رفتار غیرعادی چیست؟ 

آیا رفتار غیرعادی تعریف مشخصی دارد؟ روانشناسی مرضی؛ شاید تا به حال این اصطلاح را نشنیده باشید اما خودتان بصورت تلویحی بارها از آن استفاده کرده اید. وقتی رفتار عجیب و خارج از عرف کسی را مهمانی می بینید و آن فرد را غیرعادی توصیف می کنید، وارد این حوزه شده اید.

خیلی از ما رفتارهای غیرعادی و غیر معمولی را از دیگران می بینیم و برای آنها دنبال معنی می گردیم. شاید هم برخی از افراد را بخاطر رفتارهای غیرعادی متعددی که دارند در دسته آدم های غیرعادی طبقه بندی کنیم. اما چه رفتاری واقعاً غیرعادی است؟ آیا هر کاری که برای ما بی معنی باشد، لزوماً غیرعادی هم هست؟ آدم غیرعادی کیست؟ اصلاً آدم نرمال چه ویژگی هایی دارد؟

در این مقاله درباره روانشناسی رفتارها و رفتار غیرعادی می خوانید. روانشناس ها به هر رفتاری برچسب غیرعادی نمی زنند. اگر عادت دارید دیگران را غیرعادی خطاب کنید این مقاله را بخوانید تا تعداد آدم های عادی و معمولی دور و برتان بیشتر بشود.

مرکز روانشناسی اکسیر تمام خدمات خود از جمله مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره طلاق، مشاوره جنسی و … را به افرادی که تحت پوشش بیمه بانک های طرف قرارداد اکسیر هستند رایگان ارائه می دهد. جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

مشاوره آنلاین اکسیر

روانشناسی مرضی و رفتار غیرعادی

روانشناسی مرضی رفتارهای غیر عادی را مطالعه میکند؛ ریشه ها، نمودها و درمان های عادت های نامتعارف را پیدا می کند. این رفتار غیرعادی ممکن است ناشی از عوامل محیطی، شناختی، ژنتیکی یا نورولوژیستی باشند.

اگرچه شناسایی افرادی که رفتارهای غیرعادی و پریشان دارند نسبتاً آسان است اما تعریف و تبیین غیر عادی بودن کمی سخت است. سال هاست محققان روی این مفهوم کار می کنند و تعاریف و هم معنی های مختلفی برای آن ارائه می کنند؛ رفتار ناهنجار، ناسازگار،غیر سالم و غیره. هر کدام از این پیشنهادها می توانند به تعریف دقیق غیرعادی بودن کمک کنند اما در عین حالت شرایط را پیچیده تر می کنند.

غیرعادی بودن به معنای منحرف شدن از مسیر عادی است. با این تعریف کسانی که قد خیلی بلند یا خیلی کوتاه دارند، غیرعادی محسوب میشوند. همانطور که افرادی که ضریب هوشی بسیار بالا یا بسیار پایین دارند هم برای عامه مردم غیرعادی محسوب میشوند. همه ما قبول داریم که انیشتین و مایکل آنجلو آدم های عادی نبوده اند. با همین تعاریف است که گاهی اوقات عادی بودن خسته کننده هم میشود.

این موضوع از دید روانشناسی بالینی خیلی به رفتارهای غیرعادی مربوط نمی شود بلکه مربوط به رفتارهای ناهنجاری است که باعث بروز مشکل در عملکردهای اجتماعی و پریشانی فرد میشود. اگر رفتار فردی غیرمنطقی یا آسیب زا باشد، همه ما آن فرد یا رفتارهای آن را غیرعادی خواهیم دانست. یک روانشناس این موضوع را با دید آسیب شناسانه بررسی میکند اما عامه مردم سراغ برچسب هایی مثل دیوانگی و جنون میروند.

فروید در جریان جنگ جهانی اول به این نکته اشاره کرد که: هر فرد نرمال در واقع فقط بطور میانگین نرمال است. اگر این فرد به اگوی خودش روجوع کند متوجه میشود که در برخی زمینه ها نسبت به زمینه های دیگر غیر عادی تر است. حرف فروید به این معنی است که ما می توانیم در برخی از جنبه های زندگی مان عادی و نرمال باشیم و در برخی جنبه ها کاملاً غیرعادی باشیم.

حتماً یکی از دلایل شما برای خواندن این مقاله آگاهی از تفاوت های آشکار و روشن بین رفتار عادی و رفتار غیرعادی است. با این حال نمی تواند یک جواب قطعی و جهان شمول به این سوال داد چون تاریخ و فرهنگ بیش از هر چیز دیگری شکل و معنای رفتار غیرعادی را مشخص می کنند.

وضعیت اجتماعی و اقتصادی، جنسیت و نژاد همگی به غیرعادی بودن مرتبط هستند. زنان بیشتر از مردان در معرض اختلال های بی اشتهایی، پرخوری یا اضطراب هستند و آمار استفاده از مواد مخدر هم در میان مردان بیشتر است. فقرا بیشتر از ثروتمندان به بیماری شیزوفرنی مبتلا می شوند. تمام این موارد بیشتر از اینکه تفاوت های واقعی به حساب بیایند، هنگام تشخیص و درمان اختلال های روانی کاربرد دارند.

رویکردهای آغازینی که رفتار غیرعادی و فرد غیرعادی را مورد مطالعه قرار دادند، اینگونه رفتارها را یک عامل کنترل کننده روانی می دانستند. در آن دوران بیشتر دانشمندان و روانشناسان به نظریه انیمالیست اعتقاد داشتند؛ نظریه ای که روی شباهت های انسان با حیوانات تاکید میکند و دیوانگی را نتیجه بازگشت کنترل نشده انسان به خوی حیوانی می دانستند. یونانیان باستان هم رفتارهای غیرعادی را به معنای جنون تفسیر می کردند و علت آن را افزایش برخی مایعات در بدن می دانستند.

مرکز روانشناسی اکسیر خدمات روانشناختی خود را توسط متخصصین مجرب در زمینه های مختلف از جمله مشاوره فردی، مشاوره افسردگی، مشاوره اضطراب، مشاوره وسواس و … را به صورت حضوری و غیرحضوری به شما عزیزان ارائه می دهد.

شش روش مختلف برای تعریف رفتار غیرعادی بودن

1- تعریف ذهنی

این تعریف یکی از تعریف های اولیه است که خود ما، رفتارهایمان و ارزش های انسانی را به عنوان معیارهای نرمال بودن پذیرفته است. کسانی که شبیه ما باشند نرمال هستند و کسانی که اینطور نباشند، غیرعادی هستند. دسته بندی افراد در این روش بسیار ساده و روشن است و هیچ همپوشانی ندارد. آدم های یا عادی هستند، یا غیرعادی یا خیلی غیرعادی.

2- تعریف هنجاری

این ایده رفتار، طرز فکر و وضعیت مطلوب و ایده آل یک فرد را تعریف میکند و از این طریق غیرعادی بودن را روشن کند. این ایده آل ها و ارزش های مطلوب معمولاً از سوی نهادهای مذهبی یا سیاسی تعریف میشوند. در این دیدگاه نرمال بودن به معنای کمال است و هرچه از این کمال فاصله بگیریم، بیشتر غیرعادی خواهیم شد.این دیدگاه بیشتر روی “چیزی که باید باشد” تمرکز میکند تا “چیزی که از لحاظ منطقی ممکن است”. اگر بخواهیم این دیدگاه را سخت گیرانه نقد کنیم به این نتیجه میرسیم که هیچ چیز و هیچ کس نرمال نیست چون هیچ کس کامل نیست.

رفتار غیرعادی چیست

3- تعریف فرهنگی

فرهنگ شکل جنبه های مختلف زندگی را به ما دیکته می کند؛ از نحوه لباس پوشیدن تا رفتار اجتماعی و زبان و عشق. فرهنگ تکلیف قبل و بعد همه رفتارهای ما را مشخص کرده است؛ برخی رفتارها از لحاظ فرهنگی تابو هستند و برخی دیگر غیرقانونی. هرچه افراد بیشتر از این استانداردهای فرهنگی فاصله بگیرند، بیشتر غیرعادی خواهند بود. با تغییر باورها فرهنگی، تعریف رفتار عادی و نرمال هم تغییر میکند. کافی است خودتان را با نسل پدر و مادرتان مقایسه کنید. چیزی که در بین جوانان امروز کاملاً عادی است، بین نسل دیروز غیرعادی و عجیب محسوب میشده است.

4- تعریف آماری

بیشتر ما درباره منحنی بل یا توزیع نرمال چیزهایی به گوشمان خورده است. توزیع نرمال ویژگی های خاصی دارد و یک مفهوم علمی محسوب میشود. توضیح این مفهوم به زبان ساده چنین چیزی میشود : نمره میانگین 100 است و نمره 66 درصد جمعیت بین 85 و 115 و نمره 97 درصد جمعیت بین 70 تا 130 است. بنابراین اگر نمره شما در هر زمینه ای کمتر از 70 یا بیشتر از 130 باشد، آدم عجیبی هستید اما صفت غیرعادی به شما تعلق نمی گیرد. این مدل معایت مهمی دارد که دلیل اصلی همه آنها یک چیز است. تداوم و تناوب یک رفتار در جامعه لزوماً به معنای سالم یا مطلوب بودن آن نیست. این نوع بررسی و اندازه گیری بیشتر برای توانایی های فردی کاربرد دارد تا حوزه های حساس و ظریفی مثل شخصیت افراد و بیماری های روانی.

اینستاگرام اکسیر

5- تعریف بالینی

غیرعادی بودن معمولاً با ناسازگاری، عذاب و رفتارهای عجیب همراه است. علوم جامعه شناسی و پزشکی همواره برای رسیدن به راه های افزایش اثربخشی و تطبیق پذیری افراد تلاش می کنند. بیشتر این تلاش ها بستگی به این دارد که کدام بعد از شخصیت فرد مورد بررسی قرار گرفته است. دیدگاه بالیی پذیرفته است که تفاوت بین انسان های عادی و غیرعادی قطعی نیست و تقریباً ذهنی است. با این وجود رواشناسان بالینی همواره به دنبال راهی برای تشخیص دقیق این مشکل بوده اند.

6- تعریف مبتنی بر معیار

تعریف روانشناسانه رفتار غیرعادی در دنیایی امروز پیرامون چند معیار اصلی – که مورد توافق همگان است – صورت میگیرد. این چهار معیار که به 4D معروف هستند، عبارتند از : پریشانی، انحراف، اختلال عملکرد و ایجاد خطر. بخاطر همین چهار مولفه اصلی است که غیرعادی بودن معمولاً با عذاب همراه است. یکی دیگر از این معیارها ناراحتی های حاد یا مزمن است. عدم توانایی در سازگاری با محیط هم یکی از معیارهای مهم است. این ناسازگاری به معنای ناتوانی در انجام صحیح امور روزمره زندگی است؛ ناتوانی در حفظ فرصت شغلی، شاد نگه داشتن رابطه یا برنامه ریزی برای آینده همگی از مصداق های این معیار مهم هستند.

یکی دیگر از معیارهای بسیار مهم غیرعادی بودن از نظر روانشناسی بالینی، تفکرات غیرعقلانی است. به این معنی که فرد درباره جهان عقاید عجیب و غیرمنطقی داشته باشد. افرادی که چنین ویژگی هایی دارند معمولاً توسط سایرین درک نمیشوند. افراد غیرعادی غیرقابل پیش بینی و بسیار حساس هستند و در بیشتر مواقع روی رفتار خودشان کنترل ندارند. رفتار اینگونه افراد عموماً توسط دیگران نامناسب خوانده می شود.

با این تفاسیر میتواند گفت غیرعادی بودن یک فرد ناشی از رفتارهای نامطلوب و غیرمتعارف اوست. علاوه بر این، غیرعادی بودن یک جنبه اخلاقی هم دارد که با شکستن قوانین، نقض استانداردهای اخلاقی و رعایت نکردن هنجارهای اجتماعی مرتبط است.

آخرین باری که یک فرد غیرعادی را در خیابان دیدید، به یاد بیاورید. شما، کسانی که همراه تان بودند و سایر شهروندان از این فرد فاصله گرفتید؛ درست است؟ این واکنش شما ریشه در همان استانداردها، هنجارها و باورهایی دارد که کسی آنها را نقض کرده است.

شاید تا به این جای مقاله راضی شده باشید و به تعریف درستی از غیرعادی بودن رسیده باشید. با این حال همه تعریف های شش گانه رفتار و فرد غیرعادی سه ایراد مهم دارند.

اول؛ یک فرد سالم در جامعه ناسالم معمولاً برچسب غیرعادی بودن میخورد. با کمی جستجو در کتاب ها و داستان های تاریخی، نمونه های متعددی از افراد نرمال را پیدا می کنید که قربانی جامعه غیرعادی شده اند که در آن زندگی میکردند. وقتی استانداردهای فرهنگی یک جامعه درست نباشد، یک فرد عادی به سادگی غیرعادی تلقی میشود.

دوم؛ ناظران و مشاهده گران متخصص با تقسیم بندی افراد در دو دسته عادی و غیرعادی موافق نیستند. حتی بعد از تعریف معیارهای چندگانه غیرعادی بودن، هنوز هم اختلاف های اساسی بین روانشناسان برای غیرعادی شناختنی یک فرد وجود دارد.

سوم؛ در این دیدگاه ها هیچ تفاوتی بین عامل و بیننده وجود ندارد. چه کسی در این میان درباره غیرعادی بودن قضاوت میکند؟ همه افراد جامعه خودشان را عادی و نرمال تصور می کنند و دیدگاه مثبتی از خودشان دارند. اما اگر یک بیننده رفتار یکی از همین افراد را زیر نظر بگیرد، معلوم نیست او را در دسته افراد غیرعادی طبقه بندی نکند.

با تمام این تعاریف و تفاسیر، همیشه برای انسان ها ساده تر بوده که دیگران را غیرعادی تصور کنند. خیلی از ما اگر غیرعادی هم باشیم، باز خودمان را عادی می دانیم و جامعه را به مناسب نبودن برای زندگی نرمال متهم می کنیم.

مشاوره رایگان آنلاین