Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

تاثیر-افسردگی-بر-رابطه-min.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

تأثیر افسردگی بر رابطه

تاثیر افسردگی بر رابطه شما واضح و مشخص نیست و به عبارتی اگر رابطه شما دچار مشکل است ممکن است افسردگی مقصر باشد. یک تحقیق جامع نشان داده است که چگونه افسردگی به روابط مرتبط است: افسردگی بر کیفیت روابط شما تأثیر می‌گذارد و ویژگی‌های رابطه‌تان می‌تواند میزان افسردگی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

افسرده بودن می‌تواند باعث شود که شما توجه کمتری به شریک خود داشته باشید، کم‌تر درگیر شوید، تحریک‌پذیر شوید و یا نتوانید از با هم بودن لذت ببرید، همه این‌ها می‌تواند باعث شود که رابطه شما دچار تزلزل شود. از سوی دیگر، مشکلات ارتباطی مانند تعارض شدید، عدم ارتباط، کناره‌گیری و مشکل در حل مشکلات، همگی منجر به افسردگی می‌شوند.

روانشناسان و پژوهشگران همچنین به این حقیقت کلیدی اشاره می‌کنند که ایجاد یک رابطه قوی و عاشقانه می‌تواند شما و شریک زندگی‌تان را در برابر عواطف مخرب افسردگی قوی سازد؛ اما برای شناخت آنچه که باید با آن مبارزه کنید باید بتوانید زمان و چگونگی دخالت و تاثیر افسردگی را مشخص کنید. علائم هشداردهنده افسردگی در رابطه همیشه روشن و واضح نیست. در اینجا فهرستی از آنچه باید دنبالش بگردید آورده شده است.

علائم هشداردهنده تاثیر افسردگی بر رابطه

کاهش یا قطع رابطه جنسی

از جمله تاثیر افسردگی بر رابطه کاهش میل جنسی است به صورتی که تعداد قابل‌توجهی – ۷۵٪ از افرادی که افسرده هستند – گزارش عدم میل جنسی را داده‌اند. کم و زیاد شدن میل جنسی در رابطه و در فرد طبیعی است، فقدان ارتباط جنسی دراز مدت در رابطه می‌تواند نشان‌دهنده تاثیر افسردگی باشد.

 فقدان میل جنسی می‌تواند ناشی از انواع دلایل افسردگی مانند خشم پنهان، شرم در مورد رابطه جنسی، تصویر بدن ضعیف، احساس خستگی، مصرف دارو، اضطراب عملکرد و غیره باشد. با پرداختن به این مشکلات، زوج‌ها می‌توانند از ارتباط جنسی خود برای احیای دوباره شور و اشتیاق و تقویت رابطه‌شان، استفاده کنند.

احساس ناامیدی در مورد رابطه

احساس ناامیدی یکی از پیش‌بینی کننده‌های اصلی افسردگی و افکار خودکشی است. احساس ناامیدی در مورد آینده خود لزوماً به این معنا نیست که شما محکوم به نابودی هستید. در عوض، تحریف‌های شناختی که اغلب با افسردگی همراه می‌شوند ممکن است افکار شما را تغییر دهند تا باور کنید که آینده ناامیدانه به نظر می‌رسد و این چیزها هرگز بهتر نخواهند شد. در حالی که همه احساس درماندگی در مورد آینده دارند، این حس جامع ناامیدی نشانه‌ای از افسردگی است که بر ادراک شما تأثیر می‌گذارد.

احساسات مانند دشمن هستند

اغلب اوقات ما با احساسات منفی سر و کار داریم، اما افرادی که افسرده هستند در این زمینه مشکل خاصی دارند.

با افسردگی، شما ممکن است با نشخوار فکری (فکر کردن در مورد مشکل بارها و بارها)، انکار و نادیده گرفتن احساسات یا انتقاد بیش از حد خود، به هیجانات قوی واکنش نشان دهید. این به این معنی است که در یک رابطه زمانی که تعارض ایجاد می‌شود – همان‌طور که همیشه در یک رابطه وجود دارد – شما برای مقابله با مشکلاتی که احساسات قوی را به همراه دارند، کم‌تر مجهز هستید.

شما ممکن است عقب‌نشینی کنید یا روی مشکل پافشاری کنید و منفجر شوید. این نوع برخوردهای با تعارض (اجتناب از تعارض) برای رابطه شما مضر هستند. علاوه بر این، تاثیر افسردگی باعث کاهش رابطه می شود به این صورت که شما در داشتن همدلی با شریک زندگی خود دچار مشکل می‌شوید و از این رو انگیزه کمتری برای دیدن چیزها از دیدگاه شریک زندگی‌تان دارید.

وسوسه برای برون‌ریزی

به ویژه مردان افسرده بیشتر احتمال دارد افسردگی خود را به صورت بیرونی بیان کنند. اگر شما یک مرد افسرده هستید، بیشتر احتمال دارد افسردگی خود را از طریق نوشیدن الکل، پرخاشگری، خیانت و یا دست کشیدن از عزیزانتان، نشان دهید. علاوه بر این، مردان علائم جسمانی بیشتری مانند کمر درد، سردرد و میل جنسی کم دارند.

مردان در شناسایی افسردگی خود دچار مشکل هستند و احتمال کم‌تری دارد که کمک بگیرند چرا که تشخیص نمی‌دهند رفتارشان ناشی از افسردگی است.

رابطه اضطراب و تاثیر افسردگی بر رابطه

تاثیر افسردگی و اضطراب بر شما

اضطراب و افسردگی همبودی بالایی دارند، به این معنا که این دو اختلال اغلب با هم دیده می‌شوند. مشکلاتی که با ترکیب اضطراب و افسردگی همراه است شامل: مشکل خواب، مشکلات تمرکز، انرژی کم، تحریک‌پذیری بالا و نگرانی، انتظار بدترین‌ها را داشته و حالت دفاعی داشتن و همچنین می‌تواند مشکلاتی را در رابطه‌تان ایجاد کند.


مقاله مرتبط: تفاوت افسردگی با اضطراب و استرس


زمانی که با مشکلات مربوط به روابط روزمره مواجه می‌شوید، اغلب متوجه می‌شوید که تهدیدی جدی برای رابطه‌تان وجود دارد. این‌طور احساس می‌شود که رابطه محکوم به شکست ‌است. این تهدید درک شده می‌تواند اضطراب را افزایش دهد که می‌تواند رابطه شما را تحت فشار و استرس بیشتری قرار دهد. این هشدار نادرست خطر برای رابطه شما می‌تواند برای هر دوی شما تنش‌زا باشد و شما را با احساس ناامنی باقی گذارد.

اگر با هر یک از این نشانه‌ها مواجه هستید بهتر است با یک روان‌درمانگر صحبت کنید. متخصصین مرکز مشاوره اکسیر در این زمینه درکنار شما عزیزان هستند. بسیاری از این مسائل را می‌توان پس از آگاهی از آن‌ها حل کرد و راهبردهای مقابله‌ای مؤثر یاد گرفت. تنها زمانی است که مسائل پنهان می‌شوند و نادیده گرفته می‌شوند ممکن است آسیب جبران‌ناپذیری به وجود آورند.

منبع: سایت blogs.scientificamerican و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


افسردگی-بعداز-بازنشستگی.jpg
خرداد ۱, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نحوه مقابله با افسردگی بعد از بازنشستگی

در حالی که ممکن است به نظر برسد بازنشستگی باید زمانی باشد که شما بتوانید در نهایت استراحت کنید و از ثمره کار خود لذت ببرید، اما گاهی اوقات می‌تواند منجر به احساس افسردگی بعد از بازنشستگی شود. چرا این اتفاق می‌افتد و شما چه کاری می‌توانید در مورد افسردگی بعد از بازنشستگی انجام دهید؟ روش‌های درمان افسردگی چیست؟ این‌ها مواردی هستند که در این مقاله به آنها می‌پردازیم.

دلایل افسردگی بعد از بازنشستگی

برای بسیاری از مردم، کار، حس مفید بودن و هدف را به ارمغان می‌آورد. یک آرزوی مادام‌العمر برای هر کسی وجود دارد که یک ارائه‌کننده خوب برای خانواده، فردی موفق و مفید برای جامعه باشد. حس فرد از خود بسیار به آنچه برای زندگی انجام می‌دهد گره خورده است.

با بازنشستگی، احساس فقدان می‌تواند رخ دهد و فردی را به حال خود رها می‌کند تا درک کند که آن‌ها چه کسانی هستند و ارزش آن‌ها چیست. دلیل دیگر افسردگی بعد از بازنشستگی این واقعیت است که پویایی در خانه در حال تغییر است. جایی که هر یک و یا هر دو نفر ممکن است در خارج از خانه کار کرده باشند و بخش عمده‌ای از روز را سپری کرده باشند، هم‌اکنون هر دو همسر ممکن است زمان بیشتری را در خانه صرف کنند.

 نقش‌ها ممکن است در حال تغییر باشند و نیاز بیشتری به تصمیم‌گیری مشترک وجود داشته باشد. تا زمانی که یک تعادل جدید به دست آید، ممکن است اختلاف‌هایی به وجود آید، زیرا باید همسران با وضعیت جدید سازگار شوند. در نهایت، بازنشستگی می‌تواند یادآور این واقعیت باشد که فرد در حال پیر شدن است و با ترس از مرگ، بیماری و معلولیت ناشی از آن دیده می‌شود.

این موارد باعث ایجاد افسردگی بعد از بازنشستگی می شود که بهتر است برای درمان افسردگی هرچه سریعتر اقدام شود.


مقاله مرتبط: بحران بازنشستگی و کنارآمدن با آن

مقاله مرتبط: دلایل افسردگی بیشتر زنان در مقابل مردان


روش‌های مقابله

بسیاری از کارشناسان موارد زیر را برای کمک به بازنشستگان جدید توصیه می‌کنند که انتقال به مرحله بعدی زندگی‌شان آسان‌تر و از افسردگی بعد از بازنشستگی جلوگیری شود.

  • فعال باشید. کارهایی مانند شرکت در کلاس، ورزش، انجام کار داوطلبانه و یا گرفتن یک شغل نیمه ‌وقت باعث می شود که هم ذهن و هم بدنتان فعالیت داشته باشد.
  • تقویت روابط اجتماعی و خانوادگی. به فرزندانتان سر بزنید و یا از نوه‌هایتان نگهداری بکنید. زمان بگذارید تا در فعالیت‌هایی با دوستانتان شرکت کنید. به مراکز محلی خود مراجعه کرده و فعالیت‌هایی را جستجو کنید که از آن لذت می‌برید تا بتوانید با دوستان جدیدی آشنا شوید.
  • ایجاد حس هدفمندی جدید. در زمان بازنشستگی شاید بتوانید کارهای داوطلبانه مربوط به شغل سابق خود را انجام دهید. پیدا کردن راه جدید برای معنی دادن به زندگی‌تان، حس هدفمندی که زمانی از طریق کار پیدا کرده بودید را به شما باز خواهد گرداند.
  • تحقق رؤیاهای خود. شاید همیشه می‌خواستید یک ساز موسیقی را یاد بگیرید و یا شاید سفر کنید. بازنشستگی زمان مناسبی است. شما آزادی دارید و هنوز هم به اندازه کافی جوان هستید که از آن لذت ببرید.
  • یک برنامه تهیه کنید. زمانی که برنامه روزانه‌تان با کارتان پر شده بود، یک روز بدون برنامه و ساختار می‌تواند آزاردهنده باشد. به جای آن، یک برنامه برای خودتان تنظیم کنید. زمانی ایجاد کنید که در اطراف خانه کار کنید. ورزش کنید و یا کار داوطلبانه انجام دهید.

کنترل افسردگی بعد از بازنشستگی

اگر افسردگی شما جدی است؟

اگر متوجه شدید افسردگی بعد از بازنشستگی شما از بین نمی‌رود و یا به طور جدی در زندگی شما تداخل ایجاد کرده است، ممکن است نیاز به کمک حرفه‌ای برای درمان افسردگی داشته باشید.

نشانه‌های اختلال افسردگی اساسی از جمله احساس غم، افسردگی و پوچی، از دست دادن علاقه به کارهایی که قبلاً لذت می‌بردید، احساس تحریک‌پذیری یا بی‌قراری، مشکل در خواب یا صبح زود بیدار شدن، داشتن تغییر در اشتها و یا وزن، داشتن مشکلات با تفکر، تصمیم‌گیری و یا به یاد آوردن چیزها، احساس خستگی دائمی، احساس بی ارزشی یا احساس گناه، احساس درماندگی و ناامیدی و فکر کردن به مرگ یا خودکشی و … است.

اگر چندین علامت بالا را دارید بهتر از با پزشکتان مشورت کنید. وی علت این علائم را بررسی می‌کند. شاید این علائم به دلیل بیماری‌های جسمانی یا داروهایی که مصرف می‌کنید باشد.

 اگر این فرضیه‌ها تائید نشوند نشان‌دهنده این است که شما افسرده هستید. اگر شما افسردگی بعد از بازنشستگی داشته باشید، درمان‌های مؤثر بسیار زیادی مانند دارودرمانی، روان‌درمانی و مشاوره وجود دارد که می‌تواند به درمان افسردگی شما کمک کند. ممکن است پزشک برایتان دارو بنویسد و یا شما را به روان‌پزشک یا روانشناس ارجاع دهد. متخصصین مرکز مشاوره اکسیر از بهترین روش‌های درمانی مانند ترکیبی از روان‌درمانی و دارودرمانی را برای درمان افسردگی به کار می‌گیرند.

متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


شکست-عاطفی-و-افسردگی.jpg
اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اجتناب از افسردگی بعد از شکست عاطفی

شکست عاطفی یکی از پر استرس ترین اتفاقات زندگی است. حتی بالاتر از مرگ عزیزان قرار دارد. بعد از شوک اولیه، اندوه و تنهایی بر شما غلبه می‎کند. ممکن است احساس کنید که “بخشی از شما مرده ‌است” و کل دنیا از هم پاشیده است.  توانایی تمرکز و انگیزه داشتن می‌تواند مشکل باشد. همچنین ممکن است خاطرات تان را به یاد آورید و دل تان برای کارهایی که با هم انجام می‌دادید تنگ شود.

شکست عاطفی و اثرات جسمانی شکست عاطفی

تحقیقات عصب شناختی نشان می‌‌دهد که عدم پذیرش تجربیات در یک شکست عاطفی می‌‌تواند همان مناطقی از مغز را فعال کند که به هنگام درد جسمانی و پریشانی فعال می‌شود. به خصوص در زنان، شکست عاطفی می‌تواند درد قلبی و تنگی نفس را ایجاد کند (برای اطلاعات بیشتر درباره اثرات جسمانی شکست عاطفی می‌توانید مقاله حقیقت سندرم قلب شکسته را مطالعه کنید). درد شکست عاطفی هم عاطفی و هم فیزیولوژیکی است، که به این معنی است که می‌تواند بسیار شدید باشد. بهبودی از شکست عاطفی آسان نیست و می‌تواند منجر به افسردگی شدید، کاهش سیستم ایمنی و حتی مشکلات سلامتی شود. زمانی که در حال بهبودی از شکست عاطفی هستید باید از خودتان مراقبت کنید. نکات زیر می‌تواند در این فرایند مفید باشد.

