Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

غلبه-بر-اضطراب-کنکور.jpg
اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

غلبه بر اضطراب کنکور احتیاج به یادگیری مهارت دارد. احساس اضطراب عملکرد شما را در کنکور پایین می آورد. حتی اگر دروس را بلد باشید. این ترس و وحشت مانع تسلط شما بر امتحان می‌شود. زمانی که برای این امتحان بزرگ آماده می‌شوید، اعصاب دوست شما نیستند. قبل از کنکور می‌توانید برای غلبه بر اضطراب کنکور کارهایی را انجام دهید.

غلبه بر اضطراب کنکور

اضطراب کنکور در نوجوانان به دلیل بالا رفتن اهمیت تحصیلات آکادمیک نسبت به گذشته ببشتر شده است. این اضطراب مانع موفقیت فرزندان در کنکور می شود. با انجام یکسری مهارت ها می توان این اضطراب را به حداقل رساند. در ادامه به راهکارهای غلبه بر اضطراب کنکور را بررسی می کنیم.


مقاله مرتبط: اضطراب امتحان چیست ؟


تعیین اهداف واقع گرایانه برای کنکور

اضطراب کنکور را با تعیین اهداف واقع بینانه می‌توان کنترل کرد. تعداد کمی از افراد هستند که در امتحان کنکور نمره کامل را کسب می‌کنند. هیچ دانشگاهی نمره کامل را نمی‌خواهد. با این حال بسیاری از دانش آموزان احساس می‌کنند که باید بالاترین نمره را بگیرند. وسواس برای گرفتن بهترین نمره  اعصاب شما را بهم میریزد و باعث می شود نمره کم تری را بدست آورید. اشتباه برداشت نکنید؛ منظور این نیست که هر کسی خودش را برای کم ترین نمره آماده کند. بلکه باید به نمره بالاتر به چشم سرگرم‌کننده نگاه کنید. نه آن را یک مبارزه جدی بین مرگ و زندگی ببینید. بدست آوردن نمره مورد نیاز برای دانشگاه یک پیروزی واقعی است و هر نمره بالاتر از آن خوش آیند است. اما به خاطر داشته باشید که آن‌ها فقط خامه روی کیک هستند.

ایجاد اعتماد به نفس

ابتدا اضطراب کنکور خود را بررسی کنید. با ایجاد یک نمره هدف واقع گرایانه، یک برنامه آموزشی منطقی برای رسیدن به آن هدف فراهم کنید. در طول برنامه ریزی به توانایی خود در غلبه بر مواد امتحانی فکر کنید. یک برنامه مطالعه‌ای نریزید که شما را مجبور کند مطالب درسی را خیلی سریع تمام کنید. تنظیم سرعت نادرست باعث می‌شود شما احساس خستگی و ناامیدی کنید.

یک برنامه مطالعه ضعیف می‌تواند بدترین اتفاقی باشد که پیش از امتحان کنکور برایتان می‌افتد. ممکن است دقیقاً ندانید که چقدر ممکن است طول بکشد تا شما مهارت‌های لازم برای کنکور را به دست آورید. اما احتمالاً می‌توانید یک جدول زمانی را پیش بینی کنید که درست به نظر برسد و به شما اعتماد به نفس دهد. با ساختن برنامه مطالعاتی انعطاف پذیر با اضطراب کنکورتان مبارزه کنید. برخی مواد امتحانی زمان بیشتری می‌برد تا به آن‌ها مسلط شوید، تمام این موارد را در برنامه مطالعاتی خود در نظر بگیرید.

برای به حداقل رساندن استرس، زمانی را برای بیماری و دیگر مسائل غیرقابل پیش بینی زمانی در نظر بگیرید. از همه مهم تر، حساب کنید چقدر تا کنکور زمان دارید. چهار یا پنج ساعت مطالعه در روز می‌تواند ایده خوبی باشد. اگر زمان زیادی ندارید، برنامه بلند پروازانه  به سرعت شما را خسته و فرسوده می‌کند.

مراقبت از خود

کاهش اضطراب با انجام تفریحات
انجام تفریحات برای غلبه بر اضطراب

از جمله راهکارهای غلبه بر اضطراب کنکور مراقبت از خود است. برای به حداقل رساندن اضطراب کنکور، زمانی را برای استراحت و تفریح در نظر بگیرید. در طول یک زمان طولانی مطالعه، استراحت کوتاهی به خود بدهید.یک میان وعده بخورید. یک نوشیدنی خنک بخورید و بلند شوید و قدم بزنید. در طول هفته کارهایی را انجام دهید که از آن‌ها لذت می‌برید، مثل وقت گذرانی با خانواده و دوستان، تماشای برنامه مورد علاقه تلویزیون، رفتن به پیاده روی آرامش بخش را در برنامه خود بگنجانید. همه این‌ها اعصاب شما را آرام می‌کنند و روح شما را تغذیه می‌کنند. اگر می‌خواهید بر اعصاب خود کنترل داشته باشید و تمرکز خود را حفظ کنید، این کارها را باید انجام دهید.


مقاله مرتبط: اضطراب امتحان و روش های مبارزه با آن


اگر با انجام این کارها نتوانستید بر اضطراب کنکور خود غلبه کنید بهتر است با یک مشاور و درمانگر در این زمینه مشورت کنید. او می‌تواند راه کارهای بسیار مناسبی برای کاهش اضطراب در اختیارتان قرار دهد.

منبع: topuniversities


Start-the-day-with-motivation.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

داشتن انگیزه سخت ترین کاری است که بتوان انجام داد. اگر آنقدر آسان بود همه پیشرفت می کردند و به اهداف شان می رسیدند. انگیزه فرایندی است که سبب آغاز، هدایت و حفظ رفتارهای هدفمند ما می‌ شود. این رفتار هدفمند می‌ تواند نوشیدن یک لیوان آب برای رفع تشنگی یا خواندن یک کتاب برای کسب دانش بیشتر باشد. در ادامه راه هایی که می توانید از طریق آن با انگیزه بیشتری روزتان را شروع کنید، مورد بررسی قرار گرفته است.

چگونه با انگیزه روز خود را شروع کنیم

شروع روز با انگیزه

نوشتن رویاهای تان

مغز ما به طور مداوم نیاز به یادآوری آنچه که ما از زندگی مان می خواهیم، دارد. نوشتن رویاها تغییرات بزرگی در سیستم روان و باورها می گذارد؛ چرا که به سادگی یک فکر و یک رویا به طور ناگهانی ملموس و به وضوح قابل مشاهده می شود.

کشش و ورزش قبل از اینکه روز خود را شروع کنید

شواهد علمی ثابت کرده است که وزش باعث افزایش دوپامین می شود، دوپامین همان ماده شیمیایی که باعث احساس ایجاد خوشحالی در افراد می شود. این قرص زیستی “احساس خوب” است که باعث مثبت شدن ما خواهد شد. ورزش نه تنها باعث ایجاد حال خوب در ما می شود بلکه باعث می شود سالم و خوش اندام بمانیم که این خود پاداشی اضافه است.

استراحت های منظم

همیشه مهم است که برای هر نیم ساعت کاری که انجام می دهید چند دقیقه به خود استراحت بدهید. استراحت های منظم به شما کمک می کند تا بهره وری بیشتری در کار خود داشته باشید.

دوستان و خانواده را فراخوانید و افکار خود را به اشتراک بگذارید

همانطور که ما می توانیم متمرکز شویم، همیشه خوب است که با افراد دیگر صحبت کنیم تا افکار و نگرانی های مان را با آنها به اشتراک بگذاریم. ما ذاتاً موجودات اجتماعی هستیم و نیاز به صحبت و برقراری ارتباط با دیگران داریم. این کار به شما کمک خواهد کرد که ذهن خود را دوباره سازمان دهی کنید تا بتوانید متمرکزتر شوید.

همیشه به دنبال بهترین خود باشید

به دنبال بهترین خود بودن کمک خواهد کرد که احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و از خودتان مطمئن شوید. این خیلی مهم است، مخصوصا اگر اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی داشته باشید.

یک ساعت در روز را برای یادگیری مهارت های جدید صرف کنید

یادگیری مجموعه مهارت های جدید شاید بهترین راه برای بهبود ارزش کلی یک فرد باشد. هر چه مهارت های بیشتری یاد بگیرید با افراد بیشتری در ارتباط خواهید بود و بازار کار بیشتری نیز برایتان فراهم خواهد شد و در نتیجه خود ارزشی و اعتماد به نفس شما را افزایش خواهد داد.

یادگیری مهارت جدید

صحبت کردن با غریبه ها و ایجاد دوستان جدید

در زندگی روزمره سرمان خیلی شلوغ است که بخواهیم با افراد غریبه صحبت کنیم و دوستان جدید پیدا کنیم. در هر جا که می روید با افراد جدید شروع به صحبت کنید داخل اتوبوس، بانک و هرجای دیگر و با آنها رابطه دوستانه برقرار سازید.

فراتر از محیط زندگی و حد توانایی‌ تان فکر کنید

تصور نکنید که آینده را فقط توانایی‌ های شما و آنچه اکنون دارید، می‌ سازد. دنیا محدود نیست. توانایی‌ های شما بسیار بیشتر از آنی است که تصور می‌ کنید. با به‌کارگیری تجربه‌ هایی که تا کنون به‌ دست آورده‌ اید و آنچه اکنون هستید، آینده‌ ای را برنامه‌ ریزی کنید که در آن محدودیت‌ های کمتری وجود داشته باشد؛ یعنی افق دید خود را وسیع‌ تر کنید.

پیدا کردن مربی مناسب

به دنبال مربیانی باشید که در حال انجام کارهایی هستند که می خواهید انجام دهید. هر رویا و هدفی داشته باشید، احتمالا افرادی وجود دارند که در آنها به موفقیت دست یافته اند. این افراد را پیدا کنید. اگر امکان پذیر نیست، شخصیت های موفق در کتاب ها یا سایر وبلاگ ها را دنبال کنید و از موفقیت های آنها یاد بگیرید. بدین ترتیب منحنی یادگیری شما بسیار سریع تر خواهد بود و به شما کمک خواهد کرد که ذهنیت مثبت را برای دستیابی به آن را ایجاد کنید.

صرف چند ساعت در روز صرفا برای سرگرمی و اوقات فراغت

اصلا ایده خوبی نیست که تنها روی کارتان تمرکز کنید. ما نیاز به سرگرمی نیز داریم. برخی از ایده های خلاقانه و هوشمندانه ما از انجام کارهایی می آید که به کارما مرتبط نیست.

راجع به اینکه چطور به تعویق انداختن کارها احتمال موفقیت شما را کاهش می دهد، فکر کنید

اگر کارهای تان سروقت انجام نشود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ منفی فکر کردن به شما استرس می دهد و استرس ممکن است به شما کمک کند که آن شرایط سخت را زودتر سپری کنید. این به شرایط و شخصیت شما بستگی دارد. فشار ممکن است فقط در مورد شما موثر باشد.

هدف خود را مشخص کنید و برایش برنامه ریزی کنید

برنامه ریزی یکی از اصول فراموش‌ نشدنی کار است. خوب فرض می‌ کنیم که شما افکار مثبتی دارید. اما همان‌ طور که گفتیم چون ذهن‌ مان تشخیص نمی‌ دهد ما مثبت فکر می‌ کنیم یا منفی و فقط کلمات و احساسات مربوط به آنها را دریافت می‌ کند، باید بدانیم چگونه و درباره‌ چه موضوعاتی فکر کنیم. مثلا به جای آنکه فکر کنید «نمی‌ خوام در به‌ در و فقیر باشم»، «نمی‌ خوام تمام عمرم موجود بیچاره‌ ای باشم» باید فکر کنید «می‌ خوام امنیت مالی داشته باشم». ساده است؛ چون اولی پر از کلمات منفی است و دومی یک کلمه‌ی مثبت و مهم دارد. چه عالی! خوب حالا چه برنامه‌ ای برای رسیدن به امنیت مالی دارید؟

برنامه ریزی برای هدف

البته این فقط یک مثال بود. نکته‌ مهم این است که برای این هدف یا هر هدف دیگری باید چند نمونه برنامه‌ کارآمد داشته باشید. می‌ دانم این یکی از سخت‌ ترین کارهای دنیاست اما برای رسیدن به هدف‌ تان باید بین تمام موارد هماهنگی ایجاد کنید و انجام‌ شان دهید. اگر واقعا این هدف مد نظر شماست، باید اول ببینید دقیقا چه می‌ خواهید و چه برنامه‌ ای برای تحققش دارید، اگر واقعا بخواهید راهش را هم پیدا می‌ کنید.

به خودتان جایزه بدهید

بعد از انجام هر کاری به خودتان جایزه بدهید. این جایزه می تواند تماشای ده دقیقه ای تلویزیون بعد از چهل دقیقه کار باشد. شما یک کار خوب انجام داده اید، پس ایرادی ندارد اگر خیلی به خودتان سخت نگیرید.

همیشه خود‌تان را با خود‌تان مقایسه کنید نه با دیگران

مقایسه خود با دیگران و اینکه نتیجه تلاش تان چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفته‌ اید، کشنده انگیزه و قوه خلاقیت انسان است. همیشه افراد بی‌ شماری هستند که از شما تواناترند و معدود افرادی هم هستند که از همه پیشی گرفته‌ اند؛ هم از بعد مادی و هم معنوی؛ بنابراین فقط قوای خود را روی خود، برنامه‌ ای که در پیش دارید و البته نتیجه‌ ای که عایدتان می‌ شود، متمرکز کنید و دریابید که چگونه می‌ توانید برنامه‌ ریزی ذهنی‌ تان را بهبود ببخشید و به مرحله اجرا در آورید. بررسی مجدد نتایج حاصله نیز اهمیت زیادی دارد. با این کار شما می‌ توانید اشتباه‌ های گذشته را پیدا کرده و از تکرار مجدد آن یا انجام خطاهای مشابه جلوگیری کنید. یکی دیگر از مزایای بررسی مجدد نتایج به‌ دست آمده، ایجاد انگیزه مضاعف است. درک این موضوع که حاصل تلاش‌ های شما چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفته‌ اید، توان و اشتیاق شما را چند برابر می‌ کند و اغلب از موفقیت و پیروزی خود شگفت‌ زده خواهید شد.


مقاله مرتبط: راه های افزایش انگیزه

مقاله مرتبط: راهکارهایی برای انرژی و انگیزه بالا در طول روز



positive-attitude.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

نه تنها نگرش منفی مانع لذت بردن از زندگی می شود؛ همچنین تاثیر زیادی روی محیط ما خواهد گذاشت. همانطور که می‌دانید انرژی انسان ها مسری است و یکی از بهترین چیزهایی که به خانواده، همکاران، سازمان و یا جامعه و اطرافیان خود می توانید هدیه دهید انرژی و نگرش مثبت شما خواهد بود. در ادامه چگونگی ایجاد نگرش مثبت مورد بحث قرار گرفته است.

کم کردن ناله و شکایت

ناله و شکایت در مورد هر چیز و همه چیز منجر به یک نگرش مثبت نخواهد شد. وقتی شکایت می کنید، چیزهای منفی درباره شخص، مکان یا رویدادها را بدون ارائه یک راه حل برای حل مشکل، به زبان می آورید. به جای شکایت، موارد زیر را انجام دهید:

  • خودتان را از آن وضعیت جدا کنید.
  • چشم انداز خود را در مورد وضعیت تغییر دهید.
  • یک راه حل ممکن را ارائه دهید.

قبول کنید که هیچ کاری برای تغییر وضعیت انجام نداده اید و شکایت از آن فقط منفی بودن را افزایش می دهد. شکایت مداوم باعث ساختن یک نگرش بد می شود. پس دیگر شکایت نکنید. در عوض، شروع به دنبال یافتن راه حل ها یا قبول آنچه نمی توان تغییر داد، باشید.


مقاله مرتبط: تفاوت های آدم های مثبت با آدم های منفی 


مراقب کلمات خود باشید

هنگام صحبت با خودتان از کلمات مثبت استفاده کنید. مطالعات نشان داده اند که گفتار مثبت با خود می تواند اراده شما را افزایش دهد و زمانی که شما باید کار دشواری را انجام دهید به شما کمک می کند که به خوبی از پس آن برآیید. علاوه بر این، می تواند شما را زمانی که مضطرب و نگران هستید، آرام کند.

شما به ذهن خود جهت می دهید، اگر زندگی را خسته کننده، ملال آور و با دید مادی گرایانه و پر از بی نظمی و هرج و مرج توصیف کنید، این همان چیزی است که زندگی به شما نشان خواهد داد و در بدن و ذهن شما تاثیر خواهد گذاشت. اگر از واژه های ساده و معمولی برای توصیف زندگی تان استفاده کنید همه چیز برای شما آسان تر خواهد شد و از سبک زندگی خود لذت بیشتری خواهید برد. طبق تحقیقاتی که در ایالات متحده آمریکا انجام شده است نشان می دهد که داشتن یک نگرش مثبت نه تنها تاثیر مستقیم بر روی شادی و حس خوشبختی انسان، بلکه با میزان درآمد نیز ارتباط معناداری دارد. این موضوع را اصلا دست کم نگیرید.

استفاده از قدرت شوخ طبعی

افرادی که می توانند به سختی های زندگی بخندند، نگرش عالی دارند. حس شوخ طبعی شما یک ابزار قدرتمند است و شما می توانید از آن برای بالا بردن خلق و خوی خویش و تقویت حالت احساسی خود در هر زمان استفاده کنید. دیدگاه طنز آمیز تاثیر مثبتی بر نگرش شما خواهد داشت.

شوخ طبعی

لذت بردن از لذت های کوچک

لذت های بزرگ مانند فارغ التحصیلی، ازدواج، ارتقا یافتن در شغل، انتشار کتاب تان، خیلی کم هستند. زندگی از پیروزی های کوچک و لذت های ساده تشکیل شده است. با یک نگرش ذهنی مناسب، تماشای غروب آفتاب، خوردن بستنی قیفی و پابرهنه راه رفتن بر روی چمن ها باید شما را پر از شادی و لذت کند.

لبخند بزنید

لبخند زدن اندورفین ها و سروتونین را آزاد می کند که این ها همه به عنوان هورمون های خوب شناخته شده اند. هنگامی که این مواد در بدن شما آزاد می شوند رسیدن به نگرش مثبت را بسیار آسان می کند.

قبول مسئولیت

در هر لحظه نگرش شما می تواند یک قربانی یا یک خالق باشد. گام اول شما برای تغییر از حالت قربانی به حالت خالق، مسئولیت پذیری است. این ها نگرش یک خالق است:

  • من زندگی خود را می سازم.
  • من مسئول خودم هستم.
  • من مسئول سرنوشت خودم هستم.

قبول مسئولیت

برای ارزیابی کردن کارهای تان وقت بگذارید

برخی فکر می کنند افراد موفق هرگز ناامید یا پشیمان نمی شوند. در حالی که اینطور نیست. موفق ها و مثبت اندیشان، کارها و نتایج خود را ارزیابی می کنند و از انجام کارهای بیهوده دست می کشند و به کارهایی که نتایج مثبتی دارند متمرکز می شوند. این کار باعث می شود شور و انرژی بیشتری داشته باشند. شما هم زمان هایی از روز، هفته و ماه را به کارها و بررسی نتایج عملکردتان اختصاص دهید تا بتوانید از کارهایی که انرژی شما را تلف می کند دوری کنید و به کارهای مثبت و موردعلاقه بپردازید.

افکار خود را بررسی کنید

تبدیل به یک ناظر از افکار خود شوید. افکار شما احساسات، عواطف و نگرش‌های شما را تولید می کنند و اگر سعی کنید به اثرات آنها بچسبید و یا بدتر از آن، اگر بخواهید آنها را سرکوب کنید تأثیر بدتری بر روی شما خواهند گذاشت.

“سعی نکنید افکار خود را سرکوب کنید و آنها را از ذهن خود بیرون کنید، زیرا این دقیقه به همان معنی است که بخواهید آب سخت را با اتو کردن نرم کنید؛ با این کار فقط آن را بیشتر آشفته ‌می کنید.” آلان واتس

به دیگران کمک کنید

تحقیقات ثابت کرده که کمک به دیگران احساس خوشایندی در افراد ایجاد می کند. با اینکه امروزه افراد مغرور زیادی در اطراف خود ببینیم اما اگر حس هم نوع دوستی را در خود تقویت کرده و به دیگران کمک کنیم، انرژی مثبت و شادی را برای خود به ارمغان آوریم. از آنجا که ما انسان ها ذاتا اجتماعی هستیم پس اگر به خانواده، دوستان و حتی افراد غریبه یاری برسانیم، می توانیم احساس بسیار خوبی داشته باشیم؛ بنابراین هر زمانی که احساس کردید فرصتی برای کمک به دیگران دارید، از یاری رساندن به آنها دریغ نکنید.

کمک کردن به دیگران

غلبه بر مقاومت به تغییر

ما همه گاهی طرفداران و گاهی اوقات مخالفان تغییر هستیم. این امر طبیعی است. دلیل آن ساده‌ است. هر فردی دارای شخصیت، فرهنگ شخصی، تاریخ شخصی و یا اعتقاد شخصی است که با دیگران فرق دارد. برای فردی تغییر می تواند یک کشف سودمند باشد در حالی که همان تغییر باعث اضطراب و استرس در شخص دیگری می شود. در حقیقت، با داشتن هیچ مرجع معمولی که بشود به آن پایبند بود، تغییر می تواند منبع ترس و بی‌ثباتی باشد. مقاومت به تغییر می‌تواند منبع استرس و اضطراب مداوم باشد، به ویژه هنگامی که تصمیم گیری ها انجام می شوند. به همین دلیل است که شما باید ذهن خود را برای تفکر مثبت تمرین دهید. این کلید زندگی بهتر است.

روز خود را سازمان‌دهی کنید

روزها خیلی سریع می روند و ما زود توسط وظایف زندگی روزمره، یعنی کار، کودکان، کارهای خانه، خرید، بیرون رفتن و لیست های طولانی پایمال می شویم. راه حل همه این ها یادگیری سازمان دهی است. گفتن آن از انجامش آسان تر است. اما با چند ایده و تمرین، می توانیم با هر شرایطی مقابله کنیم. هنگامی که با وظایف روزانه غرق می‌شوید، این می تواند منافع افکار و احساسات را همراه با این وظایف ایجاد کند. بهترین راه حل این است که روز خود را برنامه‌ریزی کنید.

اکثر مردم روز خود را برنامه‌ریزی نمی کنند، آنها لیست مبهمی را در ذهن خود شکل می‌دهند و اغلب کارها را به روزهای بعد موکول می کنند. شما نباید فقط کارهای روزانه خود را در ذهن نگه دارید، بلکه باید فهرستی از کارهای روزانه خود بر روی یک ورق کاغذ یا یک دفتر که همیشه با خود حمل می کنید داشته باشید. به یاد داشته باشید که شما نمی توانید تمام کارهای خود را در یک روز انجام دهید. از سوی دیگر، باید وظایفی که برای روز خود برنامه‌ریزی کرده‌اید را به اتمام برسانید. برای این کار اطمینان حاصل کنید که اهداف روز به طور واضح تعریف شده‌اند و در یک زمان یک کار را انجام دهید. اگر این نگرش را اتخاذ کنید، از بعضی احساسات ناامیدی و خشم اجتناب خواهید کرد.


Under-the-pressure-of-work.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

استرس اگر به درستی مدیریت نشود می تواند اثرات ناخواسته ای بگذارد، مخصوصا اگر تحت فشار، کاری ایجاد شود. به طور کلی، فشار، فوریتی است که همه ما باید در سطوح مختلف در طول حرفه ها و وظایف روزمره، تحمل کنیم، برای کنار آمدن با این فشار کاری بالا و برای آنکه کنترل خود را در این شرایط حفظ کنیم توصیه هایی مطرح شده است.

چگونگی کار تحت فشار

فشار کاری

اولویت بندی

هر کار را در لیست خود ارزیابی کنید. آیا این کار برای شما اهمیت دارد؟ آیا فشار کار را کاهش می دهد؟ اگر نه، بپرسید آیا می توانید آن کار را به شخص دیگری واگذار کنید یا اینکه این کار را می توان به تعویق انداخت یا حذف کرد. به خودتان اجازه دهید به کارهایی که در الویت شما نیستند نه بگویید؛ بنابراین کارها را بهتر انجام خواهید داد.

تغییر زمینه، را کاهش دهید یا کاملاً از بین ببرید

تغییر زمینه، جابه جا شدن مرکز توجه شما از روی یک موضوع به موضوع دیگری است که ارتباطی با هم ندارند. برای مثال، همین‌ الان که در حال خواندن این مقاله هستید، چند تب دیگر در مرورگر خود بازکرده‌اید؟ احتمالاً شما هم عادت دارید سری به شبکه های اجتماعی بزنید، ایمیل تان را چک کنید و چند سایت خبری ببینید، همه این ها در عرض ۵ دقیقه یا چیزی شبیه به آن رخ می دهد. چنین عاداتی بازده کاری را تا ۴۰ درصد پایین می آورند! این مقدار تقریباً نصف کل خروجی شماست. نه‌ تنها باعث کند شدن پیشرفت کار می شود و فشار بیشتری به مغرتان وارد می کند، بلکه به یکی از دلایل اصلی استرس در محل کار تبدیل می شود. قرار دادن اطلاعات بیش‌ازحد در مغز برای پردازش، چندان راه درستی نیست. هرروز تعداد مقالات و تحقیقات بیشتری اظهار می کنند که انجام چند کار همزمان بهره وری را کاهش می دهد.

کار تیمی انجام دهید

یکی از مهم ترین عوامل فرسودگی شغلی، یک اقدام ابلهانه است: انجام همه کارها به تنهایی. درخواست کمک از همکاران یا تیم مدیریتی شما اصلا خجالت آور نیست. در حقیقت، همکارانی که اغلب با هم کار می کنند بیشتر احتمال دارد که فشار روانی را در کار کاهش دهند و احتمال فرسودگی شغلی را نیز کاهش خواهند داد.

کار تیمی

چالش ها و خطراتی که می پذیرید را ارزیابی کنید

ارزیابی به طور معمول به ما روش هایی برای مقابله با فشار ارائه می دهد. هنگامی که ذهن ما روشن است، می توانیم راه حل ها را به جای خود مشکل در نظر بگیریم، یکی از عوامل اصلی در اجتناب از فشار گفتن “نه” به جای “بله” است. اگر شما می دانید که یک کار می تواند انجام شود، پس انجام خواهد شد. اگر فکر می کنید این کار را نمی توانید انجام دهید، این ارزیابی به شما امکان می دهد تا یک راه حل برای آن پیدا کنید.

آینده را فراموش کنید و بر حال تمرکز کنید

یکی از راه های انجام کار تحت فشار این است که به عقب بر گردیم، کم کردن سرعت و متوقف کردن تفکر در مورد مهلت آینده یا کاری که باید انجام شود. یک چک لیست از سه کاری که باید انجام دهید را فراهم کنید، و برای انجام آنها زمان تعیین کنید.

تمرکز روی آنچه می توانید کنترل کنید

در ابتدا باید ببینید دلیل نگرانی‌های تان چیست. آیا مهلت انجام کار، مهارت‌های تان، منابع در دسترس، یک همکار یا شاید چیزی خارج از شرکت است؟ در اولین گام، مشخص کردن آنچه باعث نگرانی شما می شود امری حیاتی است و بعد می توانید افکار خود را دوباره اصلاح کنید. آیا چیزی است که می توانید تغییرش دهید؟ اگر از کنترل شما خارج است، پس نیازی به نگرانی نیست. بلکه باید آن را همانند چالشی ببینید که باید بر آن غلبه کنید. این کار را «اصلاح مثبت» می نامند.

مثال:

فرد مضطرب: من به این دلیل در شغل استرس دارم.
دلیل اصلی: فکر می کنم همکارم در دلش از من متنفر است.
اصلاح مثبت: نظر یک نفر در مورد من نمی تواند موفقیت و خوشحالی من را تعیین کند.
خیلی افراد در همان مرحله اول باقی می مانند، درحالی‌که نمی دانند دلیل اصلی آن چیست و تغییر دادن دیدگاه شان در مورد مسائل، می تواند استرس ایجاد شده همراه آن را از بین ببرد، حتی بدون اینکه مشکل را کاملاً حل کنند. فراموش نکنید که مجبور نیستید مشکل را بلافاصله حل کنید، فقط کافی است رفتار مثبتی نسبت به آن داشته باشید!

از خود بپرسید چه چیزی باید در حال حاضر انجام شود

وقتی که کارها زیاد است، آستین های خود را بالا ببرید و روی مهم ترین وظایف تمرکز کنید. در باتلاق فرو رفته اید؟ از دیگران کمک بخواهید. باید از دره ها و کوه ها، پستی و بلندی ها، عبور کنید تا به دشتی صاف و هموار برسید.

برنامه ریزی کنید و از خودتان بپرسید «چه می شد اگر؟»

طرح اولیه شما ممکن است از یک مرحله به مرحله دیگر تغییر کند یا حتی به طور کامل از بین برود اما توانایی تغییر خطوط کلید است. هنگامی که برنامه ریزی برای پیش برد چالش را آغاز می کنید، یک برنامه جایگزین نیز داشته باشید. به گزینه ها فکر کنید حتی اگر به آنها نیاز نداشته باشید، آنها به شما کمک می کنند که در هنگام فشار کاری آماده باشید.

راهکارهایی برای فرار از استرس

کافئین می تواند موجب تقویت تمرکز و بهبود عملکرد مغز در طول روز بشود. اما همیشه نمی توانید دست به دامن قهوه شوید. برای این منظور بهتر است در طول روز، ورزش یا مدیتیشن کنید. بازی کنید، بیرون بروید، با دوستان خود حرف بزنید …. هر کاری که حال تان را خوب می کند، انجام دهید. اگر یک معتاد کار هستید و از آن لذت می برید، اشکالی ندارد، این به خودتان مربوط است. اما یاد بگیرید که چگونه بهترین باشید و بدون استرس های کاذب موجب پیشرفت خود و همکاران تان بشوید.

مدیتیشن در محل کار

کار خود را با شادی و لذت همراه کنید

در زمان هایی که احساس می کنید کارهای تان بسیار زیاد شده و خود و کارمندان تان تحت فشار هستند، چند ساعتی در انجام فعالیت ها وقفه بیندازید. با هم بیرون بروید و غذا بخورید. یا کافه بروید و کمی گپ بزنید. خودتان را از زیر بار استرس بیرون بکشید. شاید باور نکنید که این وقفه چند ساعتی تا چه حد می تواند در افزایش خلاقیت و راندمان کاری موثر باشد. شاید تصور کنید که به این صورت وقت تان تلف می شود و کارها عقب خواهند افتاد. اما مطمئن باشید که بهبود روحیه موجب انجام سریع تر کارها خواهد شد.


مقاله مرتبط: نشانه های کار بیش از حد



Increasing-the-motivation-for-a-better-life.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

انگیزه شامل مجموعه ای وسیع است؛ شاید نوعی ترس، شاید هم نوعی میل شدید باشد. هر چیزی که یک موجود زنده را وادار به حرکت کند، نامش را می‌توانید انگیزه بگذارید. اما انگیزه اولین عنصر تشکیل‌دهنده‌ رفتار در ما آدم ها است، وقتی می پرسیم فلان شخص چرا فلان کار را انجام داد؟ دنبال انگیزه‌ او از رفتارش هستیم. انگیزه وادارمان می‌کند کاری را که واقعا دوست داریم انجام دهیم یا به هدفی که واقعا داریم برسیم، انگار کسی توی سرمان روی یک صندلی ننویی شیک نشسته است پایش را روی پایش انداخته، مقتدرانه تاب می‌خورد و هی می‌گوید: «فکر می کنم می تونی..»، « حتما هنوز می تونی…»، « مطمئنم انجامش می دهی…» اما این مهم است که بفهمیم چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم و به هدف برسیم. در ادامه نکاتی برای افزایش انگیزه برای موفقیت و زندگی شادتر آّورده شده است.

انگیزه در زندگی و موفقیت

نیمه‌ پر لیوان را ببینید

مهم ترین چیزی که باید در این بخش به آن توجه کنید این است: که بدانید چه چیزی ندارید و می‌خواهید به‌ دستش بیاورید. واقع بین باشید و نواقص یا نداشته های تان را بپذیرید. آن وقت است که می دانید چه می خواهید و می توانید به‌ آنها فکر کنید. قبول دارم که این می تواند آغاز یک موج منفی باشد، خوب بالاخره یاد نداشته های تان می افتید! منم همین طور هستم! ممکن است شروع کنید به دلسوزی کردن برای خودتان، بی علاقه شوید، انگیزه تان را از دست بدهید و دیگر سمت چیزی نروید. اما چاره ای نیست؛ البته راه حلی دارد که الان می گویم؛ درباره‌ چیزی که می خواهید فکر کنید، و فکر کنید برای چه چیزی واقعا از خدا ممنون هستید؟ اگر این‌طوری به همه‌چیز نگاه کنید دلسرد نمی‌شوید و بهتر دست‌گیرتان می‌شود چه چیزی برای‌تان مناسب‌تر است یا باید داشته باشید.

پاک کردن روابط، کار و مسائل شخصی

آیا تا به حال از خودتان پرسیدید که چه جنبه هایی از روابط تان برای شما سالم است و خوشحالی را برایتان به ارمغان می آورد؟ آیا این را هم در نظر گرفته اید که چه کاری باید انجام دهید آنها خوشحال تر می شوند؟ وقت آن است به جای فکر به منافع خود در روابط، به این فکر کنید چگونه می توانید کمک کنید تا همه چیز بهتر شود. احتیاط کنید! کمک کردن بیش از حد همیشه جوابگو نیست.

یاد بگیرید چگونه رهبری بهتر شوید

با تشویق دیگران به تبدیل شدن به رهبران بهتر، یاد بگیرید چگونه رهبری بهتر شوید.

رهبری بهتر

پذیرفتن بازخورد منفی و انتقاد

زمانی که دیگران با ما موافق هستند و ما را تحسین می کنند چیزی یاد نمی گیریم. بهترین یادگیری ما زمانی است که ما اشتباه می کنیم و احساسات شدید در ارتباط با شکست و یا طرد شدن را تجربه می کنیم. از خود بخواهید که از هر بدشانسی درس بگیرید. همیشه یک قطعه طلایی برای رشد وجود دارد. ما فقط باید تلاش خود را برای جستجوی آن افزایش دهیم. هنگامی که شما بتوانید این کار را انجام دهید، می توانید انگیزه داخلی خود را از درون شارژ کرده و حتی در تاریک ترین زمان، شادی را تجربه خواهید کرد.

هر روز از یک ماجراجویی لذت ببرید

هنگامی که اهداف کوچک برای تغییر روزانه کارهایی که انجام می دهید در نظر می گیرید، می توانید سطح شادی که تجربه می کنید را به طور کامل تغییر دهید. در ادامه لیستی آورده ایم که می تواند به شما ایده دهد.

  • نوشیدنی متفاوتی برای شروع روز خود انتخاب کنید.
  • لباس کار بپوشید؛ حتی اگر در خانه کار می کنید.
  • راه متفاوتی را برای رفتن به سر کار انتخاب کنید.
  • به یک رهگذر که با او تماس چشمی برقرار کرده اید لبخند بزنید.
  • هنگامی که احساس کردید همکارتان پریشان و مضطرب است از وی تعریف کنید.
  • اگر تعطیلات در خانه غذا می خورید به بیرون بروید.

هدف گذاری برای تبدیل شدن به یک دوست، شریک و یا همکار بهتر

روابط خود را بررسی کنید و از خودتان سوال کنید که چه جنبه هایی از آنها برای شما سالم هستند و خوشبختی را برای تان به ارمغان می آورند. همچنین، در نظر بگیرید که چه چیزی برای آن رابطه مفید است و آیا این کار باعث خوشحالی شما می شود. تنها به منافع خود فکر نکنید و ببینید که چه چیزی باعث شکوفایی بیشتر آن رابطه خواهد شد. اهداف شخصی خود را تنظیم کنید و به کارتان برسید. تقویت و پیوستن به روابط سالم تر و شادتر، ارتعاشات مثبت را در زندگی روزمره تان را افزایش خواهد داد.

در مورد کاری که می‌خواهید انجام دهید، مطالعه کنید

هنگامی که کاری را آغاز می کنید، درباره فرایند کار پژوهشی به‌عمل بیاورید. با این کار شما از میزان کاری که در پیش رو دارید و مشکلاتی که ممکن است با آن برخورد کنید، آگاه می شوید. گاهی اوقات توقع یا انتظار بی جا سبب کاهش انگیزه و هدر رفتن اشتیاق و جدیت اولیه فرد می شود. با مدیریت خواسته های تان می توانید از هدر رفتن نیروی حاصله از اشتیاق جلوگیری کنید و انگیزه و توانایی های تان را تا پایان کار حفظ کنید. دانستن این موضوع که بر سر کسانی که در موقعیت مشابه شما قرار داشته اند، چه آمده، چه مسیری را طی کرده و چه گام هایی برداشته اند، بسیار مفید و آموزنده است. می توانید با تلفیق روش انتخابی آنها و آنچه خود در ذهن دارید، روش کاری مناسبی را انتخاب و فعالیت خود را شروع کنید. این وضعیت میزان نگرانی های شما را کاهش می دهد و بهتر می توانید اوضاع کاری را تحت کنترل خود داشته باشید؛ چه از بعد احساسی و چه از بعد عملی، چون حداقل تا حدودی می‌دانید که دیگرانی که چنین راهی را رفته‌اند با چه وقایعی مواجه شده‌اند و این آگاهی از بعد احساسی و عملی سبب تشویق و دلگرمی شما می شود.

برای مثبت اندیشی تلاش کنید

بیاموزید که بیشتر اوقات مثبت اندیش باشید و یاد بگیرید که افکار منفی را قبل از آنکه سد راه شما باشند، از سر بیرون کنید. ممکن است که همه نتوانیم همیشه مثبت‌اندیش باشیم، اما باور کنید که بیشتر ما می توانیم این حس را در خود تقویت کنیم و نتیجه حاصل نیز می تواند به تلاش بیشتر ما کمک کند.

مثبت اندیشی

اطرافتان را از چیز و افراد مثبت پر کنید

جهان پر از چیزهایی است که ساز مخالف می زنند. ممکن است بلافاصله بعد از اینکه از ذهن تان بگذرد: «فردا یه نفس راحت میکشم»، یک نفر پیدا شود و سر ۵۰ هزار تومان شرط ببندد که نمی توانید! پس بهتر است از چنین افرادی فاصله بگیرید. این افراد عموما اشخاص بیچاره‌ و درمانده ای هستند که سزاوار توجه نیستند. قبول دارم که این افراد ممکن است گاهی البته خیلی، خیلی، خیلی کم بتوانند مفید باشند. حالا به شما می گویم چطور؟! اگر فرضاً آن‌قدر تنها باشید که اجازه بدهید چنین فردی کنارتان بماند او سعی می کند شما را هم در آتش یأس یا حسادت خودش بسوزاند و چون فکر می کند شما نمی توانید او را رها کنید، به کارش ادامه می دهد. مقاومت او باعث می‌شود شما بخواهید توانایی تان را به طرف ثابت کنید. این میزان آدرنالین شما را بالا می‌برد و عزم و اراده ای که شما لازم دارید را به شما می دهد. و در هر صورت، خودتان را به خودتان و او ثابت می‌کنید. حالا می توانید حتی از او متشکر هم باشید. او سبب خیر شده است و ناخواسته به شما انگیزه داد و کمک تان کرد! دوستش داشته باشید!

تفریح را فراموش نکنید

بله لذت ببرید. این راه را آغاز کرده اید، شما می خواستید چیزی متفاوت از آنچه که انجام می دادید انجام دهید و کاری را انجام می دادید که دیدگاه شما بود و نه کسی دیگر. به یاد داشته باشید که چرا شما این سفر را شروع کرده اید و نگران نباشید در صورت لزوم به موقع مسیر را تغییر دهید. پس از این سفر لذت ببرید.


مقاله مرتبط: راهکارهایی برای انرژی و انگیزه بالا در طول روز

مقاله مرتبط: راه های افزایش انگیزه



Increased-motivation-in-anxious-people.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اغلب اوقات، زمان داشتن استرس به‌نظر می رسد که همه چیز از همه طرف روی سر شما آوار شده‌ است. حس می کنید مشکلات مثل گلوله به سمت شما شلیک می شوند و باید مرتب جاخالی بدهید تا آسیب نبینید. در این مواقع موضع دفاعی می گیرید و حتی دفاع تان هم خیلی خوب نیست.

اگر به دنبال رهایی از اضطراب هستید، باید نحوه ادراک خود را تغییر دهید. مدیریت شرایط سخت و وضعیت های استرس زا بسیار مهم است. باید بدانید نوع نگاه و درک تان از وضعیت های مختلف بسیار حیاتی است. شاید اعتقادی به جملات انگیزشی نداشته باشید، اما باید به این باور برسید، جملات الهام بخش و انگیزشی می توانند شما را در مسیر صحیح زندگی قرار دهند و از اضطراب تان بکاهند.

افزایش انگیزه در افراد مضطرب

پس اگر می خواهید بر اضطراب خود فائق بیاید، از خواندن جملات انگیزشی زیر غفلت نکنید.

  • شما سخت تلاش می کنید، اما شما نمی توانید کامل و عالی باشید.
  • قوی ترین اسلحه در برابر اضطراب، قدرت انتخاب ما در نوع افکارمان است.
  • اضطراب، چه اضطراب اجتماعی، تعمیم یافته یا غیره، انتخابی نیست.
  • داشتن اضطراب به این معنا نیست که شما کمتر از دیگران شجاع هستید.
  • مسیرهای سخت و پرپیچ و خم به بهترین مقصدها می رسند. هنوز بهترین اتفاق زندگی ات رخ نداده است. منتظر باش.
  • با افرادی وقت بگذرانید که بهترین،را در شما به ارمغان می آورند، نه استرس را در شما.
  • هیچ‌چیز، جز خودت مسبب آرامش تو نیست.
  • سفر یک هزار مایل با یک قدم شروع می شود.
  • باید یاد بگیری بگذری و اجازه دهی تمام استرس ها از تو دور شوند. گذشتن بسیار مهم است، زیرا تو بر همه چیز کنترل نداری.
  • خوب است که ارتباط خود را با افرادی که روی خلق شما اثر منفی می گذارند، قطع کنید. گاهی اوقات این برای هر دو شما بهتر است.
  • این واقعیت که شما مضطرب هستید به این معنی است که شما چیزهای زیادی را در مورد چیزهای مهم می بینید، که بسیار عالی است؛ اما حالا یاد بگیرید که آن را به سطحی که برای شما قابل کنترل است؛ در آورید.
  • گاهی اوقات یک شریک یا یک دوست خوب می تواند در لحظات سخت به شما کمک کند.
  • هر گاه خواستی به مانند روش های ناموفق گذشته نسبت به موقعیت های سخت واکنش نشان بدهی، از خود بپرس: می خواهی اسیر گذشته‌ ات باشی یا فاتح آینده ای شاد؟
  • اضطراب ما را نمی کشد، شیوه‌ برخوردمان با آن، ما را خواهد کشت.
  • اگر صدایی در درون تان می شنوید که می گوید “شما نمی توانید نقاشی کنید”، با تمام قدرت تان نقاشی کنید و این صدا خاموش خواهد شد.
  • انسان های بامحبت در دنیای محبت و عشق ساکن هستند و انسان های متخاصم نیز در دنیای تخاصم و دشمنی. جالب است که مکان هر دو دنیا مشترک است.
  • هر روز، شما فقط مقدار محدودی از زمان و انرژی را در اختیار دارید. سعی کنید آن را صرف مسائل مهم تر کنید تا چیزهایی که حال تان را بدتر می کند.
  •  تفکرات تان را تغییر بدهید تا دنیای شما تغییر کند.
  • اگر اعتبارت را برای داشتن امنیت از دست بدهی، اضطراب، افسردگی، اختلال در تغذیه، اعتیاد، خشم، گناه، نفرت و غم بی پایان در انتظارت خواهد بود.
  • خیلی نگران طرز تفکر دیگران درباره‌ خود نباشید؛ کافی است بدانید آن‌ها به ندرت به شما فکر می کنند.

نگرانی درباره طرز تفکر دیگران درباره خود

  • ای کاش می دانستید چقدر در زندگی افرادی که می بینید، اهمیت دارید و چقدر در زندگی کسانی که در رویاهای تان هم ندیده اید مهم هستید. بخشی از شما در هر دیدار و برخورد با دیگری به یادگار می ماند.
  •  من نمی‌توانم جهت باد را تغییر دهم، اما می توانم بادبان هایم را طوری تنظیم کنم که همیشه به مقصد برسم.
  • اگر نمی توانی پرواز کنی، بدو، اگر نمی توانی بدوی راه برو، اگر نمی توانی راه بروی سینه خیز برو، اما هر کاری کنی، به سمت جلو در حرکت باش.
  • بسیاری از ما، رویاهای مان را زندگی نمی کنیم، زیرا ترس‌های مان بر تمام جوانب زندگی مان چیره شده اند.
  •  عقاب از طوفان برای رسیدن به ارتفاعات غیر‌قابل تصور استفاده می کند.
  •  هنگامی ‌که همه چیز علیه شما به نظر می‌رسد، به یاد داشته باشید که هواپیما خلاف جهت باد حرکت می‌کند نه موافق آن.
  • سخت‌ترین کار، تصمیم برای شروع است، بقیه صرفا پایداری و مداومت است.
  • به گونه ای عمل کن که می خواهی حس کنی.
  • محدودیت ها تنها در ذهن ما زندگی می‌کنند. اما اگر از تخیل مان استفاده کنیم، فرصت های ما بی حد و حصر خواهند بود.
  • نگرش مثبت به جای اینکه بگذارد شرایط، شما را تحت فرمان خود بگیرد، شرایط را تحت سلطه شما قرار می دهد.
  • آن چه که ما در درون‌مان به دست می آوریم، واقعیت بیرونی را تغییر خواهد داد.
  • نگرانی همانند یک صندلی گهواره ای است. سوار آن می شوید و حرکت می کنید اما به هیچ مقصدی نمی رسید.
  •  درست در طول تاریک ترین لحظات مان است که باید برای دیدن نور تمرکز کنیم.
  • بیست سال بعد بابت چیزهایی که انجام نداده اید ناامید خواهید شد نه بابات کارهایی که انجام داده‌اید، بنابراین از آن حاشیه‌ امن دور شوید، حواس تان به بادهای بسامان باشد تا به مقصد برسید. کاوش کنید، رویا ببافید، کشف کنید!
  • خواه فکر ‌کنید که می توانید و خواه فکر ‌کنید که نمی توانید، به هر حال حق با شماست و همان خواهد شد.
  • زندگی ۱۰٪ چیزی است که برای مان اتفاق می افتد و ۹۰٪ واکنشی است که نسبت به آن نشان می دهیم.
  •  اگر به آن‌چه که در زندگی دارید، نگاهی بیندازید، از همیشه بیش تر خواهید داشت. اگر به آن چه که در زندگی ندارید نگاه کنید، هرگز هیچ چیز برای تان کافی نخواهد بود.
  •  فکر نکنید که در یک ماه آینده چه اتفاقی می افتد. فکر نکنید که در یک سال آینده چه اتفاقی می افتد. فقط روی ۲۴ ساعتی که پیش روی تان است تمرکز کرده و هر کاری برای رسیدن به جایی که می خواهید باشید لازم است، انجام دهید.
  • نگرش و شیوه روایت تو از خودت بسیار مهم است.
  • آنچه دیگران درباره ی تو فکر می کنند، اصلاً به تو مربوط نیست.

تغییر طرز تفکر

  • اگر چیزی را دوست نداری، به دنبال تغییرش باش و اگر قادر به تغییر نیستی، طرز تفکرت را نسبت به آن عوض کن.

مقاله مرتبط: راه های افزایش انگیزه



How-to-set-goals-financially.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

امور مالی می تواند هر کسی را به نقطه اضطراب شدید و نگرانی سوق دهد. در این مقاله، ما راه هایی را در مورد چگونگی تعیین اهداف مالی بررسی خواهیم کرد.

چگونگی تنظیم اهداف مالی

اگرچه تعیین اهداف مالی ممکن است به نظر یک کار سخت و دشواری باشد، اما برای کسی که دارای اراده و وضوح تفکر باشد، آسان است. سعی کنید از این نکات استفاده کنید.

نیازها و خواسته های تان را دریابید

چه می خواهید؟ واقعاً به چه چیزهایی نیاز دارید؟ وضعیت مالی کنونی تان را ارزیابی کنید. دو لیست تهیه کنید: یکی لیست نیازهای تان و یکی لیست خواسته های تان.

برای درست کردن این لیست، از خودتان سوال کنید:

  • چرا این را می خواهم؟
  • اگر این را داشته باشم چه تغییری در زندگی ام ایجاد می شود؟
  • چه چیزهایی واقعاً برایم مهم هستند؟
  • آیا این با ارزش هایم تطابق دارد؟

نیازها و خواسته های تان را دریابید

واقع بینانه باشید

چالش اصلی شما در اینجا تعیین اهداف واقع گرایانه است. منظور ما از اهداف واقع گرایانه اهدافی است که در مدت زمان تعیین‌شده، دست‌یافتنی باشد. تعیین هدف های بسیار بالا و غیرممکن تنها زمینه ‌ساز عدم موفقیت و ناامیدی شما هستند.

اصلاح رفتار

اشتباه نکنید زندگی مالی شما را، پول تشکیل نمی دهد، بلکه این رفتار شما در مواجهه با پول است که زندگی مالی شما را می سازد. کنار گذاشتن عادت های بد همیشه سخت است و عادت های مالی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بهتر است قبل از اینکه اولین درآمد کسب شود، عادات مالی درست درباره درآمد در فرد ایجاد شود. پس برای شروع باید رفتار خود را مدیریت کنیم و عادت های بد مصرفی و تصمیم گیری های غلط و بدون فکر را کنار بگذاریم.

اهداف کوتاه مدت در مقابل بلند مدت

رویکرد دستیابی به هر هدف مالی، یکسان نیست. مهم است که اهداف را به کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم کنید. اهدافی که برای سه سال آینده می خواهید به آن برسید به عنوان اهداف کوتاه در نظر بگیرید. همه‌چیز با اهداف کوتاه مدت آغاز می‌شود. این اهداف نیازمند این هستند که شما به‌صورت مشخص گام های رسیدن به آنها را تعیین کنید تا کمک حال شما در رسیدن به اهداف بلند مدت باشند.

الویت بندی اهداف مالی

پس از تقسیم ‌بندی هر هدف بر مبنای زمان، باید اهمیت هر یک از اهداف را در نظر بگیرید. اگر مانند بیشتر مردم، شغلی با درآمد متوسط دارید، بنابراین برای تأمین تمام اهداف ‌تان به ‌اندازه‌ کافی پول ندارید. پس رتبه ‌بندی اهداف ‌تان برمبنای اهمیت نسبی آنها، کمک می کند تا بتوانید اهدافی مهم ‌تر را اولویت ‌بندی کنید.

البته برخی از اهداف را باید در هم ادغام کرد؛ چرا که معمولا با تأمین اهداف کوتاه مدت می ‌توان به اهداف طولانی ‌تر دست یافت. به طور مثال زمانی می توانید از یک بدهی کاملا رها شوید که اقساط آن را در مدت ‌های کوتاه معین، بپردازید؛ یا برای بازنشستگی باید پس ‌انداز داشته و روی بخشی از درآمدتان سرمایه ‌گذاری کنید. همچنین به یاد داشته باشید که برخی از اهداف مالی فقط یک بار رخ می‌دهند، درحالی ‌که برخی از اهداف دیگر ممکن است هر سال تکرار شوند.

اولویت بندی اهداف مالی

در نظر گرفتن تورم

رونالد ریگان یک بار گفت: “تورم به اندازه یک قاتل خشن، مانند یک دزد مسلح و یک مهاجم مرگبار، ترسناک است”. بنابراین هر زمان که اهداف دراز مدت تعیین کردید، تورم را در نظر بگیرید.

چشم از هدف تان برندارید

نوشتن روی کاغذ (خب، شاید این روش قدیمی شده باشد، شما می ‌توانید این کار را در اپلیکیشن نوت موبایل خود انجام دهید) یک چیز است، دنبال کردن آن‌ها چیزی دیگر… تعهد می ‌خواهد. اهداف تان را مرتباً بازبینی کنید تا مصمم ‌تر شوید. هرگز هدف های کوتاه مدت ۱ و ۵ میلیون تومانی را دست کم نگیرید، چون درنهایت به هدف های چند ده میلیونی و شاید حتی چند صد میلیونی منجر می ‌شوند.

چیزی را که صاحبش هستید، فراموش نکنید

وقتی راجع به آینده صحبت می ‌کنیم، فراموش کردن گذشته آسان می ‌شود. بدهی های شما به قوم‌ و خویش و دوستان تان و از همه مهم تر بانک ها، اعتنایی به امیدها و آرزوهای شما ندارند. آنها همچنین به اهداف و برنامه های شما نیز اهمیتی نمی ‌دهند. در هنگام برنامه ریزی مالی برای آینده، بدهی های خود را نیز در نظر داشته باشید. در حقیقت، قبل از اینکه هدف مالی دیگری به سرتان بزند، اصلی ‌ترین هدف تان باید خلاص شدن از شر بدهی های فعلی ‌تان باشد. وقتی شما از محل پس انداز خود در حساب بانکی ۱۰ درصد سود دریافت می‌کنید و در عوض ۲۲ درصد بهره بابت وامی که در دوران دانشجویی از بانک گرفته ‌اید پرداخت می‌کنید، هر نوع برنامه ریزی برای آینده بی ‌فایده است. اول، فکری به حال بدهی های خود کنید.

همکاری با مشاوران حرفه ای

حتی باهوش ترین و موفق ترین افراد در جهان به کمک افراد حرفه ای دیگر نیازمند هستند. آنها ترس و نگرانی از مشاوره با افراد متخصص در حوزه های خاص ندارند.

مشورت با مشاوران حرفه ای

حتی اگر شکست خوردید دوباره شروع کنید

اگر یک اشتباه را انجام دادید، جهان به پایان نخواهد رسید. به یاد داشته باشید که برنامه های انعطاف پذیر، برنامه های واقع گرایانه تر هستند. بنابراین؛ به جلو بروید و سعی کنید اهداف مالی خود را همان طور که برنامه ریزی شده دنبال کنید، اما اگر به دلایلی به این برنامه دست پیدا نکردید، سریع ناامید نشوید. همه چیزهایی که باید انجام دهید این است که در جاده بمانید و قول بدهید تا به انتها (هدف تان) برسید. مهم نیست که چند بار در طول راه زمین می خورید.

عدم مقایسه خود با دیگران

افراد موفق از نظر مالی زمان و پول را برای مقایسه خود با دیگران و یا این که شبیه آنها باشند، هدر نمی دهند. این افراد بر اهداف و توانایی های مالی خود متمرکز می شوند.

کنترل هزینه های ناگهانی

کنترل هزینه های ناگهانی

همگی ما مواقعی را که تمایلی ناگهانی به خرید چیزی که می خواهیم، اما نیاز ضروری به آن نداریم را تجربه کرده ایم. تفاوت بین اکثر مردم و آنهایی که از امنیت مالی سود می برند و موفق هستند، به کنترل این خریدهای ناگهانی باز می گردد.


Increase-memory-power.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

همه ما می خواهیم زمان مان را به حداکثر برسانیم و بیشتر از آنچه که دوست داریم کار انجام دهیم، اما گاهی اوقات ما در فرآیند آماده سازی دچار مشکل می شویم. ما می خواهیم که هر روز با یک هدف مشخص زندگی کنیم تا به اهداف مان برسیم و زندگی شاد و موفقی داشته باشیم. قدرتمند ترین نوع انگیزه، خود انگیزشی است. شما می توانید آتش درون خود را روشن کنید. تمام پیشرفت و انگیزه با اقدامات آغاز می شود. یک عمل به عمل دیگر منجر خواهد شد. حرکت، نتایج بهتر و تجربیات جدید را برای شما ایجاد خواهد کرد. در این مطلب روش هایی برای افزایش قدرت مغز، حافظه و انگیزه آورده شده است.

روش هایی برای افزایش قدرت مغز، حافظه و انگیزه

سبک کردن زندگی تان

با برنامه ریزی خلاقانه می توانید زندگی خود را سبک تر و ساده تر کنید. حذف فعالیت هایی که باعث انگیزه و حرکت شما نمی شوند، تضمین می کند که وقت خود را به حداکثر برسانید و انرژی خود را در دستیابی به اهداف خود متمرکز کنید. واقعا دشوار است که انگیزه خود را حفظ کنید زمانی که ذهن با تمام پروژه ها و کارهایی که باید انجام دهید، سر در گم شده است. اما اگر شما بتوانید موارد غیر ضروری را حذف کنید، زندگی شما متمرکزتر خواهد شد و تمرکز بیشتر منجر به انگیزه بیشتر می شود.

تنظیم اهداف قابل اندازه گیری

می توانید اهداف مشخص و قابل اندازه گیری را برای ۹۰ روز مشخص کنید. این برای انگیختگی و تمرین مغز برای تمرکز بر روی چیزهایی که خاص و قابل اندازه گیری هستند، عالی است. هنگامی که ما در حال پیشرفت واقعی به سوی اهداف مان هستیم، باعث می شود که خوشحال تر باشیم. احساس می کنیم که در زمان حال هستیم. در زمال حال، احساس می کنیم در حال پیشرفت هستیم، حرکت رو به جلوی ما در مسیر درست است یا نه. ما نمی توانیم زمان را متوقف کنیم، ما فقط می توانیم از وقت مان بهتر استفاده کنیم. بنابراین، در مورد اهدافی که می خواهید برای ۹۰ روز آینده کسب کنید، فکر کنید. از خودتان بپرسید منظور یا معنی پشت هر کدام از اهداف تان چیست؟ اهداف تان را بنویسید و تجسم کنید رسیدن به این اهداف از نظر پیشرفت شخصی چه معنایی برای شما دارد.

برنامه ریزی

ایجاد و تکرار عادت جدید

گاهی کوچک ترین تغییرات، بزرگ ترین نتیجه را ایجاد می کند. هنگامی که یک عادت جدید شروع می کنید، این که آیا رفتن به باشگاه باشد یا بهبود زبان تان، کلید آن انسجام و تکرار آن است. با انجام کاری جدید، بارها و بارها، مغز شما مسیرهای جدیدی را راه اندازی می کند که به شما کمک می کند به تدریج پیشرفت هایی را ایجاد کنید. اگر می خواهید یک روال جدید در صبح را شروع کنید، کلید آن تکرار است. اگر می خواهید مدیتیشن را شروع کنید، مهم این است که با آن بمانید. مهم این است تصمیم بگیرید که می خواهید چه چیزی را بهبود بخشید و به صورت روزانه روی آن کار کنید. بهبود ۱ درصدی در هر روز می تواند نتایج بزرگی را در پایان به وجود آورد.


مقاله مرتبط: تاثیر عادات زندگی بر حافظه


همیشه در چارچوب حرکت نکنید

استیو جابز جوان پس از ترک تحصیل، زمان بیکاری زیادی داشت که از آن برای یادگیری خوشنویسی استفاده کرد. در آن زمان خوشنویسی برای او بی ربط به نظر می رسید، اما مهارت های طراحی که او یاد گرفته بود، بعدها به مکینتاش راه یافت. شما هرگز نمی دانید در آینده چه چیزی مفید است. فقط کافی است سعی کنید چیز جدیدی یاد بگیرید و منتظر بمانید تا فرصت استفاده از آن به دست تان بیاید. خواهید دید همین دانسته های در ظاهر بی ربط چطور با جنبه های مهم زندگی تان ارتباط برقرار می کنند! پس، از امتحان کردن مهارت های بی ربط با امروزتان نترسید.

تجسم قبل از خواب

مغز شما یک ابزار حل مشکل فوق العاده است. اگر تصمیمی وجود دارد که شما در حال مبارزه با آن هستید یا پروژه ای که برای پاسخ به آن نیاز دارید، فقط چند دقیقه قبل از رفتن به خواب، زمانی را صرف تجسم چالش ها، ایده ها، سوالات و تجربه ها کنید. شما می توانید یک روند مشابه با اهداف خود را دنبال کنید. هر شب اهداف خود را تجسم کنید و ببینید اگر به اهداف تان برسید چه اتفاقی می افتد. سپس ذهن ناخودآگاه شما دست به کار خواهد شد وشروع به ایجاد ارتباطات و ایده های مختلف خواهد کرد. هنگامی که از خواب بیدار می شوید، هر چه را که به ذهن تان می آید بنویسید و سپس آنها را عملی کنید.

تجسم سازی قبل از خواب


مقاله مرتبط: اهمیت خواب برای تثبیت حافظه و یادگیری


تمرکز بر محیط اطراف تان

افرادی که با آنها وقت می گذرانید، بر روی زندگی تان تاثیر می گذارند. اطراف تان را ا ز کسانی پر کنید که از شما حمایت می کنند. شما می توانید با افرادی باشید که انرژی شما را کاهش می دهند و یا با افرادی که الهام بخش خلاقیت شما هستند و موفقیت شما را جشن می گیرند. وقت بیشتری را با افرادی که به شما احساس زندگی و شادی می دهند بگذرانید و ببینید که شما را تا کجا می برند.

مطمئن هستید یاد گرفته اید؟

انیشتین گفته: «اگر نمی توانید چیزی را برای دیگران به راحتی توضیح دهید، به این دلیل است که آن را به اندازه کافی درک نکرده اید». پس هر موضوعی را که یاد گرفتید، سعی کنید برای دیگران تعریف کنید و اطلاعات تان را در اختیار بقیه بگذارید تا با تکرارشان، هم در ذهن تان ماندگار شوند و هم مطمئن شوید که مطلب را تمام و کمال گرفته اید.

مطمئن هستید که یاد گرفته اید؟

خودتان را بشناسید و با خودتان مشورت کنید

یک بار از خود سوال کنید که چه کسی بهتر از خودتان، شما را می شناسد، و با زیر و بم رفتارتان به طور کامل آشنایی دارد؟ یکی از حقایق دردناکی که باید به آن اشاره کنیم این است که گاهی خودمان هم آشنایی کاملی نسبت به خود و انگیزه های مان نداریم؛ و با این حال به یک باره تصمیم می گیریم که خودمان و دنیای مان را متحول کنیم. همین شناختی که از خودمان به دست می آوریم، سخت ترین کاری است که در راه رسیدن به اهدافمان باید انجام دهیم.

گفتگوی مثبتی که دائما با خود دارید، می تواند تاثیر شگرفی روی نگرش ها و انگیزه های تان داشته باشد. هر بار که از خواب بیدار می شوید و هر بار که می خواهید به خواب روید، سعی کنید با خودتان گفتگویی داشته باشید و در مورد تغییراتی که می خواهید در زندگی خودتان ایجاد کنید، خوب فکر کنید.

با این کار به خودتان اطمینان می دهید که از عهده تمام سختی ها برخواهید آمد. تمام کارها و فعالیت هایی که انجام می دهید را به همین طریق با خودتان مرور کنید و آنقدر این کار را انجام دهید که رسیدن به هدف های تان تبدیل به امری بدیهی و امکان پذیر شود. مطمئن باشید با این کار هرگز انگیزه های تان رو به زوال نخواهد رفت.


مقاله مرتبط: همه چیز در مورد تقویت حافظه



Burnout.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

محققان می‌گویند تاثیر حالی که امروز دارید، به همین لحظه و همین اتاق محدود نمی‌شود. از نظر آنها فرسودگی شغلی، سلامت جسم و روان شما را تحت‌تاثیر قرار داده و تاثیری پایدار روی وضعیت فیزیکی و روان شناختی تان می گذارد. از لحاظ لغوی فرسودگی شغلی را می توان تحلیل قوای روانی که گاهی با افسردگی همراه است و از تلاش برای کمک به بیماران روانی یا افراد تحت فشار روانی ناشی می گردد تعریف کرد، فرسودگی شغلی نشانه خستگی مفرط عاطفی به دنبال سال ها درگیری و تعهد نسبت به “کار و مردم” است.

چرا فرسودگی شغلی ایجاد می شود؟

فرسودگی شغلی به دلیل فشار مداوم و مکرر و مدیریت نشده محیط کار ایجاد می شود و نشانه های آن شامل بی علاقه شدن نسبت به شغل خود، احساس درماندگی و ناتوانی، خلق گرفته و بی تفاوتی، یا بی اعتمادی نسبت به مدیریت سازمان و محل کار خود، پرخاشگری، کاهش توانایی انجام دادن وظایف شغلی، محدود شدن فعالیت های اجتماعی، ابتلا به دردهای عضلانی، سردرد، اختلال خواب و مشکلات جسمی مکرر دیگر است. اگر شما چنین علائمی را تجربه می کنید، ممکن است دچار فرسودگی شغلی باشید. برای اطمینان از این موضوع با پزشک یا یک کارشناس سلامت روان مشورت کنید. بعضی از این علائم همچنین می تواند شرایط خاصی از یک بیماری مانند کم کاری تیرویید یا افسردگی را نشان دهد.

فرسودگی شغلی


مقاله مرتبط: نشانه های کار بیش از حد


را ه های پیشگیری از فرسودگی شغلی

روزتان را با مناسك آرامش بخش شروع كنید

حتی اگر شده چند دقیقه مراقبه، ورزش یا یوگا برای كاهش تنش انجام دهید. به صبح، به روز دیگری كه خدا به شما هدیه داده تا زندگی دوباره را تجربه كنید، سلام و با تشكر از خدا روز خوبی را آغاز كنید. كسانی كه مدیریت زمان بلد نیستند، در معرض ابتلا به فرسودگی هستند؛ كسانی كه تا دقیقه ۹۰ در رختخواب می مانند، با عجله لباس می پوشند، صبحانه‌ نخورده سر كار می روند، زمان در ترافیك‌ ماندن را محاسبه نمی كنند و حرص می خورند و تحت فشار هستند و تنش و تنش و… حتی اگر مادری خانه دار هستید، سعی كنید صبح زود بیدار شوید و از انرژی صبح حداكثر استفاده را ببرید.

خودتان را بشناسید

 یکی از مهم ترین عواملی که به احساس رضایت مندی شخصی کمک می کند، کسب مهارت خودآگاهی است. برای داشتن این مهارت لازم است نیازها، نقاط ضعف و نقاط قوت و ارزش های خود را بشناسید و بیشتر از ظرفیت خود برنامه ریزی نکنید. گاهی با شناخت خود و توانمندی های تان متوجه می شوید در شرایط کاری ای قرار دهید که وظایف محوله به شما از حد توانایی تان خارج است. طبیعتا در چنین شرایطی از عهده انجام بهینه فعالیت ها برنخواهید آمد و این مساله باعث استرس، احساس ضعف، اعتماد به نفس پایین و فرسودگی شغلی در شما می شود. در این شرایط تعدیل وضعیت موجود از طریق مذاکره با مسئول سازمانی باعث ایجاد آرامش و امنیت شغلی می شود. علاوه بر این اقدام در پی یادگیری مهارت های جدید و ارتقای توانمندی خود باشید. در شرایط دیگر ممکن است وظایف و مسئولیت های شما کمتر از توانمندی تان تعریف شده باشد؛ این بار نیز با بیان توانمندی های تان به مدیر سازمانی می توانید داوطلب انجام فعالیت های مورد علاقه تان باشید و احساس مفید بودن را تجربه کنید.

 نه گفتن را یاد بگیرید

با نه گفتن در برابر تقاضایی که مورد علاقه شما نیست یا عملاً قادر به پاسخگویی به یک تقاضا نیستید، می توانید شدت و سختی امور را برای خود، کمتر کنید. برای مثال: تقاضاها و کارهای اضافه برای سازمان را کاهش دهید.

در حال زندگی کردن

بیان عبارت «حال را دریاب» یا «در حال زندگی کردن» از انجامش راحت‌تر است. زیرا به‌ هر حال، حالات و روحیات افراد به طور خودکار از فعالیت های روزانه تاثیر می پذیرد. برای دستیابی به این هدف می توان از روش ها استفاده کرد. برای مثال: می‌توان از دست غیر غالب برای نوشتن استفاده کرد؛ یعنی اگر راست دست هستید گاهی اوقات با دست چپ بنویسید. به این ترتیب با خارج شدن از عادات روزمره، فرد در می یابد که در حال زندگی می کند. ممکن است این تمرین ها ابتدای امر عجیب به نظر برسد، اما به میزان قابل‌توجهی در بازسازی تفکر نقش دارد. در صورت نیاز نیز می توانید از یک مربی یا آموزگار ریلکسیشن کمک بگیرید.

برقراری تعادل میان زندگی شخصی و زندگی حرفه‌ای

فرسودگی شغلی همیشه در شرایطی پدید می آید که نبود تعادلی عمیق میان زندگی شخصی و حرفه ای فرد ایجاد شود. هنگام کار، فرد باید به طور مرتب به خود یادآوری کند به عواملی که به زندگی شخصی اش اختلال وارد می کنند‌ «نه» بگوید. این ‌نه‌ گفتن ها به او اجازه می‌دهد به موقعیت های مناسب زندگی شخصی‌آری‌ بگوید. فراموش کردن واژه هایی نظیر «مجبور هستم» یا «باید…» از مهم ترین عوامل برای برقراری تعادل است. از سوی دیگر، فردی که شغلی ثابت دارد باید تفریح و لذت بردن از زندگی را نیز بیاموزد. همراه بردن پرونده های کاری به تعطیلات اکیداً ممنوع است. حضور فعال و پویا در جمع دوستان و شرکت در محافل اجتماعی نیز ممکن است حس بهتری در افراد به وجود بیاورد. در کنار تمام مواردی که ذکر شد، ورزش و انجام تمرین های سبک ورزشی به مبارزه با استرس و خستگی کمک شایان و قابل‌توجهی می کند.

 قوه تخیل خود را تقویت کنید

به یاد آورید که چه لحظات خوشی را در طول زندگی خود داشته‌اید و همواره زیبایی های زندگی را در نظر، مجسم نمایید.

تمجید از خود به دلیل موفقیت های کوچک

تمجید از خود دارای اهمیت است. این‌که فرد به دلیل هر چیز خوبی، هرچند کوچک، در جریان فعالیت های روزانه که موفق به انجام آنها می‌شود، از خود تعریف و تمجید کند و به این نتیجه برسد که گاهی در راستای انجام کار، قدم هایی برداشته است. البته باید به خاطر داشت که فروتنی در برابر مشکلات بی پایان، آنها را قادر می‌کند تا آرزوهای واقع گرایانه داشته باشند و از انجام آنچه واقعا می توانند با موفقیت انجام دهند شاد شوند.

کمال گرایی خود را کنترل کنید

افراد کمال طلب همیشه دنبال بهترین ها، به هر قیمتی هستند. انسان های کمال طلب، فشاری دائمی برای حرکت به سمت هدف های غیرقابل دستیابی درون خود احساس می کنند. آنها معتقدند در هر کاری که هستند باید به بهترین شکل ایفای نقش کنند و در نقش یک شاغل، خود را موظف به انجام امور در حد کامل و بی عیب و نقص می دانند. اشکال این تفکر این است که افراد کمال طلب ارزش های خودشان را با میزان کارایی و دستاوردهای شان می سنجند و هیچ گاه احساس رضایت نمی کنند. در این شرایط کوچک ترین اشتباه باعث احساس گناه و سرزنش در آنها می شود و از لحظات زندگی شان لذت نمی برند. به جای تفکر کمال خواهی مطلق به خودتان حق اشتباه بدهید و برای بهتر بودن تلاش کنید. همه ما در رفتارمان درصدی نکات خوب و درصدی نکات منفی داریم. با پذیرش نکات مثبت از آنها لذت ببرید و خودتان را تشویق کنید و برای اصلاح نکات منفی برنامه ریزی داشته باشید.

 از گوشه گیری بپرهیزید

اصرار نداشته باشید که کارها را به تنهایی انجام دهید. صمیمیت خود را با دوستان تان و کسانی که دوست شان دارید، افزایش دهید. نزدیکی به دیگران نه تنها افکار جدیدی را برای شما به ارمغان می آورد، بلکه راهی برای دور شدن از افسردگی و هیجان های منفی، خواهد بود.

حذف ترس و اضطراب بیهوده

سعی کنید تا ترس های پیش گویانه را به حداقل برسانید؛ چرا که این ترس ها، اوضاع، احوال و شرایط را تغییر نخواهند داد. فکرتان را هرچه کمتر به ترس و اضطراب مشغول کنید. اگر بتوانید زمان بیشتری را برای تقویت فکری خود اختصاص دهید، روحیه شما بهتر خواهد شد.

افزایش عزت نفس

بسیاری از افرادی که دچار فرسودگی شغلی می‌شوند؛ از نداشتن عزت نفس رنج می برند. برای رفع این مشکل، توصیه می شود جدولی از توانایی های خود تهیه کرده و اهداف متفاوت شان را در زندگی شخصی ‌یادداشت کنند. منظور از این کار بازیافتن عزت نفس و انگیزه های مثبت در کوتاه و بلندمدت است. در این شرایط، فرد باید سعی کند زندگی خود را با روشی مثبت اداره کند؛ یعنی با دیدن لیوانی نیمه پر به خود بگوید نیمی از لیوان پر است، نه این‌که نیمی از آن خالی است.


مقاله مرتبط: تاثیر عوامل فردی و محیطی در تمایل به ترک شغل



Brain-exercise-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

بازی هایی برای ورزش مغز

افراد جوان و مسن به طور یکسان به دنبال راه هایی برای بهبود عملکرد ذهنی خود و جلوگیری از پیری مغز هستند. زمانی که از سودوکو تا کنسول های دستی بازی را بازی می کنید، در واقع عملکرد شناختی خود را بهبود می دهید. این بازی ها می تواند حافظه، زمان پاسخ و مهارت های استدلال شما را بهبود بخشد. ذهن نیز مانند بدن به تمرین نیاز دارد.

معرفی بازی هایی برای ورزش مغز

سودوکو ورزش مغز

سودوکو یک بازی اعتیاد آور مبتنی بر حافظه است. این بازی برای مغز انسان ورزشی به حساب می آید تا قدرتمند تر بشود. ‏این بازی یک جور نرمش برای مغز است. می توانید قبل از شروع به درس خواندن کمی بازی کنید تا ببینید چقدر به درس خواندن کمک می کند. ‏همچنین منجر به رشد مهارت های ظریف و عمقی حرکتی می گردد. پژوهشگران علاوه بر جدول سودوکو حل جدول کلمات متقاطع را نیز یکی از راه های بهبود حافظه و مهارت های کلامی در کودکان معرفی کرده اند.

سودوکو

 استراتژی ها و تاثیرات

تمرکز

هنگام تمرکز، ذهن توانایی جمع آوری ابزارهای مورد نیاز برای حل مشکلات پیچیده را دارد. در حقیقت، تمرکز شدید شاید یکی از دلایل توانایی های غیر عادی دانشمندان بزرگ در محاسبات پیچیده و به خاطر سپردن مطالب فراوان باشد.

بهینه سازی

برای افزایش سرعت پردازش ذهنی و حل مسئله بر اشتباهات فردی و نقاط ضعف غلبه کرده و راه حل های میان بر و جایگزین قرار می دهد. هر چه بیشتر تمرین کند تا به دنبال راه های مختلف تر باشد (و هیچ گزینه ای را هر چند غیر معقول، بدون بررسی کنار نگذارد)، ذهن کودک می تواند، بهینه ترین راه حل را پیدا کند.

حل مساله

سرعت انتقال و تصمیم گیری در مغز را به نحو عجیبی افزایش می دهد. در کنار آن به افزایش مهارت های حل مسئله کمک بزرگی می کند.

یک زبان تازه یاد بگیرید

تحقیقات نشان داده افرادی که دو زبانه هستند در حل معما موفق تر از کسانی هستند که فقط به یک زبان صحبت می کنند. یاد گرفتن موفقیت آمیز یک زبان جدید مغزتان را قادر به انجام هر کار سخت ذهنی ای می کند. مثلا مهارت های اجرایی معمول، مثل برنامه ریزی کردن و توانایی حل مشکلات.
علاوه بر این، صحبت کردن حداقل دو تا زبان مختلف، روی توان شما در نظارت بر محیط اطراف و تمرکز روی روند انجام کارها هم تاثیر مثبت دارد.

به خاطر سپردن تصاویر موجود در عکس

حافظه تصویری تان را تمرین کنید. عکسی را به مدت یک دقیقه ببینید. سپس عکس را از چشم تان پنهان کنید و هر آنچه در عکس دیدید و به خاطر می آوردید را یادداشت کنید. یک بار دیگر امتحان کنید اما قبل از اینکه شروع کنید یک نفس عمیق بکشید و به عکس دقت کنید. دفعه دوم بهتر نبود؟

بازی برای حافظه تصویری

Reflection

این بازی که توسط OG Studios توسعه داده شده نیز به تازگی معروف شده و روند بازی به این صورت است که باید توپی را به سمت دیوارها پرتاب کنید به طوری که در اثر بازتاب آنها همه دیوارها ضربه بخورند و البته به دیوارهای سفید نباید ضربه بزنید. حال اینکه چطور این پرتاب را انجام دهید چالش ذهنی و فکری شماست که با آن رو به رو هستید.

Roll the ball

این بازی هم از جمله بازی های پازلی است که بیشترین سهم را در بازی های فکری و تقویت ذهن دارند. در این بازی تنها کاری که باید بکنید مسیر را برای رسیدن توپ از مبدا به مقصد باز کنید و با سنسور حرکتی گوشی توپ را حرکت دهید. در واقع علاوه بر سرگرم شدن و طی مراحل بسیار زیاد می توانید یک بازی فکری کم حجم را نیز تجربه کرده باشید.

شطرنج و چکرز ورزش مغز

شطرنج و چکرز بازی‌ هایی هستند که برای انجام آنها نیاز به استفاده از قدرت استراتژی، منطق و تشخیص رنگ و شکل، دارید.

Griffith می ‌گوید: «بازی‌ های شطرنج و چکرز هر دو نیم کره چپ و راست مغز را به کار می ‌گیرد؛ زیرا در هنگام انجام آنها نیاز به تشخیص رنگ و به کار گیری قدرت منطق دارید تا بهترین حرکت را انجام دهید.» براساس گفته ‌های Griffith، این بازی می‌ تواند قدرت حافظه را بالا ببرد؛ زیرا باید محرک ‌های بصری و الگوهای در حال حرکت را مدام ردیابی کنید.

به صورت کلی بازی ‌هایی که نیاز به یار دارند، در تقویت قدرت حافظه نقش موثر تری خواهند داشت؛ زیرا ما انسان ‌ها موجوداتی فطرتاْ اجتماعی هستیم و ارتباط با دیگران می ‌تواند بر تفکرات ما نقش به سزایی داشته باشد.

یادداشت برداری

خودتان را به یادداشت برداری عادت دهید. هر زمانی که اطلاعات مهمی دریافت کردید یادداشت کنید مثلا موقع مراجعه به پزشک، وکیل یا هر موقعیتی که ممکن است موجب استرس و عصبانیت شما شود و باعث شود که ذهن و حافظه شما را بپوشاند. یادداشت برداری در کار هم بسیار مهم است. چند برگه سفید را در یک فایل بگذارید و هنگام برگزاری جلسات تان از آن استفاده کنید تا نکات مهمی که در جلسه تان مطرح شده را ثبت و ضبط کنید.

معکوس شماری

در اینجا یک تمرین فکری آورده شده است که به پویایی ذهن شما کمک می کند. به این سه تمرین که در ادامه می آیند با یک عملیات ساده‌ تفریق بپردازید.

  • از ۲۰۰ شروع کنید، معکوس بشمارید و از هر عدد ۵ تا کم کنید (۲۰۰، ۱۹۵، ۱۹۰، …)
  • از ۱۵۰ شروع کنید، معکوس بشمارید و از هر عدد ۷ تا کم کنید (۱۵۰، ۱۴۳، ۱۳۶، …)
  • از ۱۰۰ شروع کنید، معکوس بشمارید و از هر عدد ۳ تا کم کنید (۱۰۰، ۹۷، ۹۴، …)

جدول کلمات متقاطع

در این بازی با استفاده از حروف الفبا باید کلماتی معنادار را بسازید که درون سطرها و ستون‌ های افقی و عمودی قرار می‌ گیرند. Griffith می گوید: «با استفاده از این بازی می ‌توانید سرعت کاهش قدرت حافظه و بروز بیماری ‌های مرتبط با اختلالات شناختی را کاهش دهید». مطالعه ای که در سال ۲۰۱۴ و بر روی ۴۸۸ سالمند انجام شده بود نشان داد، افرادی که از این بازی استفاده کرده بودند، با ۲.۵ سال تاخیر، دچار کاهش قدرت حافظه شده بودند.

Treloar می‌ گوید: «با استفاده از بازی جدول کلمات متقاطع می ‌توانید مسیرهای مغزی را که انتقال دهنده اطلاعات هستند، تقویت نمایید و در نتیجه ذهنی تیزتر و هوشیارتر داشته باشید». دفعه بعدی که برای خرید به فروشگاه می ‌روید، حتما یک مجله حاوی بازی جدول کلمات متقاطع را نیز در خریدتان بگنجانید.

یک روز معکوس کاری

با این بازی می توانید بین سلول های مغزی تان پیوند جدید برقرار کنید. به این صورت که کارهای روزمره تان را با دست غیر مسلط یا مخالف تان انجام دهید. به طوری که اگر راست ‌دست هستید، از دست چپ ‌تان برای کارهای روزمره مثل مسواک زدن دندان‌ ها، شانه کردن مو و غذا خوردن استفاده کنید. حتی سعی کنید با دست چپ‌ تان بنویسید. آیا در طول روز استفاده از دست مخالف ‌تان آسان تر می‌ شود؟

تتریس ورزش مغز

تتریس

تتریس نوعی بازی پازل کامپیوتری است که مهارت حل مسئله شما را به کار می ‌گیرد. در این بازی بلوک ‌های مکعبی با اشکال مختلف از بالای صفحه به سمت پایین می ‌آیند و شما باید تصمیم بگیرید که این مکعب‌ ها را در بهترین جایگاه قرار دهید. به گفته Griffith «با انجام این بازی می‌ توانید انگیزه بیش تری برای اتمام فعالیت ‌های ناتمام خود به دست آورید و هم چنین مهارت ‌های سازمانی خود را ارتقاء دهید. انجام این بازی برای چند روز در هفته، عملکرد لایه غشایی مغز را افزایش می ‌دهد و در نتیجه مغزتان کارایی بیش تری خواهد داشت».


مقاله مرتبط: اثرات بازی های ویدئویی بر روی شما

مقاله مرتبط: مزایای بازی برای بزرگسالان



combat-stress-at-work.jpg
آبان ۱۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

استرس همیشه بد نیست. کمی استرس می تواند به شما کمک کند که متمرکز، پر انرژی و قادر به مقابله با چالش های جدید در محل کار خود باشید. این چیزی است که در هنگام سخنرانی نیز به شما کمک می ی‌کند تا از وقوع اشتباهات اتفاقی پیش گیری کنید. ساعت های طولانی، فرصت ها و تقاضا‌های روز افزون می تواند موجب نگرانی و اضطراب هایی شود. اما هنگامی که استرس بیش از توانایی شما برای مقابله باشد، دیگر مفید نخواهد بود و ممکن است باعث آسیب هایی به ذهن و بدن شود و از میزان رضایت شغلی بکاهد. اگر در کار استرس دارید این مسئله می تواند در عملکرد کاری، زندگی شخصی و سلامت شما تاثیر بگذارد. مهم نیست که چه کاری در زندگی انجام می دهید، کاهش سطح استرس کلی مسئله مورد نظر است.

علل شایع استرس در محل کاراسترس در محل کار

هنگامی که در محل کار احساس دستپاچگی می‌کنید، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهید و ممکن است عصبانی شوید و از کار دست بکشید. علل شایع استرس در محل کار عبارتند از:

  • ترس از اخراج
  • اضافه کاری بیش از حد
  • فشار برای کار در سطوح بهینه – تمام وقت!
  • فشار به منظور برآورده شدن انتظارات اما بدون افزایش در رضایت شغلی
  • عدم کنترل بر نحوه عملکرد شما

 علائم هشدار دهنده استرس در محل کار

علائم و نشانه های اضطراب بیش از حد در محل کار عبارتند از:

  • احساس اضطراب، تحریک پذیری یا افسردگی
  • بی تفاوتی، از دست دادن علاقه به کار
  • مشکلات خواب
  • خستگی
  • مشکل تمرکز
  • تنش عضلانی یا سردرد
  • مشکلات معده
  • دور شدن از اجتماع
  • از دست دادن میل جنسی
  • استفاده از الکل یا مواد مخدر برای مقابله با استرس

نکته اول

گاهی اوقات بهترین شیوه برای کاهش میزان استرس، اشتراک گذاری مسائل با دوستان و افراد نزدیک است. صحبت کردن، احساس همدردی و حمایت به ویژه چهره به چهره می تواند یک روش بسیار موثر برای رهایی و کاهش میزان استرس و دستیابی به احساس آرامش باشد. شخص دیگر مجبور نیست “مشکلات شما را حل کند”، آنها تنها می توانند شنونده خوبی باشد.حمایت از همکاران و داشتن یک سیستم پشتیبانی جامع در محل کار

نکاتی برای ایجاد روابط حمایتی در کار و فراتر از آن

  • حمایت از همکاران و داشتن یک سیستم پشتیبانی جامع در محل کار می‌تواند شما را از تاثیرات منفی استرس شغلی دور کند. فقط به یاد داشته باشید زمانی که نیاز به پشتیبانی دارند آن‌ها را حمایت کنید. اگر دوست نزدیکی در محل کار ندارید، می‌توانید قدم‌هایی را برای ایجاد روابط صمیمی‌تر بر دارید.
  • به دوستان و خانواده خود تکیه کنید، برای افزایش اعتماد به نفس و مدیریت استرس در تمامی مراحل زندگی خود می‌توانید یک رابطه عاطفی قوی با دوستان و اعضای خانواده ایجاد کنید. هرچه تنها‌تر باشید، بیشتر آسیب پذیر خواهید بود.
  •  ایجاد روابط دوستانه رضایت بخش. اگر فکر می‌کنید دوست نزدیکی ندارید، باید بدانید که برای ایجاد روابط دوستانه هیچ وقت دیر نیست. عضو یک باشگاه ورزشی شوید یا برای انجام کار‌های داوطلبانه، داوطلب شوید. یک شیوه عالی برای گسترش روابط اجتماعی، کمک به دیگران – به ویژه کسانی که قدر دان هستند می‌تواند تجربه‌ای لذت بخش باشد.

نکته دوم

هنگامی که بیش از حد بر روی کار متمرکز شوید، به آسانی ممکن است از سلامت جسمانی خود غافل شوید. اما وقتی که به تغذیه و فعالیت های فیزیکی خود اهمیت دهید، در مواقع استرس زا بهتر و قوی تر عمل خواهید کرد.

مراقبت از خود نیازمند اصلاح کلی شیوه زندگی نیست. حتی وجود چیز‌های کوچک می‌تواند خلق و خوی شما را بهبود ببخشد و انرژی تان را افزایش دهد و موجب آرامش بیشتر شما شود.

انجام تمرینات ورزشی منظم

انجام تمرینات ورزشی منظم

ورزش ایروبیک موجب افزایش ضربان قلب و تعریق می‌شود، یک روش موثر برای بهبود بخشیدن به خلق و خو، افزایش انرژی و تمرکز است. حرکات ریتمیک می توانند موجب تسکین سیستم عصبی شود. برای کاهش استرس کافی است حداقل روزانه ۳۰ دقیقه تمرینات ورزشی را انجام دهید. هنگامی که در موقعیت های استرس زا محل کار قرار می گیرید، سعی کنید فورا به خود استراحت دهید و از آن وضعیت دوری کنید. فعالیت های فیزیکی کمک می کنند تا تعادل رفتاری خود را دوباره به دست آورید.

انتخاب هوشمندانه غذا

انتخاب درست غذا می تواند تاثیر به سزایی در احساس شما در طول روز کاری داشته باشد. برای مثال داشتن وعده‌های غذایی کوچک، مکرر و سالم می تواند سلامت بدن شما را تقویت کند تا انرژی بیشتری برای زمان طولانی تر و تمرکز بیشتر داشته باشید. از طرف دیگر قند خون پایین می تواند موجب اضطراب و تحریک پذیری بیشتری شود.

نکته سوم

ممکن است تصور کنید زمان کافی برای تجربه خوابی با کیفیت را ندارید. اما نداشتن خواب کافی و با کیفیت می تواند بر بازدهی روزانه، خلاقیت، مهارت حل مسئله و توانایی تمرکز تاثیر بگذارد.

  •  سعی کنید با تجربه ۸ ساعت خواب شبانه، باز دهی و انرژی خود را افزایش دهید.
  •  صفحات نمایشی را یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید. نور حاصل از صفحات نمایشی مانند تلویزیون، گوشی‌های هوشمند، رایانه‌ها تولید ملاتونین را کاهش می‌دهد و می‌تواند خواب را به شدت مختل کنند.
  •  اجتناب از انجام فعالیت‌های استرس زا قبل از خواب، در عوض بر روی فعالیت‌های آرام و آرام بخش تمرکز کنید مانند گوش دادن به موسیقی آرام بخش و یا خواندن کتاب.مدیریت زمان برای کاهش استرس شغلی

نکته چهارم

در صورتی که تنش های شغلی در محل کار شما را تهدید می کنند، گام های ساده و عملی می توانند برای باز گرداندن کنترل مفید باشند.

مدیریت زمان برای کاهش استرس شغلی

  •  ایجاد یک برنامه متعادل – سعی کنید بین فعالیت‌های کاری و زندگی خانوادگی، فعالیت‌های اجتماعی و انفرادی و مسئولیت‌های روزانه تعادل بر قرار کنید.
  • صبح‌ها زودتر بیدار شوید – حتی برای ۱۰ – ۱۵ دقیقه. با دیر کردن به سطح استرس خود اضافه نکنید.
  • برنامه ریزی منظم – اطمینان حاصل کنید در طول روز زمان‌های کوتاهی برای استراحت دارید و سعی کنید برای صرف نهار از میز کاری خود دور شوید. این مسئله به شما کمک خواهد کرد که انرژی بیشتری به دست آورید.
  •  ایجاد مرز‌های سالم – بسیاری از ما ۲۴ ساعته احساس فشار و استرس می‌کنیم، زیرا موظف به بررسی پیوسته مراحل کاری و به روز رسانی پیام‌های مر بوط به کار هستیم. اما مهم است در دوره‌هایی هر چند کوتاه زمانی برای خود داشته باشید. این ممکن است به معنای لغو تماس‌های تلفنی در تعطیلات آخر هفته و شب‌ها باشد.
  •  بیش از حد خود را متعهد نکنید. انجام تمامی کار‌ها را به یک روز موکول نکنید.

نکته پنجم

عادت های بد موجب استرس در محل کار می شوند، بسیاری از ما استرس شغلی را با افکار و رفتار منفی افزایش می دهیم. اگر بتوانید عادت های منفی خود را کنترل کنید، مطمئنا می توانید استرس های اعمال شده توسط همکاران و کار فرمایان را راحت تر مدیریت کنید.

  • مقاومت در برابر کمال گرایی. هنگامی که برای خود اهداف غیر واقعی تعیین می کنید، به سادگی خود را به دام تله های کوچک می اندازید. هدف انجام بهترین و با کیفیت ترین کار‌ها است، کسی نمی تواند بیش از آن را از شما انتظار داشته باشد.
    از افکار منفی خود بگذرید. اگر بر روی ضعف هر وضعیتی متمرکز شوید، انرژی و انگیزه خود را از دست می‌دهید. سعی کنید به طور مثبت به خود و کار تان بیاندیشید.
  • سعی نکنید بر روی کار‌هایی که از کنترل شما خارج هستند، کنترل پیدا کنید. به ویژه در رابطه با رفتار افراد دیگر. به جای تاکید بر روی چنین مسائلی، روی چیز‌هایی تمرکز کنید که می توانید آن را مدیریت کنید مانند راه انتخابی پیش رو و چگونی مقابله با مشکلات.
  • شوخ طبعی. در هر وضعیتی به دنبال شوخ طبعی باشید. شوخ طبعی یک راه عالی برای از بین بردن و کاهش استرس در محل کار است. هنگامی که اطرافیان و همکاران به طور جدی در حال پیگیری کاری هستند، اشتراک گذاری یک داستان خنده دار برای ایجاد حسی خوشایند شاید خیلی هم بد نباشد.
  • اگر همیشه تاخیر دارید و سعی کنید ساعت خود را طوری تنظیم کنید که وقتی را اضافی بیاورید. تنها کافی است در زمان صرفه جویی کنید. استرس را کاهش دهید.


maxresdefault-1-2.jpg
آبان ۱۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه
  1. اگر چیزی را می خواهید که هرگز نداشته اید، باید کاری را انجام دهید که هرگز انجام نداده اید.
  2. هیچ کس آنقدرها مشغول نیست، این به الویت هایش بر می گردد.
  3. جوری زندگی کنید که انگار یک ماجراجویی بزرگ است.
  4. از خود بپرسید، چه کاری امروز انجام دهید، شما را فردا به چیزی که می خواهید نزدیک تر می کند.دست از انتظار کشیدن برای جمعه، تابستان، فردی برای عاشق شدن و زندگی بردارید.
  5. دست از انتظار کشیدن برای جمعه، تابستان، فردی برای عاشق شدن و زندگی بردارید. خوشبختی زمانی بدست می آید که منتظرش نباشید.
  6. به فاصله بین رویا و واقعیت، عمل می گویند.
  7. ۱. شما هرگز نمی توانید از اقیانوس عبور کنید، مگر اینکه شجاعت از دست دادن چشم انداز ساحل را داشته باشید.
  8. صبر نکن، زندگی سریع تر از آنچه فکر می کنید، می گذرد.
  9. رویاهایت را به دیگران نگو، به آنها نشان بده.
  10. اسم شان را رویا نگذار، بگو برنامه.
  11. اجازه دارید فریاد بکشید، گریه کنید اما نباید تسلیم شوید.
  12. هفت بار زمین بخور و ۸ باذ بایست.
  13. تسلیم نشوید، الان زجر بکشید و باقی عمر خود را مانند قهرمانان زندگی کنید.
  14. رویای خود را دنبال کنید حتی اگر قلب تان را بشکند.
  15. سوال این نیست که چه کسی به شما اجازه می دهد، این است که چه کسی شما را متوقف می کند.
  16. گذشته خود را فراموش کنید، خود را ببخشید، و دوباره شروع کنید.
  17. هنگامی که با موانع جدی مواجه می شوید، بدانید که آنها برای از بین بردن شما فرستاده نشده است، آنها برای ارتقا، افزایش و تقویت شما فرستاده شده اند.
  18. هنگامی که شما در ضعف خود را احساس می کنید، باید قوی ترین باشید.
  19. گاهی اوقات چیزهای بدی که در زندگی ما اتفاق می افتد ما را مستقیماً به بهترین اتفاقات زندگی مان می رساند.جملات انگیزشی در مورد رویاها، اهداف و آینده
  20. به شما این زندگی داده شده است زیرا به انداره کافی قوی هستید تا زندگی کنید.
  21. هیچ چیز نمی تواند نور درونی را خاموش کند.
  22. با هدف از خواب بیدار شو. با رضایت به رختخواب برو.
  23. زندگی کنترل ندارد، برخیز و خودت تغییرش بده.
  24.  رشد دردناک است. تغییر دردناک است. اما هیچ چیز به اندازه ماندن در جایی که به آن تعلق ندارید دردناک نیست.
  25. چیزهای بهتر می آیند.
  26. یک رویا است قوی تر از هزار واقعیت است.
  27. اگر تصور نکنید، هیچ چیز اتفاق نمی افتد.
  28. ۲۰. زندگی با تعداد نفس هایی که می کشیم، اندازهگیری نمی شود، بلکه با لحظاتی که نفس ما را بند می آورد اندازه گیری می شود.
  29. یگانه فردی که سرنوشت از شما خواهد ساخت همانی است که خودتان تصمیم می گیرید باشید.
  30. من به ضرورتِ اقدام، معتقدم. دانستن کافی نیست، باید دانسته‌های مان را به کار ببریم. خواستن کافی نیست، باید کاری انجام بدهیم.
  31. پیروزی به معنای رد کردن و پشت سر گذاشتن شکست های متوالی بدون از دست دادن انگیزه و توان است. اگر می خواهید به پیروزی دست پیدا کنید باید شکست خوردن را هم بلد باشید.
  32. چالش ها برای سرگرم کننده کردن زندگی هستند و غلبه بر آن باعث معنا دار شدن زندگی.
  33. راه حل صحیح موفقیت این است که اشتیاق شما به پیروزی بیشتر از ترس شما از شکست باشد.
  34. اگر بتوانید چیزی را تصور کنید پس دسترسی به آن هم قطعا ممکن است. اگر آرزو می کنید که به شخصیت خاصی بدل بشوید حتما می توانید این تغییر را تجربه کنید. آرزوهای ما متناسب با ظرف واقعیت شکل می گیرند. پس ماورایی و دست نیافتنی نخواهند بود.
  35. وقتی همه خواب هستند، تو به مطالعه مشغول باش. وقتی همه استراحت می‌کنند، تو کوشش کن. وقتی همه به آرزو کردن مشغول هستند، آستین ها را بالا بزن و به سمت هدف در مسیر رویایی آن حرکت کن.
  36. همیشه در برنامه ریزی کارها از کارهای سخت شروع کن. کارهای آسان خود به خود انجام می شوند.
  37. ترجیح می‌دهم از اشتیاق بمیرم تا از ملالت.
  38. بسیاری از افراد گله می کنند که چرا در زندگی به موفقیت دست پیدا نمی کنند. اما اگر از هر یک از آنها بپرسید که موفقیت به چه معنا است، حتی در حد دو کلمه نیز نمی توانند، این واژه را شرح بدهند. علت این است که تعداد کمی از افراد در زندگی خود هدف های مشخصی دارند و با هدف گذاری، طرحی دقیق از موفقیت در ذهن خود ترسیم کرده اند. برای رسیدن به موفقیت باید ابتدا آن را تعریف کنید و نقش و چشم‌انداز آن را برای خود به صورت فرض دربیاورید. سپس می توانید به سادگی در مسیری که به هدف ختم می شود، قدم بگذارید.هر كس، هدف و راه جداگانه خود را دارد؛
  39. هر كس، هدف و راه جداگانه خود را دارد؛ راهی يگانه و جدا از راه ديگران.
  40. کسي که چند آرزوی درهم ورهم دارد، به هيچ يک از آنها نمی رسد، مگر اينکه در بين آنها با ارزش ترين را انتخاب كرده و آن را به عنوان هدف خويش برگزيند.
  41. حدود سه درصد مردم دارای هدف هستند و تنها يک درصد مردم آن را روی كاغذ می آورند.
  42. بيشتر مردم درست زمانی كه چند گامی بيشتر با كاميابی فاصله ندارند، دست از كار می كشند. آنها در يک قدمی هدف، دست از آن برمی دارند. آنها در آخرين دقيقه‌ بازی دست از كار می كشند؛ يک گام مانده به پيروزی.
  43. رویاهای‌ خودتان را بسازید در غیر این صورت فرد دیگری شما را برای ساختن رویایش به کار خواهد گرفت.
  44. فرصت ها اتفاق نمی افتند، شما خالق آنها هستید.
  45. بدانيد كه هدف های شما، شكل نهایی منش شماست.
  46. با انگیزه بودن هیچ هزینه‌ای برای تان ندارد اما می تواند همه چیز را برای شما فراهم کند.
  47. با نوشتن و برنامه‌ریزی اهداف پیش روی خود، عملی شدن آنها در جهان هستی را به رسمیت درخواهید آورد. پس برای شروع هر کاری بهتر است، برنامه‌‌ریزی را جدی بگیرید و آن را مکتوب کنید. دستان آدمی برای شکل دادن به رویاهایش خیلی تواناتر از آن است که فکر می کنید. کافی است خمیره رویاها و آرزوها را در دست بگیرید و مصمم به آنچه در دست دارید، شکل بدهید.
  48. گاهی کارها دقیقاً طبق برنامه پیش نمی رود، اما اگر یقین کنید که فصل ها جای خود را به یکدیگر می دهند متوجه می شوید که در دراز مدت نوبت برداشتن محصول هم خواهد رسید.
  49. همیشه معیاری بالاتر از آنچه که دیگران از شما انتظار دارند، برگزینید.
  50. همیشه با آموزش دادن و آموزش گرفتن باش، و توجه بر طلب علم را مقدم دار.
  51. هر که دنیا خواهد، دانش آموزد و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد.


sleep-md-bigstock-leisure-and-people-concept-y-206226634-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

اگر می خواهید فردایی عالی داشته باشید، امشب این کارها را انجام دهید ، شما می توانید روز خود را با نشستن جلوی تلویزیون، بیدار ماندن تا دیر وقت، و بردن تمام استرس خود به رختخواب به پایان برسانید. با این حال، انجام این کارهای قبل از خواب فردای شما را با شکست مواجه می کند از سوی دیگر، با انجام روش های درست قبل از خواب، می توانید فردایی بهتر داشته باشید در ادامه این روش های هوشمندانه توضیح داده شده است.

کارهای هوشمندانه قبل از خواب

روزتان را مرور کنید

احتمالا شنیده اید که نوشتن خاطرات بهترین کار برای شروع روز است. نوشتن خاطرات بخشی از مراسم صبحگاهی بسیاری از مردم است. با این حال اگر این کار را در شب انجام دهید هم ایده خوبی است و یا روزی که داشته اید را در ذهن خود مرور کنید. براساس تحقیقی در دانشگاه هاروارد، افراد با این کار خودکارآمدی خود را افزایش می دهند. بنابراین در طول نوشتن خاطرات روزانه تان، از خودتان سوال هایی بپرسید که روزتان را کامل به یاد آورید. برای مثال:

  • آیا همه چیز را که در لیست کارهای امروزم بوده است را انجام داده ام؟ اگر نه، چرا؟
  • چه چیزی امروز خوب پیش رفت؟
  • چه کاری را امروز درست انجام دادم؟
  • چه چیزی امروز خوب پیش نرفت؟ چگونه می توانم آن را مدیریت کنم؟
  • تعاملات من با دیگران امروز چطور بود؟ آیا برای بهبود تعاملات با دیگران نیاز به انجام کاری دارم؟
  • چگونه می توانم یک روز بهتر، فردا داشته باشم؟
  • سرانجام شما می توانید این سوال را که بنجامین فرانکلین هر شب از خود می پرسید را اضافه کنید: امروز چه کار خوبی انجام دادم؟

تمرین قدردانی

افراد بیشتر تمایل دارند تحت تاثیر یادآوری خاطرات منفی باشند تا اینکه خاطرات مثبت یا خنثی را به یاد آورند. با این حال شما می توانید بر این منفی بودن فائق آیید. هر شب شما باید تلاش کنید تا چیزهای خوبی که در طول روز برای شما اتفاق افتاده است را به یاد آورید. این به شما کمک خواهد کرد تا مغزتان با تمام چیزهای خوب زندگی تان متصل و هماهنگ شود. با گذراندن شب با تمرکز بر حوادث مثبت روز، قدردانی و سپاسگزاری برای آنها، شما به تدریج مغز خود را برای شادی آماده می کنید.

پانزده دقیقه مطالعه کنید

پانزده دقیقه مطالعه کنید

افراد موفق، کتاب خوانان می باشد. خواندن باعث تحریک شناختی می شود، باعث می شود شما آگاه تر شوید، واژگان شما را گسترش می دهد و تمرکزتان را بهبود می بخشد. چه چیزی باید بخوانید؟ در اینجا چند ایده وجود دارد:

  • کتاب های مرتبط با کارتان را بخوانید.
  • کتاب هایی برای بهبود خود بخوانید.
  • موضوعاتی بخوانید که برای تان جالب است حتی اگر به کارتان ربطی نداشته باشد.

زود به رختخواب بروید

با رفتن به رختخواب در اوایل شب، شما قادر خواهید بود تا صبح زود بیدار شوید و روز خود پرانرژی و زودتر آغاز کنید. به قول فرانکلین، “زود به رختخواب رفتن، و زود برخاستن، باعث می شود یک مرد سالم، ثروتمند و عاقل شود.” اکثر بزرگسالان هر شب حدود هفت ساعت خواب نیاز دارند.

مدیتیشن

مدیتیشن

یکی دیگر از چیزهایی که شما ممکن است بخواهید در شب تمرین کنید، مدیتیشن است. مراقبه برای سلامت روان و سلامت جسمی شما مفید است. مدیتیشن شما را دوباره شارژ می کند و باعث می شود روی کاری که می خواهید انجام دهید متمرکز شوید. پس از فشار و شلوغی روز، احساس آرامش خواهید کرد. اکنون زمان استراحت ذهن و بدن شما است. بنابراین، هر شب قبل از خواب، مدیتیشن را تمرین کنید. شما می توانید با پنج تا ۱۰ دقیقه شروع کنید.

روز بعد را برنامه ریزی کنید

علاوه بر این، قبل از رفتن به رختخواب، آنچه را که باید انجام دهید بنویسید، در هنگام خواب، ذهن ناخودآگاه شروع به فعالیت میکند ، ذهن ناخودآگاه شما ،تمام موارد زیر را انجام می دهد:

  • ایده های خلاقانه برای انجام وظایف.
  • اطلاعاتی را که از گذشته به دست آورده ای را تجزیه و تحلیل می کند.
  • فقط لازم است برنامه های مهم خود را یاداشت کنید.

زمان خواب منظم داشته باشید

با داشتن یک برنامه خواب منظم ،به مغز سیگنال ارسال می شود، که وقت استراحت است می توانید از این روش ها استفاده کنید:

  • دوش آب گرم بگیرید، وقتی دوش گرم می گیرید و وارد اتاق خنک می شوید، درجه حرارت بدن شما کاهش می یابد، این، به بدن اطلاع می دهد که متابولیز را کاهش دهد و استراحت کند.
  • استفاده از نخ دندان؛ از نخ دندان قبل یا بعد از مسواک زدن استفاده کنید، با این کار غذا و پلاک بین دندان ها و زیر لثه ها از بین می رود.
  • مسواک بزنید؛ برای داشتن دهان و دندان سالم، مسواک بزنید.
  • صورت خود را بشویید؛ در طول روز، پوست صورت شما سلول های مرده، روغن، باکتری ها، عرق و سایر آثار را ایجاد می کند قبل از رفتن به رختخواب، صورت خود را بشویید.

وقت گذراندن با خانواده

وقت گذراندن با خانواده

مایکل وودوارد، روانشناس سازمانی و مؤلف کتاب «برنامه “شما”» در این رابطه می گوید، صحبت کردن با همسر و فرزندان نقشی بسیار مهم در آرامش روانی افراد دارد.

لارا وندرکام، مولف کتاب «کارهایی که افراد موفق قبل از خواب شان انجام می دهند» در این رابطه می گوید: “وقت گذراندن با خانواده امری رایج در میان افراد موفق محسوب می گردد و بهتر است که زوج ها قبل از خواب شان در مورد کارهایی که در طول روز انجام داده اند با یکدیگر صحبت کنند.”

قطع ارتباط با محیط کار

به گفته کر، افراد واقعا موفق قبل از خواب هر امری را انجام می دهند به غیر از کار. آنها مرتبا ایمیل های شان را چک نمی کنند و سعی می کنند وقت شان را صرف امور مرتبط با کار نکنند. وودوارد با پذیرفتن این نکته می گوید: «بدترین کار این است که در بستر خود دراز بکشید و در مورد ایمیلی فکر کنید که به تازگی از مدیر خود دریافت کرده اید. مدیری که در همه ساعات بیداری اش مرتبا درخواست های مختلفی را مطرح می کند و مرتبا باعث دردسرتان می شود.»

میان زمانی که برای مطالعه آخرین ایمیل های تان صرف می کنید و وقت خوابیدن تان مدتی فاصله بگذارید. علت این موضوع هم آن است که پیش از دراز کشیدن و به خواب رفتن مغز خود را از کار خالی نمایید.


PRODUCTIVITY-TIPS-FOR-PEOPLE-WHO-WORK-FROM-HOME-banner.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

تعهد به بهتر شدن تضمین کننده اندیشه های بهتر، انتخاب بهتر و اقدامات بهتر است. انسانی بهتر بودن قبل از آنکه برای اطرافیان ما خوب باشد برای خودمان عالی خواهد بود چرازکه خوب بودن باعث ایجاد احساسی عالی در فرد شده و مطمئناً دنیا هم رفتار خوبی با ما خواهد داشت. در ادامه راه هایی برای تبدیل شدن به فرد بهتر آورده شده است.

راه هایی برای تبدیل شدن به فرد بهتر

شروع به کار کردن کنید

شروع به کار تمام موارد زیر را برای شما انجام خواهد داد:

  • تولید ایده ها، تست آن ایده ها و اجرای آنها را به شما آموزش خواهد داد.
  •  مهارت های حل مسئله را به شما می دهد.
  • شروع به کار مهارت های بازاریابی و فروش را به شما آموزش خواهد داد.

راه هایی برای تبدیل شدن به فرد بهتر

سفر به دور دنیا

وقتی سفر می کنید تجربیات جدیدی به دست می آورید، در مورد فرهنگ های مختلف یاد می گیرید و می توانید نمونه های مختلف سبک های زندگی را مشاهده کنید. علاوه بر این، شما می توانید از مواد غذایی خارجی و متفاوت لذت ببرید، به سبک های مختلف موسیقی گوش کنید و شکل های هنرهای مختلفی را ببینید. و لااقل شما داستان های جالبی برای گفتن خواهید داشت.

کاری هنری انجام دهید

یک کلاس هنری ثبت نام کنید، مثلا سفال گری یا طراحی جواهرات بیاموزید. هنر شکلی از بیان خود است و حتی می تواند آن را بهبود بخشد.

کارهای داوطلبانه

خوشبختی واقعی از دادن و انجام دادن کاری برای دیگران بدست می آید. سازمان های داوطلبانه همیشه نیاز به کمک بیشتری دارند. آن چیزی که به قلب تان نزدیک تر است را پیدا کنید: گرسنگی کودکان، خشونت خانگی، ظلم و ستم به حیوانات و غیره، و زمان خود و یا تخصص خود را در اختیار دیگران قرار دهید.

پرورش شخصیت خود

بنجامین فرانکلین، یکی از بنیانگذار ایالات متحده آمریکا، فهرستی از ۱۳ فضایلی را که او می خواست توسعه دهد، مطرح کرده است. او همچنین شیوه ای برای به دست آوردن این فضایل را طراحی کرد.

  • او یک هفته به هر فضیلت اختصاص داده و رفتار خود نظارت می کرد تا اطمینان حاصل کند که با فضیلت آن هفته هماهنگ شده است.
  • اگر او احساس کرد که هر خطایی مربوط به فضیلت آن هفته مرتکب شده است، او یک علامت سیاه کوچک را در دفترچه ای که همیشه همراهش بود، می زد.
  • هدف او این بود که هفته را بدون علامت سیاه بگذراند.

شما نیز می توانید یک روش مشابه برای توسعه شخصیت خود دنبال کنید.

یک بازی یاد بگیرید

یک بازی یاد بگیرید

تسلط بر یک بازی مانند شطرنج، استراتژی، رقابت، انعطاف پذیری و سازگاری را به شما می آموزد.

 یک رشته ورزشی یاد بگیرید

تسلط بر یک رشته ورزشی به شما چیزهایی را که با تسلط بر یک بازی یاد می گیرید، آموزش خواهد داد، ولی همین طور تمرینات جسمانی را انجام خواهید داد. علاوه بر این یاد می گیرید بر احساسات خود مسلط شوید.

دوست داشتنی تر شوید

“اگر می خواهی تو را دوست بدارند، باید دوست داشتنی باشی.”  این نقل قول شاعر رومی “اوید” است. همه ما می خواهیم ما را دوست بدارند پس چگونه دوست داشتنی بشویم؟

در اینجا ایده هایی برای شروع وجود دارد:

  • دیگران را ستایش کنید.
  • دیگران را تشویق کنید که به دنبال رویاهای خود بروند.
  • اگر باید انتقاد کنید، این کار را به آرامی و مهربان انجام دهید.
  • مهربان باشید.

یک زبان خارجی را بیاموزید

یادگیری زبان مزایای زیادی دارد.

  • یادگیری یک زبان جدید باعث می شود که شما فرهنگ بیشتری داشته باشید.
  • شما را تبدیل به یک شهروند جهانی می کند.
  • تمرین خوبی برای مغز شما است.
  • به شما احساس موفقیت می دهد.

بخشندگی را تمرین کنید

بخشندگی را تمرین کنید

بسیاری از روانشناسان و دانشمندان این عرصه توصیه می کنند که با بخشش، هر گونه رنجش و کدورت را از بین ببرید. این امر فقط برای خودتان سود خواهد داشت. شما با بخشیدن دیگران در واقع افکار منفی، آزاردهنده، بی اعتمادی و خودخوری را از ذهن و قلب خود دور خواهید کرد. برای این منظور می توانید از مدیتیشن کمک بگیرید. از رنج های خود به عنوان درسی برای داشتن تفکر معقول و منطقی بهره بگیرید.

همیشه مودب باشید

سلام کردن به همکاران، تشکر کردن از آن ها، باز نگه داشتن در اتاق یا آسانسور برای رسیدن شان و موارد ساده ای از این دست، چقدر وقت شما را می گیرند؟ تقریبا هیچ. پس با رفتارهای مودبانه و سرشار از مهربانی می توانید خوب بودن را نه تنها به خود، بلکه به دیگران نیز بیاموزید. این را در نظر داشته باشید که حتی اگر طرف مقابل شما انسان گستاخ و بی ادبی هم باشد، شما با انجام کارهای درست می توانید در طولانی مدت موجب تغییر رفتارهای زشت او هم بشوید.

از چالش فرار نکنید

می دانید چه چیزی ترسناک است؟ چیزهای سخت که سخت کوشی زیاد می خواهد. حالا می دانید چه چیزی ترسناک تر است؟ سخت کوشی برای چیزهای جدیدی که ممکن است در آنها شکست بخورید. اگر می خواهید بهترین باشید باقی زندگی شما در این خلاصه می شود: درگیر شدن با همه‌ چیزهای ترسناک. می دانم این ناخوشایند و ترس آور است اما کسی که می خواهد بهترین باشد با علم به همه‌ این ها ریسک می کند، به چالش پاسخ مثبت می‌دهد و پیشرفت می کند. اگر قرار بود به همین راحتی ها باشد بهترین بودن که مفهومی نداشت!

هنری فورد قبل از اینکه یکی از بهترین های صنعت اتومبیل سازی شود، دوبار ورشکسته شد. استیو جابز، خیلی چیزها را از دست داد تا استیو جابز شد. ممکن است در مسیر رسیدن به خواسته های تان زمان هایی را تجربه کنید که نامطمئن و خسته هستید؛ اما مهم این است که ناامید نشوید و آن مسیر را تا آخرش بروید.

مطالعه و یادگیری را در دستور کار خود قرار دهید

در مورد موضوعاتی که آگاهی ندارید یا ذهن تان را مشغول کرده اند، تحقیق و مطالعه کنید. از افراد متخصص سوال بپرسید. وقتی سطح دانش و آگاهی خود را به مسائل روزمره افزایش دهید، درک بهتری نسبت به آنها خواهید داشت. در نتیجه، کمتر دیگران یا دیگر فرهنگ ها را مورد قضاوت قرار داده و نظرات و افکار نادرست در مورد آنها خواهید داشت. با افزایش سطح دانش، در واقع از خودتان انسان بهتری خواهید ساخت.


191337Happy-enjoying_happy_moments.jpg
شهریور ۱۰, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

اعتماد به نفس، این کلمه یک کلمه قدرتمند و حتی یک احساس قدرتمندتر است. آیا می توانید زمانی را در زندگی خود به یاد بیاورید که احساس اعتماد به نفس کرده اید؟ زمانی که احساس می کردید هیچ چیز جلودار شما نیست و در بالاترین نقطه جهان هستید؟ حالا تصور کنید که می توانستید این احساس را در اغلب مواقع تجربه کنید. چه تأثیری بر سلامت شما، رفاه شما، شغل شما و روابط شما خواهد داشت؟

نه تنها خودِ اعتماد به نفس باعث داشتن احساس خوبی می شود، بلکه به شما کمک می کند تا فرصت های بالقوه را قاپ بزنید، شانس بیشتری پیدا کنید، تغییرات بزرگی به وجود آورید و یا گام بعدی را در زندگی و شغل خود بردارید. زندگی، دیوانه کننده، پر تکاپو و زیبا است. کشف چگونگیِ داشتن اعتماد به نفسِ بیشتر، بخشی از سفر زندگی شماست.

چگونه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم؟

خبر خوب این که گام هایی برای ایجاد اعتماد به نفس وجود دارد که می توانید هر جا و هر زمان که احساس می کنید فاقد آن هستید از آن استفاده کنید. حس اعتماد به نفس، اغلب، در وجود شما موجود است و شما فقط به چند استراتژی نیاز دارید تا آن را کشف و آشکار کنید و ما قصد داریم این تکنیک ها را به شما نشان دهیم.

چرا برخی افراد اعتماد به نفس ندارند؟

عدم اعتماد به نفس می تواند از مسائل زیادی ناشی شود.

شاید وقتی در حال رشد بوده اید پدر و مادرتان به شما گفته باشند که فلان کار برای شما دست نیافتنی است و شما هرگز نمی توانید آن کار را انجام دهید. یا شاید یک سیستم اعتقادی داشته باشید که می گوید: من هرگز نمی توانم کار خودم را شروع کنم، من کارآفرین نیستم.

شاید تجربه بدی داشته اید که درهای شک و تردید را به روی خود باز کرده اید. یا شاید خودِ منتقد داخلی شما به شما می گوید «شما نمی توانید» یا «شما به اندازه کافی خوب نیستید». شاید (یا به احتمال زیاد) شما خودتان را با شخص دیگری مقایسه می کنید – یک دوست، همکار یا همسر.

یا شاید شما احساس می کنید چیزی گمشده در زندگی شما وجود دارد – یک رابطه، یک شغل رویایی، یک بچه، یک مدرک یا یک عنوان.

من در کارم با هزاران نفر از مشتریان، به این نتیجه رسیده ام که بیشتر ما در تلاش برای داشتن اعتماد به نفس در برخی جاها، و یا در برخی از نقاط زندگی مان هستیم. خواه این اعتماد به نفس مربوط به ظاهر ما باشد، خواه توانایی ها، روابط، شغل، تصمیم گیری ها، و موقعیت های اجتماعی ما.

همه ما بحران اعتماد به نفس داریم. و اگر فقدان اعتماد به نفسِ ما، ما را در یک شغل بد یا یک رابطه ضعیف نگه می دارد یا از پیشرفت ما در زندگی یا شغلمان جلوگیری می کند، تنها نیستیم.
چه چیزی افرادِ دارای اعتماد به نفس را از دیگران متمایز می کند؟

این افراد، خودشان را باور داشته و دارای تفکری مثبت هستند، اما افراد بدون اعتماد به نفس، یک احساس ناامنی نسبت به خود و تصمیمات خود دارند.

راهنمای گام به گام برای داشتن اعتماد به نفس

صریح و واضح باشید

صریح و واضح باشید

برای رام کردن اهریمن، شما باید ابتدا این اهریمن را نام ببرید. کجا اعتماد به نفس ندارید؟ چه موقع احساس تردید نسبت به خود می کنید؟ کجا احساس می کنید که مهارت ها یا توانایی هایتان شما را محدود کرده اند؟ دوست دارید که کجا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید؟

هنگامی که شما این موارد را روشن و مشخص کردید، دیگر احساس نمی کنید که توانایی خاصی برای مقابله با آن لازم دارید.

شاید شما نیاز به اعتماد به نفس دارید تا روی پای خودتان بایستید و کسب و کار جدیدی را شروع کنید؟ یا شاید شما برای تحصیلو گرفتن مدرکی که همیشه می خواسته اید مایل به بازگشت به مدرسه یا دانشگاه هستید ؟ شاید شما این اعتماد به نفس را برای رفتن به یک ماجراجویی یا سفری که مدت زمان زیادی به آن فکر کرده اید می خواهید؟

چگونه؟
اکنون یک لحظه تامل کنید و مشخص کنید که: کجا می خواهید اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید؟

کشف آنچه به شما اعتماد به نفس می دهد

این البته خیلی شخصی است، بنابراین از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود. هیچ معیار خاصی برای سنجش اعتماد به نفس وجود ندارد و چیزی که برای یه نفر جواب می دهد، لزوما برای دیگری کارساز نخواهد بود.

چطور می توانید بفهمید که چه چیزی به شما اعتماد به نفس می دهد؟ در مورد چند موقعیت در زندگی خود که احساس اعتماد به نفسِ بیشتری داشتید، فکر کنید.

در چه مکانی بودید؟ چه کاری انجام می دادید؟چه احساسی داشتید؟ هرچه بیشتر این جزئیات را برای خودتان روشن تر کنید، برایتان ساده تر خواهد بود که هنگام نیاز به آن چنگ بزنید.

با خودتان روراست باشید

یکی از راه های قطعی برای از دست دادن اعتماد به نفس، زمانی است که تلاش می کنید شخص دیگری باشید. یکی از بهترین راه های ایجاد اعتماد به نفس چیست؟ خودِ واقعی تان باشید.

هنگامی که سعی می کنید کسی باشید که نیستید، هر بخش از وجود شما در برابر آن مقاومت می کند. شما کس دیگری نیستید. تو، تو هستی و هرچه بیشتر بتوانید بفهمید که چه کسی هستید و چه چیزی برای شما ارزشمندتر است، قوی تر خواهید بود.

هنگامی که شما از آنچه واقعا هستید دور می شوید، اعتماد به نفس خود را از دست می دهید زیرا این دیگر شما نیستید.

چگونه؟
فکر کنید که چه چیزی شما را منحصر به فرد می کند. آن را بنویسید. فکر کنید که چه چیزی برایتان ارزشمند و چه چیزی برایتان مهم است. آن را نیز بنویسید

کشف آنچه به شما اعتماد به نفس می دهد

به یاد داشته باشید که شما ۱۰۰٪ باهوش هستید

وقتی یکی از دختران من کلاس چهارم بود، معلمش یک فرم به نام ۱۰۰٪ باهوش به آنها داد. در این فعالیت، بچه ها مجبور بودند یک نمودار پایه بسازند و مشخص کنند در رابطه با هریک از این مواردچند درصد زرنگ بوده اند: در رابطه با مردم، خودشان، بدنشان، ریاضی، کلمات، موسیقی و هنر.

به عنوان مثال، دختر من ۲۵٪ در رابطه با بدنش هوشمند بود، اما تنها ۵٪ در مورد هنر زکاوت داشت. این چنین تمرینی برای آگاهی او بسیار مفید بود. او متوجه شد که حتی اگر در زمینه هنر اعتماد به نفس نداشته باشد، بسیاری از زمینه های دیگر وجود دارد که او در آن فوق العاده می باشد.

این برای همه صادق است. بنابراین، شاید شما بهترین سخنران عمومی نباشید، اما آیا شما یک والد فوق العاده برای فرزندتان هستید؟ آیا در مسائل مالی عالی عمل می کنید و آیا خلاق هستید؟

بسیاری از مردم زمان زیادی را صرف تلاش برای بهبود و تغییر می کنند. در عوض، چه می شود اگر وقت بیشتری را به شناسایی استعدادها، مهارت ها و موفقیت های خود بپردازند؟

چگونه؟
برای یک هفته این کار را امتحان کنید: در پایان هر روز، حداقل ۳ چیز را که خوب انجام دادید، یا احساس خوبی در موردش داشتید یا به خودتان افتخار کردید، بنویسید. دانستن نقاط قوت خود و شناختن استعدادهای خود، ۱۰۰٪ هوشمندانه است.

مقایسه خودتان با دیگران را متوقف کنید

هیچ چیزی اعتماد به نفس شما را بیشتر از مقایسه خودتان با دیگران له نمی کند. به خصوص در حال حاضر و با وجود رسانه های اجتماعی و فرصت عجیبی که برای قضاوت خود در مقایسه با بسیاری افراد دیگر به شما می دهند! عدم اعتماد به نفس ناشی از شکاف در جایی است که شما خود را می بینید و جایی که فکر می کنید باید باشد.

تصور کنید در حال آماده سازی خودتان برای ارائه یک سخنرانی بزرگ هستید. بنابراین شما تحقیقاتی انجام می دهید که شامل تماشای برخی از بهترین سخنرانان در جهان می شود. البته که احساس خواهید کرد چقدر پایین تر از آنها هستید.

چگونه؟
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. بس است. اگر نیاز به یک نیروی اجبار دارید – خودتان را با خودتان مقایسه کنید. ببینید که چقدر پیشرفت کرده اید و قدردان پیروزی و موفقیت های خود باشید.

درک کنید که به حد لازم هستید

این ممکن است کمی پیش پا افتاده باشد، اما آن را امتحان کنید. این تأیید مثبت در یک سطح عمیق واکنش نشان خواهد داد و تأثیر قدرتمندانه ای روی ناخودآگاه شما خواهد داشت.

چگونه؟
طی ۲۱ روز آینده، هر روز، این را تکرار کنید. “من کافی هستم” نه تنها این را تکرار کنید، بلکه عمیقا احساس کنید که چه کسی هستید.

میخواهید بیشتر مساله را روشن کنیم؟ ‘به اندازه کافی’ را با هر کلمه ای که می خواهید باشید جایگزین کنید. چه چیزی اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد؟ من شجاع هستم. من قوی هستم. من باهوش هستم. من زیبا هستم. من اعتماد به نفس دارم. بسیار خب!

به دست آوردن مهارت های جدید

از آنجا که اعتماد به نفس اغلب به طور مستقیم با توانایی های شما مرتبط است، یکی از بهترین راه های ایجاد اعتماد به نفس، کسب مهارت ها یا تجربه جدید است.

رشد مهارت های شما به نوبه خود اعتماد به نفس شما را افزایش خواهد داد. و لطفا، در حالیکه روی کسب مهارت و تخصص خود کار می کنید، کامل نبودن را با نداشتن یک توانایی اشتباه نگیرید. هیچ کس کامل نیست. اما اگر کمال گرا باشید می تواند باعث این شود که تصور کنید فقط به این دلیل که شما بهترین نیستید، به هیچ وجه خوب نیستید.

مطمئن شوید که چگونه خودتان را چک می کنید -آیا من واقعا در این مورد خوب نیستم، یا من هنوز آنقدری که می خواهم خوب نیستم ؟

چگونه؟
از خودتان بپرسید: آیا یک موقعیت خاص وجود دارد که در آن اعتماد به نفس شما کم است؟ چگونه می توانید مهارت های خود را در این زمینه گسترش دهید؟

موقعیت خود را تغییر دهید

تغییر وضعیت فیزیکی و ذهنی شما یکی از سریعترین راه ها برای دسترسی به احساس اعتماد به نفس است. برای انجام این کار، باید بدانید که اصلا اعتماد به نفس برای شما چگونه به نظر می رسد و چگونه احساس می شود .

چگونه؟
در اینجا چند راهکار برای دسترسی به آن است:

به یاد آورید– به یک زمان خاص، که با احساس اعتماد به نفس همراه بوده است فکر کنید. در این احساس عمیقا غرق شده و لحظه لحظه همه جزئیات را در ذهن مرور کنید.
تصور کنید – تصور کنید که اگر احساس اعتماد به نفس داشتید چه احساسی داشتید. چگونه رفتار می کردید؟ چگونه بودید؟
مدل سازی – به کسی که می دانید اعتماد به نفس دارد فکر کنید. تصور کنید او چه کارهایی خواهد کرد.

برای خودتان یک تماشاگر پیدا کنید

برای خودتان یک تماشاگر پیدا کنید

بله، در حالی که درک اعتماد به نفس یک حس از درون شماست، شما همچنین می توانید اعتماد به نفس خود را از سمت افرادی که انتخاب می کنید تا با آنها وقت بگذرانید دریافت کنید.

چگونه؟
وقت بیشتری را با افرادی که شما را تشویق می کنند و احساس مثبت و الهام بخش به شما می دهند صرف کنید. – و زمان کمتری را با کسانی که اعتماد به نفس شما را می گیرند و یا موجب شک و تردید در شما می شوند، صرف کنید.

فقط انجامش دهید

چگونه؟
به  مرحله ای که می توانید در حال حاضر انجام دهید و به شما کمک می کند در مسیر درست حرکت کنید فکر کنید. سپس آن را انجامش دهید و ببینید چه اتفاقی می افتد. چیزی باور نکردنی در مورد مغز انسان وجود دارد و آن این است که وقتی متوجه کاری می شود، در آن راستا حرکتش را ادامه خواهد داد!


decision5.jpg
شهریور ۵, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

زندگی پر از لحظات مهم تصمیم گیری است. این که ما این را انتخاب کنیم یا آن را، بعد از هر تصمیمی که می گیریم تاثیراتش را می بینیم. هرچند وقت یکبار، با شرایطی مواجه می شویم که باید تصمیمی بگیریم، و آن تصمیم می تواند ما را به خوشبختی یا شکست برساند.

راز زندگی موفق: تصمیم گیری درست

در دیدار با جی گرین، هم اتاقی سابق مارک زوکربرگ، مدیر عامل فعلی و بنیانگذار فیس بوک، وی بیان داشت که به جای رها کردن دانشگاه با هم اتاقی خود برای ایجاد یک شبکه اجتماعی پر اقبال، به توصیه پدرش برای تمرکز بر درس خود و کسب درجات عالی دانشگاهی گوش کرده است.

خب، او هرگز تصوش را هم نمی کرد که این تصمیمِ به ظاهر منطقی، برای او، به معنای از دست دادن ۱۰۰ میلیارد دلار_ارزش فعلی فیس بوک_ تمام خواهد شد. چه اتفاقی می افتاد اگر در آن زمان دل به دریا زده بود و یک مسیر پر ریسک تر را دنبال می کرد؟ بله، داستان برای او کاملا متفاوت می شد!

تصمیم گیری مهم ترین مهارت در زندگی ما است که باید در آن پیشرفت کنیم. این که آیا ما در زندگی موفق و خوشحال هستیم یا نه، به تصمیمات درست و مداوم ما مربوط می شود.

و مهمتر از همه، راهکاری درست برای انجام این کار وجود دارد!

یک چالش رایج: دل به دریا بزنم و یا تصمیمات عقلانی بگیرم

همه ما بارها در تلاش برای گرفتن تصمیمات مختلف بوده ایم، به خصوص در مورد مسائل مهم. و معمولا در یک دوراهی گرفتار می شویم، و مردد می مانیم که آیا باید دل و جرأت به خرج دهیم و ریسک کنیم یا با حساب و کتاب دقیق نتیجه گیری کرده و تصمیم بگیریم. اغلب ما معتقدیم که استدلال منطقی می تواند ما را به مقصد مناسب برساند. اما در حالی که سخت در تلاش هستیم تا تصمیم درستی بگیریم، آیا این مهمتر نیست که یک گام به عقب برداشته و از خود بپرسیم: آیا اطمینان به تفکر منطقی به ما کمک می کند تا بهترین تصمیم گیری را داشته باشیم؟ نه، در واقع

تصور کنید که نمرات خوبی در امتحانات عمومی کسب کرده اید. استدلال منطقی به شما این امکان را می دهد که به رشته هایی مانند حقوق و پزشکی فکر کنید، بر این اساس که این مدارک حرفه ای می تواند ما را به آینده ای روشن تر برساند. با این وجود، علیرغم اینکه این امر می تواند از لحاظ اقتصادی درست باشد، آیا از علاقه ی خود و اینکه از تحصیل در چه رشته هایی لذت می بریم چشم پوشی نکرده ایم؟ در نهایت، ممکن است درامد زیادی کسب کنیم (البته اگر بتوانیم فارغ التحصیل شویم)، اما یک احتمال قوی تر هم وجود دارد که ما در نهایت زمان خود را صرف چیزی می کنیم که به طور کامل به آن علاقه نداریم و از آن لذت نمی بریم. چه می شود اگر به ندای قلبمان گوش دهیم و مسیر دیگری را برای تحصیل آنچه واقعا از آن لذت می بریم و دوست داریم پیش بگیریم؟ ما به موقعیت بالاتری رسیده ایم و در عین حال از لحظاتمان در دانشگاه هم لذت برده ایم. ممکن است فکر کنید ما به شما پیشنهاد می دهیم که هنگام تصمیم گیری، جراتمندانه برخورد کنید، با این حال، در حقیقت، تصمیم گیری بر اساس احساسات یا تفکر منطقی، نکته کلیدی ما نیست. نکته اصلی این است که شما چقدر با روحیات خودتان آشنا هستید و همین تعیین می کند که چقدر احتمال دارد تصمیمات درست تری بگیرید.

فقط خودشناسی می تواند بهترین راهنمای شما باشد

فقط خودشناسی می تواند بهترین راهنمای شما باشد

در روند تصمیم گیری، ما همیشه به دنبال اطلاعات بیرونی برای راهنمایی گرفتن هستیم. این شامل مشاوره و نظر خواستن از افرادی است که می شناسیم، افرادی متخصص در این زمینه و افرادی که می توانیم به آنها اعتماد کنیم. هنگامی که تصمیم گیری غلطی می کنیم، ما آنها را به خاطر راهنمایی اشتباهشان سرزنش می کنیم و خودمان را کاملا مبرا می کنیم. در واقع، شناخت بهتر خودمان می تواند به ما کمک کند که تخمین بزنیم آیا مشاوره یا اطلاعات داده شده به حد کافی ارزشش را دارد یا خیر. هیچ کس در این سیاره ما را بهتر از خودمان نمی شناسد. و خودآگاهی یک قدرت سنجش بالا به ما می دهد.

هنجارهای عمومی برای تصمیم گیری بی اهمیت اند. مردم با توجه به هنجارهای اجتماعی به ما توصیه می کنند و از دید خودشان به قضیه نگاه می کنند. وقتی جوانب مثبت و منفی تصمیمی را می سنجیم، نباید آن را بر پایه هنجارهای عمومی بسنجیم، به هرحال و در نهایت همه چیز به ما برمی گردد. به یاد داشته باشید افرادی که تصمیمی درست می گیرند لزوما آنهایی نیستند که باهوش تر و یا خوش شانس تر هستند. آنها در واقع کسانی هستند که کاملا خود را شناخنه اند.

شناخت خودتان سخت ترین چالشی است که می توانید داشته باشید

می توانید با این ۴ مرحله شروع کنید

حالا ما می دانیم که باید خودمان را کاملا شناخته و درک کنیم. اما گفتنش آسان تر از انجام آن است. ممکن است فکر کنیم که ما از همان بدو تولد خودمان را می شناسیم و کار سختی نیست. اما ذهن ناخودآگاه ما همیشه ما را به بازی گرفته و بر آنچه که انجام می دهیم و فکر می کنیم تاثیر می گذارد و ما حتی متوجه آن نمی شویم. در حقیقت، ما ممکن است زندگی کنیم بدون دانستن اینکه واقعا چه کسی هستیم.

خوشناسی یک مفهوم انتزاعی است. این مفهوم به چیزهایی مانند ارزشها واعتقادات ما می پردازد و ما را در شناخت اولویت ها، و نقاط قوت و ضعفمان کمک می کند. شروع از مفاهیم انتزاعی واقعا چالش برانگیز است، بنابراین در اینجا ما یک روش گام به گام و مشخص برای رسم یک پروفایل برای شناخت بهتر از خود ارائه می دهیم. به یاد داشته باشید که باید با خودمان صادق باشیم.

مرحله ۱: تست شخصیت می یر-بریگز

اگر شما در اینکه از کجا شروع کنید گیر کرده اید، تست شخصیت می یر-بریگز را امتحان کنید، این تست به تجزیه و تحلیل مدل های مختلف شخصیت شما می پردازد و آنها را در ۱۶ دسته مختلف گروه بندی می کند. آزمون شامل سوالات و توضیحاتی است و با انجام این تست، می توانید با دیدی وسیع تر خود را بشناسید.

مرحله ۲: ضعف ها و قوت ها

از خودتان بپرسید که در چه زمینه ای خوب هستید و در چه زمینه ای خوب نیستید. بهتر است اگر بتوانید مثالهایی عینی ارائه کنید. شما همچنین می توانید از دوستان و اعضای خانواده خود سؤال کنید و پاسخ های خود را با آنها مقایسه کنید. با بررسی تفاوت بین اینکه شما چگونه خودتان را می بینید و آنها چگونه شما را می بینند شگفت زده خواهید شد. با آنها به بحث بپردازید که چرا چنین تصوری از شما دارند و به بررسی دلایل بپردازید.

اولویت ها

مرحله ۳: اولویت ها

همه در زندگی شان ارزش گذاری های متفاوت با بقیه دارند. بررسی کنید چه چیزهایی برای شما مهم تر است. به عنوان مثال، اگر خانه شما آتش گرفته باشد، چه کار می کنید و چه کسی را نجات می دهید؟

مرحله ۴: احساسات قوی

هنگامی که احساسات واقعا شدیدی دارید، تجربیات خود را به یاد بیاورید. این می تواند زمانی باشد که شما واقعا خوشحال یا واقعا خشمگین هستید. هنگامی که حوادث را بررسی می کنید، می توانید به دلایلی که باعث ایجاد این احساسات شدید در شما می شود فکر کنید. دقیقا چه چیزی من را اینقدر عصبانی کرد؟ چه چیزی من را اینقدر خوشحال کرد؟ با بررسی این تجربه ها، شما می توانید به شناخت بهتری از آنچه تاثیر بیشتری بر احساسات شما می گذارد، برسید.

به جلو نگاه کنید! همیشه گزینه های بیشتر وجود دارد

به جلو نگاه کنید! همیشه گزینه های بیشتر وجود دارد

پس از شناخت و درک کامل خودتان، هنگام تصمیم گیری باید گزینه های بیشتری کشف کنید. اگر با گزینه هایی که در دست دارید تصمیم گیری کنید، ممکن است برای شما مفید واقع شود. اما اگر شما گزینه های دیگر را نیز کشف کرده و بررسی کنید، ممکن است بعضی از آن ها را که برای شما واقعا عالی تر هستند پیدا کنید. هنگامی که در حال جمع آوری اطلاعات برای گزینه های موجود هستیم، ممکن است با سایر گزینه ها روبرو شویم. هرگز آنها را کنار نگذارید. آنها ممکن است برای شما بهترین انتخاب باشند. ممکن است مسیرهای متعددی برای یک تصمیم واحد وجود باشد، اما بعضی از آنها کوتاهتر هستند و برخی تلاش کمتری می طلبند. شما هرگز نباید خود را در انتخاب یک مسیر جدید برای رفتن محدود کنید.

زندگی بدون رسیدن به خودشناسی اسف بار و قابل ترحم است. ماتم گرفتن به خاطر تصمصم اشتباهی که گرفته اید از آن هم بدتر است.  بنابراین، به شناخت دقیق خود بپردازید و از این که یک جی گرین دیگر شوید جلوگیری کنید!


decision.1jpg.jpg
شهریور ۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

گام های مهم و کلیدی برای تصمیم گیری خوب وجود دارد. تصميم گيری خوب يا صحیح برای زندگی مولد و کارآمد ضروری است. همه ما با تصمیمات مختلف به طور روزانه مواجه هستیم. بعضی از آنها کوچک و جزئی هستند، در حالی که برخی بزرگ هستند و به طور بالقوه زندگی ما را تغییر خواهند داد. برخی از گزینه های ساده و واضح و برخی دیگر دشوارتر هستند. برای کسانی که تصمیم گیری دشوار است، گام هایی وجود دارد تا بتوانند از طریق آن تصمیمات مناسبی بگیرند. تصمیم گیری و تصمیمات شما در طول زندگی یکی از ارکان مهم در موفقیت کاری و زندگی است. زمانی که در شرایط حساس قصد تصمیم گیری دارید باید از دانسته ها و راز و رمزهای موفقیت بهره ببرید. گفتنی است محققان دریافتند افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند نسبت به کسانی که EQ پایین تری دارند، می توانند تصمیم های بهتری اتخاذ کنند به این دلیل که این افراد می توانند وجوه مختلف قضیه را از هم متمایز کنند و استرس و اضطراب مربوط به مسائل دیگر را وارد قضیه تصمیم گیری شان کنند. برای اینکه بدانیم چگونه تصمیم بگیریم باید روش های تصمیم گیری را بشناسیم زیرا همه‌ ما مجبوریم برای مسائل ساده‌ای مثل نهار ظهر یا مسائل مهم تری نظیر رشته تحصیلی یا ازدواج تصمیماتی بگیریم، اما اغلب تصور می کنیم تصمیم گیری کار مشکلی است. هر فردی روشی خاص برای تصمیم گیری دارد.

کلیدهایی برای تصمیم گیری خوب

کلیدهایی برای تصمیم گیری خوب

بررسی کنید با این تصمیم، اهداف یا نتایجی که می خواهید بدست می آورید.

تکلیف تان را انجام دهید. تحقیق کنید و اطلاعات کافی برای ارزیابی گزینه های خود بدست آورید.

طوفان مغزی. تعیین کنید که آیا گزینه ها با ارزش ها، منافع و توانایی های شما سازگار است.

نتایج احتمالی را بسنجید. به عبارت دیگر، بدترین چیزی که می تواند اتفاق بیفتد چیست؟ چه اتفاقی می افتد اگر من A، B یا C انجام دهم و آیا می توانم با عواقب آن زندگی کنم؟

لیستی از مزایا یا معایب آن تهیه کنید. مواردی که برای شما اهمیت دارند یا دارای اهمیت کمتری هستند را الویت بندی کنید. وقتی که معایب و مزایا را کنار هم قرار می دهید متوجه خیلی از مسائل خواهید شد.

نظرات خود را مطرح کنید و از کسانی که اعتماد دارید یا در وضعیت شبیه وضعیت شما قرار داشته اند، بازخورد بگیرید. ممکن است برخی از جنبه هایی که در مورد آن فکر نکردید وجود داشته باشد.

تصمیم بگیرید و بر نتایج خود نظارت داشته باشید. اطمینان حاصل کنید که نتیجه دلخواه را به دست آورید.

چگونه تصمیمات خوب بگیریم

مواردی که باید در نظر بگیرید

هیچ تضمینی وجود ندارد. مطمئنا شما هرگز نمی توانید از پیش تعیین کنید که آیا تصمیمی درست خواهد بود یا نه، بنابراین باید آماده ریسک باشید.

به دنبال فرصت ها بروید. اگر اشتباه کردید، آن را به عنوان یک فرصت برای یادگیری در نظر بگیرید. بسیاری از موارد تصمیمات برگشت پذیر هستند و می توانید نظر خود را تغییر دهید.

گیر نکنید و هیچ کاری انجام ندهید. اگر شما هر کاری انجام دادید که بهترین تصیمیم را بگیرید ولی هنوزنمی توانید به ذهن خود نظم ببخشید، به دلیل ترس از اشتباه و ترس از اینکه به اندازه کافی نمی دانید تصمیم گیری خود را به تاخیر نیندازید.

اجازه ندهید ترس شما را متوقف کند. بعضی اوقات مردم به دلیل ترس از اشتباه وحشت زده می شوند به طوری که آنها را فلج می کند و دید خود را نسبت به آنچه که می خواستند انجام بدهند از دست می دهند. این مانع تصمیم گیری می شود.

به خاطر داشته باشید که زمان طرف شماست. سعی کنید خودتان را از احساسات آن لحظه دور کنید. البته انجام فوری این کار غیرممکن است اما بهترین راهکار این است که بین زمان حال و زمانی که می‌خواهید تصمیم بگیرید کمی فاصله بیندازید.

تصمیم را عملی کنید. می توانید تا بی نهایت تصمیمی که گرفته‌اید را دوباره و دوباره تحلیل و بررسی کنید. اما بالاخره باید یک جا آن را متوقف کنید. آن را واقعی کنید، یادداشتش کنید. وقتی تصمیم تان بیرون از مغزتان و به دنیای واقعی آمد، مغزتان از بررسی گزینه های مختلف دست کشیده و سراغ کار بعدی می رود.

اهداف شما. تصمیم گیری در انزوا صورت نمی گیرد آنها تحت تأثیر زندگی شما قرار دارند. اهداف خود را به یاد آورید ؛ کوتاه مدت و بلند مدت.حتی اگر یک تصمیم دشوار است، آن را در رابطه با اهداف خود در نظر بگیرید.

دنبال مقصر نگردید. هر تصمیمی منجر به عواقب و نتایجی چه مثبت و چه منفی خواهد بود که مسئولیت مستقیم آن با تصمیم گیرنده است. به گردن این و آن انداختن و دنبال مقصر گشتن در اغلب موارد بیهوده ترین کار است. ما نیازمند مقصر نیستیم، نیازمند تصمیم درستیم.

موقع ناراحتی تصمیم نگیرید. این زنگ خطر جدی تصمیم گیری ها است. گاهی فشار ناشی از اهمیت انتخاب ها و ارزش آن به حدی ناراحت کننده است که فرد برای رهایی از این فشار دم دست ترین تصمیم را اتخاذ می کند. این مساله آن هنگام مشکل زاست که بدانیم گاهی ساده ترین تصمیم ها، درست ترین تصمیم ها نیست. تصمیم گیری حق شماست و این حق وقتی ادا خواهد شد که دور از تنش اتخاذ شود.

تصمیمات دوگانه نگیرید. تصمیمات دوگانه و متعارض با هم می تواند عاملی شود تا از اجرای هر تصمیمی باز بمانیم و بدین ترتیب فرصت های طلایی زندگی را بین دو کفه ترازو که ظاهراً با هم برابرند از دست بدهیم. تنها کمک تصمیمات متعارض این است که می توانیم سال ها بر سر دوراهی ها بمانیم و کاری نکنیم. در واقع تصمیم های متعارض گرفتن گریزگاهی برای انتخاب نکردن است. این اعتقاد درست نیست که وقتی نمی دانید کدام یک را انتخاب کنید راحت ترین کار این است که هیچ کدام را انتخاب نکنید.

 

موانع تصمیم‌گیری موثر

موانع تصمیم‌گیری موثر

اطلاعات ناکافی

اگر اطلاعات کافی درباره‌ موضوعی نداشته باشید تصمیمی که می گیرید بی اساس است. برای کسب اطلاعات درباره‌ تصمیم تان زمان صرف کنید. اطلاعاتی که جمع می‌کنید را اولویت‌بندی کنید یعنی به دنبال مهم ترین اطلاعات باشید.

 اطلاعات بیش از حد

اطلاعات متناقض و بیش ازحد، تصمیم گیری را سخت می‌کند. این فرآیند «فلج موشکافی» نام دارد و گاهی به عنوان تاکتیکی برای به تعویق انداختن تصمیمات سازمانی که به اطلاعات بیشتری نیاز دارند، استفاده می‌شود.

تعداد زیاد افراد

تصمیم گیری به صورتی گروهی سخت است زیرا هرکس دیدگاه و معیارهای خود را دارد. در حالی که همه‌ این نظرات، دلیل و اهمیت آنها را باید بدانیم، یک نفر باید مسئولیت تصمیم گیری را بر عهده بگیرد.

منافع مشخص

اغلب فرآیند تصمیم گیری براساس منافع مشخصی است و این منافع معمولا آشکارا بیان نمی شوند اما ممکن است مانعی جدی باشند. به دلیل اینکه این منافع آشکارا بیان نمی شوند شناسایی و توجه به انها در تصمیم گیری سخت است. گاهی با فردی خارج از فرآیند تصمیم گیری ولی در شرایط مشابه، برای شناخت و بررسی این منافع مشورت کنید. همچنین بررسی جنبه‌های احساسی/ منطقی تصمیم با همه‌ سهامداران یا با مشاوری خارج از سازمان برای حمایت از تصمیم کمک کننده است.

 دلبستگی عاطفی

مردم معمولا به وضعیتی که دارند راضی هستند ولی تصمیمات ممکن است باعث تغییراتی شوند، بنابراین تصمیم گیری برای بعضی افراد سخت است. اما فراموش نکنید تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم است.


iStock-922797368-Copy.jpg
مرداد ۸, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اگر روش سریع خواندن را بلد باشید سرعت مطالعه را می توانید ۶ برابر کنید. وقتی سرعت مطالعه را بالا می برید اطلاعات بیشتری هم به دست می آورید. طبق تحقیقات یک جوان به طور میانگین می تواند ۳۰۰ کلمه در دقیقه بخواند. اما حرفه ای ترها می توانند ۱۵۰۰ کلمه در دقیقه مطالعه کنند. فرض کنید یک کتاب در حالت معمول ۱۰۰ هزار کلمه دارد و یک فرد عادی باید ۵.۵ ساعت برای خواندن آن صرف کند. اما فردی که سریع مطالعه می کند می تواند آن را در ۵۰ دقیقه تمام کند. پس می تواند روزانه یک کتاب بدون این که وقت زیادی از او بگیرد مطالعه کند. که در پایان سال به ۳۶۵ کتاب می رسد. در ادامه روش هایی برای افزایش سرعت مطالعه آورده شده است.

روش هایی برای افزایش سرعت مطالعه

روش هایی برای افزایش سرعت مطالعه

اسکن کردن را یاد بگیرید

یکی از مهم ترین مهارت هایی که برای مطالعه سریع لازم دارید، مرور اجمالی یا اسکن کردن است. بسیاری از بزرگسالان اسکن کردن را سخت می دانند. زمانی که ما خواندن را آموخته ایم، توجه به تک تک کلمات و جملات را نیز فرا گرفته ایم. با این حال، بسیاری از این موارد غیر ضروری هستند، زیرا تحقیقات نشان می دهد که ذهن بزرگسال ما دارای توانایی شگفت انگیز برای پر کردن شکاف های اطلاعاتی است. در روش اسکن چشم ها برای پیدا کردن بخش خاصی از اطلاعات، که مغز در جستجوی آن است، نگاه سریعی به موضوع مورد مطالعه می اندازد. معمولا، هنگامی که در یک فرهنگ لغت دنبال کلمه ای می گردید، یا دنبال نامی در یک دفترچه تلفن و یا موضوع خاصی در یک کتاب یا گزارش هستید، از این روش استفاده می کنید. مادامی که از پیش بدانید دنبال چه هستید و از نحوه طبقه بندی اطلاعات هم آگاهی داشته باشید( برای مثال به شکل الفبایی فهرست شده اند یا موضوعی)، استفاده از این تکنیک آسان خواهد بود. بدین ترتیب می توانید در وقت خود صرفه جویی کنید و مانند بسیاری از مردم وقت خود را در بخش های اشتباه و غیر ضروری اطلاعات هدر ندهید.

فقط جمله اول و آخر هر پاراگراف را بخوانید

به گفته ابی مارکس بیل، کارشناس تند خوانی آمریکا، افرادی که برای انتقال اطلاعات به نوشتن می پردازند، به طور کلی یک فرمول خاص را دنبال می کنند. هر پاراگراف با یک جمله موضوعی که پاراگراف را معرفی می کند، شروع می شود و اینکه پاراگراف به چه سمتی هدایت می شود را نشان می دهد. پاراگراف ها در نشریاتی مانند نشریات علمی و آکادمی، می تواند اطلاعات زیادی را در اختیار شما قرار دهد، و شما وقت خود را صرف خواندن همه آن ها می کنید، در حالی که ممکن است با این موضوعات قبلا آشنایی داشته باشید. دفعه بعد که با یک متن مواجه شدید، سعی کنید اولین و آخرین جمله در هر پاراگراف را بخوانید. احتمالا چیز زیادی از دست نخواهید داد.

هیچ وقت بلند مطالعه نکنید

بلند خواندن برای تقویت روان خوانی خوب است اما سرعت مطالعه را پایین می آورد. بلند خواندن در مطالعه سریع لازم نیست. وقتی بلند می خوانیم ذهن مان تلاش بیشتری نسبت به زمانی که بی صدا می خوانیم می کند. وقتی بلند می خوانیم ذهن مان هم کلمات روی صفحات را می بیند و هم کلمات را می شنود و صدا تولید می کند. برای درک مطالب نیاز نیست آن ها را بلند بخوانیم. این کار فقط سرعت مطالعه را کم می کند.

از یک قلم یا اشاره گر استفاده کنید

به طور غریزی چشم ها یک شی در حال حرکت در میدان دید را دنبال می کنند. وکسلر می گوید: قلم، لیزر یا حتی انگشت خود را زیر هر جمله ای که می خوانید بگذارید، دید محیطی تا شش کلمه را در هر دو طرف نقطه انتخاب می کند و بدین ترتیب می توانید یک جمله را شش برابر سریع تر از خواندن کلمه به کلمه بخوانید.

قلم یا اشاره گر تمرکز خواننده را افزایش داده و به خواندن سرعت می دهد. هنگامی که از یک اشاره گر استفاده می کنید هرگز اجازه ندهید، اشاره گر صفحه را لمس کند. بهتر است قلم حدود نیم اینچ بالاتر از کلمات صفحه قرار بگیرد. درست ۱۰ دقیقه بعد از تمرین، این روش عادی می شود. با این روش سرعت یادگیری تا ۷ روز دوبرابر و در ۲۱ روز تا سه برابر افزایش می یابد.

استفاده از "چشمان نرم"

استفاده از “چشمان نرم”

خوانندگان ناکارآمد تمایل به تمرکز بر روی هر کلمه دارند، و روی هر خط تمرکز می کنند. این ناکارآمد است زیرا چشم شما در یک نگاه می تواند در حدود ۱.۵ اینچ، که شامل شش کلمه است را در بر بگیرد. شما همچنین می توانید دید محیطی خود را افزایش داده و کلمات بیشتری را در یک نگاه ببینید. شما می توانید این کار را با آرام کردن عضلات صورت خود هنگام خواندن و اجازه دهید چشمان تان به نرمی حرکت کند. قبل از مطالعه چشم خود را ۶۰ ثانیه ورزش دهید. ورزش دید محیطی را فعال می کند و سرعت خواندن و یادگیری را افزایش می دهد. یک دقیقه ورزش روزانه از خستگی چشم و عضلات آن جلوگیری می کند.

ورزش چشم ها

  • به اندازه سه متر از دیوار فاصله بگیرید و روی یک نقطه تمرکز کنید
  • با دست چپ یک نماد را ردیابی کنید این کار هر دو طرف مغز را فعال می کند.
  • چشم ها را در جهات مختلف حرکت دهید.

قبل از اینکه بخوانید، درباره متن از خودتان سؤال کنید

این روش توسط معلمان برای بهبود درک مطلب استفاده می شود. این یک روش خوب برای کمک به خواندن سریع تر است. اگر شما ایده هایی در مورد اینکه چه اطلاعات مفیدی را از متن می توانید بدست آورید، دارید، مجموعه ای از سوالات خود را مطرح کنید و سپس با خواندن سریع جواب سوالات تان را پیدا کنید. این روش از اتلاف وقت جلوگیری کرده و دیگر نیازی به خواندن مطالب بی فایده ندارید.

در هنگام مطالعه چندین کار انجام ندهید

یکی از بدترین عادت های مطالعه، مطالعه هنگام تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو و یا حتی اجازه دادن به تداخل های ذهنی برای منحرف کردن شما از آنچه که در حال خواندن آن هستید. فکر می کنید چند تا کار می کنید!؟ دوباره فکر کنید. اگر می خواهید سریع تر بخوانید، باید حواس پرتی ها را خاموش کنید و تنها روی خواندن تمرکز کنید.


memorize.jpg
مرداد ۸, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

حافظه، عبارت است از «حفظ و نگه‌داری و ضبط اطلاعات مختلف در ذهن». با وجود تصور‌های موجود، هوش و حافظه با هم متفاوت هستند؛ هوش و قدرت آن یک امر ذاتی است در حالی‌که حافظه و افزایش قدرت آن فقط به استفاده درست از روش‌ها بستگی دارد و فقط افرادی که به‌درستی از حافظه خود استفاده می‌کنند، دارای حافظه‌ای قوی هستند. شما به هر میزان اطلاعات که بخواهید، می توانید به حافظه تان بسپارید، اما نحوه سپردن اطلاعات به حافظه اهمیت فراوانی دارد که باید شیوه اصولی آن را بدانید. در این مقاله، شما یاد خواهید گرفت که چگونه هنر به خاطر سپردن را به کار گیرید تا بتوانید اطلاعات را در مدت کوتاهی در ذهن بسپارید.

چگونه بیشتر و سریع تر از دیگران مطالب را به خاطر بسپاریم

قبل از شروع، سبک یادگیری خود را بشناسید

قبل از شروع، باید به این سوال پاسخ دهید: آیا شما یک یاد گیرنده شنوایی، بصری یا تجربی هستید؟ اگر شما یاد گیرنده شنوایی هستید، موثرترین راه برای درک اطلاعات از طریق شنیدن آن است. همانطور که می توانید تصور کنید، یاد گیرندگان بصری، ترجیح به دیدن چیزها برای یادگیری دارند. انواع یادگیری تجربی بیشتر شبیه به یادگیری از وقایع و تجارب (یا انجام کاری با مواد) می باشد. اکثر ما ترکیبی از دو دسته از این موارد هستیم.

گام اول: آماده سازی

برای بهینه سازی جلسه به خاطر سپاری خود، توجه دقیقی به محیطی که انتخاب می کنید، داشته باشید. برای اکثر مردم، این به معنی انتخاب فضایی که کمتر باعث حواس پرتی بشود، هرچند برخی از مردم در جاهای عمومی پیشرف بیشتری در یادگیری دارند. کشف کنید آنچه را که برای یادگیری شما مفید است، بنابراین شما می توانید شروع کنید.

ابتدا یک چای بنوشید. مطالعات علمی چای سبز را به عنوان یک کاتالیزور طبیعی برای بهبود حافظه تایید می کند. توانایی ما برای فراخوانی اطلاعات به قدرت بین نورون ها در ذهن ما بستگی دارد که توسط سیناپس ها با هم در ارتباط هستند. بنابراین هر چه بیشتر آن را تکرار کنید، قوی تر شده و توانایی حافظه را بهبود می بخشد. همان طور که ما بزرگ تر می شویم، مواد شیمیایی سمی به نورون ها و سیناپس ها آسیب می رسانند، منجر به از دست دادن حافظه و حتی آلزایمر می شود. با این وجود چای سبز حاوی ترکیبات است که این سمیت را مسدود می کند و سلول های مغز به مدت طولانی تری کار خواهند کرد.

گام دوم: ضبط آنچه که حفظ می کنید

این روش بسیار مفید است، اگر شما در حال آماده شدن برای یک سخنرانی هستید. اگر می خواهید متن یک سخنرانی را به خاطر بسپارید، صدای خود را ضبط کنید و به آن گوش فرا دهید. بدیهی است، این روش بیشتر برای یاد گیرندگان شنوایی مفید است، ولی این روش به شما کمک می کند که سریع تر مطالب را بتوانید حفظ کنید.

گام سوم: همه چیز را بنویسید

قبل از تلاش برای فراخوانی همه چیز از حافظه، نوشتن و دوباره نوشتن اطلاعات می تواند به شما کمک کند. این روش به شما کمک می کند تا بیشتر با آنچه که در حال تلاش برای حفظ کردن آن هستید، آشنا شوید. انجام این کار در حال گوش دادن به ضبط صوت خود نیز می تواند به شما کمک کند بسیاری از داده ها را حفظ کنید. این برای یاد گیرندگان تجربی مفید است.

گام چهارم: بخش بندی یادداشت ها

حالا که همه چیز را در یک مجموعه از یادداشت ها نوشته اید، آنها را به بخش های جداگانه تقسیم کنید. این برای یاد گیرندگان بصری ایده آل است، به ویژه اگر از رنگ ها برای تمایز بین موضوعات استفاده کنید. این کار به شما به تفکیک همه چیز کمک می کند، و اطلاعاتی که در مغزتان ثبت شده است را جدا کند.

گام پنجم: تکرار کردن

برای هر خط متن، آن را چند بار تکرار کنید و سعی کنید آن را بدون نگاه کردن به یاد بیاورید. همانطور که هر مجموعه ای از متن را حفظ می کنید، با اضافه کردن اطلاعات جدید به آنچه که تازه یاد گرفته اید، کلیتی از آن ایجاد کنید. این روش همه چیز را در حافظه کوتاه مدت شما از محو شدن حفظ خواهد کرد. این کار را ادامه دهید تا این بخش را حفظ کنید و بتوانید همه چیز را به خاطر بسپارید. به بخش دیگر نروید تا این که آن را به طور کامل حفظ کنید. این روش بیشتر یادگیری بصری است، اما اگر شما با صدای بلند بخوانید، پس شما یادگیری شنوایی را نیز اعمال می کنید.

گام ششم: همه چیز را از حافظه بنویسید

حالا که می توانید کل بخش ها را فراخوانی کنید، همه چیز را از حافظه بنویسید. این روش باعث تقویت مواردی می شود که از طریق تجربی آموخته اید.

به کسی (یا خودتان) آموزش دهید

گام هفتم:  آن را به کسی (یا خودتان) آموزش دهید

یک موثرترین روش ها این است که اطلاعات را به شخص دیگری آموزش دهید. شما می توانید این کار را به روش های مختلف انجام دهید. شما می توانید اطلاعات را به کسی که در جلوی شما نشسته است (یا آینه، اگر شما کسی را برای این کار پیدا نکردید) ارائه دهید و همه چیز را به طور همزمان توضیح دهید. و همه چیز را به طور همزمان توضیح دهید. یکی از روش هایی که می توانید انجام دهید این است که آزمونی را برای دیگران طراحی کنید. اطلاعات را بیابید و پیش بینی کنید چه سوالی از آنها بیرون می آید. همه این روش ها یادگیری تجربی هستند، زیرا شما در حال تمرین و دستکاری در مفاهیمی هستید که آنها را یاد گرفته اید.

گام هشتم: به طور مداوم به صدای ضبط شده تان گوش دهید

در حین انجام وظایف دیگر مانند رانندگی یا آشپزی، با گوش دادن به صدای ضبط شده تان، اطلاعات را دوباره مرور کنید. این قطعاً یادگیری شنوایی است، اما کامل کننده همه چیزهایی را که در حافظه کوتاه مدت خود قرار داده اید.

گام نهم: استراحت

در نهایت، اجازه دهید ذهن شما نفس بکشد. برای مدت کوتاهی بدون فکر کردن درباره آنچه که آموخته اید وقت بگذرانید و بعدا به آن برگردید. شما می توانید متوجه شوید که در کدام قسمت قوی و در کدام بخش ضعیف هستید.


job-1.jpg
مرداد ۶, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آیا چالش های زیادی در محل کارتان دارید؟ آیا از تصمیمات حرفه ای خود پشیمان هستید؟ آیا شما خوشحال هستید؟ اگر پاسخ به این سوالات منجر به احساسات منفی در شما می شود، زمان تعیین قدم های بعدی است. بسیاری از افراد در کاری می مانند که در آن هیچ گونه احساس رضایتی ندارند. همه ما شایستگی یک زندگی شاد را داریم که بین کار و زندگی مان تعادل ایجاد کند. تحقیقات نشان داده اند که مردم با وجود نگرش منفی نسبت به شغلی که دارند و همچنین تعامل کم با افراد و جامعه و عدم توانایی در وفق دادن خود با چارت سازمانی، باز هم تمایل دارند به فعالیت خود ادامه دهند. ترک شغل می تواند بر موفقیت حرفه ای شما اثر منفی بگذارد و زندگی شخصی تان را دستخوش درهم گسیختگی‌ کند. اما ماندن در یک موقعیت نامطلوب نیز می تواند اثرات به مراتب بدتری داشته باشد. در ادامه به بررسی زمان مناسب برای تغییر شغل می پردازیم.

زمان مناسب برای تغییر شغ

نشانه های تغییر شغل

نارضایتی در زندگی حرفه ای می تواند بر سلامت روانی ما اثر منفی داشته باشد. در نتیجه، سلامت روان ما می تواند منجر به ظهور آشکار استرس، پیری، افزایش وزن و دیگر مسائل مربوط به سلامت شود. در اینجا عوامل رایج که نشان می دهد زمان تغییر شغل تان فرا رسیده است، آورده شده است.

نشانه های جسمانی

از زمانی که شغل خود را آغاز کرده اید، احساس پیری می کنید؟ آیا شما اضطراب دارید؟ اما شما سزاوار کار در یک محیطی هستید که بهترین شما را به ارمغان بیاورد. اگر محیط کاری شما پر خطر است، با رئیس خود در مورد گزینه های دیگر صحبت کنید.

علائم روانی

طبق آمار سازمان بهداشت روانی آمریکا، از هر پنج آمریکایی ۱ نفر دارای مشکلات مربوط به سلامت روان است، که در اغلب موارد، این مشکلات مرتبط با استرس است.

در اینجا لیستی از علائم ذهنی ناخوشایند در محل کار آورده شده است:

  • تنش در گردن 
  • مشکلات خواب
  • مشکل در تمرکز
  • اضطراب زیاد
  • افسردگی

حقیقت این است که این انرژی منفی به افرادی که در زندگی شما هستند مانند دوستان و خانواده نیز منتقل خواهد شد.

چرا تغییر شغل برای شما خوب است

تغییر شغل می تواند یک رویای مادام العمر را به وجود آورد، اعتماد به نفس شما را افزایش دهد یا هیجان را برای کار شما به ارمغان آورد. اگر یک یا همه این تجربیات را دارید بهتر است شغل تان را تغییر دهید.

کار در محل کار منفی

نگران نباشید، محل کار منفی را می توان با کار در یک سازمان جدید تغییر داد.

کار با رئیس سخت گیر

چالش های کار با رئیس سخت گیر می تواند استرس زا باشد. همه چیز به ارتباط بر می گردد. شما می توانید این موضوع را به طور مستقیم و حرفه ای با مدیر خود، بیان کنید.

احساس گمگشتگی راجع به آنچه انجام می دهید

اکثر مردم به کار خود ادامه می دهند و در کار خود می مانند، به دلیل ترس از شکست و ناشناخته ها. افزایش موفقیت اغلب با خارج شدن از منطقه راحتی بدست می آید. به خاطر داشته باشید که زندگی کوتاه است و از انجام ایده های جدید نترسید.

اشتباهات رایج افراد در تغییر شغل

تمایل به افزایش حقوق و دستمزد

تمایل به درآمد بیشتر می تواند برخی را قانع کند که شغل اشتباهی را انتخاب کرده اند. در واقع برای رسیدن به پول بیشتر نیاز است که زمان بیشتری را در محل کار خود بگذرانید و کار بیشتری انجام دهید. در بعضی موارد، پیدا کردن یک شغل با درآمد بالا می تواند کاملا مخالف آنچه انتظار می رود باشد.

تصمیم ناگهانی

تصمیمات ناگهانی و یک شبه زمانی گرفته می شود که تحت تاثیر استرس شدید بوده اید و یا نسبت به شغل خود ناامید شده اید. مشکل تصمیم سریع این است که نقاط مثبت و منفی نادیده گرفته می شود.

مخالفت با ارتقا شغلی

ارتقا نیاز به زمان دارد. اگر به دلیل اینکه با ارتقا شغلی شما مخالفت شده است می خواهید شغل خود را ترک کنید، کار عاقلانه ای نیست.

خستگی در محل کار

خستگی در محل کار

در مورد این موضوع عمیقا فکر کنید. اگر کارهایی را انجام می دهید که تکراری است، طبیعی است که احساس خستگی کنید. شما می توانید با تغییر ظاهر میز کار خود، معاشرت با کارکنان جدید در بخش های مختلف و با شوق و اشتیاق به سر کار آمدن این مشکل را مرتفع کنید.

سوالاتی که باید قبل از تصمیم گیری نهایی به آنها پاسخ دهید.

  • چه مدت در حرفه خود کار کرده اید؟
  • مشکل در محل کارتان چیست؟
  • آیا در کار تیمی خوب هستید؟
  • آیا می توانید در یک بخش جدید کار کنید؟

قدم هایی برای انتخاب موفقیت آمیز شغل

یک طرح شغلی بنویسید

طرح شغلی اولین گام برای ایجاد اهداف واقع بینانه است. طرح شغل شامل: گذراندن دوره های جدید، یادگیری یک زبان جدید، بازاریابی یا بهبود مسائل در محل کار.

گزینه های خود را سبک و سنگین کنید

اگر دارای مدرک حسابداری هستید، پنج شغلی را که در این زمینه دوست دارید بنویسید. لازم نیست شغلی که جامعه مهم می داند را در نظر بگیرید، بودن در شغل مورد علاقه باعث شادی و خوشحالی شما خواهد شد.

نقاط مثبت و منفی را در نظر بگیرید

زمان آن است که در مورد نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهایی که بر وضعیت کنونی تأثیر می گذارند، صادق باشیم. تجزیه و تحلیل از یک حرفه می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • عوامل اقتصادی
  • رقابت مستقیم: آیا تقاضا برای این شغل بالا است؟
  • محل سکونت: آیا نیاز به جا به جایی محل سکونت است؟
  • تحصیلات: آیا تحصیلات لازم برای شغل مورد علاقه تان را دارید یا لازم است به دانشگاه برگردید؟

یک راهنما پیدا کنید

کسی را پیدا کنید که در شغل مورد نظرتان مشغول است. او می تواند مزایا و معایب کار را به شما نشان داده و شما را به خوبی راهنمایی کنید. مواردی که می توانید از وی بپرسید شامل سوالات زیر است.

  • آنچه که برای موفقیت در شغل لازم دارید؟
  • کدام گواهینامه یا مدرک آموزشی مورد نیاز است؟
  • چالش های این شغل چیست؟
  • آیا پیشرفت شغلی وجود دارد؟

واقع بین باشید

از خود بپرسید که آیا می توانید در این شغل برای پنج سال آینده زندگی خود، کار کنید.

ابتدا داوطلبانه در آن شغل کار کنید

فردی که می خواهد وارد شغل جدیدی شود، باید فرصت های داوطلبانه، برای تجربه واقعی آن موقعیت را داشته باشد. داوطلب شدن در آن شغل و نقش به شما کمک می کند تا ببینید آیا این شغل برای شما مناسب است یا خیر.

 


chica-globos-_1_637x390.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

ترفندهای شگفت انگیز زندگی

این دستورالعمل های کوتاه و شگفت انگیز، به معنای واقعی می تواند کیفیت زندگی تان را بهبود بخشند. لطفا با دقت این متن زیبا را بخوانید !!

مهم نیست چند ساله هستید، هنگام سلام کردن، مادرتان را در آغوش بگیرید.
همیشه به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و این کار را با روی خوش انجام دهید.
شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.
هر آنچه می شنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.
وقتی به کسی میگویید ” دوستت دارم ” واقعا دوستش داشته باشید.
وقتی به کسی می گویید ” متاسفم ” در چشم های طرف مقابلتان نگاه کنید.
پیش از ازدواج، حداقل شش ماه نامزد باشید.
به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.
هیچ گاه به رویاهای دیگران نخندید.
هرگز موفقیت را پیش از موقع، عیان و بیان نکنید.
در اختلافات منصفانه مبارزه کنید، بدون صدا زدن اسامی افراد.
مردم را از روی خانواده و خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.
هیچ وقت به یک مرد نگویید موهایش در حال ریختن است، خودش این را می داند.
هیچ وقت به کسی که غم سنگینی دارد نگویید ” می دانم چه حالی داری ” چون در واقع نمی دانید !!!
آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.
وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن آن ندارید، لبخند بزنید و بپرسید ” چرا می خواهی بدانی ؟ ”
به یاد داشته باشید که عشقز بزرگ و کامیابی های بزرگ، ریسک های بزرگ می طلبند.
همیشه با مادرتان در تماس باشید.
وقتی کسی عطسه میکند، به او بگویید” عافیت باشد ! ” .
وقتی شکست می خورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.
سه چیز را به یاد داشته باشید : احترام به خود ، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.
اجازه ندهید یک مشاجره کوچک ، یک دوستی بزرگ را خراب کند.
زمانی را در تنهایی سپری کنید.
به یاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.
هیچوقت پایان فیلم ها و کتاب های خوب را برای دیگران تعریف نکنید.
با محیط زیست مهربان باشید.
به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد، اعتماد نکنید !
یکبار در سال به جایی بروید که تا به حال نرفته اید.
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکنید.
یادتان باشد که گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهید ، نوعی شانس و اقبال است .


self-discipline-willpower-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

نیازی نیست که به دیگران قدرت بی اندازه بدهیم و به خودمان اهمیتی ندهیم، مجبور نیستیم به دیگران اینهمه اعتبار بدهیم و اعتباری برای خودمان در نظر نگیریم.

توجه به توان خویشتن

وقتی دیگران رفتار غیر مسئولانه ای به نمایش می گذارند ولی می خواهند ما را سبب مشکلات و مسایل خود معرفی کنند،دیگر احساس گناه نمی کنیم. می گذاریم تا آنها با عواقب کارشان روبرو شوند.

وقتی دیگران یاوه می گویند اندیشه خود را زیر سوال نمی بریم.

وقتی دیگران سعی بر استثمار مالی کنند، می دانیم که می توانیم خشمگین شویم، می توانیم به برنامه آنها جواب نه بدهیم.

وقتی دیگران به ما القا می کنند که به چیزی احتیاج داریم و ما احساس نیاز نمی کنیم ، وقتی دیگران به ما القا می کنند که به چیزی احتیاج نداریم وما گمان می کنیم که که چنین احتیاجی داریم، به خود اعتماد می کنیم.

وقتی دیگران به ما حرفی می زنند که به آن اعتمادی نداریم، میدانیم که می توانیم به غریزه خود اعتماد کنیم.

امــــــــروز روی قـــدرتم حساب می کنــــــم

میــــگذارم تا بدانم چه می دانم ، احساس کنـــــم چه احساســـی دارم و می گــــذارم ببینم آنچه را که می بینم ببینم.

پذیرای تغییرات می شوم ، از دیگران می آموزم و تجربه می کنم، اما به خودم هم اعتماد می کنم .خودم را هم باور میکنم.


500217880_1280x720.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مهارت های زندگی,مهارت هایی هستند که توانایی اجتماعی و روحی و روانی فرد را بالا می برند و باعث می گردد او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و دشواری های زندگی مواجه شود.هر قدر مهارت های زندگی فردی بالاتر باشد,او بهتر می تواند سلامت روان و رفتار خود را حفظ کرده و به روشی منطقی تر و کارامدتر برطرف کردن مشکلات پیش آمده بپردازد. این مهارت ها یا بر اساس تجارب بدست می آیند و راه دیگر برای بدست آوردن آن مشاوره و کمک گرفتن از متخصصین می باشد. در مرکز مشاوره گروه همراه مهارت های زندگی به صورت دوره های چند ماه برای علاقه مندان قرار گرفته است.

مهارت های زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می برد, شخص می تواند مسیولیت های اجتماعی و شخصی زندگی رابهتر پذیرفته و توانایی های خود را بروز دهد و از آسیب های ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان باشد.

مهارت های زندگی

سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هرکس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق بدست آورد.

۱-مهارت خود آگاهی ۶-مهارت مدیریت هیجان

۲-مهارت همدلی ۷-مهارت حل مساله

۳-مهارت روابط بین فردی ۸-مهارت تصمیم گیری

۴-مهارت ارتباط موثر ۹-مهارت تفکرخلاق

۵-مهارت مقابله با استرس ۱۰-مهارت تفکر نقادانه

مهارت خودآگاهی

توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت هر فرد است.اگر هرفرد بتواند تصویری واقع بینانه از خود بدست آورد و نیاز ها و تمایلاتش را به خوبی بشناسد,می تواند با حقوق فردی ,اجتماعی و مسولیت های فردی و اجتماعیش آشنا شود.

مهارت همدلی

فرد در هر شرایطی چه خوب و چه بد ,بتواند دیگران و مشکلاتشان را درک کند,به این ترتیبدیگران را دوست دارد و دیگران نیز اورا دوست دارند و به هم توجه میکنند که در نتیجه ,روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهتر می گردد.

مهارت روابط بین فردی

مهارت,مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران را تعیین می کند و باعث می گردد تا روابط دوستانه ای را با دیگران ایجاد کند و دوستی های ناسالم را خاتمه دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

مهارت های زندگی و

مشکلات و دشواری های زندگی

مهارت ارتباط موثر

مهارت ارتباط موثر

افراد یاد می گیرند برای درک بهتر دیگران ,به روشی درست به صحبت آنها گوش دهند.همچنین فرد بتواندنیاز ها واحساسات خودش را با دیگران و هم نیاز های خودش را تامین کند و ارتباطی رضایت بخش شکل بگیرد.

مهارت مقابله با فشار عصبی

زندگی مدرن با فشارهای روحی و روانی زیادی همراه است.اگراین فشارها بیش از حد به طول بیانجامد بر زندگی افراد تاثیر منفی می گذارد و زمینه ساز بروز مشکلات جدی می شود. با یادگیری این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل برای آنها مشکلی ایجاد نکند.

مهارت مدیریت هیجان

هر انسانی با هیجانات مختلف(غم,شادی,خشم,ترس,لذت و..) مواجه است که همین هیجانات بر زندگی او اثر دارد.شناخت و مهار این هیجانات,همان مدیریت هیجان است.برای بدست آوردن این مهارت باید احساسات و هیجانات دیگران را بطور کامل درک و به نوعی این هیجانت را مهار کنیم.

مهارت حل مساله

زندگی شامل مسایل ساده و پیچیده است.با کسب این مهارت بهتر می توانیم مسایلی را که هرروز در زندگی ما رخ می دهند راازسرراه زندگیمان برداریم.

مهارت تصمیم گیری

برای برداشتن هرقدمدر زندگی,باید تصمیم گیری کنیم,مسیر زندگی را تصمیم گیری های او تعیین می کند.بایادگیری این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسیولیت عواقب آن را به عهده می گیریم.

مهارت تفکر خلاق

تفکر یکی از مهارت های زندگی است.همان قدرت کشف,نوآوری,و خلقایده ای جدید است تا در شرایط گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر را پیدا کنیم.با یادگیری و تفکر خلاق هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به مثبت بدل کنیم و با داشتن مهارت تفکر خلاق مشکلات زندگی فراهم ما نیستند,بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تا اکنون این کار را نکرده است.

مهارت تفکر نقادانه:

این مهارت باعث می گردد هر چیزی را به راحتی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.با یادگیری تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی بر قرار می کنیم.


choice.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

هرروزه همه ما دست به هزاران انتخاب می زنیم که زندگی مان را تحت تأثیر قرار می دهد. بعضی از این انتخاب ها جزئی هستند و فقط ممکن است چند لحظه،چند ساعت یا چند روز ما را تحت تأثیر قرار دهند،در حالی که بعضی دیگرمسیر زندگی ما را به طور کلی تغییر خواهند داد. بعضی از این انتخاب ها ساده و بعضی از آن ها دشوار هستند. برخی ما را مستقیم به هدف می رسانند،در حالی که بعضی دیگر ما را با شکست مواجه خواهند کرد. بعضی از آن ها به شدت مهم و بعضی دیگر به طور کلی بی اهمیت به نظر می رسند:اما آنچه همه ما باید بدانیم این است که هر انتخابی می کنیم، فرقی ندارد کوچک یا بزرگ،آسان یا سخت،فردی یا گروهی مسیر زندگی ما را تغییر خواهد داد. کیفیت انتخاب های ما تعیین خواهد کرد که آیا با ناامیدی دست و پنجه نرم خواهیم کرد یا روزهایی شگفت آور:یعنی همان زندگی رویایی مان در انتظارمان خواهد بود.

لحظه انتخاب

توانایی ما در انتخاب،حاکی از حقوق و آزادی های ویژه ای است. اگر قدرت انتخاب داشته باشیم می توانیم درباره بدن،سلامتی،روابط،امورمالی،شغل،زندگی اجتماعی و اعتقادات خود تصمیم بگیریم.انتخاب ها به ما اجازه می دهند مسیرهای مختلفی برگزینیم،به راست یا چپ،به جلو یا عقب برویم.شاد یا غمگین،عاشق یا بیزار،خشنود یا ناراضی باشیم.انتخاب ها به ما این قدرت را می دهند که میان شکست و موفقیت،خوب و بد،رنج و لذت یکی را برگزینیم. می توانیم میان شکلات یا وانیل،کار یا تفریح،ولخرجی یا صرفه جویی،مسئولیت پذیری یا قربانی بودن هر کدام را که می خواهیم انتخاب کنیم. همچنین می توانیم خود را به شدت مشغول کنیم یا به آرامی روزگاربگذرانیم،می توانیم پایبند باشیم یا خیانتکار،منضبط یا تنبل و مسیری را برگزینیم که انعکاس برترین وجه وجودمان باشد یا پایین ترین وجه آن:در نهایت این ما هستیم که انتخاب می کنیم. آنچه ما را از دیگر موجودات زنده متمایز می کند،ظرفیت و توان ما در ارزیابی انتخاب ها و در نهایت تصمیم گیری آگاهانه و سنجیده است.

شاید قدرت انتخاب گران قدرترین موهبتی باشد که به ما عطا شده است. وقتی کوچک هستیم بی صبرانه لحظه شماری می کنیم تا زمانی برسدکه دیگر مجبور نباشیم کاری را انجام دهیم که دیگران می گویند.آن زمان گمان می کنیم که می توانیم راه خود را انتخاب کنیم. مشتاقانه منتظر روزی هستیم که از بند سال ها قوانین والدینمان رها شویم و خود زمان زندگی خویش را به دست بگیریم. آرزو می کنیم آن روز برسد که قدم به دنیای خویش بگذاریم،خودمان تصمیم بگیریم چه ساعتی می خواهیم از خواب بیدار شویم،چه می خواهیم بخوریم و چه ساعتی می خواهیم به تختخواب برویم یا نرویم. به عنوان یک نوجوان انتخاب کردن برای ما یعنی آزادی!توانایی انتخاب کردن فرصت های نامحدودی را برایمان فراهم می آورد که می توانیم با آن ها آینده رویایی خود را تحقق بخشیم. انتخاب ها به ما وعده زندگی هیجان انگیزی را می دهند که خودمان برای خویش طراحی و خلق می کنیم. در جوانی انتخاب هایی می کنیم که به ما انگیزه می بخشند،احساس خوبی به ما می دهند و در نهایت مایه لذت و خشنودی ما هستند.

در جوانی آسان است که بگوییم: (( بعدها به آرزوهایم خواهم رسید. )) یا ((سال آینده سال من خواهد بود. )) همچنین می توانیم امیدوار باشیم که سرانجام روزی به آرزوهایمان خواهیم رسید:اما بازی ورق می خورد،جوانی می گذرد و حقیقتی دردناک نمایان می شود:روزی که منتظرش بودیم هیچ گاه از راه نمی رسد.

امروز ما حاصل انتخاب های دیروز ماست. انتخاب های هفته گذشته،ماه گذشته و سال های گذشته است که حال ما را رقم می زنند. ما فقط به خاطر یک بار پرخوری پانزده کیلو اضافه وزن نداریم،فقط به علت یک انتخاب بد زندگی خود را از دست نداده ایم. مجموعه ای از انتخاب های ناآگاهانه یا نا سالم یکی پس از دیگری است که ما را به جایی که امروز هستیم،رسانده اند.

اگر می خواهیم بدانیم چرا و چگونه حقیقت امروز خود را ساخته ایم فقط کافی است،نگاهی به انتخاب های گذشته خود بیندازیم. بررسی وضعیت امروزمان حاصل انتخاب های دیروزمان را نشان می دهد. به همین ترتیب اگر بخواهیم بدانیم زندگی ما در آینده چگونه خواهد بود،باید به انتخاب هایی که اکنون می کنیم بیندیشیم. ممکن است هرگزبه زندگی خود این گونه نگاه نکرده باشید:اما حقیقت این است که آینده ما با انتخاب هایی که درست همین لحظه می کنیم،رقم می خورد. با این حال چرا اغلب ما به درستی به انتخاب هایمان فکر نمی کنیم؟چرا پیش از تصمیم گیری به همه جوانب و پیامدهای آن نمی اندیشیم؟زندگی ما حاصل یک کار اشتباه،یک بد شانسی یا اشتباه والدین،همسر یا همکاران نیست و این حقیقت نیز هم خبر خوش دارد و هم خبر بد!خبر بد این که ما وفقط ما مسئول شرایط زندگی خود هستیم و خبر خوب این که ما و فقط ما به تنهایی می توانیم زندگی خود را هر زمان که بخواهیم تغییر دهیم.

انجام این کار بسیار ساده است:اگر می خواهیم زندگی متفاوتی داشته باشیم فقط کافی است انتخاب های متفاوتی داشته باشیم. بسیاری از ما از روی عادت،راحت طلبی،ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین خود ادامه می دهیم،آن گاه تعجب می کنیم که چرا به نتایج متفاوتی دست نمی یابیم. حقیقت آن است که چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی متوجه نمی شویم اعمال و انتخاب های ما ترجمان آرزوها و رویاهایمان نیستند. ما بیش از حد گرفتار ((انجام دادن )) زندگی روزانه خود هستیم و به همین علت ساده ترین و کوتاه ترین راه را برمی گزینیم،حتی اگر آن راه ما را به مقصدی برساند که واقعأنمی خواهیم برویم. اغلب ما بدون آگاهی از آنچه به راستی برای تغییر زندگی خود نیاز داریم،هر روز را آن طورکه در توانمان است،افتان وخیزان به شب می رسانیم. آن گاه یک روز صبح از خواب برمی خیزیم وازاین که می بینیم سال هاست برای اهداف و آرزوهایمان تلاش کرده ایم اما هنوز به جایی که می خواهیم نرسیده ایم،بیش از پیش غافلگیر می شویم.

بسیاری از ما نمی توانیم ارتباط میان اعمال،انتخاب ها و نتایج حاصل از آن ها را ببینیم. به جای آن که مسئولیت وضعیت کنونی خود را بپذیریم، استاد سرزنش دیگران می شویم ووقتی زندگی مان سرزمین رویایی آرزوهایمان نیست،وانمود می کنیم هر کمبودی گناه دیگری است. حتی ممکن است به جای مرور انتخاب های خود و آنچه ما را به این نقطه رسانده است،انگشت سرزنش خود را به سوی دیگران نشانه بگیریم:اما باید بدانیم بدون آگاهی هوشیارانه از انتخاب هایمان نمی توانیم چیزی را تغییر دهیم،جز آن که به تکرار الگوهای گذشته بپردازیم.

سوال های درست

سوال های درست

اگر می خواهید به اهداف خود دست یابید و زندگی رویایی تان را خلق کنید،باید دست به انتخاب های جدیدی بزنید که شما را به سوی فعالیت های جدیدی هدایت کنند. ده سوال ساده به شما قدرت و اشتیاق کافی برای خلق آگاهانه زندگی رویاهایتان را خواهد بخشید. این پرسش ها به شما کمک می کنند تا از انتخاب های مهم و پیامدهای آن آگاه شوید.آن ها به شما کمک می کنند تصمیم های درست بگیرید و آن گاه بهترین راه را به سوی رویاهایتان خواهید یافت.

سوال های درست شما را به ده چالش دعوت می کنند که برای آشکار کردن هر آنچه انگیزه حرکت شما خواهد بود،طراحی شده اند. پاسخ دادن به این سوال ها بی درنگ ذهنتان را روشن کرده و شما را در انتخاب آنچه برایتان بهترین و بدترین است،حمایت می کند.این سوال ها به صورتی فریبنده ساده و در عین حال به طرزی شگفت آور قدرتمند هستند،به طوری که می توان از آن ها در همه شرایط زندگی و بر سر تمام دوراهی ها استفاده کرد. در زیر این ده سوال را باهم مرور می کنیم:

۱-آیا این انتخاب برایم رضایتی پایدار به دنبال خواهد داشت یا لذتی زودگذر؟

۲-آیا این انتخاب آینده ای الهام بخش برایم رقم خواهد زد یا مرا در بند گذاشته نگه خواهد داشت؟

۳-آیا در اوج قدرتم ایستاده ام یا فقط برای خشنودی دیگران تلاش می کنم؟

۴-آیا در جستجوی نیکی هستم یا بدی؟

۵-آیا این انتخاب به زندگی ام نیرو خواهد بخشید یا انرژی مرا خواهد ربود؟

۶-آیا از این شرایط به عنوان اهرمی برای رشد وتکامل خود استفاده خواهم کرد یا وسیله ای برای ضربه زدن به خود؟

۷-آیا این انتخاب مرا توانمند می سازد یا قدرتم را می ستاند؟

۸-آیا این عمل از روی خویشتن دوستی است یا خود تخریبی؟

۹-آیا این عمل از روی ایمان است یا ترس؟

۱۰-آیا با روحیات خویش انتخاب می کنم یا با انسانیت خویش؟

حال چرا این ده سوال؟زمانی از آنتونی رابیز:سخنران انگیزه بخش مشهور شنیدم: ((سوال های اصولی زندگی اصولی می آفرینند. ))مجموع انتخاب های ما کیفیت زندگی ما را تشکیل می دهند. ما برای این که بتوانیم درست تصمیم بگیریم باید بتوانیم به وضوح ببینیم. پرسیدن سوال های دو انتخابی،یعنی این یا آن،آگاهی ما را بالا می برد و نتایجی که می توانیم از اعمالمان انتظار داشته باشیم،روشن می کند. هنگامی که در فرایند تصمیم گیری این سوال ها را از خود می پرسید بلا فاصله متوجه می شوید انتخابی که قصد آن را دارید تجلی نور شماست یا تاریکی وجودتان و آیا این انتخاب از بینش و رویاهای شما سرچشمه می گیرد یا از ترس ها و تردیدهایتان. این پرسش ها خردی به شما عطا می کنند که آنچه را پیش از این ناآگاهانه بود،آگاهانه سازید و آن گاه با قدرتی که از این آگاهی تمام عیار می آید،انتخاب کنید.


magnetic-attraction-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

چگونه انسان ها ، ایده ها و فرصت های عالی را جذب کنیم

۱۰ قدم برای جذب انسان ها ، ایده ها و فرصت های عالی

۱) حقیقت را بگویید

منظور این نیست که فقط دروغ نگویید . گفتن حقیقت حد مشخصی دارد ، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمت تان جلب می شوند .بنابراین باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید ، نه از موضع قدرت یا ترس .

۲) خودتان باشید

منطقی باشید . خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید .آن چیزی که اکنون هستیم ، فقط به خاطر انتخاب هایی است که در زندگی مان انجام داده ایم . قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم . اگر خود را آنطور که واقعاً هستید به دیگران نشان دهید ، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید ، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید .

۳) در زمان حال زندگی کنید

اگر در زمان حال زندگی کنید ، می توانید با جریان روز همراه باشید . مراقب آنچه در اطراف تان و به شما می گذرد ، باشید . در زمان حال است که می توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید ، نه در گذشته یا آینده

۴) نگذارید با کمبود انرژی مواجه شوید

اگر امکانات برای تان فراهم باشد ، همه کار می توانید انجام دهید . اما باید اول با گسترده کردن مرز های خود ، بالا بردن استاندارد ها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راه تان بردارید . تا آماده نباشید ، قدرت جذب کردن به سراغ تان نمی آید ، پس خود را آماده کنید .

بر پیروزی فائق شوید

۵) بر پیروزی فائق شوید

اکثر ما عقیده داریم که اگر ما پیروز شویم ، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود ، ما باخته ایم . این درست نیست . سعی کنید از جنبه ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروز و موفق شدن را دارا می باشند

۶) بخشیدن ، گرفتن است

کاملاً صحیح است ، لذت در بخشیدن است ! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهداء کردن داریم . پس شما هم ببخشید . اگر فکر می کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید ، سعی کنید مهارت های جدید یاد بگیرید . وقتی بتوانید کمی از خودتان و هدایای تان را به دیگران اهداء کنید ، جذاب تر می شوید .

۷) خودخواه باشید

بسیار از خود مراقبت کنید . تلاش کنید تا نیاز هایتان را برآورده شود . معمولاً وقتی به چیزی نیاز دارید ، از شما فراری می شود . اما شما دست از تلاش برندارید . تا می توانید پول ، عشق ، شانس ، دوست و … برای خود ذخیره کنید . با اینکار مثل آهن ربایی خواهید توانست آنچه نیاز دارید را به سمت خود جذب نمایید.

۸) هوشیاری خود را بالا ببرید

جذابیت پدیده ای بسیار دقیق و ظریف است .تا زمانی که نتوانسته اید هوشیاری تان را در مورد خودتان ، اطرافیان تان و طرز تفکر تان بالا ببرید ، قادر نخواهد بود آن را به دست آورید

۹) مسئولیت پذیر باشید

ما آن چیزی را به سمت خود جذب می کنیم ، که آمادگیش را داشته باشیم . باسعی و تلاش ، خود را برای بهترین ها آماده کنید . مسئولیت جذاب کردن خودتان بدون تلاش میسر نیست ، اما مطئن باشید که نتیجه ی خوبی عاید تان خواهد شد .

۱۰) از انجام دادن به بودن تغییر کنید

با دقت به آنچه انجامش می دهید ، ببینید به چه کسی تبدیل می شوید . به چه دلیل اینکار را انجام می دهید ، عشق یا ترس ؟ چطور می توانید این را بفهمید ؟



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

هر روز ما در مورد آنچه می خواهیم انجام دهیم، بسیار صحبت می کنیم.


“من می خواهم یک حیوان خانگی داشته باشم”.

“من می خواهم یک خانه برای پدر و مادرم بخرم.”

“من می خواهم ماشین بخرم.”

“من می خواهم بچه دار شوم.”

“من می خواهم امسال ارتقا شغلی داشته باشم.”

“من نمی خواهم که مجرد بمانم.”

“من عاشقتم مهم نیست که چه اتفاقی بیفتد.”

“من در آینده سخت کار خواهم کرد.”

برنامه ریزی برای آینده خیلی راحت و آسان است و ما تمام وقت در حال تصمیم گیری برای آینده هستیم. و وعده های بسیاری می دهیم. با این حال بسیاری از ازدواج ها با آن همه وعده ها و پیمان های اولیه به طلاق و جدایی منجر می شود. بهترین نیات و بهترین برنامه ریزی ها به طور کلی در پایان به شکست ختم می شود.

هیچ کس قصد ندارد دروغ بگوید

به طور کلی، مردم این نوع وعده ها را با بهترین نیت انجام می دهند. آنها نمی خواهند شکست بخورند. اگر چیزی وجود دارد، آنها به شدت می خواهند حق داشته باشند، خودشان را بهبود بخشند، و دوستان و خانواده خود را شاد کنند. آنها نمی خواهند دروغ بگویند، مردم اغلب بدون تفکر صحبت می کنند و آنچه که به ذهنشان می آید را بیان می کنند، بدون اینکه در مورد آن فکر کنند. آنچه که معمولا به ذهن می آید تفکر رویایی و آرزومندانه است و نتیجه ایده آل آن عملی و ممکن نیست. وسوسه انگیز است که در مورد آینده ای زیبا و کامل خیالبافی کنیم: یک رابطه عاشقانه خوب، تأیید و احترام والدین و موفقیت حرفه ای.

اما رسیدن به آنچه که می خواهید همیشه روشن و واضح نیست که بخواهید آن را بیان کنید. خیلی سخت و دشوار است که بخواهید فراتر از آن را ببینید. ممکن است که با ناامیدی و غم مواجه شوید اما در یک ذهن خیال پرداز هیچ گاه این موارد دیده نمی شود.

تفکر رویایی و آرزومندانه اغلب به ناامیدی ختم می شود

مشکل اینجاست که اگر از تفکر رویایی پیروی کنید به ناامیدی و شکست ختم می شود. دوستان، خانواده، رئیس خود و مهم تر از همه خودتان را ناامید می کنید و تاوان آن می تواند احساس بی ارزشی باشد. شما می توانید بسیاری رویاها و اهداف غیر قابل اجرا داشته باشید. این یک وضعیت مشترک برای مردم در سرتاسر دنیا است. به عنوان یک نوجوان، شما ممکن است در مورد بزرگسالی خود رویاپردازی کنید: تا ۲۵ سالگی، ازدواج می کنید و یک شغل موفق و با درآمد بالا خواهید داشت و موفق ترین فرد در رده سنی خود خواهید شد.اما این دو، اهداف بسیار جدی و مهمی هستند که برای رسیدن به آن باید برنامه ریزی و تلاش بسیار کنید.

در سطح بین فردی، وعده های واهی زیان آور است و به روابط آسیب می رساند. روابط خانوادگی دوستانه و سالم بر پایه اعتماد ساخته می شود. افرادی که می خواهند دوست شما باشند، به حرف های تان توجه می کنند و از شما انتظار دارند که از آن پیروی کنید. اگر به دوستانتان بگویید که “شما دوستشان هستید و هوای آنها را دارید”، اما هرگز با آنها تماس نگیرید، آنها صدمه خواهند دید و ناراحت می شوند و دیگر نمی خواهند با شما وقت بگذرانند. این امر برای روابط خانوادگی و حتی حرفه ای نیز صدق می کند. شما ممکن است وسوسه شوید که به رئیس خود بگوید که یک پروژه بزرگ را “تا پایان هفته” به پایان خواهید رساند بدون توجه به اینکه آیا اصلا امکان پذیر و ممکن است. اگر شما قادر به تکمیل کار در زمان تعیین شده نباشید به راحتی اعتماد رییس خود را از دست خواهید داد.

آنچه را که می خواهید به زبان نیاورید

بسیار ضروری است که آنچه که می خواهید برایتان روشن باشد. توجه داشته باشید چه زمانی دیگران این جملات را بکار می برند “من می خواهم ___” یا “من ____ نمی خواهم”. بچه ها بسیار مستعد به گفتن این جملات با صدای بلند هستند، به این دلیل که آنها مستقل نیستند و منابع لازم برای رسیدن به آنها را در اختیار ندارند. به همین دلیل است کودکان و افراد جوان اغلب در مورد آنچه که در آینده می خواهند مطمئن نیستند. آنها خواسته های زیادی بدون در نظر گرفتن برنامه ای برای رسیدن به آن دارند. این یکی از چالش هایی است که فرد را تبدیل به بزرگسال می کند.

همان طور که توانایی عملی برای آماده سازی خود بدست آورید، و همان طور که از اشتباهات خود درس می گیرید، بیشتر و بیشتر مهم است که در مورد چگونگی برنامه ریزی برای دریافت آنچه که می خواهید مطلع شوید. برای دستیابی به اهداف خود تجسم سازی را تمرین کنید. به عنوان مثال، شما ممکن است یک حیوان خانگی بخواهید – هر کس تصاویری در رابطه با سگ ها و گربه هایش را در اینستاگرام به اشتراک می گذارد! قبل از رفتن به یکی از پناهگاه ها، اطمینان حاصل کنید که همه چیزهایی را که برای مراقبت از حیوان خانگی خود باید انجام دهید را تجسم کنید: تمیز کردن آن، ساختن خانه برای او، پیاده روی بردن، خرید غذا، غذا دادن به او، ویزیت دامپزشک و هزینه های نگهداری.

اگر شما نیاز به یک ماشین دارید، در مورد اینکه چه مقدار نیاز به صرفه جویی برای خرید ماشین دارید فکر کنید، درباره تمیز کردن و هزینه های نگهداری، هزینه های بیمه ماشین، هزینه پارکینگ، و غیره را تجسم کنید.

اگر واقعا چیزی را می خواهید، فقط در موردش صحبت نکنید. برای آن برنامه ریزی کنید و آن را انجام دهید. شرایطی ایجاد کنید که چیزی را که می خواهید بدیهی و اجتناب ناپذیر باشد. چیزهای کوچک را به طور مرتب انجام دهید و آن را تبدیل به عادت کنید. اگر به طور دائم به دستیابی به اهداف خود مشغول شوید، خود و دوستانتان را شگفت زده خواهید کرد.

شکستن قول کار بسیار راحتی است. با اعتماد، اطمینان و متفکرانه خود را از دیگران جدا کنید. نیت خود را با برنامه ریزی و اقدام منطبق کنید و متوجه خواهید شد که با خودتان شادتر هستید و روابط شما غنی تر شده است.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

به نظر می رسد که هر داستان موفقی از استعداد شکوفا می شود. گرچه استعداد از اجزای ضروری است، اما بخش کوچکی از آنچه مورد نیاز است را تشکیل می دهد. در ادامه ویژگی های افراد بسیار موفق آورده شده است.

آنها منضبط و به اهدافشان متعهد هستند

افراد موفق بر لذت لحظه ای تکیه نمی کنند. گر آنها می خواهند در نهایت به اهدافشان برسند، اهمیت پیروی از اهداف خود را درک می کنند. نظم و انضباط به صورت روزانه انجام می شود، بنابراین تنظیم مرزهای سالم به صورت یک عادت تمرین می شود. این موضوع درباره سخت یا انعطاف ناپذیر بودن نیست، در عوض، بیشتر در مورد این است که یاد بگیرید زمان خود را هدر ندهید و انگیزه خود را برای ادامه دادن حفظ کنید علی رغم اینکه خیلی هم سرگرم کننده نباشد. افراد موفق طرز فکر سالم را با شکست ها و انجام وظایف نامطلوب وفق می دهند زیرا می دانند که این موارد در مقایسه با آنچه می خواهند به آن برسند، موقتی است.

آنها بر روی تصویر بزرگ تمرکز می کنند، اما هر روز با برداشتن قدم های کوچک آن را رنگ می کنند

این یک تصور غلط رایج است که فکر کنید که برای رسیدن به مقیاس وسیع تر، باید به طور پیوسته برنامه ریزی کنید.
در حقیقت، هر پروژه بزرگی از طریق انجام گام های کوچک در هر روز انجام می شود. افراد موفق می دانند چگونه بر سرعت گام های خود بیفزایند و یاد بگیرند که ناامیدی هایی که ممکن است در طول راه آنها را گمراه کنند را، نادیده بگیرند. اگر می خواهید موفق شوید، همیشه وقت بگذارید، فکر و تمرکز کنید که چرا شما کاری را انجام می دهید. این امر به شما کمک خواهد کرد که شمارا بر روی هدف نگه دارد حتی اگر گاهی احساس گم گشتگی در طول راه داشتید.

آنها صبور و قابل انعطاف در برنامه های خود هستند

افراد موفق می دانند همه چیز در مورد کار نیست بلکه آنها زمانی را به استراحت و سرگرمی می پردازند. تعادلی بین زندگی و کار خود ایجاد کنید که مطمئن شوید زمانی را برای تفریح دارید. این امر به شما کمک می کند که از احساس فرسودگی خارج شوید، دوباره برای روز بعد آماده شوید و چالش های خود را حل کنید. وقتی که با خستگی کار می کنید خود را در بدترین کیفیت کاری قرار می دهید.

آنها تمرین انعطاف پذیری می کنند و از روزهای بد به عنوان تجربه یاد می کنند

وقتی چیزی به درستی پیش نرود بسیار آسان است که از آن بگریزید، اما کلید ادامه دادن آن انعطاف پذیری است. ایده یک شبه به موفقیت رسیدن را فراموش کنید. یکی از عادات رایج همه افراد موفق، انعطاف پذیری در آنهاست. یاد بگیرید که در مورد روزهای بدتان فکر کنید و ارزش و اهمیت این روزها را پیدا کنید. با استفاده از تجارب می توانیم در طوفان، آرامش را پیدا کنید.

شور و علاقه

اگر می‌خواهید به موفقیت برسید و اگر می‌خواهید زندگی کنید شور و شوق است که شما را به آن می‌رساند. ۱۰درصد زندگی چیزی است که شما تجربه می‌کنید و ۹۰ درصد آن چگونگی واکنش شما در مقابل آن است.

ذهن خود را درگیر موارد غیرضروری نمی کنند

افراد موفق تمرکز خود را بر تجربیات و مکالمات منفی قرار نمی دهند، اما از آنها درس می گیرند و تغییرات لازم را در روند کار خود ایجاد کرده و بر آنچه در همان لحظه رخ می دهد متمرکز می شوند. محققان دریافته اند که تمرکز حواس بهترین روش مبارزه با انتقاد از خود و احساسات منفی که می توانند مانع از موفقیت شوند، است.

 مثبت اندیش هستند

ریچارد وایزمن، روانشناسی از دانشگاه هرتفورد در انگلستان تحقیقی را در خصوص صد فرد بسیار خوش شانس و یا بسیار بدشانس انجام داده است. افراد خوش شانس در این گروه همیشه انتظار بهترین ها را دارند. انتظارات مثبت ما با کمک به مقاومت در برابر شکست به واقعیت تبدیل می شوند و ارتباطات ما را با دیگران به سمت و سویی مثبت سوق می دهند.

از شکست خود درس می گیرند

موفقیت، در پی شکست به دست می آید. با درس گرفتن از اشتباهات گذشته است که فرد می تواند به سوی موفقیت گام بردارد. افراد موفق اگر در زندگی دچار اشتباهی شوند، سعی می کنند از آن درس بگیرند و خود را اسیر آن نکنند. آنها یاد گرفته اند اگر در زندگی شکست بخورند، همین شکست برای آنها راهی می شود تا به موفقیت دست یابند. بسیاری از افراد موفقی را که امروز می بینیم، در زندگی خود شکست هایی را تجربه کرده اند. تصور کنید اگر هنگام شکست تسلیم می شدند و دیگر فعالیت و تلاش نمی کردند؛ بی شک به موفقیتی که امروز شاهد آن هستند، نمی رسیدند.

گذشته را رها می‌کنند

ویژگی اول یک نتیجه‌ مهم دارد. هر قدر هم موفق باشید، ماندن در گذشته یا پر رنگ کردن آخرین اشتباه‌تان از سرعت پیشرفت‌تان می‌کاهد. انسان‌های موفق در گذشته‌های‌شان متوقف نمی‌شوند. آنها درس‌های لازم‌ را از گذشته فرا می‌گیرند و با سرعت به سوی چالش‌های بزرگ‌تر حرکت می‌کنند.

فهرستی از دستاوردهایشان را نگه می‌دارند

انسان‌های موفق یادگارهای موفقیت‌های‌شان را نگه می‌دارند. نه لزوما برای نمایش دادن‌شان (گر چه بسیاری این کار را می‌کنند) که برای این که به خود و اطرافیانشان یادآوری کنند سرسختی، به تنهایی برای غلبه بر غیرممکن‌ها کافی است.

در مواقع بحرانی متزلزل نمی‌شوند

یکی از مهم‌ترین معیارهای موفقیت پایداری در شرایط بحرانی است. انسان‌های موفق در شرایط بحرانی مسیر و هدف‌شان را گم نمی‌کنند و با این عمل به الگویی قابل اتکا برای اطرافیان‌شان تبدیل می‌شوند.

تلاش می‌کنند اعتبارشان را افزایش دهند

اگر قابل‌ اعتماد نباشید، دستیابی به هر سطحی از موفقیت برای‌تان تقریبا غیر ممکن است. اعتماد کردن به انسان‌های موفق آسان است زیرا افکارشان را واضح بیان می‌کنند و همیشه صادق و شفاف هستند. حتی اگر با ایشان موافق نباشید، موضع‌ خود را تغییر نمی‌دهند.

مسئولیت‌پذیر هستند

حتی درخشان‌ترین موفقیت‌ها هم گاهی ناگریز دچار لغزش می‌شوند. پذیرفتن اشتباه خصیصه‌ای است که نه‌ تنها اعتماد مردم را جلب می‌کند بلکه به آنان نشان می‌دهد اشتباه چیزی نیست که پنهانش کنند یا بر گردن شخص دیگری بیندازند.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

این یک تصور غلط که افراد مثبت، جهان را از طریق عینک رنگ رز می بینند. اما با توجه به جافری سوپریناو دین، استاد دانشکده علوم رفتاری در دانشگاه آرگوسی، این موضوع مربوط به تبدیل شدن به یک خوش بینی واقع گرایانه است. سوپرینا می گوید: “متفکران مثبت افرادی هستند که هر دو طرف روشن و منفی را تشخیص می دهند، اما آنها تصمیم می گیرند که انرژی و زمان خود را روی قسمتی گذارند که باعث به وجود آمدن نتایج مثبت شود.” به عبارت دیگر، این بدان معنی نیست که یک طرف واقعیت را نادیده بگیرید، بلکه باید تمام آن را پذیرفت و داشتن جرأت برای باور به چیزهای خوب است. در ادامه عاداتی برای ایجاد ذهنیت مثبت آورده شده است.

چیزهایی که شما را عقب نگه می دارد را رها کنید

اگر نگران این هستید که به عنوان فردی بی وفا یا ترسو شناخته شوید، اصلا نگران نباشید. کاملا درست است اگر روابط سمی و شرایطی که شما را از رشد باز می دارند را رها کنید. خداحافظی ممکن است سخت باشد اما ماندن در شرایط نامطلوب بر سلامت در دراز مدت، شما تاثیر منفی می گذارد.

اگر کسی دائما از شما انتقاد می کند و شما را پایین می آورد، از او دور شوید. در ابتدا ممکن است برای رها کردن آنها، احساس گناه کنید. اما هنگامی که شما خودتان را آزاد می کنید، فرصت های پیش رو شما را به جایی می رساند که باید باشید.

تمرین قدردانی

انطباق تفکر مثبت به معنی یافتن زمان برای تمرکز بر روی آنچه که دارید، به جای آنچه که از آن محروم هستید. آسان است که در شکست و ناامیدی ها غرق شوید. اما یاد بگیرید شیوه تفکر خود را تغییر دهید و افرادی که شما را دوست دارند و تجربه هایی که تا به حال داشته اید را به خود یاد آوری کنید. اگر از اوقات تنهایی خود لذت می برید می توانید قدردانی خود را در دفترچه خاطرات روزانه خود یا در وبلاگ شخصی خود بنویسید. اما برای کسانی که ترجیح می دهند در فعالیت های اجتماعی شرکت کنند، می توانید کسی را انتخاب کنید که شریک قدردانی شما باشد. هنگامی که شما یک شریک قدردانی دارید، شما مسئول گزارش به آنها را از طریق پیام، ایمیل، و یا تماس تلفنی در مورد آنچه شما روزانه از آن سپاسگزارید هستید.

بدن خود را در یک وضعیت مثبت قرار دهید

بدن شما به همان اندازه ذهن، شما را تحت تاثیر قرار می دهد. طبق گفته روانشناس اجتماعی امی کودی، درک ما از یکدیگر به وسیله زبان بدن است. اگر همیشه بیش از حد قوز می کنید و خمیده راه می روید، سعی کنید صاف بایستید و شانه های خود را عقب نگه دارید. هنگامی که بدن شما متوجه می شود که شما مسئول هستید، شروع به احساس قدرت بیشتری می کنید. در نتیجه، داشتن یک وضعیت مثبت در بدن تان، یک اندیشه مثبت را نیز پرورش می دهد.

منتظر نباشید که چیزهای خوب برایتان اتفاق بیفتد – آنها را بیافرینید.

فعال باشید و فعالیت هایی که به شما احساس هدفمندی می دهد را انجام دهید. هنگامی که شما منفعلانه زندگی می کنید، می تواند باعث ایجاد احساس رکود و بی انگیزگی در شما شود. برای از بین بردن احساس خستگی و پوچی، چیزهایی که به شما تحمیل شده است را پیدا کنید. این که آیا می خواهید شروع به رفتن به باشگاه کنید، داستان هایی بنویسید که دیگران کمتر احساس تنهایی کنند یا تبدیل به یک آشپز بزرگ شوید، بیرون بیایید و شادکامی خود را ایجاد کنید. در نهایت، زندگی چیزی است که شما آن را ساخته اید، بنابراین روی هر روز آن حساب کنید.

خود را با افراد مثبت احاطه کنید

همانطور که در مورد اول اشاره کردیم مهم است روابط سمی را کنار بگذاریم. اما اگر شما نمی توانید از اعضای خانواده سمی خود دور شوید یا قادر به ترک محل کار سمی خود نیستید زیرا شما کار جدیدی را پیدا نکرده اید، با افرادی که مثبت هستند، زمان بیشتری صرف کنید. آنها می توانند دوستان شما، شریک زندگی و یا افرادی باشند که در محل کار شما قرار دارند. هنگامی که شما با افراد مثبت خود را محاصره می کنید، انرژی روشن آنها می تواند شما را تشویق کند تا در زمان عدم اطمینان، چیزهای خوب پیدا کنید.

افکار خود را برچسب نزنید و به حرف های خود گوش دهید

ما می توانیم بسیار سریع قضاوت کنیم و به نتیجه برسیم. به همین دلیل مهم است که به خودتان یادآوری کنید که افکار همان واقعیت نیستند. شما ممکن است قادر به پاک کردن افکار منفی خود نباشید، اما می توانید یاد بگیرید که آنها به چالش بکشید و در مقابل آنها بایستید.

روز کسی دیگر را بسازید

مهربانی و عزت نفس را تمرین کنید. هنگامی که در زندگی دیگران تغییر ایجاد می کنید، در عوض باعث ترفیع روح و معنویت خود می شوید. انتشار مثبت بودن یک عمل مسری است.

ثابت قدم بودن

بسیاری از روانشناسان برجسته معتقد هستند هر چقدر که داشتن استعداد و توانایی ذاتی برای کسب موفقیت در زندگی نیاز است، تلاش برای رسیدن به آن اهمیت دو چندانی دارد. در نتیجه باید در تلاش و کوشش خود ثبات داشته باشید. اشتیاق و علاقه شما در انجام کارها، در کنار پشتکار و استقامتی که به خرج می دهید، عوامل بسیاری مهمی برای کسب موفقیت های بلند مدت هستند.

 مطمئنا هیجان و اشتیاقی که در قدم اول برای خودتان ایجاد می کنید، فوق العاده مهم و ارزشمند است، اما سخت ترین کار این است که در طول مدت زمانی طولانی برای رسیدن به اهدافتان تلاش کنید و در جهت کسب موفقیتی که انتظارش را می کشید، ثابت قدم باقی بمانید. داشتن پشتکار، ما را از تسلیم شدن و کوتاه آمدن، به ویژه در هنگام مواجه شدن با سختی ها باز می دارد. خبر خوب در این رابطه این است که می توانید با کمی تمرین و ایجاد تغییراتی مثبت در خود، این پشتکار و ثبات را تقویت کنید.

محدود فکر نکنید و افکارتان را تجزیه و تحلیل کنید

تغییر از تفکر منفی به مثبت اندیشی یک شبه اتفاق نمی افتد لذا باید تا زمانی که این اتفاق می افتد از روش تفکر جایگزین استفاده کنید. این روش می تواند به شما کمک کند که با افکار منفی خودکاری که منشا درستی ندارند مانند “من نمی توانم” یا “من احساس خوبی ندارم” مقابله کنید.
دفعه بعد که با افکار منفی مواجه شدید، این پرسش ها را از خودتان بپرسید و سعی کنید آنها را جواب دهید:
آیا واقعا صحت دارد؟
آیا می توانم به گونه ای دیگر به قضیه نگاه کنم؟
آیا وقتی که نسبت به یک وضعیت احساس خوشایندی ندارم می توانم دیدم را نسبت به قضیه تغییر دهم و به دنبال نتیجه ای خوشایند در آن بگردم؟

خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

طبق پژوهش هایی که درباره‌ ترس در دانشگاه چاپمن آمریکا صورت گرفت، در حدود ۲۸٫۴ درصد از جمعیت بزرگسالان شدیدا از سخنرانی واهمه دارند، در حالی که وحشت و ترس از فوران آتش نشان یا بلایای طبیعی ۱۹٫۷ درصد است و عقاید خرافی نظیر اجنه و روح و زامبی و… رقم ۸٫۴ درصد را به خود اختصاص داده اند. ترس از سخنرانی تا حدی طبیعی است اما وقتی این ترس به وحشت تبدیل می شود، کلید موفقیت در بسیاری از موقعیت ها از دستان شما خارج می شود. در اینجا راهکارهای مفید برای غلبه بر ترس از سخنرانی در جمع آورده شده است.

خود را به لحاظ ذهنی و جسمی آماده کنید

به گفته کارشناسان، ما برای نمایش اضطراب و تشخیص آن در دیگران ساخته شده ایم. اگر بدن و ذهن شما مضطرب باشد، مخاطبان شما متوجه خواهند شد. از این رو، مهم است قبل از نمایش بزرگ، خود را آماده کنید. “جهان بیرونی شما انعکاس دنیای درونی شما است. آنچه در داخل اتفاق می افتد، در خارج نشان داده می شود. “- باب پراکتور.

ورزش کردن سبک قبل از سخنرانی می تواند کمک به گردش خون و اکسیژن رسانی بهتر به مغز کند. از سوی دیگر، تمرینات ذهنی می تواند به آرامش ذهن و اعصاب شما کمک کند. در ادامه راه هایی برای آرام کردن بدن تان آورده شده است.

گرم کردن

وقتی شما عصبی هستید، بدن تان نیز همان احساس را خواهد داشت. بدن تان دچار تنش می شود، ماهیچه های شما منقبض شده و عرق سرد خواهید کرد. تماشاگران متوجه خواهند شد که شما عصبی هستید. اگر این دقیقا همان چیزی است که قبل از سخنرانی برای شما پیش می آید، چند حرکت کششی انجام داده و بدن خود را آرام کنید. بهتر است قبل از هر سخنرانی گرم کنید، زیرا این امر به افزایش پتانسیل عملکرد بدن کمک می کند. نه تنها این امر باعث افزایش کارایی عضلات شما می شود، زمان واکنش و حرکات شما را نیز بهبود می بخشد. تمرین های زیر در این زمینه به شما کمک خواهد کرد.

  • حرکت گردن و شانه

استرس و اضطراب می تواند این قسمت از بدن را سفت کند، که می تواند موجب آشفتگی شما شود، خصوصا هنگام ایستادن. این کمک می کند تا تنش عضلانی بدن و فشار به عنوان رول تمرکز بر روی چرخش سر و شانه، آزاد کردن عضلات کمک می کند.

  • کشش بازوها

ما معمولا از این بخش از بدن در طول سخنرانی استفاده می کنیم. کشش این عضلات می تواند خستگی بازوها را کاهش دهد و محدوده زبان بدن شما را بهبود بخشد.

  • حرکات کمر

این حرکات باعث کاهش روی عضلات کمر و شکم شده و که باعث درد و ناراحتی در این قسمت از بدن می شود که باعث تشدید اضطراب خواهد شد.

خوردن آب کافی

تابحال هنگام سخنرانی در جمع صدای تان خش دار و دچار گرفتگی شده است؟ این اتفاق زمانی می افتد که آدرنالین به دلیل ترس ترشح شده و باعث می شود دهان شما خشک شود. برای جلوگیری از این اتفاق، ضروری است که قبل از سخنرانی به اندازه کافی آب بنوشید. سعی کنید از نوشیدنی های شیرین و کافئین دار اجتناب کنید، زیرا باعث تشنگی بیشتر در شما می شود. همچنین اضطراب شما را تقویت کرده و مانع از صحبت کردن خوب شما در جمع می شود.

مراقبه

مدیتیشن به عنوان یک ابزار قدرتمند برای آرامش ذهن شناخته شده است. مراقبه می تواند به افراد کمک کند تا به طور قابل توجهی آرام تر، سریع تر احساس کنند. مدیتیشن ورزش ذهن است. این به شما قدرت و تمرکز می دهد تا منفی بودن و حواس پرتی را با تشویق، اعتماد به نفس و قدرت فیلتر کنید.

تمرکز بر روی هدف خود

افرادی که ترس از سخنرانی در جمع دارند، یک ویژگی مشترک دارند و آن تمرکز بیش از اندازه روی خود و احتمال شکست است. آیا خنده دارم؟ اگر نتوانم متن سخنرانی ام را به یاد بیاورم، چه می شود؟ آیا احمق به نظر می رسم؟ آیا مردم به من گوش می دهند؟ آیا کسی اهمیتی به موضوع سخنرانی من می دهد؟ به جای این فکرها بر روی هدف واقعی تان تمرکز کنید.

تمرین

به ندرت افراد به سوی مخاطبان بزرگ می روند و بدون هیچگونه تحقیق و تهیه بدون وقفه سخنرانی می کنند. بسیاری از سخنرانان و مجریان حرفه ای در طول انجام کارشان بسیار راحت به نظر می رسند زیرا آنها ساعت های بی شماری پشت صحنه را صرف تمرین کرده اند. حتی سخنرانان بزرگ مانند جان اف. کندی ماه ها را برای آمادگی برای سخنرانی های خود صرف می کرد. صحبت در جمع، مانند هر مهارت دیگری، نیازمند تمرین است. می توانید جلوی آیینه تمرین کنید.

در زمان تمرین کردن باید دقیقا فضای سخنرانی اصلی را برای خود درست کنید و حتی الامکان در حضور چندین نفر این کار را انجام دهید. نباید متن سخنرانی خود را به آرامی در طی مسیر رسیدن به خانه تمرین کنید، زیرا این کار نه تنها فایده ای ندارد بلکه ممکن است به ضررتان هم تمام شود. تمرین کنید تا اعتماد به نفس تان زیادتر شود و بهتر بتوانید با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید، این همان هدف اصلی سخنرانی است که شما را به موفقیت می رساند.

سناریوی “بدترین موقعیت” را تمرین کنید

محققان اظهار می کنند بدبینی تدافعی می تواند به برخی از افراد کمک کند تا اضطراب خود را کنترل کنند و عملکرد بهتری در سخنرانی ها داشته باشند. در واقع این روش شامل فکر کردن به اشتباهاتی است که ممکن است شما در هنگام سخنرانی انجام دهید و اینکه چگونه می توانید آنها را مدیریت کنید.

بنابراین اگر می ترسید هنگام سخنرانی دچار لکنت شوید و یا مطالب را فراموش کنید، سعی کنید همه‌ این موارد و راه‌ حل های خود برای مدیریت این مشکلات را در ذهن تان تصویرسازی کنید. این کار به شما کمک می کند در هنگام مواجه با این مشکلات در سخنرانی خود، شانس بیشتری برای اصلاح اشتباهات خود داشته باشید زیرا همه‌ این موارد را از قبل پیش بینی و برای حل آنها برنامه ریزی کرده اید.

نگرش “من می توانم”

تاثیر این روش بر همه ما شناخته شده است اما محققان نیز آن را ثابت کرده اند. در یک بررسی، افرادی که ترس از سخنرانی در جمع داشتند، با گذراندن دوره های آموزش سخنرانی چند ماهه و انجام چند سخنرانی ۵ دقیقه ای به توصیه محققان حاضر در این تحقیق، کاهش چشمگیری در اضطراب خود مشاهده کردند. نتیجه این تحقیق نشان داد که افرادی که نگرش منفی داشتند شاهد بازگشت ترس خود بعد از یک ماه درمان بودند در حالی که افرادی که در طول آموزش نگرش مثبت داشتند، استرس کمتری را تجربه کردند.

 تن صدا

برای یک سخنرانی خوب نباید لحن کلام تان خیلی رسمی باشد زیرا به نظر می رسد خیلی تمرین کرده اید. البته خیلی هم نباید به سرعت و تن صدای خود بی اهمیت باشید زیرا لحن نامناسب سخنرانی سبب دل زدگی مخاطبان می شود و پیام تان به درستی به گوش آنها نمی رسد. پیشنهاد می شود برای داشتن یک سخنرانی موفق و حرفه ای روی آهنگ و تن صدای خود کار کنید. بهتر است صدای خود را ضبط کرده و به آن گوش دهید تا به اشکالات آهنگ کلام خود پی ببرید. زمانی یک سخنرانی موفق و تأثیرگذار خواهید داشت که با صدای طبیعی و عادی خود حرف بزنید.

تکیه‌ بیش از حد به محتوا

یک سخنرانی خوب صرفا دادن اطلاعات و محتوا نیست. چرا چون خیلی وقت ها این محتوا ارتباط ذهنی خوبی با مخاطبان ما نمی تواند برقرار کند و بنابراین باعث می شود که مخاطب در طول سخنرانی بیشتر به جای این که به سخنرانی گوش دهد سخنرانی شما را مثل یک لالایی که یک صدایی فقط دارد می آید و یک سری اطلاعاتی را دارد ارائه می کند نگاه کند و به این شکل با سخنرانی برخورد کند. یک محتوای خوب درست است که یک سخنرانی را غنی و اصیل می کند منتها هر چقدر هم که محتوای شما مستحکم و استوار و غنی باشد نیاز به یک سری چاشنی هایی دارد که بتواند توسط این چاشنی ها ارتباط ذهنی بهتری با مخاطبان برقرار کند.


خرداد ۲, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

هوش، مقوله ای است که ترکیبی از ویژگی های اکتسابی و ارثی در آن موثر هستند. در ویژگی های ارثی عواملی مثل ژنتیک روی میزان باهوش بودن افراد تاثیر میگذراند و در عوامل اکتسابی نیز چیزهایی مثل تجربیات شخصی فرد میتواند باعث بالا رفتن هوش افراد شود. اگر می خواهید یک نوجوان باهوش باشید، در این مقاله راه هایی را پیش پای شما می گذاریم.

مراحل

معنای هوش را بفهمید و کارکرد آنرا پیدا کنید. هوش بیشتر به روش کار بستگی دارد تا نتیجه ی حاصله. از خودتان بپرسید آیا روش واضح و مشخصی برای رسیدن به چیزها دارید؟

اصول اولیه را به دقت دنبال کنید. به طور کلی، دانستن اصول اولیه و پایه ای به صورت کامل بسیار مفید تر از دانستن بسیاری از فروع به صورت نصفه نیمه است. این جمله ی آلبرت انیشتین را به خاطر داشته باشید که میگوید: “ابتدا قوانین بازی را یاد بگیرید و سپس بهتر از هر کس دیگری بازی کنید.” قوانین اینجا به اصول اولیه و زیرساخت ها اشاره دارد. اگر زیرساخت مناسبی نداشته باشید نمیتوانید پیشرفت چندانی کنید.

از کوته فکری دوری کنید. بسیاری از افراد در این مرحله اشتباه میکنند. گاهی اوقات ممکن است بدانید که چه چیزی درست است، اما به خاطر برخی باورهای کورکورانه یا کمبود شجاعت به خودتان اجازه ی انجام آن کار را ندهید. همیشه سعی کنید به چیزهای واقعی تکیه کنید. این یکی از مراحل مهم برای نشان دادن بلوغ فکری شماست.

به خاطر اینکه چیزی را دوست ندارید تسلیم نشوید.از آنجایی که دوره نوجوانی با خلق و خوهای متزلزل گره خورده است، گاهی اوقات تمایل پیدا میکنید که کارهایی که انجام داده اید را نابود کرده و از بین ببرید. برای پیشگیری از این اتفاق، هرگاه که احساس کردید قضیه برای شما جذابیت ندارد آن را متوقف کنید ولی در خودتان عادتی را پرورش بدهید که بتوانید کارهای متوقف شده را به جای رها کردن دوباره ادامه دهید. همچنین تلاش کنید که خشم خود را کنترل کنید که در غیر این صورت شرایط ناخوشایند و غیرقابل کنترلی پیش خواهد آمد.

سعی کنید از منابع موجود به طور موثر و مناسب استفاده کنید. سعی کنید از منابعی مانند اینترنت برای یادگیری یا افزایش مهارت های خود استفاده کنید. محدوده ی چیزهایی که میتوانید از اینترنت فرا بگیرید نامحدود است. پس درصورتی که به آن دسترسی دارید از آن استفاده کنید. اما سعی کنید هرچه در اینترنت میخوانید را باور نکنید. علاوه بر این باید بدانید که هوش مجموعه ای از جنبه های مختلف مغز است، مثل تفکر، استدلال، حافظه، محاسبه و تخیل. بسیاری از این بخش ها برای پیشرفت نیازمند تمرین منظم هستند.

به یاد داشته باشید که افرادی که کتاب میخوانند اغلب باهوش هستند. برای باهوش بودن نیاز به موارد بسیار زیادی است. اما در واقعیت، معمولا افراد کسانی که در یک زمینه ی خاص مهارت و اطلاعات زیادی دارند را افرادی باهوش میبینند. پس میتوانید به مطالعه و یادگیری بپردازید و تا جایی که میتوانید مسائل کاربردی را بیاموزید.

همیشه متفاوت جعبه فکر کنید همیشه برای سوالاتی که برایتان پیش می آید به دنبال جواب های جدید و متفاوت بگردید. نگذارید ذهنتان در جعبه ای که برایش ساخته اند حبس شود. مسائل را از زوایای مختلف نگاه کنید و تاثیرات تصمیم گیری های خود را روی خودتان، افراد مختلف و جامعه بررسی کنید.

نکات

  • سعی کنید مطالب متنوعی مانند روزنامه ها و مجلات و حتی کتاب هایی با موضوعات خاص را مطالعه کنید. این کار اطلاعات و درک شما را به طور چشمگیری افزایش خواهد داد.
  • سعی کنید همیشه عملگرا باشید. اگر در عمل موفق باشید، میتوانید اعتماد به نفس بالایی برای حل مسائل بدست بیاورید..
  • سعی کنید در هر زمینه ای که میتوانید دانش خود را به انتها برسانید. بعدا پاداش آن را دریافت خواهید کرد.
  • بالاتر از همه، به خودتان ایمان داشته باشید و اخلاق را دنبال کنید.همچنین باید بدانید که افراد باهوش کسانی نیستند که اشتباه نمیکنند ، کسانی هستند که از اشتباهات خود درس میگیرند.
  • از والدین و بزرگترها کمک بگیرید. آنها میتوانند به شما در انجام کارها کمک کنند. روی آنها حساب کنید زیرا آنها نیز این مراحل را سپری کرده اند.


16302-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۹ دقیقه
تصویرسازی ذهنی بزرگترین کشف روانشناسی در صد سال اخیر است. طبق تعریف انجمن سرطان‌شناسی آمریکا تصویرسازی ذهنی شامل تمرینات ذهنی طراحی شده برای پذیرش ذهنی نفوذ سلامتی و بهبودی در بدن است. تصویرسازی ذهنی به دو شکل انجام می شود:
  1. تجسم
  2. تجسم خلاق
تجسم یعنی بازبینی تصاویری که قبلا دیده ایم. چیزهایی را که قبلا دیده ایم دوباره در ذهنمان ببینیم. تجسم خلاق یعنی دیدن چیزهایی که تا به حال ندیده ایم.

تاریخچه تصویرسازی ذهنی

تصویرسازی ذهنی

این باور که تصویرسازی ذهنی می‌تواند به شفای بیماری‌ها کمک کند، باوری بسیار قدیمی است. تصویرسازی تقریباً در همه فرهنگ‌های دنیا به عنوان یک ابزار درمانی مورد توجه بوده و در بسیاری از مذاهب نیز مطرح شده است. مثلاً سرخپوستان ناوایو دارای شکل مفصلی از تصویرسازی هستند که فرد را ترغیب می‌کند خود را سالم «ببیند». برخی می‌گویند که قدمت این تکنیک‌ها به بابلی‌ها، یونانی‌ها و رومی‌های باستان می‌رسد. مصریان و یونانی‌های باستان، و نیز ارسطو و بقراط پدر پزشکی نوین، بر این باور بودند که تصویرهای ذهنی در مغز ارواحی را آزاد می‌کنند که قلب و بخش‌های دیگر بدن را برمی‌انگیزند. آن‌ها همچنین باور داشتند که یک تصویر ذهنی قوی از بیماری برای ایجاد نشانه‌های آن کافی است. تصویرسازی ذهنی قرن‌ها به عنوان یک درمان طبی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. شواهد ثبت شده‌ای وجود دارد که راهبان تبتی در قرن ۱۳ و ۱۴ با مدیتیشن و تصویرسازی کار می‌کردند که مجسم کنند بودا بیماری‌ها را شفا می‌دهد.سیمونتون‌ها در سال ۱۹۷۸ به این درمان‌ها با انتشار کتاب پرفروشی به نام «بهبودی دوباره» معروفیت بخشیدند. در این کتاب تجربیات آنان در درمان بیماران سرطانی با تصویرسازی و درمان‌های دیگر تشریح شده است. در حال حاضر از تصویرسازی ذهنی در کلینیک‌های مراکز پزشکی و بیمارستان‌های منطقه‌ای استفاده می‌شود. این روش را اغلب با درمان‌های روان‌شناختی دیگر ترکیب می‌کنند.

تصویرسازی و افراد موفق

“ایوان لندل” اهل چک، ده سال قهرمان تنیس حرفه ای جهان شد. زمانی که ایوان لندل از ورزش حرفه ای خداحافظی کرد، خبرنگاری از او پرسید: “آقای لندل میخوایم بدونیم چی شد که شما توانستید ده سال نفر اول باشید؟” لندل گفت: من دو کار انجام می دادم. مثل همه قهرمان های جهان هر روز عملا تمرین می کردم. من روزی یک ساعت گوشه ای می نشستم و در ذهنم با حریفی بازی می کردم که این حریف از من خیلی قوی تر بود ولی برنده بازی من بودم چون ذهن خودم بود و هر کار می خواستم می کردم. من هر وقت در عرصه های جهانی روبروی حریف هایم قرار می گرفتم هیچ یک از حریف هایم به قدرت حریف ذهنی من نبودند. من حریف ذهنیم رو هر روز شکست می دادم و حریف های واقعی رو مثل آب خوردن شکست می دادم.

تصویرسازی و افراد موفق

میکل آنژ، والت دیزنی و گوته هر سه جداگانه در در زندگی نامه هاشون گفتن: هر شب که میخواستم بخوابم، چشمهایم را می بستم. و چیز هایی که میخواستم فردا توی زندگیم اتفاق بیوفتت را در ذهنم می دیدم. و جالب اینجاست که هر سه در زندگی نامه شان گفتند که بیشتر اتفاق هایی که روز بعد می افتاد چیزهایی بود که دیشب در ذهنم دیده بودم و میخواستم که اتفاق بیوفتد.

بتهوون در ۳۵ سالگی کر می شود. ناشنوای مطلق. جالب است بدانید بزرگ ترین آثار موسیقی بتهوون بعد از ۳۵ سالگی او خلق شده است! بعد از اینکه ناشنوای مطلق شده است! کسانی که دستی در موسیقی دارند می دانند که یک موسیقی دان اول موسیقی رو به صورت نت در خطوط حامل می نویسد و بعد آن نت را با آلت موسیقی اجرا می کند و در اجرا متوجه می شود که ایراد نت کجاست و ایراد رو اصلاح می کند، بتهون وقتی ناشنوا است و نتی را که روی کاغذ آورده است را نمی تواند بشنود، جای تعجب دارد که چطور نت هایش را اصلاح می کرده است! جالب تر این که شاهکارهایش بعد از ناشنوا شدنش خلق شده است. از بتهوون می پرسند “آقای بتهوون شما چطور این آثار را خلق می کنید؟! شما که نمی توانید بشنوید؟
می گوید: من نمی تونم بشنوم؟! من نت ها رو می نویسم. چشم هایم رو می بندم. در ذهنم می بینم که گروه کنسرت دارد نت های من را اجرا می کند. اشتباهاتش رو با گوش ذهنم می شنوم و اصلاح می کنم.

تکنیک‌های تصویرسازی ذهنی

تکنیک‌های تصویرسازی ذهنی

این روش‌ها شامل تکنیک‌های تشخیص و ارزیابی بر مبنای تصویرسازی ذهنی، روش‌های آرمیدگی، درون‌بینی، فراخوانی و تکنیک‌های پایگاه‌سازی در ذهن می‌شود. یک تجربه تصویرسازی ذهنی مانند رویاپردازی است به استثنای این که لازم نیست «صبر کنیم» تا ناهشیار، رویا یا آن موضوع را ایجاد کند. هر زمان که بخواهیم می‌توانیم رویایی ایجاد کنیم که به موضوع دلخواه ما مربوط باشد. اگر بخواهیم تصویرسازی ذهنی را برای صدمات عاطفی یا مشکلات جسمی به کار بریم، می‌توانیم از شیوه‌های دینامیک استفاده کنیم.یکی از معروف‌ترین تکنیک‌ها، کار با «کف دست» است. این تکنیک شامل قراردادن کف دست‌ها روی دو چشم و تجسم رنگی می‌شود که شما با اضطراب یا استرس تداعی می کنید (مثلاً قرمز) و بعد آن رنگ که با آرمیدگی و آرامش تداعی می‌شود (مانند آبی). تجسم یک رنگ آرامش بخش باعث می‌شود شما احساس آرمیدگی کنید و سلامتی و احساس بهبودی را در شما تقویت می‌کند. در دیگر تکنیک‌ها از تصویر استفاده می‌شود مانند تجسم یک توپ از انرژی شفابخش ملایم که در قفسه سینه شکل می‌گیرد و همراه با تنفس در سراسر بدن گسترش می‌یابد. بسیاری از شیوه‌ها شامل تصویرسازی از خود در یک منظره آرامش‌بخش به انتخاب شخص است. جایی مانند ساحل یا چمنزار، با همه مناظر، صداها، بوها و دیگر حس‌ها تا تصویری کامل تجربه شود.تکنیک رایج دیگر، تصویرسازی هدایت شده نام دارد که شامل تجسم یک تصویر یا هدف مطلوب خاص می‌شود و سپس تصویرسازی از خود در حالی که به این هدف دست می‌یابید. ورزشکاران از این تکنیک‌ها برای پیشرفت ورزشی استفاده می‌کنند. نوعی از درمان هدایت شده که برای بیماران مبتلا به سرطان مفید است، متد سیمونتون خوانده می‌شود. این متد در دهه ۷۰ توسط کارل سیمونتون، یک سرطان‌شناس پرتودرمان‌گر، و استفانی سیمونتون، یک روان‌درمان‌گر ابداع شد. در متد سیمونتون از بیماران دچار سرطان خواسته می‌شود که تجسم کنند بدن آن‌ها در حال جنگ با سلول‌های سرطانی است و در جنگ پیروز می‌شود.یک تمرین معروف، براساس یک بازی ویدیویی قدیمی به نام Pac-Man طراحی شده است. بیماران باید شخصیت‌های Pac-Man کوچک را تجسم کنند که سلول‌های سرطانی را می‌خورند و نابود می‌کنند، همان‌طور که دشمنان را در بازی از بین می‌برند. سیمونتون‌ها از این متد در کنار درمان‌های رایج سرطان استفاده می‌کردند. اجرای هر جلسه از این تکنیک‌ها ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول می‌کشد.

شواهد تأثیر

مروری بر ۴۶ مطالعه انجام شده از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۸ مطرح می‌کند که تصویرسازی هدایت شده می‌تواند در درمان استرس، اضطراب و افسردگی و کاهش فشارخون، درد و برخی از عوارض جانبی شیمی‌درمانی سرطان مفید باشد. مروری دیگر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که احتمالاً تصویرسازی ذهنی برای اضطراب و نیز برای تهوع و استفراغ پیش از شیمی‌درمانی سرطان مفید است. (معمولاً پس از چند دوز شیمی‌درمانی بیمار دچار تهوع و استفراغ می‌شود. برخی افراد درست پیش از تجویز دوزهای بعدی دچار تهوع یا استفراغ می‌شوند. این حالت، تهوع یا استفراغ شرطی یا پیشگویانه نامیده می‌شود.) به طور کلی، تصویرسازی ذهنی یکی از مفیدترین اقدامات روان‌شناختی برای کاهش برخی عوارض جانبی شیمی درمانی محسوب می‌شود.می‌توانیم از تصویرسازی ذهنی برای حفظ و استحکام سلامتی در یک بدن قوی یا روبرویی با یک مشکل در سلامتی استفاده کنیم.

تصویرسازی و شفا

چشمان خود را ببندید و ببینید که «محلول جادویی» متعلق به درون شما، سموم، زهرها، درد یا بیماری را از بدنتان می‌زداید، و بدن شما در صلح و آرامش غوطه‌ور می‌شود. یک نفس عمیق بکشید و عمداً خود را ریلکس کنید. در این مرحله از آرمیدگی یا تصویرسازی ذهنی، تغییراتی در بدن تجربه می‌شود. تغییرات فیزیولوژیک به وقوع می‌پیوندد و شفا آغاز می‌شود.

در بسیاری از بیماری‌ها، تصویرسازی ذهنی می‌تواند مشکلات احساسی زمینه‌ای را آشکار کند و به بدن اجازه شفا بدهد. این عشق و حمایت اغلب می‌تواند معجزاتی را در جسم پدید آورد. معجزاتی که بارها در درمان بیماری‌های لاعلاج به ثبت رسیده است.

تصویرسازی ذهنی و ورزش

از آنجا که عملکرد ورزشکاران بازتابی از افکار و احساسات آنها است، پس می توانند با ایجاد تصاویر ذهنی مثبت از خودشان در حال انجام مهارت، مهارت خود را هم بالا ببرند. علاوه بر این، آنها می توانند مهارت را به مراتب بیشتر از آنچه بر روی دیواره انجام می دهند در ذهن خود تصور کنند. همچنین ایجاد تصاویر ذهنی موفقیت آمیز، احساس اعتماد به نفس آنها را تقویت می کند، در نتیجه تصویرسازی ذهنیت ها کمک خواهد کرد تا عملکردی با نتیجه مثبت پیش روی داشته باشند.

تصویرسازی ذهنی و ورزش

ورزشکاران همچنین می توانند از تصویر سازی ذهنی برای یادگیری استراتژی استفاده کنند. برای مثال، صعود کننده می تواند از تصویر سازی ذهنی برای آگاهی از وضعیت خود و تکالیف مربوط به آن وضعیت استفاده کند. همچنین کوهنوردان می توانند با استفاده از تصویر ساز ی ذهنی، با مسیر آشنا تر شوند. ورزشکاران باید تصویر سازی ذهنی را پیش از تمرین، در خلال آن و بعد از تمرین انجام دهند.

  1. تصویر سازی ذهنی پیش از مرحله تمرین جسمانی به ورزشکاران کمک خواهد کرد تا از نظر ذهنی خود را آماده انجام مهارت های آن تمرین کنند.
  2. تصویر سازی ذهنی در خلال تمرین به ورزشکاران در یادگیری مهارت های جدید و رفع اشتباهات آنها کمک خواهد کرد.
  3. معمولاً عضلات ورزشکاران بعد از تمرینات جسمانی بسیار شل می شود، در نتیجه در این زمان ورزشکاران آمادگی استفاده از تصاویر ذهنی را بیشتر دارند و می توانند با استفاده از این روش، مهارت های آموخته شده در تمرین را تقویت کنند.

رعایت دستورالعمل های زیر به ورزشکاران تازه کار در امر تصویر سازی کمک می کند:

  1. با مهارت هایی که خوب انجام می دهید تصویر سازی را شروع کنید.
  2. سپس روی مهارت هایی که می خواهید آنها را بهبود ببخشید امتحان کنید.
  3. سعی کنید مهارتی را که روی آن کار می کنید «احساس» کنید.
  4. در صورت امکان تصویر سازی در همان حالتی که برای انجام آن مهارت لازم است، اجرا کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا مهارت را «احساس» کنید.
  5. کارهایی را که می خواهید در هر جلسه انجام دهید در مسیر رسیدن به محل تمرین در ذهن خود مرور کنید.
  6. هنگام تمرین، حرکات و بازی ها را قبل از انجام آنها در ذهن خود به تصویر بکشید.
  7. اگر اشتباهات تکنیکی به شما گوشزد شد، سعی کنید «احساس» کنید که مهارت را به طور صحیح انجام می دهید.
  8. در محل مسابقه احساس کنید که بر خود تسلط کامل دارید.
  9. رسیدن به اهداف خود را در ذهن مجسم کنید.
  10. هر فردی مجهز به یک ضمیر خود آگاه (ذهن هوشیار) و یک ضمیر نا خود آگاه (ذهن نیمه هوشیار) و یک ضمیر فوق آگاه (ذهن فوق هوشیار) است.
  11. یکی از راه های تغییر افکار، تغییر تصاویر ذهنی است.
  12. هر فردی، یک تصویر ذهنی از خود دارد که بر آیند خود پنداره های او در موضوعات مختلف است.
  13. هر تجربه ممکن است به تقویت یا تضعیف یک خود پنداره های او در موضوعات مختلف است.
  14. فکر کردن و تکرار ذهنی یک تجربه باعث تقویت تصویر ذهنی و تایید بیشتر آن می شود.
  15. ابتدا باید تصویر ذهنی را اصلاح کرد.
  16. تصاویر ذهنی قابلیت جراحی شدن را دارند.
  17. تصاویر ذهنی تامین کننده برنامه های ضمیر نا خودآگاه ما هستند و ضمیر ناخود آگاه مسئول اجرایی بخش اعظم زندگی ماست.

راهنمای گام ‌به گام برای اجرای یکی از انواع تصویرسازی ذهنی شفابخش

راهنمای گام ‌به گام اجرای تصویرسازی ذهنی شفابخش

  • چند دقیقه خود را آرمیده (ریلکس) کنید. مطالعات نشان می‌دهد که تصویرسازی ذهنی بهترین تأثیر را زمانی دارد که همراه با یک تکنیک آرمیدگی همراه شود.
  • لباس خود را راحت کنید، کفش‌های خود را در بیاورید، دراز بکشید یا بر یک صندلی راحت بنشینید و اگر مایل هستید نور را کم کنید. چشمانتان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. تصور کنید که از یک پلکان پایین می‌روید. با هر گام، به این احساس توجه کنید که بیشتر و بیشتر آرمیده می‌شوید.
  • زمانی که کاملاً آرمیده شدید، یک منظره دلخواه را مجسم کنید. این منظره می‌تواند یک ساحل باشد. دامنه یک کوه یا یک لحظه لذت‌بخش خاص با دوستان یا خانواده. هر زمان به تمرین تصویرسازی خود می‌پردازید به این منظره وارد شوید.
  • زمانی که در منظره مطلوب خود احساس راحتی کردید، تدریجاً ذهن خود را به مشکلی که می‌خواهید حل شود معطوف کنید.
  • اگر تصویرهای متعددی به ذهن آمد، یکی از آن‌ها را انتخاب کنید تا در جلسه جاری روی آن کار کنید. اجازه دهید این تصویر ذهنی زنده‌تر و واضح‌تر شود. اگر وضوح تصویر کم و زیاد می‌شود، نگران نشوید.
  • اگر هیچ تصویری به ذهن نیامد، سعی کنید به یک حس دیگر معطوف شوید. مثلاً صدای رودخانه یا بوی گل‌های وحشی در چمنزار.
  • اگر روش‌های بالا کارساز نشد، به این فکر کنید که در حال حاضر چه احساسی دارید. عصبانی؟ خسته؟ رنگ این عصبانیت چیست؟ چه تصویرهایی را برمی‌انگیزد؟ از حس‌ها برای شکل دادن به تصاویر ذهنی استفاده کنید.
  • هر زمان چنین می‌کنید، مجسم کنید که مشکل شما در انتهای جلسه کاملاً بهبود می‌یابد. این کار، طرح اولیه شفا را در درون ایجاد می‌کند که بدنتان در شفای خود از آن پیروی می‌کند.
  • در پایان جلسه، چند نفس عمیق دیگر بکشید و خود را در حال بالا رفتن از پلکان خیالی مجسم کنید، در حالی که تدریجاً به محیط خود آگاه می‌شوید. چشمانتان را باز کنید، بدنتان را کش و قوس دهید، لبخند بزنید و روز خود را ادامه دهید.
  • در آغاز، این تمرین تصویرسازی ذهنی را برای ۱۵ تا ۲۰ دقیقه حداقل یک بار در روز انجام دهید. با کسب مهارت بیشتر، احتمالاً خواهید توانست فقط هر بار برای چند دقیقه و چندین بار در روز انجام دهید و همان فواید را برای شما داشته باشد.

