ناامیدی شما را سرخورده می کند و می تواند انرژی و وقت زیادی از شما بگیرد. از آنجایی که نه تنها انرژی را مصرف می کند، بلکه باعث حواس پرتی شما می شود و می تواند زمان زیادی را از بین ببرد.

روش غلبه بر ناامیدی

خب، گاهی اوقات این ناامیدی واقعا می تواند مثبت باشد و می تواند به شما ایده یا زاویه ای بر روی چیزها بدهد. یا می تواند به شما قدرت ادامه دهد تا کمی بیشتر پیشروی کنید تا زمانی که به هدف خود برسید.

اما هنگامی که شروع به دور باطل می کنید، هنگامی که ناامیدی فقط شما را دچار فرسودگی می کند یا ذهن شما را مه آلود می کند و روز از دست شما خارج می شود، گام هایی وجود دارد که می توانید انجام دهید.

راه هایی برای بهبود چنین حالت ذهنی به سمت چیزی های بهتر وجود دارد. چیزی مفیدتر و چیزی که باعث می شود دوباره احساس راحتی کنید.

مرکز روانشناسی اکسیر خدمات روانشناختی خود را توسط متخصصین مجرب در زمینه های مختلف از جمله مشاوره فردی، مشاوره افسردگی، مشاوره اضطراب، مشاوره وسواس و … را به صورت حضوری و غیرحضوری به شما عزیزان ارائه می دهد.

مشاوره آنلاین اکسیر

مراحل غلبه بر ناامیدی

مرحله 1 غلبه بر ناامیدی: الان اینجا باش

هنگامی که ناامید می شوید، اغلب در ذهن خود در آینده قرار دارید. جایی که دوست دارید آنجا باشید و یا دوست دارید دوباره جایی که در گذشته در آن شکست خورده اید را زندگی کنید.

زندگی در زمان حال و غلبه بر ناامیدی

از این فکرها بیرون بروید و با آرامش سعی کنید بر روی همین لحظه و همین جا و در همین زمان تمرکز کنید.

برای مثال می توانید این کارها را انجام دهید:

تمرکز بر تنفس

ساکت بمانید، چشمان خود را ببندید و فقط به مدت 1 – 2 دقیقه در بینی خود و ورود و خروج هوا در آن تمرکز کنید. آرام و کمی عمیق تر از حد معمول تنفس کنید و با شکم و سینه خود نفس بکشید.

بر آنچه در اطراف شما در این زمان است تمرکز کنید

خورشید در پنجره ی شما می تابد. بچه ها در خیابان ها بازی می کنند و اتومبیل ها و مردم در رفت و آمدند. بو و احساس لباس و گرمای خورشید روی پوست شما حس می شود. این کار را برای 1 – 2 دقیقه انجام دهید تا توجه خود را به لحظه حاضر جلب کنید.

مرحله 2 غلبه بر ناامیدی: از آنچه دارید قدردانی کنید

پس از توجه کردن به جایی که می تواند بیشتر مفید باشد، بر آنچه که هنوز در زندگی شما مثبت است تمرکز کنید.

سریع ترین و ساده ترین راه برای انجام این کار این است که از چیزهایی که دارید قدردانی کنید.

چیزهای مهمی وجود دارند که می توانیم به آنها اعتراف کنیم:

  • یک خانه گرم و یک سقف روی سرتان
  • مقدار زیادی آب آشامیدنی
  • گرسنه نبودن
  • دسترسی به اینترنت
  • دوستان و خانواده شما

چند دقیقه در این موارد فکر کنید و می بینید که بسیار سپاسگزار خواهید شد.

مرحله 3 غلبه بر ناامیدی: بر آنچه شما می توانید در حال حاضر انجام دهید تمرکز کنید

با تمرکز در لحظه فعلی و خلق و خوی شما، و سپاسگذاری از داشته ها، اکنون زمان تشخیص ساختار چیزی است که شما را نا امید کرده است.

تمرکز بر زمان حال و ناامیدی

می توانید این کار را با پرسیدن این سوال از خود انجام دهید:

گام کوچکی که من می توانم در حال حاضر برای بهبود این وضعیت است بردارم چیست؟

از آنچه شما را ناراحت و ناامید کرده است درس بگیرید و از مسیر دیگری به سمت هدف حرکت کنید.

یا ممکن است یک بار دیگر امتحان کنید و موفق شوید (زیرا همه چیز در زندگی برای نخستین، دومین یا سومین بار به نتیجه نخواهد رسید).

و یا می توانید به سادگی متوجه شوید که ممکن است کمی طول بکشد یا کارها سخت بوده اند و شما باید امشب یا چند روز را صرف آرامش، مراقبت از خود و کمی استراحت کنید.

به این شکل شما می توانید شارژ شوید و سپس به سمت آنچه از زندگی خود می خواهید در یک راه متمرکز تر حرکت کنید.

مرکز روانشناسی اکسیر تمام خدمات خود از جمله مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره طلاق، مشاوره جنسی و … را به افرادی که تحت پوشش بیمه بانک های طرف قرارداد اکسیر هستند رایگان ارائه می دهد. جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

مبارزه با ناامیدی

سال ها بود روانشناسان، ریشه ی رفتار انسان ها را در محیط آنها جستجو می کردند:

آن کارمند من را عصبانی کرد و من فریاد زدم!

همسرم، از من حمایت کرد و من انگیزه بیشتر پیدا کردم.

شرایط اقتصادی نامساعد است و من امید برای فعالیت اقتصادی ندارم.

و …

همه ی جملات بالا در یک ویژگی مشترک هستند:

اتفاقی در دنیای بیرون رخ داده و روح و ذهن و جسم ما را تحت تأثیر خود قرار داده است.

همین دیدگاه بود که روانشناسان را به سمت مکانیزم های «تشویق و تنبیه» هدایت کرد. شرطی کردن رفتارها (تشویق رفتار درست و تنبیه رفتار نادرست) در همین نگرش ریشه دارد.

به این بخش از دانش روانشناسی که اثر عوامل بیرونی بر روی رفتار انسان ها را بررسی می کند روانشناسی برون نگر (External Psychology) گفته می شود.

حوزه دیگری از روانشناسی وجود دارد که شاید بتوان گفت ویلیام گلاسر با کتاب خود درباره ی «نظریه انتخاب» یا Choice Theory پایه گذار آن است.

در این نگرش جدید، منشاء رفتارها و احساسات و انگیزه های انسان ها رویدادهای درونی در نظر گرفته می شود.

ویلیام گلاسر در نظریه ی خود نیازهای اصلی انسان ها را به ۵ گروه تقسیم می کند:

تلاش برای زنده ماندن

دوست داشتن، رابطه با دیگران و حس تعلق

قدرت

آزادی و اختیار

لذت و خوشی

بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها «سلسله مراتب» دارند و تا یکی از آنها اشباع نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی دارد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هر کسی متفاوت است. هستند کسانی که برای عشق خود، از جان می گذرند (اولویت نیاز ارتباطی به نیاز زنده ماندن) و هستند کسانی که برای به دست آوردن قدرت، نزدیکان خویش را به قتل می رسانند (اولویت داشتن نیاز به قدرت در مقایسه با نیازهای ارتباطی).

این نیازها و اولویت های آنان، ریشه ی انتخاب های مهم زندگی ما را تشکیل می دهند.

اینستاگرام اکسیر

ده اصل گلاسر

هم چنین ،گلاسر ده اصل مهم را به عنوان Ten Axioms of Choice Theory مطرح می کند و به بحث در مورد هر یک از آنها می پردازد. در این قسمت به عناوین این ده اصل اشاره می کنیم:

اصل اول: ما مالک هیچکس نیستیم و نمی‌توانیم رفتارهای دیگران را «کنترل» کنیم. ما فقط می‌توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.

اصل دوم: تنها چیزی که می توانیم به دیگران بدهیم «اطلاعات» است.

اصل سوم: تنها مشکلات روانی که در بلند مدت با انسان ها همراه می مانند، «مشکلات عاطفی» است.

اصل چهارم: مشکلات عاطفی، بخشی از «زندگی حال حاضر» ما هستند.

اصل پنجم: امروز ما را آنچه در گذشته روی داده می سازد، اما نمی توان در گذشته ماند. تنها کاری که از دست ما بر می آید، ارضاء نیازهای پایه ای در حال حاضر و تلاش برای آن.

اصل ششم: ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که می توان آن را «دنیای کیفی» نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این «دنیای کیفی».
اصل هفتم: تنها چیزی که وجود دارد «رفتار ما» است.

اصل هشتم: هر رفتار چهار مولفه دارد: حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی

اصل نهم: رفتارها انتخاب می شوند اما از میان چهار المان حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی «حرکت» و «فکر» کنترل داریم.

اصل دهم: رفتارها را با «افعال» نامگذاری می کنیم و در نامگذاری عموماً به بخشی از رفتار که برای ما به شکل ساده تری قابل تشخیص و تمایز است، توجه می کنیم.

گلاسر و نظریه ناامیدی

حداقل سه دلیل مهم وجود دارد که کمک می کند تا ناامیدی، یک دوره ی طبیعی را سپری کند، بطوری که غم و افسردگی پایدار نماند:

1_ ناامیدی را تایید نکنید

وقتی به خواسته خود نرسیده باشید دچاراحساسی می شوید که میتوانید خودتان آن احساس را تایید کنید، یا اجازه دهید شخص دیگری این کار را انجام دهد

2_ناراحتی را تسکین دهید

از خودتان به نحو شایسته ای پذیرایی کنید. کارهای مختلفی را انجام دهید به همانگونه که بر ای شخص دیگری که غمگین است انجام می دهید، یا شخص دیگری را ترغیب کنید که شمارا تسکین دهد.

3_فعال باشید

فعال بودن، درمانی واقعی برای افسردگی می باشد. فعال بودن شامل جذابیت جسمانی، اجتماعی، فکری، شناختی، فعالیت های تفریحی و ایجاد تحرک هر چه بیشتر در خود جهت انجام امور مورد علاقه می باشد. فعالیت نه تنها حالت های هیجانی منفی را دور می کند بلکه حالت های هیجانی مثبت ایجاد می کند. وقتی دنیا را برای خود دلپذیر کنید، کارهایی انجام می دهید که دوست داشتنی هستند و همچون پادزهری برای غم و ناامیدی می باشند.

هنگامی که فهرست مواردی همچون غرنزدن، شکایت نکردن یا عدم صرف انرژی برای تغییر همسرتان را مرور می کنید به مواردی هم مانند ناامیدی، تایید خود، تسکین خود و فعال بودن نیز توجه کنید.

هیچ چیز نمی تواند مرا ناراحت کند.

آگاهی یافتن اولین گام در جهت خلاص شدن از ناراحتی است. هر چه از افکار، احساسات و رفتارهای ناراحت آننده خویش دقیق تر آگاه شوید، احتمال اینکه آنها را کنار بگذارید بیشتر می شود.

صرفاً با پرسیدن این سؤال که “چه احساسی دارم؟” می توانید بفهمید چه احساسی دارید. البته گاهی ممکن است در لاک دفاعی فرو روید و انکار کنید عصبانی یا مضطرب هستید چون از پذیرش این احساسات “نادرست” شرمنده می شوید. ولی معمولاً این کار را نمی کنید. وقتی به شدت مضطرب یا افسرده اید آن قدر آزرده و ناراحت می شوید که حداقل نزد خودتان این احساسات خویش را به راحتی می پذیرید.حس کردن و اعتراف کردن به این ناراحتی آسان است.

ولی هیجانات ناخوشایند شما چقدر مناسب اند؟ درمان عقلانی هیجانی، کلید پاسخگویی به این سؤال را می دهد چون جزء آن دسته از نظام های روان درمانی است که بین احساسات مناسب و نامناسب تمایز قایل می شود.

در درمان عقلانی هیجانی، احساسات شدیدی چون غم، هیجا ن زدگی و نگرانی احساسات سالمی هستند چون به شما کمک می کنند نارضایتی خود را از وقایع ناخوشایند بروز دهید و درصدد اصلاح این وقایع برآیید. در عین حال، در درمان عقلانی هیجانی، احساس افسردگی، عصبانیت، و اضطراب تقریباً همیشه مضر می باشند چون محصول دستورات غیرواقع بینانه ای هستند که می گویند وقایع ناخوشایند نباید روی بدهند و معمولاً مانع اقدام شما برای تغییر دادن اوضاع می شوند.

بنابراین درمان عقلانی هیجانی به شما نشان می دهد چطور با احساسات منفی و مثبت خود تماس برقرار کنید بلکه به شما یاد می دهد چطور بفهمید و بینش پیدا آنید که آیا این احساسات مناسب هستند یا نامناسب . درمان عقلانی هیجانی به شما کمک می کند احساسات تان را احساس کنید و ببینید چقدر خوشایندند . آیا واقعاً آنها را می خواهید؟ و چه نتایج خوب و بدی از آنها می گیرید؟

درمان عقلانی هیجانی می گوید در هنگام ناراحتی، به طور همزمان دچار هیجانات مناسب و نامناسب هستید. شما معمولاً و نه همیشه می توانید از طریق توجه کردن به شناخت ها افکار همراه آنها، بین این دو نوع هیجان تمایز قایل شوید.

احساسات مناسب محصول افکاری هستند که به سلیقه های شما نشان می دهند مثلاً من از بی عدالتی بدم می آید و تصمیم دارم با آن بجنگم. احساسات نامناسب محصول افکاری دستوری و آمرانه اند مثل این فکر که من از هرکسی که ناعادلانه رفتار کند بیزارم ! آنها به هیچ وجه نباید این گونه رفتار آنند من به هر قیمتی شده باید جلوی آنها را بگیرم و مجبورشان کنم همیشه با من عادلانه برخورد کنند.

وقتی می خواهید مشکلات عملی زندگی خود را حل کنید، با دقت ببینید آیا درباره این مشکلات عملی تان، مشکل هیجانی مثل اضطراب یا افسردگی هم دارید . اگر دارید، تفکر جزمی و بایداندیشی خودتان را که موجب مشکلات هیجانی تان شده اند بیابید و آنها را با جدیت زیر سؤال ببرید . وقتی احساسات روان رنجورانه خود را کم کردید، به مشکلات عملی خود برگردید و به کمک روش های مؤثر خودگردانی و مسئله گشایی درصدد رفع آنها برآیید.

بنابراین ابتدا باورهای نامعقول خود و پیامدهای هیجانی پریشان کننده آنها را تغییر بدهید. سپس به رویدادهای فعال کننده برگردید و با استفاده از مهارت های خود در زمینه حل مشکلات و مهارت های دیگر، تصمیمات عملی تر و خوشایندی تری بگیرید.

شما می توانید برای بهبود زندگی خود از درمان عقلانی هیجانی در جر ات آموزی، مدیریت زمان، فراگیری مهارت های ارتباطی، آموزش جنسی، پیشرفت شغلی و بسیاری از موارد دیگر استفاده کنید، مواردی که می توانند به شما کمک کنند زندگی کامرواتری داشته باشید. چون درمان عقلانی هیجانی با تفکر و رفتار سروکار دارد و آموزش اصلاحی را نیز شامل می شود، پیشگام رویکردهای حل مسئله و مهارت آموزی است.

درمان عقلانی هیجانی با متوجه کردن شما نسبت به احساسات پریشان کننده ای که درباره رویدادهای زندگی داریدو تغییر دادن عقایدی که مولد این احساسات هستند، به شما اجازه می دهد رویدادهای فعال کننده، باورها و پیامدها را سازمان دهی مجدد کنید. همچنین تعاملات پیچیده آنها را یافته و دوباره سامان بدهید.

مشاوره رایگان آنلاین