تبدیل خانواده ناکارآمد به کارآمدReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 21Rating: 5.0تبدیل خانواده ناکارآمد به کارآمدیک خانواده ناکارآمد چیزی فراتر از اختلاف نظر یا بحث های دائمی است. هر چیزی از نادیده گرفتن ساده تا بدرفتاری و سوء استفاده و حتی خشونت کلامی و فیزیکی، تجربیات روزمره کسانی است که بخشی از یک خانواده ناکارآمد هستند.

خانواده ناکارآمد

یک خانواده ناکارآمد چیزی فراتر از اختلاف نظر یا بحث های دائمی است. هر چیزی از نادیده گرفتن ساده تا بدرفتاری و سوء استفاده و حتی خشونت کلامی و فیزیکی، تجربیات روزمره کسانی است که بخشی از یک خانواده ناکارآمد هستند.

آنچه در خانواده ناکارآمد اتفاق می افتد چیست؟

  • والدین در حال مقایسه دائمی کودکان
  • خواهران و برادران در حال ستیز و تحمل مداومِ زورگویی
  • خشونت خانگی
  • خیانت های زناشویی
  • و موارد بسیار دیگر.

برای همه اعضا، این به معنای رنج عاطفی و حتی ترس است؛ که، در صورتِ حل نشدن، تأثیر مخربی بر شخصیت و پیشرفت فرد خواهد داشت. نیازی به ذکر نیست که بیشترین آسیب را اعضای جوان تر خانواده می بینند، اما این بدان معنا نیست که والدین در خطر نیستند، زیرا والدین هستند که اغلب نقش های وابسته به سوء استفاده گری و پرخاشگری را بازی می کنند و در بعضی موارد همه باعث رنج در یکدیگر می شوند.

بیشتر افراد تمایل دارند فکر کنند که تمام مشکلات از مسائلی عمیق نشأت می گیرد و به همین دلیل مقابله با آنها تقریبا غیرممکن است. این فقط در مورد خانواده هایی صدق می کند که تمایل به مقابله با مشکلات را ندارند، زیرا اگر تنها یک عضو هم مصمم باشد و بداند چگونه این کار را انجام دهد، تمام خانواده می توانند به مقدار زیادی پیشرفت داشته باشند.

در این مقاله، مراحل اساسی برای سامان دادن به یک خانواده از هم پاشیده و یا خانواده ناکارآمد را برای شما طبقه بندی خواهیم کرد. اگرچه ممکن است ناامید کننده باشد، اما امکان پذیر است. اگر تا به حال در این موقعیت بوده اید، یا اگر شخص دیگری را در این موقعیت می شناسید، این مقاله برای شماست.

‎چگونه یک خانواده ناکارآمد یا از هم پاشیده را سر و سامان دهیم؟

‎راه حل بهبود یک خانواده ناکارآمد، در چند کلمه می باشد. کنار گذاشتن “خودخواهی”، تمرکز بر پیدا کردن یک راه حل، تغییر در مقصر دانستن افراد، القای مسئولیت به آنها و انجام کارها به صورت یکپارچه که به نفع تمام خانواده است. به این ترتیب آنچه شما فقط در رویا می دیدید، محقق می شود.

اما دست کشیدن از “خودخواهی”؟ تعویض مقصر؟ انجام کار؟ معنی اینها چیست؟ ساده است. به طور خلاصه، اینها به شما این امکان را می دهند که یک خانواده ناکارآمد را به یک خانواده درست و کارآمد تبدیل کنید. بیایید نگاهی دقیق به این موضوع بیندازیم. و در پایان در مورد اینکه در یک خانواده از هم پاشیده بدبین و منفی باف چه کارهایی می توانید انجام دهید صحبت کنیم. حتی برای خانواده های ناکارآمدی که با اینکه در آنها مشکلات به خوبی شناخته شده و واضح است، ولی به نظر نمی رسد که کسی بخواهد اصلاح شود و آشکارا تصمیم گرفته که رفتارهای مخرب خود مانند سوء استفاده و خشونت فیزیکی را برای همیشه ادامه دهد، هم راه حلی وجود دارد.

اکثر خانواده ها دارای اختلال عملکرد هستند، هرچند در درجه های مختلف. موارد خفیف آنها، با زورگویی های در لفافه و یا عدم علاقه به پیشرفت یا رفاه سایر اعضا مشخص می شود. یک خانواده را می توان از هم پاشیده و ناکارامد نامید اگر تعاملات آنها از روی همکاری، همبستگی، توجه و حمایت نباشد.

اما بگذارید این را اختصاصی تر مطرح کنیم … یک خانواده ناکارآمد خانواده ای است که در آن، اعضا به طور مستقیم یا غیرمستقیم از آسیب های عاطفی و / یا آسیب های جسمی که توسط سایر اعضای خانواده، به ویژه از طرف والدین به آنها وارد می شود در رنج هستند. حتی رفتارهای منفعل مثل بی توجهی به یکدیگر، نشان دهنده اختلال در خانواده است.

‎خانواده های ناکارآمد دارای تعارض هایی هستند مانند: ‎انتظارات غیرواقعی، ‎کمبود علاقه و عدم گذراندن وقت با یکدیگر، ‎تبعیض جنسیتی، ‎دنبال منفعت بودن از همدیگر، ‎عدم همدلی، ‎رفتارهای نابرابر یا ناعادلانه در قبال هم،‎ بی احترامی به حریم های یکدیگر ‎مسائل مربوط به کنترل سایر اعضا، ‎حسادت، ‎سوء استفاده کلامی و جسمی، ‎خشونت و حتی بد رفتاری و سوء استفاده جنسی.

ارتباط با کارایی شخصی

ممکن است فکر کنید که یک خانواده ناکارآمد، هیچ ارتباطی با کارآیی شخصی ندارد، اما اشتباه می کنید. اگر فرد احساس خوبی نداشته باشد، عملکرد مطلوبی نیز نخواهد داشت، زیرا آسیب عاطفیِ تحمیل شده، مانع بروز عملکرد روزمره و در نتیجه عدم توانایی تمرکز، عدم وضوح ذهنی و سطوح پایین تمایلات، انگیزه و انضباط می شود. داشتن یک خانواده کارآمد دقیقا برعکس این است: این خانواده اعضایی فعال بدون هیچ گونه غربالگری عاطفی خلق می کند.

چطور آن را تغییر دهیم

هنگامی که شما بخشی از خانواده ناکارآمد هستید و به آن آگاهید، می توانید به سرعت در سایر اعضا نیز رفتارها و تعارضاتی را که باعث اختلال در عملکرد آن ها می شود شناسایی کنید. اگر نمی دانید که آیا خانواده شما خانواده ای کارامد و مطلوب است یا خیر، یکی از ساده ترین راه های تشخیص آن این است که احساسات برد و باخت خود را ارزیابی کنید. ما اغلب این را نادیده می گیریم. اما بیایید از خوتان بپرسید چه احساسی دارید؟ به نظر می رسد که این واقعا موضوع را برایمان روشن تر می کند.

ترجیح می دادید چه رفتارهایی، چه اعمالی و چه نگرشها و طرز برخوردهایی در خانواده تان بهتر بود؟ آیا شما فکر می کنید رفتارها و اعمال خانواده شما در گذشته روی شما اثر گذاشته است؟ متاسفانه، ما نمی توانیم به گذشته برگردیم تا آن را اصلاح کنیم. اما الان و در حال حاضر می توانیم کارهای زیادی انجام دهیم.

اصلاح امکان پذیر است

برای اصلاح یک خانواده ناکارآمد، باید با پایان دادن به رفتارها و اقداماتی که بر شما تاثیر بد می گذارد، شروع کنید. آن را شفاهی اعلام کنید. همه اعضای خانواده ناکارآمد یک مسئله مشترک دارند: آنها آسیب زدن و آسیب دیدن را متوقف نمی کنند. هر گاه شما احساس کردید که به حریم های شما تجاوز شده است فقط یک کلمه وجود دارد که باید به یاد داشته باشید: کافیست! این درب ورود به ساخت یک خانواده بهتر و کارآمد است. اما ابتدا باید مشخص کنید که مشکل دقیقا کجاست و دیگران را هم مطلع کنید. بنابراین بدون ترس پیش بروید و روی هر آنچه مبین نارضایتی شماست یک “توقف” بگذارید.

