم جالب اومد ولی متاسفانه اطلاع چندانی راجبش ندارم.میشه راهنماییم کنین؟!این رشته رشته سختیه؟میترسم قبول نشم چون توو دانشگاه آزادم نیس که حداقل کمی ظرفیتا بالا بره

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ در ۱۰:۲۸ ب٫ظ

      شما میتونین با تماس گرفتن به مجموعه از سوالات خودتون راجبه این رشته مطلع بشین

      پاسخ

  • سارا

    شهریور ۵, ۱۳۹۷ در ۲:۵۲ ب٫ظ

    سلام دختر٢٤ساله هستم با مردي ٣٩ساله ارتباط دارم ك از همسرش جدا شده
    به صورت ديوانه وار عاشقشم اونم خداييش خيلي دوسم داره بگم نفس نكش نميكشه خيلييييي هم ادم پاك و محجوبي
    ميخايم باهم ازدواج كنيم اما همش ميترسم از زندگي قبلش از اون خانوم ك باهاش بوده
    ي فرزند هم داره كه من ازش متنفرم حقيقتش و هيچ جوره زير بار نميرم ك اين بخاد مسوليت داشته باشه در مقابلش
    سرزنش نكنيد من و توروخدا
    اونم قبول كرده
    ولي حالم خيلييييي بده با علاقم با دلم چيكار كنم نفسم به نفس هاش بنده
    اينا ميپرستم ب هيچ مردي عير اينم اعتماد ندارم و اعتماد هم نميكنم
    پسرا همشون دروغگو و هوس بازن ولي من اين و واقعا قبول دارم
    ولي از اينكه گذشتش نزاره من نفس بكشم زنش و بچش بخان تو زندگيمون باشن بدم مياد و ميترسم 😭😭😭😭سرزنش و نصيحت نكنيد و اينكه تركش كنم و نفرماييد
    برام مقدور نخاهد بود😭😭

    پاسخ

  • Ngin

    خرداد ۱۳, ۱۳۹۷ در ۰:۱۷ ق٫ظ

    سلام
    من الان ۳ ماهه با یکی دوست شدم نمیدونم تقریبا پسر خوبیه ولی مطمعن نیسم میگه دوسم داره منو واسع ازدواج میخواهد ولی چون من هم بار اولمه دوس شدم و هم اینکه خیلی عشقارو دیدم تهش تلخ بوده باورم نمیشه نمیدونم واقعا دوسش دارم یانه نمیدونم بدرد هم میخوریم یانه اصن سردرگمم اون قبلا با دخترا بوده وهمدیگرو بوسم کردن ولی الان میگه عوض شده اون ادم سابق نیست نمیدونم یا نمیتونم باور کنم خیلی سر مساعل کوچیک دعوامون میشه و من هم ادم مغرور و لجبازی هسم از حرف خودم کوتاه نمیام ولی بخاطرش بعضی کارارو کنار گذاشم منم اولش دروغی بهش گفتم که هویت اصلیمو پنهون کردم ولی بعد از اینکه فهمید واقعا کیم بازم نرفت گفت چون دوسم داره ولی خیلی حالم گرفته اس نمیدونم ایا این رابطه خوبه یانه ترخدا کمکم کنید

    پاسخ

    • الی

      تیر ۲۹, ۱۳۹۷ در ۱:۳۶ ب٫ظ

      به نظرم تارابطتون عمیق ترنشده ولش کن.چپن سرانجام خوشی نداره.منم مثل توبودم امااون ولم مرد ورفت

      پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸ در ۱۲:۴۳ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      برای شناخت بهتر و بیشتر طرف خود و تصمیم گیری درست و بدون پشیمانی بهتر است به مشاوره فردی و مشاوره ازدواج مراجعه کنید.
      روانشناسان و مشاوران ازدواج اکسیر با تجربیات بسیار در این زمینه به شما کمک شایانی می کنند.

      پاسخ

  • معصومه

    اسفند ۱۶, ۱۳۹۶ در ۱۰:۵۹ ب٫ظ

    متوجه شدم پسرم سیگار میکشه خیلی باهاش صحبت کردم نتیجه نداده نمیدانم چه کنم لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ

    • مرکز مشاوره اکسیر

      اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ در ۱۰:۰۷ ب٫ظ

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکل شما با متخصصین اکسیر در میان گذاشته شد و پاسخی که درباره مسئله شما داده اند به این صورت است: در این موارد سن پسرتون و نوع ارتباط شما با هم مهم است. سعی کنید در ارتباط از سرزنش و نصیحت خودداری کنید و بیشتر به برقراری رابطه با کیفیت بپردازید و هرچه زودتر برای بهبود اقدام کنید.
      برای یادگیری رابطه با کیفیت متخصصین اکسیر در کنار شما هستند.
      برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به مقالات زیر مراجعه کنید.
      راه‌های ساده برای ارتباط با نوجوانان

      پاسخ

پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *



ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


اینستاگرام مرکز مشاوره اکسیر پینترست مرکز مشاوره اکسیر تلگرام مرکز مشاوره اکسیر مرکز مشاوره اکسیر در ویز

آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button