Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدسته‌بندی نشدهدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتنقد روانشناسی فیلم سینمایینمونه موفق دکتر فلسفینمونه موفق فرناز رضایینمونه موفق نفیسه مطلقنمونه های موفق اکسیرویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

Increased-motivation-in-anxious-people.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اغلب اوقات، زمان داشتن استرس به‌نظر می رسد که همه چیز از همه طرف روی سر شما آوار شده‌ است. حس می کنید مشکلات مثل گلوله به سمت شما شلیک می شوند و باید مرتب جاخالی بدهید تا آسیب نبینید. در این مواقع موضع دفاعی می گیرید و حتی دفاع تان هم خیلی خوب نیست.

اگر به دنبال رهایی از اضطراب هستید، باید نحوه ادراک خود را تغییر دهید. مدیریت شرایط سخت و وضعیت های استرس زا بسیار مهم است. باید بدانید نوع نگاه و درک تان از وضعیت های مختلف بسیار حیاتی است. شاید اعتقادی به جملات انگیزشی نداشته باشید، اما باید به این باور برسید، جملات الهام بخش و انگیزشی می توانند شما را در مسیر صحیح زندگی قرار دهند و از اضطراب تان بکاهند.

افزایش انگیزه در افراد مضطرب

پس اگر می خواهید بر اضطراب خود فائق بیاید، از خواندن جملات انگیزشی زیر غفلت نکنید.

  • شما سخت تلاش می کنید، اما شما نمی توانید کامل و عالی باشید.
  • قوی ترین اسلحه در برابر اضطراب، قدرت انتخاب ما در نوع افکارمان است.
  • اضطراب، چه اضطراب اجتماعی، تعمیم یافته یا غیره، انتخابی نیست.
  • داشتن اضطراب به این معنا نیست که شما کمتر از دیگران شجاع هستید.
  • مسیرهای سخت و پرپیچ و خم به بهترین مقصدها می رسند. هنوز بهترین اتفاق زندگی ات رخ نداده است. منتظر باش.
  • با افرادی وقت بگذرانید که بهترین،را در شما به ارمغان می آورند، نه استرس را در شما.
  • هیچ‌چیز، جز خودت مسبب آرامش تو نیست.
  • سفر یک هزار مایل با یک قدم شروع می شود.
  • باید یاد بگیری بگذری و اجازه دهی تمام استرس ها از تو دور شوند. گذشتن بسیار مهم است، زیرا تو بر همه چیز کنترل نداری.
  • خوب است که ارتباط خود را با افرادی که روی خلق شما اثر منفی می گذارند، قطع کنید. گاهی اوقات این برای هر دو شما بهتر است.
  • این واقعیت که شما مضطرب هستید به این معنی است که شما چیزهای زیادی را در مورد چیزهای مهم می بینید، که بسیار عالی است؛ اما حالا یاد بگیرید که آن را به سطحی که برای شما قابل کنترل است؛ در آورید.
  • گاهی اوقات یک شریک یا یک دوست خوب می تواند در لحظات سخت به شما کمک کند.
  • هر گاه خواستی به مانند روش های ناموفق گذشته نسبت به موقعیت های سخت واکنش نشان بدهی، از خود بپرس: می خواهی اسیر گذشته‌ ات باشی یا فاتح آینده ای شاد؟
  • اضطراب ما را نمی کشد، شیوه‌ برخوردمان با آن، ما را خواهد کشت.
  • اگر صدایی در درون تان می شنوید که می گوید “شما نمی توانید نقاشی کنید”، با تمام قدرت تان نقاشی کنید و این صدا خاموش خواهد شد.
  • انسان های بامحبت در دنیای محبت و عشق ساکن هستند و انسان های متخاصم نیز در دنیای تخاصم و دشمنی. جالب است که مکان هر دو دنیا مشترک است.
  • هر روز، شما فقط مقدار محدودی از زمان و انرژی را در اختیار دارید. سعی کنید آن را صرف مسائل مهم تر کنید تا چیزهایی که حال تان را بدتر می کند.
  •  تفکرات تان را تغییر بدهید تا دنیای شما تغییر کند.
  • اگر اعتبارت را برای داشتن امنیت از دست بدهی، اضطراب، افسردگی، اختلال در تغذیه، اعتیاد، خشم، گناه، نفرت و غم بی پایان در انتظارت خواهد بود.
  • خیلی نگران طرز تفکر دیگران درباره‌ خود نباشید؛ کافی است بدانید آن‌ها به ندرت به شما فکر می کنند.

نگرانی درباره طرز تفکر دیگران درباره خود

  • ای کاش می دانستید چقدر در زندگی افرادی که می بینید، اهمیت دارید و چقدر در زندگی کسانی که در رویاهای تان هم ندیده اید مهم هستید. بخشی از شما در هر دیدار و برخورد با دیگری به یادگار می ماند.
  •  من نمی‌توانم جهت باد را تغییر دهم، اما می توانم بادبان هایم را طوری تنظیم کنم که همیشه به مقصد برسم.
  • اگر نمی توانی پرواز کنی، بدو، اگر نمی توانی بدوی راه برو، اگر نمی توانی راه بروی سینه خیز برو، اما هر کاری کنی، به سمت جلو در حرکت باش.
  • بسیاری از ما، رویاهای مان را زندگی نمی کنیم، زیرا ترس‌های مان بر تمام جوانب زندگی مان چیره شده اند.
  •  عقاب از طوفان برای رسیدن به ارتفاعات غیر‌قابل تصور استفاده می کند.
  •  هنگامی ‌که همه چیز علیه شما به نظر می‌رسد، به یاد داشته باشید که هواپیما خلاف جهت باد حرکت می‌کند نه موافق آن.
  • سخت‌ترین کار، تصمیم برای شروع است، بقیه صرفا پایداری و مداومت است.
  • به گونه ای عمل کن که می خواهی حس کنی.
  • محدودیت ها تنها در ذهن ما زندگی می‌کنند. اما اگر از تخیل مان استفاده کنیم، فرصت های ما بی حد و حصر خواهند بود.
  • نگرش مثبت به جای اینکه بگذارد شرایط، شما را تحت فرمان خود بگیرد، شرایط را تحت سلطه شما قرار می دهد.
  • آن چه که ما در درون‌مان به دست می آوریم، واقعیت بیرونی را تغییر خواهد داد.
  • نگرانی همانند یک صندلی گهواره ای است. سوار آن می شوید و حرکت می کنید اما به هیچ مقصدی نمی رسید.
  •  درست در طول تاریک ترین لحظات مان است که باید برای دیدن نور تمرکز کنیم.
  • بیست سال بعد بابت چیزهایی که انجام نداده اید ناامید خواهید شد نه بابات کارهایی که انجام داده‌اید، بنابراین از آن حاشیه‌ امن دور شوید، حواس تان به بادهای بسامان باشد تا به مقصد برسید. کاوش کنید، رویا ببافید، کشف کنید!
  • خواه فکر ‌کنید که می توانید و خواه فکر ‌کنید که نمی توانید، به هر حال حق با شماست و همان خواهد شد.
  • زندگی ۱۰٪ چیزی است که برای مان اتفاق می افتد و ۹۰٪ واکنشی است که نسبت به آن نشان می دهیم.
  •  اگر به آن‌چه که در زندگی دارید، نگاهی بیندازید، از همیشه بیش تر خواهید داشت. اگر به آن چه که در زندگی ندارید نگاه کنید، هرگز هیچ چیز برای تان کافی نخواهد بود.
  •  فکر نکنید که در یک ماه آینده چه اتفاقی می افتد. فکر نکنید که در یک سال آینده چه اتفاقی می افتد. فقط روی ۲۴ ساعتی که پیش روی تان است تمرکز کرده و هر کاری برای رسیدن به جایی که می خواهید باشید لازم است، انجام دهید.
  • نگرش و شیوه روایت تو از خودت بسیار مهم است.
  • آنچه دیگران درباره ی تو فکر می کنند، اصلاً به تو مربوط نیست.

تغییر طرز تفکر

  • اگر چیزی را دوست نداری، به دنبال تغییرش باش و اگر قادر به تغییر نیستی، طرز تفکرت را نسبت به آن عوض کن.

مقاله مرتبط: راه های افزایش انگیزه



ext.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

همه ما به یادآورهایی نیاز داریم تا زیبایی را که در اطراف مان است را ببینیم. زیرا گاهی اوقات دیدن این زیبایی ها دشوار است. گاهی اوقات ما زمان زیادی را در داخل سرمان صرف می کنیم، در داخل داستان های استرس زا که بینایی ما تار و مبهم می شود و باعث می شوند درست به آنچه در رو به روی مان قرار دارد توجه نکنیم. همین اتفاق برای زیبایی درون مان نیز می افتد.

دیدن زیبایی در خود و اطراف مان

دنیا و هر داستانی که در آن در حال روایت است، مانند رودی است که فقط جریان دارد. انتخاب با ماست که در این رود شنا کنیم و از این شنا لذت ببریم و خود را به دریا برسانیم، یا اینکه در جای خود بایستیم و از خیس شدن در این رود، گله و شکایت کنیم. بیایید به شکل متفاوتی به این موضوع نگاه کنیم … آیا به علامت منفی دقت کرده اید؟ فقط یک خط کوچک افقی است. حال اگر کمی انرژی صرف کنید و یک خط دیگر به آن اضافه کنید، شاید بتوانید آن را به چیز دیگری تبدیل کنید. اما اگر بخواهید خط دوم را از همان زاویه نگاه قبلی، به خط اول اضافه کنید، فقط منفی را پر رنگ تر کرده اید. پس بهترین راه این است که کمی‌زاویه نگاه تان را تغییر دهید و خط دوم را از زاویه دیگری یعنی عمود بر خط اول قرار دهید. می بینید که منفی به مثبت تبدیل خواهد شد!

در مورد نگاه ما به دنیا هم همین گونه است. ما اغلب، راحت ترین راه را انتخاب می کنیم. از همان زاویه مستقیم و آسان و بدون صرف هیچ انرژی اضافی به آن نگاه می کنیم. حال آنکه دیدن شگفتی ها و زیبایی ها و اعجاب آفرینش نیاز به صرف انرژی بیشتری دارد. نیاز به دقت بیشتری دارد. نیاز دارد که بیشتر و بهتر ببینیم، بیشتر و بهتر بشنویم، بیشتر و بهتر بخوانیم، بیشتر و بهتر بدانیم، بیشتر و بهتر جستجو کنیم، بیشتر و بهتر کشف کنیم، بیشتر و بهتر درک کنیم، بیشتر و بهتر لمس کنیم و بیشتر و بهتر حس کنیم.

در زیر سوالات و عباراتی وجود دارد تا به شما یادآوری کند تا با دیدی تازه به خود و محیط اطراف تان نگاه کنید.

  • زیبایی چیست؟ نور صبحگاهی در اتاق تان؛ اولین درختی که امروز می بینید؛ غریبه ای در خیابان؛ گذاشتن وقت برای خودتان؛ آخرین گفتگویی که داشته اید؟
  • سه ویژگی را در خود پیدا کنید که در پذیرش آنها مشکل دارید. سپس یک جنبه مثبت از هر ویژگی تان را شناسایی کنید.
  • تصور کنید که در حال پیاده روی در جنگل هستید، چه احساسی دارید، آن را یادداشت کنید.
  • چه چیزی شما را به قلب تان، به روح تان و به خودتان متصل می سازد؟
  • چه چیزی شما را به یک غریبه متصل می کند؟
  • سه چیز زیبا را شرح دهید: خودتان؛ خانه تان، کشوتان، سیاره تان، جهان تان
  • چه چیزی شما را به بدن و نفس تان متصل می سازد؟
  • در مورد سه جنبه از زندگی خود که قصد نادیده گرفتن آن را دارید بنویسید.
  • چه زمانی بیشترین احساس اتصال به جهان دارید و بیشترین احساس زنده بودن را می کنید.

  • سه چیز زیبا را شرح دهید

بعضی از موارد فوق ممکن است برای پاسخ دادن به دیگران سخت تر باشد. از قضا، معمولا برای شخص دیگر دیدن نور درونی ما آسان تر است. در نظر بگیرید از کودکی کمک بخواهید تا زیبایی، شگفتی و ترس را در محیط اطراف تان را پیدا کنید. آنها به طور طبیعی این کار را می کنند. و یا هر شب به سادگی یک چیز زیبا که در آن روز مشاهده کردید را بیان کنید؛ دیدن یک گل زیبا، ارتباط گرفتن با یک غریبه، چگونگی فائق آمدن به یک مشکل یا تماشای غروب آفتاب با فرزندتان. فرانسیس هاجسن برنت می گوید: “همه چیز از سحر و جادو ساخته شده است، برگ ها ودرخت ها، گل ها و پرندگان، روباه ها و سنجاب ها و مردم. بنابراین باید در همه اطراف ما باشد.”

همه ما در طول زندگی مان سختی ها کشیده ایم، بی عدالتی ها دیده ایم، بارها قلب مان شکسته است، رنج خود و دیگران را به چشم دیده ایم یا به گوش شنیده ایم، حتی گاهی آرزوی مرگ کرده ایم … اما هیچ کدام از این ها نمی تواند ذره ای از شگفتی و اعجاب و زیبایی آفرینشی که ما را از عدم به وجود آورد و روح را در جسم ما دمید تا قادر باشیم از فرصت شگفت انگیز حیات، فقط برای یک بار، استفاده کنیم و اینکه قادر باشیم ببینیم، بشنویم، لمس کنیم، بخوریم، بنوشیم، عشق بورزیم و از تمام پدیده های شگفت انگیزی که به رایگان در اختیار ما نهاده شده، استفاده کنیم و لذت ببریم؛ بکاهد. و این تنها خاصیت و توانایی ما، موجوداتی به نام انسان است.

فردریش نیچه سخن زیبایی دارد. می‌گوید:

“بشر در این دنیا بیشتر از همه موجودات، گرفتاری و عذاب کشیده است. بهترین دلیل اش هم این است که در بین تمام آنها تنها او می تواند بخندد.” بیایید زندگی کنیم، رنج بکشیم، رشد کنیم و بخندیم و بدانیم که دنیا می تواند زیبا باشد، اگر ما و فقط خود ما، این توانایی را در خود تقویت کنیم که به آن زیبا بنگریم.


enemy.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

ما همه در زندگی دشمنانی داریم. افرادی که از این که به ما درد و بدبختی وارد کنند لذت می برند. گاهی اوقات ظهور یک دشمن در اثر بعضی تفاوت های شخصیتی شماست و بعضی مواقع حتی به تفاوت های شخصیتی منجر می شود. گاهی هم افراد بدون هیچ دلیل مشخصی از شما متنفر می شوند. صرف نظر از اینکه این دشمنی چگونه به وجود آمده است، دلایل زیر را در نظر بگیرید و ببینید که چرا باید قدر دشمنان خود را بدانید. این مقاله نه تنها به شما نشان می دهد که چطور از دست دشمنان خود عذاب نکشید، بلکه حتی بیان می کند که چگونه عشق به آنها را در خود پرورش دهید.

 هشت دلیل محکم برای اینکه دشمنان خود را دوست بدارید

این یک تمرین عملی برای مدیریت خشم است

اگر صادقانه نگاه کنیم، دشمنان شما بهترین افرادی هستند که به شما کمک می کنند مدیریت خشم داشته باشید. به همان نسبت که دشمنان شما راهی برای شعله ور کردن خشم در شما دارند، به همان نسبت هم می توانند به شما در تلاش برای کنترل این خشم کمک کنند. شما نمی توانید از دست کسی که دوست دارید عصبانی شوید و فقط در همان زمانی که شما واقعا عصبانی و ناراحت می شوید، یاد می گیرید که چگونه آن را مدیریت کنید. مدیریت خشم زمانی موثرتر است که تمرین شود نه اینکه در حد حرف و نظریه بماند. دشمنان شما مانند درمانگرانی هستند که  شما ناخواسته به آن ها نیاز دارید. هرچقدر که می خواهید از آنها متنفر باشید، همان قدر آنها به شما فرصتی می دهند تا تکانه خشم خود را کنترل کنید.

این یک فرصت برای رقابت سالم است

ممکن است ندانید، اما دشمنان شما رقبای بزرگی محسوب می شوند که به شما کمک می کنند یاد بگیرید چگونه به مهار رقیب خود بپردازید. در واقع شما انگیزه ای برای رقابت پیدا می کنید و این می تواند راهی طولانی برای پیروزی شما باشد. با این حال، لازم است به یاد داشته باشید وقتی که در حال رقابت هستید به نسخه بدتری از خودتان تبدیل نشوید. رقابت در برابر دشمن نیاز به مهارت دارد و شما باید اطمینان حاصل کنید که به خود و یا اخلاقیات و وجدان خود خدشه ای وارد نمی کنید. رقابت سالم همه آن چیزی است که برای خلاصی از این عرصه به آن نیاز دارید.

 نظرات منفی آنها می تواند به پیشرفتی غیرمنتظره در شما کمک کند

این یک واقعیت است که دشمنان شما هرگز از خوبی شما نمی گویند. با این حال، به همان اندازه که آنها ممکن است از روی  نفرت در مورد شما صحبت کنند، به همان اندازه هم ممکن است بعضی چیزهایی که می گویند حقیقت داشته باشد. پس هوشمندانه است که هر زمان که چیزی تند و زننده درباره خودتان  از یک دشمن می شنوید، یک گام به عقب بردارید و خودتان را ارزیابی کنید. این شانس وجود دارد که آنچه که  این دشمن می گوید درست باشد و مواجهه با این واقعیت یک گام مهم در کمک به شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر شود. این یک تایید دیگر بر این واقعیت است که دشمنان می توانند به روش خودشان یک درمانگر باشند.

 دشمنان نیز می توانند متحدانی قدرتمند باشند

دوست داشتن دشمنانتان همچنین می تواند تلاشی برای برقراری ارتباط و برقراری صلح با آنها باشد. در نهایت، اگر شما قادر به ایجاد برخی زمینه های مشترک هستید، شما در یافتن دوستی دیگر موفق شده اید. و کیست که به دوست احتیاج نداشته باشد؟ این مساله همچنین به شما کمک می کند که روی رقابت طولانی مدت با افراد کار کنید. شما می توانید مهارت های بین فردی خود را بهبود ببخشید، و این می تواند یک امتیاز بزرگ باشد.

یاد می گیرید که قدر عشق را بدانید.

 به شما توانایی می دهد مثبت گرا شوید

به نظر می رسد که در بسیاری از منفی بودن ها، یک نقطه مثبت نیز همیشه سر باز می کند. گاهی اوقات دانستن این واقعیت که شما دشمنانی دارید، به شما کمک می کند تا روی بسیاری از نقاط مثبت و چیزهای خوبی که در زندگی شما وجود دارد تمرکز کنید. بسیاری از ما، اغلب، توجهی به ارزش های زندگی نداریم که این امر می تواند منجر به نگرانی و درگیری ما با دشمنانمان شود.

ممکن است فقط  یک سوء تفاهم باشد

گاهی اوقات، دلیل اینکه شما یک دشمن دارید ممکن است یک چیز بسیار بی ضرر باشد. شما ممکن است علت این رابطه شکست خورده را ندانید و دشمن شما به کامل کردن این تصویر کمک می کند. خیلی ساده نزدیک شدن به آنها به شما کمک خواهد کرد که دلیل شکست را بفهمید. این، به نوبه خود، می تواند به شما کمک کند تا با بهبود روابط خود، سوء تفاهمات را برطرف کرده و روی آنها کار کنید.

یاد می گیرید که قدر عشق را بدانید

یادآوری ثابت این واقعیت که دشمنانی وجود دارند، به شما کمک خواهد کرد قدر کسانی که شما را دوست دارند بیشتر بدانید. عشق و نفرت دو احساس متضاد هستند و ممکن است یکی برای لحظه ای دیگری را تحت الشعاع قرار دهد. با این حال، در حالی که همیشه دشمنان خواهید داشت، همیشه هم افرادی که شما را دوست دارند، وجود خواهند داشت. این افراد باید برای آنچه برای شما انجام می دهند قدردانی شوند. پس هرگز اجازه ندهید که نفرت شما از دشمنان شما جای این را بگیرد.

آیا واقعا به نفرت نیاز دارید؟

حقیقت این است که دشمنان فقط احساسات سمی را به ارمغان می آورند و واکنش های بدی از شما  را منجر می شوند. اگر شما واقعا یک زندگی موفق می خواهید، نمیتوانید این همه چمدان را به اصطلاح با هم حمل کنید.

نفرت بد است و شما باید تمام تلاشتان را به کار گیرید تا از شر آن خلاص شوید. این یک واقعیت شناخته شده است که هیچ کس نمی تواند در زندگی پیشرفت کند اگر بار عاطفی متقاوتی را به طور مداوم به یدک بکشد. و خوب، نفرت بزرگترین  و سنگین ترین بار عاطفی می باشد.


p-and-n1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

همان طور که می دانید ، بودن کنار آدم های مثبت و منفی تجربه هایی متفاوت است . اگر می خواهید مثبت تر باشید ، در اینجا ۵۱ شیوه برای این کار آورده شده اند :

۱ – شکست بخشی از یاد گیری است

انسان های مثبت شکست را به منزله فرصتی برای یادگیری و بهتر شدن می بینند. آن ها می دانند شکست صرفا یک رویداد است و ماهیت وجودی شان را تعریف نمی کند. در مقابل ، شکست ، آدم های منفی را به لحاظ احساسی فلج می کند ، چرا که آنها میگذارند شکست ماهیت وجودی شان را تعریف کند. این آدم ها متوجه نمی شوند که شکست بخشی از یادگیری و رشد کردن است.

تفاوت های آدم های مثبت با آدم های منفی

۲_می توانم کارهای دشوار انجام دهم

آدم های مثبت دوست دارند با چالش روبرو شوند. آن ها می دانند بدون تلاش و کوشش ، رشد هم درکار نخواهد بود. آدم های مثبت از سختی ها استقبال می کنند و به دنبال راه هایی برای فائق آمدن بر آن ها می گردند در مقابل آدم های منفی مسیر آسان را ترجیح می دهند. چون موانع ، احتمال شکست را افزایش می دهند. آدم های مثبت سعی می کنند چنان که از طاعون دوری می کنند ، از آن ها نیز دوری کنند. به دید آدم های منفی ، روزگار سخت کسی را نمی سازد ، بلکه ویران می کند.

۳– به بهترین شکلی که می توانم کارم را انجام می دهم

آدم های مثبت سعی می کنند فارغ از شرایط به بهترین شکلی که می توانند کارشان را انجام دهند. آن ها می دانند چیزهای بسیاری خارج از حیطه کنترلشان وجود دارد ، اما تلاش و کوشش در این حیطه نمی گنجد. آدم های مثبت فارغ از نوع کار ، آن را به بهترین شکلی که می توانند انجام می دهند ، حتی اگر این بهترین شکل چندان هم فوق العاده نباشد.

در مقابل ، آدم های منفی دوست دارند همه چیز برایشان آسان باشد. آن ها معتقدند اگر بنا باشد برای کاری سخت تلاش کنند ، آن کار در حد توان شان نیست و در نتیجه از انجام دادن آن صرف نظر می کنند. این آدم های تنها اگر بدانند کسی نگاه شان می کند ، تمام توان شان را به کار می گیرند.

۴– چه آدم الهام بخشی

آدم های مثبت از موفقیت دیگران الهام می گیرند ، به کسانی که از خودشان بهتر هستند نگاه می کنند و از خودشان می پرسند : از او چه می توانم یاد بگیرم ؟

اما آدم های منفی به سایر آدم ها حسودی می کنند و از موفقیت شان می ترسند.در نظر آدم های منفی ، موفقیت دیگران به منزله شکست خودشان است .

۵ – چه کاری را می توانم بهتر انجام دهم ؟

آدم های مثبت از باز خوردهای دیگران استقبال می کنند. چون این آدم ها برای بهتر شدن تلاش می کنند ، از هر چیزی که مهارت شان را افزایش دهد استقبال می کنند. آدم های منفی بازخوردها و پیشنهادهای اصلاحی دیگران را توهین آمیز می دانند و آن ها را نه ابزاری برای دستیابی به پیشرفت ، که نشانه ای برای خامدستی خودشان تلقی می کنند.

۶ – من به چیزی که روی آن تمرکز دارم قدرت می بخشم

آدم های مثبت روی چیزهایی که می توانند کنترل کنند تمرکز می کنند .آن ها می دانند شادی شان به واکنش شان به اتفاقات پیرامون خود بستگی دارد.

آدم های مثبت باور دارند به چیزهایی که بر آن ها تمرکز می کنند قدرت می بخشند ، پس از قدرت تمرکزشان هوشمندانه استفاده می کنند. اما آدم های منفی تمرکزشان را بر روی چیزهایی می گذارند که نمی توانند کنترل کنند. برای نمونه آن ها راجع به مکالمات گذشته شان بسیار فکر می کنند ، خودشان را به خاطر اشتباه های گذشته سخت سرزنش می کنند اجازه میدهند ترس از آینده آن ها را از حرکت در مسیر امروز باز بدارد.

آدم ها می توانند تغییر کنن

۷ – آدم ها می توانند تغییر کنند

آدم های مثبت می دانند تنها چیزی که تغییر نمی کند همانا مفهوم تغییر است .

آن ها باور دارند می توانند تغییر کنند و دیگران را تغییر دهند . اما آدم های منفی باوردارند آدم های تغییر ناپذیر هستند و بنابراین برای پیشرفت تلاشی نمی کنند ، چرا که باور دارند : فایده اش چه است ؟

به علاوه ، آدم های منفی نمی گذارند سایرین نیز تغییر کنند. منفی ها به مجرد اینکه هویت کسی را به شکل خاصی در نظر بگیرند ، سخت می توانند دید خود را نسبت به او تغییر دهند. آدم های مثبت به خودشان راجع به ضعف هایشان یا دشواری شرایطی که در آن قرار دارند دروغ نمی گویند.

در مقابل ، آنها به خودشان چیزهایی می گویند که برای رسیدن به موفقیت نیازشان دارند. آدم های منفی بدترین دشمن خودشان هستند. آن ها همیشه نیمه ی خالی لیوان را می بینند ، حتی اگر آدم های موفقی باشند. آن ها مهارت عجیبی در تمرکز کردن بر جنبه های منفی همه چیز و کاستن از اعتماد به نفس خود دارند.

۸ – چیزهای زیادی هست که هنوز یاد نگرفته ام

آدم های مثبت عاشق یادگیری هستند. آنها می دانند اطلاعات روز به روز بیشتر می شود و چیزی که ۱۰ سال پیش استفاده می شد ، شاید امروز دیگر چندان اثر بخش نباشد. اما آدم های منفی فکر می کنند همه چیز را می دانند و اگر اطلاعات جدید با دانسته های پیشین شان تناقض داشته باشد ، کم تر از آن استقبال می کنند. آن ها کمتر به آن چه درست است اهمیت می دهند و بیشتر برایشان مهم است که چه کسی درست میگوید.

۹ – به رویاهای بزرگ فکر می کنم .

آدم های مثبت هراسی نسبت به گذر از مرزهای فرضی پیشین و کسب استقلال ندارند. در مقابل ، آدم های منفی نه تنها در حد و اندازه های کوچک فکر می کنند ، بلکه سعی می کنند به دیگران هم بقبولانند رویاها و آرمان هایشان بیش از حد بزرگ است.

۱۰– تا به حال راجع به ( فلانی ) شنیده اید ؟

آدم های مثبت در غیاب دیگران از آن ها تعریف می کنند ، اما آدم های منفی دیگران را در هم می شکنند تا خودشان احساس خوبی داشته باشند.

۱۱– من یا بدترین دشمن خودم هستم ، یا بهترین دوست خودم .

آدم های مثبت گفتگوی موثری با خودشان دارند. آن ها از چیزهایی که به خودشان می گویند آگاه هستند و نمی گذارند افکار دیگران نا امیدشان کنند. به علاوه ، انتظارات این آدم ها هم معقول است .

۲۱ – بدن من چه می گوید ؟

آدم های مثبت مانند قهرمان ها با خودشان رفتار می کنند. آن ها با مردم به صورت هدف دار تعامل دارند و حالات چهره شان مثبت گرایی شان را بازتاب می دهد. اما آدم های منفی خود را کوچک می پندارند ، سرشان را بین دست هایشان می گیرند و به پایین نگاه می کنند. اگر صرفا نگاهی به این آدم ها بیندازید خواهید گفت غمگین یا بی تفاوت هستند ، اما به هیچ وجه خوشحال نیستند.

۱۳ – کار رویایی از دل کار تیمی بر می آید

چون آدم های مثبت تیم دوست هستند ، ایده هایی را پشتیبانی می کنند که به خودشان تعلق ندارد حتی اگر با آن ها مخالف باشند. اما آدم های منفی سخت می توانند ایده هایی را پشتیبانی کنند که حس می کنند موفق نمی شوند.

وقتی ایده ای که به خودشان تعلق نداشته به موفقیت نمی رسد ، حتما در صحبت با هم تیمی هایشان ازعبارت من که گفته بودم استفاده می کنند.

۱۴– نیمه پر لیوان چیست ؟

آدم های مثبت حس قدردانی دارند. آن ها خوبی های هر موقعیتی را درمی یابند و همه چیز را تمام شده نمی پندارند . اما آدم های منفی سخت می توانند در موقعیت های دشوار ، نکات مثبت ببینند . آن ها اغلب به دیدن جنبه های مثبت موقعیت ها فکر نمی کنند .

۵۱ – تو خیلی خوب کارت رو انجام می دهی

آدم های مثبت دوست دارند مثبتی را گسترش دهند . آن ها خوب توجه دارند سایرین چه موقع کارشان را خوب انجام می دهند و به سرعت این نکته را به آن ها می گویند. اما آدم های منفی گرا می گویند : چرا باید سایرین را به خاطر کارهایی که وظیفه شان است تشویق کنم ؟ چیزی که این آدم ها نمی فهمند این است که مساله تشویق کردن نیست ، بلکه نشان دادن توجه شما به دیگران است .

یک تشویق ساده می تواند روابط را مستحکم تر کند و به آدم ها برای بهتر انجام دادن کارشان انگیزه بدهد. آدم های مثبت هیچ گاه قدرت کلمات دلگرم کننده را دست کم نمی گیرند .

کلینیک مغزواعصاب مهر با دارا بودن روانشناسان و روانپزشکان با تجربه در زمینه مشاوره، در جهت تغییر نگرش، در راستای افزایش موفقیت مراجعان محترم از سالها قبل فعالیت میکند.


a-person-thinking-of-a-question-mark_1134-483.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

در این دنیای بزرگ ما هر روز با اتفاقات زیادی روبرو می شویم که طبیعتاً بخشی از آنها ناخوشایند و حتی خارج از کنترل ماست. مواجهه با چنین رویدادهایی بسته به نوع فکر و باورهای ما پیامدهای مختلفی را به همراه دارد. چنانچه ما آن رویدادی را پلید و برعلیه خودمان تعبیر و تفسیر کنیم مسلماً احساسات و حالتهای عاطفی متفاوتی را تجربه خواهیم کرد بازمانی که آن رویداد را قابل تغییر و گذرا و… بدانیم و خوب می دانیم که تجربه حالتهای مختلف احساسی-عاطفی بر عملکرد ما تاثیر متفاوتی دارند که گاه ممکن است این تاثیر به قدری زیاد باشد که مسیر زندگیمان را کاملاً تغییر دهد.

چگونه درست بیندیشیم؟

پس آیا بهتر نیست که با کمی توجه به طرز فکر و نوع باورهایمان سررشته امور را بدست گیریم؟ وقتی اتفاقی می افتد به مثابه تعاقب آن احساس ناخوشایندی چون اندوه، افسردگی،گناه و خجالت، خشم، رنجش، نومیدی، تنهایی و اضطراب، نگرانی، ترس و احساس حقارت را تجربه می کنید. درواقع آن اتفاق یا رویداد منجر به چنین احساسی با در نظر گرفتن شدت آن نشده است. بلکه نوع نگاه شما به آن اتفاق و فکر منفی شما باعث تجربه چنین عواطف منفی شده است. از دیدگاه شناختی برای تغییر احساسات خود ابتدا باید شناختها، افکار و باورهای خود را تغییر داد.

اگر چه انسان قدرت کنترل همه رویدادها را ندارد ولی تفسیر و تعبیری که از آن رویداد دارد بر سطح سلامت روانی او تاثیر ژرفی می گذارد. حالتهای عاطفی ناخوشایند عمدتاً نشات گرفته از افکار، باورها و تفسیرهای شناختی ماست. بنابراین تغییر افکار و باورهای منفی راه موثری برای مقابله با احساسات ناخوشایند است.

در این قسمت شما با ۱۰ خطای شناختی عمده که منجر به احساسات ناخوشایند می شوند آشنا می شوید:

تفکر همه یا هیچ؛ همه چیز را سفید و در غیر اینصورت سیاه می بینید. هر چیز کمتراز کامل.
تفسیر مبالغه آمیز هر حادثه منفی و شکست جزئی در یک امر را شکستی تمام عیار وتمام نشدنی و پایدار تلقی می کنید و آنرا با کلماتی چون هرگز، همیشه ، هیچگاه، هیچکس و… توصیف می کنید.
فیلتر ذهنی؛ تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید. به یک حادثه منفی جزئی توجه افراطی می کنید و بقیه امور را فراموش می کنید.
بی توجهی به امر مثبت یا بی ارزش شمردن تجربه های مثبت؛ کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید و می گویید هر کسی می توانست این کارها را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت، شادی زندگی را از شما می گیرد و شما را به احساس بد و ناشایسته بودن سوق میدهد.

نتیجه گیری شتاب زده؛

نتیجه گیری شتاب زده؛ بدون وجود زمینه و شواهد محکم نتیجه گیری می کنید از آن جمه ذهن خوانی می کنید یعنی بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان خواهد داد.
درشت نمایی یا فاجعه سازی؛ از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کنید
استدلال احساسی؛ فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیتهاست
بایدها؛ انتظار دارید اوضاع طبق خواسته شما باشد. آن دسته از عبارتهای باید دار که برضد شما به کار برده می شود به احساس تقصیر و نومیدی منجر می شود. اما اگر همین باورها متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد، استفاده از عبارتهای باید دار و نباید دار برای انگیزه دهی، به احتمال قوی شخصی را تشویق می کند که درست برعکس آن را انجام دهد. همچنین راه را برای دیگر خطاهای شناختی چون تعمیم مبالغه آمیز، فیلتر ذهنی و بی توجهی به امر مثبت هموار می سازد.
برچسب زدن؛ شکل حاد تفکر همه یا هیچ. برای مثال به جای آنکه بگویید اشتباه کردم به خود برچسب منفی می زنید، ” من بازنده هستم”. برچسب زدن غیر منطقی است زیرا شما با کاری که می کنید تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد. برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب زدن متوجه دیگران است، در نتیجه او را به کلی بد، قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.
شخصی سازی و سرزنش خود و دیگران؛ خود را بی جهت مسوول حادثه ای می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آنرا نداشته اید.
شخصی سازی منجر به احساس گناه و ناشایسته بودن می شود. برخی نیز برعکس این کارها را انجام داده و سایرین یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که مکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند. سرزنش به خاطر ایجاد احساس رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.


Descargar-Pack-Imagenes-Dia-de-La-Madre-7211.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

عقایدت را به دیگران تحمیل نکن ، بلکه آنها را با ملایمت به سمت دیدگاههای خودت هدایت کن…. از درون قوی باش تا به دیگران هم قدرت بدهی،مانند درخت بلوط تنومندی که سایه اش موجودات دیگر را پناه می دهد…. برای دیگران دوستی صادق باش و خود را خدمتکاری بدان که همواره در صدد خدمت به دیگران است.

تغییرات مثبت

سعی کن در هر کاری که انجام می دهی بهترین باشی برای دستیابی به این هدف، لازم نیست دائما در صدد رقابت با دیگران باشی بلکه این هدف را باید در درون خودت پرورش دهی.هممیشه با درستی و صداقت زندگی کن بندرت و با احتیاط قول بده و اگر قول دادی، در هر شرایطی به آن وفادار بمان موفقیت واقعی را تنها با صداقت می توان یافت.

به خودت مغرور نشو جهان پیرامون بسیار بزرگ تر از توست در جریان آن شناور باش و بدان قدرتی که تو را به حرکت در می آورد بسیار قوی تر از توست.بیشتر به نیروی تفکر متکی باش تا نیروی جسم.شمشیر عقل را در آتش عمل شکل بده فکری را دنبال کن که نه فقط منطقی ، بلکه عملی هم باشد. خود را در حصار دلیل و منطق حبس نکن ، زیرا منطق تنها یکی از راههای رسیدن به حقیقت است و حقیقت فراتر از منطق است. نگذار که منطق تو را بفریبد استدلال زمانی دوست توست، که الهام آن را هدایت کند. درست یا غلط بودن هر چیز را در قلبت احساس کن تا قدرت استدلال ذاتی و واقعی ات پرورش یابد قدری خود را از نقطه نظرات دیگران جدا کن. از منطق برای سرکوب دیگران استفاده نکن بلکه در بحث ها با ملایمت و بعنوان ابزاری برای روشن ساختن موضوع از آن استفاده کن.

در بحث بی غرض و منصف باش،بگذار حقیقت راهنمایت باشد نه تمایل به غلبه کردن، بدان که دستیابی به حقیقت تنها پیروزی ای است که ارزش تلاش دارد.

مهربانی و مراعات حال دیگران، هر دو از نشانه های قدرت درونی است عقاید دیگران را در کنار عقاید خودت بپذیر و به یاد داشته باش که تسلط بر خود بزرگ ترین پیروزی است. با خودت محکم و قوی، و با دیگران با ملایمت رفتار کن. برای تقویت اراده، وظایف سخت را قبول کن و سعی کن آنها را کامل انجام دهی. روزی یک کار را که باعث تقویت اراده شود انجام بده.اقتدار شخصیت را با پایبندی به تعهدات افزایش بده نه با تحمیل عقایدت به دیگران.


intuition-experiment.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

عادتها

همه ما مجموعه عادات مشخصی داریم که حالات ، احساس و زندگی ما را هدایت می کنند، چه ما از این امر باخبر باشیم چه نه . تفکر نوعی عمل است و هر عمل عادتی به وجود خواهد آورد.

عادت های خوب و بد

آیا عاداتی دارید که خودتان از آنها باخبر باشید و بدانید هر روز از آنها تبعیت می کنید؟ احساسی دارید که هر روز آن را در خود بیابید؟ مثلا از روی عادت عصبانی شوید؟ آیا این عادات کیفیت زندگی روزمره ی شما را تحت تاثیر قرار داده است ؟ آیا رفتار هر روزه ی شما بر اساس این عادات است؟ چنین عاداتی بر سرنوشت شما چه تاثیری خواهند گذاشت؟ هر روز چه کارهایی می کنید تا بتوانید احساس عصبانیت ، افسردگی، درماندگی یا تنهایی کنید؟ زیرا چنین احساس هایی هیچ وقت به خودی خود شکل نمی گیرند . اگر همیشه احساس بدی دارید مسلما برای به وجود آمدن این احساس باید کارهایی بکنید.

بروز چنین احساس هایی نیاز به تلاش و زحمت دارد.باید حتما جسم تان را در حالت خاصی قرار دهید و به دنیابه شیو های خاص نگاه کنید.پس اگر احساس منفی یا مثبتی که دارید مداوم و همیشگی است ، دلیل آن شرایط موجود نیست بلکه عادت شماست.

شما عادت کرده اید به دنیا به چشم دیگری بنگرید همانطوری که برای انجام هر کار عادتی دارید ، عادت کرده اید تنها درباره ی برخی مسایل فکر کنید.در واقع عادت ها مانند رسومی هستند که در هر کشوری رایج اند و همه ی ما از آنها پیروی می کنیم .

اما برخی عادات مردم به شکل جبری درونی در آمده است که برای شان ایجاد محدودیت می کند. در واقع این افراد دارای احساساتی هستند که به دلیل برخی عادات خاص به وجود می آید عاداتی چون شیوه ی صحبت کردن یا افکاری که موجب می شود به توانایی های خود شک کنند.پس بیایید بیشتر به بررسی عادات بپردازیم زیرا قرار است از این پس عاداتی را در پیش بگیرید که به پیشرفت زندگی شما کمک کنند.

شاید زمان آن فرا رسیده است که عادات جدیدی در زندگی تان ایجاد کنید. برای این کار در اولین قدم پنج احساسی را که تصور می کنید برای شما به شکل عادت در آمده اند یادداشت کنید. حالاتی که هر روطز ، هفته ای یک ، دو یا سه بار در شما بروز می کنند. احساس هایی که در طول هفته بیش از یک بار شما را تحت تاثیر خود قرار می دهند و شما همواره منتظر بروز آنها هستید. اجازه دهید چند الگو به شما معرفی کنم مثلا احساس ناامیدی، عصبانیت یا رنجش یا مواردی درونی تر و عمیق تر مثل غم و افسردگی.

بــرای از بین بـردن عـــادات کهــنه و مـنفی چه بــاید کـــرد؟

همین الان دست کم پنج مورد از احساس های محدود کننده و ناخوشایندی را که همواره با شما هستند به خاطر آورید. ناامیدی، ناراحتی ، افسردگی، عصبانیت، غم، لا قیدی کدامیک ؟

بسیار خوب حالا خوب فکر کنید برای به وجود آمدن این احساسات چه باید بکنید؟ چه باورهای باید داشته باشید؟در ذهن تان چه افکاری باید وجود داشته باشد؟جسم تان چه حالتی باید به خود بگیرد؟ مثلا اگر همواره نا امید هستید دلیل آن چیست ؟ چه عاداتی هستند که با وجود آنها احساس ناامیدی خواهید کرد؟

یکی از این عادات پیش بینی حوادث قبل از وقوع آنهاست.شما انتظار دارید کارها درست عکس آنچه می خواهید پیش رود، پس برای ناامیدی باید باورهای خاصی داشته باشید و این باورها ست که دنیای شما را به سوی ناامیدی پیش می برد. شما باید باور داشته باشید که نمی توانید چیزی را تغییر دهید. من شخصا بندرت نا امید می شوم .زیرا ناامیدی یعنی اینکه معتقد باشیم هیچ راهی وجود ندارد و من هیچ وقت چنین تصوری نداشته ام فقط گاهی افسرده می شوم و به نظر من این قابل تحمل است زیرا نشان میدهد هنوز امکان دارد مشکل من حل شود و کارها سرو سامان گیرد.اما برای اینکه ناامید شوید باید باور کنید چیزی که می خواهید اتفاق نیافتاده است و قرار هم نیست اتفاق بیفتد همه دره ابسته است.

برای هر حس و عادتی که دارید باید بررسی کنید تا در یابید چگو نه این احساس پایه ریزی شده است زیرا به محض اینکه نحو هی شکا گیری آن را بشناسیدذ می توانید تغیرش دهید.

بــرای از بین بـردن عـــادات کهــنه و مـنفی چه بــاید کـــرد؟

در اولین قدم باید بپذیریم که این عادات برای مان ناراحتی زیاد به دنبال خواهد داشت. باید ناراحتی را بوضوح در وجود و مغزمان حس کنیم تا قادر شویم این عادات را از سر خود بیندازیم . بمحض اینکه به نقطه ی عطف برسیم این این عادت را کنار خواهیم گذاشت. بنابراین اگر شما از جمله کسانی هستید که مثلا عادت دارید هر بار همسر خود را می بینید با او به بحث و مشاجره بپردازید برای کنار گذاشتن این عادت شیوه های بی شماری وجود دارد.مثلا در میان دعوا می توانید از جا بلند شوید و چند بار بالا و پایین بپرید . ممکن است احساس حماقت کنید اما کم دعوا نخواهید کرد.اگر این حرکت را هر بار که دعوا می کنید انجام دهید دیگر تمایلی به جر و بحث با همسرتان نخواهید داشت درست مثل یک سی دی ، که اگر هر بار خراشی به روی آن ایجاد کنید دیگر کامپیوتر قادر به اجرای آن نخواهد بود.. اما پس از اینکه الگوی قدیمی را از بین بردید باید الگوی جدیدی را جایگزین آن کنید .

پنج احساس منفی خود را یادداشت کنید.حالا ظرف ۵تا ۱۰ دقیقه، عاداتی را که منجر به ایجاد این احساس می شوند را یادداشت کنید.در واقع می خواهیم دستور العمل لازم برای ایجاد یک احساس را به دست آورید.

خوب، اولین کاری که برای ایجاد حس ناامیدی انجام میدهید چیست؟ آخرین باری را که احساس ناامیدی کردید به خاطر آورید. چگونه بود؟ برای رسیدن به این هدف مسلما ابتدا اتفاق ناخوشایندی را پیش بینی کرده و آن را به قدری مهم جلوه داده اید که انگار همین الان رخ دهد ساخته اید .

لازم بود احساس کنید که هیچ چیز تحت کنترل شما نیست . سپس تن صدا، شکل چهره و حرکات خود را تغییر داده اید .اکنون دستورالعمل لازم جهت نا امیدی را شناختید.

می گویند انسان هم می تواند انسان خلق کند و هم قادر است انسان را نابود سازد او سلاح هایی می سازد که می تواند برای به وجود آمدن خوشی و صلح در جهان گام های بلندی بردارد.

بشر آزاد است انتخاب کند. می تواند با تفکر سالم از حمایت الهی برخوردار شود( جانشین خدا گردد) و یا با استفاده ی نادرست از آن به سطحی پایین تر از حیوان نزول کند.

بدنبال عقاید و نظریه های گوناگون باشی اما هر ایده ای را که می آموزید به کار ببرید از قدرت بیشتری برخوردار خواهید بود زیرا در خواهید یافت که افکارتان چگونه سرنوشت تان را تعیین می کنند و خود را اسیر سرنوشت نخواهید دانست.


p.t.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

قدرت فکر مثبت به توانایی فرد در راستای حذف و تاراندن افکار منفی ارتباط پیدا می کند.افکاری که همواره با ترس و شک و سوئظن و بددلی و دشمن خوئی و حادت و نفرت و کینه آغشته می شود و نتایج مخرب و شومی در زندگی به بار می آورد؛کمترین نتیجه ای که از آن عاید می گردد، جذب آن چیزها یی است که فرد هرگز مایل به داشتن و تملک آنها نبوده و غالباً خود نمی داند چگونه در این دامگه افتاده است.

آدمی معمولاًدر پی کسب موفقیت و ایجاد یک زندگی آرام و مرفه،سرشار از شادی و نشاط است و برای نیل به این مقصود از هیچ تلاش و کوششی خودداری نمی کند؛با این حال متوجه افکار منفی و مزاحمی که به صورت سد و مانعی بر سرراهش به وجود می آیند،نمی شود و همین غفلت فرسنگ ها او را از هدف و مقصود دور می سازد و زمانی به خود می آید که در می یابد کار از کار گذشته است و یا دچار اعتیاد خانمانسوزی شده و یا کارش به ورشکستگی و سقوط در گرداب فقر و ادبار کشیده است.

تفکر مثبت و رویارویی با مشکلات

رها شدن از شر افکارمنفی،پیچیده و دشوار نیست و با تمرین های مخصوصی که در این زمینه فکری وجود دارد و به آنها اشاره داشته ایم،می توان ضمیر باطن و روشن را از هماهنگی کافی برخوردار نمود و فکر را بر هر چه مثبت است،متمرکز ساخت که در آن صورت ایده ها و پندار های منفی و ویرانگر راه خود می گیرند و قلمرو ذهن را ترک می کنند و آنجا را مکانی مصفا برای مثبت اندیشی و جذب موقعیت های مثبت می سازند.به عبارت بهتر،ذهن ناخودآگاه را برای نیل به هدف هایی که در سر دارند،آماده می سازند و پرورش می دهند.

تمرین های تقویتی افکار مثبت

از ساده ترین و عملی ترین تمرین ها،قبول و پذیرفتن ایده ها،باورها و اصولاًهدف هایی است که در سر می پروریم تا روزگاری شاهد برآورده شدن آرزوهایمان گردیم.هرخیالی را که در سر جای میدهیم،اگر بدان جان دهیم و برپرده سینمای ذهنی به نمایش درآوریم و واقعی تصور کنیم و تصویر آن را ثابت نگاه داریم ومطمئن باشیم که روزی سرانجام بدان خواهیم رسید،نه تنها یکی از کاراترین تمرین های مثبت اندیشی را اجرا کرده ایم،بلکه به هدفی که در نظر داریم،نزدیکتر شده ایم.

پس،نخست بایستی برای ایده آل ها و انگاره ها و اندیشه های خویش،ارزش و اعتبار خاص قائل شویم و هرچه منفی است از ذهن پاک کنیم و هدف های خود را بسنجیم و آن را عملی تر و عاقلانه تر است،در کفه ترازوی عقل بگذاریم و با تصمیم و اراده ی پولادین به دل برانیم و سختی ها را با بردباری تحمل کنیم و داشتن پشتکار و امید را از یاد نبریم و با تکیه بر اعتماد به نفس خود مشکلات را از پیش پای برداریم تا شاهد موفقیت را از آن خود سازیم.

از منفی بافی نیز بپرهیزیم.

به خاطر داشته باشیم که تردید و ترس و تزلزل در تصمیم گیری،یکی از مهم ترین آفت هایی است که چون خوره،ستون قدرت باطن و نیروی خلاقه ذهن ناخودآگاه را در هم می شکند و فرد را از پیش رفتن باز می دارد.زیرا این ضمیر باطن است که بایستی دستورها و فرمان ها و اصولاًراهنمایی های خود را از ذهن و فکر و احساس خویش دریافت نماید و در خود نگاه دارد.در اینجاست که باور داشتن به احساسی که داریم،از اهمیت برخوردار می شود و اینکه تا چه اندازه آن را واقعی بپنداریم و در دنیایی که ضمیر ناخودآگاه خلق می کند،حقیقی فرض نماییم.

روی دیگر قضیه این است که با مثبت اندیشی از منفی بافی نیز بپرهیزیم.مثلاًا اگر در پی یافتن شغلی هستیم،هرگز امید خود را برای یافتن آن از دست ندهیم و ضمن معلوم و مشخص ساختن موانع و مشکلاتی که معمولا وجود دارد، فقط به هدف بیندیشیم و اگر جز این کنیم ،خود را از آن دور ساخته ایم.

یکی از ساده ترین کاراترین روش ها،تکرار و تمرین گفته ها و جملات مثبت است.البته به شرط آنکه قلباًبه گفته های خود ایمان داشته باشیم.مثلاًروزی ده بار این جمله را با لحنی اطمینان دهنده و با صدایی بدون لرزش-ولی بدون فریاد زدن-تکرار کنیم”هر روز وضعم بهتر می شود” درواقع با تکرار این سخنان،به تمرین تفکر مثبت می پردازید و برای کسب نتایج مثبت تر،نخست باید مکان آرامی را در نظر بگیرید و سپس هرنوع فکر مزاحمی را از سر برانید و با تن وجسم آرام ساز(ریلکس)۵ تا ۱۰ دقیقه،گفته های مثبت را ادا کنید؛در حالیکه تمام فکر خود را بر نحوه تنفس (دم و بازدم) و نگه داشتن نفس در ریه ها – به مدت چند ثانیه و تمرکز بر گفته ها و بیرون دادن نفس متمرکز کرده اید.



زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

براساس تحقیقات دانشمندان ، افراد معمولا ۹۰ درصد از اظهار نظرشان را راجع به دیگران در چهار دقیقه اول یک ارتباط در ذهنشان ثبت می نمایند و ارزیابی اولیه آنها بر اساس حرکات بدن طرف مقابل صورت می گیرد . در مرحله دوم به نحوه صحبت کردن و موضوع مورد بحث دقت می کنند. در گام سوم با توجه به اطلاعات اولیه میزان اعتبار و احترام فرد مقابل را مورد سنجش قرار داده و در پایان میزان علاقه خود را به فرد محک می زنند.

بنابراین به دقایق اولیه ارتباطات خود حساس باشید و به منظور جلب احترام و جذب دیگران سه راهکار زیر را مورد استفاده قرار دهید:

۱- نسبت به خودتان و کاری که انجام می دهید مثبت باشید.

درباره موقعیت خودتان در زندگی و اینکه چرا این روش از زندگی را انتخاب کرده اید گرم و پرشور صحبت کرده و هرگز سطح اعتبار خودتان را با جملاتی نظیر جملات زیر پایین نیاورید.

من یک کارمند ساده هستم و یا اینکه من فقط یک زن خانه دارم. به جای این جملات از عبارات زیر استفاده کنید :

من در بخش اعتبارات بزرگترین بانک کشور کار می کنم. من مادری هستم با دو فرزند و همسری موفق برای شوهرم.

اگر شما درباره ی خودتان تفکر مثبت نداشته باشید به هیچ عنوان نمی توانید این طرز فکر را به دیگران تعمیم دهید و نسبت به آنها خوش بین باشید.

۲- مشتاق و پر انرژی باشید

از زندگی انتظارات مثبت داشته باشید. اینروش نه تنها نظرتان را راجع به دیگران ارتقاء می بخشد بلکه آنها را نیز نسبت به شما و ارتباط با شما مشتاق تر خواهد کرد .همواره لبخند بزنید و از درون شاد باشید در این صورت همواره دیگران در پی کشف راز شادمانی شما بر خواهند آمد.

۳- هیچ گاه چیزی و یا کسی را مورد انتقاد قرار ندهید.

زمانی که انتقاد می کنید پیامی که از شما به دیگران ارسال می شود حاکی از عدم وجود اعتماد به نفس و نبود سازگاری بین شما و محیط اطراف تان می باشد. برای مثال اگر شخصی درباره ی رقیب شما صحبت کرد بدون نشان دادن هر گونه واکنش منفی تنها به نکات مثبت وی اشاره کنید. اگر نتوانستید نکته مثبتی در او بیابید بهتر آن است که ساکت بمانید. بنابراین هرگز سعی نکنید که به واسطه تخریب کسی خود را بالا ببرید.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آیا خودتان را باور دارید؟ با نقل قول هایی که در ادامه می آید به خود یادآوری کنید که اعتماد به نفس واقعی یعنی چه.

اعتماد به نفس این نیست که “آنها مرا دوست بدارند” اعتماد به نفس این است که “من خوب هستم حتی اگر دیگران دوستم نداشته باشند”.

اعتماد به نفس یک قدرت فوق العاده است. هنگامی که شما شروع به خود باوری کنید، سحر و جادو شروع به اتفاق افتادن می کند.

من کسی هستم که هستم نه کسی که تو فکری من هستم و نه کسی که تو می خواهی من باشم. من منم.

قهوه در یک دست. اعتماد به نفس در دست دیگر.

قبل از اینکه شروع به صحبت کنید، انرژی شما، شما را معرفی می کند.

شک به خودتان را متوقف کنید، سخت کار کنید و همه چیز را ممکن کنید.

شک بیشتر از شکست رویاها را از بین می برد.

افرادی که مکررا اعتماد به نفس و عزت نفس شما را مورد حمله قرار می دهند کاملا از پتانسیل شما آگاه هستند، حتی اگر خودتان آگاه نباشید.

دم اعتماد به نفس، شک بازدم.

خودت باش، دیگران مجبور نیستند که شما را دوست داشته باشند و شما مجبور نیستید اهمیت بدهید.

با اعتماد به نفس، شما قبل از اینکه شروع کرده باشید، برنده شده اید.
مارکوس گاروی

خوش بینی ایمان به موفقیت است. هیچ چیز بدون امید و اعتماد به نفس نمی تواند انجام شود.
هلن کلر

زیباترین چیزی که می توانید بپوشید، اعتماد به نفس است.
بلیک لایولی

هنگامی که شما اعتماد به نفس دارید، می توانید بسیار سرگرم کننده باشید. و هنگامی که شما سرگرم کننده هستید، می توانید کارهای شگفت انگیزی را انجام دهید.
جو نامث

اگر شما اعتماد به نفس نداشته باشید، در مسابقه زندگی دو بار شکست خواهید خورد.

اعتماد به نفس از نظم و انضباط و آموزش می آید.

قدرت یک دختر از عشق به خود و داشتن اعتماد به نفس و قدرت درونی نشأت می گیرد، بنابراین حتی اگر شما لباس زیبا نپوشید، احساس زیبا بودن می کنید.

اعتماد به نفس در همه چیز داشته باشید مهم نیست که آن کار را انجام دهید، می دانید که می توانید آن را بهتر از هر کسی انجام دهید.

هیچ کس مثل شما نیست و این قدرت شماست.

هر چه کارتان را بهتر انجام دهید، خودتان را بیشتر دوست خواهید داشت و اعتماد به نفستان نیز افزایش خواهد یافت.

برایان تریسی

اعتماد به نفس وارد جمع شدن و صورت خود را بالا گرفتن و اینکه هیچ کس از شما بهتر است، نیست. بلکه اعتماد به نفس وارد شدن در جمع و اینکه نیازی به مقایسه خود با دیگران در وهله اول نیست، است.

اعتماد به نفسی که من مورد زندگی ام دارم از اینکه روی پاهای خود ایستاده ام، می آید.
جین فوندا

همه چیز در مورد اعتماد به نفس است و اینکه چگونه در مورد خودتان احساس می کنید. چیزی به عنوان زن کامل وجود ندارد، من نقص را دوست دارم، این چیزی است که شما را منحصر به فرد می کند.
هیلی هاسلهوف

من اعتماد به نفس دارم چون می توانم اعتراف کنم که چه کسی هستم، چه کاری انجام داده ام و خودم را به خاطر کسی که هستم دوست دارم.

ایستادگی در برابر سختی‌ها علاوه بر افزایش توانایی شما باعث ایجاد اعتماد به نفس می‌شود.

برایان تریسی

بهترین دستور زندگی این است که شما اعتماد به نفس داشته باشید

میکل آنژ

بالاترین اعتماد‌ها، اعتماد به نفس می‌باشد.

آدام اسمیت

در اعتماد به نفس قدرتی است که توانایی‌ها و اقتدارتان را دو برابر می‌کند.

کاترین پاندر

نمی‌دانید تا چه حد اعتماد به نفس باعث اعتماد به هر چیز دیگر می‌شود.

ویکتور هوگو

راحت طلبی دشمن شماره یک شهامت و اعتماد به نفس است.

برایان تریسی

زندگی برای هیچ کس آسان نیست. اما که چه؟ باید پشتکار و از همه مهم‌تر اعتماد به نفس داشته باشیم. باید باور کنیم که هر یک برای انجام کاری استعداد داریم و آن کار باید انجام شود.

ماری کوری

اگر خود به خویشتن اعتماد نداری، دیگران هم به شما اعتماد نخواهند کرد.

جان ماکسون

هر بار که در برابر ترس می‌ایستید، قدرت، شهامت و اعتماد به نفس پیدا می‌کنید. باید کاری را انجام دهید که فکر می کنید نمی توان انجام داد.

النور روزولت

زیان بار‌ترین احساس پس از شکست، از دست دادن اعتماد به نفس و مشکوک شدن به توانایی و صلاحیت خویش است.

جان ماکسول

به خویشتن اعتماد کن، آن گاه راه زندگی را خواهی یافت.

گوته

اگر از اعتماد به نفس بهره‌ای ندارید به کاری بپردازید که در نتیجه انجام آن نسبت به خود احساس رضایت کنید.

وین دایر

کسی که به خودش اعتماد داشته باشد به تعریف کسی نیاز ندارد.

گوستاولوبون

اعتماد به نفس برآمده از خطراتی است که از آن‌ها نجات یافته‌ایم.

جک گیب

سال هاست که خودتان را مورد انتقاد قرار داده اید و کاری نکردید. سعی کنید خودتان را تایید کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد.

لوئیس ال. هی

برای ایجاد اعتماد به نفس واقعی باید بر موفقیت‌‌های مان در زندگی متمرکز شویم و شکست‌ها و نکات منفی را فراموش کنیم.

دنیس وایتلی

رهبری، اعتماد به نفس همکاری با افرادی است که از شما باهوش‌تر می‌باشند.

عظیم پرمجی

تغییر آن چیزی نیست که می آموزیم، آن چیزهایی است که از دست می دهیم.

یوستین گوردو

ما همان می شویم که تمام روز به آن می اندیشیم.

نایتینگل

خوشبختی کیفیت ذهنی ست که اندیشه از آن لذت می برد.

ماکسول مالتز

حکمت درختی ست که ریشه آن در قلب است و میوه ی آن در زبان.

بطلمیوس

در زندگی هیچ چیز مهم از این نیست که با قلب خود در صلح باشی.

نینا کارین مونسن

سعادت دیگران، بخش مهمی از خوشبختی ماست.

رنان

آرامش مداوم نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است.

فردریش نیچه

پرسش های ما، افکارمان را می سازند.

آنتونی رابینز

هنگامی که مصمم به عمل شدید، باید درهای تردید را کاملا مسدود کنید.

فردریش نیچه

در زندگی مرتبا با درس های تازه ای رو به رو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم، مجبور به گذراندن دوباره ی آن هستیم.

اندرو متیوز


فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

میزان خوش‌بینی هر فرد براساس این که چگونه رویدادها را تعریف می‌کند و از چه دیدگاهی به مسائل می‌نگرد، سنجیده می‌شود. اگر یاد بگیرید که علّت وقوع رویدادهای مثبت را (۱) کاری که خودتان انجام داده‌اید، (۲) نشانه‌ای از چیزهای خوب بیشتری که پیش خواهند آمد و یا (۳) شاهدی مبنی بر این که چیزهای خوبی در سایر زمینه‌های زندگی‌تان اتفاق خواهد افتاد بدانید، نیمی از راه را طی کرده‌اید. همچنین اگر بتوانید به رویدادهای منفی به عنــــوان (۱) چیزی که تقصیر شما نبوده است و یا (۲) پدیده‌های منفرد و مجزایی که اثری بر رویدادهای آینده یا سایر جنبه‌های زندگی‌تان ندارند فکر کنید، بقیه راه را هم پیموده‌اید!این کار بسیار آسان است.

چگونه؟

هنگامی که رویداد مثبتی در زندگی‌تان اتفاق افتاد، برای چند لحظه تحلیل فرایندهای فکری خود را متوقف کنید. فقط به توانائی‌های خود و نقش‌های مستقیم یا غیرمستقیمی که در وقوع این رویداد داشته‌اید فکر کنید. برای مثال، اگر در امتحانی موفق شدید، فقط به این نیاندیشید که چقدر خوب شد که برای امتحان آماده بودید بلکه به نقش هوش و تمرکز خود در این جریان نیز فکر کنید.
به دیگر جنبه‌های زندگی خود که می‌تواند از این رویداد مثبت تأثیر پذیرد، فکر کنید. همچنین به این فکر کنید که چگونه توانائی‌های شما که باعث این رویداد مثبت شده‌اند می‌توانند رویدادهای مثبت دیگری را در زندگی‌تان باعث گردند. برای مثال، هوش، تمرکز و توانایی آماده شدن برای انجام کارها، می‌توانند باعث چه چیزهای خوب دیگری در زندگی شما بشوند؟
موفقیت‌های احتمالی آینده را در نظر آورید. چون کلید موفقیت در دستان شماست پس آیا نباید انتظار داشته باشید که از آزمون‌های آینده هم سربلند بیرون آئید؟ آیا یک شغل مناسب و معتبر، نتیجه آن نیست؟
هنگامی که رویدادی منفی اتفاق افتاد، به شرایطی که ممکن است در این اتفاق نقش داشته باشد فکر کنید. برای مثال، اگر عملکرد شما در یک امتحان بد بود آیا هفته قبلش سرتان خیلی شلوغ نبوده است؟ آیا کمبود خواب نداشته‌اید؟ چه عوامل خارجی در عدم موفقیت شما نقش داشته‌اند؟ در ذهن داشته باشید که عدم موفقیت، لزوماً بازتاب ضعف‌های شخصی شما نیست. همچنین به یاد داشته باشید که فرصت‌های بیشماری برای شما در آینده وجود خواهد داشت که می‌توانید در آن‌ها بهتر عمل کنید. به موفقیت‌های بعدی خود یا سایر جنبه‌هایی که می‌توانید در آن‌ها موفق شوید فکر کنید.

توصیه‌ها

کلید خوش‌بینی، به حداکثر رساندن موفقیت‌ها و به حداقل رساندن شکست‌هاست. صادقانه به کوتاهی‌ها و کمبودهای خود فکر کنید. در این صورت می‌توانید بر روی آن‌ها کار کنید و به تدریج برطرفشان نمائید. امّا به یاد داشته باشید که همیشه تمرکز بر روی توانائی‌ها نتیجه مطلوب‌تری به دست می‌دهد.
الگوهای فکری خود را به چالش بکشید امّا انتظار نداشته باشید که طرز تفکرتان به سرعت تغییر یابد. این کار به زمان نیاز دارد. بنابراین تمرین کردن در این مورد را ترک نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که هر شکستی می‌تواند تجربه‌ای آموزنده و گام مهمی به سوی موفقیت بعدی شما باشد!

نیازمندی‌ها

اشتیاق و علاقه‌مندی به بررسی افکار، وارسی مداوم الگوهای فکری


1461-1.jpg
آبان ۱۶, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

“سه چیز در زندگی انسانی اهمیت دارد: اول، مهربان بودن است؛ دوم، مهربانی؛ و سوم این است که مهربان باشیم. ”
هنری جیمز

“هیچکس نمی تواند به عقب برود و یک شروع جدید را آغاز کند، اما هرکسی می تواند امروز شروع کند و یک پایان جدید بسازد.”
ماریا رابینسون

مهربانی در زندگی روزمره، یکی از بهترین چیزهایی است که می توانید برای خود انجام دهید. زندگی روشن تر خواهد شد و روابط شما به احتمال زیاد بهبود خواهد یافت.

خودمان را بیشتر دوست بداریم

شما به طور کلی احساس خوشحالی خواهید کرد و عزت نفس و حس شایستگی چیزهای خوب در زندگیتان، بالا خواهد رفت.

برای ایجاد یک تغییر مثبت، از امروز عادت جدیدی ایجاد کنید. یکی از  این عادات مهربانی ها و عشق به خود است. در این مقاله راه هایی برای مهربان تر شدن با خود آورده شده است.

روی خودتان سرمایه گذاری کنید

۱۵ تا ۳۰ دقیقه در صبح یا عصر با خواندن مطلب، گوش دادن یا تماشای چیزهایی که حس بهتری در شما ایجاد می کند، به شما  در درک خود و جهان اطرفتان و داشتن زندگی بهتر، کمک خواهد کرد.

روی خودتان سرمایه گذاری کنید

امشب بدون تنش

یک دوش طولانی بگیرید و چیزی بخوانید یا ورزش کنید یا با کسی درباره چیزی که در ذهنتان وجود دارد صحبت کنید تا از آن خلاصی یابید.

۳۰ دقیقه یا بیشتر را برای مهربان تر بودن با خود و جسمتان برای رهایی از تنش ها، اختصاص دهید.

تنها دو دقیقه در طول صبح یا عصر از خودتان قدردانی کنید

یک تصویر مهربان تر و متعادل تر با قدردانی روزانه از خودتان، بسازید.

لازم نیست که چیز بزرگی باشد. نکته مهم این است که برای چیزهای کوچک و چیزهایی که به عهده خودتان است و فقط برای رسیدن به هدف بزرگتری انجام نشده است، از خود قدردانی کنید.

یک قدم کوچک را به سمت چیزی مثبت بردارید

اگر در طول روز شما احساس افسردگی دارید، یک گام کوچک به سمت چیزی مثبت بگیرید تا امید و خوشبینی جدید را به روز و هفته تان ببخشید.

سفر جدیدی را امتحان کنید.

برگزاری یک شام یا یک فنجان قهوه با یک دوست خوب.

به چگونگی رشد و پیشرفت در حرفه خود نگاه کنید تا چیزهای جدید و هیجان انگیز را به کار ببندید.

یک سرگرمی جدید را امتحان کنید.

با دیگران مهربان تر باشید

روشی که درباره دیگران فکر و رفتار می کنید معمولا روشی است که درباره خودتان فکر و رفتار می کنید. بنابراین انتخاب کنید تا به دیگران اطمینان بیشتری داشته باشید، به مرور زمان، با خودتان مهربان تر خواهید شد و درک بیشتر و بهتری نسبت به خود پیدا خواهید کرد.

بهترین دوست خود باشید

خودتان را سرزنش نکنید، به خود سرکوفت نزنید چون نتیجه ای بجز کاهش اعتماد به نفس برایتان ندارد. در عوض، دوستی حمایت کننده و مهربان برای خود باشید.

از خود بپرسید چه چیزی می توانید از شکست خود بیاموزید و چگونه می توانید از این فرصت نهایت استفاده را ببرید. به این شکل دانش جدیدی کسب کرده و رو به جلو حرکت خواهید کرد.

استراحتی برای خندیدن

۵- ۱۰ دقیقه در وسط روز خود یا اگر این امکان پذیر نیست، از صبح یا عصر خود استفاده کنید. از تلفن هوشمند، دستگاه پخش رسانه ای قابل حمل، رایانه یا تلویزیون خود استفاده کنید و یک کلیپ خنده دار یا نیمه ای از یک کمدی را تماشا کنید، یک کتاب خنده دار یا مطلبی بخوانید که می دانید باعث خنده شما می شود.

استراحتی برای خندیدن

این یکی از موثر ترین کارهایی است که می توانید برای افزایش انرژی و خوش بینی و تضعیف تنش های داخلی انجام دهید.

هرگز برای تغییر دیر نیست

در این حلقه فکری گرفتار نشوید که چه کاری باید انجام می دادید و ندادید و یا چه کار اشتباهی انجام داده اید. در عوض، به این فکر کنید که در ادامه زندگی خود چه می خواهید.

  •  سلامت بهتر؟
  • یک رابطه عالی؟
  • چالش های جدید در کار؟

در حال حاضر، چند قدم کوچک می توانید به سوی آن هدف بردارید؟

یکی از این قدم ها را امروز بردارید و دیگری را فردا.

 


1751.jpg
آبان ۱۶, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

“در گذشته سکونت نکنید، در مورد آینده رویاپردازی نکنید، ذهنیت را در لحظه کنونی متمرکز کنید”.
بودا

تنها زمانی و مکانی که می توانید آن را کنترل کنید،  زمان حال است.

اما بسیاری از ما هنوز هم بسیاری از روزهای معمولمان را که در خاطرات گم شده ایم و یا شاید به تکرار یک درگیری قدیمی یا وضعیت منفی در اندیشه هایمان ادامه دهیم.

زندگی در لحظه

اگر شما مقدار زیادی از لحظات و زمان های روزمره خود را در آینده یا گذشته صرف می کنید و یا مشکل تمرکز دارید و احساس می کنید که ممکن است تاثیر منفی روی زندگی شما داشته باشد، شاید بتوانید یاد بگیرید که در زمان حال بیشتر زندگی کنید.

تنها با انجام این کارهای ساده می توانید به این نتیجه برسید.

سینگل تسک باشید

وقتی که شما تنها یک کار را انجام می دهید، در لحظه بودن برایتان آسان تر می شود. یعنی فقط یک کار را در لحظه انجام دهید، این طور نباشد که در حال استفاده از کامپیوتر هستید اما همزمان تلویزیون هم تماشا می کنید.

سینگل تسک باشید

پس یک روز خوب را با برنامه ریزی برای انجام یک کار شروع کنید. اگر بخواهید چند کار را همزمان انجام دهید باید زمان زیادی را به آن اختصاص دهید مثلا یک بعد از ظهر کامل را.

کارهایتان را به آرامی انجام دهید

پس وقتی که از خواب برخاستید و می خواهید اولین کار خود را انجام دهید، کمی آن را به آرامی انجام دهید. کار بعدی را نیز با آرامی و آرامش انجام دهید به این معنی نیست که زمانی بیشتر از معمول برای کارهایتان بگذارید، فقط کمی سرعتتان را پایین تر بیاورید. بنابراین شما قادر خواهید بود که در لحظه بمانید و روی کارهایتان تمرکز کنید و از آن لذت ببرید. این کار بهترین جایگزین برای وارد کردن استرس به خود و نگرانی برای اینکه چه اتفاقی امروز خواهد افتاد وقتی شما هنوز صبحانه خود را تمام نکرده اید.

به خودت بگو: حالا من …

همانطور که کاری را انجام می دهم به سادگی در ذهن بگویید: حالا من در حال انجام …. هستم.

برای مثال، اگر من دندان هایم را مسواک بزنم، به خودم می گویم: اکنون در حال مسواک زدن دندان هایم هستم.

این عادت زمانی اهمیت پیدا می کند که شما در حال انجام کاری هستید که فکر شما را به سمت گذشته یا آینده سوق می دهد. مثل زمانی که در حال خرید در سوپرمارکت هستید یا زمانی که دندان هایتان را مسواک می زنید.

نه، نه، نه، دوباره با حال ارتباط برقرار کنید

نه گفتن

نکات بالا به راحتی به شما کمک می کنند که در حال باقی بمانید ولی باز هم گاهی اتفاق می افتد که باز به گذشته و آینده فکر کنید در این مواقع بهتر است از افعال و عبارات دستوری متوقف کننده استفاده کنید. لحظه ای که ارتباط خود را با حال از دست دادید به خود بگویید نه، نه، نه کافیست، و دوباره با حال ارتباط برقرار کنید.


1662.jpg
آبان ۱۶, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

“سفر یک هزار مایل؛ با یک قدم شروع می شود.”
لائو تسو

“فاصله هیچ چیز نیست؛ این تنها اولین گام است که دشوار است.”
مادام ماری دو دفند

ایجاد یک تغییر مثبت در زندگی نیازی به یک جهش بزرگ ندارد. در ادامه عاداتی به اشتراک گذاشته ایم که از طریق این گام های کوچک شما می توانید عادت هایی قوی ایجاد کنید و در طول زمان می توانید زندگی خود را تغییر دهید به طوری که حتی تصورش را نمی کردید.

تغییر زندگی

نفس کشیدن هنگام تنش

هنگامی که دچار استرس می شوید، بنشینید، از طریق بینی و با شکم نفس بکشید. ۲ دقیقه بر روی تنفس خود تمرکز کنید. این تمرکز ذهنیت شما را آرام می کند و پس از آن می توانید کار خود را در حالت آرام تر ادامه دهید.

مرور و قدردانی از روز خود در پایان آن

اگر در طول روز کارهای خوبی انجام داده اید و کارهایتان را به پایان رسانده اید، می توانید عزت نفس خود را بالا ببرید. اگر شما بازتاب درستی بر روی آنچه انجام داده اید، داشته باشید.

قدردانی از روز خود

بنابراین دو دقیقه از پایان روز کاری خود را بگذارید و قدردان روز خود باشید.

حواس خود به آنچه در زمان حال است جلب کنید

خودتان را از گذشته و آینده بیرون بکشید. خود و توجه خود را در جایی که واقعا هستید قرار دهید، اینجا و اکنون.

این کار را با نشستن به مدت دو دقیقه انجام دهید. آنچه را که در مقابل شماست، ببینید. به پرندگان و اتومبیل ها گوش کنید. اشعه خورشید را از طریق پنجره وارد اتاقتان می شود بر روی لباس و پوست خود احساس کنید.

در این دو دقیقه با تمام حواس خود به اینجا بپیوندید. به این طریق ذهن و بدن شما آرام خواهد شد. و فکر کردن برایتان راحت تر خواهد شد.

هنگامی که می خواهید کسی را قضاوت کنید، به جای آن او را درک کنید

هنگامی که می خواهید کسی را که می شناسید با نمی شناسید را قضاوت کنید تنها دو دقیقه زمان می برد. از خودتان این دو سوال را بپرسید:

چه بخشی از این شخص را می توانم در خودم ببینم؟ چقدر این فرد شبیه من است؟

چرا می خواهم او را قضاوت کنم؟

هیچ کس دوست ندارد مورد قضاوت منفی قرار گیرد و اگر این انسان های دورو بر خود را قضاوت کنید دیگر نمی توانید با آنها رابطه خوبی بسازید. به علاوه، میزانی که تمایل به قضاوت دیگران دارید اغلب نشان دهنده میزانی است که دوست دارید از سوی دیگران قضاوت شوید. بنابراین به خودتان کمک کنید که زندگی مثبت تری داشته باشید، زمانی که احساس کردید می خواهید کسی را قضاوت کنید، به جای آن چیزی بهتر را انتخاب کنید.

یک لحظه فکر کنید و از کسی به صورت واقعی تعریف کنید

او خوشحال خواهد شد. شما در مورد خودتان احساس خوبی خواهید داشت و احتمالا احساسات مثبت زیادی نیز از فردی که اکنون شاد و موفق است، خواهید دید. این یک راه خوب و کوچک برای ایجاد روابط مثبت است.

در آغوش گرفتن

صمیمیت جسمی می تواند استرس را کاهش دهد و احساس خوبی به شما دست دهد. بنابراین دو دقیقه در طول روز کسی را که دوست دارید در آغوش بکشید.

مانند تعریف، می تواند یک راه ساده برای ایجاد روابط گرم و مثبت با افراد زندگیتان باشد.

علاقه مند باشید

در آغاز یک مکالمه برای شکستن یخ، دو دقیقه وقت دارید که یک یا چند سوال در مورد کسی که با او صحبت می کنید بپرسید.

توجه داشته باشید و منتظر نوبت خود برای صحبت نباشید. علاقه شما به احتمال زیاد به شما بازگردانده می شود و شما می توانید نه تنها یک گفتگو خوب را شروع کنید، بلکه رابطه جدیدی را نیز شروع خواهید کرد، بدون توجه به اینکه چه نوع رابطه ای ممکن است باشد.

امتحان کردن چیزهای جدید

سعی کنید مخالف با چیزی که همیشه هستید رفتار کنید. اگر همیشه گوشت مصرف می کنید این بار به جای گوشت از گیاه استفاده کنید. به جای بدتر شدن، از یک درگیری احمقانه دور شوید. به جای چسبیدن به زندگی روزمره به چیزهایی که هیچ وقت انجام نمی دادید بله بگویید.

 


1681.jpg
آبان ۱۱, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

“مقایسه مرگ شادی است.”
-مارک تواین

“هنگامی که شما راضی و خشنود هستید که خودتان باشید و مقایسه یا رقابت نکنید، همه به شما احترام خواهند گذاشت.”
-لائو تسو

یکی از رایج ترین و مخرب ترین عادت های روزمره شما این است که به طور مداوم زندگی و خودتان را با دیگران و زندگی شان مقایسه کنید.

مقایسه خود با دیگران

شما اتومبیل، خانه، شغل، کفش، پول، روابط، محبوبیت اجتماعی و غیره را مقایسه کنید. و در پایان، عزت نفس خود را کاهش داده و احساسات منفی زیادی در خود ایجاد می کنید.

پس چه کاری می توانید انجام دهید؟ چگونه می توان دست از این عادت برداشت؟

در اینجا سه گامی که به شما کمک می کند تا از این عادت دور بمانید آورده شده است.

گام اول: درک این موضوع که اگر خودتان را با دیگران مقایسه کنید، نمی توانید پیروز شوید.

مقایسه موجب شکست می شود

فقط درک آگاهانه آن می تواند مفید باشد.

مهم نیست که چه کاری انجام می دهید، تقریبا همیشه می توانید کسی دیگری را در جهان پیدا کنید که بهتر از شما در چیزی یا کاری باشد.

 

بله شما ممکن است احساس خوشایندی داشته باشید که ماشین شما از ماشین همسایه تان بهتر است اما چند روز بعد همسایه ای را می بینید که ماشین بهتری از شما دارد.

گام دوم: خودتان را با خود مقایسه کنید.

به جای مقایسه خود با افراد دیگر، عادت به مقایسه خود با خودتان را ایجاد می کند.

ببینید چقدر رشد کرده اید، چه چیزی به دست آورده اید و چه پیشرفت هایی را در جهت اهداف خود انجام داده اید.

این عادت باعث ایجاد قدردانی و مهربانی نسبت به خودتان می شود، زیرا شما متوجه می شوید که چقدر به اهداف خود رسیده اید، بر چه موانعی غلبه کرده اید و چه کارهای خوبی انجام داده اید. شما احساس خوبی در مورد خودتان، بدون نیاز به فکر کردن در مورد دیگران، پیدا می کنید.

خودتان را با خود مقایسه کنید.

شما می توانید این عادت را با استفاده از چند دقیقه در روز و یا فقط هر جمعه (یا هر روز که متناسب با شما است) برای استفاده از یک دفتر یادداشت برای نوشتن اینکه چگونه شما رشد کرده اید، چقدر نزدیک تر به اهداف خود را در حال حاضر هستید، بر چه چیزهایی غلبه کرده اید و چه چیزهای جدیدی یاد گرفته اید و …، در خود ایجاد کنید.

با انجام این کار، تفکر شما در طول زمان تغییر می کند و الگوهای تفکر شما به طور خودکار بیشتر در مقایسه شما با خودتان نه با افراد دیگر، متمرکز خواهد شد.

گام سوم: با دیگران مهربان تر باشید

به نظر می رسد که طرز رفتار و فکر کردن نسبت به دیگران تاثیر بزرگی بر روی رفتار شما نسبت به خود و فکر کردن در مورد خودتان داشته باشد.

قضاوت و انتقاد بیشتر شما از دیگران باعث می شود که ناخودآگاه تمایل به قضاوت و انتقاد خود بیشتر از خود پیدا کنید. با دیگران مهربان تر باشید و به آنها کمک کنید و در نتیجه تمایل پیدا خواهید کرد که مهربان تر و مفیدتر برای خودتان باشید.

بنابراین بر روی کمک به مردم و مهربانی با آنها تمرکز کنید.

بر موارد مثبت خود و اطرافیانتان تمرکز کنید.

و قدردان موارد مثبتی که در خود و دیگران می بینید باشید.


1701.jpg
آبان ۱۱, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

شک و تردید به خود می تواند یک صدای ناراحت کننده و متقاعد کننده باشد که شما را عقب نگه می دارد. و شما را از داشتن فرصت های خود دور می کند. این شک باعث می شود که شروع یا پایان دادن به کارها سخت تر از آن چیزی که هستند به نظر برسند.

غلبه بر خودتردیدی

مطمئنا گاهی اوقات این شک و تردید به خود می تواند مفید باشد زیرا این امر به شما کمک می کند تا محدودیت های فعلی خود را دقیق ببینید یا به سادگی یک خام یا بد را تشخیص دهید. اما اغلب، آن ها شما را در زندگی عقب نگه می دارند.

پس چگونه می توان به آن پرداخت، چگونه می توان بر شک و تردید به خود غلبه کرد؟

به خود بگویید بس است

اجازه ندهید که آنها از کنترل خارج شود و یا از یک زمزمه به یک جریان از جملات دلسرد کننده تبدیل شود. در عوض، با شک و تردیدهای خود شروع به صحبت کنید. در ذهن خود، صحبت کنید یا فریاد بزنید که مثلا: نه، نه، نه، ما دوباره این راه را نمی رویم. با انجام این کار شما می توانید الگوی فکر را مختل کنید.

به گذشته نگاه کنید و خاطرات خودرا مرور کنید

با خودتان صادق باشید و از خودتان بپرسید:

چند بار زمانی که به خودم شک کرده ام یا ترسیده ام اتفاقات منفی رخ داده است؟

شک و تردید به خود هیولایی است که در سر شما وجود دارد که مانع از تغییرات می شود و شما را در منطقه راحتی و امن خود نگه دارد.

با کسی درباره آن صحبت کنید

هنگامی که افکار خود را در درونتان نگه دارید، آنها می توانند تحریف شوند. بنابراین با کسی که  به شما نزدیک است در مورد شک و تردیدهایتان صحبت کنید.

وقتی به آنها اجازه دهید بیرون بیایند و گفتن آنها با صدای بلند اغلب می تواند به شما کمک کند تا بفهمید که در این افکار  اغراق شده اند. و با صحبت کردن در مورد آن شک و تردید با کسی است که حامی شماست می توانید دیدگاه خود را تغییر دهید.

تقویت مهارت های خود

اگر برای مثال، اغلب قبل از ارائه در مدرسه یا در محل کار به خود شک می کنید بهتر است مهارت های خود را تقویت کنید مثلا کتابی در این زمینه بخوانید یا جلو آینه تمرین کنید.

افزایش خوش بینی

افزایش خوش بینی

اجازه دهید شور و شوق، انگیزه و خوشبینی سازنده دیگران به شما برسد. ۲۰ دقیقه در روبه یک کتاب صوتی که باعث افزایش خوش بینی شما می شود گوش دهید.

مردم در مورد آنچه شما انجام می دهید و یا می گویید، اهمیتی نمی دهند

هنگامی که شما در مورد آنچه دیگران فکر می کنند یا می گویند نگران می شوید، تردید به خودتان قوی تر شود و شما را در این ترس گیر می اندازد.

وقتی این اتفاق می افتد، به خودتان یادآوری کنید که مردم واقعا اهمیت زیادی در مورد آنچه انجام می دهید، نمی دهند.

آنها درگیر تفکر در مورد خود، بچه ها و حیوانات خانگی، شغل و مسابقات ورزشی آینده، و یا نگرانی در مورد آنچه مردم ممکن است در مورد آنها فکر کنند، هستند.

 


1741.jpg
آبان ۱۱, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

افراد با همدلی بالا ، تنها ۲۵٪ از جمعیت را تشکیل می دهند. این افراد به انرژی های عاطفی دیگران، بسیار حساس هستند و به راحتی می توانند عواطف مثبت و منفی دیگران را احساس کنند. به عنوان مثال، اگر فردی را در حال گریه ببینند، آن ها نیز شروع به گریه می کنند، اگر دوست آن ها واقعا در مورد چیزی هیجان زده است، آن ها آن هیجان را به همان شدت، احساس می کنند، اگر کسی در اطراف آن ها احساس منفی داشته باشد و یا فرد منفی بافی باشد، باعث ناراحتی و ناخوشی آن ها می شود…

نکاتی مفید برای افراد با همدلی بالا

دانشمندان یک گروه تخصصی از سلول های مغز را که مسئول محبت می باشند، کشف کرده اند که “نورون های آینه” نامیده می شوند. اعتقاد بر این است که افراد با همدلی بالا ، دارای نورون های آینه ای هستند که به سرعت پاسخ می دهند؛ به این معنی که آن ها می توانند احساسات دیگران را به آسانی و سریع، منعکس کنند.

از آنجا که افراد با همدلی بالا ، احساساتشان بسیار شدید است، گاهی اوقات این موضوع می تواند به عنوان نقطه ضعف برایشان باشد. محل زندگی ما، مشاهدات دنیای اطراف ما، و آزمایشات و مصیبت های اجتناب ناپذیر زندگی، واقعا می تواند موجب برانگیختگی شود. 

افراد با همدلی بالا ، به راحتی تحت تأثیر قرار می گیرند و از هم گسیخته می شوند؛ بنابراین بسیار مهم است که مراقب خود باشند. در اینجا برخی از تکنیک های مراقبت از خود، که می تواند کمک به حفظ ثبات افراد با همدلی بالا در حالت روانی، عاطفی و معنوی بکند، آورده شده است. این نکات برای افراد مبتلا به اختلال اضطراب نیز مفید هستند…

آروماتراپی یا رایحه درمانی

نکاتی مفید برای افراد با همدلی بالا

آروماتراپی، یک فرم عالی برای مراقبت از خود، برای افراد با همدلی بسیار بالاست. ما تمایل به حساس بودن و قدردانی از رایحه های خوش بو مانند اسطوخدوس، نعناع، گل سرخ یا عطرهای متفاوت میوه داریم. در حقیقت روشن کردن یکی از شمع های مورد علاقه یا بخور دادن و زمان گذاشتن برای دم و بازدم در سکوت شگفت انگیز است.

مراقبه

مراقبه باید بخشی از زندگی همه باشد، و برای افراد با همدلی بالا بسیار مفید است. ما را تشویق می کند تا در حالت آرامش ذهن باقی بمانیم و خود را از استرس و مشکلات زندگی روزمره جدا سازیم. از آن جایی که یک فرد با همدلی بسیار بالا ، می تواند به راحتی از نظر احساسی تخلیه شود؛ برای ما مهم است که در درون خودمان زندگی کنیم و با روح و محیط طبیعی اطرافمان، ارتباط برقرار کنیم.

مطالعه

افراد با همدلی بالا ، بسیار کنجکاو هستند و به دانش و یادگیری معتاد هستند. یادگیری موضوع جدید مانند سفر است. بنابراین، یک کتاب خوب همراه با نوشیدنی های گرم مورد علاقه، خود زندگی است! مهم نیست که آیا این داستان علمی تخیلی یا جنایی، یا یک کتاب کمک آموزشی انگیزشی است؛ مهم این است که از آن لذت ببرید.

مشغول شدن با علایقتان

چه کاری را بیشتر از همه دوست دارید انجام دهید؟ چه چیزی باعث ایجاد خلاقیت در شما می شود؟ چه کاری را با خلق بسیار خوب انجام می دهید؟ صنایع دستی، بافندگی، نواختن یک ساز، یا هر چیزی که نیاز به توجه دارد، مطمئن شوید که آن را به صورت روزانه انجام می دهید، و یا حداقل به طور منظم آن را انجام دهید. ذهن خود را از زندگی چالش برانگیز، دور کنید و از اولویت های خود در زندگی لذت ببرید.

ارتباط با طبیعت در افراد با همدلی بالا

افراد با همدلی بالا ، معمولا مردم بسیار خاکی هستند و بسیار با روح طبیعت ارتباط برقرار می کنند. بسیاری از افراد با همدلی بالا ، دوست دارند گیاهان را در خانه خود و یا در اطراف خود نگه دارند، آن ها عاشق پیاده روی و هوای تازه هستند، آن ها از محیط صدای باران لذت می برند، آن ها عاشق خواندن در پارک یا رفتن به ساحل به صورت منظم هستند. بسیار مهم است که افراد با همدلی بالا ، با طبیعت ارتباط برقرار کند؛ چون باعث کاهش استرس و بالا رفتن خلق وی می شود.

قطع کردن تمام رسانه ها

تقریبا مثل مدیتیشن، قطع کردن همه رسانه ها، از تلویزیون و رادیو به صورت آنلاین، برای افراد با همدلی بالا ضروری است. رسانه ها از هر وضعیت شدید و آسیب پذیری که بتوانید تصور کنید، اشباع شده است. درست است که چیزهای مثبتی هم در رسانه ها وجود دارد، اما مغز ما تمایل به سمت مسائل منفی دارد. بنابراین، به راحتی می تواند ما را به سمت افسردگی، اضطراب، استرس، ترس و بیماری جسمانی هدایت کند…

نکاتی مفید برای افراد با همدلی بالا

تلویزیون را خاموش کنید، از تمام برنامه ها خارج شوید و یا خاموش کردن تلفن برای حداقل یک ساعت می تواند کار بزرگی باشد. اخبار را تماشا نکنید به رادیو گوش نکنید، مگر به منظور گوش دادن به موسیقی.

قطع ارتباط با رسانه های جمعی، یکی از بهترین شیوه های مراقبت شخصی است که هر کسی می تواند انجام دهد…

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


1811.jpg
آبان ۱۱, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

چرا باید دیگران را خوشحال کرد؟

یکی از بهترین راه های ایجاد زندگی شادتر برای خودتان این است که دیگران را خوشحال کنید.

به چند مورد توجه کنید :

شما آن را ببینید.

شما احساس خوشحالی می کنید زیرا چهره ی فرد با شادی روشن می شود.

شما کار خوبی انجام دادید.

احساس خوشبختی می کنید زیرا احساس می کنید که کار خوبی انجام داده اید. و بنابراین عزت نفس خود را نیز بالا می برد.

از هر دست بدی از همان دست می گیری.

شما تمایل دارید که دیگران به همان روشی که شما با آنها رفتار می کنید با شما رفتار کنند.

خوشحال کردن دیگران

چرا باید دیگران هم خوشحال باشند ؟

وقتی که ما به کسی کمک می کنیم تا شادتر زندگی کند ، او نیز تاثیر بهتری را در کارهایی که بهش سپرده می شود می گذارد و همین امر موجب بدست آمدن خروجی خیلی بهتر از زمانی خواهد بود که شخص خوشحال نباشد .

چگونه می توان کسی را شاد کرد؟

  • یک تعریف صادقانه و خالصانه. بسیاری از چیزهای مثبت گفته نمی شوند. امروز یک تعریف صادقانه به کسی بدهید این می تواند در مورد چیزی باشد که برای فرد مهم است.
  • نگهداشتن در برای چند ثانیه بیشتر. این کار تلاش زیادی لازم ندارد اما می تواند لبخند را بر چهره کسی بیاورد.
  • برخی ازخوراکی های خوشمزه خانگی خود را به دیگران بدهید.
  • بخشیدن کارهای هنری. بخشی از کارهای هنری خودتان را به دیگران ببخشید مثل نقاشی هایتان.
  • تشویق کردن. دنیا می تواند بسیار سخت و طاقت فرسا باشد. یک نفر را که در شرایط سخت و منفی قرار دارد تشویق کنید. با اضافه کردن دیدگاه خوش بینانه خود به او می توانید نگرانی و ترس او را کاهش دهید.
  • گفتن جک. با تعریف یک اتفاق با مزه ای که برایتان افتاده است.
  • بغل کردن. بغل کردن می تواند حواس فرد را از افکار منفی پرت کند و خلق او را به سرعت تغییر دهد.
  • لبخند. حتی اگر ۳۰ ثانیه با صندوقدار سوپر مارکت صحبت می کنید لبخند بزنید.
  • خوراکی مورد علاقه دیگران را تهیه کنید.
  • غذاهای مورد علاقه شان را بپزید.
  • فقط گوش کن. گاهی تنها چیزی که یک نفر نیاز دارد این است که کسی به صحبت هایش گوش دهد.
  • بردن چای یا قهوه. تنها چند ثانیه طول می کشد که در حالی که برای خودتان چای یا قهوه آماده می کنید برای دیگران نیز چای یا قهوه بریزید.
  • نوشتن یه یادداشت مخفیانه برای او. یک یادداشت تشکر عاشقانه در جایی که او پیدا کند مثلا در ظرف غذایش.

متخصصین روانشناس مرکز مشاوره اکسیر در زمینه تشخیص درست این اختلال در کودکان و بزرگسالان و بهبود و درمان آن در خدمت شما عزیزان هستند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر

 


15401.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

کارل یونگ

کارل یونگ

  • هر چیزی که ما را خشمگین می سازد، می تواند ما را به خودآگاهی و شناخت بهتر خودمان هدایت کند.
  • هدر دادن زمان، خودکشی حقیقی است.
  • فرهنگ، رودخانه ای به قدمت تاریخ است.
  • کسی که به ظاهر و بیرون می نگرد، در خواب است و آن که درون را می نگرد، آگاه و بیدار است.
  • انسان زمانی تمام عیار، وحدت یافته، آرام، بارور و شادمان می شود که فرآیند فردیت کامل گردد؛ زمانی که خودآگاه و ناخودآگاه او بیاموزند که در آرامش و یکرنگی با هم زندگی کنند و مکمل یکدیگر باشند. رسیدن به آگاهی، بدون زجر نمی باشد.
  • آنچه ما را از دیگران برآشفته می کند، راهنمایی است که می توانیم با کمک آن، خودمان را درک کنیم.
  • هر گونه ستمگری که مرتکب شویم یا حتی در اندیشه ی آن باشیم، روزی، تلافی آن را از روان ما باز پس خواهد گرفت، بی آنکه خود را درگیر کاهش مجازات یا بخشودن ما کند.
  • مهم نیست که دنیا در باره تجربه دینی چه می اندیشد؛ کسی که چنین تجربه ای دارد صاحب گنجی عظیم است، چیزی که برای او سرچشمه زندگی، معنا و زیبایی است، و شکوهی تازه به جهان و انسان داده است. او دارای سکینه و آرامش است.کدام معیار است که بر اساس آن بتوان گفت که چنین زندگانی مجاز نیست، چنین تجربه ای درست نیست، و چنین سکینه ای توهم صرف است؟ آیا ،به عنوان یک امر واقعی، در زمینه امور متعالی هیچ حقیقتی بهتر از آنچه شما را در زندگی یاری می دهد وجود دارد؟… هیچ کس نمی تواند بداند امور متعالی چیستند. بنابراین باید آن ها را چنان که تجربه می کنیم در نظر آوریم. و اگر چنین تجربه ای باعث شود که زندگی برای خودتان و برای آنان که دوست می دارید سالم تر، زیباتر، کامل تر و رضایت بخش تر باشد، می توانید با اطمینان بگوئید: « این توفیق الهی بود».

زیگموند فروید

زیگموند فروید

  • سوالی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز علی رغم سی سال تحقیق و مطالعه برای آن پاسخی نیافته‌ام این است که «خواسته زنان چیست؟»
  • رابطه بین خود (ego) و نهاد (id) را می‌توان با رابطه بین سوار و اسب مقایسه کرد. اسب، تامین‌کننده انرژی و سوار، هدف‌گذار و راهنماست.
  • خود (ego)، ارباب خانه خودش نیست.
  • آدم اکراه دارد که بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «خلقت» جایی نداشته است.
  • ترس استثمارگران از قیام سرکوب شدگان، آنها را به سمت اقدام های دوراندیشانه ی شدید سوق می دهد.
  • دانش باید توهم های متافیزیکی، پیش داوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت (یعنی حقیقت، آزادی و عدالت) را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل کند.
  • اگر کسی را دوست دارم باید به گونه ای، شایسته ی آن باشد.
  • مخالفت، به ناچار، دشمنی نیست، بلکه به عنوان بهانه ای برای دشمنی مورد سوء استفاده قرار می گیرد.
  • “تمدن” به مجموعه ی دستاوردها و نهادهایی گفته می شود که زندگی ما را از زندگی حیوانی پیشینیان دور می کند و دو هدف دارد: یکی نگاهبانی از انسان در برابر طبیعت و دیگری تنظیم روابط بین انسان ها.

ویلیام جیمز

ویلیام جیمز

  • بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.
  • پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است.
  • فلسفه، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.
  • عقل سلیم و شوخ‌طبعی، هر دو یک چیزند که با سرعت‌های متفاوت حرکت می‌کنند. شوخ‌طبعی، همان عقل سلیم با دور تند است!
  • هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آن ها نفرت دارد را انجام دهد.
  • انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.
  • هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.
  • تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است.
  • همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک   آدم بد در انتخاب آن دلیل است.
  • عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.

آلبرت بندورا 

 آلبرت بندورا 

  • اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس مطمئناً باعث شکست می‌شود.
  • مردم نه تنها با تعمق کردن، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.
  • آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی کند.
  • کسانی که به توانائی های خود اعتقاد و اطمینان دارند به کارهای دشوار به صورت چالش‌هایی می‌نگرند که باید بر آنها پیروز شوند نه به صورت تهدیدهایی که باید از آنها اجتناب کند.
  • ما آدم ها بیشتر روی نظریه‌های شکست سرمایه‌گذاری می‌کنیم تا نظریه‌های پیروزی.

کارل راجرز

کارل راجرز

  • وقتی به دنیا نگاه می‌کنم، بدبینم ولی وقتی به مردم نگاه می‌کنم، خوش‌بینم.
  • تنها آدم فرهیخته کسی است که یادگرفته باشد چگونه یاد بگیرد و تغییر کند.
  • جوهر و ذات خلاقیت، تازگی و نوبودن آن است و در نتیجه، ما استانداردی برای قضاوت درباره آن نداریم.
  • تجربه برای من بالاترین اولویت را دارد. معیار صحت و اعتبار هر چیز، تجربه خود من است. نظرات افراد دیگر، و حتی ایده‌های خودم نیز به اندازه تجربیاتم اعتبار ندارند.
  • برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه، می‌تواند سرشار از تازگی باشد.
  • در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: «چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟»   اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: «چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟»
  • من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره «زندگی خوب» رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

کرت لوین

  • هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست.
  • اگر واقعاً می‌خواهید چیزی را درک کنید، سعی کنید آن را تغییر دهید.
  • تجربه به تنهایی تولید دانش نمی‌کند.
  • فعالیت اجتماعی نیز مثل فعالیت جسمی توسط درک و احساس، راهبری   می‌شود.
  • یک آدم موفق معمولاً هدف بعدیش را خیلی بالاتر از آخرین دستاوردش قرار نمی‌دهد.

15396.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۰ دقیقه

افراد خود ‌شکوفا دارای ویژگی هایی هستند که دیگران ندارند. آن ها چیزهایی و اهدافی در زندگی دارند که آن ها را از دیگران متمایز می‌کند. مازلو با مطالعه ویژگی های افرادی چون آبراهام لیکلن، والت و نیمن، وان بتهوون، آلبرت انیشتین و الیور روزمت خصوصیاتی که این شخصیت ها را از افراد دیگر متمایز می‌کرد، مشخص نمود.

ویژگی های افراد خودشکوفا

برداشت کامل تر از واقعیت 

افراد خود شکوفا راحت تر می توانند تصنعی بود آدم ها را تشخیص دهند .آن ها می توانند حالت واقعی را از ساختگی نه تنها در افراد بلکه در ادبیات، نقاشی، و موسیقی تشخیص دهند صورت ظاهر آنها را گول نمی زند. این افراد تعصب کمتری دارند و به احتمال کمتری دنیا را آن گونه که دوست دارند می بینند.

مسئله مداری

مسئله مداری

افراد خود شکوفا، عمیقاً به مسائل خارج از خودشان توجه دارند. در اصطلاح جاری، آن ها بیشتر مسئله مدار هستند تا خود مدار. آن ها عموماً برای خودشان مشکل به شمار نمی آیند و در کل توجه زیادی به خودشان ندارند. این افراد معمولاً دارای رسالتی در زندگی هستند و وظیفه ای برای انجام دادن دارند و این الزاماً کاری نیست که آن ها برای خودشان ترجیح دهند یا انتخاب کنند، بلکه کاری است که معمولاً نسبت به آن احساس مسئولیت می کنند. مسائل را از افق می نگرند و آن قدر به درختان نزدیک نمی شوند که دیگر جنگل را نبینند.

خود مختاری استقلال فرهنگ و محیط اراده

یکی از ویژگی های افراد خود شکوفا استقلال نسبی آنان از محیط طبیعی و اجتماعی است. این عدم وابستگی به محیط به معنای استواری نسبی در برابر فشارها، ضربه ها، محرومیت ها و ناکامی ها و نظایر آن است. این افراد می توانند در کوران اوضاعی که شاید افرادی را حتی به خودکشی می کشاند آرامش نسبی خود را حفظ کنند. آنها برای پیشرفت خودشان و رشد مداوم به توانایی های بالقوه و منابع پنهانی خودشان متکی هستند. افراد دارای کمبود انگیزش باید افراد دیگری را در کنار خود داشته باشند چون اکثر رضامندی های نیاز اساسی آن ها (محبت، ایمنی، احترام، حیثیت و تعلق) می تواند تنها از طریق سایر انسانها حاصل آید. اما افراد خود شکوفا به حد کافی قوی شده اند که بی نیاز از تأیید سایر افراد یا حتی محبت آنها باشند.

استمرار تقدیر و تحسین

افراد خود شکوفا این توانایی شگفت آور را دارند که بارها و بارها به گونه ای تازه، در کمال صداقت، خوبی های اساسی زندگی را با احترام، لذت، شگفتی و حتی با شعف تحسین کنند. هر چند که این تجربیات در نظر دیگران می تواند بی رنگ شده باشد این همان چیزی است که “ویلسون”، آن را تازگی نام نهاده است. لذا برای چنین فردی هر غروب آفتابی می تواند به زیبایی اولین غروب باشد و هر گلی بعد از یک میلیون گل، دوست داشتنی باشد و هزارمین نوزاد به اندازه اولین نوزادی که دیده است برایش مخلوقی خارق العاده به شمار رود. او سی سال پس از ازدواج هنوز از بخت خودش راضی است، و زیبایی همسرش هنگامی که شصت ساله است مایه حیرت او می شود. برای چنین افرادی حتی امورلحظه به لحظه روزانه و عادی زندگی می تواند شور انگیز و مهیج باشد. از طبیعت، از کودک از موسیقی، از معماری، از هر چیز لذت می برد. مزلو می گوید پس از مطالعه در مورد گلایه های پست، گلایه های عالی و گلایه های ماورایی همگی نشانگر این هستند که اگر می توانستیم مواهبمان را چنان به شمار آوریم که افراد خود شکوفا می توانند و اگر می توانستیم احساس خرسندی مداوم داشته باشیم، این مواهب را در خود حفظ کنیم و قدر این احساس را بدانیم ، آنگاه زندگی می توانست پیشرفت بسیار وسیعی داشته باشد.

حس همدردی

حس همدردی

این واژه از ” آدلر” است. آن ها علیرغم خشم، ناشکیبایی و یا بی زاری اتفاقی، دارای احساس همسانی، همدردی و عطوفت عمیقی نسبت به انسان ها می باشند، به همین دلیل تمایل واقعی برای کمک به نژاد بشر را دارند چنانچه گویی همگی اعضای یک خانواده هستند؛ مانند احساس فرد نسبت به برادرانش، که حتی اگر گاهی پلید هم باشند به طور کلی توأم با عطوفت خواهد بود. با این وجود آن ها را آسانتر از غریبه ها می توان عفو کرد. اگر دیدگاه انسان به حد کافی کلی نباشد، و بستر ذهن به حد کافی گسترده نباشد آن گاه انسان نمی تواند این احساس همسانی با نوع بشر را در یابد.

پذیرش خود، دیگران و طبیعت 

افراد خودشکوفا، خودشان و دیگران را همان‌گونه که هستند قبول دارند. آن‌ها قادرند از زندگی لذت ببرند بدون آن که مرتکب خلافی شوند. آن‌ها به دیگران بدون توجه به سابقه، وضعیت فعلی یا سایر عوامل فرهنگی و اجتماعی- اقتصادی، به طور یکسان نگاه می‌کنند. اشتهای خوبی برای خواب، غذا و میل جنسی دارند.
نیاز به تنهایی و خلوت

برای افراد سالم امکان پذیر است که خود و فطرتشان را بدون آزردگی یا شکوه و شکایت و حتی بدون تفکر زیاد درباره موضوع بپذیرند. آن ها می توانند کاستی ها، و گناهان، صفت ها و شرارت های فطرت آدمی را بپذیرند، کسی از خیس بودن آب و سبزی درختان شکایت نمی کند. همان گونه که کودک با چشم های باز، عاری از هرگونه انتقاد، بی توقع و معصوم به جهان می نگرد، یک فرد خود شکوفا نیز گرایش دارد که به همان ترتیب به طبیعت بشری خود و دیگران بنگرد.آنها همه حالات خود را می پذیرند.در این افراد حالت دفاعی، ظاهر سازی، نقش بازی کردن یا … وجود ندارد آن ها نسبت به اعمال تصنعی دیگران، ریا و تزویر، نفاق و گستاخی بی رغبت هستند.

آنچه افراد سالم از آن می رنجند عبارتند از:

  • ۱- معایب قابل بهبود مانند کاهلی، بی فکری، بدخلقی، رنجاندن دیگران
  • ۲- تعصب، رشک و حسد.
  • ۳- عادت ها، که هر چند نسبتاً مستقل از ساختار منشی هستند در عین حال می توانند قوی باشند.
  • ۴- کاستی های نوع بشر.

خودانگیختگی، سادگی و طبیعی بودن

رفتار آن ها کاملاً باز، طبیعی و روشن است. آن ها به طور معمول احساسات و عواطف خود را مخفی نمی کنند یا به عبارتی دیگر آن ها خودشان هستند. در عین اینکه در اندیشه ها و آرمان هایشان قویاً فردگرا هستند. ولی ضرورتاً رفتاری غیر متعارف ندارند.

تمرکز روی مشکلات

خود شکوفایان خود را دارای ماموریت یا رسالتی می دانند که بیشتر انرژی خود را صرف آن می کنند. احساس تعهد و یا وقف کردن خود به کار یا حرفه یا هنری خاص دارند. که از نظر مازلو این مورد از الزامات خود شکوفایان است.

کیفیت کناره گیری و نیاز به تنهایی و خلوت

آن ها قادر به تحمل تنهایی ، بدون گرفتار شدن به اثرات زیان بار تنهایی هستند و یا می توان گفت که بیشتر به تنهایی نیاز دارند.

خلوت گزینی

آن ها بیشتر به خود متکی هستند و غالباً به دلیل این عادت که منجر به کناره گیری شان از جمع می شود این رفتار آنها را به نامهربانی و سردی تعبیر می کنند. در صورتی که این عمل تعمدی نیست و از احساس استقلال و خودمختاری آن هاست.

آن ها می توانند بدون زیان رساندن به خودشان و بدون ناراحتی منزوی باشند، به علاوه آن ها خلوت و انزوا را بیشتر از افراد معمولی دوست دارند. اغلب برای آن ها امکان پذیر است که دور از صحنه نزاع باشند و از آنچه که موجب آشفتگی دیگران می شود خود را آسوده و آرام نگهدارند. برای آن ها آسان است که محتاط و کناره گیر و نیز آرام و متین باشند؛ بدین ترتیب این امکان نیز برایشان وجود دارد که بتوانند بدشانسی های شخصی خود را بدون واکنش خشونت آمیز، چنانکه افراد عادی نشان می دهند، بپذیرند. به نظر می رسد که آن ها قادرند شأن و مرتبه خود را حتی در شرایط نامطلوب حفظ کنند، شاید این امر از آنجا ناشی می شود که آن ها بیشتر مایلند به تعبیری که خودشان از این وضعیت دارند اعتماد کنند تا به آنچه سایر مردم درباره آن احساس یا فکر می کنند. کناره جویی در افراد عادی با دردسرها و مشکلات خاصی همراه است که به عنوان سردی، تکبر، نداشتن عاطفه ، غیر دوستانه بودن و حتی عداوت تعبیر می شود.

خودمختاری

افراد خودشکوفا از ایده‌های دیگران درباره شادی و خشنودی پیروی نمی‌کنند. این دیدگاه به فرد اجازه می‌دهد که در لحظه زندگی کند و از زیبایی هر تجربه‌ای لذت ببرد.

تازگی درک مداوم

افراد خودشکوفا توانایی شگفت آوری برای درک دوبار خوبی های زندگی دارند .افراد خودشکوفا برخلاف کسانی که موهبت ها را امری بدیهی می دانند پدیده های روزمره مانند گل ها، غذا و دوستان را با نگاهی تازه در نظر می گیرند .آنها از دارایی های خود آگاهند و وقت خود را در شکایت کردن از وجود کسل کننده و ملال آور تلف نمیکنند .

تجربیات اوج

یکی دیگر از ویژگی‌های خودشکوفایی، داشتن متناوب تجربیات اوج است. اما تجربیات اوج دقیقاً چه هستند؟ به گفته مازلو: «احساس افق‌های نامحدود گشوده شده در برابر چشم، احساس قوی‌تر بودن و به طور همزمان ناتوان‌تر بودن از قبل، احساس سرخوشی و شگفتی و بهت‌زدگی، احساس قرار نداشتن در زمان و مکان با اطمینان از این که یک چیز خیلی مهم و ارزشمند اتفاق افتاده است، به نحوی که فرد در زندگی روزمره‌اش به خاطر این تجربیات تا حدی تغییر هویت داده و نیرومندتر گردد.

علاقه اجتماعی

احساس یکی بودن با کل بشریت می کنند. آن ها نوعی نگرش دلسوزانه نسبت به دیگران دارند. با اینکه اغلب احساس می کنند مانند بیگانه ای در سرزمین غریبه ها هستند اما خود را با دیگران یکی می دانند و علاقه دارند به دیگران کمک کنند.

روابط میان فردی عمیق

اگر چه تعداد دوستان نزدیک آنها (شامل افراد محدودی خود شکوفای دیگر) زیاد نیست ولی دوستی شان عمیق تر میباشد.در واقع به تجربه مازلو آنها دارای مریدانی هستند.آنها برای دوستی به عنوان افراد پخته تر و سالمتر از نظر روانی ، انتخابی مناسب هستند.
افراد خود شکوفا، دارای روابط بین فردی عمیق تری از دیگر بزرگسالان می باشند. آن ها قادر به همجوشی بیشتر، عشق وسیع تر و همسانی کامل ترند، و قادرند بیش از آنچه که سایر مردم تصورش را می کنند مرزهای شخصی را از میان بردارند، به هر حال ویژگی های معین و خاصی از این روابط در بین آنها وجود دارد. اعضای دیگر این روابط نیز احتمالاً از افراد عادی سالم تر و به خودشکوفایی نزدیکتر هستند. یکی از پیامدهای این پدیده و نیز پدیده های خاص دیگر این است که افراد خودشکوفا روابط بسیار عمیق را با افراد معدودی دارا می باشند. حلقه دوستان آن ها تقریباً کوچک است، تعداد کسانی را که آن ها عمیقاً دوست می دارند، اندکند. دلیل آن هم این است که نزدیک بودن زیاد به یک نفر و درک عمیق نیازمند زمان است و به قول یکی از آن ها من وقت آن را ندارم که دوستان زیادی داشته باشم”. ارادت داشتن موضوع لحظه ای نیست. این افراد تمایل دارند نسبت به همه کس مهربان باشند یا لااقل بردبار. علاقه بسیار به کودکان دارند. غم خوار نوع بشرند (یکی از سؤالاتی که در بهداشت روانی می شود این است که شما چقدر مردم را دوست دارید و مردم چقدر شما را دوست دارند) در عین حال از کسانی که سزاواریش را دارند خصوصاً از ریا کاران و متظاهران با خشونت سخن می گویند شاید به این دلیل که ۱) مستحق هستند ۲) این رفتار به صلاح فردی است که مورد حمله قرار می گیرد.

ساختار منشی و دموکراتیک

افرادی تحمل کننده، پذیرنده و متواضع هستند ، بدون حس برتری جویی و پیش داوری های اجتماعی (نژادی و مذهبی) آماده گوش دادن و یاد گرفتن از هر کسی هستند.برای همه احترام قائلند. آن ها این توانایی را دارند که از هر کسی که چیزی برای یاد دادن به آن ها دارد بدون توجه به هر ویژگی دیگری که این شخص ممکن است داشته باشد، بتواند چیزی فرا گیرند و در این ارتباط مدعی هیچ گونه حرمت ظاهری یا منزلت یا اعتبار سنی و شغلی نیستند. همه آن ها کاملاً  آگاهند که در مقایسه با آنچه که می توان داشت و آنچه که دیگران می دانند، اندک می دانند و به همین دلیل آمادگی دارند که بتوانند از همه کس چیز بیاموزند.

تشخیص بین وسیله و هدف

افراد خود شکوفا، قویاً پایبند اخلاقند. دارای استانداردهای اخلاقی معینی هستند. چنان رفتار می کنند که گویی وسایل و اهداف برای آنها موضوعی قابل تمیز است. به طور کلی توجه آنها بیشتر به اهداف متمرکز است تا به وسایل ، و وسایل به طور قطع کاملاً تابع این اهداف هستند. کار را به خاطر نفس عمل انجام می دهند. 

شوخ طبعی فلسفی

افراد خودشکوفا عموماً دارای حس شوخ طبعی متفکرانه‌ای هستند. آن‌ها می‌توانند در موقعیت‌های مختلف از شوخ‌طبعی لذت ببرند و به خودشان بخندند. اما هرگز به بهای جریحه‌دار کردن احساسات دیگران شوخی نمی‌کنند. 
آن ها معمولاً شوخ طبعند، شوخ طبعی آن ها از نوع معمولی نیست، آنچه در نظر افراد عادی مضحک است در نظر آن ها مضحک نیست. از این رو مزاح خصمانه (با رنجاندن دیگران مردم را به خنده وا داشتن) مزاح برتری طلبانه (به حقارت کس دیگر خندیدن) یا مزاح خارج از نزاکت آن ها را نمی خنداند. اختصاصاً آنچه را که آن ها مزاح می دانند پیوستگی نزدیکتری با فلسفه دارد تا با هر چیز دیگر. می توان گفت نسبت به بقیه کمتر بذله گویند.

خلاقیت

نه لزوماً هنرمندان بلکه افرادی که در زندگی شان نوعی ابتکار و اصالت در آن ها دیده می شود. آن ها در فعالیت هایشان خودانگیخته، روراست، متواضع و آماده پذیرش خطاهای خود هستند. آن ها مشابه کودکان هستند که ترسی از کارهای اشتباه ندارند.

خلاقیت

این ویژگی کلی در همه آن ها وجود دارد و هیچ استثنایی در آن نیست. هریک از آن ها به طریقی نوع خاصی از خلاقیت یا قوه ابتکار را که ویژگی معینی دارد، از خود نشان می دهند. در بعضی از آن ها خلاقیت به صورت معمولی یعنی تألیف کتاب، ساختن آهنگ یا تولید اشیای هنری ظاهر نمی شود، بلکه تا حدودی می تواند بسیار متواضعانه تر باشد، چنان است که گویی این نوع خاص از خلاقیت که تجلی شخصیت سالم است به دنیای خارج فرافکنده می شود یا در هر نوع فعالیتی که فرد به آن مشغول است، تأثیر می گذارد. بنابراین، کفاش و نجار خلاق هم می تواند وجود داشته باشد.

مقاومت در برابر فرهنگ پذیری

به دلیل خود مختاری، استقلال و خودکفایی خود را آزاد می دانند. در برابر فشارهای اجتماعی و فرهنگی در واقع در مقابل فشار های تحمیلی که آن ها را وادار به شکل خاصی از تفکر کند مقاومت می کنند. در واقع توسط طبیعت درونی خودشان اداره و هدایت می شوند و نه طبیعت فرهنگی جامعه.

افراد خود شکوفا افرادی کاملاً سازش یافته نیستند، آن ها به طرق مختلف با فرهنگ کنار می آیند، اما در مورد همه آنان می توان به یک مفهوم عمیق و معنی دار گفت که در برابر فرهنگ پذیری مقاومت می کنند و از فرهنگی که در آن غوطه ور شده اند نوعی جدایی درونی احساس می کنند. در مجموع رابطه افراد سالم با فرهنگ خود که از سلامت کمتری برخوردار است، رابطه پیچیده ای است که از آن می توان لااقل اجزای زیر را استنتاج کرد:

۱- در فرهنگ ما همه این افراد در مورد انتخاب لباس، زبان، غذا و شیوه انجام کارها به نحو مطلوبی قرار دادهای ظاهری را رعایت می کنند و در عین حال افرادی سنتی نیستند و به یقین پیرو مد و شیک پوشی نمی باشند.

۲- به سختی می توان این افراد را به مفهوم گرایش های نوجوانی، تند مزاج، افرادی آشوبگر نامید. آن ها از خود هیچ گونه بی تابی فعالانه یا نارضایتی لحظه به لحظه مزمن و مداوم نسبت به فرهنگ و یا مشغله ذهنی در جهت تغییر سریع آن نشان نمی دهند گرچه به اندازه کافی از بی عدالتی به خشم می آیند.

۳- احساس درونی کناره گیری از فرهنگ الزاماً آگاهانه نیست، اما همه آن ها این احساس را از خود نشان می دهند.


1371.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نا امیدی شما را سرخورده می كند و می تواند انرژی و وقت زیادی از شما بگیرد. از آنجایی که نه تنها انرژی را مصرف می کند، بلکه باعث حواس پرتی شما می شود و می تواند زمان زیادی را از بین ببرد.

ناامیدی

پس چه کاری می توانید انجام دهید؟

خب، گاهی اوقات این ناامیدی واقعا می تواند مثبت باشد و می تواند به شما ایده یا زاویه ای بر روی چیزها بدهد. یا می تواند به شما قدرت ادامه دهد تا کمی بیشتر پیشروی كنید تا زمانی که به هدف خود برسید.

اما هنگامی که شروع به دور باطل می كنید، هنگامی که ناامیدی فقط شما را دچار فرسودگی می کند یا ذهن شما را مه آلود می کند و روز از دست شما خارج می شود، گام هایی وجود دارد که می توانید انجام دهید.

راه هایی برای بهبود چنین حالت ذهنی به سمت چیزی های بهتر وجود دارد. چیزی مفیدتر و چیزی که باعث می شود دوباره احساس راحتی کنید.

مرحله ۱: الان اینجا باش

هنگامی که ناامید می شوید، اغلب در ذهن خود در آینده قرار دارید. جایی که دوست دارید آنجا باشید و یا دوست دارید دوباره جایی كه در گذشته در آن شكست خورده اید را زندگی كنید.

زندگی در زمان حال

از این فكرها بیرون بروید و با آرامش سعی كنید بر روی همین لحظه و همین جا و در همین زمان تمركز كنید.

برای مثال می توانید این کارها را انجام دهید:

تمرکز بر تنفس. ساکت بمانید، چشمان خود را ببندید و فقط به مدت ۱ – ۲ دقیقه در بینی خود و ورود و خروج هوا در آن تمرکز کنید. آرام و کمی عمیق تر از حد معمول تنفس كنید و با شکم و سینه خود نفس بکشید.

بر آنچه در اطراف شما در این زمان است تمرکز كنید. خورشید در پنجره ی شما می تابد. بچه ها در خیابان ها بازی می کنند و اتومبیل ها و مردم در رفت و آمدند. بو و احساس لباس و گرمای خورشید روی پوست شما حس می شود. این کار را برای ۱ – ۲ دقیقه انجام دهید تا توجه خود را به لحظه حاضر جلب كنید.

مرحله ۲: از آنچه دارید قدردانی كنید

پس از توجه كردن به جایی که می تواند بیشتر مفید باشد، بر آنچه که هنوز در زندگی شما مثبت است تمركز كنید.

سریع ترین و ساده ترین راه برای انجام این کار این است كه از چیزهایی كه دارید قدردانی كنید.

چیزهای مهمی وجود دارند كه می توانیم به آنها اعتراف كنیم:

  • یک خانه گرم و یک سقف روی سرتان
  • مقدار زیادی آب آشامیدنی
  • گرسنه نبودن
  • دسترسی به اینترنت
  • دوستان و خانواده شما

چند دقیقه در این موارد فكر كنید و می بینید كه بسیار سپاسگزار خواهید شد.

مرحله ۳: بر آنچه شما می توانید در حال حاضر انجام دهید تمرکز كنید

با تمركز در لحظه فعلی و خلق و خوی شما، و سپاسگذاری از داشته ها، اکنون زمان تشخیص ساختار چیزی است كه شما را نا امید كرده است.

تمرکز بر زمان حال

می توانید این كار را با پرسیدن این سوال از خود انجام دهید:

گام کوچکی كه من می توانم در حال حاضر برای بهبود این وضعیت است بردارم چیست؟

از آنچه شما را ناراحت و ناامید كرده است درس بگیرید و از مسیر دیگری به سمت هدف حركت كنید.

یا ممکن است یک بار دیگر امتحان کنید و موفق شوید (زیرا همه چیز در زندگی برای نخستین، دومین یا سومین بار به نتیجه نخواهد رسید).

و یا می توانید به سادگی متوجه شوید که ممکن است کمی طول بکشد یا كارها سخت بوده اند و شما باید امشب یا چند روز را صرف آرامش، مراقبت از خود و کمی استراحت کنید.

به این شكل شما می توانید شارژ شوید و سپس به سمت آنچه از زندگی خود می خواهید در یک راه متمرکز تر حركت كنید.


15572.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

“برای ایجاد یک زندگی شاد، چیز زیادی نیاز نیست؛ همه در درون خود ماست، در طرز فكر ماست.”

مارکوس اورلیس آنتونیون

“اگر برای یک ساعت شادی می خواهید – بخوابید.

اگر شادی را برای یک روز می خواهید – به ماهیگیری بروید.

اگر شادی را برای یک سال می خواهید – ثروت را به ارث ببرید.

اگر شادی را برای یک عمر می خواهید، به دیگران کمک کنید. “

ضرب المثل چینی

“هنگامی که یک در خوشبختی بسته می شود، دیگری باز می شود، اما ما انقدر به در بسته نگاه می كنیم كه در باز شده را نمی بینیم.”

هلن کلر

زندگی شاد

شادی همیشه نباید از چیزها و رویدادهای بزرگ باشد. این می تواند از عادت های کوچکتر و روزانه نیز باشد.

بنابراین امروز، من فقط می خواهم سه راهنمایی سریع كنم و عادت هایی که به من کمک می کنند زندگی شادتری داشته باشم را به اشتراک بگذارم.

۱- سطح پایین برای شادی خود انتخاب كنید

وقتی صبح از خواب بیدار می شوید با خودتان بگویید یك سطح پایین برای شادی انتخاب می كنم. وقتی این را به خودم می گویم و سعی می كنم در طول روز آن را به خاطر داشته باشم از چیز های بیشتری قدردانی می كنم.

سطح پایین برای شادی خود انتخاب كنید

غذا، کار، آب و هوا و رویدادهای کوچک روزها، دیگر چیزهای روزمره نیست، بلكه چیزی است که احساس می کنم از آن خوشحالم. چیزهای کوچک یا چیزی که ممکن است برای من اهمیت داشته باشد، تبدیل به چیزی می شود که اغلب برای یک یا دو لحظه مكث می كنم و آن را در آغوش گرفته و قدردانی می کنم.

آیا اگر من در زندگی روزمره چیزهای کوچکتر برای شادی انتخاب کنم، این بدان معناست که من انگیزه ام را برای رسیدگی به كارهای بزرگ از دست خواهم داد؟

در تجربه ی من نه!

این نوع نگاه کردن به زندگی من را با انرژی و الهام بیشتری شارژ می كند، زندگی سبک تر می شود و من احساس مقاومت درونی کمتری هنگام حركت به سمت هدف های كوچك و بزرگ می كنم.

توصیه می کنم این را امتحان کنید و ببینید که برای شما چگونه کار می کند. البته اگر شما مثل من هستید، مطمئنا به مرور زمان این سطح پایین شادی را فراموش می كنید و این بخشی از طبیعت درون شما خواهد شد.

۲- به دیگران كمك كن

کمک كردن به دیگران یکی از ساده ترین اما یکی از قوی ترین کارهایی است که می توان برای زندگی شاد استفاده كرد.

چگونه می توانید به کسی کمک کنید؟ با ارزش دادن به برخی از آنها.

به دیگران كمك كن

در اینجا چندین ایده برای چگونگی انجام این کار وجود دارد.

  • ارائه برخی از کمک های عملی. برای مثال کار، اسباب كشی یا پخت شام.
  • دادن مشاوره های خوب . مردم ممکن است همیشه نیاز به مشاوره نداشته باشند، اما اگر از شما خواستند، بهترین توصیه ها را براساس تجربه خود ارائه دهید.
  • آغوش. راحتی یک آغوش می تواند موقعیت شخص دیگری را حداقل کمی بهتر کند.
  • کسی را تشویق کنید. در جهان خیلی دلسردی وجود دارد. بنابراین، به جای آن، یک استثنا باشید و مردم را تشویق کنید که به خود و آنچه که آنها می خواهند انجام دهند باور داشته باشند.
  • فقط گوش کن. گاهی اوقات مردم هیچ کمکی نمی خواهند. آنها فقط می خواهند به آنها گوش داده شود و احساسات خود را به تصویر بكشند و آنها را آزاد كنند. ممکن است زیاد به نظر نرسد، اما این كار می تواند کمک زیادی برای کسی که به آن نیاز دارد باشد. بنابراین به طور کامل حضور داشته باشید – ننشینید و به چیزهای دیگر فكر كنید – و گوش دهید.
  • همه چیز را در چشم انداز قرار دهید. آسان است که در یک مشکل غرق شوید و از یك كاه كوه بسازید. اما شما با اضافه کردن دیدگاه خود می توانید کمک کنید. دو نفر از شما می توانید در مورد آن صحبت کنید، شاید در مورد آن خندید و حتی فرصت پنهانی را در میان مسئله ای پیدا کنید که در ذهن آن فرد به یك آسمان در حال سقوط تبدیل شده بود .

و به یاد داشته باشید که به كناری بروید و از خودتان برای کمک به دیگران قدردانی کنید. آن را دست كم نگیرید و یا آن را کوچکتر از آن چه هست نشان ندهید. مکث كنید و یک لحظه به آرامشی كه انجام کارهای خوب به شما داده است فكر كنید.

۳- با خودتان مهربان باشید

مهربانی به خودتان برای عزت نفس سالم و یک زندگی شادتر بسیار مفید است.

البته راه های بسیاری وجود دارد که با خودتان مهربان باشید، اما در اینجا سه ​​مورد خوب وجود دارد كه به نظر من قدرتمند تر بوده اند:

ورودی های خود را به چیزهایی که مهربان و سازنده هستند تغییر دهید

پیام های مخرب از مردم اطراف شما و یا از مردم دورتر از جمله رسانه ها، تبلیغات و جامعه به طور کلی کمک نمی کند که شما با خودتان مهربان باشید.

بنابراین، ذره ذره، آنها را با سایر ورودی های روزانه و هفتگی جایگزین کنید.

این جایگزین می تواند تشویق دوستان و خانواده و یا کمک از کسی از نزدیکان باشد که در وضعیتی بوده است که در حال حاضر هستید.

این جایگزین حتی  می تواند کتاب های توسعه شخصی و وبلاگ ها باشد که به شما کمک می کند تا با راه حل های واقعی برای چالش هایی که با آن روبرو هستید و اهدافی که می خواهید به دست بیاورید، مواجه شوید.

یا می توانید زمان بیشتری را در طبیعت صرف آرامش و سكوت و بازیابی خود كنید .

با خودتان مهربان باشید

خودتان را با خودتان مقایسه کنید

مقایسه ی آنچه دارید با آنچه دیگران به دست آورده اند می تواند انگیزه ی شما را بكشد و اعتماد به نفس شما را در سطح پایین نگاه دارد. همیشه افرادی بالاتر از شما وجود دارند.

بنابراین روی خودتان تمرکز کنید بر آنچه که انجام داده اید و اینكه چگونه می توانید نتایج خود را بهبود بخشید. این مهم است، زیرا این یک انگیزه بزرگ است تا ببیند چقدر بهبود یافته و تا چه اندازه شما آمده اید.

به خودتان ببخشید

گاهی اوقات می شنوم که شما همیشه باید مثبت باشید یا همیشه برنده شوید و یا به سمت هدف خود کار کنید. این ممکن است به ظاهر الهام بخش باشد. اما واقعیت ایده آل و کامل نیست و شما و من هم نیستیم.

زندگی گاهی رو به راه است شما ممکن است به راه خودتان بروید و گاهی اوقات شما انرژی یا شجاعت یا زمان لازم برای انجام کاری را ندارید. و خب این مشكلی ندارد.

به جای تلاش برای زندگی کردن با یک تصویر کامل که دیگران و یا شما ممکن است برای خود ترسیم كرده باشید، انتخاب کنید که استانداردهای انسانی را برای خودتان تنظیم کنید. انتخاب کنید که به خودتان ببخشید، زمانی که چیزها به همان اندازه شما آرزو ندارید و تصمیم می گیرید به خوبی پیش نمی روند.


570.jpg
اسفند ۲۵, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

خرج کردن جامعه پسندانه

خرج کردن جامعه پسندانه، پرداختن پول برای کمک به دیگران تعریف شده است.

کشف این موضوع که منافع احساسی ناشی از خرج کردن جامعه پسندانه، حتی در کشوهای فقیر نیز دیده می شود، شواهدی را فراهم می کند که نشان می دهد، ممکن است بخشش یک جزء اساسی از ماهیت انسان باشد. در یک تحقیق، همبستگی میان بخشش خیرخواهانه و شادی در ۱۳۶ کشور اندازه گیری شد.  در ۱۲۰ کشور، ارتباط میان بخشش و شادی مثبت بود. (درآمد و سایر متغیرهای جمعیتی کنترل شدند) و این رابطه در اکثر کشورها معنادار بود. اگرچه ارتباط قوی میان این دو متغیر در بین کشورها متفاوت بود اما افراد در کشورهای فقیر و غنی گزارشات یکسانی در مورد افزایش شادی هنگام خرج کردن جامعه پسندانه داشتند.

محققان همچنین شواهدی علی برای پاداش های احساسی خرج کردن جامعه پسندانه را در گروهی از کشورهای اقتصادی شامل کانادا، هندوستان، آفریقای جنوبی و اوگاندا ارائه کردند. در یک آزمایش که در کانادا و آفریقای جنوبی انجام شد، به شرکت کنندگان فرصتی داده شد که پول های خود را صرف خرید سبدهای خوراکی  کنند که با چیزهای لذت بخشی مانند شکلات پر شده بود. به نیمی از شرکت کنندگان گفته شده بود که سبد خوراکی که خریده بودند را به خودشان می دهند. (خرج کردن شخصی) به نیمی دیگر گفته شده بود که سبد خوراکی را به کودک بیماری میدهند که در بیمارستان محلی بستری است. (خرج کردن جامعه پسندانه) شرکت کنندگانی که سبد هدیه را برای کودک بیمار خریده بودند، به طور قابل ملاحظه ای نسبت به شرکت کنندگانی که سبد هدیه را برای خودشان خریده بودند، خلق شادتری داشتند. این یافته ها زمانی قابل توجه می شوند که بدانیم بیشتر از ۲۰% نمونه پژوهش در آفریقای جنوبی گزارش داده بودند که ظرف ۱ سال گذشته پول کافی برای خرید غذای خود یا خانواده خود را نداشته اند.

این نتایج بیان می دارد که ظرفیت بخشش ممکن است یک خصوصیت جهانی از خصوصیات روانشناختی انسان باشد. در این حالت حتی کودکان هم ممکن است شادی ناشی از بخشیدن به دیگران را تجربه کنند. محققان به کودکان نوپای دو ساله یک دسته چیزهای جذاب مانند بیسکویت دادند. سپس از آنها خواسته شد تا یکی از خوراکی های خود را به عروسکی دهد که مشتاق است که آن را بخورد. علاوه بر این، آزماینده، خوراکی دیگری را می آورد که از کودک می خواهد که آن را هم  به عروسک بدهد. دستیار تحقیق، حالات صورت کودک را برای شناسایی میزان شادی کدگذاری می کند. کودکانی که خوراکی های خود را به عروسک می دهند، نسبت به کودکانی که آنها را برای خود نگه میدارند، شادی بیشتری را نشان دادند. به علاوه وقتی کودکان از خوراکی های خودشان می بخشند (در مقابل موقعی که آزماینده خوراکی را به آنها میدهد تا به عروسک بدهند) سطح شادی بالاتری را نشان می دهند. روی هم رفته این تحقیق نشان میدهد که بزرگسالان در سراسر جهان و حتی کودکان، منافع احساسی ناشی از بخشش دارایی های خود به دیگران را تجربه می کنند. این یافته ها بیان میکند که ممکن است انسان تمایل عمیق و ریشه داری به دستیابی به پاداش ناشی از بخشش داشته باشد.

چه زمانی خرج کردن جامعه پسندانه شادی را افزایش می دهد؟

   اغلب مردم احتمالا با خود فکر می کنند که زمانی بوده است که کار سخاوتمندانه ای انجام داده اند ولی شادی آنها افزایش نیافته است. پیشینه پژوهشی نیز تایید میکند که بخشش همیشه باعث ایجاد لذت نمیشود. بهباشی و شادی انسان بستگی دارد به رضایت از ۳ نیاز اساسی بستگی دارد: ارتباط، شایستگی  و خودمختاری.

ارتباط 

کمک به دیگران از طریق ارضای نیاز اساسی ارتباط اجتماعی بیشترین پاداش عاطفی را فراهم می کند. در راستای این تفکر، پژوهشگران متوجه شدند که وقتی  به مردم در خرج کردن جامعه پسندانه فرصتی برای ارتباط با دیگر افراد داده شد ، خوشحالی بیشتری را احساس کردند. در مطالعه مشخص شد که افراد زمانی که پول خود را برای آشنایان نزدیک خود خرج میکنند، نسبت به زمانی که  آن را برای سایر آشنایان خرج میکنند،خیلی خوشحالترند.

شایستگی

اگر مردم ببینند که چگونه اعمال سخاوتمندانه آنها باعث ایجاد تفاوت می شود، خرج کردن جامعه پسندانه محتمل ترین راه برای ارضای نیاز شایستگی است. برای مثال یونیسف و  اسپیرید دی نت موسسات خیریه ای هستند که برای افزایش سلامتی کودکان در مناطق فقیر جهان فعالیت می کنند. اما اسپیرید دی نت یک پیشنهاد روشن ارائه می کند: برای هر ۱۰ دلار کمک شما، این موسسه خیریه به کودکان یک پشه بند می دهد که از آنها در مقابل ابتلا به بیماری مالاریا محافظت می کند. وقتی که به شرکت کنندگان فرصتی برای اهدای پول به اسپیرید دی نت داده شد، افرادی که پول بیشتری اهدا کرده بودند، خوشحال تر بودند. اگر افراد احساس کنند که موثر واقع شده اند، شادی بیشتری را از خرج کردن جامعه پسندانه احساس می کنند.

خودمختاری

چون نیاز مردم به خودمختاری زمانی ارضا می شود که آنها احساس کنند که اعمالشان را آزادانه انجام داده اند، منافع احساسی ناشی از خرج کردن جامعه پسندانه باید زمانی افزایش یابد که افراد برای بخشیدن قدرت انتخاب دارند. در یک مطالعه، زمانی که شرکت کنندگان آزادانه به یک خیریه محلی کمک کردند نسبت به وقتی که ملزم به بخشش شده بودند، نواحی پاداش مغزشان در اسکنر فعالیت بیشتری را نشان داد. زمانی که به شرکت کنندگان قدرت انتخاب داده شد، بخشیدن پول بیشتر آنها را به سمتی هدایت کرد که بیشتر احساس خودمختاری، وابستگی و شایستگی کنند.

فراتر از شادی

اگرچه شادی غالبا از طریق گزارش خود شخص اندازه گیری می شود، منافع خرج کردن جامعه پسندانه  را می توان در ذهن و جسم افراد یافت. همان طور که پیش از این گفته شد، خرج کردن جامعه پسندانه، سطح فعالیت نواحی پاداش مغز را افزایش می دهد و نتایج احساسی ناشی از خرج کردن جامعه پسندانه باعث افزایش پیامدهای جسمی مطلوب می شود. در یک پژوهش، در یک کلاس بزرگ به دانشجویان ۱۰ دلار دادیم و به آنها گفته شد که می توانند هرچه قدر که می خواهند از پول خود را به سایر دانشجویانی بدهند که پولی به آنها داده نشده است. دانشجویانی که پول بیشتری را به دیگران بخشیده بودند، بعد از این کار، خلق شادتری داشتند. بر عکس دانشجویانی که پول بیشتری را برای خود نگه داشته بودند، احساس شرم بیشتری را تجربه کرده بودند. احساس شرم بیشتر آنها، باعث افزایش سطح کورتیزول آنها شده بود.( هورمون استرسی که باعث ایجاد مشکلات سلامتی متنوعی می شود.) این نتایج بیان می کند که تصمیمات افراد برای خرج کردن روزانه شان می تواند به طور نامحسوسی سلامتی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. اگرچه هر یک از تصمیمات ما درباره خرج کردن، تاثیرات دیرپایی بر روی چرخه زیستی ما دارد، این تصمیمات ممکن است در طول زمان ترکیب شوند و پیامدهای مهمی را برای سلامتی شکل دهند. بزرگسالان مسن تری که میگویند پول و منابع بیشتری را می بخشند، سلامتی کلی بیشتری را گزارش می کنند – از اختلال خواب کمتر گرفته تا شنوایی بهتر- حتی بعد از اینکه متغیرهای زیادی مانند جنسیت، درآمد و تحرک جسمی کنترل شدند. در یک تحقیق آزمایشی نشان داده شد که خرج کردن جامعه پسندانه می تواند قدرت بدنی را افزایش دهد. شرکت کنندگانی که به یک خیریه کمک کرده بودند قادر بودند ۲۰ ثانیه بیشتر از گروه کنترل به یک دستگیره  فشار آورند. شرکت کنندگان همچنین خلق و خوی شادتری را بعد از بخشش گزارش کردند اما افزایش قدرت آنها ناشی از افزایش شادی آنها نبود. بنابراین خرج کردن جامعه پسندانه می تواند تاثیرات مثبت مستقلی را در احساس و انرژی جسمانی ایجاد کند.

گردآورنده: المیرا رحیم زاده

منابع:

Aknin, L. B., Barrington-Leigh, C. P., Dunn, E. W., Helliwell, J. F., Burns, J., Biswas-Diener, R.,  Norton, M. I. (2013). Prosocial spending and well-being: Cross-cultural evidence for a psychological universal. Journal of Personality and  sociah Psychology,104,635-652

Aknin, L. B., Dunn, E. W., & Norton, M. I. (2014). Prosocial spending and Happiness: Use money to benefit other pays off .Current Directiction in psychological Science. 23(1): 41-47

Aknin, L. B., Dunn, E. W., Sandstrom, G. M., & Norton, M. I(2013). Does social connection turn good deeds into good feelings? On the value of putting the “social” into prosocial spending. International Journal of Happiness and Development, ۱, ۱۵۵–۱۷۱

Aknin, L. B., Dunn, E. W., Whillans, A., Grant, A. M., & Norton, M. I. (2013). Making a difference matters: Impact unlocks the emotional benefits of charitable giving. Journal of Economic Behavior & Organization, ۸۸, ۹۰–۹۵

 


323.jpg
اسفند ۵, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

ده افسانه انگیزشی

حقیقت این است که ما اغلب عوامل روان شناختی را که در موفقیت و شکست ما مشارکت دارند را نادیده می گیریم. پژوهش ها نشان داده اند که مردم اغلب در فهمیدن علل شادی خود ناتوان هستند و آنچه موجب موفقیت شان می شود را دست کم می گیرند. برخی از اشتباهات انگیزشی که ممکن است مرتکب شویم عبارتند از:

۱- ما به غلط معتقدیم که پول یک انگیزاننده نهایی است

اگرچه پول می تواند یک ابزار بزرگ انگیزشی باشد، اما برخی از افراد معتقدند که پول نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در ایجاد انگیزه و شادی دارد. پژوهش ها و استفاده از تست های روانشناختی نشان داده اند که افرادی که در ابتدای کار با مسائل مالی انگیزه پیدا میکنند، از مشکلات روان شناختی عدیده ای رنج می برند.

۲- اعتقاد به اینکه اگر باهوش باشیم، احتیاجی نداریم که انگیزه قوی داشته باشیم

افراد اغلب اعتقاد دارند که داشتن هوش تضمین کننده موفقیت است، اما تحقیقات نشان داده اند که داشتن هوش بالا همیشه نمی تواند پیش بینی کننده موفقیت باشد. در آزمایش طولی که ترمن بر روی کودکان با استعداد انجام داد، مشخص شد که برخی از باهوش ترین کودکان در آینده یک زندگی معمولی و عاری از موفقیت و دستاوردی مهم را داشتند. شما باید از هوش بالایی برخوردار باشید ولی این بدین معنی نیست که انگیزه هیج نقشی در موفقیت شما ندارد.

۳- این باور که اگر خود را به عنوان یک آدم موفق تصور کنید، حتما موفق خواهید شد

پژوهش های روان شناختی نشان داده اند که این نوع تصورات حتی می توانند اثر مخرب داشته باشند. اگر شما فورا خودتان را موفق بدانید، انگیزه شما برای دستیابی به هدف کاسته خواهد شد. به جای آن توصیه میگردد که خود را در حالی تصور کنید که مراحل مورد نیاز برای رسیدن به هدف را کامل کرده اید. مثلا اگر هدف شما این است که وزنتان را کم کنید، خود را در حالی تصور کنید که در حال خوردن غذاهای سالم هستید. نه اینکه خود را لاغر تصور کنید.

۴- این باور که پاداش بیشتر موجب ارتقای انگیزه و عملکرد خواهد شد

تحقیقات نشان داده اند که گاهی مواقع پاداش می تواند نتیجه معکوس دهد. زمانی که به فردی که انگیزه بالقوه ذاتی دارد، پاداش میدهیم؛ انگیزش آن فرد کاهش می یابد. دادن پاداش زمانی اثربخش خواهد بود که هیچ محرکی برای تشویق به انجام یک فعالیت وجود نداشته باشد.

۵- باور به اینکه ترس یک انگیزاننده بزرگ است

پژوهش ها نشان داده اند که نقش تقویت در ایجاد انگیزه بیشتر از تنبیه است. در واقع تنبیه و ترس از تنبیه، فقط برای مدت کوتاهی موثر خواهد بود.

۶- باور به اینکه فقط سعی کردن کافی خواهد بود

اگرچه گفتن این جمله که بیشترین سعی خود را بکن، یک انگیزاننده موثر است، اما پژوهش ها نشان داده اند که تعیین اهداف مشخص و سخت؛ انگیزه، عملکرد و موفقیت بیشتری را ایجاد میکند.

۷- باور به اینکه تحسین کردن استعدادها موثرتر از تحسین تلاش است

روان شناسان پیشنهاد داده اند که باور به اینکه افراد می توانند تغییر کنند یا توانایی های خود را با تلاش و فداکاری توسعه ببخشند، انگیزه بیشتری در افراد ایجاد خواهد کرد. در واقع باور صحیح آن است که به جای تحسین کردن استعدادها، تلاش افراد را تحسین کنیم.

۸- باور به اینکه عزم راسخ تنها چیزی است که دستیابی به هدف را میسر می کند

عزم راسخ یک قسمت مهم از انگیزه است، اما تمام آن نیست. عواملی همچون تعهد به به دست آوردن هدف، تمایل به رسیدن و انواع محرکی که در پی دستیابی به آن هستیم و موانع پیش رو همگی در دستیابی به هدف نقش دارند.

۹- باور به اینکه برای رویارویی با یک انگیزش صحیح باید صبر کنیم

 راه صحیح آن است که که یک لیست از اهدافمان تهیه کنیم  و قدم های مورد نیاز برای رسیدن به آنها را برنامه ریزی کنیم. بعضی اوقات حتی لازم است برای کسب موفقیت برای خودمان جایزه تعیین کنیم. در واقع صبر کردن برای انگیزه مند شدن کار اشتباهی است.

۱۰- باور به اینکه نوشتن اهداف کلید موفقیت است

نوشتن می تواند یک ابزار انگیزشی موثر باشد، اما تنها نوشتن اهداف بدون پیگیری انجام دادن آنها نتیجه ای در بر نخواهد داشت. اگرچه تحقیقات نشان داده اند که نوشتن اهداف می تواند تسکین بخش باشد. اما هیچ تحقیقی که موثر بودن آن را بررسی کند، انجام نشده است. در واقع بهتر است به جای تمرکز بر نوشتن در صدد این باشیم که هر روز گام موثری جهت نیل به هدفمان برداریم.


114.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

به آرامش برسیم!

زندگی‌کردن مهارت هایی را می‌طلبد که اندوختن آنها هیچ‌گاه پایانی ندارد و آموختن آنها تنها با زندگی در دنیای واقعی ممکن است. یکی از این مهارتها توان آرامش‌یابی است، یعنی قابلیت بازتولید قوای جسمی و روانی که در طول شبانه روز در برخورد با استرسهای مختلف از مقدار کارائی آنها کاسته می‌شود.

آرامش چیست؟

آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سرو صدا , بی مشکل ، بی کار سخت یافت شود , چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت , در قلب ما حفظ شود . این تنها معنای حقیقی آرامش است .

آرامش در میان ما انسانها یک کلمه ی غریبی است که بدست آوردن آن به این سادگی امکان پذیر نمی باشد چون که افکار؛ رفتار و ذهنیات ما انسانها مدام در حال تغییر شکل است؛ مادی گرایی و حرص مال دنیا و افکار منفی باعث شده است که این گوهر ارزشمند را در وجود خودمان از بین ببریم و جای آن را به عصبانیت، نفاق، کینه و حسادت تبدیل کنیم.

با تجزیه حروف این کلمه نتیجه می گیریم که آرامش یعنی:

آ: آسودگی خاطر

ر: رها شدن و رسیدن

ا : احساس

م: مشکلات درونی و برونی

ش: شادی درون

آرامش یعنی رها شدن از مشکلات درونی و برونی و رسیدن به آسودگی خاطر و احساس شادی درونی است.

تمرین‌های آرامش‌یابی

در دنیای مدرن سرعت تغییر چیزها شدید شده‌است و انسان در عرض زمان کوتاهی در معرض تغییرات مختلف قرار دارد: تنوع شدید دیدنی ها، شنیدنی ها و … در این حال زمان کمتری برای بودن با خود و تجربه هوشیار لحظه‌های زندگی باقی می‌ماند. در این حال هر کسی نیاز به رابطه بیشتر با خود دارد. البته این نیاز نیز چیز تازه‌ای نیست و در بسیاری از فرهنگ‌ها از زمانهای بسیار دور راههایی برای این نوع «با خودخلوت‌کردنها» بوجود آمده‌اند (مثل مدیتاتسیون و یا ذن در بودیسم که نشاندهنده وجود این نیاز در گذشته هستند). آرامش‌یابی نقطه مقابل فشار است و این دو، دو کفه یک ترازو را می‌سازند. همانطوری که هیچ آدم زنده‌ای نمی‌تواند دائم در معرض فشار باشد و از آن صدمه نبیند، هیچ کس نیز نمی‌تواند دائم در آرامش بسر ببرد و سالم باشد. موضوع اساسی در این میان تعادلی است که باید هر زمان بین این دو کفه ترازو برقرار شود تا اگر فشار زیاد شد قابل کنترل باشد و در عین حال آرامش نیز آنقدر زیاد نشود که انسان به خلسه فرو برود.

دو شیوه‌ آرامش‌یابی (تمرینات آتوگین و تمدد عضلات) که در این سایت معرفی شده‌اند را می‌توان نوع سازمان داده‌شده و تکامل‌ داده‌ شده روش‌هایی دانست که تاکنون نیز در فرهنگ های مختلف (بخصوص فرهنگ‌های شرق) وجود داشته‌اند. این شیوه‌ها که ابتدا برای کارهای درمانی در غرب درست شده‌اند رفته‌ رفته در زمینه‌های غیر درمانی نیز رشد وسیعی یافته‌اند و با تغییراتی که در آنها بوجود آمده می‌توان از آنها برای آرامش‌یابی و بعضا پیش‌گیری اختلالات روانی و جسمی استفاده کرد . این تمرین‌ها در کل امکانات مختلفی را برای در کنترل قراردادن حالات روانی و جسمی فراهم می‌آورند و فرد با آموختن آنها می‌تواند در مواقع لازم کنترل‌های سالم خود را بر حالات خود اعمال کند. علاوه بر اینها توسط این تمرینات قدرت تمرکز نیز افزایش می‌یابد و فرد با کسب توان تشخیص چیزهای مهم از چیزهای کمتر مهم قادر می‌شود تا نیروی خود را بر چیزهای مهم متمرکز کند و بارآوری خود را در آن کارها بیشتر کند .

نكات ساده برای دست یابی به آرامش

  • نگاهتان مثبت باشد و مثبت فكر كنید: سعی كنید فكرهایتان مثبت باشد.موقع حرف زدن، دقت كنید كه از كلمات مثبت استفاده كنید تا احساس مثبتی داشته باشید.بعد بقیه كارها را به این احساس بسپارید.
  • انبساط عضلات: یك بار بعضی عضلات خود، مانند بازو یا پایتان را منقبض كنید و به سرعت آن ها را رها كنید. تفاوت میان «انقباض» و «انبساط» معنی آرامش است.سعی كنید در موقع لزوم این احساس را ایجاد كنید.
  • برای پیروز شدن بر نگرانی های خود برنامه ریزی كنید: هر روز زمان به خصوصی را برای فكر كردن روی مسائل و مشكلات در نظر بگیرید و نگرانی تان منحصر به همان لحظه ها باشد. با گذشت آن چند دقیقه نگرانی ها را هم فراموش كنید و دیگر نگران نباشید.
  • گیجگاه خود را ماساژ دهید: برخی نقطه های رهایی از فشار عصبی در ناحیه ی گیجگاه قرار دارند. وقتی عمل بازدم را انجام می دهید، گیجگاه خود را كمی فشار دهید و وقتی عمل دم را انجام می دهید فشار را كمتر كنید.
  • آرام راه بروید: سرعت حركت شما با احساستان رابطه ی مستقیم دارد.آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام تر كنید.طولی نمی كشد كه آرام تر خواهید شد.
  • لبخند بزنید: لبخند عضلات اصلی صورت را آرام می كند.هم چنین باعث می شود كه زنجیره ای از واكنش های احساسی ایجاد شود و احساس خوشایندی به شما دست دهد.
  • به بزرگواری عادت كنید: سعی كنید بخشنده باشید و به افراد مختلف كمك كنید. مهربان باشید و از دیگران تعریف كنید. در نهایت كسی كه از كارهای شما خوشحال خواهد شد، خود شما خواهید بود.
  • در آب شناور شوید: در استخر شنا، یا در جایی پر از آب، مثل وان حمام شناور بمانید. احساس بی وزنی، نگرانی ها را كاهش می دهد.
  • گفتن «نه» را تمرین كنید: قبل از آن كه فكر و ذهنتان تحت تأثیر موضوعی قرار بگیرد، می توانید كارهای زیادی انجام دهید. سعی كنید آن كاری را انجام دهید كه می خواهید. سپس مؤدبانه، اما محكم درخواست های دیگران را كه ازتوانایی شما خارج هستند نپذیرید.
  • لباس های طرح دار بپوشید: گاهی اوقات لباس هایی با طرح های كودكانه بپوشید تا شما را از بسیاری قید و بندها آزاد كند و شادی های زندگی كودكانه را در شما ایجاد نماید.
  • دعوا نكنید: پرهیز از همه ی درگیری ها و دعواها غیر ممكن است، ولی می توان هنگام درگیری از ناراحتی زیاد جلوگیری كرد.بحث و جدل را به زمان دیگری موكول كنید.بعدها وقتی بر سر جزئیات مسأله بحث می كنید، از این كه صحبت های شما در صلح و صفا انجام می گیرد، تعجب خواهید كرد.
  • رفتارتان را تغییر دهید: وقتی احساس كردید كه تحت فشار عصبی هستید، كار دیگری انجام دهید. جایی بایستید كه قبلا نمی ایستاده اید، جایی بنشینید كه معمولا نمی نشسته اید، طوری فكر كنید كه معمولا فكر نمی كرده اید.
  • شكوفه ها را بو كنید: بعضی بوها موجب ترشح هورمون آرام بخش سروتونین می شود. معروف ترین این بوها، بوی اسطوخودوس و بابونه است.
  • در مكان های مذهبی بنشینید: صرف نظر از اعتقاد شما، فضاهای مذهبی مثل مساجد، كلیساها و معابد، مكان هایی هستند كه احساس آرامش را در شما ایجاد می كنند. در چنین فضاهایی بنشینید و از آرامشی كه به شما دست می دهد، بهره مند شوید.

 


115.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

روحیه ای شاد

روحیه شاد و رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی را افزایش می‌دهد. دیدن دنیا با عینک خوش‌بینی صرفاً یك شعار نیست و محققان نتایج فوق‌العاده آن را اثبات كرده‌اند. شواهد زیادی به این نکته اشاره می‌کند که وضعیت روحی ما تأثیر مستقیم بر روند پردازش اطلاعاتی که از طریق چشم کسب می‌کنیم دارد.

طبق مطالعات جدیدی که در هفته‌نامه آکادمی ملی علوم منتشر شده ، محققان به این نتیجه رسیده‌اند كه افرادی که از روحیه شادی برخوردار هستند ، ذهن آرامی دارند و قادرند توانایی‌های ذهنی خود را افزایش دهند. البته آنها اذعان كرده‌اند كه داشتن این‌چنین روحیه شادی ممکن است منجر به اختلال حواس شود.

دکتر آدام آندرسون استاد روانشناسی دانشگاه تورنتو و نویسنده برجسته علوم و تحقیقات می‌گوید: داشتن روحیه شاد و رفتارهای مثبت، دقت و توجه فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند میدان دید را وسیع‌تر کند.

در یک تحقیق که توسط اساتید انجام شد، از داوطلبان خواسته شد دو نوع مسئله را بررسی کنند. برای تجربه کردن وضعیت‌های مختلف، داوطلبان به موزیک شاد و غمگین گوش کردند و از آنها خواسته شد در مورد موضوعات شاد و غمگین فکر کنند. داوطلبان هنگامی که در یک موقعیت شاد قرار گرفتند به‌خوبی قادر به حل کردن مسائل فکری بودند، اما به دلیل عدم تمرکز و اختلال حواس به‌خوبی قادر به انجام دادن وظایفی که در آن به دقت چشم نیاز داشت نبودند.

دکتر آندرسون می‌گوید اگر شغلی را که انجام می‌دهید مستلزم خلاقیت و تمرکز فکری است به یک مکان شاد احتیاج دارید. برای مثال اگر در صدد حل کردن مشکلی هستید که موجب عصبانی شدن شما می‌شود برای این‌که آرامش پیدا کنید به تفریح و گردش کردن بپردازید و سپس برای حل کردن مشکل اقدام کنید.

کارشناسان می گویند یک قسمت از مغز که آمیگدال نامیده می‌شود، تأثیر زیادی در فعالیت ذهن دارد. آمیگدال در مقابل ترس واکنش نشان می‌دهد و ترس سبب می‌شود که فعالیت ذهنی فرد را مختل سازد. دکتر رابرت مارر روانشناس مرکز پزشکی مونیکا می‌گوید هنگامی که شما شاد هستید ، آمیگدال کاملاً آرام است و این امر سبب می‌شود که فعالیت ذهنی شما بیشتر شود.

اختلال حواس به دلیل داشتن روحیه شاد

آیا تا به حال آن‌قدر به وجد آمده‌اید که نتوانید بنشینید و بر روی پرداخت صورت حساب‌های خود و یا تصحیح کردن تکالیف فرزندانتان تمرکز کنید؟ این‌چنین شور و هیجانی باعث آشفتگی ذهن شما می‌شود.

محققان می‌گویند داشتن روحیه شاد دید چشم فرد را مختل می‌سازد و فرد به‌خوبی قادر به انجام دادن وظایفی که نیاز به دقت چشم دارند نیست . به‌خصوص اگر شغل فرد تصحیح اوراق و یا شمارش اعداد و ارقام باشد. داشتن روحیه شاد ممکن است در برخی موارد نتیجه مثبتی ندهد. برای مثال هنگامی که در یک بزرگراه رانندگی می‌کنید ، فرض می‌کنیم شما به هر چیزی که در اتوبان می‌بینید توجه می‌کنید ، اگر در آن زمان شما روحیه شادی داشته باشید ممکن است به تمام تابلوها و سایر چیزهای دیگر که در بزرگراه است نگاه کنید. این وضعیت گاهی مثمرثمر نیست.

دکتر دان مک آدامز، پروفسور روان‌شناس در دانشگاه شیکاگو معتقد است افرادی که روحیه شادی دارند توجه زیادی به محیط اطراف خود می‌کنند. به همین دلیل ممکن است دچار آشفتگی خاطر و یا اختلال حواس شوند.

افزایش تمرکز با داشتن چهره عبوس

در حالی که روحیه شاد و رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی فرد را افزایش می‌دهد رفتارهای منفی یک فرد می‌تواند به تمرکز فرد کمک کند. آندرسون می‌گوید بدخلقی و داشتن روحیات منفی منجر به محدود شدن میدان دید شخص می‌شود . این امر سبب می‌شود که فرد صرفاً بر روی مسائلی که موجب اضطراب و نگرانی‌اش می‌شود تمرکز کند.

دکتر آندرسون می‌گوید: اگر شغل شما مرتبط با محاسبات اعداد و ارقام باشد، نیازمند تمرکز و دقت بسیاری است. بهتر است که بدخلق و عبوس باشید، به این دلیل که داشتن روحیات منفی و بدخلقی می‌تواند میدان دید شما را محدود سازد. بدین ترتیب به اتفاقاتی که در پیرامون شما رخ می‌دهد، توجهی نمی‌کنید. برای مثال یک حسابدار باید در محاسبه اعداد و ارقام به جواب صحیح برسد. لذا شما به حسابداری که ذهنش درگیر مسائل دیگری شود و اختلال حواس داشته باشد نیاز ندارید و ترجیح می‌دهید که یک حسابدار عبوس و بدخلق داشته باشید.

دکتر دیوید اسپیژل، پروفسور و رئیس علوم رفتاری و روانپزشک دانشگاه علوم کالیفرنیا می‌گوید: عاملی که برای سلامتی ذهن مفید است این است که فرد قادر باشد به‌راحتی وضعیت روحی خود را تغییر دهد. اگر به بچه‌ها دقت کنید متوجه می‌شوید که آنها ذهن بسیار خلاق و فعالی دارند و قادرند به‌راحتی عملیات روحی خود را تغییر دهند.

دنیا از میان پنجره کوچک

شما می‌توانید دقت و تمرکز یک فرد را با پرتو نور شمع مقایسه کنید. هنگامی که فرد بدخلق و عبوس است و روحیات منفی دارد ، پرتو آن نور بسیار خفیف و کم است. در نتیجه تمرکز او تنها محدود به یک تعداد چیزهایی که صرفاً در اطرافش قرار گرفته است می‌شود . بعضی افراد معتقدند كه پرتو این نور با داشتن افكار مثبت وسیع‌تر می‌گردد.

مک آدامز می‌گوید، تحقیقات زیادی نشان می‌دهد که روحیه شاد و رفتارهای مثبت یک فرد منجر به وسیع کردن میدان دید او می‌گردد. در عین حال که روحیه شاد برای شغل‌هایی که نیاز به فعالیت ذهنی زیادی دارد لازم است، اما می‌تواند مانع انجام دادن کارهایی که نیاز به توجه و تمرکز بسیار دارد باشد.

با بدخلقی و داشتن چهره عبوس، دنیا را از میان یک پنجره می‌بینیم اما با داشتن روحیه شاد و رفتارهای مثبت، دنیا را از میان یک پنجره بزرگ با چشم‌انداز وسیع‌تری می‌بینیم.


68.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

 شاد زیستن در زندگی

محققین مدت هاست این موضوع را بررسی می کنند آیا راز شاد زیستن در ژن های انسان نهفته است یا شاد بودن اکتسابی است و می توان آن را آموخت. برخی از اساتید دانشگاه مینه سوتا بر این باورند که توانایی شاد زیستن به صورت پیامهای ژنتیک از قبل در وجود انسان برنامه ریزی شده است.

گروهی از روانپزشکان نیز اعتقاد دارند آنچه در اطراف انسان می گذرد مهم تر از عامل وراثت است که انسان با آن به دنیا می آید. با تلفیقی بین این دو نظریه می توان نتیجه گرفت که افراد ظرفیت های متفاوتی برای شادمانی دارند. برای دستیبابی به این واقعیت، ۱۰۰ نفر دانشمند علوم اجتماعی از ۱۸ کشور جهان درباره کیفیت زندگی و تأثیر آن در شاد زیستن مردم در ۵۰ کشور به بررسی پرداختند و به این نتیجه رسیده اند که بهبود وضع اقتصادی کشور تا حدی موجب شادی مردم می شود ولی میزان شادی انسانها همراه با رشد اقتصادی افزایش نمی یابد و بین شادی مردم و وضع کلی اقتصاد کشور رابطه مستقیمی وجود ندارد. این تحقیقات بیانگر این واقعیت است که افراد شاد عمر بیشتر می کنند.

محققین دریافتند که پولدار شدن در بدو دستیابی به زندگی مرفه، شادی می آفریند اما پس از مدتی دیگر این عامل نقش اساسی در تداوم شادیها ندارد.. برای مثال ژاپنی ها که به خود فرصت بیشتری برای تماشای زیبائی های طبیعت داده اند مردمان شادتری شده اند. مردم کشورهای اسکاندیناوی بالاترین سطح شادی زندگی را دارند زیرا در یک جامعه کوچک، قابل اداره و یکدست زندگی می کنند که اتفاقات جامعه آنها قابل پیش بینی است و از رفاه اجتماعی هم برخوردارند. در میان کشورهای مورد مطالعه درصد مردمان راضی و شاد در ایسلند ۹۷%، سوئد ۹۶%، دانمارک ۲/۹۴%، نروژ ۵/۹۳%، هلند ۴/۹۳%، ایرلند شمالی ۱/۹۳% جمعیت بوده است در حالی که این درصد در کشورهای پیشرفته ای مانند ایالات متحده آمریکا ۷/۸۸%، ژاپن ۹/۸۲% و کانادا ۴/۷۸% بوده است. نتیجه این بررسی نشان می دهد که مردم کشورهای ثروتمند لزوماً شادتر از کشورهای دیگر نیستند.

برخی از پژوهشگران اظهار می دارند که اعتماد به نفس و شادی جدائی ناپذیرند و هر دو از درون انسان سرچشمه می گیرند. از همین رو، باید قدر انسان ، امکانات و وجود خودتان را بدانید تا شادی از درون شما بجوشد. منشاء اعتماد به نفس بعضی از مردم بیرون از خودشان است، این افراد نیاز دارند ستایش شوند و تملق بشنوند تا اعتماد به نفس پیدا کنند، چنین اعتماد به نفسی زودگذر و شکننده است و به محض اینکه از برون تغذیه نشود از وجود شما رخت بر بسته و می میرند. در ضمن پژوهش های انجام شده بر این نکته صحه می گذارد که وضعیت ظاهری انسانها نیز مانعی جدی در راه شاد زیستن آنها نمی باشد. افرادی که روی نازیبا دارند یا معلولند لزوماً اعتماد به نفس کمتری از دیگران ندارند در ضمن شادی ارتباطی با سن و سال، نژاد، جنس و درآمد ندارد. افراد شاد چهار خصلت مشترک دارند:

۱- اعتماد به نفس، ۲- توانایی کنترل خود ۳- خوشبینی ۴- برون گرایی.

برای شاد زیستن باید خود را با محیط اجتماعی تطبیق داد و اهداف مشخصی را دنبال نمود، هر چند که داشتن یک هدف واقع بینانه هم کار آسانی نیست و نیاز به ارزیابی صحیح از توان فکری، جسمانی و شرایط اجتماعی دارد. راضی بودن از زندگی و با خوشبینی با همه چیز روبه رو شدن آرامش بخش و شادی آور است. زیرا وقتی از زندگی خود راضی باشید به شادی دست می یابید و احساسات شما متعادل می شود. مسئولیت پذیری نیز یکی از عواملی است که در شادی تأثیرگذار است. باید توجه داشت که هر چه سن بالاتر می رود سطح انتظارات و توقعات هم بیشتر می شود و بار مسئولیت زیادتر می گردد. از این رو، اگر مسئولیت را با رغبت بپذیرید زندگی آنقدرها سخت نخواهد بود. افزون بر این همواره به شادی ها و خاطرات خوش بیاندیشید، زیرا شادترین انسانها کسانی هستند که عملاً درخصوص نحوه شاد زیستن فکر کرده اند و می توانند آن را به دیگران هم بیاموزند. وقتی افراد یک جامعه یاد بگیرند چگونه شاد و خوشبخت زندگی کنند کل جامعه شاد و در آرامش به سر خواهند برد. بررسی محققین در مورد زندگی توام با شادی و خوشبختی در این نکات خلاصه می شوند:

۱- فعال باشید و خودتان را مشغول نگه دارید.

۲- بیشتر وقت خود را در کارهای جمعی و اجتماعی بگذرانید.

۳- خود را با کارهای مفید و ثمربخش و امور خیریه مشغول کنید.

۴- به کارهای خود نظم و سامان بدهید و برای انجام آنها از پیش برنامه ریزی کنید.

۵- از اضطراب و نگرانی خاطر دوری کنید.

۶- سطح توقعات و انتظارات خود را متعادل نمائید.

۷- فکر مثبت و خوشبینانه را در خود تقویت کنید.

۸- به زمان حاضر بیاندیشید و نگذارید گذشته و آینده شما را رنج دهد.

۹- سعی کنید شخصیت سالم در خود به وجود بیاورید و لذت پایدار را جایگزین لذت آنی و مخرب نمائید.

۱۰- شخصیت اجتماعی را در خود پرورش دهید.

۱۱- خودتان باشید و از خود کاذب دوری جوئید و باخود واقعی خود در تمام عرصه های زندگی ظاهر شوید.

۱۲- از احساسات و افکار منفـی دوری کنیـد و بـا افـرادی که برخـورد مثبـت دارنـد رفـت و آمـد نمائیـد.

۱۳- روابط صمیمانه و نزدیک را منبـع خوشبختـی خـود به شمـار آوریـد.

۱۴- برای شادمانی ارزش قائل شوید و به خاطر داشته باشید که شادمانی راهی است در سفر زندگی نه مقصد و نهایت آن.

۱۵- زندگی با کسی سر دشمنی ندارد. از این رو، در راه صلح و صفا و شادی و امید و موفقیت گام بردارید و زندگی را در مسیر آرزوهای خود قرار دهید.

۱۶- زندگی برای کسی ناخوشی، حادثه و درد و غم فراهم نمی سازد، در نتیجه این فکر منفی و مخرب انسانها است که حوادث تلخ و غم انگیز را می آفریند، به همین علت هـرچه بکاریم همان را برداشت می کنیـم.

۱۷- عشق و علاقه را درقلب خود پذیرا باشید و ثمره آن را تجربه کنیـد.

۱۸- امیـدوار باشید زیرا زنـدگی نظر عنـاد به کسی ندارد و هیچکس را محکوم نمی کند از همین رو در فراز و نشیب زندگی ناکامی ها جـای خـود را به شـادی ها و امید به زندگی می دهنـد.

۱۹- احساس گناه کردن و گناهکار شمردن خود ممکن است ناشی از برداشت غلط از زندگی یا شرایط نامطلوب روحی و روانی فرد باشد. از این رو، به راحتی خود را سرزنش نکنید زیرا این شیوه برخورد با خود تبعات مخربی بر روح و روان شما خواهد گذاشت.

۲۰- جوهره زندگی ذاتاً بد و مضر نمی باشد، بلکه شیوه برخورد ما با زندگی است که آن را خوب یا بد می کند. از همین رو، انسان با برداشتهای غلطی که از زندگی و طبیعت پیدا می کند سرنوشت خود را به مخاطره می اندازند. افکار آدمی خاصیت تکثیر سرسام آور دارند و در صورت انباشته شدن افکار نامعقول و مخرب در ذهن انسان زمینه بدبختی صاحب این افکار ویرانگر به وجود می آید.

۲۱- روحیه انتقادپذیری را در خود بوجود آورید اگر فردی از شما انتقاد کرد و گفته های وی را درست تشخیص دادید از اینکه آینه وار عیوبتان را پیش رو تصویر نموده است قلباً خوشحال و سپاسگزار باشید و برای انتقادهای سازنده ارزش قائل شوید، با این رفتار خواهید توانست نقاط ضعف خود را از بین ببرید و ارتباط اجتماعی خود را مستحکم تر نمائید.

۲۲- کینه، نفرت و بدقلبی و دشمنی بیشتر منشاء روانی دارند. بنابراین از خطای کسانی که شما را رنجانده اند یا آزار و اذیت نموده اند چشم بپوشید و به راحتی با خود کنار بیائید.

۲۳- زندگی شاد وشیرین و پرامید را به ضمیر باطن راه دهید و از افکار منفی دوری نمایید.

۲۴- بخشیدن نوعی بزرگواری است، بنابراین با دیگران رفتاری بزرگوارانه و جوانمردانه داشته باشید تا آثار درد ناشی از برخوردهای نامطلوب آنان از ذهنتان پاک شود.

۲۵- برای رهایی از عواطف منفی خود را به عشق بسپارید و برای سایر افراد آرزوی خوشی و خیر و رفاه کنید تا افکار مخرب و آزاردهنده از اندیشه شما رخت بربندد.


Relax-in-life-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

آرامش در زندگی

اگر می خواهید بدون دغدغه و آرامش، زندگی کنید و استرس و فشارهای روانی محیط زندگی خود را به حداقل برسانید و به بهترین نحو از عهده وظایف روز مره تان برآیید به این توصیه ها عمل کنید:

  • به توانایی های جسمی و روانی خود توجه کنید و بیش از حد از خودتان انتظار نداشته باشید. به یاد داشته باشید که ظرفیت هر فرد با افراد دیگر متفاوت است، از این رو، خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و فقط خودتان باشید.

 

  • آنچه را که فکر می کنید درست است، انجام دهید. نگران نباشید که دیگران در مورد شما چگونه می اندیشند در یک کلام خود را از قید طرز تلقی مردم نسبت به خود برهانید و اسیر حرف مردم نباشید.

 

  • هر فردی برای رشد و تعالی خود به نظرات و عقاید دیگران نیازمند است اما این نظرات را صرفاً به عنوان اطلاعات بپذیرید نه قضاوت و داوری.

 

  • به خودتان خیلی سخت نگیرید و مقررات سخت و انعطاف ناپذیر وضع نکنید. نظم و انضباط خوب است اما به شرط آنکه آزاردهنده نباشد و آسایش را از شما و اطرافیانتان سلب نکند. به عنوان مثال اگر امروز ۵۰ صفحه از کتاب مورد نظرتان را مطالعه نکرده اید، اگر به نظافت کامل خانه نپرداخته اید و یا اینکه به دیدن مادرتان نرفته اید، از سرزنش خود بپرهیزید و خود را گناهکار قلمداد نکنید. حتماً فردا موفق خواهید شد به همه کارهای عقب افتاده برسید.

 

  • نگران نباشید که چرا به همه کارها بطور همزمان نمی رسید، سعی کنید در اجرای کارهای مهم پیشرفت کنید. برای انجام کارها اولویتها را تعیین نمائید و اصل “مهم” و “مهم ترین” را هیچگاه فراموش نکنید. از این رو، کارها را در ذهن خود طبقه بندی نمائید و از “مهمترین” شروع کنید.

 

  • قبل از اینکه اتفاقی بیفتد یا خبر بدی برسد نگران و دلواپس نشوید. بقول معروف قصاص قبل از جنایت نکنید، مثلاً برای اتفاقی که نیفتاده بی جهت حرص و جوش نخورید.

 

  • به مشکلات، درگیریها و تغییرات بعنوان مسایل عادی زندگی بنگرید نه بعنوان تهدید و یک موقعیت مخاطره آمیز.

 

  • همه انسانها نقاط قوت و ضعف دارند، نقاط قوت خود را تقویت کنید و نقاط ضعف خود را کاهش دهید

 

  • احساس مسئولیت با احساس نگرانی متفاوت است و این مربوط به شیوه تربیتی افراداست اماشما با تمرین می توانید احساس مسئولیت را در خود تقویت نمائید و نگرانی را فراموش کنید.

 

  • منشاء فشار روانی بیشتر از درون انسان است، بی دلیل اطرافیان را محاکمه نکنید.

 

  •  در زندگی تعادل برقرار کنید، تصمیم بگیرید چه می خواهید و برای رسیدن به هدف تلاش کنید. از زیاده خواهی بپرهیزید.

 

  • استراحت را فراموش نکنید. تفریح، مسافرت، ورزش و به دیدن دوستان و بستگان رفتن روحیه خسته و کسل شما را ترمیم می کند و به روحتان آرامش می بخشد.

dreams-1.jpg
آبان ۲۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

راز های دستیابی و به رویاها

بسیاری از مردم فكر می كنند برای رسیدن به موفقیت باید بهایی بپردازند. آنها شادی و خوشحالی خود را به تعویق می اندازند و باور دارند زمانی كه به آن موفقیت می رسند، خوشحال خواهند شد. آنها در طول رسیدن به موفقیت خود را فرسوده می كنند و فكر می كنند كه راه درستی را در پیش گرفته اند. در حقیقت شادی رمز موفقیت است. موفقیت برای هر كسی متفاوت است. برای عده ای ممكن است دستیابی به یك هدف كاری موفقیت باشد و برای عده ای دیگر یك هدف شخصی_ والدین عالی شدن- می تواند موفقیت باشد. شما اگر شادی و خوشحالی خود را الویت بندی كنید بیشتر از قبل،‌خلاق،‌ سازنده ، پر انرژی، جذاب ، ‌اثرگذار و انعطاف پذیرتر خواهید شد. و تمركز و اراده تان با تلاش كمتر، افزایش خواهد یافت.

شما می توانید به نظریه های (همچنان غلط) موفقیت گوش بدهید مانند: بر اهداف آینده خود تمركز كنید،‌ بدون تمركز بدون وقفه،‌ بدون استرس موفق نخواهید شد. یا می توانید به نظریه های مثبت و درست موفقیت گوش بدهید مانند: وقتی را برای خود اختصاص دهید و خلاق تر شوید، در حال زندگی كنید و سازنده تر شوید،‌ آرامش را در زندگی خود وارد كنید در نتیجه انرژیتان بیشتر خواهد شد با دیگران مهربان باشید و موفق تر و موفق تر شوید.

سبك زندگی برو برو برو

ما در زندگیمان با بحران استرس بالا همراه با خستگی مواجه هستیم. به ما آموخته اند هرچه بیشتر استرس داشته باشیم، ‌موفقیت بیشتری بدست می آوریم و به همین راحتی اگر شما استرس نداشته باشید، موفق نمی شوید. این كاملا اشتباه است. شما تنها از این طریق زودتر فرسوده خواهید شد، بله كمی استرس برای زندگی ضروری است ولی اگر این استرس روزها و روزها همراه شما باشد می تواند آسیب رسان باشد. اینجاست كه تمریناتی مانند تمرین تنفس، یوگا و مدیتیشن به كار می آیند. این ها تمریناتی هستند كه كمك می كنند سیستم عصبیتان آرامش خود را بدست آورد. با استرس كمتر، تصمیم گیری و هوش هیجانی شما قوی تر و بهتر عمل خواهد كرد و بهتر می توانید انرژی خود را مدیریت كنید.

خود انتقادی

ما همچنین اعتقاد داریم كه باید خود انتقادگر باشیم. پس انتقاد از خود باعث بهبود خود می شود درسته؟ باز هم غلط است. تحقیقات نشان می دهد خودانتقادی همان خودتخریبی است. درحالی كه با درك خود و رفتار مهربانانه با خود، به طوری كه دوست داریم با یك دوست رفتار كنیم، این باعث بهزیستی و بهره وری بیشتر می شود.

نفع شخصی

ما همیشه در درجه اول به خودمان اهمیت می دهیم در صورتی كه تحقیقات نشان داده اند مهربانی به دیگران و كمك به آنها در هر زمان و هر مكان باعث می شود شما سالم تر، پربارتر و خوشحال تر شوید. همكارانتان به شما وفادارتر هستند تیم شما با بهره وری بیشتری كار خواهند كرد و در آخر یك نتیجه برنده- برنده برای همه خواهد بود.

منبع:

https://www.psychologytoday.com/blog/feeling-it/201610/the-secret-achieving-your-dreams-no-one-tells-you-about


Self-respect.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

احترام به خود

ما می توانیم به روش های مختلفی به خودمان احترام بگذاریم.

رواندرمانگر لیزا نیوگ، احترام به خود را به صورت پذیرش تمامیت خودمان اعم از جنبه ی خوب و بد کامل و ناقص و نا امیدی و پیروزی تعریف می کند.

همچنین لیزا می گوید در فرهنگ ما به جای اینکه بر طبق زمانی که داریم زندگی کنیم بر طبق مسائلی که برایمان مهم یا ارزشمند هستند زندگی می کنیم.

یکی از مربیان این حوزه عشق و پذیرش خود را به معنای صادق بودن با خودش و آگاهی و تصدیق واقعیت می داند. این بدان معنی است که با خودش با محبت، درک، عشق، پذیرش و نجابت رفتار می کند.
برای بسیاری از ما انجام این ها سخت است. یک احساس غریب و غیرطبیعی است. دشوار است که تمامیت وجود خود را بپذیریم. سخت است که بتوانیم اولویت هامون را مشخص کنیم.

این سخت است که با خودمان با شفقت یا حتی بیشتر با عشق رفتار کنیم.

این مربی می گوید این موضوع به این خاطر است که ما آموزش ندیده ایم که به خودمان افتخار کنیم. شاید چون ما با والدین و مراقبینی بزرگ شده ایم که خودشان زخم ها و آسیب هایی داشته اند.
شاید شما هم این جملات را بسیار شنیده باشید:

اینقدر خودخواه نباش.
این موضوع به شما ارتباط پیدا نمی کند.
مشکلت چیست؟
خیلی مسخره است.
واقعا فکر می کنی این راه جواب می دهد؟
اینقدر گریه نکن!
وقت من را نگیر!

چیزهایی که به آن افتخار می کنیم یا برایمان باارزش هستند فقط در خیالمان هستند. در واقع ما در سنگر اضطراب و عجله گیر افتادیم. ما به زندگی کردن به عنوان یک مرده ی متحرک عادت کرده ایم و احساس می کنیم هیچ حق انتخابی نداریم.

خوشبختانه شما حق انتخاب بسیاری دارید.

ما می توانیم تمام مسیر های ذیل را هر روز انجام دهیم.

به قول گرچن روبین کارهایی که ما به طور مستمر و روزانه انجام می دهیم اثر گذار تر از کارهایی است که یکبار در طول زمان انجام می دهیم.

 خودت را ببخش

  • خودتان را برای فریادهایی که زدید، بحث هایی که با همسر خود داشته اید، کارهایی که به موقع به انجام نرساندید ببخشید.
  • خودتان را برای اینکه کامل نیستید و یک انسان هستید و جایزالخطا ببخشید!
  • گاهی باید با صدای بلند بگویید خودم را می بخشم.
  • وقتی ما با خودمان مهربان و ملایم باشیم راحت تر می تونیم عادت های بدمان را تغییر بدهیم.

تامل بر روی ارزش هاو معنویات را تمرین کنید.

برای احترام به خود کافیست روزانه در این زمینه تاملاتی داشته باشیم که لازمه ی این تامل کمی عقب نشینی از روزمرگی است.
بدین صورت که:

آرام بنشینید.
احساس کنید که روی زمین هستید.
به پاهایتان استراحت دهید.
شکمتان را شل کنید.
احساس کنید قلبتان به آرامی به آسمان می رود.
احساس کنید در حالی که تاجی به سر دارید به آسمان می روید.
صورت و لپ و فک و چشم هاتون را ریلکس کنید.
شانه هایتان را رها کنید.
در زمان حال باقی بمانید.
عمیقا به بدن خود توجه کنید.
به آرامی نفس بکشید و بازدم داشته باشید.
نفس بکشید …..بازدم داشته باشید …..
لبخندی ملایم بر لب داشته باشید.
بدنتان را احساس کنید …احساس سوزش در شانه ها یا گرمای دستان ….
احساس کنید بدنتان از درون به بیرون خارج می شود.
به بدنتان استراحت دهید و دم و بازدم را دنبال کنید.
اینقدر به دم و بازدم ادامه دهید تا مطمئن باشید در این لحظه حظور دارید.
وقتی اماده شدید به آرامی چشمهایتان را باز کنید.
به احساس خود توجه کنید.
به خودتان احترام بگذارید.

 به بدن خود احترام بگذارید .

به درخواست های بدنتان گوش بدهید. وقتی گرسنه اید غذا میل کنید. وقتی خسته اید یا استرس دارید استراحت کنید.
وقتی به پیام های بدنتان بی توجهی کنید به مانند این است تلفنتان زنگ بزند و شما آنقدر توجه نکنید تا خاموش شود.
زمانی که زنگ هشدار را می شنوید به بدنتان توجه کنید ببینید آیا دچار تنش هستید؟ به کل بدن خود توجه داشته باشید، می توانید از انگشت پاها شروع کنید تا به سر خود برسید.

  با خودتان صادق باشید.
بزرگترین آسیبی که ما به خودمان می توانیم وارد کنیم اینست که با شهامت به خودمان توجه نکنیم و احترام نگذاریم و در مورد خودمان نادان باقی بمانیم .
در مورد خودتان کنجکاو باشید ، به مانند یک کودک به خودتان توجه کنید بدون اینکه خود را سرزنش یا قضاوت کنید.

  لیستی از فعالیت های لذت بخش تهیه کنید .
یک لیست از چیزهایی که در شما احساس خوب ایجاد می کنند تهیه کنید .این لیست می تواند شامل هرچیزی که ازش لذت می برید.
مثل یوگا ، خواندن مجله یا کتاب ،تماشای برنامه ی تلویزیونی مورد علاقتون ،ملاقات یک دوست برای ناهار ،پیاده روی تا محل کار و یا گوش دادن به موسیقی.
مهم ترین بخش این برنامه این است که شما هر روز در حال انجام دادن بخشی از آن باشید.

به فصل زندگی خود دقت کنید.
این فصل در زندگی شما ممکن است پاییز باشد، یا دانشجو بودن یا مادر بودن یا کار در یک شرکت جدید.
در این فصل از زندگیتون چه چیزی خیلی با ارزش است؟ به چه چیزهایی باید بله یا نه گفت؟

به احترام نسبت به خود متعهد باشید.
در نهایت به خودتان به عنوان یک سرمایه گذاری توجه کنید. به مسائلی که تمرکزتان را از خودتان بر میدارد نه بگویید. بر روی خواسته هاتون تمرکز کنید.



زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

شادی

آگاهی یافتن اولین گام در جهت خلاص شدن از ناراحتي است. هر چه از افكار، احساسات و رفتارهاي ناراحت آننده خويش دقيق تر آگاه شويد، احتمال اينکه آنها را کنار بگذاريد بيشتر مي شود.

صرفاً با پرسيدن اين سؤال که “چه احساسي دارم؟” مي توانيد بفهميد چه احساسي داريد. البته گاهي ممكن است در لاك دفاعي فرو رويد و انكار کنيد عصباني يا مضطرب هستيد چون از پذيرش اين احساسات “نادرست” شرمنده مي شويد. ولي معمولاً اين کار را نمي کنيد. وقتي به شدت مضطرب يا افسرده ايد آن قدر آزرده و ناراحت مي شويد که حداقل نزد خودتان اين احساسات خويش را به راحتي مي پذيريد.حس کردن و اعتراف کردن به اين ناراحتي آسان است.

ولي هيجانات ناخوشايند شما چقدر مناسب اند؟ درمان عقلاني هيجاني، کليد پاسخگويي به اين سؤال را مي دهد چون جزء آن دسته از نظام هاي روان درماني است که بين احساسات مناسب و نامناسب تمايز قايل مي شود.

در درمان عقلاني هيجاني، احساسات شديدي چون غم، هيجا ن زدگي و نگراني احساسات سالمي هستند چون به شما کمك مي کنند نارضايتي خود را از وقايع ناخوشايند بروز دهيد و درصدد اصلاح اين وقايع برآييد. در عين حال، در درمان عقلاني هيجاني، احساس افسردگي، عصبانيت، و اضطراب تقريباً هميشه مضر مي باشند چون محصول دستورات غيرواقع بينانه اي هستند که مي گويند وقايع ناخوشايند نبايد روي بدهند و معمولاً مانع اقدام شما براي تغيير دادن اوضاع مي شوند.

بنابراين درمان عقلاني هيجاني به شما نشان مي دهد چطور با احساسات منفي و مثبت خود تماس برقرار کنيد بلكه به شما ياد مي دهد چطور بفهميد و بينش پيدا آنيد که آيا اين احساسات مناسب هستند يا نامناسب . درمان عقلاني هيجاني به شما کمك مي کند احساسات تان را احساس کنيد و ببينيد چقدر خوشايندند . آيا واقعاً آنها را مي خواهيد؟ و چه نتايج خوب و بدي از آنها می گيريد؟

درمان عقلاني هيجاني مي گويد در هنگام ناراحتي، به طور همزمان دچار هيجانات مناسب و نامناسب هستيد. شما معمولاً و نه هميشه مي توانيد از طريق توجه کردن به شناخت ها افكار همراه آنها، بين اين دو نوع هيجان تمايز قايل شويد.

احساسات مناسب محصول افكاري هستند که به سليقه هاي شما نشان مي دهند مثلاً من از بي عدالتي بدم مي آيد و تصميم دارم با آن بجنگم. احساسات نامناسب محصول افكاري دستوري و آمرانه اند مثل اين فكر که من از هرکسي که ناعادلانه رفتار کند بيزارم ! آنها به هيچ وجه نبايد اين گونه رفتار آنند من به هر قيمتي شده بايد جلوي آنها را بگيرم و مجبورشان کنم هميشه با من عادلانه برخورد کنند.

وقتي مي خواهيد مشكلات عملي زندگي خود را حل کنيد، با دقت ببينيد آيا درباره اين مشكلات عملي تان، مشكل هيجاني مثل اضطراب يا افسردگي هم داريد . اگر داريد، تفكر جزمي و بايدانديشي خودتان را که موجب مشكلات هيجاني تان شده اند بيابيد و آنها را با جديت زير سؤال ببريد . وقتي احساسات روان رنجورانه خود را کم کرديد، به مشكلات عملي خود برگرديد و به کمك روش هاي مؤثر خودگرداني و مسئله گشايي درصدد رفع آنها برآييد.

بنابراين ابتدا باورهاي نامعقول خود و پيامدهاي هيجاني پريشان کننده آنها را تغيير بدهيد. سپس به رويدادهاي فعال کننده برگرديد و با استفاده از مهارت هاي خود در زمينة حل مشكلات و مهارت هاي ديگر، تصميمات عملي تر و خوشايندي تري بگيريد.

شما مي توانيد براي بهبود زندگي خود از درمان عقلاني هيجاني در جر ات آموزي، مديريت زمان، فراگيري مهارت هاي ارتباطي، آموزش جنسي، پيشرفت شغلي و بسياري از موارد ديگر استفاده کنيد، مواردي که مي توانند به شما کمك کنند زندگي کامرواتري داشته باشيد. چون درمان عقلاني هيجاني با تفكر و رفتار سروکار دارد و آموزش اصلاحي را نيز شامل مي شود، پيشگام رويكردهاي حل مسئله و مهارت آموزي است.

درمان عقلاني هيجاني با متوجه کردن شما نسبت به احساسات پريشان کننده اي که درباره رویدادهای زندگی داريدو تغيير دادن عقايدی که مولد این احساسات هستند، به شما اجازه مي دهد رويدادهاي فعال کننده، باورها و پيامدها را سازمان دهي مجدد کنيد. همچنين تعاملات پيچيدة آنها را يافته و دوباره سامان بدهيد.

 

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: بهناز خدادادیان



زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

موفقیت

مرغ همسایه غاز است. حتما شما هم این حس را تجربه کرده اید. وقتی در رسانه ها مطلبی میخوانید، با دوستانتان صحبت میکنید و یا با افراد موفق دیدار میکنید این حس در شما ایجاد میشود که شاید من به اندازه ی کافی خوب نیستم و یا برای موفق بودن انگیزه ی کافی ندارم.

به نظر میرسد که ما اکثرا افرادی را می بینیم که از ما بهتر هستند به جای این که به خودمان و یا کسانی که از ما پایینتر هستند توجه کنیم.

“اگر من بتوانم کاری که آن فرد میکند را انجام دهم به اندازه ی کافی پول برای خریدن خانه خواهم داشت و بقیه ی عمرم را به راحتی زندگی میکنم و دیگر هیچ نگرانی ای نخواهم داشت “.

چند نکته ی اشتباه در تصور بالا وجود دارد. در درجه ی اول نگرانی های ما هرگز تمام نخواهند شد، حتی در مواردی ممکن است که با بدست آوردن چیزهای جدید، نگرانی های جدیدی در رابطه با حفظ و نگه داری آنها تجربه خواهید کرد. مثلا اگر یک خانه بخرید نگرانی های شما در رابطه با تعمیر و نگهداری آن شروع خواهد شد. همینطور اگر ازدواج کنید و یا صاحب فرزند شوید نگران خواهید بود که بهترین ها را برای خانواده ی خود فراهم کرده باشید . اگر در شغلی جدید استخدام شوید همیشه نگران درست انجام دادن کار و رسیدن به مطالبات خواهید بود.

مشکل مقایسه کردن زندگی خودتان با دیگران این است که هرکس قرار است با دیگری متفاوت باشد ، مهارت ها و جاه طلبی های متفاوتی داشه باشد. زندگی ما همیشه در نوسان است. همانطور که شما در زندگی با فرصت ها و مشکلات مواجه میشوید دیگران نیز با فرصت ها و مشکلات دیگری درگیر هستند.

مقایسه کردن خودتان با دیگران یک روش موثر برای ناامید شدن است. همیشه فردی با موقعیت بهتر از شما وجود دارد یا حداقل به نظر میرسد که موقعیتی بهتر از شما دارد . مهمترین چیز یافتن رضایت و شادی در تلاش خودتان است.

به جای تنبیه خود به خاطر چیز هایی که ندارید، به داشته های خود فکر کنید. سعی کنید از بیرون به زندگی خود نگاه کنید و مزیت های زندگی خودتان را ببینید.

اگر به دنبال پیشرفت هستید باید شخصیت خود را ارتقا دهید و پذیرفتن حقیقت را یاد بگیرید. کمبود پول را با ثروت سخت کوشی و قدردانی جبران کنید. دوست پیدا کنید و این دوستی ها را ارزشمند بدانید.

 

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: حسین فراتی



زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

شنبه فوق العاده

شنبه ها معمولا ناخوشایند هستند. همه ی ما صبح شنبه تصاویر مختلفی در سایت ها و شبکه های اجتماعی در رابطه با این که شنبه چقدر عذاب آور است می بینیم و همیشه آرزو داریم که روز شنبه زودتر تمام شود. اغلب این تصاویر طنز و خنده دار هستند درحالی که بسیاری از ما از رسیدن شنبه و رفتن سرکار طبق برنامه ی فشرده و سخت همیشگی وحشت داریم .

اما شنبه میتواند جادویی هم باشد، یا حداقل عذاب آور نباشد. در اینجا برخی از کارهایی که شما میتوانید برای بهتر شدن روز شنبه انجام دهید را توضیح میدهیم:

  • روزتان را با یک مراسم سرگرم کننده صبح شروع کنید: رقص در حال مسواک زدن دندان ها و یا صرف صبحانه. پخش کردن آهنگ مورد علاقه در زمان حمام. خواندن چند صفحه از کتاب مورد علاقه. نوشتن سه چیز که از داشتن آنها خوشحالید. سرودن یک شعر احمقانه. بازی کردن با بچه ها.
  • اگر صبح ها خیلی زود بیدار میشوید (خیلی زود ) دقایقی به تماشای طلوع زیبای خورشید بنشینید.
  • صبحانه ی مورد علاقه ی خود را بخورید ، با این کار دلیلی برای از خواب بیدار شدن پیدا خواهید کرد.
  • یک آهنگ انرژی بخش و یا یک موسیقی کلاسیک و آرامش بخش برای خودتان پخش کنید و در تهیه ی صبحانه تمرکز کنید . به خودتان یادآوری کنید که برای داشتن این مواد اولیه و توانایی برای درست کردن صبحانه چقدر خوش شانسید.
  • غروب آفتاب را تماشا کنید. به چگونگی تغییرات آسمان و تغییر رنگ خورشید و فضای اطراف آن دقت کنید.
  • لباس مورد علاقه خود را بپوشید.
  • به جمع آوری زیبایی ها بپردازید. یک سنگ یا گل زیبا در مسیر رفت و آمدتان پیدا کنید. یک نقل قول زیبا در کتابی که در حال مطالعه ی آن هستید را به خاطر بیاورید ، از زیبایی های خیره کننده ی آسمان با تلفن همراهتان عکس بگیرید . به خودتان یادآوری کنید که زیبایی های زیادی در اطراف ما وجود دارد و فقط کافی است چشمانمان را باز کنیم.
  • خوشی های کوچک را از دست ندهید . کمی اسانس لوندر روی بالش خود بریزید . عطر مورد علاقه ی خود را بزنید. برای خودتان قهوه درست کنید. از شوینده های خوشبو در حمام استفاده کنید . ناهار خود را در مکان مورد علاقه ی خودتان صرف کنید.
  • در محل کار خود یک بخش مخصوص وسایل مورد علاقه خودتان درست کنید. چیزهایی را در آنجا قرار دهید که به شما برای آرامش ، سرگرمی ، خلاقیت و … کمک میکند . میتوانید عکس طبیعت ، عکس خانواده و یا لیوان مورد علاقه خود را در آنجا بگذارید که در هنگام استراحت برای لذت بردن به آن مراجعه کنید.
  • به جزییات توجه کنید . هر صبح که از خواب بیدار میشوید به نور اتاقتان ، چین و چروک کاغذ ها و بوی هوا دقت کنید. به رشد گیاهان ، عطر میوه ها ، وزش باد و دیگر جزئیات توجه کنید .سعی کنید با جریان زندگی همراه شوید و جزئی از آن بشوید .

طوفان جیمسون، در رابطه ی با زیبایی زندگی اینگونه میگوید: “تنها راه برای زندگی قبول کردن هر دقیقه به عنوان یک معجزه تکرار نشدنی است، که دقیقا هم همان است: یک معجزه و تکرار نشدنی. “مهم نیست که چقدر شنبه ممکن است شلوغ و یا خسته کننده باشند، این دقایق هنوز هم با ارزش و شایسته جشن و قدردانی هستند. با این که یک کلیشه به نظر میرسد اما این به این معنی که ما هنوز هم در این زمین و درحال زندگی هستیم و این واقعا جادویی است.

منبع :

http://blogs.psychcentral.com

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: حسین فراتی


naomid.jpg
مرداد ۸, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه
نا امیدی
نا امیدی

سال ها بود روانشناسان، ریشه ی رفتار انسان ها را در محیط آنها جستجو می کردند:
آن کارمند من را عصبانی کرد و من فریاد زدم!

همسرم، از من حمایت کرد و من انگیزه بیشتر پیدا کردم.

شرایط اقتصادی نامساعد است و من امید برای فعالیت اقتصادی ندارم

و …

همه ی جملات بالا در یک ویژگی مشترک هستند:

اتفاقی در دنیای بیرون رخ داده و روح و ذهن و جسم ما را تحت تأثیر خود قرار داده است.

همین دیدگاه بود که روانشناسان را به سمت مکانیزم های «تشویق و تنبیه» هدایت کرد. شرطی کردن رفتارها (تشویق رفتار درست و تنبیه رفتار نادرست) در همین نگرش ریشه دارد.

به این بخش از دانش روانشناسی که اثر عوامل بیرونی بر روی رفتار انسان ها را بررسی می کند روانشناسی برون نگر (External Psychology) گفته می شود.

حوزه دیگری از روانشناسی وجود دارد که شاید بتوان گفت ویلیام گلاسر با کتاب خود درباره ی «نظریه انتخاب» یا Choice Theory پایه گذار آن است.

در این نگرش جدید، منشاء رفتارها و احساسات و انگیزه های انسان ها رویدادهای درونی در نظر گرفته می شود.

ویلیام گلاسر در نظریه ی خود نیازهای اصلی انسان ها را به ۵ گروه تقسیم می کند:

– تلاش برای زنده ماندن

– دوست داشتن، رابطه با دیگران و حس تعلق

– قدرت

– آزادی و اختیار

– لذت و خوشی

بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها «سلسله مراتب» دارند و تا یکی از آنها اشباع نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی دارد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هر کسی متفاوت است. هستند کسانی که برای عشق خود، از جان می گذرند (اولویت نیاز ارتباطی به نیاز زنده ماندن) و هستند کسانی که برای به دست آوردن قدرت، نزدیکان خویش را به قتل می رسانند (اولویت داشتن نیاز به قدرت در مقایسه با نیازهای ارتباطی).

این نیازها و اولویت های آنان، ریشه ی انتخاب های مهم زندگی ما را تشکیل می دهند.

هم چنین ،گلاسر ده اصل مهم را به عنوان Ten Axioms of Choice Theory مطرح می کند و به بحث در مورد هر یک از آنها می پردازد. در این قسمت به عناوین این ده اصل اشاره می کنیم:

اصل اول – ما مالک هیچکس نیستیم و نمی‌توانیم رفتارهای دیگران را «کنترل» کنیم. ما فقط می‌توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.

اصل دوم – تنها چیزی که می توانیم به دیگران بدهیم «اطلاعات» است.

اصل سوم – تنها مشکلات روانی که در بلند مدت با انسان ها همراه می مانند، «مشکلات عاطفی» است.

اصل چهارم – مشکلات عاطفی، بخشی از «زندگی حال حاضر» ما هستند.

اصل پنجم – امروز ما را آنچه در گذشته روی داده می سازد، اما نمی توان در گذشته ماند. تنها کاری که از دست ما بر می آید، ارضاء نیازهای پایه ای در حال حاضر و تلاش برای آن.

اصل ششم – ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که می توان آن را «دنیای کیفی» نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این «دنیای کیفی».
اصل هفتم- تنها چیزی که وجود دارد «رفتار ما» است.

اصل هشتم – هر رفتار چهار مولفه دارد: حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی

اصل نهم – رفتارها انتخاب می شوند اما از میان چهار المان حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی «حرکت» و «فکر» کنترل داریم.

اصل دهم – رفتارها را با «افعال» نامگذاری می کنیم و در نامگذاری عموماً به بخشی از رفتار که برای ما به شکل ساده تری قابل تشخیص و تمایز است، توجه می کنیم.
حداقل سه دلیل مهم وجود دارد که کمک می کند تا ناامیدی، یک دوره ی طبیعی را سپری کند، بطوري که غم و افسردگی پایدار نماند:

۱_ ناامیدی را تایید نکنید: وقتی به خواسته خود نرسیده باشيد دچاراحساسي می شوید که ميتوانيد خودتان آن احساس را تایید کنید، یا اجازه دهید شخص دیگری این کار را انجام دهد

۲_ناراحتی را تسکین دهید: از خودتان به نحو شایسته ای پذیرایی کنید. کارهای مختلفی را انجام دهید به همانگونه که بر ای شخص دیگری که غمگین است انجام می دهید، یا شخص دیگری را ترغیب کنید که شمارا تسکین دهد.

۳_فعال باشید: فعال بودن، درمانی واقعی برای افسردگی می باشد. فعال بودن شامل جذابیت جسمانی، اجتماعی، فکری، شناختی، فعاليت هاي تفريحي و ایجاد تحرک هر چه بیشتر در خود جهت انجام امور مورد علاقه می باشد. فعالیت نه تنها حالت های هیجانی منفی را دور می کند بلکه حالت های هیجانی مثبت ایجاد می کند. وقتی دنیا را برای خود دلپذیر کنید، کارهایی انجام می دهید که دوست داشتنی هستند و همچون پادزهری برای غم و ناامیدی می باشند. هنگامی که فهرست مواردی همچون غرنزدن، شکایت نکردن یا عدم صرف انرژی برای تغییر همسرتان را مرور می کنید به مواردی هم مانند نااميدي ،تایید خود، تسکین خود و فعال بودن نیز توجه کنید.

منبع: زوج پر تعارض، رفتاردرمانی ديالکتيکي برای رسیدن به آرامش در روابط زناشویی،آلن فروزتي ترجمه مهناز غیاثی، مرضیه پورصالحي


positivity.jpg
مرداد ۳, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه
روانشناسی مثبت نگر
روانشناسی مثبت نگر

روانشناسی مثبت، یکی از جدیدترین شاخه های روانشناسی است. این بخش خاص از روانشناسی بر چگونگی کمک به افراد در جهت پیشرفت و داشتن زندگی سالم و شاد تمرکز دارد. در حالیکه شاخه های دیگر روانشناسی بر کژکاری و رفتار های ناهنجار تمرکز دارند، روانشناسی مثبت بر کمک به شادتر شدن افراد تاکید دارد.

مارتین سلیگمن روانشناسی مثبت را به شیوه ی زیر تعریف می کند: ما معتقدیم که روانشناسی مثبت یک درک علمی و مداخله ی موثر بدست می دهد که منجر به پیشرفت افراد، خانواده ها و جوامع می شود. در طی ده سال گذشته یا بیشتر، علاقه عمومی به روانشناسی مثبت بطور عجیبی افزایش یافته است. امروزه، افراد بیشتری در جست و جوی اطلاعاتی دراین باره هستند که چگونه به پتانسیل کامل خود دست یابند. علاقه به این موضوع در محیط های دانشگاهی نیز گسترش یافته است. در سال ۲۰۰۶، دوره روانشناسی مثبت دانشگاه هاروارد، تبدیل به شلوغ ترین کلاس دانشگاه شد. برای درک روانشناسی مثبت، لازم است با یادگیری بیشتر درباره تاریخچه، نظریه های اصلی و کاربردهای آن شروع کنیم.

تاریخچه روانشناسی مثبت

سلیگمن در سال ۲۰۰۵ نوشت: قبل از جنگ جهانی دوم، روانشناسی سه ماموریت مجزا داشت: درمان بیماری های روانی، سازنده تر و کامل تر کردن زندگی افراد، و شناسایی و پرورش افراد دارای استعداد زیاد. مدت کمی بعد از جنگ جهانی دوم، تمرکز اولیه روانشناسی بر اولویت اول منتقل شد: درمان رفتارنابهنجار و بیماری های روانی. در طی دهه ۱۹۵۰ متفکران انسان گرا همچون کارل راجرز، اریک فروم و آبراهام مازلو به علاقه مند شدن دوباره به دوحوزه دیگر از طریق گسترش نظریه های متمرکز بر شادی و جنبه های مثبت طبیعت انسان، کمک کردند. در سال ۱۹۹۸، سلیگمن به عنوان رئیس انجمن روانشناسی امریکا انتخاب شد و روانشناسی مثبت به موضوع دوره او تبدیل شد. امروزه سلیگمن به عنوان پدر روانشناسی مثبت معاصر شناخته شده است. در سال ۲۰۰۲، اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی مثبت برگزار شد. در سال ۲۰۰۹، اولین کنگره جهانی روانشناسی مثبت در فیلادلفیا و با سخنرانی مارتین سلیگمن و فیلیپ زیمباردو برگزار شد.

افراد مهم در روانشناسی مثبت

• مارتین سلیگمن

• کریستوفر پترسون

• کارول دک

• دنیل گیلبرت

• کنان شلدون

• آلبرت بندورا

• سی. آر. اسنیدر

• فیلیپ زیمباردو

عناوین اصلی در روانشناسی مثبت

عناوین مورد علاقه در روانشناسی مثبت شامل موارد زیر می شود:

• شادی

• خوش بینی و درماندگی

• ذهن آگاهی

• غوطه وری

• نقاط قوت شخصیت

• امید

• تفکر مثبت

• قابلیت مقابله با مشکلات

یافته های پژوهشی در روانشناسی مثبت

بعضی از یافته های اصلی در روانشناسی مثبت شامل موارد زیر می شود:

• به طور کلی انسا نها شادند.

• پول ضرورتا باعث شادی نمی شود ولی دادن آن به دیگران، افراد را شادتر می کند.

• یکی از بهترین روش های مبارزه با شکست و ناامیدی، داشتن روابط اجتماعی و شخصیت قوی است.

• شاغل بودن در احساس خوشبختی بسیار مهم است، مخصوصا وقتی افراد در شغلی هدفمند و معنی دار به کار گرفته شوند.

• گرچه احساس شادی تحت تاثیر ژنتیک است ولی افراد می توانند از طریق رشد و افزایش خوش بینی، قدردانی و نوع دوستی در خود، یاد بگیرند خوشحالتر باشند.

کاربرد های روانشناسی مثبت

روانشناسی مثبت در حوزه های آموزش و پرورش، درمان، خود یاری، مدیریت استرس و مسایل مربوط به محیط های کاری کاربرد دارد. معلمان، مربیان، درمانگران و کارکنان با استفاده از استراتژی های روانشناسی مثبت می توانند دیگران را ترغیب کنند و در جهت درک و بهبود نقاط قوت افراد به آنها کمک کنند.

مونا صفرچی- مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی اکسیر


زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مرکز مشاوره اکسیر با مجوز وزارت بهزیستی

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


اینستاگرام مرکز مشاوره اکسیر پینترست مرکز مشاوره اکسیر تلگرام مرکز مشاوره اکسیر مرکز مشاوره اکسیر در ویز

آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button