نکاتی برای بهبودی افسردگی ناشی از شکست عاطفی

خودتان را ابراز کنید- احساسات خود را به اشتراک بگذارید

یکی از بهترین راه‌ های مقابله با شکست عاطفی این است که احساسات خود را با دوستان یا افراد خانواده که به آن‌ ها اعتماد دارید، به اشتراک بگذارید. فرآیند ساده تشخیص و صحبت کردن در مورد احساسات تان خیلی آرامش‌ بخش است. مطالعات نشان می‌‌دهد که صحبت کردن در مورد احساسات منفی می‌تواند باعث کاهش فعالیت بخش احساس درد در مغز شود. صحبت کردن با دیگران نه تنها احساس خوبی دارد، بلکه مواد آرام بخشی را آزاد می‌کند که “مسکن طبیعی” هستند و به شما کمک می‌‌کند تا احساسات ایجاد شده توسط شکست عاطفی را کنترل و مدیریت کنید.

خودابرازی و کاهش افسردگی

فرصت سوگواری به خود بدهید

به خودتان اجازه دهید در مورد رابطه از دست رفته تان ناراحت باشید، به جای آن که سعی کنید دوباره احساس خوبی داشته باشید. افرادی که از رو به رو شدن با درد شکست عاطفی امتناع می‌ورزند، درگیر روابط زودهنگامی می‌شوند قبل از اینکه درد ناشی از رابطه قبلی را از بین ببرند. آنها تمایل دارند تا درد و آرزوهای خود را به شریک جدید خود بدهند و فرد جدید را جایگزین قبلی کرده بدون اینکه ببینند که او واقعا کیست. فرایند سوگواری کردن برای شکست عاطفی می‌تواند به اندازه سوگواری برای مرگ عزیزان دردناک باشد. شکست عاطفی چیزی جز از دست دادن نیست و تنها راه خروج سالم از آن سوگواری و غصه خوردن است.

مکالمه ای با شریک زندگی سابق تان داشته باشید

شما می۲توانید یک مکالمه پایانی با شریک زندگی سابق خود داشته باشید تا به شما کمک کند تا درک کنید چه چیزی باعث قطع رابطه شده است و هر گونه مسائل و احساسات سرکوب شده بیان شود. با این حال، این ممکن است چیزی نباشد که شریک زندگی سابق شما مایل به انجام آن باشد و یا ممکن است برای شما بسیار دردناک باشد. تحقیقات نشان می‌‌دهد که داشتن یک مکالمه خیالی، جایی که احساسات خود را بیان می‌کنید و خداحافظی می‌کنید، می‌تواند به شما کمک کند که از این مرحله گذر کنید.

خواب

خواب یکی از بهترین روش ‌ها برای مقابله با استرس و جلوگیری از افسردگی است، با این حال پریشانی عاطفی مانع از خوابیدن می‌شود. درد باقی مانده، ناراحتی و خشم می‌تواند خوابیدن خوب را دشوار کند. اگر خیلی زود از خواب بیدار می‌شوید و نمی‌توانید به خواب روید، یادداشت برداری کنید تا موضوع تکراری را شناسایی کنید. این به شما کمک می‌کند بفهمید چطور استرس و عصبانیت خود را در طول روز کنترل کنید. سعی کنید یک برنامه خواب منظم داشته باشید – رفتن به رختخواب و بیدار شدن در یک ساعت مشخص در روز – احساس تازگی و انرژی بیشتری خواهید داشت نسبت به زمانی که در ساعات و زمان های مختلف می‌خوابید. یک روال آرامش بخش همیشگی برای زمان خواب تان ایجاد کنید. ورزش منظم و تمرین های آرمیدگی مانند تنفس عمیق و آرمیدگی تدریجی عضلات می‌تواند باعث بهبودی خواب شما نیز شود.

ورزش

ورزش کردن، دویدن و راه رفتن سریع می‌تواند مواد آرام بخش های طبیعی را آزاد کند، که می‌تواند به شما در مقابله با استرس کمک کند. مطالعات نشان می‌دهد ورزش های قلبی- عروقی می‌تواند در مقابله با اضطراب و افسردگی خفیف تا شدید مانند ضد افسردگی، موثر باشد.

طبیعی است بعد از پایان رابطه و شکست عاطفی احساس غم داشته باشید و سوگواری کنید. اگر احساس درماندگی می‌کنید، اعتماد به نفس کمی دارید، و یا فکر می‌کنید که بدتر از آن هستید، ممکن است به کمک حرفه ‌ای برای کم کردن احساسات خود و اجتناب از افسردگی شدید نیاز داشته باشید. در این حالت بهتر است که با مشاوران و درمانگران با تجربه صحبت کنید تا به شما کمک کنند از این مرحله از زندگی تان عبور کنید.

منبع: سایت drirenaو متخصصین اکسیر


افسردگی-در-کودکان.jpg
اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

افسردگی در کودکان

متأسفانه افسردگی در کودکان و نوجوانان بسیار شایع است. ۴ درصد از کودکان از افسردگی رنج می‌برند که نزدیک به نیمی از کودکان مبتلا به بیماری‌های سلامت روان هستند. کودکانی که یک دوره افسردگی را تجربه می‌کنند معمولاً پنج سال بعد دوره دیگری را تجربه خواهند کرد و بیشتر احتمال دارد که در سنین بالاتر در معرض افسردگی و دیگر اختلالات سلامت روان قرار بگیرند. بسیاری از کودکان و نوجوانان دارای افسردگی از سایر مشکلات سلامت روان نیز رنج می‌برند، اختلال بیش فعالی/ نقص توجه و مشکلات رفتاری در ۴۰ درصد از کودکان مبتلا به افسردگی دیده می‌شود. در ادامه عواملی که باعث ایجاد افسردگی در کودکان می‌شود را مورد بررسی قرار داده‌ایم.

اگر فکر می‌کنم فرزندم افسرده است چه باید بکنم؟

والدین نمی‌توانند تشخیص دهند که آیا این رفتارها مرحله طبیعی از رشد آن‌هاست و یا نشانه‌ای از افسردگی در فرزندشان است؟ قبول کردن افسردگی برای فرزندشان برای والدین بسیار سخت است و اغلب والدین آن را انکار می‌کنند. والدین به دلیل عدم اطمینان درباره وجود مشکل اختلال افسردگی و یا به خاطر جلوگیری از اضطراب و هیاهوی غیر ضروری دنبال کمک گرفتن نیستند. اگر فکر می‌کنید ممکن است مشکلی وجود داشته باشد بهتر است برای تشخیص درست و اقدام برای درمان آن به مشاوران کودک اکسیر مراجعه کنید.


مقاله مرتبط: تشخیص افسردگی در کودکان


افسردگی در کودکان با علائم متفاوتی نسبت به بزرگسالی بروز پیدا می‌کند و در کودکان بیشتر جنبه تحریک پذیری وجود دارد. از جمله علائم افسردگی در کودکان می‌توان به خواب بیش از حد یا خیلی کم، افزایش وزن یا کاهش وزن، احساس ناامیدی، دشواری در تمرکز و تصمیم گیری، خستگی، داشتن افکار خودکشی و یا مرگ و … اشاره کرد.


مقاله مرتبط: نشانه های افسردگی در کودکان


علت افسردگی در کودکان

افسردگی در کودکان به دلایل مختلفی بروز پیدا می‌کند.  علت افسردگی در کودکان را می‌توان در چهار دسته مورد بررسی قرار داد.

  • آسیب‌پذیری ژنتیکی
  • وقایع زندگی آسیب‌زا و استرس‌زا
  • عصب زیست‌شناسی
  • فاکتورهای محیطی

آسیب‌پذیری ژنتیکی و علت افسردگی در کودکان

یکی از علل افسردگی در کودکان آسیب‌پذیری ژنتیکی است. تحقیقات نشان داده‌اند که کودکانی که والدین آن‌ها از افسردگی رنج می‌برند سه برابر بیشتر احتمال دارد که آن‌ها نیز مبتلا شوند و احتمال ارتباط ژنتیکی را داده‌اند.

وقایع زندگی آسیب‌زا و استرس‌زا و علت افسردگی در کودکان

یکی دیگر از علل افسردگی در کودکان وقایع زندگی آسیب‌زا و استرس‌زا است. این وقایع می‌توانند تأثیرات ماندگار بر روی کودک بگذارند. اگر کودکی یک رویداد آسیب‌زا و ضربه‌های روانی را تجربه کرده باشد، ممکن است به یادگیری مکانیسم‌های مقابله خوب برای مقابله با احساسات پیچیده منجر شود و یا گاهی اوقات می‌تواند منجر به افسردگی شود.

عصب زیست‌شناسی و علت افسردگی در کودکان

مطالعات نشان می‌دهد که سطح غیرطبیعی هورمون‌ها، مانند هورمون استرس یا کورتیزول، می‌تواند عامل مهمی برای افسردگی در  کودکی باشد. اندازه بخشی از مغز که مورد نیاز برای تنظیم هیجانات است در برخی از کودکان متفاوت است (این با افسردگی مادران ارتباط دارد) و تصور می‌شود این امر احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهد.

فاکتورهای محیطی

طلاق باعث ایجاد افسردگی در کودکان می شود.
طلاق و افسردگی کودکان

مرگ اعضای خانواده، طلاق، فشار مدرسه یا مشکلات اجتماعی می‌تواند علت افسردگی در کودکان باشد. همه کودکان تحت‌ تأثیر این رویدادها قرار نخواهند گرفت، بنابراین غیر معمول نیست که فقط یکی از فرزندان بعد از این حوادث دچار افسردگی شود. هر کودک منحصر به فرد است و با موقعیت‌های استرس زا با روش‌های مختلفی مقابله می‌کند.


مقاله مرتبط: افسردگی کودکی و نوجوانی، تشخیص ها، علت ها و درمان ها


درمان می‌تواند کارساز باشد

مغز جوان توانایی شگفت انگیزی برای شکل‌ گیری دارد. خبر فوق العاده درباره نتایج درمان افسردگی در کودکان این است که با مداخله زودهنگام و درمان مناسب، فرزند شما می‌تواند بهبود یابد و به زندگی شاد خود ادامه دهد. از جمله روش‌های درمانی برای درمان افسردگی در کودکان روان درمانی و دارو درمانی است. کمک به موقع و زودهنگام تفاوت زیادی ایجاد خواهد کرد. این روند درمان در کودکان مختلف متفاوت است. اگر شما درباره افسردگی فرزندتان نگران هستید مشاوران ما می‌توانند در این زمینه به شما یاری برسانند.

منبع: clinical-partners


اختلالات-افسردگی-در-نوجوانان.jpg
اسفند ۱۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

افسردگی در دوران نوجوانی شایع است و ممکن است با علائم آن در بزرگ‌سالان متفاوت باشد. نوجوانان افسرده به جای اینکه مثل نشانه‌های افسردگی در بزرگ‌سالان غمگین و ناراحت باشند؛ بیشتر تحریک‌پذیر به نظر می‌رسند. همه افسردگی‌ها مثل هم نیستند و کلمه افسردگی، برای توصیف شرایط مختلفی استفاده می‌شود. چهار نوع اصلی برای این اختلال وجود دارد که معمولاً نوجوانان را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد. کلید درمان نوجوان، تشخیص علائم و نشانه‌های افسردگی است و مداخله زودهنگام، عامل کلیدی برای درمان موفق نوجوانان افسرده می‌باشد.

انواع افسردگی در نوجوانان

اختلال سازگاری با خلق افسرده

یکی از انواع افسردگی، اختلال سازگاری در نوجوانان است. اختلال سازگاری در واکنش به یک رویداد و اتفاق زندگی رخ می‌دهد. انتقال به یک مدرسه جدید، مرگ یکی از عزیزان و یا کنار آمدن با طلاق، نمونه‌هایی از تغییراتی هستند که می‌توانند باعث ایجاد اختلال سازگاری در نوجوانان شود. اختلالات سازگاری در عرض چند ماه از یک رویداد و اتفاق آغاز می‌شود و ممکن است تا ۶ ماه طول بکشد. اگر علائم بیش از شش ماه دوام داشته باشد، تشخیص دیگری مناسب‌تر خواهد بود. اختلالات سازگاری می‌تواند در خواب، تکالیف مدرسه و عملکرد اجتماعی نوجوان اختلال ایجاد کند. روان‌درمانی می‌تواند برای نوجوانتان مفید باشد زیرا مهارت‌های جدید را به او آموزش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا با شرایط استرس‌زا کنار بیاید.

افسرده خویی

افسرده خویی درجه خفیف افسردگی مزمن است که بیش از یک سال به طول می‌انجامد. نوجوانان با افسرده خویی اغلب تحریک‌پذیر هستند و ممکن است انرژی کم، عزت‌نفس پایین و احساس ناامیدی داشته باشند. عادات غذا خوردن و الگوهای خواب نوجوان نیز ممکن است به هم بریزد. افسرده خویی اغلب باعث مختل شدن تمرکز و تصمیم‌گیری می‌شود. تخمین زده‌شده است که از هر ۱۰۰ نوجوان ۴ نفر از آن‌ها معیارهای تشخیصی افسرده خویی را دارند. اگرچه افسرده خویی به اندازه افسردگی اساسی شدید نیست، اما مدت‌ زمان طولانی آن می‌تواند آسیب‌های جدی در زندگی نوجوان به همراه داشته باشد. افسرده خویی می‌تواند یادگیری، اجتماعی شدن و عملکرد کلی را مختل کند و همچنین باعث می‌شود یک نوجوان بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات خلقی دیگر در آینده شود. درمان شناختی – رفتاری و داروها اغلب در درمان افسرده خویی بسیار مؤثر هستند.

افسرده خویی نوجوانان
اختلال افسرده خویی در نوجوانان

اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی با دوره‌های افسردگی همراه با دوره‌های شیدایی (مانیا) یا هیپومانیا (مانیای خفیف)، مشخص می‌شود. علائم مانیا نیاز کم به خواب، مشکل در تمرکز و زود عصبانی شدن است. در دوره مانیا، نوجوان احتمال دارد سریع صحبت کند، احساس خوشحالی کند و مایل باشد که در رفتارهای مخاطره‌آمیز شرکت کند. بسیاری از نوجوانان در طی دوره مانیا درگیر رفتارهای جنسی پر خطر می‌شوند. نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی به‌احتمال‌زیاد اختلال قابل‌توجهی در عملکرد روزانه خود تجربه خواهند کرد. تغییرات شدید خلق‌وخو، در تحصیل و دوستی‌های آن‌ها اختلال ایجاد می‌کند. معمولاً اختلال دوقطبی با ترکیبی از داروها و روان‌درمانی، درمان می‌شود.

افسردگی اساسی

افسردگی اساسی جدی‌ترین شکل این اختلال است. هشت درصد از نوجوانان معیارهای تشخیصی اختلال افسردگی اساسی را دارند. قبل از نوجوانی میزان افسردگی در دختران و پسران برابر است. بااین‌حال، پس از نوجوانی، دختران دو برابر بیشتر احتمال دارد مبتلا به این اختلال تشخیص داده شوند. علائم افسردگی اساسی غم و ناراحتی مداوم و تحریک‌پذیری، صحبت در مورد خودکشی، عدم علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش و گزارش‌های مکرر از دردهای جسمانی است. افسردگی اساسی باعث اختلالات شدید در خانه و مدرسه می‌شود. درمان معمولاً شامل روان‌درمانی و دارودرمانی است.

درمان افسردگی

متأسفانه بسیاری از نوجوانان مبتلا به افسردگی، تشخیص و درمان نمی‌شوند. اغلب بزرگ‌سالان علائم این اختلال را در نوجوانان تشخیص نمی‌دهند. اگر متوجه تغییراتی در حالات خلقی و یا رفتار نوجوانتان شدید که بیش از دو هفته طول کشیده است، به روانشناس مراجعه کنید. نگرانی‌های خود را ابراز کنید و نشانه‌هایی را که دیده‌اید را توصیف کنید. قضیه را برای نوجوانتان روشن کنید، اینکه فکر نمی‌کنید او دیوانه یا ضعیف است. به همان روشی که درباره مشکلات سلامت جسمانی با او صحبت می‌کنید، درباره مشکلات سلامت روان نیز صحبت کنید. توضیح دهید که مشکلات روحی نیز مانند مشکلات جسمانی نیاز به درمان دارند؛ و گاهی افسردگی به درمانی فراتر از آنچه که ما می‌توانیم در خانه انجام دهیم نیاز دارد. روان‌درمانی، خانواده‌درمانی، گروه‌درمانی و دارودرمانی می‌تواند گزینه‌های درمانی باشند. درمان بر اساس نوع افسردگی نوجوان و شدت علائم او انتخاب می‌شود.

منبع: Verywellmind


Depression-855x570.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۸ دقیقه

رویكردهای نظری متفاوت نسبت به افسردگی موجب انواع گوناگون مطالعات و مفروضات گوناگون شده است كه روی هم رفته مسئله علل و درمان این اختلال را پیچیده تر می سازد. در ادامه به بحث درباره این دیدگاه ها پرداخته شده است.

تئوری های روانشناختی افسردگی

تئوری های روانشناختی افسردگی

نظریه زیست شناختی

دیدگاه زیست شناختی بر این فرض استوار است که علت افسردگی یا در ژن ها و یا در بعضی کارکردهای ناقص فیزیولوژیکی است که احتمال دارد مبنای ارثی داشته باشد. یافته های بدست آمده از تحقیقات صورت گرفته بر روی دو قلوها از سال ۱۹۳۰ نشان می دهد که افرادی که در بعضی موارد افسردگی را تجربه می کنند حداقل در دو نسل از بستگان شان چنین رفتارهایی مشاهده شده است.

براساس یافته ها نظیر مک گوفین و همکاران ، ۱۹۹۱) اختلالات دو قطبی بیش از اختلالات یک قطبی از جمله افسردگی اساسی به عوامل وراثتی مرتبط هستند. البته نقش خاصی که عوامل ارثی در اختلالات دارد اصلاً روشن نیست. اما احتمال دارد که نابهنجاری زیست شیمیایی خاصی دخیل باشد. شواهد پیش از پیش نشان می دهد که خلق ما تحت تأثیر عصب- رسانه هایی است که تکانه های عصبی را از نورونی به نورون دیگر منتقل می کند. دو عصب- رسانه که در اختلالات خلقی نقش مهمی به آنها نسبت داده شده است نور اپی نفرین و سروتونین است. فرضیه ی زیست شناختی بر این باور است که افسردگی با کمبود یک یا هردوی این عصب- رسانه ها مرتبط است.

یکی از نظریه‌های زیست شناختی، نظریه ژنتیک است. در این نظریه عقیده بر این است که بد کارکردی‌هایی که در اختلالات خلقی در قلمرو عصبی- فیزیولوژیک و سیستم درون ریزی وجود دارد ارثی است. نتایج مطالعات دو قلوها و مطالعات خانوادگی که انجام شده بر این نکته تأکید دارند که آمادگی اختلال‌های خلقی ممکن است به طور ژنتیک یابد. از دیگز زیست شناختی، نظریه‌ی بی‌نظمی آمین است. براساس این نظریه افسردگی زمانی رخ می‌دهد که ما شاهد بی‌نظمی در سیستم آمین در آن مراکزی از مغز باشیم که به تجارب مرتبط با تنبیه و پاداش خدمت می‌کنند. از جمله انتقال دهنده‌های عصبی اصلی نور آدرنالین و سروتونین می‌باشد.

طبق نظریه ی بی‌نظمی آندوکرینی: افسردگی از کاهش در سطوح تیروکسین همراه با بی‌نظمی در محورهیپوتالاموس- هیپوفیز- تیروئید و بالا رفتن سطوح کورتیزول همراه با بی‌نظمی در محور هیپوتالاموس – هیپوفیز- آدرنال به دنبال استرس مزمن ناشی می‌شود. سرانجام بر اساس نظریه ی بدکاری سیستم ایمنی، مواجهه با استرس مزمن یا فقدان شدید مثل داغدیدگی به نقص در کارکرد سیستم ایمنی منجر می‌شود و همین طور نشانه‌های افسردگی را به وجود می‌آورد.

نظریه های روان پویشی

نظریه های روان پویشی

مطالعات روان شناختی، افسردگی را واکنش پیچیده در قبال از دست دادن چیزی توصیف می کند. فروید (۱۹۷۵) در اثر خود تحت عنوان سوگواری و مالیخولیا، سوگواری طبیعی و مالیخولیایی افسردگی را پاسخ هایی طبیعی به از دست دادن شخص یا چیزی مورد علاقه توصیف می کند. به هرحال، فرد مبتلا به مالیخولیا برخلاف فرد سوگوار دچار خودکم بینی فوق العاده یعنی عجز در خود در مقیاس کلی است. در این نظریه، افسردگی نخستین اختلالی توصیف شده است که در آن به جای میل جنسی، عواطف به عنوان عواملی مرکزی مطرح می شوند. به نظر فروید، مالیخولیا اندوهی افراطی، مشوش کننده، مهم تر و غالباً مربوط به محیط است که ظاهراً برای فرد دیگر بی مورد تلقی می شود. درک سایکودینامیکی افسردگی، که توسط فروید تبیین شد، دیدگاه کلاسیک مربوط به افسردگی را تشکیل می دهد. این نظریه چهار رکن کلیدی را در بر می گیرد:

– آشفتگی ارتباط نوزاد- مادر در خلال مرحله ی دهانی(۱۰تا ۱۸ ماه ابتدای زندگی) که زمینه ساز آسیب پذیری بعدی به افسردگی است. ۲- افسردگی را می توان با فقدان ابژه ی خیالی یا حقیقی مرتبط دانست. ۳- درونی سازی ابژه ای از دست رفته، مکانیزم دفاعی است که برای مقابله با رنج و ناراحتی همراه با فقدان ابژه به کار می رود. ۴- از آنجایی که ابژه ی از دست رفته با دیدی آمیخته از عشق و نفرت نگریسته می شود، احساسات خشم متوجه و معطوف به داخل می گردند.

به طور خلاصه، نظریه های روانکاوانه، افسردگی را واکنشی به فقدان، تعبیر می کنند. ماهیت این فقدان هرچه باشد مانند طرد از سوی یکی از عزیزان، از دست دادن منزلت اجتماعی، از دست دادن معنویت گروهی از دوستان، شخص افسرده واکنش شدیدی نشان می دهد. چون این موارد، وضعیت فعلی تمامی ترس های ناشی از فقدانی را که در دوران کودکی وی اتفاق افتاده است مانند فقدان مهر و محبت والدین، دوباره زنده می کند. نظریات روانکاوانه در مورد اختلال افسردگی، مطرح کننده ی این امر است که اعتماد به نفس اندک شخص افسرده و احساس بی ارزشی او، از نیاز او به تأیید والدین در دوران کودکی ریشه می گیرد.

نظریه های یادگیری

نظریه های یادگیری

نظریه های یادگیری درباره افسردگی، بیشتر بر شیوه های زندگی فعلی فرد تمرکز تا تجارب گذشته تقویت تاکید دارد؛ دیگری، عوامل شناختی را در مدار توجه قرار می دهد. رویکرد تقویت بر این اصل استوار است که افراد به این علت افسرده می شوند که محیط اجتماعی آنان کوچک ترین تقویت مثبتی فراهم نمی آورد. بسیاری از رویدادهایی که موجب بروز افسردگی می شوند در عین حال امکان تقویت های معمولی را کاهش می دهند. به طور کل پیش فرض نظریه های یادگیری آن است که افسردگی در فقدان تقویت به هم مربوط است. دلایل زیادی برای این فقدان تقویت وجود دارد. پاسخ ها ممکن است بدین دلیل مورد تشویق قرار گیرند که، هیچ تقویتی دریافت نداشته اند یا پاسخی ناخوشایند یا تنبیه کننده به دنبال داشته اند. بسیاری از نظریه پردازان که به دیدگاه یادگیری معتقدند در حد زیاد تحت تاثیر کارهای بی. اف. اسکینر به صورت شرطی سازی عامل بوده اند. اندیشه های مربوط به کارهای اسکینر از طریق تاکید بر تاثیر متقابل اجتماعی، به ویژه اینکه چگونه رفتار سایر افراد به عنوان تقویت می تواند عمل نماید اصلاح گردیده است.

لوین سوهن و همکاران وی از پیشوایان تحقیق در زمینه افسردگی از نقطه نظر یادگیری هستند. آنها به طور معمول تاکید می کنند که میزان پایین برون شد رفتار و احساسات غمگینی یا ناشادی که با افسردگی همبسته می شود، مربوط است به میزان تقویت مثبت و یا میزان بالای تجارب ناخوشایند لوین سوهن و تالکنیگتن معتقدند که افراد افسرده حوادث ناخوشایند بیشتری در زندگی شان رخ می نماید و تجربه آنان نیز از این حوادث ناخوشایند از افراد غیر افسرده است.

کناره گیری افراد افسرده شانس را برای تقویت نیز ممکن است کاهش دهد.

این موضوع مهم است، زیرا بین تقویت های مثبت و میزان افسردگی رابطه ای موجود است. هر قدر تقویت های مثبت بیشتر باشد افسردگی کمتر است لوین سوهن باور دارد که وقتی یک شخص افسرده شد، این افسردگی پایدار می شود، زیرا سایر افراد همنشینی با فرد افسرده را ناخوشایند می یابند. هنگامی که آشنایان تا آنجا که ممکن است از فرد افسرده اجتناب می ورزند میزان تقویت فرد کاهش بیشتری حاصل می کند و در نتیجه افسردگی افزایش می یابد. اثرات منفی که افراد افسرده روی دیگران می گذارند در آزمایش ماهرانه توسط کوین(۱۹۷۶) آشکار گردیده است.

وقتی که افراد افسرده خود را در شرایط فشار آور روانی می یابند، تمایل دارند که از طرق درنگ و نیز از طریق کوشش برای کسب حمایت هیجانی از طرف دیگران، از عهده آن بر آیند. جستجوی حمایت افراطی ممکن است موجب شود که دیگران احساس ناراحتی و گناه کرده و کوشش کنند که از تماس با افراد افسرده اجتناب ورزند. این پاسخ اجتنابی ممکن است به نوبت موجب تردید افراد افسرده نسبت به صداقت دیگران شده و دلیلی باشد مبنی بر این که گر چه افراد افسرده بیشتر از دیگران کوشش برای کسب حمایت می کنند ولی خود را به عنوان کسانی که کمتر مورد حمایتند می یابند.

 نظریه اصالت وجودی – انسانگرایی

در حالی که نظریه های تحلیل روانی بر از دست دادن یک شیء مورد علاقه به عنوان علت اصلی افسردگی تأکید می ورزند. نظریه های اصالت وجود بر از دست دادن عزت نفس متمرکز می شوند. شی از دست رفته می تواند واقعی یا سمبلیک باشد. قدرت، مقام اتماعی یا پول. ولی از دست دادن خود به خود بدان اندازه اهمیت ندارد که تغییر در خود ارزیابی فرد براساس آن از دست دادن بسیاری از افراد خو پنداری های خود را براساس این که کی هستند یا چی دارند، قرار می دهند. نظریه پردازان انسانگرایی ممکن است بر اختلاف من آرمانی شخص و ادارک وی از حالت واقعی امور تأکید ورزند. براساس نظریه آنان افسردگی احتمالاً زمانی ظاهر می شود که اختلاف بین من واقعی و من آرمانی خیلی زیاد شود. به طوری که برای شخص قابل تحمل نباشد. این اندیشه با شواهد تجربی جمع آوری شده توسط محققانی که میزان خود ارزیابی های افراد افسرده و غیر افسرده را بررسی کرده اند مطابقت دارند

نظریه های شناختی

نظریه های شناختی

طبق نظریه شناختی افسردگی از دگرگونی های شناختی خاص که در افراد مستعد افسردگی و خود دارد ناشی می شود. این دگرگونی ها، که طرح واره های افسردگی زا نامیده می شوند، الگوهای شناختی هستند که داده های درونی و برونی را تحت تاثیر تجارب اوان زندگی تغییر یافته درک می کنند. آئورن بک یک تر یاد شناختی برای افسردگی فرض کرد که مرکب است از:

  • نگرش نسبت به خود- برداشت منفی از خود
  • نگرش نسبت به محیط، تجربه جهان بصورت متخاصم و پر توقع
  •  در مورد آینده- انتظار رنج و شکست

نظریه درماندگی آموخته شده پدیده های افسردگی را با تجربه رخدادهای غیر قابل کنترل ربط می دهد. در دیدگاه تجدید نظر یافته درماندگی آموخته شده که با افسردگی انسان تطبیق داده شده، توضیحات سببی درونی تصور می شود موجب فقدان احترام به نفس پس از رخدادهای نامطلوب برونی می گردد. رویکرد شناختی بر دیدگاه افراد درباره خود و جهان اطراف خود تاکید دارند، نه بر اعمال فرد. بر طبق نظریه بک (۱۹۷۶)، در افراد مستعد افسردگی این نگرش کلی پرورش یافته که خودشان را از یک دیدگاه منفی و انتقاد آمیز بنگرند. آنان بیشتر در انتظار شکست هستند تا موفقیت، و در ارزیابی کارهای خود معمولا شکست های خود را بزرگ تر و موفقیت های خود را ناچیز به حساب می آورند. این گونه افراد ضمناً هر وقت در کارشان به مشکلی بر می خورند بیشتر خود را مقصر می دانند تا شرایط و موقعیت ها راه بر طبق این نظریه، تشویق فرد افسرده به اینکه از لحاظ اجتماعی بیشتر فعال شود تا به تقویت مثبت بیشتری دست یابد، به خودی خود کار ساز نخواهد بود، چون آنان به راحتی بهانه های دیگری برای سرزنش خود پیدا می کنند.

