روش های عجیب درمان بیماری های روانی در گذشتهReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Nov 16Rating: 5.0روش های عجیب درمان بیماری های روانی در گذشتهمدارک زیادی از درمان های غیر انسانی بیماری های روانی ، در طول تاریخ وجود دارد. قضاوت کردن در مورد مداخلات روانشناختی جدید، بسیار آسان است؛ اما مطالعه در مورد تاریخ و سیر تکاملی درمان بیماری های روانی، می تواند به داشتن چشم انداز وسیع تر متخصصان این حوزه، کمک کننده باشد...

مدارک زیادی از درمان های غیر انسانی بیماری های روانی ، در طول تاریخ وجود دارد. قضاوت کردن در مورد مداخلات روانشناختی جدید، بسیار آسان است؛ اما مطالعه در مورد تاریخ و سیر تکاملی درمان بیماری های روانی، می تواند به داشتن چشم انداز وسیع تر متخصصان این حوزه، کمک کننده باشد…

10 روش درمان قدیمی بیماری های روانی

    – لوبوتومی: اختلال در مدارهای مغزی

یکی از معدود درمان های روانپزشکی که برنده جایزه نوبل شد، لوبوتومی (جراحی و برداشتن قسمتی از مغز) می باشد؛ که هم اکنون به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد. لوبوتومی اولین روش درمانی در روانپزشکی بود، که در جهت کاهش رنج ناشی از اخلال در مدارهای مغزی، که موجب بروز نشانه هایی در افراد می شد، طراحی شد. دیری نپایید که کارشناسان متوجه شدند این روش به اندازه کافی و در توجیه خطرات آن، موثر نمی باشد.
لوبوتومی به وضوح نشان داد که درمان بیماری های روانی، می بایست قبل از اینکه به طور فراگیر مورد استفاده قرار بگیرند، به طور کامل آزمایش شوند. با این حال لوبوتومی موجب شد تا متخصصان حوزه روان، در مورد ارتباط میان سیگنال های عصبی و بیماری روانی، پژوهش هایی را انجام دهند.

    – اخلاق درمانی: احترام به بیماران روانی

در قرن ۱۸ میلادی، بعضی بر این باور بودند که بیماری روانی یک موضوع اخلاقی است که می تواند به وسیله مراقبت های انسانی و القای انضباط اخلاقی درمان شود. سازو کارهای این نوع درمان شامل بستری شدن، ایزوله کردن فرد و بحث در مورد باورهای غلط وی بود. علیرغم محدودیت های این نوع درمان و با اینکه در تیمارستان ها انجام می شد، احترامی که در این شیوه به بیماران گذاشته می شد و تلاش های این روش برای درک نیازهای ابتدایی بیماران، تاثیر و تحولی در اروپای غربی داشت.

بخش بزرگی از روانپزشکی مدرن، ریشه در این رویکرد اخلاقی دارد…

درمان بیماری های روانی

    – سوراخ کردن جمجمه: حفره هایی در مغز شما

شاید یکی از اولین روش های درمانی برای بیماری های روانی، سوراخ کردن جمجمه باشد که شامل باز کردن یک حفره در جمجمه به وسیله مته، میخ و یا حتی اره می باشد. براساس تخمین ها این نوع درمان مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش است. با وجود اینکه هیچ سندی در مورد نحوه انجام این نوع درمان وجود ندارد، کارشناسان حدس می زنند در این روش بخش کوچکی از استخوان جمجمه به منظور کاهش سر درد، غلبه بر بیماری های روانی و یا جلوگیری از تسلط نیروهای شیطانی بر روح فرد، برداشته می شد. امروزه ممکن است عمل سوراخ کردن جمجمه در موارد صدمات و ضربه مغزی انجام شود.

    – گرفتن خون (حجامت)، شستشوی معده، پاکسازی: تنظیم مزاج

کلادیوس گلن، طبیب یونان باستان، معتقد بود تقریبا تمام بیماری ها از به هم ریختن مزاج و املاح بدن انسان ناشی می شوند. در سال ۱۶۰۰ میلادی پزشک انگلیسی توماس ویلیس، این رویکرد را به اختلالات روانی تعمیم و چنین استدلال کرد که در ورای اختلالات روانی یک ارتباط بیوشیمی داخلی وجود دارد.
تصور می شد حجامت، پاک سازی و حتی شستشوی معده به درمان بیماری های روانی و تنظیم مزاجی افراد کمک می کند.

