ریشه های دروغگوییReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jun 25Rating: 5.0ریشه های دروغگوییمحققان در بررسی علمی پدیده دروغگویی از «بصیرت مضاعف» نام می برند كه آن شخص در یک لحظه دو موضوع را در ذهن خود مرور می كند؛ كه یكی مربوط به آرزوها و زندگی ایده آلش است، و دیگری در مورد آنچه كه واقعیت دارد؛ كه اغلب مورد اول بر دومی سایه افكنده و ذهن را تحت تاثیر قرار می دهد...

آیا این عبارت «مثل آب خوردن دروغ می گوید» را باور دارید؟ چند درصد از افراد دورو برتان به شما دروغ می گویند؟ چرا دروغ گفتن از بخش های اجتناب ناپذیر زندگی شده است؟ چرا دروغگویی جزو عادت های روزمره به حساب می آید؟ و خیلی از سوال های دیگر در این زمینه، كه ما پاسخ چندان قطعی ای را نمی توانیم به آن ها دهیم.

بصیرت مضاعف

محققان در بررسی علمی پدیده دروغگویی از «بصیرت مضاعف» نام می برند كه آن شخص در یک لحظه دو موضوع را در ذهن خود مرور می كند؛ كه یكی مربوط به آرزوها و زندگی ایده آلش است، و دیگری در مورد آنچه كه واقعیت دارد؛ كه اغلب مورد اول بر دومی سایه افكنده و ذهن را تحت تاثیر قرار می دهد…

عده ای دیگر علل و انگیزه دروغ گفتن افراد را عوامل شخصیتی می دانند مانند رویاپردازی، اغراق گرایی، خود بزرگ بینی، عوامل اجتماعی مثل در خطر قرار گرفتن موقعیت، اعتبار و شغل و دیگر عامل محافظت از منافع كه فرد برای حفظ منافع خود، برای دروغ گفتن تلاش می كند؛ مانند محافظت از آسیب، درگیری، ناراحتی، نگرانی، حریم خصوصی و… .

در كل همه روان شناسان به این نتیجه رسیده اند كه فرد دروغگو احساس حقارت و كمبود، عدم امنیت و اعتماد به نفس پایین دارد كه برای جبران آن ها دست به مكانیسم دفاعی مثل دروغ گفتن می زند…

ریشه های دروغگویی

در جامعه، چند نوع دروغگویی دیده می شود؟

در كل، ما با دو نوع دروغگویی سروكار داریم…

    – دروغگویی عادتی و همیشگی:

این نوع دو حالت دارد. حالت اول آن به صورت بیمارگونه مثل اختلال های شخصیتی، ضداجتماعی و اختلال های ساختگی است كه در این حالت، فرد تمایل غیرقابل كنترل برای دروغ گفتن دارد و هدفش آگاهانه نیست. حالت دوم آن شامل دروغگویی عادتی است كه فرد در یک مقطع از زندگی خود عادت كرده دروغ بگوید، به تدریج به این روند ادامه داده و دائما در حال دروغ گفتن است.

    – دروغگویی مقطعی:

نوع دیگر دروغگویی، دروغ گفتن در مقاطع گوناگون زندگی فرد برحسب نیاز و موقعیتش است. این نوع دروغ گفتن منشاء مرضی ندارد، بلكه منشاء آن، نوع تربیتی است كه در آن ترس وجود داشته باشد یا الگوهای نامناسب كه فرد می بیند. كسی كه دروغ می گوید به موقعیت بالاتری از خودش دست یافته است؛ مثل احساس حقارت، خودنمایی، نیازهای ارضانشده، اعتماد به نفس پایین و ترس و خودخواهی. در جامعه ما ترس بیش از عوامل دیگر در دروغ گفتن افراد دخیل است كه این ترس می تواند ناشی از همه چیز باشد.

ریشه دروغگویی چیست؟

ریشه های دروغگویی را در دو منبع می توان ریشه یابی کرد. یا در مقاطع مختلف زندگی و موقعیت های مختلف؛ مثلا در زوج درمانی، شوهر یک حرفی می زند و زن حرف دیگری. در واقع یكی راست می گوید و دیگری دروغ، درنتیجه در درجه اول باید روابط آن ها را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم علت اینكه یكی دروغ می گوید، چیست؟ یا اینكه گاهی ما ریشه دروغگویی را در تربیت دوران كودكی فرد بررسی می كنیم…

ریشه دروغگویی

آیا فرد دروغگو قابل درمان است؟

اگر دروغ گفتن به صورت بیماری و اختلال شخصیتی باشد، مثل سایكوز، اختلال ساختگی، افراد اهل تمارض درمانشان بسیار سخت است؛ اما اگر دروغ گفتن فقط در مقطعی از زندگی رخ دهد كه حال می تواند به دلایلی كه برشمردیم مثل كمبود اعتماد به نفس باشد و احساس حقارت و… درمانش به نسبت راحت تر است، چرا كه خود فرد در درمان كمک می كند.

    – آیا هیپنوتیزم در درمان دروغگویی نقش موثری دارد؟

هیپنوتیزم درمانی برخلاف تصور مردم، درمان نیست بلكه ابزاری است كه به فرآیند درمان كمک می كند. در هیپنوتیزم، فرد چیزهایی را كه در طول زندگی فراموش كرده می تواند به یاد آورد. این روش، قرن ها مورد استفاده قرار گرفته است كه فرد در عالم هوشیاری آنچه را نمی تواند بر زبان آورد، به یاد می آورد؛ و اینكه فرد قابلیت هیپنوتیک داشته باشد یا نه بسیار مهم است.

نمی توان به تنهایی گفت هیپنوتیزم باعث بهبودی فرد دروغگو می شود، بلكه یک ابزار درمانی مقطعی است كه در درمان بالینی كمک می كند. درمان با هیپنوتیزم، یك درمان خوش باورانه است.

    – برای درمان دروغگویی باید از چه روش هایی كمک بگیریم؟

قبل از درمان، اول باید علل دروغگویی را در فرد بررسی كنیم. مثلا اگر فرد مرض دروغگویی دارد یا بیمار دروغ پردازی است، دارودرمانی برایش مناسب است اما اگر فقط در مقاطعی از زندگی دست به دروغ می زند، درمانش متفاوت است. ممكن است فرد به دلیل ترس، احساس حقارت و… دست به دروغ بزند كه در این مواقع باید سعی می كنیم این رفتارها را با روانكاوی و روان درمانی از بین ببریم.

درمان دروغگویی

آیا دروغ گویی می تواند با اختلالات دیگر توام باشد؟

دیده شده افرادی كه اضطراب بالایی دارند، خیلی مبالغه آمیز صحبت می كنند و در حال دروغ گفتن هستند؛ یا وسواسی ها، واقعیت را تغییر می دهند و دست به دروغ می زنند، افراد شكاک و بدبین نیز به صورت ناخودآگاه دروغ می گویند و آنچه را كه به فرد نسبت می دهند غیرواقعی است.

آیا فرد دروغ گو از کار خود پشیمان می شود؟

به ندرت پیش آمده كه مراجعه كننده بگوید، من دروغ می گویم و از این بابت ناراحتم، من را درمان كنید. بیشتر اوقات متخصص در جریان مشاوره متوجه می شود كه فرد دروغگو است و او را درمان می كند. در مراجعه ها، فرد وقتی می گوید احساس حقارت دارم یا توانایی نه گفتن را ندارم متوجه می شویم كه وی دروغ می گوید؛ اما سخت پیش می آید كه كسی مستقیما بگوید مشكل دروغ گفتن دارم.

آیا فرد دروغگو از دروغ گفتنش لذت می برد؟

اصولا در طولانی مدت، وقتی فرد در حال دروغ گفتن است برایش لذت بخش است كه این كار را ادامه می دهد. در واقع دروغگویی كه عادت می شود و تبعات و نتایج مثبتی برای فرد دارد، برای فرد لذت بخش است.

آیا دروغ مصلحتی وجود دارد؟

دروغ گفتن یا نگفتن واقعیت، اسامی مختلفی دارد مثل مبالغه كردن، دروغ كوچک، توجیه و تحریف، لاف زدن، تمارض، انكار و دروغ مصلحتی. همه این عنوان ها جزء خانواده دروغگویی محسوب می شود، كه همه موارد به غیر از دروغ مصلحتی بارشان منفی است. البته منظور از دروغ مصلحتی همان است كه در جامعه باب و رایج است و منظورم نیست مصلحت یک كلمه مثبت است و منظور از دروغ مصلحتی این است كه مصلحت ایجاب می كند؛ این گفته را نگویم تا ببینم چطوری و در چه شرایطی بیان كنم. مثلا اگر كسی بیمار و در بیمارستان بستری است و خانواده اش در سفر هستند نگوییم. فردی كه دروغ مصلحتی به كار می برد، هدفش درنهایت باید گفتن واقعیت باشد.

دروغ گفتن چه آسیب هایی را برای خود شخص دروغگو در بردارد؟

هر نوع دروغ در درجه اول به خود فرد آسیب می رساند؛ در واقع فرد دارد به خودش مدام دروغ می گوید و هرچقدر دروغگویی فرد بیشتر باشد، آسیب رساندن به خودش بیشتر می شود و اگر در زمانی دروغ های فرد برملا شود و فرد دیگر نتواند با دروغ گفتن به نتایج رضایت بخش برسد دچار مشكلات روانی عدیده ای می شود كه حتی دیده شده این افراد در بیمارستان های روانی بستری شده اند.

نكته ای كه باید به آن توجه داشته باشیم، این است كه ما هر چقدر سنمان بالاتر می رود، نیاز به آرامشمان بیشتر و توانایی مواجهه با مشكلات برایمان كمتر می شود. فردی كه به طور مداوم مثلا 20 سال در حال دروغ گفتن باشد و نتواند در 40 سالگی با دروغ گفتن كارش را راه بیندازد، به شكست و مشكلات روانی بسیاری بر می خورد.

در برخورد با دروغگو باید چه عكس العملی نشان دهیم؟

اگر در روابط بین فردی با كسانی در ارتباطیم كه زیاد دروغ می گویند، به جای اینكه تغییری در این افراد داشته باشیم باید به فكر فاصله مان با آن ها باشیم و اگر فرد به ما بسیار نزدیک بود مثلا همسرمان بود باید از مشاور كمک بگیریم و سعی كنیم با روش های علمی با این موضوع برخورد كنیم، چرا كه در غیر این صورت اگر بخواهیم خودمان به طور مستقیم به وی كمک كنیم، ممكن است طرفمان وارد فاز انكار شود كه این مساله جدی و مشكل ساز می شود…

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر