روانشناسی دقیقا چیست؟Reviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jun 26Rating: 5.0روانشناسی دقیقا چیست؟ساده ترین تعریف از روانشناسی این است: «علم مطالعه ذهن و رفتار و معمولا پژوهش ها در روانشناسی به دنبال درک و توضیح فکر، احساسات و رفتار هستند.»

این پرسش در حالی که ممکن است یک سوال بسیار ساده به نظر برسد، یکی از رایج ترین سوالات پرسیده شده توسط دانشجویان روانشناسی است. اگر در حال کنفرانس روانشناسی باشید، استاد ممکن است در طول کنفرانس شما، در کلاس قدم بزند و از دانشجویان بپرسد که روانشناسی چه زمینه هایی را شامل می شود.

در طول اولین کلاس من، یک دانشجوی دختر شروع به چرخاندن انگشتان دستش دور سر یکی دیگر از دانشجویان کرد و تظاهر کرد که در حال خواندن افکار اوست.

متاسفانه این تصورات غلط در مورد روانشناسی فراوانند و متاسفانه این تصورات، ریشه در ترسیم غلط مفهوم روانشناسی در ذهن مردم توسط رسانه ها دارد.

ساده ترین تعریف روانشناسی

ساده ترین تعریف از روانشناسی این است: «علم مطالعه ذهن و رفتار و معمولا پژوهش ها در روانشناسی به دنبال درک و توضیح فکر، احساسات و رفتار هستند.»

روانشناسی دقیقا چیست؟

کاربردهای روانشناسی

کاربردهای روانشناسی مثل درمان سلامت روان، افزایش عملکرد، خود بهبودی و بسیاری از حوزه های دیگر، تاثیر بسیاری بر سلامت و زندگی روزمره ما دارند. مشکل میتوان همه ی حوزه هایی که روانشناسی شامل آن ها میشود را در یک تعریف کوتاه خلاصه کرد؛ اما موضوعاتی مانند توسعه، شخصیت، افکار، احساسات، عواطف، انگیزه ها و رفتارهای اجتماعی، نشان دهنده بخشی از آن چیزی است که روانشناسی به دنبال درک و توضیح آن ها است.

اجازه دهید یک نگاه دقیق تر به این سوال رایج بیاندازیم.

روانشناسی چیست؟

سردرگمی های بسیاری در مورد روانشناسی وجود دارند…

بر اساس برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی، روانشناسان، کارآگاه های باهوشی هستند که با استفاده از تواناییشان در خواندن ذهن انسان، میتوانند مسایل جنایی را حل کنند یا حرکت بعدی یک جنایتکار را پیش بینی کنند؛ یک تصویر سنتی دیگر از روانشناسان در ذهن مردم، پیرمردی با ریش ها و موهای سفید است که در دفتر با شکوهش نشسته، کتابی در دست گرفته است و به صحبت های مراجعین در باره ی مشکلاتشان در دوران کودکی گوش میدهد.

اما واقعا روانشناسی چیست؟ واقعیت این است که کمی از حقیقت در این تصاویر کلیشه ای وجود دارد، اما روانشناسی بسیار گسترده تر از این تصورات است. تنوع فوق العاده ای در حرفه روانشناسی وجود دارد؛ شاید این تنوع زیاد است که منجر به برخی از تصورات غلط در مورد روانشناسی و روانشناسان شده است.

مطمئنا، روانشناسانی وجود دارند که به حل جنایات کمک میکنند و روانشناسان بسیاری هستند که به بهداشت روانی مردم رسیدگی میکنند؛ اما آیا می دانستید که روانشناسانی هم هستند که به ایجاد محل های کار سالم و یا طراحی و پیاده سازی برنامه های بهداشت عمومی کمک میکنند؟ یا روانشناسانی که به بررسی موضوعاتی مانند ایمنی هواپیما، طراحی کامپیوتری و زندگی نظامی می پردازند؟

  – نگاهی دقیق تر به روانشناسی به عنوان یک رشته:

روانشناسی همزمان، هم یک رشته ی علمی و هم یک رشته ی کاربردی است که به مطالعه ذهن انسان و رفتار می پردازد. پژوهش های روانشناسی تلاش میکنند درک کنند که ما چگونه فکر می کنیم، عمل می کنیم و احساس می کنیم.

