خانواده افراد مبتلا به اختلال خوردنReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Feb 9Rating: 5.0خانواده-افراد-مبتلا-به-اختلال-خوردنزیاد غذا خوردن و اختلال خوردن غذا بیش از اندازه بسیار در خانواده ها مرسوم است . افزاد مبتلا به خوردن یا افراد پر خور به دلایلی مانند وسواس ، استرس و نگرانی تن به خوردن زیاد می کنند که کاملا می توان با انجام تست اختلال خوردن این موضوع را بررسی کرد .

اختلال خوردن زیاد

بی اشتهایی روانی به نظر می رسد واكنشی در مقابل خواسته های نوجوان برای استقلال بیشتر و افزایش عملكرد جنسی و اجتماعی است. تعارضات دهانی انحلال یافته و موانعی كه ممكن است در راه دستیابی به استقلال در دوره كودكی به وجود آیند،‌ به تثبیت در مرخله دهانی منجر می شوند و بی اشتهایی روانی را در پی دارند. بیماران مبتلا به این اختلال اشتغال ذهنی با خوردن و افزایش وزن را جانشین سایر مسائل طبیعی نوجوانی می كنند. این اشتغال ذهنی به افكار وسواسی شباهت دارند. بیماران مبتلا به بی اشتهایی روانی نوعاً فاقد احساس خود مختاری و خودبودن هستند. بسیاری از این بیماران احساس می كنند كه جسم آنها به نوعی تحت كنترل پدر و مادرشان است. گرسنگی كشیدن ممكن است تلاشی برای كسب اعتبار به عنوان فردی خاص باشد. تنها از طریق اعمال خود انضباطی غیرعادی است كه بیمار بی اشتها احساس  خودمختاری و خود بودن می كند.

متخصصین روانكاوی كه بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی را درمان می كنند توافق دارند كه این بیماران جوان از نظر روانشناختی نتوانسته اند خود را از مادرشان جدا كنند ممكن است بیمار احساس كه جسم او به تسخیر مادری مزاحم و فاقد هم حسی در آمده است. گرسنگی كشیدن ممكن است ناخودآگاه به معنی متوقف كردن رشد این شی درونی مزاحم و لذا نابود كردن آن باشد. غالباً این فرایند همانند سازی با فرافكنی در تعامل بین بیمار و خانواده او در كار است. بسیاری از بیماران بی اشتها احساس می كنند كه امیال دهانی آزمندانه و نامقبولند؛ و به این طریق آن را با فرافكنی در می كنند. والدین به امتناع بیمار از خوردن با هراس در مورد اینكه او واقعاً غذا می خورد یا خیر پاسخ می دهند. آنگاه بیمار والدین خود را كسی كه نامقبولند تلقی كرده و با فرافكنی آنها رد می كند. بعضی حریصند و مطابق امیال رفتار می كنند،‌اما نه بیمار  مبتلا به بی اشتهایی عصبی.

مقاله مرتبط : تست آنلاین اختلال خوردن 

هیچ مجموعه خانوادگی خاصی برای بی اشتهایی روانی توصیف نشده است. معهذا،‌قرائنی وجود دارد كه مبتلایان به بی اشتهایی روانی روابط نزدیك دشواری با والدین خود دارند. در یك بررسی به این نتیجه رسیده اند كه در خانواده هایی كه كودكان مبتلا به اختلال خوردن دارند مخصوصاً نوع توأم با پاكسازی دارند، سطوح بالاتری از خصومت، آشفتگی و انزوا و سطوح پایین تری از حمایت و همدلی وجود دارد. نوجوان مبتلا به اختلال شدید  خوردن توجه را از روابط پر تنش والدین دور می كند.

خانواده افراد مبتلا به اختلال خوردن

پاره ای از مؤلفان كوشش كرده اند تا ریخت روانشناختی خاص والدین و همچنین ویژگی های تعاملی را در خانواده افراد بی اشتها تعیین كنند:

  • مادران به عنوان افرادی مضطرب، خود بیمار پندار و جاه طلب توصیف شده اند كه از فرزندانشان برای ارزنده سازی خوددوستدارانه خویشتن سود می جویند، توجه به ظاهر جسمانی كودك جنبه افراطی دارد. فزون حمایت كننده هستند، نیازهای كودكشان را به خوبی درك نمی كنند و گرایش به نوعی در هم شدگی بین آنها و فرزندانشان وجود دارد.
  • پدران بیشتر گرم و سهل گیر هستند و در تصمیمات خانواده كمتر دخالت می كنند و پاره ای از آنها رفتاری مادرانه دارند.
  • رابطه والدین به ظاهر رضایت بخش اما سطحی است و معمولاً در یكی از آنها رگه های افسردگی یا روان گسستگی مشاهده می شود.
  • تعاملات خانواده اغلب مرضی و نامنعطفند مع هذا در برابر وخامت وضع جسمانی بیمار رفتاری تا این حد هشدار دهنده نمی توان به درستی مشخص كرد كه آیا چنین تعامل هایی ناشی از اختلالند یا پیامد آن محسوب می شوند.

  اقداماتی كه براساس نشانه مرضی برانگیخته می شوند در حول محور غذا خوردن متمركز می گردند : تهدید و تشویق و همدلی و بی تفاوتی به صورت متناوب مشاهده می شوند و منظوكه خواهران و برادران نیز ممكن است در این تعارضات مشاركت داشته باشد و نقش متهم كننده را ایفا كند.

مشاوره رایگان