فرهنگ‌سازی در زمينه برخورد با مشكلات روانی

draf.jpg
فرهنگ‌سازی در زمينه برخورد با مشكلات روانیReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 5Rating:
زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

تا به حال حتما شنیده‌اید كه بسیاری از مردم به علت ترس از انگ بیماری روانی یا به اصطلاح «جنون» از رفتن و رجوع‌ به روان‌شناسان و روان‌پزشكان سر باز زده‌اند كه باعث صدمات غیرقابل جبرانی از نظر روانی، اجتماعی و حتی جسمی شده‌اند. در جامعه، اخیرا این فرهنگ در حال نهادینه‌شدن است كه مردم همان‌طور كه برای ناراحتی‌های جسمی خود از قبیل قلب، كلیه، دستگاه گوارش و… به متخصصان رجوع می‌كنند برای ناراحتی‌ها و مشكلات روانی نیز از روان‌پزشكان و روان‌شناسان كمك بگیرند. اما متاسفانه آن چیزی كه برای افراد از هم قابل تمییز و تشخیص نیست، تفاوت بین روان‌پزشك و روان‌شناس است. باید بدانید كه روان‌پزشكی از تخصص‌های پزشكی است كه فرد بعد از اتمام دوره پزشكی عمومی، به دوره تخصصی در زمینه بیماری‌های اعصاب و روان می‌پردازد و به اخذ تخصص روان‌پزشكی نایل می‌شود. این رشته به بررسی مسایل رفتاری، هیجانی و پیشگیری درمان اختلالات روانی فرد می‌پردازد كه از روش‌های دارویی، غیردارویی (رفتاردرمانی و انواع روان‌درمانی) و الكتروشوك استفاده می‌شود. در ایران تاریخ روان‌پزشكی، قدمتی همچون طب دارد تا آنجا كه زكریای رازی و ابن‌سینا در آثارشان به اختلالات روانی مانند سایكوز (بیماری‌های شدید روانی)، مانیا (شیدایی) اشاراتی داشته‌اند اما روان‌شناسی، شاخه علمی از علوم انسانی است كه به مطالعه رفتار انسان می‌پردازد كه عمر آن نسبتا كوتاه است و حدود یك‌قرن است كه به این رشته توجه ویژه‌ای كرده‌اند و معمولا روان‌شناسان به درمان اختلالات رفتاری و روانی می‌پردازد كه فرد از آن آگاه است و به دنبال درمان و مشاوره می‌گردد. بهترین روش كه در اكثر جوامع دیده می‌شود این است كه یك تیم متشكل از روان‌پزشك و روان‌شناس در كنار یكدیگر مشغول فعالیت باشند و افراد برای تشخیص و درمان برحسب نیازهایشان از این تیم كمك گیرند. در زمینه آشنایی مردم با روان‌پزشك و پاسخگویی به سوالات و اعتراضاتی كه برای برخی از مراجعه‌كنندگان در این‌باره پیش می‌آید، هرایر دانلیان، كارشناس ارشد بالینی و مشاور روان‌درمانی با دكتر افشین یداللهی روان‌پزشك گفت‌وگویی انجام داده‌اند كه در زیر می‌خوانید.

فرهنگ‌سازی در زمينه برخورد با مشكلات روانی

خصوصیات یك روان‌پزشك خوب و ایده‌آل از نظر شما چیست؟
در درجه اول روان‌پزشك بهتر است از روی علاقه‌اش این رشته را انتخاب كرده باشد. چون روان‌پزشك با بسیاری از جنبه‌های بیمار سروكار دارد؛ به‌خصوص روان‌ فرد، نباید بین خود و مراجعه‌‌كننده‌اش، رابطه عاطفی و به شدت صمیمی ایجاد كند، بلكه باید رابطه از نوع همدلی باشد. گوش شنوا نیز از دیگر خصوصیات برجسته یك روان‌پزشك خوب است و شنوندگی باید فعال باشد و در هنگام صحبت مراجعه‌كننده، واكنش‌های متناسب را با آن نشان دهد، علاوه بر آن روان‌پزشك باید طیف‌های فرهنگی جامعه خود را بشناسد. مخصوصا در ایران كه ما شاهد قسم‌های گوناگون فرهنگی هستیم. اینكه بداند فرد مراجعه‌كننده‌اش از چه نوع خانواده با چه نوع سنن و فرهنگ است و بداند چه نوع سوالاتی را در جلسه اول با توجه به شناخت از فرهنگ فرد بپرسد. مخصوصا در جامعه ما كه متاسفانه برخی مردم در ابتدا آمادگی روبه‌رو شدن با روان‌پزشكان را ندارند و روان‌پزشك باید بداند بسته به مشكل فرد، چه نوع برخوردی را انتخاب كند، در واقع می‌توان گفت نوع برخوردها با افراد روان‌پریش، افسرده، مضطرب و… متفاوت است و اینكه روان‌پزشك به تحقیقات و دستاوردهای جدید آشنا باشد. رازدار بودن از دیگر خصوصیات روان‌پزشك خوب است كه مراجعه‌كننده باید بتواند به دكترش اطمینان پیدا كند.
‌آیا اطلاق عنوان «بیمار» به فردی كه مراجعه می‌كند مشكلی در روند درمان پیش نمی‌آورد؟ آیا این عنوان نمی‌تواند تداعی‌گر مساله‌ای جدی برای فرد باشد؟
متاسفانه مردم نسبت به كلمه «بیمار» بدبین هستند و فكر می‌كنند منظور از بیمار روانی یعنی جنون. مثلا ممكن است فرد از اختلال خواب رنج ببرد و این مساله منجر به افت عملكردش شود و كارآیی‌اش در زمینه فردی، اجتماعی و شغلی كمتر شود، اگر فرد بداند در صورت ادامه این روند، بیمار تلقی می‌شود خیلی سریع و زود به روان‌پزشك مراجعه می‌كند،‌ این مساله نیاز به فرهنگ‌سازی در زمینه نحوه برخورد مردم با روان‌پزشك و برعكس دارد. به عقیده من اسم «بیمار» به فرد كمك می‌كند كه در درمان با روان‌پزشك همكاری لازم را داشته باشد به شرط آنكه برچسب ارزش‌گذاری از روی كلمه «بیمار» برداشته شود. البته تمام مراجعان به روان‌پزشكان دچار بیماری نیستند، بلكه گاهی برای پیشگیری از تشدید علایم و ابتلا به بیماری نیز باید به روان‌پزشك مراجعه كرد یا برای گرفتن مشاوره‌های لازم كه در این‌صورت فرد، «مراجع» محسوب می‌شود.
‌به‌طور معمول ویزیت اول بین مراجعه‌كننده و روان‌پزشك ۲۰ الی ۳۰دقیقه و ویزیت بعدی بین سه‌هفته تا یك‌ماه بعد و كوتاه‌تر و فاصله ویزیت‌ها هم طولانی‌تر می‌شود. آیا این مقدار زمان با توجه به مشترك بودن برخی از نشانه‌ها در دسته‌هایی از اختلالات و سخت بودن تشخیص یك‌سری از اختلال‌ها از یكدیگر كفایت می‌كند؟
روان‌پزشك در طول نیم‌ساعت تشخیص نمی‌دهد بلكه در طول مدت تحصیل به این اختلالات روان‌پزشكی اشراف پیدا كرده و گاهی اوقات شده كه حتی در پنج‌دقیقه اول نیز به تشخیص صحیح و درست بیمار می‌رسد. به‌عنوان مثال وقتی كه فردی وارد مطب می‌شود و ما می‌بینیم با دستمال كاغذی به همه جا دست می‌زند، رنگ پوست بدنش با بقیه قسمت‌های بدنش فرق دارد و خشكی شده، مشكل وسواس به‌عنوان یكی از تشخیص‌ها برایش مطرح می‌شود. در این زمینه شرح حال دقیق گرفتن از بیمار، بسیار مهم و حساس است و روا‌ن‌پزشك باید با احتیاط، دقت و وقت كافی از بیمارش شرح حال بگیرد. البته در برخی از اختلالات روانی، روان‌پزشك به یك تشخیص اولیه می‌رسد ولی طی مدت درمان به تشخیص قطعی‌تر می‌رسد حتی گاهی مراجعه‌كنندگان نیاز به دارو درمانی ندارند و برای آنها روان‌درمانی با مشاوره صورت می‌گیرد. به هر حال پزشكی یك كار مكانیكی صفر و یك نیست. گاهی ممكن است اشتباهی صورت گیرد. آنچه مهم است اینكه هر چقدر پزشك، شرح حال بهتری بگیرد و احساس و مسوولیت بیشتری داشته باشد درصد خطایش كمتر است. پزشك باید سرعت عمل در تشخیص درست داشته باشد نه در دارو تجویز كردن.
‌زمینه برخی اختلال‌ها، بیماری‌های جسمی است و این ایراد به روان‌شناسان نیز وارد می‌شود كه نمی‌توانند آنها را تشخیص دهند كه در مواردی نیز صحیح است. آیا در كار شما این مساله رعایت می‌شود؟ مثلا یك چكاپ اولیه صورت می‌گیرد؟
بله. اگر مراجعه‌كننده یك‌سال آزمایش نداده حتما بررسی‌های مربوط به فشار خون، چربی خون، قند خون و تیروئید را باید انجام بدهد، مخصوصا زمانی كه شك در تشخیص به‌وجود آید. البته گاهی هم فرد در همان جلسه اول با خود برگه آزمایش كلی هر نوع عكس، ام.آر.آی، سی.تی.اسكن دارد را می‌آورد. البته بررسی آزمایش‌ها بیش از حد هم نباید انجام شود و ما باید به هزینه‌ایی كه بر دوش بیمار گذاشته می‌شود توجه كنیم، مخصوصا با این اوضاع اقتصادی كه هم‌اكنون درگیرش هستیم. برای تشخیص برخی از بیمارها، لزوم بعضی آزمایش‌ها در شرح حال كافی است و نیازی به چكاپ كلی نیست مخصوصا برای افرادی كه همیشه خود را در حال بیماری می‌بینند، نباید آزمایش‌ها بیش از حد انجام گیرد. در نهایت روان‌پزشك باید هم به لحاظ اقتصادی و هم ذهنیت بیمارش، تعادل را در این زمینه برقرار کند.
‌این اعتراض در برخی مراجعان وجود دارد كه در مورد نوع مشكل یا اختلال‌شان به آنها توضیح داده نمی‌شود. نظر شما در مورد لزوم یا عدم لزوم توضیح به مراجعه‌كننده چیست؟
این مساله به شخصیت مراجعه‌كننده بستگی دارد. گاهی فرد نسبت به تشخیص بیماری‌اش گارد می‌گیرد اما حاضر به درمان است. ممكن است در این شرایط در مورد نوع بیماری توضیح چندانی داده نشود، گاهی هم افرادی هستند كه نسبت به تشخیص بیماریشان گاردی ندارند و زمانی كه مشكل‌شان را توضیح می‌دهیم باعث راحتی خیال فرد می‌شود چرا كه مثلا فكر می‌كنند مشكل جسمی شدیدی دارند و وقتی بفهمند مشكل‌شان لزوما جسمی نیست و منشاء روانی دارد همكاری خوبی در درمان‌شان خواهند داشت.
‌همین اعتراض به میزان بیشتر در مورد دارو درمانی نیز وجود دارد. مثلا آیا نیاز نیست كه دلیل انتخاب داروها و مصرف آنها را برای فرد یا بستگانش توضیح داده شود؟ زیرا با توجه به دسترسی به اینترنت احتمال زیادی وجود دارد كه فرد اطلاعات بسیار اشتباهی در مورد دارویی كه مصرف می‌كند به دست آورد؟
ایاین مواردی كه گفتید بستگی به اطلاعات، سطح فرهنگ و تحصیلات مراجعه‌كننده دارد. گاهی اگر همه عوارض و عواقب دارو را به شخص بگوییم، ممكن است به دلیل تلقین‌پذیری، فرد عوارض را تجربه كند. در حالت متعادل روان‌پزشك باید عارضه‌های مهم دارو را به مراجع بگوید نه لزوما همه عوارض را و در ادامه به وی شرح دهد اگر عارضه‌ای شدید بود با مطب تماس بگیرد. به‌عنوان مثال بیماری تماس می‌گیرد و می‌گوید دارویش باعث خواب‌آلودگی شده و روان‌پزشكش ممكن است زمان تجویز، روز مصرفی یا حتی نوع دارو را تغییر دهد.
‌هر رشته ویژگی‌هایی دارد كه می‌تواند بر نگرش دانش‌آموخته آن رشته تاثیر بگذارد. مثلا رشته‌های پزشكی، پزشك‌مدار هستند؛ یعنی پزشك است كه براساس دانش خودش و وسایلی كه در اختیار دارد، نوع بیماری و درمان آن را تامین می‌كند و نقش بیمار تنها بیان مشكل است. آیا این ویژگی در رشته‌ای كه درمان در آن كاملا تعاملی است و مراجع نقش بسیار زیاد در درمان‌شدنش دارد، ایجاد مشكل نمی‌كند و توانایی همدلی را كاهش نمی‌دهد؟
بله. این امر تاثیرگذار است. در مواردی كه روان‌پزشك از حیطه دارو درمانی به مراجعه نگاه می‌كند ممكن است تفاوت‌هایی با زمانی كه از دید مشاوره روند درمانی طی می‌شود، وجود داشته باشد.
‌اصول بستری شدن و بستری كردن بیمارها به چه صورتی است؟ گاهی دیده شده كه طبق شرح حالی كه خانواده فرد ارایه می‌دهد، روان‌پزشك شخص را بستری كند، آیا این مساله صحیح و درست است؟
گاهی بستری با رضایت فرد انجام می‌پذیرد كه در اینجا بحثی وجود ندارد. اما زمانی، بستری بدون رضایت و براساس شرح حال خانواده می‌شود كه در این حال معمولا فرد بیمار دچار قطع ارتباط با واقعیت شده و حاضر به مراجعه نمی‌شود، هیچ دارویی را مصرف نمی‌كند، نسبت به افراد دور و برش بی‌اعتماد می‌شود و در هیچ زمینه‌ای همكاری نمی‌كند، حال اگر خانواده‌ها بخواهند فرزندشان را مورد معالجه قرار ندهند تا زمانی كه خودش بخواهد، باعث می‌شود كه هم مدت درمان طولانی شود و هم عوارض شدیدتری را دربر داشته باشد. اگر یكی از نزدیكان‌مان دچار بیماری آپاندیسیت شود و بگوید دلم نمی‌خواهد جراحی شوم، ما به‌عنوان عضوی از خانواده در این شرایط چه‌كار می‌كنیم؟ به‌طور مسلم و با قاطعیت حتی به‌رغم خواسته وی، او را در بیمارستان بستری می‌كنیم.
‌خب، ممكن است گاهی خانواده در این زمینه اغراق كند، آن موقع چه؟
معمولا چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد و احتمالش بسیار ضعیف است. زمانی كه پدر و مادری می‌گویند فرزندمان از دست ما غذا نمی‌گیرد، مدام می‌گوید درصدد مسموم‌كردن من هستید، یا در اتاقم میكروفن كار گذاشته‌اید و امثال این موارد، احتمال وجود داشتن این مشكل بیشتر از نبودن آن است. ضمن اینكه روان‌پزشك سعی می‌كند شرح حال كامل‌تری از خانواده بگیرد، حتما بعد از بستری كردن فرد با وی نیز مصاحبه تشخیصی به‌عمل می‌آید.
‌آیا نباید قبل از بستری شدن، یك مددكار یا یك تیم روان‌پزشكی به خانه فرد رفته و او را از نزدیك ببینند؟
اگر در جامعه ما، چنین امكانی وجود داشت، می‌توانست در بسیاری از موارد موثر و كمك‌كننده باشد اما زمانی كه ما تخت برای بستری بیماران كم داریم و بارها اعلام شده كه ۱۰درصد از تخت‌های بیمارستانی باید تخت روان‌پزشكی باشد و هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد، شما چطور انتظار دارید كه تیم حمایتی یا مددكار در جامعه برای این مسایل وجود داشته باشد.
‌ویزیتی كه روان‌پزشكان می‌گیرد آیا براساس تعرفه خاصی است؟ چرا مقدار آن در روان‌پزشكی برخلاف ویزیت متخصصان دیگر تفاوت زیادی با یكدیگر دارند؟
این بحثی است كه سال‌ها بین نظام‌پزشكی، پزشكان، وزارت بهداشت و مجلس وجود دارد و درگیر آن هستند. تعرفه پزشكان در جامعه ما مانند سایر تعرفه‌ها واقعی نیست و معیار منطقی و مورد توافقی هم متاسفانه وجود ندارد كه به‌دلیل اقتصاد بیمار جامعه است.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


فرهنگ‌سازی در زمينه برخورد با مشكلات روانیReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 5Rating:
زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

مرکز مشاوره اکسیر با مجوز وزارت بهزیستی

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


اینستاگرام مرکز مشاوره اکسیر پینترست مرکز مشاوره اکسیر تلگرام مرکز مشاوره اکسیر مرکز مشاوره اکسیر در ویز

آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button