    – آیین های مرموز: جن گیری و دعا

به دلیل فهم غلط از شالوده زیستی بیماری های روانی، علائم اختلالات خلقی، اسکیزوفرنی و سایر پریشانی های روانی، در بسیاری از فرهنگ ها، تسلط شیاطین بر روح افراد پنداشته می شدند. در نتیجه آیین های مرموزی چون جن گیری، دعا خوانی و سایر مراسم مذهبی، در بعضی موارد برای کاهش رنج ناشی از اختلالات روانی برای مبتلایان و خانواده هایشان استفاده می شد. ادامه دارد …

    – درمان های جسمانی: حمام آب یخ و بستن دست و پا

درمان اخلاقی درمانی شایع در قرن ۱۸ میلادی بود. اما حتی در آن زمان نیز پزشکان به طور کامل بیماری های روانی و جسمانی را از یکدیگر متمایز نساخته بودند. در نتیجه بسیاری از درمان ها، رویکردی کاملا جسمانی نسبت به بهبود بیماری های روانی و علائم آن ها داشتند. این روش ها شامل حمام آب یخ، ایزوله کردن و بستن دست و پا و ایجاد محدودیت های جسمی برای بیماران بود.

    – دیوانه خانه ها: قرنطینه کردن بیماران

دیوانه خانه ها اماکنی بودند که افراد دارای اختلالات روانی، در آن ها ظاهرا برای درمان، اما در واقع برای دور بودن از چشم خانواده و جامعه، اسکان داده می شدند.
ازدحام بیش از حد جمعیت در این مراکز، منجر به نگرانی در مورد کیفیت مراقبت از افراد بستری شده و موجب افزایش آگاهی از حقوق مبتلایان به بیماری های روانی گردید. حتی امروزه نیز، بیماران روانی ممکن است دوره های بستری در بیمارستان را تجربه کنند، اما جامعه نظارت بیشتری بر کیفیت مراقبتی که افراد در این مراکز دریافت می کنند، اعمال می کند.

    – کمای دیابتی: راه اندازی مجدد مغز

ایجاد بیهوشی به وسیله پایین آوردن قند خون، علی الخصوص در دهه ۱۹۳۰ به عنوان درمانی برای بیماری های روانی مورد توجه قرار گرفت. زیرا اعتقاد بر این بود که تغییرات سطح انسولین، سیستم عصبی مغز را تغییر خواهد داد. این روش درمانی برای دهه ها توسط پزشکانی که قویا اصرار بر نتایج مثبت آن بر روی بیماران داشتند، ادامه یافت.
این نوع بیهوشی برای ۱ تا ۴ ساعت به طول می انجامید و سرانجام این روش درمانی در دهه ۱۹۶۰ از بین رفت.

    – درمان با مِترازول: مقدمه ای بر الکتروشوک

با تکامل فهم بیماری های روانی، بسیاری از پزشکان اعتقاد پیدا کردند که تشنج ناشی از وضعیت هایی مانند صرع و بیماری های روانی مانند اسکیزوفرنی هم زمان اتفاق نمی افتند. بنابراین تشنج هایی ساختگی به وسیله داروهای محرکی چون مترازول برای کاهش بیماری های روانی مورد استفاده قرار گرفت. استفاده از مترازول از سال ۱۹۸۲ توسط سازمان غذا و داروی آمریکا ممنوع اعلام شد و کم کم عدم اثربخشی این نوع تشنج ها و نتایج درمانیشان مشخص گردید.
همچنین پژوهشگران بعدها متوجه شدند که حقیقتا صرع و اسکیزوفرنی همزمان اتفاق نمی افتند.
روش های درمانی مرتبط با تشنج نیز بعدها منجر به مطالعه بر روی روش درمانی موثرتری با نام الکتروشوک گردید.

    – تب درمانی: یک بیماری عامل درمان بیماری دیگر

یونانیان باستان تصور می کردند که دوره هایی از تب، در بعضی موارد موجب درمان سایر علائم در بیماران می شود. اما این موضوع تا اواخر دهه ۱۸۰۰ که از تب، به عنوان روشی برای درمان بیماری های روانی استفاده شد، عملا کاربردی نداشت.
روانپزشک اتریشی، ژولیوس وگنر، یک بیمار مبتلا به سفلیس را به بیماری مالاریا آلوده کرد و در نتیجه تب، موجب درمان جنون ناشی از سفلیس در فرد شد. پس از آن سایر بیماری ها برای ایجاد تبی مختصر به جهت درمان بیماری های روانی، مورده استفاده قرار می گرفتند…

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر