نظریه های روان درمانیReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 2Rating: 5.0نظریه های روان درمانی انواع نظریه های روان درمانی فرآیند تعهد بین دو نفر است که هر دو ملزم به تغییر کـردن از طریـق فعالیـت درمـانی هسـتند. روان درمانی در بهترین حالت، نوعی فرآیند مشترک است که درمانگر و درمانجو را شامل مـی شـود و هـردوی آنهـا مـی خواهند راه حلهایی را برای مسایل گوناگون پیدا کنند. شاید مهمترین خصوصیت درمانگر کارآمد، کیفیـت حضـور او باشد.

نظریه های روان درمانی 

انواع نظریه های روان درمانی فرآیند تعهد بین دو نفر است که هر دو ملزم به تغییر کـردن از طریـق فعالیـت درمـانی هسـتند. روان درمانی در بهترین حالت، نوعی فرآیند مشترک است که درمانگر و درمانجو را شامل مـی شـود و هـردوی آن هـا مـی خواهند راه حل هایی را برای مسایل گوناگون پیدا کنند. شاید مهمترین خصوصیت درمانگر کارآمد، کیفیـت حضـور او باشد.

مروری بر نظریه های روان درمانی

    – طبقه اول نظریه های روان درمانی:

طبقه ی اول رویکردهای تحلیلی است. درمان روانکاوی عمدتاً بر بینش، انگیـزش ناهشـیار، و بازسـازی شخصـیت استوار است. تعدادی از مدل های درمانی اصولاً گسترش روان کاوی هستند، مدل هـای دیگـر، تعـدیل هـای مفـاهیم و شیوه های روان کاوی هستند و سایر مدل ها، مواضعی هستند که در واکنش علیه روان کاوی پدیدار شده اند. درمانگران آدلری بر معنی، اهداف، رفتار هدفمند، عمل هشیار، تعلق و علاقه اجتماعی تمرکز دارنـد. گر چـه نظریـه آدلر با بررسی تجربیات کودکی، رفتار زمان حال را توجیه می کند، ولی روی پویش های ناهشیار تمرکز نمی کند.

    – طبقه دوم نظریه های روان درمانی:

طبقه ی دوم، درمان های تجربی و رابطه گرا را تشکیل می دهـد؛ رویکـرد وجـودی، رویکـرد فردمـدار، و درمـان گشتالتی. رویکرد وجودی روی این موضوع تأکید دارد که انسان کامل بـودن یعنـی چـه. ایـن رویکـرد موضـوعات خاصی را مطرح می کند که بخشی از شـرایط انسـان هسـتند، نظیـر آزادی و مسـئولیت، اضـطراب، گنـاه، آگـاهی از متناهی بودن، آفریدن معنی در دنیا و شکل دادن آینده ی خویشتن با تصمیم گیری های فعال. ایـن رویکـرد، مکتـب درمانی یکپارچه ای نیست که نظریه ای روشن و فنون منظمی داشته باشد، بلکه نوعی فلسفه ی مشاوره است کـه روی روش های گوناگون شناخت دنیای ذهنی انسان تأکید می ورزد.


مقاله مرتبط : روان درمانی چیست ؟


رویکرد فردمدار، که از فلسفه ی انسان گرایی سرچشمه گرفته است، روی نگرش های اساسی درمانگر تأکید می کند. این رویکرد بر این باور است که کیفیت رابطه ی درمانجو ــ درمانگر، عامل تعیین کننده اصلی نتایج فرآیند درمان است. این رویکرد از لحاظ فلسفی فرض می کند که درمانجویان از توانایی هدایت کردن خود، بدون مداخله ی فعال و رهنمود دادن درمانگر برخوردارند. این نیروی رشد درون درمـان جو، در بستر رابطه ی زنده و اصیل با درمانگر، آزاد می شود. آخرین رویکرد تجربی، درمان گشتالتی اسـت کـه بـرای کمک به درمانجویان برای تمرکز کردن روی آنچه در زمان حال تجربه می کنند، تجربیاتی را ارایه می دهد.

نظریه های روان درمانی

    – طبقه سوم نظریه های روان درمانی:

سومین طبقه از نظریه های روان درمانی، درمان های کنشی هستند که واقعیت درمانی، رفتار درمانی، رفتار درمانی عقلانی ــ هیجانی، و درمـان شناختی را در بر می گیرند. واقعیت درمانی روی رفتار فعلی درمانجویان تمرکز می کند و بر طرح ریـزی برنامـه هـای روشن برای رفتارهای تازه تأکید می ورزد. رفتار درمانی مانند واقعیت درمانی، برای عمل کردن و برداشـتن گام هـایی در جهت تغییرات عینی ارزش قائل اسـت. رفتار درمانی عقلانی ــ هیجانی و درمان شـناختی بـر لـزوم یـادگیری نحوه به چالش طلبیدن عقاید کژکار و افکار خودکار که به مشکلات رفتاری منجر می شوند، تأکید می ورزند.

    – طبقه چهارم نظریه های روان درمانی:

چهارمین طبقه، دیدگاه سیستم ها است که درمـان فمینسـتی و خـانواده درمـانی بخشـی از آن هسـتند. رویکرد سیستم ها بر اهمیت شناختن افراد در بستر محیط پیرامونشان که بر رشد آن هـا تـأثیر مـی گـذارد، تأکیـد دارد. برای ایجاد تغییر در فرد، باید به این نکته توجه کرد که چگونه شخصیت او تحت تأثیر جامعـه پـذیری نقـش جنسـی، فرهنگ، خانواده و سیستم های دیگر قرار گرفته است.

    – طبقه پنجم نظریه های روان درمانی:

پنجمین طبقه، رویکرد های پست مدرن هستند؛ سازه نگری اجتماعی، درمان کوتاه مدت راه حل مدار و قصـه درمانی. این رویکردهای جدید، فرض های بنیادی اغلب رویکردهای سنتی را به چالش می طلبند.

 

روان درمانی پویشی و تحلیلی چیست؟

هرکسی فارغ از اینکه چقدر باثبات و یا هیجانی، رشد یافته باشد می‌تواند از کمک حرفه‌ ای و مناسب بهره‌ مند گردد. چه بسا افرادی هستند که به واسطۀ مشکلات عاطفی از پیش روی ثمربخش زندگی رضایت بخش آن‌ ها، ممانعت به عمل آمده‌ است…

آشفتگی های عاطفی

افرادی که آشفتگی‌ های عاطفی دارند اغلب تظاهر و نشانه‌ های خود را سوء تعبیر کرده و یا حتی آن‌ ها را نادیده می‌ گیرند. این باعث می‌ شود در برداشتن قدم‌ های شایسته، برای رفع آن‌ ها ناکام بمانند. برای برخی افراد تا حدی دشوار است که بپذیرند نمی‌ توانند با واکنش‌ های عاطفی خود، به طور مناسب سازگار شوند. باید توجه کرد که ناتوانی در فائق آمدن بر مشکلات عاطفی به معنای ضعف شخصیتی و یا کمبود هوش نیست.

قدرت اراده و یا تلاش آگاهانه

جالب است بدانید استفادۀ مستقیم از قدرت اراده و یا تلاش آگاهانه برای این منظور، بی فایده خواهد بود. به طور مثال گفتن این جمله که من از امروز تصمیم می‌ گیرم عصبانی نشوم و یا غمگین نگردم، اثری نخواهد کرد. این امر حتی برای کسانی که به مقدار قابل توجهی در زمینۀ روانشناسی و روان درمانی اطلاعات دارند نیز حقیقت دارد.