به کاربردن آن در زندگی واقعی

کاربرد آنچه ذکر شد در زندگی واقعی چیزی شبیه به این است: “خب، کافیست! هر بار که مرا تحقیر می کنید و یا به من سرکوفت می زنید احساس می کنم شما هیچ اهمیتی به من نمی دهید. من به توجه و احترام نیاز دارم و شما به عنوان خانواده من مسئول هستید که آنها را برای من فراهم کنید “

یا: “کافیست! وقتی که شما من را با پسر عمویم مقایسه می کنید، من را آزار می دهید، احساس می کنم که من اصلا مهم نیستم و این اصلا خوب نیست. من از شما می خواهم که این کار را متوقف کنید.

یا: “لطفا دست نگهدارید! هنگامی که شما شروع به فریاد زدن می کنید تمام احترامتان را از دست می دهید و انگار نبردی شروع می شود که چه کسی می تواند با صدای بلند تری فریاد بزند. صدای خود را بالا نبرید و اجازه دهید مثل آدم با هم حرف بزنیم!” همانطور که می بینید، در اینجا شما شروع به توقف رفتارهای سمی به محض آغاز آنها می کنید. و بعد از آن شما باید واضح بیان کنید که چرا این رفتارها اشتباه است وکدام نیازهای شما باید که برآورده شود.

مواردی است که شما باید به یاد داشته باشید:

  1. کافیست!
  2. چرا یک رفتار اشتباه است؟
  3. چیزی که نیاز دارید.

و این البته در مورد آنچه شما باید برای سایر اعضا رعایت کنید نیز به خوبی کار می کند.

این یک مساله خانوادگی است

یک خانواده ناکارآمد نمی تواند توسط یک عضو به تنهایی اصلاح شود. بله، یک عضو می تواند آغازگر و رهبر تغییرات باشد. اما به منظور تبدیل کامل خانواده به یک خانواده مطلوب و کارامد، تمام اعضا باید کمک کنند. به عبارت دیگر، شما نیاز به همکاری دارید. پس از مطرح کردن تقاضای خود نترسید! به اعضای خانواده نزدیک شوید و از آنها بخواهید که به شما گوش دهند.گاهی اوقات احساس می کنیم که نیازهای ما “مهم نیست” یا به سادگی بر این باوریم که آنها گوش نمی دهند. اما این طرز تفکر شبیه به شکست در یک جنگ ناتمام است. شما اگر بدانید مردم وقتی نیازهای خود را مطرح میکنید چگونه به شما گوش فرا میدهند شگفت زده خواهید شد، به ویژه اگر نشان دهنده این باشد که شما چقدر روراست، آسیب پذیر و نیازمند هستید.

برای ترغیبِ خانواده خود برای همکاری، ابتدا باید روابط فردی خود را با هر عضو خانواده اصلاح ببخشید. به یاد داشته باشید: روابط همیشه بین دو نفر و تنها دو نفر است. مهم نیست چقدر پیچیده است، کیفیت یک رابطه چند جانبه (مانند یک خانواده) همیشه به کیفیت روابط فردی بین آنها بستگی دارد. هنگامی که با هر عضو خانواده ناکارآمد خود ارتباطی درست برقرار کردید، قادر خواهید بود با دیگر اعضای خانواده نیز ارتباط برقرار کنید و به بهبود روابط فردی آنها کمک کنید.

خانواده ناکارآمد

روش

۱-دست کشیدن از “خودخواهی”

هر جا که درگیری و تعارضی وجود دارد پای خودخواهی در میان است. شما نمیتوانید هیچ رابطه ای را اصلاح کنید وقتی خودخواهی وجود دارد. زیرا این نفس خودمحور می‌خواهد همیشه برنده باشد. چه خودخواهی شما چه خودخواهی دیگران. نفس خودمحور اشتیاق شدیدی به ارضای نیازهای خود، کنترل و در بسیاری از موارد، سلطه گری دارد.این چه بر سر یک خانواده ناکارآمد می آورد؟ همه چيز. خودخواهی هر برنامه ای که برای اصلاح دارید را مختل می کند.

خودمحوری مردم را مقاوم و لجوج و تدافعی می کند و همچنین باعث می شود آنها بی مسئولیت باشند.به همین دلیل، اولین قدم این است که خودخواهی را رها کنیم. پس از اینکه اطمینان حاصل کردید که خودخواهی خود را مهار کرده اید، باید کاری کنید تا شخص دیگر نیز همین کار را کند. چگونه ؟ با صحبت کردن از اعماق قلب … به او بگویید که چقدر این برایتان مهم است. بگویید که این موضوع، موضوعی

برای بحث نیست، بلکه راهی برای انجام کارها با یکدیگر است. اشاره کنید که چطور این کار را به تنهایی نمی توانید انجام دهید. زیرا آنچه شما می خواهید، به هیچ وجه تمایل به آسیب رساندن به شخص دیگر نیست، بلکه فقط برای بهبود رابطه و جلوگیری از آسیب رسیدن به شما می باشد. شما باید به اشتباهاتی که نیاز به اصلاح دارند اشاره کنید.

۲-سرزنش نه، بلکه مسئولیت پذیری

ما اغلب هنگام صحبت در مورد اشتباهات دیگران، از لحن اتهام آمیز استفاده می کنیم. و این طبیعی است، همان چیزی است که اگر ایگو نبود، باید وجود می داشت. اما از آنجاییکه ما همه موجودات خودمحوری هستیم، این لحن بلافاصله سپرهای دفاعی را بالا برده و سپس شمشیرها را از غلاف بیرون می کشد. وقتی دیگران را سرزنش می کنیم، آنها به طور خودکار وارد حالت دفاعی می شوند، و این تنها منجر به مذاکره ای ناموفق می شود.

آنچه شما باید انجام دهید این است که از سرزنش به ذکر مسئولیت پذیری آنها تغییر جهت دهید. که حتی این نیز باید با دقت انجام شود! به جای اینکه آنها را ساکت کنید و یا شکایت کنید، به آرامی اشاره کنید که مشکل رفتار آنها چیست. هرچقدر که این احساس ضد و نقیض است، به همان اندازه قابل درک تر می باشد. می دانید که پذیرفتن یک اشتباه چقدر دشوار است، پس اجازه ندهید دیگری احساس بیش از حد بدی بکند … که این البته به این معنی نیست که همه چیز خوب و قابل قبول است، اما تنش را از بین می برد. به عنوان مثال شما این کار را انجام می دهید:

“سلام پدر. آیا می توانم یک دقیقه با شما صحبت کنم؟ من واقعا باید یک چیزی به شما بگویم. من به تازگی احساس ناراحتی می کنم و می دانم این برای شما مهم است. می دانید، هر زمان که من در مورد مهارت هایم صحبت می کنم، شما چیز دیگری را مطرح می کنید که در مقایسه با آن، موفقیت های من کمرنگ می شوند. من می دانم که شما این کار را عمدا انجام نمی دهید و می دانم که ممکن است تا به امروز متوجه این موضوع نشده باشید، اما می خواهم شما بدانید که این واقعا من را داغون میکند. اگر بتوانید این کار را متوقف کنید، کمک بزرگی به من و البته به ارتباط بین ما می کنید، زیرا این رفتار شما تا به امروز من را مجبور کرده است از شما فاصله بگیرم. و من این را نمی خواهم، من یک رابطه خوب و سالم با شما می خواهم.

اینجا چه اتفاقی افتاد؟ ما مطرح کردیم که مساله مان کاملا مهم است و همزمان نیاز به زمان و توجه دارد. سپس ما به طور آشکار خودمان را آسیب پذیر جلوه دادیم، دقیقا همانطور که هستیم. ما همچنین بیان می کنیم که چرا او باید شنونده حرف های ما باشد و احساساتمان را دوباره بیرون می ریزیم؛ چرا که آنها مهم هستند. ما این مسئله رابدون نیت خصمانه ای مطرح می کنیم زیرا این فقط توصیف احساسات ماست. شما او را به طور مستقیم سرزنش نمی کنید، اما اشاره می کنید که این یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که اعمال او باعث اختلال در عملکرد شما می شود. و او اکنون مسئول است که تغییر کند. این چیزی است که “تغییر از سرزنش به ایجاد مسئولیت” معنی می دهد. بعد از آن نوبت چیست؟ عمل!

۳-عمل

هر آنچه تا به الان ذکر شد چه معنایی خواهد داشت اگر در نهایت چیزی تغییر نکند؟ دقیقا هیچ معنایی نخواهد داشت ! به همین دلیل باید هر تغییری را که حتما لازمست انجام شود را پیگیری کنید. این کار را به گونه ای انجام دهید که خصمانه نباشد. آن را به صورت گاه به گاه و با تأکید بر اینکه چگونه هر دو طرف به یک توافق رسیدید و اینکه چقدر انجام آن برای خانواده ضروریست، دنبال کنید. اگر فردی پیگیری نکرد، از اینکه آن را دوباره مطرح کنید دریغ نکنید و به آنها بگویید چقدر از اینکه تلاشتان صادقانه بوده اما آنها گوش نداده اند ناامید شده اید. این ممکن است حتی گفتگوی دیگری بطلبد .

“وقتی دوباره به عادت های قدیمی برمی گردید، نشان می دهد که شما واقعا به آنچه که گفتم توجه نمی کنید. و در واقع میزان تحقیر شما نسبت به من و احساسات من را نشان می دهد. من با شما صحبت می کنم چون برای من مهم است. زیرا اگرچه برای من آسان تر است که از شما فاصله‌ بگیرم، اما ترجیح می دهم به جای آن، به پرورش این رابطه کمک کنم. اما اگر شما سهم خود را انجام ندهید، من هم هیچ کار دیگری از دستم بر نمی آید”.

برای پیشبرد این هدف، ارتباطات بسیار واضح و مثبتی لازم است.

۴-عشق تمام چیزی است که شما نیاز دارید

شما باید به یاد داشته باشید که برای اینکه یک خانواده ناکارآمد به خانواده ای کارآمد تبدیل شود، تمام کارها باید از عشق نشأت بگیرد. این تنها ابزار لازم برای موفقیت است: عشق. چه اتفاقی می افتد اگر عشقی وجود نداشته باشد؟ چه اتفاقی می افتد اگر کسی حاضر به انجام آنچه که لازم است نباشد؟ چه اتفاقی می افتد اگر یک عضو خانواده تغییر را نپذیرد و به آسیب هایی که به او وارد است، رضایت دارد؟ تنها کاری که می توانید انجام دهید این است: جدایی!

بیایید صادق باشیم مردم، به ویژه بزرگسالان، در برابر تغییر بسیار مقاوم هستند. یک ضرب المثل یهودی وجود دارد که می گوید:”ما بقیه عمرمان را صرف تلاش کردن برای از یاد بردن آنچه می نماییم که قبل از ۷سالگی آموخته ایم”.

اگر خیلی سخت است که آنچه باعث ناراحتی خانوادگی شما می شود تغییر دهید یا اگر حتی آن را غیرممکن می بینید، هنوز یک کارت دیگر در آستین دارید.

اگرچه هیچ کس دوست ندارد که از اعضای خانواده جدا شود، اما باید به یاد داشته باشیم که هرکدام از ما قبل از داشتن مسئولیت در رابطه با هرکسی، در قبال خودمان مسئولیم. شما مسئولید که برای خودتان خوشحالی و آزادی فراهم آورید. چرا که شما به عنوان یک ‌”فرد” اهمیت دارید، صرف نظر از هر رابطه ای که دارید، خانوادگی، دوستانه یا عاشقانه.

۵-فاصله گرفتن

بنابراین در صورت برخورد با یک عضو خانواده که به سادگی تمایلی به تغییر ندارد هر دو فاصله فیزیکی و عاطفی خود را افزایش دهید. منظورمان چیست؟ ابتدا یاد بگیرید که راههای آسیب به خود را به صورت جداگانه ببندید. اجازه ندهید به شما بیشتر آسیب برسانند. در عوض یک نفس عمیق بکشید و خود را از لحاظ احساسی دور کنید. درگیر احساساتی مانند اینکه “چرا او مرا دوست ندارد؟” یا “مگر من چه کردم که لایق این رفتار بد هستم؟” یا “اگر او طور دیگری بود زندگی من چقدر عالی بود” نشوید. بپذیرید_حتی اگر دردناک است_ “که هیچ کار دیگری از دست شما بر نمی آید. قبول کنید که حتی بدون آن رابطه شما کامل هستید، شما ارزش عشق و احترام دارید. آنها مسئول خودشان هستند و شما مسئول خودتان. بنابراین تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شما بهتر است. پس شما دو انتخاب دارید: ۱- حفظ رابطه و بنابراین پذیرفتن هرگونه سوء استفاده و تنش ۲- آرامش ذهن

اجازه ندهید که ذهن شما شما را فریب دهد. ما اغلب فکر می کنیم که از آنجا که همه ما ناکامل هستیم، باید رفتارهای خوب و بد افراد را بپذیریم. و به خصوص نسبت به خانواده خود باید بخشودگی بیش از حد داشته باشیم … خب حدس بزنید چه؟ ما همه بزرگسالان آگاه و مسئول در قبال اعمالمان هستیم. پس هرگز سوء استفاده یا خشونت یا تجاوز به خود یا هر کس دیگری را نبخشید. خوشبختی خود را انتخاب کنید و اگر ممکن است، از لحاظ جسمی از تنش فاصله بگیرید، زیرا که آرامش ذهن شما را ده برابر افزایش می دهد.

چگونه از ناکارآمدی در خانواده جلوگیری کنیم؟

برای جلوگیری از اختلال در عملکرد یک خانواده، باید دو اصل کلیدی در ذهن داشته باشید:

۱-به طور کامل از اشتباهات شخصی خود و دیگران آگاهی داشته باشید و اجازه ندهید که دیگران را تحت تاثیر قرار دهد…
۲-قبل از تشکیل خانواده و یا بچه دار شدن مطمعن شوید که نیازهایتان در یک کانال مشابه قرار دارد. خانواده های ناکارآمد محصول پدر و مادرهای بی مسئولیت هستند، زیرا تعارض های عاطفی حل نشده در طول دهه ها به طور ناگهانی در خانواده سر باز می کند و مطمئنا به کسانی که کمتر شایسته آن هستند آسیب می رساند: کودکان بی گناه.

حتما توجه کردید که ما از صحبت کردن در مورد خانواده، به صحبت کردن در مورد روابط فردی، و سپس صحبت کردن در مورد “خود” رسیدیم. چرا؟ زیرا در نهایت این شما هستید که این توانایی را دارید که به اصلاح یک خانواده ناکارآمد، اصلاح اشتباهات خود و جلوگیری از اختلال در عملکرد خانواده – حتی اگر خانواده ای ندارید اما قصد تشکیل آن را دارید‌- بپردازید.

اولویت های ذهنی

شما ممکن است بخشی از یک خانواده ناکارآمد باشید، اما این بدان معنا نیست که شما هیچ کاره هستید و یا باید از عواقب آن رنج ببرید. شما امروز آموختید که چطور همه چیز در مورد اولویتهاست. شما این را یاد گرفتید که اگر عشق وجود داشته باشد، همه چیز امکان پذیر است. همچنین آموختید که حتی زمانی که نه عشق وجود داشته باشد و نه هیچ راه حلی برای خانواده ناکارآمدِ خود، هنوز چیزهایی وجود دارد که می توانید انجام دهید. و آن انتخاب آرامش خود است، زیرا شما سزاوار آن هستید. همه چیز بهتر خواهد شد اگر این دانش را بکار گیرید. اگر با اعضای خانواده مشکل ساز خود صحبت کنید. اگر به آنها کمک کنید که آسیب ها را ببینند. اگر مطمئن شوید که آنها تغییر می کنند و با شما آنگونه که می خواهید رفتار می کنند.

اگر از بین آن خانواده سمی خودتان و جدایی را انتخاب کنید. اگر دریابید که مهمترین رابطه شما با خودتان است. و در نهایت، که شما نیز باید به کارهای خود آگاهی داشته باشید و انتقاد پذیر باشید. چرا که ممکن است شما هم ناخودآگاه به دیگران آسیب برسانید و در واقع خودِ شما علت ایجاد ناسازگاری باشید. اجازه ندهید این اتفاق بیفتد.حل مشکل خانواده های ناکارآمد غیرممکن نیست و تنها عشق، همکاری و مسئولیت می طلبد. اما اگر شما سعی خود را کردید و این عناصر حضور نداشتند، فقط خودتان را انتخاب کنید.