1791.jpg
آبان ۲۰, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

غلبه بر تنبلی

با خودتان مهربان باشید

هنگامی که احساس می کنید اخیرا تنبل بوده اید، باعث می شود که به خودتان سرکوفت بزنید و امیدوار باشید که کاری را شروع کنید. شاید در مواقع کمی این کار موثر باشد، اما با این کار باعث احساس گناه و پایین آوردن عزت نفس خود می شوید و احساسی مانند احساس شکست پیدا خواهید کرد. بنابراین انگیزه کمتری برای انجام کار پیدا کرده و بیشتر کارها را به تعویق می اندازید و حتی تلاش کمتری می کنید.

فقط با یک گام کوچک رو به جلو شروع کنید

سخت ترین کار اغلب به سادگی شروع می شود.

بنابراین آن کار را آسان کنید تا بتوانید مقاومت درونی خود را کاهش دهید و در واقع عمل کنید. فقط با یک گام کوچک رو به جلو شروع کنید:

  • فقط برای ۳ دقیقه بدوید.
  • ۵ دقیقه ظرف ها را بشورید.
  • فقط ۱۰ دقیقه کاری را که پشت گوش می انداختید را انجام دهید.

در طول روز، بخش کوچکی از کاری که مهم است را اول انجام دهید

برای اینکه از زمان تنبلی خود لذت ببرید و احساس گناه نداشته باشید بهتر است ببینید که چه کاری در این هفته برایتان مهم است و قسمت کوچکی از آن را انجام دهید. این کار را به بخش های کوچک تقسیم کنید و روی بخش اول تمرکز کنید.

زمانی مناسب از روز را برای انجام آن تنظیم کنید.

شما اولین پیروزی ۵ – ۱۰ دقیقه ای را به دست می آورید و انگیزه بیشتری برای ادامه این مسیر در طول روز دیگر خواهید داشت.

ایجاد چرخه متمرکز کاری با استراحت

برای اینکه کار خود را سبک کنید، بهتر است که کمی استراحت را وارد چرخه کار خود کنید اما به شرطی که کار خود را با تمرکز کامل انجام دهید.

به خود بگویید: من ۳۰ دقیقه کار می کنم و ده دقیقه به تنبلی می گذرانم.

با شکستن ساعت های کاری خود، كار كمتر دلهره آور خواهد شد. و شما احساس می کنید انرژی و انگیزه بیشتری برای انجام کار خواهید داشت و کار را با کیفیتی بهتر انجام می دهید.

مسیرهای فرار را موقتا ببندید

از خودتان بپرسید از چه راه هایی برای فرار از کار استفاده می کنید؟

مثلا در هنگام کار گوشی خود را بدست می گیرید و شبکه های اجتماعی را چک می کنید؟ بنابراین بهتر است گوشی خود را خاموش کنید یا جایی دور از دسترس خود قرار دهید.

مسیرهای فرار

یا اگر با گوشی خود بازی می کنید باز هم راه حل بالا را انجام دهید.

شور و شوق، انگیزه و انرژی دیگران را جذب کنید

هر چه را که وارد ذهن و زندگی خود کنید، بر شما تاثیر می گذارد. مثلا اگر با افراد تنبل معاشرت کنید، به راحتی با راه و روش آنها سازگار می شوید.

بنابراین در مورد آنچه که به ذهن شما می رسد به صورت روزانه و هفتگی فکر کنید و اگر می خواهید چند تغییر در آن ایجاد کنید.

از زمان تنبلی خود لذت ببرید

زمانی که به تنبلی می گذرانید باعث می شود دوباره شارژ شده و آرامش پیدا کنید. اما اگر زیاد تکرار شود دیگر برایتان مفید نخواهد بود، زیرا باعث می شود احساس ناامیدی کنید زیرا هدفی را دنبال نمی کنید و بجای آرامش خاطر باعث ایجاد استرس می شود زیرا کارهایتان را انجام نداده و نتایج منفی برایتان در پی خواهد داشت.

از زمان تنبلی خود لذت ببرید

با این حال مقداری تنبلی می تواند مفید باشد. سعی کنید از آن زمان – چه ۱۰ دقیقه باشد چه یک روز- نهایت استفاده را ببرید و کاری را که دوست دارید انجام دهید و زیرا شادی زیادی برایتان به ارمغان می آورد ولی یادتان باشد که در حد متعادل تنبلی کنید.

 


1441.jpg
آبان ۱۶, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

کودکان از ابتدای ورود به مدرسه و زمانی که کلاس اول را شروع می کنند، هیچ ترس و دلهره ای از امتحان و آزمون های کلاس ندارند و روز امتحان برای آنها هیچ تفاوتی با دیگر روزهای مدرسه ندارد، اما متأسفانه والدین، مربیان، آموزگاران، هم کلاسی ها و دیگر اطرافیان هستند که کودکان را نسبت به امتحان آشفته و پریشان می کنند، تا حدی که در سال های بعدی تحصیلی دچار چنان اضطرابی می شوند که گاهی از درس و کلاس و مدرسه هم بیزار می گردند. داشتن کمی اضطراب در روزهای امتحان لازم و طبیعی است، زیرا موجب حرکت، نشاط، پویائی و انگیزه دانش آموز برای یادگیری و درس خواندن می شود.

اضطراب امتحان

اما اگر این اضطراب و نگرانی از حد عادی خود تجاوز کند، باعث نا توانی و ضعف دانش آ موز، فراموش کاری های زودگذر، خطاهای ادراکی، حواس پرتی، درگیری های ذهنی، عدم تمرکز، هیجان بیش از اندازه و به دنبال آن کاهش عملکرد تحصیلی او می شود. اضطراب امتحان معمولاً بین سنین ۱۱-۱۰ سالگی، یعنی زمانی که دانش آموزان در مقطع ابتدائی درس می خوانند، آغاز می شود و چنانچه درصدد مقابله و رویاروئی با آن برنیایند، با بالا رفتن مقطع تحصیلی آنان، افزایش می یابد.

تعریف اضطراب امتحان

اضطراب امتحان نوعی خود مشغولی ذهنی است که با “خود پنداره” ضعيف و ترديد فرد درباره ي توانايی های خود مشخص مي شود و غالباً با شناخت منفي، عدم تمرکز حواس، واکنش های جسمانی نامطلوب و افت تحصيلی همراه است. به عبارت ديگر وقتی که فرد درباره ی کارايی و توانايی ذهنی خود در موقعيت امتحان، دچار نگرانی و تشويق شود، به طوری که اين احساس موجب کاهش و افت عملکرد واقعی او گردد. می گوييم دچار اضطراب امتحان شده است. تركیبی از عوامل فردی، آموزشگاهی، خانوادگی و فرهنگی در بروز اضطراب امتحان می‌تواند نقش داشته باشد.

عوامل فردی

عوامل متعددی از جمله سن، جنس، توقعات والدین و یا اجتماع و محتویات مطالب مورد آزمون می‌تواند با اضطراب امتحان ارتباط داشته باشد و در همین راستا مطالعات زیادی جهت درک ریشه‌های این معضل صورت گرفته است. ارزیابی منفی فرد از خودش می‌تواند هسته مرکزی اضطراب امتحان باشد. به علاوه اضطراب امتحان ارتباط نزدیکی با فقدان اعتماد به نفس، ناتوانی برای حل مسئله و احساس خودکارآمدی دارد.
اضطراب امتحان تا حدود زیادی با افکار منفی و ارزیابی‌های بدبینانه از امتحان رابطه دارد و ممکن است موجب تغییر در اسنادهای دانش‌آموزان و دانشجویان شود و نیز خودپنداره و رفتار منفی آن‌ها را تغییر دهد. توبیاس اعتقاد داشت که اضطراب امتحان به دلیل عادت‌های مطالعه نامناسب و ناکارآمد است. با وجود این، افراد دارای اضطراب امتحان بالا مشكلاتی در تمرکز گزارش می‌کنند و به طور واقعی در مراحل پایانی و نزدیک به امتحان مطالعه کمی دارند.
جویس و مردیت نشان دادند شخصیت نقش مهمی را در عملکرد عاطفی و هیجانی مؤثر و اثربخش به جای می‌گذارد. علی محمدی در مطالعه ای دریافت که بین اضطراب و برون گرایی ارتباط منفی وجود دارد. چامورو و فرنهام دریافتند که خصوصیات شخصیتی همچون روان رنجوری و برون گرایی به طور معناداری با سطوح اضطراب امتحان مرتبط است. رحیمی در مطالعه خود گزارش کرد که فقدان هوشیاری نسبت به خود، ناایمنی پارانویایی، و گرایش به گنه‌کاری در ایجاد اضطراب نقش معناداری دارد. بنابراین اضطراب امتحان یک ویژگی و خصیصه شخصیتی است که از ساختار شخصیتی و شناختی فرد نشأت می‌گیرد. درون گرایی با اضطراب رابطه مثبتی دارد.

عوامل خانوادگی

انتظارات بیش از حد و حساسیت والدین به نتایج امتحان فرزندانشان، می‌تواند از علل افزایش شیوع اضطراب امتحان در دانش‌آموزان باشد. سطح انتظارات و توقعات والدین و معلمان چنانچه با توانایی و امکانات دانشجویان و دانش‌آموزان متناسب نباشد و انتظاراتی نابجا و غیرمنطقی از آنان داشته باشند، باعث افزایش اضطراب امتحان می‌شود.

عوامل خانوادگی در اضطراب امتحان

تشکر دریافت که بین نگرش‌های فرزندپروری والدین و همچنین تیپ شخصیتی نوع A والدین با اضطراب امتحان دانش‌آموزان ارتباط معناداری وجود دارد.
نتیجه مطالعه پاپکو نشان داد که هر چه نوجوانان از نفوذ خانواده خود فاصله گرفته و تمایزیافتگی بیشتری داشته باشند، میزان اضطراب امتحان آن‌ها کمتر خواهد بود.
موسوی و همکاران در پژوهش خود دریافتند که وضعیت زندگی مشترک والدین ارتباط معناداری با افزایش اضطراب در فرزندانشان ندارد، البته محققان به این مسئله اشاره کردند که داده‌های به دست آمده در این بخش چندان مورد اعتماد نیست و احتمال می‌رود نوجوانان تمایلی به بیان واقعیت زندگی خانوادگی از خود نشان نداده باشند. همچنین ارتباط بین تعداد مراجعه والدین به مدرسه و اضطراب امتحان معنی دار نبود. در همین پژوهش، محققان دریافتند، از نظر واکنش والدین به وضعیت تحصیلی فرزندانشان، میانگین اضطراب امتحان هنگامی که والدین واکنش تند و شدید نشان می‌دادند، نسبت به سایر موارد به نحو قابل توجهی بالاتر بود و کمترین اضطراب امتحان در واکنش تشویقی والدین مشاهده شد. این امر از پیش قابل انتظار بود، چنانچه رابطه والدین با نوجوانان، رابطه حمایت کننده باشد و به آن‌ها اجازه اشتباه کردن و یادگیری از اشتباهات را بدهد، رابطه مناسب به شمار می‌رود که باعث تکامل فرد می‌شود.

عوامل آموزشگاهی

یکی از عوامل مؤثر، فضا و محیطی است که دانش‌آموز در آن تحصیل می‌کند. برای مثال تفاوت‌هایی بین جمعیت روستایی و شهری در میزان اضطراب امتحان دیده شده است. آشنا یا غریب بودن ممتحن‌ها و وجود محدودیت زمانی نیز می‌تواند از عوامل مؤثر باشد.
نتایج پژوهش‌های ساراسون و مندلر نشان می‌دهد که هر چقدر محیط برگزاری امتحان نامناسب باشد، میانگین نمرات اضطراب امتحان دانشجویان بیشتر می‌شود. چنانچه دانشجویی با اطمینان خاطر و راحتی فکر در جلسه امتحان حضور یابد، شانس موفقیت او در امتحان بیشتر است تا آن‌که با ترس و بی‌اعتمادی نسبت به محیط کلاس و استاد در جلسه امتحان شرکت کند. شرایط نامناسب دانشگاه، روش‌های خشک تدریس، وضعیت نامناسب کلاس و غیره از جمله مسائلی هستند که می‌توانند بر عملکرد تحصیلی و اضطراب امتحان تأثیر منفی بگذارند.
موسوی و همکاران در پژوهشی دریافتند که تعداد دانش‌آموزان کلاس، ارتباط معنادار و مثبتی با اضطراب امتحان دارد. به این ترتیب که در کلاس‌هایی که تعداد دانش‌آموزان بیشتر بودند، نمره اضطراب امتحان نیز بالاتر بود. اثری که تعداد دانش‌آموزان بر اضطراب آن‌ها دارد ممکن است به علت بالا بودن هیجان و شلوغی کلاس باشد و یا این که مدارسی که دانش‌آموزان کمتری دارند، احتمال می‌رود رسیدگی بیشتری شود. با توجه به وجود فاکتورهای مختلف، این امر به تنهایی قابل پیش بینی نبود.
در واکنش تند و شدید مدرسه نسبت به افت و عملکرد تحصیلی، نمره اضطراب امتحان بالا می‌رود. در یک مطالعه، اثر اخطار مشکل بودن امتحان (قبل از برگزاری آن) مورد ارزیابی قرار گرفت و این نتیجه به دست آمد که این اخطار در دانش‌آموزانی که سطح اضطرابشان بالاست، منجر به بدتر شدن کارآیی خواهد شد. بنابراین خود مدرسه هم می‌تواند برای کودکان مستعد این اضطراب را ایجاد کند.

عوامل فرهنگی

ساراسون معتقد است که در برخی جوامع (خصوصاً آمریکا) مسایل فرهنگی برای تفاوت‌های جنسیتی بیشتر در نمره‌های اضطراب قابل پیش بینی است، زیرا در این جوامع دختران به راحتی مجاز هستند که اضطراب بیشتری نسبت به پسران داشته باشند.
اقلیت‌های نژادی و افرادی که سطح اقتصادی – اجتماعی پایین دارند، مستعد فشارهای روانی به‌خصوص اضطراب امتحان هستند. دانش‌آموزان دارای وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایین‌تر، اضطراب امتحان بیشتری دارند. همچنین دانش‌آموزان کشورهایی چون عربستان، مصر و اسرائیل، در مقایسه با چین، آلمان، کره، ترکیه، آمریکا و هندوستان، اضطراب امتحان بیشتری نشان داده اند.

فنون و روش های مبارزه با اضطراب امتحان

تاثیر مخربی که اضطراب امتحان روی پیشرفت تحصیلی و روحیه دانش آموز می گذارد، صدمه ای واحد نیست، بلکه خسارات جسمانی، روانی، تحصیلی و اقتصادی ناشی از اضطراب امتحات، با تاثیری که روی نظام آموزش جامعه می گذارد موجب ضعف نظام آموزشی و مانع پیشبرد اهداف آموزش می گردد. بنابراین لزوم کمک رسانی به دانش آموزانی که دچار چنین مشکلی هستند احساس می گردد. در این حوزه جهت کاهش و از میان بردن اضطراب امتحان، روش ها و تکنیک هایی وجود دارد که با توجه به مسئله و نیاز هر دانش آموز در مراکز مشاوره توسط روان درمانگر یا مشاور، به کار گرفته می شوند که در زیر اشاره مختصری به آنها می گردد:

آموزش “توجه”

یکی از آثار سوء اضطراب امتحان، تاثیر این نگرانی روی میزان توجه و کاهش قدرت توجه می باشد. مثلا در یک تحقیق، مشخص شد کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دچار اضطراب امتحان، در جریان امتحان بیشتر به محرک های نامربوط توجه می کردند تا خود امتحان.
به همین خاطر آموزش توجه یکی از فنون موثری است که از آن همراه با آمورش تن آرامی در افراد دچار اضطراب امتحان، از آن سود جسته می شود.

آموزش مهارت های مقابله ای

منظور از مهارت های مقابله ای، تلاش هایی است که توسط فرد جهت رویارویی با موقعیت های استرس زا (شرایطی که باعث ایجاد فشار روانی می شوند) صورت می پذیرد. در این تکنیک به دانش آموز مهارت هایی جهت کنترل شرایط فشارزا آموخته می شود.

آموزش تعلیم به خود

در این روش به دانش آموز آموخته می شود از یک الگوی حل مسئله در برخورد با مشکل پیروی کند. به عنوان مثال در برخورد با یک موقعیت دشوار چنین سوالی را از خود می پرسد: در مقابله با این مشکل چه باید بکنم؟ سپس خودش پاسخ این سوال را می دهد: باید این مشکل را حل بکنم و به همین ترتیب، مرحله به مرحله، دانش آموز با خودش درباره مشکل صحبت می کند.

درمان شناختی

زیربنای اصلی درمان شناختی این نظریه است که واکنش های هیجانی و رفتارهای فرد (از قبیل: افسردگی، ناکامی و اضطراب) ناشی از خود وقایع نبوده و منتج از برداشت و تفسیری است که شخص از آن واقعه در ذهن خود دارد. پس، این خود وقایع نیستند که خوب یا بدند بلکه تفسیر ما از آنها خوب یا بد است. به عنوان مثال در واقعه باریدن باران در روز بارانی این ما هستیم که بر چسب “بد یمن بودن” یا “دلپذیر بودن” را بر آن می زنیم.
بنابراین در درمان شناختی، جهت بهبود شناخت فرد از وقایع به دانش آموز کمک می شود که این تاثیر بسیار مهم در کاهش اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد.

الگوسازی

در این روش درمانگر الگوی سازنده و مناسب از رفتار را (مثلا رفتار مناسب هنگام رویارویی با موقعیت امتحان) به مراجعه کننده ارایه می دهد.

آموزش مهارت های مطالعه

موفقیت تحصیلی دانش آموز، برخلاف آنچه معمولا والدین می پندارند، تنها منوط به ساعات طولانی مطالعه و تکرار فراوان آموخته ها نیست. بلکه مطالعه، فرآیند منسجم و خلاقی است که به ترکیبی از روش های مطالعه بستگی دارد. در زمینه اضطراب امتحان به این نکته باید توجه گردد که دانش آموزانی که از مهارت های مناسب مطالعه و نیز آمادگی کافی برخوردارند، دلهره کمتری در موقعیت امتحان دارند.

آموزش مهارت های مطالعه

درمان های دارویی

با توجه به اینکه در اضطراب امتحان علاوه بر علایم هیجانی و شناختی، علایم فیزیولژیک و جسمانی نیز باید مورد بررسی و پیگیری قرار گیرند، گاهی برای کاهش نشانه های ناشی از اضطراب امتحان، مصرف کوتاه مدت برخی از داروهای ضد اضطراب و یا آرام بخش های خفیف، ضرورت می یابد که باید حتما توسط روان پزشک تجویز گردند.
در نهایت، به کارگیری تکنیک های درمان های مختلف روان شناسی که در مراکز معتبر مشاوره و روان درمانی صورت می پذیرد، به نحو بسیار چشمگیری منجر به بهبود توان فراگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموز خواهد شد.


15401.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

کارل یونگ

کارل یونگ

  • هر چیزی که ما را خشمگین می سازد، می تواند ما را به خودآگاهی و شناخت بهتر خودمان هدایت کند.
  • هدر دادن زمان، خودکشی حقیقی است.
  • فرهنگ، رودخانه ای به قدمت تاریخ است.
  • کسی که به ظاهر و بیرون می نگرد، در خواب است و آن که درون را می نگرد، آگاه و بیدار است.
  • انسان زمانی تمام عیار، وحدت یافته، آرام، بارور و شادمان می شود که فرآیند فردیت کامل گردد؛ زمانی که خودآگاه و ناخودآگاه او بیاموزند که در آرامش و یکرنگی با هم زندگی کنند و مکمل یکدیگر باشند. رسیدن به آگاهی، بدون زجر نمی باشد.
  • آنچه ما را از دیگران برآشفته می کند، راهنمایی است که می توانیم با کمک آن، خودمان را درک کنیم.
  • هر گونه ستمگری که مرتکب شویم یا حتی در اندیشه ی آن باشیم، روزی، تلافی آن را از روان ما باز پس خواهد گرفت، بی آنکه خود را درگیر کاهش مجازات یا بخشودن ما کند.
  • مهم نیست که دنیا در باره تجربه دینی چه می اندیشد؛ کسی که چنین تجربه ای دارد صاحب گنجی عظیم است، چیزی که برای او سرچشمه زندگی، معنا و زیبایی است، و شکوهی تازه به جهان و انسان داده است. او دارای سکینه و آرامش است.کدام معیار است که بر اساس آن بتوان گفت که چنین زندگانی مجاز نیست، چنین تجربه ای درست نیست، و چنین سکینه ای توهم صرف است؟ آیا ،به عنوان یک امر واقعی، در زمینه امور متعالی هیچ حقیقتی بهتر از آنچه شما را در زندگی یاری می دهد وجود دارد؟… هیچ کس نمی تواند بداند امور متعالی چیستند. بنابراین باید آن ها را چنان که تجربه می کنیم در نظر آوریم. و اگر چنین تجربه ای باعث شود که زندگی برای خودتان و برای آنان که دوست می دارید سالم تر، زیباتر، کامل تر و رضایت بخش تر باشد، می توانید با اطمینان بگوئید: « این توفیق الهی بود».

زیگموند فروید

زیگموند فروید

  • سوالی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز علی رغم سی سال تحقیق و مطالعه برای آن پاسخی نیافته‌ام این است که «خواسته زنان چیست؟»
  • رابطه بین خود (ego) و نهاد (id) را می‌توان با رابطه بین سوار و اسب مقایسه کرد. اسب، تامین‌کننده انرژی و سوار، هدف‌گذار و راهنماست.
  • خود (ego)، ارباب خانه خودش نیست.
  • آدم اکراه دارد که بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «خلقت» جایی نداشته است.
  • ترس استثمارگران از قیام سرکوب شدگان، آنها را به سمت اقدام های دوراندیشانه ی شدید سوق می دهد.
  • دانش باید توهم های متافیزیکی، پیش داوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت (یعنی حقیقت، آزادی و عدالت) را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل کند.
  • اگر کسی را دوست دارم باید به گونه ای، شایسته ی آن باشد.
  • مخالفت، به ناچار، دشمنی نیست، بلکه به عنوان بهانه ای برای دشمنی مورد سوء استفاده قرار می گیرد.
  • “تمدن” به مجموعه ی دستاوردها و نهادهایی گفته می شود که زندگی ما را از زندگی حیوانی پیشینیان دور می کند و دو هدف دارد: یکی نگاهبانی از انسان در برابر طبیعت و دیگری تنظیم روابط بین انسان ها.

ویلیام جیمز

ویلیام جیمز

  • بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.
  • پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است.
  • فلسفه، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.
  • عقل سلیم و شوخ‌طبعی، هر دو یک چیزند که با سرعت‌های متفاوت حرکت می‌کنند. شوخ‌طبعی، همان عقل سلیم با دور تند است!
  • هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آن ها نفرت دارد را انجام دهد.
  • انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.
  • هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.
  • تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است.
  • همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک   آدم بد در انتخاب آن دلیل است.
  • عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.

آلبرت بندورا 

 آلبرت بندورا 

  • اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس مطمئناً باعث شکست می‌شود.
  • مردم نه تنها با تعمق کردن، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.
  • آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی کند.
  • کسانی که به توانائی های خود اعتقاد و اطمینان دارند به کارهای دشوار به صورت چالش‌هایی می‌نگرند که باید بر آنها پیروز شوند نه به صورت تهدیدهایی که باید از آنها اجتناب کند.
  • ما آدم ها بیشتر روی نظریه‌های شکست سرمایه‌گذاری می‌کنیم تا نظریه‌های پیروزی.

کارل راجرز

کارل راجرز

  • وقتی به دنیا نگاه می‌کنم، بدبینم ولی وقتی به مردم نگاه می‌کنم، خوش‌بینم.
  • تنها آدم فرهیخته کسی است که یادگرفته باشد چگونه یاد بگیرد و تغییر کند.
  • جوهر و ذات خلاقیت، تازگی و نوبودن آن است و در نتیجه، ما استانداردی برای قضاوت درباره آن نداریم.
  • تجربه برای من بالاترین اولویت را دارد. معیار صحت و اعتبار هر چیز، تجربه خود من است. نظرات افراد دیگر، و حتی ایده‌های خودم نیز به اندازه تجربیاتم اعتبار ندارند.
  • برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه، می‌تواند سرشار از تازگی باشد.
  • در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: «چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟»   اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: «چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟»
  • من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره «زندگی خوب» رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

کرت لوین

  • هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست.
  • اگر واقعاً می‌خواهید چیزی را درک کنید، سعی کنید آن را تغییر دهید.
  • تجربه به تنهایی تولید دانش نمی‌کند.
  • فعالیت اجتماعی نیز مثل فعالیت جسمی توسط درک و احساس، راهبری   می‌شود.
  • یک آدم موفق معمولاً هدف بعدیش را خیلی بالاتر از آخرین دستاوردش قرار نمی‌دهد.

15396.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۰ دقیقه

افراد خود ‌شکوفا دارای ویژگی هایی هستند که دیگران ندارند. آن ها چیزهایی و اهدافی در زندگی دارند که آن ها را از دیگران متمایز می‌کند. مازلو با مطالعه ویژگی های افرادی چون آبراهام لیکلن، والت و نیمن، وان بتهوون، آلبرت انیشتین و الیور روزمت خصوصیاتی که این شخصیت ها را از افراد دیگر متمایز می‌کرد، مشخص نمود.

ویژگی های افراد خودشکوفا

برداشت کامل تر از واقعیت 

افراد خود شکوفا راحت تر می توانند تصنعی بود آدم ها را تشخیص دهند .آن ها می توانند حالت واقعی را از ساختگی نه تنها در افراد بلکه در ادبیات، نقاشی، و موسیقی تشخیص دهند صورت ظاهر آنها را گول نمی زند. این افراد تعصب کمتری دارند و به احتمال کمتری دنیا را آن گونه که دوست دارند می بینند.

مسئله مداری

مسئله مداری

افراد خود شکوفا، عمیقاً به مسائل خارج از خودشان توجه دارند. در اصطلاح جاری، آن ها بیشتر مسئله مدار هستند تا خود مدار. آن ها عموماً برای خودشان مشکل به شمار نمی آیند و در کل توجه زیادی به خودشان ندارند. این افراد معمولاً دارای رسالتی در زندگی هستند و وظیفه ای برای انجام دادن دارند و این الزاماً کاری نیست که آن ها برای خودشان ترجیح دهند یا انتخاب کنند، بلکه کاری است که معمولاً نسبت به آن احساس مسئولیت می کنند. مسائل را از افق می نگرند و آن قدر به درختان نزدیک نمی شوند که دیگر جنگل را نبینند.

خود مختاری استقلال فرهنگ و محیط اراده

یکی از ویژگی های افراد خود شکوفا استقلال نسبی آنان از محیط طبیعی و اجتماعی است. این عدم وابستگی به محیط به معنای استواری نسبی در برابر فشارها، ضربه ها، محرومیت ها و ناکامی ها و نظایر آن است. این افراد می توانند در کوران اوضاعی که شاید افرادی را حتی به خودکشی می کشاند آرامش نسبی خود را حفظ کنند. آنها برای پیشرفت خودشان و رشد مداوم به توانایی های بالقوه و منابع پنهانی خودشان متکی هستند. افراد دارای کمبود انگیزش باید افراد دیگری را در کنار خود داشته باشند چون اکثر رضامندی های نیاز اساسی آن ها (محبت، ایمنی، احترام، حیثیت و تعلق) می تواند تنها از طریق سایر انسانها حاصل آید. اما افراد خود شکوفا به حد کافی قوی شده اند که بی نیاز از تأیید سایر افراد یا حتی محبت آنها باشند.

استمرار تقدیر و تحسین

افراد خود شکوفا این توانایی شگفت آور را دارند که بارها و بارها به گونه ای تازه، در کمال صداقت، خوبی های اساسی زندگی را با احترام، لذت، شگفتی و حتی با شعف تحسین کنند. هر چند که این تجربیات در نظر دیگران می تواند بی رنگ شده باشد این همان چیزی است که “ویلسون”، آن را تازگی نام نهاده است. لذا برای چنین فردی هر غروب آفتابی می تواند به زیبایی اولین غروب باشد و هر گلی بعد از یک میلیون گل، دوست داشتنی باشد و هزارمین نوزاد به اندازه اولین نوزادی که دیده است برایش مخلوقی خارق العاده به شمار رود. او سی سال پس از ازدواج هنوز از بخت خودش راضی است، و زیبایی همسرش هنگامی که شصت ساله است مایه حیرت او می شود. برای چنین افرادی حتی امورلحظه به لحظه روزانه و عادی زندگی می تواند شور انگیز و مهیج باشد. از طبیعت، از کودک از موسیقی، از معماری، از هر چیز لذت می برد. مزلو می گوید پس از مطالعه در مورد گلایه های پست، گلایه های عالی و گلایه های ماورایی همگی نشانگر این هستند که اگر می توانستیم مواهبمان را چنان به شمار آوریم که افراد خود شکوفا می توانند و اگر می توانستیم احساس خرسندی مداوم داشته باشیم، این مواهب را در خود حفظ کنیم و قدر این احساس را بدانیم ، آنگاه زندگی می توانست پیشرفت بسیار وسیعی داشته باشد.

حس همدردی

حس همدردی

این واژه از ” آدلر” است. آن ها علیرغم خشم، ناشکیبایی و یا بی زاری اتفاقی، دارای احساس همسانی، همدردی و عطوفت عمیقی نسبت به انسان ها می باشند، به همین دلیل تمایل واقعی برای کمک به نژاد بشر را دارند چنانچه گویی همگی اعضای یک خانواده هستند؛ مانند احساس فرد نسبت به برادرانش، که حتی اگر گاهی پلید هم باشند به طور کلی توأم با عطوفت خواهد بود. با این وجود آن ها را آسانتر از غریبه ها می توان عفو کرد. اگر دیدگاه انسان به حد کافی کلی نباشد، و بستر ذهن به حد کافی گسترده نباشد آن گاه انسان نمی تواند این احساس همسانی با نوع بشر را در یابد.

پذیرش خود، دیگران و طبیعت 

افراد خودشکوفا، خودشان و دیگران را همان‌گونه که هستند قبول دارند. آن‌ها قادرند از زندگی لذت ببرند بدون آن که مرتکب خلافی شوند. آن‌ها به دیگران بدون توجه به سابقه، وضعیت فعلی یا سایر عوامل فرهنگی و اجتماعی- اقتصادی، به طور یکسان نگاه می‌کنند. اشتهای خوبی برای خواب، غذا و میل جنسی دارند.
نیاز به تنهایی و خلوت

برای افراد سالم امکان پذیر است که خود و فطرتشان را بدون آزردگی یا شکوه و شکایت و حتی بدون تفکر زیاد درباره موضوع بپذیرند. آن ها می توانند کاستی ها، و گناهان، صفت ها و شرارت های فطرت آدمی را بپذیرند، کسی از خیس بودن آب و سبزی درختان شکایت نمی کند. همان گونه که کودک با چشم های باز، عاری از هرگونه انتقاد، بی توقع و معصوم به جهان می نگرد، یک فرد خود شکوفا نیز گرایش دارد که به همان ترتیب به طبیعت بشری خود و دیگران بنگرد.آنها همه حالات خود را می پذیرند.در این افراد حالت دفاعی، ظاهر سازی، نقش بازی کردن یا … وجود ندارد آن ها نسبت به اعمال تصنعی دیگران، ریا و تزویر، نفاق و گستاخی بی رغبت هستند.

آنچه افراد سالم از آن می رنجند عبارتند از:

  • ۱- معایب قابل بهبود مانند کاهلی، بی فکری، بدخلقی، رنجاندن دیگران
  • ۲- تعصب، رشک و حسد.
  • ۳- عادت ها، که هر چند نسبتاً مستقل از ساختار منشی هستند در عین حال می توانند قوی باشند.
  • ۴- کاستی های نوع بشر.

خودانگیختگی، سادگی و طبیعی بودن

رفتار آن ها کاملاً باز، طبیعی و روشن است. آن ها به طور معمول احساسات و عواطف خود را مخفی نمی کنند یا به عبارتی دیگر آن ها خودشان هستند. در عین اینکه در اندیشه ها و آرمان هایشان قویاً فردگرا هستند. ولی ضرورتاً رفتاری غیر متعارف ندارند.

تمرکز روی مشکلات

خود شکوفایان خود را دارای ماموریت یا رسالتی می دانند که بیشتر انرژی خود را صرف آن می کنند. احساس تعهد و یا وقف کردن خود به کار یا حرفه یا هنری خاص دارند. که از نظر مازلو این مورد از الزامات خود شکوفایان است.

کیفیت کناره گیری و نیاز به تنهایی و خلوت

آن ها قادر به تحمل تنهایی ، بدون گرفتار شدن به اثرات زیان بار تنهایی هستند و یا می توان گفت که بیشتر به تنهایی نیاز دارند.

خلوت گزینی

آن ها بیشتر به خود متکی هستند و غالباً به دلیل این عادت که منجر به کناره گیری شان از جمع می شود این رفتار آنها را به نامهربانی و سردی تعبیر می کنند. در صورتی که این عمل تعمدی نیست و از احساس استقلال و خودمختاری آن هاست.

آن ها می توانند بدون زیان رساندن به خودشان و بدون ناراحتی منزوی باشند، به علاوه آن ها خلوت و انزوا را بیشتر از افراد معمولی دوست دارند. اغلب برای آن ها امکان پذیر است که دور از صحنه نزاع باشند و از آنچه که موجب آشفتگی دیگران می شود خود را آسوده و آرام نگهدارند. برای آن ها آسان است که محتاط و کناره گیر و نیز آرام و متین باشند؛ بدین ترتیب این امکان نیز برایشان وجود دارد که بتوانند بدشانسی های شخصی خود را بدون واکنش خشونت آمیز، چنانکه افراد عادی نشان می دهند، بپذیرند. به نظر می رسد که آن ها قادرند شأن و مرتبه خود را حتی در شرایط نامطلوب حفظ کنند، شاید این امر از آنجا ناشی می شود که آن ها بیشتر مایلند به تعبیری که خودشان از این وضعیت دارند اعتماد کنند تا به آنچه سایر مردم درباره آن احساس یا فکر می کنند. کناره جویی در افراد عادی با دردسرها و مشکلات خاصی همراه است که به عنوان سردی، تکبر، نداشتن عاطفه ، غیر دوستانه بودن و حتی عداوت تعبیر می شود.

خودمختاری

افراد خودشکوفا از ایده‌های دیگران درباره شادی و خشنودی پیروی نمی‌کنند. این دیدگاه به فرد اجازه می‌دهد که در لحظه زندگی کند و از زیبایی هر تجربه‌ای لذت ببرد.

تازگی درک مداوم

افراد خودشکوفا توانایی شگفت آوری برای درک دوبار خوبی های زندگی دارند .افراد خودشکوفا برخلاف کسانی که موهبت ها را امری بدیهی می دانند پدیده های روزمره مانند گل ها، غذا و دوستان را با نگاهی تازه در نظر می گیرند .آنها از دارایی های خود آگاهند و وقت خود را در شکایت کردن از وجود کسل کننده و ملال آور تلف نمیکنند .

تجربیات اوج

یکی دیگر از ویژگی‌های خودشکوفایی، داشتن متناوب تجربیات اوج است. اما تجربیات اوج دقیقاً چه هستند؟ به گفته مازلو: «احساس افق‌های نامحدود گشوده شده در برابر چشم، احساس قوی‌تر بودن و به طور همزمان ناتوان‌تر بودن از قبل، احساس سرخوشی و شگفتی و بهت‌زدگی، احساس قرار نداشتن در زمان و مکان با اطمینان از این که یک چیز خیلی مهم و ارزشمند اتفاق افتاده است، به نحوی که فرد در زندگی روزمره‌اش به خاطر این تجربیات تا حدی تغییر هویت داده و نیرومندتر گردد.

علاقه اجتماعی

احساس یکی بودن با کل بشریت می کنند. آن ها نوعی نگرش دلسوزانه نسبت به دیگران دارند. با اینکه اغلب احساس می کنند مانند بیگانه ای در سرزمین غریبه ها هستند اما خود را با دیگران یکی می دانند و علاقه دارند به دیگران کمک کنند.

روابط میان فردی عمیق

اگر چه تعداد دوستان نزدیک آنها (شامل افراد محدودی خود شکوفای دیگر) زیاد نیست ولی دوستی شان عمیق تر میباشد.در واقع به تجربه مازلو آنها دارای مریدانی هستند.آنها برای دوستی به عنوان افراد پخته تر و سالمتر از نظر روانی ، انتخابی مناسب هستند.
افراد خود شکوفا، دارای روابط بین فردی عمیق تری از دیگر بزرگسالان می باشند. آن ها قادر به همجوشی بیشتر، عشق وسیع تر و همسانی کامل ترند، و قادرند بیش از آنچه که سایر مردم تصورش را می کنند مرزهای شخصی را از میان بردارند، به هر حال ویژگی های معین و خاصی از این روابط در بین آنها وجود دارد. اعضای دیگر این روابط نیز احتمالاً از افراد عادی سالم تر و به خودشکوفایی نزدیکتر هستند. یکی از پیامدهای این پدیده و نیز پدیده های خاص دیگر این است که افراد خودشکوفا روابط بسیار عمیق را با افراد معدودی دارا می باشند. حلقه دوستان آن ها تقریباً کوچک است، تعداد کسانی را که آن ها عمیقاً دوست می دارند، اندکند. دلیل آن هم این است که نزدیک بودن زیاد به یک نفر و درک عمیق نیازمند زمان است و به قول یکی از آن ها من وقت آن را ندارم که دوستان زیادی داشته باشم”. ارادت داشتن موضوع لحظه ای نیست. این افراد تمایل دارند نسبت به همه کس مهربان باشند یا لااقل بردبار. علاقه بسیار به کودکان دارند. غم خوار نوع بشرند (یکی از سؤالاتی که در بهداشت روانی می شود این است که شما چقدر مردم را دوست دارید و مردم چقدر شما را دوست دارند) در عین حال از کسانی که سزاواریش را دارند خصوصاً از ریا کاران و متظاهران با خشونت سخن می گویند شاید به این دلیل که ۱) مستحق هستند ۲) این رفتار به صلاح فردی است که مورد حمله قرار می گیرد.

ساختار منشی و دموکراتیک

افرادی تحمل کننده، پذیرنده و متواضع هستند ، بدون حس برتری جویی و پیش داوری های اجتماعی (نژادی و مذهبی) آماده گوش دادن و یاد گرفتن از هر کسی هستند.برای همه احترام قائلند. آن ها این توانایی را دارند که از هر کسی که چیزی برای یاد دادن به آن ها دارد بدون توجه به هر ویژگی دیگری که این شخص ممکن است داشته باشد، بتواند چیزی فرا گیرند و در این ارتباط مدعی هیچ گونه حرمت ظاهری یا منزلت یا اعتبار سنی و شغلی نیستند. همه آن ها کاملاً  آگاهند که در مقایسه با آنچه که می توان داشت و آنچه که دیگران می دانند، اندک می دانند و به همین دلیل آمادگی دارند که بتوانند از همه کس چیز بیاموزند.

تشخیص بین وسیله و هدف

افراد خود شکوفا، قویاً پایبند اخلاقند. دارای استانداردهای اخلاقی معینی هستند. چنان رفتار می کنند که گویی وسایل و اهداف برای آنها موضوعی قابل تمیز است. به طور کلی توجه آنها بیشتر به اهداف متمرکز است تا به وسایل ، و وسایل به طور قطع کاملاً تابع این اهداف هستند. کار را به خاطر نفس عمل انجام می دهند. 

شوخ طبعی فلسفی

افراد خودشکوفا عموماً دارای حس شوخ طبعی متفکرانه‌ای هستند. آن‌ها می‌توانند در موقعیت‌های مختلف از شوخ‌طبعی لذت ببرند و به خودشان بخندند. اما هرگز به بهای جریحه‌دار کردن احساسات دیگران شوخی نمی‌کنند. 
آن ها معمولاً شوخ طبعند، شوخ طبعی آن ها از نوع معمولی نیست، آنچه در نظر افراد عادی مضحک است در نظر آن ها مضحک نیست. از این رو مزاح خصمانه (با رنجاندن دیگران مردم را به خنده وا داشتن) مزاح برتری طلبانه (به حقارت کس دیگر خندیدن) یا مزاح خارج از نزاکت آن ها را نمی خنداند. اختصاصاً آنچه را که آن ها مزاح می دانند پیوستگی نزدیکتری با فلسفه دارد تا با هر چیز دیگر. می توان گفت نسبت به بقیه کمتر بذله گویند.

خلاقیت

نه لزوماً هنرمندان بلکه افرادی که در زندگی شان نوعی ابتکار و اصالت در آن ها دیده می شود. آن ها در فعالیت هایشان خودانگیخته، روراست، متواضع و آماده پذیرش خطاهای خود هستند. آن ها مشابه کودکان هستند که ترسی از کارهای اشتباه ندارند.

خلاقیت

این ویژگی کلی در همه آن ها وجود دارد و هیچ استثنایی در آن نیست. هریک از آن ها به طریقی نوع خاصی از خلاقیت یا قوه ابتکار را که ویژگی معینی دارد، از خود نشان می دهند. در بعضی از آن ها خلاقیت به صورت معمولی یعنی تألیف کتاب، ساختن آهنگ یا تولید اشیای هنری ظاهر نمی شود، بلکه تا حدودی می تواند بسیار متواضعانه تر باشد، چنان است که گویی این نوع خاص از خلاقیت که تجلی شخصیت سالم است به دنیای خارج فرافکنده می شود یا در هر نوع فعالیتی که فرد به آن مشغول است، تأثیر می گذارد. بنابراین، کفاش و نجار خلاق هم می تواند وجود داشته باشد.

مقاومت در برابر فرهنگ پذیری

به دلیل خود مختاری، استقلال و خودکفایی خود را آزاد می دانند. در برابر فشارهای اجتماعی و فرهنگی در واقع در مقابل فشار های تحمیلی که آن ها را وادار به شکل خاصی از تفکر کند مقاومت می کنند. در واقع توسط طبیعت درونی خودشان اداره و هدایت می شوند و نه طبیعت فرهنگی جامعه.

افراد خود شکوفا افرادی کاملاً سازش یافته نیستند، آن ها به طرق مختلف با فرهنگ کنار می آیند، اما در مورد همه آنان می توان به یک مفهوم عمیق و معنی دار گفت که در برابر فرهنگ پذیری مقاومت می کنند و از فرهنگی که در آن غوطه ور شده اند نوعی جدایی درونی احساس می کنند. در مجموع رابطه افراد سالم با فرهنگ خود که از سلامت کمتری برخوردار است، رابطه پیچیده ای است که از آن می توان لااقل اجزای زیر را استنتاج کرد:

۱- در فرهنگ ما همه این افراد در مورد انتخاب لباس، زبان، غذا و شیوه انجام کارها به نحو مطلوبی قرار دادهای ظاهری را رعایت می کنند و در عین حال افرادی سنتی نیستند و به یقین پیرو مد و شیک پوشی نمی باشند.

۲- به سختی می توان این افراد را به مفهوم گرایش های نوجوانی، تند مزاج، افرادی آشوبگر نامید. آن ها از خود هیچ گونه بی تابی فعالانه یا نارضایتی لحظه به لحظه مزمن و مداوم نسبت به فرهنگ و یا مشغله ذهنی در جهت تغییر سریع آن نشان نمی دهند گرچه به اندازه کافی از بی عدالتی به خشم می آیند.

۳- احساس درونی کناره گیری از فرهنگ الزاماً آگاهانه نیست، اما همه آن ها این احساس را از خود نشان می دهند.


1371.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نا امیدی شما را سرخورده می كند و می تواند انرژی و وقت زیادی از شما بگیرد. از آنجایی که نه تنها انرژی را مصرف می کند، بلکه باعث حواس پرتی شما می شود و می تواند زمان زیادی را از بین ببرد.

ناامیدی

پس چه کاری می توانید انجام دهید؟

خب، گاهی اوقات این ناامیدی واقعا می تواند مثبت باشد و می تواند به شما ایده یا زاویه ای بر روی چیزها بدهد. یا می تواند به شما قدرت ادامه دهد تا کمی بیشتر پیشروی كنید تا زمانی که به هدف خود برسید.

اما هنگامی که شروع به دور باطل می كنید، هنگامی که ناامیدی فقط شما را دچار فرسودگی می کند یا ذهن شما را مه آلود می کند و روز از دست شما خارج می شود، گام هایی وجود دارد که می توانید انجام دهید.

راه هایی برای بهبود چنین حالت ذهنی به سمت چیزی های بهتر وجود دارد. چیزی مفیدتر و چیزی که باعث می شود دوباره احساس راحتی کنید.

مرحله ۱: الان اینجا باش

هنگامی که ناامید می شوید، اغلب در ذهن خود در آینده قرار دارید. جایی که دوست دارید آنجا باشید و یا دوست دارید دوباره جایی كه در گذشته در آن شكست خورده اید را زندگی كنید.

زندگی در زمان حال

از این فكرها بیرون بروید و با آرامش سعی كنید بر روی همین لحظه و همین جا و در همین زمان تمركز كنید.

برای مثال می توانید این کارها را انجام دهید:

تمرکز بر تنفس. ساکت بمانید، چشمان خود را ببندید و فقط به مدت ۱ – ۲ دقیقه در بینی خود و ورود و خروج هوا در آن تمرکز کنید. آرام و کمی عمیق تر از حد معمول تنفس كنید و با شکم و سینه خود نفس بکشید.

بر آنچه در اطراف شما در این زمان است تمرکز كنید. خورشید در پنجره ی شما می تابد. بچه ها در خیابان ها بازی می کنند و اتومبیل ها و مردم در رفت و آمدند. بو و احساس لباس و گرمای خورشید روی پوست شما حس می شود. این کار را برای ۱ – ۲ دقیقه انجام دهید تا توجه خود را به لحظه حاضر جلب كنید.

مرحله ۲: از آنچه دارید قدردانی كنید

پس از توجه كردن به جایی که می تواند بیشتر مفید باشد، بر آنچه که هنوز در زندگی شما مثبت است تمركز كنید.

سریع ترین و ساده ترین راه برای انجام این کار این است كه از چیزهایی كه دارید قدردانی كنید.

چیزهای مهمی وجود دارند كه می توانیم به آنها اعتراف كنیم:

  • یک خانه گرم و یک سقف روی سرتان
  • مقدار زیادی آب آشامیدنی
  • گرسنه نبودن
  • دسترسی به اینترنت
  • دوستان و خانواده شما

چند دقیقه در این موارد فكر كنید و می بینید كه بسیار سپاسگزار خواهید شد.

مرحله ۳: بر آنچه شما می توانید در حال حاضر انجام دهید تمرکز كنید

با تمركز در لحظه فعلی و خلق و خوی شما، و سپاسگذاری از داشته ها، اکنون زمان تشخیص ساختار چیزی است كه شما را نا امید كرده است.

تمرکز بر زمان حال

می توانید این كار را با پرسیدن این سوال از خود انجام دهید:

گام کوچکی كه من می توانم در حال حاضر برای بهبود این وضعیت است بردارم چیست؟

از آنچه شما را ناراحت و ناامید كرده است درس بگیرید و از مسیر دیگری به سمت هدف حركت كنید.

یا ممکن است یک بار دیگر امتحان کنید و موفق شوید (زیرا همه چیز در زندگی برای نخستین، دومین یا سومین بار به نتیجه نخواهد رسید).

و یا می توانید به سادگی متوجه شوید که ممکن است کمی طول بکشد یا كارها سخت بوده اند و شما باید امشب یا چند روز را صرف آرامش، مراقبت از خود و کمی استراحت کنید.

به این شكل شما می توانید شارژ شوید و سپس به سمت آنچه از زندگی خود می خواهید در یک راه متمرکز تر حركت كنید.


15281.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مصاحبه موقعیتی است که هر کسی در زندگی کاری و حرفه ای ممکن است در آن موقعیت قرار بگیرد. این مقاله در مورد ۵ اصل اساسی و مهم یک مصاحبه شغلی و تحصیلی می باشد، که یک مورد از اصول شرح داده می شود:

  • اصل شماره یک: دوستانه و راحت باشید.
  • اصل شماره دو: شرایطی ایجاد کنید، که آنها خود را به شما بفروشند.
  • اصل شماره سه: در عین صداقت، چهره مثبتی از خود به نمایش بگذارید.
  • اصل شماره چهارم: اگر به نقاط ضعف شما اشاره شد، حالت تدافعی نگیرید.
  • اصل شماره پنج: اگر پاسخ سوالی را نمی دانید، خود سوال را توضیح و تفسیر کنید.

در مصاحبه شغلی سعی کنید خود را بفروشید

در موقعیت مصاحبه باید تلاش کنید خود را بفروشید. برای فروختن خود در جلسات مصاحبه، زیاد خود را به زحمت نیندازید. به جای آن طوری رفتار کنید که آنها خودشان را به شما بفروشند. این کار معجزه می کند. فرض کنیم مصاحبه کننده به شما بگوید: “داوطلبان خوب و واجد شرایط زیادی هستند که ما می توانیم آنها را استخدام کنیم چه دلیلی دارد شما را بپذیریم؟”

مصاحبه شغلی

به جای آنکه ناراحت شوید و در دفاع از خود فهرست طویلی از بهترین ویژگی های اخلاقی خود بگویید، کمی از دانش روانشناسی خود استفاده کنید و بگویید: “البته شما موسسه معتبر و مشهوری هستید و همین امتیاز باعث شده دانشجویان برجسته و ممتاز را داوطلب کنید. اما ممکن است بفرمایید چه نوع کارمندی مورد نظر شماست؟ بعد من هم درباره ی خودم توضیحاتی رو عرض خواهم کرد. آن وقت متوجه می شویم که آیا مناسب این شغل هستم یا خیر. “

بعد از آنکه اطلاعاتی درباره ی کارمند مورد نظر بدست آورید، مثلاً اینکه او فردی صادق، پرتلاش و خلاق یا هرچیز دیگریست، حالا راحت تر می توانید خود را طبق خواسته و سلیقه ی مصاحبه کننده، معرفی نمایید. پس می توانید بگویید “مایلم بیشتر درباره ی موسسه”شما بدانم. البته تعریف زیادی درباره ی این موسسه شنیده ام، ولی دوست دارم به طور مستقیم، نظر خود شما را بدانم. امتیازات کار در این موسسه چیست؟چند نمونه از جنبه های منفی آن را نیز بیان می کنید؟

این طرز برخورد سبب می شودتا آنها خود را به شما بفروشند. به جای آنکه فهرست بلند بالایی از ویژگی های مثبت خود که معمولاً موجب کسالت می شود، به آنها ثابت می کنید به شما نیز می توانید آنها را بسنجید، همانگونه که آنها شما را می سنجند. استخدام شدن در یک شرکت، همچون یک خیابان دو طرفه است. مصاحبه کننده هم باید نظر شما را برای پیوستن به کار جلب کند، هنگامی که از آنها جنبه های مثبت و منفی کار در موسسه خود را بیان نمایید در حقیقت اعتماد بنفس خود را به نمایش گذاشته اید و نشان داده اید که شما هر شغلی را نمی پسندید. با این شرایط آنها برای متقاعد کردن شما بیشتر تلاش می کنند.

درباره ی شغل مورد نظر سوالات خاص و ویژه ای بپرسید. با چه کسی یا چه کسانی کار خواهید کرد؟ آیا روحیه ی گروه بالاست؟ساعاتی کارتان را معین کنید؟ چقدر امکان پیشرفت برای شما در این کار وجود دارد؟چطور شد که نیازمند نیروی جدید شدند؟

راز مصاحبه شغلی موفق

این سوالات اطلاعات زیادی را در اختیار شما قرار می دهند تا اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. به جای آنکه تلاش کنید خود را بفروشید، در واقع دیگران را خریده اید. این نوع برخورد تاًثیر بسزایی روی متعادل سازی قدرت می گذارد اگر هنوز شک دارید که توسط این شرکت استخدام شوید، این نوع برخورد به شدت به امتیاز شما برای برگزیده شدن می افزاید.

در قانون زندگی مردم به دو دسته تقسیم می شوند: عده ای خواهان و جمعی خوانده. شما می توانید تصمیم بگیرید جزء کدام گروه باشید حقیقت ایست که همواره در یافتن یار و شغل، هر دو به چشم می خورد. خوانده ها به آنچه می خواهند می رسند و خواهان ها به هدفشان دست نمی یابند. اگر برای فروش خود افراط کنید به جرگه ی خواهان ها می پیوندید و شاید به شغل آرمانی خود نرسید. اگر از مصاحبه کننده دوستانه بخواهید که خود را به شما بفروشد، با این شرایط بیشتر به شغل مورد علاقه تان نزدیک می شوید و شانس بدست آوردن آن زیاد می شود.

منظور این نیست که مصاحبه استخدامی یک بازی برد و باخت است که شما باید سعی کنید برنده باشید. اما در هرصورت دستیابی به قدرت موضوع مهمی برای پیشرفت به شمار می آید که نباید از آن غافل شوید. اگر فقط به عنوان یک پاسخگو، بدون آنکه سوالی بپرسید، جواب دهید، تبدیل به یک فرد ناامیدی می شوید. این طور به نظر میرسد که برای شما مهم نیست که کارتان چه باشد، ضمن آنکهشاید مصاحبه کننده فکر کند که هیچ توجه و اهمیتی به فردی که دارد از شما مصاحبه می گیرد ندارید و صرفاً فقط می خواهید استخدام شوید. اما وقتی که لب به سوال می گشایید و علاقه خود را نسبت به کارتان در شرکت بروز می دهید برای خود ارزش و اعتبار قائل می شوید و احتمال دست یافتن به شغل مورد نظرتان، تا حد زیادی افزایش می یابد.

 


1447.jpg
اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

مشاهده می شود که تعداد بسیار زیادی از افراد فاقد قابلیت های لازم به منظور رشد و ارتقای عزت نفس خود هستند، از اینرو بر آن شدیم تا لیستی تهیه نماییم که به واسطه آن راحت تر بتوانید عزت نفس و به مثابه آن عشق و علاقه به خود را افزایش دهید. برای داشتن یک زندگی پربار و مملو از روابط موفق، ابتدا باید از خودتان شروع کنید؛ اگر خودتان را دوست نداشته باشید چگونه می توانید دیگران را دوست بدارید؟ پس سعی کنید عشق و علاقه و دوست داشتن را از خودتان شروع کنید.

عشق ورزیدن به خود

 

  • از خود بخوبی یاد کنید، به خودتان عشق بورزید.
  • خود را تشویق و ستایش کنید، با جسم خود خوب رفتار کنید.
  • سلامت باشید، بیماری یعنی جلب توجه دیگران. فداکاری بیش از حد عدم توجه به خود است.
  • به خود برسید احساس شایستگی کنید و از مواهب الهی لذت ببرید.
  • احساس گناه بزرگترین مانع، خود را سرزنش نکنید.
  • بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید، بر ترس تان غلبه کنید، آنچه دارید یادآوری کنید.
  • همیشه تبسمی بر لب داشته باشید، تنفس عمیق را تمرین کنید، بر خود مسلط باشید.
  • به دیگران کمک کنید، خود را به دیگران وابسته نکنید، دگرگون شوید.
  • خوشحالی یعنی احساس خوب در مورد خود داشتن.
  • برای خود ارزش و احترام قائل باشید، از بحث کردن جداً اجتناب کنید.
  • به دیگران عشق بورزید، همه را ببخشید، کسی را تحقیر نکنید، برای قدرتمند شدن یکدیگر را تحسین کنید.
  • یادتان باشد از خوبی دیگران قدردانی کنید، در همه حال شکرگزار باشید، درباره اعتماد به نفس فکر کنید و تکرار و تلقین را جدی بگیرید.
  • در فرهنگ لغت خود شکست را معنی کنید، مسؤلیت پذیر باشید، عذر تراشی نکنید، تصمیمات خود را به تأخیر نیاندازید، کتاب های الهام بخش بخوانید.
  • رهبر باشید، مانند آدمهای متشخص عمل کنید، لباس خود و فرزندانتان را تغییر دهید، به دیگران احترام بگذارید، دوستان خود را تغییر دهید.
  • بازیچه نشوید، قاطعانه “نه” بگویید، نظر خود را اعلام کنید احساسات تان را ابراز کنید، انتظارات و خواسته های خود را واضح و روشن بگویید.
  • به چشمان مخاطب خود به نرمی نگاه کنید، سرعت راه رفتن خود را ۲۵% افزایش دهید،سر کلاس درس یا سخنرانی ها در ردیف های جلو نیشینید، فروان گوش کنید و زیاد حرف نزنید.
  • تبریک و تسلیت بگویید، هدیه بدهید و هدیه را بپذیرید، حمایت خانواده را برانگیزید و برای اعتماد به نفس تان زمان صرف کنید.

141415.jpg
اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

بیشتر ما افراد بزرگی را که در اطراف مان حضور دارند، تحسین می کنیم؛ چه تاجر باشند، چه سیاستمدار، بازیگر یا چهره ای مشهور. موفقیت هیچ گاه یک ویژگی کوتاه مدت نبوده است؛ بلکه همیشه نیازمند تلاش جدی و برنامه ریزی ست. بزرگ ترین دشمنی که در کمین موفقیت اشخاص است، رویکرد، نگرش و ویژگی های شخصی اوست که مسیر رسیدن به موفقیت را دشوار می سازد. فکر کنید و برخی جوانب رفتاری و شخصیتی خود را که مانع موفقیت تان شده، بشناسید. در زیر پنج مانع اصلی یا دشمنان شخصی موجود بر سر راه موفقیت خود را بشناسید.

موفقیت

دوراهی

سردرگمی همیشگی اولین چیزی ست که می تواند موفقیت شما را از بین ببرد. واقع گرا و عمل گرا باشید، تصمیمات تان را به دوراهی نکشانید. همیشه تصمیماتی بگیرید که شفاف و واضح باشند و در پایان باعث رشد و ترقی شما شوند. مزایا و معایب هر تصمیم را بسنجید. نقاط قدرت و ضعف و موقعیت ها و تهدیدهای موجود را شناسایی کنید. با افراد مورد اعتمادتان مشورت کنید؛ کسانی که بتوانند به شما مشاوره ای درست بدهند، هدف گذاری واقع گرا می تواند به شما کمک کند تا تردیدتان نسبت به مسائل اساسی از بین برود.

عقده حقارت

نگرانی در مورد ویژگی ها و موفقیت افراد دیگر و بهتر پنداشتن بقیه نسبت به خود ممکن است به عقده شدید حقارت بینجامد. این مشکل باعث خواهد شد که دیگر خود را خوب نپندارید و فکر کنید که به تنهایی از پس انجام دادن برخی کارها بر نمی آیید. عقده حقارت دستیابی به موفقیت را بسیار دشوار می سازد.

تفکر بدبینانه

بدبینی یکی از ویژگی های منفی شخصیتی ست که باعث می شود فرد هیچ موقعیتی را از آن خود نکند و قدرت ها و ویژگی های خود را باور نداشته باشد. بدبینی فقط به حسرت و حسادت خواهد انجامید که موانع بزرگی بر سر راه موفقیتتان به حساب می آیند. به قول معروف، بدبینی باعث می شود که نیمه خالی لیوان جلوه بیشتری به نیمه پر داشته باشد.

به شما چند توصیه در جهت رفع بدبینی می کنیم:

سعی کنید اطراف تان را با افراد مثبت گرا پر کنید. توانایی مواجهه با موقعیت های مختلف را در خود بپرورانید. بهترین روش برای از بین بردن بینی این است که به طور مرتب به خود بگویید: «غیرممکن وجود ندارد. برای من همه چیز امکان پذیر است.» بدین شکل شما خواهید توانست با ترس های تان مقابله کنید و سطح اعتماد به نفس تان را افزایش دهید.

مدیریت زمان

اگر شما حس مدیریت زمان ندارید، بزرگ ترین مار و دشمن موفقیت تان را در آستین پرورش داده اید. حواس تان باشد که در طول روز برای چه کارهایی وقت می گذارید؛ زمان را برای کارهای بی فایده ای نظیر تلویزیون دیدن، چک کردن مداوم شبکه های اجتماعی و… هدر ندهید. از هر دقیقه روز استفاده کنید، روی کارهایی تمرکز کنید که به ارتقای شخصی و دستیابی به اهداف تان بینجامد.

مدیریت زمان

غرور

هیچ گاه خود را زیاد دست بالا نگیرید و فکر نکنید که تمام اطرافیان تان ضعیف تر از شما هستند. غرور یک ویژگی منفی ست که باعث نابودی رشد و موفقیت شما می شود. فرد مغرور همیشه فکر می کند که در تمام جوانب از همه بهتر عمل می کند، علاقه ای به یادگیری موضوعات جدید و مبتکرانه ندارد و بدین شکل رشد مخربی صورت می گیرد. همیشه سبک زندگی افراد مختلف را مشاهده کنید و به این کاری نداشته باشید که آیا آن ها را دوست دارید یا خیر. به دنبال ویژگی هایی بگردید که فکر می کنید در شما وجود ندارند و سعی کنید تا حد ممکن از آن ها تقلید کنید.از بین بردن غرور کاذب و تلاش جدی به شما کمک خواهدکرد تا در نهایت به رشد و موفقیت دست یابید.

از نظر روانشناسی پنج عامل مخرب رشد و موفقیت را بررسی کردیم. شما باید برای پیداکردن این دشمنان نابودگر در درون خود جستجو کنید و سپس به دنبال ابزارها و روش هایی برای غلبه بر آن ها بگردید تا به اهداف تان دست پیدا کنید.


141417.jpg
اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

همه ما افرادی را می شناسیم که بسیار گرم و جذاب صحبت می کنند ولی علاقه شخصی و درونی بیشتر ما به افراد و دوستانی است که شنوای صحبت ها و درد دل هایمان هستند. بنابراین برای تقویت مغناطیس درونی و تبدیل شدن به یک سخنران حرفه ای می بایست مهارت شنیدن موثر را فرا بگیریم.

تکنیک های گوش دادن

%۴۰ از افرادی که به پزشک مراجعه می کنند ۹ در صد به دنبال درمان بیماری خود هستند، بلکه بیشتر به دنبال فردی مطمئن می گردند تا به صحبت های آنها گوش کند.

در اکثر موارد دلیل ناراحتی و عصبانیت افراد پیرامون ما اعم از مشتریان، کارمندان و یا دوستانمان نبود فرصتی جهت در میان گذاشتن مشکلات شان است از این رو کم هزینه ترین و موثرترین راه ممکن برای جذب علاقه و همچنین از بین بردن نگرانی های اطرافیان اختصاص زمانی جهت شنیدن صحبت های آنهاست.

بنابراین یکی دیگر از نکات طلایی برای ایجاد ارتباط موثر با افراد گوش دادن فعال به صحبت های آنهاست چرا که در این رابطه آنه تنها به دو گوش شنوا احتیاج دارند و اگر بتوانید از این نعمت خدادادی خود استفاده کنید بدون اینکه کاری کنید تاثیری عمیق در وجود دیگران بر جای خواهید گذاشت.

تحقیقات نشان داده است که هنگام گوش دادن سرعت پردازش مغز سه برابر زمانی است که صحبت می کنیم چرا که مغز در هنگام گوش دادن می بایست اطلاعات وارد شده جدید را پردازش کرده و از همین رو به انرژی بیشتری نیازمند بوده و به همین علت گوش کردن دشوار تر از صحبت کردن می نماید.

رعایت این مورد نه تنها در برقراری ارتباط با دوستان و افراد نزدیک که حتی در تجارت و فروش نیز کاربردی است.

پنج قانون طلایی برای شنیدن موثر

به طور فعال گوش کنید و درگیر بحث شوید

شنیدن فعال راهکاری مناسب جهت تشویق دیگران به صحبت کردن بوده و نشان دهنده درک کامل شما از صحبت های دیگران است. برای شنیدن فعال نخست می بایست اطلاعات خود را طبقه بندی کنید، در مرحله بعد با تحلیل و پردازش اطلاعات خود را طبقه بندی کنید، در مرحله بعد با تحلیل و پرداازش اطلاعات بهه اولویت های وی نزدیک شوید و در انتها با اریه اظهار نظر مناسب وی را در رسیدن به هدفش راهنمایی نمایید.

استفاده از تشویق های ضمنی

به عنوان یکی از قوانین ارتباطات چنانچه اطاعات بیشتری در یک رابطه دو طرفه رد و بدل شود عمق گفتگو ی خود را افزایش دهید. هنگامی که دیگران در حال صحبت کردن هستند به واسطه عبارات زیر آنها را به ادامه بحث تشویق نمایید.

{می فهمم خب، واقعا، بیشتر برام توضیح بده}

تشویق های ضمنی صحبت های طرف مقابل تا سه برابر افزایش داده و باعث دریافت اطلاعات بیشتری از طرف مقابل خواهد شد.

با طرف مقابل ارتباط چشمی مناسب داشته باشید

سعی کنید دقیقا به همان میزانی که طرف مقابل ارتباط چشمی برفرار می کند با وی ارتباط چشمی داشته باشید. تقلید ارتباط چشمی باعث ایجاد سازگاری بین افراد می شود. مثلا اگر فرد مقابل عادت به نگاه کردن مستقیم به چشمان شما را دارد شما نیز مستقیما به چشمان وی نگاه کنید ولی اگر وی در حین صحبت کردن و یا گوش دادن به شما نگاه نمی کند و یا اینکه خودش را با کار دیگری سرگرم می کند برقراری ارتباط چشمی با وی تاثیر خوبی روی او نداشته و تمرکز وی را از بین خواهد برد.

به سمت طرف مقابل متمایل شوید

مرکز ثقل بدن ما به صورت نا خود آگاه نسبت به افرادی که علاقه ای به آنه نداریم در عقب قرار گرفته ولی در مواجهه با افرادی که دوست شان داریم به سمت جلو می باشد. بنابراین برای نشان دادن علاقه خود چه در حالت نشسته و چه ایستاده به سمت آنها متمایل شوید.

اجازه دهید صحبت طرف مقابل کامل شود

یکی از ضعف هایی که بیشتر افراد در برقراری ارتباط کلامی از آن متضرر می شوند تغییر سریع موضوعات مورد گفتگو و قطع کردن صحبت طرف مقابل است. بنابراین برای جلوگیری از این مورد تا زمانی که صحبت فرد درباره موضوع قبلی به پایان نرسیده از مطرح نمودن موضوعی جدید خودداری کنید.

گوش دادن فعال


اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

منظور از منبع کنترل یعنی میزان باور شخص درباره ی این که می تواند بر زندگی خود اثر داشته باشد. منبع کنترل می تواند درونی یا بیرونی باشد. کسانی که منبع کنترل درونی دارند معتقدند که سازندگان اصلی زندگی خود هستند، اما کسانی که منبع کنترل بیرونی دارند، معتقدند که آنچه بر سر آنها می آید اصولاً محصول شانس، تصادف یا نتیجه اعمال مردمان دیگر است.

این پرسشنامه دارای موارد دو جمله ای است. خواهشمند است جمله های هر مورد را با دقت بخوانید و با آن مورد که موافق هستید علامت بزنید. پس از تکمیل اطلاعات خواسته شده، لطفا برای به دست آوردن نتیجه مطلوب، جملات مورد نظر خود را با صداقت انتخاب کنید.


3002.jpg
اردیبهشت ۵, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

اهمال كاری، به معنی مسامحه كردن، طفره رفتن و تعلل ورزیدن است كه معنی تحت الفظی آن به تاخیر انداختن كارها و یا  به تعویق انداختن كارها به روز دیگر است. امروزه رفتارگراها معمولا اهمال كاری را به عنوان یك عادت آموخته شده كه از رجحان انسانی برای پاداش های كوتاه مدت ناشی می شود، تعریف می كنند.

اهمال کاری یعنی اینکه کارهایی که باید انجام بدهیم را به تعویق بیندازیم. مرتب از کارهایی که کمتر لذت بخش هستند اجتناب کنیم و به فعالیت هایی که بیشتر لذت بخش هستند بپردازیم. انجام دادن فعالیت هایی که ضرورتی ندارند در اولویت بالاتری قرار می گیرند و کارهایی که اهمیت چندانی ندارند به سرعت بیشتری انجام می شوند. نتیجتا کارهای ضروری و واجب ناچارا به زمانی دیگری موکول می شوند. گاهی اوقات انجام دادن یک کار ضروری و مهم تا دقیقه آخر به تعویق انداخته می شود. اهمال کاری می تواند در جنبه های مختلف زندگی اعم از تمیز کردن اجاق گاز، تعمیر کردن سقف خانه، انجام دادن یک پروژه درسی، مراجعه کردن به پزشک و غیره اتفاق بیفتد. اهمال کاری می­ تواند احساسات مختلفی مثل غم، افسردگی، اضطراب، گناه و تردید و شک به خود را ایجاد بکند.

اهمال کاری

شیوع اهمال کاری

اهمال كاری به عنوان یك رفتار عادتی در نظر گرفته می شود كه شیوع فراوانی در جوامع مختلف دارد و روند رو به رشد آن بسیار گسترده است. این عادت، با تاخیر انجام دادن كار یا مسئولیت توام است و در نتیجه پیامدهای ناخوشایندی به همراه دارد. اگرچه ممكن است پیامدهای منفی این عادت در زندگی روزمره نباشد اما زیان های برخاسته از شیوع این رفتار در بین افراد گروه های مختلف مهم و قابل ملاحظه است و همین امر ضرورت جلوگیری از چنین رفتاری را نمایان می سازد.

در سال ۱۹۸۴ پژوهشی در دانشگاه ورمانت انجام شد که نشان داد ۴۶% از افراد مورد مطالعه “همیشه” یا “تقریبا همیشه” در نوشتن مقالات درسی خودشان تعلل به خرج می دهند. همچنین ۳۰% از همین افراد هم عنوان کرده اند که در انجام تکالیف هفتگی و مطالعه کردن برای امتحان را به تعویق می اندازند. یک چهارم از افراد مورد مطالعه هم عنوان کرده اند که اهمال کاری برای آنها در زندگی یک دردسر بزرگ است و تلاش می کنند آن را از سر راه بردارند.  مطالعه دیگری نیز در سال ۱۹۹۴ در ارتباط با دانش آموزان انجام شده است. در این بررسی ثابت شده است که ۵۲% از دانش آموزان نیاز متوسط تا بالایی دارند که به آنها در مورد حل معضل اهمال کاری کمک بشود.

علل اساسی اهمال کاری

در مورد عوامل اصلی اهمال کاری باید به نکات زیر که خصوصیات رفتاری افراد اهمال کار را نشان می دهد اشاره کنیم:

  • من باید کارم را خوب انجام دهم، در غیراینصورت از کارم راضی نخواهم بود.
  • همه شرایط باید به نفع من تغییر یابد و هر چه می خواهم برایم فراهم شود.
  • همه باید با من خوب رفتار کنند و احترام مرا نگه دارند.
  • در مورد اول، انتظار و توقع زیاد درباره هر چه بهتر انجام شدن کار، موجب نگرانی و تشویش و ترس او از شکست می شود. در مورد دوم نتیجه ای که نصیب شخص می شود رنجش و خصومت است. در مورد سوم ، نتیجه کار ، اضطراب و ناامیدی همراه با پایین بردن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات است.

 

علل اساسی اهمال کاری

تاثیرات منفی اهمال کاری

برای بعضی از افراد اهمال کاری با شدت بالایی در زندگی آنها نفوذ کرده است و زندگی عادی آنها را مختل می کند. زمانی که اهمال کاری به عادتی مزمن تبدیل می شود، فرد دچار افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایینی می شود. در نتیجه سلامت روان این فرد دچار آسیب می شود. اهمال کاری عملکرد فرد را پایین می آورد، اضطراب را بالا می برد، سلامت جسمی فرد را در خطر قرار می دهد.

اهمال كاری به عنوان یك خصیصه شخصیتی، می تواند هم به عنوان علت و هم به عنوان معلول در نظر گرفته شود كه به هنگام تاثیر اهمال كاری بر انگیزش شخص، علت بودن آن مورد تاكید است . اهمال كاری از عوامل گوناگونی مانند اعتماد به نفس پایین، نداشتن طرح و برنامه كاری، عدم توانایی در مدیریت زمان، ترس از عدم موفقیت، احساس حقارت، مشكل در شروع نمودن كار اضطراب و افسردگی تاثیر می پذیرد و مانند پرخوری، عدم تحرك بدنی و سیگار كشیدن، جنبه فراگیری دارد و با اینكه مردم نسبت به زیان های آن آگاهی دارند، بی توجه از كنار آن می گذرند.

راهکارهای غلبه بر اهمال کاری

ممکن است کارهای مختلف خود را به تعویق بیندازید، اما تا به حال فکر کرده اید که چرا کارهای ضروری خودتان را به تعویق می اندازید؟ بسیاری از متخصصین معتقدند که افراد اهمال کار درک معیوبی از زمان دارند یعنی آنها مدام تصور می کنند که زمان کافی برای انجام این فعالیت را دارند. که در نهایت زمان کم برای آنها پریشانی ایجاد می کند. زمانی که افراد تصمیم می گیرند که با اهمال کاری خود مبارزه کنند، احتمالا بیشتر در مسیر مبارزه کردن دچار استرس و پریشانی خواهند شد.

راهکارهای غلبه بر اهمال کاری

موارد زیر به شما کمک خواهند تا راههایی برای کنار آمدن با اهمال کاری پیدا کنید:

۱- از فاجعه اندیشی پرهیز کنید

یکی از مهم ترین دلایلی که افراد اهمال کاری می کنند این است که تصور می کنند کامل کردن آن فعالیت یا کار خیلی سخت خواهد بود. در واقع بهتر است بدانید که چالش­ها، خستگی و کار سخت منجر به مرگ و یا حتی بیمار شدن شما نخواهد شد. صرف به تعویق انداختن یک کار مهم، به شما استرس می دهد؛ به طور مثال همین که باید یک تماس تلفنی برقرار کنید ولی این کار را انجام نمی دهید میزان استرس شما بالا می رود. بنابراین این دیدگاه را در خودتان تقویت کنید که: “می دانم انجام این کار چندان جذاب نیست ولی می توانم آن را از سر بگذرانم”.

۲- روی “چرایی” آن فعالیت تمرکز کنید

به تعویق انداختن یک کار بیشتر به این خاطر است که از یک پریشانی لحظه­ ای جلوگیری شود، اما به هنگام اهمال کاری می توانید از خود سوال کنید که مزایای به اتمام رساندن این کار چیست؟ تصور کنید که اگر اتاق خودتان را مرتب کنید، بعد از اتمام آن، هنگام راه رفتن در اتاق چه احساس خوب و لذت بخشی خواهید داشت.

۳- در تقوم خود یادداشت کنید

اگر قرار است کاری را انجام بدهید، زمان بخصوصی برای آن در نظر بگیرید و در تقویم خود یادداشت کنید. در موقع مقرر یک تایمر تنظیم کنید و مشغول انجام دادن آن فعالیت باشید. جملاتی مثل اینکه هر وقت که زمان داشته باشم انجام می­دهم، معمولا کمک کننده نخواهد بود.

۴- واقع گرا باشید

هرچقدر که برنامه ریزی کنید خودتان را به موفقیت نزدیک تر می کنید. معمولا برخی از کارها و پروژه ها برای شما زمان بر خواهد بود، سعی کنید راههایی پیدا کنید که این فرآیند ساده تر پیش برود. اگر شما فردی هستید که صبح زود بیدار شدن برایتان سخت است، اینطور برنامه ریزی نکنید که هر روز یک ساعت زودتر از خواب بیدار بشوید تا ورزش کردنی که ماه ها به تعویق افتاده است را انجام بدهید. بهتر است این فعالیت ورزشی را به قبل نهار خوردن و یا شام اختصاص بدهید.

۵- یک فعالیت را به چندین بخش کوچک­تر تقسیم کنید

چگونه می توانید یک فعالیت را به بخش های کوچکتر و قابل مدیریت تر تقسیم کنید؟ به طور مثال اگر می خواهید یک کتاب بنویسد بهتر است یک طرح کلی داشته باشید، سپس فصل بندی کتاب را مشخص کنید و در قدم بعدی تعیین کنید که هر بخش شامل چه عناوینی خواهد بود. در نهایت برنامه ریزی شما اگر اینطور باشد که در هر فرصتی که دارید یک بخش از این کتاب را کامل، کنید، فرآیند کل کتاب را تمام کردن، ساده تر خواهد شد.

۶- بهانه تراشی را متوقف کنید

“باید حال خوبی داشته باشم تا این کار را تکمیل کنم”. “باید صبر کنم تا زمان کافی داشته باشم”. “من فقط تحت فشار خوب کار می کنم”. “حتما باید فلان اتفاق بیفتد تا من این کار را شروع کنم”. آیا این جملات برای شما آشنا هستند؟ استفاده کردن از آنها را متوقف کنید. با خودتان صادق باشید و بهانه تراشی را متوقف کنید. خب به نظر می رسد اگر حال شما خوب باشد یک کار را راحت تر می توانید انجام بدهید، اما اگر بخواهید تا آن روز صبر کنید، ممکن است هرگز آن روز خوب فرا نرسد.

۷- یک دوست همراه پیدا کنید

برای هر کاری یک مهلتی تعیین کنید و تا آن زمان کار را به انتها برسانید. در این مسیر می توانید فردی را پیدا کنید که به شما کمک کند تا به اهداف خود برسید. می توانید به رییس یا مثلا مشتری خود قول بدهید که تا فلان تاریخ این کار را تحویل خواهید داد. حضور یک مربی هم می تواند کمک کند تا شما راحت تر اهداف خود را پیگیری کنید. زمانی که شریکی پیدا می کنید، به راحتی می توانید با هم هدف را به بخش های کوچکتر تقسیم کنید و فواصلی را تعیین کنید. بدین معنی که در فواصل منظمی مثل هفته ای یکبار یکدیگر را ملاقات کنید و پیشرفت های خودتان را بررسی کنید.

۸- محیط اطراف خودتان را بهینه کنید

محیط اطرافتان می تواند پیشرفت شما را بهبود ببخشد. اما باید مراقب تکنولوژی و فضای مجازی باشید. صفحات مجازی، جستجو کردن، ایمیل، پیامک و… می تواند حواس شما را منحرف کند و کار شما نیمه تمام بماند. می توانید با خودتان قرار بگذارید که زمانی که در حال رسیدگی به یک پروژه هستید، تماس گرفتن با این موارد را به حداقل ممکن برسانید.

۹- پیشرفت های هر چند کوچک را تقویت کنید

در ازای به پایان رساندن یک فعالیت خاص، برای خودتان یک پاداش در نظر بگیرید. به طور مثال به خودتان قول بدهید که قبل از زمان نهار یک فعالیتی را تمام کنید. یا اینکه اگر به واسطه فعالیت های اجتماعی، فعالیت های ضروری فدا می شوند، اینطور برنامه ریزی کنید که اتمام یک فعالیت ضروری، معاشرتی نکنید. در واقع از رابطه با دوستان به عنوان یک تشویق استفاده کنید.

۱۰- خودتان را ببخشید

سرزنش کردن خودتان را به خاطر اهمال کاری های گذشته متوقف کنید. جملاتی مانند “باید زودتر شروع می کردم”، “من همیشه تعلل می کنم”، “من یک بازمانده هستم”، فقط اوضاع را بدتر خواهند کرد. پژوهش ها ثابت کرده اند که بخشیدن خودتان به خاطر به تعویق انداختن های گذشته باعث می شود قدمی رو به جلو بروید.


651.jpg
اسفند ۲۷, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

فرایند ترس و هیجان ترس یک فرایند شیمیایی است. زمانی که یک محرک ترس آور ارائه می شود، هورمون های شیمیایی مرتبط با ترس جهت مقابله یا فرار آزاد می شود. این انتشار هورمون های ترس که همان آدرنالین است سیکل معیوبی ایجاد می کند که باعث می شود بر شدت ترس افزوده شود. در تصویر زیر و اینفوگرافی زیر اطلاعات ارزشمندی در رابطه با ترس از سخنرانی و راهکارهای کنترل ترس ارائه شده است.

اینفوگرافی غلبه بر ترس سخنرانی


603.jpg
اسفند ۲۷, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مذاکره هوشمند

همه ما از کودکی به این واقعیت پی برده ایم که سرچشمه ارضای نیازهایمان دیگران هستند، بنابراین ارتباط با دیگران جز لاینفک زندگی ما است. با وجود تفاوت های فردی و فرهنگی، تعارضات ارتباطی (مثل اختلاف در اهداف، اختلاف در انتظارات، تفاوت در تفسیر وقایع و این قبیل) امری بدیهی است. به بیان دیگر اگر بخواهیم زندگی بدون تعارض را تجربه کنیم، بهتر است در مقابل آینه بنشینیم. ولی متاسفانه این امر اجتناب ناپذیر به یکی از بزرگترین موانع عملکرد در سطوح سازمان ها و گروه ها تبدیل شده است. این موضوع علم و هنر مذاکره را در هر نقشی که به عهده داریم، بیش از پیش پر اهمیت می سازد. در کمیسیون ها و جلسات، افراد، سعی در هم رای کردن دیگران با خویش هستند، کارمند با مدیر در مورد انتظارات، ارزیابی عملکرد و حقوق و مزایای خویش مذاکره می کند، مدیر با زیر دستان برای پیشبرد اهداف و تعیین ضرب الاجل ها مذاکره می نماید، مسئول خرید با تامین کننده مواد اولیه به چانه زنی می پردازد و فروشنده بایستی مشتری را قانع سازد. برای برخی از سازمان های کنونی که ساختار ماتریسی و تیمی دارند و در بعضی مواقع حتی کسی به عنوان سرپرست وجود ندارد، مذاکره کردن برای پیشبرد اهداف تیمی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. در زیر به برخی بایدها و نبایدهای مذاکره اشاره می نمایم.
در تمام طول مذاکره بایستی روابط دوستانه و صمیمانه نگه داشته شود. فضای غیر صمیمی و تنش زا، طرفین مذاکره را می تواند ازز افرادی آرام و منطقی به مذاکره کنندگان لجوج و غیر منطقی تبدیل نماید. به علاوه، برخورد و تنش، اعضای مذاکره کننده را از رسالت خلق ایده ها و راه حلهای نو آورانه باز می دارد.
قبل از هر مذاکره ای، بایستی به منافع و نتایج مطلوب حاصل از مذاکره اندیشید، ارزش و وزن هر کدام از این منافع را تحلیل نمود و آنها را اولویت بندی کرد. و نیز انتظار نداشته باشید که به تمامی انتظاراتتان دست می یابید. مذاکره کننده خوب گوشه چشمی نیز به منافع طرف مقابل دارد و اگر طرف مقابل به دفاع از منافع مشروع خویش پرداخت، او را دشمن خود نمی پندارد، ذهنش نسبت به وی منفی نمی شود و کلامش تلخ نمی گردد.
با طرف مقابل راحت و شفاف سخن بگویید. فرض اینکه آنچه شما می دانید او هم می داند فقط به اختلافات دامن میزند و شکافها را عمیق تر می سازد.
مذاکره کننده خوب شنونده خوبی است به دلیل اینکه خوب سخن گفتن تابعی از خوب گوش دادن است. بنابرین مهارت گوش دادن موثر سنگ بنای مذاکره خوب است. مذاکره کننده توانا نه تنها به محتوای کلام طرف مقابل گوش می دهد، بلکه توانایی شناخت صحیح و عمیق افکار و احساسات و و لمس کردن آنها را داراست.
برای برخی به صورت سنتی جا افتاده که در مذاکرات نباید به راحتی حرف طرف مقابل را پذیرفت. بلکه بایستی مقاومت کرد و سرانجام با گرفتن امتیاز حرف او را پذیرفت. اینکار کاملا اشتباه است. با پذیرفتن حرف منطقی طرف مذاکره بایستی به او نشان دهید که شما فرد منطقی، منصف و قابل اعتماد هستید. این امر منجر به غلبه معنوی بر او و ارضای روانی او می گردد. اگر احساس می کنید حرفهای طرف مذاکره غیر منطقی و نادرست است، در نشان دادن واکنش منفی تعجیل نکنید. و چنانچه نادرست یا غیر منطقی بودن حرف او محرز گشت، مذاکره کننده خوب طرف مقابل خود را تحقیر نمی کند و به او مجال بیرون آمدن آبرومندانه را از مخمصه مذاکره می دهد.
ذات انسان در برابر تحمیل به صورت خودکار مقاومت و ایستادگی می نماید. منطقی ترین حرف ها و بهترین پیشنهادها اگر به شیوه تحمیلی ارایه گردد، دفاع ایجاد می کند. مذاکره کننده موثر مقاومت شکن است و با ارایه اطلاعات مثبت طرف مقابل خود را به سمت پاسخ مورد نظر خود هدایت می کند.
مذاکره کننده توانا هرگز مذاکره را با قهر ترک نمی کند. قهر کردن لطمه شدیدی به روابط می زند، بازگشت به مذاکره هزینه سنگینی به همراه دارد و حتی در صورت بازگشت، اعتبار قهر کننده زیر سوال می رود.


230-1.jpg
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

سه مهارت جرات ورزی

دفاع از حقوق خود و بیان افکار و احساسات خود به شیوه مستقیم، صادقانه و مناسب با احترام به حقوق دیگران تعریفی از جرأتمندی است. افراد جرأتمند هم برای خود و هم برای دیگران احترام قایلند. آنها منفعل نیستند و اجاره نمی دهند دیگران از آن ها سوء استفاده کنند و از طرف دیگر به خواسته ها و نیازهای دیگران احترام می گذارند و به شیوه ی مدبرانه با آن ها ارتباط برقرار می کنند. جرأتمندی مزایای نیز دارد: از جمله به انسان احساس خود کارآمدی و کنترل درونی می بخشد و این احساسات نیز در روابط متقابل با دیگران اعتماد به نفس را تقویت می کند. از آنجا که جرأتمندی مستلزم تدبیر و مذاکره است، لازم است انعطاف پذیر باشید.

نمونه هایی از رفتار جرأتمندانه، منفعلانه و پرخاشگرانه

– فروشنده ای شما را مجبور می کند که چیزی بخرید:

فروشنده: اجازه می دهید جنس را برای شما ببندم.

پاسخ غیرجرأتمندانه: خوب بله، اگر فکر می کنید جنس خوبی است ایرادی ندارد.

پاسخ پرخاشگرانه: این قدر مجبورم نکنید من چیزی از شما بخرم.

پاسخ جرأتمندانه: متأسفم، اما من آمادگی خرید ندارم.

– فردی در صف خرید می خواهد خودش را جلوی شما جا بزند:

شخص: ناراحت نمی شوید من زودتر از شما خرید کنم؟ عجله دارم.

پاسخ غیرجرأتمندانه: ” خیلی خوب، اشکالی ندارد”.

پاسخ پرخاشگرانه: ” آهای چه کار می کنی؟ به جهنم که عجله داری برو آخر صف بایست.”

پاسخ جرأتمندانه : ” متأسفم نمی توانم، من هم عجله دارم.”

ممکن است در طول روز شاهد چنین مکالماتی باشید، یا حتی خودتان تجربه کرده باشید.

بنابراین رفتارهای دور از ذهنی نیستند. پس برای اینکه جزو آن دسته از افراد باشید که رفتاری جرأتمند دارند و اجازه نمیدهند کسی به حقوق شان دست درازی کند و همچنین احترام خود و دیگران را حفظ می کنند بهتر است مهارتهای جرأتمندی را فرا گیرید. زیرا تنها زمانی به شما جرأتمند اطلاق می شود که به طور صادقانه و صریح از خود دفاع کنید و درعین حال برای حقوق دیگران نیز احترام قایل باشید.

سه مهارت مفید

– بیان احساسات خود: یعنی مطلع ساختن دیگران از احساسی که نسبت به اعمال آنها دارید. از گفتن چیزهایی مانند: ” شما بی ملاحظه هستید”، ” شما پرو هستید” اجتناب کنید. در عوض احساس خود را به این صورت بیان نمایید: ” متأسفم، اما برنامه های دیگری دارم”، ” متأسفم ولی نمی توانم کاری برایتان انجام دهم” یا ” اگر بیشتر از خودتان مراقبت کنید خوشحال می شوم”. بیان روشن احساسات خود برعزت نفس و احترامی که دیگران برای شما قایلند، خواهد افزود.

– همدلی: مهارتی مهم برای تقویت روابط صمیمانه است. اگر نیازهای دیگران را درک کنید و بپذیرید، آن ها بیشتر مایل به پذیرفتن خواسته ها و امیال شما خواهند بود. اما این به معنای آن نیست که هر چه دیگران می خواهند، قبول کنید، شما می توانید با خواسته دیگران مخالفت نمایید ولی باید نشان دهید که احساس آنها را درک می کنید و آنرا محترم میشمارید.

– کاردانی: وقتی احساسات خود را بیان می کنید و نسبت به دیگران همدلی نشان می دهید به احتمال قوی اعمال شما مدبرانه خواهد بود تا نسنجیده. هیچ کس دوست ندارد وادار به انجام کاری شود، اگر دیگران شما را وادار به انجام کاری کردند به جای آن که عقب نشینی کنید، قرص ومحکم بایستید و به نحوی برخورد کنید که احترام آنان را جلب کنید.

برگرفته از کتاب مهارتهای زندگی کریس ال . کلینکه


306.jpg
بهمن ۳۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

راه های افزایش انگیزه

رسیدن به موفقیت و اهداف فردی در زمینه های مختلف نظیر شغلی، خانوادگی، تربیتی، آموزشی و تحصیلی، ارتباطی و غیره نیازمند داشتن انگیزه می باشد، به کرات شنیده ایم یا خود گفته ایم که فلانی از انگیزه بالایی در جهت دستیابی به هدفش برخوردار است و یا اینکه فردی کوشا و با انگیزه می باشد. انگیزه های افراد از یک سری نیازها و انتظارات سرچشمه می گیرد که گاهی آگاهانه و زمانی ناخوداگاه می باشد نیازهای آگاهانه فرد را دچار تنش و تلاطم می کند مانند وقتی که شما دچار تشنگی می شوید در این حالت انگیزه خوردن اب در شما قوی می شود، حال اگر آب آشامیدنی در دسترس نباشد و شما همچنان تشنه باشید، تشنگی باعث می شود که به دنبال آب آشامیدنی در جهت رفع تشنگی خود بروید ممکن است برای دسترسی سریع تر تلاش های فراوانی کنید تا تشنگی شما برطرف شود و سیراب شوید. در این حالت است که نیاز و خواسته شما ارضا شده است و شما علاوه بر رفع تشنگی، تنش و عطشی برای نوشیدن آب ندارید در اینجا به علت ارضا شدن نیاز و خواسته شما باعث می شود که انگیزه شما برای پیدا کردن آب تامدتی فروکش کند. این مثالی بود از انگیزه های زیستی افراد که معمولا در کلیه افراد وجود دارد از انواع دیگر انگیزه های زیستی می توان انگیزه های گرسنگی،تشنگی،جنسی و سایر موارد نام برد که بعنوان غرایز نیز نیز شناخته می شوند، اما انسانها دارای انگیزه های متعالی تری نیز می باشند نظیر انگیزه پیشرفت، انگیزه خدمت به دیگران، داشتن شغل خوب، انگیزه اکتشاف و جستجو، سفر و کلیه اهدافی که بشر را وا می دارد تا به هدفی نایل شود تا اینجا همه چیز خوب و هدفمند است اما گاهی از اوقات ما با مشکلی به نام بی انگیزگی و یا انگیزه هایی بسیار پایین در افراد مواجه می شویم، چه چیزی باعث می شود که فرد هیچ انگیزه ای در انجام کارهایش نداشته باشد ،افراد بی انگیزه چه خصوصیاتی دارند؟ و چرا به این حالت دچار می شوند؟ آیا همیشه افراد افراد ضعیف هستند که انگیزه خود را برای پیشرفت و یا رسیدن به موقعیت های خاص از دست می دهند یا افراد قوی و موفق هم هستند که گاهی دچار بی انگیزگی می شوند؟

پاسخ به این سوالات نیازمند نیازمند بررسی های روانشناختی افراد می باشد که گاهی ساده و گاهی پیچیده تر می شود.

حال این سوال مهم مطرح می شود که اگر انگیزه نداشته باشیم (بنا به دلایل متفاوت) حال باید چه کنیم و علائم بی انگیزگی چیست؟

اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم، حوصله انجام کاری را نداریم ،همواره به دنبال فرار از کار و شرایط هستیم و یا توجیهی برای خود می آوریم، در انجام وظایف تعلل می کنیم و همواره به دنبال وقت گذرانی و خوشی های گذرا می باشیم ،در این حالت ها دچار سرخوردگی و شکست و یا تعویق کارها می شویم و در یک دور باطلی از بی انگیزگی می افتیم به این صورت که این سیکل معیوب باعث می شود که بیشتر احساس سرخوردگی کنیم و انگیزه ما بیشتر کاهش یابد و دچار رخوت و سستی بیشتر در کارها و وظایف خود شویم . برای بالا بردن روحیه خود و خارج کردن خود از این حالت از روش های زیر استفاده نمایید:

الف- روحیه خود را با روش های زیر افزایش دهید.

یادآوری اهداف به خود و در معرض دید قرار دادن آنها.
چک کردن پیشرفت خود بصورت هفتگی .
هر بار که به اهداف هفتگی می رسید به خودتان پاداش بدهید.
به خودتان استراحت بدهید.
به خودتان زیاد سخت نگیرید.
مقالات یا سخنرانی های الهام بخش را بخوانید و تماشا کنید.

ب- راه های غلبه بر تعلل و مسامحه در کارها

چیزهایی که حواستان راپرت می کنندحذف کنید.
مرزهای خود را گسترده تر کنید.
کمی چای مصرف کنید.
بدنتان راحرکت دهید.
وظیفه و کارخود رابتکه های کوچکتر تقسیم کنید.
خودتان را غافلگیر کنید.

در زیر به چند روش دیگر برای شکستن این یکنواختی اشاره کرده ایم:

وقت ناهار به جای خوش منظره و زیبایی بروید
با دوستان یا همکاران بطور ناگهانی مسابقه فوتبال بگذارید.
همکاران خود را با چیزی که خودتان پخته اید غافلگیر کنید.
حتی اگر مناسبتی وجود ندارد، دوست یا همسرتان را به مکان خاصی ببرید.
سبک شخصی خود را عوض کنید. ظاهرتان را متحول کنید و منتظر واکنش های اطرافیان و دوستان و همکاران باشید.

نکات مهم

الگوهای شخصی داشته باشید.

برای مثال سیاستمدار، ورزشکار یا تاجر محبوب شما ممکن است سخنرانی الهامبخش و یا تجربه جالبی داشته باشد. در مورد آن مطالعه کنید و به خودتان در مورد زندگی و تجربیات و راه های رسیدن آن فرد به هدفش، درس بدهید.

مثبت باشید.

هر اتفاقی که بیفتد، باید انگیزه شما بالا باشد و مثبت بودن را کنار نگذارید. حتی زمانی که همه چیز منفی و بد به نظر می رسد، باید سرتان را بالا بگیرید و به جلو قدم بردارید ،خودتان را باور کنید و با خود در صلح و آشتی باشید،کودک درون خود را نوازش کنید .

کارها را سرگرم کننده کنید.

در باشگاه ورزشی، موسیقی محبوب خود را گوش کنید. در محل کار، برای خودتان شیرینی بیاورید و با همکاران خود شریک شوید ، دستاوردهای کوچک را جشن بگیرید،برای خود ارزش قایل شوید و خوشی خود را محدود به شرایط خاصی نکنید،این را بدانید که همین حالا که این مقاله را می خوانید در شرایط خاص و خوبی هستید .

دلایل کاهش انگیزه در افراد و روش های درمان

حتما شما خواننده گرامی گاهی با خود اندیشیده اید که من تمامی روش های افزایش انگیزه را مطالعه کرده ام اما باز انگار موانعی درونی بر سر راه من قرار دارد که دوباره مرا سست می کند و درجا می زنم به عبارتی هیچ حوصله ای برای افزایش انگیزه و ایجاد هدفی تازه برای من مهیا نیست،البته دوستانی هم هستند که معتقدند من هر کاری می بایست انجام میدادم را انجام داده ام و دیگر هدفی ندارم ،در این حالت هم بی انگیزگی مانند سحر و جادویی تمام انرژی فرد را زایل می کند و او را در گردابی از کسالت فرو می اندازد لذت از زندگی و شادمانی با داشتن هدف و سلامت فکر ایجاد می شود حتما بارها مشاده کرده اید که هدفمندها شادترند،زندگی با معنایی دارند و در واقع از انگیزه بالایی بر خوردارهستند که مانند موتوری آنها را پیش می راند تا بتوانند به خواسته های خود برسند در مورد اهداف باید این نکته را یادآور شد که هر دفی برای هر فردی دارای انگیزه و معنای خاص خودش است یعنی اینکه خوبی و بزرگی اهداف به فرد بستگی دارد ،ممکن هست بانویی بخواهد در خانه دارای سرآمد باشد خوب این یک هدف متعالی برای او می باشد و وی برای اینکه به هدفش برسد سعی می کند در خانه داری مهارت های لازم را کسب کند و این باعث می شود که از روحیه بالایی برخوردار بوده و سلامت روانی و جسمی خوبی داشته باشد، همینطور دانش آموزی که میخواهد نمرات بالایی بگیرد،مادری که میخواهد فرزندانی سلام و نیک داشته باشد مدیر شرکتی که برای رسیدن به موفقیت تلاش می کند.همانطور که می بینید داشتن انگیزه حتی برای مرتب کردن خانه تا اهداف سخت تر لازم می باشد در واقع تا امید وانگیزه لازم و کافی نداشته باشیم نمی شود شاد و راحت زندگی کرد در غیر اینصورت در پوچی و سیاهی می مانیم.خوب حال سوالی که به نظر من مهم است و در تجربه های کاری که دارم و در مطب مشاوره مطرح می شود این است که خیلی خوب ما همه این موارد را می دانیم اما باز حس و انگیزه کافی را ندارین حال باید په کنیم؟چگونه شاد باشیم و هدفمند؟

قبل از اینکه به این سوال ها پاسخ داده شود از لحاظ روانشناختی باید به دلایل ایجاد بی انگیزگی پرداخته شود وقتی دلایل بی انگیزگی مشخص شود حتما درمان راحت تر خواهد بود و با ریشه یابی مشکل بهتر می شود موضوع را شکافت و به پیروزی رسید.