در اینجا به برخی مشکلات، که نیاز به کمک حرفه‌ ای را ضروری می‌ سازد، اشاره می‌ کنم:

مشکلاتی در روابط بین فردی همچون ازدواج و فرزندپروری؛ تنهایی و دوری از دیگران؛ احساس شکست و ناکامی مداوم؛ عدم رضایت کلی از خود و یا از زندگی؛ ناتوانی در انجام کارهایی که احساس می‌ کنید بهتر از این می‌ توانید انجام دهید همچون تمرکز داشتن، مطالعه، یادگیری و کار کردن؛ احساس اجبار برای انجام کارهایی که نمی‌ خواهید انجام دهید؛ احساس‌ های مکرر خوشحال نبودن…

انتظار اینکه همواره اتفاق بدی خواهد افتاد؛ اضطراب و نگرانی مستمر از هر نوعی؛ کابوس‌ های شبانه؛ خلق افسرده و ناراحت؛ احساس‌ های مداوم مورد آزار قرارگرفتن، سرزنش شدن و یا مورد سوء استفاده قرارگرفتن از جانب دیگران؛ احساس‌ های فراگیر تنفر یا بیزاری از خود یا دیگران؛ احساس حقیر بودن، دوست داشتنی نبودن و طرد شدن توسط دیگران؛ احساس دوست نداشتن خود؛ احساس‌ های شدید یا مضمن تنش، زودرنجی، تحریک‌ پذیری و یا بی قراری مداوم؛ احساس از دست دادن تماس با واقعیت.

مشکلات جسمی

از آن جهت که ذهن انسان عمیقا با بدنش در ارتباط است، ممکن است کسی مشکل جسمی داشته باشد که نتوان دلیل جسمی مشخصی برای آن یافت. این نشانه‌ ها اغلب مبنایی روانشناختی دارند که برای آن نیاز به کمک روان درمانی ضروری می‌ گردد.

برخی مثال‌ ها می‌ تواند چنین باشد: بی‌ خوابی؛ سردردهای مضمن؛ مشکلات و ناتوانی‌ های جنسی؛ تپش قلب؛ عرق کردن مفرط؛ خستگی و مشکلات گوارشی و بسیاری نشانه‌ های دیگر. البته در تمام این موارد کمک گرفتن از یک پزشک متخصص منتفی نمی‌ گردد.

روان درمانی تحلیلی

از طرف دیگر گاهی برخی این احساس را دارند که یک چیزیشان هست، اما نمی‌ دانند چه. احساس می‌ کنند حالشان خوب نیست اما نمی‌ دانند چرا و به نوعی احساس مبهمی از “حال بد داشتن” دارند. این افراد بارها به طور جدی به این احساس فکر کرده‌ اند و یا با سوالات مستقیم اطرافیان روبرو شده‌ اند که آن ها می‌ پرسند: “تو چت شده؟”، “چرا اینقدر ناراحتی؟”، “چرا همش تو خودتی؟” و بسیاری سوالات آزار دهندۀ دیگر.

اما نتوانسته‌ اند پاسخ روشنی برای این سوال‌ ها داشته باشند. روان درمانی تحلیلی به شما کمک خواهد کرد علت این ناراحتی‌ های مبهم را پیدا کنید و در جلسات درمان برای رفع آن‌ ها تلاش کنید؛ البته با همراهی و کمک درمانگرتان.

روان درمانی تحلیلی چیست و چطور کمک می‌ کند؟

روان درمانی

روان درمانی تحلیلی بر پایه این اصل بنا شده است که رفتارها، احساسات، افكار و به طور كلی تجربیات ما انسان‌ ها از منبعی خارج از آگاهی ما یا آنچه به آن توجه نداریم، از بستری که در ‌آن زندگی می کنیم و همچنین از تعامل با دیگران نشأت می‌ گیرد.

روان درمانی تحلیلی یکی از انواع روان درمانی است که مبتنی بر این دیدگاه است که مشکلات روانشناختی از جمله مشکلات عاطفی و ارتباطی به دلیل تجربیات دوران کودکی است. این تجربیات با افراد نزدیک به خصوص پدر و مادرمان رخ می‌ دهد و تأثیرات آن تا زمان بزرگسالی ادامه خواهد یافت.

شخصیت امروز ما متأثر از شخصیت و خویشتنی است که از زمان کودکی و در ارتباط با محیط اطرافمان شکل گرفته است. ما از کودکی راه‌ هایی را برای ایجاد و نگهداری ارتباط با دیگران درونی کرده‌ ایم؛ همچون پدر و مادر، خواهر و برادر، دوستان و همکلاسی‌ ها. این راه و روش‌ ها بر نگرش و طرز برخورد ما در زمان حال تأثیر بسزایی دارد که از بیشتر آن‌ ها به طور كامل آگاه نیستیم.

نیازهای عاطفی از بدو تولد

این راه و روش‌ ها ریشه در نیازهای عاطفی ما از بدو تولد دارند. کودک از همان ابتدا نیاز به مرتبط بودن و دلبستگی را ابراز می‌ کند. این نیاز یعنی ما برای زنده ماندن و رشد کردن نیاز داریم، به مادر خود به طور عاطفی مرتبط شده و به وی دلبسته شویم. پس از آن که کودک از حضور مهربان و کمک کنندۀ مادر خاطر جمع شد، تلاش می‌ کند محیط بیرون را جستجو کرده و به کاوش بیشتر در دنیای بیرون بپردازد.

همۀ ما از هنگامی که به دنیا می‌ آییم نیازهای جسمی و روانی اساسی داریم که برای زنده ماندن، والدین ما باید به آن‌ ها پاسخگو باشند. از مهم ترین آن‌ ها نیازهای عاطفی است. رفته رفته که کودک بزرگ می‌ شود نیازهای عاطفی هم رشد می‌ یابند. این نیازهای عاطفی برای رشد و سلامت روانی کودک حیاتی هستند…

نیازهای عاطفی در بزرگسالی هم وجود دارند

قابل توجه است که این نیازها در بزرگسالی هم وجود دارد و تنها شکل و نوع رسیدن به آن‌ ها تغییر می‌ کند. بر اساس دیدگاه روانشناسی خویشتن هنگامی که این نیازهای اساسی در هر مرحله از رشد فرد به طور مناسب پاسخ داده نشود و یا حتی در محرومیت قرار بگیرد، منجر به آسیب‌ های روانی می‌ گردد. در نتیجه در بزرگسالی نیز فرد به طور غیر عادی به دنبال پاسخی برای این نیازهای اساسی خویشتن خواهد بود.

میزان آسیب روانی در بزرگسالی

البته ممکن است فردی برخی از نیازهایش را به خوبی پاسخ گرفته و در مورد برخی دیگر فقدان، کمبود و یا محرومیت تجربه کرده باشد. کیفیت و میزان این فقدان‌ ها، کمبودها و یا محرومیت‌ ها تعیین خواهد کرد که میزان آسیب روانی در بزرگسالی چگونه باشد. از طرفی این فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی برای ما تجربیات دردناکی ایجاد کرده‌ اند که تا حد زیادی از آگاهی ما خارج هستند و ما برای رهایی از این درد و رنج‌ها به الگوهای رفتاری متعدد و تکراری متوسل می‌ شویم.

مثلا از برقراری ارتباط با دیگران اجتناب می‌ کنیم و یا ترجیح می‌ دهیم از نظر عاطفی سرد باشیم. گاهی ممکن است رفتارهایی تکراری‌ را در طول روز انجام دهیم و یا در مورد علایقمان صرفا به خیال پردازی بپردازیم. ممکن است زود عصبانی شویم و یا اصلا احساسی نداشته باشیم…

در مقابل برخی دیگر ممکن است به عکس این رفتارها پناه ببرند، مثلا بیش از حد و غیر معمول پرانرژی و شاد باشند. به هیچ وجه تحمل شرایط عصبانی کننده و یا غمگین کننده را نداشته باشند و به شدت از آن‌ ها پرهیز کنند. در موارد شدیدتر آسیب‌ های ناشی از فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی ممکن است فرد به مصرف الکل و یا مواد مخدر روی بیاورد تا بتواند مقداری از درد و رنج عاطفی خود را کاهش دهد.

دور کردن تجربیات دردناک از بخش آگاه ذهن

تمام این رفتارها برای این است که ما به طور غریزی تجربیات دردناکمان را از بخش آگاه ذهنمان دور می‌ کنیم تا بتوانیم به زندگی خود ادامه دهیم. اگر از این الگوهای رفتاری تکراری که البته به طور ناخودآگاه عمل می‌ کنند استفاده نکنیم، انسجام درونی و بیرونی ما از بین خواهد رفت و ادامۀ زندگی تقریبا غیر ممکن خواهد شد. در نتیجه این الگوهای رفتاری از ما در برابر فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی گذشتۀ‌ مان محافظت می‌ کنند.

به همین دلیل است که این الگوهای رفتاری بسیار پایدار به نظر رسیده و تغییرشان مستلزم تلاش بسیاری است. از طرفی اگرچه این الگوها را از خود بیگانه می‌ دانیم، اما قادر به ترک آن‌ ها نیستیم. این الگوهای رفتاری برای ما یک ناخوشنودی فراگیر، عدم رضایت از خود، زندگی و دیگران و مشکلات متعدد ارتباطی فراهم کرده است.

نتیجه گیری

پس شاید بتوان این طور گفت که ما از بدو تولد نیازهای عاطفی مهمی داشته‌ ایم که گاهی والدین ما، در پاسخگویی مناسب به آن‌ ها با شکست مواجه شده‌اند. به همین دلیل ما با فقدان‌ ها، کمبودها و گاه محرومیت‌ های عاطفی روبرو شده‌ ایم که درد و رنج روانی زیادی برایمان ایجاد کرده است.

از آنجا که رشد و سالم زیستن یکی از غرایز اصلی ماست، این درد و رنج‌ ها را از حوزۀ آگاهی خود خارج کرده‌ ایم تا بتوانیم به زندگی خود ادامه دهیم. در نتیجه الگوهای ارتباطی ناسالمی را درونی ساخته‌ ایم که بتوانیم از خود در مقابل درد و رنج‌ های ناشی از فقدان‌ های عاطفی محافظت کنیم. با این وجود این الگوهای ارتباطی و رفتاری برای ما دردسرهایی هم دارند که باعث می‌ شوند ما از زندگی خود ناراضی باشیم؛ مثل همان‌ هایی که بالاتر عنوان کردیم.

روان درمانی تحلیلی، بهترین راهکار

اینجاست که روان درمانی تحلیلی توصیه می‌ شود. روان درمانی تحلیلی از طریق همدلی به ما کمک می‌ کند تا نیازهای عاطفی اساسی خود را شناخته، از فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی‌ خود آگاه شویم و با کمک درمانگری که هم به طور استاندارد آموزش دیده و هم خودش درمان شده است، نیازهای عاطفی خود را بازیافته و در فرایند درمان آن ها را رشد دهیم.

از این طریق راه برای جبران فقدان‌ های عاطفی باز خواهد شد و رفته رفته ما احساس بهتری نسبت به خود، زندگی و دیگران خواهیم داشت. گویا از این طریق درد اصلی را پیدا کرده و بر روی آن مرهم می‌ گذاریم.

شناسایی فقدان ها و کمبودها با روان درمانی تحلیلی

درمانگر تحلیلی در یک بستر امن و همدلانه کمک می‌ کند این فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی که اکنون بزرگسالی ما را تحت تأثیر قرار داده و به نوعی سلامت روانی ما را به خطر انداخته شناسایی کرده و همراه درمانگر آن‌ ها را دوباره تجربه نموده و با کمک وی بتوانیم در پی ترمیم آن‌ ها قدم برداریم…

صرف وقت و تعمق قابل ملاحظه

چنین مسیری مستلزم صرف وقت و تعمق قابل ملاحظه‌ ای است. برخی مراجعان از من سوال می‌ کنند که “ما چقدر باید بیاییم؟” و یا “چند جلسه لازم است تا حال من خوب شود؟” من اغلب به آن‌ ها خواهم گفت مسائل و مشکلات شما یک شبه آغاز نشده‌ اند و برای حل آن‌ ها نیز به صرف وقت احتیاج داریم.

اگرچه ممکن است از این پاسخ من قانع نشوند، اما وقتی کار درمانی پیش می‌ رود و کم کم آن‌ ها نیازهای خود را می‌ شناسند و با فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی خود روبرو می‌ شوند، می‌ توانند برای تأمین رشد یافته‌ تر این نیازها در زمان حال قدم‌ های محسوسی بردارند. البته گاهی روبرو شدن با برخی فقدان‌ ها و کمبودهای عاطفی چنان دردناک است که بعضی افراد ترجیح می‌ دهند هرگز به این وادی قدم نگذارند و یا در اواسط درمان از ادامۀ آن منصرف شوند.

من اغلب تلاش می‌کنم علت این اجتناب را برایشان طبیعی بشمارم و به آن‌ ها پیشنهاد می‌ دهم که درمان را ادامه دهند. با این حال برخی نمی‌ پذیرند و من به تصمیم آن‌ ها کاملا احترام خواهم گذاشت.

فضای امن و اعتمادآمیز

در جلسۀ روان درمانی تحلیلی تلاش خواهد شد فضای امن و اعتمادآمیزی فراهم گردد تا مراجع بتواند با آسودگی خاطر هرچه به ذهنش خطور می کند بیان کند. رابطه فرد با درمانگرش نقش مهمی در این نوع درمان ایفا می‌ کند.

درمانگر محیطی خصوصی، امن و همدلانه‌ ای را فراهم می‌ کند که در آن الگوهای درونی اجازۀ آشکار شدن می‌ یابند. این محیط پاسخگو، شرایطی را به وجود می ‏آورد که الگو‌ها و فقدان‌ های عاطفی دوباره زنده شوند. اما این بار در تعامل با درمانگری همدل و در یک محیط امن، فرد به تجربیات جدیدی از خود و دیگران می‏رسد و الگوهای تجربی جدیدی پیدا می‌ كند.

ارتباطی صمیمی و همدلانه

تجربیات و نگاهی که مناسب یک انسان بزرگسال است، نه الگوهای قدیمی و تکراری که مرتبط با آسیب پذیری، بی‌ پناهی و فقدان‌ های عاطفی کودکی ماست. با کمک درمانگر ما کم کم متوجه این تجربیات می‌ شویم و در می ‏یابیم که چه اتفاقی برای ما افتاده است. ارتباطی که بین درمانگر تحلیلی و مراجعش ایجاد می‌ شود، یک ارتباط صمیمی، همدلانه و در عین حال کاملا حرفه‌ ای است. این ارتباط اگرچه محدود به مراجع و درمانگر است اما مجموعه‌ ای از تجربیات موجود در گذشتۀ فرد را در خود جای داده است.

از این طریق بسیاری از نیازهای عاطفی ما، فقدان‌ ها و کمبودهایمان به سبب این رابطۀ همدلانه، امن، اعتمادآمیز و حرفه‌ ای دوباره بروز می‌ یابد و مراجع و درمانگر با کمک یگدیگر و همکاری نزدیک و دقیق در جهت ترمیم آن‌ ها قدم برمی‌ دارند. برای بسیاری از مراجعین من این فرایند تا حدی می‌تواند سخت و دردناک باشد. اما هر دوی ما به خوبی می‌ دانیم هدف نهایی ما رهایی آن‌ ها از دردهای ناشی از فقدان‌ ها و کمبودهایی است که در طول دوران رشدیشان رخ داده است.

به این ترتیب، روان درمانی تحلیلی می‌ تواند بالقوه موجب ساختار سازی‌ های جدیدی در شخصیت و رشد عاطفی فرد شود. البته باید به این نکته مهم نیز اشاره کرد که برقراری رابطه درمانی با درمانگر و بررسی دقیق و همدلانۀ عناصر خودآگاه و ناخودآگاه شخصیت فرد، نیازمند دقت و همکاری دو جانبه از سوی مراجع و درمانگر است و به دلیل همین کار دقیق و عمیق است که این درمان نسبت به دیگر روش‌ های درمانی، طولانی‌ تر می‌ گردد…

چند نکتۀ تکمیلی اما مهم

اکنون باید به چند نکتۀ تکمیلی اما مهم اشاره کنم. وقتی صحبت از رابطۀ همدلانه، صمیمی و حرفه‌ ای مراجع و درمانگر می‌ شود باید توجه داشت که بین آن‌ ها یک اتحاد کاری برای کمک به کاهش دردهای عاطفی مراجع برقرار می‌ گردد.

این اتحاد کاری بر چند اصل بنیادی استوار است. اول از همه درمانگر تحلیلی ای که می‌ خواهد به مراجعانش کمک کند باید در کنار آموزش مستمر و استاندارد از زوایای پیدا و پنهان شخصیت خود، فقدان‌ ها و محرومیت‌ های عاطفی‌ اش آگاه باشد و به کمک درمان شخصی در پی ترمیم آن‌ ها برآمده باشد.

به زبان ساده‌ تر درمانگری می‌ تواند به مراجعش کمک کند که قبلا خود از درمانگری با تجربه کمک گرفته باشد و فرایند رشد بیشترش را از همین طریق آغاز نموده باشد. یک درمانگر تحلیلی مراجین خود را حداقل یکبار در هفته و در زمان و مکانی ثابت ملاقات می‌ کند. با آن‌ها هیچ رابطه‌ ای خارج از اتاق درمان نخواهد داشت و مراودات مالی به جز پرداخت حق ویزیت بین آن‌ ها وجود ندارد. یک درمانگر تحلیلی اگرچه از جزئیات خصوصی مراجعینش مطلع می‌ گردد اما هیچ قضاوت و پیش داوری در موردشان نخواهد کرد. وی موظف است در مورد تمام اطلاعات و گفته‌ های مراجعانش کاملا رازدار باشد و نیز در مورد زندگی خصوصی‌ اش با مراجعین صحبت نکند. البته این نکات در مورد تمام انواع روان درمانی و خدمات روانشناسی یکسان است.

انتخاب بهترین نوع روان درمانی

بسیاری افراد به اشتباه یک نوع روان درمانی را صرفا بر اساس قضاوت شخصی، حرف مردم و یا فشار اطرافیان انتخاب می‌ کنند. بهترین راه یافتن اینکه چه نوع روان درمانی بیشتر مناسب شماست، این است که با یک متخصص مجرب و صاحب تجربه که تا حد زیادی با انواع روان درمانی و تکنیک‌ های آن آشناست، مشورت کنید. چنین متخصصانی می‌ توانند دربارۀ نوع کمکی که بیشتر برای نیازهای ویژۀ شما مناسب است، توصیه‌ هایی داشته باشند.

برای این می‌ توانید از مصاحبۀ تشخیصی که بسیاری از مراکز مشاوره و روانشناسی ارائه می‌ دهند بهره ببرید. به یاد داشته باشید هر اطلاعاتی که از خودتان ممکن است به یک درمانگر بدهید در یک بستر اعتماد محض و همدلانه صورت خواهد گرفت. بنابراین برای آنکه روان درمانگر شما بتواند ارزیابی کامل و معتبری از شما داشته باشد و همچنین بهتر بتواند به شما کمک کند، در جلسات درمان تا حدی که ممکن است صادق باشید…

 

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر