آیا این عبارت «مثل آب خوردن دروغ می گوید» را باور دارید؟ چند درصد از افراد دورو برتان به شما دروغ می گویند؟ چرا دروغ گفتن از بخش های اجتناب ناپذیر زندگی شده است؟ چرا دروغگویی جزو عادت های روزمره به حساب می آید؟ و خیلی از سوال های دیگر در این زمینه، که ما پاسخ چندان قطعی ای را نمی توانیم به آن ها دهیم.

بصیرت مضاعف

محققان در بررسی علمی پدیده دروغگویی از «بصیرت مضاعف» نام می برند که آن شخص در یک لحظه دو موضوع را در ذهن خود مرور می کند؛ که یکی مربوط به آرزوها و زندگی ایده آلش است، و دیگری در مورد آنچه که واقعیت دارد؛ که اغلب مورد اول بر دومی سایه افکنده و ذهن را تحت تاثیر قرار می دهد…

عده ای دیگر علل و انگیزه دروغ گفتن افراد را عوامل شخصیتی می دانند مانند رویاپردازی، اغراق گرایی، خود بزرگ بینی، عوامل اجتماعی مثل در خطر قرار گرفتن موقعیت، اعتبار و شغل و دیگر عامل محافظت از منافع که فرد برای حفظ منافع خود، برای دروغ گفتن تلاش می کند؛ مانند محافظت از آسیب، درگیری، ناراحتی، نگرانی، حریم خصوصی و… .

در کل همه روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که فرد دروغگو احساس حقارت و کمبود، عدم امنیت و اعتماد به نفس پایین دارد که برای جبران آن ها دست به مکانیسم دفاعی مثل دروغ گفتن می زند…

ریشه های دروغگویی

در جامعه، چند نوع دروغگویی دیده می شود؟

در کل، ما با دو نوع دروغگویی سروکار داریم…

    – دروغگویی عادتی و همیشگی:

این نوع دو حالت دارد. حالت اول آن به صورت بیمارگونه مثل اختلال های شخصیتی، ضداجتماعی و اختلال های ساختگی است که در این حالت، فرد تمایل غیرقابل کنترل برای دروغ گفتن دارد و هدفش آگاهانه نیست. حالت دوم آن شامل دروغگویی عادتی است که فرد در یک مقطع از زندگی خود عادت کرده دروغ بگوید، به تدریج به این روند ادامه داده و دائما در حال دروغ گفتن است.

    – دروغگویی مقطعی:

نوع دیگر دروغگویی، دروغ گفتن در مقاطع گوناگون زندگی فرد برحسب نیاز و موقعیتش است. این نوع دروغ گفتن منشاء مرضی ندارد، بلکه منشاء آن، نوع تربیتی است که در آن ترس وجود داشته باشد یا الگوهای نامناسب که فرد می بیند. کسی که دروغ می گوید به موقعیت بالاتری از خودش دست یافته است؛ مثل احساس حقارت، خودنمایی، نیازهای ارضانشده، اعتماد به نفس پایین و ترس و خودخواهی. در جامعه ما ترس بیش از عوامل دیگر در دروغ گفتن افراد دخیل است که این ترس می تواند ناشی از همه چیز باشد.

ریشه دروغگویی چیست؟

ریشه های دروغگویی را در دو منبع می توان ریشه یابی کرد. یا در مقاطع مختلف زندگی و موقعیت های مختلف؛ مثلا در زوج درمانی، شوهر یک حرفی می زند و زن حرف دیگری. در واقع یکی راست می گوید و دیگری دروغ، درنتیجه در درجه اول باید روابط آن ها را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم علت اینکه یکی دروغ می گوید، چیست؟ یا اینکه گاهی ما ریشه دروغگویی را در تربیت دوران کودکی فرد بررسی می کنیم…

ریشه دروغگویی

آیا فرد دروغگو قابل درمان است؟

اگر دروغ گفتن به صورت بیماری و اختلال شخصیتی باشد، مثل سایکوز، اختلال ساختگی، افراد اهل تمارض درمانشان بسیار سخت است؛ اما اگر دروغ گفتن فقط در مقطعی از زندگی رخ دهد که حال می تواند به دلایلی که برشمردیم مثل کمبود اعتماد به نفس باشد و احساس حقارت و… درمانش به نسبت راحت تر است، چرا که خود فرد در درمان کمک می کند.

    – آیا هیپنوتیزم در درمان دروغگویی نقش موثری دارد؟

هیپنوتیزم درمانی برخلاف تصور مردم، درمان نیست بلکه ابزاری است که به فرآیند درمان کمک می کند. در هیپنوتیزم، فرد چیزهایی را که در طول زندگی فراموش کرده می تواند به یاد آورد. این روش، قرن ها مورد استفاده قرار گرفته است که فرد در عالم هوشیاری آنچه را نمی تواند بر زبان آورد، به یاد می آورد؛ و اینکه فرد قابلیت هیپنوتیک داشته باشد یا نه بسیار مهم است.

