سلامت سازمانی، یکی از گویاترین و بدیهی‏ ترین شاخص های اثربخشی سازمانی است. سازمان سالم جایی است که افراد با علاقه به محل کارشان می آیند و به کارکردن در این محل افتخار می کنند. درحقیقت سلامتی سازمان از لحاظ فیزیکی، روانی، امنیت، تعلق، شـایسته سالاری و ارزشگذاری به دانایی، تخصص، و شخصیت ذی نفعان، و رشد دادن به قابلیت های آن ها و انجام وظایف محول شده از سوی فراسیستم های خود در اثربخشی رفتار هر سیستمی تاثیر بسزایی دارد.

سلامت سازمانی چیست؟

تعریف سلامت سازمانی

  • سلامت سازمانی عبارت است از دوام و بقای سازمان در محیط خود و سازگاری با آن و ارتقا و گسترش توانایی خود برای سازگاری بیشتر.
  • سلامت سازمانی یک مفهوم تقریباً تازه ای است و شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف خود به طور موثر و رشد و بهبود سازمان می گردد.

ویژگی های سازمان سالم

  • در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است.
  • دارای قابلیت انعطاف و خلاقیت برای ایجاد تغییرات لازم برحسب اطلاعات به دست آمده است.
  • نسبت به اهداف سازمان دارای یگانگی و تعهد است.

ویژگی های ضعف سلامت ســازمانی

  • کاهش سودمندی و منفعت سازمان
  • افزایش غیبت کارکنان
  • فقدان کانال های ارتباطی باز
  • اتخاذ همه تصمیمات در سطوح عالی سازمان
  • فقدان تعهد کارکنان نسبت به سازمان
  • وجود سطوح پایینی از روحیه و انگیزش در کارکنان
  • نادیده انگاشتن اعتبار سازمان توسط کارکنان
  • فقدان وجود رفتارهای غیراخلاقی در سازمان
  • اهداف منظم و دسته بندی شده
  • فقدان دوستان مجرب و یا اطمینان برای کارکنان در سازمان
  • فقدان برنامه های آموزشی و توسعه ای
  • فقدان اعتماد بین کارکنان سازمان

عوامل موثر در حفظ و تامین سلامت سازمان

  • طرز تلقی و برداشت کارکنان
  • شیوه اداره امور
  • خط‌ مشی های سازمان
  • ماهیت و میزان سرپرستی
  • امنیت کاری
  • شرایط کاری
  • مقام و منزلت
  • سطح حقوق و دستمزد

مولفه های سلامت سازمانی

  • روحیه: روحیه مناسب در سازمان به وسیله یک جو دوستانه درجایی که کارکنان عمدتاً همدیگر و شغلشان را دوست دارند و روی هم رفته هم به طور شخصی و هم به خاطر سازمان برانگیخته می شوند، نمایش داده می شود.
  • وفاداری و تعهد: در سازمان سالم یک جو اعتماد بالایی میان اشخاص وجود دارد. کارکنان منتظر این هستند که سر کار بیایند و احساس می کنند شرکت آن ها مکان خوبی برای کارکردن است.
  • ارتباط: در سازمان سالم، ارتباط مستمر میان کارکنان و مدیران باید تسهیل شود. ارتباط باید دوطرفه باشد و در سطوح مختلف سازمان برقرار باشد. در سازمان سالم، بحث های چهره به چهره به همان اندازه اهمیت اسناد و مدارک نوشته شده، مهم است.
  • مشارکت و درگیر بودن در سازمان: در یک سازمان سالم کارکنان همه سطوح به طور مناسبی درگیر تصمیم گیری های سازمـان می شوند.
  • اعتبار یا شهرت موسسه یا شرکت: یک سازمان سالم اعتبار و شهرت مثبت را به کارکنان منعکس می کند. و پرسنل به طور کلی به شهرت و اعتبار بخش یا حوزه خود ارزش قائلند.
  • اخلاقیات: در یک سازمان سالم عموماً رفتار غیراخلاقی وجود ندارد. کارکنان تمایل دارند بیشتر به اخلاق باطنی ارزش قائل شوند و جایی را برای سیاست در سازمان نبینند.
  • شناسایی یا بازشناسی عملکرد: در یک سازمان سالم کارکنان برای به فعلیت درآوردن استعدادهایشان تشویق می شوند و موردحمایت قرار می گیرند، عموماً آن ها احساس می کنند ارزشمند هستند، آن ها به طور مناسبی برای پیشـرفت درون یک جوی از حق شناسی و مراقبت شناسایی می شوند.
  • مسیر هدف: درون یک جو سالم، کارکنان می توانند تمرکز بالای بخش هایشان را تشخیص دهند و اهداف را درون سازمان تشخیص دهند، چون در تنظیم اهداف مشارکت دارند.
  • بهبود یا توسعه کارایی کارکنان: در یک محیط سالم سازمانی،‌ اغلب هیئت ویژه ای برای حمایت از آموزش و بهبود مستمر نیروهای موجود در سازمان وجود دارد.
  • کاربرد منابع: کارکنان باید مشاهده کنند که منابع و امکانات به طور شایسته و به طریق سازگار با انتظارات آن ها از پیشرفتشان، بین آن ها تقسیم شده است.
  • رهبـری: رهبران به عنوان عامل تعیین کننده ای بر سوددهی و اثربخشی سازمان به شمار می روند و عموماً رفتاری دوستانه دارند و کارکنان به راحتی می توانند با آن ها ارتباط برقرار کنند.

ابعاد سلامت سازمانی

  • سازگاری
  • شایستگی حل مسئله
  • تمرکز بر اهداف
  • شایستگی ارتباطات
  • حداکثر برابری قدرت، به کارگیری منابع
  • انسجام و یگانگی
  • روحیه
  • استقلال، نوآوری

حل چهار مشکل برای پویایی های سازمانی

  • مشکل کسب منابع کافی و سازش با محیط خود
  • مشکل تعیین و اجرای هدف
  • مشکل نگهداری وحدت در داخل سازمان
  • مشکل ایجاد و حفظ ارزش های منحصر به سیستم

مشخصه های فضاهای کاری سالم

  • وضوح نقش و قابلیت دسترسی آن
  • الزامات کاری معقول
  • کنترل شغل و حدود اختیارات در تصمیم گیری
  • حمایت اجتماعی محیط کار
  • پاداش های عادلانه و رفتارمنصفانه
  • دستمزد کافی
  • ساعات کاری رضایت بخش
  • امنیت شغلی
  • جو سازمانی امن
  • ترتیبات استخدامی سالم

نتیجه گیری

همانطور که اشاره شد، مفهوم سلامت سازمانی به ما اجازه می دهد تصویر بزرگی از سلامت سازمان داشته باشیم. مدیر یک سازمان سالم، رهبری پویایی ایجاد می کند، رهبری که هم وظیفه مدار بوده و هم رابطه مدار است. چنین سازمانی حامی کارمندان است، آنان را هدایت کرده و استانداردهای عملکرد بالاتری را حفظ می کند. به علاوه، مدیر در فکر و عمل خود استقلال دارد. کارمندان در یک سازمان سالم، با علاقه و رضایت کامل به محل کار می آیند و از کار کردن در محیط کاری خود نهایت لذت را می برند. کارمندان به آموزش و یادگیری مستمر متعهد هستند. همدیگر را دوست دارند، به همدیگر اعتماد کرده، در کار خود دلسوز و وظیفه شناس هستند و به سازمان خود افتخار می کنند.

 

 منابع فارسی:

علاقه بند، علی، ۱۳۷۸ سلامت سازمانی مدرسه، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، شماره ۲۱.

پولانی، مایکل. (۱۳۸۶). اقداماتی در جهت سلامت سازمانی. (ترجمه محمد رضا علی پور). موسسه پژوهش و آموزش همکاران سیستم ( تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۲۰۰۴).

منابع لاتین:

Wayne, and John A, Feldman. (1987) “Organizational health: The Concept and Its Measure”. Journal of Research and Development in Education, Number 4, P: 30.

Julie A & William, Klingle. (2000) “Supervising Organizational health”. Supervision Journal, PP: 3-5

نویسنده: دکتر محبوبه امیدی نژاد

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر