آشنایی با عجیب ترین اختلالات روانشناختی

عجیب ترین اختلالات روانشناختی را میشناسید؟ گرچه بسیاری از ما ممکن است در مورد بیماری های روانی شناخته شده تری همچون اختلال وسواسی جبری یا اسکیزوفرنی شنیده باشیم اما شرایط روانی غیر معمولی نیز وجود دارند که به دلیل نادر، عجیب و یا ناشناخته بودن، نادیده گرفته می شوند.

امروزه وقتی در مورد اختلالات روانی صحبت می کنیم، وضعیت های شایعی همچون افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و یا اضطراب به ذهن می آید. اما اگر به تاریخچه روانشناسی مراجعه کنید ، تعداد زیادی از اختلالات روانی را خواهید یافت که زمانی بسیار مرسوم بوده و اکنون فراموش شده اند.
در حالی که بعضی از این اختلالات به مرور زمان به اختلالات شایع امروزی تبدیل شده اند، بعضی از آن ها به طور کلی ناپدید شده اند.

هیستریا: یک بیماری روانی زنانه

هیستریا در برهه ای از زمان شایع ترین تشخیص پزشکی برای زنان به حساب می آمده است. در واقع پژوهشگران، هیستریا را به عنوان اولین اختلال روانی نسبت داده شده به زنان می دانند.
اختلال هیستریا با هیجانات شدید، عصبانیت، حالت غش، بی خوابی و میل شدید جنسی در کنار علائمی دیگر شناخته می شد. علائم و نشانه های هیستریا به ۴۰۰۰ سال پیش باز می گردد و پژوهشگران معتقدند سابقه آن مربوط به یونان باستان می باشد. یونانیان تصور می کردند علت این بیماری در رحم زنان است.
هیستریا زمانی که به اوج شدت خود می رسید موجب بروز توهم، ناتوانی در حرکت دادن دست ها و پاها و علائم جسمانی اضطرابی در زنان می شد.
تشخیص هیستیریا در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ به دلایل متفاوتی کاهش پیدا کرد. از جمله این دلایل می توان به تشخیص گذاری های غلط و تکامل اسناد و پژوهش های علمی اشاره نمود.
مفهوم هیستریا سرانجام در نسخه سوم DSM در سال ۱۹۸۰ به طور کلی حذف شد.
امروزه علائم هیستریک به صورت ظهور در مجموعه پیچیده ای از اختلالات همچون اختلال فراموشی تجزیه ای، اختلال هویت تجزیه ای، اختلال تبدیلی و اختلال جسمی سازی قابل ملاحظه است.

 

تست آنلاین اسکیزوفرنی

ضعف اعصاب: پدربزرگ خستگی مزمن؟

وضعیت پزشکی ضعف اعصاب برای اولین بار در سال ۱۸۶۹ توسط نورولوژیست آمریکایی، جورج بِرد تشریح شد.علائم ضعف اعصاب شامل افسردگی ، اضطراب، میگرن و بی خوابی بود.
تصور می شد این اختلال با فعالیت زیاد مغز و استرس بیش از حد خصوصا در متخصصان و بازرگانان در ارتباط باشد.
هم زنان و هم مردان تشخیص ضعف اعصاب می گرفتند اما درمان به جنسیت افراد وابسته بود. به زنان مبتلا به ضعف اعصاب اکیدا استراحت تجویز می شد در حالی که مردان شدیدا تشویق به شرکت در فعالیت های فیزیکی و نوشتن در مورد آنها می شدند.
تشخیص ضعف اعصاب در خلال جنگ جهانی اول، زمانی که پزشکان آن را بهانه ای برای گریز از جنگ در افراد یافتند، کاهش پیدا کرد.

قلب سرباز : نسخه قدیمی PTSD

آنچه که امروزه به عنوان PTSD می شناسیم در طول زمان تکامل یافته است. خصوصا به این دلیل که به سربازان جنگی مربوط می شود.
شواهدی وجود دارد که نشان می دهند در خلال جنگ داخلی آمریکا سربازانی که از نبرد بازگشته بودند دچار مشکلاتی می شدند.
اما همه چیز پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد و این بیماری با نام شِل شاک (به معنای وحشت حاصل از صدای انفجار) شناخته شد. برای سربازان ، گرفتن تشخیص این بیماری بسیار شرم آور بود. در ان زمان از مردان انتظار می رفت به جنگ بروند و زمانی که باز می گردند چیزی نگویند.
تا پیش از جنگ ویتنام هنوز PTSD به عنوان یک اختلال مستقل مطرح نشده بود اما در خلال جنگ، این اختلال به عنوان یک بیماری جدی و مستقل شناخته شد.

مالیخولیا: وضعیتی روانی برای “جنس ضعیف تر”

این بیماری چیزی شبیه اختلال هیستریا بود که در زنان دوره ویکتوریایی (دروه اوج انقلاب صنعتی) دیده می شد.
این اختلال با حالت های غش ، بی ثباتی هیجانی ، اضطراب و پریشانی شناخته می شد و بازتابی بود از نگاه جامعه به زنان در آن دوران.
به بیان دیگراین اختلال بخشی از زنانگی افراد محسوب می شد و نشان می داد زنان نیازمند مراقبت و توجه مردان می باشند.
هذیان شیشه ای : یک اپیدمی اجتماعی از سوی پادشاه
هذیان شیشه ای به نوعی بیماری روانی گفته می شد که در طی آن فرد اعتقاد داشت از شیشه ساخته شده است. این اختلال در قرون وسطی در اروپا شایع بود و براساس آن، افراد باوری عجیب مبنی بر این داشتند که ممکن است هر لحظه بشکنند.
چارلز چهارم پادشاه فرانسه، آخرین قربانی این اختلال بود. بنا بر گزارشات تاریخی این پادشاه قرون وسطایی خودش را برای محافظت از شکسته شدن ناگهانی، پتوپیچ می کرد.
از سویی دیگر “اضطراب شکسته شدن” که در اثر هذیان شیشه ای در افراد به وجود می آمد، در آن زمان عادی به حساب می آمد.
این اختلال در حدود ۲۰۰ سال یعنی از قرن ۱۵ تا ۱۷ در اروپا شایع بود. بعضی از کارشناسان فرض می کنند که این هذیان نشانه های هایی از اپیدمی اجتماعی را دارا بوده است. خیل عظیمی از افراد با تصور اینکه شکننده هستند، این نوع هذیان را به شایع ترین هذیان تاریخ تبدیل کرده است.

دِراپِتومانیا : میل شدید به آزادی

در سال ۱۸۵۱ ساموئل کارترایت، روانشناس آمریکایی، مقاله در مورد ۲ وضعیت آفریقایی-آمریکایی منتشر نمود.
دِراپِتومانیا اختلالی بود که به موجب آن بردگان سیاه پوست به صورت مداوم دست به فرار می زدند. اصطلاح دِراپِتومانیا از زبان یونانی آمده و شامل دو جزء دِراپِتیس به معنای فراری و مانیا به معنای جنون می باشد.

اختلالات روانی قدیمی

بیماری روانی فرگولی

یکی از عجیب ترین اختلالات روانشناختی ، اختلال فرگولی است. در بیماری روانی فرگولی شخص بیمار چنین می پندارد که اطرافیانش تماماً اشخاصی واحد هستند و صرفاً تغییر شکل و قیافه می دهند. این بیماری برای اولین بار در سال ۱۹۲۷ شناخته شد. دختری جوان ادعا می کرد که دو نفر از بازیگران تئاتری که وی همیشه به آنجا می رفت همواره او را تعقیب می کنند و شکل افرادی که او دیده یا می شناسد را به خود می گیرند.

لئوپولد فرگولی نام شخصی بود که اینبار نه روانشناس بوده است و نه خود دارای چنین سندرمی بوده بلکه در اصل وی بازیگری ایتالیایی بود که هنرش تغییر قیافه سریع بود. به همین خاطر، نام این سندرم عجیب به نام این هنرپیشه یعنی سندرم فرگولی معروف شد.

 سندرم آلیس در سرزمین عجایب

میکروپسی، با نام مستعار سندرم آلیس در سرزمین عجایب، یک بیماری عصبی بصری است که در این اختلال روانی درک بیمار از اشیاء و اتفاقات اطرافش را تغییر می دهد بدین ترتیب که وی آنها را بزرگ تر یا کوچک تر از اندازه‌ واقعی تصور می کند یا آنها را در فاصله‌ بسیار دورتر یا بسیار نزدیک تر از آنچه که هستند می بیند به نحوی که با واقعیت هیچ سنخیتی ندارد. به عنوان مثال یک اتومبیل ممکن است به اندازه یک گربه به نظر آنها برسد. این بیماری ناشی از مشکلات چشمی نیست بلکه به چگونگی تفسیر اطلاعات دریافت شده از چشم توسط مغز مربوط می شود.

گفته می شود میگرن از علل و ویژگی های مهم این اختلال است که همچنین می تواند بر حواس دیگر فرد همچون شنوایی و لامسه تأثیر بگذارد. این بیماری کودکان بین 5 تا 10 سال را تحت تأثیر قرار می دهد و با اسکیزوفرنی، مواد مخدر روان گردان و تومورهای مغزی مرتبط است.


مقاله مرتبط: سندرم سیندرلا: خطای شناختی عاشقان ازدواج


سندروم استندال (Stendhal)

استندال یکی از عجیب ترین اختلالات روانشناختی است. سندروم استندال یک بیماری روانی است وقتی فرد در مقابل اثر هنری به ویژه زیبا یا بزرگ قرار می گیرد دچار تپش قلب، سرگیجه، تعجب و حتی توهم می شود. هم چنین این اصطلاح در موارد مشابه دیگری مثل زمانی که فرد در مقابل زیبایی عظیم طبیعت قرار می گیرد نیز استفاده شود. بعد از اینکه نویسنده مشهور قرن نوزدهمی «استندال» تجربه خود از این پدیده را هنگام دیدن از فلورانس در سال ۱۸۱۷ توصیف کرد این بیماری سندروم استندال نام گرفت.

سندرم استندال یکی از عجیب ترین اختلالات روانشناختی

توهم کوتارد (Cotard Delusion)

توهم کوتارد یک اختلال روانی نادر است که در آن شخص توهم این را دارد که مرده است، وجود ندارد، فاسد شده یا خون و اندام های داخلی خود را از دست داده است. در واقع می تواند شامل توهمات جاودانگی باشد. نام این بیماری از نورولوژیست فرانسوی «جولز کوتارد» گرفته شده که اولین بار این بیماری را در سخنرانی خود در سال ۱۸۸۰ شرح داد.

سندروم لیما

درست برعکس سندروم استکهلم، در این سندروم گروگان گیر‌ها نسبت به نیاز‌ها و خواهش های گروگان های خود احساس همدلی می کنند. بعد از یک گروگان گیری در سفارت ژاپن در لیما که ۱۴ نفر صد‌ها نفر را گروگان گرفتند این سندروم، سندروم لیما نام گرفت. گروگان ها شامل دیپلمات ها، مقامات دولتی و نظامی و بازرگانان بسیاری از کشور‌ها می شدند که در آن زمان آنجا حضور داشتند. این گروگان گیری از ۱۷ دسامبر ۱۹۹۶ شروع شد و تا ۲۲ آپریل ۱۹۹۷ ادامه یافت. پس از چند روز گروگان گیر‌ها بیشتر گروگان های خود را بدون توجه به اهمیت آنها از جمله رئیس جمهور آینده پرو و مادر رئیس جمهور فعلی را آزاد کردند. بعد از ماه ها مذاکرات ناموفق همه گروگان های باقی مانده توسط کماندوهای پرو آزاد شدند اگرچه یکی از آنها کشته شد.

اختلال مردان فرانسوی مین

ساکت نشسته اید و روی کاری که انجام داده اید تمرکز کرده‌اید ناگهان صدایی مهیب می شنوید. صدایی که نه تنها رشته افکارتان را پاره می کند بلکه حسابی شما را می ترساند،‌ طوری که یا جیغ می کشید یا از جای تان می پرید تا اینکه منبع صدا معلوم می شود و می فهمید که پنجره به هم خورده است. به این ترتیب آرام می گیرید اما شاید باور نکنید که هستند آدم هایی که با این ترس آنی کارهای عجیب و غریبی می کنند. آنها می‌پرند، داد و فریاد راه می اندازند، حرف ها را تکرار می کنند و هر کاری که به آنها گفته شود، انجام می دهند. این افراد بیماری به نام «مردان فرانسوی مین که می پرند» دارند.

در سال 8781 جورج میلر بیرد، عصب شناس آمریکایی به ایالت مِین سفر کرد زیرا شایعه شده بود وقتی بعضی از چوب برهای فرانسوی-کانادایی صدایی ناگهانی می شنوند، به طور غیرارادی بالا و پایین می پرند، گریه می کنند، حرکات دیگران را تقلید می‌کنند و گاهی اوقات هم دستورات بقیه را اطاعت می کنند. وقتی که بیرد به مین رسید، متوجه شد تمامی داستان هایی که شنیده بود، واقعیت دارند. آن زمان بیرد نمی توانست تشخیص دهد که این بیماری روانی است یا عصبی. هر چند هنوز هم سر این موضوع اختلاف نظرهایی وجود دارد. تنها چیزی که بیرد توانست تشخیص بدهد این بود که تمامی علائم غیرارادی هستند.

در کل اطلاعات زیادی در مورد این اختلال وجود ندارد. تنها چیزی که معلوم است این است که این بیماری، یک بیماری بسیار نادر است که معلوم نیست از کجا آمده و یا این که چه کسانی ممکن است به آن مبتلا بشوند. شاید به خاطر همین هم هست که بعد از این همه سال نامش هنوز هم «مردان فرانسوی مین که می‌پرند» باقی مانده است.

 

اینستاگرام اکسیر

اختلال حافظه تکرار پنداری

اختلال حافظه تکرارپنداری توهمی است که فرد تصور می کند یک مکان یا محل تکرار می شود و در دو یا چند جا همزمان وجود دارد یا با مکان دیگری جابجا می شود. برای مثال، شخص ممکن است تصور کند در بیمارستانی که در آن پذیرش گرفته نیست بلکه این بیمارستانی مشابه در نقطه دیگری از کشور است با وجود اینکه به طور واضحی غلط است. این اصطلاح اولین بار در سال ۱۹۰۳ توسط نورولوژیست چکسلواکی «آرنولد پیک» به کار رفته شد که شرایط بیمارش را توضیح می‌داد که اصرار می کرد از کلینیک پیک به یک بیمارستان کاملا مشابهی در حومه شهر منتقل شده است. او ادعا می کرد که پیک و سایر کارکنان در هر دو بیمارستان کار می کنند.

نشانگان لهجه خارجی

تصور کنید که متولد انگلیس هستید و یک روز صبح که از خواب بیدار می شوید حرف‌های تان با لهجه چینی از دهان تان بیرون می آیند. این دقیقاً اتفاقی بود که برای سارا کولویل افتاد؛ زنی انگلیسی که به علت میگرن شدید در بیمارستان بستری شد و پس از جراحی با لهجه چینی به هوش آمد. پس از آن زندگی او به طور کلی تغییر کرد چرا که همواره مجبور بود با سر در گمی افراد دیگر، واکنش های آنها و احساس خود نسبت به صدا و لحن جدیدش درگیر باشد.

نشانگان لهجه خارجی یکی از عجیب ترین اختلالات روانشناختی است. این اختلال یک اختلال بسیار نادری است که در آن فرد مبتلا زبان مادری خویش را با لهجه‌ای جدید و غیربومی صحبت می كند. این اختلال می‌تواند بر اثر ضربه‌ای به سر یا یك حمله میگرنی یا سكته به ‌وجود آید. سندرم لهجه زبان خارجی باعث افسردگی و اضطراب می‌شود.

یكی از عواقب آن این است که بیماران در زندگی روزمره احساس انزوا می‌كنند. كسی كه گفتار معمولی و زبان خود را از دست می دهد، تا حدودی قسمتی از شخصیت خود را نیز از دست می دهد، زیرا از طریق این سندرم، ملودی زبان فرد بیمار نیز تغییر می كند. به همین خاطر كسانی كه گفتار درمانی می كنند، تلاش دارند كه روی گفتار این بیماران كار كنند؛ تا اینكه بتوانند به آهنگ پیشین صدای آنها نزدیك شوند. از سال 1940تاکنون50 مورد از این سندرم ثبت شده است. این شرایط ممکن است چند ساعت به طول انجامد یا تا آخر عمر فرد مبتلا را درگیر کند.

 

دریافت وقت مشاوره آنلاین

بارگذاری...

 

مشاوره رایگان آنلاین