همانطور که در ذهن مردم جا افتاده است، بخش بزرگی از روانشناسی به تشخیص و درمان بیماری روانی اختصاص داده شده است؛ اما وقتی صحبت به کاربردهای روانشناسی می رسد، این فقط نوک کوه یخ است. علاوه بر سلامت روان، روانشناسی را می توان به انواع مسائل مختلف که روی سلامت و زندگی روزمره تاثیر میگذارند، نسبت داد؛ از جمله بهبود عملکرد، خود بهبودی، انگیزه، بهره وری و موارد بیشمار دیگر.

  – مبدا روانشناسی:

روانشناسی از فلسفه و زیست شناسی تکامل یافته است. صحبت درباره ی این دو موضوع، به گذشته های دور و فیلسوف های یونانی از جمله ارسطو و سقراط برمیگردد. منشا کلمه ی psychology به کلمه ی یونانی psyche به معنای زندگی یا تنفس برمیگردد که میتوان مفهوم روح یا شخصیت را نیز از آن برداشت کرد.

  – یک علم جداگانه:

ظهور روانشناسی به عنوان یک رشته مجزا و مستقل زمانی محقق شد که ویلهلم وونت، نخستین آزمایشگاه روانشناسی تجربی در لایپزیک، آلمان را در سال 1879 تاسیس کرد.

کار وونت، در توصیف ساختار تشکیل دهنده ذهن متمرکز شده بود. این دیدگاه به شدت در تجزیه و تحلیل احساسات و عواطف از طریق استفاده از درون نگری متکی است و یک فرایند ذهنی است. او معتقد بود افراد به درستی آموزش دیده، قادر به شناسایی دقیق فرایندهای ذهنی که به همراه احساسات، عواطف و افکار است می باشند.

  – مکاتب فکری:

در طول تاریخ روانشناسی، برخی مکاتب مختلف فکری، نظریاتی ارایه دادند برای توصیف انسان از طریق افکار و رفتار شخص. این مکاتب فکری، اغلب به به صورت دوره ای مسلط می شدند؛ در حالی که این مکاتب فکری، گاهی اوقات به عنوان نیروهای رقابتی تعریف شده، اما هر دیدگاه به فهم ما از روانشناسی کمک می کنند. برخی از مکاتب فکری مهم در روانشناسی در زیر آمده است:

  • ساختارگرایی
  • کارکردگرایی
  • روانکاوی
  • رفتارگرایی
  • انسانگرایی
  • شناخت

روانشناسی امروزی

امروزه، روانشناسان ترجیح می دهند بیشتر از روش های علمی مشاهداتی برای درک، توضیح و پیش بینی رفتار انسان استفاده کنند. روانشناسی امروزی در دو حوزه عمده تمرکز دارد:

  1. روانشناسی علمی
  2. روانشناسی کاربردی

روانشناسی تربیتی در مطالعه زیر موضوعات مختلف در روانشناسی، از جمله شخصیت، رفتار اجتماعی و توسعه انسانی، تمرکز دارد. این روانشناسان پژوهش های بنیادی را برای گسترش دانش نظری ما دنبال میکنند؛ در حالی که دیگر محققان در روانشناسی بنیادی، سعی در حل مشکلات روزمره ی ما دارند.

روانشناسی کاربردی، بر استفاده از اصول روانشناختی مختلف برای حل مشکلات جهان واقعی متمرکز است. نمونه هایی از محدوده فعالیت روانشناسی کاربردی شامل روانشناسی قانونی، ارگونومی و روانشناسی صنعتی ــ سازمانی می باشد. بسیاری از دیگر روانشناسان، به عنوان درمانگران کار میکنند و به مردم برای کمک به غلبه بر اختلالات روانی، عاطفی و رفتاری کمک میکنند.

روش تحقیق روانشناسی

از زمانی که روانشناسی از ریشه ی فلسفی خود جدا شد، روانشناسان شروع به استفاده ی روش های متفاوتی برای شناخت رفتار انسان کردند. محققان معاصر از انواع تکنیک های علمی از جمله آزمایش، مطالعات همبستگی، تحقیقاتی طولی و غیره، برای آزمایش، توضیح و پیش بینی رفتار استفاده میکنند.

حوزه های روانشناسی

روانشناسی یک میدان گسترده و متنوع است. همچنین برخی رشته های فرعی مختلف و زمینه های تخصصی نیز ظهور کرده اند. برخی از حوزه های عمده ی تحقیق و استفاده در روانشناسی عبارتند از:

  – روانشناسی غیر طبیعی:

مطالعه رفتار غیر طبیعی و آسیب شناسی روانی است. این حوزه، در تحقیقات و درمان انواع اختلالات روانی متمرکز است و مرتبط با روان درمانی و روانشناسی بالینی می باشد.

  – روانشناسی زیستی:

مطالعه میکند چگونه فرآیندهای بیولوژیکی، ذهن و رفتار را تحت تاثیر قرار می دهند. این حوزه نزدیک به علوم اعصاب است و با بهره گیری از ابزارهایی مانند MRI و PET آسیب مغزی یا اختلالات مغزی را مورد تحقیق قرار می دهند.

  – روانشناسی بالینی:

در ارزیابی، تشخیص و درمان اختلالات روانی تمرکز دارد. همچنین به عنوان بیشترین حوزه ی کاری روانشناسان شناخته میشود.

  – روانشناسی شناختی:

مطالعه فرآیندهای تفکر انسان و شناخت است. روانشناسی شناختی موضوعاتی مانند توجه، حافظه، ادراک، تصمیم گیری، حل مسئله و اکتساب زبان را مورد مطالعه قرار میدهد.

  – روانشناسی تطبیقی:

شاخه ای از روانشناسی است که به مطالعه رفتار حیوانات میپردازد. این نوع تحقیق، می تواند به درک عمیق تر و گسترده تر از روانشناسی انسان بیانجامد.

  – روانشناسی رشد:

حوزه ای که به بررسی رشد انسان و توسعه آن در طول عمر، می پردازد. نظریه های روانشناسی رشد، اغلب موارد در توسعه توانایی های شناختی، اخلاق، عملکرد اجتماعی، هویت و دیگر حوزه های زندگی متمرکز است.

  – روانشناسی قانونی:

یک حوزه کاربردی با تمرکز بر استفاده از پژوهش های روانشناختی در نظام عدالت قانونی و جنایی.

  – روانشناسی صنعتی ــ سازمانی:

حوزه ای است که از تحقیقات روانی، به منظور افزایش عملکرد کار و انتخاب بهتر کارکنان استفاده میکند.

جمع بندی

همانطور که می بینید، در حالی که روانشناسی ممکن است یک علم بسیار جوان به نظر برسد، ولی در عین حال هم از نظر وسعت و هم از نظر عمق، بسیار علم پیچیده ای است. ارزیابی، تشخیص و درمان بیماری های روانی، اصلی ترین بخش روانشناسی است؛ اما روانشناسی، زمینه هایی بسیار بیشتر از روان درمانی را در بر میگیرد.

امروزه، روانشناسان به دنبال درک بسیاری از جنبه های مختلف از ذهن و رفتار انسان، اضافه کردن دانش جدید به درک ما از چگونگی تفکر و همچنین توسعه برنامه های کاربردی عملی هستند که نقش مهمی در زندگی روزمره انسان دارند.

 

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: حسین فراتی

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر