قدرت چیست؟ انواع قدرتReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Mar 17Rating: 5.0قدرت چیست؟ انواع قدرتکسانیکه صاحب قدرت‌اند کمتر این موضوع را بروز نمی‌دهند و حتی گاهی داشتن آن را کتمان می‌کنند. اما کسانی که در پی کسب قدرت هستند، عکس قضیه را وانمود می‌کنند و آنان که توانسته‌اند قدرتی به دست آورند، در خصوص نحوه به دست آوردن آن خاموش می مانند.

قدرت

انواع قدرت وجود دارد. کسانیکه صاحب قدرت‌اند کمتر این موضوع را بروز نمی‌دهند و حتی گاهی داشتن آن را کتمان می‌کنند. اما کسانی که در پی کسب قدرت هستند، عکس قضیه را وانمود می‌کنند و آنان که توانسته‌اند قدرتی به دست آورند، در خصوص نحوه به دست آوردن آن خاموش می مانند. رابینز (2011) قدرت را این چنین تعریف می کند: توان بالقوه ای که الف دارد تا بر رفتار ب اثر گذارد به گونه ای که ب را وا می دارد تا کاری را انجام دهد (اگر غیر از این بود چنین نمی کرد).


مقاله مرتبط: تست آنلاین قدرت ارتباطات

مقاله مرتبط: حس قدرت و کودکان

مقاله مرتبط: نسل بدون قدرت و اراده


انواع قدرت

اتزیونی دو نوع قدرت مقام و قدرت شخصی را از هم متمایز می نماید. افرادی که دیگران را به واسطه جایگاه سازمانی شان وادار به اطاعت میکنند از قدرت سازمانی استفاده کرده اند. و مدیرانی که قدرتشان را از پیروانشان بدست آورده اند در اصطلاح دارای قدرت شخصی هستند.

قدرت مقام در داشتن اختیار و کنترل منابعی است که دیگران به آن نیاز دارند. مانند: تصویب بودجه، ترفیع و افزایش حقوق، ارزیابی عملکرد… مدیران منصوب شده در جایگاه سازمانی نسبت به هم رده ها و یا خلف های خود به یک میزان قدرت مقام ندارند چرا که منبع قدرت مقام در رده های بالاتر سلسله مراتب است و بسته به این دارد که فرادست چقدر عزم و اراده برای تفویض اختیار داشته است.

 

تست آنلاین سلامت روان

 

به عبارت دیگر، قدرت مقام میزان تفویض اختیار و مسئولیتی است که مدیران بالادست به شما اعطا میکنند. حال این سوال پیش میآید که آیا میزان قدرت رسمی در اختیار صاحبان آن نیست؟ قطعا هست. چرا که جویندگان قدرت رسمی میتوانند در بدست آوردن اعتماد و اطمینان فرادستان برای اعطای هرچه بیشتر قدرت مقام به آنان بکوشند. ولی به خاطر داشته باشید هر چقدر از این نوع قدرت از آبشار سلسله مراتب به سمت پایین جاری شده باشد، میتواند در لحظه ای باز پس گرفته شود. همه ما بارها شاهد این ماجرا بوده ایم که مدیرانی که تا دیروز اختیار تام برای مثلا توزیع پاداش داشتند، امروز این اختیارات از آنان سلب شده و فقط مسئولیت انجام کار برای آنان به جا مانده است.

قدرت شخصی اما به قدرتی اطلاق می شود که از فرودستان برگرفته شده است و معمولا تابعی است از چند ویژگی که دیگران در شما تشخیص میدهند. مثلا قابلیت اعتماد، تخصص با ارزش برای دیگران، جدیت و پشتکار، اعتماد به نفس… مثال خوبی که میتواند منشا قدرت شخصی را که نزد پیروان است نشان دهد، مدیری است که محبوبیت بسیار خوبی (قدرت شخصی بالا) در مثلا واحد تولید دارد، ولی وقتی شخص ایشان مدیر واحد دیگری-مثلا تحقیق و توسعه میشود، حرف او خریداری ندارد.

همه ما شاهد موارد متعددی بوده ایم که قدرت شخصی نیز به آسانی میتواند توسط پیروان و فرودستان باز پس گرفته شود، کافی است که صاحب قدرت چند اشتباه فاحش انجام دهد و پیروان او را شاهد باشیم که چطور به سرعت قدرت شخصی را از او میستانند. تناقض جالب توجه در این مفاهیم این است که فرا دستان غالبا برای تفویض بیشتر اختیار به میزان قدرت شخصی شما توجه میکنند و فرو دستان برای قایل شدن قدرت شخصی بیشتر، میزان قدرت مقام شما را ارزیابی مینمایند.

قدرت مقام بهتر است یا قدرت شخصی؟

در قرن 16، ماکیاولی شبیه به این سوال را در بستر دیگری مطرح کرد: رابطه مبتنی بر عشق بهتر است یا رابطه مبتنی بر ترس؟ از نظر او بهترین رابطه، رابطه ایست که هر دوی عشق و ترس را در بر داشته باشد.

به عقیده نگارنده نیز در ارتباطات سازمانی، داشتن هر دو قدرت مقام و قدرت شخصی برای پیشبرد کارها لازم هستند. اما اینکه کدام نوع از قدرت برای رهبری و مدیریت اثر گذار تر است، پژوهشهای مختلف حاکی از آن است که قدرت شخصی برای فرمانبرداری و رضایت کارکنان موثرتر است، البته عوامل اقتضایی و محیطی نیز باید در نظر گرفته شود. تئوری های مختلف در حوزه رهبری اقتضایی و رهبری موقعیت مدار، به اقتضایی بودن استفاده از انواع قدرت پرداخته اند.

اگر صاحب قدرت مقام هستید:

از قدرت مقام تان حداقل استفاده را بکنید. شما در مقام مدیر برای انجام کارهایتان به بخش های دیگر سازمان و زیر دستان خود وابسته هستید و استفاده از قدرت مقام باعث میشود آنها به نشانه های قدرت مقام حساس شوند و در صدد انتقام برآیند.

اگر قدرت شخصی دارید:

مدام نقاط ضعف و قوت خود را ارزیابی کنید، تا آنجا که می‌توانید قدرت شخصی خود را گسترش و تعمیم دهید و همیشه به قدرت شخصی اولویت دهید.

وابستگی؛ کلید قدرت

وقتی شما چیزی را در اختیار و کنترل دارید که آن چیز مورد نیاز دیگران است، آنها به شما وابسته اند و شما بر آنها قدرت دارید. به عبارت دیگر وابستگی به داشتن جایگزین برای سرچشمه ارضای نیازها بستگی دارد. وقتی چیزی به وفور یافت میشود، داشتن آن قدرت نیست. ولی هنگامی که شما منابعی را در اختیار دارید که دیگران از آن بی بهره اند، شما دارای قدرت هستید و دیگران به شما وابسته اند. مثل معروف “در شهر کورها، یک چشم پادشاه است” ناظر به همین موضوع است. بی جهت نیست که برخی سازمانها به جای داشتن یک تامین کننده، به دنبال داشتن چندین تامین کننده هستند. و یا به جای سپردن کارهای مهم و پیچیده به یک شخص، آنها را به تیم ها و گروهها می سپارند.

 

اینستاگرام اکسیر

 

چه چیزهایی وابستگی ایجاد می کند؟

اهمیت: آنچه شما دارید، برای دیگران اهمیت داشته باشد
کمیابی: آنچه شما تحت کنترل دارید، بایستی محدود و نادر باشد و الا باعث وابستگی نخواهد بود
قابلیت جایگزینی: هر چه منابع تحت کنترل، غیر قابل جایگزین تر باشند، قدرت صاحبان منابع بیشتر است.

دست خداوند با جماعت است:

ائتلاف راهی برای طرفین ضعیف است تا قدرتی که میخواهند را بدست آورند. ائتلاف‌ها به دنبال حداکثر کردن اندازه خود هستند و با میزان وابستگی متقابل در سازمان ارتباط دارند. هرچه وظیفه کارمندان در سازمان تکراری‌تر باشد، احتمال شکل گیری ائتلاف بیشتر است. نیز احتمال تشکیل ائتلاف در اقشار ضعیف سازمان و جایی که در آن ناامنی باشد، بیشتر است. بی دلیل نیست که برنامه های جانشین پروری در سازمان ها بدون لحاظ نمودن امنیت شغلی کارکنان غالبا عقیم میمانند.

قانون بده بستان (The law of Reciprocity)

وقتی کاری را برای کسی انجام می دهید، ناخودآگاه تغییری در روابط ایجاد می شود و شخص مقابل به شما بدهکار می شود.

قانون بده بستان یعنی در نظام روانی انسانها همه کارها مانند یک سیستم حسابداری به صورت حسابهای دریافتنی و حسابهای پرداختنی ثبت می گردد و هر کاری باید روزی جبران شود. به عبارت دیگر وقتی برای دیگری کاری انجام می دهید تعهدی در وی ایجاد می شود تا آن را به نوعی در آینده جبران نماید. انباشت این تعهد، دیگران را مدیون شما می نماید و برای شما سطوحی از قدرت را فراهم می نماید. مدیران آشنا با مفاهیم قدرت، ترازنامه بده بستان های خود را دائما بررسی و ارزیابی مینمایند. ترازنامه کارهای شما به چه صورت است؟ آیا کاملا بدهکار محسوب می شوید؟ یا طلب قابل ملاحظه ای دارید؟ البته بایستی مراقب بود که سخاوت شما، از طریق افرادی که قصد بازپرداخت ندارند، مورد سوء استفاده قرار نگیرد. شاید تقاضای گاه به گاه برای انجام کار متقابل، محک خوبی باشد.

 

دریافت وقت مشاوره آنلاین

 

بارگذاری...

 

مشاوره رایگان آنلاین