کاربرد حضور ذهن در رویکرد روانکاویReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Oct 27Rating: 5.0کاربرد حضور ذهن در رویکرد روانکاویمک (2008) در کتابی با عنوان "حضور ذهن و سلامت روان"، در جستجوی کاربرد حضور ذهن و اهمیت فرایند توجه در ایجاد آسیب‌ شناسی روانی و سایر انواع روان ‌درمانی ‌ها، خاستگاه دیگری به غیر از درمان ‌های شناختی رفتاری معاصر یافت. مک، با اشاره به اهمیت تعامل بین درمانگر و بیمار در روان درمانی، به این که چرا فرایند توجه، به عنوان یک عامل مهم مورد بررسی مناسب قرار نگرفته، می‌ پردازد.

روانکاوی چیست؟

در روانشناسی از روش‌ های درمانی مختلفی استفاده می‌ شود؛ یکی از آن‌ ها روانکاوی است. روانکاوی که به عنوان “صحبت درمانی” نیز شناخته می‌ شود، نوعی درمان است.

روانکاوی بر اساس نظریه‌ های زیگموند فروید (پدر روانکاوی) است. فروید این روش درمانی را برای بیمارانی که به درمان‌ های روان‌ شناختی یا پزشکی در زمان وی پاسخ نمی‌ دادند، به وجود آورد. فروید معتقد بود که انواع خاصی از مشکلات از افکار، احساسات و رفتارهایی ناشی می‌شود که عمیقاً در ذهن ناخودآگاه دفن شده‌ اند؛ بنابراین، حال به وسیله گذشته شکل می‌ گیرد و یا به عبارتی اقدامات جاری یک فرد ریشه در تجربیات اولیه کودکی دارد.

روانکاو به مراجعان خود کمک می‌ کند، تا به ذهن ناخودآگاه خود نفوذ کنند. احساسات سرکوب‌ شده و عمیق و گاهی اوقات فراموش‌ شده خود را بازیابی کنند. با درک بهتر ذهن ناخودآگاهشان، نسبت به انگیزه‌ های درونی که افکار و رفتارشان را هدایت می‌ کند، بینش به دست می‌ آوردند. انجام این کار، بیماران را قادر می‌ سازد تا روی تغییر رفتارهای منفی و مخرب خود کار کنند.

روانکاو چه کاری انجام می‌ دهد؟

یک تحلیل‌ گر با استفاده از اصول تئوری روانکاوی، درمان را انجام می‌ دهد. در طول جلسات درمان، روانکاو به صحبت‌ های بیمار که در مورد تخیلات و رؤیاها و تجارب خود صحبت می‌ کند، گوش می‌ دهد. درمانگر به دنبال الگوهای تکراری و یا رویدادهای گذشته‌ ای است که ممکن است نقشی در مشکلات فعلی بیمار بازی کند. یک روانکاو همچنین:

  • بیمار را به صورت فردی ملاقات می‌ کند.
  • جلسات تقریباً چهار بار در هفته و هر جلسه 50 دقیقه یا بیشتر ادامه می‌ یابد.
  • بیمار را تشویق به شناسایی حالات احساسی خود می‌ کند.
  • به بیماران کمک می‌ کند تا عوامل ناخودآگاه را که رفتار وی را کنترل می‌کنند، درک کنند.
  • رازداری می‌ کند.
  • یادداشت‌ برداری مفصل از هر جلسه انجام می‌ دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روانکاوی می توانید اینجا کلیک کنید.

چه مشکلاتی با روانکاوی درمان می‌ شود؟

روانکاوی برای درمان انواع بیماری‌ ها و مشکلات عاطفی هم در بزرگسالان و هم برای کودکان به کار می‌ رود. انواع مختلفی از مشکلات مانند اضطراب، افسردگی، حملات هراس، فوبیا، رفتار وسواسی، تروما، اختلالات خوردن، مشکلات عزت نفس، مشکلات جنسی، مشکلات ارتباطی، رفتارهای خود تخریبی به این نوع درمان پاسخ می‌ دهند.

