Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

حقایق-خیانت-آنلاین-min.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

خیانت آنلاین شکل امروزی خیانت

در گذشته خیانت شامل ملاقات‌های مخفیانه، دروغ درباره سفرهای کاری، عذر و بهانه درباره بوی عطر لباس بود. امروزه می‌توانید به صورت آنلاین درگیر رابطه با فردی غیر از شریک زندگی‌تان شوید؛ اما در عین حال که ممکن است به اندازه کافی بدون گناه به نظر برسد، شما تماس فیزیکی ندارید اما خیانت آنلاین واقعاً خیانت است.

حتی اگر بدنتان هرگز تماسی نداشته باشد، شما می‌توانید به طور جدی به رابطه‌تان آسیب برسانید.

خیانت، خیانت است، مهم نیست چگونه انجام شود

خیانت آنلاین نوعی خیانت عاطفی است که در آن افراد درگیر رابطه صمیمانه جنسی می‌شوند بدون اینکه یکدیگر را ملاقات کنند که به نام سایبر سکس (سکس مجازی) شناخته می‌شود. در واقع آن‌ها ممکن است حتی چهره همدیگر را نبینند و یا صدای همدیگر را نشنوند.

بدون تماس فیزیکی واقعی، صمیمیت از طریق اینترنت ممکن است خیانت واقعی به نظر نرسد. با این حال، یک رابطه آنلاین بسیار شبیه به یک ضربه فیزیکی است، چیزی که می‌تواند به یک رابطه یا حتی یک خانواده آسیب برساند. این موضوع می‌تواند توجه شریک بی‌وفا را از شریک زندگی و فرزندانش منحرف کند، زمان و توجه مهم را از آن‌ها بگیرد و باعث شود که آن‌ها احساس کنند مورد غفلت و بی‌توجهی واقع شده‌اند؛ مانند خیانت سنتی، آن‌هایی که در اینترنت اتفاق می‌افتند به طور اجتناب‌ناپذیری شامل رازداری و دروغ هستند که پتانسیل تخریب اعتماد را دارند که برای حفظ رابطه با یکدیگر ضروری است.

حتی اگر همسری که مورد خیانت قرار گرفته است متوجه نشود چه چیزی در حال اتفاق افتادن است، اعتماد زمانی که همسری بی وفایی کند شکسته می‌شود. افرادی که خیانت می‌کنند نیز تمایل دارند از شریک زندگی واقعی خود عصبانی شوند که می‌تواند منجر به آسیب بیشتر شود.


مقاله مرتبط: تفاوت خیانت عاطفی و رابطه دوستانه

مقاله مرتبط: خیانت زناشویی


 

پیامدهای خیانت آنلاین

خطر زیاده‌روی کردن

زمانی که دو نفر رابطه جنسی مجازی دارند به سرعت می‌تواند از کنترل خارج شود. برخی افراد حتی به رابطه جنسی آنلاین اعتیاد پیدا می‌کنند که مشکل دیگری را به این موقعیت اضافه می‌کند. کسی که اعتیاد به رابطه جنسی آنلاین پیدا می‌کند زمان زیادی را در مقابل کامپیوتر می‌گذراند و توجه و زمان کم‌تری برای شریک زندگی و خانواده‌اش می‌گذارد.

خطر دیگر رابطه جنسی مجازی این است که دو نفری که درگیر این قضیه هستند تصمیم می‌گیرند که شخصاً یکدیگر را ملاقات کنند. در اینجا خیانت آنلاین تبدیل به خیانت جسمانی می‌شود که منجر به سطح متفاوتی از خیانت می‌شود.

مهم است به یاد داشته باشید که خیانت آنلاین، مانند خیانت در زندگی واقعی، اغلب نشانه این است که مشکلاتی در رابطه وجود دارد و به‌این‌ترتیب، پایان یافتن خیانت آنلاین ممکن است برای پیشگیری و اتفاق نیفتادن دوباره آن کافی نباشد.

سعی کنید خوشبختی را در رابطه‌تان پیدا کنید و بفهمید چه چیزی در رابطه‌تان کم است. می‌توانید از یک زوج درمانگر یا روان‌درمانگر کمک بگیرید. می‌توانید خود و عزیزانتان را از آسیب و زندگی با شرم و گناه نجات دهید.


مقاله مرتبط: مشاوره و روانشناسی خیانت زن و مرد


متخصصین روانشناس اکسیر در بخش مشاوره خانواده و زوج‌درمانی در کنار شما عزیزان هستند.

 

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر

منبع: سایت verywellmind و متخصصین اکسیر


مشکل-با-خانواده-همسر.jpg
اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

روش‌های حل مشکل با خانواده همسر

حل مشکل با خانواده همسر روش ها و تکنیک های ساده ای دارد. می‌دانید که وقتی با کسی ازدواج می‌کنید، با تمام اعضای خانواده‌اش ازدواج کرده‌اید. این عالی است اما مانند ازدواج ممکن است تعارضات و مشکلاتی با خانواده همسرتان تجربه کنید. وقتی این اتفاق افتاد چه کاری باید انجام دهید؟ اگر شما، همسر و خانواده‌اش را دوست داشته باشید باید راهی پیدا کنید که با آن‌ها کنار بیایید. وقتی با خانواده همسرتان دچار مشکل می‌شوید گاهی اوقات چالش‌برانگیز است. این مطلب نحوه بهبود ارتباط با همسر و خانواده همسرتان برای جلوگیری از مشکلات و تعارضات  با خانواده همسر را در برمی‌گیرد.

حل مشکل با خانواده همسر

شما نیاز به فضای بیشتری دارید

اگر شما و همسرتان در مرحله ماه‌ عسل هستید واز سعادت پس از ازدواج لذت می‌برید. ممکن است در صورتی خانواده همسرتان بیشتر اوقات به شما سر می‌زنند، دچار مشکلاتی بشوید. شما می‌خواهید خلوت و تنهایی بیشتری با همسر خود داشته باشید. با همسرتان صحبت کنید و با مهربانی به او بگویید که می‌خواهید ازدواجتان بر پایه درستی آغاز شود. برای این اتفاق نیاز دارید که بیشتر با هم تنها باشید. با ملایمت به او یادآوری کنید که شما دو بزرگ‌سال مستقل هستید که زندگی خود را شروع کرده‌اید. به همسرتان بگویید که می‌خواهید که با خانواده‌اش وقت بگذرانید اما همچنین به فضا و استقلال خود نیز نیاز دارید. از او بخواهید تا با خانواده‌اش صحبت کند که در زمان‌های مشخص‌شده و تعیین‌شده به خانه‌تان بیایند به جای اینکه خودشان هر زمانی که خواستند به خانه‌تان بیایند.

برای حل مشکل با خانواده همسر باید مطمئن شوید که همسرتان می‌داند که هر زمانی بخواهد می‌تواند با خانواده‌اش سپری کند اما شما همیشه حضور نخواهید داشت. از احساسات همسر خودآگاهی داشته باشید. هرگز درباره خانواده‌اش بد نگویید، این کار باعث می‌شود احساساتش جریحه‌دار شود و در نهایت وی از رفتار شما رنجیده‌خاطر می‌شود. به یاد داشته باشید خانواده همسرتان تا حدی مسئولیت به وجود آمدن فردی که شما دوست دارید را بر عهده داشته‌اند. برای این، شما به آن‌ها احترام و قدردانی بدهکارید. آن‌ها نمی‌خواهند که مزاحمت ایجاد کنند. آن‌ها فقط فرزند خود را دوست دارند و می‌خواهند بخشی از زندگی او باشند.

وقتی‌که خانواده در الویت باشد

یکی از مشکلات با خانواده همسر این است که شما در الویت دوم هستید. مثلاً اگر شما چیزی برای خانه‌تان می‌خواهید و خانواده همسرتان از آن انتقاد می‌کنند و همسرتان هم جانب آن‌ها را می‌گیرد. اگر همیشه احساس می‌کنید همیشه در جایگاه دوم برای همسرتان قرار دارید، باید به آرامی احساسات خود را بیان کنید. ممکن است بخواهید مکالمه خود را با این جملات شروع کنید “می‌دانم دوستم داری و نمی‌خواهی که مرا نادیده بگیری” سپس به آرامی و مهربانی به او بگویید که زمانی که نیازها و خواسته‌های خانواده‌اش در الویت رابطه‌تان قرار می‌دهد، به احساسات شما آسیب می‌زند.

حل مشکل با خانواده بزرگ همسر

آیا خانواده همسر حق دخالت دارد؟ به همسرتان یادآوری کنید که او با شما زندگی می‌کند و تصمیمات درباره خانه و سبک زندگی شما باید توسط هر دوی شما بدون دخالت دیگران انجام شود. سپس از همسرتان بخواهید که یک روز در هفته بدون تلفن و ایمیل و بازدیدهای خانوادگی، تنها با یکدیگر باشید. از همسرتان بخواهید شبی دیگر را به خانواده‌اش اختصاص دهد. اگر رابطه خوبی با خانواده همسرتان دارید، آن‌ها را برای شام به خانه‌تان دعوت کنید تا به همسرتان نشان دهید که خانواده او برایتان مهم است و از وی نمی‌خواهید که آن‌ها را کنار بگذارند. بلکه فقط می‌خواهید رابطه‌تان برای او در الویت اول باشد که این امری طبیعی بعد از ازدواج است.

خانواده همسرتان شما را دوست ندارند

یکی دیگر از مشکلات با خانواده همسر این است که آن‌ها دوست نداشتند شما با فرزندشان ازدواج کنید. غلبه بر این مشکل چالش بزرگی است. حتی اگر در گذشته اشتباهاتی انجام داده باشید و دارید سخت تلاش می‌کنید تا آینده را روشن‌تر کنید، برای خانواده همسرتان سخت است که این تغییرات را ببینند. اگر آن‌ها با چهره‌های درهم‌کشیده و اخم به عروسی شما آمدند و به زحمت به شما تبریک گفتند، رابطه شما با آن‌ها دچار آسیب شده است. اگر همسرتان اذیت شده است باید ملاقاتی با خانواده همسر و همسرتان ترتیب دهید. روش حل مشکل با خانواده همسر این است که برای آن‌ها شام درست کنید یا آن‌ها را برای صرف شام بیرون ببرید و به آن‌ها بگویید که نگرانی‌های آن‌ها را در مورد ازدواجتان را درک می‌کنید. به آن‌ها بگویید ک فرزندشان را دوست دارید و با تشویق و کمک آن‌ها زندگی‌تان را تشکیل می‌دهید.

تمایل خود را به داشتن با رابطه با آن‌ها بیان کنید و به آن‌ها نشان دهید که در زندگی و در قلبتان مورد استقبال قرار می‌گیرند. به آن‌ها فرصت دهید تا داستان را از جانب خودشان تعریف کند. با دقت به حرف‌های خانواده همسرتان گوش دهید و حرفشان را قطع نکنید. ببینید آن‌ها چه می‌خواهند و چه کاری برای درست کردن رابطه‌شان با شما به خاطر همسرتان انجام خواهند داد. عصبانیت خود را کنترل کنید و با صدای آرامی صحبت کنید. به آن‌ها احترام بگذارید و صادق باشید. آن‌ها به‌احتمال‌زیاد به شما لطف خواهند کرد. آسان نخواهد بود اما شما قادر به ایجاد رابطه خواهید بود. همسر شما قدردان شما خواهد بود و زندگی شما آرام‌تر خواهد شد. به‌علاوه، برای جدا کردن همسرتان از خانواده‌اش احساس گناه نخواهید داشت.


مقاله مرتبط: رفتار با خانواده همسر

مقاله مرتبط: چگونه با خانواده همسر ارتباط برقرار کنیم


بعضی از مشکلات با خانواده همسرتان را نمی‌توانید به تنهایی حل کنید و بهتر است که با یک مشاور و خانواده درمانگر صحبت کنید و کارهای لازم را انجام دهید. متخصصین خانواده در مانی و مشاوره در زمینه حل مشکل با خانواده همسر در کنار شما عزیزان هستند.

منبع: سایت mydomaine و متخصصین اکسیر


شکست-عاطفی-و-افسردگی.jpg
اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اجتناب از افسردگی بعد از شکست عاطفی

شکست عاطفی یکی از پر استرس ترین اتفاقات زندگی است. حتی بالاتر از مرگ عزیزان قرار دارد. بعد از شوک اولیه، اندوه و تنهایی بر شما غلبه می‎کند. ممکن است احساس کنید که “بخشی از شما مرده ‌است” و کل دنیا از هم پاشیده است.  توانایی تمرکز و انگیزه داشتن می‌تواند مشکل باشد. همچنین ممکن است خاطرات تان را به یاد آورید و دل تان برای کارهایی که با هم انجام می‌دادید تنگ شود.

شکست عاطفی و اثرات جسمانی شکست عاطفی

تحقیقات عصب شناختی نشان می‌‌دهد که عدم پذیرش تجربیات در یک شکست عاطفی می‌‌تواند همان مناطقی از مغز را فعال کند که به هنگام درد جسمانی و پریشانی فعال می‌شود. به خصوص در زنان، شکست عاطفی می‌تواند درد قلبی و تنگی نفس را ایجاد کند (برای اطلاعات بیشتر درباره اثرات جسمانی شکست عاطفی می‌توانید مقاله حقیقت سندرم قلب شکسته را مطالعه کنید). درد شکست عاطفی هم عاطفی و هم فیزیولوژیکی است، که به این معنی است که می‌تواند بسیار شدید باشد. بهبودی از شکست عاطفی آسان نیست و می‌تواند منجر به افسردگی شدید، کاهش سیستم ایمنی و حتی مشکلات سلامتی شود. زمانی که در حال بهبودی از شکست عاطفی هستید باید از خودتان مراقبت کنید. نکات زیر می‌تواند در این فرایند مفید باشد.

نکاتی برای بهبودی افسردگی ناشی از شکست عاطفی

خودتان را ابراز کنید- احساسات خود را به اشتراک بگذارید

یکی از بهترین راه‌ های مقابله با شکست عاطفی این است که احساسات خود را با دوستان یا افراد خانواده که به آن‌ ها اعتماد دارید، به اشتراک بگذارید. فرآیند ساده تشخیص و صحبت کردن در مورد احساسات تان خیلی آرامش‌ بخش است. مطالعات نشان می‌‌دهد که صحبت کردن در مورد احساسات منفی می‌تواند باعث کاهش فعالیت بخش احساس درد در مغز شود. صحبت کردن با دیگران نه تنها احساس خوبی دارد، بلکه مواد آرام بخشی را آزاد می‌کند که “مسکن طبیعی” هستند و به شما کمک می‌‌کند تا احساسات ایجاد شده توسط شکست عاطفی را کنترل و مدیریت کنید.

خودابرازی و کاهش افسردگی

فرصت سوگواری به خود بدهید

به خودتان اجازه دهید در مورد رابطه از دست رفته تان ناراحت باشید، به جای آن که سعی کنید دوباره احساس خوبی داشته باشید. افرادی که از رو به رو شدن با درد شکست عاطفی امتناع می‌ورزند، درگیر روابط زودهنگامی می‌شوند قبل از اینکه درد ناشی از رابطه قبلی را از بین ببرند. آنها تمایل دارند تا درد و آرزوهای خود را به شریک جدید خود بدهند و فرد جدید را جایگزین قبلی کرده بدون اینکه ببینند که او واقعا کیست. فرایند سوگواری کردن برای شکست عاطفی می‌تواند به اندازه سوگواری برای مرگ عزیزان دردناک باشد. شکست عاطفی چیزی جز از دست دادن نیست و تنها راه خروج سالم از آن سوگواری و غصه خوردن است.

مکالمه ای با شریک زندگی سابق تان داشته باشید

شما می۲توانید یک مکالمه پایانی با شریک زندگی سابق خود داشته باشید تا به شما کمک کند تا درک کنید چه چیزی باعث قطع رابطه شده است و هر گونه مسائل و احساسات سرکوب شده بیان شود. با این حال، این ممکن است چیزی نباشد که شریک زندگی سابق شما مایل به انجام آن باشد و یا ممکن است برای شما بسیار دردناک باشد. تحقیقات نشان می‌‌دهد که داشتن یک مکالمه خیالی، جایی که احساسات خود را بیان می‌کنید و خداحافظی می‌کنید، می‌تواند به شما کمک کند که از این مرحله گذر کنید.

خواب

خواب یکی از بهترین روش ‌ها برای مقابله با استرس و جلوگیری از افسردگی است، با این حال پریشانی عاطفی مانع از خوابیدن می‌شود. درد باقی مانده، ناراحتی و خشم می‌تواند خوابیدن خوب را دشوار کند. اگر خیلی زود از خواب بیدار می‌شوید و نمی‌توانید به خواب روید، یادداشت برداری کنید تا موضوع تکراری را شناسایی کنید. این به شما کمک می‌کند بفهمید چطور استرس و عصبانیت خود را در طول روز کنترل کنید. سعی کنید یک برنامه خواب منظم داشته باشید – رفتن به رختخواب و بیدار شدن در یک ساعت مشخص در روز – احساس تازگی و انرژی بیشتری خواهید داشت نسبت به زمانی که در ساعات و زمان های مختلف می‌خوابید. یک روال آرامش بخش همیشگی برای زمان خواب تان ایجاد کنید. ورزش منظم و تمرین های آرمیدگی مانند تنفس عمیق و آرمیدگی تدریجی عضلات می‌تواند باعث بهبودی خواب شما نیز شود.

ورزش

ورزش کردن، دویدن و راه رفتن سریع می‌تواند مواد آرام بخش های طبیعی را آزاد کند، که می‌تواند به شما در مقابله با استرس کمک کند. مطالعات نشان می‌دهد ورزش های قلبی- عروقی می‌تواند در مقابله با اضطراب و افسردگی خفیف تا شدید مانند ضد افسردگی، موثر باشد.

طبیعی است بعد از پایان رابطه و شکست عاطفی احساس غم داشته باشید و سوگواری کنید. اگر احساس درماندگی می‌کنید، اعتماد به نفس کمی دارید، و یا فکر می‌کنید که بدتر از آن هستید، ممکن است به کمک حرفه ‌ای برای کم کردن احساسات خود و اجتناب از افسردگی شدید نیاز داشته باشید. در این حالت بهتر است که با مشاوران و درمانگران با تجربه صحبت کنید تا به شما کمک کنند از این مرحله از زندگی تان عبور کنید.

منبع: سایت drirenaو متخصصین اکسیر


رابطه-عاطفی-و-عاشقانه.jpg
اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

در رابطه عاطفی و عاشقانه موفق، همانند چیزهای دیگر، به موارد هرچند کوچک باید توجه کرد. تنها یک حرف نادرست یا ظاهر عجیب می‌تواند یک زوج را وارد دشمنی چندهفته‌ای بکند. حرکات کوچک و کم‌اهمیت می‌تواند به حفظ رابطه عاطفی در مسیر درست کمک کند. یک هدیه کوچک، تعریف بی‌مقدمه، یک تماس فیزیکی کوتاه می‌تواند به شدت رابطه عاطفی را تقویت کند. به گفته روانشناسان ناتانیل براندن و رابرت استرنبرگ که هر دو در مورد چالش‌های روابط عاطفی و عاشقانه تحقیق کرده و کتاب نوشته‌اند، این نمایش‌های کوچک علاقه و عاطفه از “گوش دادن فعال” و بازی‌های اعتماد در جهان مهم‌تر هستند. آن‌ها این نکات کلیدی برای یک رابطه عاطفی و عاشقانه موفق را پیشنهاد کرده‌اند.

نکات کلیدی یک رابطه عاطفی

برقراری یک رابطه عاطفی و عاشقانه موفق احتیاج به یادگیری یکسری مهارت های ساده‌ای است.  در این مطلب به آن می‌پردازیم.


مقاله مرتبط: تعریف رابطه خوب و چگونگی ایجاد آن

مقاله مرتبط: چگونه روابط عاطفی مان را مدیریت کنیم

مقاله مرتبط:چگونگی داشتن رابطه خوب با همسر


ابراز عشق

درست است که عمل بهتر از حرف است اما در رابطه عاطفی کلمات وضوح بیشتری دارند. لحظه‌ای تأمل کنید و احساسات خود را به شریک زندگی‌تان ابراز کنید. یک “دوستت دارم” یا “تو دنیای منی” می‌تواند در ایجاد موفقیت‌آمیز احساسات و امنیت شما در رابطه کمک می‌کند.

نشان دادن عاطفه و محبت

کوچک‌ترین اعمال صمیمیت جسمی در رابطه عاطفی مانند گرفتن دست یکدیگر، حلقه کردن دست دور شانه و … گرما و محبتی که به شریک زندگی‌ات دارید را انتقال می‌دهد. کوچک‌ترین تماس می‌تواند به‌اندازه یک شب صمیمیت جنسی مهم و یا مهم‌تر از آن باشد.

قدردانی از شریک زندگی

علت اینکه شما او را بیشتر از همه دوست دارید را به او بگویید. چه چیزی را تحسین می‌کنید. به چه چیزی افتخار می‌کنید کدام نقاط قوت او بیشتر به چشم شما می‌آید. ساختن یک رابطه عاطفی و عاشقانه فقط پیوند اولیه نیست، بلکه در مورد تشویق و حمایت از رشد یکدیگر در طول زندگی‌تان است. به شریک زندگی‌تان کمک کنید به استعدادها و پتانسیل‌های خود دست پیدا کند.

اشتراک‌گذاری

علایق،رؤیاها،ترس‌ها، موفقیت‌ها و اشتباهاتتان را برای خودتان نگه ندارید و در رابطه عاطفی‌تان آن‌ها را با شریک زندگی‌تان به اشتراک بگذارید. مطمئن شوید بیشترین اشتراک‌گذاری را با شریک زندگی‌تان دارید. قطعاً در نزدیک‌ترین روابط هم نیاز به فضای شخصی است. همان اندازه زمانی که با خودتان دارید با شریک زندگی‌تان هم داشته باشید.

همیاری کردن با شریک زندگی

همیاری کردن در مشکلات
همیاری کردن با شریک زندگی

واضح است که زمانی که شریک زندگی‌تان با چالشی بزرگ مانند از دست دادن شغل و یا مرگ یک عزیز مواجه می‌شود، باید چه کار کنید؛ اما در رابطه عاطفی مهم است که زمانی که شریک زندگی‌تان با چالش‌های کوچک زندگی مواجه می‌شود، حامی باشید. جروبحث در محل کار، رفت‌وآمد سخت، یک چک نابجا از جمله چالش‌ها هستند. اجازه ندهید به خودتان که فردی بی‌عرضه باشید و قطعاً سوءاستفاده‌های جسمی و کلامی را تحمل نکنید. پوست خود را کمی کلفت کنید و زمانی که آشوب ایجاد می‌شود صدای عقل و آرامش باشید. به حرف‌هایش گوش دهید و ببینید که چه چیزی او را آزار داده است. هر کمکی که از دستتان برمی‌آمد انجام دهید حتی اگر همدردی باشد، شما می‌توانید.

هدیه دادن

در رابطه عاطفی از فرصت‌ها برای نشان دادن عشق خود از طریق مادی استفاده کنید. کتاب، دسر مخصوص، یک‌تکه جواهر و یا لباسی که در فروشگاه دیده‌اید. هر چیز کوچک یا بزرگی که به او بگوید شما به فکرش هستید. یک یادداشت عاشقانه برایش بگذارید. زمانی که سرکار هستید برایش پیغام دوستت دارم بفرستید. این یادآورهای کوچکی که نشان‌دهنده این است که همیشه به فکر او هستید. کمک خواهند کرد که شریک زندگی‌تان نسبت به خودش احساس بهتری داشته باشد و احساس امنیت در رابطه‌تان بکند.

پاسخگویی به نیازها و خواسته‌ها

قاتل بزرگ رابطه عاطفی انتظارات غیرمنطقی است. اگر با یک ربات ازدواج کنید، شریکتان خودش را با ضعف‌ها و شکست‌های انسانی بارگذاری می‌کند. خصوصیات شریک زندگی‌تان برای آنچه هستند بشناسید و قدردان آن باشید. ازآنجاکه ضعف‌های ما اغلب در هسته عمیق ناامنی ما قرار دارند، مطمئن شوید دست روی آن‌ها نمی‌گذارید. در غیر این صورت با پررنگ کردن ضعف‌های شریک زندگی‌تان از مسیر خود خارج می‌شوید.

اولویت دادن به زمان تنهایی

مهم نیست که زندگی هر دو نفرتان چقدر شلوغ است. مطمئن شوید که حداقل یک یا دو شب در هفته با هم تنها باشید. در رابطه عاطفی تجربیات جدید داشته باشید. داستان‌هایتان را با هم به اشتراک بگذارید و از بودن با هم لذت ببرید.

تلاش برای برابری

اقانون طلایی را در رابطه عاطفی خود دنبال کنید. با شریک زندگی‌تان رفتاری را داشته باشید که دوست دارید با شما داشته باشند. یک تقسیم عادلانه از وظایف خانه و دیگر وظایف را انجام دهید. توقع و انتظاری در قبال این کارها نداشته باشید.

منبع: lifehack


مشاوره-ازدواج-موفق.jpg
اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مشاوره ازدواج موفق

مشاوره ازدواج موفق یکی از خدمات در دپارتمان مشاوره ازدواج اکسیر است که به شما زوجین در حل مشکلات کمک می‌کند. برخلاف این باور که مشاوره ازدواج از قوانین کتاب راهنما پیروی نمی‌کند متخصص در زمینه مشاوره و راهنمایی ازدواج موفق، به مشکلات و معضلات هر زوج به شیوه‌ای مخصوص می‌پردازد و به عبارتی به صورت مراجع محور عمل می‌کند. شخصیت و مسائل شخصی هر دو طرف در نظر گرفته می‌شود و خدماتی بر اساس نیازهای مراجعین و رابطه‌شان به آن‌ها ارائه می‌دهد.

مشاوره ازدواج به تغییر الگوهای تعامل، ارتباطات عاطفی و برقراری ارتباط مؤثر بین زوجین می‌پردازد و به عبارتی به بازسازی روابط شما کمک می‌کند. در هر صورت مشاوره ازدواج می‌تواند به شما در درک بهتر یکدیگر و اتخاذ تصمیمات درست کمک کند.

اگر در روابط خود دچار مشکل شده‌اید و یا تصور می‌کنید که ازدواج شما در معرض خطر است بهتر است هرچه زودتر به مشاور ازدواج مراجعه کنید. مشاوره ازدواج موفق یکسری شرایط و ویژگی‌هایی دارد که به آن می‌پردازیم.

صداقت در طول مشاوره ازدواج

به منظور دستیابی به بهترین سطح حمایت و خدمات مشاوره ازدواج موفق، مهم است که با مشاور، درباره مسائل و مشکلات، کاملاً صادق باشید. این وظیفه مشاور نیست که اطلاعات را از زوجی که برای کمک مراجعه کرده است به زور بیرون بکشد. مخفی نگه‌داشتن اطلاعات شخصی تنها روند رسیدن به راه حل را به تأخیر می‌اندازد. اگرچه ممکن است بازگو کردن برخی مسائل شرم‌آور به نظر برسد، اما یک مشاور ازدواج خوب قادر خواهد بود مراجع را آرام کرده و او را تشویق کند تا در مورد مسائلی که باعث نگرانی‌اش شده به راحتی صحبت کند. متخصصین در مشاوره ازدواج موفق اکسیر به زوج این اطمینان را می‌دهند که اطلاعاتی که بازگو می‌کنند محرمانه نزد مشاور باقی خواهد ماند.

تنوع مشاوره ازدواج

مشاوره ازدواج موفق بر اساس شخصیت هر زوجی که برای کمک مراجعه کرده است، منحصر به فرد است؛ بنابراین یک مشاوری که توسط یک دوست پیشنهاد می‌شود دقیقاً همان خدماتی که به آن زوج ارائه داده است را برای زوج دیگر فراهم نخواهد کرد. مشاور ازدواج، بر اساس نگرانی‌های اولیه زوجین و الزامات جلسه مشاوره، برنامه‌ریزی می‌کند.

فرآیند زمانی مشاوره ازدواج

فرآیند مشاوره ازدواج موفق یک زمان‌بندی دقیق را دنبال نمی‌کند. برای برخی از زوج‌ها حل مشکلات ممکن است ماه‌ها طول بکشد، در حالی که برای دیگران فرآیند راهنمایی ممکن است بسیار طولانی‌تر از این باشد. رابطه زوج، شخصیت فردی و مسائل شخصی بر میزان زمان موردنیاز برای کار بر روی مشکلات و بهبود سطح ارتباطات تأثیر خواهد گذاشت.

همکاری زوج در مشاوره ازدواج

همکاری در مشاوره ازدواج

یک مشاوره ازدواج موفق حمایت و پشتیبانی را فراهم می‌کند اما انتظار می‌رود که افراد در جلسات مشاوره به طور کامل و در زمان خودشان شرکت کنند. این بدین معنا است که مشاور ازدواج، مراجعان را راهنمایی می‌کند تا کارهایی را که برای ایجاد بهبود در روابط مفید هستند را دنبال کنند. با اینکه وظایف طی جلسات مشاوره شناسایی خواهند شد، این وظیفه مراجع است که این وظایف را در زمان مورد نیاز انجام دهد. شکست در حفظ علاقه و تعامل، بر میزان پیشرفتی که انتظار می‌رود زوج در طول دوره مشاوره داشته باشند، تأثیر خواهد گذاشت.

یادگیری مهارت در مشاوره ازدواج

زوج‌ها در طی مشاوره ازدواج موفق مهارت‌هایی را برای افزایش ارتباط با دیگران را یاد می‌گیرند. افراد می‌توانند یاد بگیرند چطور دعوا را متوقف و شروع به حل مشکلات کنند. آموزش چگونگی اجتناب از بحث مخرب، نحوه کنترل کردن مشکلات و عدم تبدیل مشکلات به دعوا و بحث و چگونگی برنامه‌ریزی بهترین زمان برای گفتگو از جمله مهارت‌هایی هستند که یک مشاور ازدواج موفق می‌تواند به آن بپردازد.

افسانه مشاوره ازدواج

فقط به این دلیل که زن و شوهر مایل به شرکت در جلسات مشاوره منظم هستند، لزوماً به این معنی نیست که آن‌ها می‌توانند ازدواج خود را نجات دهند و از طلاق و جدایی جلوگیری کنند. کار مشاوره ازدواج، نجات ازدواج نیست. این کاری است که افراد درون رابطه می‌توانند انجام دهند. بااین‌حال یک مشاور ازدواج موفق می‌تواند با پشتیبانی آگاهانه، پیشنهادها و گزینه‌های جایگزین، به افراد کمک کند تا به سطحی از بهبودی که در جستجوی آن هستند، برسند.

منبع:thecounsellorsguide


ایجاد-ارتباط-موثر.jpg
اسفند ۶, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

ارتباط، اساس ازدواج سالم است. ارتباط مؤثر چگونگی ارتباط شما با همسرتان، اشتراک‌گذاری افکار و حل‌وفصل اختلافاتتان را نشان می‌دهد. مهارت‌های ارتباطی برای همه آسان نیست. برخی از زوج‌ها باید سال‌ها بر روی مهارت‌های گفتگو با همسر خود، کار کنند؛ اما در طول زمان، آن‌ها می‌توانند آزادانه و صادقانه با یکدیگر صحبت کنند. مهم نیست شما و همسرتان در حال حاضر چگونه ارتباط برقرار می‌کنید، همیشه فرصتی برای تقویت رابطه‌تان وجود دارد. در این مطلب به ۱۰ مهارت‌ برقراری ارتباط مؤثر اشاره می‌کنیم که ازدواج شما را نجات خواهد داد.

به شریک زندگی‌تان توجه کامل داشته باشید

یکی از روش‌ها برای برقراری ارتباط مؤثر در ازدواج، توجه است. وقتی همسرتان در حال صحبت با شماست حواستان به گوشی‌تان نباشد. چه همسرتان در حال جوک گفتن باشد و چه در حال افشای یک راز خانوادگی، باید تمام توجه خود را به او معطوف کنید. تکنولوژی‌هایی که حواستان را پرت می‌کند، کنار بگذارید، تلویزیون را خاموش کنید یا صدایش را قطع کنید و به سمت شریک زندگی خود بچرخید. این به او نشان می‌دهد که به اطلاعاتش اهمیت می‌دهید. سر تکان دادن و حفظ تماس چشمی هر دو روش عالی برای نشان دادن این است که به حرف‌هایش گوش می‌دهید.

حرفش را قطع نکنید

پریدن وسط صحبت و قطع کردن حرفش باعث افزایش احتمال مشاجره می‌شود. زمانی که با شریک خود ارتباط برقرار می‌کنید، مهم است که هر دو طرف احساس کنند که فرصتی برای صحبت کردن و شنیده شدن دارند. زمانی که همسرتان همچنان در حال صحبت است و احساس می‌کنید که اشتباه می‌کند، ممکن است که وسوسه شوید و روی نظر خود پافشاری کنید، اما مهم است که صبر کنید. به همسرتان توجه داشته باشید، متمرکز ماندن و ارتباط، نشان‌دهنده احترام شما به شریک زندگی‌تان است.

ایجاد فضایی خنثی

برقراری ارتباط مؤثر همیشه آسان نیست. بسیاری از زوج‌ها صحبت درباره موضوعات سخت ازدواج را در یک فضای خنثی مانند میز آشپزخانه، مفید می‌دانند. ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما زمانی که در مورد عدم توانایی جنسی شریکتان صحبت کنید، درحالی‌که در تخت ‌خواب هستید، وی ممکن است احساس کند مورد حمله قرارگرفته و نسبت به اتاق‌خواب احساس منفی پیدا کنند. مشاجره در خانه یکی از اقوام نمونه دیگری است که باعث می‌شود همسرتان یا شما احساس برتری داشته باشید.

رودررو صحبت کنید

یکی از بهترین مهارت‌های ارتباط مؤثر که می‌توانید برای صحبت درباره موضوعات مهم استفاده کنید، صحبت رودررو است. دادن پیام قطعاً راهی برای گفتگوهای جدی در روابط و یا تصمیم‌گیری‌های بزرگ نیست. به‌جای آن زمانی را انتخاب کنید که می‌توانید با شریک زندگی‌تان رودررو صحبت کنید. به‌این‌ترتیب هردوی شما می‌توانید توجه کاملتان را به یکدیگر بدهید و متوجه اشارات و نشانه‌های غیرکلامی طرف مقابلتان بشوید.

زمانی که مشکلات به وجود می‌آیند از عبارات “من” استفاده کنید

یکی از مشکلات زوج‌ها در هنگام مشاجره، حمله به یکدیگر است. با استفاده از عبارات “من” شما فشار را از روی همسرتان برمی‌دارید. به‌جای گفتن “تو با این کارت من را عصبانی کردی” بگویید “من احساس می‌کنم وقتی این اتفاق افتاد احساساتم جریجه دار شد”، تفاوت را می‌بینید؟ شما به‌جای حمله به شریکتان، مشکل خودتان را خلق کردید. این روش ساده و در عین مؤثر، مانع از این می‌شود که هرکدام از شما به حالت تهاجمی یا دفاعی وارد شوید.

با همسر خود صادق باشید

صادق بودن همیشه آسان نیست، اما کلید یک رابطه سالم است. یک مطالعه در مورد “۱۲ ویژگی دوست‌یابی سالم” نشان داد که ارتباط خوب، صداقت و اعتماد به‌عنوان تعدادی از بهترین ویژگی‌ها ذکرشده‌اند. صادق بودن به این معنی است که وقتی احساس می‌کنید مسائلی وجود دارد که باید در مورد آن‌ها صحبت کنید، آن را با همسرتان در میان بگذارید. همچنین به این معنی است که اشتباهاتتان را بپذیرید و به‌جای عذر و بهانه، معذرت‌خواهی کنید. صداقت نه‌تنها به تقویت ارتباط صریح و صادقانه بین شما و همسرتان کمک می‌کند، بلکه برای ایجاد اعتماد نیز سودمند خواهد بود.

درباره چیزهای کوچک صحبت کنید

گفتگو درباره موضوعات مختلف
صحبت درباره مسائل مختلف

یکی از مهارت‌های ارتباطی مهم در روابط، زمانی است که شما و شریکتان می‌توانید درباره چیزهای کوچک و همچنین چیزهای بزرگ صحبت کنید. شما می‌توانید ازدواج خود را با صحبت در مورد روز، افکار و یا داستان‌های خنده‌داری که برایتان اتفاق افتاده است، تقویت کنید. زمانی که ازدواج می‌کنید، باید بتوانید در مورد هر موضوعی با هم صحبت کنید. چیزی بیش‌ازحد ناخوشایند یا ناراحت‌کننده برای به اشتراک گذاشتن نباید وجود داشته باشد. با صحبت کردن در مورد چیزهای کوچک می‌توانید راحت‌تر در مورد موضوعات مهم‌تر در آینده صحبت کنید.

استفاده از قانون ۲۴ ساعت

هنگامی‌که دو نفر ازدواج‌کرده و باهم زندگی می‌کنند، قطعاً دست‌اندازهایی در زندگی‌شان وجود دارد. یک روز احساس خوشایندی دارید از اینکه همسرتان کنارتان است و روز دیگر ممکن است دچار سردرد بشوید. اگر از همسرتان ناراحت هستید و می‌خواهید از او گله کنید، دست نگه‌دارید و قانون ۲۴ ساعت را تمرین کنید. جوراب‌هایش را برنداشته و ماشین ظرف‌شویی را خالی نکرده است. آیا دنیا به آخر رسیده؟ آیا این‌ها در ۲۴ ساعت آینده برایتان مهم خواهد بود؟ اگر جوابتان نه است پس‌ازآن بگذرید.

ایجاد ارتباط فیزیکی

مهم نیست حال و هوای مکالمه شما چگونه است، تماس فیزیکی بسیار مهم است. تحریک کم پوست، مانند لمس کردن همسرتان و نوازش بازوی او باعث ترشح اکسی توسین می‌شود. نه‌تنها این هورمون عشق، پیوند و همدلی را در همسران عاشق افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک عامل ضد استرس نیز عمل کند و رفتار همکاری را تقویت نماید.

ارتباط باید سرگرم‌کننده باشد

برقراری ارتباط این است که چگونه در مورد مسائل خانوادگی و مالی، مشکلات و راه‌حل‌های آن‌ها صحبت می‌کنید و چگونه شما و همسرتان تصمیمات خود را اتخاذ می‌کنید؛ اما فراموش نکنید که ارتباط باید سرگرم‌کننده هم باشد. صحبت کردن با شریک زندگی‌تان به معنی اشتراک داستان‌های خنده‌دار، رؤیاهای آینده و به اشتراک‌گذاری در گفتگوهای عمیق است. این‌ها لحظاتی هستند که یک ارتباط عاطفی عمیق‌تر ایجاد می‌کنند و اکسی ‌توسین و دوپامین را افزایش می‌دهند.

ارتباط، کلید یک رابطه شاد و سالم است. شما می‌توانید ارتباط خود را در ازدواج با باز و صادق بودن در مورد نیازهای جسمی و احساسی خود و توجه کامل به شریک زندگی‌تان بهبود بخشید. این ۱۰ مهارت برای برقراری ارتباط مؤثر را در ازدواجتان امتحان کنید و تفاوت در ازدواجتان را به سرعت تجربه خواهید کرد.


مقاله مرتبط: پنج قاعده طلایی ارتباط موثر با همسر 

مقاله مرتبط: نکاتی جالب در راستای ارتباط موثر


منبع: Marriage


مشاوره-ازدواج.jpg
بهمن ۲۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مرکز مشاوره ازدواج و زناشویی در تهران

امروز با بالا رفتن مشکلات و دغدغه‌های زندگی و همچنین افزایش فشارهای روانی، نیاز به ارتباط با یک روانشناس برای برطرف کردن مشکلات و اتخاذ بهترین تصمیم در زندگی حس می‌شود. هر زندگی مشترکی با عشق و محبت آغاز می‌شود و پایه ازدواج تصمیم دو نفر برای تشکیل زندگی بر اساس مهر و علاقه است، اما مهم‌ترین آفتی که خانواده‌های جوان را درگیر می‌کند، از بین رفتن همین عاطفه و محبت است. چرا که یکی از مشکلاتی که وجود دارد، ناهماهنگی بین انتخاب‌ها و خواسته‌هاست.

گاهی مشاهده‌شده است که گرچه دو طرف به یکدیگر علاقه‌ی بسیار داشته‌اند، اما به علت عدم همسان بودن نیازهایشان، با یکدیگر ازدواج نکرده‌اند. در همین راستا وجود یک فرد متخصص می‌تواند نیاز و خواسته‌های دو طرف را شناسایی نموده و با توجه به ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها، راهی مناسب برای همسان نمودن خواسته‌های آنان به دست آورد.

مشکلات خود را با یک مشاور متخصص و با تجربه در امر ازدواج در میان گذاشته و به راحتی و با استفاده از تکنیک‌های علمی و روانشناسی اثبات‌شده که توسط مشاوران به شما آموزش داده می‌شود،  چاره کار را با تدبیری عاقلانه و منطقی پیدا نمایید، در غیر این صورت مسئولیت عواقب بعدی عدم اتخاذ تصمیم مناسب، بر عهده خودتان خواهد بود.

مشاور ازدواج چه کمکی به من می‌کند؟

ازدواج کردن به دلایل اشتباه و نادرست خیلی زود منجر به ازدواجی ناموفق می‌شود که سرنوشت آن طلاق است. دلیل این است که دو طرف خود را برای ازدواج آماده نکرده‌اند، یا اینکه برای ازدواج خیلی جوان بوده‌اند و نمی‌دانستند که ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن دو چیز کاملاً متفاوت است. در همین راستا مشاوران و متخصصان مرکز با شناسایی و ریشه‌یابی مشکلات افراد با ویژگی‌ها و خصلت‌های مختلف و ارائه‌ی راهکار درمانی مناسب برای هر فردی، آن‌ها را به سمت بهتر شده و ایده آل شدن زندگی‌شان سوق می‌دهند.

گاهی مشاهده‌شده است که افراد با علم به اینکه مشکلات را دانسته، دست به راهکارهای نامناسب و نابجا زده که علاوه بر اینکه نتیجه‌بخش نیست، زندگی را به سمت مشکلات جدی و مخرب برده که تبدیل به یک معضل جدی می‌شود.  وجود فردی متخصص می‌تواند ایده‌آل‌های شخصیتی دو طرف را شناسایی کرده و سرنوشت آن‌ها را به یکدیگر نزدیک نماید.

تأثیر مشاوره قبل از ازدواج در زندگی مشترک

هم‌کفو بودن و سنخیت طرفین ازدواج، یکی از مهم‌ترین ملاک‌ها در ازدواج است. البته لازم به ذکر است منظور از طرح این موضوع آن نیست که طرفین می‌بایست دقیقاً عین هم باشند بلکه بهتر است تا حد ممکن از جهات مختلف در یک سطح باشند. بخشی از مجموعه عواملی که در مشاوره قبل از ازدواج بر روی آن‌ها تمرکز می‌شود عبارت‌اند از:

  • توجه به سطح فرهنگ و دانش طرفین
  • توجه به سطح هوش و شعور طرفین
  • توجه به سطح مالی و اجتماعی طرفین
  • بررسی روحیات و اخلاق طرفین ازدواج
  • بررسی سطح مسئولیت‌پذیری و درک متقابل
  • و موارد اساسی دیگر

در معیارهای ازدواج خود به دنبال چه خصوصیات رفتاری باشید؟

شما باید در تعیین معیارهای ازدواج  فهرستی تهیه کنید که تنها به خصوصیات ظاهری مانند قد و بالا و یا رنگ مو خلاصه نشود. به مواردی مانند شخصیت، ویژگی‌های شخصیتی، خصوصیات رفتاری و نقاط مشترک مهم مانند زمینه‌های فرهنگی و مذهبی فکر کنید. در دوران نامزدی معیارهای ازدواج مانند خصوصیات مطلوب مشترک شامل هوش، اصول اخلاقی کاری، صداقت، شوخ‌طبعی، ثبات و توانایی برقراری روابط اجتماعی را در نظر بگیرید. به عقیده روانشناسان، داشتن حداقل چند علاقه مشترک با همسر آینده برای انجام فعالیت‌های مشترک مانند سرگرمی یا علاقه به مسافرت امری ضروری است. از نظر روانشناسی، توصیه می‌شود در زمینه‌های بسیاری با نامزدی که قصد ازدواج با او را دارید بتوانید به‌راحتی ارتباط برقرار کنید.

در مشاوره قبل از ازدواج راهکارهایی برای حل مشکلات زندگی مشترک به شما آموزد

بعد از ازدواج و شروع زندگی مشترک، با اتفاقاتی مانند به دنیا آمدن فرزند اول، پذیرفتن نقش مادری، مشکلات مالی و شغلی، دخالت خانواده‌ها در زندگی و غیره روبرو می‌شوید. مشاوره پیش از ازدواج به شما یک دید و نگرش کلی در رویارویی با مشکلات زندگی زناشویی ارائه می‌دهد و فضایی را برای شما مهیا می‌سازد تا استراتژی‌هایی را برای ادامه یک زندگی موفق طرح‌ریزی کنید.

مشاوره پیش از ازدواج به شما آموزد چه عاملی باعث شده که شما چنین شخصیتی را برای ازدواج انتخاب می‌کنید

مثلاً در شیوه زوج‌درمانی ایماگو به این موضوع می‌پردازیم که ما همسر خود را انتخاب می‌کنیم تا بدین‌وسیله زخم‌های دوران کودکی خود را درمان کنیم. به همین منظور ما در انتخاب همسر خود شخصی با خصوصیات رفتاری خوب و بد پدر و مادر و عوامل تأثیرگذار در دوران کودکی‌مان را برمی‌گزینیم. نقطه منفی این روش زوج‌درمانی این است که وقتی ما در ازدواج به همسر خود متعهد شدیم، این احتمال وجود دارد که بعد از ازدواج متوجه شویم نکات منفی شریک زندگی ما از نکات مثبت او بیشتر است؛ بنابراین اگر مشاوره پیش از ازدواج انجام داده بودیم و احتمال وقوع چنین اتفاقی را پیش‌بینی می‌کردیم و دلایل وقوع چنین اتفاقی در زندگی مشترکمان را متوجه می‌شدیم، این درک و نگرش به ما اجازه می‌دهد تا خصوصیات رفتاری منفی همسر خود را به‌عنوان فرصتی برای رشد زندگی مشترکمان ببینیم.

هدف مشاوره قبل از ازدواج چیست؟

مشاوره ازدواج اکسیر

مشاوره قبل از ازدواج دارای ۳ هدف اساسی است:

  • بررسی آمادگی  نامزدها برای ازدواج
  • ارزیابی هم کف بودن و یا هماهنگی و همسانی نامزدها
  • ارزیابی مهارت‌های زندگی مشترک نامزدها

در مشاوره قبل از ازدواج چه بگویید؟

اول‌ از همه باید فکر ‌کنید چه چیزهایی را می‌توانید و باید با مشاور در میان بگذارید؟ آیا باید تمام جزئیات مسائل خانوادگی‌تان را به مشاور بگویید یا فقط باید مسائلی را مطرح کنید که باید روی آن‌ها کار بشود؟ اگر مسئله خیلی حساس است، آیا باید تمام آن را تعریف کنید یا باید شمایی کلی از مسئله را مطرح کنید؟ اگر همسرتان در جلسه حاضر است و تعریف کردن موضوع خاصی باعث شرمندگی او می‌شود، او را دچار خشم می‌کند یا در او احساس گناه را بیدار می‌کند، بهتر است بعضی چیزها مخفی بماند، مگر اینکه موضوع اصلی مراجعه شما به مشاور همان باشد. نظرات منصفانه‌ای درباره نقاط قوت و ضعف همسرتان و همچنین درباره خودتان ارائه بدهید. آماده‌باشید به‌جای اینکه تمام مدت از همسرتان ایراد بگیرید و از او انتقاد کنید، درباره خودتان صحبت کنید. بگویید: «احساس خشم کردم وقتی‌که…» یا «احساس غم کردم وقتی‌که… » روی مشکلات اصلی متمرکز شوید. ممکن است در زندگی زناشویی‌تان با چند مسئله دست‌وپنجه نرم کنید، بدترین و بزرگ‌ترین مشکل را در نظر بگیرید و به کمک مشاور، نخستین مرحله را برای آن طراحی کنید. جزئیات را مستند کنید. تاریخ‌ها، ساعت‌ها و محل‌های وقایع مهمی را که به یاد دارید، در اختیار مشاورتان قرار دهید تا چشم‌انداز دقیقی از موقعیت موجود داشته باشد. با توجه به آنچه گفته شد، اگر بخواهید برای مشاوره ازدواج مراجعه کنید، فکر می‌کنید چه مسائلی برایتان اولویت داشته باشد؟


مقاله مرتبط: حقایقی در رابطه با مشاوره ازدواج و خانواده



Strengthening-the-relationship-with-positive-psychology.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

چه شما ازدواج کرده باشید یا در یک رابطه بلند مدت قرار داشته باشید؛ حفظ رابطه عاشقانه تازه و زنده می تواند یک کار چالش برانگیز باشد. با توجه به برنامه های کاری، اغلب رابطه عاشقانه مورد بی توجهی قرار می گیرد، که می تواند عواقب فاجعه باری برای رابطه عاشقانه شما داشته باشد. عاشقانه ماندن رابطه شما، سلامت روانی و جسمی شما را در طولانی مدت تقویت خواهد کرد؛ ارتباط بین شما و شریک زندگی تان را افزایش می دهد و احتمالا منجر به زندگی همیشگی و قوی خواهد شد. بایاناکا اسیویدو (روانشناس) و هلن فیشر (فیزیولوژیست) معتقد هستند که می توان احساس عشق را برای مدت طولانی تری زنده نگاه داشت. آنها مغز پنجاه زوج را که به طور میانگین در بیست و یک سالگی ازدواج کرده بودند مورد بررسی قرار دادند. وقتی به آنها عکس ابتدای زندگی شان را نشان دادند آنها بعد از تقریبا هفت ماه همان احساس عشق اولیه را نشان دادند. اما تفاوتی وجود داشت؛ مناطق مغزی مرتبط با استرس در زوج های عاشقی که از سن ازدواج آنها زمان بیشتری می گذشت، کمتر فعال بود و در عوض مناطقی فعالیت بیشتری داشتند که با احساس آرامش در ارتباط بودند. در ادامه چگونگی تقویت رابطه با روانشناسی مثبت مورد بحث قرار گرفته است.

چگونگی تقویت رابطه

برای هم زمان بگذارید

توصیه مشاوره های ازدواج برای چگونگی شادتر بودن رابطه این است که زمان بیشتری را به عنوان زن و شوهر با هم صرف کنید. زندگی می تواند پر هرج و مرج باشد. برنامه های کاری و بزرگ کردن فرزندان می تواند خسارت هایی به ازدواج وارد کند، پس مهم است که وقت بیشتری را با هم، جدا از فشارها و استرس های زندگی بگذرانید. یک راه عالی برای افزایش شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی، افزایش رابطه جنسی، خندیدن و خوشگذرانی با یکدیگر و اساسا: برای شناخت یکدیگر دوباره و دوباره است.

تفریح با همسر

به دنبال خوبی در تفاوت ها باشید

زوج درمانی فقط برای کمک به حل مشکلات شما نیست، این برای کمک به ایجاد یک چشم انداز جدید و مثبت در مورد شریک زندگی تان است. به جای نگاه به ضعف های همسر تان یا خصوصیات آزاردهنده اش، در مورد خصوصیات خوب او فکر کنید. شاید نوشتن لیستی از خصوصیاتی که برای اولین بار شما را جذب شریک تان کرده است، بتواند به شما کمک کند. شاید او فردی قوی، خلاق یا شاید او می تواند شما را بخنداند. این خصوصیات فوق العاده او که باعث شده شما عاشق او شوید را فراموش نکنید.

نشان دادن احترام به شریک زندگی تان

یکی از نکاتی که مشاوره ازدواج به شما یاد می دهد این است که برای بازسازی خوشبختی و شادی در یک رابطه، باید احترام خود را به یکدیگر نشان دهید. راه های بسیاری وجود دارد که می توانید احترام تان را نسبت به همسر خود نشان دهید. برای مثال: با او بد صحبت نکنید، از او دفاع کنید.

با هم رشد کنید

اگر می خواهید بدانید که چگونه ازدواج خود را نجات دهید، پاسخ ساده این است که با یکدیگر رشد کنید. اگر زوج ها با یکدیگر رشد و پیشرفت نکنند، قطعا از هم جدا خواهند شد. شما همیشه همان افرادی که در ابتدا با هم ملاقات کردید نیستید. سلیقه، سبک، عقاید و افکار شما تغییر خواهد کرد. به جای نگاه کردن به این تغییرات به عنوان یک چیز منفی، آن را مثبت ببینید. با درک رشد شریک زندگی تان، شما قادر خواهید بود با چیزهای جدیدی آشنا شوید، ماجراهای جدید، سرگرمی های جدید را پیدا کنید، احساسات خود را بهبود ببخشید، نقاط قوت جدیدی ایجاد کنید و با هم به عنوان یک زن و شوهر تغییر کنید.

وفادار بودن

تقویت رابطه با روانشناسی مثبت

یک گام حیاتی در چگونگی نجات ازدواج تان و شادتر بودن این است که به هم قول وفاداری دهید. در حالی که وفاداری ازدواج شاد را تضمین نمی کند، خیانت مطمئناً به آن پایان می دهد یا حداقل آن را به آشفتگی کامل می رساند. هیچ بهانه ای برای بی وفا بودن به همسرتان وجود ندارد. این به شما بستگی دارد که احساسات تان را به اشتراک بگذارید. اگر ناراحت هستید، احساس بی توجهی می کنید یا هیجانی در اتاق خواب خود احساس نمی کنید، این مسائل را به شریک زندگی تان بگویید تا بتوانید به جای اینکه ازدواج خود را از بین ببرید، روی آن کار کنید. وفاداری به دو طرف احساس آرامش ذهنی می دهد، اعتماد ایجاد می کند، باعث می شود که بر روی ساختن ازدواجی شاد تمرکز کنید و به هم احترام بگذارید.

عادل باشید

هر درس زوج درمانی به شما می گوید که برای تقویت روابط تان با روان شناسی مثبت، باید راه هایی برای خوشحالی پیدا کنید. زوج ها وقتی که بحث می کنند خوشحال نیستند، اما اختلافات در روابط بلندمدت اتفاق می افتد. گفته می شود که چگونگی نگاه شما به اختلافات زناشویی باعث می شود که ازدواج شاد یا ناشاد را ایجاد کنید. عادلانه مبارزه کنید؛ با گوش دادن واقعی به نگرانی ها و نظرات شریک تان، قلب خود را باز کنید، صادق و انعطاف پذیر باشید.

تصمیم گیری با هم

تنها تصمیم نگیرید. شما و همسرتان یک تیم هستید، بنابراین تا جایی که می توانید با هم و در کنار هم باشید. باید احساس کنید که با همسرتان کامل می شوید و دو بخش از وجود یک نفر هستید، پس وقتی نیمه دیگر وجودتان حضور ندارد، تصمیم گیری نکنید. شرایط را با هم بسنجید و با هم تصمیم گیری کنید، در مورد همه چیز، خواه موارد کوچک و خواه بزرگ باشد. خود را مشتاق سازش و سازگاری نشان دهید.