نمی توان به تنهایی گفت هیپنوتیزم باعث بهبودی فرد دروغگو می شود، بلکه یک ابزار درمانی مقطعی است که در درمان بالینی کمک می کند. درمان با هیپنوتیزم، یک درمان خوش باورانه است.

    – برای درمان دروغگویی باید از چه روش هایی کمک بگیریم؟

قبل از درمان، اول باید علل دروغگویی را در فرد بررسی کنیم. مثلا اگر فرد مرض دروغگویی دارد یا بیمار دروغ پردازی است، دارودرمانی برایش مناسب است اما اگر فقط در مقاطعی از زندگی دست به دروغ می زند، درمانش متفاوت است. ممکن است فرد به دلیل ترس، احساس حقارت و… دست به دروغ بزند که در این مواقع باید سعی می کنیم این رفتارها را با روانکاوی و روان درمانی از بین ببریم.

درمان دروغگویی

آیا دروغ گویی می تواند با اختلالات دیگر توام باشد؟

دیده شده افرادی که اضطراب بالایی دارند، خیلی مبالغه آمیز صحبت می کنند و در حال دروغ گفتن هستند؛ یا وسواسی ها، واقعیت را تغییر می دهند و دست به دروغ می زنند، افراد شکاک و بدبین نیز به صورت ناخودآگاه دروغ می گویند و آنچه را که به فرد نسبت می دهند غیرواقعی است.

آیا فرد دروغ گو از کار خود پشیمان می شود؟

به ندرت پیش آمده که مراجعه کننده بگوید، من دروغ می گویم و از این بابت ناراحتم، من را درمان کنید. بیشتر اوقات متخصص در جریان مشاوره متوجه می شود که فرد دروغگو است و او را درمان می کند. در مراجعه ها، فرد وقتی می گوید احساس حقارت دارم یا توانایی نه گفتن را ندارم متوجه می شویم که وی دروغ می گوید؛ اما سخت پیش می آید که کسی مستقیما بگوید مشکل دروغ گفتن دارم.

آیا فرد دروغگو از دروغ گفتنش لذت می برد؟

اصولا در طولانی مدت، وقتی فرد در حال دروغ گفتن است برایش لذت بخش است که این کار را ادامه می دهد. در واقع دروغگویی که عادت می شود و تبعات و نتایج مثبتی برای فرد دارد، برای فرد لذت بخش است.

آیا دروغ مصلحتی وجود دارد؟

دروغ گفتن یا نگفتن واقعیت، اسامی مختلفی دارد مثل مبالغه کردن، دروغ کوچک، توجیه و تحریف، لاف زدن، تمارض، انکار و دروغ مصلحتی. همه این عنوان ها جزء خانواده دروغگویی محسوب می شود، که همه موارد به غیر از دروغ مصلحتی بارشان منفی است. البته منظور از دروغ مصلحتی همان است که در جامعه باب و رایج است و منظورم نیست مصلحت یک کلمه مثبت است و منظور از دروغ مصلحتی این است که مصلحت ایجاب می کند؛ این گفته را نگویم تا ببینم چطوری و در چه شرایطی بیان کنم. مثلا اگر کسی بیمار و در بیمارستان بستری است و خانواده اش در سفر هستند نگوییم. فردی که دروغ مصلحتی به کار می برد، هدفش درنهایت باید گفتن واقعیت باشد.

دروغ گفتن چه آسیب هایی را برای خود شخص دروغگو در بردارد؟

هر نوع دروغ در درجه اول به خود فرد آسیب می رساند؛ در واقع فرد دارد به خودش مدام دروغ می گوید و هرچقدر دروغگویی فرد بیشتر باشد، آسیب رساندن به خودش بیشتر می شود و اگر در زمانی دروغ های فرد برملا شود و فرد دیگر نتواند با دروغ گفتن به نتایج رضایت بخش برسد دچار مشکلات روانی عدیده ای می شود که حتی دیده شده این افراد در بیمارستان های روانی بستری شده اند.

نکته ای که باید به آن توجه داشته باشیم، این است که ما هر چقدر سنمان بالاتر می رود، نیاز به آرامشمان بیشتر و توانایی مواجهه با مشکلات برایمان کمتر می شود. فردی که به طور مداوم مثلا ۲۰ سال در حال دروغ گفتن باشد و نتواند در ۴۰ سالگی با دروغ گفتن کارش را راه بیندازد، به شکست و مشکلات روانی بسیاری بر می خورد.

در برخورد با دروغگو باید چه عکس العملی نشان دهیم؟

اگر در روابط بین فردی با کسانی در ارتباطیم که زیاد دروغ می گویند، به جای اینکه تغییری در این افراد داشته باشیم باید به فکر فاصله مان با آن ها باشیم و اگر فرد به ما بسیار نزدیک بود مثلا همسرمان بود باید از مشاور کمک بگیریم و سعی کنیم با روش های علمی با این موضوع برخورد کنیم، چرا که در غیر این صورت اگر بخواهیم خودمان به طور مستقیم به وی کمک کنیم، ممکن است طرفمان وارد فاز انکار شود که این مساله جدی و مشکل ساز می شود…

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر