اختلالات شبه جسمی

اختلالات شبه جسمی (SOMEATOFORM DISORDER) ،انواع اختلال هایی را شامل می شوند که در،تعارض های روانی به مشکلات یا شکایت های جسمانی ای تبدیل می شوند که پریشانی یا اختلالی را در زندگی فرد به وجود می اورند. اصطلاح (Someatform) از کلمه یونانی SOMA به معنی بدن گرفته شده است و اختلالات شبه جسمی گروه وسیعی از بیماری ها هستند که نشانه ها و علایم جسمی مؤلفه اصلی را تشکیل می دهند.بدین ترتیب،اختلال های شبه جسمی به جای اینکه جسمانی باشند،روانی هستند،زیرا هیچ نابهنجاری جسمانی وجود ندارد که بتواند شکایت جسمانی را توجیه کند.

از دیدگاه بیماری شناختی، اختلالات شبه جسمی نخستین بار در ۱۹۸۰ و در (DSM-II) در یک گروه گنجانده شده و تحت عنوان اختلالاتی تعریف شدند که در احساسات یا عملکردهای جسمی کانون توجیه عمده بیمار قرار گرفته و تحت تاثیر اختلالی در ذهن قرار می گیرند.این طبقه بندی بر اساس ساختارهای نظری یا یافته های آزمایشگاهی انجام نشده است.در واقع معاینات جسمی و بررسی های آزمایشگاهی هیچگاه نمی توانند داده های قابل ملاحظه ای مبنی بر اثبات شکایات بیمار فراهم کنند.بیماران مبتلا به اختلالات شبه جسمی بر این باورند که رنج و ناراحتی ناشی از نوعی بیماری و اختلال سمی است که احتمالا تشخیص داده نشده یا به شکل مناسبی درمان نشده است.


مقاله مرتبط: تست آنلاین سلامت روان


در رابطه با اختلال جسمانی شکل ۵ عامل را باد مد نظر داشت:

  • اول اینکه کارکرد جسمانی از بین می رود یا تغییر می یابد.
  • نشانه را نمی توان با شرایط جسمانی یا عصب شناختی معلوم تبیین کرد.
  • شواهد قاطعی وجود دارد که عوامل روان شناختی با نشانه اختلال در ارتباط هستند.
  • بیمار اغلب اما نه همیشه نسبت به صدمه جسمانی بی تفاوت است و احساس اضطراب نمی کند.

انواع اختلالات شبه جسمی طبق DSM

۱-اختلال جسمانی سازی(Somatization disorder)

۲-اختلال تبدیلی(conversion disorder)

۳-اختلال خودبیمارانگاری( hypochondriasis discover)

۴-اختلال بدریخت انگاری( body dysmorphic discover)

۵-اختلال درد( pain discover)

اختلال جسمانی سازی(سندرم بریکه)

اختلال جسمانی سازی شامل شکایات بدنی متعدد در دستگاه های عضوی متعدد است که سال های متمادی ادامه می یابد و سبب تخریب جدی در کارکردها یا جستجوی درمان یا هر دوی می شود.طبق DSM تشخیص اختلال جسمانی سازی مستلزم آن است که علایم پیش از ۳۰ سالگی شروع شوند.در سیر این اختلال ،بیمار باید حداقل از چهار علامت دردناک دو علامت گوارشی یک علامت جنسی و یک علامت شبه عصبی شاکی باشد که هیچ یک از با معاینات جسمی و بررسی های آزمایشگاهی به طور کامل قابل توجیه نیست.

به طور مثال،فرد از ناراحتی در سیستم گوارشی خود شاکی است، اما آزمایشات چیزی برای اثبات این قضیه نشان نمی دهند.خصوصیات بالینی اختلال جسمانی سازی عبارتند از :تهوع و استفراغ (خارج از دوران حاملگی) اشکال در بلع،احساس درد دست و پا ،کوتاهی تنفس،فراموشی و عوارض حاملگی و قاعدگی.

در بین اختلالات شبه جسمی این عنوان تشخیصی بیشترین ثبات را در طول سال های متمادی دارد. وجه افتراق و تفاوت اختلال جسمانی سازی از سایر اختلالات شبه جسمی، تعداد دستگاه های متعدد درگیر در این اختلال است. این اختلال مزمن است و با ناراحتی روانشناختی قابل ملاحظه، اختلال در عملکرد اجتماعی و شغلی و جستجوی افراطی برای کمک طبی همراه است. اختلال جسمانی سازی را از زمان مصر باستان می شناختند. نام اولیه اختلال جسمانی سازی ،هیستری بود. ممکن است ۲ نوع مجزای اختلال جسمانی کردن وجود داشته باشد.نوع اول پربسامد و نوع دوم چند شکل دارد.افراد مبتلا به اختلال پربسامد دردهای مکرر معده و کمر دارند. افراد مبتلا به اختلال نوع چند شکل مشکلات کمر درد کمتری دارند، در عوض شکایت باقی بدن را در بر می گیرد. اضطراب و افسردگی شایع ترین حالت روانپزشکی در این بیماران است. (تهدید به خودکشی شایع اما اقدام به خود کشی نادر است).

همه گیر شناسی و سبب شناسی

میزان شیوع اختلال جسمانی سازی در طول عمر برای جمعیت کلی ۲/۰ تا ۲ درصد در زنان و ۲/۰ درصد در مردان تخمین زده می شود.زنان ۵ تا ۲۰ برابر بیشتر از مردان به این اختلال دچار می شوند.این اختلال رابطه معکوسی با موقعیت اجتماعی دارد و اغلب در بیماران کم سواد و کم درآمد بروز می کند.اختلال جسمانی سازی طبق تعریف پیش از سن ۳۰ سالگی اغاز می شود و اغلب در خلال سنین نوجوانی شروع می شود.معمولا صفات شخصیتی یا اختلالات شخصیت همراه با این اختلال عبارتند از:دوری گزینی،پارانویا،خودشکن و ویژگی های وسواسی –جبری.

در مبحث سبب شناسی،فرمول بندی های روانی اجتماعی عامل این اختلال شامل تعبیر علایم به عنوان نوعی ارتباط اجتماعی است که نتیجه آن اجتناب از تعهدات،ابراز هیجان یا نماد سازی یک احساس یا عقاید است.تعابیر روانکاوی متکی بر این فرضیه است که علایم بیماری جایگزینی برای تکانه های غریزی سرکوب شده است.دیدگاه رفتاری اختلال جسمانی سازی تأکید می کند که آموزش والدین،سرمشق ئالدین و آداب و رسوم قومی-اخلاقی ممکن است به برخی از کودکان بیاموزد که بیش از سایرین اقدام به جسمانی سازی کنند.بررسی های زیستی که به وسیله پتانسیل های فراخوانده شده (ep) مشاهده شده است عبارتند از:حواس پرتی فزاینده، ناتوانی برای خو گرفتن به محرک های تکراری، تداعی های نسبی و حاشیه پردازانه و فقدان انتخاب.

داده های ژنتیک حاکی از آن است که حداقل در برخی از خانواده ها انتقال اختلال جسمانی سازی اجزاء ژنتیک دارد. تنظیم نابهنجار دستگاه سیتوکنین احتمال دارد سبب برخی از نشانه های اختلالات شبه جسمی شود. اختلال جسمانی سازی، اختلالی مزمن، نوسان دار و عود کننده است که به ندرت به طور کامل فروکش می کند. تفاوت اختلال جسمانی کردن با اختلال تبدیلی در این است که اختلال جسمانی تنها، نشانه های جسمانی چند گانه و مکرر را در بر دارد.

اختلال تبدیلی

اختلال تبدیلی (conversion) شامل علایم یا نقایصی مؤثر بر کارکردهای جسمی یا حرکتی ارادی است، که وجود یک اختلال طبی دیگر را در ذهن مطرح می کند، اما ناشی از عوامل روانشناختی به نظر می رسد، زیرا بدنبال تصادف یا عوامل استرس زا بروز کرده است. علایم یا نقایص اختلال تبدیلی عمدا ایجاد نمی شوند، ناشی از مصرف مواد نیستند، محدود به علایم جنسی یا درد نبوده و نفع بروز عمدتا روان شناختی است و منافع اجتماعی و مالی یا حقوقی در بین نیست. تعارض ها می توانند به شیوه های بیسار شگفت آوری به مشکلات جسمانی تبدیل شود.

اختلال تبدیلی تغییر و تبدیل سائق های غیر قابل قبول یا تعرض های مشکل افرین به نشانه های حرکتی یا حسی بدن را شامل می شود که ظاهرا از اختلال عصب شناختی یا نوع دیگری از اختلال جسمانی خبرمی دهد.ویژگی اصلی این اختلال عبارت است از :از دست دادن یا تغییر غیر عادی کارکرد بدن به علت تعارض یا نیاز روانی که باعث می شود فرد شدیدا احساس پریشانی کند یا زندگی وی مختل شود.سندرمی که اینک اختلال تبدیلی نامیده می شود،در اصل با سندرمی تؤام بود که امروزه اختلال جسمانی سازی نام دارد و به مجموعه این دو سندرم هیستری ،واکنش تبدیلی یا واکنش تجزیه ای اطلاق می شد.اصطلاح (تبدیل) را ابتدا فروید معرفی کرد و معتقد بود که علایم اختلال تبدیلی بازتابی از تعارضات ناخوداگاه است.dsm تشخیص اختلال تبدیلی را مختص علایمی دانسته است که بر حرکت ارادی یا کارکرد حسی تأثیر می گذارند و پزشک نمی تواند نشانه های عصبی مذکور را صرفا بر اساس یک اختلال عصبی شناخته توجیه کند.

خصوصیات بالینی

فلج، کوری و گنگی یا لالی(mutism) شایع ترین علایم اختلال تبدیلی هستند. جهت تشخیص افتراقی فلج،کوری،کری تبدیلی با انواع واقعی آن به موارد زیر می توان اشاره کرد:فلج تبدیلی به صورت ناهماهنگ است و با مسیرهای حرکتی تطابق ندارد،هیچ گونه رفلکسی مشاهده نمی شود ،اما در فلج واقعی این موارد وجود ندارد .در مورد تفاوت نابینایی تبدیلی با نابینایی واقعی می توان گفت که در نابینایی واقعی بر خلاف نابینایی تبدیلی،پاسخ مردمک و حرکات ردیابی پشم مشاهده نمی شود.جهت تشخیص افتراقی کری واقعی با کری تبدیلی،نیز صدای بلند فرد مبتلا به کری تبدیلی را از خواب بیدار می کند.اختلال تبدیلی اغلب با اختلال شخصیت وابسته،ضد اجتماعی،نمایشی و شخصیت پرخاشگر-انفعالی ارتباط دارد.

علایم حسی: در اختلال تبدیلی،بی حسی و پاراستزی،بخصوص در اندام ها شایع است.علایم اختلال تبدیلی ممکن است اندام های حسی ویژه را در بر گیر کند و سبب کری،کوری و دید تونلی گردد.

علایم حرکتی:علایم حرکتی مشتملند بر حرکات غیر طبیعی،اختلال در راه رفتن،ضعف و فلج،لرزش های موزون و آشکار،حرکات کره ای ،تیک و حرکات پرتابی نیز ممکن است مشاهده شود.

یک نوع اختلال راه رفتن در اختلال تبدیلی دیده می شود که نا ایستس و بد گامی نام دارد:

ناایستی یا اشکال در ایستادن:آستازیا(astasia)

بدگامی یا اشکال در راه رفتن:آبازیا(abasia)

علایم تشنج:تشنج های کاذب علامت دیگری در اختلال تبدیلی است.

سایر خصوصیات

نفع اولیه: بیمار با کنار زدن تعارض های درونی از حیطه آگاهی خود به نفع اولیه دست می یابد.علایم تبدیلی ارزش نمادینی دارد چرا که نشانگر تعارض روانی ناخودآگاه هستند .بدین ترتیب،علایم تبدیلی ،کوششی برای حل تعارضات درونی است.

نفع ثانویه:بیماران در نتیجه بیماری خود مزایا و منافع محسوسی بدست می اورند مثل معافیت از تعهدات،اخذ حمایت و ….

بی تفاوتی زیبا (la belle indeference) :این اصطلاح به نگرش جسورانه و نامتناسب بیمار نسبت به علایم جدی اطلاق می شود.یعنی به نظر می رسد بیمار در این حالت نسبت به انچه که اختلالی مهم محسوب می شود،بی اعتناست.

همانند سازی: بیماران مبتلا به اختلال تبدیلی ممکن است بطور نا خودآگاه علایمشان را از افراد مهم زندگیشان الگو برداری کرده باشند. آزمون MMPI-2 و آزمون رورشاخ در این افراد، افزایش سائق های غریزی، واپس زنی جنسی و مهار پرخاشگری را نشان می دهد.

همه گیر شناسی

تقریبا ثلث کل جمعیت زمانی در طول عمرشان دچار برخی علایم اختلال تبدیلی می شوند که البته شدت به حدی نیست که برای تشخیص اختلال تبدیلی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی ارتباطی وجود دارد.تحقیقات تبدیلی و اختلال تبدیلی در بین جوامع روستایی،افراد کم سواد و کم هوش ،افراد متعلق به گروه های اجتماعی –اقتصادی پایین و پرسنل نظامی که در موقعیت های جنگی قرار داشته اند شایعتر است.از میان اختلالات روانپزشکی مربوط به محورI، اختلالات افسردگی ،اختلالات اضطرابی و اختلالات جسمانی سازی،ارتباط و همراهی قابل توجهی با اختلال تبدیلی دارند.

سبب شناسی

عوامل روانکاوی: بر طبق نظریه روانکاوی،اختلال تبدیلی در اثر واپس زدن تعارض درون روانی نا خودآگاه و تبدیل اضطراب به یک علامت جسمی ایجاد می شوند.(علامت اختلال تبدیلی ارتباط نمادینی با تعارض ناخوداگاه دارد).فروید معتقد است در هیستری،ایگو در مقابل کشاننده های نهاد ضعیف یا تحول نیافته است.فروید حالت عکس این نظریه را در مورد وسواس به کار برد؛وی معتقد بود وسواس ،ناشی از پیشرفته بودن(ایگو) نسبت به کشاننده های لیبیدو است.

نظریه یادگیری:از دیدگاه نظریه یادگیری شرطی،یک علامت تبدیلی را می توان قسمتی از یک رفتار آموخته شده از طریق شرطی سازی کلاسیک دانست.عوامل زیستی:داده های متعددی مبنی بر دخالت عوامل زیستی و عصبی –روانی در پیدایش علایم اختلال تبدیل وجود دارد.نظیر«کاهش متابولیسم نیمکره ها».اختلال ارتباط بین دو نیمکره را نیز در سبب شناسی اختلال تبدیلی مطرح کرده اند.

پیش آگهی و درمان

اختلال تبدیلی معمولا به صورت حاد شروع می شود،اما افزایش تدریجی علایم نیز ممکن است دیده شود.علایم یا نقایص ایجاد شده معمولا ظرف مدت کوتاهی طول می کشد و تقریبا ۹۵ درصد موارد خودبه خود(معمولا ظرف دو هفته در بیماران بستری)برطرف می شوند.هر چند علایم اختلال تبدیلی معمولا خود به خود بر طرف می شوند،اما احتمال روان درمانی حمایتی بینش گرا یا رفتاری رفع را تسریع می کند.مهمترین ویژگی درمان برقراری ارتباط بیمار مبتلا با درمانگری دلسوزی و با اعتماد به نفس است.هیپنوتیزم،داروهای ضد اضطراب و تمرینات رفتاری ارام سازی عضلانی در برخی موارد مؤثرند.


مقاله مرتبط: تصورات غلط درباره بیماری های روانی


خودبیمار انگاری(هیپوکاندری)

خودبیمار انگاری (hypochondriasis) چنین تعریف شده است؛ اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمار شدن یا اعتقاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی به مدت دست کم ۶ ماه. این ترس یا اعتقاد هنگامی ایجاد می شود که بیمار نشانه ها یا کارکردهای جسمی را اشتباه تفسیر کند. اصطلاح خود بیمار انگاری از اصطلاح طبی قدیمی هیپو کوندریوم مشتق شده است که به معنای زیر دنده ها است و نشان دهنده شکایات شکمی شایع در بسیاری از بیماران مبتلا به این اختلال است.

افراد مبتلا به خود بیمار انگاری معتقدند یا می ترسند که به بیماری جدی ای مبتلا شده باشند، در حالی که واکنش های بدنی سالم است.برای مثال معده دردی که بیش از یک روز ادامه می یابد،زن خود بیمار انگاری را نگران می کند که به سرطان معده پیشرفته ای مبتلا شده است یا سر درد مکرری باعث تصور تومور مغزی در وی می شود.فرد مبتلا به خود بیمار انگاری،رویدادهای طبیعی بدن را سوء تعبیر می کند یا بزرگ جلوه می دهد.گاهی این بیماران به قدری در مورد نشانه هایشان نگران می شوند که به نظر می رسند در آستانه وحشت زدگی قرار دارند.این بیماری ممکن است تمام دستگاه های بدن را فرابگیرد،اما دستگاه های گوارشی و قلبی – عروقی شایعترین هستند.ملاک های تشخیص DSM برای خود بیمار انگاری ایجاب می کند که بیمار با ابتلا به یک بیماری جدی اشتغال ذهنی داشته باشد و این باور غلط بر پایه سوء تعبیر علایم یا احساس های جسمانی مبتنی است.این باور اشتباه باید حداقل ۶ ماه ،علی رغم فقدان یافته های پاتولوژیک در معاینات عصبی و طبی دوام داشته باشد.

همه گیر شناسی و سبب شناسی

یک پژوهش ۶ ماهه شیوع این اختلال را در جمعیت مراجعین مطب های پزشکی ۴ تا ۶ درصد برآورده کرده است،اما مقدار واقعی ممکن است بسیار بیشتر (۱۵ درصد(باشد.(نسبت یکسان ابتلای زن و مرد –شروع معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی ).

در مبحث سبب شناسی اولین نظریه این است که مبتلایان به خود بیمار انگاری احساس های جسمی خود را تشدید و تقویت می کنند.آن ها آستانه پایین تر و تحمل کمتری نسبت به ناراحتی جسمانی دارند.(تمرکز بر احساس های بدن-سوء تعبیر و طرح شناختی غلط).نظریه دوم این است که خود بیمار انگاری در چارچوب مدل یادگیری اجتماعی قابل فهم است.علایم خود بیمار انگاری در واقع درخواستی برای پذیرش نقش بیمار از جانب کسی تلقی می شود که خود را با مسائل ظاهرا لاینحل و غلبه ناپذیر مواجه می بیند.

نظریه سوم درباره خود بیمار انگاری این است که این اختلال شکل دیگری از سایر اختلالات روانی است و بیش از همه با اختلالات افسردگی و اضطراب ارتباط دارد.حدود ۸۰ درصد از مبتلایان به خود بیمار انگاری ممکن است به طور همزمان دچار اختلالات اضطرابی و افسردگی باشند.

چهارمین مکتب فکری در مورد خود بیمار انگاری،مکتب روان پویشی است که بر طبق آن امیال پرخاشگرانه و خصمانه نسبت به دیگران(از طریق واپس زنی و جابه جایی)به شکایات جسمی تبدیل می شوند.


مقاله مرتبط: دکتر روانشناس خوب


پیش آگهی و درمان

سیر خود بیمار انگاری معمولا به صورت دوره ای است.دوره های بیماری از ماه ها تا سال ها طول می کشند و در فواصل دوره های آرامش با طول مدت مشابه دیده می شودبیماران مبتلا به خود بیمار انگاری معمولا نسبت به درمان روانپزشکی مقاومند.گرچه برخی از درمان روانپزشکی را به شرطی می پذیرند که در بخش غیر روانپزشکی و با تمرکز بر کاهش استرس و اموزش مدارا با بیماران مزمن به عمل آید.معاینات جسمی مکررفمنظم،برنامه ریزی شده از لحاظ روانی می تواند به این بیماران کمک کند.وقتی به فرد گفته می شود که نتیجه ی آزمایش مرضی که از آن می ترسیده ،منفی است،خود بیمار انگاری معمولا تخفیف یافته و فرد اطمینان خاطر پیدا می کند .چنانچه بیمار از هر شرایطی اطمینان خاطر به دست نیاورد ،پزشک باید به اختلال هذیانی از نوع جسمی شک کند.

 

اینستاگرام اکسیر

اختلال بدریخت انگاری بدن

بیماران مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن(Bdy dysmorphic disorder) اشتغال ذهنی با نقص تخیلی در ظاهر یا چهره خود دارند و این اشتغال ذهنی سبب ناراحتی بالینی پشمگیر یا تخریب حوزه های عملکردی مهم بیمار می شود.شایعترین نگرانی ها به عیب های صورت،به خصوص معایب اجزاء خاص بدن(مثل بینی) مربوط می شود.گاهی نگرانی مبهم و فهم آن دشوار است،مانند نگرانی مفرط در مورد چانه ای«مچاله» بیماران در سیر اختلال خود به طور متوسط در مورد چهار ناحیه بدن نگرانی هایی دارند:بینی،موها،پستان و اعضای تناسلی.همانطور که ملاحظه شد ،افراد مبتلا به اختلال بد شکلی نه تنها از چهره یا عضوی از بدن خود نا خوشنودند،بلکه تا بدان حد در این باره که عضوی از بدنشان زشت یا ناقص است،اشتغال ذهنی دارند که هذیانی محسوب می شوند.نقایصی که این افراد درباره اش نگران هستند،عمدتا خیالی هستند.در سایر موارد،واقعا عضوی از بدن غیر عادی است ولی نگرانی شان بسیار افراطی است.

سایر نکات

بیش از ۱۰۰ سال پیش کرپلین این اختلال را شناسایی و ان را هراس از بدریختی نامید؛او اختلال مذکور را یک روان نژندی وسواسی می دانست.

پیرژانه این اختلال را وسواس شرم از بدن نام گذاری کرد.

در DSM-IV-TR اختلال بدریخت انگاری بدن آورده شد،زیرا مؤلفین DSM معتقد بودند که اصطلاح هراس از بدریخت انگاری بدن به طور نادرست تلویحا وجود الگوی رفتاری اجتناب هراس را تداعی می کند.

اختلال بدریخت انگاری بدن به خوبی مورد مطالعه قرار نگرفته است،زیرا این بیماران بیشتر به پزشکان زیبایی مراجع می کنند تا روان پزشکان :مطالعات مختلف داده های متعددی (از یک درصد تا ۵۰ درصد) در مورد شیوع ارائه کرده اند.

داده ها نشان می دهند که شایع ترین سن شروع بین ۱۵ تا ۲۰ سالگی است(ابتلای بیشتر زنان و افراد مجرد).

اختلال بدریخت انگاری بدن بطور شایعی همراه با دیگر اختلالات روانی دیده می شود(۹۰ درصد مبتلا به افسردگی اساسی ،۷۰ درصد اختلال اضطرابی ،۳۰ درصد نوعی اختلال سایکوتیک).

علت اختلال بدریخت انگاری بدن معلوم نیست،اما فرضیاتی مبنی بر ارتباط فیزیوپاتولوژی این اختلال با سروتونین و سایر اختلالات ارائه شده است.

*شروع این اختلال که می تواند تدریجی یا ناگهانی باشد،معمولا در نوجوانی شروع می شود(همراه با سیری طولانی و نوسان دار)در آزمون نقاشی شکل آدم،بزرگنمایی،تقلیل یا فقدان قسمت مبتلای بدن ،مشاهده می شود.

اختلال درد

مشخصه اختلال درد (PAIN DISORDER) وجود درد در یکی یا چند ناحیه بدن و تمرکز فرد بر آن است.شدت درد در این اختلال به حدی است که کانون توجه بالینی قرار می گیرد.عوامل روانشناختی در پیدایش،شدت یا تداوم درد نقشی حیاتی دارند.در این اختلال کانون تشخیص و پدیدار شناسی،نقش عوامل روانشناختی و شدت تخریب ناشی از درد است.این اختلال قبلا اختلال درد شبه جسمی ،اختلال درد روانژاد،اختلال درد ناشناخته(ایدیوپاتیک).و اختلال درد نا متعارف (آتیپیک) نامیده می شد.ملاک های تشخیصDSM برای اختلال درد مستلزم وجود شکایات بالینی قابل ملاحظه درد است شکایات درد باید تحت تأثیر چشمگیر عوامل روانشناختی ارزیابی شود،وعلایم باید سبب اختلال کارکردی و ناراحتی هیجانی قابل ملاحظه بیمار شوند.از نظر آماری این اختلال ممکن است رایج ترین اختلال شبه جسمی باشد.

همه گیر شناسی و سبب شناسی

اختلال درد اختلالی شایع به نظر می رسد.پژوهش های اخیر نشان می دهند شیوع ۶ ماهه و طول عمر آن به ترتیب ۵ درصد و ۱۲ درصد است(اختلال درد در هر سنی می تواند شروع شود؛نسبت جنسی در اختلال درد نامعلوم است)

در مبحث سبب شناسی،نظریه های روانپویشی حاکی از این نکته است که بیمارانی که بدون علل جسمی کافی و قابل تشخیص در بدن خود درد و ناراحتی احساس می کنند،ممکن است به طور نمادین یک تعارض درون روانی را از طریق بدن ابراز کنند.مکانیسم های دفاعی مورد استفاده این بیماران عبارتند از :جابه جایی،جایگزینی و واپس زنی.نظریه های رفتاری معتقدند که رفتارهای درد با پاداش تقویت می شوند و با مجازاتیا بی توجهی مهار می شوند.نظریاتی که بر عوامل بین فردی تاکید می کنند این فرض را ارائه کرده اند که درد علاج ناپذیر در روابط بین فردی وسیله ای برای بازی دادن استادانه دیگران و کسب مزایا تلقی می شود.بیماران ممکن است به دلیل نا هنجاری های ساختاری یا شیمیایی لیمبیک و حسی مستعد ابتلا به اختلال درد باشند.

تشخیص افتراقی درد روانزاد از درد واقعی: گرچه افتراق این ها سخت است زیرا درد جسمی نیز تحت تأثیر عوامل هیجانی و موقعیتی می باشد.اما دردی که زیاد تغییر نمی کند،کم و زیاد نمی شوند و یا با مصرف مسکن برطرف نمی شود،بیشتر روانزاد است.فقدان بیماری طبی با جراحی که درد را توجیه کند،عامل مهمی است.

پیش آگهی و درمان

سیر بالینی درد در اختلال درد معمولا بطور نا گهانی شروع می شود و ظرف چند هفته یا چند ماه شدت آن افزایش می یابد.پیش آگهی متغیر است.هرچند اختلال درد اغلب ممکن است مزمن،ناراحت کننده و کاملا ناتوان کننده باشد.اختلالات درد حاد نسبت به اختلال درد مزمن پیش آگهی بهتری دارد.در فرایند درمان باید در نظر داشت،از آنجا که ممکن است تخفیف درد مقدور نباشد،رویکرد درمانی باید معطوف به توان بخشی باشد پسخوراند زیستی،هیپنوتیزم و تحریک عصب از طریق پوست نیز می تواند مؤثر باشد.

اختلال شبه جسمی نا معین NOS

یک طبقه باقیمانده برای بیماری های است که نمی توان را در هیچ یک از طبقات تشخیصی فوق جای داد. حاملگی کاذب Pseudocyesis نمونه است.

 

دریافت وقت مشاوره آنلاین

Loading...

 

مشاوره رایگان آنلاین

لوگو سایت مرکز روانشناسی اکسیر

متخصصان ما در مرکز مشاوره اکسیر سلامت روان تهران در زمینه تشخیص پیچیدگی‌های مرتبط با ذهن و روان و با بهره‌گیری از آخرین متدهای درمانی آماده ارائه خدمات تشخیصی و درمانی برای طیف وسیعی از اختلالات در سنین مختلف آماده ارائه خدمات به شما شهروندان گرامی هستند. برای تماس با اکسیر کلیک کنید.