تصمیم گیری با یکدیگر

 گوش دادن را یاد بگیرید

در انواع ارتباطات گاهی افراد را به حراف و ساکت تقسیم بندی می کنند. در این شیوه یک نفر مدام صحبت می کند و دیگری همیشه گوش جان می سپارد البته اگر بسپارد. این نوع رابطه برای زندگی عاشقانه خوب نیست. از نظر کلامی خانم ها و آقایان با هم متفاوت هستند، خانم ها قدرت پردازش بیشتری در فهمیدن، پردازش کردن و گوش دادن صحبت های دیگران دارند که ریشه در تعداد بیشتر سلول های عصبی مرتبط با پردازش های زبانی در قسمت چپ مغز دارد. چه صحبت کننده هستید و چه گوش کننده، یاد بگیرید که چگونه گوش کننده فعالی باشید.

  • به چهره فرد مقابل نگاه کنید و با نشانه های کلامی مانند آهان و نشانه های بدنی مانند تکان دادن سر جواب بدهید.
  • از یکدیگر سوالاتی برای روشن شدن تفکراتتان بکنید و اطلاعات بیشتری رد و بدل کنید.
  • به نیاز همسرتان برای صحبت کردن اهمیت بدهید و محیط آرامی را برای صحبت کردن انتخاب کنید.

مقاله مرتبط: تکنیک های گوش دادن فعال و موثر



Avoidance-attachment.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

دلبستگی بین مادر و کودک، شالوده اجتماعی شدن کودک را در سال های بعد پی ریزی می کند. این پیوند در رشد سالم کودک امری جدی بوده، نقش عمیق و گسترده ای در رشد وی دارد. احساس عمیقی که کودک به طور فطری و طبیعی نسبت به مادر دارد، می تواند تاثیر شگرفی در تأمین رفاه و سلامتش داشته باشد. براساس نظریه دلبستگی، فعالیت سیستم دلبستگی، محدود به دوران کودکی نبوده و در تمام طول زندگی و پیوندهای عاطفی دیگر، چون دوستی ها، ازدواج، روابط خویشاوندی و غیره فعال می ماند و انسان ها در هیچ سنی به طور کامل از احساس اعتماد نسبت به افراد مهم زندگی آزاد نیستند.

در سبک دلبستگی نا ایمن اجتنابی، افراد از صمیمیت،افراط و تفریط های هیجانی و حسادت می ترسند. آنها اعتقاد دارند برای شاد بودن نیازی به عشق نیست و از هر گونه ارتباطی که به صمیمیت منجر شود، دوری می کند و اصولا صمیمیت را بی ارزش تلقی می کند. برای این افراد مشکل است که به دیگران تکیه کنند و وقتی می بینند که کسی می خواهد خیلی به آنها نزدیک شود عصبی شده و احساس می کنند که دیگران اغلب بیشتر از حدی که آنان احساس راحتی می کنند با آنها صمیمی هستند و نمی توانند و یا تمایلی ندارند که در مورد افکار و احساسات خود با دیگران صحبت کنند. در این مقاله به تاثیرات سبک دلبستگی اجتنابی در رابطه پرداخته شده است.

دلبستگی مادر و کودک

اثرات منفی دلبستگی اجتنابی بر روابط

همان طور که شما ممکن است تصور کنید، افراد با سبک دلبستگی اجتنابی در تلاش برای رسیدن به روابط نزدیک و معنی دار هستند. این موضوع تنها برای فرد با این سبک دلبستگی مسئله ساز نیست، بلکه برای شریک زندگی وی نیز مشکل ساز خواهد شد.

برخی از اثرات منفی در این روابط عبارتند از:

فاصله گرفتن از دیگران

از آنجایی که آنها آموخته اند که از طرد شدن بترسند، به همین دلیل مکانیسم دفاعی ساخته اند که آنها طرد نمی شوند؛ در صورتی از دیگران فاصله گرفته و آنها را از خود دور نگه دارند. به همین دلیل آنها زیاد در مورد اینکه چه احساسی دارند و احساساتی که باعث نزدیکی به دیگران بشود، صحبت نمی کنند. تلاش برای گفتگو در مورد چگونگی احساس آنها می تواند ناامید کننده باشد.

سرکوب و منفی بودن

افراد با سبک دلبستگی اجتنابی، بسیاری از احساسات خود را سرکوب می کنند. آنها با این کار می خواهند آسیب پذیری خود را پنهان کنند و به تنهایی با احساسات خود مواجه شوند. از آنجایی که آنها به این امر عادت کرده اند، مهارت های خود را برای ابراز آنچه نیاز دارند توسعه نمی دهند. احساسات آنها به شکل شکایات، سکوت سنگین و یا منفی بودن است. آنها به سادگی نمی توانند احساسات مثبت شان را ابراز کنند و تنها می توانند احساسات خود را به نحوی منفی نشان دهند.

خراب کردن

همانطور که نزدیک شدن در یک رابطه ناراحت کننده می شود، تمایل دارند تا به طریقی رابطه را خراب کنند. آنها ممکن است مشکلی را که وجود ندارد اختراع کنند یا به دلایلی رابطه را ادامه ندهند. آیا “من فکر می کنم برای رابطه طولانی مدت آماده نیستم” برای تان آشناست؟ این همان دلبستگی اجتنابی است.

خراب کردن رابطه در دلبستگی اجتنابی

سیگنال های متفاوت

افراد با سبک دلبستگی اجتنابی مستعد این هستند که سیگنال های متفاوتی برای شریک خود بفرستند. از آنجایی که آنها نمی خواهند خیلی نزدیک شوند، سیگنال هایی می فرستند که از یک سمت شما فکر می کنید همه چیز خوب است و از سمت دیگر فکر می کنید مشکلی وجود دارد. این باعث می شود شریک زندگی شان گامی به عقب بردارد، زیرا نمی داند که واقعا چه اتفاقی دارد می افتد.

پیدا کردن نقص ها و ایرادات

اگر در رابطه با یک فرد اجتنابی هستید؛ منتظر این باشید که پشت سر هم نقص ها و ایرادات شما را پیدا کنند. این موارد می تواند شامل مدل غذا خوردن شما، نحوه شستن ظرف ها و موارد دیگر باشد. واقعا مهم نیست، آنها استاد پیدا کردن ایراد در کارهایی که شما انجام می دهید، هستند.

چگونه با دلبستگی اجتنابی در روابط مواجه شویم

اگر در رابطه با فرد اجتنابی هستید، راه هایی برای مواجه با آن وجود دارد. شاید یکی ار مهم ترین موارد برای شخصی که با فرد اجتنابی در ارتباط است، این است که اعتماد به نفس داشته باشد.

برخی از راه های دیگر برای مواجه با فرد اجتنابی در رابطه عبارتند از:

مسائل را شخصی نکنید

این توصیه خوبی برای زندگی به طور کلی است و مخصوصا در ارتباط با فرد اجتنابی بسیار مسئله مهمی است. بدانید روشی که فرد اجتنابی برای کنار آمدن با روابط خود انجام می دهد، هیچ ارتباطی به شخص شما ندارد. این بر اساس تجربه های دوران کودکی وی است. این کار باعث می شود که همه چیز برای او قابل کنترل باشد.

قابل اعتماد بودن

از آنجایی که فرد اجتنابی والدین و مراقبان غیرقابل اعتمادی داشته است، نشان دادن اینکه شما فردی قابل اعتماد هستید می تواند راهی برای ایجاد اعتماد در رابطه باشد.

بیش از حد فشار نیاورید

به یاد داشته باشید آنها دوست ندارند احساسات خود را به اشتراک گذارند. وقتی که به آنها فشار می آورید که احساسات خود را نشان داده و به اشتراک گذارند فقط باعث می شوید زودتر رابطه پایان یابد. همان طور که شما قابل اتکا و اعتماد باقی بمانید باعث می شود که در رابطه نیز اعتماد حاصل شده و در زمان مناسب آنها احساسات خود را با شما به اشتراک گذارند.

فشار نیاوردن در سبک دلبستگی اجتنابی

به آنها فضا بدهید

همان طور که ممکن است فکر کنید فرد اجتنابی از تنها بودن لذت می برد، در هر رابطه سالمی نیز زن و شوهر هم کارهایی را باید با هم انجام دهند و هم کارهایی مختص به خود داشته باشند. به زمان مخصوص به خودش احترام بگذارید و اجازه دهید که این زمان را داشته باشد. سعی نکنید همه چیز را با یکدیگر انجام دهید، جواب نخواهد داد.

اهمیت به خود

احساس اینکه چه کسی هستید و چه چیزی برای تان مهم است همیشه خوب است. اگر چیزی برای شما مهم است بگذارید او بداند. در هیچ رابطه ای فاصله گرفتن از چیزهایی که برای تان مهم است باعث نمی شود که رابطه پیش برود. خودتان را فراموش نکنید و همیشه خودتان باشید.


مقاله مرتبط: تاثیر نوع سبک دلبستگی بر روابط

مقاله مرتبط: سبک های دلبستگی و اختلالات شخصیت



Clear-signs-of-love.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

برخی از نشانه های عشق واقعی واضح و روشن اند. به هر حال هیچ وقت این موضوع را فراموش نکنید که هر انسانی روش منحصر به فردی برای ابراز علاقه دارد و نمی توان توقع داشت که مردها هم مانند زنان احساسات شان به راحتی روی زبا‌ن شان بچرخد. آقایان بیشتر با رفتارهای شان به شما نشان می دهند که چقدر به شما اهمیت می دهند و چقدر شما را دوست دارند. در اینجا در مورد نشانه های دوست داشتن آقایان بحث شده است.

نشانه های عشق

درباره مسائل خاص با شما صحبت می کند

مردان عاشق، در مورد مسائلی که صحبت در مورد آنها برایشان سخت است، با شما صحبت می کنند. به خصوص اگر شریک زندگی تان کم حرف و خجالتی باشد، این امر صادق است.

توجه به جزئیات در مورد شما

این مورد برای افرادی که در وهله اول می خواهند طرف مقابل شان را تحت تاثیر قرار دهند بسیار رایج است. وقتی که آنها عاشق می شوند این مورد عمیق تر می شود. مردان عاشق، به جزییات، چه کوچک چه بزرگ، توجه می کنند. زیرا آنها حقیقتاً به دنبال پیدا کردن چیزهایی هستند که شما به آنها علاقه دارید و از اینکه چیزهای زیادی در مورد شما یاد بگیرند لذت می برند.

توجه به جزییات نشانه ای از عشق

مراقب شما است

او از شما مراقبت می کند و به شما کمک می کند تا روزهای بد را پشت سر بگذارید. بسیار آسان است که کسی را در بهترین حالت اش دوست بدارید، اما آزمون نهایی در عشق ورزیدن، توانایی پذیرفتن یکدیگر در بدترین حالت است. در روابط، شما به چالش کشیده می شوید تا به فردی بهتر تبدیل شوید. وقتی کسی حاضر به کمک به شما در روزهای بد می شود، نه تنها این نشانه بلوغ است، بلکه نشان می دهد که شما یک رابطه پایدار بر پایه اعتماد، محبت و درک دارید.

دوست دارد کنار شما باشد

او به راحتی در اطراف شما است و احساس فشار برای تغییر ندارد. وقتی که شما عاشق می شوید قرارهای تان دیگر مانند نمایش و اجرا نیست بلکه حسی شبیه خانه دارد.

ارتباط چشمی

مدت زمان ارتباط چشمی با طرف مقابل دارای اهمیت زیادی است. اگر طرف مقابل تان هنگام صحبت کردن به چهره یا چشمان شما تمرکز می کند و اجازه نمی دهد هیچ موردی مانع این تمرکز شود، به احتمال زیاد به آینده ای جدی با شما فکر می کند.

شما را غافلگیر می کند

مردها به راحتی می توانند همسرشان را غافلگیر ‌کنند اما رایج ترین و البته دوست‌داشتنی ترین روش غافلگیری خرید هدیه است به خصوص اگر این هدیه مناسبت خاصی هم نداشته باشد اما همین قدر که نشان می دهند دوست دارند بی بهانه شما را شاد کنند، نشان عشق و علاقه آنها به شما و به زندگی با شماست. این ویژگی در خیلی از آقایان وجود دارد؛ گاهی با خریدن یک شاخه گل و گاهی با خریدن شیئی که گمان می کنند همسرشان به آن احتیاج دارد و گاهی هم با خریدن چیزی که شما را به یاد او می اندازد. به هر حال او سعی دارد به شما بگوید که دوست تان دارد.

بالا رفتن ابروها

افراد تمایل دارند از این حالت نیمه آگاه استفاده کنند و به باز کردن چشمان شان در زمانی که چیزی را که می بینند دوست دارند، کمک کنند. اگر وقتی که شما حرف می ‌زنید، ابروانش را بالا می ‌برد، معنی ‌اش این است که به آنچه می گویید، علاقه‌ مند است.

نگران شماست

اگر مردی به شما علاقه داشته باشد بیش از دیگران نگران شما خواهد بود. یکی از ویژگی های آقایان حس احساس مسئولیت در قبال عزیزان شان است. اگر او به شما علاقه داشته باشد سعی خواهد کرد از شما حمایت کند و در هر حالتی نگران شما خواهد بود و نمی تواند این نگرانی را مخفی کند.

حسود می شود

اگر یک مرد به شما علاقه مند باشد می توانید این مورد را از حسادت او نیز لمس کنید. مردها معمولا در این مورد از اول حسود هستند و در صورتی که ببینند با مرد های دیگر می خندید یا رفتار صمیمانه ای دارید به نحوی عکس العمل نشان خواهند داد.

سعی می کند آراسته باشد

وقتی قرار است شما را ببیند به خودش می رسد و دوست ندارد شما او را خسته و نامرتب ببینید. همان طور که خودش هم دوست ندارد شما خسته و نامرتب باشید. مردی که سعی می کند در کنار شما بی عیب و نقص به نظر بیاید حتما شما را خیلی دوست دارد و برای شما ارزش قائل است و همیشه بهترین ها را برای تان فراهم خواهد کرد. چون آرامش و آسایش شما برایش مهم است به‌خصوص در مواقعی که قرار است به دیدار دوستان یا اقوامش بروید، او سعی می کند طوری لباس بپوشد که شما راضی باشید. این ها همه از نشانه های دوست داشتن به روش مردانه است.

بزرگ شدن مردمک چشم

اتساع مردمک چشم یا به دلیل این است که در یک مکان خیلی تاریک هستید و یا این سیگنال ظریف نشانه علاقه طرف مقابل به شماست. وود معتقد است: “اتساع مردمک یک واکنش مغزی است که زمانی رخ می ‌دهد که چیزی را دوست دارید و یا به چیزی جذب می‌ شوید”.

به شما نزدیک تر می شود

اگر او تلاش آگاهانه ای برای نشستن در کنار شما و یا نزدیک تر به شما بکند، می توانید شرط ببندید که توجه اش را جلب کرده اید. نزدیک تر شدن به شما برای صحبت، و یا تمرکز تمام توجه اش تنها به شما و مکالمه تان نیز نشانه خوبی از این است که به شما علاقه مند شده است.

با شما شوخی می کند

زنان به مردان بامزه جلب می شوند و به نظر می رسد مردان به طور ذاتی می دانند که این یکی از سلاح های قوی ای ست که مردان در مقابل زنان به کار می برند. اگر یک مرد با شما، و تنها با شما شوخی کند، می توانید نتیجه بگیرید که به تعامل بیشتر با شما علاقه دارد. اگر او با همه افراد دیگر در گروه نیز شوخی کند، ممکن است تنها در حال لذت بردن از بودن در مرکز توجه است.

شوخی کردن نشانه ای از عشق

تغییر ناگهانی منافع و علائق

فرد عاشق به طور ناگهانی می تواند به همان چیزهایی که معشوقش علاقه دارد، علاقه مند شود. در عین حال او علاقه مند به ورزش می شود و یا شروع به خواندن ادبیات می کند که هرگز قبلا این کار را نکرده است.


مقاله مرتبط: نشانه های عشق واقعی

مقاله مرتبط: دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟



Impossible-for-ladies.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

اگر می خواهید قراری فراموش نشدنی برای فرد مورد علاقه تان ایجاد کنید باید بدانید که خانم ها از چه چیزهایی خوششان می آید و از چه ویژگی هایی بیزار هستند. در اینجا درباره هر دوی این ها بحث شده است.

او را غافلگیر کنید

هیچ چیز برای یک زن جذاب تر از این نیست که شریک زندگی اش بدون اینکه چیزی به او بگوید و سوالی بپرسد، یک قرار شگفت انگیز برایش بسازد. اکثر زنان دوست دارند هر چند وقت یک بار غافلگیر شوند و به مردشان اجازه می دهند کنترل ایجاد این فضای عالی را بدست گیرد.

ایجاد تجربه جدید

به جای اینکه برای او گل و هدیه بخرید، یک تجربه جدید برایش ایجاد کنید. اشتباه نکنید، هدیه و گل شگفت انگیز است (و تعداد بسیار کمی از زنان آنها را دوست ندارند)، اما اجازه می دهد آنها فقط بخشی از تجربه باشند. اگر می دانید چیز خاصی است که دوست دارد آن را تجربه کند و او را هیجان زده می کند، آن را برایش ایجاد کنید. این می تواند به معنای هر تجربه ای باشد که با هم از آن لذت می برید، مانند رفتن به یک نمایشگاه خاص یا دیدن یک منظره خاص باشد.

ایجاد تجربه جدید


مقاله مرتبط: هدیه چی بخریم؟


توجه کامل خود را به او بدهید

وقتی که با او هستید، با توجه کامل به او، بگذارید احساس خاص بودن کند. حواس تان با افکار، افراد دیگر و موبایل تان پرت نشود. بگذارید احساس کند که او تنها کسی است که شما به آن فکر می کنید و کسی که می خواهید این لحظه را با او به اشتراک بگذارید.

از حضور او در زندگی خود سپاسگزار باشید

حتی اگر برای او هدیه می گیرید و بهترین فضا را برای او فراهم می کنید، از اینکه او زن شگفت انگیزی است، از او تشکر کنید. تصور کنید چه احساس خوبی به او دست می دهد وقتی از حضور او در زندگی تان تشکر کنید. این یک واقعیت تاسف برانگیز است که فراموش می کنید از شریک زندگی خود قدرانی کنیم. این باعث می شود که او بیشتر شما را دوست بدارد و به شما وفادار باشد و همین حس را نیز به شما منتقل کند. نمایش قدردانی واقعی به او باعث خواهد شد که فضای ویژه ای بین شما دو نفر ایجاد شود و این روز نیز به یک روز شگفت انگیز تبدیل خواهد شد که او سال ها به یاد خواهد آورد.

این خصوصیات را تقویت کنید

زنان مردانی با این ویژگی ها را دوست دارند:

 مهربان

زنان مردان مهربان را به عنوان بهترین دوست برای خود در نظر می گیرند و در ذهن خود مردان مهربان را همراه خوب زندگی شان می دانند.

 شنونده خوب

زنان همیشه به دنبال یک شنونده خوب برای گوش دادن به حرفهایشان هستند که اگر مردی این خصلت خود را ثابت کند حتما همسر آینده او از زندگی در کنار او لذت خواهد برد.

شنونده خوب بودن

باهوش

مردان باهوش، توجه زنان را بسیار به خود جلب می کنند. هرگز زنان نمی توانند به مردانی که از هوش خود استفاده نمی کنند اعتماد کنند.

اعتماد به نفس

زنان مردانی را که اعتماد به نفس دارند را دوست دارند چرا که مردی که از خود مطمئن باشد برای یک زن قابل اطمینان تر و تکیه گاهی خوب به شمار می رود.

 تعادل

مردانی که تعادل رفتاری دارند بیشتر مورد توجه زنان قرار می گیرند

 طبع طنز

مردانی که خندان و شاد هستند و البته با حرف های مناسب و طنز خود دیگران را به خنده می اندازند جای بیشتری در قلب زنان خواهند داشت.

زنان از این مردان بیزارند

مردان بچه صفت

این قبیل مردان، نه آینده نگر ند و نه مسئولیت پذیر، به صورت روزمره گذران عمر می کنند و خلاقیت و ابتکاری ندارند و نسبت به خانواده بی خیال و بی توجهند. این مردان حاضر نیستند ضعف های خود را بپذیرند و وقتی به آنها اعتراض می شود یا از آنها خواسته می شود که خود را تغییر دهند، مثل بچه ها با عصبانیت می گویند: « همینه که هست».

مردانی که بیش از حد در کار خود غرقند

بله زنان عاشق مردان آینده نگر، مسئولیت پذیر و خلاقند، اما نمی خواهند شریک زندگی آنها ۲۴ ساعت در کار خارج از خانه خود، غرق و نسبت به همسرش بی تفاوت باشد یا او را فراموش کند. زنان دلگیر می شوند از این که شوهرشان به دغدغه های و سلامت روح و روان آنها بی توجه باشد؛ یعنی از مردانی که تمام فکر و ذکرشان معطوف به کارشان است خوششان نمی آید.

مردان قابل پیش‌بینی

زن‌ها واقعاً از مردان قابل پیش بینی که هیچ وقت کار متفاوتی انجام نمی دهند بدشان می آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.

مردان غیز قابل پیش بینی

مردان زخمی

اگر تازه در عشقی شکست خورده اید یا از دادگاه طلاق برگشته اید در پی جلب هیچ زنی نباشید. بگذارید زخم های تان التیام پیدا کند، آن گاه در پی این کار بروید؛ یعنی وقتی که همه چیز را فراموش کردید و خود را بازیافتید.

مردان ساده لوح

مردی که راه و رسم برخورد با زن ها را بلد نیست، با آنها با احترام رفتار نمی کند و آنها را دست کم می گیرد، مثل دوستان مرد خودش با آنها رفتار می کند و رفتارش با یک زن، لطیف و متناسب با روحیات او نیست، زن ها را فراری می دهد.

نرسیدن به خود

با اینکه ظاهر همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی رسند، موهای شان ژولیده است، بوی عرق می دهند، ناخن‌های شان بلند شده، دهان شان بو می دهد و لباس های چروک می پوشند نمی شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندام تان به خانم ها نشان می دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.

مردانی که تعادل روانی ندارند

این مردان، گاهی زن خود را به عرش می برند و او را بی همتا می خوانند و گاهی به او اتهاماتی وارد می کنند که او را به فرش می آورد. و نیز گاهی از او دوری می جوید؛ نه غم های خود را با او در میان می گذارد و نه کمک می کند طرف مقابل عیب های خود را بر طرف نماید. زنان ممکن است برای مدتی این وضعیت را تحمل کنند؛ اما اگر از اصلاح شوهر خود نا امید شوند، خود را از این وضعیت خلاص خواهند کرد. بویژه اگر احساس کنند که صبوریشان نادیده گرفته می شود و از آن قدردانی نمی شود.

مردان همیشه در سفر

زنان از این که گاهی شوهرشان گاهی به سفر می روند چندان ناراضی نیستند؛ چون این امر باعث می شود بیشتر قدر یکدیگر را بدانند و به این طریق، علاقه بین آنها بیشتر می شود.

مردان تعهد ناپذیر

مردانی که ازهمه لحاظ کامل هستند فقط یک نقص دارند؛ نمی خواهند برای یک زندگی پایدار تعهد بدهند. زنان از این قبیل مردان به شدت نفرت دارند؛ زیرا زنان، حتی اگر اعتراف نکنند، بجز تشکیل خانواده با مردی که دوستش دارند به چیز دیگری اهمیت نمی دهند.


مقاله مرتبط: انتظار زنان از مردان



Define-a-good-relationship-and-how-to-create-it.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

شما ممکن است فکر کنید که زوج هایی که رابطه خوبی با هم دارند دعوا نمی کنند، به ندرت عصبانی به تخت می روند، تمام وقت خود را با یکدیگر سپری می کنند و فوق العاده زندگی رمانتیکی دارند. این طرز فکر است که موجب می شود بسیاری از زوج ها در روابط خود شکست بخورند، به خصوص وقتی که در روابط شان با اختلافات و تعارضاتی رو به رو می شوند. فقط به این دلیل که شما با شریک زندگی تان در برخی موارد مخالف هستید، به این معنا نیست که شما نمی توانید یک رابطه عالی داشته باشید. حتی در یک رابطه تقریبا کامل، دو طرف سوء تفاهم ها، تعارضات و اختلافاتی را تجربه می کند.

 رابطه شما یکی از اجزای مهم زندگی تان است. توسعه و حفظ رابطه با شریک زندگی تان مهم ترین کاری است که می توانید برای خود انجام دهید. رابطه شما بر سطوح استرس، سلامتی و شادی شما تاثیر می گذارد. هیچ رابطه ای کامل نیست. داشتن یک رابطه عاطفی سالم یکی از مهم ترین‌ مسائل زندگی است که باید بسیار برای آن وقت و انرژی صرف کنیم زیرا تاثیر بسیار زیادی بر زندگی و روان ما دارد. در ادامه چند نکته برای ایجاد رابطه سالم آورده شده است.

چگونگی ایجاد رابطه سالم و خوب

همه چیز را جالب نگه دارید

شما و شریک زندگی تان در طول رابطه تان، بارها و بارها تغییر خواهید کرد. با انجام فعالیت های جدید و شکستن فرایند تکراری زندگی روزمره تان، همه چیز را در رابطه جالب نگه دارید. سعی کنید هم از نظر فیزیکی و هم از نظر فکری برای یکدیگر جذاب باشید. ایده ها و دیدگاه های جدید را در رابطه تان مطرح کنید. موضوعاتی که برای شریک تان جذاب است.

همه چیز را جالب نگه دارید

بررسی یکدیگر

در پایان یک روز طولانی، پرسش مرسوم بین زوج ها این است: «روزت چطور بود؟» به طور کلی، این سوال پاسخی سطحی مانند «خوب بود، برای تو چطور بود؟» دارد. این به هیچ وجه ارتباط بین شما و شریک زندگی تان را بهبود نخواهد داد. در عوض، سؤالاتی را مطرح کنید مانند «امروز چه چالش هایی داشتی؟» و شگفت زده خواهید شد از اطلاعاتی که در مورد شریک زندگی تان بدست خواهید آورد. تلاش برای تبدیل شدن به متخصص شریک زندگی تان، کار شما را برای خوشحال کردن او راحت تر خواهد کرد.

شناخت احساسات یکدیگر

بدون نیاز به تجزیه و تحلیل و یا حل مشکلات، به شریک زندگی خود گوش دهید. حتی زمانی که شما نقطه نظر شریک خود را درک نمی کنید، همیشه می توانید بگویید: “من می شنوم!” اعتبار دادن به احساسات شریک زندگی تان بدون قید و شرط، به آنها کمک می کنید احساس کنند که شما یک دوست امن هستید و تنها نیستند.

شناخت احساسات یکدیگر

درباره یکدیگر بیشتر بدانید

شریک زندگی تان واقعا چه کسی است؟ چه چیزی او را هیجان زده می کند؟ اهداف و رویاهای او چیست؟ به یاد داشته باشید، آنچه شریک زندگی شما می خواهد و برای تان معنی ندارد؛ شما فقط باید آن را درک کنید.

تکیه گاه یکدیگر باشید

هر کس با گذشت زمان با سختی هایی روبرو می شود و هنگامی که شریک زندگی تان یک چالش شخصی را تجربه می کند، حمایت شما می تواند جهان را متفاوت کند. همچنین، مهم نیست که چقدر مستقل هستید، به خود یاد بدهید که به شریک تان تکیه کنید. با گذشت زمان های سخت، به شما نزدیک تر می شود و ارتباط تان محکم تر می گردد.

دادن فضای شخصی

رابطه شما سالم خواهد بود اگر شما به یکدیگر اجازه دهید که فردیت تان را تقویت کنید. به یکدیگر اجازه دهید تا زمانی را با دوستان، خانواده و علائق شخصی بگذارنید. این به شما و شریک زندگی تان کمک می کند تا نه تنها هویت های جداگانه ای را حفظ کنید بلکه همچنین سلامت “خود” را تقویت کنید. صرف زمان دائمی با یکدیگر باعث می شود که در رابطه احساس خفگی کنید و وابستگی متقابل ناسالم ایجاد شود.

همیشه به یکدیگر احترام بگذارید

رابطه شما با شریک زندگی تان رشد خواهد کرد اگر هر دو به یکدیگر احترام بگذارید. احترام به شریک زندگی شما به شکل های مختلفی است؛ مثلا: توجه به احساسات، عقاید، زمان و اعتماد. در مقابل، بسیاری از چیزها می توانند احترام را در رابطه تان از بین ببرد:

  • با عناوین نامناسب یکدیگر را صدا زدن
  • صحبت کردن منفی در مورد شریک زندگی تان با دوستان و خانواده
  • تهدید به ترک رابطه

قدردانی

توجه داشته باشید برای تمام چیزهای کوچکی که شریک زندگی تان برای شما انجام می دهد، از او قدردانی و تشکر کنید. قدردانی یک انگیزه و محرک عالی برای شریک زندگی شما است و احساسات مثبت را در رابطه ایجاد می کند. همچنین هنگامی که شما به طور آگاهانه از او قدردانی می کنید، به جای تمرکز بر منفی ها، بیشتر به خوبی ها تمرکز می کنید و در رابطه خود بسیار خوشحال خواهید شد.

سازش

هر رابطه ای با اختلافات و تعارضات مواجه خواهد شد. این تعارضات نیستند که بر زندگی شما تاثیر می گذارند بلکه چگونگی رسیدگی به آنها باعث تاثیر در زندگی شما خواهند شد. عنصر مهم در حل تعارض در رابطه شما سازش است. شما نمی توانید همیشه کسی باشید که حق با اوست و همه جواب ها را دارد.

ارتباط با صبر و شکیبایی

ارتباط، یکی از ویژگی های اساسی یک رابطه عالی است. متاسفانه، کارشناسان نشان می دهند که بسیاری از زوج ها نمی دانند چگونه به طور مناسب با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. زوج های سالم عشق خود را به زبان می آورند. آنها زمانی را برای صحبت درباره احساسات شان اختصاص می دهند. آنها در یک رابطه سالم حتی موضوعاتی را که بیشتر چالش برانگیز را مورد بررسی قرار می دهند و با یکدیگر موافق یا مخالف هستند. آنها می دانند که همه با یک نگاه به مسائل نگاه نمی کنند. بنابراین، آنها به نظرات و ایده های یکدیگر احترام می گذارند. آنها در مورد رابطه جنسی آزادانه و صادقانه صحبت کنید. هنگامی که به یکدیگر می گویند چه چیزی برای شان لذت بخش است و چه چیزی را دوست ندارند، آنها رابطه جنسی خوبی خواهند داشت و در نتیجه رابطه قوی تری برقرار خواهند کرد.


مقاله مرتبط: چگونگی داشتن رابطه خوب با همسر

مقاله مرتبط: پرسش و پاسخ هایی که رابطه تان را قوی تر می کند



Different-types-of-love.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

عشق… آیا همیشه باعث می شود همه چیز گرم و رویایی باشد؟ یا گاهی اوقات باعث مشکلات ما در روابط می شود؟ اکثر افراد معتقد هستند که روابط سخت است اما در حقیقت آنها ذاتاْ سخت نیستند بلکه این افراد هستند که آن را سخت می کنند. در واقع انسان ها ذاتاْ خودخواه هستند. همه ما می خواهیم برنده شویم و دیگران درک کنند که ما چه می خواهیم و نتیجه آن دو نفری است که یکدیگر را درک نمی کنند و در رابطه رنج می کشند.

یکی از کلید های روابط سالم شناخت انواع مختلف عشق است. هر کس عشق را به گونه ای متفاوت می دهد و دریافت می کند. علاوه بر آن، برخی از مردم بسیار بیشتر قادر به تجربه انواع خاصی از عشق نسبت به دیگران هستند.

هشت نوع عشق بر اساس یونان باستان

یونانیان باستان عشق را آموختند و آن را به هشت نوع مختلف طبقه بندی کردند. بنابراین، بیایید نگاهی به انواع مختلف عشق داشته باشیم تا بتوانیم روابط خود را بهتر درک کنیم.

انواع مختلف عشق و درک بهتر شریک زندگی

آگاپه (عشق بدون قید و شرط)

این نوع از عشق، نوع دوستانه، فداکارانه و بی قید و شرط است. بعضی از مردم آگاپه را نوعی عشق روحانی می دانند. به عنوان مثال، مسیحیان معتقدند که عیسی مسیح این نوع عشق را به همه انسان ها عرضه کرده است. او از خودگذشته بود و خودش را قربانی کرد تا دیگران بتوانند از گناهان شان خلاص شوند.

اروس

اروس خدای عشق و باروری در یونان باستان است. بنابراین، معمولا با عشق عاشقانه، شهوانی و جسمانی همراه است. اروس در حقیقت جنبه جنسی و از انواع عشق آتشین مزاج و شهوانی انسان است. یونانیان از این نوع عشق می ترسیدند و آن را قدرتمند می دانستند. آنها تصور می کردند که به دلیل اینکه انسان ها انگیزه ای غریزی برای تولید مثل دارند، این عشق بسیار قدرتمند است و منجر به از دست دادن کنترل می شود. در دنیای مدرن، اروس با فشار های زندگی در آمیخته شده است –دقیقا همان چیزی که شوپنهاور پیش بینی می کند– اروس یک فرایند تلاش برای بقا و تولید مثل است. همچنین اروس با لوگوس (یا عقل کامل) در تضاد می باشد که نماد آن کوپید با چشمانی بسته است.

Eros

فیلیا

یونانیان این نوع عشق را به عنوان “عشق مهربان” تعریف می کنند. به بیان دیگر، این نوع عشق، عشقی است که نسبت به دوستان تان احساس می کنید. یونانی های باستان فکر می کردند که این نوع عشق از اروس (عشق جنسی) بهتر بوده؛ زیرا این عشق خود را در میان افرادی که خود را یکسان می دانستند، نشان می داد. در حالی که بسیاری از افراد واژه “عشق” را با داستان عاشقانه مرتبط می کنند، افلاطون همیشه معتقد بود که جذابیت جسمی برای عشق ضروری نیست. به این نوع، اغلب به عنوان “عشق افلاطونی”، عشق بدون اعمال جنسی اشاره می شود. دوستان واقعی برای داشتن یک زندگی حقیقی تلاش می کنند؛ آن ها برای این هدف به دنبال درک و فهم یکدیگر، درک محدودیت های اعتقادی یکدیگر و نقطه ضعف های شان هستند تا خطاها و سردرگمی ها را کم تر کنند. دوستان تحت تاثیر یکدیگر هستند و به دنبال بینش و تفسیر یکدیگر می باشند تا بتوانند تغییر کنند و تغییر بدهند.فیلیا

 

فیلوتویا

فیلوتویا از انواع عشق به خود است که می تواند سالم و یا نا سالم باشد؛ جنبه ناسالم فیلوتویا این است که می تواند باعث غرور شود.در جامعه مدرن امروز، افراد با خودشیفتگی، خودخواهی و درگیری با خود این نوع عشق را نشان می دهند. با این حال این نوع عشقی نیست که یونانیان باستان از آن صحبت می کردند. عشق به خود به هیچ وجه منفی یا ناسالم نیست. یونانیان باستان این را درک کرده بودند که اگر بخواهیم به دیگران عشق بورزیم باید اول بتوانیم خود را دوست بداریم. ما نمی توانیم به دیگران چیزی را که نداریم بدهیم. و اگر خودمان را دوست نداشته باشیم، چگونه می توانیم دیگران را دوست بداریم؟

استورگ (عشق آشنا)

استورگ را می توان به عنوان “عشق آشنا” تعریف کرد. گرچه این اصطلاح عجیب و غریب است، اجازه دهید توضیح دهم که واقعا چه معنایی دارد. این نوع عشق به نظر می رسد بسیار شبیه فیلیا، عشق محبت بین دوستان است. با این حال، این عشق بیشتر شبیه عشق والدین به فرزند است. درست مثل فیلیا، جاذبه جسمی و جنسی در کار نیست. اما یک پیوند قوی، خویشاوندی و آشنایی بین افراد وجود دارد.

استورگ

پراگما (عشق پایدار)

یونانیان باستان، پراگما را “عشق پایدار” تعریف می کنند. به عبارت دیگر، تقریبا مخالف اروس (عشق جنسی) است. به علت علاقه و شدت آن، اروس به سرعت از بین می رود. با این حال، پراگما عشقی است که در طول یک زمان طولانی بالغ و توسعه یافته است. زوج های متاهل قدیمی که سال های جوانی را با هم گذرانده اند و هنوز هم دست در دست هم دارند، نمونه خوبی از پراگما است. متأسفانه، این نوع عشق تا حدودی نادر است -به خصوص در جامعه امروز آنها صبر ندارند که در طول زمان عشق را ببینند- در این نوع از هر دو طرف در توافق و سازش هستند و هر کدام از آنها تلاش های برابر برای ایجاد شادی یکدیگر می کنند.

پراگما

لودوس (عشق بازیگوش)

این عشق در واقع احساس شیفتگی در ابتدای رابطه است. همان احساسی است که در مراحل اولیه عاشق شدن نسبت به کسی داریم مانند: نوسانات قلب، معاشقه، احساس وجد و خوشی. مطالعات نشان می دهد که وقتی مردم این نوع عشق را تجربه می کنند، مغز آنها بسیار شبیه کسانی است که کوکائین مصرف می کنند. این امر موجب می شود شما احساس زنده بودن و هیجان در زندگی داشته باشید.

مانیا (عشق وسواس گونه)

مانیا لزوما شکل خوبی از عشق نیست زیرا وسواس گونه است. این نوع عشق می تواند فرد را به سمت جنون، حسادت یا حتی خشم سوق دهد. به این دلیل است که تعادل بین لودوس و اروس وجود ندارد. بسیاری از افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند از اعتماد به نفس پایین رنج می برند. ترس از دست دادن عشق باعث می شود که این افراد به کارهای جنون آمیزی دست بزنند. در صورت عدم کنترل، مانیا می تواند در بعضی موارد بسیار مخرب باشد.


Appearance-in-marriage.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

صحبت کردن در مورد ظاهر یک موضوع بسیار حساس است. هیچ کس دوست ندارد تنها به خاطر ظاهرش و اینکه چطور به نظر می رسد، مورد قضاوت قرار گیرد. جذابیت فراتر از چیزهای سطحی تعریف می شود. موارد خاصی در مورد ظاهر وجود دارد که بسیار مهم هستند. ظاهر مهم است اما نه آنطور که فکر می کنید. حتی اگر شما از نظر فیزیکی کامل باشید، مواردی وجود دارد که خیلی آشکار نیست اما می توانند جذابیت شما را کم تر کنند. اما چرا ظاهر مهم است؟ چند دلیل اصلی وجود دارد که در ادامه آورده شده است.

دلیل اهمیت ظاهر در رابطه

ظاهر نشانه ای از احترام به خود است

اینکه چطور به نظر می رسید به دیگران می گوید که چه کسی هستید و چه احساسی در مورد خودتان دارید. تناسب اندام، آراسته بودن و پوشش مناسب، نشان می دهد که شما در مورد خودتان احترام و احساس خوبی دارید و می خواهید خودتان را به بهترین نحو نشان دهید. البته احترام به خود، تنها با این موارد سنجیده نمی شود. متاسفانه بسیاری از افراد نمی توانند تشخیص دهند که رفتار و انتخاب های شان دست به دست هم می دهند و روی تصویری که می خواهند ارائه دهند تاثیر می گذارند.

اهمیت ظاهر

سلامتی

هیچ بحثی وجود ندارد که ورزش برای سلامت شما مفید است. با این حال، اکثر ما اگر بخواهیم صادق باشیم، نه تنها می خواهیم سالم باشیم، بلکه می خواهیم متناسب و جذاب نیز به نظر برسیم. نگرانی افراد نسبت به شکل و ظاهر فیزیکی آنها تأثیر مثبتی بر سلامت آنها دارد، زمانی که سعی کنند از طریق ورزش به آن دست یابند. افرادی که ورزش می کنند، به طور کلی سالم تر از کسانی هستند که نشسته اند و هیچ کاری نمی کنند.

طبق گفته محققان، ساختمان چهره نیز شواهدی در مورد باروری فرد ارائه می‌دهد. به گفته دکترتورن‌هیل، استروژن یا هورمون جنسی زنانه، رشد استخوان را در بخش پایینی صورت و چانه زنان مهار می کند و باعث می‌شود صورت، کوچک تر و کوتاه تر شود. همچنین این هورمون با ایجاد اثر مشابهی بر ابرو باعث می شود چشم ها درشت تر و برجسته تر به نظر برسند. شکل صورت مردان نیز تحت تاثیر تستوسترون است. هورمون جنسی مردانه باعث می شود بخش پایینی صورت و فک بزرگ تر شود و ابروها پرپشت تر به نظر برسند. به گفته دکتر تورن‌هیل، مردانی که این خصوصیات را دارند، جذاب‌تر به نظر می آیند زیرا سلامت تولیدمثل شان محتمل تر است.

عزت نفس

تقریبا همیشه درست است اینکه زمانی که احساس می کنید خوب به نظر می رسید، احساس خوبی هم به خودتان خواهید داشت. این بدان معنا نیست که ما تلاش می کنیم که شبیه باربی به نظر برسیم، اما این بدان معنی است که ما در حال انجام بهترین کارها برای خودمان از طریق مراقبت از بدن و حفظ سلامت جسمی هستیم. یکی از بهترین راه ها برای تقویت عزت نفس تان این است که با احساسی مثبت، از خودتان مراقبت کنید.

عزت نفس

جاذبه جنسی

جذب شدن به شخصی از لحاظ جنسی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد و فقط به این دلیل نیست که چطور به نظر می رسید. همیشه این طور نیست که میل و کشش جنسی با پیدا کردن فردی جذاب از نظر جسمی شروع شود. این موضوع کمی در مورد مردان درست تر است. اکثر افراد به رابطه ای فراتر از رابطه جنسی فکر می کنند. اما جاذبه اولیه به شخص دیگری بر اساس ظاهر او را نمی توان انکار کرد.

اقرار به اهمیت ظاهر می تواند باعث شود برخی افراد احساس ناراحتی کنند. ممکن است کمی کهنه و قدیمی به نظر برسد که بخواهیم روی موضوع سطحی مانند ظاهر تمرکز کنیم. اما ظاهر می تواند چیزهای زیادی در مورد دیگران بگوید؛ اینکه آیا آنها از خود مراقبت می کنند، آیا آنها سالم هستند و به نظر می رسد که اعتماد به نفس و احترام به خود را دارند؟ با اینکه ظاهر می تواند چیزهای خاصی را به ما بگوید اما همه چیز را نمی تواند بگوید. اما به نظر می رسد اغلب یک سرنخ خیلی خوب است.

دلیل اهمیت ظاهر در رابطه

معمولاً اولین عنصر محرک برای آشنایی با یک نفر جذابیت اوست. جذابیت در آغاز و گسترش آشنایی زن و مرد تأثیر به سزایی دارد. در مطالعات انجام شده بر روی نقش جذابیت در ازدواج،  این نتیجه بدست آمده است که جذابیت ظاهری بیشترین تأثیر غیرمنطقی را بر اکثریت افراد دارد و یکی از مهم ترین شاخصه هایی است که در تعداد افراد خواستار ازدواج با فرد تأ ثیر دارد. در نگاه اول جذاب ترین افراد به احتمال زیاد افرادی گرم، حساس، مهربان، به روز و با کفایت هستند. در یک مطالعه بین فرهنگی که سی و سه فرهنگ در نقاط مختلف جهان را در بر می گرفت، ظاهر فیزیکی در همه موارد به عنوان جذاب ترین عامل توسط مردان ذکر شده بود، در حالی که خانم ها به دور نمای مالی مردان و بلند پروازی آنها یا سخت کوشی و جدی بودن آنها توجه می کردند.

بعضی از دختران و پسران شیفته وضعیت ظاهر طرف مقابل می‌شوند و سایر عوامل را نادیده می گیرند. این حالت نیز پس از مدتی که عوامل دیگر اهمیت خود را نشان می دهند و عامل زیبایی در مرحله بعد قرار می گیرد، خوشی و نشاط را از خانواده می گیرد و چه بسا که زندگی گرم و پرشور اولیه به سردی گراید.
خطر دیگری که در مورد تکیه بر زیبایی ظاهری در رابطه وجود دارد آن است که زیبایی جنبه ثابت و دایمی ندارد؛ و می تواند در اثر یک حادثه و یا در طول زمان یا بر اثر وجود یک بیماری از بین برود و به زندگی شاد زناشویی آسیب برساند.


image-3.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

بسیاری از مردان تجربه اضطراب عملکرد را داشته اند. به ویژه، در مواردی که هیچ علت فیزیکی زیربنایی برای اختلال نعوظ یافت نمی شود، اضطراب عملکرد مقصر است. برخلاف باور عموم، مغز مهم ترین اندام جنسی برای مردان و زنان است. اگر مغز با اضطراب روبرو شود، آلت تناسلی به طور مناسب به تحریک جنسی پاسخ نمی دهد. دلیل این امر این است که اضطراب باعث می شود که مغز و بدن در حالت گریز اجتناب و یا توقف قرار گیرند، تاکید بر زنده ماندن است زیرا اضطراب باعث می شود که شما آماده تهدیدی باشید که وجود ندارد. هنگامی که می خواهید زنده یا ایمن بمانید، رابطه جنسی جز الویت ها قرار نمی گیرد.

اضطراب عملکرد

با این حال، بسیاری از زنان نیز اضطراب عملکرد را تجربه می کنند، اما می توانند آن را بهتر از مردان پنهان کنند. در بیشتر موقعیت های جنسی، مردان احساس می کنند که در جلو و مرکز تجربه جنسی قرار دارند. آنها اغلب احساس می کنند که روی صحنه قرار دارند و در مقابل حضار در حال اجرا هستند. مخاطبان و تماشاگران نه تنها شریک زندگی وی است که به صورت فیزیکی حضور دارد، بلکه ارواح همسران گذشته، خاطرات تجربیات جنسی گذشته که خیلی خوب نیستند، کلیشه های اجتماعی و فرهنگی درباره توانایی جنسی مردان و تصورات غلط درباره مردانگی را تشکیل می دهند. با این حال، تماشاگری که بیشترین نفوذ و تاثیر را دارد، خودش است، انتقاد، قضاوت و شناسایی نقص در عملکرد خود، حتی اگر مخاطبان این کار را نکنند.

اگر عملکرد خوبی در رختخواب نداشته باشم و نتوانم همسرم را از نظر جنسی ارضا کنم؛ چی؟ آیا می توانم به اندازه کافی نعوظ پیدا کنم؟ آیا ممکن است من زودانزال شوم و به سرعت به ارگاسم برسم؟ آیا همسرم از اندام من رضایت دارد و مرا مسخره نمی کند؟ آیا همسرم بوی بدن مرا دوست دارد؟ آیا می توانم رابطه جنسی را درست انجام دهم؟ آیا همسرم از عملکرد من راضی است و لذت می برد؟ ممکن است این رابطه جنسی به بارداری منجر شود؟ می توانم با موفقیت رابطه جنسی برقرار کنم؟ آیا ممکن است به بیماری های مقاربتی مبتلا شوم؟ و… برخی از نگرانی ها کاملا بجا و منطقی است، مثلا نگرانی از داشتن رابطه جنسی محافظت نشده و ترس از ابتلا به بیماری های مقاربتی، کاملا طبیعی و منطقی است و باعث می شود فرد به دلیل احساس خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی بیشتر موارد بهداشتی را رعایت کند، اما بسیاری از نگرانی های مطرح شده در بالا، کاملا غیرمنطقی بوده و نتیجه ای جز اضطراب نخواهد داشت؛ اضطرابی که به ایجاد مشکلات جدی و حتی وخامت بیشتر اوضاع منجر می شود.
نگرانی مدام از ظاهر یا توانایی های جنسی، رابطه جنسی را ناموفق، بسیار پر استرس و اعصاب خردکن می سازد، حتی گاهی ممکن است به امتناع شدید از برقراری رابطه جنسی بینجامد.

غلبه بر اضطراب عملکرد

راه دادن یک نفر به حریم خصوصی ترین بخش های زندگی، رابطه ای خاص و ویژه ایجاد می کند که بسیار نزدیک و افشاگرانه است. ارتباط جنسی یکی از مهم ترین حریم ها و البته تجربه ای لذت‌بخش است، اما هنگامی که یکی از زوجین، در این مورد دچار ترس و استرس شود یا از عملکرد جنسی خود اضطراب داشته باشد، بی‌تردید احساس جذاب بودن یا صمیمیت با همسر مخدوش شده و حتی بسیار سخت هم خواهد شد. از سوی دیگر، بسیاری از افراد تصور می کنند دیگران همیشه یک رابطه جنسی موفق، رضایت‌بخش و تهی از مشکل دارند و همین قضیه گاهی می تواند به اضطراب و گاه شدت بسیار آن منجر شود.
وقتی که همواره به این اندیشه شود که آیا می توانم رابطه جنسی موفقی داشته باشم؟ آیا همسرم از کارکرد جنسی من لذت می برد و برایش خوشایند است؟ آیا زیاد چاق یا زیاد لاغر به نظر می رسم؟ و… اختلال در کارکرد جنسی و عدم موفقیت در آن حتمی است، بی تردید ذهن درگیر و مغشوش با افکار منفی و پرسشگر، اجازه نمی دهد همسرش از رابطه جنسی نهایت لذت را ببرند.
روانشناسان این نوع اضطراب را اضطراب جنسی يا اضطراب عملكرد تعریف کرده‌اند. اضطراب جنسی در برخی مردان و زنان قابل مشاهده است. گاهی شدت این مساله به قدری قوت دارد که زندگی جنسی فرد از ریشه و بن مختل می‌شود و مشکلات زناشویی عدیده ای را به بار می‌آورد.

غلبه بر اضطراب عملکرد

اگر دچار اضطراب عملکرد جنسی هستید، حتماً به پزشک مراجعه کنید، کسی که با او احساس راحتی کنید و بتوانید درمورد زندگی‌جنسی تان آزادانه با او حرف بزنید. دکتر می تواند شما را معاینه کرده و آزمایشاتی برای اطمینان از وضعیت سلامتی شما یا داروهایی که ممکن است در عملکرد جنسی تان ایجاد مشکل کرده باشد، برای تان انجام خواهد داد.

طی معاینه دکتر درمورد سابقه جنسی تان سوال می کند تا بفهمد چطور دچار اضطراب عملکرد جنسی شده اید و چه افکاری در زندگی جنسی شما ایجاد مشکل کرده است. دارو و سایر درمان ها می تواند برای درمان بدکاری نعوظ و سایر مشکلات جنسی که به علت های جسمی برمی‌گردد موثر باشد.

اگر مشکل جسمی نباشد، دکتر یکی از رویکردهای زیر را به شما توصیه خواهد کرد:

صحبت با مشاور روانشناس

از یک مشاور که در درمان مشکلات جنسی تجربه داشته باشد وقت بگیرید. درمان روانشناسی کمک تان می کند با جنسیت خود راحتی بیشتری پیدا کنید و مسائلی که موجب اضطراب عملکرد جنسی در شما شده است را درک کنید. مثلاً مردانی که نگران انزال زودرس هستند می‌توانند از تکنیک هایی برای به دست آوردن کنترل بیشتر روی انزال خود استفاده کنند.

صحبت با مشاور روانشناس

راحت بودن با همسرتان

حرف زدن با همسرتان درمورد اضطراب عملکرد جنسی خود می تواند به کم کردن بخشی از نگرانی های تان کمک کند. سعی کنید با هم به یک راه‌حل برسید و این شما را به هم نزدیک تر کرده و رابطه جنسی تان را تقویت خواهد کرد.

نزدیک شدن از طریق دیگر

راه های زیادی برای نزدیک شدن به هم، بدون رابطه جنسی وجود دارد. همسرتان را ماساژ حسی بدهید یا با هم حمام کنید.

ورزش کردن

ورزش نه تنها باعث می‌شود حس بهتری نسبت به بدن تان پیدا کنید، استقامت شما در عمل جنسی را هم بالا می‌برد.

پرت کردن حواس تان

سعی کنید وقتی می خواهید با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید، یک موسیقی رمانتیک یا فیلم عاشقانه بگذارید. به چیزی که تحریک تان می کند فکر کنید. پرت کردن حواس تان از عملکرد جنسی تان نگرانی های تان را از بین برده و باعث می شود استرس کمتری داشته باشید.


The-Power-of-Closeness-1024x683.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

چگونه می دانید رابطه شما ادامه خواهد داشت؟ بسیاری از ما محتاط و حتی در مورد عشق بدبین هستیم. بسیاری از رابطه ها به صورتی یکسان آغاز می شوند: مرد و زن نسـبت به هر کلمه ای که ابراز می دارند، هر نفسی که می کشند و هر حرکتی که انجام می دهـند، وفادار و پایبندند. همه چیز در ابتدای هـر رابطه جدی بسیار دلپسند و خوب است، اما از کجا می توان فهمید که این شرایط بعد از سه ماه باز بـه همین صورت تداوم خواهد یافت یا خیر؟ چطور متوجه می شوید که همسرتان برای شما مناسب است؟ آیا او به شما علاقمندی اش را خواهد گفت، آیا او علاقمندی اش را به شما نشان خواهد داد یا فقط به دیگران خواهد گفت که می خواهد شما در زندگی اش باشید؟ در ادامه انواع روابط طولانی مدت و قوی آورده شده است.

روابط مبتنی بر بخشش

روابط مبتنی بر بخشش

شما و شریک زندگی تان چگونه با تعارضات کنار می آیید؟ سوء تفاهم ها در رابطه مشکل نیستند؛ مسئله مهم این است که چگونه با این مشکلات رو به رو می شوید. یک رابطه قوی به دنبال تلاش برای کاهش تضادها و تعارضات نیست فقط به دلیل اینکه همیشه مقداری از این تعارضات وجود دارد. دانیل وایلد می گوید: “انتخاب یک شریک، انتخاب مجموعه ای از مشکلات است.” در واقع بحث و مبارزه خوب است. تحقیقات نشان می دهد، زن و شوهری که با هم بحث و دعوا نمی کنند، رابطه ناسالمی دارند.

در یک ازدواج سالم و پایدار، بحث و دعوا نشانه ای از رابطه بد نیست؛ خیلی هم سالم و طبیعی است. زوج های موفق، توجه خود را بیشتر بر حل مسائل متمرکز می کنند تا به شخص مقابل حمله کنند. همچنین، زمانی که آنها موضوع را حل کردند، ببخشند و فراموش کنند. اندازه واقعی قدرت ارتباط شما به این مسئله بستگی دارد که چه مدت پس از یک مخالفت و ناسازگاری به حالت قبل بر می گردید. همسرانی که روابط قوی دارند ابتکار عمل برای برگرداندن رابطه به حالت قبل از ناراحتی و ناسازگاری بدست می گیرند.

روابط مبتنی بر ماجراجویی

خستگی و کسالت می تواند یک مانع عظیم برای یک رابطه پایدار باشد. مدتی که از ازدواج می گذرد، به راحتی زوج ها به مرحله ای می رسند که همه چیز، تکراری، قابل پیش بینی، غیرجذاب و خسته کننده است. تحقیقات نشان می دهد که زوج هایی که عشق پررنگی بین شان وجود دارد، کسانی هستند که از شرکت در فعالیت های جدید و چالش برانگیز با هم لذت می برند. فعالیت های جدید باعث تحریک مغزتان شده و می تواند جرقه اصلی را احیا کند. ماجراجویی راهی عالی برای تکان دادن رابطه است.

روابط مبتنی بر ماجراجویی

روابط مبتنی بر صمیمیت

زوج درمانگران اشاره کرده اند که زن و شوهرهایی که از زندگی جنسی خود ناراضی هستند، در رابطه خود تحت فشار قرار گرفته و حتی این امر می تواند باعث جدایی آنها شود. رابطه جنسی برای ایجاد رابطه موفق ضروری است. وقتی رابطه جنسی بیشتری دارید بیشتر آن را می خواهید و عکس آن نیز صادق است وقتی رابطه جنسی کمتری دارید، کمتر تمایل به داشتن آن خواهید داشت و کمتر احساس می کنید که با همسرتان در ارتباط هستید. رابطه جنسی مواد شیمیایی مربوط به عشق را افزایش می دهد. در طول رابطه جنسی اکسی توسین آزاد می شود. اکسی توسین به عنوان هورمون پیوند نامیده می شود. زوج های بسیار خوشبخت به طور متوسط ۷۴ بار در سال رابطه جنسی دارند.

اگر رابطه جنسی شما زیاد نیست، چه؟

اگر نگران این هستید که رابطه جنسی شما زیاد نیست، خوشحال خواهید شد که بدانید صمیمیت فقط در رابطه جنسی نیست. اکسی توسین هنگام لمس کردن، گرفتن دست یکدیگر، نوازش و تماس چشمی عاشقانه نیز آزاد می شود. تحقیقات نشان می دهد که سطح اکسی وتوسين مردان بعد از تماس عاشقانه به ميزان ۵۰۰ درصد افزايش می يابد.

روابط مبتنی بر اعتماد

اعتماد مهم ترین پیش بینی کننده موفقیت رابطه دراز مدت است. رابطه ای قوی نخواهد بود اگر اعتماد بین طرفین وجود نداشته باشد. آیا شریک زندگی شما قابل اعتماد و اتکا است؟ آیا می توانید بر روی اوحساب کنید؟ خودتان چطور؟ آیا شما قابل اعتماد هستید؟ آیا روابط آنلاینی دارید که شریک زندگی شما از آن آگاه نیست؟ آیا شما احساسات واقعی خود را از شریک زندگی خود پنهان می کنید؟ زوج ها در روابط قوی هیچ رازی را از هم پنهان نمی کنند.

انواع روابط طولانی مدت و قوی

روابط مبتنی بر آینده مشترک

برای یک رابطه سالم و طولانی مدت، تشابه، بهتر است. قبل از تشکیل رابطه باید دو طرف اطمینان حاصل کنند که اهداف و ارزش های مشترکی دارند. در تحقیقی، در مصاحبه هایی با زوج هایی که به طور متوسط ۴۳ سال با یکدیگر زندگی کرده بودند، نشان داد که به اشتراک گذاری ارزش های اصلی، منافع و داشتن دیدگاه مشابه در زندگی شانس آنها را برای داشتن یک زندگی خوب افزایش داده است. تحقیق دیگری در سال ۲۰۰۹ همچنین نشان داد که زوج های شادتر شخصیت های مشابه تری دارند.

همه زوج ها یک چیز را نشان دادند: مخالفان در فیلم های سینمایی جذب هم می شوند، اما این افراد زندگی موفقی نخواهند داشت. شواهد نشان داده است که افراد معمولا افراد متفاوت از خود را بیشتر دوست دارند و برای شان تحریک کننده است ولی فقط برای روابط کوتاه مدت. ولی برای روابط بلند مدت، شباهت، قدرت ماندگاری رابطه است.

روابط مبتنی بر آسیب پذیری مشترک

چرا بسیاری از افراد از عاشق شدن می ترسند؟ چرا بعضی از تعهد می ترسند؟ این به خاطر ترس شدید آسیب پذیری است. بسیاری از افراد روابط را دوست دارند، اما از نزدیک شدن و صدمه دیدن می ترسند. تحقیقات نشان می دهد که مردم از آسیب پذیری به دلیل ترس از طرد شدن می ترسند. ترس زمانی وجود دارد که اگر کسی متوجه شود که به اندازه دیگران کامل نیستیم، باهوش یا قوی نیستیم، دیگران ما را دوست نخواهند داشت. متاسفانه، ما نمی توانیم بدون آسیب پذیری روابط سالم ایجاد کنیم. آسیب پذیری راز یک ارتباط قوی است. شناختن کسی که شما را به خاطر کسی که هستید دوست دارد و دوست داشتن دیگری با تمام آسیب پذیری ها، رضایت بخش ترین تجربه زندگی است. ترس از آسیب پذیری نشانه خود تخریبی است. ترس شما از آسیب پذیری باعث می شود که شما به طور کامل در رابطه درگیر نشوید.


iStock-466615928.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مهارت هایی برای داشتن یک زندگی جنسی سالم

برای داشتن یک زندگی زناشویی خوب داشتن مهارت جنسی باید بسیار با اهمیت و ضروری باشد. از مهم ترین مهارت های لازم برای داشتن روابط جنسی سالم و لذت بخش، این است که زوجین باید شناخت خوبی از آناتومی جنسی هم دارا باشند. زن و مرد باید بدانند که واکنش جنسی طرف مقابل چه روالی دارد، چطور پیش می رود و دو طرف از نظر جنسی و روانی چه تفاوت هایی با هم دیگر دارند. در واقع زوجین باید درباره تفاوت هایی که از نظر جسمی، جنسی، روانی و روحی با هم دارند آگاهی لازم را کسب و هر یک سعی کنند سهم خود را در جهت بهبود روابط و افزایش اطمینان جنسی طرف مقابل ایفا کنند. در ادامه مهارت هایی برای داشتن یک زندگی جنسی سالم نیاز است را مورد بحث قرار داده ایم.

 مهارت هایی برای داشتن یک زندگی جنسی سالم

ارتباط شفاف

ارتباط روشن و مداوم پایه ای برای ارتباط جنسی طولانی مدت است. این مورد شامل چگونگی صحبت شما با همسرتان درباره رابطه جنسی، نیازها، خواسته ها و فانتزی های شما است. هم چنین شامل شیوه های است که ارتباط برقرار می کنید، بدون خشم، انتقاد و سرزنش. در طول رابطه جنسی، اگر شما یا شریک تان نوع دیگری از لمس یا تحریک را می خواهید، از طریق نشانه های کلامی یا غیر کلامی ارتباط آن را نشان دهید. یکی از راه هایی که می تواند باعث بهبود رابطه جنسی شما شود این است بعد از هر رابطه جنسی از یکدیگر سوال هایی بپرسید. به عقب برگردید و نکات برجسته تجربه خود را به اشتراک بگذارید. از همسرتان بپرسید که چه احساسی دارد، چه کار متفاوتی بهتر است دفعه بعدی انجام دهید؟ در کدام یک از موقعیت ها احساس بهتری داشته و کدام موقعیت حس خوبی به او نمی داده است. و در نهایت از یکدیگر تشکر و تقدیر کنید.

می توانید به همسرتان بگویید من از ارتباط با تو لذت می برم اما برایم بیشتر خوشایند خواهد بود اگر از نظر ظاهر، بهداشت و…. وضعیت شما به این شکل باشد. خیلی از افراد از گفتن این موضوع دوری می کنند و گفتن این حقایق را سال ها به تاخیر می اندازند. هیچ فردی نباید از گفتن این حرف به همسرش نگران باشد؛ از اینکه نکند دلش را بشکند و… بلکه این نشان از توجه به آن همسر و فضای پیش آمده در اتاق خواب است؛ در حالی که متاسفانه زن و شوهرهای زیادی هستند که به شدت در حال سوءتفاهم هستند. برای اینکه فکر می کنند اگر مسئله ای که به وجود آمده را مطرح کنند همسرشان دلگیر می شود و… این پنهان کاری ها معنایی به غیر از عدم توجه به بنیان خانواده ند.

مهارت هایی برای داشتن یک زندگی جنسی سالم

انعطاف پذیری

بسیاری از زوج ها روش های سخت گیرانه و انعطاف ناپذیری برای داشتن رابطه جنسی را ایجاد می کنند، این سخت گیری معمولا به شکل یک رویه معمول برای پیش بینی زمان رابطه جنسی، تحریک و ارگاسم ظاهر می شود. انعطاف پذیری یک مهارت بسیار مهم جنسی است، توانایی آغاز از سمت هر دو طرف، کشف راه های تازه ای برای تحریک و رسیدن به اوج بدون وابستگی به زمینه، مکان یا فانتزی است.

ایجاد تغییر و تنوع

وقتی در یک رابطه طولانی مدت هستید، به آن عادت می کنید. شواهد بیولوژیکی وجود دارد که تجربیات جدید موجب ترشح دوپامین در مغز می شود. دوپامین یک پیام رسان شیمیایی است که بر مرکز لذت در مغز اثر می‌گذارد. به همین دلیل است که در روابط جدید خیلی زود هیجان‌زده می شویم–چون همه چیز تازه است و مغزتان هم براساس آن واکنش می دهد.
مشخص است که نمی توانید هر وقت این هیجان از بین رفت، شریک زندگی‌تان را عوض کنید. اما می توانید عوامل دیگر را تغییر دهید. یک مکان جدید، زمان جدید یا موقعیت جدید حال و هوای هر دوی شما را برمی گرداند. رابطه جنسی اول صبح، زیر دوش حمام یا در اتاقی متفاوت از اتاق همیشگی تان را امتحان کنید.

خودداری از رابطه جنسی به عنوان مجازات

“نشان دادن خشم و عصبانیت با خودداری از برقرای رابطه جنسی، زندگی شما را به نابودی می کشاند.” چرا: نه تنها محبت و دوستی را از بین می برد، بلکه اگر زوجین در جنگ قدرت ها از سکس به عنوان برگ برنده استفاده کنند، تنفر بسیار زیادی به وجود می آید و پس از مدتی دیگر هیچ یک از طرفین هیچ گونه تمایلی به برقراری رابطه جنسی با دیگری از خود نشان نمی دهد. بنابراین دفعه آینده که از همسر خود ناراحت شدید به جای دور شدن در او در تخت خواب، همه چیز را با گفتگو روشن کنید و در این راه از رابطه جنسی مایه نگذارید.

گاهی برای رابطه جنسی تان برنامه ریزی کنید

گاهی برای رابطه جنسی تان برنامه ریزی کنید

اغلب مردم فکر می کنند که حس داشتن رابطه جنسی باید از شهوت نشات بگیرد ولی همیشه این طور نیست. مگر این که اوقات فراغت زیادی در زندگی تان داشته باشید و فرزندان تان بزرگ شده باشند و به خانه های خودشان رفته باشد.  برنامه ریزی برای رابطه جنسی ایده خوبی است. به گفته زودلبرگ برای شب تان برنامه ریزی کنید. شام بچه ها را بدهید و آن ها بخوابانید. یک وعده غذایی سبک سفارش دهید که بعد از شام با کلی ظرف نشسته و روی هم انباشته شده روبرو نباشید. بعد از آن کاری انجام دهید که استرس های روزانه را فراموش کنید مثلا تماشای برنامه طنز تلویزیونی یا یک فیلم سینمایی با هم. بعد از استراحت متوجه خواهید شد که خیلی راحت تر حس جنسی به سراغ تان می آید.

از عشق تان مراقبت کنید

گاهی زن و شوهر برای هم جذاب هستند اما برای احیای این کشش و جذابیت و تقویت آن کار زیادی نمی کنند و عشقی که بین شان ایجاد شده بود را به حال خود رها می کنند، با هم حرف نمی زنند و به فاکتورهای تخریب کننده رابطه جنسی بی توجه هستند. خیلی از زوج ها این تصور را دارند که عشق برای یک بار برای آنها اتفاق افتاد و همواره به همان اندازه و کیفیتی که هست باقی خواهد ماند؛ در حالی که عشق و علاقه بین زوج ها خمیرمایه کشش جنسی و تداوم روابط جنسی بین آنها است و نمی توان آن را بدون مراقبت، احیا و تقویت رها کرد.


image-2.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

روابط جنسی و استرس به شیوه های مختلف با هم در ارتباط هستند. بسیاری از ما به طور غریزی به این مسئله واقف هستیم و می دانیم که هر وقت روز پر استرس و پر از اضطراب و نگرانی را سپری کرده باشیم، امکان برقراری رابطه زناشویی خوب و با کیفیتی را با همسرمان نخواهیم داشت. در حالی که استرس نقش مهمی در کاهش میل جنسی دارد، برعکس این مسئله نیز صادق است. یعنی رابطه زناشویی می تواند سلاحی مؤثر علیه استرس باشد. در ادامه تاثیر اضطراب بر میل و لذت جنسی مورد بحث قرار گرفته شده است.

تاثیر اضطراب بر لذت جنسی

تاثیر اضطراب بر لذت جنسی

اضطراب لیبیدو را می کشد

افرادی که با اختلال اضطراب فراگیر درگیر هستند، اغلب کاهش میل جنسی را گزارش می دهند. دلیل این است که بدن و سیستم عصبی آنها درگیر نجات و زنده ماندن، آماده شدن برای تهدید بعدی است و در چنین شرایطی نیازی نیست که بدن در وضعیت انگیختگی و تحریک عاطفی قرار بگیرد. تمام انرژی فرد برای حفظ امنیت او به کار گرفته می شود. از آنجا که رابطه جنسی برای بقا نیاز نیست، لیبیدو در صندلی عقب قرار می گیرد.

اضطراب مانع انگیختگی است

توانایی مردان و زنان در تحریک جنسی، به شدت تحت تاثیر اضطراب قرار می گیرد. تولید بیش از حد هورمون استرس، آدرنالین، باعث می شود که همیشه در حال آماده باش باشید. اضطراب نقش مهمی در اضطراب عملکرد و اختلال نعوظ دارد. مردان مبتلا به اضطراب فراگیر، مستعد ابتلا به مشکلات نعوظ هستند.

اضطراب و لذت با هم همراه نیستند

شما نمی توانید اضطراب و احساس لذت را همزمان داشته باشید. اضطراب تقریبا همیشه لذت را از بین می برد. این بدین معنی است که اگر شما در طول یک تجربه جنسی احساس اضطراب کنید، قادر نخواهید بود در لحظه باقی بمانید و احساسات لذت را تجربه کنید.

اضطراب مانع ارگاسم می شود

اضطراب نه تنها باعث اختلال در لذت بردن می شود بلکه آستانه رسیدن به ارگاسم را نیز مختل می کند که این سطح تحریک مورد نیاز برای رسیدن به اوج لذت جنسی است. مردان مبتلا به تاخیر در انزال و زنانی که قادر به داشتن ارگاسم منظم نیستند، اغلب دارای آستانه ارگاسم بالاتر هستند.

اضطراب مانع ارگاسم می شود

راه حل چیست؟

آنچه می توان به زوجینی که دارای فشارهای روانی و عصبی هستند توصیه کرد این است که در مرحله اول به دنبال ارزیابی روانشناختی و سلامت روان خود باشند. به این ترتیب می توان مشکلات احتمالی را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کرد. شناسایی منشأ فشارهای روانی و عصبی می تواند بسیار کمک کننده باشد چرا که نوع علت در تعیین نوع مداخله بسیار موثر است. وجود علائم اختلالات روانی در افراد، استرس های روزمره، استرس ناشی از تعارضات بین فردی و مشکلات ارتباطی و عاطفی زوجین هر کدام روند مداخلات را به سمتی سوق خواهد داد.

تغییر سبک زندگی، ورزش کردن، داشتن برنامه های تفریحی، کم کردن بار شغلی، پرداختن به برنامه های خاص آموزشی و نظایر آن می تواند در بهبود زندگی زناشویی کمک کننده باشد و زوجین با چنین ویژگی هایی باید بدانند پرداختن به رابطه زناشویی، در شرایط نامطلوب و استرس زا ممکن است نه تنها مفید نباشد بلکه منجر به شکل گیری مشکلات بیشتری شود و فشار روانی – عصبی را افزایش دهد.

بنابراین این افراد بهتر است به دنبال کمک های تخصصی تر باشند و حتی با یادگیری مهارت های لازم، زندگی را که استرس باعث ایجاد نارضایتی بین آنها شده و در حال از هم پاشیدن است، نجات دهد.

حفظ تعادل

دکتر هوبارد و وورکمن این گونه عنوان می کنند که: “استرس برای ادامه زندگی لازم است. استرس به میزان مناسب باعث جذب انسان ها به دنیا خواهد شد. اگر میزان استرس در زندگی کم باشد، افراد دچار بی حوصلگی و کسالت خواهند شد. اما استرس زیاد نیز ممکن است منجر به آسیب های فیزیکی و احساسی شود.”

جسم و فکر شما باید همیشه در حالت تعادل قرار گیرند. استرس این تعادل را برهم می زند. عوامل استرس زا به اشکال و صورت های مختلف وجود دارند، عوامل روحی و جسمی، از یک منشاء یا چندین منشاء مربوط به گذشته، حال یا آینده. همچنین استرس ممکن است کوتاه مدت یا بلند مدت، خواسته یا ناخواسته باشد. شما نمی توانید به همه انواع استرس به یک شکل واکنش دهید. از این رو برای بازیافتن آن تعادل، در برخورد با استرس های مختلف استراتژی های مختلفی دارید.

استرس را به حال خود رها نکنید

گاهی هم زوجین به دلیل علاقه ای که به یکدیگر دارند، اجتناب از برقراری رابطه را راه حلی مطمئن برای کاهش بحث ها و نگرانی های خود در نظر می گیرند و همه توجه و تمرکزشان را بر مسائل دیگر زندگی مانند روابط دوستانه و بین فردی، مسائل کاری و… معطوف کرده و عملا از پرداختن به روابط زناشویی پرهیز می کنند، غافل از این که استرس و اضطرابی که این گونه سرکوب می شود تاثیرهای مخربی بر عواطف و هیجان های بین فردی می گذارد و مشکل را حادتر می کند که در این شرایط زوجین باید بلافاصله به افراد متخصص مراجعه کنند تا با بررسی و ارزیابی دقیق روابط بین فردی، علل مشکلات زناشویی شناسایی و در نهایت با ارائه درمان ها و آموزش ها مشکل حل شود.

رابطه زناشویی و پاسخ بدن به استرس

رابطه زناشویی و پاسخ بدن به استرس

متخصصان با بررسی ضربان قلب و سطح هورمون کورتیزول در بدن خانم ها بعد از برقراری رابطه زناشویی با همسرشان به این نتیجه رسیده اند که بعد از داشتن این نوع از رابطه، پاسخ استرس در بدن کمتر می شود. البته بد نیست بدانید که بر اساس این مطالعه، حمایت روحی و روانی همسر نمی تواند مانند رابطه زناشویی چنین اثری داشته باشد.
همچنین رابطه زناشویی به طرق دیگر نیز می تواند در کاهش استرس مؤثر باش از جمله:

 تنفس عمیق

تنفس عمیق در حین رابطه جنسی بدن را شل و آرام کرده، اکسیژن خون را افزایش داده و باعث می شود استرس کمتری را احساس کنید.

حس تماس

مطالعات نشان می دهد که ماساژ می تواند مسکن قوی ای علیه استرس باشد. در واقع، ما به لمس و ماساژ برای سلامت عاطفی خون نیاز داریم. به عنوان مثال مطالعات نشان می دهد کودکانی که به اندازه کافی توسط والدین خود لمس نمی شوند، رشد خوبی نخواهند داشت.

 احساس حمایت

این احساس که مورد حمایت قرار گرفته اید یکی از نتایج برقراری رابطه زناشویی با همسر است که روشی ایده آل برای مبارزه با استرس محسوب می شود.

 ترشح اندورفین

رابطه زناشویی باعث تحریک ترشح اندورفین در بدن می شود که با احساسات خوب در بدن رابطه دارد.


couple-talking-coffee-749x500.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

دکتر جان گوتمن می گوید که زوج های موفق با دنیای یکدیگر آشنا هستند. برای حفظ ارتباط بین شما و شریک زندگی تان، شما همیشه باید کشف دنیاهای یکدیگر را در الویت قرار دهید. سوال هایی که در ادامه می آید به شما کمک می کند تا دنیای درونی شریک زندگی تان را کشف و درک کنید و در نتیجه صمیمیت خود را افزایش دهید. این سوالات به شما کمک خواهد کرد تا گفتگو های عمیق را شروع کنید تا به شما در حمایت و تقویت صمیمیت احساسی با شریک تان کمک کنید.

پرسش و پاسخ هایی که رابطه تان را قوی تر می کند

کتاب ها

کتاب هایی که می خوانیم اطلاعات زیادی راجع به ما می دهد، ژانرهای که انتخاب می کنیم، صحنه هایی که در ذهن ما می مانند، شخصیت هایی که تحسین شان می کنیم …. پی بردن درباره شریک زندگی تان از طریق کتاب هایی که تا به حال خوانده، راهی عالی برای یادگیری بیشتر درباره اوست.

  • آیا در دوران نوجوانی کتابی بوده که تاثیر زیادی بر روی تو داشته است؟
  • چه کتابی بیشترین تاثیر را روی زندگی ات داشته است؟
  • فکر می کنی ما شبیه کدام یک از زوج های عاشقانه در ادبیات باشیم و چرا؟
  • دوست داری کدام نویسنده داستان زندگی ات را بنویسد؟
  • چه صحنه ای از یک رمانی که خوانده ای هنوز در ذهن تو زنده است؟
  • اگر می توانستی یک شخصیت خیالی را وارد زندگی واقعی بکنی، چه کسی بود و چرا؟
  • اگر کسی زندگی نامه ات را بنویسد فکر می کنی چه عنوانی باید برای آن انتخاب کند؟
  • اگر در یک جزیره متروکه باشی، چهار کتابی که دوست داری همراهت باشد چیست و چرا؟

تکنولوژی

تکنولوژی کاملا در روابط نفوذ کرده است. تحقیقات نشان می دهند که شما گوشی هوشمند خود را ۸۵ بار در روز بر می دارید و احتمالا ۲۵ ساعت در هفته به صورت آنلاین هستید. فن آوری به یک موضوع مناسبی تبدیل شده که از طریق آن شریک زندگی تان را بهتر بشناسید و ارتباط خود را بهبود بخشید.

  • بازی مورد علاقه ات در دوران کودکی چه بوده است؟
  • احساست در مورد ایموجی ها چیست؟ کدام یک دوست داری استفاده کنی و چرا؟
  • تصویر زمینه گوشی شما چیست و چه معنایی دارد؟
  • اگر شما مجبور بودید بدون تلویزیون، تلفن یا رایانه خود یک هفته را بگذارید، کدام یک را انتخاب می کنید؟
  • بهترین نام Wi-Fi که دیده ای، چیست؟
  • نسبت به کدام برنامه گوشی علاقه و وسواس خاصی داری؟

شهرت

شهرت هم نشان دهنده چیزی است که ستایش می کنیم و هم چیزی است که از آن بیزار هستیم. به طو همزمان نشان دهنده چیزی است که برای رسیدن به آن تلاش می کنیم و آن چیزی که درباره خودمان دوست نداریم. شناختن شریک زندگی تان از طریق احساس او درباره زندگی افراد مشهور، شما را کمی با اصول اخلاقی و رفتاری او آشنا می کند.

  • دوست داری مشهور باشی؟ از چه طریقی؟
  • مشهورترین شخصیتی که تا به حال ملاقات کرده ای کیست؟
  • اگر روزی رئیس جمهور شدی، چه چیزی را در مورد کشورت تغییر می دهی؟
  • دوست داری کدام فرد مشهور را برای شام دعوت کنی؟
  • تصور کن شوی تلویزیونی خودت را داری، اولین مهمانت کیست؟
  • در دوران کودکی بازیگر مورد علاقه ات چه کسی بود؟
  • از نظر تو چه کسی قهرمان واقعی است؟
  • به چه فرد مشهوری ۱۰ از ۱۰ می دهی؟

رابطه تان

رابطه تان

سوال کردن درباره روابط خودتان دید خوبی نسبت به رابطه تان ارائه می دهد و نشان می دهد که در کجای رابطه قرار دارید.

  • چه کاری انجام بدهم باعث می شود احساس کنی بیشتر دوستم داری؟
  • ویژگی های رابطه کامل چیست؟ رابطه ما چه چیزی کم دارد تا کامل شود؟
  • آیا مشکلی در صحبت کردن در زمینه خاصی با من داری؟
  • آیا کاری هست که من بتوانم انجام دهم تا احساس راحتی و عشق بیشتری پیدا کنی؟
  • آیا دعوایی ما داشته ایم که احساس می کنی ناتمام مانده است؟
  • چه زمانی احساس می کنی روح ما بیشترین ارتباط را با هم برقرار می کند؟

گذشته تان

هیچ چیز مانند روزهای اول رابطه نیست. زنده کردن روزهای اول رابطه شما یک راه عالی برای برقراری ارتباط مجدد با همسرتان است.

  • چه ویژگی هایی باعث شد جذب من شوی؟
  • اولین باری که من را دیدی چه فکری داشتی؟
  • کدام یک از قرارهای مان را خیلی دوست داشتی؟
  • کی فهمیدی عاشقم شدی؟
  • چه زمانی فهمیدی که می توانیم زن و شوهر باشیم؟
  • بهترین خاطره جنسی که با هم داشتیم چه بوده؟
  • بهترین خاطره ای که روزهای اول داشتیم چه بوده است؟ چه چیزی آن را برای تو خاص کرده است؟
  • از کجا فهمیدی که می خواهی با من باشی؟
اسرار
اسرار

اسرار

این سوالات به شما و شریک زندگی تان کمک می کند تا نه تنها یکدیگر را بهتر بشناسید، بلکه قدران یکدیگر نیز باشید.

  • عجیب ترین رویایی که دیده اید چه بوده است؟
  • عجیب ترین زخم شما چه بوده و چگونه زخمی شده اید؟
  • به نظرت چه چیزی در زندگی ترسناک است؟
  • بزرگ ترین شکست شما چیست؟ از آن تجربه چه یاد گرفتید؟
  • بزرگ ترین چالشی که قبل از ملاقات با من داشتی چه بوده است؟
  • چه سوالی در مورد زندگی است که دوست داشتی جواب آن را می دانستی؟

اعتماد

همه ما می دانیم که اعتماد جزء اساسی هر رابطه سالم است. سوالات زیر رابطه تان را تقویت می کند و به شما احساس امنیت بیشتری می دهد.

  • چه چیزی در رابطه شما را خیلی می ترساند؟
  • آیا من باعث شده ام احساس تنهایی کنید؟
  • آیا من کاری کرده ام که احساس ناخوشایندی پیدا کنی؟
  • تا به حال کاری کرده ام که احساس ناامنی کنی؟
  • تا به حال کاری کرده ام که احساس طرد شدگی از جانب من پیدا کنی؟ چه زمانی بوده است؟
  • چه کاری می توانم انجام دهم تا به تو نشان دهم که من برای تو هستم؟

رابطه جنسی

سوالات در رابطه با مسائل جنسی، سطح رضایت شما و شریک زندگی تان را می سنجد و نشان می دهد چه کاری باید انجام دهید تا هر دو طرف به رضایت کامل جنسی برسید.

  • چه کاری انجام دهم باعث تحریک تو می شود؟
  • کدام قسمت بدن من را بیشتر دوست داری؟
  • عجیب ترین کار جنسی که دوست داری انجام بدهی چیست؟
  • چه چیز رابطه جنسی ما را دوست دارید؟
  • دوست داری به کدام بخش از بدن ات در طول رابطه جنسی بیشتر توجه کنم؟
  • دوست داری در کجا رابطه جنسی داشته باشیم که تا به حال نداشته ایم؟
  • بعد رابطه جنسی مان چه احساسی داری؟ دوست داری بعد از آن چه کاری انجام دهیم؟


making-love.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

رابطه جنسی یکی از بخش های مهم زندگی زناشویی است. تحقیقات نشان می دهد افرادی که در رابطه جنسی خود با همسرشان دچار مشکل هستند بیشتر در معرض طلاق و جدایی قرار دارند. یک واقعیت وجود دارد و آن این که بسیاری از زوج ها پس از ازدواج گزارش داده اند، زندگی جنسی آنها توسط خانواده‌ طرف مقابل شان و همچنین فرزندان، برنامه های زمانی فشرده، نگرانی های مالی و غیره دچار مشکل می شود.  این در حالی ست که با رعایت چند نکته ساده و دانستن برخی از پیش پا افتاده ترین مسائل می توانید زندگی جنسی خود را بهبود ببخشید. 

نکاتی برای بهبود رابطه جنسی

نکاتی برای بهبود رابطه جنسی

زمان مناسب برای صحبت کردن پیدا کنید. دو نوع گفتگوهای جنسی وجود دارد: آنهایی که در اتاق خواب دارید و آنهایی که در جای دیگر اتفاق می افتد. این کاملا مناسب است که به شریک زندگی خود در وسط عشق بازی بگویید که احساس خوبی دارید، اما بهتر است منتظر بمانید زمانی که در موقعیتی خنثی تر قرار بگیرید تا درباره مسائل بزرگ تر مانند ناسازگاری درباره مسائل جنسی یا مشکلات ارگاسم صحبت کنید.

اجتناب از انتقاد کردن. به جای اینکه همدیگر را نقد کنید سعی کنید راه حلی برای مشکل تان پیدا کنید. رابطه جنسی یک فعالیت حساس است، در نتیجه افراد نگران عملکرد خود هستند و می خواهند همسرشان را راضی نگه دارند. بنابراین انتقاد از عملکرد همسرتان تنها می تواند شرایط را بدتر کند. دلیل اصلی عملکرد نادرست مردان نگرانی آنها است، بنابراین با انتقاد تنها میزان نگرانی شان را افزایش می دهید. اگر احساس می کنید به حرف زدن نیاز دارید باید شیوه متفاوتی را انتخاب کنید.

در مورد تغییرات بدنی خود با شریک زندگی تان صحبت کنید. اگر گر گرفتگی به دلیل یائسگی شما را شب از خواب بیدار می کند، با شریک خود درباره این چیزها صحبت کنید. خیلی بهتر است که او بداند چه چیزی واقعا در حال اتفاق افتادن است تا اینکه این تغییرات فیزیکی را به عنوان عدم علاقه تفسیر کند.

صادق باشید. ممکن است که فکر کنید با یک ارگاسم الکی از احساسات شریک خود محافظت می کنید اما در واقع قدم در یک راه لغزنده گذاشته اید.

آموزش خود. بسیاری از موارد مفید برای کمک به خود برای هر نوع از مسائل جنسی موجود است. می توانید از اینترنت و کتاب های مفید در این زمینه استفاده کنید.

حالت روحی خود را بهبود ببخشید. مشکلات روحی نظیر افسردگی یا اضطراب بر زندگی شخصی، زندگی کاری و تصویر ذهنی تان از خود تأثیر می گذارد. برخی از داروهای ضد افسردگی میل جنسی و توانایی رسیدن به ارگاسم را کاهش می دهند، اما می توانید در کوتاه مدت از آنها کمک گرفته و یا از مشاوره استفاده کنید.

از تمام حواس خود استفاده کنید. استفاده از یک موسیقی آرام بخش، یک رایحه لذت بخش، نور ملایم یک شمع و نوشیدن یک آبمیوه خوش طعم همگی به شما کمک می کند فضای عشق ورزی تان را به گونه ای ترتیب دهید که با تمام وجود از رابطه با همسرتان لذت ببرید.

به خودتان زمان بدهید. با افزایش سن، سرعت پاسخ های جنسی تان کم می شود. شما و شریک زندگی تان می توانید شانس موفقیت خود را با پیدا کردن یک موقعیت  آرام، راحت و بدون مداخله برای رابطه جنسی، بهبود بخشد.

فانتزی های خود را بنویسید.

فانتزی های خود را بنویسید. این تمرین می تواند به شما کمک کند تا فعالیت های احتمالی را که فکر می کنید ممکن است برای شما یا شریک زندگی تان جذاب باشد را بررسی کنید. سعی کنید به تجربه ای که باعث تحریک شما شده است فکر کنید و سپس با شریک زندگی خود آن را به اشتراک بگذارید. این کار به خصوص برای افرادی که میل جنسی کمتری دارند مفید است.

آرامش. قبل از اینکه رابطه جنسی داشته باشید، سعی کنید کارهای آرامش بخش با هم انجام دهید مانند بازی کردن یا رفتن به یک رستوران خوب. یا از تکنیک های آرام سازی مانند تمرینات تنفس عمیق یا یوگا استفاده کنید.

سیگار نکشید. سیگار کشیدن به ابتلا  بیماری عروق محیطی کمک می کند که بر جریان خون به آلت تناسلی مرد و بافت های واژن تأثیر می گذارد. در ضمن زنانی که سیگار می کشند دو سال زودتر از زنانی که سیگار نمی کشند یائسه می شوند.

درست غذا بخورید. داشتن اضافه وزن می تواند کرختی و تصویر بدن ضعیف را تقویت کند. افزایش میل جنسی از مزایای کاهش اضافه وزن است.

ببینید چه چیزی مانع فعالیت تان می شود. به این فکر کنید که چه چیزی مانع انجام رابطه جنسی تان می شود، اگر دلیل آن استرس است سعی کنید موارد استرس زا را از زندگی خود حذف کنید. اگر دلیلش اضافه وزن است به باشگاه بروید و وزن خود را کاهش دهید. اگر دلیلش کودکان شما هستند یک شب برای کودکان خود پرستار گرفته یا آنها را به خانه اقوام ببرید.

تمرینات کگل انجام دهید. معمولاً اغلب پزشکان به زنان باردار توصیه می کنند که تمرینات کگل را انجام دهند تا ماهیچه های واژن شان قوی تر شود. طبق تحقیقات این تمرینات از بی اختیاری ادرار جلوگیری نموده، لذت رابطه جنسی را افزایش داده و پایین آمدن مثانه جلوگیری می کند. متأسفانه با اینکه این تمرینات بسیار آسان است و به باشگاه نیاز ندارد، اغلب یا نادیده گرفته می شود یا درست انجام نمی شود. برای کسب نتیجه باید روزانه سه بار سه ست ۱۵ تایی را انجام داد و عضلات لگن را به مدت ۵ ثانیه نگه دارید. طریقه درست این تمرین به این صورت است که حین ادرار آن را نگه دارید. اگرچه نباید در حین ادرار به طور مداوم آن را انجام داد اما برای یادگیری روش صحیح می توان در حین ادرار امتحان کرد.

ورزش کنید. ورزش کردن برای سلامت بدن مفید است زیرا میزان استقامت، که در حین رابطه جنسی بسیار مهم است، را افزایش می دهد. طبق مطالعه ای که در یک ژورنال درمان جنسی چاپ شد، ورزش کردن اعتماد به ‌نفس فرد را نسبت به بدن افزایش داده، از لحاظ روحی حس بهتری داشته و عملکرد جنسی بهتری نشان خواهد داد. زیرا یک زن هر چقدر نسبت به بدنش حس بهتری داشته باشد، در حین رابطه جنسی موفق تر خواهد بود.

مصرف الکل را ترک کنید. مصرف الکل باعث افسردگی، خستگی و بی حسی می شود. در صورت مست بودن قادر نیستید کار خاصی انجام دهید، چه برسد به رابطه جنسی. بنابراین به جای اینکه هر شب الکل بنوشید آن را به مناسبت های خاص اختصاص دهید و به جای آن رابطه جنسی را به عادت هر شب تبدیل کنید.


teaserbox_3626939.jpg
شهریور ۱۵, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

رفتن به زوج درمانی یک اتفاق بزرگ است. مشکلات و اختلالات و تفاوت دیدگاه ها و سبک زندگی به ایجاد فاصله عاطفی و کاهش صمیمیت بین زوج‌ها منجر می شود. هدف در زوج درمانی کمک به زنان و مردان است تا همدیگر را بهتر درک کنند و اگر تصمیم دارند یا می خواهند که تغییر کنند، به آنها کمک شود تا به خواسته و  هدف شان برسند. ولی قبل از شروع آن باید برای زوج درمانی آماده باشدید در ادامه برای شما توضیح می دهیم چگونه برای زوج درمانی باید آماده شوید.

درمان همیشه یک انتخاب است

خیلی صبر نکنید

بسیاری از زوج ها منتظر می مانند و اجازه می دهند مشکلات زناشویی برای سال های زیادی ادامه پیدا کند. هر چه طولانی تر شود، جبران خسارت و بازگرداندن رابطه سخت تر خواهد بود. اما، همان طور که می دانید، “هیچ وقت دیر نیست”. مهم نیست که در چه وضعیت و موقعیتی قرار دارید، صرف نظر از اینکه چه مدت زمانی یک مشکل وجود داشته است، باید تلاش جدی انجام شود.

تحقیق کنید

درمان فقط در صورتی انجام خواهد شد که کسانی که درگیر آن هستند تمایل به رسیدن به یک راه حل داشته باشند. اگر تمایلی به درست کردن رابطه نداشته باشید، جلسات درمان سودی برای شما نخواهد داشت و فقط وقت شما تلف خواهد شد. اگر اراده برای مبارزه برای رابطه وجود داشته باشد، حتی زمانی که دردناک است، حتی زمانی که چالش هایی وجود دارد و حتی زمانی که شما ناراحت هستید، احتمال بیشتری برای موفقیت وجود دارد. زوج درمانی دشوار خواهد بود و باید به اندازه کافی برای آن آماده بود. اگر هر دو طرف از نظر ذهنی در وضعیت مناسب قرار داشته باشند و با تمایل به پیشرفت وارد درمان شده باشند، درمان آغاز یک شروع جدید خواهد بود.

یک مشاور خوب پیدا کنید

قبل از انتخاب مشاور، با چند نفر صحبت کنید و سپس تصمیم قطعی بگیرید. زوج درمانی همیشه مانند سفر است. یک سفر که ممکن است مدت زیادی طول بکشد و یک سفر که با هم همراه هستید. پیدا کردن یک مشاور که بتوان به او اعتماد کرد، پایه ای برای جلسات درمان موفق است. هنگامی که اعتماد برقرار می شود، مشاور می تواند به راحتی مسیر و راه را برای رسیدن به موفقیت هموار کند. اگر برای انتخاب مشاور، شتابزده تصمیم بگیرید، زمان با ارزشی که برای تان باقی مانده است، از دست خواهید داد. برای پیدا کردن شخص مناسب کمی بیشتر وقت بگذارید. اطمینان حاصل کنید که هم شما و هم همسرتان با این انتخاب راحت و خوشحال هستید.

از مشاور خود در مورد دیدگاه او درباره ازدواج سوال کنید

اگرچه شما تصمیم نهایی خود را در رابطه با باقی ماندن در رابطه یا ترک آن گرفته اید، اما مشاور شما در طول راه نقش مهمی ایفا خواهد کرد. مشاور دارای تاثیر قابل توجهی در فرایند درمان زوجین دارد. و بعضی از مشاوران ممکن است تعصب خاصی نسبت به ازدواج یا بر علیه ازدواج داشته باشند. یک مشاوری پیدا کنید که تعصباتی همانند شما داشته باشد. جلسات درمان شما تأثیر قابل توجهی روی زندگی تان خواهد داشت، بنابراین مطمئن شوید که فردی که برای مشاوره انتخاب می کنید، کسی است که با شما هماهنگ است. در نظر گرفتن تمامی این مسائل شانس موفقیت جلسات درمان را افزایش خواهد داد.

با دوستان خود صحبت کنید

دوستان شما نقش مهمی، در حالی که شما در حال شرکت در جلسات زوج درمانی هستید، بازی می کنند. و در نهایت، آنها تاثیر قابل توجهی بر تجربه شما خواهند داشت. شما دوستانی را دوست دارید که حامی شما باشند، و گاهی اوقات این بدان معنی است که به حریم خصوصی احترام گذارند. ممکن است شنیدن نظرات دوستان تان درباره اینکه چرا باید شریک زندگی خود را ترک کنید، مفید نباشد.

چگونه برای زوج درمانی آماده شویم

درمان همیشه یک انتخاب است

حتی اگر ۹۸ درصد، شما می خواهید رابطه را متوقف کنید، به این معنی است که هنوز امکان تغییر وجود دارد که می تواند نتیجه یک درمانگر خوب باشد. مداخله توسط یک منبع خارجی می تواند شگفت انگیز باشد. هرچه بیشتر شما و همسرتان مایل به انجام دادن این فرایند باشید، بیشتر احتمال دارد با موفقیت از آن خارج شوید. زوج درمانی یک فرایند است. وقت خود را به اندازه کافی آماده کنید تا برای رابطه ارزشمند خود سرمایه گذاری کنید.

چه زمانی زوج درمانی پیشنهاد می شود؟

زوج ها به دلایل زیادی چون دعوا و ستیزه های شدید، مشکلات ارتباطی، نارضایتی جنسی و خیانت به دنبال مشاوره می روند. پیشنهاد ما این است که به محض این که نارضاتی رخ داد به مشاور مراجعه کنید، چرا که هر چه از نارضایتی ها و اختلافات شما بگذرد و چاره ای برای آن نجویید در آینده نیاز به صرف زمان و انرژی بیشتری برای ترمیم رابطه تان دارید.

حتی گاه مشاوره می تواند به یک زوج در حال جدایی کمک کند که رابطه شان را با احترام و درک متقابل تمام کرده و کمترین آسیب ممکن را پس از پایان ارتباط دوستی یا زناشویی خود متحمل شوند.

زمانی که زوجین مدام با یکدیگر مشاجره و بحث دارند، از صحبت کردن با هم فراری هستند یا به طور کلی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر ناتوان هستند، هیچ گاه رابطه شان اصلاح نخواهد شد. بنا بر آنچه گفته شد و طی مطالعات فراوانی که دانشمندان در این زمینه انجام داده اند، ما معتقدیم که هدف اول از زوج درمانی، بهبود و اصلاح شیوه های ارتباطی زوج با یکدیگر، چگونگی حل و فصل کردن مشکلات و مجادلات با یکدیگر و یادگیری فنون مذاکره و گوش دادن مؤثر است. بنابراین اول قدم در زوج درمانی، کمک به شماست تا بتوانید احساسات تان را شفاف بیان کنید، آرامش تان را حفظ کنید و از مهارت های ارتباطی سالم برای حل مشکلات قدیمی و جدید خود استفاده کنید.

در گام اول باید به این نکته توجه داشته باشید که درمان موفق نتیجه همکاری زوجین با درمانگر است. بنابراین تلاش و پیگیری افراد برای حل مشکلات شان اساسی ترین شرط بهبود رابطه است. در این صورت زوجین می توانند انتظار داشته باشند که شنونده و پیام دهنده بهتری شوند و راه های جدیدی برای حمایت از یکدیگر پیدا کنند. اهداف جلسات توسط مشاور با نظر مراجعین برنامه ریزی می شود و برای رسیدن به این اهداف، هر یک از طرفین باید آمادگی این را داشته باشند که نقاط قوت و شعف خود را بپذیرند، نقش ها و مسئولیت های خود را به عهده بگیرند و برای این که بحث و مجادله در طول جلسات درمانی رخ دهد امر غیر عادی نیست، اما مشاور شما باید با بی طرفی و عدم جانبداری و تکیه بر دانش تخصصی خود این موضوعات را رفع خواهد کرد. برخی از مشاوران جلسات فردی تکمیلی را به زوجین به عنوان بخشی از درمان پیشنهاد می کنند و برخی ممکن است جلسات فردی را در صورت درخواست زوجین پیشنهاد کنند.


Couple-Looking-at-Each-Other.jpg
شهریور ۶, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

برای ازدواج به منظور تقویت و به دوام آن، نیاز به احترام متقابل و مهربانی است. این احترام و مهربانی با توجه به یکدیگر و با حسن نیت در طول ازدواج، نشان داده می شود. برای ایجاد صمیمیت لازم است که بهترین خودمان باشیم نه بدترین. اگر فرزند داشته باشید، باید همیشه به خاطر داشته باشید که در همه حال شما الگوی فرزند خود هستید. به احتمال زیاد، کودکان رفتارهای خوب را نخواهند آموخت اگر والدین شان با یکدیگر با احترام و مهربانی رفتار نکنند. داشتن یک زندگی ایده آل یک رویا نیست، افراد خوشبختی که در اطراف خود می بینید به خواست خودشان خوشبخت شده اند و با انجام تغییراتی در شیوه رفتاری و داشتن آگاهی مسیر درست زندگی خود را پیدا کرده اند.

ایجاد صمیمت مهم است

سوالی که ممکن است برای تان پیش بیاید، این است که ایجاد صمیمت بین زن و شوهرها چه فایده ای دارد؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم صمیمیت باعث می شود ارتباط بین زن و شوهرها محکم تر شود و آنها نسبت به هم وفادارتر و متعهدتر باشند. زن و شوهرهای صمیمی بیشتر با هم می سازند، از زندگی مشترک خود راضی تر هستند و زندگی شان دوام بیشتری دارد و دلیلش این است که صمیمیت، حال کلی رابطه را خوب می‌کند و وقتی حال کلی رابطه خوب شود، معمولا توجه بیشتری به یکدیگر خواهند داشت و کم تر از هم دلخور خواهند شد.

راه هایی برای افزایش صمیمیت زناشویی

راه هایی برای افزایش صمیمیت

استفاده از کلمات جادویی

از سه کلمه کوچک سحرآمیز (“لطفا”، “متشکرم” و “خواهش می کنم”) استفاده کنید. افرادی که دوست دارید مستحق آن هستند که گاهی آنها را بشنوند.

با هم مودبانه صحبت کنید

دلیل اینکه شما در مراحل اولیه ازدواج  مودبانه بوده اید، این است که آن جواب داده است. مردم پاسخ مثبت به افرادی که مودب هستند، می دهند.

قدردانی برای امور روزانه

فقط به این دلیل که همسرتان همواره لباس ها را می شوید، به این معنا نیست که شما نباید سپاسگزار باشید. به رسمیت شناخته شدن و قدردانی احساس خوبی است. ابراز قدرانی تعاملات مثبت ایجاد می کند.

نحوه بیان

همان طور که چیزی که می گویید مهم است، نحوه بیان آن نیز مهم است. تن صدا بسیار اهمیت دارد. طعنه زدن و منفی بودن دشمن یک رابطه خوب است.

فحاشی نکنید

نتیجه استفاده از کلمات نامناسب برای توصیف یکدیگر، باعث می شود، احترام بین شما کمرنگ شود و باعث ایجاد فضای منفی در خانه خواهد شد. فحش دادن ممکن است در همان لحظه حال شما را خوب کند اما مشکلی را حل نمی کند و در نهایت بین شما فاصله خواهد انداخت.

گوش دادن به یکدیگر

مکالمه واقعی را تشویق کنید. توجه داشته باشید که شریک زندگی شما چه می گوید. علاقه نشان دهید و صحبت هایش را قطع نکنید. میان حرف هایش نپرید. احساسات را تشخیص دهید و به اشتراک بگذارید. وقتی که به دیگران گوش می دهید آنها احساس می کنند که دوست داشته شده اند.

گوش دادن به یکدیگر

در جمع او را انتقاد و اصلاح نکنید

مواقعی وجود دارد که برخی از پیشنهادات و انتقادات سازنده می توانند مفید باشد. اما زمان مناسب آن در جمع نیست. انتقادات خود را در خلوت انجام دهید.

حرکات مودبانه

به یاد داشته باشید از حرکات مودبانه استفاده کنید. درب  را برای یکدیگر نگه دارید. برای حمل وسایل سنگین به یکدیگر کمک کنید. صبح قهوه همسر خود را بیاورید. با انجام این کارهای کوچک به طور مرتب به شادی رابطه تان بیفزایید.

عذرخواهی کنید

هر انسانی مرتکب کار اشتباه می شود. بلافاصله پس از فراموشی، بی صبری، صدمه زدن و یا فقط اشتباه ساده، عذرخواهی کنید. عذر خواهی صمیمانه و بخشش به همان اندازه صادقانه، برای رابطه ضروری است.

در دنیایی که غالبا نامهربان است، جایی که مردم اغلب احساس ناخوشایندی یا تحقیر می کنند، حتی مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، خانه های ما باید یک پناهگاه امن و جایی باشد که ما دوست داریم و به خوبی رفتار می کنیم. شریک های زندگی مستحق احترام و قدردانی هستند که با بهترین رفتارها به آنها ابراز شود. رفتار خوب یکی از بهترین راه ها برای گفتن “دوستت دارم” است.

گفتن رازهای خصوصی به همسر

شما در زندگی خود چیزهای زیادی را با همسرتان شریک می کنید اما آیا این درباره رازهای تان هم صدق می کند؟ اگر همسر شما رازهای دل خود را با شما در میان بگذارد، بدین. معنی است که شما برای او فردی قابل اعتماد و مهم هستید.

همسرتان را بشناسید و به نیازهای وی توجه کنید

اگرچه همسرتان باید به شما برای شناخت خود کمک نماید، اما شما هم انتظار نداشته باشید همسرتان درباره همه ‌حس‌ها و نیازهایش به شما اطلاعات بدهد. توجه داشته باشید که گاهی خود افراد نیز خیلی درباره حس‌ها و نیازهای شان نمی دانند و البته ممکن است برای شان صحبت‌کردن در مورد آنها راحت نباشد؛ بنابراین خودتان دست‌ به‌ کار شناخت همسرتان و درک و برآورده‌ کردن نیازهایش باشید.

خاطرات تان را مرور ‌کنید

شما روزهای صمیمانه ای را پشت سر گذاشته اید که مرور آنها و پر رنگ‌ نمودن شان ممکن است به افزایش صمیمت بین شما و همسرتان کمک کند. خاطرات اوایل آشنایی، نامزدی و ازدواج شما، خاطرات شیرین و دلچسبی هستند که باید هر از چند گاهی آن‌ها را به همراه همسرتان و یا حتی به تنهایی مرور نمایید.

تماشای عکس ها و فیلم های مراسم ازدواج تان، قرار گذاشتن و رفتن به مکان هایی که با آنها خاطره دارید، انجام مجدد کارهای خاص و غافلگیر کننده دوران عاشقی، معجزه می کند. البته در کنار مرور خاطرات قدیمی، ساختن خاطرات صمیمانه جدید را نیز فراموش نکنید.

با خانواده همسرتان وقت بگذرانید

برقراری ارتباط مناسب با خانواده همسر، یکی از مهم ترین راهکارهای ایجاد رابطه صمیمی بین همسران است. بنابراین اگر رابطه صمیمی با همسرتان برای شما مهم است، برای خانواده همسرتان وقت بگذارید و برای شان کاری انجام دهید؛ مثلاً به دیدن شان بروید، برای آنها هدیه بخرید یا سعی‌کنید روابط خود را با خانواده همسرتان بهبود بخشید. وقتی همسرتان ببیند که به خانواده اش علاقه مندید و به آنها اهمیت می دهید، با شما صمیمی‌تر می شود.

نوازش

نوازش

نوازش کردن موجب می شود که شما هم از نظر احساسی و هم از نظر فیزیکی به شریک زندگی تان احساس نزدیکی کنید. زمانی که می بینید شریک زندگی تان نه به هدف رابطه جنسی، بلکه تنها از روی عشق و علاقه به شما این کار را انجام می دهد، خوشنود خواهید شد.

Fotolia_71496165_Subscription_Monthly_M-850x600.jpg
شهریور ۵, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

“او به خاطره قلب شکسته، جان خود را از دست داد.”

آیا این واقعا امکان پذیر است؟

بسیاری از ما چیزی که به آن قلب شکسته می گویند را به احتمال زیاد تجربه خواهیم کرد، اما آیا واقعا می توانید از یک رویداد عاطفی استرس زا مانند مرگ یکی از عزیزان بمیرید؟ ظاهرا این امکان پذیر است. در واقع، سندرم قلب شکسته یک وضعیت پزشکی به رسمیت شناخته شده است که همچنین به عنوان کاردیومیوپاتی ناشی از استرس شناخته می شود.

این وضعیت ابتدا در ژاپن شناسایی شد که در آنجا به عنوان سندرم تاکوستوبو (Takotsubo) شناخته شده است و به افرادی که هیچ بیماری و یا مشکل قلبی ندارند حمله می کند. این امر می تواند ناشی از هر واقعه عاطفی یا استرس زا باشد و تنها محدود به مرگ و از دست دادن عزیزان نیست. این وقایع می تواند شامل: طلاق، از دست دادن ناگهانی شغل و دیگر تحولات بزرگ زندگی باشد. به عنوان مثال بسیاری معتقدند که دبی رینولدز بازیگر، در اثر سندرم قلب شکسته، پس از مرگ دختر عزیزش کری فیشر، جان خود را از دست داد. اما، خوشبختانه، سندرم قلب شکسته معمولا کشنده نیست.

حقیقت سندرم قلب شکسته

علائم و نشانه های سندرم قلب شکسته، شبیه به کسانی است که دچارحمله قلبی شده اند، اما به دلیل انسداد عروق ایجاد نمی شود. در عوض، به نظر می رسد که این وضعیت ناشی از افزایش هورمون استرس، از جمله آدرنالین و کورتیزول است که عروق خونی را تنگ کرده و به طور موقت جریان خون را به قلب محدود می کنند. این وضعیت نیز می تواند منجر به ضربان قلب نامنظم و در موارد نادر، مرگ ناگهانی شود.

تحقیقات بیشتر نشان می دهد که یک مولفه ژنتیکی برای اکثریت، ونه همه، اختلالات مغزی وجود دارد. دانشمندان بر این باورند که محیط و ژن ها هر دو در توسعه این بیماری ها نقش دارند. به همین ترتیب، از طریق استفاده از توالی ژنومی، محققان عوامل خطر ژنتیکی را که با سندرم قلب شکسته ارتباط دارند را شناسایی کرده اند. آنها همچنین برای شناسایی این ژن ها از دوربین های فوق العاده با وضوح بالا و ابر رایانه ها استفاده کرده اند.

مغز، قلب و ژن های ما، هر کدام به احتمال زیاد نقش مهمی در ایجاد سندرم قلب شکسته دارند. در حالی که ما نمی توانیم وقوع رویدادهای شدید را در زندگی مان کنترل کنیم، می توانیم بر آنچه که ما می توانیم کنترل کنیم، کار می کنیم. درمان رفتاری شناختی (CBT) و تکنیک های مدیریت استرس می تواند در برخورد با تمام چالش های زندگی بسیار مفید باشد.

چه كسانی مبتلا می شوند؟

چه كسانی مبتلا می شوند؟

به نظر می آید اين وضعيت بيشتر بر زمان ۶۵ تا ۷۰ سال اثر می گذارد با این همه با بیشتر شناخته شدن این بیماری به نظر می آيد موارد ابتلا در ديگر گروه های سنی نيز افزایش پیدا می کنند. هنوز مشخص نیست چرا زنان بیشتر از مردان در برابر این سندروم آسيب پذیرند یا چرا برخی از افراد در شرایط استرس زا به این وضعیت دچار می شوند و گروهی دیگر در برابر آن مقاومند. شاید به اين دليل باشد كه گروهی از انسان ها در برابر استرس مقاومت روانی كمتری دارند. همچنین ممكن است بدن برخی از افراد در برابر ترشح ناگهانی حجم زيادی از هورمون استرس مقاوم نباشد.

مراحل سندرم قلب شکسته

اگر فرد این چهار مرحله را پشت سر بگذارد، می تواند زندگی عادی را باز یابد و سلامتش را دوباره به دست آورد.

مرحله اول: فرورفتن

در اولین مرحله سندرم قلب شکسته فرد احساس می‌کند در فضا رها شده است و نا امیدانه تلاش می‌کند خود را نجات دهد، او احساس سقوط می‌کند و نکته اساسی در این مرحله این است که فرد دل شکسته کنترل خود را از دست می‌دهد و سعی می‌کند فرد از دست رفته را برای مدتی هم که شده در تصوراتش زنده نگه دارد.

در این مرحله افکار و خاطرات عشق از دست رفته همه اوقات او را اشغال می‌کند، خاطره جدایی، مرگ محبوب یا خاطره خیانت او تمام فضای زندگی او را در بر می‌گیرد. اغلب مصرف داروهای آرامبخش و خواب‌آور در این مرحله بشدت افزایش می‌یابد و فرد یا چیزی نمی‌خورد یا شروع به پرخوری می‌کند. در واقع همه تلاش فرد این است که از قلب زخم خورده خود محافظت کند، اما جالب این است که بر خلاف تلاش‌هایش بیش از پیش سقوط می کند و غرق در مشکلات می شود.

مرحله دوم: به زیر رفتن

مرحله دوم: به زیر رفتن

در این مرحله فرد خود را کاملا شکست خورده و آسیب دیده احساس می کند و فرد آنقدر افسرده می شود که هیچ کاری نمی تواند انجام دهد، مقاومت خود را از دست می دهد و ممکن است رفتارهای پرخطری همچون سیگار کشیدن و مصرف مواد مخدر را در پیش گیرد. در این مرحله است که فرد کاملا ناامید است و هیچ گونه قدرت انتخابی ندارد. اتفاقی که افتاده نه تنها در او احساس درد بلکه احساس تهی شدن و پوچی را هم به وجود می آورد. این مرحله از سندرم قلب شکسته بسیار خطرناک است، زیرا فرد اصطلاحا از هم می پاشد، ممکن است مثلا در محل کار خود با دیگران مشکل پیدا ‌کند و حتی از شغل خود نیز اخراج شود.

مرحله سوم : به درون رفتن

مرحله سوم : به درون رفتن

در این مرحله فرد به قضاوتی جدید می رسد و طرف مقابل را به خاطر رنجی که بر او وارد شده است، مقصر می‌داند و دائم از او انتقاد می‌کند و او را به خاطر عذابی که می کشد، گناهکار می پندارد. وی در این مرحله دیگر کمتر احساس گناه می کند، در حقیقت فرد دوباره متوجه خود می شود و به روح و روانش توجه بیشتری می کند و به نوعی در خود فرو می رود. به نظر می رسد که چیزی در درون فرد شروع به صحبت کردن، احساس کردن، درک کردن و خیال پردازی می کند و رویاهای فرد همراه با امید، تغییر، حمایت و انتظار است. در این مرحله او سوگوار است و اشک‌هایش آزاد و بی‌محابا فرو می ریزد. همچنین در این مرحله خود را به خاطر آن چه هست ملامت می‌کند و در عین حال می بخشد.

مرحله چهارم: بیرون آمدن

 فرد در این مرحله بتدریج از خود بیرون می آید و دوباره متوجه جهان اطراف می شود و به این نتیجه می رسد که باید کاری کند و دوباره شروع کند. این مرحله توجه را از کل زندگی و مشکل حال وی منحرف کرده و به برنامه ریزی برای آینده معطوف می کند. مسائل زندگی اش را بازنگری می کند و به حل مشکلات فعلی و مسائل آینده فکر کرده و به زندگی بر می گردد.


later-life-marriage1.jpg
شهریور ۵, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

راه هایی برای تضمین موفقیت ازدواج مجدد

تحقیقات پژوهشی Pew که بر روی سرشماری سال ۲۰۱۳ ایالات متحده نشان می دهد که از هر ۱۰ ازدواج ۴ تای آنها، شامل یک همسر است که در گذشته ازدواج کرده است. بیش از ۴۰ میلیون بزرگسال آمریکایی در ازدواج دوم، سوم یا چهارم (یا بیشتر) هستند. اما خبر بد این است که ۶۰ درصد از این ازدواج ها شکست خواهند خورد. اگر هر دو طرف قبلا ازدواج کرده باشند، این درصد افزایش خواهد یافت. این زوج ها ۹۰ درصد بیشتر از زوج هایی که ازدواج اول شان است، احتمال دارد طلاق بگیرند. به نظر می رسد افرادی که طلاق گرفته اند و اعتقاد به ازدواج دارند دوست دارند که ازدواج را دوباره امتحان کنند. شما فکر می کنید کسانی که از طلاق گرفته اند از تجربه خود درس می گیرند اما متاسفانه، داده ها از آن پشتیبانی نمی کنند. تحقیقات نشان می دهد که افراد همان اشتباهاتی که در ازدواج اول خود داشته اند را انجام خواهند داد. اما این بدان معنا نیست که نمی توانند در ازدواج بعدی خود موفق شوند. آنچه را که می خواهید، کار بر روی عواملی است که می تواند راه اندازی برای شکست دیگری باشد.

به طلاق خود پایان دهید

اگر شما همچنان به عصبانیت، صدمه زدن و ناراحتی از آنچه در ازدواج شما رخ داده است، ادامه دهید، اگر شما از همسر سابق خود نفرت دارید، تجربه دیگر برای شما مفید نخواهد بود. شما هنوز هم با شوهر سابق خود به روشی منفی درگیر هستید.

به طلاق خود پایان دهید

کار شخصی خود را انجام دهید

یکی از دلایل بالا بودن نرخ طلاق در ازدواج های مجدد این است که آنها به اشتباهات خود ادامه می دهند. اگر شما نمی خواهید تکرار شود، ضروری است که مسئولیت بخش خود در طلاق را به عهده بگیرید (مگر اینکه شما قربانی یک سوء استفاده شده باشید، که در این صورت به عقب نگاه کنید و ببینید که چه چیزی باعث شده بود که چشمان شما در برابر شخصیت واقعی شریک تان کور باشد). یک تمرین مفید این است که فکر کنید چگونه داستان ازدواج و طلاق شما نوشته می شد به طوری تنها مقصر در طلاق شما بودید. (البته که این طور نیست، اما این روشی مفید است که خودتان در مورد نقش تان و آنچه که شما می توانستید انجام دهید تا چیزها متفاوت بشوند، را در نظر بگیرید). به ندرت اتفاق می افتد که در طلاق فقط یک نفر مقصر باشد.

ارزیابی مجدد انتظارات خود

نگاهی دقیق به انتظارات خود از ازدواج داشته باشید و این که آیا آنها واقع بینانه هستند. شدت و تمرکز عشق جدید می تواند اعتیاد آور باشد. بپذیرید که هیچ کس کامل نیست. هیچ کس تمام انتظارات شما را برآورده نخواهد کرد.

آرام پیش بروید

تحقیقات نشان داده است ازدواج مجدد اگر در سال اول رابطه اتفاق بیفتد به شکست منجر خواهد شد. کارشناسان توصیه می کنند که وقت خود را علاوه بر اینکه صرف دوست داشتن و عشق می کنید، سعی کنید تبدیل به دوستان نزدیک برای هم شوید. که این امر دو تا سه سال طول خواهد کشید.

قبول کنید شریک تان گذشته ای داشته است

قبول کنید شریک تان گذشته ای داشته است

مردم نمی توانند و نباید گذشته خود را پاک کنند. شما ممکن است آرزو کنید اولین و آخرین عشق او باشید، اما امکان پذیر نیست. گذشته شریک تان چیزی است که او را ساخته است. آنها ممکن است عاشق شده باشند و ازدواج کرده باشند، ممکن فرزندی داشته باشند و قسمتی از توجه آنها برای فرزندشان باشد. لازم است درباره لحظات خوبی که با شریک سابق خود داشتید، درباره لحظات بد خود و درسی که از آن گرفته اید، و همین طور درباره اینکه در حال حاضر و در آینده رابطه شما با آنها چطور خواهد بود، با شریک فعلی خود صحبت کنید.

با تعارضات و درگیری ها راحت باشید

درگیری و تعارضات چیزی نیست که بخواهید به هر قیمتی از آن اجتناب کنید. درگیری ها و تعارضات نشان می دهد که رابطه در حال رشد است. اختلافات باید با کنجکاوی و نه حالت تدافعی و یا خشم مطرح شود. شما بیشتر در مورد یکدیگر یاد می گیرید و از طریق آنچه که یک یا هر دوی شما را ناراحت کرده است، یک رابطه قوی برقرار می کنید.

مسائل مالی

یکی از بزرگ ترین دلایل شکست ازدواج مجدد درگیری و نزاع درباره امور مالی است. عاقلانه است که زن و شوهر درباره درآمد یکدیگر، مسئولیت ها و عادات خرج کردن یکدیگر اطلاع داشته باشند. یک شریک ممکن است مسئولیت پرداخت نفقه یا حمایت از کودک خود را بر عهده داشته باشد، که به معنی کاهش منابع برای خانواده جدید است. یکی دیگر ممکن است با پول زیاد یا بدهی بیشتر وارد رابطه شود. هر کدام ممکن است نظرات فراوانی در مورد نحوه مدیریت پول داشته باشد. برنامه ریزی دقیق مالی اغلب اختلافاتی را که باید حل شوند، در بر می گیرد.

کودکان درگیر هستند

اگر کودکان درگیر هستند

قبل از اینکه بچه ها را درگیر روابط خود کنید، کاملا مطمئن باشید که می خواهید ازدواج کنید. بچه های کوچک تر سریع علاقه مند می شوند و اگر شما با شریک خود بهم بزنید، او به عنوان یک شکست و از دست دادن دوباره آن را تجربه خواهد کرد. نوجوانان به طور کلی بخاطر تمایلات جنسی والدین خجالت می کشند و در مقابل توقعات شما درباره ارتباط با کسی که از نظر آنها فردی اضافی است، دچار تعارض می شوند. اگر شما رابطه خود را بهم بزنید ممکن است باعث ایجاد بدبینی نسبت به روابط در آنها شوید. پدر یا مادر خوانده شدن نیاز به برنامه ریزی، تعهد و درک دارد. هم چنین نیاز به وقت و حوصله دارد. به طور متوسط، هنگامی که یک زن و شوهر ازدواج می کند، سه تا پنج سال طول می کشد تا خانواده های شان با هم ترکیب شوند.

دستیابی به موفقیت در ازدواج دوم، حتی بیشتر از ازدواج اول نیاز به زحمت دارد. هر دو نفر از آسیب یا غم و اندوه رنج می برند. هر دو نفر مسن تر هستند و عادت های زیادی دارند. پدر یا مادر خوانده شدن چالش های خاص خود را دارد. اما حقیقت این است که ازدواج فرصتی است برای رشد و بالندگی برای هر فرد و عمیق تر شدن در راه هایی است که به تنهایی نمی تواند طی کند.


love16.jpg
شهریور ۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

همه ما می خواهیم عاشق شویم، مخصوصا افراد وابسته. برای ما عشق، شاید بالاترین آرمان است و به زندگی و روابط ما معنا و هدف می دهد. آنها به ما روح می بخشند و ایجاد انگیزه می کنند. دوست داشته شدن عزت نفس ما را بالا می برد، شک و تردید درباره دوست داشتنی نبودن را برطرف کرده و ترس از تنهایی ما را آرام می کند. اما غالبا یک عاشقانه شیرین، شور می شود. چیزی که یک رویای شگفت انگیز بوده، تبدیل به کابوس دردناک می شود. آقا و یا خانم کامل و درست تبدیل به آقا یا خانم اشتباهی می شوند. ناخودآگاه نیروی توانا و قدرتمندی است. به نظر می رسد این دلایل باعث نمی شود ما از عاشق بودن دست بکشیم و یا ترک کردن را برای ما راحت تر کند! حتی زمانی که مشخص می شود رابطه سمی است، فقط بدلیل وابستگی، پایان دادن به رابطه به اندازه ای سخت است که عاشق شدن راحت است.

روانشناسی عشق رمانتیک

شیمی عشق و عاشق شدن

مواد شیمیایی درون مغز در هر مرحله از شهوت، جاذبه و وابستگی باعث ایجاد حس خوب در فرد می شود. دوپامین یک محرک عصبی شیمیایی است که در بدن و به خصوص در مغز فعالیت های مهمی دارد. این ماده باعث ایجاد حس وابستگی در فرد عاشق می شود. این ماده همچنین باعث ترشح هورمون اکسی توسین می شود. احساسات عمیق تر از اکسی توسین، “هورمون نوازش”، آزاد شده در طول ارگاسم، به وجود می آید. این به طور مستقیم با پیوند ارتباط دارد و اعتماد و وفاداری را در وابستگی رمانتیک افزایش می دهد. اندورفین‌ از جمله مسکن‌های طبیعی بدن می باشد که از غدد مخاطی و هیپوتالاموس ترشح می‌شود و اثر اصلی آنها تسکین درد است. اندورفین که مرفین طبیعی بدن نیز خوانده می‌شود در حقیقت بسیار شبیه به مخدرها، مانند مرفین و دیگر مشتقات تریاک، عمل می‌کند و در زمان فعالیت بدنی، هیجان، احساس درد، خوردن غذاهای فلفلی و احساس عشق تولید می شود. این ماده باعث ایجاد وابستگی و آسایش می شود. فنیل اتیل آمین یا PEA، دسته ای از آمین ها است که در مغز و برخی مواد غذایی مانند شکلات وجود دارد. این ماده یک محرک است، درست شبیه آمفیتامین، که باعث آزادسازی «نوراپی نفرین» و «دوپامین» می شود. این ماده در زمان عاشقی در بدن ایجاد می شود و عامل ایجاد شور و اشتیاق دیوانه وار در عشق می باشد!

روانشناسی عشق رمانتیک

روانشناسی نیز نقش در آن دارد. اعتماد به نفس ما، سلامت روانی و عاطفی، تجربیات زندگی و روابط خانوادگی همه در این که ما جذب چه کسی می شویم، تاثیر گذارند. تجربه های مثبت و منفی، بر انتخاب ما تاثیر می گذارد و باعث می شود کسی بیشتر یا کمتر از نظر ما جذاب باشد. ما به طور ناخودآگاه جذب ویژگی های جسمانی ظریفی می شویم که ما را یاد یکی از اعضای خانواده مان می اندازد. خیلی اسرار آمیز است اما ما می توانیم جذب کسی شویم که الگوهای رفتاری و هیجانی شبیه اعضای خانواده ما دارد، حتی قبل از اینکه این ها را آشکار کند.

مرحله ایده آل عشق

مرحله ایده آل عشق

این درست است که عشق ما را کور می کند. ایده آل سازی سالم، طبیعی است و کمک می کند ما عاشق شویم. ما معشوق خود را تحسین می کنیم، می خواهیم علائق او را کشف کنیم و ویژگی های متفاوت و خاص او را بپذیریم. عشق همچنین بخش هایی از شخصیت ما را که خوابیده است، بیدار می کند. ما ممکن است احساس زنانگی یا مردانگی، بخشندگی، امیدواری و همدلی بیشتری داشته باشیم، و بیشتر مایل به ریسک کردن و امتحان چیزهای تازه باشیم. به این ترتیب، ما بیشتر احساس زنده بودن و زندگی می کنیم، چون که به جنبه های دیگر شخصیت خود دسترسی پیدا کرده ایم. علاوه بر این در اوایل رابطه ما صادق تر از بعد آن هستیم، زیرا در رابطه سرمایه گذاری کرده ایم و نگران این هستیم که حقیقت باعث فروپاشی آن شود.

ایده آل سازی سالم چشمان ما را در مقابل نشانه های هشدار دهنده مشکلات کور نمی کند، اگر ما افسردگی و عزت نفس پایین داشته باشیم احتمال بیشتری دارد که چشمان خود را بر روی مشکلاتی مانند اعتیاد، قابل اعتماد نبودن، رفتار غیر محترمانه و سوء استفاده گرانه ببندیم. هنگامی که ما در جستجوی یک رابطه به منظور پایان دادن به تنهایی و پوچی خود هستیم، مواد شیمیایی عشق می تواند خلق افسرده را بالا برده و وابستگی و اعتیاد به عشق را به وجود آورد. وقتی ما فاقد سیستم حمایتی باشیم یا نارضایتی داشته باشیم، ممکن است در رابطه عجله کنیم و قبل از شناخت شریک زندگی خود، سریعا به او وابسته شویم. که این اتفاق معمولا بعد از یک شکست مانند طلاق یا بهم خوردن یک رابطه می افتد. این به مراتب بهتر از بهبودی بعد از شکست است!

مرحله دشوار عشق رمانتیک

مرحله دشوار عشق رمانتیک

این مرحله پس از مرحله ایده آل اولیه، معمولا پس از شش ماه شروع می شود، ما به مرحله اعتراض وارد می شویم، زیرا چیزهای بیشتری در مورد شریک ما که ما را ناراحت می کنند یاد می گیریم. ما عادات و نواقصی را که دوست نداریم، کشف می کنیم و همین طور نگرش ها و باورهایی که از نظر ما احمقانه و عامیانه است. در واقع، برخی از ویژگی های مشابه که ما را جذب کرده اند، ما را آزار می دهند. ما دوست داشتیم که شریک مان گرم و اجتماعی باشد اما اکنون در اجتماعات و دورهمی ها احساس نادیده گرفته شدن داریم. ما جسور و قاطع بودن وی را تحسین می کردیم اما اکنون متوجه شده ایم که بی ادب و تنگ نظر است. ما فریفته وعده های بی شمار عشق و آینده وعده داده شده، بودیم اما حالا متوجه می شویم که حقیقت چیز دیگری است.

بنابراین هم ما و هم شریک زندگی مان شروع به بازگشت به شخصیت قبلی خود خواهیم کرد. ما احساس عشق و تواضع را نخواهیم داشت. در ابتدا ممکن است با او کنار بیاییم اما حالا احساس می کنیم نیازهای ما برآورده نشده است. ما تغییر کرده ایم و دیگر آن احساس شگفت انگیز را نداریم، اما می خواهیم این احساس سعادت و خوشی برگردد.

دو اتفاق می افتد که می تواند به رابطه صدمه بزند. اول اینکه ما وابسته هستیم و ترس از دست دادن و ناراحت کردن شریک خود را داریم، ما احساسات، خواسته ها و نیازهای مان را سرکوب می کنیم. در واقع این چیزی است که عشق ما را زنده نگه می دارد، ما عقب می کشیم و در درون خود خشم را پرورش می دهیم. احساسات ما به صورت طعنه و کنایه و منفعل- پرخاشگرانه خود را نشان خواهد داد. همان طور که ایده آل سازی و خیال بافی از بین می رود، دومین اشتباه مرگ بار این است که شکایت کنیم و سعی کنیم او را شبیه کسی که می خواهیم در آوریم. ما احساس فریب خوردگی و ناامیدی داریم زیرا رفتار شریک مان با رفتار ابتدایی او متفاوت شده است. او همچنین به شخصیت عادی خود بازمی گردد که ممکن است تلاش کمتری برای تطابق با نیازهای شما داشته باشد. شریک ما احساس می کند که تحت کنترل است و احساس رنجش خواهد کرد و ممکن است کنار بکشد.

گام هایی درست برای پیدا کردن عشق

  • خودتان را بشناسید، نیازها، خواسته ها و محدودیت های خود را بشناسید.
  • برای شناخت فردی که با او قرار می گذارید، وقت کافی بگذارید. اینکه او حقیقتا چه کسی است و تعارضات را چگونه حل و فصل می کند.
  • به یاد داشته باشید رابطه جنسی اکسی توسین را آزاد و وابستگی را افزایش می دهد.
  • از ابتدا صادق باشید. شخصیت و نیازهای خود را پنهان نکنید و اگر چیزی را دوست ندارید در مورد آن صحبت کنید.
  • صادقانه درباره انتظارات و توقعات خود از رابطه صحبت کنید. اگر طرف مقابل تان نظراتی مانند شما ندارد به رابطه پایان دهید.
  • تحقیقات نشان می دهد که نتایج روابط بر اساس عزت نفس دو طرف قابل پیش بینی است. ارزش دادن به خود در روابط سالم ضروری است. این همچنین شما را قادر می سازد تا عشق را دریافت کرده و سوء استفاده را دفع کنید.
  • مرزها و صمیمیت برای روابط ضروری است. یاد بگیرید که احساسات، نیازها و خواسته ها و مرزهای خود را بیان کنید.

04_Thanks_words_Daily-Habits-of-Couples-in-Healthy-Relationships_613300235-George-Rudy-760x506.jpg
شهریور ۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

صمیمیت به معنی شناخت عمیق شخص و احساسات او است. صمیمت واقعی، فرایندی تعاملی است که از چندین مولفه مربوطه به هم تشکیل شده است و هسته اصلی این فرایند شناخت، درک و پذیرش طرف مقابل، همدلی با احساسات او و قدرشناسی از دیدگاه بی همتای وی نسبت به جهان است. این اتفاق در مکالمه ای تلفنی یا در یک روز دوست داشتنی در کنار ساحل یا حتی در زمان رابطه جنسی صورت نمی گیرد. این در هفته ها و ماه های اول یک رابطه جدید و هیجان انگیز اتفاق نمی افتد. صمیمیت، مثل شراب خوب، وقت می گیرد تا عمیق تر و ملایم تر شود.

صمیمیت واقعی چیست

صمیمیت شامل چه چیزهایی است

شناخت

یک رابطه واقعا صمیمی به افراد اجازه می دهد که هر دو در سطح عمیق تر بدانند که هر کدام واقعا چه کسانی هستند. آنها به روح یکدیگر نگاه کردند و متوجه می شوند چه چیزی ارزشمند است و قدردان آن خواهند بود، که می توانند تفاوت های اجتناب ناپذیری که در هر دو نفر وجود دارد را تحمل کنند.

پذیرش

هچ یک از دو طرف احساس نیاز درباره تغییر خود را به صورت اساسی احساس نمی کند. تغییرات جزئی همیشه زمانی رخ می دهد که افراد با یکدیگر زندگی می کنند. اما نه زن و نه شوهر به این موضوع فکر نمی کند که او را آن طور که خودم بخواهم تغییر خواهم داد.

احترام به تفاوت ها

هر دو درک می کنند که لازم نیست به طور کامل شبیه هم باشد. در واقع بخش لذت بخش رابطه، کشف این تفاوت ها و احترام و قدردانی از آنها است. یادگیری در مورد دیدگاه های دیگران به عنوان فرصتی برای گسترش دنیای خود به شمار می رود.

امنیت

امنیت

صمیمیت واقعی زمانی اتفاق می افتد که هر دو طرف احساس امنیت کافی نسبت به آسیب پذیری داشته باشند. در واقع این امر حمایت از ضعف های یکدیگر و جشن گرفتن نقاط قوت یکدیگر، است. زن و شوهر در یک تعریف از وفاداری توافق کرده اند و هر دو این احساس امنیت را دارند که این توافق از سوی دیگری نقض نخواهد شد.

حل مسئله محبت آمیز

هر دوی این افراد با عشق، محبت و تمایل به مشارکت با هر مشکلی روبرو می شوند. هر دو برای یک تیم واحد کار می کنند، به جای اینکه تیم های مختلف با یکدیگر رقابت کنند.

ارتباط عاطفی

صمیمیت زمانی رشد می کند که افراد از نظر عاطفی و احساسی با یکدیگر در ارتباط باشند، حتی زمانی که مشکلی برای حل و فصل پیش رو داشته باشند.

چگونه صمیمیت را پرورش دهیم؟

عاقلانه انتخاب کنید

اولین قانون برای داشتن یک رابطه صمیمی، انتخاب عاقلانه در وهله اول است. اگر در رابطه خود همیشه تسلیم می شوید و از خود می گذرید و یا همیشه خود را با او هماهنگ می سازید و یا اینکه تغییرات اساسی را پذیرفته اید، این شخص برای شما مناسب نیست. حتی اگر شریک زندگی تان شمارا به طور مکرر متهم و سرزنش می کند و یا شما آزار می دهد و یا نمی گذارد به دوستان تان نزدیک شوید، هر چه سریع تر از این رابطه خارج شوید. برای کسی که به شما احترام می گذارد و قدردان شما است و از شما حمایت می کند، خود را در دسترس قرار دهید.

نشان دادن خود

همان طور که در یک رابطه جدید رشد می کنید و پیش می روید، رفته رفته خودتان را به یکدیگر نشان می دهید، در هر دو حالت جذاب و غیر جذابی که قرار می گیرید. مایل به افشای اعتقادات، ارزش ها و ایده های اصلی خود برای کشف واکنش های دیگران باشید. در ابتدا متضادها ممکن است جذب شوند، اما آنها نیز بذر ناراحتی هایی هستند که در آینده برداشت خواهند شد. تفاوت های خود با طرف مقابل را کشف کنید و ببینید آیا آنها برای شما هیجان انگیز هستند یا در آینده باعث بر هم خوردن رابطه خواهند شد. اطمینان حاصل کنید که اختلافات شما ارزش های اصلی را برای هر فرد نقض نمی کند. وقتی دو طرف به علت گرایش جنسی و یا علل دیگری به غیر از تشابه فکری و ظاهری در یک رابطه وارد می شوند، پس از مدتی به علت عدم وجود زمینه های اشتراک، رابطه شان به جدایی می انجامد.

چگونه صمیمیت را پرورش دهیم

کسی باشید که می خواهید شریک زندگی تان آن طور باشد

آسان است که از شخص دیگری بخواهید فهیم، دلسوز، وفادار و سخاوتمند باشد. انجام این کار آسان نیست. لازمه صمیمیت آن است که بهترین خودمان باشیم، کسی که ارزش صمیمیت را داشته باشد. لازم نیست که در آن کامل و عالی باشید. لازم است بهترین خود باشیم و وقتی اشتباهی کردیم و بازخوردها و نظرات را با آغوش باز بپذیریم.

پذیرفتن تعارضات

بله، آن را بپذیرید. نادیده گرفتن تعارض به ندرت به عنوان وسیله ای برای صمیمیت کار می کند. تعارضات و درگیری ها نشانه ای است که یک مشکل وجود دارد که باید حل شود. صميميت مستلزم مواجه شدن با مشكلات با شجاعت و ايمان است، رابطه مهم تر از بحران اتفاق افتاده است.

توسعه ذهن آگاهی عاطفی

احساسات خوب یا بد نیستند. اما ابراز احساسات و عواطف ما یا می توانند صمیمیت را افزایش دهند یا به آن آسیب برسانند. اجتناب ناپذیر است که هر دوی شما یک بار، شاید حتی چندین بار احساس خشم، آسیب یا ناامیدی کند. صمیمیت نيازمند روش های یادگیری برای بیان احساساتی است که تهدیدآمیز نباشد. با هم کار کنید تا راه هایی برای آرام کردن احساسات شدید پیدا کنید. با هم توافق کنید که به جای منفجر شدن، ریشه مشکلات را پیدا کنید و آنها را رفع کنید.

تعیین مرزها

صميميت مستلزم آن است كه روابط شما با يكديگر به نحوی متفاوت از روابط شما با ديگران باشد. بسیاری از زوج ها مرز را در مورد انحصار جنسی می کشند. دیگران صمیمیت خود را از راه های مختلف تعریف می کنند. هر تصمیمی که در رابطه با وفاداری می گیرید، باید چیزی باشد که هر دوی شما موافق هستید، هسته ی آن چیزی است که رابطه شما با آن خاص، ارزشمند و منحصر به فرد از روابط با دیگران می شود. هر دو موافقند که مرزها بسیار مهم هستند که نقض آنها پایه و اساس رابطه شان را به لرزه در خواهد آورد.


love15.jpg
مرداد ۲۸, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آیا احساس می کنید که دارید از شریک زندگی تان دور می شوید؟ یا احساس می کنید که او دارد از شما دور می شود؟ و آیا احساس می کنید که شما به ندرت وقت با شریک زندگی خود می گذرانید؟ در نهایت، شما هنوز هم احساس می کنید چیز زیادی در مورد شریک زندگی خود نمی دانید؟ اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات “بله” است، ممکن است زمان عشق، مهربانی و مراقبت فرا رسیده باشد. چگونه می توان یک رابطه ای را که بر لبه پرتگاه قرار دارد اصلاح کرد؟ خوب، البته که نیاز به ارتباط بهتر است. صمیمیت (عاطفی، جسمی و روحی) کلید نزدیک تر شدن به شریک زندگی تان است. ارتباط و صمیمیت نه تنها در زمان ناسازگاری و درگیری ها خوب است، وجود این دو عنصر در تمامی روزهای زندگی شما بسیار مهم است، زیرا آنها به تقویت پیوند شما کمک می کنند. زوج های موفق قبل از ازدواج شان صریحا در مورد انتظارات شان از یکدیگر گفتگو می کنند و اگر یک اختلاف جدی میان آنها وجود داشته باشد به عنوان مثال، مرد فرزند بخواهد ولی زن مخالفت کند، در این زمان آنها درباره این مسئله که آیا با یکدیگر ازدواج کنند یا نه به طور جدی فکر می کنند. یادگیری بیشتر در مورد شریک زندگی (و بالعکس) کلیدی برای یک رابطه شاد و بلند مدت است. اختلاف خیلی از زوج ها از آنجایی شروع می شود که همدیگر را به درستی نمی شناسند. علایق همدیگر را نمی دانند و سوالات درستی از همدیگر نمی پرسند تا به این شناخت برسند. در ادامه ۱۷ سوالی که شما را به شریک زندگی تان نزدیک تر می کند، آورده شده است.

17 سوالی که شما را به شریک زندگی تان نزدیک تر می کند

  1. اگر یک توپ کریستالی می توانست چیزی در مورد خودتان، زندگی، رابطه، دوستی و یا آینده فاش کند، چه چیزی به شما خواهد گفت؟
  2. در زندگی خود بیشتر قدردان چه چیزی هستید؟
  3. بزرگ ترین دستاورد زندگی شما چیست؟
  4. پنج چیز مشترکی که شما و شریک زندگی تان دارید چیست؟ پنج چیز که شما را متفاوت می کند چیست؟
  5. عشق، محبت و صمیمیت فیزیکی (جنسی) در یک رابطه چقدر اهمیت دارد؟
  6. چه چیزی در رابطه شما را خوشحال یا غمگین می کند؟
  7. با ارزش ترین خاطره شما در رابطه چیست؟
  8. برخی از اشتباهاتی که در روابط قبلی انجام داده اید چیست؟ و چطور می خواهید از بروز دوباره آنها جلوگیری کنید؟
  9. رابطه شما با پدر، مادر، خواهر و برادرتان چطور است؟ آیا نزدیک هستید؟
  10. حیوان خانگی شما چیست؟
  11.  در این رابطه خودتان را در ۱، ۵، ۱۰ و یا ۲۰ سال آینده، کجا می بینید؟
  12. آیا می خواهید ازدواج کنید و روزی بچه دار شوید؟ اگر چنین است، دوست دارید چه زمانی این اتفاق می افتد (به طور کلی)؟
  13. آیا دوستان زیادی دارید؟ اگر نه، چرا؟ و چقدر برای دوستی ارزش قائل هستید؟
  14. عقاید سیاسی شما چیست؟ چرا؟
  15. آیا شما مذهبی هستید؟ اگر چنین است چه چیزی شما را جذب مذهب کرده است؟ و اگرجواب منفی است چه چیزی شما را از مذهب دور کرده است؟
  16. آیا شغلت را دوست داری؟ همکارانت را چطور؟ اگر بله، چرا؟ اگر نه، چرا؟
  17. سبک ارتباطی شما چیست و چگونه به اختلافات رسیدگی می کنید (فرآیندهای تفکر و مراحل آن)؟

چرا این سوالات موثر هستند؟

این سوالات موثر هستند، زیرا آنها به شما یک دید کلی از شریک زندگی تان ارائه می دهند. به طور خاص، آنها به شما کمک می کنند نگاهی عمیق داشته باشید به شخصی که ممکن است بقیه زندگی خود را با او بگذرانید. این سوالات نیز شریک زندگی شما را آسیب پذیر می کند، که به شما کمک می کند به لحاظ احساسی و عاطفی به او نزدیک تر شوید. علاوه بر این، آنها تصویری وسیع از تصمیمات، تجارب و نگرش هایی که زندگی شریک زندگی تان را شکل داده اند، ارائه می دهند. در نهایت، این سوالات به شما کمک می کند که شریک زندگی خود را در سطح دیگری بشناسید. چه چیزی او را آزار می دهد؟ چه چیزی او را خوشحال می کند؟ ما همیشه از همدیگر می پرسیم “حالت چطور است؟” اما چقدر احتمال دارد که از او بپرسیم “تو کیستی؟”. مهم است که شریک زندگی خود را بشناسید، نه فقط در رابطه، بلکه در زندگی، رابطه اش با دوستان، همکاران، خانواده و حتی با غریبه ها.

این سوالات به شما کمک می کند که به یکدیگر نزدیک تر شوید

چه زمانی این سوالات را بپرسید؟

زمان مناسب برای استفاده از این سوالات زمانی است که شما تازه با او آشنا شده اید و چیز زیادی درباره، تجارب گذشته، اعتقادات وی، برنامه های آینده، و غیره نمی دانید. زمان مناسب دیگر برای استفاده از این سوال ها وقتی است که اگر مدت زمان طولانی با هم بوده اید و در حال حاضر احساس می کنید که دارید از هم دور می شوید. هر زمانی احساس کردید از شریک خود دور می شوید یا در خلاف جهت هم در حرکت هستید، این سوالات به شما کمک می کند که به یکدیگر نزدیک تر شوید. علاوه بر این، این سوالات می تواند به شما کمک کند که تصمیم بگیرید که آیا شریک زندگی شما واقعا شخصی مناسب، بر اساس اعتقادات، نگرش و غیره، برای شما است یا خیر.

چگونه این سوالات باعث نزدیک تر شدن می شود؟

این سوالات منجر به بحث در مورد تعهد، ازدواج، روابط طولانی مدت، اعتقاد به دیگران، داشتن خانواده، خواسته ها و نیازهای یک رابطه، اهداف آینده و غیره می شود. به شما کمک خواهد کرد که چیزهایی را درباره یکدیگر یاد بگیرید که قبلا هرگز نمی دانستید. علاوه بر این، به شما کمک خواهد کرد تا ارتباطات و سبک های حل و فصل اختلافات شریک زندگی خود را بیاموزید، بنابراین می توانید مسائل را با او در میان بگذارید. در نهایت این سؤالات به شما کمک می کند تا شریک زندگی خود را در یک سطح عمیق تر و شخصی تر، که کلیدی برای روابط طولانی مدت و شاد است، شناخته باشید. معمولا زوج ها روی چیزهایی که خوب پیش نمی رود تمرکز می کنند به جای آنکه تمرکز خود را بر روی این موضوع قرار دهند که چه کار کنند تا همه چیز بهتر شود. با پرسیدن این سوالات از شریک خود نشان می دهید که روی رابطه با او حساب کرده اید.


dating.jpg
مرداد ۱۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

موضوعات جالبی که در قرار اول می توانید راجع به آنها صحبت کنید

این اولین قراری است که شما برای مدت طولانی منتظر اتفاق افتادن آن بوده اید. شما می دانید کجا بروید و حتی لباس های خود را انتخاب کرده اید. به نظر می رسد همه چیز واقعا با هم هماهنگ هستند. سپس ذهن شما شروع به پرسیدن سوال می کند “در قرار اول درباره چه چیزی صحبت کنم؟”. قرار اول بسیار مهم است و بهتر است لیستی از مطالبی که فکر می کنید بهتر است درباره آنها صحبت کنید، در ذهن خود داشته باشید. نحوه برخورد در اولین ملاقات به قدری با اهمیت است که اگر در همان برخوردهای اول با هوشمندی رفتار کنید، می توانید علی رغم فرصت اندک و مشغله های فراوان از روابط پایدارتری برخوردار شوید و دوستی های عمیق تری را تجربه کنید. اگر معمولا در اولین ملاقات به قدری مضطرب می شوید که کف دست تان عرق می کند و دل تان می خواهد پا به فرار بگذارید، بهتر است از قبل چند سوال آماده کنید تا با مطرح کردن آنها و به جریان‌افتادن گفت و گو بتوانید آرامش خود را به دست آورید و از شدت اضطراب خود بکاهید. از سؤالات خیلی تهاجمی یا شخصی بپرهیزید و در عوض در جست و جوی سؤالات عمیق تری باشید که طرف مقابل وادار شود به جواب شان فکر کند. یک گفت و گوی پربار و معنی‌دار باعث خواهد شد که دیگران بتوانند ارتباط مؤثرتری با شما برقرار کنند و در نتیجه تصویر بهتری از شما در ذهن شان باقی بماند. در اینجا موضوعات جالبی که در قرار اول می توانید راجع به آنها صحبت کنید، آورده شده است.

اعتراف کنید کمی عصبی هستید

این کار را در ابتدای قرار انجام دهید. احتمال زیاد طرف مقابل نیز اعتراف خواهد کرد که او نیز کمی عصبی است. این کمک خواهد کرد که کمی از فشار را کاهش دهد و یک خنده دو طرفه ایجاد کند.

کجا بزرگ شدید

تعریف کنید که کجا به دنیا آمدید و کجا بزرگ شدید. کمک می کند تا طرف مقابل بهتر شما را درک کند.

آیا مکانی مورد علاقه برای بازدید دارید؟

برخی افراد ساحل را دوست دارند و برخی دیگر به کوه علاقه مند هستند. برخی سفر را دوست دارند و برخی کوه نوردی را می پسندند. شما درباره مکان مورد علاقه خود صحبت کنید.

ترسناک ترین کاری که تا به حال انجام داده اید

برای برخی افراد می تواند سخنرانی برای صد نفر ترسناک باشد. و برای برخی پریدن از هواپیما باشد.

چیزهایی که برای شما خنده دار است

هیچ چیز جالب تر از این نیست که چیزهایی که برای شما خنده دار است را برای طرف مقابل خود تعریف کنید. می توانید کلیپ های خنده داری که دیده اید را نشان دهید یا مطالب جالبی را خوانده اید تعریف کنید.

اوقات بیکاری چه کار می کنید

بسیاری از مردم ورزش می کنند و این عالی است. برخی رفتن به کنسرت و بازدید از موزه ها را ترجیح می دهند. تعریف کنید که در اوقات بیکاری خود معمولا به چه کارهایی علاقه دارید و انجام می دهید.

موضوعات گفتگو

صحبت درباره افراد خانواده خود

داشتن یک شبکه اجتماعی قوی بسیار خوب است. بعضی از افراد به خانواده های شان نزدیک هستند و خواهرزاده و برادر زاده دارند. و برخی دیگر احساس وابستگی به خانواده خود ندارند.

آیا با دوستان دوران کودکی خود در تماس هستید؟

این یک سوال بزرگ و همین طور یک موضوع سرگرم کننده است. اگر کسی در تماس با دوستان دوران کودکی خود است پس می توان نگاهی هم به دوران کودکی اش انداخت.

توصیف دوران کودکی

راهی فوق العاده برای درک کودکی دیگران است. دلقک کلاس بودند یا قلدر کلاس؟ شاید آنها فوق العاده خجالتی بودند تا زمانی که وارد دبیرستان شوند.

فیلم مورد علاقه شما چیست؟

به چه ژانری علاقه مند هستید؟ صحبت کردن در مورد فیلم می تواند بحث خوبی باشد.

شغل رویایی شما چیست؟

بعضی از مردم مشغول کار رویای خود هستند، اما بیایید صادق باشیم، اکثر مردم نیستند. حتی اگر کسی واقعا شغل خود را دوست دارد، معمولا یک یا دو چیز وجود دارد که آن را بهتر می کند.

چه زمانی ولخرجی می کنید؟

افرادی هستند که عاشق فروشگاه لباس هستند، برخی دارای مجموعه های موسیقی فراوان و گروهی دیگر یک بار در سال به یک سفر عالی می روند. این سوال به شما کمک می کند که نگاهی به آنچه که فرد واقعا از آن لذت می برد، بیندازید.

تعطیلات خود را چگونه می گذرانید؟

بسیاری از ما زمان تعطیلات خود را با خانواده های مان می گذرانیم. درباره آن صحبت کنید.

کار روزمره ای که کمتر به آن علاقه دارید چیست؟

برای بسیاری از ما کارهای روزمره واقعیت زندگی است. بخشی از تعطیلات آخر هفته یا زمانی از وقت بعد از کار ما را می گیرند. برخی از گردگیری خانه، شستن لباس یا حتی آشپزی کردن بیزارند.

درباره چه موضوعی اطلاعات خوبی دارید؟

برخی افراد درباره موسیقی اطلاعات خوبی دارند و برخی راجع به داروها بسیار می دانند. ببینید طرف مقابل شما در چه زمینه ای اطلاعات خوبی دارد و درباره آن صحبت کنید.

یک روز عالی خود را توصیف کنید

برای برخی افراد یک روز عالی شامل قدم زدن کنار دریا می باشد و برای برخی رفتن به سینما می تواند روز عالی و کاملی را برای آنها به وجود آورد. روز کامل و عالی خود را شرح و از او نیز بخواهید که این روز خود را توصیف کند.

از چه موضوعاتی باید اجتناب کنید

حالا بیایید نگاهی داشته باشیم به چند موضوعی که قطعا در قرار اول باید از آنها اجتناب کنید.

سیاست

این موضوعی است که بعدا در صورتی که قرارها ادامه پیدا کرد، در مورد آن صحبت کنید. بحث در مورد سیاست در قرار اول یک نه بزرگ دارد.

دین و مذهب

این موضوع می تواند منجر به بسیاری از بحث های داغ شود. آن را در قرار اول رها کنید.

رابطه قبلی

بله، دوست پسر سابق یا دوست دختر سابق شما. هیچ کس دوست ندارد شکایت های شما درباره رابطه قبلی تان را بشنود مخصوصا در قرار اول اصلا مناسب نیست.

پول

این حوزه ای که می تواند کمی حساس نیز باشد.

رابطه جنسی

در قرار اول با توجه به نوع فرهنگ غالب در جامعه ما بهتر است درباره این موضوع صحبتی نشود، اما چنانچه این مساله برای شما در اولویت می باشد می توانید به صورت کلی دیدگاه و علایق خود را در این زمینه مطرح نمایید.


lonley.jpg
مرداد ۹, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

پس از پایان یافتن یک رابطه سمی و اشتباه، افراد ممکن است وسوسه شوند که خلاء ناشی از آن را پر کرده و بالافاصله وارد رابطه ای جدید شوند. گاهی اوقات، آنها قادر به پیدا کردن شریک و همدل مناسب زندگی شان در مدت کوتاهی پس از پایان روابط پرتنش  قبلی خود خواهند بود. اما متأسفانه آنچه که اکثر مواقع اتفاق می افتد این است که آنها مجددا با یک شکارچی عاطفی دیگر که شبیه همان فرد قبلی است که به تازگی ترکش کرده اند ارتباط برقرار می کنند و دوباره همان زخم های رها شده ای که در ابتدا برای فرار از آن تلاش کرده بودند، سرباز می کند.

و یا چون آنها زمانی را برای التیام  زخم خود و بازگرداندن اعتماد به نفس خود اختصاص نداده اند، ناخودآگاه هر فرد سالمی را که به آنها نزدیک می شود ازخود می رانند.

پنج مزیت شفابخشِ تنها بودن بعد از داشتن روابط مسموم

برای هر فردی که شکست عشقی را تجربه کرده است، لازم است مدت زمانی مجرد بماند (چه  قصد داشته باشد رابطه دیگری در آینده داشته باشد چه قصد نداشته باشد). برای افرادی که در کودکی مورد سوءاستفاده واقع شده اند و الگوی وارد شدن به روابط ناسالم دارند، ضروری است که برای مدتی حتما تنها و مجرد بمانند تا چرخه معیوب روابط اشتباهشان قطع شود. این دوره فراغت از  داشتن قرار ملاقات های جدید و شروع روابط عشقی می تواند مسیر زندگی آنها را تغییر داده و یک احساس مثبت و تازه نسبت به خود در آنها ایجاد کند.

از آنجایی که جامعه چنین تأکید ناسالمی بر ارزش گذاری بیش از حد ایجاد روابط جهت مراقبت از خود می کند، مهم است که بدانیم  یک فرد سالم  چقدر می تواند سلامت روحی داشته باشد  به خصوص برای بازماند گان یک تروما. در حقیقت، تحقیقات نشان داده است که افراد مجرد می توانند  به همان اندازه زوج های همتای خودشان شاد باشند.

در اینجا پنج مزیت مجرد بودن عنوان می شود که باید به خاطر داشته باشید:

اجازه می دهد تا شما یک عادت جدید ایجاد کنید

 مغز کودکانی که در خانواده های سوء استفاده گر و متجاوز رشد می کنند، به معنای واقعی کلمه، مستعد ابتلا به یک چرخه تکرار تروما است که باعث عمیق تر شدن زخم های فعلی شان در بزرگسالی می شود. کسانی که در یک رابطه طولانی مدت  مورد سوءاستفاده قرار گرفنه اند، چه عاطفی و چه فیزیکی، می توانند از علائم PTSD (استرس پس از سانحه) نیز رنج ببرند. بدون مداخله و درمان مناسب، افرادی که مورد سوءاستفاده های جنسی و یا عاطفی قرار گرفته اند، به سوءاستفادهای کلامی، احساسی، روحی و حتی جسمی به عنوان بخشی از عشق عادت می کنند. بدون بهبود زخم ها از دوران کودکی و بررسی هرگونه باور، رفتار یا مرزهای غلط و ناسازگارانه، آنها به طور مداوم و بدون مکث در طول زندگی به شرکای سمی و آسیب رسان می چسبند.

تنها بودن برای یک دوره زمانی، باعث کاهش برخی از این ریسک ها می شود، به شما این امکان را می دهد تا فضا و زمان را به بهبودی خود و التیام زخم هایتان اختصاص دهید. لازم است زمان لازم برای ایجاد جدایی روان شناختی از فرد متجاوز تخصیص دهید. این به شما این امکان را می دهد که عاداتی جدید برای صلح، ثبات و استقلال ایجاد کنید که به خوبی به شما کمک می کند.

 تاکتیک های مصونیت از مورد تجاوز واقع شدن را می آموزید

شما را مجبور می کند که استانداردهای بالاتری داشته باشید

مواجهه با تنهایی ممکن است دشوار باشد، به خصوص اگر در دوران تجاوز و سوءاستفاده از انزوا رنج برده باشید. با این حال با شروع درمان، و با کمک شبکه های پشتیبانی و مشاوره با متخصصین بهداشت روانی، احساس تنهایی کمتر، اعتماد به نفس بیشتر و ارامش بیشتری خواهید کرد.

در حقیقت، شما حتی ممکن است از آرامش پس از تجربه چنین روابط پر فراز و نشیبی استقبال کنید. یک مرخصی طولانی از داشتن روابط سمی می تواند به شما دقیقا همان چیزی را که سزاوار و شایسته آن هستید، آموزش دهد.

پس از آنکه عادت کردید که به خودتان متکی باشید و روی پای خودتان بایستید، این بار، از روابط آتی خود لذت خواهید برد. کسب این اعتماد به نفس برای ایجاد سلامت عاطفی و انعطاف پذیری شما حیاتی است. شما یاد می گیرید که چگونه به ماجراجویی بروید، خود را قدرتمند سازید و در مراقبت از خودتان بدون مصالحه و بدون نیاز به یک شریک زندگی کنید. هر چه زمان بیشتری را به تنهایی خود اختصاص دهید استانداردهای شما برای راه دادن افراد جدید به زندگی تان بالاتر خواهد رفت. و فقط افرادی را به زندگی تان راه خواهید داد که به تجربیات شما چیزی اضافه می کنند. شما روابط با افرادی که از شما پشتیبانی می کنند را تقویت می کنید و راحت تر با کسانی که به طور مداوم شما را سرزنش می کنند یا از شما سر باز می زنند، رابطه تان را به هم می زنید. این یک راه عالی برای فیلتر کردن دوستی های مسموم است

به شما کمک می کند تجربیات مستقل خود را داشته باشید

مهم است که به یاد داشته باشید زمانی که شما مورد آزار قرار گرفته اید، مغز و بدن شما هنوز درگیر ترومای ناشی از آن است. فقط به این دلیل که رابطه خشونت بار شما به پایان رسیده است، به این معنی نیست که اثرات تروما به طور خودکار از بین می رود. این مساله نیاز به زمان، تلاش و اغلب کمک گرفتن از مشاوران حرفه ای دارد.

شما ممکن است هنوز درگیر احساسات خشم، غم و اندوه، اضطراب و یا حتی احساسات متضاد نسبت به فرد سوء استفاده گر از خود باشید. ممکن است از افسردگی، کابوس، وجدان انتقادی و شرمی که در اثر آن روابط دارید رنج ببرید. این تروما نیاز به زمان برای بهبودی دارد. پرش به روابط دیگر خطر تجربه مجدد احساسات ذکر شده را بیشتر کرده و روی این زخم ها نمک می پاشد. کمک گرفتن از یک متخصص رواندرمانی می تواند در خلاصی از ترومای مربوطه به شما کمک کند.

به جای سرمایه گذاری روی رابطه با دیگران، روی خودتان سرمایه گذاری می کنید

به جای سرمایه گذاری روی رابطه با دیگران، روی خودتان سرمایه گذاری می کنید

افرادی که در روابط قبلی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، به سادگی با سرمایه گذاری روی روابط سمی با کمترین سود و بدون بازده مثبت خو گرفته اند. با این حال، سرمایه گذاری روی شخص خودتان کاملا متفاوت است، زیرا همیشه ارزشمند خواهد بود.  هنگامی که شما درمسیر زندگی روی خودتان سرمایه گذاری می کنید، تجربه یک عمر خود را وارد این سرمایه گذاری خواهید کرد. هنگامی که شما روی رویاهای خود و نیز روی تحصیلات، اهداف، شغل و مراقبت از خود سرمایه گذاری می کنید، همیشه برایتان منفعت و سود خواهد داشت، زیرا شما در واقع تجربیات زندگی، دانش و فرصت های بیشتر موفقیت و شادی خود را توسعه می دهید. تنها بودن شما را با فرصت های بی حد و حصر خودآزمایی و پیشرفت آشنا می کند تا زمان و انرژی خود را روی افراد دیگر هدر  ندهید. شما زمان بیشتری برای ورزش، یوگا، مدیتیشن، سفر، تجربه سرگرمی های جدید و دوستان جدید خواهید داشت.

 تاکتیک های مصونیت از مورد تجاوز واقع شدن را می آموزید

هیچ تضمینی وجود ندارد که شما در طول زندگی خود بار دیگر با افراد سمی یا سوء استفاده گر برخورد نکنید. حتی کارشناسان در این زمینه هم هنوز ممکن است درگیر این مساله شوند. با این حال، همانطور که زخم های خود را ترمیم می کنید، دور خود مرزهای محکمتری بسازید و نکات بیشتری درباره دستکاری های مسموم  از سمت دیگران بیاموزید. همچنین یاد خواهید گرفت که به صدای درونی خود اعتماد کنید. همانطور که از متخصصین متخلف و سایر افرادی که تجربیات مشابه شما دارند اطلاعات کسب می کنید متوجه خواهید شد که هرگز نباید از نیازهای خود برای حفظ روابط خود با دیگران بگذرید.

شاید سفر شما سفری کاملی نباشد، اما بسیار قابل اعتمادتر و آزادانه تر خواهد بود. شما یاد خواهید گرفت که تنها کسی هستید که می توانید خود را نجات دهید. مهمتر از همه، تنها بودن به شما زمان کافی می دهد که زخم هایتان را التیام دهید، و بفهمید که در زندگی واقعا چه مي خواهيد و آرزوهاي خود را دنبال کنید.


anxietyandrelationships-1.jpg
مرداد ۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اگر از اضطراب روابط رنج می برید، مهم است که از آن مطلع شوید. بدون آگاهی از خود، شما موفق نمی شوید به کسی متعهد شوید و روابط شما کوتاه مدت خواهد بود. این نوعی اضطراب است که در راه داشتن یک پیوند سالم و ایجاد رابطه با شخص دیگری به وجود می آید.

اضطراب رابطه چیست؟

 اضطراب رابطه چیست؟

برای اکثر افراد، روابط نسبتا آسان است. اما برای برخی، با این حال، روابط خیلی آسان نیست. و در واقع مانند چالش فردی است. که می توان گفت فرد از اضطراب رابطه، ترس از روابط و یا از “ترس از تعهد” رنج می برد. اگر پدر و مادر کسی عشق و مراقبتی که فرد به عنوان کودک به آن نیاز دارد را فراهم نکنند، آنها ناایمن بزرگ می شوند. علاوه بر این، اگر والدین یا یکی از آنها درگیر مسائل روحی و روانی خود باشد و قادر به پاسخگویی به نیازهای فرزندان خود نباشد، این کودکان با این باور بزرگ می شوند که لیاقت دوست داشته شدن و حمایت را ندارند.

علاوه بر احساس بی لیاقتی و ناامنی، این افراد ممکن است در اعتماد کردن به دیگران نیز دچار مشکل بشوند. آنها منتظر این هستند که دیگران نیز مانند پدر و مادرشان به آنها آسیب برسانند. اگر آنها از کشمکش و تعارض اجتناب کنند و به جای صمیمیت با کسی که دوستش دارند از او فاصله بگیرند، دچار اضطراب در رابطه خواهند شد.

دلایل اضطراب رابطه و ترس از تعهد

علل این اضطراب و هراس برای هر کسی می تواند متفاوت باشد. با این حال، بیشتر این افراد از وجود رابطه عاشقانه ضعیف با والدین خود شکایت می کنند. این اضطراب خود را از طریق رفتارهای دلبستگی نشان می دهد. دانستن بعضی چیزها در مورد هر سبک دلبستگی ممکن است تاریکی ها و ترس های ارتباطی را به شما نشان می دهد.

سایر علل شایع این مشکل عبارتند از:

  • ترس از (یا تجربه قبلی) رابطه ای که بدون نشانه و اطلاع قبلی پایان بیابد.
  • ترس از نبودن در رابطه “درست”
  • ترس و یا بودن در یک رابطه ناسالم (مشخص شده با رها شدن، خیانت، سوء استفاده و غیره)
  • مشکلات مربوط به اعتماد به دلیل آسیب های گذشته توسط افراد نزدیک به شخص.
  • ترومای دوران کودکی یا سوء استفاده
  • برآورده نشده نیازهای دوران کودکی و یا مسائل مربوط به دلبستگی
  • مشکلات بین والدین در دوران کودکی

دلایل اضطراب رابطه و ترس از تعهد

انواع سبک های دلبستگی

سبک دلبستگی ما در زمان کودکی  و براساس رابطه ای که با پدرو مادر خود داریم، ‌شکل می‌گیرد.

دلبستگی ایمن

نیاز به احساس امنیت دارید و به شریک تان نزدیک می‌شوید، البته در شرایطی که احترام و استقلال هر یک از طرفین حفظ گردد.

ناایمن استرسی

احساس تان در رابطه بیش تر مبتنی بر غمگین بودن است؛ زیرا  شما به شدت نگران از دست دادن افراد مهمی‌هستید که خوشحالی تان به آن‌ها بستگی دارد.

ناایمن اجتنابی

از به وجود آمدن هر گونه رابطه عاطفی جلوگیری می‌کنید و بیش تر دوست دارید از همسرتان دور باشید. در این حالت شریک تان ممکن است احساس کند که علاقه ای به این رابطه ندارید.

ناایمن سازمان نیافته

در این حالت شما به سختی به دیگران اعتماد می‌کنید و هم چنین مواقعی که از خیلی نزدیک و یا خیلی دور به همسرتان هستید، احساس ترس خواهید کرد. کسانی که این سبک را دارند غالبا احساس گیجی می‌کنند‌؛ ‌زیرا عواطف آن‌ها به سرعت تغییر می‌کند.

چگونه از اضطراب رابطه خلاص شده و رابطه ای شاد ایجاد کنیم؟

آگاهی از مشکل خود

شما اضطراب رابطه دارید و با تایید این واقعیت، از سردرگمی که سال ها همراه شما بوده است، رها می شوید. شما دیگر از خودتان نمی پرسید چرا من انقدر در روابط بد هستم؟

سبک دلبستگی خود را پیدا کنید

بازگشت ذهنی به زمان دوران کودکی خود داشته باشید و به یاد بیاورید که رابطه تان با مادرتان چگونه بوده است. آیا شما برای بودن با مادرتان هیجان زده بودید؟ آیا با او خیلی بازی کردید؟ آیا زمانی که عصبانی، غمگین و وحشت زده بودید، او از شما مراقبت می کرد یا اینکه به خاطر نشان دادن این هیجانات شما را تنبیه می کرده است؟ بهتر است که تمامی این خاطرات را در یک دفتر خاطرات ثبت کنید.

خود را به چالش بکشید

اگر به اندازه کافی شجاع هستید، سبک های دلبستگی خود را با دنبال کردن شریک و دوستان سالم از نظر احساسی و هیجانی، به چالش بکشید.

تمرین ذهن آگاهی

هنگامی که شما اضطراب رابطه دارید، تمرکز خود را از بدن، نیازها و احساسات خود به نیازها، افکار و احساسات شریک خود تغییر دهید. نگران این باشید که او ممکن است در مورد شما چه فکری کند و سعی نکنید که او را ناراحت کنید تا شما را بخاطر شخص دیگری ترک نکنند. به جای وابسته بودن، زمان بیشتری را در تنهایی بگذرانید تا مستقل شوید.

هر روز از خودتان بپرسید که چه احساسی دارید

آیا شما در مورد یک رویداد اخیر در زندگی تان، عصبانی، هیجان زده و یا ناراحت هستید؟ اگر شما در معرض یک رابطه سمی هستید، از خود بپرسید که چگونه بدن تان به شریک تان واکنش نشان می دهد؟ شهود شما چيست؟ آیا با او خوشحال هستید؟ فکر می کنید که اگر تنها بودید بهتر بود؟ احساسات روزانه خود را ثبت کنید و ارتباط مثبت بیشتری با افکار خود ایجاد کنید. شما همچنین می توانید مدیتیشن را در برنامه روزانه خود قرار دهید تا راحت تر با احساسات دشوار روبرو شوید.

 بهتر است از یک درمانگر کمک بگیرید

از یک درمانگر که متخصص در روابط خانوادگی و تروما است، کمک بگیرید. او بهترین راه را برای حرکت به جلو، از جایی که در حال حاضر هستید، می داند. شجاعت خود را برای مواجهه با اضطراب ارتباطی شکل دهید. زمانی که شخص جدیدی را ملاقات می کنید، کنار آمدن با این اضطراب راحت نیست. شما می توانید زندگی خود را با ایجاد یک رابطه سالم با خودتان، تغییر دهید، بنابراین شما می توانید در رابطه ای سالم و شادتر با دیگران باشید. از اینکه به دنبال کمک حرفه ای برای نگرانی های خود باشید، نهراسید. همه افراد در روابط با مشکلاتی رو به رو هستند. به دنبال کمک بودن نشانه این است که شما مسائل خود را جدی گرفته و می خواهید کیفیت زندگی خود را بهبود بخشید.


happy-couples.jpg
مرداد ۱, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

لذت واقعی در زندگی بستگی به کارهای کوچکی دارد که هر روز انجام می دهید. مانند در آغوش کشیدن همسرتان وقتی که عصرها از کار بر می گردد، دم کردن چای یا قهوه برای همسرتان، کمک به همسرتان در کارهای روزمره. بله خوشبختی واقعی در ازدواج نتیجه همین کارهای کوچک است که زوج های خوشبخت هر روز انجام می دهند. در ادامه کارهایی که زوج های خوشبخت برای یکدیگر انجام می دهند آورده شده است.

کارهایی که زوج های خوشبخت انجام می دهند

نوازش کردن

زوج های خوشحال دوست دارند از نظر فیزیکی به یکدیگر نزدیک باشند، و فقط منظور رابطه جنسی نیست. اشکال دیگر از محبت فیزیکی – بغل کردن، بوسه، نوازش – همه راه هایی هستند که زوج های خوشبخت برای تقویت پیوند خود انجام می دهند. یک مطالعه در مجله روانشناسی اجتماعی و شخصیت نشان داد که زوج که محبت فیزیکی بیشتری نسبت به یکدیگر نشان می دهند پیوند ماندگارتری دارند.

نزدیکی عاطفی درباره همه چیز

زوجین خوشبخت درمورد همه چیز با هم راحت و صمیمی هستند. این معنای واقعی عشق است؛ اینکه طرفین بتوانند با هم درباره نگرانی ها، ترس ها، تردیدها و نیز دغدغه های شان به راحتی و بدون ترس از پیامدهای آن سخن بگویند.
البته که رابطه جنسی مهم است. در ابتدای ازدواج، طرفین جاذبه جنسی را عشق می پندارند، اما به مرور زمان درمی یابند که رابطه جنسی اگرچه مهم است، همه چیز نیست و احساس امنیت و آرامش چیزی فراتر از صمیمیت جسمانی است.

با هم تصمیم می گیرند

در زندگی مشترک، فردی همه تصمیم ها را یک طرفه نمی گیرد نه شما نه همسرتان! از این که چه فیلمی را ببینید تا این که چند بچه داشته باشید. شما با هم تصمیم می گیرید و به حرف های یکدیگر گوش می کنید. پس اگر یک بار برای فیلم مورد علاقه یکی به سینما رفتید دفعه بعد نوبت دیگری است که فیلم خودش را انتخاب کند.

اجتناب از بزرگ نمایی مشکلات

اشتباه رخ می دهد. خطاهای انسانی اجتناب ناپذیر هستند. اما زوجین موفق به دلیل اتفاقی تلخ، کل رابطه را زیر سوال نمی برند. یک راه خوب برای فهمیدن اینکه آیا یک اشتباه ارزش این را دارد که به خاطرش رابطه تان را تلخ کنید، این است که از خود بپرسید: «این اتفاق چندبار ممکن است در سال رخ دهد؟» فراموش نکنید، آب ریخته به جوی باز نمی گردد.

گذراندن زمان با یکدیگر

گذراندن زمان با یکدیگر

زوج های خوشبخت، متوجه اهمیت گذراندن زمان با کیفیت با یکدیگر هستند. کیفیت آن بسیار با اهمیت است زیرا فرصتی برای توجه کامل به یکدیگر و تقویت رابطه آنها را فراهم می کند. گاهی بسیار سخت است که فرصت مناسبی برای گذراندن وقت با یکدیگر پیدا کنید. اما آنقدرها هم پیچیده نیست، قدم زدن در پاساژ مورد علاقه تان یا صرف یک شام عاشقانه در منزل و …، می توانید زمان مناسبی برای این کارها مهیا کنید. روابط سالم پر از شادی و خوشحالی است. این به معنای آن نیست که شما هیچ مشکلی ندارید و همیشه فقط قرار است بخندید! اما به معنای این است که زمینه اصلی زندگی شما شاد است و حتی مسائل ساده هم مثل کامل کردن جمله هم یا دیدن فیلم با یکدیگر نیز باعث شادی تان می شود.

به سلامت روحی و جسمی خود اهمیت می دهند

یک زوج موفق به سلامت خود و همسرشان اهمیت می دهند، مواردی چون ابتلا به انواع بیماری ها، چاقی و افزایش وزن، ریزش موی سر، نازایی، حوادث و تروما، اختلالات خلقی، افسردگی و حتی بروز بیماری های روانی همگی می تواند به شدت بر روابط زن و شوهر اثر منفی گذاشته و باعث جدایی و اختلاف بین آنها شود. اهمیت دادن به سلامت، تغذیه مناسب و مفید، استراحت به میزان کافی، پرهیز از استعمال دخانیات، ورزش منظم، انجام آزمایشات دوره ای، مراقبت از همسر هنگام بیماری و در دوران نقاهت و ایجاد روحیه شاد در خانواده همگی می تواند باعث ارتقای سطح سلامت زوجین و فرزندان و دوام زندگی مشترک و خوشبختی زوجین شود.

برنامه ریزی برای آینده
برنامه ریزی برای آینده

برنامه ریزی برای آینده

زوج های موفق واقعا احساس می کنند که یک تیم هستند و با یکدیگر آینده خود را می سازند. آنها هر جنبه ای از آینده را با یکدیگر برنامه ریزی می کنند: ازدواج، بچه دار شدن، شغل، جایی که ممکن است یک روز با هم زندگی کنند.

قبول کردن یکدیگر بدون تلاش برای تغییر دادن هم

عمیق ترین میلی که در طبیعت انسان وجود دارد نیاز به پذیرفته شدن و مورد ستایش قرار گرفتن است گاهی اوقات سعی می کنیم مانند مجسمه سازان رفتار کنیم و طرف مقابل مان را با خمیر مجسمه سازی اشتباه می گیریم. تصور می کنیم که می توانیم به طور مدام دیگران را کنده کاری کنیم تا به تصویر ذهنی ایده آل ما نزدیک شوند. اما این اقدامات همیشه در پایان با ناامیدی همراه است. چراکه اولا تاثیرات منفی بر فرد مقابل دارد و ثانیا، آدمی سنگ نیست و نمی توان آن را تراشید و شکل داد. به جای ایده های خود پسندانه بهتر است کسی را که دوست می داریم آن گونه که هست بپذیریم. در غیر این صورت با توهمات خود سقوط خواهیم کرد. زوجین موفق، به جای تلاش برای تغییر شریک زندگی خود، او را حمایت و تحسین می کنند.

هر کدام فضای خودتان را هم دارید

اگر شما به فردی عشق می ورزید به معنای این نیست که باید هر دقیقه تان را با هم باشید. طبیعی است که دو نفر که در یک رابطه جدی هستند، اوقات زیادی را با هم بگذرانند؛ اما هر کدام باید بتوانند علاقه مندی های خود را داشته باشند و زمانی را با دوستان شان بگذرانند. این فضای شخصی اجازه می دهد که شخصیت فردی هر طرف در کنار شخصیت زوجی رشد کند.

به یکدیگر گوش می دهند

زوج های خوشبخت هر روز با دقت به حرف های یکدیگر گوش می دهند. چه بهتر از این؟ آنها به همدیگر فرصت صحبت کردن می دهند. در یک رابطه گوش دادن اغلب مهم تر از معاشرت کردن است. آنها از یکدیگر پرس و جو می کنند تا از احساس همسرشان مطلع شوند. زوج هایی به یکدیگر گوش می کنند که واقعا با یکدیگر در ارتباط بود و یکدیگر را درک می کنند.

به یکدیگر اطمینان دارید

یک رابطه سالم بر اساس اطمینان و اعتماد است. رابطه شما باید خالی از راز و رمز باشد. در صورتی که نمی توانید به شریک تان اطمینان کنید همیشه در ذهن تان شک و تردید وجود دارد باید احساسات خود و رفتارهای او را در گفت و گو با یک مشاور بررسی کنید.

 


couple-counselling.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

اگر به دنبال مرکز مشاوره در تهران هستید، مرکز مشاوره و روانشناسی اکسیر با متخصصان مجرب آماده ارائه خدمات به شما عزیزان است. مشاوره پیش از ازدواج، کنترل و پیشگیری از طلاق، مسائل جنسی و زناشویی و درمان اختلالات بالینی مانند افسردگی، اضطراب و آموزش مهارت های زندگی از مهم ترین فعالیت های این مرکز است.

مرکز مشاوره ازدواج در تهران

 اهمیت مراجعه به مرکز مشاوره ازدواج در تهران

در دوره مدرن، با توجه به پیچیدگی روابط و حذف تدریجی ازدواج های سنتی، روز به‌ روز نیاز به مشاوره ازدواج یا در واقع مشاوره پیش از ازدواج بیشتر احساس می شود.

مشاوره ازدواج به دو صورت وجود دارد: مشاوره های آموزشی یا آموزش پیش از ازدواج.

مشاور ازدواج چه کار می کند؟

  • روشن ساختن ملاک هایی که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند.
  • بررسی آمادگی طرفین برای ازدواج.
  • بررسی تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج.
  • در مشاوره های پیش از ازدواج معمولاً خلق و خو و شخصیت دو طرف مورد بررسی قرار می گیرد و مشخص می شود این دو نفر تا چه اندازه از این نظر با هم هماهنگ و همسان هستند.
  • تفاوت در سن، تحصیل و فرهنگ با آموزش، مدیریت می شود اما تفاوت های شخصیتی و خلقی معنادار با هیچ آموزشی مدیریت نمی شود.
  • از طرفی مشاور ازدواج بررسی می کند که دو طرف به رشد عقلی و جسمی ازدواج است رسیده اند یا نه.
  • بررسی انتظارات طرفین از یکدیگر در ازدواج.

مقاله مرتبط: حقایقی در رابطه با مشاوره ازدواج و خانواده 


سوالات متداولی که در مشاوره های ازدواج و طلاق پرسیده می شود:

اگر همسرم راضی به شرکت در جلسات مشاوره نشود چه کار باید بکنم؟

پاسخ: شما می توانید از جلسات فردی نیز نهایت استفاده را داشته باشید. جلسات مشاوره به شما كمک می کند تا رفتار و پاسخ خود را نسبت به همسرتان تغییر دهید،‌ که به تنهایی می تواند تقویت کننده رابطه باشد. در شماری از زوج ها،‌ همسر بعد از مدتی وارد جلسات شده است.

اگر ما قبل از جلسات تصمیم به جدایی گرفته باشیم چه؟

پاسخ: هر دو باید موافقت کنید که هیج اقدام قانونی در مورد طلاق انجام ندهید تا حداقل در هشت جلسه مشاوره شرکت کنید. کسانی که در جلسات زوج درمانی شرکت می کنند معمولا به سرعت روند بهبود را طی می کنند . پس بهتر از به خودتان زمان بدهید با تاثیرش را ببینید.

همسر من معمولا به مکالمات مسلط می شود و بیشتر از من صحبت می کند،‌ در این صورت آیا مشاور به صحبت های من هم گوش خواهد داد؟

پاسخ: مشاوران در زمینه هنر گوش دادن،‌ میانجی گری، توضیح دادن و شفاف سازی و فعال کردن جلسات مشاوره آموزش دیده اند. در بسیاری از زوج ها، یک زوج بیشتر از دیگری صحبت می كند. یک مشاور خوب در مواقع لزوم مداخله کرده و اجازه صحبت به دو طرف می دهد.

همسران پر خطر

همسران شکاک

این افراد خطرناک مدام احساس می کند که فردی می خواهد به او صدمه بزند، از او استفاده کند و یا فریبش دهد. همیشه به این فکر می کند که آیا همسرش به او وفادار است؟ همیشه احساس می کند که مورد حمله واقع شده است و به سرعت با خشم و پرخاشگری با دیگران برخورد می کند.

همسران منزوی

این افراد به ظاهر آرام، کنار آمدن با تنهایی را از همان دوران اولیه کودکی آموخته اند و بیشتر اوقات در داخل خانه و به دور از تعامل با بچه های هم سن و سال شان زندگی کرده اند و به همین دلیل در بزرگسالی هم به روابط نزدیک با دیگران علاقه ندارند و از آن هیچ لذتی نمی برند و به غیر از اعضای خانواده هیچ کس به آنها نزدیک و صمیمی نیست.

همسران منزوی

همسران عجیب و غریب

این دسته از افراد در ابتدای آشنایی فردی جالب و منحصر به فرد به نظر می آیند، اما با گذشت زمان متوجه می شوید که با فردی کاملا عجیب و غیرعادی رابطه عاطفی برقرار کرده اید. حوادث و اتفاقات برای او معنای خاصی پیدا می کند. غالبا ظاهر عجیب و غریبی دارد. دوستان صمیمی و معدودی دارد و در موقعیت های اجتماعی به شدت احساس ناراحتی می کنند، چون دیگران با رفتار عجیب و غریب آنها رفتار مناسبی نمی کنند.

همسران‎ ضد اجتماعی

فرد ضد اجتماعی، فردی خودخواه و فاقد توانایی همدلی با دیگران است و معمولا به نیازهای دیگران از جمله همسر و فرزندان خود بی اعتنا است. این افراد سوءاستفاده گر، دروغ گو و فریب کار هستند که برای رسیدن به خواسته خود هر کاری انجام می دهند. این افراد معمولا سابقه بازداشت و مشکلات قانونی دارند چون از درک عواقب کارهایی که انجام می دهند ناتوان هستند.

همسران طوفانی (مرزی)

اگر فرد مورد علاقه شما دارای رفتارهای انفجاری و غیر قابل پیش بینی است، اگر رابطه شما با او بارها دستخوش آشوب و آشفتگی و قطع و وصل بسیار می گردد و شما همواره به این فکر می کنید که چگونه بحران های هیجانی محبوب خود را مهار کنید، باید گفت شما با یک فرد طوفانی یا به اصطلاح شخصیت مرزی ارتباط دارید.

همسران نمایشی

باید اعتراف کرد که یک شخصیت نمایشی به دلیل ویژگی های سرگرم کننده ای که دارد برای همه جذاب است. کیفیت اوائل آشنایی با یک فرد نمایشی هر چه که باشد، در نهایت توجه طلبی بی پایان، هیجانات شدید، ناگهانی و قابل پیش‌بینی نبودن او شما را به ستوه خواهد آورد و در زندگی با او همیشه احساس تنهایی خواهید کرد.

همسران خودشیفته

یک فرد خودشیفته واقعی آنقدر ذهنش به خودش مشغول است که به سختی می تواند جایی را در دنیای خودش به فرد دیگری از جمله شما اختصاص دهد. در ارتباط با یک فرد خودشیفته به طور مداوم باید احساس خود بزرگ بینی او را تحسین و تمجید کنید. معمولا فاقد حس همدلی با دیگران هستند و به احساسات و نیازهای دیگران توجهی ندارند.

همسران هراسان

اگرچه افراد اختلال شخصیت اجتنابی یا همان هراسان افراد بدجنس و خطرناکی نیستند، اما زندگی با آنها بسیار خسته کننده است. از آنجایی که یک فرد اجتنابی، کمرو، کم حرف و دارای احساس بی ارزشی و عدم کفایت و هراسان از طرد شدن توسط دیگران است، قبل از کسب احساس اعتماد و اطمینان لازم از تایید شدن توسط شما، از ورود به یک رابطه صمیمانه با شما اجتناب می کنند.

همسران وابسته

چنین فردی به شریک زندگی خود بسیار وابسته می شود و تقاضاهای فراوانی در جهت حمایت و مراقبت از خویش خواهد داشت. رابطه عاطفی با فرد وابسته پس از مدتی از حالت معمول خارج شده و به حالت والد-فرزندی در خواهد آمد و درنهایت رابطه ای که روزی خوشایند به نظر می رسید، حالت خسته کننده و توان فرسایی به خود خواهد گرفت.

همسران وسواسی

ذهن این افراد چنان مشغول جزئیات، قوانین و مقررات می شود که اجازه هرگونه تفریحی را بر خود می بندد. آن چنان کمال گرا هستند که به گونه ای افراطی خود را وقف کار می کنند و فرصتی برای استراحت و بودن با خانواده پیدا نمی کنند. بسیار با وجدان هستند و در زمینه عمل به موازین اخلاقی انعطاف ناپذیر هستند.


مقاله مرتبط: مهارت مقابله با همسر عصبانی 


برای مشاهده ویدئوهای آقای دکتر دمیرچی به عنوان یکی از بهترین مشاوران مرکز مشاوره اکسیر در زمینه خانواده (ازدواج، طلاق، روابط زوجین و …) می توانید به سایت مرکز مشاوره اکسیر مراجعه نمایید.

مرکز مشاوره ازدواج در تهران

مرکز مشاوره و روانشناختی اکسیر با کادری حرفه ای و مجرب در زمینه مشاوره پیش از ازدواج، خانواده، زوج درمانی و … آماده ارائه خدمات روانشناختی و مشاوره ای به شما عزیزان می باشد.


Divorce-3.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

تعارضات زناشویی برای زندگی مشترک، تهدیدی جدی محسوب می‌شود که دوام و ثبات آن را نشانه گرفته است و دربردارنده نتایج منفی روانی، اجتماعی، فرهنگی، جسمانی و معیشتی است. از جمله تأثیرات روانی منفی طلاق می‌توان بر استرس، افسردگی، یأس و ناامیدی اشاره کرد. اگر فردی همسر خود را بر مبنای عشق انتخاب کرده باشد و ازدواج آنها به طلاق منجر شود، باعث احساس بی اعتمادی در او می شود.

اگر به دنبال مشاوره قبل از طلاق هستید، مرکز مشاوره اکسیر، یکی از بزرگ ترین مراکز روانشناسی تهران در زمینه مشاوره قبل از طلاق، همراه با کادری مجرب و حرفه ای، آماده ارائه خدمات به شما عزیزان می باشد.

مشاوره قبل از طلاق

افرادی که متقاضی طلاق هستند، گاهاً فرزند دارند و این جدایی بر آنها مانند: افت تحصیلی، خشم و ناراحتی، الگو قرار گرفتن سبک زندگی والدین و داشتن ازدواجی ناموفق، نیز تأثیرگذار است. زن و مرد برای ادامه زندگی خود فرزندان را بهانه می کنند و می گویند: من دیگر از او ناامید شده ام و فقط به خاطر دختر یا پسرم می خواهم زندگی را با او ادامه دهم وگرنه هیچ نقطه مشترکی برای زندگی مان باقی نمانده است. در این وضعیت، فرد برای جدا شدن دچار تردید است. دوست دارد که در یک لحظه همه چیز طبق روال سابق شود. از طرفی به فرد مقابلش عادت کرده و زمانی که به تنهایی و دیگر احساسات منفی روانی بعد از جدایی می اندیشد، در تصمیم خود دو دل می شود.

بیشترین دلایل طلاق

بیشترین دلایل طلاق و مشاوره قبل از طلاق

عدم شناخت از یکدیگر قبل از ازدواج

اولین علت اصلی طلاق در جامعه ایران، نداشتن شناخت مناسب زوج ها نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است.

خیانت

امروزه دلیل اصلی طلاق ها خیانت زناشویی و خیانت به همسر است هر چند بسیاری از افراد این را عامل اصلی طلاق نمی دانند ولی این حقیقت دارد؛وقتی زن یا مردی به همسر خود خیانت می کند دیگر میلی به ادامه دادن رابطه با همسر خود ندارد و روز به روز از او بیشتر فاصله می گیرد وقتی همسر از موضوع خیانت با خبر می شود دیگر تحمل این را ندارد که زندگی خود را با او ادامه دهد و همین باعث می شود از همسر خود طلاق بگیرد.

ناسازگاری و عدم تفاهم

برخی از دخترها و یا پسرها بخاطر فشارهای والدین تصمیماتی اشتباه می گیرند و با فردی ازدواج می کنند که هیچ علاقه ایی به او ندارند ولی بعد از مدتی که با همسر خود زندگی می کنند متوجه این اشتباه می شوند که با همسر خود هیچ تفاهمی ندارند و همین علت باعث می شوند با هم ناسازگار باشند و همدیگر را تحمل نکنند از این رو تصمیم به طلاق می گیرند.

فرزندان

گاهی اوقات فرزندان باعث می شوند والدین با هم جر و بحث کنند تا حدی به یک اختلاف بزرگ تبدیل می شود و والدین چون حرف هم را نمی فهمند سعی نمی کنند یکدیگر را قانع کنند زن و مرد دوست دارند قدرت در دستان خودشان باشد و هیچ وقت در مقابل همسر خود کم نیاورند به همین خاطر زمینه را برای جدایی و طلاق فراهم می کنند.

اعتیاد

اعتیاد به مواد مخدر نیز یکی دیگر از دلایل افزایش آمار طلاق است زیرا متاسفانه اکنون انواع مواد مخدر صنعتی با قیمت نه چندان زیاد در دسترس قرار دارد و مردان برای فراموش کردن شرایط سخت زندگی و … ترجیح می دهند با استعمال آن در فراموشی به سر برند و در نهایت پس از مدتی همسران مجبور به جدایی می شوند.

دخالت اطرافیان

دخالت اطرافیان، انتخاب بر اساس معیارهای ظاهری و مادی، ضعف کنترل رفتارهای هیجانی و فقدان مدیریت رفتار زناشویی از دیگر عوامل طلاق است.

مشاوره طلاق

مشاوره قبل از طلاق

  • متخصص دید روشنی درباره عواقب و پیامدهای طلاق به فرد می دهد. اینکه چه تأثیری بر روی احساس خودش دارد، زندگی اش را دگرگون می کند، موقعیت اجتماعی اش، تأثیر آن روی فرزندان و سایر موارد.
  • آنها را نسبت به علائمی که وجودشان به این معناست که دیگر وقت طلاق رسیده است آگاه می کند مانند عصبانیت همیشگی، حساس و زود رنج بودن، تحمل کم (سر کوچک ترین مسئله مشاجره راه انداختن)، احساس مورد ستم قرار گرفتن در زندگی، فحاشی، کتک زدن و سایر موارد.
  • درباره احساسات منفی پس از طلاق با آنها صحبت می کند. احساساتی از قبیل تنها شدن، ماندن در تنهایی خود، نا امیدی، ترس، بی اعتمادی و سایر موارد.

به آنها گوشزد می کند تا رنج هایی را که متحمل شده اند و بر روی آنها تأثیر منفی گذاشته را به یاد بیاورند، منشأ آن را بیابند:

  • چگونه اتفاق افتاده است؟
  • از کجا شروع شده؟
  • آیا قابل ترمیم است؟
  • از آنها می خواهد تا نگاه دقیقی به خود بیندازند از شخصیت، رفتار، نگرش، احساس و طرز فکر خود آگاهی درستی داشته باشند.
  • آیا صادقانه می توانند برخی رفتارهای نامناسب را تغییر دهند؟
  • تا چه حد به تغییر رفتارشان تعهد دارند؟
  • درنهایت اگر راه حلی به آنها پیشنهاد داد و زوجین متعهد شدند که در آن مورد حتماً تغییری داشته باشند، به خود فرصت دهند، اگر پس از گذشت یک سال بازهم در مورد جدایی شک داشتند، شاید در آن زمان به نتیجه برسند که طلاق گزینه بهتری است.


مقاله مرتبط: مشاوره طلاق

مقاله مرتبط: پیامدهای منفی طلاق


برخی مزیت های مشاوره قبل از طلاق

بعد از شرکت در برخی از جلسات مشاوره‌ طلاق شما می توانید تغییر در نگرش تان نسبت به ازدواج و جامعه را ببینید و توجه بیشتری به زندگی پیش روی تان داشته باشید. مزایای شرکت در چنین جلساتی بسیار بوده و به روش‌ های مختلفی می تواند به شما کمک کند:

  • این جلسات به شما کمک می ‌کنند تا واکنش ‌های خود را در طی کل فرآیند و همچنین پس از نهایی شدن طلاق، درک کنید.
  • این جلسات در شناسایی احساسات شما در ارتباط با همسرتان، خانواده و بنیاد ازدواج و غیره به شما کمک می ‌کنند.
  • این جلسات به شما کمک می ‌کنند تا واکنش‌ های خود را به اشتراک گذاشته و احساسات تان را به بهترین روش ممکن به دیگران بروز دهید.
  • جلسه مشاوره همچنین در یافتن حمایت برای چالش ‌های جدیدی که با آن ها طی فرآیند طلاق و همچنین پس از آن مواجه می‌ شوید، کمک می‌ کند.

سوالات متداول طلاق

  • چه زمانی طلاق بهترین تصمیم است؟
  • آگاهی از شرایط بعد از طلاق چقدر برای فرد کمک کننده است؟
  • فاکتورهای لازم برای طلاق چیست؟
  • آیا راه حل خیانت همسر فقط طلاق است؟
  • آیا لازم است که درباره شرایط بعد از طلاق آگاهی داشته باشیم؟
  • با فرزندان بعد از طلاق چگونه رفتار شود؟
  • چگونه فرد می تواند با شرایط بعد از طلاق سازگار شود؟
  • آماده سازی موقعیت برای صحبت با فرزندان در مورد طلاق والدین چگونه باید انجام شود؟
  • آیا جایگزین کردن فرد دیگری بعد از جدایی از همسر مناسب است؟
  • آیا برای تشکیل زندگی مجدد قیاس دو فرد رفتار صحیحی است؟


love-rival-4.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اگر عاشق فردي بوديد و يك نفر ديگر نيز عاشق همان شخص بود، چه مي‌كنيد؟ وقتي دو نفر عاشق يك نفر هستند، شرايط پيچيده‌اي بوجود مي‌آيد، به ويژه زماني كه آن دو نفر آشناي هم باشند.
زمانی كه موضوع رقابت عشقی مطرح می‌شود افراد به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند. یكی آنها كه اصل را بر عدم رقابت قرار می‌دهند و خودشان سرنوشت بازی را با كنار رفتن خود تعیین می‌كنند و دیگری آنها كه اصل را بر رقابت قرار می‌دهند و سرنوشت بازی را به دست معشوق و حق انتخاب او می‌سپارند.

رقابت در عشق

دیدگاهی وجود دارد كه به رقابت به عنوان یك امر منفی می‌نگرد. این دیدگاه رقابت را بر نمی‌تابد و از آن به بدی یاد می‌كند چرا كه ممكن است افراد برای پیروزی دست به هر اقدامی بزنند به ویژه اگر هدف آنها فقط پیروزی باشد. این دیدگاه اصل را بر عدم رقابت در عشق قرار می‌دهد. اما اگر دقیق‌تر نگاه كنیم آنها كه وارد رقابت نمی‌شوند هركدام دلایل خاص خود را دارند. برخی عشق را از خود گذشتگی و ایثار می‌دانند و قصه‌ی آنها قصه ایثار است و در شرایط رقابت عشقی ممكن است احساس كنند كه بالاترین ایثار و از خود گذشتگی آن است كه از معشوق بگذرند و از رقابت خارج شوند. برخی دیگر خود را لایق معشوق نمی‌دانند و خود را همسر شایسته‌ای برای او نمی‌دانند، برخی دیگر جسارت رقابت را ندارند و برخی دیگر احساس می‌كنند كه شرایط به گونه‌ای است كه نباید رقابت كنند و اگر رقابت كنند، دیگران به دیده‌ی منفی به او خواهند نگریست. برخی دیگر رقابت نمی‌كنند تا با نشان دادن عدم رقابت خود، قدرت و توانمندی خود را به رقیب و معشوق نشان دهند. آنها كه رقابت نمی‌كنند كنترل شرایط را با عدم رقابت به دست می‌گیرند و به این وسیله بر شرایط اعمال كنترل می‌كنند. احساس كنترل به افراد احساس ایمنی می‌دهد. زمانی كه افراد، درگیر رقابت عشقی می‌شوند احساس ناامنی ناشی از عدم كنترل اوج می‌گیرد. یكی از راه‌های اعمال كنترل، رقابت نكردن و كنار رفتن است. فردی كه كنار می‌رود، تسلط خود را بر شرایط اعمال می‌كند و به این ترتیب احساس ایمنی می‌كند.

دیدگاهی وجود دارد كه به رقابت به عنوان یك امر منفی می‌نگرد

اما آنها كه اصل را بر رقابت می‌گذارند معتقدند كه بهرحال زندگی و حیات با رقابت همراه و توأم است و ما از رقابت گریز و چاره‌ای نداریم فقط آنچه مهم است چگونگی رقابت است. رقابت می‌تواند جوانمردانه و اخلاقی باشد و نیز می‌تواند ناجوانمردانه و غیراخلاقی باشد. پس همه آنچه كه مهم است چگونگی رقابت است نه اینكه رقابت كنیم یا نكنیم. رقابتی كه براساس اخلاق در چارچوب اخلاقیات باشد همانند مسابقات علمی و ورزشی است كه همه‌ی انسان‌ها به این رقابت‌ها به دیده‌ی مثبت می‌نگرند. رقابت در عشق همانند هر رقابت دیگری می‌تواند اخلاقی یا غیراخلاقی باشد آنچه مذموم و ناپسند است رقابت غیراخلاقی است نه خود رقابت. در رقابت‌های ورزشی یا علمی نیز وقتی دو برادر یا دو خواهر یا دو دوست یا دو خویشاوند رقیب یكدیگر باشند، شرایط پیچیده می‌شود. طبیعتاً رقابت در عشق بین این افراد از پیچیدگی بسیار بیشتری برخوردار است.
اما رقابت اخلاقی چه ویژگی‌هایی دارد؟! اخلاق به معنای رعایت حقوق دیگری در عین رعایت حقوق خود است. از آنجا كه انسان تمایل به خودخواهی دارد و حقوق خودش را بیشتر مد نظر دارد اخلاق از او بیشتر رعایت حقوق دیگری را می‌طلبد. رقابتی اخلاقی شمرده می‌شود كه به حق تجاوز نشده باشد و حقوق رقبا مد نظر گرفته شده باشد. حفظ حقوق دیگری در عین حفظ حقوق شخصی اخلاقایت را ایجاد می‌كند. اگر حق شخصی نادیده گرفته شود به شخص خود ستم كرده‌ایم و اگر حق دیگری یا حق رقیب نایده گرفته شود به دیگری ستم روا داشته‌ایم و در هر دو صورت اخلاق رعایت نشده است. افرادی كه از حقوق خود می‌گذرند به خاطر حقوق دیگری، اخلاق را در مورد خود نادیده گرفته‌اند و به خود ستم روا داشته‌اند. برای آنكه مفهوم حقوق شخصی و حقوق رقیب در رقابت عشقی مشخص‌تر شود این حقوق را به طور مشخص در زیر می‌آوریم.


couple.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۶ دقیقه

ازدواج با آشنایی شروع می شود و مهمترین موضوع در دوران آشنایی، گفتگو است. اینکه چه بگوییم، چگونه بگوییم و کی بگوییم، مساله مهمی است که در این مقاله به آن پرداخته می شود. در صورتی که گفتگو به خوبی انجام پذیرد؛ اطلاعات با ارزشی را برای ما به ارمغان خواهد آورد. بسیاری از اوقات، گفتگوی قبل از ازدواج، آن قدر پراکنده و نابسامان است که نه تنها اطلاعات صحیحی را باعث نمی شود که موجب کج فهمی و سوء تفاهم نیز می شود.

گفتگوی پیش از ازدواج

روش گفتگو

قرار است دو نفر باهم آشنا شوند تا بتوانند پس از اين آشنايي در مورد ازدواج باهم تصميم‌گيري كنند اما چگونه باهم آشنا شوند؟ چه بگويند و چگونه بگويند؟! چه بپرسند و چگونه بپرسند؟! اين سؤالاتي است كه به نظر مي‌رسد پاسخ به آن بسيار اساسي است. دو روش مهم براي آشنايي وجود دارد يكي روش «مصاحبه» است و ديگري روش «خودافشایی». شیوه مصاحبه خاص آشنایی یک فرد فرادست با یک فرد فرودست است. شیوه آشنایی یک مدیر منابع انسانی برای استخدام کارمندان، شیوه مصاحبه است. در شیوه مصاحبه، فرد فرادست سؤال مي‌كند و فرد فرودست پاسخ مي‌گويد. البته فرد فرودست نيز مي‌تواند سؤال كند اما فرد فرادست ممکن است پاسخ کاملی ندهد. روش مصاحبه، روش آشنایی یک طرفه است که منجر به آشنایی بیشتر یکی از دیگری خواهد شد.
روش خودافشایی به اين ترتيب است كه هر دو نفر از خود می‌گویند و خود را برای دیگری، افشا می‌کنند. در این روش دو نفر با جایگاه برابر، باهم آشنا می‌شوند و هیچ برتری بین آنها مشاهده نمی‌شود. روش خودافشایی روش آشنایی دو طرفه و متقابل است که منجر به آشنایی بیشتر هر دو نفر از دیگری خواهد شد. خودافشايي شيوه آشنايي دوستانه است. دوستان براي آشنايي با يكديگر معمولاً از اين روش استفاده مي‌كنند.
در ازدواج و آشنایی برای ازدواج از هر دو شیوه استفاده می‌شود. بسیاری از اوقات یکی از طرفین خود را بالاتر می‌پندارد، بنابراین به خود حق می‌دهد که بیشتر از روش مصاحبه استفاده کند و بسیاری از اوقات یکی از طرفین خود را پایین تر می‌پندارد؛ بنابراین تنها به سؤالات فرد مقابل پاسخ می‌دهد و کمتر این حق را به خود می‌دهد که از ديگري سؤال بپرسد. اما در یک رابطه برابر و دو طرفه که مناسب همسری است، از روش خودافشایی استفاده می‌شود. هر دو نفر از خود می‌گویند و انتظار دارند که فرد مقابل نیز افکار، نگرش‌ها و باورهای خود را در همان زمینه افشا کند. از آنجا که روش خود افشایی بهترین روش برای آشنایی قبل از ازدواج است براي آشنايي بيشتر با اين شيوه به مثال زير توجه كنيد.
در مثال زير دو نفر باهم آشنا مي‌شوند كه آشنايي چنداني باهم ندارند و يكي از اولين جلسات آشنايي خود را سپري مي‌كنند.
خانم: سلام، حالتان چطور است؟
آقا: سلام، ممنون، خوبم. شما خوب هستید؟
خانم: ممنون، سپاسگزار.
آقا: شما آغاز می‌کنید یا من آغاز کنم.
خانم: فرقی ندارد، مهم این است که یکی شروع کند.
آقا: پس می‌خواهید من شروع کنم. چون من الان کمی مضطرب هستم مثل قبل از امتحان، دلم می‌خواهد زود حرف‌هایم را بزنم تا استرسم کم بشه.
خانم:خوب من هم یک کم استرس دارم ولی به هرحال اول یک رابطه شاید همیشه همین‌طور باشد. به هر حال من آماده شنیدنم.
(توجه داشته باشید که اگر در مورد خودتان و شرایط روحی خود به فرد مقابل بازخورد بدهید این می تواند تا حدودی به کاهش فشار روانی و استرس در شما کمک کند.)
آقا: من، احسان دینانی هستم، ۲۸ سال دارم. در تهران زندگی می‌کنم. همان‌طور که می‌دانید دانشجو هستم، در خوابگاه به سر می‌برم، فوق می‌خوانم در رشته مهندسی مواد دانشگاه تهران. در عین حال که درس می‌خوانم کار هم می‌کنم در شرکت مهندسی افرا. خانواده‌ام ساکن همدان هستند. سه خواهر دارم. خودم دومین فرزند هستم. خواهر بزرگم ازدواج کرده و خواهر دومم نامزد دارد و بناست چند ماه دیگر عقد کنند. خواهر کوچکم سال آخر دبیرستان است. پدرم بازنشسته ارتش است و مادرم خانه‌دار است. داماد اول ما مهندس است و یک شرکت خصوصی دارد و نامزد خواهر دومم دانشجوی سال آخر پزشکی است. خوب اگه لطف کنید حالا شما خودتان را معرفی کنید.
خانم: ممنون، البته قبل از اینکه خودم را معرفی کنم دلم می‌خواست بدانم تحصیلات خواهران شما چیست؟!
آقا: بله البته خواهر اولم ارشد معماری دارد و خواهر دوم زبان انگلیسی خوانده.
خانم: خوب همان‌طور که می‌دانید من مهتاب جمالی هستم ۲۵ سال دارم. تهرانی هستم و سال اول کارشناسی‌ارشد هستم. رشته فلسفه علم دانشگاه شریف درس می‌خوانم. برخی اوقات تدریس می‌کنم. از نظر مالی وضع بدی نداریم پدرم مخارج مرا پرداخت می‌کند. یک برادر دارم که سال دوم دانشگاه است خودم فرزند اول هستم. برادرم دانشگاه آزاد، اقتصاد می‌خواند. پدرم در کار صادرات و واردات فعال است و شرکت دارد. مادرم هم با پدر، همکاری می‌کند اما بیشتر از اینکه نقش یک کارمند را داشته باشد نقش یک زن خانه‌دار را دارد.
آقا: خوب حالا تاحدودی حداقل با اسم و رسم هم آشنا شدیم.
خانم: با اسم هم نه با رسم هم؟!
آقا: البته البته … خوب برای اینکه با رسم هم نیز آشنا بشویم چه بکنیم چه جوری جلو برویم؟!
همان‌طور که ملاحظه می‌کنید در روش خود افشایی، افراد ابتدا از خودشان می‌گویند و خود را در یک زمینه خاص تاحدودی افشا می‌کنند و سپس از طرف مقابل می‌خواهند که در همان محدوده خودش را افشا کند. «جمله شما چطور؟!» یک جمله کلیدی در پایان خود افشایی است. خود افشایی نباید طولانی و بي‌حد و مرز باشد. زنی را به خاطر می‌آورم که می‌گفت در يك جلسه آشنايي، دو ساعت تمام از خودم و ویژگی‌های خودم گفتم و مرد شنید و پس از دو ساعت شنیدن، رفت و دیگر نیامد و اکنون بعد از ۱۵ سال که از آن روز می‌گذرد هنوز در این فکر هستم که چرا رفت؟ مگر در من چه دید که رفت؟! اگر خود افشایی برابر نباشد نتیجه‌اش همین خواهد بود. خود افشایی بهتر است در یک فرصت محدود درباره یک موضوع خاص باشد و با یک موضوع ساده شروع شود و در طول زمان گسترش یابد.

موضوعات گفتگو

پس از اینکه یک بیوگرافی از خود و خانواده خود، توسط هر دو نفر گفته شد افراد آمادگی این را پیدا می‌کنند که وارد گفتگوهاي موضوعي شوند. شیوه گفتگو درباره هر موضوع با همان روش خود افشایی خواهد بود. من از خودم می‌گویم و تو هم از خودت می‌گویی. من از آنچه هستم و آنچه فکر می‌کنم می‌گویم و تو هم از آنچه هستی و آنچه فکر می‌کنی. اگر سؤالی برای هرکدام از طرفین پیش بیاید می‌تواند همان‌جا سؤال را بپرسد. در روش خود افشایی، پرسش سؤال در بین خود افشایی‌ها انجام خواهد شد. هیچ‌گاه در این شیوه، گفتگو را با پرسش از طرف مقابل آغاز نمی‌کنیم. در این روش همیشه ابتدائاً از خود می‌گوییم. اگر در حين خود افشايي مطلبی مبهم بود، برای رفع ابهام، سوال مي‌پرسيم و از پرسيدن سوال دريغ نمي‌كنيم.
براي روشن‌تر شدن مطلب به ادامه گفتگوي بالا توجه كنيد.
آقا: اگر موافق باشيد در مورد يك موضوع واحد صحبت كنيم و موضوع به موضوع جلو برويم.
خانم: بسيار خوب
آقا: چند موضوع هست كه مي‌توانيم در ابتدا مورد گفتگو قرار دهيم مثلاً مذهب يا مثلاً سرگرمي‌ها و علايق يا هرموضوعي كه شما مايل باشيد.
خانم: موضوع سرگرمي‌ها و علایق به نظرم موضوع خوبي است اگر مایل باشید در اين باره باهم صحبت كنيم.
آقا: بسيار خوب،شما اول شروع مي‌كنيد يا من شروع كنم؟
خانم: مي‌خواهيد شما شروع كنيد من بعد از شما صحبت مي‌كنم.
آقا: بسيار خوب، مهم‌ترين سرگرمي و علاقه‌ي من يكي كتاب است و ديگري كوهنوردي است. من اكثراً‌ كتاب مي‌خوانم به كتاب علاقه دارم و خيلي از اوقات فراغتم را با كتاب پر مي‌كنم. من خيلي كتاب مي‌خرم و شب‌ها معمولاً قبل از خواب كتاب مي‌خوانم. اگر كتاب خواندنم مختل بشه مثل اينه كه غذا خوردنم مختل شده.
خانم: پس شما كتاب‌خوان قهاري هستيد.
آقا: نه خيلي قهار ولي كتاب برايم خيلي مهمه. يك بخش مهم از زندگي من كتاب است.
خانم: حالا چه كتاب‌هايي مي‌خوانيد؟
آقا: من الان در حال مطالعه كتاب كليدر هستم.
خانم: چه جالب من هم كليدر را خوانده‌ام. كجاي قصه هستيد؟
آقا: من الان اواسط جلد دوم هستم. شما كي كليدر را خوانده‌ايد؟
خانم: من تقريباً ۲ سال پيش بود كه كليدر را خواندم. شما به رمان علاقه‌مند هستيد؟
آقا: بله، من خیلی رمان مي‌خوانم. البته دوست دارم كه رمان‌هاي مطرح را مطالعه كنم؛ نه هر كتاب داستاني كه در كوچه و بازار پيدا شود.
خانم: چه رمان‌هايي را تا حالا خوانده‌ايد؟
آقا: تمام كتاب‌هاي داستايوفسكي، صلح و جنگ، كتاب‌هاي ماركز، كتاب‌هاي آل احمد و…
خانم: جالب است.برای من هم ،مطالعه بخش مهمي از زندگي است. من هم كتاب خوان هستم، من به غير از رمان، فلسفه هم مي‌خوانم هم فلسفه‌ي شرق و هم فلسفه‌ي غرب و جالب است كه بدانيد من اكثر پولم را كتاب مي‌خرم يا كتاب هديه مي‌دهم.
آقا: كتاب‌هاي فلسفي چي خوانده‌ايد؟ چي مي‌خوانيد؟
خانم: من به فلسفه بوعلي سينا يا فلسفه مشاء خيلي علاقمند هستم. از فلاسفه غرب هم به كانت، پوپر ونيچه علاقمندم و آثارشان را تاحدود زيادي مطالعه كرده‌ام.
آقا: الان چه مي‌خوانيد؟
خانم: من الان در حال مطالعه اسفار ملاصدار هستم. اسفار كتاب فوق‌العاده‌اي است.
آقا: البته من مطالعات فلسفي ندارم ولي به جاي آن به موضوع تكنولوژي و به خصوص كامپيوتر و نرم‌افزارها، علاقمندي خاصي دارم.
اين بحث در مورد كتاب خواني، همان طور كه ملاحظه كرديد با خود افشايي و پرسش از موارد مبهم و براي كسب اطلاعات بيشتر ادامه پيدا خواهد كرد. البته موضوع كوهنوردي هم به جاي خود باقي است و مواردي كه لازم است خانم از خودش بيان كند.
روش خودافشايي، شيوه مناسب آشنايي است. موضوعات گفتگو، سر فصل‌هاي گفتگو است و ترتيب موضوعات از ساده به مشكل است. اگر از موضوعات ساده‌تر آغاز كنیم؛ در طول زمان، خودافشايي راحت‌تر خواهد شد. و هم براي طرح مسايل مشكل‌تر و پيچيده‌تر، اعتماد بيشتري به دست خواهد آمد. و هر دو نفر راحت‌تر مي‌توانند مسايل سخت‌تر را مطرح كنند. بنابراين، توصيه نمي‌شود كه در آغاز آشنايي، در مورد موضوعات پيچيده‌ و تعارض آمیز ،گفتگو شود. زماني كه رابطه شكل بگيرد و دو نفر باهم راحت شوند؛ به تدريج امكان ورود به مباحث دشوارتر، پيش خواهد آمد.
موضوعات گفتگو
در ازدواج شانزده موضوع اساسی وجود دارد که لازم است؛ درباره تک تک آن موضوعات، قبل از ازدواج، صحبت شود و نظرات با یکدیگر مبادله شود. این شانزده موضوع به عنوان موضوعات گفتگو در پی خواهد آمد. در اهميت اين موضوعات همين بس كه با توجه به درصد تفاهم دو نفر در اين موضوعات، پيش‌بيني طلاق آن دو، در آينده، امكان‌پذير مي‌شود. برخي از تست‌هاي روان‌شناختي كه طلاق آينده را پيش‌بيني مي‌كنند. با توجه به نزديك بودن يا دور بودن نظرات و عقايد دو نفری كه خواهان ازدواج باهم هستند؛ در اين موضوعات، اين كار را انجام مي‌دهند. در صورتي كه تفاهم دو نفر در اين موضوعات زياد باشد احتمال طلاق كاهش مي‌يابد و اگر تفاهم دو نفر در اين موارد كم باشد، احتمال طلاق افزايش خواهد يافت. بنابراين موضوعات زير از اين جهت اهميت دارد كه با طلاق آينده و رضايت‌مندي ازدواج ارتباط دارد.
موضوعات گفتگو به قرار زیر است.

سرگرمي‌ها و علايق
باورها و ارزش‌هاي ديني
باورها و ارزشهاي اخلاقي
دوستان
اهداف، رشد و پيشرفت شخصي
خویشاوندان
رابطه‌ي صمیمانه با همسر
خانواده‌ي خود
خانواده‌ي همسر
حل اختلاف
پول و مسايل مالی
خواسته‌ها و توقعات
رويارويي با هيجان
وظايف زن و مرد در خانواده
فرزند و تربیت فرزند
موضوعات جنسي

حال در مورد هر یک از موضوعات بالا مختصر توضیحی می دهیم.

سرگرمي‌ها و علايق

سرگرمي‌ها، علايق و اوقات فراغت من
سرگرمي‌ها، علايق و اوقات فراغت ساير اعضاي خانواده
چگونه در مورد اوقات فراغت با ساير اعضاي خانواده، كنار مي‌آيم

باورها و ارزش‌هاي ديني

انديشه‌ها، باورها و اصول ديني من موضوعات بسيار متنوعي در مورد انديشه‌هاي ديني مي‌تواند موضوع گفتگو باشد براي مثال به موارد خدا ـ پيامبر ـ آخرت ـ ائمه ـ ظاهر مذهبي ـ باطن مذهبي ـ تجارب مذهبي ـ تقليد و… مي‌توان اشاره كرد.
رفتارهاي ديني من رفتارهاي ديني شامل دو دسته واجبات و مستحبات است كه مي‌تواند به تفكيك موضوع گفتگو باشد. واجبات از قبيل نماز، روزه، زكات، خمس، حج، حجاب و… مستحبات از قبيل دعا و نماز مستحبي، روزه‌ي مستحبي، صدقه، جلسات مذهبي، تلاوت قرآن، زيارت، ذكر و… مي‌باشد.
پرهيزهاي ديني من موضوعاتي از قبيل «حلال و حرام» «محرم و نامحرم» و گناهان مي‌تواند موضوع گفتگو قرار گيرد. گناهان بزرگ شامل گناهان كلامي (دروغ، تهمت، غيبت، سخن چيني و…)؛ گناهان اقتصادي (مانند رباخواري، خوردن مال يتيم، اسراف، قمار بازي و…)؛ گناهان جنسي (مانند زنا، نسبت زنا به فرد پاكدامن، لواط و…)؛ گناهان رفتاري (مانند شرابخواري، قطع رابطه با خويشاوند ، قتل، كمك به ستمگر، تكيه بر ظالم و…)؛ گناهان معرفتي (مانند شرك، نااميدي از رحمت خدا و…)

باورها و ارزش‌هاي اخلاقي

باورها و ارزش‌هاي اخلاقي

انديشه‌ها، باورها و اصول اخلاقي من شامل حقوق ديگران، حقوق من، آزادي، رعايت حقوق ديگري و حقوق خود، حقوق حيوانات، حقوق طبيعت و…
رفتارهاي اخلاقي من آنچه را به واسطه امور اخلاقی انجام مي‌دهم
پرهيزهاي اخلاقي من آنچه را به واسطه امور اخلاقی انجام نمي‌دهم

دوستان

باورها و ارزش‌هاي من در مورد دوستي و رفاقت اين موضوع شامل مواردي از قبيل اهميت دوستي، دوستي با جنس موافق و مخالف، دوست صميمي، معناي دوستي و رفاقت، در چه شرايطي رابطه‌ي دوستي را قطع مي‌كنم، اعتماد به دوست، اهميت دوستي در قياس با خويشاوندي، رابطه‌ي همسرم با دوستانم، رابطه با دوستان همسرم، … مي‌شود
معرفي دوستانم و بيان كيفيت رابطه با آنها و كميت و مقدار رابطه با آنها اين موضوع شامل مواردي از قبيل معرفي دوستان صميمي، دوستان قديمي و دوستاني كه به آنها اعتماد دارم؛ مي‌شود.
دوست شخصي و دوست خانوادگي دوستان شخصي شامل دوستي‌هايي مي‌شود كه وارد فضاي خانواده نمي‌شوند و دوستان خانوادگي دوستاني هستند كه وارد خانواده مي‌شوند و با اعضاي خانواده نيز دوستي مي‌كنند. طرح ديدگاه‌ها در مورد ويژگي افرادي كه مي‌توانند وارد خانواده شوند، اگر دوستي وارد خانواده شد نظر همسرم چقدر اهميت دارد، چه زماني دوستي خانوادگي محدود مي‌شود، چه زماني قطع مي‌شود، اگر يكي از همسران به يكي از دوستان خانوادگي بد بين شد چه بايد كرد؟
معرفي دوستاني كه از آنها دور شده‌ام و مايل به تداوم ارتباط دوستانه با آنها نیستم

اهداف، رشد و پيشرفت

باورها و ارزش‌هاي من در مورد رشد و پيشرفت رشد و پيشرفت چقدر براي من اهميت دارد، اگر نباشد چه احساسي دارم، معناي آن براي من چيست؟
افرادي كه در زندگي براي من الگو بوده‌اند و آرزوي من نزديك شدن يا همانندي با آنهاست هركدام ما در طول زندگي افرادي را به عنوان الگو و ايده آل در نظر داريم. الگوهاي هر فردي به طور غيرمستقيم بيانگر اهداف و ايده‌آل انساني اوست.

اهداف من براي رشد و پيشرفت در حوزه‌هاي:
اقتصادي آرزوهاي اقتصادي من، ايده آلهاي من، اهميت رشد اقتصادي براي من و…
تحصيلي آرزوهاي تحصيلي من، ايده آلهاي من، اهميت رشد تحصيلي براي من و…
اجتماعي شهرت اجتماعي، نفوذ اجتماعي، قدرت اجتماعي، مقام، موقعيت و…
شغلي آرزوهاي شغلي من، شغل ايده آل من، چه شغل‌هايي را دوست دارم، از چه شغل‌هايي متنفرم و…
معنوي آرزوهاي معنوي من، ايده آلهاي معنوي من، اهميت رشد معنوي براي من و…
برنامه‌هاي من براي رسيدن به اهدافم در زمینه رشد اقتصادي ، تحصيلي، اجتماعي، شغلي، معنوي
خويشاوندان

باورها و ارزش‌هاي من در مورد روابط خويشاوندي و صله‌ي ارحام شامل اهميت خويشاوندان و فاميل، اهميت ارتباط با آنها، كيفيت و كميت يك ارتباط درست، ديد و بازديد با خويشاوندان، هديه دادن و هديه گرفتن، كمك كردن و كمك گرفتن، خبر گرفتن و خبر داشتن، راز گفتن و راز شنيدن، وقت گذاشتن و وقت گرفتن و…
معرفي خويشاونداني كه با آنها رابطه خوبي دارم و آنها را دوست دارم و بيان كيفيت و كميت رابطه شامل اهميت آن فرد، موثر بودن او، نقش او در زندگي من، چقدر او را دوست دارم، مقدار زماني كه باهم هستيم، تعداد دفعاتي كه او را مي‌بينم و…
معرفي خويشاونداني كه با آنها رابطه خوبي ندارم و از آنها خوشم نمي‌آيد و بيان كيفيت و كميت رابطه شامل تأثير آن فرد، نقش او در زندگي من، چقدر از او بدم مي‌آيد، نوع رابطه ما باهم، چقدر همديگر را مي‌بينم، چقدر با او گفتگو مي‌كنم و…
معرفي خويشاونداني كه رابطه با آنها گاهي خوب و گاهي بد است و بيان كيفيت و كميت رابطه شامل اهميت آن فرد، موثر بودن او، نقش او در زندگي من، نوع رابطه من با او، چه موارد مثبتي وجود دارد، چه موارد منفي وجود دارد و…
معرفي خويشاونداني كه با آنها ارتباطي نداريم و بيان دليل قطع رابطه

رابطه‌ي صميمانه با همسر

صمیمت در بین اعضای خانواده ما
نشانه‌هاي كلامي صميميت از نظر من
نشانه‌هاي رفتاري صميمت از نظر من

مناسبت‌هاي فردي و خانوادگي از قبيل سالروز ازدواج، روز تولد، عيد نوروز، روز زن، روز مرد و…
هديه شامل باورها و ارزش‌هاي من در مورد قيمت هديه، ارزش هديه، اهميت هديه، ارزش معنوي آن، ارزش مادي آن، ماندگان آن، نظر ديگران و…
نوازش از قبيل دست يكديگر را در جمع گرفتن، كنار هم نشستن، خطاب كردن يكديگر در جمع و…
راز داري چه رازهايي را حفظ خواهم كرد، چقدر رازدار هستم، در چه شرايطي رازي را افشا خواهم كرد؟، در دعوا با رازها چه خواهم كرد؟
از خود گذشتگي اهميت گذشت از نظر من،در چه مواردي معمولا گذشت مي كنم،كجاها تا كنون گذشت كرده ام،چه قدر برايم مهم است كه همسرم گذشت كند،گذشت در چه مواردي برايم مهمتر است و …
شگفت زده كردن آيا سعي مي كنم صميميتم را از اين طريق نشان دهم،آيا دوست دارم همسرم مرا شگفت زده كند و …
كاري را باهم انجام دادن از قبيل باهم غذا خوردن، باهم خريد كردن، باهم تفريح كردن همراهي، همپايي، همبازي، باهم كار كردن، هم كاري، باهم فكر كردن، هم فكري، هم كلامي، هم‌دردي

گذشته عاشقانه من و تجارب صميمانه قبلي من زمان شروع رابطه، زمان پایان رابطه، چگونگی اتمام رابطه، آیا هنوز به او فکر می کنم، آیا او را می بینم، آیا از او عصبانی هستم؟ ،…

توجه: در این مورد نیازی نیست که جزء به جزء روابط صمیمانه قبلی را برای فرد فعلی افشا کنید. موارد مهم در این موضوع شامل این موضوعات است که رابطه کی شروع شده و کی تمام شده و از زمان پایان رابطه تا الان چقدر زمان گذشته است و چرا رابطه ی قبلی تمام شده و آیا واقعاً تمام شده است یا خیر؟ و احساسات و هیجانات مثبت یا حتی منفی وجود دارد یا نه؟ چرا که حضور هیجانات بسیار منفی موید این است که فرد هنوز به عشق قبلی فکر می کند.

خانواده‌ي خود

باورها و ارزش‌هاي خانوادگي ما شامل مواردي كه براي خانواده مهم است، الگوهاي خانوادگي، ارزش‌هاي خانوادگي در مورد تحصيل، مذهب، حجاب، مسايل اقتصادي، كار، شغل، تلاش و…، آداب و آيين‌هاي خانوادگي،…
استقلال و وابستگي اعضاي خانواده به يكديگر شامل وابستگي‌هاي عاطفي اعضاي خانواده به يكديگر، وابستگي‌ها يا استقلال مالي اعضا به يكديگر، استقلال مسكوني اعضاي خانواده و نظر خودتان در مورد محل سكونت آينده در مورد نزديك يا دور بودن به خانواده‌ي اصلي، روابط و صميمت‌هاي بين اعضا، باندها و جناح‌هاي داخل خانواده و…
تصميمات خانوادگي شامل تأثير گذاري اعضاي خانواده در تصميمات آنها، نافذ بودن نظرات آنها، مهم بودن نظر آنها، توجه به نظرات آنها و…
جايگاه اعضاي خانواده شامل ميزان احترام، موقعيت و نفوذ آنها در خانواده
ارتباط من با اعضاي خانواده

خانواده‌ي همسر

باورها و ارزش‌هاي خانوادگي ما در مورد رابطه با خانواده عروس يا داماد اهميت رابطه با خانواده عروس يا داماد، احترام، صميمي شدن با خانواده عروس يا داماد، اجتناب از خانواده عروس يا داماد، حفظ فاصله با خانواده عروس يا داماد و…
ارتباط پدرم با خانواده مادرم شامل موارد مثبت، موارد منفي و موارد آميخته مثبت و منفي
ارتباط مادرم با خانواده پدرم شامل موارد مثبت، موارد منفي و موارد آميخته مثبت و منفي
تفاوت خانواده همسر با خانواده اصلي تفاوت مادر همسر با مادر،تفاوت پدر همسر با پدر،تفاوت خواهر همسر با خواهر،تفاوت برادر همسر با برادر

انتظارات من از خانواده همسر

انتظارات من از خانواده همسر

حل اختلاف

باورها و ارزش‌هاي من در مورد اختلاف نظر همسران اين مورد شامل بودن يا نبودن اختلاف، پنهان كردن اختلاف، انكار كردن آن، پذيرفتن آن، موارد مثبت اختلاف نظر، موارد منفي اختلاف نظر، فرصت‌هايي كه اختلاف نظر براي همسران ايجاد مي‌كند و فرصت‌هايي را كه از بين مي‌برد، گفتن اختلاف نظر به ديگران، رازداري و اختلاف نظر و… مي‌شود
تاريخچه اختلافات من با پدر و مادرم، برادر و خواهرم و دوستانم
روش حل اختلاف (من با پدر، مادر، برادر و خواهرانم)

كمك تخصصي
ميانجي كردن يك نفر ديگر
ترك منزل
زد و خورد
داد و بيداد
صحبت كردن و گفتگو
سكوت
قهر

اگر با خانواده همسرم اختلاف پیدا کنم چه انتظاری از همسرم دارم، برای حل اختلاف چه خواهم کرد؟ اگر به هیچ عنوان اختلافات حل نشد از همسرم چه انتظار دارم و رابطه او را با خانواده اش چگونه تنظیم خواهم کرد.
اگر خانواده همسرم مرا آزار و اذیت کنند. در برابر آزارهای خانواده همسر چه راه حلی را پیشنهاد می کنم، آِیا تجربه فرد دیگری را در نظر دارم، در برابر آزارهای خانواده همسر چه انتظاری از همسرم دارم، چه آزارهایی قابل تحمل است، چه آزارهایی قابل تحمل نیست، واکنشهای احتمالی من، اگر خانواده من همسرم را آزار دهند، چه خواهم کرد.
پول و مسايل مالي

باورها و ارزش‌هاي من در مورد پول اين مورد شامل موارد زير مي‌شود: معناي پول براي من، اهميت پول براي من، مقدار كافي پول از نظر من، براي به‌دست آوردن پول حاضر به انجام چه كارهايي هستم و حاضر به انجام چه كارهايي نيستم، نگاه من به ثروتمندان، نگاه من به فقرا، آرزوها و روياهاي پولي و مالي من و…
رفتار پولي من تاكنون

پول ربايي
قرض يا وام دادن
قرض يا وام گرفتن
خرج كردن
پس‌انداز
منابع درآمدي
درآمد

شراكت اقتصادي همسران

تصميم‌گيري پولي و مالي در خانواده
درآمد زن
مالكيت زن

مهريه معناي مهريه براي من، اهميت آن، مقدار مناسب آن، معناي مهريه براي خانواده‌ي من، اهميت آن براي خانواده، مقدار مناسب آن از نظر خانواده، افراد تأثيرگذار در تعيين مقدار آن، در صورتي كه خانواده‌ها به توافق نرسند چه خواهم كرد.
جهيزيه معناي جهيزيه براي من، اهميت آن، مقدار مناسب آن، سهم مرد در تهيه‌ي جهيزيه
مسكن مسكن مناسب از نظر من، نظرم در مورد خريد مسكن، اجاره مسكن، محل مناسب، نزديك خانواده‌ها، دور از خانواده‌ها، سهم زن در تهيه‌ي مسكن.
جشن معناي جشن، اهميت آن، نحوه‌ي برگزاري آن خريد جشن، سهم هركدام از همسران در برگزاري و هزينه‌هاي جشن، هداياي جشن، مراسم و سنت‌هاي خانوادگي ما و…

خواسته‌ها و توقعات

تاريخچه خواسته‌ها و توقعات من از ديگران خواسته‌ها و توقعات من از پدر و مادرم، برادر و خواهرم و دوستانم به تفكيك يا هر فردي كه در جايگاه اين افراد بوده است.
روش من در بيان خواسته‌ها و توقعات
بيان كلامي: رك و صريح به خود فرد، بيان كلامي به ديگران و واسطه قرار دادن آنها یا…
بيان غيركلامي: به طور غيرمستقيم بيان كردن، از زبان ديگران گفتن، در مورد آن مساله بدون اشاره به خود صحبت كردن، سكوت، غر زدن، گلايه و شكايت، قهر كردن، نخواستن و برعكس عمل كردن
وقتي خواسته‌ها و توقعات من برآورده نمي‌شود؛معمولاً چه می کنم. غصه خوردن و غمگين شدن، قهر كردن، سرزنش كردن، خشونت، بيان مجدد، پافشاري برخواسته، رها كردن و بي‌خيال شدن، عقب نشيني و دوباره بيان كردن و…
خواسته‌ها و توقعات من از همسر آينده‌ام
خواسته‌ها و توقعات من از ازدواج

رفتارهايي را كه از اطرافيانم نمي‌پسندم و از آن رفتارها بدم مي‌آيد.
وقتي ديگران درگير يكي از اين هيجانات هستند چه مي‌كنم.
چگونه هيجاناتم را بيان مي‌كنم و چگونه آن را بروز مي دهم.
ـ با هيجانات اصلي چگونه روبه‌رو مي‌شوم و چه مي‌كنم
رويارويي با هيجان

وظايف زن و مرد در خانواده

باورها و ارزش‌هاي من درباره‌ي وظايف زن و مرد در خانواده شامل نظر من در مورد جايگاه زن و مرد و نقش آنها، برتري يكي بر ديگري، زن سالاري، مرد سالاري، تفاوت زن و مرد از نظر من به لحاظ نقش‌ها و وظايف خانوادگي و…
وظايف پدر و مادرم در خانواده شامل جايگاه پدر و مادرم، نقش هركدام، وظايف هركدام، چه كارهايي را هركدام انجام مي‌دادند و چه كارهايي را انجام نمي‌دادند و…
وظايفي كه بر عهده من خواهد بود

تصميم‌گيري و مديريت
نظافت خانه
كسب درآمد
خريد
آشپزي
كارهايي كه مربوط به آمدن ميهمان است

باورها و ارزش‌هاي من درباره‌ي زن در جامعه

كار كردن زن
بيرون رفتن زن
دوستان زن
روابط اجتماعي زن
ميهماني‌ها و مراسم مختلط
تصميم‌گيري شخصي
لباس مناسب
آرايش
حجاب
مَحرم و نامَحرم
حجاب در برابر خويشاوندان نامَحرم
فرزند
تمايلات من

تعداد فرزند
اهميت جنسيت فرزند

اگر بچه‌دار نشويم چه خواهم كرد

در حالي كه مشكل از من باشد
در حالي كه مشكل از من نباشد
فرزند خواندگي
درمان پزشكي
جدايي
همسر دوم
ادامه زندگي مشترك بدون فرزند

تربیت فرزند شامل اندیشه ها و باورهای من در مورد تربیت فرزند،از چه رفتارهایی در تربیت فرزند بیزارم،چه رفتارهایی را می پسندم،چه کسانی برای من الگوی مناسبی در این زمینه هستند و ….
زمان مناسب براي بچه‌دار شدن
پيشگيري از حاملگي وظيفه‌ي چه كسي است، اطلاعات من تا چه حد است
سقط جنين باورها و ارزش‌هاي من در مورد سقط جنين، در چه شرايطي حاضر به انجام آن هستم و در چه شرايطي حاضر به انجام آن نيستم.
موضوعات جنسي

باورها، ارزش‌ها و اصول من در مورد موضوعات جنسي نگاه من به رابطه جنسي، گناه آلوده بودن يا نبودن آن، محدوده‌ها و مرزها، اخلاقيات و رابطه جنسي، باورهاي ديني و رابطه جنسي، معناي رابطه جنسي، اهميت رابطه جنسي
رفتارها و پرهیزهای جنسي من

بينايي نگاه كردن، فيلم ديدن، عكس ديدن، جستجوي افراد برهنه، حساسيت به رنگ و نور، روشنايي و تاريكي
شنوايي تمايل به سكوت، تمايل به شنيدن موضوعات جنسي، جك‌ها، قصه‌ها و…
لمسي بوسيدن، دست دادن، نوازش‌هاي پوستي، شوخي‌هاي دستي، استمنا، گفتگوهاي جنسي
كلامي هرزه گويي، جك گويي، لاس زدن، اشاره‌هاي جنسي، فحاشي
بويايي استفاده از عطر و ادكلن‌هاي محرك، تأثيرپذيري از بو،…
تخيلي استفاده از تخيل، فانتزي‌ها من، توجه به برخي اشيا، تخيل در مورد بچه‌ها، تخيل آزار ديدن، تخيل آزار دادن، تخيل برهنه شدن در برابر ديگران، تخيل، برهنه ديدن ديگران، تخيل رابطه با هم جنس
رفتاري رفتارهاي انفعالي، رفتارهاي تهاجمي، رفتارهاي نامتعارف، عجيب، رابطه با فاحشه، رابطه جنسي با بچه، رابطه جنسي با حيوان، آزار ديدن، آزارگري، نمايشگري (خود را برهنه نماش دادن) نظر بازي (سعي در تماشاي برهنگي ديگران)، هم جنس بازي

دانش جنسي من مدرسه، كوچه، خيابان ،كتاب ،فيلم ،معلم ، مشاور و
مشكلات جنسي و راه حل آنها از نظر من پنهان مي‌كنم، گفتگو با دوستان، والدين، پزشك عمومي، درمانگران گياهي و سنتي، روان‌شناس، مشاور، درمانگر جنسي، استفاده از مواد مخدرو…
انحراف جنسي يا اعتياد جنسي و راه حل آنها از نظر من طلاق،گفتگو ،تهديد،درمان ،آيا قابل درمان شدن هست يا نيست؟ ،اگر اعتقاد به درمان داريد توسط چه كسي اينگونه مشكلات درمان مي شود؟ و
شك و ترديد نسبت به همسر چه خواهم كرد، با چه كساني مشورت خواهم كرد، به چه كساني اطلاع خواهم داد، چه توقعي دارم، چه واكنشي نشان خواهم داد، چه تأثيري بر من دارد، چه كساني در اطرافيان اين مسأله را تجربه كرده‌اند، واكنش آنها چه بوده است و…
خيانت همسر چه واكنشي نشان خواهم داد، با چه كساني مشورت خواهم كرد، به چه كساني اطلاع خواهم داد، چه تأثيري بر من دارد، چه كساني در اطرافيانم اين مسأله را تجربه كرده‌اند (مواردي كه يك راز شخصي نباشد)، واكنش آنها چه بوده است، و افشاي آن منع اخلاقي نداشته باشد.
همسر دوم نظر من در مورد همسر دوم، مي‌پذيرم يا نمي‌پذيرم، واكنش من خواهد بود، چه تأثيري بر من دارد، چه كساني در اطرافيانم اين مسأله را تجربه كرده‌اند، واكنش آنها چه بوده است.
اگر مورد تعرض و آزار قرار گرفتم يا مزاحم داشتم با چه كساني مشورت خواهم كرد، به چه كساني اطلاع خواهم داد، چه كساني در اطرافيانم اين مسأله را تجربه كرده‌اند، واكنش آنها چه بوده است، آيا به پليس اطلاع خواهم داد، آيا به همسرم مي‌تواند اعتماد كنم و جريان را به او بگويم، دوست دارم واكنش او چه باشد، اگر واكنش او چگونه باشد به او نخواهم گفت و…


love-6.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

اشاره شايد در شروع هر رابطه‌اي بتوان انگيزه‌هاي كافي‌اي براي بودن در كنار هم پيدا كرد؛ نقاط اشتراك بزرگ و كوچكي كه مي‌توانند يك رابطه ساده را به يك پيوند تبديل كنند. اما اين اشتراك‌هاي اوليه بي‌ترديد نمي‌توانند تا ابد رابطه‌ را تداوم بخشند. سرعت رشد شخصيتي برابر و انگيزه و نقاط اشتراك تازه‌اي لازم است تا زن و شوهر بتوانند براي هميشه همپا و همقدم يكديگر باشند. در اين شماره با نگاهي به ۳مورد متفاوت، با چگونگي تداوم رابطه زناشويي و حضور موثر هر يك از طرفين در زندگي آشنا مي‌شويم.

«هر روز نيم ساعت ديرتر از روز قبل به خانه مي‌آمد. فكر مي‌كردم كارش طول مي‌كشد، براي همين حرفي نمي‌زدم چون خوشحال بودم همسرم به آنچه دوست داشته رسيده است. همين كه او در كارش موفق بود و هست، براي من كافي است». زن ادامه داد: «شوهرم دوست داشت ادامه تحصيل بدهد. به او پيشنهاد كردم كار نكند چون با تحصيلات ديپلم، كار چندان مناسب و درآمد خوبي نداشت. اشتياق او به ادامه تحصيل براي من قابل احترام و ارزشمند بود. براي همين مثل هميشه تنهايش نگذاشتم؛ كار كردم تا همسرم به علاقه‌اش برسد؛ رسيد و تا مقطع دكترا پيش رفت». او در ادامه گفت: «حالا دليل دير آمدنش‌هايش را مي‌دانم. كار بهانه است؛ او خودش را با كار و برنامه‌هاي كاري و شخصي‌اش سرگرم مي‌كند تا ديرتر به خانه برگردد. از يك سال پيش به اين طرف، انگار بودن و نبودن من ديگر برايش فرقي ندارد؛ در حالي‌كه از همان لحظه شروع زندگي مشترك، پشتيبان هم بوديم ولي حالا او من را تنها گذاشته است. حتي زماني‌كه بچه‌ها به دنيا آمدند، نگذاشتم نيازهاي آنها از هر نظر، مانع ادامه تحصيل همسرم شود. تلاش كردم تا شرايط خانه را امن و آرام كنم تا شوهرم به خاطر مسائل مالي يا هر گرفتاري ديگري، ادامه تحصيل را كنار نگذارد». به نظر مي‌رسيد بخشي از دلخوري اين خانم ناشي از ناسپاسي همسرش در مقابل زحمت‌ها و محبت‌هاي او باشد. اما در گفت‌وگو با همسر او متوجه شدم كه برخلاف تصور، همسر اين خانم، مرد ناسپاسي نيست چون درباره همسرش و زحمات او مي‌گفت: «قبول دارم كه همه اين سال‌ها زحمات همسرم دليل موفقيت من بوده و هست. او تمام مسؤوليت‌هاي من را به عنوان همسر و پدر به عهده گرفت. مديون او هستم اما حس مي‌كنم حرفي براي گفتن نداريم». اين آقا ادامه داد: «همسرم پيگير مسائل اجتماعي نيست. او زن تحصيل‌كرده‌اي است. تحصيلات او حتي قبل از ادامه تحصيل من، بالاتر از من بود اما حالا انگار به آنچه در اطرافش اتفاق مي‌افتد، بي‌اهميت است. همسر من مي‌تواند به راحتي با مطالعه كتاب، مجله، روزنامه يا حتي پيگيري بعضي از برنامه‌هاي تلويزيون، اطلاعاتش را به روز كند اما او در جا مي‌زند و اين براي من دوست‌داشتني و قابل قبول نيست. من توقع ندارم همسر من درباره مسائل تخصصي يا موضوعات مرتبط با رشته تحصيلي من اطلاعات ويژه‌اي داشته باشد اما او حتي از به روز كردن اطلاعات شخصي و عمومي‌اش هم دريغ مي‌كند». وقتي او بزرگ شد… «اينكه همسرم هنرمند است، براي من كافي بود. براي من هنر او و عشق و علاقه او به هنر، برتر از تحصيلاتش بود. اينكه مي‌ديدم چقدر براي موفقيت در هنري كه به آن علاقه دارد، تلاش مي‌كند، ارزشمند بود. براي همين اصلا كمبودهاي زندگي مشتركمان را نمي‌ديدم. مشكلات مالي‌مان كم نبود اما همه را تحمل كردم. كار كردم تا هيچ كمبودي در زندگي نداشته باشيم». اين خانم ادامه داد: «شوهرم به شدت به من علاقه‌مند بود و بعد از چند سال پيگيري و اصرار او توانستيم با هم ازدواج كنيم. اوايل كه وضعي مالي‌مان خوب نبود، سخت كار مي‌كردم و همسرم هم اعتراضي نداشت اما بعد از مدتي كه وضع مالي‌مان به دليل بهتر شدن شرايط همسرم خوب شد، از من خواست كه ديگر كار نكنم. من هم به خاطر احترام به حرف او از كارم استعفا دادم؛ شدم خانم خانه تا بهتر و بيشتر بتوانم به او و بچه‌ها رسيدگي كنم…». اين خانم درباره دليل جدايي از همسرش توضيح داد: «به تدريج همسرم معروف و معروف‌تر شد. همه از او استقبال مي‌كردند. طرفدارانش يك لحظه ما را آرام نمي‌گذاشتند. اوايل احساس مي‌كردم عشق و علاقه من به او باعث شده تا به همسرم شك كنم. حسم را با او در ميان گذاشتم و به او گفتم احساس مي‌كنم به فرد ديگري توجه دارد ولي او انكار كرد. به تدريج اما پرخاشگري‌ها، بي‌توجهي‌ها و نبودن‌هاي او شروع شد تا اينكه از هم جدا شديم و با همان فردي كه تصور مي‌كردم به او علاقه‌مند است و همسرم انكار مي‌كرد، ازدواج كرد». او درباره وضعيت زندگي خود و فرزندانش بعد از جدايي از همسرش گفت: «بعد از جدايي حتي حاضر نشد براي من و بچه‌ها خانه كوچكي بخرد و فقط به اجاره يك خانه كوچك، خيلي كوچك، بسنده كرد. قبول نكرد كه بعد از جدايي، مبلغي از اين همه درآمدش را به من و بچه‌ها اختصاص بدهد؛ فقط راضي شد حداقل نفقه‌اي را كه دادگاه تعيين كرد، بپردازد. من هم بعد از ۱۰سال، دوباره با هزار زحمت به كار قبلي‌ام برگشتم اما با سمتي پايين‌تر و حقوقي كمتر». همسر اين خانم برخلاف همسر مورد اولي كه درباره آن صحبت كرديم، به هيچ‌وجه حاضر به پذيرش اشتباهاتش نبود. او درباره زحمات همسرش مي‌گفت: «همسرم كار خاصي نكرده است. او بايد از ابتدا مي‌دانست اين همه علاقه من به هنر، روزي باعث شهرت و محبوبيت من خواهد شد. قبول دارم كه همسرم زن تحصيل‌كرده‌اي است اما ديگر در كنار او احساس آرامش نمي‌كنم. كمبودهاي او من را آزار مي‌دهد و ديگر نمي‌توانم همراهش در جمع حاضر شوم. به نظرم يكنواخت و كسل‌كننده شده است».

چگونگي تداوم رابطه زناشويي

او بالاتر از من ايستاده «دوست داشت پزشك شود. من هم دوست داشتم همسرم تحصيل كند. وقتي ازدواج كرديم، من ليسانس داشتم و او ديپلم اما من كار كردم تا او درس بخواند. دخترمان كه به دنيا آمد، هم براي او پدر بودم و هم مادر مبادا مسؤوليت مادر بودن، باعث بازماندن همسرم از ادامه تحصيل شود». اين آقا ادامه داد: «همسرم را دوست دارم اما حالا وقتي همراه او، در جمع دوستانش حاضر مي‌شوم، حس مي‌كنم تنها هستم. دوست ندارم همراهش بروم، براي همين همسرم بيشتر مواقع تنها به مهماني دوستانش مي‌رود. در جمع آنها حرفي براي گفتن ندارم؛ به ويژه وقتي درباره مسائل كاري يا مسائل مرتبط با رشته تحصيلي‌شان- يعني پزشكي- صحبت مي‌كنند». او درباره ناتواني برقراري ارتباط با همسرش مانند گذشته توضيح داد: «از هم دور شده‌ايم. حس مي‌كنم مثل گذشته جايگاه مناسبي در زندگي‌مان ندارم؛ حتي در جمع دوستانش هم احساس زيادي بودن مي‌كنم. ديگر نه دوست دارم دوستان همسرم به منزل ما بيايند و نه تمايلي دارم همراه همسرم، جايي بروم. همسر من متخصص است و من… . احساس مي‌كنم حرف مشتركي نداريم». انگيزه همراهي كافي نيست انگيزه بودن در كنار يكديگر، همراهي و حمايت كردن از هم، هر چند در ابتداي راه و شروع زندگي مشترك، تاثيرگذار و خوب است اما لزوما نمي‌تواند ضامن موفقيت پايدار در زندگي شود. در موارد مورد بررسي (هر ۳ مورد)، آنچه باعث جدايي عاطفي يا مانند مورد دوم، منجر به جدايي رسمي شده بود، عقب ماندن يكي از ديگري بود. در واقع هر چند در هر ۳ مورد، زن و شوهر در آغاز، در شرايط يكساني قرار داشتند يا يكي از نظر تحصيلات، كمي جلوتر از ديگري بود اما در ادامه، اتفاقا همان فردي به لحاظ فردي و اجتماعي كه ابتدا در شرايط بهتري قرار داشته، به دليل بي‌توجهي به ضرورت رشد فردي و اجتماعي، از ديگري عقب مانده بود. اين عقب ماندن لزوما به معناي تفاوت در ميزان تحصيلات زن و شوهر نيست؛ بلكه زماني‌كه يكي از طرفين به دليل از خودگذشتگي بي‌منطق، خودش را فراموش مي‌كند، در نقطه شروع مي‌ماند و نمي‌تواند به لحاظ شخصيتي پيشرفت كند. در واقع پيشرفت، تنها به معني دستيابي به دستاوردهاي بيروني‌اي مثل رسيدن به درجات بالاي علمي نيست؛ بلكه دستاوردهاي دروني و شخصي‌اي مثل به روز كردن اطلاعات فردي، رشد سطح تفكر و شخصيت فرد، ارتقاي سطح انديشه و ديدگاه او، حتي بيش از دستاوردهاي بيروني‌اي مانند تحصيلات باعث موفقيت او در زندگي مشترك و همقدم شدن با طرف مقابل مي‌شود. به عنوان مثال در مورد سوم، يكي از دلايل امتناع مرد از حضور در جمع دوستان همسرش، نداشتن اعتماد به نفس او بود. در واقع اين فرد نتوانسته بود سطح تفكرات و اطلاعاتش را ارتقا دهد. تلاشي هم براي به روز كردن ديدگاه‌هاي فردي، اجتماعي و شخصيتي‌‌اش انجام نداده بود و رشد تك بعدي اين مرد، باعث شده بود تا از همسرش فاصله بگيرد. در زندگي مشترك- به دور از هرگونه خودخواهي – هر كس اول از همه، در قبال خودش مسؤول است و اگر اين مسؤوليت را ناديده بگيرد و به اصطلاح، در خواسته‌ها و نيازهاي طرف مقابل حل شود، به تدريج ناديده گرفته مي‌شود و نمي‌تواند مانند گذشته در زندگي مشترك تاثيرگذار باشد. در واقع آنچه به ظاهر از آن به عنوان از خودگذشتگي، ايثار و اهميت دادن به خواسته‌هاي طرف مقابل و قراردادن خود در اولويت‌هاي بعدي براي رسيدن به موفقيت، نام مي‌بريم، عاملي است براي فاصله گرفتن زن و مرد از يكديگر. زماني مي‌توانيم كماكان حضور و تاثيرگذاري‌مان را در زندگي مشترك حفظ كنيم و همپاي هم حركت كنيم كه به رشد شخصيتي خود اولويت بدهيم تا در نهايت زندگي مشترك به جدايي نينجامد. در بسياري از موارد، شرايط زندگي مشترك، ديگر مثل گذشته نيست و يكي از طرفين تنها به دليل قراردادهاي اجتماعي يا احساس تعهد نسبت به همسر يا به دليل ديني كه نسبت به طرف مقابل احساس مي‌كند، زندگي را ادامه مي‌دهد اما اين تنها به معني تحمل كردن طرف مقابل و نه علاقه به او، مانند گذشته است. در يك نگاه، شايد بتوانيم غفلت از خود و توجه بيش از اندازه به طرف مقابل و ناديده گرفتن نيازهاي فردي و ضرورت توجه به پويايي شخصيتي را دليل اصلي فاصله گرفتن و در مواردي جدايي زن و مرد، مانند موارد بررسي شده يا موارد مشابه آن بدانيم.


couple-fighting.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

پیشـی گرفتن طلاق از ازدواج، از خبرهای مهمی است که در این چند روز نقل محافل اجتماعی و روانشناسی بوده است. ثبت ۷۵‌هزار طلاق تا پایان شهریور امسال، آمار رسمی است که جامعه را بیش از گذشته به سمت آسیب‌های روانی و اجتماعی سوق می‌دهد. تنها در سال گذشته، ایران با افزایش ۱۴‌درصدی طلاق روبه‌رو بود، هرچند به گفته متخصصان، آمارهای غیررسمی خیلی بالاتر از این ارقام و اعداد است علاوه بر آن طلاق‌های عاطفی نیز در هیچ کجا ثبت نمی‌شوند، در صورتی که در آینده این جدایی‌ها منجر به طلاق رسمی می‌شود. در زمینه عمده‌ترین دلایل طلاق و علل پیشی گرفتن آن از ازدواج با مهدی میرمحمدصادقی، روانشناس خانواده و مولف کتاب آموزش پیش از ازدواج گفت‌وگو کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید.

ازدواج یک امر واقعی است نه آرمانی

آمارها امروزه خبر از پیشی گرفتن طلاق از ازدواج می‌دهد؛ امری که کاملا بدیهی است. شما به‌عنوان کارشناس چه مسائلی را در سرعت طلاق دخیل می‌دانید؟
رشد طلاق به دلایل مختلفی صورت گرفته است. اول این‌که ما با یک موج جمعیتی در دهه ۶۰ شمسی مواجه هستیم که این موج جمعیت به سن ازدواج رسیده و بعد از سه چهار سال زندگی، جدا می‌شوند یعنی در این دهه طلاق رشد سریعی داشته است. مورد دوم این است که فرهنگ طلاق نسبت به گذشته راحت‌تر مورد پذیرش قرار گرفته مخصوصا در نسل ۶۰؛ این‌که حفظ زندگی به هر قیمتی که در نسل‌های قدیم بود کمتر رایج است. مورد بعدی ارتباط با فرزندسالاری دارد که در سال‌های گذشته به‌وجود آمده. ما با یک فرهنگ فرزندسالاری مواجه‌ایم که خانواده‌ها بیش از اندازه به فرزندان‌شان بها می‌دهند. امروزه این پدر و مادرها هستند که از فرزندان‌شان می‌پرسند کجا برویم؟ چه بپوشیم؟ و… . خب این دسته از افراد تا وارد زندگی مشترک می‌شوند و توجه لازم را از همسرشان نمی‌گیرند، همسری که ‌هم‌نسل خودشان است و آن‌ها هم دچار چنین توقعاتی هستند، در واقع ناکامی را یاد نگرفته‌اند و در مقابل ناکامی نمی‌توانند از خود مقاومت کنند بیشتر در معرض طلاق قرار دارند. موضوع دیگر این است که جامعه ما در حال ورود به فضای مدرن است و مدرنیته هرجا که پا بگذارد یکی از آثارش رشد طلاق است. در واقع فرهنگ بساز و بسوز و این‌که با لباس سفید می‌ری و با کفن برمی‌گردی، برای این نسل مضحک شده است. البته مورد دیگر که من براساس استنباط شخصی‌ام معتقدم و هنوز پشتوانه پژوهشی ندارد، موضوعات اقتصادی است که در این امر بسیار دخیل هستند. نرخ اشتغال پایین آمده، بیکاری افزایش یافته، عوامل تحریمی و غیره دست به دست هم داده و رشد طلاق را افزایش داده است.

در ایران مهم‌ترین دلایل طلاق طبق مراجعان کلینیکی و گزارش‌ها چه علت‌هایی است؟
دلایل طلاق خیلی منطقه‌ای و محیطی است. در حال حاضر ما در سه استان تهران، البرز و قم بالاترین نرخ طلاق را داریم اما نمی‌توان علت طلاق در یک استان را به استان دیگر تعمیم داد. در کل، اعتیاد، همسرآزاری، خیانت و دوست نداشتن همسر از دلایل عمده طلاق است که در پرونده دادگاه‌ها مشاهده می‌شود که همه این‌ها منجر به اختلالات روابط زناشویی می‌شود. روابط زناشویی و جنسی را نمی‌توان علت برشمرد بلکه باید از آن به‌عنوان معلولی از علت‌هایی که در بالا ذکر کردم، دانست. اما همان‌طور که اشاره کردم دلایل بیشتر بر حسب منطقه و ناحیه متفاوت است.

در کلانشهر تهران، مهم‌ترین دلیل جدایی که با آمارهای نگران‌کننده‌ای در حال افزایش است، چیست؟
پاسخ ندادن به نیازهای همسران به یکدیگر مهم‌ترین دلیل طلاقی است که من هم در پرونده‌های دادگستری مطالعه کرده‌ام و هم در مراجعان کلینیکی دیده‌ام. در واقع به نوعی خودخواهی همسران، در پیله فرورفتن‌شان، با احساس ناکامی روبه‌رو شدن و کام‌یابی را در جای دیگر جست‌وجو کردن بدون آن‌که به حل مساله بپردازند. البته از دید من یکی دیگر از دلایل طلاق را باید در دوران قبل از ازدواج و در روابط خویشاوندی جست‌وجو کرد. ارتباط نامناسب یکی از زوج‌ها با پدر، مادر، خواهر و برادر باعث می‌شود فرد در آینده نتواند زندگی مشترک خوبی داشته باشد. ما طلاق را در جاهایی می‌بینیم که دو طرف زندگی رابطه بد و مشکل‌داری با خانواده‌شان دارند. وقتی این افراد در محیط خانواده یاد نگرفته‌اند با این فضا کنار بیایند بالطبع در زندگی مشترک نمی‌توانند از پس ارتباط زناشویی برآیند. دختری که با پدرش نمی‌سازد یا پسری که با مادرش روابط خوبی ندارد مسلما در آینده نمی‌تواند با همسرش بسازد. ما در مراجعان بالینی، افرادی که درصدد طلاق هستند، وقتی دوران مجردی‌شان را مورد واکاوی و بررسی قرار می‌دهیم، می‌بینیم که عده‌ای از آن‌ها جزو کسانی بودند که با خانواده‌شان درگیری داشتند.

چه کار باید کرد که از طلاق جلوگیری کنیم

در دو سه سال گذشته روانشناسان با مشاوره‌های پیش از ازدواج‌ درصدد بودند که باعث کاهش آمار طلاق باشند، اما این مساله هم چندان نتیجه مثبتی به بار نداشت؟
اولا این‌که نباید کاری کرد که طلاق به صفر برسد زیرا حتما یک جای کار می‌لنگد و با آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو خواهیم شد. با مثال این موضوع را تشریح می‌کنم: ما در استان ایلام کمترین آمار طلاق را داریم اما به‌جایش با بالاترین و بیشترین خودکشی از نوع خودسوزی زنان در این شهر مواجه‌ایم. اگر در این استان طلاق آن‌قدر کم نبود، خودسوزی هم وجود نداشت. ما اگر در جایی طلاق را بسیار کم کنیم یا به صفر برسانیم همان‌طور که اشاره کردم با آسیب‌های دیگری روبه‌رو می‌شویم از جمله اختلالات روانی، خشونت و… پس این نگاه بدی است که طلاق به صفر برسد بلکه در بعضی مناطق باید طلاق را تسهیل کنیم. اما در زمینه مشاوره باید این امر را گفت که وقتی کسانی که برای مشاوره‌های پیش از ازدواج پیش ما می‌آیند و خواهان مشاوره هستند افرادی‌اند که اغلب همدیگر را می‌خواهند و ما به آن‌ها اعلام می‌کنیم که برای ازدواج شما زوج مناسبی نیستید اما گوش نمی‌کنند، مشاور هم که نمی‌تواند حکم کند. پس تعدادی از طلاق‌ها را ما از قبل پیش‌بینی می‌کردیم و به دو طرف می‌گفتیم. یعنی تشخیص درست بوده اما افراد تمکین نکرده‌اند. مورد بعدی این است بعضی از همکاران که مشاوره ازدواج می‌دهند، در این زمینه تخصص لازم را ندارند و این قسمت مربوط به عدم نگاه تخصصی به این موضوع است. هرکسی که روانشناس است الزاما نباید از وی مشاوره پیش از ازدواج گرفت. باید روانشناسان دوره‌های تخصصی در این زمینه گذرانده باشند و در این حوزه‌ها درس خوانده باشند. به‌هرحال طلاق یک ضرورت اجتماعی است. البته گاهی اوقات ما پسر و دخترهایی دیده‌ایم که به شدت درگیری عاطفی با یکدیگر دارند. ما به‌عنوان روانشناس می‌بینیم این ازدواج نادرست است. ولی وقتی شرایط‌شان را در زندگی در نظر می‌گیریم می‌بینیم ازدواج و تشکیل زندگی گاهی اوقات بهتر از آن است که آن‌ها را از هم جدا کنیم زیرا لطماتی که بعد از جدایی در دوران پیش از ازدواج می‌خورند گاهی آن‌قدر شدید است که نمی‌توانیم آن‌ها را ازدواج منع کنیم.

بعد از طلاق، دو طرف با آسیب‌های اجتماعی زیادی روبه‌رو خواهند شد

با همه این تفاسیر، چه کار باید کرد که از طلاق جلوگیری کنیم تا کمتر شاهد آسیب‌های پس از آن باشیم؟
آسیب‌های ناشی از طلاقی که به‌وجود آمده برای الان نیست، اگر طلاق امروزه تبدیل به مساله‌ای بحران‌زا شده باید به ۲۰، ۳۰ سال قبل رجوع کرد. بحران و آسیب طلاق ریشه در یک روز و یک سال ندارد بلکه ریشه در سال‌های دور دارد و اگر از الان کاری نکنیم در ۲۰، ۳۰ سال آینده درباره بچه‌های طلاق دچار بحران‌هایی می‌شویم که گریبانگیر آن‌هاست. پس در حال حاضر باید فکری برای بچه‌های طلاق کرد. ۱۵۰‌هزار طلاق در سال گذشته به ثبت رسیده که مسلما نیمی از آن‌ها حدود ۷۵‌هزار کودک داشته‌اند، حال باید با این آسیب‌هایی که گریبانگیر این بچه‌ها می‌شود، چه کرد؟ ما برای جلوگیری از طلاق باید به امر ازدواج بپردازیم. ابتدا روابط خویشاوندی که ذکر کردم. چون انعکاس این روابط در آینده منجر به طلاق می‌شود. از دید من اگر به این مساله به صورت علمی و تخصصی پرداخته شود جلوی طلاق را می‌توان در سال‌های آینده گرفت. این‌که ما با چه کسی داریم ازدواج می‌کنیم؟ بیاییم به واکاوی روابط دوران کودکی‌شان بپردازیم و مطمئن شویم آن‌ها با والدین یا خواهر و برادرشان سر ناسازگاری ندارند. یا این‌که ما ازدواج‌های بسیار خوبی داریم که گاهی خانواده مانع آن می‌شود و گاهی ازدواج‌های نادرست که خانواده خواهانش است. در زمینه ازدواج، سواد ازدواج خانواده‌ها بسیار پایین است. بنابراین جامعه باید سعی کند این سواد را بالا ببرد. ازدواج یک موضوع آرمانی نیست بلکه بسیار هم واقعی است و ما باید براساس واقعیات درباره‌ا‌ش تصمیم بگیریم و صحبت کنیم. اگر افرادی در تلویزیون می‌آیند و از ازدواج تعریف می‌کنند و به اصطلاح به‌به چه‌چه راه می‌اندازند، کاری برای جوانان ما انجام نمی‌دهند، بلکه همین ازدواج‌هاست که به طلاق منجر می‌شود. باید با جوانان و خانواده واقع‌گرایانه در این مورد صحبت کرد. درواقع پرداختن به ازدواج به نوعی پرداختن به طلاق است. یکی از راه‌های پیشگیری از طلاق، آشنایی در امر ازدواج است.

به‌عنوان مشاور آیا لازم می‌بینید که در زمینه ازدواج و طلاق در مدارس، برنامه خاصی در نظر گرفته شود؟
بله، مخصوصا نوجوانان دبیرستانی باید اطلاع داشته باشند. پژوهش‌ها نشان داده کسانی که به این موضوعات اشراف دارند کمتر دچار طلاق می‌شوند. سیاستمداران صحبت از این می‌کنند اگر درباره روابط جنسی با نوجوانان صحبت شود، آن‌ها به فساد کشیده می‌شوند. در صورتی که در تمامی پژوهش‌ها در سایر جوامع برعکس این قضیه را نشان می‌دهد. اگر درباره این مسائل شفاف، البته منظورم بی‌بند و باری نیست، صحبت شود در آینده می‌توانیم تا حدی از طلاق و آسیب‌های پس از آن جلوگیری کنیم.

به‌هرحال بعد از طلاق، دو طرف با آسیب‌های اجتماعی زیادی روبه‌رو خواهند شد، برای جلوگیری و صدمه کمتر از منظر روانی باید چه کرد؟
خیلی از خانواده‌ها نمی‌دانند که چگونه به درستی طلاق بگیرند تا آسیب‌های کمتری هم خودشان ببینند و هم اگر کودک دارند آن‌ها صدمه کمتری بخورند. بهترین راه‌حل، آموزش افرادی است که در حال طلاق گرفتن هستند یا جدا شده‌اند. اگر کسی خواهان طلاق است باید آموزش ببیند که در آینده با چه مسائلی روبه‌رو خواهد شد، و دوم این‌که در صورت بچه‌دار بودن، چه کنند تا فرزندان‌شان آسیب کمتری ببینند. و نکته بعدی نیز آموزش به مشاوران و متخصصانی است که در این زمینه فعالیت دارند. هر چقدر سواد روانشناس در این زمینه بالاتر رود کمک بیشتری می‌تواند به افراد خواهان جدایی کند. اکثر مشاوران و متخصصان ما از طریق تجربی و کتابخوانی دارای این تخصص هستند در صورتی که باید در این زمینه حرفه‌ای آموزش ببینند. وظیفه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره این است که هر سازمانی مشاورانی را که در این حوزه هستند حرفه‌ای آموزش دهد. بالا بردن سواد مشاوره برای مخاطبانی که درگیر پروسه جدایی هستند راه‌حل بسیار مناسبی است. اما مهم‌ترین نکته‌ای که باید بگویم این است که دادگاه‌ها باید به سمتی حرکت کنند که قبل از تشکیل پرونده طلاق افرادی که خواهان متارکه هستند، نظر مشاوران روی پرونده‌شان باشد. اما در دادگاه‌ها بدین صورت است که ابتدا پرونده طلاق را تشکیل می‌دهند و بعد آن‌ها را ارجاع به مشاور می‌دهند، درصورتی که برای تشکیل پرونده طلاق، رای و نظر مشاوره لازم است. با مثال شرح می‌دهم اگر تصادفی رخ دهد برای تعیین خسارت از کارشناس رسمی استفاده می‌شود و در دادگستری به نظر کارشناسی رسمی استناد می‌شود. مشاوران و روانشناسان در حوزه خانواده در دادگاه‌ها باید به‌عنوان کارشناس رسمی تعریف شوند، مخصوصا در حوزه طلاق و حضانت. اگر به من روانشناس اجازه دهد طی جلسات قبل از تشکیل پرونده می‌توانم نظر تخصصی‌ام را در حوزه جدایی و حضانت بدهم. این کار مناسب و تخصصی است. پس دادگستری باید به سمتی برود که کارشناسی رسمی خانواده را تعریف کند.


couple-fighting-beluckyinlove.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

همسرتان محرم همه رازهای تان است یا اینکه می توانید برخی موضوعات را از او پنهان کنید؟

پنهان کردن یک راز آزارتان می دهد و به خواب های هر شب تان وارد می شود؟ دوست دارید هرچه در زندگی تان می گذرد را با همسرتان در میان بگذارید اما می ترسید آشکار شدن این واقعیت ها به زیان رابطه تان تمام شود و میان تان فاصله بیندازد؟ روانشناسان می گویند اگر پنهان کردن این واقعیت ها به دغدغه ای آزاردهنده تبدیل شده بهتر است با گفتنش باری از دوش خود بردارید و به آرامش برسید. اما یادتان نرود که فاش کردن رازها همیشه به سود زندگی مشترک تان تمام نمی شود. گاهی می توانید گفتن حرف هایی که در دل تان انباشته شده را به تعویق بیندازید و در برخی موارد هم می توانید از مطرح کردن شان صرف نظر کنید. اگر با این جملات متناقض کمی ذهن تان را آشفته کرده ایم و نمی دانید کدام راز را بهتر است با همسرتان در میان بگذارید و در چه موردی می توانید واقعیت را از او پنهان کنید ادامه این مطلب را بخوانید. هرایر دانلیان، روانشناس زوج درمانگر به شما برای درک بهتر این موضوع کمک می کند.

بگو مگوهای زن و شوهری

رد پای کسی پیدا است؟

باید به همسرم بگویم که پیش از او فرد دیگری در زندگی ام بوده؟

سابقه یک ازدواج یا نامزدی شکست خورده را در کارنامه دارید؟ شکی نیست که باید این موضوع را با همسر آینده تان در میان بگذارید. در یک رابطه صادقانه، همسرتان حق دارد از گذشته عاطفی شما باخبر باشد و از رابطه ای تا مرز عشق، نامزدی و ازدواج پیش رفته آگاه شود اما اگر پیش از آشنایی با او، تنها به خواستگاری چند نفر رفته اید و به نتیجه مطلوب نرسیده اید، انتخاب با خودتان است. می توانید در صورت تمایل چنین موضوعی را با همسر آینده تان در میان بگذارید و اگر فکر می کنید دلیلی برای گفتن تاریخچه رابطه ای که چندان عمیق نبوده وجود ندارد، می توانید از گفتنش صرف نظر کنید.

پای تان لغزیده؟

واقعیت های تاریخ گذشته را باید برایش آشکار کنم؟

خیانت تنها به رابطه خارج از چارچوب با جنس مخالف محدود نمی شود. خط قرمزهایی که عبور از آن ها خیانت تلقی می شود، از فردی به فرد دیگر متفاوت است. در حالی که فکر کردن برای زن گذشتن خیال فرد دیگری از ذهن همسرش خیانت تلقی می شود. برای زن دیگری پنهان کردن موضوعی مثل اخراج شدن از اداره می تواند مصداق خیانت باشد. اگر در سال های قبل رفتاری را بدون اطلاع همسرتان انجام داده اید و این روزها عذاب وجدان دارید مراقب باشید شاید اولین راه خلاص شدن از عذاب وجدان در ذهن شما گفتن موضوع باشد اما بیان واقعیت با چنین دلیلی، نشانه ضعف شما خواهد بود و می تواند زندگی زناشویی تان را به هم بریزد. اگر تصور می کنید حق همسرتان است که واقعیت را بداند، اول بر احساس ضعف و عذاب وجدان خود غلبه کنید. قدم بعدی برای روشن کردن موضوع، سنجیدن توانایی خود شما و همسرتان است. آیا قدرت پذیرش عواقب آن را دارید؟ آیا همسرتان قدرت شنیدنش را دارد؟ اگر پاسخ شما به این دو سوال مثبت است و تصور می کنید توان مدیریت این ماجرا را دارید، می توانید موضوع را همین امروز با او در میان بگذارید.

با مادرش نمی سازید؟

باید اختلافم با خانواده اش را از او پنهان کنم؟

رابطه زن و شوهری، از آغاز شکل گیری مستعد درگیری است. جرقه های درگیری از همان روز اول این رابطه زده می شود اما گاهی آنقدر خفیف و پنهانی است که متوحه شان نمی شوید. این جرقه ها می تواند با گفتن یک جمله یا ناشن دادن یک رفتار شعله ور شوند اما تصور نکنید که این آتش تنها به خاطر همان حرف یا رفتار ایجاد شده است. شما می توانید دوستانه در مورد رفتار خانواده همسرتان با او صحبت کنید یا از آن ها بدون جبهه گرفتن انتقاد کنید. اگر همسرتان در مقابل انتقادهای شما خشم یا مقابله به مثل را نشان می دهد؛ یا اینکه رفتارها و احساس هایی که از قبل در رابطه شما به وجود آمده اند، کار رابطه تان را به اینجا رسانده اند یا اینکه او طاقت شنیدن هیچ مخالفت و انتقادی را نسبت به خانواده اش ندارد و باید با کمک یک متخصص درمان فردی را آغاز کند.

سردید؟

بی میلی ام به رابطه زناشویی را می توانم مثل یک راز حفظ کنم؟

بی میلی ام به رابطه زناشویی را می توانم مثل یک راز حفظ کنم؟

اگر پیش از ازدواج از ابتلای تان به مشکلاتی که ممکن است رابطه زناشویی تان را در آینده تحت تاثیر قرار دهند با خبر شده اید، می توانید این موضوع را تا مدتی از خواستگاران پنهان کنید اما نمی توانید از کنار آن ساد بگذرید. شما باید با کمک متخصصان برای درمان مشکل تان قدم بردارید و تا از پس درمان آن برنیامده اید بله را نگویید. در صورتی که میل به درمان مشکل ندارید یا روانشناسان و پزشکان هم نتوانسته اند مشکل شما را کاملا حل کنند، باید ماجرا را با همسر آینده تان در میان بگذارید. رابطه زناشویی در آینده زندگی مشترک شما، می تواند بر عشق و احساس تان هم تاثیر بگذارد، پس ابتلا به چنین مشکلی را بی اهمیت تلقی نکنید. البته این ارتباط، یک رابطه توافقی است و شاید شما با شرایط فعلی تان بتوانید با فردی که تمایلات مشابهی دارد ازدواج کنید، به عبارت دیگر مشکل شما ممکن است در زندگی با فردی مشابه، چندان هم آزاردهنده تلقی نشود. پس اگر نمی دانید تفاوتی میان شما در این زمینه وجود دارد یا خیر می تواند همراه با او به جلسات مشاوره پیش از ازدواج بروید و از یک روانشناس برای روشن شدن موضوع کمک بگیرید. اگر هم بعد از ازدواج دچار مشکلاتی شده اید که زندگی زناشویی تان را تحت تاثیر قرار می دهد، باز هم می توانید مراحل درمان را یک تنه طی کنید یا اگر ظرفیت پذیرش این موضوع را در همسرتان می بینید، او را هم در روند درمان مشارکت دهید.

جیب تان خالی شده؟

بار ورشکستگی یا بیکاری را باید یک تنه به دوش بکشیم؟

مطرح کردن مشکلات مالی در خانه، به ظرفیت همسرتان بستگی دارد. اگر شریک زندگی تان از ورشکستگی، بیکاری یا بدهکاری تان باخبر شود، با شما همدلی و همفکری می کند، یا این که دچار اضطراب و افسردگی می شود؟ در صورتی که به توانایی همسرتان در پذیرفتن و درک این موضوعات شک دارید و فکر می کنید با گفتن چنین خبرهایی مشکلی بر مشکلات تان اضافه می شود، می توانید این راز را تا مدتی پیش خود نگه دارید. درست است که او حق دارد از اتفاقی که در زندگی اش تاثیر می گذارد با خبر باشد، اما در این مورد می توانیددر صورت نیاز تا مدتی سکوت کنید و آرام آرام او را برای رو به رو شدن با حقیقت آماده کنید.

حال تان خراب است؟

حق دارم به خاطر نگران نکردنش در مورد بیماری ام به او چیزی نگویم؟

پیش از ازدواج بیماری جدی سلامت شما را تهدید می کرده؟شک نکنید که این موضوع را باید با همسر آینده تان در میان بگذارید حق اوست که بداند در چه شرایطی به زندگی شما پا بگذارد،پس با پنهان کردن واقعیت های مهمی چون بیماری یا سابقه اعتیاد،آینده خودتان و او را به مخاطره نیندازید.حتی اگر با سلامت کامل پا به این زندگی گذاشته باشید و چند سال به مشکلی جسمی یا روانی دچار شده باشید،باز هم باید سنیده واقعیت را حق همزستان بدانید.نگفتنچنین موضوعاتی انرژی منفی زیادی را به زندگی مشترکتان وارد می کند.


talking-3.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

بیان آزاد و صادقانه افکار و احساسات از مشخصه های یک ازدواج سالم است. امانحوه بیان شما، نشانگر تفاهم یا ضدیت شما با یکدیگر است. اصول و رموز مهم این مقاله به شما کمک می کند تا افکار خود را بیان کنید و در عین حال، حمایت عاطفی خود را از یکدیگر دریغ نکنید.

اسرار صحبت کردن

اصل ۱- به زبان بیاورید

آنچه را در ذهن دارید، به زبان آورید.خواسته ها، نگرانیها و آرزوهایخود را بیان کنید.

برای آنکه همسر شما هم به آنچه برای شما مهم است اهمیت بدهد، باید خواسته های خود را بیان کنید. اگر درباره چیزی که شما را آزار می دهد سخن نگویید، همسرتان متوجه نخواهد شد چه چیزی شما را ناراحت یا خوشحال می کند.همچنین اگر خواسته ها و تمایلات خود را از خودتان پنهان کنید، هیچ یک از شما نمی داند چگونه ارتباط حساس متقابل را به جلو هدایت کند

در میان گذاشتن صادقانه خواسته ها ، رشته های صمیمیت را به هم گره می زند و احساس یگانگی را تقویت می کند. اما گفتار صادقانه مستلزم ان استفاده از مهارتهای شنیدن از شهامت و صداقت دیگری استقبال کنیم .

یک را ه دیگر برای جلب همدلی طرف مقابل این است که خود را جدی بگیرید، به احساسات و افکار خود توجه کنید و به خود احترام بگذارید. اگر خود را برای داشتن احساسات و افکارتان محق بدانید، احتمال آنکه همسرتان نیز با همین تصور به صحبتهای شما گوش کند بیشتر خواهد شد.

-خواسته های خود را واقعا به زبان بیاورید

– از آرزو کردن و از خود پرسیدن بپرهیزید

-از ” میدونی که من فکر میکنم ……” بپرهیزید

– درباره ” خواستن ” های خود حرف بزنید نه “نخواستن ” ها

– درخواست کنید ، شکایت نکنید

احساسات خود را بیان کنید

اصل ۲- احساسات خود را بیان کنید

احساسات شما حاوی اطلاعات مهمی هستند که باید با با همسر خود در میان بگذارید. درد جسمانی ما را از وجود بیماری باخبر می کند .عواطف نیز چنین اند . احساسات چه خوشاین و چه نا خوشاین توجه ما را به سوی وضعیتی مهم هدایت می کنند. اگر فاقد عواطف بودیم متوجه نمی شدیم که کدام وضعیت به نفع ماست.در عین حاال ، باید بدانیم که عواطف باید مانند جرقه ، اندیشه ما را بیدار کنند.در غیر اینصورت ، واکنش های خودکاری در ما ایجاد می کنند که چندان به نفع ما نخواهند بود.احساسات ، افکار و رفتار سه عاملی هستند که باید در یک جهت کار کنند . وقتی که متوجه احساسی در خود شدید باید درباره آن فکر کنید تا پیام آن را در یابید. به این ترتیب ،احساسات مانند چراغی مسیر شما را برای دستیافتن به نگرانیها ، ترسها و علایق پنهان روشن می کنند و با توجه به اطلاعاتی که احساسات و افکارتان به شما می دهند می توانید رفتار و روش مناسبی در پیش بگیرید.

-عنوانی یک کلمه ای به احساس خود بدهید.

-از عبارتهایی چون ” احساس می کنم که تو …” بپرهیزید.

-احساس خود را بیان کنید، ادا در نیاورید.

-لحن کلام خود را ملایم سازید.

-از ” (تو) کاری می کنی که من …..” بپرهیزید.

اصل ۳- حریم شکنی ممنوع

صحبت کردن درباره افکار طرف مقابل ، نادیده گرفتن حریم اوست. هر جند بازگو کردن افکارتان مهم و دانستن افکار همسرتان مفید است اما صحبت کردن درباره افکار او ، نادیده گرفتن حریم شخصی اوست . صحبت کردن درباره افکار همسرتان استقلال او را به خطر می اندازد گویی قرار است دو قلمرو با هم یکی شوند.همانطور که کشورها تمایل ندارند با کشور همسایه یکی شوند افراد هم نمی خواهند هویت فردی آنان نادیده گرفته شود.ارتباط برقرار کردن احساس خوبی در شخص ایجاد می کند چون در عین حال که هویت او حفظ می شود.احساس می کند به چیز بزرگ تری هم تعلق دارد اما حریم شکنی و ادغام شدن تهدید آمیز است. گاه زوجها شاهد موضوعی خارج از زندگی شخصی خود هستند . در چنین مواردی بهتر است به جای صحبت کردن درباره خودتان فقط به شخص ، ماجرا یا ایده بیرونی بپردازید.در میان گذاشتن تجربیات و تجزیه و تحلیلهای شخصی موجب نزدیکی شما می شود. با این حال مراقب باشید که تنها ایده خود را بازگو کنید و از جانب یکدیگر صحبت نکنید وقتی زن و شوهر به جای بازگو کردن افکار و احساسات خود از عواطف و اندیشه های طرف مقابل صحبت می کنند گفتگوی آنان چون کلاف سردرگمی موجب گیجی هر دو می شود. برای باز کردن این کلاف در هم پیچیده فقط در باره خود حرف بزنید یا سوال کنید.صرفنظر از رعایت نکات دستوری همه ما به خوبی می دانیم که چه زمانی صحبت ما حالت دفاعی در طرف مقابل ایجاد می کند و چه زمانی او را به درک متقابل و همدلی وا می دارد طرف مقابل چه زمانی او را به درک متقابل و همدلی وا می دارد طرف مقابل چه زمانی قصد دارد احساساتش را با ما در میان بگذارد و چه زمانی قصد دارد نکته منفی درباره ما بگوید.

اصل ۴- آلوده کردن ممنوع

به کار بردن عبارات تحقیر آمیز فضای ارتباطی بین شما و همسرتان را آلوده می کند.

هر عبارتی را می توان به شکلهای مختلف ادا کرد بصورت خنثی حاکی از درک و قدردانی یا به صورت زهر آلود طوری که به طرف مقابل بفهماند که ” من تو را دوست ندارم ” یا ” تو آدم بدی هستی ” مثلا جمله ” می بینم که به مغازه رفتی” را در نظر بگیرید. ممکن است در ادای این جمله لحنی معمولبی و بی احساس بکار ببرید چون فقط می خواهید آنچه دیده اید بازگو کنید اما گاه خرید برای شما انجام گرفته است آن وقت با لحنی حاکی از شادی و رضایت جمله را ادا می کنید.اما اگر همسر شما خواسته باشد از زیر بار مسئوولیت شانه خالی کند.

اکثر زوجها در مسیر تادر مسیر تامل راه زیادی در پیش دارند برای آنکه به عنوان همسری خوب زندگی کنیم تا آخر عمر به یادگیری نیازمندیم .


sexaddiction.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اصول اخلاقی منزه طلبی که در کشور بر پایه آن پایه ریزی شده رابطه ی جنسی را عملی می داند که یک نفر به راحتی و به طور قطع تنها در صورت ازدواج و تنها با هدف زاد و ولد ان را انجام می دهد. انقلاب جنسی این موضوع را دیکته می کند که رابطه جنسی با هرکسی و در هر زمانی ممکن است انجام شود. حتی اگر با وجود درست نبودن خوشایند به نظر اید امکان دارد فردی به انجام ان مبادرت ورزد. در اینجا هیچ کدام از این دو روند برای زن امریکایی عصر حاضر احساس راحتی به دنبال نمی آورد. او تمایلات جنسی خود را کشف نموده است و به تاخیر انداختن ان تا زمان ازدواج را خیلی دوست ندارد. از طرفی دیگر او از روابط نا مشروع معمول و حس نمودن راه تهی و غیر متمرکزآن خسته است . حرکت بر خلاف جهت اخلاقیات محض منزه طلبی اما لذتی بسیار خوب از اخلاقیات محض منزه طلبی اما لذتی بسیار خوب از اخلاقیات انقلاب جنسی باعث می شود تا این زن خود را درگیر بین این دو گرایش بیابد. او می داند که انتخاب هایش وی را به جایی ما بین منزه طلبی و بی بند و باری جنسی خواهد کشاند. اما از چگونگی این انتخاب بی خبر است . کاری که زن امریکایی باید انجام دهد ادغام بعد قدیسی و پااکی وجودش است کاری که زن اروپایی سالهاست انجام داده.

بی بند و باری جنسی

بیشتر مردان برای یافتن یک شریک زندگی در جستجوی زنی هستند که به ادغام برابر ابعاد زنانه ی قدرتمند اما مخالف در عمل می پردازند. این بدان معنی است که “انان بانویی باوقاردر اتاق نشیمن و زنی تمام عیار در اتاق خواب می خواهند. “این مردان به بخش مادونایی <قدیسی> زن احترام می گذارند اما از بخش ناپاک وی لذت می برند. معیار های والای مادونایی مردان را دل سرد نمی کند. بلکه این معیارها نقش چالشی پر کشش را ایفا می کنند و مردان را به سوی برداشتن این نقاب سوق می دهند چرا که خواستار دیدن آن اتش سوزان در زیر خاکسترند.

این تعارض پاک (مادونا) – ناپاک اولین بار توسط زیگموند فروید تشخیص داده شده است. اما ادغام قدیسی و ناپاکی برای زن امریکایی مشکل می نماید چرا که او مدتهاست از مرکز زنانگی و وجود معنوی خویش دور افتاده است. او نه تنها از جایگاه والای قدیسی خود به غمی عمیق و تبعات آن تنزل یافته بلکه ارتباط خود را از اجزای معنوی و احساسی آن محروم ساخته است. زنی که هر دو بعد مادونایی و ناپاک شخصیت زنانه ی خود را می پذیرد در مقابل مردان مقاومت نمی کند. قدیس بودنش ارمان گرا و دست نیافتنی و ناپاک بودنش غیر منطقی و فریبنده است. به کار گیری این دو بعد قدرتمند زنانه منجر به تربیت و رام کردن مردان هدایت انرزی های جنسی آنان و الهام بخشیدن برای برتر بودنشان می شود. این زنان هستند که مردان در پی بروز ذات مهربان و ارمان های والای انان به هیجان امده و با وجود انان اشتیاق و انگیزه برای پیشرفت پیدا می کنند. اما این زن در فرهنگ امروزی نایاب است و مرد سنتی ممکن است به تلخی نا امید شود. زیرا هنوز با شجاعت تمام در جستجوی یک الهام یا خلاقیت در زن می باشد. این نکته صحیح است که بیشتر زنان امروزی مادر شدن را به مدت طولانی به تعویق می اندازد اما:

بیشتر زنان همواره در آرزوی فرزند هستند.

درحقیقت، بیشتر زنان همواره در آرزوی فرزند هستند.

حسرت های مادری به راحتی خاتمه نمی یابند زیرا زن امروزی اگر چه نااگاهانه به خصوصیات مردانه گرایش دارد و دنباله روی از قدرت را بر گزیده است و نه عشق را. بر خلاف ان تمایلات سرکوب شده ی وی به نظر بیشتر از هر زمان دیگری قدرتمند شده اند و بسیار فعالانه در جستجوی راهی برای بازگو شدن هستند. اما از یک فرد باید قبل از دوست داشتن فرزند به مرد خود علاقمند باشد. برای دوست داشتن یک مرد و ایجاد پیوند با وی اولین نکته ی مهم هدایت دوباره ی انرزی های جنگجویانه به سوی زنانگی یعنی رشد و ادغام ابعاد مادونا و نا پاک است.


boa-esposa-620x413.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

امروزه زنان بیش از هر زمان دیگر لازم است به چگونگی ارتباط با شوهرانشان توجه کنند. تحولات اجتماعی قابل توجه زنان در چند دهه اخیر فعالیت شان را به محیط خانه محدود نمی کند. به همین دلیل نقش و مسولیت زن در خانه و خانواده بخصوص نسبت به شوهر که در زیر به آن اشاره می شود باید به روشنی تعریف شده و پیوسته کانون توجه قرار گیرد:

زن باید برای شوهرش ارج و اهمیت فراوان قایل شود

۱- همواره او را یاری و حمایت کنید

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و در هر کار و موقعیتی محتاج کمک و یاری یکدیگرند. بعلاوه ایزد یکتا در مورد مسئولیت و همیاری زن نسبت به شوهر تاکید خاصی مبذول داشته است.. خدای متعال زندگی آدم را به تنهایی سزاوار ندانست و به همین دلیل حوا را به عنوان یار و همدمی مناسب به ارزانی داشت.زنان با یاری و حمایت خویش در موفقیت شوهرانشان نقش قابل ملاحظه ای به عهده دارند.زن خوب و فرمانبر و پارسا،کند مرد درویش را پادشاه.

۲- به او به دیده ی احترام بنگرید

زن باید برای شوهرش ارج و اهمیت فراوان قایل شود.این کار به مقام و منزلت شوهر افزوده و راه را برای توسعه امور شخصی و حرفه ای اش هموار می کند.احترام به شوهر یعنی ارزش نهادن به عقاید و تایید کردن عقل و خرد و شخصیت او.به این مفهوم که شما از انجام تعهداتش قدردانی می کنید و نیازها و خواسته هایش را پیوسته مدنظر دارید.

شوهر شما نیازهای فراوانی دارد.این گفته که مرد موجودی خودکفا،مستقل و آسیب ناپذیر است افسانه ای بیش نیست.نیاز اساسی مرد به عنوان شوهر عبارت است از:

-انس و الفت و هم نشینی

-گوش کردن به سخنانش

-مراقبت از اعتماد به نفس او

-القاء احساس مهم بودن در محیط خانه

هر شوهری مایل است همسرش در تیم و جناح او بوده و در شرایط مقتضی از او حمایت کند و وی را به انجام کارهایی که به صرفه وصلاحش است ترغیب نماید؛به زنی نیاز دارد که پیوسته او را پشتیبانی کند،به او ایمان داشته و از وی قدردانی نماید.و هرروز صبح پیش ازبیرون رفتن از خانه و مواجه شدن با مشکلات ،موجب تسلی خاطرش شود.

مسئولیت زن نسبت به شوهر

۳- به او عشق بورزید

پذیرفتن شوهر،همان گونه که هست،بهترین عشقی است که می توانید به او ارزانی کنید.به بیانی دیگر شما باید او را با تمام کاستیها و نارساییهایش بپذیرید.یکی از مولفه های عشق آن است که زن و شوهر باید انگیزه های جنسی یکدیگر را به بهترین شیوه ی ممکن ارضاء و اقتناع کنند.شما باید عشق را در ابعاد مختلف از چشم انداز شوهرتان تفسیر کرده و برای تامین آن از هیچ کوششی دریغ نکنید.بررسیها نشان می دهد که تمایلات جنسی یکی از مهم ترین نیاز های مردان به شمار می آیدو سردی و انفعال زن در این رابطه موجب کاهش الفت و صمیمیت شده و پیوند زناشویی را سست و لرزان می کند.اگر به شما لقب بهترین همسر دنیا را بدهند.اما نتوانید برق رضایت از رابطه جنسی را در چشمان همسرتان ببینید احساس مفید بودن نمی کنید.هم زن و نیز مرد زمانی که حس می کندتوانسته شریک جنسی خوبی باشد و همسرش را سرشار از لذت کند اعتماد به نفس بالاتری پیدا کرده و در سایر جنبه های زندگیش نیز موفق تر می شود.به هر حال تامین نیاز های جنسی شوهرتان مانند انجام سایر امور زندگی نظیر انجام امور خانه،رسیدگی به بچه ها و پیگیری و طرحها و فعالیتها به تساوی اهمیت دارد.البته این بدان معنا نیست که هرروز و در تمام طول روز به انگیزه های جنسی بیندیشید.مفهومش آن است همیشه و در هر شرایطی همسرتان و نیاز هایش را به خاطر داشته باشید و بخشی از انرژی روزانه تان را برای ارتباط با او ذخیره کنید.این کار شما را از خودخواهی و زیستن تنها به خاطر نیازها و خواسته های خودتان بازمی دارد.توجه و رعایت این نکته یاریتان می کند مشعل دوستی و صمیمیت را همواره فروزان نگه دارید.


relationship-hand.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

استمرار پایه های زندگی بر دو پایه بنا شده است:یکی توافق با همسرتان بر سر شیوه ی اداره ی عدم توافق ها و مشاجرات به نحوی که هردو بتوانید زندگی کنید و دیگری مثبت گرایی و مثبت اندیشی در حد زیاد.

تقویت پایه های زندگی

گفت و گو در مورد شیوه ی زندگی

بسیاری از زوج ها یی که زندگی شان دچار مشکل است از ابتدا قادر به شروع گفت و گو و مذاکره بر سر یکی از شیوه ی زندگی با ثبات نیستند.اگر در زندگی شما هم این مشکل وجود دارد و شما و همسرتان هرگز نتوانسته اید بر سر شیوه ی زندگی که هردو ترجیح می دهید،توافق کنید،بنابراین در پس هر مشاجره ی شما امواجی نهفته است.این امواج می تواند در مورد نحوه ی مشاجره ،نحوه ی ابراز احساسات و اداره کردن آنها بین خودتان،چگونگی درک عشق و نشان دادن آن باشد. به عبارت کوتاه تر،این امواج منفی در واقعیت های زندگی شما وجود دارند و تهدیدی جدی برای سست شدن بنیان زندگی به شمار می روند.با این امواج احساس آسیب دیدن ،رنجش،رد شدن و تلخی شکل می گیرد.یکی از شما حس می کند توفانی شده و دیگری حس می کند تنها مانده است؛یکی حمله می کند و دیگری گوش نمی کند.

– با هم بودن در برابر جدایی.اگر با قدرت و جدیت به “ما بودن” ارزش دهید و آن را بیش از جدایی و تنهایی ارزشمند بدانید،پس با شیوه ی رضایت دو جانبه راحت تر خواهید بود.از سوی دیگر اگر فردیت و خودمحوری برایتان اهمیت بیشتری دارد ممکن است شیوه ی مشاجره جویانه یا پرهیز از مشاجره برایتان مناسب باشد. در این نوع زندگی ها،زوج ها تمایل دارند در خانه شان فضاهای جداگانه و مختص به خود داشته،دوستان جداگانه داشته باشند و غیره.

عشق و همراهی

-عشق و همراهی. اگر شما ارزش زیادی برای پویایی و دوستانه باقی ماندن ارتباط تان قائل شوید،شیوه ی پرهیز از مشاجره ممکن است برای شما مناسب باشد.زوج های طرفدار رضایت دو جانبه اغلب به دنبال این هستند که همدم خوبی برای هم باشند و دوستانی خوب برای هم باقی بمانند.

-صداقت.زوج های مشاجره جو ارزش زیادی برای صداقت با یکدیگر قائل اند و اصلاً اعتقادی به پنهان کردن احساسات منفی یا غم درموضوعات ندارند.آنها صداقت را به عنوان پایه ی اعتمادشان در نظر می گیرند.از سوی دیگر زوج های طرفدار رضایت دوجانبه و پرهیز کننده از مشاجره موضوعی را که باید بر سر آن صداقت کامل داشته باشند،انتخاب می کنند و اغلب احساسات منفی خود را نشان می دهند.

-قانع سازی.زوج های مشاجره جو بر این عقیده اند که همسرشان با آنها مشارکت نمی کند،مگر اینکه واقعاًباهم گفت و گو کنند و بحثی فعال بر سر موضوعات توافق نشده داشته باشند.زوج های طرفدار رضایت دوجانبه و پرهیز کننده از مشاجره بسیار کمتر این شیوه را می پسندند.

-ابراز احساسات.اگر شما در ابراز احساساتتان جدی هستید و ترجیح می دهید بر سر منازعات زندگی بحث کنید،روش مشاجره جویانه برایتانمناسب است.اگر میانگین مشاجرات شما زیاد است و همیشگی نیست،شیوه ی رضایت دوجانبه برای شما بهتر است.اگر احساس خوبی از ابراز احساسات منفی ندارید،شیوه ی پرهیز از مشاجره کاملاً مناسب شما است.

-نقش های سنتی.زوج های طرفدار رضایت دوجانبه وپرهیزکننده از مشاجره نقش های قدیمی و سنتی را در برقراری رابطه می پسندندو در کارهای خانه و بچه داری نیز همین کار را می کنند.

-فلسفه و عقاید.زوج هایی که از مشاجره پرهیز می کنند بیش از دو شیوه ی دیگر برای شریک شدن در عقاید فلسفی و دینی یکدیگر ارزش قائل می شوند،زیرا این موضوعات باعث هدایت زندگی آنها به سمت درک بیشتر یکدیگر خواهد شد.

بیشتر مشاوره ها و و پیشنهادهای زیرمی تواند به اغلب زوج ها کمک کند.اما برخی زندگی ها نیازمند کار بیشتر در برخی حیطه های خاص نسبت به دیگر حیطه هاست.

پیشنهادهایی برای زوج های طرفدار رضایت دوجانبه

این سبک زندگی مستلزم برخورداری از نقاط قوت زیادی است که باید از کسب آن اطمینان داشته باشید.به ویژه مهارت مذاکره و مصالحه.شما و همسرتان ممکن است از یکدیگر عصبانی شوید،اما هرگز نباید اجازه دهید این احساسات رابطه تان را تحت تأثیر قرار دهد.شما اغلب همسرتان را به عنوان”بهترین دوست خود”معرفی می کنید و بر گرمای موجود در زندگی تان تأکید دارید.بنابراین باید شیوه ی نزاع را که موجب احترام و حفظ دوستی تان می شود،تمرین کنید.

پیشنهاد هایی برای زوج های مشاجره جو

کمبود هیجان و احساسات عاشقانه در این سبک از زندگی مشاهده نمی شود{و از این رو از این ناحیه معمولاًمشکلی ایجاد نمی شود.}اگر شما طرفدار شیوه ی مشاجره جویانه هستید،حس می کنید ارتباطی عاشقانه با شریک زندگی تان دارید و با احساسات شدید نظیر حسادت و عصبانیت خو گرفته اید.چنین زوج هایی بازدهی بالایی در روابط عاشقانه،خنده و محبت از خود نشان می دهنداما احساسات افسار گسیخته هم می تواندخطری در جهت تبدیل این احساسات به توهین باشد(یا حتی خشونت)که خود موجب تخریب زندگی تان می شود.

به همین دلیل است که زوج های مشاجره جو باید بیاموزند تا افکار،گفته ها و رفتارهایشان را گه گاه تصحیح کنند.این بدان معنا نیست که از مشاجره ها و گفت و گو های سالم و خوب صرف نظر کنند،بلکه باید مشاجره ها و گفت و گوها را به نحوی مدیریت کنند که به نظر طرف مقابل احترام گذاشته شود.در غیر این صورت ممکن است تا حد زیادی ارتباط مثبت را در ارتباط شان از دست بدهند.

پیشنهاد هایی برای زوج های پرهیز کننده از مشاجره

یکی از بزرگترین نقاط قوت زندگی های پرهیز کننده از مشاجره،توانایی تحمل آشفتگی های دوره ای بر اساس این اعتقاد است که زندگی شما بر پایه ای محکم از عقاید و ارزش ها قرار دارد.اما در حالی که شما ممکن است طبیعت صلح طلب را در همه ی روابط تان به کار گیرید،احساسات منفی و برآورده نشدن نیازهایتان باعث سرکوبی بیش از حد احساساتتان می شود.وقتی این اتفاق می افتد،این خطر وجود دارد که شما رفتار خصمانه در پیش بگیرید و از یکدیگر دور شوید.برخی روانشناسان بر این عقیده اند که زوج های پرهیز کننده از مشاجره درد های فیزیکی بیشتری را نسبت به بقیه تجربه می کنند،زیرا آنها همواره با مشکلات حل نشده زندگی می کنند.اگر همه ی احساسات منفی را در خودتان بریزید،درد و ناراحتی تمامم وجود شما را فرا می گیرد و استرس های سطح پایین که سلامت و ثبات زندگی تان را از بین می برند،در زندگی تان ظهور پیدا می کنند.


stress-relationships-2.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

ترس

دلیل پیدایش اختلاف در روابط، وابستگی به ترس است.ترس و سرزنش و گناه نقش مهمی در جلوگیری از احساس کردن عشق یا صمیمیت ایفا می کنند،زیرا مانع از آگاهی ما از حضور عشق می شوند و دیوار بلندی به دور چشم انداز ما می کشند.هریک از اینها به شیوه ی خود حصاری می آفریند،شاید ظاهرشان کمی متفاوت به نظر می رسد،اما در نهایت نتیجه ی همه ی آنها یکی است.

ترس،عیب جویی یا گناه از باور عمیقی برمی خیزد که ما را شایسته ی شادی نمی داند.بنابراین نمی توانیم از روابط صمیمی،تقویت کننده و اعتماد بخش بهره مند گردیم،زیرا چنین روابطی می تواند ما را شاد سازد.درحالی که پاره ای از وجود ما می داند عشق حقیقت ماست،اغلب دچار ترس می شویم و و اطمینان می یابیم پیوسته در حال جستجو خواهیم بود،اما به آنچه می خواهیم ،دست نخواهیم یافت.

چرا برخی از روابط کارا به نظر نمی رسد

در اینجا فهرستی از دلایلی معمول می آید که بهره بردن از روابط هماهنگ و متعالی و آمیخته با عشق را ناممکن می سازد.این دلایل همگی براساس ترس قرار دارند:

-نمی توانم به عشق اعتماد کنم.

– نمی توانم به مردم اعتماد کنم.

– در آینده بی تردید قربانی خواهم شد.

– تجربه های زیانبار گذشته تکرار خواهند شد.

– تنها خواهیم ماند.

– دیگران از انجام دادن خواسته های ما سرباز خواهند زد.

– به دیگران،از جمله پدر و مادر خود اقتدار آن را می دهیم که تعیین کنند ما دوست داشتنی هستیم یا نه.

– افراد دلبند ما خواهند مرد و ما را تنها خواهند گذاشت .این ثابت می کند هیچ چیز،بویژه عشق،جاودانه نیست.

-دیگران کارهایی مرتکب می شوند که نابخشودنی است.

– وقتی با کسی ارتباط برقرار می کنیم،امکان آسیب رساندن به خودمان را باو می دهیم.

ترس از صمیمیت

ترس از صمیمیت

واژه ی” صمیمیت ” برای عده ای مردم وحشت برانگیز است.اغلب،داشتن روابطی صمیمانه با اعضای خانواده،دوستان و یا هرکس دیگری دشوار می شود،زیرا نه تنها از عشق،بلکه از صمیمیت می ترسیم.می خواهیم قادر باشیماحساس عمیق درونی خود را با با دیگران سهیم گردیم،اما در برابر این امر مقاومت می کنیم،زیرا بر این باوریم که لازم است در برابرآسیب پذیری از خود حمایت کنیم.

نقش گذشته و آینده

وابستگی ما به گذشته و آینده،ترس ما را از صمیمیت و عشق زنده نگاه می دارد.حتی زمانی که روابط گذشته ی ما کاملا ًترسناک بوده اند ،از آنها برای پیش بینی آینده استفاده می کنیم.

شاید بتوانیم به اطراف نگاه کنیم و ببینیم واقعاًمی توان از روابطی مهرآمیز برخوردار شد،اما هنوز به گذشته چسبیده ایم؛گویی تنها راه همین است.اما به راستی چرا؟علت این است که احساس می کنیم با انجام دادن این کار می توانیم بر آنچه قرار است برای ما روی دهد مسلط گردیم و باور داریم که توهم تسلط داشتن،امنیت ما را تضمین خواهد کرد.

خاطرات ترسناک روابط ناموفق گذشته،ما را از پذیرش زمان حال با احتمالات پیش بینی ناپذیر و از قرار معلوم مهار ناشدنی آن دلسرد می کند.ترس از تکرار گذشته در آینده سبب می شود گذشته را باز آفرینی کنیم و نتوانیم بطور کامل در زمان حال به سر بریم.


madly-in-love.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

قهرمان خود را در اختیار بگیرید و او را از آن خود کنید

هیچ زن مدرنی نیست که پروژه ی جدیدی را در دست بگیرد و چیزی درباره ی نوع محصول و یا خدمات آن نداند. زن مدرن تلاش می کند که مبادرت به ارتباط با قهرمان تازه یافته ی خود کند بدون هیچ چیز اضافی،جز این که روان شناسی مذکر کلأ چیست. جذب یک مرد یک چیز است و محکم نگه داشتن او چیز دیگری است. چه بسیار مردانی که با خوشحالی طمعه ای گرفتند و خیلی زود پس از اندک نوک زدن و ور رفتن علاقه شان را از دست داده اند. اغلب این زنان گمان می کنند کافی است که برای مرد وقت بگذاری و با او رابطه ی جنسی داشته باشی، آن ها هم خود را کم می شنا سند و هم درباره ی مردان اطلاعات کمی دارند.

مدیریت مردان

اگر چه امروز زنان خیلی تلاش می کنند که بخش زن بودن خود را در اختیار بگیرند، خیلی ها هم همان دروغ بزرگ دو جنسیتی بودن، ادامه می دهند، دروغی که بیان می دارد آن ها اصرار به ارتباط جنس مخالف دارند و گویی که مردان و زنان از نظر روان شناسی مشابه هستند. البته باید گفت تفاوت هایی بین آنها وجود دارد.

اضطراب اختگی

اولین چیزی که بایستی درباره ی مردان درک شود، ترس اوست.مهم ترین و بزرگترین ترس مرد از اخته شدن است،هم از لحاظ جسمی و هم روان شناسی، مردان از قلاب و تور می ترسند و در روان شناسی به این حالت، اضطراب اختگی می گویند. هیچ زنی نمی تواند بدون فهمیدن این ترس اولیه ی مرد، امیدوار باشد که بتواند مرد خود را بشناسد.

تعدادی از مردان، به طور آگاهانه از لفظ بریدن آلت تناسلی می هراسند.اما به نظر می رسد در درون همه ی مردان درباره ی به مصرف رسیدن توسط زنان ترسی وجود دارد. و به راستی حتی در رابطه ی جنسی هم این مرد است که مورد مصرف قرار می گیرد. در وافع در هر رابطه ی جنسی، این مرد است که حتی برای لحظه ای استعمال می شود و تحلیل می رود. زن شاید وانمود کند این گونه نیست، اما در واقع این مرد است که بلعیده می شود. ترس اولیه ی مرد از دستگاه تناسلی زن و از خود زن موضوعی کلی است و از ابتدای تاریخ هم وجود داشته است. همان گونه که در افسانه های قدیمی و در فرهنگ قدیمی در داستان ها به تصویر کشیده شده اند و نماد آن به شکل دندانه های تیز و برنده بر دیوار غارها، مهمترین نشانه های این تفکر است.

اضطراب اختگی

مردان از زنان می ترسند و برای این ترس دلیل خوبی دارند: مردی که عاشق می شود دیگر خودش نیست، چه برای یک لحظه و چه برای یک عمر خودش را در دیگری گم کرده است و این حس، آزادی و خود مختاری او را تهدید می کند. مرد هم مثل یک ماهی آزادانه به هر کجا می خواهد می رود. او از به دام انداختن طمعه ی خود لذت می برد، اما از قلاب بیزار است. بیزاری از به تله افتادن، در او عمیق است.

این که همه ی تحقیقات، بدون اغراق نشان می دهند انبوهی از مردان با یک ازدواج موفق به نهایت شهرت می رسند یا شکوفا می شوند، به نظر مسخره است. آنها از نظر سلامتی طول عمر بیشتری دارند و به طور کلی، از نظر سطح مالی نیز در وضعیت بهتری قرار گرفته اند. مردان واقعأ در مقابل اهلی شدن مقاومت می کنند،آنها طبیعتأ شکارچی هستند و قطرت طبیعی آنها این است که آزاد باشند. استقلال فردی و روانشناسی و سفر او به دنیای مرد شدن بسیار زیاد بستگی دارد به این که او بتواند از مادر خود، یعنی اولین زن زندگی اش، با موفقیت جدا شود.

یک پسر در زمان بچکی، واقعأ به مادر خود وابسته می باشد که این کار درستی است. اما اگر این حالت تا بزرگسالی وجود داشته باشد، هرگز نمی تواند خود را آزاد سازد و به سمت زنی دیگر برود و قدرت مردانگی خود را تجربه کند.

ترس فیزیکی واضح است: مردان به راستی بیشتر در معرض آسیب هستند، بیشتر از قدرت و شکنندگی جنستشان آگاهی دقیق دارند. زنان و مردان از نظر اعضای تناسلی هم بسیار متفاوت هستند.

اعضای تناسلی زن برای خود او هم پنهان و محفوظ است و برای دیدن نیاز به آینه دارد، در حالی که مردان همه چیز را در رابطه با دستگاه تناسلی خود می بینند. مشکل اساسی زنان در رابطه ی جنسی، مر بوط به حالت اوج لذت آن ها است. در حالی که برای مردان تمرکز بر آلت تناسلی، توان و قدرت جنسی شان را می افزاید.

به نظر می رسد، اضطراب اختگی در تمام مردان به یک میزان وجود دارد. گاهی اوقات خودش را به شکل یک روًیای ترسناک و یا خیال پردازی نشان می دهد.


couple-having-fun_0.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

هفت مرحله برای روابطی عالی و ارتباطی بهتر

۱.همسرتان را ((همان گونه که هست)) بپذیرید. از سرزنش کردن اجتناب کنید. در نظر داشته باشید که شما در رابطه هستید تا لذت ببرید،نه این که تلاش کنید تا همسرتان را شکل دهید یا اصلاح نمایید و به راه درست هدایت کنید. مسئول احساسات خود باشید به خود اجازه دهید بر همسرتان تأثیر بگذارید، ولی نه این که از او تقاضا داشته باشید تا حتمأ تغییر کند. هم چنین به اوآزادی دهید تا بر روی شما تأثیر گذار باشد. بله درست است، برای این که شما را آگاه و متقاعد کند.

۲.پی در پی قدر دانی و سپاس خود را ابراز کنید. از انتقادهای نابجا و بی وقفه دست بردارید. اغلب اوقات از همسرتان برای چیزهای کوچک،قدر دانی و تشکر کنید. چیزهایی را که شما واقعأ در مورد همسرتان به آنها ارج می نهید، بیابید، کشف کنید یا حتی خلق کنید و آنها را ذکر کنید. آنچه در اینجا اهمیت دارد، صداقت و راستگویی است. از مهمترین نابود کننده ی رابطه یعنی انتقاد و سرزنش مداوم از همسرتان، اجتناب کنید.

۳.با تمام وجود و با صداقت کامل رابطه برقرار کنید. درباره ی باورها و شواهدی که با دیدگاههای خودتان از آنچه اتفاق می افتد در تضاد است صادق باشید. وقتی که همسرتان بر حق است و درست می گویید، حرفش را قبول کنید. هر دوی شما صادق و مدبر باشد. اجازه دهید تا برداشتها وتعبیرات متفاوت نیز وجود داشته باشند. توافق کنید که از تنبیه کردن یکدیگر دست بردارید، زیرا اکنون می خواهید اغلب اوقات با صداقت رفتار کنید. بپذیرید که هردوی شما صادق خواهید بود و به دیگری نیز اجازه ی ادامه دادن با صداقت را خواهید داد.

۴.تفاوتهای خود را با همسرتان کشف کنید و آنها را در میان بگذارید. اختلاف نظرهایتان را نیز با همسرتان کشف و بررسی کنید تا بتوانید به سمت یک راه حل والاتر و عالی تر که بخش هایی از دیدگاهها و نظرهای هر دوی شما را در برگیرد،گام بردارید، سپس یا موافقت نمایید یا مخالفت کنید. به علاوه، آماده باشید تا بدون هیچ تظاهری مبنی بر این که موافق مسئله ای هستید، در صورتی که واقعأ نیستید، به مصالحه و سازش برسید.

۵.از اهداف همسرتان حمایت و پشتیبانی کنید. از تمامیت و خواسته ها و دیدگاههای مهم خود چشم پوشی و صرف نظر نکنید، اما به راستی تا آنجا که می توانید به حمایت از همسرتان ادامه دهید،حتی وقتی که آشکارا با او مخالفید.

۶.به همسرتان حق اشتباه کردن بدهید. به حقوق هر دویتان به عنوان انسانهایی جایزالخطا و لغزش پذیر احترام بگذارید- این حق لاینفک شماست که اشتباه کنید و از تجربه ها و اشتباههای خود درس یگیرید. فقط به حق خودتان برای این که یک انسان جایزالخطا باشید ارج ننهید.

۷.خواسته هایتان را به عنوان اهدافی که ممکن است بعدها به آنها دست یابید در نظر بگیرید. ( این راهبردی است که شما را در به کارگیری شایسته و مناسب شش راهبرد دیگر توانا می کند.) وقتی به آنچه می خواهید یا آرزو دارید نمی رسید، به خود یادآور شوید که شما لزومأ نباید به آنچه می خواهید برسید، نه حالا و نه هیچ وقت دیگه!

نکته:انتخاب کنید که هفت راهبرد را به عنوان یک تعهد یک جانبه به کار گیرید و تمرین کنید، فارغ از این که همسرتان چه کارهایی انجام می دهد یا نمی دهد. هر زمانی که موفق نشدید، به دنبال کشف اشتباهی که ممکن است انجام داده باشید، بگردید.

شما هم چنین ممکن است چیزهای با ارزش و مهمی برای یادگیری در مورد روش صحبت کردن یا گوش دادنتان داشته باشید.


how_to_support_your_loved_one_who_was_diagnosed_with_ms.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

اما دلگرمی دادن چیست؟شما با اعمالو کلمات خود می توانید به دیگری این را بفهمانیدکه <<من توراقبول ذارم و اهداف و تمایلات تو را می فهمم.من برای تو ارزش قایل هستم>>همچنین با کلمات و اعمال خود می توانید به او بفهمانید <<اگر…قبولت دارم.من اهداف و امیالت را می فهمم…ولی…من برای تو ارزش قایل هستم مگر آنکه..>>دلگرمی دادن ,محبت نامشروط است.دلگرمی دادن,بی قید و شرط استمابادلگرمی دادن,به دیگری اجازه می دهیم بدون آنکه احساس کندکسی می خواهد او را طرد کند,افکار و احساساتش را آزادانه بیان کند.بادلگرمی,به یکدیگر حق فکرکردن,احساس کردن و تصمیم گیری می دهیم.

دلگرمی دادن در رابطه زناشویی

وقتی زندگی زناشویی طبق انتظار ما پیش نمی رود,دلسرد می شویم.مشکلات عادی,طاقت فرسا می شوند.وقتی زن و شوهردلسرد می شوند,رابطه زناشویی آسیب پذیر می شود.ولی می توانیم دلگرمی را جایگزین دلسردی کنیم.هرچنداین کار پرزحمتی است و صبر می خواهد و زمان می برد.

با دلگرمی دادن می توانید جرات,خوشی و امید را به رابطه زناشویی برگردانید.

خصوصیات دلگرمی دادن:

دلگرمی دادن باید اساس زندگی زناشویی شما شود.در هروضعیتی می توانید به یکدیگردلگرمی بدهید.هرچندخیلی دلگرمی دادن,غیرممکن است!شما با پذیرفتن همسرتان ,ارزش قایل شدن برای همسرتان و تصدیق او می توانید تاثیرگذارترین مهارت های مثبت را تمرین کنید.

حال بپردازیم به ۲خصوصیت دلگرمی دادن:

پذیرش

پذیرش

وقتی دیگری را می پذیریم,دیگر از او توقع بهتر شدن یا عوض شدن نداریم.به عبارت دیگر,به او فشار نمی آوریم که <<مراراضی کن>>یا<<طبق معیارهای من عمل کن>>.پذیرش,کامل و نامشروط است.درپذیرش,به طرف مقابل حق می دهیم رشد کردن یا درجا زدن را انتخاب کند.هرچند آدم ها معمولا پیشرفت و رشد را انتخاب می کنند.همین جا باید متذکرشویم که وقتی طرف مقابل به یک ماده شیمیایی وابستگی دارد یا رفتارهای خودمخربی انجام می دهد باید اورا نزدمتخصص ببریم.به هرحال,محققان متوجه شده اند پذیرش,کلید رابطه رضایت بخش است.

اطمینان

مابا اعتماد کردن می توانیم به یکدیگر دلگرمی بدهیم.ما حتی وقتی شواهدچندانی دال بردرست بودن اعتماد کردن به همسر خود نداریم,به او اعتماد می کنیم.مااعتمادخودبههمسرمان را یا با صدای بلند بیان می کنیم و به او می گوییم<<میدانم حداکثرسعی خودت رامی کنی>>یا<<من به تو ایمان دارم>> ویا آن را به صورت غیر کلامی و با انگشت نگذاشتن روی ضعف ها و اشکالات او نشان می دهیم.برای نشان دادن اطمینان خود به همسرمان فقط کافی است لبخند بزنیم و او را به باد انتقام نگیریم.

وقتی به کسی ایمان داشته باشد,بهقول او اعتماد می کنید.وقتی همسرتان می گوید<<امشب دیر می آیم چون جلسه دارم>>بانپرسیدن محل جلسه,اعتمادتان را نشان می دهید.امااگردلیل موجهی برای شک خود دارید,وقتی را کناربگذارید و بااو در این مورد حرف بزنید.


general-6221681-0.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

پیدا کردن قهرمان زندگی مثل پیدا کردن نیمه ی گمشده ی شخصی است که هر کسی برای کامل کردن خود آن را جستجو می کند.در کتاب “شناخت زن”،ایرن کلارمونت دو کاستیلو جو می نویسد :”عشق اتفاق می افتد.معجزه ای که با لطف الهی تحقق می پذیرد.”معجزه ای که او از آن حرف می زند حس تکمیل شدن است که در خود احساس می کنیم ،همان بخش گمشده ای که ما آن را در جنس مخالف می یابیم.این فرمول شکل های زیادی دارد،اما حقیقت موجود در این ضرب المثل در این است:”قطب های مخالف همدیگر را جذب می کنند.” یعنی زنان با صفات کاملا زنانه ،مردان را با صفات کاملا مردانه جذب می کنند و مردان حساس،اغلب جذب زنان قوی و متدبر می شوند.

یافتن نیمه گمشده

بسیار دیده شده که در این نوع شراکت،مرد و زن شروع به برداشتن بعضی از صفات یکدیگر می کنند و یا به تبادل ویژگی های هم می پردازند.البته بحث امروز این است که شخص نیمه ی گمشده را در درون خود بیابد نه در دیگری و تا حدودی این فرض درست است. اما این فرایندی است که باید در طول زندگی اتفاق بیفتد.ازدواج شرایطی ایده آل است که در آن می توان این فرایند را فهمید،به خصوص وقتی شریک زندگی صفاتی را داشته باشد که او ندارد.بعضی از افراد هم در پیدا کردن نیمه گمشده در درون خود موفق هستند،اغلب افراد در روند رابطه ای عاشقانه با دیگری به تکامل و رشد می رسند و در نهایت از مسیر عشق.از مسیر پیدا کردن نیمه ی گمشده ی خودمان در دیگری ،ما تغییر می کنیم.

چرا می گوییم شریک زندگی مکمل ما است؟در مشاوره خانواده گفته میشود که این حالت اغلب به شکل احساس است،حس آرامش و تکمیل شدن در درون خود. در یک تعمیم کلی,شاید اینطور بیان شود:زنی که گرایش اجرایی دارد،بیشتر برای کسب احساسات آماده است.یا بهر است بگوییم گرایش به سمت مرد احساسی دارد.به بیانی هرچه بیشتر زن در طول روز،هوشیاری متمرکز شده را فرا فکنی کند،در شب بیشتر به آگاهی متفرق در مرد خود نیاز دارد.زنی که به شدت به سمت آمازونی خود(زن آمازونی شخصیتی قابل نفوذ دارد.دنیای خارجی او تحت سلطه ی مردان اداره می شودبه همین دلیل قلمرو شخصی خود را گم کرده است.در حالی که او هنوز راهی طولانی برای پیمودن دارد اما می توان با اطمینان گفت که زن آمازونی مدرن به راستی احترام و تحسین مردان را نصیب خود کرده است.او برای جایگاه خود در جهان سخت جنگیده و هنوز هم می جنگد،او از هر نسل دیگری از زنان جوانتر و بهتر است،دیرتر بچه دار می شود،سرزنده،سرشار از انرژی و ورزشکار است و توانسته به موفقیت های زیادی دست یابد.)خود متمایل است نیاز می بینید که نیمه ی گمشده ی او مردی با طبیعت حساس باشد،مردی با آرامش،صبوری درک و شفقت؛که زن بتواند تکمیل شدن و آرامش را در زندگی خود تجربه کند.این ها همان صفاتی هستند که مردان قدیم در همسرانی با خصوصیات مادر پارسای خود می دیدند و از آن لذت می بردند.

می گوییم شریک زندگی مکمل ما است

یک درمانگر مشاوره ازدواج میگوید که این به آن معنی نیست که زن آمازونی قوی،نیاز به انتخاب یک مرد بی کفایت به عنوان قهرمان خود دارد.برعکس،چنین نامزد نامعلومی،مطمینا می تواند آنچه من به آن مرد خوب می گویم باشد،شاید یک معلم،هنرمند،نویسنده و یا یک دکتر باشد.ایناین نوع مرد اغلب دارای صبوری و شفقتی است که زن آمازونی ندارد،او قدرت این را دارد که زخم های این زن جنگجو را مرهم نهد.اما حتی در اینجا که دیدگاه آمازونی در رابطه شخصی غالب است؛این زن شاید متوجه شود که هنوز هم نمی تواند خوش بینانه با مرد خود ارتباط برقرار کند،مگر اینکه صفات و حس زنانگی را در اختیار بگیرد و به چشم قهرمان زندگی به مرد خود بنگرد.مهم نیست که این زن چه قدر متشخص است،مرد فقط می خواهد قهرمان همسر خود باشد….


oversharing-couples-hiding-relationship-problems_z6c1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

آیا تاحالا شنیده اید کسی بگوید “من اصلا نمی توانم ارتباط برقرار کنم؟”عملا هررفتاری – اعم از حرف زدن،حرکات بدن،سکوت و کنایه ها – نوعی ارتباط هستند.درواقع بهتر است به جای جمله ی “من اصلا نمی توانم ارتباط برقرار کنم”بگوییم “من نمی توانم پیامم را برسانم و دیگران منظورم را نمی فهمند”اینکه همسرتان منظور و پیام شما را بفهمد،اهمیت زیادی دارد.

ارتباط غیر کلامی

ارتباط غیر کلامی

زنی در حال تماشا کردن شوهرش می باشد که لباس جدید و گران قیمت خودش را پوشیده است.سگرمه هایش را در هم می کشد و با لحن بی روحی می گوید “واقعا بهت می آید؟”منظور واقعی این زن چیست؟آیا منظورش این است که آن لباس به همسرش می آید،یا طعنه می زند؟؟ ( مشاوره ازدواج)

کلمات قسمتی از پیام هستند نه کل پیام.ما با ژست،لبخند،چشم غره،بالا انداختن ابرو و لمس کردن هم نظر خود را ابراز می کنیم.زن یاد شده ظاهرا شوقی نشان نمی دهد ولی عادت کرده است اینگونه پاسخ بدهد.شوهرش هم پیام او را می گیرد چون زنش را می شناسد و می داند که آن لباس را نپسندیده است.

ولی در بسیاری از مواقع،رفتار غیر کلامی با کلمات همخوانی ندارد و تاثیر کلمات را کم می کند.تحقیقات نشان می دهند بیش از ۷۰ درصد منظورمان را به صورت غیر کلامی منتقل می کنیم.گاهی اوقات نیز رفتار غیر کلامی،مسبب سوء تفاهم است.شما پیام های غیر کلامی خودرا بالحن،ژست،حالات چهره،نگاه و حالت بدنتان منتقل می کنید.اگر می خواهید حساسیت تان را نسبت به پیام های غیر کلامی خودتان و همسرتان بیشتر کنید،پنج دقیقه وقت بگذارید، و تمرین زیر را انجام بدهید.

روبروی همسرتان بنشینید.سرحرف را باز کنید ولی کاری کنید پیام غیر کلامی شما با پیام کلامی تان همخوانی نداشته باشد.برای مثال،درحالی که سگرمه های خود را در هم کشیده اید بگویید”فیلم خیلی قشنگیه”.یا درحالیکه لحن عصبانی دارید،بگویید”مهم نیست،من مراقب بچه ها هستم.توبرو خرید کن.”با این تمرین میفهمید که با رفتار غیر کلامی تان چه پیام هایی رو منتقل می کنید.

گاهی اوقات رفتار غیر کلامی شما با کلماتتان تناقص دارد. گاهی اوقات پیام غیر کلامی شما،پیام اصلی و دقیق است؛ یعنی با رفتار غیر کلامی خود،فکر و احساس واقعی خود را منتقل می کنید و با کلمات ،احساسی را که همسرتان دویت دارد بشنود. در این موارد،رفتار غیر کلامی،احساس حقیقی را نشان می دهد.

مهارت های ارتباطی با همسر

ارتباط اثربخش

زندگی مشترک برای ارتباط اثربخش کافی نیست.اگر می خواهید اثربخشی ارتباط تان را بیشتر کنید و منظور همسرتان را بهتر بفهمیدباید مهارت های لازم را کسب کنید.همچنین باید مایل باشید ارتباط بهتری با همسرتان برقرار کنیدو معتقد باشید می توانید ارتباط تان را بهترکنید.

اما ارتباط اثربخش،به این مهارت ها نیاز دارد:

-آگاهی از احساسات و افکار حقیقی خود و مبادله آگاهی ها با یکدیگر.

-راحت درمیان گذاشتن احساسات،بدون سرزنش یکدیگر.

-بیان منظور برای آنکه مطمئن شویمطرف مقابل،منظور مارا فهمیده است.

-درمیان گذاشتن نیات.

-تایید احساسات مثبت یکدیگر.

-بازخورد مثبت دادن.

-انتقال افکار و احساسات منفی به صورت دلسوزانه.


169962903-56a2dcc83df78cf7727abca4.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

ازدواج شیوه ای از زندگی را پیش روی شما قرار می دهد که در آن همسران به یکدیگر عشق می ورزند،به هم احترام می گذارند و هرروز به نحوی از یکدیگر قدردانی می کنند و بدین طریق جلوه ای از تعهد خود را نسبت به طرف مقابل بروز می دهند.

ازدواج فرایندی پویا و مشترک است ،نه حالتی ایستا و منفعلانه.

معنای واقعی ازدواج

شما فقط چون جشنی مفصل گرفته اید ،عقدنامه ای را امضا یا حلقه ای رد و بدل کرده اید ،متاهل نمی شوید.در واقع شما و طرف مقابلتان زمانی متاهل هستید که یکدیگر را از لحاظ ذهنی،احساسی،جسمانی و روحی سیراب کنید.عمل واقعی ازدواج در قلبتان رخ می دهد، نه در مکانی خاص.

ازدواج انتخابی است که شما می کنید،آن هم نه فقط در یک روز خاص،بلکه بارها و بارها و این انتخاب در شیوه ی رفتار شما ب همسرتان تجلی می یابد.

ازدواج قلمرو ارتباط مشترک و یکی شدن است ،نه میدان جنگ .

لحظه ای که رفتار توام با عشق و احترام را متوقف کنید، ازدواجتان نیز متوقف می شود.وقتی همراه با خشم وآزردگی زندگی کنید،دیگر همسر یکدیگر نیستند.شاید باهم زندگی کنید؛اما متاهل نیستید.ممکن است سال ها با یکدیگر زندگی کنید؛اما وقتی قلب هردوی شما به روی یکدیگر بسته باشد،از نظر احساسی طلاق گرفته اید.

برخی از اشخاص با باورهای نادرست و خطرناکی وارد زندگی مشترک می شوند.آنها می گویند:”می دانم که وقتی ما باهم ازدواج کنیم ،شرایط خیلی بهتر خواهد شد.”اما واقعیت این است که ازدواج نوع معینی از تسهیل و تشدید روحی و روانی را وارد زندگیتان می کند.ازددواج به لنزی تبدیل می شود که هرچیزی را درشت و بزرگتر نشان می دهد.

ازدواج قلمرو ارتباط مشترک و یکی شدن است

ازدواج مسایل قبل از شروع زندگی مشترک را اغراق آمیز می کند.اگر ارتباطی فوق العاده ای داشته اید،ازدواج آن را تشدید می کند و هر نقطه ی قوتی داشته اید،غنی تر و سرشار تر می شود.

زمانی می توانید به ارتباط خود پایان دهید که متوجه شوید با نامزدتان تفاهم ندارید،که هیچگونه کشش جنسی بین شما وجود ندارد،که شما و نامزدتان در دو قطب متفاوت رشد کرده اید،که نامزدتاننقطه ضعفی مخرب دارد و نمی خواهد برای بهبود آن تلاش کند یا نامزدتان تمایلی به تلاش برای ارتقای کیفیت ارتباطتان ندارد.

اگر ارتباط رضایت بخشی ندارید بهترین تصمیم این است که در فکر چاره و شاید در نهایت رهایی از آن باشید.اگر هیچ یک از راهبرد ها کمکی به بهبود ارتباطتان نکرد،بهتر است ارتباطتان را رها کنید.ادامه ی چنین ارتباط هایی تنها موجب ناکامی و نارضایتی بیشتر می شود.جدایی ممکن است خیلی سخت و دشوار به نظر برسد؛اما شاید بهترین تصمیمی باشد که باید بگیرید….


silent_treatment.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اگر چه ما نمیتوانیم موفقیت ازدواج شما را تضمین کنیم ولی اگر هر دوی شما به رغم مشکلات زناشویی بزرگی مانند خیانت یا حتی درگیری و بد رفتاری نسبت به همدیگر بر این باور باشید که در زندگی زناشوییتان هنوز عشق و محبتی وجود دارد ..

آنچه باید یاد بگیرید این است که چگونه با همدیگر و همچنین دیگر افراد مهم زندگیتان به شیوه ای متفاوت از روشی که در کودکی با شما رفتار شده است رفتار کنید.آنچه یاد گرفتنش برای بسیاری از شما دشوار خواهد بود این است که صرف نظر از اینکه دیگران چگونه با شما رفتار میکنند بیاموزید مانند آنها رفتار نکنید.

کنترل بیرونی می تواند ازدواج را نابود کند

تصور ما درباره شما این است که شما در آغاز زندگی مشترک خشنود و رضایتمند بوده اید اما اکنون مدت هاست رابطه نارضایتمند و ناخشنودی دارید و نیز شما از ازدواجتان رضایت ندارید و یکدیگر را سرزنش میکنید و دیگری را مسئول ناخشنودی زندگی زناشویی خود میدانید.اما هیچ یک از شما دقیقا نمیدانید مشکل در کجاست و راه حل آن چیست .در این شرایط ممکن است به جدایی فکر کنید اما به دلایل متعدد مثل حضور فرزندان وضعیت اقتصادی خانواده و باورهای مذهبی و فرهنگی و یا ترس از شروع یک زندگی جدید به زندگی مشترک خود ادامه می دهید و شاید به این نتیجه رسیده باشید که زندگی کردن با رنج و محنت بهتر از روبرو شدن با پیامدهای ناشناخته جدایی است .

ما پس از سالها شیوه های موثر برخورد با یکدیگر به زوج ها به سه نتیجه اصلی رسیده ایم که از باورهای اصلی آموزه های ما به زوج ها با هر میزان، ناخشنودی است :

نخست:همه زوج هایی که برای دریافت کمک به ما مراجعه میکنند از رابطه زناشویی خود نا راضی اند.

اما هر چقدر هم آشفته باشند و احساس بدبختی کنند از نظر ما هیچ ایراد و نقصی در مغزشان وجود ندارد.یک مغز ناخشنود میتواند مجموعه ای از علایم روانشناختی همچون افسردگی ، خشم ،اضطراب یا درد ایجاد کند اما با وجود همه این علایم هیچ یک از شما دو نفر به داروهای روانپزشکی مصرف میکنید عوارض جانبی آن ممکن است سهمی در مشکل شما داشته باشد.

دوم:در یک زندگی زناشویی ناخشنود –تقریبا در همه موارد-طرف مقابل را مسئول ناخشنودی خود میدانیم .

.سرزنش کردن و مقصر جلوه دادن دیگری ناخشنودی شما را افزایش میدهد .منظور ما مقصر بودن یا نبودن نیست .مشکلی که شما با آن سروکار دارید نه جدید است و نه تقصیر شما .مشکل شما به روشی برمیگردد که برای برقراری ارتباط با یکدیگر انتخاب کرده اید .این همان روشی است که بیشتر زوج های ناخشنود در رابطه خود بکار میگیرند.

سوم:هر دو نفر از روانشناسان مرسوم که به آنها روانشناسی کنترل بیرونی میگوییم استفاده میکنند.

به آن روانشناسی مرسوم میگوییم چون همه انسانها تقریبا روزی ازدواج میکنند و وقتی در تعامل با یکدیگر با مشکل مواجه میشوند .این نوع روانشناسی توسط زوج ها علت اصلی ناخشنودی زناشویی آنهاست .البته سر چشمه تمامی ناخشنودی های انسانی نیز بکارگیری همین روانشناسی است .

منشآ اصلی همه نا خشنودی های زناشویی

کنترل بیرونی منشآ اصلی همه نا خشنودی های زناشویی است .ولی میتوان با اطمینان گفت افراد بسیار کمی در این دنیا میدانند استفاده از این نوع روانشناسی چه ضربه مهلکی به روابطشان میزنند.این نکته را بیان کنیم که ما در هنگام برقراری رابطه با دیگران همواره از نوعی روانشناسی استفاده میکنیم.برای آنکه با یکدیگر خوب کنار بیایم و رابطه خوبی با هم برقرار کنیم از شیوه های متنوع روانشناسی استفاده میکنیم مانند مهربانی کردن و تشویق نمودن .که در روابط بین شاگرد و معلم وجود دارد و باعث یادگیری موفقیت آمیز میشود.

در روانشناسی کنترل بیرونی افراد همیشه فکر میکنند که میدانند چه چیزی برای دیگران خوب است و چون همیشه میدانند چه چیزی به صلاح دیگران است احساس میکنند رسالت دارند دیگران را به انجام رفتارهایی وا دارند که میخواهند.این روانشناسی زور و تجبار چنان فراگیر است که تقریبا تمام زوج ها در در همه فرهنگ ها به محض پایان یافتن شیفتگی و دلباختگی اولیه آن را بکار میبرند.یعنی زوج ها شروع به کنترل یکدیگر میکنند یا می کوشند از کنترل شدن توسط همسرشان فرار میکنند.

اگر به هنگام بکارگیری کنترل بیرونی به خشونت جسمانی وعاطفی نیز متوسل شده اید.آن وقت به کمک جدی نیاز دارید بنابراین هر چه سریع تر باید به کسی که میتواند به شما کمک کند مراجعه کنید.

زیرا در یک رابطه آسیب زننده قرار دارید و حتی امنیت و زندگی شما در خطر است.کنترل بیرونی بزرگترین آفت جامعه است اما هنوز در زندگی های زناشویی به وفور به کار گرفته میشود چون فردی که از آن استفاده میکند باور دارد که حق با اوست و او درست فکر میکند.اشکال مضحک قانون طلایی این است که هر که طلا دارد میتواند قانون وضع کند.

کنترل بیرونی به قیمت جان حداقل یک میلیارد نفر در قرن بیستم تمام شده است.و در آستانه قرن بیستو یکم هم بازارش بد نبوده است …


rlshp.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

یادآوری ها و توصیه های تکمیلی زیر ارزش آن را دارند که گاهی مرور شوند؛طوری که بتوانید هنگام رنجش،عصبانیت یا خشم شدید،با اطمینان و مهارت آنها را در گفت و گوهای خود رعایت کنید:

-احساس خود را بیان کنید و هرچه سریع تر،مانع شدت گرفتن آن شوید:”دارم از عصبانیت دیوونه می شم.”،”یه خورده عصبی ام.”

از مهارتهای ارتباطی فاصله نگیرید

-خواسته ها و نگرانیهای خود را به زبان آورید تا بتوانید با کمک همسرتان به مشکلی که خشمتان را برانگیخته است،رسیدگی کنید.

-با طرح چند تا سوال ببینید که آیا همسرتان متوجه خواسته های شما شده است یا خیر؟اگر هنوز می خواهید با عصبانیت رفتار کنید،احتمالاً هنوز مطمئن نیستید که آیا توانسته اید خواسته های خود را به همسرتان تفهیم کنیدیا خیر.پس،دوباره سوال کنید تا مطمئن شوید.بلند صحبت کردن-طوری که گویی او ناشنواست-وضعیت را بدتر می کند.

-راهکار کنترل هوا را به کارگیرید.اگر خشم شما آن قدر زیاد است که نمی توانید آرام صحبت کنید،از حرف زدن خودداری کنید تا از شدت آن کاسته شود.از وقفه یا نفس عمیق استفاده کنید یا با صحبت کوتاهی درباره ی موضوعی خارج از بحث،توجه خود را از موضوع اصلی منحرف کنید.

از لحاظ عاطفی،چنان شزایطی را حفظ کنید که در آن دچار انتقاد،توهین یا سرزنش طرف مقابل نشوید و طوری صحبت نکنید که او حالت دفاعی به خود بگیرد.

-گشت زنی کلمات را فراموش نکنید.مراقب باشید که هنگام حرف زدن درباره ی خود صحبت کنید و اگر لازم شد به رفتار همسرتان اشاره کنید از جمله هایی که در قالب “وقتی تو…”بیان می شوند،استفاده کنید.از “باید”فاصله بگیرید و به جای آن،از “آیا ممکنه؟”و “لطفاً”استفاده کنید.

-حریم شکنی ممنوع.به نقش خود در ایجاد مشکل فکر کنید و ببینید برای اصلاح و جبران آن چه می توانید بکنید.اجازه دهید همسرتان خود به رفتارش فکر کند.

به قصد آگاه شدن گوش دهید

-به قصد آگاه شدن گوش دهید.برای آنکه واقعاًبتوانید خواسته های همسرتان را درک کنید و در کنار خواسته های خود قرار دهید.

-به جای آنکه درباره ی احساسات و افکار همسرتان صحبت کنیدیا فرض را بر این بگذاریدکه از آنها خبر دارید،بهتر است از خودش سوال کنید.یکی از عواملی که اوضاع را وخیم تر می کند،سوءتعبیر و برداشت های نادرست از افکار و رفتار همسرتان است.

-مسموم سازی ممنوع.بسیار مراقب باشید که با خارهای سمی کلمات خود،همسرتان را به جبهه گیری وادار نکنید.

-دوجانبه گوش کنید.شنیدن نظر همسرتان درباره ی وضعیتی که شما را آزار می دهد،می تواند تأثیر زیادی در آرام کردن شما داشته باشد.از یاد نبرید که هدف این نیست که همسرتان را مجبور به انجام خواسته ی خود کنید؛بلکه پیدا کردن راه حلی است که برای هردوی شما مفید باشد.توان گوش دادن دو سویه،کلید راهنمای شما به سوی نتایج موفقیت آمیز است.

-وقفه را فراموش نکنید.اگر عصبانیت شما ادامه پیدا کرد و نتوانستید به راهکارهای مذکور عمل کنید،به سرعت صحنه را ترک کنید.


asking-for-mrg.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

بر اساس تئوری انتخاب همسر تنها کسی که میتوانیم کنترلش کنیم خود ما هستیم .اگر رابطه نا موفقی داریم ،باید بیندیشیم و ببینیم خود من چه میتوانم انجام دهم که باعث بهبودی رابطه ام شود و نه اینکه سعی کنم دیگری را تغییر دهم. تقریبا در تمامی موارد هنگامی که دست از کنترل بیرونی برمیداریم ،همسرمان نیز تغییر میکند .اما تئوری انتخاب چیزی ورای رهایی از کنترل بیرونی است .طبق تئوری انتخاب ،ما باید تا جایی که امکان دارد به همسرمان کمک کنیم تا نیازهایش را ارضا کند .برای دستیابی به این هدف لازم است هفت عادت مهرورزی و پیوند دهنده را جایگزین رفتارهایی که رابطه را تخریب می کنند کنیم .این رفتارهای پیوند دهنده عبارتند از :

تئوری انتخاب همسر

۱.گوش کردن

۲.حمایت کردن

۳.تشویق نمودن

۴.احترام گذاردن

۵.اعتماد کردن

۶.پذیرفتن فرد همانگونه که هست

۷.گفتگوی همیشگی بر سر اختلافات

قدرت تئوری انتخاب در این است که به ما کمک میکند با دیگران ،به ویژه نزدیکانمان ،خوب کنار بیایم .طبق تجارب ما ،این راه یگانه راه حفظ یک زندگی مشترک رضایتمند و پایدار است .وقتی میخواهیم بر اساس تئوری انتخاب رفتار کنیم ،حتی زمانی که احتمال میدهیم کمترین اختلافی وجود دارد ،باید پیش از هر اقدامی فکر کنیم .اولین فکرمان باید این باشد که تا جای ممکن از به کارگیری هفت رفتار مخرب اجتناب کنیم ،زیرا میدانیم که استفاده از این رفتارها ما را بیشتر از همه دور میکند و بر مشکلات ما می افزاید .

پس از آن برای رفع اختلاف هایمان یک یا چند رفتار مهرورزانه به کار بریم.این کار بسیار ساده به نظر میرسد ،اما عملی کردن آن بسیار دشوار است مگر آنکه همواره به یاد داشته باشیم با اعمال هفت رفتار مخرب تا چه حد به زندگیمان صدمه وارد میکنیم .به محض آنکه لغتی از دهانمان بیرون می آید یا حالت چهره مان عوض میشود ،دیگر نمیتوانیم آن را پس بگیرید.حتی اگه این رفتارها واقعا همسرتان را از شما نراند ،به احتمال زیاد او تصمیم میگیرد بیش از پیش از شما فاصله بگیرد.

تنها راه حل مشکلات زناشویی گفتگو با زبانی پیوند دهنده یا زبان تئوری انتخاب است .موفقیت در ازدواج ،با یادگیری شیوه گفتگو با هم،نسبت مستقیم دارد.و موفقیت گفتگوهای زناشویی بدین بستگی دارد که طرفین در گفتگوهایشان پایه ای ترین اصل تئوری انتخاب را که میگوید”ما فقط میتوانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم”،خوب درک کرده باشند.اکثر گفت و شنودها در دنیای واقعی عمیقا ریشه در کنترل بیرونی دارد.به عنوان مثال،من سعی میکنم شما را قانع کنم که اگر پیشنهاد مرا بپذیرید از ناراحتی هایتان به میزان زیادی کاسته خواهد شد.شما هم سعی میکنید دقیقا همین کاری را در “مقابل” من انجام دهید .لطفا دقت بفرمایید :”در مقابل من نه و نه برای من”.

پذیرفتن فرد همانگونه که هست

از طرف دیگر ،در گفت و شنودی که بر اساس تئوری انتخاب باشد ،هر یک از طرفین میتواند پیشنهاد کند که به نظر او چه کاری به حل مشکلشان کمک میکند .به چنین گفتگویی ،گفتگوی برنده-برنده میگویند و دو طرف احساسا برنده بودن دارند .در معاملات مسکن به مذاکره ای برنده – برنده میگویند که وقتی من میخواهم خانه ای را به صد میلی.ن بفروشم و شما میخواهید هشتاد میلیون برای آن بپردازید و در آخر با هم بر سر قیمت نود میلیون به توافق میرسیم.در اینجا حرف هیچ کدام از ما به کرسی ننشسته است ،اما به نظر هر دوی ما ،این مبلغ مورد توافق و منصفانه است .بر خلاف آنچه در دنیای واقعی رخ میدهد،در چنین گفتگویی هیچ یک از طرفین قصد ندارد بر دیگری فشار آورد تا خارج از انصاف سهم بیشتری را به خود اختصاص دهد.

به عنوان مثال ،در زندگی زناشویی،یک گفتگوی مبتنی بر تئوری انتخاب میتواند به این شکل باشد که زن از شوهرش انتظار دارد هر شب وقت شام به منزل بیاید .مرد نیز میگوید اگر این کار را هر شب انجام دهد ،کارش را از دست می دهد.در صورتی که کنترل بیرونی در این زندگی اعمال شود ،زن به نق زدن هایش ادامه میدهد و مرد سعی میکند حتی دیرتر به خانه بیاید و لج همسرش را در آورد بلکه او دست از نق زدن بردارد.در چنین شرایطی این زوج می توانند از تئوری انتخاب استفاده کنند .بدین گونه که مرد پیشنهاد دهد هفته ای دو شب موقع شام به منزل بیاید و سه شب دیگر را هم سعی کند زودتر بیاید .زن هم پیشنهاد دهد که از این پس سعی میکند جانب انصاف را نگه دارد ،شرایط شوهر را درک کند و دست از نق زدن بردارد .مرد به قدری از فروکش کردن این نق ها لذت میبرد که حتی سعی میکند بیشتر شبها هر جور شده خودش را برای شام به خانه برساند .این راه حل ممکن است ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد ،اما همین مقدار به ظاهر ناچیز عشق و لذت بیشتری برای هر دو به ارمغان خواهد آورد و زن میتواند از این پس شب هایی که شوهرش در محل کار میماند ،راحت تر بگذارند .همانطور که قبلا نیز ذکر شد،ایجاد و نگهداری رابطه برای خشنودی ما بسیار حیاتی است ،و به محض اینکه مشکلی ایجاد شد ،باید با گفتگو و مذاکره آن را حل کرد .


images.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

9 دلیل برای جذب شدن به افراد دارای ناهنجاری شخصیتی

دلیل شماره ۱: به نظر می­رسد که من در نگاه اول فریب می­خورم.

همه ­ی ما سعی­ می­کنیم به بهترین شکل وارد موقعیت­ های جدید شویم – به ویژه آن­هایی که مربوط به جنس مخالف است. زمانی که درگیر یک نامزد رمانتیک می­شویم، می­دانیم که در حال نشان دادن جذاب ­ترین و دوست داشتنی ترین چهره­مان هستیم. نقایص، عادات بد و همه ی روابط مخرب گذشته به دقت مخفی می­شوند. همه­ ی ما ظاهرمان را هنگام خواستگاری جدید به دقت مدیریت کنیم. افراد بزرگسال مبتلا به ناهنجاری شخصیتی هم همین کار را می­کنند.

دلیل شماره ۲ : به نظر می­رسد که من « دید تونلی/ کانونی » دارم.

چه چیزی در این فرد، اولین بار شما را هیجان زده کرد؟ در برخورد نخست با فردی که شما جذب او شده ­اید، کدام رفتار یا خصوصیت ضربان قلب شما را بالا برد، یا باعث شد شروع کنید، به خیال پردازی در مورد آینده و با هم بودنتان به صورت بالقوه؟ آیا صرف زیبایی فیزیکی بود یا قد یا اندام ورزشکاری او؟

همه­ ی ما دکمه­ های کشش داریم. اشکال کلیدی یا جنبه­ های ظاهری، شخصیتی، یا رفتاری که ما را به وسوسه ­های رمانتیک می­کشاند و می­کشاند و در عین حال راه توجه ما را به دیگر اشکالی که باید ما را متوقف کنند تا دوباره فکر کنیم می­بندند. اگر یک جنبه فیزیکی یا رفتاری معین نامزد بالقوه­ تان شما را شیفته و مدهوش کرد، شما مستعد دید کانونی هستید، یعنی تمایل به نادیده گرفتن علایم اخطار دهنده دارید.

دلیل شماره ۳ : من همچنان سوژه های نادرست مشابه را دنبال می­کنم.

اگر شما در خانه ­ای بزرگ شده­اید که یکی از والدینتان ( به ویژه والد جنس مخالف شما) رفتارهای نادرستی دارد و شما به این رفتارهای او عادت کرده­ اید یا به او کمک کرده­اید رفتارهایش را کنترل کند، ممکن است به جستجوی فردی با نمورداری از خصوصیات بیمارگونه مشابه بروید. هر چند ممکن است احمقانه به نظر برسد، شما احتمالا به رفتاری جذب شده­اید که به بر هم زدن رابطه ­تان منتهی می­ شود. همه­ ی ما با این نقل قول آشنا هستیم که، رفتاری که ما در آغاز دوست داریم همان رفتاری است که در انتها از آن متنفر می­شویم.

من میخواهم که مورد نیاز معشوقم باشم.

دلیل شماره ۴ : من میخواهم که مورد نیاز معشوقم باشم.

دوستان و اعضای خانواده ممکن است از شما بپرسند چرا شما همیشه بازنده ها را انتخاب می­کنید، دلیلش این نیست که شما باهوش نیستید، یا قادر به قضاوت خوب نمی­باشید، بلکه فقط به این خاطر است که نیازمند نجات دادن افراد و تغییر شکل نامزد­تان هستید. در این مورد فکر کنید. آیا شما دنبال جذب کسی هستید که آسیب­ پذیر است و کمی هم به خاطر روابط و زندگی زخم خورده شده است. این نیاز از کجا ناشی می­شود؟ زمان اغلب برای کار مراقبت ساخته شده ­اند. انگار این بخش قوی و پایداری از کد ژنتیکی زن است. اغلب ما مراجعه­ کنندگان خانم را می­بینیم که پدر ضد اجتماعی، خود­شیفته، الکی­شان را رها می­کنند، فقط برای این­که به آغوش یک جفت ضد اجتماعی­، خود شیفته، الکی دیگری پناه ببرند. مجددا ما به کاراکتر آشنایمان بر­میگردیم و بسیاری از ما به نقش سرپرستی به طور ناخودآگاه روی می­آوریم. البته مردان نیز نسبت به این محرک ایمن نیستند. اگر بخواهید برای درمان فرد مبتلا به ناهنجاری شخصیتی زندگی کنید، شدیدا سرخورده می­­شوید.

دلیل شماره ۵ : من بیشتر از این ارزش ندارم.

افرادی که خود را بی­ارزش می­دانند اغلب کارشان به شریک­های عشقی ختم می­شود که بعد­ها موجبات بدبختی­شان را فراهم می­کنند. آیا این احتمال وجود دارد، که شما فردی با علایم روشن بیماری را انتخاب کنید؟ (مثلا خود شیفته ای دارای رفتار خشونت آمیز یا خیانتکار) فقط به این خاطر که معتقدید تا حدی شایسته ­ی آن هستید؟

اگر وارد رابطه ای با فرد دارای اختلال شخصیت شوید، فقط به خاطر اینکه با کسی بودن بهتر از تنها بودن است، خودتان هم یک فرد وابسته خواهید بود. عزت نفس پایین و وابستگی اغلب دستشان در دست هم است. زمانی که عزت نفس ما نازک و شکننده باشد، برقراری ارتباط با دیگران فقط برای تایید شدن ممکن است، ما را دچار سرخوردگی کند.

دلیل شماره ۶ : من تلاش می­کنم یک خلا را در خودم پر کنم.

گاهی می­بینیم شریک­های عشقی افراد مبتلا به اختلال شخصیتی ابتدا به خاطر این وارد چنین روابطی می­شوند، که عمیقا جذب یک جنبه­ای از شخصیت این افراد شده­ اند که در خودشان وجود ندارد. همه­ ی ما ممکن است در نگاه اول جذب چیزی شویم که در خودمان نداریم یا آن گونه نیستیم. اگر شما زیاد برون گرا باشید ممکن است جذب افراد ساکت شوید.

مشکل در اینجاست، تحقیق و مطالعه فراوان نشان می­دهد که هر چند قطب های متضاد ممکن است جذب یکدیگر شوند اما نهایتا ما با آن­هایی سازگارتریم که شخصیت­شان با ما یکی باشد.

دلیل شماره ۷ : من از جدا شدن شدیدا احساس گناه می­کنم.

بسیاری از افراد نمی­توانند از فرد مبتلا به ناهنجاری شخصیتی دل بکنند، زیرا به دلایلی معتقدند که ۱- آن­ها در مشکلات نامزدشان تقصیر کارند و ۲- نامزد یا همسر نمی­تواند بدون آن­ها سرکند و این هم تقصیر آن­هاست.این ایده کاملا غلط است. فرد مبتلا به ناهنجاری شخصیتی قبل از اینکه با شما آشنا شود هم این مشکل را داشته است و بعد از شما هم همچنان خواهد داشت.

دلیل شماره ۸ : شاید این فقط مشکل همسر یا نامزد من نیست.

دلیل دیگر برای جذب شدن به فرد مبتلا به ناهنجاری شخصیتی وجود این احتمال است، که خودتان هم آشفتگی شخصیتی داشته باشید.

اگر شما در رابطه وابسته باشید، نمی­توانید خودتان را مطرح کنید و به خودتان اجازه می­دهید، به طرق مختلف مورد استثمار واقع شوید و مدت­ها در رابطه حتی وقتی نه مثبت است و نه سالم، باقی بمانید.

نفهمیدم چی شد

دلیل شماره ۹ : نفهمیدم چی شد ( یک اتفاق بود )

گاهی یک رابطه با فرد مبتلا به ناهنجاری شخصیتی، فقط یک اشتباه است و هیچ چیزی در مورد الگوی جذب شدن به چنین افرادی را به دست نمی­دهد.

معمولا کار شما به قرار گذاشتن با چنین کاراکترهای عجیبی ختم می­شود و از خود می­پرسید : چگونه چنین چگونه چنین چیزی برای من اتفاق افتاد ؟

به خاطر داشته باشید، تشخیص ناهنجاری شخصیتی در چرخه­ای از سختی قرار دارد. فراموش نکنید که فرد مبتلا به ناهنجاری شخصیتی در مدیریت ظاهر اولیه بسیار ماهر است.


parents_istock.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

ممکن است شما نیز این تجربه را داشته باشید که برخی افراد را برای اولین بار ملاقات می کنید و ناخودآگاه به آن ها جذب می شوید یا از آن ها دوری می کنید. این افراد احتمالا طوری تبسم می کنند که شما را یاد کسی می اندازند و یا لهجه ی آن ها فردی را بخاطر شما می آورد. گرچه شباهت بین این دو ممکن است خیلی جزئی باشد اما شما طوری عکس العمل نشان می دهید که گویی وی همان فرد آشنا است. شما در مورد وی پیش فرض هایی ساخته اید که ممکن است به هیچ وجه بر اساس واقعیت نباشد و استنباط هایی کرده اید که ممکن است اصلا به او ربطی نداشته باشد. به این رویداد “جا به جایی غیر ارادی ” گفته می شود.

مهارت متمایز ساختن همسر از والدین

جا به جایی غیر ارادی هم می تواند در روابط صمیمانه و هم در رابطه با غریبه ها اتفاق بیفتد. شما می توانید با همسر خود طوری رفتار کنید که گویی والد شما یا شخص دیگری از گذشته شماست. اگر پیش فرض های شما محتوای منفی داشته باشند می تواند پیامد های بسیار مخربی بدنبال داشته باشد. برای از بین بردن این جا به جایی ها در رفتار خود صرف این که بفهمید، همسرتان را با والدین خود اشتباه گرفته اید، کفایت نمی کند. تنها زمانی می توانید از این جا به جایی خلاص شوید که بتوانید دو فردی را که با هم اشتباه می گیرید، در ذهنتان مجزا کنید. در این بخش شما را راهنمایی می کنیم تا نحوه ی ارتباط دو فرد را در ذهن خود بدانید و این جا به جایی را از بین ببرید.

مسیر پیدا کردن جابجایی غیر ارادی

شرایط بوجود آورنده ی جا به جایی غیر ارادی

روابط متقابل یا وضعیت های استرس زا که باعث اضطراب می شوند، احتمال جا به جایی غیر ارادی را افزایش می دهند. وقتی سطح استرس شما افزایش می یابد، احساس می کنید که هر لحظه ممکن است آسیب ببینید. همچنین موقعیت هایی که در آن ها نیازهای شما با نیاز های طرف مقابل تعارض دارند، احتمال جا به جایی غیر ارادی بیشتر است. موقعی که نگرانید نیاز هایتان برآورده نشوند یا به نیاز هایتان اعتبار داده نشود.

یکی دیگر از موقعیت ها در حضور خویشاوندان است. واکنش های کودکی در حضور افرادی که در رشد وی نقش داشته اند یعنی اعضای خانواده ، خیلی سریع تر تحریک می شود، اعضای خانواده افرادی هستند که حتی اگر رفتار فعلی آن ها تغییر کرده باشد باز هم حضور آن ها باعث می شود ناراحتی های قدیمی یادآور شوند و زخم های کهنه سر باز کنند.

از دیگر موقعیت هایی که احتمال جا به جایی غیر ارادی را افزایش می دهند ، روابط پر استرسی هستند که در آن ها به مهارت حل مسئله نیاز است. در آن ها رقابت وجود دارد یا موقعیتت هایی هستند که باعث افسردگی یا پایین آمدن عزت نفس می شوند.

مسیر پیدا کردن جابجایی غیر ارادی

چگونه جا به جایی های غیر ارادی خود را شناسایی کنیم؟

۱- یکی از شاخص ترین نشانه های جا به جایی غیر ارادی این است که در پاسخ به گفته های همسرتان بطور ناگهانی هیجانات منفی از خود نشان دهید. این احساس ها باعث می شود با استفاده از عقب نشینی بدست اوردن تایید مجدد و یا پرخاشگری از خودتان محافظت کنید.
۲- سرنخ دومی احساس های قدیمی یا آشنا بودن احساسات است. شما دفعات بی شماری این احساس را تجربه می کنید و اگر به گذشته خود بنگرید متوجه می شوید که هنگام کودکی چنین احساسی را داشته اید. خود احساس مهم نیست بلکه ماهیت آشنا بودن مهم است.
۳- تکرار احساسات بویژه عصبانیت . بویژه وقتی که عصبانیت با این حس آشنا بودن همراه است” باز برگشتیم اینجا” و در صورتی که بطور ناگهانی یا گاهی بیش از حد مورد انتظار عصبانی شده اید، به احتمال زیاد دچار جا به جایی غیر ارادی شده اید.
۴- ذهن خوانی. مواقعی اتفاق می افتد که شما در مورد احساسات و تفکرات همسرتان برای خود پیش فرض هایی درست می کنید. هر چقدر هم زمان طولانی با یکی زندگی کنید واقعا با اطمینان نمی توانید در زمان خاص بدانید چه در ذهن او می گذرد. موقعی که چنین پیش فرض هایی درست می کنید ، احتمالا با تجربیات کودکی شما جا به جا شده اند و ربطی به موقعیت فعلی ندارند.
۵- ترس از مورد سوء استفاده قرار گرفتن و طرد شدن از سوی همسر( هنگامی که هیچ گونه خطر واقعی وجود ندارد)

۶– مدت زمان لازم برای کسب مهارت : یک هفته می باشد. به چالش کشیدن جا به جایی غیر ارادی ممکن است چهار هفته وقت بگیرد. شما باید بطور مداوم رفتار های مقابله ای جایگزین ایجاد نمایید.

شناسایی جا به جایی غیر ارادی

این تمرین شما را قادر می سازد تا بفهمید آیا از جا به جایی غیر ارادی استفاده می کنید یا نه؟ از رویدادی که اخیرا با همسر خود داشته اید شروع کنید و مسیر پیدا کردن جا به جایی غیر ارادی را بسمت پایین دنبال کنید.
ماهیت جا به جایی های غیر ارادی شما چیست؟
یک دفترچه یادداشت تهیه کنید و برگه ها را به سه ستون تقسیم کنید. بالای ستون اول بنویسید، رویداد، ستون دوم ، احساسات، ستون سوم، خود گویی در مورد رفتار همسرم، نیمه سمت چپ را خالی بگذارید.

مقابله با جا به جایی غیر ارادی

مقابله با جا به جایی غیر ارادی

بعد از یک هفته که رویداد ها را نوشتید ، کم کم به ماهیت جا به جایی های غیر ارادی خود پی خواهید برد. در مرحله بعد باید با این جا به جایی های غیر ارادی به چالش بپردازید. نیمه سمت چپ دفترچه یادداشت را که خالی گذاشته بودید به سه ستون تقسیم کنید. بالای ستون اول ، چه کسی روبروی شماست؟ در ستون دوم، همسر من چگونه مشابه او شده است؟ در ستون سوم، واکنش من چیست؟ در مورد هر رویدادی که نوشته اید این سه ستون را پر کنید.

چه کسی روبروی شماست؟ فردی از گذشته خود را که باعث این واکنش می شود شناسایی کنید. با چه کسی قبلا این احساس را داشته اید؟ شناسایی این افراد شما را قادر می سازد که بفهمید آن فرد چه عملی را انجام می داده که برای شما اینقدر درد ناک بوده است.
همسر من از چه نظر شبیه اوست؟ بصورت دقیق روشن نمایید که چه مواردی باعث می شود شما همسرتان را مشابه فردی در گذشته خود ببینید؟ دقیقا چه کاری انجام می دهد که شما یاد آن فرد می افتید؟
باید فعالیت دیگری نیز انجام دهید. شواهدی پیدا کنید که نشان می دهند همسر شما با فرد مورد نظر از گذشته شما تفاوت دارد و دارای انگیزه و احساسات متفاوت با آن فرد است.

واکنش من: بصورت کوتاه راهکار های خود را بنویسید. حال در مورد پیامد واکنش های خود تامل کنید: آیا پاسخ شما موثر بوده؟ موقعی که این راهکار را بکار گرفتید در رابطه شما چه حالتی رخ داد؟ آیا پاسخ شما تاثیرات دراز مدتی به همراه داشت؟

راهکار های جایگزین

در این مقطع شما می دانید کدام والد در برابر شماست. چه کاری انجام می دهد و شما چه احساسی دارید. رفتار را شناسایی کرده و می دانید همسرتان در عالم واقع با والدتان چقدر تفاوت دارد. راهکار رایج خود را شناخته و می دانید چقدر رابطه ی شما را تحت تاثیر قرار داده است.
کلید حل مسئله این است که بدانید، راهکار هایی که شما قبلا برای حل مسئله استفاده می کردید در موقعیت فعلی بکار نمی آیند. حال زمان آن رسیده که یکسری راهکار های مقابله ای جایگزین و مفید ایجاد کنید:
۱. نحوه ابراز احساسات و بیان کردن نیاز های خود را تغییر دهید( در قسمت های قبل به این مهارت پرداخته شده)
۲. پیش فرض های خود را در مورد همسرتان، مورد بررسی قرار دهید( قبلا به آن پرداخته شده)
۳. نحوه مذاکره کردن درست را یاد بگیرید.( قبلا به آن پرداخته شده)
۴. مهارت حل مسئله را یاد بگیرید.( قبلا به آن پرداخته شده)


1383122_1437677528_600x315.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

تعدادی از زنان می گویند من فقط با مردی که عاشقش هستم می توانم رابطه جنسی داشته باشم. در مورد زنان روان رنجور این بدین معناست: به جای لذت بردن از احساسات طبیعی جسمم، من باید خود را قانع کنم که رابطه جنسی مفهومی بیش از این دارد. برای این که بتوانم احساس کنم، باید مرا دوست داشته باشند. البته رابطه جنسی ضرورتا چیزی جدا از عشق نیست، ولی شخصی که در دوران کودکی از عشق و محبت بهره مند بوده، نیازی به تلاش برای بدست آوردن آن عشق در رابطه جنسی ندارد.

عشق و رابطه جنسی

رابطه جنسی یعنی رابطه ای صمیمی و نزدیک بین دو نفر که به یکدیگر کشش دارند. یک انسان طبیعی سعی نمی کند همه را با خود به تختخواب ببرد. او میل دارد خودش را با کسی که مورد توجه اش است تقسیم کند. رابطه جنسی برای او نتیجه طبیعی یک رابطه عاطفی خواهد بود مثل هر چیز دیگر، او نیازی به توجیه آن با عشق ندارد.

زن روان رنجوری که همیشه احساساتش را انکار کرده، شانس این را نخواهد داشت که به طور کامل از رابطه جنسی لذت ببرد، اما اگر او زنی بهنجار باشد، اجبار نخواهد داشت از رابطه جنسی چیزی فوق العاده در ذهن بسازد. او وابسته به عشق نخواهد بود، برای لذت بردن از خود جسمانی اش نیاز به شنیدن کلمات خاص چون دوستت دارم نخواهد داشت.

کودکی که هرگز عشقی از والدینش دریافت نکرده، ممکن است از دورنمای عشق به شدت به هیجان آید، چون احساس می کند در نهایت آنچه را که نیاز دارد به دست خواهد آورد. در نتیجه ممکن است دچار تکانش شود. او روی خود کنترلی ندارد و به دلیل اینکه تمام آن نیاز های انکار شده به یکباره ظاهر می شوند، شخص ممکن است قادر نباشد حتی از کاندوم استفاده کند.

دریافت محبت کافی از والدین در دوران اولیه زندگی تنها عامل پیشگیری از بی بند و باری های جنسی بعدی است. خیلی از دختران محروم از محبت، رابطه های جنسی خود را در نوجوانی به حساب عشق گذاشته و با این فکر خود را می فریبند که آنان را دوست داشته اند. آنان باید چنین باوری داشته باشند زیرا به آن نیاز دارند. بسیار غم انگیز است که رابطه جنسی معمولا اولین گرمی و محبت جسمی است که آنان در زندگی شان تجربه می کنند.

عشق حقیقی زمانی به وجود می آید که دختر و پسری یکدیگر را دوست دارند و یکدیگر را همان طور که هستند قبول دارند . روان رنجوران جسم دیگران را برای ارضای نیازهای قدیمی خود در اختیار می گیرند. برای جوان روان رنجور فقط قسمت هایی (اعضای جنسی) از وجود یک دختر مطرح است. او نمی تواند با آن دختر به عنوان یک انسان کامل برخورد کند. این عارضه به عقده ی زنای مدونا معروف است. پنداری که می گوید دخترهای خوب خالی از جسم هستند(غیر جنسی اند) و دختران بد سراپا کشش جنسی هستند.

زنان طبیعی نیاز ندارند با عبارات و جملات اغوا شوند. آنان هر زمان موقعیت اقتضا کند رابطه جنسی برقرار می سازند. مشاوران ازدواج، زنان بیشماری را می بینند که ادعا می کنند عاشق شوهرانشان هستند، در صورتی که در طول رابطه جنسی هیچ احساسی ندارند. یک زن سردمزاج نمی تواند ادعای عشق کند، زیرا او قادر نیست حضور خود را در عشقبازی به طور یکپارچه احساس نماید.

ممکن است فکر کنید که افراد روان رنجور از رابطه جنسی لذت زیادی می برند. اما این طور نیست، این افراد تنش وحشتناکی دارند که از نظر روانی آن را با عشق ملبس کرده و برچسب رابطه به آن می زنند. رابطه برای این افراد، پوششی بر آن تنش است و محتوایی جز یک تخلیه ساده ندارد. اوج لذت جنسی برای یک مرد روان رنجور، فقط فوران سریع الت است در صورتی که باید این احساس را در کل جسم تجربه کند.

زمانی جسم می تواند با این اوج همراه باشد که شخص هر ذره از انکارها (هر انکار خود) را بازسازی و حل کرده باشد. این انکارها ضرورتا جنسی نیستند، جسم بین انکارهای خود تفاوت نمی گذارد. انکار قسمتی از خود، انکار جنسیت نیز می باشد.


asahnlc0vhq-everton-vila.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

یکی از نیازهای اساسی ما آدم‌ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین‌کننده آن نیاز می‌تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی‌های عاطفی‌روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی‌روانی را از گذشته داشته باشند عمیق‌تر و سریع‌تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت‌هایی که دارد ما را به خود وابسته می‌کند . اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی‌اهمیت پس از پایان یک رابطه، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می‌بینیم که دوست‌مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می‌شود. برعکس، وقتی می‌بینیم کسی دوست‌مان ندارد و یا از رابطه‌ای که با ما دارد، خارج می‌شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می‌شود، احساس بی‌ارزشی است .

چگونه روابط عاطفی مان را مدیریت کنیم

معمولا اولین فکری که به ذهن ما می‌آید این است: «مگر من چه بدی داشتم که او رهایم کرد و رفت؟» حتی احساس حقارت در مواقعی که باورمان شود دوست‌داشتنی نیستیم، به وجود می‌آید و ما را آزار می‌دهد . باید بگویم قضیه وابستگی‌های عاطفی در روابط میان دختر و پسرهای امروزی بسیار دیده می‌شود. شاید تنها راهی که بتوان به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه‌ها را برایشان تعریف کنیم و سپس در مورد مراحل مختلف رابطه عشقی توضیحاتی بدهیم که با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. اگر با چارچوب رابطه‌های تعریف شده آشنا باشید، می‌توانید به این موضوع فکر کنید که چه‌طور رفتار کنید تا کسی نتواند احساسات و عواطف شما را به بازی بگیرد.

چرا بعضی‌ها با احساسات دیگران بازی می‌کنند؟

وقتی کسی آنچه در درون‌اش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. یعنی انتقال غلط و غیرواقعی احساسات، به نوعی بازی در میان برخی از جوان‌ها و نوجوان‌ها تبدیل شده است که هر دو سوی یک رابطه با انتخاب آگاهانه وارد این بازی می‌شوند و هر دو طرف با قواعد بازی آشنا هستند. البته گاهی دختر یا پسر نقش خود را فریبکارانه بازی می‌کند و دیگری که مانند او رفتار نکرده آسیب بیشتری در این بازی می‌بیند.

در این بازی، دو طرفی که وارد یک رابطه می‌شوند، در جستجوی یک رابطه جدی و هدف‌مند نیستند اما وانمود می‌کنند لبریز از عشق و عاطفه‌اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت‌آمیز و کلیشه‌ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر ‌شود اما آنها یکدیگر را به بازی می‌گیرند.برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه‌های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می‌شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم… مخ طرف را زدم…» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت‌آمیزی که قاعدتا در عشق‌های واقعی رد و بدل می‌شود از این جوان‌ها می‌پرسم، در توجیه رفتار خود می‌گویند: «اینها را می‌گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می‌گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم…»

قطع رابطه عاطفی را چگونه تحمل کنیم؟

اگر شما طوری رفتار کنید که دیگر کسی نتواند شما را به بازی بگیرد و یا به قول خودتان کسی نتواند شما را سرکار بگذارد، بهتر است کلمات کلیشه‌ای و عاشقانه آنها که رد و بدل کردن‌اش جزو قوانین بازی است فریب‌تان ندهد و از شنیدن آن مدهوش نشوید. فرقی نمی‌کند دختر یا پسر باشید باید مراقب باشید ندانسته وارد بازی نشوید. پس باید رابطه‌ها را به عنوان درس اول بشناسید. دستورات مذهبی، اخلاقی و حتی برخی سنت‌های اجتماعی، همه و همه در طول قرن‌ها برای حفظ و حراست از تک‌تک ما و نهاد خانواده به وجود آمده‌اند. درس دوم اینکه اگر حتی می‌دانید کسی که وارد رابطه با شما شده آدم خوبی است و از این قماش نیست و قصدی جز ازدواج ندارد، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایط‌اش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف‌تان فراهم شود . سوم اینکه اگر قصد وارد شدن در یک رابطه، دوستی است و یا طرف مقابل واضح و شفاف به شما اعلام می‌کند که قصد ازدواج ندارد، سعی کنید خوب چشم و گوش‌تان را باز کنید و مدام بر خود کنترل داشته باشید تا بتوانید درست حرکت کنید؛ به یاد داشته‌باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می‌بینید به سمت وابسته شدن در حرکت‌اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن‌قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می‌مانید، باید هوشیارانه عمل کنید.

قطع رابطه عاطفی را چگونه تحمل کنیم؟

۱) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.
۲) روی تان را از گذشته بگردانید و به سمت آینده نگاه کنید. آینده خودتان. گذشته شما برابر با آینده تان نیست. گاهی اوقات بعد از جدایی در یک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگی می کنیم، و افکار مان همه و همه خرج آن فردی می شود که دیگر از او جدا شده ایم. شما زمانی بهبودی پیدا می کنید که شروع به فکر کردن یا نوشتن در مورد چیزی که از زندگی می خواهید کنید.
۳) بدانید و درک کنید که هیچ چیز اتفاقی در زندگی آدم روی نمی دهد و همه چیز نظمی الهی دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملی که انجام می گیرد، هر رابطه و هر پیشامدی که در زندگی شما اتفاق می افتد، برای این اتفاق می افتد که شما را به سمت مرحله بعدی یادگیری و رشد فردی تان راهنمایی و هدایت کند.
۴) بدانید که شما هم در بر هم خوردن رابطه سهم داشته اید. وقتی رابطه ای موفق نمی شود، هر دو طرف به یک اندازه باید مسئولیت بر هم خوردن آن را بر گردن گیرند. مهم نیست که اشتباه از طرف که بوده باشد.
۵) از تجربیات گذشته درس بگیرید. در همه روابط تان کاملاً هوشیار و آگاه باشید تا دوباره اشتباهات گذشته خود را تکرار نکنید.
۶) به خاطر درس هایی که در آن رابطه یاد گرفتید، متشکر باشید. به فرد مقابل تان به عنوان یک معلم احترام بگذارید که به شما کمک کرده این تجربیات را به دست آورید و بدانید که این تجربه جزو سرمایه ها و اموال شماست که به سختی آنرا کسب نموده اید .

۷) بعضی از افرا د که احتمالا سوابق بیماریهای اعصاب و روان در خود یا اقوام درجه یک خود دارند احتمال عود یا بروز مجدد آن بیماری در این لحظا ت سخت وجود دارد وشخص نیازمند درمان داروئی نیز میشود. بروز علائمی مثل افسردگی، تند خوئی، بدخوابی، تغییرات اشتها، افکار خودکشی و مرگ و آسیب زدن به خود، ناامیدی، عدم تمرکز حواس و….میتواند حاکی از بروز این بیماریها باشد. در این مواقع مراجعه به متخصص اعصاب و روان بسیار کمک کننده است .


Day09_ChristmasinLove_0194_CB.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌کند یک چیز کم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری کاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند.

در چنین شرایطی وجود شق و محبت بین طرفین، یکی از ‌عوامل مهم و تعیین‌کننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.‌

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟
‌برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت کردن بدانیم، این کار ‌را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا کسی را که می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما ‌همخوانی دارد یا خیر؟‌
‌برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید که به نظر شما اگر کسی شما را دوست ‌داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟
در جواب این سوال، ‌دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یک کادوی ‌گرانقیمت می‌فهمند که کسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند کسی که ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر ‌اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند.

پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امکان را ‌می‌دهد که محبت خود را آن طور که می‌خواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.‌وقتی کسی را دوست داریم، تنها با گفتن “دوستت دارم” نمی‌توانیم به او ثابت کنیم که حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است که در ما نسبت به ‌کسی به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود.
وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها ‌می‌کنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم :

۱- ‌به او دروغ نمی‌گوییم

دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود می آورد.

۲- غرورش را نمی‌شکنیم

گاهی وقت ها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه به این شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خورد کردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاه جبران اینکار چندان هم ساده نباشد.

3- ‌‌به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذاریم

۳- ‌‌به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذاریم

‌همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود، همسر شما نیز امروز در کنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان که دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام ‌بگذارید و مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

۴- ‌او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر کسی ایراداتی دارد، اما اگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات ‌شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس ‌ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

۵- با او لجبازی نمی‌کنیم

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گیری و لجبازی نمی‌کنید.

۶- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب می‌شویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میکنیم

اشتباه کردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یکی از راه‌های برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در ‌برابر معشوق جایی ندارد.

۷- ‌او را در کارها و تصمیماتمان دخیل می‌کنیم

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را ‌راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال می‌کند، پس همیشه با او مشورت می‌کنید و ‌تصمیمات خود را به تنهایی نمی‌گیرید.

۸- اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش می‌کنیم

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ‌ناپذیر است اما ‌برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگر همسرتان را دوست ‌داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گوئید و دلیل مخالفت‌تان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه ‌می‌توانید قانعش کنید.

۹- به او در کارهایش کمک می‌کنیم

زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو، ‌در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه ‌چیز همکاری می‌کنند. پس به راحتی می‌توان این کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.‌‌

۱۰- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او کمک می‌کنیم

اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است ‌اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌کنید که این احساس منفی را از او دور کنید یا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌که بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر کنید. گاهی ‌آرامش داشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌کند. اگر همسرتان را عصبانی کردید با ‌آرامش بی موقع خود، او را عصبانی‌تر نکنید چرا که او فکر می‌کند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت ‌است عین خیالتان نیست.

۱۱- ‌می‌توانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش کنیم

درست است که بعضی اشتباهات بخشودنی ‌نیست اما تعداد آنها بسیار کم است و معمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش می‌آید که می‌توان با محبت از آنها ‌گذشت و با صحبت‌های منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.

ز اینکه در کنارش هستیم خوشحالیم

۱۲- ‌از اینکه در کنارش هستیم خوشحالیم و نمی‌خواهیم از کنارش فرار کنیم

بعضی از زن و شوهر‌ها دائما ‌می‌خواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یا وقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان، به ‌تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از اینکه در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت ‌می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.

۱۳- با لذت، گذشت خواهیم کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان می‌خواهیم

این گذشت به معنی نادیده ‌گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

۱۴- ‌در جمله‌هایمان کمتر از “من” استفاده می‌کنیم و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گوییم

با کاربرد این روش در واقع کارهایی که ‌خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.‌
برچسب : دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟ محبت به طرف مقابل


6236206-1353572848.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۱ دقیقه

عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف انسانی دانست که فرد آنرا در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند.

با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند . مردم عشق را پدیده‌ای مرموز، اسرارآمیز، عرفانی و بادوام توصیف کرده‌اند. در طول تاریخ، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، فیلسوفان و دانشمندان تلاش کرده‌اند که مفهوم واقعی عشق را دریابند. البته روان‌شناسان هم به نوبه خود نظریه‌هایی برای تشریح طبیعت عشق ارائه نموده‌اند، امّا باید توجه داشت که هر فرد، تفسیر و تعبیر خاص خودش را در این زمینه دارد .

درباره عشق بیشتر بدانیم

در يك كنفرانس علمى در مورد عشق در آمريكا ۳۰ سال پيش شركت كنندگان بر سر اين تعريف از عشق موافقت كردند: «يك حالت شناختى- عاطفى با مشخصه خيال پردازى اجبارى و وسواسى راجع به پاسخگويى به احساسات عاشقانه به وسيله موضوع عشق.» اين نوع تعريف يقينا مشكل درك عشق بر مبناى زبان علمى را آشكار مى كند. علم چيزهاى بسيار جالبى در مورد عشق را به ما مى گويد. اما براى توصيف كردن دقيق چيستى عشق به طور ذهنى و شخصى و درك اين نكته كه چرا ما خود را دستخوش هيجانات عاشقانه مى كنيم و به اين سفر دردناك و مخاطره آميز دست مى زنيم، بايد به انواع ديگر سخن انسانى رو بياوريم: به شعر، داستان، خاطرات، تجربه زندگى واقعى.

بعضی ‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی ‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌ کند یک چیز کم دارد . نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است . روز به روز از تعداد ازدواج ‌های اجباری کاسته شده و دختر و پسر ، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌ گیرند . در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین ، یکی از ‌عوامل مهم و تعیین ‌کننده در این تصمیم است . پس می ‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج ‌های امروزی ‌با عشق آغاز می ‌شود . اما مهم ، سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می ‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌ هایی از آن باقی می ‌ماند .

عده ای حتی با گذشت چند دهه از زندگی مشترکشان هنوز هم نسبت به یکدیگر احساساتی سرشار از اشتیاق دارند و عده ای پس از گذشت ۲۰ سال هنوز تمام جزئیات آشنایی و ازدواجشان را با وسواس کامل به یاد می آورند. ممکن است این رابطه در نظر عده ای سنگین و فاقد ظرافت باشد. عشق برای زوجهای دیگر میتواند بسیار متفاوت باشد. عده ای حتی با گذشت چند دهه از زندگی مشترکشان هنوز هم نسبت به یکدیگر احساساتی سرشار از اشتیاق دارند و عده ای پس از گذشت ۲۰ سال هنوز تمام جزئیات آشنایی و ازدواجشان را با وسواس کامل به یاد می آورند . در واقع ، بنا به گفته متخصصین، در کل شش حالت مختلف برای “عاشق بودن” وجود دارد و شیوه عشق ورزی هر شخص میتواند در دوران یک رابطه تغییر کند. دکتر سوزان هندریک روانشناس، همراه با همسر و دستیار تحقیقاتی خود دکتر کلاید هندریک به مدت ۲۵ سال است که بر روابط اجتماعی افراد تحقیق میکنند. به گفته ایشان، با دانستن شیوه عشق ورزی میتوان رابطه را ارزیابی نمود و انتظارات واقع بینانه تری نسبت به عشق و رشد آن به دست آورد. با دانستن اینکه به چه شیوه ای عشق میورزید، میتوانید رابطه سالمتر و شادمانه تری با همسر خود به وجود آورید. پس ببینید که چگونه عاشقی هستید !

عاشق احساساتی

عاشق احساساتی

این افراد عاشق “عاشق بودن” هستند. آنها به سادگی به روی زیبا با جذابیتهای ظاهری دیگر دل میبندند و سپس با از بین رفتن یا تغییر کردن این ظواهر، مایوس میشوند. به خاطر داشته باشید که عشق واقعی نباید با کم شدن موی سر معشوق رو به نقصان بگذارد و احساسات عاشقانه نباید با پختگی رابطه، کمرنگ شود. اگر چنین عاشقی هستید، برای زنده نگهداشتن عشق خود بهتر است قرار ملاقاتهای عاشقانه و دو نفری بگذارید، برای تعطیلات آخر هفته برنامه ای ترتیب دهید و تعطیلات را با یکدیگر سپری کنید و نگذارید که عشق رومانتیک شما دچار روزمرگی شود. ـ عاشقی با معیارهای ذهنی متعدد . این افراد ملاکهایی برای عاشق شدن دارند که برایشان بسیار مهم است و قصد تغییر دادن آن را هم ندارند. آنها حتی در رابطه زناشویی نیز همسر خود را تحت فشار شدیدی قرار میدهند تا مطابق با استانداردهای ایشان عمل کند. اگر شما عاشق فهرست مشخصات خودساخته و از دسته افراد متوقع هستید، برای حفظ رابطه باید این فهرست را دور بیاندازید. به عقیده کارشناسان وفادار ماندن به این لیست بایدها و نبایدها، به رابطه ای فرسایشی و یا تنهایی منجر میشود. آنچه بسیار اهمیت دارد رفاقت، عشق و توانایی بخشش است نه چیزهایی که برای تحت تاثیر قرار دادن “دیگران” مهم باشد.

عاشق وسواسی

این عاشقی است که میخواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند و حتی پس از گذشت سالها، مدام نگران رابطه و زندگی زناشویی خود است. داشتن چنین همسری میتواند طاقت فرسا بوده و یا به خاطر اوج و فرودهای شخصیتی، موجب ناراحتی روحی طرف مقابل شود. آیا این حالات به نظرتان آشنا می آید؟ برای حفظ همسر و زندگی مشترک باید دست از نگرانی برداشته و زمانی برای تنفس به معشوق خود بدهید. به یاد داشته باشید که حتی شیرین ترین ها هم میتوانند به مرز “بیش از حد” برسند و دیگر شیرین به نظر نیایند. اگر احساس نا امنی در شما بسیار شدید است، بدون معطلی با یک متخصص مشورت کنید و رابطه خود را بهبود بخشید .

عاشق ایثارگر

عده ای مستعد ورود در رابطه ای هستند که در آن بیش از آنچه به دست می آورند، از خود مایه میگذارند. گاهی احساس میکنند که این رابطه به کلی یک طرفه شده است. یک نفر با از خود گذشتگی مدام در تلاش جلب رضایت و برآورده ساختن نیازهای دیگری است و هیچ زمانی برای مراقبت از “خود” کنار نگذاشته است. اگر چنین عاشقی هستید، باید بدانید که خارج از چهارچوب زندگی زناشویی نیز چیزهایی برای لذت بردن هست و سوای همسرتان، دوستان و اقوامی وجود دارند.
باید زمانی را به انجام فعالیتهای مورد علاقه خودتان و معاشرت با افرادی که دوست دارید اختصاص دهید و بد نیست که گاهی این معاشرتها و فعالیتها، بدون حضور همسرتان باشد. به این ترتیب با ارزش نهادن به خود، رابطه عاشقانه شما نیز تقویت میشود .

عاشق بازی

عاشق بازی

این دسته، عاشق دوران ناز و عشوه و به دست آوردن دل معشوق هستند. برای آنها تعقیب و گریز ابتدای یک رابطه بسیار جذاب تر است. آنها از یک رابطه طولانی مدت به سرعت خسته میشوند و دوباره به فکر “شیطنت” می افتند . مراقب باشید، اگر چنین دل بازیگری دارید، وسوسه را از زندگی خود دور کنید و به جای اینکه در جایی خارج از رابطه فعلی خود به دنبال هیجان باشید، بکوشید که آنرا در همین رابطه ایجاد کنید. ببینید که برای ورود به یک رابطه جدید چه قابلیتهای تازه ای از خود به نمایش میگذارید-مثلا ناگهان هوس چرخ و فلک سواری میکنید؟-، سپس آنها را در زندگی مشترک خود پیاده کنید .

عشق رفاقت آمیز

اگر در رابطه ای شدیدا رفاقت آمیز هستید که از آن لذت میبرید، ممکن است کم کم سر و کله عشق درآن پیدا شود. چنین روابطی ممکن است بسیار کند پیشروی کنند، اما بسیار مستحکم هستند . اما نکته دراینجاست که نباید فراموش کنید رفاقت در زندگی مشترک همه چیز نیست و باید جرقه هایی از احساسات و تمایلات آن را زیباتر و هیجان انگیزتر کند.

نظریه مثلثی عشق (نظریه اشترنبرگ)

رابرت اشترنبرگ، روان‌شناس، نظریه مثلثی عشق را ارائه کرده است. او سه مؤلفه را برای عشق در نظر گرفته است: صمیمیت (رابطه نزدیک)، میل جنسی و تعهد. ترکیبات مختلف از این سه مؤلفه به انواع مختلفی از عشق می‌انجامد. برای مثال، ترکیب صمیمیت (رابطه نزدیک) و تعهد به عشق دلسوزانه و ترکیب میل جنسی و رابطه نزدیک به عشق شهوانی می‌انجامد . به گفته اشترنبرگ، رابطه‌ای که بر مبنای دو یا بیشتر از این عناصر بنا شده باشد، بادوام‌تر از عشقی است که تنها بر اساس یکی از این مؤلفه‌ها باشد. اشترنبرگ از واژه «عشق کامل» برای توصیف عشقی که از ترکیب هر سه مؤلفه، یعنی رابطه نزدیک، میل جنسی و تعهد به وجود آمده باشد، استفاده کرده است. به عقیده اشترنبرگ، هر چند این نوع عشق، قویترین و بادوام‌ترین نوع عشق است ولی بسیار نادر می‌باشد.

مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ

به نظر اشترنبرگ عشق مثل یک مثلث است و بهترین عشق به مثلث متساوی الاضلاع شباهت دارد. عشق سه عنصر دارد: صمیمیت هوس و تعهد . عشق زمانی بهترین حالت را خواهد داشت که هر یک از سه عنصر را تقریبا به طور یکسان شامل شود .

تفاوت دوست داشتن با عشق

تفاوت دوست داشتن با عشق

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يک جور جوشش کور است و پيوندي از سر نابينائي ، اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميکند و تا هرجا که يک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميابد . عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي متجلي ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشترکي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه خاص خويش دارد و از روح رنگ ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر کدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعمي و عطري ويژه خويش دارد ، مي توان گفت که به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست . عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر ميگذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست . عشق در هر رنگي و سطحي ، با زيبائي محسوس ، در نهان يا آشکار ، رابطه دارد . چنانکه ” شوپنهاور” ميگويد : (( شما بيست سال بر سن معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه کنيد)) ! . اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبائي هاي روح که زيبائي هاي محسوس را به گونه اي ديگر ميبيند . عشق طوفاني و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت . عشق با دوري و نزديکي در نوسان است ، اگر دوري به طول بينجامد ضعيف ميشود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال ميکشد .و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و (( ديدار و پرهيز )) ، زنده و نيرومند ميماند . اما دوست داشتن با اين حالت نا آشناست . دنيايش دنياي ديگريست .

عشق جوششي يکجانبه است ، به معشوق نمي انديشد که کيست ، يک خود جوشي ذاتي است ، و از اين رو هميشه اشتباه مي کند . در انتخاب به سختي ميلغزد و يا همواره يکجانبه ميماند و گاه ميان دو بيگانه ناهماهنگ ، عشقي جرقه ميزند و چون در تاريکي است و يکديگر را نميبينند ، پس از انفجار اين صاعقه است که در پرتو روشنائي آن چهره يکديگر را ميتوانند ديد و در اينجاست که گاه پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم مينگرند ، احساس ميکنند هم را نميشناسند و بيگانگي و نا آشنائي پس از عشق – که درد کوچکي نيست – فراوان است . عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني ((فهميدن)) و ((انديشيدن)) نيست . اما دوست داشتن در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر ميرود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين ميکند و با خود به قله بلند اشراق ميبرد . عشق زيبائي هاي دلخواه را در معشوق ميافريند و دوست داشتن زيبائي هاي دلخواه را در دوست ميبيند و ميابد . عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي ، بي انتها و مطلق.

عشق ريسمان طبيعي است و سرکشان را به بند خويش در مياورد تا آنچه آنان ، بخود از طبيعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ ميستاند ، به حيله عشق ، بر جاي نهند ، که عشق تاوان ده مرگ است . و دوست داشتن عشقي است که انسان ، دور از چشم طبيعت ، خود ميافريند ، خود بدان ميرسد ، خود آنرا انتخاب ميکند . عشق اسارت در دام غريزه است و دوست داشتن آزادي از جبر مزاج . عشق مامور تن است و دوست داشتن پيغمبر روح . عشق يک اغفال بزرگ و نيرومند است تا انسان به زندگي مشغول گردد و به روزمرگي – که طبيعت سخت آنرا دوست ميدارد – سر گرم شود و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خود آگاهي ترس آور آدمي در اين بيگانه بازار زشت و بيهوده .عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن . عشق غذاخوردن يک حريص گرسنه است و دوست داشتن همزباني در سرزمين بيگانه يافتن است .

رابطه عشق با سن

رابطه عشق با سن

عشق و سن موضوع قابلِ‌توجه‌ی دیگری است که باید به آن ‌پرداخت. معمولاً عشق و جوانی همراهان همیشگی یک‌دیگر به حساب می‌آیند. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد افراد مسن نسبت به زوج‌های جوان دیدگاه رمانتیک تری نسبت به عشق دارند. از سوی دیگر تفاوت‌های جنسی در عشق به صورت تفاوت عاشقی زنا