برای آشنایی بیشتر درباره نحوه عملکرد روانکاوی در اختلالات مختلف از جمله وسواس شما عزیزان می توانید اینجا کلیلک کنید.

درمان روانکاوی چگونه عمل می‌ کند؟

مفروضات متعددی بر پایه نظریه‌ های روانکاوی استوار هستند. در درجه اول، سه مؤلفه اید، ایگو و سوپر ایگو در شخصیت هر فرد وجود دارد…

  • اید: متشکل از غرایز، سائق‌های اساسی و انرژی ناخودآگاه است؛ که شامل تمایلات پرخاشگری و جنسی نیز است.
  • ایگو: ذهن خودآگاه یا ایگو، با تعدیل، اید را تحت کنترل در می‌ آورد.
  • سوپرایگو: در نهایت، سوپر ایگو، واقعیت خارجی از جمله افکار، احساسات و رفتارهای آگاهانه را نشان می‌ دهد. که منعکس‌ کننده آداب‌ورسوم اجتماعی و ارزش‌ های والدین است.

این سه مؤلفه مدل ساختاری آنچه را که ما به عنوان شخصیت می‌ شناسیم، شکل می‌ دهند. تعامل بین این سه، نشان‌ دهنده تلاش برای تسلط است که در هر فرد رخ می‌ دهد.

روانکاوی و تداعی آزاد

درمان روانکاوی به کاهش تنش‌ های زیربنایی که بین اید، ایگو و سوپر ایگو رخ می‌ دهد، کمک می‌ کند. در تلاش برای متعادل کردن این سه کارکرد ذهنی، بیماران باید افکار و احساسات ناخودآگاه خود را فاش کنند. در اغلب درمان‌ های سنتی روانکاوی، بیمار روی یک کاناپه دراز می‌کشد، درحالی‌که درمانگر در پشت بیمار می‌ نشیند تا از ارتباط چشمی جلوگیری کند. این موقعیت به بیمار کمک می‌کند تا احساس راحتی کرده، بنابراین او می‌ تواند به یک سطح عمیق‌ تر و صمیمی‌ تری از بحث با درمانگر برسد.

 درمان روانکاوی معمولاً شامل دوره طولانی درمان است. مراجعان حداقل هفته‌ ای یک‌بار با درمانگر خود ملاقات می‌ کنند و برای چند سال این درمان می‌ تواند ادامه یابد.


مقاله مرتبط : رواندرمانی چیست ؟


تکنیک‌های روانکاوی

انواع مختلفی از روش‌ های درمانی در طول روانکاوی مورد استفاده قرار می‌گیرد. همه آن‌ ها در تلاش برای به حداکثر رساندن بینش و کسب آگاهی نسبت به رفتار بیمار به کار گرفته می‌ شوند. برخی از روش‌ های محبوب عبارتند از:

  • تحلیل خواب و رؤیا: در روانکاوی، تعبیر خواب برای آشکار کردن افکار ناخودآگاه به کار می‌ رود. فروید معتقد بود که افکار و احساسات سرکوب‌ شده از طریق رؤیاها به سطح ذهن می‌ رسند. بااین‌حال، محتوای خواب‌ ها اغلب تغییر می‌ کند؛ بنابراین، روانکاو باید به بیمار کمک کند تا معانی نهفته آن را کشف و تفسیر کند.
  • تداعی آزاد: در طی تداعی آزاد، بیمار تشویق می‌ شود تا در مورد هر چیزی که آزادانه به ذهنش می‌ آید صحبت کند. روانکاو ممکن است لیستی از کلمات تصادفی را بخواند و بیمار به سادگی با اولین تداعی که رخ می‌ دهد، پاسخ می‌دهد. خاطرات سرکوب‌ شده اغلب در طی فرآیند تداعی آزاد پدیدار می‌ شوند.
  • تفسیر: روانکاو به بیمار کمک می‌کند خاطرات و روایت‌ های شخصی را به تفصیل بررسی کند. در حالی‌ که این کار را انجام می‌ دهد، آن‌ ها را تجزیه‌ و تحلیل می‌ کند. درمانگر به دنبال برخی موضوعات مشترک، در داستان‌ های بیمار است. یکی از آن‌ ها “لغزش‌های کلامی فروید” نامیده می‌ شود؛ زمانی رخ می‌ دهد که بیماران چیزی مهم را هنگام صحبت کردن تصادفی آشکار می‌ کنند. درمانگر روانکاوی، تفسیری از انتخاب غیرعمدی بیمار از کلمه یا عبارت را ارائه می‌ دهد.
  • انتقال: بیمار زمانی درگیر انتقال می‌ شود که وی احساساتی که در گذشته به کسی داشته است را نشان می‌ دهد. گاهی انتقال بین بیمار و درمانگر قرار می‌ گیرد. بیمار ممکن است احساسات خاصی نسبت به درمانگر که در واقع به کسی در گذشته مرتبط است را، نشان دهد.

اهداف و مقاصد 

یکی از اهداف اولیه روانکاوی، کمک به بیماران برای شناسایی افکار، رفتارها و خواسته‌ های پنهان است که مشکلاتی را در زندگی روزمره‌شان ایجاد می‌کنند. هدف این است که به بیماران کمک کنیم تا مسائلی را درک کنند که باعث ایجاد مشکلات عمیق و ناسازگارانه در زندگیشان شده است.

روانکاوی در پذیرش دیدگاه جدید به بیمار کمک می‌ کند. این نگرش جدید می‌ تواند باعث ایجاد تغییر و رشد چشمگیر در زندگی بیمار شود. متخصصین روانشناس اکسیر نیز از این روش درمانی در درمان اختلالات مختلفی استفاده می‌ کنند.

 

مک (2008) در کتابی با عنوان “حضور ذهن و سلامت روان”، در جستجوی کاربرد حضور ذهن و اهمیت فرایند توجه در ایجاد آسیب‌ شناسی روانی و سایر انواع روان ‌درمانی ‌ها، خاستگاه دیگری به غیر از درمان ‌های شناختی رفتاری معاصر یافت. مک، با اشاره به اهمیت تعامل بین درمانگر و بیمار در روان درمانی، به این که چرا فرایند توجه، به عنوان یک عامل مهم مورد بررسی مناسب قرار نگرفته، می‌ پردازد.

توجه از نظر فروید

در این بین، مک به استثنائاتی همچون فروید، هورنای، اپستین، بیون و کولترات اشاره دارد. (مک،2008) فروید، توجه را عنصر اساسی در فرایند درمان می ‌داند. بر اساس نظر او، روانکاو باید توجه شناوری داشته باشد؛ هرگونه تقلای هوشیارانه برای جلوگیری از ورود موضوعات متفاوت به حوزه توجه، باید از بین برود و حافظه ناهشیار فرد به تمام معنا به کار گرفته شود و یا به بیان فنی، حالت خالص و ساده داشته باشد. او می ‌گوید لازم است تا روانکاو گوش دهد، نه این که برای نگهداشتن موضوع خاصی در ذهن، خود را دچار دردسر کند. (مک،2008)حضور ذهن و توجه

قاعده ‌ای اساسی برای روانکاو

بیون به نقل از مک (2008)، روانکاو انگلیسی، در کتاب “توجه و تعبیر” اظهار می ‌دارد که قابلیت فراموش کردن، توانایی سرپیچی از میل و درک فردی، بایستی به عنوان قاعده ‌ای اساسی برای روانکاو در نظر گرفته شود. پذیرش کامل و دقیق چنین قواعدی، ممکن است تا حدودی قدرت های ذهنی روانکاو را در جایی که احتمال خدشه وارد شدن بر این قاعده وجود دارد، تقویت کند.

اگر روانکاو به خود اجازه دهد حافظه، میل و ادراک فعالیت آزادانه‌ ای داشته باشد، مفاهیم پیش‌ ساخته به صورت عادتی برای او اشباع خواهند شد و عادت ‌هایش منجر می ‌شود تا او به شکل آنی و کاملی به معنا دست یابد. در حالی که دستورالعمل ‌های فروید، تا حدود بیشتری با روش‌ های سنتی برای دستیابی به توجه خالص از طریق حضور ذهن قابل مقایسه است، بیون به دنبال توسعه‌ی قوه‌ ای است که آن را شهود می ‌خواند؛ یعنی رسیدن به ادراکی فراحسی از واقعیت روانی که فراتر از کلمات است و به آن حرف اختصاری O را اختصاص می دهد.

 

اینستاگرام اکسیر

تقویت قدرت پذیرش در تحلیل گر

به تعبیر او، تحلیل گر با معلق سازی حافظه، میل و ادراک، با احساسات تمایز نیافته‌ ای مواجه خواهد شد که معمولاً به عنوان بخشی از تجربه مستقیم واقعیت روانی پنهان هستند. اگر چه چنین حالتی بیشتر در حالت های مراقبه قابل دستیابی است، اما بیون اشاره‌ ای به این روش ‌ها نکرده است. هدف اصلی فروید و بیون، تقویت قدرت پذیرش در تحلیل گر و بالا بردن حدّت مشاهده‌ گری در او بود؛ یعنی ایجاد قدرتی برای ادراک غیرمشتمل ویژگی‌ هایی که همیشه و به طور معمول به وسیله عادات ذهن، ناپیدا و گم بوده‌ اند.

توجه، مسئله مهمی در تحلیل است و پرورش آن، به بالا بردن توانایی مشاهده و انجام تحلیل ‌های موثرتر کمک می‌ کند. اپستین روانکاوی است که توانسته آموزه‌ های بودیسم را در قالب روانکاوی به کار ببندد. شاگرد او کولترات (1980 به نقل از مک،2008)، آموزش بودیسم را چیزی می ‌داند که پرورش ذهن با هدف مستقیم رهایی از رنج در تمامی اشکالش در آن جا دارد.

  – شیوه و هدف به هم مرتبط هستند:

در این جا شیوه و هدف، به صورت غیرقابل تفکیکی به هم مرتبط هستند؛ بر این اساس، توجه خنثی به لحظه حال، که شامل ابتدایی ‌ترین و مهم ترین جنبه از مطالعه ذهن بشر است، بایستی به عنوان برجسته‌ ترین و معتبرترین ابزار درمانی در روانکاوی به کار گرفته شود؛ هدف، مطالعه ذهن خود و دیگران برای رهایی از رنج است. با عمیق شدن توجه، امکان نزدیک‌ تر شدن هرچه بیشتر به مراجع و همین‌ طور به تجربه درونی وبیرونی او میسر می شود.

کولترات با تبیین این مکانیسم بخش اعظم کار و موفقیت درمانی خود را ناشی از سپری کردن دوره ‌های مراقبه ای می ‌داند و معتقد است که اگر به اندازه کافی در ویپاسانا تمرین شود، که این نگرش مشاهده ‌گری جدا از تفکر و واکنش ‌دهی پرورش یابد، مطمئناً در فرایند درمان برای حل مسئله، انتقال متقابل کمک‌ کننده است.

مارک اپستین، در کار آموزش حضور ذهن از نوعی رویکرد التقاطی (گفتن قصه ‌های بودیسم و تمرین های حضور ذهن و مراقبه) استفاده می‌ کند و عقیده دارد که آموزش حضور ذهن، به سایر درمانگران کمک می کند تا بتوانند منابع فردی که فروید در قابلیت ‌هایش در کار با حالت های انتقالی بیماران نشان می ‌داد را کسب کنند. (مک، 2008)

بنابراین می توان گفت فرایند توجه و حضور ذهن، حداقل در درمان روانکاوی به عنوان یکی از پیش شرط های ضروری برای تحلیل بیمار نقش دارد و حتی برخی از روانکاوان، به طور کامل از آن استفاده می ‌کنند؛ البته در این زمینه، نیاز به تحقیقات بیشتری است…

 

منبع:

 

 سایت careersinpsychology و متخصین اکسیر

Mace, C. (2008). Mindfulness and mental health. New York. Routledge press

 

دریافت وقت مشاوره آنلاین فردی

 

بارگذاری...

 

مشاوره رایگان آنلاین