دلایل عمده بی انگیزگی

تجربه شکست: از نظر روانشناسی هرگاه فرد در انجام کاری شکست بخورد و این شکست ها متناوب باشند یعنی پشت سرهم باشد یا در مواردی مرتبا تکرار شود باعث می شود که فرد در اصطلاح عام سرخورده شود و دیگر از تلاش دست بردارد و به نوعی سستی و رخوت او را در برگیرد که در نهایت دیگر ممکن است انگیزه های او خاموش شود و فرد را دچار بی انگیزگی نماید بطور نمونه فردی میخواهد گواهینامه رانندگی بگیرد و مرتب در اثر استرسی که دارد در آزمون مردود می شود امکان اینکه این فرد قید داشتن گواهینامه رانندگی را بزند و کار را نیمه تمام رها کند بسیار بالاست و ممکن است که تا مدتها از گرفتن گواهی نامه رانندگی خودداری کند چون مرتب دچار شکست های مکرر شده است ،البته این قانون صد در صد سنخیت ندارد ولی عمومیت دارد، یا فردی که در کنکور تلاش می کند اما در چند سال متوالی ممکن است به نتیجه دلخواه نرسد و دچار رخوت و بی انگیزگی شود .این نوع رفتار ناشی از شکست های متوالی می باشد که البته در افراد تاثیرات مختلفی دارد اما اکثریت ممکن است که هدف را نیمه کاره رها کرده و دچار ناامیدی شوند.

اهداف ایده ال: داشتن اهدافی که متناسب با تلاش و توانمندی ما نمی باشد و در سطح بسیار بالاتری از توانمندی فرد هستند باعث کاهش انگیزه می شود به عبارتی سنگ بزرگ نشانه نزدن است. بهتر است که در تعیین اهداف زندگی و برنامه ریزی برای آنها به میزان واقعی بودن هدف، شناخت توانمندی های خود و شرایط موجود توجه کافی شود.هرگاه اهداف بزرگتر و غیر قابل دسترس تر باشند فرد انگیزه اش کاهش می یابد.

کمبود اعتماد نفس: فردی که خود را باور کند و در مراحلی از زندگی توانمندی های خود را بیازماید و بداند که می تواند به اهداف خود برسد و در حد آن تلاش نماید انگیزه بیشتری برای رسیدن به اهداف بلند مدتش را دارد و برعکس اگر به حداقل ها راضی باشید و عملکرد قابل توجهی نداشته باشید بی انگیزگی شما را ازتلاش باز می دارد.


301.jpg
بهمن ۳۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اعتماد به نفس یکی از آن خصیصه هایی است که به نظر می رسد همه ما آرزوی داشتنش را در دل داریم. به این باور رسیده ایم که این احساس تعالی بخش، پاسخی برای رویاهایمان است و به ما اجازه می دهد تا آنچه را می خواهیم درخواست کنیم؛ وقتی صدایمان را نمی شنوند بلندتر حرف بزنیم؛ و این قابلیت را به ما میدهد که از آنچه طبیعت در اختیارمان گذاشته است، استفاده کنیم. خلاصه اینکه، اعتقاد داریم اعتماد به نفس زندگی مان را بهتر می کند.

احساس اطمینان و اعتماد بنفس

“اطمینان” و “اعتماد به نفس” دو احساس تبادل پذیر هستند. به هر حال تشخیص تفاوت کیفیتی آنها نقش موثری در دستیابی به شجاعت ایفا می کند. وقتی در مورد اطمینان حرف می زنیم، اغلب به شرایط یا رویدادهای خارج از وجودمان اشاره می کنیم. مثلا می گوییم: ” مطمئنم که همه سروقت می آیند “، ” مطمئنم که سرانجام نظام قضایی حق مرا می گیرد “، ” مطمئنم که کارشان را درست انجام می دهند.”

اینها گرچه از درون آدمی و از اعتقادات و باورهای او سرچشمه می گیرند، این نوع اطمینان همواره به عوامل بیرون از وجود ما بستگی دارد.

اما ” اعتماد به نفس” امری درونی است. اطمینانی است که شخص به قابلیت ها و توانایی های خودش دارد، و در واقع اعتماد به نفس عزت نفس (احترام و ارزش به خود) است که به شکل رفتار در آمده است. اعتماد به نفس به عزت نفس ما گره خورده است و به نوعی، اطمینانی است که به خودمان و توانایی هایمان داریم. نکته ی جالب اینکه ما از اعتماد به نفس خود در زمینه هایی خاص استفاده می کنیم، نه در همه زمینه ها. مثلا اگر از ما بپرسند که بچه داری بلدیم یا نه، با اعتماد به نفس پاسخ مثبت می دهیم. اما وقتی صحبت کار پیش می آید، اعتماد به نفس لازم را نداریم.

واقعیت این است که ما به هر دو احساس اطمینان و اعتماد به نفس احتیاج داریم. این دو احساس در واقع دو روی یک سکه اند. اما وقتی به جستجوی حس اطمینان در درون خود می پردازیم، باید مراقب باشیم که به راحتی ممکن است فریب بخوریم و نتوانیم تفاوت اطمینان واقعی و اطمینان دروغین را دریابیم. اطمینان دروغین برای پنهان کردن کاستی های ما طراحی شده است؛ ما را گول می زند که همه چیز مرتب است. اما، این وظیفه ی ضمیر خودآگاه است که تفاوت میان آن دو را درک کند.

ما از همان کودکی آموخته ایم که از همه چیز و همه کس در اطرافمان مجزاییم ، و انسانی مستقل هستیم. و ضمیر ناخودآگاه مان را نیز قانع ساختیم که بخشی از طرحی الهی نیستیم و همین امر سبب پیدایش بسیاری از دلتنگی ها، بی هدفی ها، سرگردانی ها و ترس های وجودی مان می شود. ضمیر ناخودآگاه نیز از روی قضاوت ها و رفتارهای ما به این باور می رسد. مثلا قضاوت می کنیم که از دیگران بهتر یا بدتریم، از یکی زیباتر و از یکی زشت تریم ، اینکه انسان خاصی هستیم، از اهمیت زیادی برخورداریم یا مهم نیستیم.

این سوال و جواب ها در درون ضمیر آگاه ما انجام می پذیرد. و ما را وادار به تحقیق می کند که ممکن است سبب کشف درون خودمان بشود. البته این ضمیر آگاه، منطقه ی امن تنهایی را ترجیح می دهد چون خودمان این روش را به او آموخته ایم. بنابراین اصلا تمایلی ندارد که ما را درگیر مسائل احساسی حادتر کند.

به جملات زیر توجه کنید:

اگر قرار بود من دنیا را اداره کنم، حتما اوضاع بهتر از این می شد.

فقط اگر من مسول بودم.

می دانم که چطور می توانم … را بهتر کنم.

اگر آنها به حرف من گوش می کردند.

من از همه آن ها بهتر می فهمم.

من به کسی احتیاج ندارم.

من از آنها بالاترم.

من از همه بهترم.

اینها همه لاف زنی و دروغ ضمیرتان است که به شکل اعتماد به نفس نمایان می شود. اما این اعتماد به نفس دروغین هرگز کارایی ندارد و اگر هم داشته باشد، عمر آن بسیار کوتاه است. مجسم کنید که روزی بهترین لباستان را پوشیده اید و آماده ی رفتن به مهمانی هستید. قبل از ترک خانه، یک نفر به دیدنتان می آید، نگاهی به شما می اندازد و سری تکان می دهد. در این لحظه اگر اعتماد به نفس شما دروغین باشد، به شما خواهد گفت که لباس زشتی به تن دارید که اصلا به شما نمی آید و بعد هم هر لباسی که بپوشید، به دلتان نمینشیند چون آن قدر اعتماد به نفس ندارید که خودتان را آن طور که هستید، قبول کنید.

به طور مشخص، اعتماد به نفس واقعی از آن قابلیتی حرف می زند یا در گوشتان زمزمه می کند که در شما وجود دارد. اما اعتماد به نفس دروغین به لاف زنی می ماند که فقط ادعا می کند و در وقت عمل کاملا دستانی خالی دارد. همین اعتماد به نفس دروغین، زندگی بسیاری از انسانها را به تباهی کشانده است و آنها را به سمتی سوق می دهد که چه بسا مجبور شوند تاوان سنگینی بابتش بپردازند.

برای دسترسی به اعتماد به نفس واقعی، ابتدا باید خود را از شر ترس تنها ماندن خلاص کنیم. شاید رهایی از ترس کار چندان ساده ای نباشد، اما مطمئن باشید که خواستن توانستن است.


272-1.jpg
بهمن ۲۸, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

نکاتی شفا بخش برای زنان

من می خواهم شکوه و عظمت خویش را ببینیم. من می خواهم اعتقاد و افکار منفی، مخرب و ترس آور را که مرا از هدف اصلی ام، یعنی باشکوه بودن باز می دارد، از ذهن و زندگی ام حذف کنم. من اکنون بر پاهای خودم ایستاده ام و از خودم حمایت می کنم و برای خودم فکر می کنم. من هر آنچه را که نیاز دارم، به خود اعطا می کنم. رشد کردن برای من عاری از هر خطری است. هر چه خودم را شکوفاتر سازم، افراد بیشتری مرا دوست خواهند داشت. من به صف زنان شفابخشی می پیوندم که به دیگر زنان یاری می رسانند. من شکرگزار این سیاره ام. آینده ام شفاف و زیباست.

و این چنین نیز است!

به خاطر داشته باشید: کوچیک ترین تغییر مثبت در افکارتان ممکن است شروع برطرف شدن بزرگ ترین مشکل باشد. وقتی شما از زندگی پرسش هایی درست داشته باشید، زندگی نیز پاسخ خواهد داد.

شیوه های زیادی برای تغییر ایجاد کردن وجود دارند. ما همچنین می توانیم به عیب هایمان صادقانه بنگریم نه فقط برآنچه که در ما خطاست نگاه کنیم، بلکه بر موانعی که ایجاد کرده، باز می دارد. و آنگاه بی آنکه خود را مشوش کنیم، این موانع چیزهایی هستند که ما در خردسالی آموخته ایم و هرگز در مورد ما صدق نمی کردند. ما صرفا در خردسالی آموخته ایم و هرگز در مورد ما صدق نمی کردند.ما صرفا اعتقادات دیگری را پذیرفته ایم. اگر ما توانستیم این افکار را یک بار بیاموزیم پس اکنون نیز می توانیم آن ها را نیاموخته رها کنیم. ما تصدیق می کنیم که خواهان آن هستیم که خویشتن دوستی را بیاموزیم .

اکنون چند توصیه هدایت گر:

۱- از انتقاد کردن اجتناب ورزید.

۲- خودتان را به بیم و هراس نیندازید.

۳- با رابطه ای که با خود دارید، پیوند داشته باشید.

۴- به گونه ای با خود برخورد کنید، گویی مورد علاقه هستید.

۵- از جسم تان مراقبت کنید.

۶- خودتان را تعلیم دهید.

۷- برای خودتان آینده مالی بسازید.

۸- جنبه خلاق تان را شکوفا سازید.

۹- سر خوشی و شادمانی را مرکز جهانتان قرار دهید.

۱۰- کمال داشته باشید، به قول تان وفادار باشید.

۱۱- یک ارتباط معنوی قوی را با زندگی ایجاد کنید.


276.jpg
بهمن ۲۱, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

موفقیت چیست؟

موفقیت یك موضوع كاملا شخصی است.

بیشتر مردم می خواهند در زندگی موفق شوند،‌بدون انكه بدانند از موفقیت چه منظور و تعریفی دارند. افرادی هستند كه به علت موفق نبودن، احساس بدی از خود دارند؛ ولی نمی دانند منظورشان از موفقیت چیست. آنها مطمئن نیستند كه چه چیزی را از دست می دهند؛ اما فقط می دانند كه چیزهایی را از دست می دهند.

انسان ها وقتی می خواهند موفقیت را تعریف كنند،‌اغلب آن را با شاد بودن؛‌داشتن ثروت، استقلال داشتن، مورد تأیید قرار گرفتن، دوستی، و یا داشتن احساس امنیت درونی یكی می گیرند؛ اما این مفاهیم خیلی مبهم هستند.

آیا موفقیت مبهم است؟

نه به هیج وجه. معنای موفقیت امری كاملا شخصی است و معنای آن برای هر فردی متفاوت است. آنچه می تواند برای فردی موفقیت محسوب شود ممكن است برای فردی دیگر موفقیت نباشد.تعریف موفقیت برای هر كسی به عوامل زیادی در زندگی شخصی او بستگی دارد.

سن

مثلا موفقیت برای نوجوان شانزده ساله، احتمالا داشتن پول كافی برای خرید موبایل، لباس های مارك دار و غیره است. مرد ۳۰ ساله ممكن است موفقیت را داشتن شغل خوب  و خانه بداند.

سابقه خانوادگی

خانواده یكی از مهمترین تاثیرات را بر تعریف افراد از موفقیت دارد. اغلب ارزش های خانوادگی، سنت ها، جهت گیری های مذهبی و اهداف در تعریف موفقیت تاثیر دارند. آنچه در خانواده ای موفقیت محسوب می شود ممكن است در خانواده ای دیگر كم اهمیت یا حتی شكست قلمداد شود. پیام های موفقیت حتی قبل از تولد به كودكان داده می شود. آنها در دوران جنینی طنین خواسته های والدینشان را می شنوند. به تدریج كه كودك بزرگ می شود این پیام ها ممكن است ظریف و غیرمستقیم داده شوند؛ مانند خنده و توجه والدین وقتی كودك نشان می دهد كه می خواهد دكتر شود یا بی توجهی در مواقعی كه كودك به موسیقی یا حیوانات علاقه نشان می دهد. یا می تواند به صورت آشكار بیان شود مانند سرزنش و توبیخ كردن بچه ای كه چهار نمره ۲۰ و یك نمره ۱۸ در كارنامه خود دارد. گاهی اهداف یا رویاهای عملی نشده والدین به كودكان منتقل می شود. چندین عامل مهم دیگر نیز از سابقه خانوادگی سرچشمه می گیرد: همانند سازی با والدین،‌پدربزرگ و مادر بزرگ،‌آرزوی خشنود نمودن، آسیب رساندن، رقابت كردن با خواهرها و برادر ها .

زمینه های اقتصادی – اجتماعی

پایگاه اجتماعی افراد نقش مهمی در تعریف موفقیت ایفا می كند. شخص فقیر موفقیت را ممكن است براساس اهداف مادی قلمداد كند.

ساختار روانشناختی

وضعیت روانی افراد بر این تعریف اثر می گذارد. ساختار شخصیتی،‌زندگی شخصی، روابط و سلامت روان بر احساس رضایت یا ناخشنودی افراد تاثیر متقابل دارد. كسی كه نیاز دارد دیگران ا و را دوست داشته باشند و از او تعریف كنند موفقیت را در مشهور بودن احساس می كند. فرد گوشه گیر موفقیت را در دستاوردهای فردی احساس می كند تا گروهی. شخصیت ضد اجتماعی موفقیت را در نقض قانون می داند تا پیروی از آن.

به طور كلی می توان گفت موفقیت:

  1. هدفی است كه می خواهید در زندگی مشترك، كار، تحصیل به آن برسید.
  2. موضوعی است كه می خواهید آن را خوب انجام دهید.
  3. چیزی است كه به خاطر آن مورد تشویق قرار می گیرید.
  4. در مسیر رسیدن به آن، نسبت به خودتان احساس خوبی پیدا می كنید.

158-1.jpg
بهمن ۱۱, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مدیریت از زمان

حتی اگر نابغه نباشید، می توانید از استراتژی های نابغه هایی مانند ارسطو و انیشتین استفاده کنید تا قدرت ذهن خلاق خود را برای داشتن آینده ای بهتر به کار بگیرید.
راهبردهای زیر شما را تشویق به تفکر موثر در رسیدن به راه حل مشکلات می کنند. این استراتژی به سبک های تفکر نوابغ و دانشمندان خلاق در علم، هنر و صنعت در طول تاریخ متداول است.

تفکر به روش نوابغ

۱- با دیدی متفاوت به مشکلات موجود در زمینه های مختلف بنگرید.

دیدگاه های جدیدی بیابید که هیچ کس دیگر پیدا نکرده است.

لئوناردو داوینچی معتقد بود که به دست آوردن دانش مربوط به یک مسئله، با آموختن راه های مختلف بازسازی آن مسئله آغاز خواهد شد. او بر این عقیده بود که اول نگاه به مسئله جانبدارانه و تعصب آمیز بود. اغلب، مشکل خودش بازسازی می شود و به یک مشکل جدید تبدیل می شود.

۲- تجسم کنید.

وقتی که انیشتین به یک مسئله فکر می کرد، همیشه تدوین و فرموله کردن موضوع به روش های مختلف موجود و نیز استفاده از دیاگرام ها را ضروری می دانست. او راه حل ها را تجسم می کرد و اعتقاد داشت که کلمات و اعداد، نقش عمده ای در روند تفکر وی ندارند.

۳- تولید کنید.

مشخصه متمایز نابغه بودن، بهره وری است.

توماس ادیسون حق انحصاری اختراع داشت. او بهره وری را با دادن ایده های مختلف به خود و همکارانش تضمین می کرد. یکی از اساتید دانشگاه کالیفرنیا در یک مطالعه روی ۲۰۰۰ دانشمندان در طول تاریخ، متوجه شد که مورد توجه ترین دانشمندان نه تنها کارهای بزرگی انجام داده اند، بلکه کارهای “بد” بزرگی نیز انجام داده اند! آنها در راه رسیدن به مراتب بالا، از شکست یا رسیدن به نتایج نامطلوب هراس ندارند.

۴- ترکیبات جدید بسازید.

ایده ها، تصاویر و افکار را به صورت های مختلف بارها و بارها ترکیب کنید، بدون توجه به این که چه قدر عجیب یا نامتداول باشند. قوانین وراثت که اساس علم مدرن ژنتیک است، از ایده های راهب اتریشی، جورج مندل، گرفته شده است که ترکیب ریاضیات و زیست شناسی را برای ایجاد یک علم جدید به کار گرفت.

۵- بین چیزهای مختلف، حتی آن هایی که به هم بی ربط به نظر می رسند، ارتباط برقرار کنید.

داوینچی به زور رابطه ای بین صدای یک زنگ و سنگی که با آب برخورد می کند، برقرار کرد. این کار او را قادر ساخت تا بفهمد صوت به صورت امواج حرکت می کند. ساموئل مورس ایستگاه های رله برای سیگنالهای تلگرافی را زمانی اختراع کرد که ایستگاه های رله برای اسب ها را مشاهده می کرد.

۶- به تضادها بیندیشید.

نیلز بور فیزیکدان معتقد بود که اگر شما چیزهای متضاد را با هم نگه دارید، به افکار خود شک می کنید و ذهن شما به یک سطح جدید می رسید. توانایی او در تصور نور هم به عنوان یک ذره و هم موج، او را به اصل تکامل رساند. تعلیق اندیشه (منطق) ممکن است به ذهن شما ایجاد یک فرم جدید را اجازه دهد.

۷- به تشابه ها بیندیشید.

ارسطو استعاره را نشانه ای از نبوغ می دانست و اعتقاد داشت که فردی که قادر به درک شباهت هایی بین دو حوزه جدا از هم و اتصال آنها به هم را داشته باشد، یک فرد با استعداد و ویژه است.

۸- خودتان را برای هر شانسی آماده کنید.

هر موقع که برای انجام کاری تلاش کنیم و با شکست مواجه شویم، به سراغ انجام کاری دیگر می رویم که در واقع اصل اساسی برای خلاقیت است. شکست تنها وقتی می تواند مولد و مفید باشد که ما بر روی آن به عنوان عاملی منفی تمرکز نکنیم. در عوض این روند، اجزای آن و این که چگونه می توان آنها را تغییر داد، را تجزیه و تحلیل کنیم تا به نتایجی دیگر برسیم. این سوال را نپرسید که “چرا من شکست خوردم؟”، بلکه به جای آن بپرسید:”من چه کاری کرده ام؟”

۹- صبر داشته باشید.

پل سزان (۱۸۳۹ — ۱۹۰۶) یکی از بزرگترین نقاشان قرن نوزدهم شناخته شده است و اغلب او پدر هنر مدرن لقب می دهند. او پلی ارتباطی بین امپرسیونیسم و کوبیسم ایجاد کرد. وی در طول عمر خود تنها چند نمایشگاه برگزار کرده بود، ولی تاثیر و نفوذ او بر هنرمندان بزرگ بعدی به عنوان مبتکر با شکل و فرم بود. نبوغ او، با این حال، تا اواخر زندگیش آشکار نشد. ورود او به مرکز هنری Ecole des Beaux école در ۲۲ سالگیش رد شد و اولین نمایشگاه انفرادی او وقتی ۵۶ ساله بود برپا شد. نبوغ او محصول سال ها تمرین و نوآوری تجربی بود.


102-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۹ دقیقه

یک سخنرانی عالی

ساعت ۹ صبح روز شنبه است و شما به تنها چیزی که فکر نمی‌کنید سخنرانی کردن در جلوی جمع است. ناگهان مدیرتان شما را صدا می‌کند و به شما می‌گوید که باید هفته آینده برای ۵۰ نفر از همکارانتان درباره وضعیت پروژه سخنرانی کنید. واکنش شما چه خواهد بود؟

آیا احساس می‌کنید که سخنرانی عمومی نیز بخشی از وظایف عادی شماست؟
آیا به این فکر می‌افتید که چگونه از این فرصت برای بهتر نشان دادن خود به مدیرتان استفاده کنید و سعی می‌کنید اطلاعات کامل و جامع و جذابی را برای سخنرانی خود فراهم کنید؟
و یا مثل اغلب مردم، از جلوی دیگران ایستادن و سخنرانی کردن و مورد قضاوت آن‌ها قرار گرفتن احساس ترس و وحشت می‌کنید؟
آیا می‌توان یک سخنران معمولی بود و با یادگیری مهارت‌هایی یک سخنران مجذوب کننده و الهام بخش شد؟
آیا می‌توان از سخنرانی عمومی به شدّت هراسان و وحشت‌زده بود امّا با یادگیری مهارت‌هایی به آرامش دست یافت و حتی از سخنرانی کردن لذت برد؟
پاسخ این دو سوال بدون تردید «بله» است.
بارها شنیده‌اید که ما امروز در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم. هرگز پیش از این، اینهمه اطلاعات در دسترس بشر قرار نداشته است. آهنگ تغییر و توسعه به قدری سریع است که باید به طور ثابت کار کنیم تا از دور خارج نیفتیم. مردم بیش از همیشه، به عنوان بخشی از این به هنگام بودن دائمی، مجبور به ارائه اطلاعات به دیگران هستند و باید اطلاعاتشان را در اختیار همکارانشان قرار دهند.
دو زمینه مهارتی عمده وجود دارد:

مهارت‌های ارائه موثر، استفاده از ابزارهای آموزشی، استفاده از فن بیان، سازماندهی به مطالب و غیره.
مدیریت خود، توانایی حفظ آرامش و خونسردی در جلوی جمع
یادگیری این مهارت‌ها نه تنها تفاوت چشمگیری در کیفیت ارائه شما به وجود می‌آورد بلکه باعث می‌شود تا از این کار لذت ببرید. سخنرانان مسحور کننده و جذاب بسیار نادرند امّا تنها دلیلش این است که اغلب مردم زمان کافی برای یادگیری مهارت‌های سخنرانی صرف نمی‌کنند.
سخنران خوب بودن، باعث بهبود موقعیت شغلی، زندگی اجتماعی و به طور کلی رضایت کاری شما خواهد شد. یک سخنران خوب می‌تواند تقریباً هر موضوعی را به یک موضوع مورد علاقه برای شنوندگان تبدیل کند. یادم می‌آید که یکی از دوستانم می‌گفت جالب‌ترین و تفکر برانگیزترین سخنرانی‌ای که تا کنون در آن شرکت داشته درباره «فرایند چاپ» بوده است!
ترس‌های سخنرانی عمومی

مردم دقیقاً از چه چیز سخنرانی عمومی می‌ترسند؟

لیست چیزهایی که زیاد می‌شنویم به قرار زیرست:

گلویم خشک می‌شود و قادر به حرف زدن نمی‌باشم.
یادم می‌رود که درباره چه چیزی حرف می‌زدم و ذهنم کاملاً پاک می‌شود.
از سوالات حاضران می‌ترسم. اگر نتوانم پاسخ دهم چه می‌شود؟
وجود یک نفر در جمع که بیش از من در این باره می‌داند.
توجه مردم به دستپاچه بودن و عصبی بودنم.
ترک سالن در میان سخنرانی توسط برخی از حاضران و یا صحبت کردن آن‌ها با هم.
ارائه من آنقدر بد باشد که ارتباطات شغلی و اجتماعیم را به خطر اندازد.
می‌ترسم یکنفر وسط سخنرانی من بلند شود و با صدای بلند به ایرادگیری و برهم‌زدن سخنرانی بپردازد.
از ایستادن جلوی جمع دچار اضطراب و ترس می‌شوم.
راه‌های مقابله
نخست، بپذیریم که ما انسان‌ها به ترس نیاز داریم. بدون توانایی «ترسیدن»، امروز ما وجود خارجی نداشتیم. پیشینیان ما با اتکاء به «ترس»، خود را در مقابل موجودات بزرگ‌تر، قوی‌تر و سریع‌تر حفظ کرده‌اند.
هنگامی که ما می‌ترسیم، ذهن ناهشیار (ناخودآگاه) ما کنترل را به دست می‌گیرد و ما را برای اقدام فیزیکی و جسمی آماده می‌کند. ما به منظور نجات از یک تهدید فیزیکی، به طور خودکار با یک واکنش سریع، عکس‌العمل نشان می‌دهیم. در برخی مواقع، این واکنش می‌تواند به نجات جان ما بینجامد.
در خلال این واکنش «ستیز یا گریز»، تنفسمان تندتر می‌شود تا برای کار بدنی سخت آماده شویم، عرق می‌کنیم تا بدنمان خنک‌تر شود، و حس می‌کنیم که قادر به فکر کردن نیستیم. باید به یاد داشته باشیم که بقا در شرایط اولیه و بدوی اساساً بیشتر نیازمند اقدام است تا تفکر.
ما به هنگام سخنرانی به مقدار کمی اضطراب نیاز داریم. این باعث می‌شود که قدرت ما در به یادآوری مطالب افزایش یابد، سطح انرژی ما بالاتر رود و تمرکز ما برای ارائه مطالب بیشتر شود. مردم از یک سخنران بیحال و بی‌خیال به سرعت خسته می‌شوند!
بنابراین، ما نه اضطراب زیاد می‌خواهیم و نه آرامش زیاد. ما به تنش کافی نیاز داریم تا به ما انرژی و آرامش کافی برای تفکر و به یادآوری دهد. ما نیاز به تعادل مناسب بین این دو داریم.
بنابراین، ما نه اضطراب زیاد می‌خواهیم و نه آرامش زیاد. ما به تنش کافی نیاز داریم تا به ما انرژی و آرامش کافی برای تفکر و به یادآوری دهد. ما نیاز به تعادل مناسب بین این دو داریم.

اغلب سخنرانان وحشت‌زده‌ای که ما آموزش داده‌ایم، «الگوی ترس» نسبتاً ثابتی داشتند:

شما ارائه مطلبی را در پیش دارید.
درباره‌اش فکر می‌کنید، تصوًر می‌کنید کارها خراب می‌شود و احساس اضطراب می‌کنید.
به طور غیر ارادی، بین «فکر سخنرانی» و «احساس ترس» در ذهن شما تداعی برقرار می‌شود.
هنگامی که در شرایط واقعی «جلسه سخنرانی» قرار گرفتید، دچار ترس و اضطراب شدید می‌شوید!
این «مرور ذهنی منفی» برای یک رویداد نام دارد. و تعجب‌آور نیست که با وابستگی و تداعی نزدیکی که بین این دو در ذهن شما به وجود می‌آید، هنگامی که در موقعیت واقعی قرار گرفتید احساس ترس و وحشت کنید.
پاولوف نشان داد که وقتی به طور مکرّر هنگام غذا دادن به سگ‌ها، یک زنگ را به صدا در می‌آوردند، بعداً فقط با شنیدن صدای زنگ، بزاق دهانشان ترشح می‌کرد.
انسان‌ها نیز همین گونه‌اند. چنانچه به طور مکرّر با تصوّر چیزی احساس ترس کنند، هنگامی که در آن شرایط قرار گیرند هم احساس ترس خواهند کرد. امّا انسان‌ها می‌توانند یاد بگیرند که بندبازی، جنگیدن یا خنثی کردن بمب را در ذهن خود با آرامش روان‌شناختی، وابسته (متداعی) سازند. ما می‌توانیم یاد بگیریم که یک تداعی را در ذهنمان تغییر دهیم.
تمرین: واکنش به سخنرانی عمومی با آرامش، نه ترس
مکان ساکتی را پیدا کنید که بتوانید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بدون مزاحم در آنجا باشید. چشمانتان را ببندید و حواستان را روی دستانتان متمرکز کنید. احساس آن‌ها را به هنگام آرمش (ریلکس بودن) در ذهنتان تصوّر کنید. با گسترس آرمش، اجازه دهید ذهنتان کم‌کم به زمانی که شما کاملاً در آن احساس راحتی و آرامش می‌کردید برسد. مثلاً زمانی که در وان حمام خوابیده بودید یا موسیقی گوش می‌دادید یا حتی بعدازظهری با دوستان که می‌گفتید و می‌خندیدید و زمان خوشی داشتید.
اکنون سعی کنید حس واقعی آن لحظه را درک کنید. به رنگ‌ها، اشیاء، صداها، و حتی بوها و مزه‌های مربوط به آن لحظه توجه کنید. سعی کنید آن حس‌ها را در خودتان زنده کنید و بازگردانید، انگار دوباره همانجا هستید.
هنگامی که آن حس در شما به وجود آمد، تصوّر کنید دارید تلویزیون تماشا می‌کنید و خود را بر صحنه تلویزیون ببینید که آن سخنرانی را ارائه می‌کند. با آرامش و سر فرصت به آن گوش کنید. دقت کنید که «بر صفحه تلویزیون بودن» است که باعث می‌شود احساس آرامش و راحتی کنید.
اکنون توجه خود را معطوف صفحه تلویزیون کنید و حس سخنرانی کردن به آن شکل را همراه با احساسات خوش قبلی تجربه کنید. چند لحظه این کار را ادامه دهید، انگار که دارید خواب می‌بینید. هنگامی که چند دقیقه از این حالت لذت بردید، چشمانتان را باز کنید و سرحالی و هوشیاری را در خود حس کنید.
این متن را چند بار بخوانید تا مطمئن شوید تمام مراحل آن را به ذهن سپرده‌اید. این تمرین را چند بار تکرار کنید و به تفاوت‌های آن در هر بار توجه کنید.
برای بعضی از افراد این تمرین آسان‌تر از بقیه است. اگر شما با انجام دادن آن مشکل دارید می‌توانید از یک مشاور یا روان‌شناس برای بالا بردن حس اعتماد به نفستان استفاده کنید. در این رابطه غالباً استفاده از هیپنوتیزم نیز موثر است.

اجتناب از اشتباهات عمده در سخنرانی عمومی

هنگامی که من برای نخستین بار شروع به سخنرانی در جمع کردم به نحوه نگاه کردن حضار بسیار حسّاس بودم. در خلال سخنرانی سعی می‌کردم ذهن آن‌ها را بخوانم.

آیا چهره درهم فرو بروده‌اند؟
آیا چهره‌شان بی‌حالت است؟
آیا این به معنی مخالفت آن‌هاست؟
اگر هیچکس لبخند به لب نداشت واقعاً ناراحت می‌شدم. اگر یکی از حضّار چهره دوستانه‌تری داشت من در تمام سخنرانی تقریباً فقط به او نگاه می‌کردم و به دیگران کاری نداشتم.
یکبار در یک کارگاه آموزشی دو روزه که برای ۴۰ نفر برگزار می‌کردم، خانمی در ردیف جلو نشسته بود که مرتباً چهره‌اش را در هم فرو می‌برد و حتی گاهی سرش را هم تکان می‌داد! من سعی کردم او را نادیده بگیرم و به او نگاه نکنم و برایم جالب بود که او هیچ پرسشی هم نمی‌کرد. در پایان روز دوم که من سرگرم جمع‌آوری لوازمم بودم، به من نزدیک شد و با کمال تعجب به من گفت که از ارائه من بسیار لذّت برده و این کارگاه دستاوردهای فوق‌العاده‌ای برایش داشته است!
از آن موقع تا کنون، دیگر سعی نمی‌کنم حدس بزنم که حضّار چه فکری می‌کنند.
پس از آن که یاد گرفتم چگونه آرامش بیابم و از سخنرانی عمومی لذّت ببرم، درک من شروع به تغییر کرد. چیزی که قبلاً به عنوان خصومت به چشمم می‌آمد، اکنون به صورت عصبی بودن حضّار در نظرم می‌آید. به جای آن که به آن‌ها نگاه کنم تا آرامش بیابم، سعی می‌کنم کاری کنم که آن‌ها آرامش داشته باشند.

کنار آمدن با برخی از حضّار و پرسش‌های سخت

چنانچه در خلال ارائه شما یکی از حضّار نظم را به هم می‌زد و مخّل برنامه بود بدانید که این تنها شما نیستید که از این رفتار، آزرده و ناراحت می‌شوید. مردم عموماً در طول سخنرانی، ادب و نزاکت را رعایت می‌کنند. اگر کسی شروع به تکّه پرانی‌های نیشدار و طعنه‌آمیز کرد و در ارائه شما وقفه به وجود آورد، چند گزینه پیش‌رو دارید. شما می‌توانید:

قبل از شروع سخنرانی از حضّار درخواست کنید قبل از هر اظهار نظر یا پرسشی دست خود را بلند کنند و یا اعلام کنید که در پایان سخنرانی، وقتی را برای پرسش و پاسخ و اظهارنظر اختصاص خواهید داد.
اگر کسی شروع به ایجاد وقفه در سخنان شما کرد می‌توانید مودبانه توضیحات اولیه خود را به یاد او بیاورید. اغلب افراد به این درخواست پاسخ مثبت می‌دهند.
اگر کسی گفت که کاملاً با صحبت‌های شما مخالف است شما یا می‌توانید سعی کنید او را قانع کنید و یا بحث را به جمع گسترده‌تر حضّار بکشانید. به احتمال زیاد، دیگران به دفاع از نظرات شما برخواهند خاست. به یاد داشته باشید که وظیفه شما ارائه اطلاعات به شکلی جامع و جذاب است، نه این که به قیمت از دست دادن دیگران، درگیر بحث با یکی از حضّار شوید.
بپذیرید که بعضی چیزها را نمی‌دانید و قول بدهید که برای آنان بیابید.
به آن‌ها بگوئید که مایلید به این بحث بازگردید.
به حضّار بگوئید که به دلیل محدود بودن وقت اجازه دهند مطالبتان را به پایان برسانید و پس از سخنرانی چنانچه پرسشی داشتند نزد شما بیایند.
به نکات اصلی سخنرانی خود بچسبید. شما نباید به هر سوال بلافاصله پاسخ دهید. اگر کسانی خواستند مسائل حاشیه‌ای و جانبی را مطرح کنند می‌توانند این کار را در زمان استراحت یا پس از خاتمه ارائه شما انجام دهند.
به یاد داشته باشید: این تنها وظیفه شما نیست که خود را برای حضّار توجیه کنید. نیمی از مسئولیت نیز بر عهده آنان است. آن‌ها باید ادب و نزاکت را رعایت کنند، به گفته‌های شما گوش فرا دهند، سوالات مربوط بپرسند و بدانند که چه موقع سکوت را رعایت نمایند. مسئولیت شما از این به بعد آغاز می‌گردد.

آمادگی برای سخنرانی عمومی

همه چیز به آمادگی بستگی دارد.

برای آن که احساس اطمینان کنید باید واقعاً با موضوع آشنایی داشته باشید. آشنایی کلّی و یا مطالعه مستمر به تنهایی برای یک ارائه خوب کافی نیست.
«مسیر حرکت» خود در سخنرانی (از کجا شروع می‌کنید، ترتیب ارائه مطالب چیست و به کجا ختم می‌کنید) را دقیقاً مشخص کنید و آن را چند بار مرور کنید و به خاطر بسپارید.
از نکات کلیدی سخنرانی، یادداشت‌های کوتاهی برای خود آماده کنید و نزد خود داشته باشید تا اگر لازم شد به آن مراجعه کنید.
سخنرانی را با صدای بلند برای خودتان تمرین کنید. این کار در به خاطرسپاری مطالب کمک می‌کند.
در تمرین‌های خود حتماً زمان‌ها را ثبت کنید و سعی کنید ارائه شما در چهارچوب زمانبندی تعیین شده باشد.
اگر احساس عصبی بودن می‌کنید و یا از ارائه قبلی خود تجربه ناخوشایندی دارید، با استفاده از تکنیک‌های آرمش (ریلکس شدن) خود را از نظر ذهنی آماده سازید. وقتی پشت صحنه آماده شد، ارائه شما آسان‌تر و بهتر خواهد شد.

توصیه‌هایی برای سخنرانی عمومی

با همه حضّار تماس چشمی برقرار کنید.
به یاد داشته باشید که بعضی از افراد از قرار گرفتن در جمع حضّار عصبی می‌شوند. فضا را برای آن‌ها راحت کنید
هر جا که مفید بود از تصاویر استفاده کنید. مردم تماشا کردن تصاویر را دوست دارند. تصاویر، نمودارها و فیلم می‌تواند ارائه شما را به یاد ماندنی‌تر کند. البته نباید از تصاویر برای ارائه اطلاعات فنی و جزئیات استفاده کرد. تصاویر باید ساده باشند.
جزواتی را بین حضّار پخش کنید. آن‌ها آن را با خود خواهند برد و در آینده با دیدن آن به یاد سخنرانی شما می‌افتند. یادتان باشد که گرفتن یک چیز رایگان، حس خوبی در مردم به وجود می‌آورد. البته این جزوه نباید حاوی تمام مطالبی که می‌خواهید بیان کنید باشد. شما نمی‌خواهید که حضار در هنگام سخنرانی شما سرگرم خواندن جزوه باشند.
باز هم می‌گوئیم که به یاد داشته باشید حضار هم مسئولیت خاص خودشان را دارند.
این گونه فکر نکنید که چطور می‌توانم از این سخنرانی جان سالم به در ببرم؟ این طور فکر کنید که چگونه می‌توانم آن را به نحو احسن انجام دهم؟
به هنگام سخنرانی، لحن صدای خود را تغییر دهید. هر کجا لازم بود صدایتان را بلند کنید و دوباره پائین بیاورید. صدای یکنواخت سخنران، به ویژه در سخنرانی‌های طولانی، برای حضار بسیار خسته کننده و ملال‌آور است.
تمرینی که در بخش قبل گفتیم را تکرار کنید تا زمانی که فکر سخنرانی کردن در جلوی جمع واقعاً باعث آرامش شما شود. به یاد داشته باشید که دنیا به ارتباطات خوب نیاز دارد و وقتی آدم کودنی مثل من می‌تواند این کار را انجام دهد شما هم حتماً می‌توانید!‌
از شوخ طبعی استفاده کنید. استفاده از شوخ طبعی به هنگام ارائه و به ویژه در ابتدای سخنرانی، به اصطلاح یخ جلسه را می‌شکند و فضای صمیمانه‌تری به وجود می‌آورد. البته توجه کنید که شوخی شما بجا و مناسب گفته شود و برای کسانی برخورنده نباشد.
آخرین توصیه: سخنرانی عمومی می‌تواند مفرّح باشد!
سخنرانی عمومی می‌تواند بسیار مفرّح و ارضاءکننده باشد. چنانچه از ارائه خود لذّت بردید، یا حتی تا حدودی لذّت بردید، این امر باعث تقویت اعتماد به نفس شما می‌شود و انرژی مثبتی در شما به وجود می‌آورد. این فرصت را از خودتان دریغ نکنید!


say-no-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

راهکار مناسب برای نه گفتن

ما هر روز باید به دیگران نه بگوییم؛ افرادی با ویژگی های مختلف و در موقعیت های مختلف. هر روز ممکن است کسی را شما را به یک مهمانی دعوت می کند یا کاری از شما می خواهد که واقعاً نخواهید آن را انجام بدهید.

با این حال نه گفتن سخت است و شاید دردناک هم باشد. بیشتر ما بعد از نه گفتن احساس گناه می کنیم. هیچ کدام از ما دوست نداریم کسی را ناراحت، اذیت یا عصبانی کنیم. گاهی هم پیش می آید که فشار زیادی برای بله گفتن روی ماست.

نه گفتن وقتی سخت تر می شود که فرد درخواست کننده سعی می کند شما را برای گرفتن جواب مثبت قانع کند. بیایید با هم یک موقعیت را فرض کنیم : کسی از شما میخواهد که کاری برایش بکنید اما از قبل برای زمان تان برنامه ریزی کرده اید (این برنامه ریزی حتی می تواند تماشای یک فیلم باشد چون اخیراً خیلی کار کرده اید!). پاسخ شما منفی است اما طرف مقابل می گوید : “بیخیال؛ کسی دیگه ای نیست که اینکار رو برام بکنه. خودخوه نباش!”.

وقتی این جملات را می شنوید احتمالاً احساس بدی نسبت به خودتان پیدا می کنید. به همین خاطر قید برنامه خودتان را می زنید چون نمی خواهید احساس شرمندگی کنید. اما هنوز احساس بدی دارید! همه ما انسان هستیم و هر انسانی که حدود و مرزهایش را بکشند احساس بدی پیدا می کند.

در واقع، احساس رنجش از دیگران بیشتر وقتی ایجاد می شود که مجبور می شوید بخاطر آنها و درخواست هایشان از خطوط قرمز خودمان بگذریم. وقتی مهارت نه گفتن را بلد باشید و نه گفتن ناراحت تان نکند، نمی گذارید کسی شما را برخلاف میلتان به کاری مجبور کند و در نتیجه کمتر رنجیده می شود؛ هم از خودتان و هم از دیگران.

راحت نه گفتن نیاز به تمرین دارد. با یادگیری و پیروی از چند استراتژی کلی می توانید نه گفتن را بسیار ساده تر کنید. در این مقاله سه راهکار و استراتژی را به شما یاد می دهیم که با تمرین و یادآوری آنها می توانید راحت نه بگویید و احساس رنجش نکنید.

بدانید که نمی توانید با مهربانی و نرمی نه بگویید

شاید شما هم مثل خیلی از مردم فکر می کنید نه گفتن می تواند مهربانانه باشد. وقتی به کسی نه می گویید آن فرد لزوما شما را درک نمی کند و حتی ممکن است فکر کند شما در حقش اجحاف می کنید. نه گفتن بخشی از زندگی است و می توانید بدون بی ادبی و رنجاندن دیگران نه بگویید اما خیلی سخت است که انتظار داشته باشید وقتی نه می گویید به اندازه اوقات دیگر مهربان باشید.

در واقع نه گفتن صحیح و اصولی نوعی ” ابراز وجود همدلانه ” است اما لزوما مهربانانه نیست. مثال های زیر بخوبی نشان می دهد که چطور همدلانه و مودب نه بگویید بدون اینکه بخواهید بی دلیل مهربان بازی دربیاورید:

“من دوست دارم به مهمانیت بیایم و فکر می کنم خیلی بهم خوش میگذره اما نمی تونم”
“الان برنامه کاریم کاملاً پره و جای دیگه ای قرارداد دارم. اصلاً فکر نمی کنم بتوانم کار تو رو درست انجام بدم چون نمی تونم به اندازه کافی روش تمرکز کنم”
“شما خیلی آدم خوب و موجهی بنظر می رسید اما من الان با کس دیگه ای رابطه دارم”
“معلومه روز سختی داشتی و کاملاً درکت می کنم اما وقتی نصف شب از من میخوای حالتو خوب کنم، حال خودم می شه. کسی که حالش بده چطور میتونه حال کسی رو خوب کنه”

صادق باشید

گاهی صادق بودن با مردم باعث می شود آنها بهتر شما را درک کنند. مثلاً می توانید خیلی رک و راست دلیل نپذیرفتن دعوت به یک مهمانی را بگویید – البته با رعایت اصل ابراز وجود همدلانه – : ” این هفته خیلی کار کردم و واقعاً به استراحت آخر هفته نیاز دارم”.

همه ما این دشواری ها و گرفتاری ها را در زندگی تجربه کرده ایم و به همین خاطر اگر کسی صادقانه آنها را با ما در میان بگذارید، درکش می کنیم. اما اگر در صورت صادق بودن هم درک مان نکنند و با ما تند برخورد کنند، چه؟

باید درباره طرز رفتارتان با این افراد تجدید نظر نکنید. همه ما در اطراف مان به کسانی نیاز داریم که حریم ها و مرزهایمام احترام بگذارند و با نه گفتن و نه شنیدن مشکلی نداشته باشند.

یک راه حل جایگزین که برایتان ساده تر باشد، پیشنهاد کنید.

گاهی اوقات ارائه پیشنهادهایی که برای خودمان راحت تر باشد و مشکل طرف مقابل را هم حل کند، نه گفتن و نه شنیدن را خیلی ساده تر میکند. تصور کنید دوست تان یک مهمانی بزرگ برای تولدش ترتیب داده و شما از مهمانی های بزرگ خوشتان نمی آید. دعوتش را برای مهمانی نمی پذیرید اما او را به یک شام دو نفر دعوت میکند و سعی می کنید حسابی بهتان خوش بگذرد.

می توانید برای پیدا کردن این پیشنهاد جایگزین با طرف مقابل مشورت هم بکنید. مثلاً دعوت همکار قدیمی تان را برای کار در شرکتش نمی پذیرید ولی از او می خواهید روی شما به عنوان یک نیروی داوطلب حساب کند و در سمینارهایش از شما کمک بگیرد.

فرض کنید کسی از شما دعوت می کند عضو هیئت مدیره یک سازمان یا تشکیلات بشوید. شما دوست دارید در آن سازمان فعالیت کنید اما نمی خواهید این مسئولیت بخصوص را بپذیرید. در چنین شرایطی بهترین کار این است که پاسخ بدهید : من نمی توانم به اندازه عضو هیئت مدیره برای سازمان وقت صرف کنم اما خیلی خوشحال میشم به عنوان مشاور در خدمت تان باشم و در زمینه تخصصم به شما کمک کنم.

خواهرتان از شما می خواهید کیک یا دسر معروف تان را برای دورهمی او و دوستانش بپزید اما شما حسابی خسته هستید. در چنین شرایطی چکار می کنید؟ توصیه ما این است که با او صادق باشید و بگویید که خسته هستید و پیشنهاد بدهید که شیرینی مورد علاقه اش را از یک شیرینی فروشی خوب برایش می خرید.

این سه راهکار نه تنها نه گفتن را برای خودتان ساده تر میکند بلکه باعث رنجش و آزردگی دیگران هم نمی شود. با این راهکارها اطرافیان شما خیلی راحت تر پاسخ های منفی شما را می پذیرند. نکته آخر اینکه؛ بخاطر داشته باشید نه گفتن جزو حقوق فردی شماست و اگر نمی خواهید دلیلش را به کسی بگویید نظرتان همچنان محترم است.

باز هم می گوییم که این راهکارهای معجزه نمی کنند و نیاز به تمرین دارند. اگر با این استراتژی ها نه بگویید نه تنها موقعیت تان را بین اطرافیان از دست نمی دهید بلکه احترام بیشتری دریافت می کنید.

اگر دیگران در مقابل این راهکارها طوری واکنش نشان دادند که انتظار نداشتید، بازهم حق با شماست. نگذارید واکنش های اشتباه و از روی هیجان و احساس لحظه ای، کنش های صحیح شما را زیر سوال ببرد. یک جوری رفتار بدی که با شما شده را از دل خودتان بیرون بیاورید و به کنش های صحیح و درست ادامه بدهید.


adult-self-esteem.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

اعتماد بنفس

افرادی كه از اعتماد بنفس پایینی برخوردار می باشند دارای خصوصیات زیر هستند:

–  مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.

–  هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود نگاه نمیكنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.

–  در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی كه به آنان میشود مشكل دارند (تصور میكنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها می باشند).

–  معمولا احساس میكنند قربانی رفتار دیگران هستند.

–  احساس تنهایی میكنند حتی زمانی كه در یك جمع قرار دارند.

–  در درون خود احساس خلاء و پوچی میكنند.

–  احساس میكنند با دیگران تفاوت دارند.

–  احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.

–  نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.