برای اولین بار مارتین سیلگمن(۱۹۷۹و ۱۹۷۴) نظریه درماندگی آموخته شده را انتشار داد. این نظریه اعلام می دارد که افسردگی زمانی روی می دهد که افراد انتظار داشته باشند رویدادهای بد اتفاق خواهند افتاد و آنها نمی توانند برای جلوگیری از این رویدادها یا کنار آمدن با آنها کاری انجام دهند، الگوی انتسابی افسردگی مزمن و شدید در نتیجه انتساب های منفی برای شکست هایی که شخصی، پایدار و کلی هستند روی می دهند، بنابراین افراد که رویدادهای منفی در زندگی خود به عواملی مانند هوش کم، نفرت انگیز بودن جسمانی، یا شخصیت مطرود نسبت می دهند، باور دارند که نقایص شخصی آنها باعث خواهند شد که برای اجتناب کردن از رویدادهای منفی، در آینده درمانده باشند و بنابراین به نحو چشمگیری بیشتر در معرض خطر افسردگی قرار دارند. احتمالاً با نفوذ ترین نظریه های روان شناختی که امروزه درباره افسردگی وجود دارد نقطه نظر شناختی است اساس این نظریه ها این اندیشه است که یک تجربه معین ممکن است روی دو فرد متفاوت تأثیر بسیار متفاوتی بگذارد. قسمتی از این اختلاف ممکن است به دلیل نحوه تفکر آنها درباره آن حادثه باشد و دیگر این که تا چه اندازه شناخت درباره آن دارند.


Untitled-1.jpg1_.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

افسردگی بسیاری از افراد را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی ۳۰۰ میلیون نفر در سنین مختلف با آن مبارزه می کنند. بیماری افسردگی به حدی رایج است که در آمریکا برخی آن را سرماخوردگی روانی می نامند. افسردگی که “افسردگی بالینی” یا “اختلال افسردگی” نیز نامیده می شود یک دوره غم و اندوه است که شامل از دست دادن علاقه به چیزهایی می شود که پیش از این باعث خوشحالی یا لذت می شدند. این احساسات معمولا به همراه یک سری علائم و نشانه های روانی و فیزیکی هستند.

ده کاری که افسردگی شما را مجبور به انجام آن می کند

تغییرات قابل توجه در خلق و خو و رفتار می تواند نشان دهنده افسردگی خفیف باشد و همچنین می‌تواند حساسیت های فیزیکی را هم افزایش دهد. به هر حال، افسردگی ضعف نیست، بلکه چیزی است که به راحتی می توان از آن گذشت. افسردگی ممکن است به درمان طولانی مدت نیاز داشته باشد. ولی ناامید نشوید. بیشتر افراد افسرده بعد از دارو درمانی، مشاوره روانی یا هر دو احساس بهتری می کنند. از جمله علائم شایع آن می‌توان به مواردی چون تندخویی، افکار منفی، احساس غیر معمول خستگی، احساس ناامیدی، احساس غمگین بودن، عدم تمرکز، احساس بی انگیزه بودن، تمایل به تنها بودن و داشتن بدن دردهای بی دلیل اشاره کرد. در ادامه لیستی از کارهایی که افسردگی شما را مجبور به انجام آن می کند، آورده شده است.

ده کاری که افسردگی شما را مجبور به انجام آن می کند

منزوی کردن خودتان

افراد مبتلا به افسردگی به دلایل مختلف خود را منزوی و جدا از دیگران می کنند. برخی به دلیل اینکه احساس می کنند از بودن در جمع خسته می شوند و برخی به این دلیل که فکر می کنند تنهایی بهتر است. برخی از این افراد احساس تنفر زیادی نسبت به خود احساس می کنند به همین دلیل ترجیح می دهند با کسی ارتباط برقرار نکنند. کسانی که افسردگی شدید دارند حتی ممکن است هفته ها در خانه شان بمانند و بیرون نروند.

بی نظمی و کثیفی

بی نظمی و کثیفی

افسردگی شما را بی قرار می کند، به همین دلیل تمیز کردن اتاق و خانه تان کار بسیار سختی است. لباس های کثیف و ظروف شسته نشده روی هم تلنبار می شوند و زباله ها از سطل آن سرریز می شود. مثل یک چالش است که بخواهید در اطراف اتاق خود قدم بزنید زیرا همه چیز روی زمین افتاده است. زندگی در یک مکان بهم ریخته باعث می شود كه احساس ناخوشایندی داشته باشید، اما كمبود انرژی كمكی نمی كند.

بهداشت نامناسب

افسردگی تمام انرژی شما را از بین می برد. به اندازه کافی دشوار است که از تخت خارج شوید. بنابراین، دوش گرفتن، مسواک زدن دندان ها، شستن موها، مراقبت از بدن و خارج شدن از خانه می تواند بسیار سخت باشد. کسانی که افسردگی ندارند فکر می کنند انجام ندادن این کارها به دلیل تنبلی است، اما حقیقت این است که دوش گرفتن و یا شستن لباس ها برای این افراد بسیار طاقت فرسا و دردناک است.

مشکلات خواب

مشکلات خواب

افسردگی برنامه خواب شما را بهم می ریزد. برخی از افراد افسرده را ممکن است در طول شب بیدار نگه دارد و برخی ممکن است کمی به خواب روند. این مشکل می تواند اضطراب شما را در طول شب افزایش دهد. و در برخی موارد ممکن است باعث خواب بیش از حد شود ولی همچنان احساس خستگی وجود داشته باشد.

فاجعه سازی

افسردگی روی ذهن شما تمرکز می کند و باعث می شود چیزهای منفی را باور کنید. کم کم به جایی می رسد که برای تایید تفکر بدبینانه خود به دنبال چیزهای بد و منفی باشید. هر زمان که اتفاق منفی رخ دهد از آن به عنوان شاهدی برای اینکه نشان دهید زندگی چقدر بد است استفاده می کنید. تفکر افسردگی، نوعی تفکر خاص بدبینانه است که افکار مربوط به حال، گذشته و آینده بیمار را تحت تأثیر قرار می دهد. بیمار، اعتماد به نفس خود را از دست داده و همیشه جنبه های منفی هر حادثه را مد نظر قرار می دهد. عقاید وی همواره همراه با ناامیدی و یاس است. پیوسته انتظار بدترین وضع ممکن را داشته و بدبختی، شکست و تباهی پیش بینی می کند.

عادات بد غذایی

افراد مبتلا به افسردگی یا پرخوری می کنند یا به سختی غذا می خورند. ممکن است خود را در آشپزخانه بیابید که در حال خوردن هر چیزی هستید. خوردن در واقع تلاشی است برای از بین بردن پوچی و تنهایی. کسانی که اشتهایی برای خوردن ندارند حتی ممکن است از غذا متنفر شوند.

عادات بد غذایی

کاهش انگیزه

افسردگی علائق و رویاهای شما را از بین می برد. علائق و عادات گذشته تان دیگر راضی کننده نیست. کم کم احساس می کنید که از درون مرده اید. اگر مراقب نباشید باعث می شود که تمام روز را در تخت بمانید.

طفره رفتن از مشکلات خود

افسردگی به تنهایی طاقت فرسا است. شما احساس می کنید که اکثر روزها سخت و از کنترل شما خارج است. بنابراین، تلاش برای کنار آمدن با شرایط و مشکلات، به اندازه کافی دشوار است. در عوض، شما آنها مشکلات خود را نادیده می گیرند. این به خودی خود می تواند دردسر ساز باشد زیرا به تلنبار کردن مشکلات ادامه خواهید داد.

احساس گناه و نفرت از خود

اگر به افسردگی اجازه دهید که بر افکار شما غلبه کند باعث می شود که شما از خودتان متنفر شوید. در موارد شدیدتر، همراه با گسترش مشکلات عزت نفس، خودانگاره فرد نیز ضعیف می شود. در نهایت شما بر این باورید که ارزشش را ندارد. برخی از افراد مبتلا به این اختلال روانی می توانند با فکر کردن به تمام مشکلات و تقصیرهایی که دارند، احساس گناه را در خود پرورش دهند.

زندگی با ترس

افراد مبتلا به افسردگی می ترسند که چیزهای وحشتناکی برای آنها اتفاق افتد. در موارد شدیدتر این افراد موقعیت های خوب خود را خراب می کنند تا بگویند که همیشه همه چیز بد پیش می رود. در موارد دیگر این افراد موقعیت های خوب را نادیده می گیرند و دست از رویاهای خود می کشند. این یک روش پیچیده برای محافظت از خودتان است، زیرا باعث می شود که شما از زندگی و کارهای شگفت انگیز جلوگیری کنید.

افسردگی به شیوه های مختلف ما را تحت تاثیر قرار می دهد. لیست بالا شامل برخی از رفتارهای مشترکی است که افراد مبتلا به این اختلال دارند.


Stressed-face.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

افسردگی میلیون ها نفر در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داده است. افراد مبتلا با احساس بی ارزشی، افکار مزاحم و ناخواسته، فقدان انگیزه، افکار خودکشی، احساس اندوه و پوچی، مشکل در تمرکز و خیلی چیزهای دیگر مبارزه می کنند. معمولا ما به تأثیرات روانشناختی افسردگی تمرکز می کنیم و فراموش کرده ایم که این اختلال علائم جسمانی نیز دارد، که این علائم می تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد. مهم است که از علائم فیزیکی خود آگاه باشید. به این ترتیب شما می توانید متوجه شوید که چگونه افسردگی خود را نشان می دهد و کنترل آن را در دست بگیرید.

علائم جسمانی افسردگی

برخی از علائم جسمانی آن عبارتند از:

  • خستگی مزمن
  • کاهش یا افزایش اشتها
  • بی خوابی یا پرخوابی
  • کاهش میل جنسی
  • تضعیف سیستم ایمنی
  • دل درد
  • سردرد
  • نوسانات وزن
  • افزایش حساسیت به درد
  • تنگ شدن عروق قلبی
  • بدن درد مزمن، مانند: مفاصل، اندام ها، حساسیت پستان ها و یا کمر درد
  • مشکلات دستگاه گوارش، مانند: سندرم روده تحریک پذیر، اسهال یا یبوست
  • مشکلات قلبی و عروقی، مانند: بیماری عروق کرونر قلبی
  • افزایش التهاب در سراسر بدن
  • مشکلات پوستی

بی خوابی یا پرخوابی

آیا می دانید افسردگی می تواند بر سیستم ایمنی تاثیر بگذارد؟ این موضوع باعث می شود سخت تر بتوانید با عفونت مبارزه کنید. کمبود خواب و استرس، سیستم ایمنی را ضعیف می کند. می تواند بیماری هایی که دارید را بدتر کند و یا به راحتی باعث بیماری شود. افسردگی حتی با بیماری های قلبی و سایر مشکلات قلبی عروقی مرتبط است. و دلیل آن این است که افسردگی و استرس بسیار با هم در ارتباط هستند. هورمون های استرس مانند کورتیزول می توانند عروق خونی را تنگ کند. ماندن بدن در حالت گریز و اجتناب می تواند در طولانی مدت شانس حمله قلبی را افزایش دهد. مطالعات مختلف در گذشته نشان می دهد که بین التهاب و افسردگی رابطه وجود دارد. شاید به همین دلیل است که افراد مبتلا به اختلالات خود ایمنی استعداد بالاتری برای ابتلا به افسردگی را دارا هستند. افسردگی همچنین با مشکلات گوارشی در ارتباط است. یکی از بزرگ ترین تاثیرگذاران روی خلق و خو در بدن شما یک انتقال دهنده عصبی به نام سروتونین است. سروتونین گاهی اوقات به عنوان هورمون “احساس خوب” به دلیل توانایی تاثیر آن بر خلق و خو، اضطراب و شادی می باشد. در حالی که مقدار سروتونین ایجاد شده در مغز مورد استفاده قرار می گیرد، بین ۸۰ تا ۹۰ درصد از آن در روده ساخته می شود. شواهد اخیر نشان می دهد که باکتری های روده حتی می توانند روده ها را به تولید سروتونین بیشتری وادار کنند. روده سالم سبب کنترل وزن، خلق و خوی شما و در بلند مدت به سلامت منجر می شود. اگر در روده شما مشکلی وجود داشته باشد، تولید سروتونین ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد و به نوبه خود باعث بدتر شدن افسردگی و درد در بدن شما خواهد شد. هم چنین افسردگی باعث کندی سایکوموتور می شود، بنابراین، در طول یک افسردگی اساسی، ممکن است احساس سنگینی یا کندی داشته باشید. افسردگی و درد سبب ایجاد اختلال در مسیرهای بیولوژیکی و انتقال دهنده های عصبی می شوند. تحقیقات نشان داده اند که حدود ۷۵٪ افراد مبتلا به افسردگی درد ناگهانی یا مزمنی را در برخی از نواحی بدن خود تجربه می کنند. یک مطالعه کانادایی که در مجله Pain منتشر شد، نشان داد احتمال این که افراد مبتلا به افسردگی نسبت به افراد دیگر به درد گردن و کمر شدید مبتلا شوند چهار برابر بیشتر است. هنگامی که شما دچار حالت روحی منفی می شوید، نسبت به بدن خود توجه بیشتری نشان می دهید و بنابراین هر گونه ناراحتی و دردی را بیشتر حس می کنید. علاوه بر این ممکن است علائم معده و سردرد را حس کنید یا فقط حساسیت بیشتری نسبت به درد داشته باشید.

مطالعه ای که در سال ۲۰۰۸ در مجله روانپزشکی منتشر شد نشان داد زمانی که افراد مبتلا به افسردگی درد را پیش بینی می کنند، فعالیت مغز آنها احساسات بیشتری را نشان می دهد و لذا کمتر با درد مقابله می نماید، بنابراین آنها در برابر صدمات ضعیف تر هستند. ضمنا افراد افسرده بیشتر به غذاهای بسیار شیرین تمایل دارند که موجب التهاب مغز شده و تعادل باکتری های خوب و بد را در روده بهم می زند. مطالعه ای که در سال ۲۰۱۱ توسط دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد انجام شد این طور اعلام می کند که برخی از بیماری های روانشناسی مانند افسردگی بیشتر می توانند نتیجه اختلالات معدی و روده ای مانند سندرم روده ی تحریک پذیر باشند تا علت آن.

هورمون های استرس به پوست آسیب می زنند

هورمون های استرس به پوست آسیب می زنند. افسردگی باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول می شود بنابراین مشاهده مشکلات پوستی در میان افراد مبتلا به افسردگی، شایع است. حتی افسردگی می تواند بیماری های چون اگزما، پسوریازیس و آکنه را تشدید کند. بنا به گزارشی از Dermatologic Clinics، تقریبا ۳۰ درصد از بیماران پوستی، دچار اختلالات روانپزشکی هستند. مطالعه ای در سال ۲۰۱۵ نشان داد افسردگی و اضطراب در میان بیماران مبتلا به پسوریازیس، درماتیت آتوپیک، اگزمای دست و زخم های پا شایع است. ارتباط بین افسردگی و مشکلات پوستی ممکن است به دلیل خودنادیده انگاری باشد که از پیامدهای معمول در افسردگی است.

افسردگی می تواند طیف وسیعی از مشکلات مربوط به خواب را به بار بیاورد، شامل مشکل در به خواب رفتن، مشکل در خواب مستمر و خواب آلودگی در طول روز. افسردگی اغلب همراه با کمبود انرژی و احساس گیج کننده خستگی است که می تواند جزو ناتوان کننده ترین علامت های افسردگی باشد. نکته عجیبی که وجود دارد این است که با وجود اینکه ممکن است خیلی احساس خستگی و خواب آلودگی کنید اما خواب تان کیفیت خوبی نداشته باشد.
افرادی که با یک بیماری مزمن زندگی می کنند گزارش کرده اند که افسردگی علائم آنها را بدتر می کند. نشان داده شده است که افسردگی می تواند درد آنها را تشدید کند. هنگامی که این اتفاق می افتد، پزشک باید وضعیت و افسردگی شما را در نظر بگیرد. تنها با انجام این کار می توانید کیفیت زندگی خود را افزایش دهید.
این یک چرخه نامطلوب است زیرا افسردگی باعث افزایش خطر ابتلا به درد و بیماری می شود و پس از آن بیماری شما را تحت تاثیر قرار می دهد که خود باعث افسردگی شما می شود. بنابراین مهم است که از علائم جسمانی خود آگاه باشید. بسیاری از ما درباره دردهایی به دکتر خود شکایت می کنیم که دلیلی برای آنها وجو ندارد. پس افسردگی می تواند علت تغییر ناگهانی باشد. اگر مشکوک به افسردگی هستید، ضروری است که با دکتر خود مشورت کنید.


زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

چیزی که باید بدانید این است که افسردگی یک بیماری پیچیده ای است و اگر شما درگیری عاطفی با یک فرد افسرده پیدا کرده اید باید اطلاعات خود را در مورد این بیماری افزایش دهید تا بتوانید نتیجه مطلوب بگیرید. یک فرد افسرده یک فرد کامل است و آنها قادر به دادن و دریافت عشق هستند. همیشه در نظر داشته باشید که عشق افسردگی را درمان نخواهد کرد، اما قطعا به فرد افسرده کمک خواهد کرد تا با آن مبارزه کند.

نکاتی درباره افراد افسرده

این راهنمایی ها و توصیه ها می تواند به شما در بهبود روابطتان کمک کنند.

  • آنها بدون هیچ دلیل مشخصی در هر لحظه احساس افسردگی می کنند. بنابراین، تلاش نکنید چیزی را که نمی توانید واقعا درک کنید، متوقف کنید.
  • کودکانه عمل نکنید. اگر شریک زندگی تان متفاوت و سرد عمل می کند. به یاد داشته باشید افسردگی پیچیده است و نحوه عمل آنها غیر عمدی است. در عوض او را حمایت کنید.
  • افسردگی باعث می شود که او احساس ضعف و درهم شکستن کند، و به عنوان شریک زندگی، شما نیاز دارید که او را درک کنید، و مهم است که وقتی او به فضای بیشتری نیاز دارد، به او فضای لازم را بدهید.
  • تصور نکنید که می دانید چگونه از شریک زندگی خود حمایت کنید زیرا نهایتا در تلاش برای رفع آن ناامید خواهید شد. با او رو راست باشید و از او سوال کنید که چه نوع حمایتی لازم دارد.
  • با سرگرمی های غیر منتظره سعی کنید با آنها ارتباط برقرار کنید. هنگامی که شریک زندگی شما در فاز افسردگی قرار می گیرد، انرژی کمتری دارد و احساس خستگی می کند. شما می توانید او را تشویق کنید که با هم به رستوران مورد علاقه اش بروید یا یک فیلم خوب ببینید. از هر چیزی که می دانید ممکن است لذت ببرد استفاده کنید.
  • او را با “باید” سرزنش نکنید. شریک شما در حال حاضر می داند که چه باید بکند و باعث می شود احساس بدی پیدا کند وقتی که کمک کننده نخواهد بود. در عوض دست او را بگیرید و تشویقش کنید وقتی که می خواهد کاری را انجام دهد.
  • شریک زندگی شما بسیار قوی تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید، زیرا او هر روز صبح بیدار می شود تا با شیاطین خود مبارزه کند. برای این که مفید باشید، او را به عنوان یک فرد ناقص یا شکست خورده نبینید.
  • چیزی که باید بدانید این است که باید تعادل را حفظ کنید. هنگامی که شریک زندگی شما از دوره های طولانی افسردگی رنج می برد، بسیار حیاتی است که شما هم از خودتان مراقبت کنید در حالی که از او حمایت می کنید. اگر این کار را نکنید نهایتا خسته و دلسرد می شوید.
  • لحظاتی وجود دارد زمانی که فردی که به او عشق می ورزید، متفاوت و شاید حتی نامناسب رفتار کند. این به بدین معنی نیست که فردی که عاشقش شده اید، تبدیل به کس دیگری شده است.
  • شما باید همه برچسب هایی که در مورد افسردگی در طول سال ها یاد گرفته اید را کنار بگذارید. ابتلا به بیماری های روحی گهگاه گیج کننده و ناامید کننده است، اما باید به آنها احترام گذاشته شود.
  • شما باید بر روی چیزهای مثبت تمرکز کنید. به خودتان یادآوری کنید که فردیکه  شما دوست دارید یک بیماری دارد و تمام ویژگی های زیبا در او را در نظر داشته باشید.
  • آنها ممکن است گاهی اوقات خسته کننده باشند، بنابراین این موضوع را به خود نگیرید. تحریک پذیری و کج خلقی بخشی از افسردگی است. و شما باید به درک کنید که در اکثر موارد این رفتارها ناخواسته انجام می شود.

افسردگی چیست؟

افسردگی که “افسردگی بالینی”  یا “اختلال افسردگی” نیز نامیده می شود یک دوره غم و اندوه است که شامل از دست دادن علاقه به چیزهایی می شود که پیش از این باعث خوشحالی یا لذت می شدند. این احساسات  معمولا به همراه یک سری علائم و نشانه های روانی و فیزیکی هستند.

افسردگی درمان نشده می تواند منجر به مشکلات پیچیده ای شود که زندگی فرد بیمار را به خطر بیاندازد. خوشبختانه اکثر افراد به صورت موثر درمان می شوند.

علت افسردگی چیست؟

تحقیقات نشان می دهند که افسردگی دلیل واحدی ندارد و ترکیبی از عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، محیطی و روانشناسی در ایجاد افسردگی نقش دارند .این اختلال می تواند به همراه دیگر دیگر بیماری ها مانند دیابت، سرطان، بیماری های قلبی و پارکینسون رخ دهد که می توانند بر یکدیگر تاثیر منفی بگذارند .

از عواملی که امکان  ابتلا به افسردگی را افزایش می دهند عبارتند از:

  • کمبود اعتماد به نفس
  • سوء استفاده جنسی
  • بیماری های مزمن مانند دیابت و سرطان
  • سوء مصرف الکل و مواد مخدر
  • مصرف یک سری داروهای تجویز شده خاص
  • سابقه افسردگی خانوادگی

علایم‌ شایع‌

از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بی‌حوصلگی‌ و دل‌زدگی‌؛ ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌

احساس‌ ناامیدی‌؛ بی‌حالی‌ و خستگی‌

بی‌خوابی‌؛ خواب زیاد یا ناراحت‌

گوشه‌گیری‌ اجتماعی‌؛ احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نیاز نبودن‌

بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌؛ یبوست‌

از دست‌ دادن‌ میل‌ جنسی‌

مشکل‌ داشتن‌ در تصمیم‌گیری‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز

یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌

احساس‌ گناه‌ شدید به‌ خاطر وقایع‌ بی‌اهمیت‌ یا خیالی‌

تحریک‌پذیری‌؛ بی‌قراری‌؛ افکار خودکشی‌

دردهای‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از بیماری‌ جسمی‌

انواع افسردگی

اختلال افسردگی شدید

امسال بیش از ۱۶ میلیون آمریکایی این نوع از افسردگی را تجربه کرده اند. تحت معیارهای تشخیصی که توسط موسسه روانشناسی آمریکا منتشر شده است، افراد باید حداقل پنج مورد از نشانه ها را برای دو هفته یا بیشتر داشته باشند تا با افسردگی شدید تشخیص داده شوند. این نشانه ها ممکن است در برگیرنده احساس غم، تهی بودن،بی ارزش بودن، نا امید بودن، احساس گناه، از دست دادن انرژی و اشتها یا عدم تمایل به فعالیت های لذت بخش، تغییر در عادت های خواب و افکار مرگ و خودکشی باشد. بیشتر موارد قابل درمان هستند. اختلال افسردگی شدید، دو زیرمجموعه دارد افسردگی غیر معمول و افسردگی سودازدگی. افرادی که در طبقه بندی افسردگی غیر معمول قرار می گیرند دوست دارند بیشتر بخوابند و بیشتر غذا بخورند. این افراد از لحاظ عاطفی و احساسی فعال هستند و بسیار مضطرب اند. افرادی که در دسته افسردگی سودازدگی قرار دارند در خواب مشکل دارند و افکاری دارند که خود را مقصر و گناهکار می دانند. بزرگسالان جوان بیشتر با افسردگی غیر معمول دست و پنجه نرم می کنند.

افسردگی مقاوم به درمان:

برخی از اوقات افرادی که اختلال افسردگی شدید دارند به درمان پاسخ نمی دهند. حتی بعد از مصرف برخی از داروهای ضد افسردگی باز هم ممکن است دوباره به شرایط قبل باز گردند. ممکن است چنین شرایطی ژنتیکی یا محیطی باشد. کمک به افراد برای غلبه بر افسردگی مقاوم به درمان از طریق جلسات مختلف برای کمک به تشخیص مناسب و شناسایی سایر علل جسمی و روانی که باعث ایجاد نشانه ها می شود آغاز می گردد. پزشک به بیمار کمک می کند دوز مناسب دارو و طول دوره درمان را تشخیص دهد. اگر دارویی کار نکرد، پزشک سعی می کند دارو را به داروی مشابه تغییر دهد یا از کلاس دیگری از داروها استفاده نماید.

افسردگی زیر نشانگانی

فردی که نشانه های افسردگی را دارد اما همه موارد مرتبط برای تشخیص افسردگی شدید را ندارد ممکن است در این گروه قرار گیرد. این فرد سه یا چهار نشانه را دارد اما ممکن است نشانه پنجم را نداشته باشد یا برای یک هفته افسردگی را تجربه نماید. پزشک در این شرایط به جای اینکه به نشانه ها توجه کند، معمولا به دنبال عملکرد خواهد بود. ایا بیمار می تواند سر کار برود و مسئولیت های روزمره خود را انجام دهد؟ اگر فرد در حال کشمکش است، می تواند از درمان بهره ببرد؟

اختلال افسردگی مقاوم

افرادی که با این نوع افسردگی دست و پنجه نرم می کنند خلق و خوی ناراحت، پایین، تیره و تاری در بیشتر روزها دارند و حداقل دو مورد از نشانه های افسردگی را که دو سال یا بیشتر طول کشیده است تجربه کرده اند. در کودکان و نوجوانان، این نوع افسردگی ممکن است زمانی که نشانه های تحریک پذیری یا افسردگی برای یک سال یا بیشتر طول کشید تشخیص داد شود. برای اینکه فردی با این نوع از افسردگی تشخیص داده شود باید دو مورد از نشانه های زیر را داشته باشد:

مشکل در خواب (بسیار زیاد یا بسیار کم)، انرژی کم یا خستگی، اعتماد به نفس پایین، اشتهای ضعیف یا خوردن بیش از حد، تمرکز ضعیف یا مشکل در تصمیم گیری، احساس نا امیدی.

معمولا این نوع افسردگی نیازمند درمان با ترکیبی از داروها و روان درمانی است.

سندرم پیش از قاعدگی

بیش از ۱۰ درصد زنانی که به سن باروری رسیده اند این نوع اختلال را تجربه می کنند. این گزینه شکل حادتری از سندرم پیش از قاعدگی است و می تواند باعث تحریک افسردگی، ناراحتی، اضطراب، تحریک پذیری و حتی نشانه های شدید یک هفته قبل از آغاز دوره قاعدگی شود. چنین شرایطی می تواند ناراحت کننده، ناتوان کننده و دشوار باشد و با زندگی روزمره فرد تداخل ایجاد نماید. دانشمندان و متخصصان بر این باورند که چنین زنانی ممکن است حساسیت غیر طبیعی به تغییرات هورمونی در طول چرخه قاعدگی خود داشته باشند. مصرف داروهای ضد افسردگی به خصوص مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین در دو هفته قبل از آغاز قاعدگی یا در طول ماه می تواند بسیار موثر باشد. انواع خاصی از داروهای پیشگیری از بارداری نیز می تواند مفید باشد. دانشمندان و محققان دانشگاه کالیفرنیا در حال کاوش و بررسی استفاده از نور درمانی برای بهبود کیفیت خواب و خلق و خو در این زنان هستند.

افسردگی دوقطبی

تغییر در خلق و خو و انرژی، نا امید بودن و شاد بودن جزو نشانه های افسردگی دو قطبی است که به عنوان اختلال دو قطبی نیز شناخته می شود. برای اینکه فردی با این شکل از افسردگی تشخیص داده شود باید حداقل یک نوع از شیدایی را داشته باشد. اختلال دوقطبی معمولا در بزرگسالان جوان دیده می شود. با اینکه زنان و مردان به تعداد یکسان با این شرایط تشخیص داده می شوند اما مطالعات نشان می دهد تفاوت های جنسیتی در این شرایط دخیل است. مردان رفتارهای شیدایی بیشتری دارند و زنان بیشتر به سمت نشانه های افسردگی می روند. اختلال دو قطبی معمولا بدون درمان بدتر می شود اما می توان آن را با تثبیت کننده های خلق و خو، داروهای ضد روان پریشی و صحبت درمانی بهبود بخشید. یکی از مطالعات انجام شده توسط دکتر سیت و همکارانش نشان می دهد نور درمانی می تواند یک درمان احتمالی برای این افسردگی باشد. البته برای تایید چنین موضوعی به تحقیقات بیشتری نیاز است. قرار گرفتن در معرض نور می تواند نشانه های افسردگی را کاهش دهد و عملکرد این افراد را بهبود ببخشد.

اختلال کژتنظیمی خلقی ایذایی

فریاد زدن و خشم می تواند نشانه های این نوع اختلال باشد. این اختلال نوعی افسردگی است که در کودکانی شناسایی می شود که با تنظیم احساسات خود مشکل دارند. سایر نشانه های این اختلال در برگیرنده عصبانی شدن یا تحریک پذیری در بیشتر روزهاست. این کودکان با افراد موجود در مدرسه، منزل و سایر مکان ها مشکل دارند. اخیرا چنین اختلالی به کمک داروها، روان درمانی و آموزش والدین، درمان شده است.

اختلال خلق و خوی ناشی از مواد

استفاده یا سوء مصرف داروهای تسکین بخش می تواند خلق و خوی فرد را تغییر دهد. نشانه هایی همچون افسردگی، اضطراب و از دست دادن تمایل برای انجام فعالیت های لذت بخش معمولا بعد از مصرف مواد یا ترک آن ایجاد می شود. موادی که می تواند به این نوع افسردگی منجر شود دربرگیرنده الکل، مواد مخدر، بنزودیازپین است. برای اینکه فردی با چنین اختلالی تشخیص داده شود، پزشک سایر علل احتمالی افسردگی را نیز بررسی می کند.

افسردگی سایکوتیک

افرادی که افسردگی سایکوتیک دارند ممکن است نشانه هایی همچون توهم و هذیان را تجربه نمایند. پزشکان معمولا داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی را برای این شرایط تجویز می کنند.

افسردگی به خاطر بیماری

مقابله کردن با بیماری های مزمن حاد همچون بیماری قلبی، سرطان، مولتیپل اسکلروزیس، ایدز می تواند باعث ایجاد افسردگی شود. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد التهاب مرتبط با بیماری می تواند نقش مهمی در ایجاد افسردگی داشته باشد. التهاب باعث ازاد شدن مواد شیمیایی خاصی توسط سیستم ایمنی می شود که وارد مغز می شود و باعث تغییر آن می گردد. همین امر موجب بروز افسردگی در برخی از افراد می شود. استفاده از داروهای ضد افسردگی ممکن است شرایط این افراد را بهبود ببخشد و توانایی آن ها برای عملکرد بهتر را بالاتر ببرد.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

برطبق انستیتوی ملی سلامت روانی آمریکا، افرادی که درچار اختلال افسردگی هستند، علایم و نشانه‌های یکسانی ندارند. بعضی از علایم معمول و متداول افسردگی شامل:

  • مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم‌گیری
  • خستگی و کاهش انرژی
  • احساس گناه، بی‌ارزشی و یا درماندگی
  • بدون امید به آینده و بدبینی
  • بی خوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
  • بی قراری و نا‌آرامی
  • ازدست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت بخش، شامل رابطه جنسی و …
  • از دست دادن لذت به زندگی
  • پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
  • سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
  • کاهش میل جنسی
  • گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی

علل افسردگی

علل افسردگی را می توان در سه گروه اصلی مورد بحث قرار داد.

گروه اول

گروه اول را مجموعه ای از عوامل زیست شناختی تشکیل می دهند. بی نظمی در آمین های بیولوژیک، یکی از عوامل دخیل است. از واسطه های شیمیایی مهم در این زمینه، می توان به سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین اشاره کرد که کاهش آن ها در بدن، در پاتوفیزیولوژی افسردگی مؤثر شناخته شده است. محورهای عصبی غددی مانند محور غده فوق کلیه، تیروئید و نیز هورمون رشد از مسیرهای مهم درگیر هستند. بین ترشح زیاد کورتیزول (از غده فوق کلیه) و یا کاهش فعالیت غده تیروئید با بروز افسردگی روابط مستقیمی دیده شده است. همچنین در بیماران افسرده، ترشح هورمون رشد در هنگام خواب کمتر از حالت طبیعی است. اشکال در ریتم های شبانه روزی و وجود اختلال در سیستم لیمبیک، هسته های قاعده ای و هیپوتالاموس مغز از سایر موارد مطرح دربار علت افسردگی هستند. در نوار مغزی زمان خواب تعدادی از این بیماران نیز اختلالاتی مشاهده شده است.

گروه دوم

گروه دوم، عوامل توارثی و ژنتیکی می باشند که نقش آنها بسیار مهم شناخته شده است. وابستگان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، دو تا سه برابر جمعیت عادی، مستعد ابتلا به این مسأله هستند. میزان ابتلا دو قلوهای تک تخمکی پرورش یافته در یک محیط یا دو محیط جداگانه، یکسان برآورد شده که نقش عامل ژنتیکی را تائید می کند. در صورت ابتلای یکی از والدین، احتمال ابتلای فرزندان ۲۵% و در صورت ابتلای هر دو، ۵۰ تا ۷۵% می باشد. طریقه توارث این اختلالات هنوز به درستی شناخته نشده است.

گروه سوم

گروه سوم، عوامل روانی – اجتماعی بوده که به خصوص در پیدایش اولین حمله بیماری بسیار مهم هستند. مهم ترین عامل مرتبط با ایجاد افسردگی در آینده ، از دست دادن یکی از والدین قبل از سن ۱۱ سالگی و بیشترین عامل استرس زای محیطی مولد افسردگی، مرگ همسر شناخته شده است. اختلال افسردگی در طبقات نابسامان، افراد فاقد روابط اجتماعی مطلوب و نیز اشخاص جدا شده یا طلاق گرفته بیشتر است. مشکلات زناشویی، شغلی و سایر عوامل زمینه ساز محیطی، بستر را برای عامل نهایی موجد استرس، فراهم کرده و یا باعث تسریع در بروز این اختلالات می گردند. افرادی که فاقد روابط صمیمانه و اطمینان بخش هستند، آسیب پذیری بیشتری در برابر عوامل استرس زا دارند. همچنین مسائلی مانند از دست دادن افراد نزدیک، سرپرستی چند فرزند، شرایط اقتصادی نا مناسب و ازدواج های بدون حمایت و پشتوانه، همه از عوامل تاثیر گذار می باشند. براساس تجارب بالینی، غالب اختلالات افسردگی به دنبال رویدادهای استرس زای زندگی بروز می کنند.

تحقیقات جدید در رابطه با علل افسردگی

با توجه به تحقیقات جدید، داشتن شاخص توده بدنی بالا باعث افزایش خطر علائم افسردگی در طی ۵ سال می شود.

BMI (شاخص توده بدنی) نسبت قد و وزن است که برای ارزیابی اینکه وزن فرد در محدوده سالم است یا خیر، استفاده می شود. مطالعه جدیدی که در مجله روانشناسی بهداشت منتشر شد، دریافت که BMI بالاتر منجر به افزایش نشانه های افسردگی در میان افراد مسن شده است.

پیتر جوزف دیربورن از دانشگاه مین می گوید: “در طول چند دهه گذشته، درصد افراد مسن چاق در ایالات متحده، بطور قابل توجهی افزایش یافته است. در حالی که شاخص توده بدنی برای تعریف چاقی استفاده می شود، تنها یکی از عوامل خطرساز است، به همین دلیل تعداد قابل توجهی از عوارض متابولیکی در چاقی وجود دارد. و همین طور چگونگی تاثیر چاقی بر سلامت روان شناختی را نیز باید در نظر داشته باشیم. من متوجه شدم که در حالی که در سال های اخیر تحقیقات زیادی در مورد توده بدنی و سلامت روان انجام شده است، بسیاری از این تحقیقات بر روی افراد جوان انجام شده ومحققان به ندرت روابط زمانی بین نشانه های افسردگی و توده بدنی را در نظر گرفته اند. من فکر می کنم مهم است که توجه داشته باشیم حتی تغییرات جزئی در رفتار روزانه در طول زمان می تواند در جلوگیری از خطر علائم افسردگی موثر باشد. مطالعات متعدد نشان داده است که افزایش سطح فعالیت بدنی (مثلا پیاده روی، باغبانی، دوچرخه سواری، و غیره) مستقل از هر گونه تغییر احتمالی در وضعیت وزن، می تواند خطر علائم را کاهش دهد”

به منظور این تحقیق، دیربورن و همکارانش داده ها را از مطالعه طولی مین-سیراکوس تحلیل کردند. مطالعه طولی که اطلاعات بیش از ۲۰۰۰ شرکت کننده در طول ۳۵ سال جمع آوری کرده است، از جمله عوامل خطر بیماری قلبی و عروقی، سنجش عملکرد شناختی بالینی، و شاخص های شخصیت و سبک زندگی.

برای مطالعه جدید خود، محققان ۶۳۸ شرکت کننده را که بیش از ۵۰ سال سن داشتند بررسی کردند. آنها دریافتند که BMI (شاخص توده بدنی) بالاتر با خطر بیشتر ابتلا به علائم افسردگی در ارتباط است. علاوه بر این، تاثیر BMI بر علائم افسردگی در طول زمان به نظر می رسد برای زنان و مردان مشابه است. به عبارت دیگر، در حالی که زنان در نمونه آنها میزان بالاتری از علائم را در مقایسه با مردان داشتند، مشاهدات آنها صرف نظر از جنسیت بود. با توجه به مشاهدات آنها، افراد دارای وزن کمتر و بیشتر از حد نرمال بیشتر از کسانی که از نظر شاخصی توده بدن در حد نرمال بودند، علائم افسردگی را نشان دادند. در این تحقیق متغیرهای زیادی مانند نشانه های افسردگی پایه، سن، جنس، تحصیلات، وضعیت زناشویی، انزوای اجتماعی، فعالیت اجتماعی، بیماری مزمن و عملکرد فیزیکی تحت کنترل قرار گرفت. اما این مطالعه هنوز هم دارای محدودیت های بسیاری است.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

افسردگی اختلالی است که بر میلیون ها نفر از مردم، در سراسر جهان تاثیر گذاشته است. در ایالات متحده تنها، بیش از ۱۶.۱ میلیون بزرگسال، سالانه افسردگی اساسی را تجربه می کنند و این تعداد همچنان رو به رشد است. افسردگی علائم متفاوتی دارد. ولی این علائم در هر فرد می تواند به شکل متفاوتی بروز کند. در این مقاله، جامعه روان شناختی به این توافق رسیده اند که؛ جنسیت فرد می تواند بر تجربه او با افسردگی تأثیر بگذارد و در زنان و مردان افسردگی به صورت متفاوتی تجربه می شود.

علائم شایع افسردگی

مردم اغلب فکر می‌کنند افسردگی یعنی «حس بد داشتن» یا «احساس غمگینی». آن‌ها نمی‌دانند که افسردگی می‌تواند باعث شود که فرد از یک تصمیم‌گیری ساده عاجز شود، ۲۰ ساعت در شبانه‌روز بخوابد، یا بدون دلیل مشخصی شروع به گریه کند و نتواند جلوی خودش را بگیرد. بنابراین آشنایی با علائم افسردگی برای همگان اهمیت دارد.
خلق و خوی افسرده.
برای اطلاق افسرده بودن به فرد، او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد.
بی علاقگی یا لذت نبردن از فعالیت هایی  فیزیکی که معمولاً لذت بخش و جالب اند.
این نشانه هر روز و عملاً برای تمامی فعالیت ها دیده می شود.
حس خودکم بینی یا احساس گناه بیش از حد و نامتناسب واحساس بی ارزش بودن.
این احساس تقریباً همیشه و تقریباً هر روز حضور دارد.
داشتن ایدۀ خودکشی به طور مکرر، خواه با نقشه یا بدون نقشۀ دقیق یا با اقدام به خودکشی
فکر به مرگ (مثلاً گفتن «من ترجیح می دهم که مرده باشم») نیز از این دسته محسوب می شوند.
مشکلات خواب. ممکن است به شکل بی خوابی یا پرخوابی بروز کند.
این مشکلات هر روز در میان افراد افسرده دیده می شود.
آشفتگی یا کندشدن روانی و حرکتی.
این نشانه نیز هر روز حضور دارد که یا توسط خود فرد افسرده گزارش می شود یا اطرافیانش مشاهده می کنند. در افسردگی، حرف فقط بر سر یک احساس بی قراری یا کندشدگی ساده نیست، بلکه این آشفتگی یا کندشدگی قابل ملاحظه و مشهود است.
مشکلات اشتها که هم به شکل بی اشتهایی و کاهش وزن و هم بالعکس
با افزایش اشتها و اضافه شدن وزن می تواند روی دهد. این مشکلات بدون رژیم گرفتن به وجود می آیند.
مشکلات تمرکز.
این مورد اغلب با مشکل در اندیشیدن و حتی تردیدهای تکراری ظاهر می شود. پدیده ای قابل مشاهده و روزانه است و تنها احساس عدم موفقیت در متمرکز شدن نیست.
احساس روزانه خستگی یافقدان انرژی
بی علاقه بودن به استحمام

تفاوت زنان و مردان در افسردگی

ابراز و بیان عاطفی

بسیاری از محققان تفاوت های عاطفی زیادی را در نحوه واکنش مردان و زنان با افسردگی بیان می کنند. دکتر دبرا سرانی، متخصص در زمینه تروما و افسردگی، معتقد است که زنان بیشتر از مردان تمایل دارند تا علائم خود را به عنوان افسردگی تشخیص دهند. زنان نیز قادر به بیان این علائم از طریق روش های غیر مخرب و به دنبال درمان هستند. اگرچه زنان نیز بیشتر علائم ناامیدی و زودرنجی دارا هستند، اما مردان اغلب رفتار عصبی یا تحریک آمیز بیشتری دارند.
تحقیق سال ۲۰۱۳ در مجله روانپزشکی JAMA، نقش مردانگی را در مردان مبتلا به افسردگی مورد بررسی قرار داد. این محققان دریافتند که سطح توانایی مردان برای کنار آمدن با افسردگی مربوط به سطح تعهد آنها نسبت به طرز فکر غالب “مرد مرد است” است. در چ نتیجه، مردانی که دارای این باور هستند که “مرد گریه نمی کند”، به غم و افسردگی با خشم و رفتار خود تخریبی واکنش نشان می دهند.
یکی دیگر از تفاوت های بین مردان و زنان “سرزنش” است. در رابطه با احساسات بیرونی، مردان بیشتر احتمال دارد که دیگران را به خاطر شرایط خود سرزنش کنند. این امر می تواند منجر به حالت دفاعی و بدگمانی به دیگران شود. زنان تمایل دارند خودشان را به خاطر شرایط شان سرزنش کنند، که می تواند منجر به احساس بی ارزش بودن و شک و تردید به خود شود.

تشخیص و درمان

به طور متوسط، زنان دو برابر بیشتر از مردان دارای افسردگی تشخیص داده می شوند. داروهای ضد افسردگی نیز دو برابر بیشتر برای زنان تجویز می شود. این در واقع یک پدیده جهانی است؛ زنان جوان در معرض خطر بیشتر افسردگی هستند.
برای مردان اغلب تشخیص افسردگی داده نمی شود. اگرچه تشخیص مردان همواره در شمارش کمتر بوده است، احتمال وجود دارد که مردان و زنان در موارد افسردگی با هم برابر باشند. زنان فقط راحت تر در مورد افسردگی خود صحبت می کنند و به دنبال درمان می باشند. مردان نسبت به زنان خودکشی بالاتری دارند، نرخ خودکشی مردان سه برابر بیشتر از میزان زنان است. این امر به این دلیل طولانی تر شدن زمانی است که مردان به دنبال تشخیص و درمان می روند.

مشکلات رفتاری

زنان بیشتر در معرض اختلالات خوردن قرار دارند. به گفته دیاموند، زنان بیشتر از مواد غذایی به عنوان خود درمانی استفاده می کنند. اختلالاتی مثل بولیمیا، بی اشتهایی عصبی و دیگر اختلال خوردن غذا ممکن است به عنوان مشکلات جدید، با افسردگی همراه شود. زنان ممکن است به علت استرس یا بی میلی مبتلا به بی اشتهایی عصبی شوند. اگرچه ممکن است مردان این اختلالات نشان دهند. به جای آن مردان معمولا به الکل یا مواد مخدر وابسته می شوند. و هم چنین به قمار و تماشای بیش از حد تلویزیون روی آورند.

پس آیا مردان و زنان احساس افسردگی متفاوت دارند؟

بله و خیر. نشانه های رایج افسردگی توسط اکثریت افرادی که از آن رنج می برند، بدون توجه به جنسیت، احساس می شود. با این حال، جنسیت ما به طور قابل ملاحظه ای به نقش های سنتی جنسی مرتبط است. واقعیت این است که بسیاری از مردان افسرده احساس افسردگی مشابه زنان را دارند، آنها فقط در مورد آن حرف نمی زنند! ناتوانی صحبت کردن در مورد افسردگی، آن را غیر قابل تحمل می کند. افسردگی برای همه قابل درمان است. مرد یا زن، قدم اول این است که مشکل را بپذیریم و درباره آن صحبت کنیم.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

کمک به یک دوست افسرده بسیار دشوار است. به خصوص، زمانی که شما نمی دانید چه کاری باید انجام دهید. بسیار آزار دهنده است که دوست یا یکی از اعضای خانواده ما درگیر این مشکل است. گاهی ممکن است بخواهید آنها را از این مشکل بیرون بکشید، اما کار آسانی نیست. گفتن اینکه “از این موضوع بگذر” یا “این کار را انجام بده” اصلا به آنها کمکی نمی کند. فقط باعث می شود از شما فاصله بگیرند. در ادامه لیستی از کارهای خوبی که می توانید برای افراد افسرده انجام دهید، آورده شده است.

آماده کردن غذای مغذی

عادت های غذایی افراد مبتلا به افسردگی تغییر می کند و اغلب اوقات غذاهای سالمی را انتخاب نمی کنند. غذا به طور مستقیم بر چگونگی احساسات آنها تاثیر می گذارد و با خوردن غذاهای سالم، حالت روحی آنها نیز بهبود می یابد.

قدم زدن

بدن افراد افسرده به علت دریافت کم نور خورشید به مقدار کافی ویتامین D تولید نمی کند. چند دقیقه خارج از خانه بودن، می تواند به آنها بسیار کمک کند.

کمک به آنها برای تمیز کردن اتاق

به یاد داشته باشید افسردگی، انرژی افراد را برای تمیز کردن از بین می برد. یک اتاق کثیف، فرد افسرده را افسرده تر می کند. در حالی که به آنها برای تمیز کردن اتاق شان کمک می کنید، با استفاده از موسیقی یا یک فیلم خنده دار این کار را برایشان سرگرم کننده کنید.

شستن لباس

کارها روزمره به خودی خود عذاب آور هستند، بنابراین تصور کنید که برای فرد افسرده چقدر می تواند استرس زا باشد. پس به آنها در این زمینه کمک کنید.

تعویض ملحفه تخت

یک فرد افسرده در اتاق خود مخصوصا در رختخواب خود، زمان زیادی را صرف می کند. با تغییر دادن ملحفه تخت آنها و شستن آنها می توانید احساس بهتری در این افراد ایجاد کنید. می توانید روغن اسطوخودوس روی ملحفه اسپری کنید.

آروماتراپی

روغن های زیادی وجود دارند که باعث آرامش و به اضطراب و افسردگی کمک می کنند. آروماتراپی یا رایحه درمانی روشی است که سعی می کند رایحه گیاهان، گل ها و حتی دانه های مختلف را برای بهبود سلامتی انسان ها به کار ببرد و در بسیاری از موارد هم موفق عمل کرده است. این روش به عنوان یک روش مکمل در کنار مصرف داروها و درمان های کلاسیک عمل می کند و نتایج مثبت زیادی به همراه دارد. روغن هایی که در رایحه درمانی به کار می روند، عصاره برگ ها، دانه ها، گل ها، ریشه ها یا حتی شکوفه های گیاهان مختلف هستند. هر کدام از روغن های رایحه درمانی، ترکیبات خاص خودشان را دارند و برای موارد خاص خودشان مصرف می شوند. این روغن ها شامل اسطوخدوس، بابونه، گل رز و غیره هستند.

موسیقی

موسیقی توانایی بهبودی دارد و باعث تغییر ادراک و احساس افراد می شود. مجموعه ای از آهنگ های مورد علاقه آنها و آهنگ های نشاط بخش برایشان فراهم کنید.

ویدئوهای خنده دار

خنده ابزاری عالی است و می تواند خلق و خوی افراد را تغییر دهد. مجموعه ای از کلیپ های خنده دار برای آنها فراهم کنید.

یادداشت های مثبت

فرد افسرده می تواند به طور مخرب فکر کند، و نمی تواند قسمت های خوب هر موقعیت را ببیند. شما می توانید با قرار دادن یادداشت های مثبت در اطراف خانه، به آنها یادآوری کنید که برای شما مهم هستند.

پنجره را باز کنید

سعی کنید آنها را متقاعد کنید که برای مدتی به خارج از خانه بیایند، اما اگر آنها نمی توانند، پنجره اتاق را باز کنید. اجازه دهید هوای تازه و نور خورشید وارد شود.

دادن گل یا هدیه

بسیاری از افراد افسرده حتی وقتی که به آنها می گوییم برایشان ارزش قائلیم و برای ما مهم هستند، احساس ناخوشایندی می کنند. در بعضی موارد جزئیات کوچک مانند گل یا شکلات مورد علاقه آنها می توانند به آنها کمک کنند که خوشحال شوند و احساس خوبی پیدا کنند. لازم نیست چیزی از فروشگاه بخرید، شما می توانید خلاق باشید برای آنها چیزی درست کنید.

اطمینان حاصل کنید که آنها به اندازه کافی آب می خورند

افرادی که افسرده اند ممکن است حافظه مبهمی داشته باشند و فراموش کنند که آب بخورند. بنابراین، آنها را یک فنجان آب یا چای بیاورید. می توانید به آب آنها میوه های مانند توت فرنگی اضافه کنید که هم خوشمزه است و هم مواد مغذی به بدن آنها می رساند.

یک روز سرگرم کننده در خارج از خانه

افسردگی باعث می شود آنها علاقه ای به بیرون آمدن از خانه نداشته باشند. پس سعی کنید یک روز خوب و سرگرم کننده برایشان ایجاد کنید، مثلا به سینما یا رستوران مورد علاقه شان بروید.

یک روز سرگرم کننده در داخل خانه

اگر خارج شدن از خانه خیلی برای آنها سخت است، پس یک روز خوب و سرگرم کننده در داخل خانه ایجاد کنید. به عنوان مثال غذای مورد علاقه اش را سفارش دهید یا فیلم جدیدی که آمده است را با هم نگاه کنید.

تمرکز بر اهداف کوچک

فعالیت های روزانه مانند شستن ظروف و یا خارج شدن از تخت برای افراد افسرده بسیار دشوار است. انجام کارهایی که برای شما راحت است ممکن است برای فرد افسرده این گونه نباشد. کاری کنید که انجام کارهای کوچک به آنها حس خوبی دهد، این امر به آنها قدرت می دهد.

از گفتن این جملات خودداری کنید

فکرت خراب شده، به خودت تلقین می‌کنی.
اینجور حس‌ها برای همه ما پیش می‌آید.
سعی کن به چیزهای خوب فکر کنی.
چیزهای زیادی برای زندگی کردن وجود دارد، چرا دوست داری بمیری؟
من کاری نمی‌توانم برای وضعیت تو انجام دهم.
سعی کن خودت را از این وضعیت بیرون بکشی.
نباید تا الان بهتر می‌شدی؟

چه بگویید که تاثیرگذار باشد

تو تنها نیستی. من با توام و هر کاری از دستم بربیاید برایت انجام می‌دهم.
شاید الان باور نکنی اما مطمئنم احساس و روحیه‌ات خیلی زود عوض می‌شود.
شاید نتوانم درک کنم که دقیقاً چه حسی داری اما من مراقبتم و می‌خواهم کمکت کنم.
هرزمان احساس کردی ناامید و دلسرد شده‌ای، به خودت بگو فقط یک روز، یک ساعت، یا یک دقیقه دیگر طاقت می‌آوری.
تو برایم خیلی مهمی. زندگی تو خیلی برای من مهم است.
به من بگو چه کمکی از دستم برمی‌آید که برایت انجام دهم.


15631.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

در طول دهه گذشته، مطالعات علمی متعددی وجود دارد که ویتامین D را ویتامین شگفت انگیز می دانند و آن را قادر به مبارزه با سرطان به افسردگی می دانند. اما آیا سطح ویتامین D واقعا بر بهداشت روان تاثیر می گذارد؟ در واقع، کمبود ویتامین D با شرایط مختلف روانپزشکی مرتبط است، از جمله اختلالات افسردگی، اسکیزوفرنی و بیماری آلزایمر. این به احتمال زیاد به دلیل این واقعیت است که ویتامین D ژن هایی را فعال می کند که نوروترانسمیترها (مانند دوپامین و سروتونین) را فعال می کنند که بر عملکرد و توسعه مغز تأثیر می گذارد. علاوه بر این، مطالعات گیرنده های ویتامین D را در مناطق خاص مغز که با افسردگی همراه هستند ردیابی كردند.

ویتامین D

چندین آزمایش بالینی وجود دارد که ارتباط بین کمبود ویتامین D و بیماری روانی را پیدا کرده اند. بر طبق این مطالعات، سطح پایین ویتامین D در اضطراب، افسردگی، اسکیزوفرنی، یادگیری، حافظه و رفتار اجتماعی دخیل است. بسیاری از این تحقیقات شواهدی ارائه کرده است که مكمل ویتامین D در سطوح پایین موجب بهبود روانشناختی می شود.

یک نوع افسردگی که به نظر می رسد به شدت با ویتامین D مرتبط است، اختلال عاطفی فصلی (SAD) است که یک اختلال خلقی است که با علائم افسردگی در طول زمان هایی از سال که نور آفتاب نسبتا کم است، مشخص می شود. تحقیقات نشان داده است که علائم SAD با کاهش ویتامین D3 همخوانی دارد که به نوبه خود بر میزان سروتونین در مغز تاثیر می گذارد.

افسردگی فصلی

سالها میزان ۲۰ نانوگرم در میلی لیتر ویتامین در خون D مقداری طبیعی محسوب می شد. این اندازه گیری ها با یک آزمایش خون انجام می شود كه به نام “۲۵-هیدروکسی ویتامین “D” یا “OHD” شناخته می شود. به تازگی، این رقم بازنگری شده است و در حال حاضر سطح متعادل بیش از ۳۰ نانوگرم در میلی لیتر است. علاوه بر این، محققان و پزشکان پیشنهاد می کنند که محدوده مناسب بین ۵۰ تا ۷۵ نانوگرم در میلی لیتر باشد. برای افرادی که در محدوده کم قرار می گیرند، توصیه های جدید برای مکمل بین ۲۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ IU کاهش می یابد و هر چند ماه یکبار آزمایش خون انجام می شود.

یک مطالعه منتشر شده در مجله تغذیه بالینی در ماه اکتبر نشان داد که سطح پایین ویتامین D با افزایش خطر افسردگی در اواسط زندگی ارتباط دارد. این مطالعه از دانشگاه کالج لندن در بریتانیا نشان داد که شرکت کنندگان با سطوح ویتامین D حداقل ۷۵ نانوگرم در میلی لیتر خطر ابتلا به افسردگی را ۴۳ درصد پایین تر از افرادی تجربه میكنند که سطح ویتامین D کمتر از ۲۵ نانوگرم در میلی لیتر داشتند. محققان همچنین دریافتند که سطح بالای ویتامین D در مقایسه با سطوح پایین تر ۶۷ درصد کمتر در معرض پانیك قرار دارند.

مطالعه حاضر یکی از عناوینی است که ارتباط بین وضعیت ویتامین D و علائم افسردگی را پیدا کرده است. در سال ۲۰۱۰، بررسی ملی بهداشت و تغذیه در ایالات متحده نشان داد افرادی که دارای کمبود ویتامین D بودند ۸۵٪ بیشتر در معرض خطر افسردگی نسبت به افراد دارای سطح کافی بودند.

در مورد ویتامین D، دریافت آن از آفتاب بهترین منبع است، اما این می تواند یک چالش باشد. بعضی افراد دچار کمبود ویتامین D از خورشید هستند و بسیاری در مناطقی زندگی می کنند که در آن مدت زمان طولانی خورشید نسبتا کم است. این امر به ویژه برای افراد مبتلا به اختلال موثر فصلی بسیار مشکل است زیرا تصور می شود که خورشید موجب بروز حوادث شود. با توجه به رژیم غذایی، اکثر متخصصان تغذیه معتقدند که به طور کلی نمیتوان مقدار کافی ویتامین D را از طریق غذا به تنهایی دریافت کرد.

بهترین منبع ویتامین D در غذاهای دریایی، مانند ماهی قزل آلا، ماهی خال مخالی، ماهی تن و ساردین است. روغن کبد نیز یک منبع خوب است. با این حال، به دلیل اینکه ماهی های زیادی دارای سطوح بالای آلاینده هایی مانند جیوه هستند، مقدار ماهی هایی که می توانید بخورید تا به اندازه کافی ویتامین D دریافت کنید، ممکن است برای سلامتی شما خطرناک باشد. اگر قصد دارید غذاهای غنی شده مانند شیر و غلات صبحانه بخورید، احتمالا بهتر است مصرف مکمل را متوقف كنید.

در اغلب موارد، بهتر است که مواد مورد نیاز خود را از مواد غذایی به جای مکملها دریافت کنید، اما استثنائی برای این وجود دارد. در یك حالت، دریافت مقدار زیادی از آن از غذا بسیار مشكل است. اگر در معرض درمان پزشكی و یا روان پزشکی با مقدار زیادی مواد مغذی خاص هستید ، پس باید از مکمل ها استفاده کنید.

البته، مکمل های ویتامین D تنها بخشی از برنامه درمان جامع برای افسردگی است. هر طرح – چه براساس داروها یا روش های طبیعی – باید شامل روان درمانی باشد. با این حال، سطح پایین ویتامین های خاصی مانند ویتامین D می تواند موجب طولانی شدن دوران بهبود افسردگی شود.


15612.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

میلیون ها نفر در سراسر جهان از خلق و خوی افسردگی رنج می برند. با برآوردهای محافظه کارانه، افسردگی در حدود ۸۳ میلیارد دلار در سال برای دولت ایالات متحده هزینه دارد. تحقیقات همواره نشان داده اند که افسردگی، اختلال شناختی و زوال عقل در بزرگسالان سالمند رایج است.همزمان كه استانداردهای زندگی در سراسر جهان بهبود می یابد، زندگی مردم طولانی تر می شود. در ایالات متحده آمریکا، جمعیت ۶۵سال و بیشتر بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، ۱۵ درصد افزایش یافته است و انتظار می رود تا سال ۲۰۲۰ به ۳۶ درصد افزایش یابد و به ۵۵ میلیون نفر برسد. این پیش بینی ها موجب افزایش تحقیقات در مورد پیری و مسائل مرتبط با آن، مانند افسردگی، اختلال شناختی و زوال عقل می شود.

افسردگی

در حالی که کاهش جزئی عملکرد شناختی بخشی از عادت پیری است، اختلال شناختی و افسردگی نیست. علاوه بر این، مطالعات نشان داده اند که افسردگی با افزایش خطر ابتلا به زوال عقل همراه است. مطالعه جدیدی که توسط محققان مرکز مغز و اعصاب دانشگاه تگزاس در دالاس انجام شده است، ارتباطی بین اختلالات شناختی و افسردگی پیدا کرده است که نشان می دهد افسردگی می تواند باعث از دست دادن حافظه کوتاه مدت شود. این اولین تحقیق است که از دست دادن حافظه در افراد مبتلا به افسردگی را که در محیط آزمایشگاهی انجام می شود نشان می دهد.

محققان دریافتند که وجود افکار افسردگی باعث شد که شرکت کنندگان نتوانند به خاطر بسپرند که پس از آن باعث از دست دادن حافظه شد. این افراد ۱۵۷ دانشجوی کارشناسی بودند که ۶۰ نفر آنها با خلق افسرده طبقه بندی شده و بقیه به عنوان خلق غیر افسرده طبقه بندی شده بودند. از همه خواسته شد به این سوال که آیا افکار آنها افکار افسردگی یا افكار خنثی بوده است پاسخ که “درست” یا “نادرست بدهند. پس از تکمیل پرسش ها، از شرکت کنندگان خواسته شد تا یک سری اعداد را حفظ کنند.

نتایج نشان داد که در بین شرکت کنندگان، افراد افسرده تعداد بیشتری از اعداد را نسبت به افراد عادی فراموش کرده بودند. علاوه بر این، مردم پس از پاسخ به سوال در ارتباط با افکار افسرده، تعداد بیشتری از اعداد را به نسبت زمان پاسخ دادن به یک سوال با تفکر خنثی فراموش کرده بودند.

محققان، افسردگی را “پدیده تداخل” نامیدند که می تواند باعث کاهش ۱۲ درصدی حافظه کوتاه مدت شود. آنها همچنین پیشنهاد کردند که تحقیقاتشان ممکن است به توضیح اینکه چرا افرادی که از افسردگی رنج می برند در تمرکز دچار مشكل هستند، عملکرد کاری ضعیفی دارند و اغلب کاهش روابط شخصی و اجتماعی را تجربه می کنند كمك كند.

حافظه کوتاه مدت

این مطالعه می تواند به دانشمندان در ایجاد رویکردهای درمانی جدید در درمان افسردگی، مانند آموزش فردی برای شناخت و مهار افکار افسردگی كمك كند. این نوع آموزش روانی معمولا شامل آموزش دادن به فرد در مورد چگونگی تشخیص علائم عود می شود تا بتوانند درمان لازم را پیش بگیرند قبل از اینكه افسردگی بدتر شود یا دوباره رخ دهد.


15621.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

سینتیا بتل، نویسنده، و دانشیار دانشگاه براون، در رابطه با اهمیت مطالعه اش گفت: “این مقاله تلاشی برای ایجاد طیف وسیع تر گزینه هایی برای بهبود وضعیت خانم هایی است که در طول بارداری علائم افسردگی را تجربه می کنند.”

افسردگی زنان باردار

در این مطالعه، روند مداخله به این صورت بود که ۳۴ زن باردار مبتلا به افسردگی به مدت ۱۰ هفته در کلاس های یوگا شرکت کردند. همچنین این زنان تشویق به انجام یوگا در خانه نیز شده بودند.

این برنامه یوگا شامل هیچ نوع مشاوره یا درمان دیگری برای مقابله با افسردگی نبود. محققان گزارش دادند که سطح افسردگی زنان در طول مطالعه کاهش یافته و هرچه تمرینات یوگای آنها بیشتر بوده است سلامت روان آنها نیز بیشتر بهبود یافته است.

محققان همچنین، توضیح دادند که تغییرات قابل توجهی در سطح آگاهی زنان در پی این تحقیق ایجاد شد که شامل تمرکز و توجه به لحظه کنونی، توجه به افکار، احساسات و عواطف است.

نویسندگان این مطالعه معتقدند که تمرکز ذهنی و یوگا یکی از راه هایی است که می تواند به کاهش افسردگی کمک کند. در حالی که این مطالعه ارتباطی بین تمرین یوگا و سطوح پایین افسردگی نشان داد، این ارتباط، یک ارتباط علت و معلولی را ایجاد نمی کند.

تمرکز ذهنی و یوگا

بسیاری از زنان باردار تمایلی به مصرف داروهای ضد افسردگی ندارند و بعضی از آنها در روانکاوی فردی مشکلی دارند. بر همین اساس بت، که یک روانشناس در بیمارستان باتلر و بیمارستان زنان و نوزادان است، گفت: “یوگا قبل از زایمان به نظر می رسد رویکردی است که امکان پذیر است، و برای بیمه های سلامتی قابل اجرا و برای بهبود خلق و خوی خانم های باردار نیز مفید است.


14991-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

وقتی درگیر افسردگی هستید، مهمترین کاری که باید بکنید این است که با خودتان مهربان باشید. این دقیقاً همان چیزی است که می تواند به شما کمک کند. مهرورزی به خود به این معنی است که در تجربیات زندگی تان نکات مثبت را پیدا کنید و با آنها با مهربانی رفتار کنید.

همه ما این توانایی را داریم و می توانیم در هر شرایطی با خودمان مهربان باشیم. با این حال یک ذهن افسرده نمی گذارد این توانایی مان را شکوفا کنیم. دلیلش هم این است که کسانی که افسردگی دارند فکر می کنند خودشان یا محیط اطراف شان نواقصی دارد که اجازه شادی به آنها را نمی دهد؛ دنیا جای خوبی نیست و تلاش های ما بی فایده است.
اما با افسردگی هم می توانید از این توانایی بالقوه تان استفاده کنید و با خودتان مهربان باشد. تمرین کلید مهرورزی به خویشتن در هر شرایطی است.

صبر نکنید تا احساس اینکه باید با خودتات مهربان باشید سراغ تان بیاید. منتظر انگیزه نمانید. انتظار نداشته باشید در عرض چند روز از افسردگی خلاص شوید و احساس بهتری نسبت به خودتان و محیط تان داشته باشید. این احساس و انگیزه به تدریج در فرد مبتلا به افسردگی ایجاد می شود و تنها راه رسیدن به آن تمرین است.

اگر شما هم از افسردگی رنج می برید و می خواهید یک تغییر اساسی در رفتارتان با خودتان ایجاد کنید باید مهرورزی به خود را تمرین کنید. هیچ کس انتظار ندارد در همان ابتدای امر اینکار برای فرد مبتلا به افسردگی آسان و لذت بخش باشد. اما زندگی بدون افسردکی ارزش این را دارد که کمی سختی بکشید و تمرین هایی را انجام دهید که شاید حوصله اش را ندارید. در ادامه این پست نه تمرین برای مهرورزی به خود در دوران افسردگی را می خوانید. هر روز این تمرین ها را انجام دهید – حتی اگر تمایلی ندارید و برایتان سخت است – تا به تدریج حالتان بهتر شود و با خودتان مهربان تر شوید.

از کارهای کوچک شروع کنید

اهمیت کارهای ساده در مراقبت از خود درست به اندازه کارهای مهمی مثل مراجعه به مشاور است. برای کسانی که تازه می خواهند رفتارشان با خودشان را اصلاح کنند، کارهای کوچک می توانند مقدمه کارهای بزرگ باشند. این کارهای کوچک می توانند هر چیزی باشند؛ دوش گرفتن، اصلاح تغذیه، تنظیم خواب، قدم زدن، ورزش کردن و … .

کارهای کوچک

می توانید تمرینات مهرورزی را هم انجام دهید. نفس عمیق بکشید، دست تان را روی قلب تان بگذارید و به صدای قلب تان گوش دهید، دست تان را در صورت بگذارید، یک دستمال خنک روی پیشانی تان بگذارید و … . این تماس های فیزیکی می توانند سیستم عصبی پاراسمپاتی فعال کنند و انتقال دهنده های عصبی را آزاد کنند که به شما کمک می کنند. باید خودتان را در فضاهایی قرار دهید که با به شما کمک می کنند با خودتان مهربان تر باشید.

تجربیات تان را قضاوت نکنید

فقط با تکرار جملاتی مثل “من واقعاً اوضاع بدی دارم ” یا نمی دانم چطور باید از پس این مشکل بربیایم ” کمک زیادی به خودتان کرده اید. با این جملات تلقینی به خودتان نشان می دهید که افسردگی چیزی جدای از شماست و جزیی از هویت شما نیست. با تکرار این جملات متوجه می شوید که افسردگی فقط یکی از تجربیات زندگی شماست و قرار نیست همیشه کنار شما باشد.

جملات تلقینی که مشاورتان در اختیارتان میگذارد را فراموش نکنید و هر روز چند بار آنها را تکرار کنید. ” من نمی خواهم خودم را در این شرایط بپذیرم ” یا ” این خود واقعی من نیست ” من توانایی دیدن دنیا با عینک دیگری را دارم “.

کنجکاو باشید

وقتی با افسردگی درگیر باشید، سخت ترین قسمت مهروزی به خود این است که بین خودتان و مهربانی نسبتی پیدا کنید. اگر مهربانی برایتان خیلی سخت و حتی بی فایده بنظر میرسد، سعی کنید کنجکاوی تان را به مبارزه با این تصورات بفرستید. دلیل این نگرش هم آن است که کنجکاوی یکی از اشکال قوی مهربانی است.

با این جملات تلقینی می توانید کنجکاوی تان را تحریک کنید و از آن برای بهبود حالتان استفاده کنید:

درست است که من الان با افسردگی درگیر هستم اما ممکن است من تلاش لازم را نکرده باشم؟
اگر یکی از دوستانم الان وضعیتی مشابه وضعیت من را داشت به او چه می گفتم؟

مدیتیشن عشق و مهربانی را تمرین کنید

مدیتیشن عشق و مهربانی یعنی روی افکار محبت آمیز و احساسات مثبت تان نسبت به عزیزانتان – از جمله خودتان – تمرکز کنید.

مدیتیشن عشق و مهربانی

مهربان بودن با خود یکی از مهمترین راه های مقابله با افسردگی است که به سایر راهکارها هم کمک قابل توجهی ندارد. در ضمن باید به شما یادآوری کنیم اگر افسرده هستید و دارید این مقاله را می خوانید یعنی با خودتان مهربان هستید و مشغول تمرین مهرورزی به خود هستید.

خوراک فکری تان را اصلاح کنید

بجای اینکه خاطرات بد گذشته و اینکه چه اتفاقات بدی ممکن است در آینده برایتان بیفتد را مدام با خودتان تکرار کنید، روی موقعیت فیزیکی و تنفس تان تمرکز کنید. مثلاً می توانید همزمان با تنفس تان تا ۱۰ بشمارید و دوباره این کار را با شمردن معکوس تکرار کنید.

می توانید تمرینات اسکن بدن را هم انجام دهید. روش انگشت شصت تان تمرکز کنید و به وضعیت فعلی بدن تان فکر کنید. اگر در قسمتی از بدن تان احساس تنش و ناآرامی کردید، سعی کنید تصور کنید نفس هایتان به سمت آن نقطه در حال حرکت است.

انتظارات تان را تغییر دهید

ممکن است منتقد درون شما بخواهد به همه چیز به دید مطلق نگاه کند و دست از قیدهای همیشه و هرگز برندارد. وقتی چنین جملاتی در ذهن تان بیدار می شود، دنبال انتظارات دیگری در درون خودتان بگردید. حتی اگر موفق نشدید و شکست خوردید به این معنی نیست که نمی توانید از شر مطلق نگری رها شوید و همیشه در این وضع باقی خواهید ماند. قطعاً هم یک یا چند شکست در تغییر نگرش به معنی عدم توانایی شما نیست؛ شرایط به گونه ای رقم خورده که شما در وضعیت بدی باشید اما این وضعیت دائمی نخواهد بود. در واقع شما نباید بگذارید شرایط اینطور باقی بماند.

با هر زحمتی که شده خودتان را از قید هرگزها و همیشه های غلط و منفی رها کنید. بجای آنها از هرگزها و همیشه های مثبت استفاده کنید. شما هرگز نباید ناامید شوید و همیشه باید نهایت تلاش تان را بکنید. شما همیشه و در هر شرایطی استحقاق زندگی در بهترین شرایط را دارید.

روی جمله های مهرورزی به خود تمرکز کنید

جملات مهرورزی را نباید به شیوه های قدیمی تکرار کنید. بهتر است از روش های خلاقانه استفاده کنید تا تاثیرگذاری آنها به حداکثر برسد. روی یک کاغذ دو ستون بکشید؛ روی ستون سمت چپ جمله های منفی و سرزنش آمیزی (خطاب به خودتان) که به ذهن تان میرسد را بنویسید. حالا خودتان را بجای فرزندتان یا یکی از عزیزانتان بگذارید و آنها را خطاب به خودتان بخوانید. حالا در ستون سمت راست برای هر یک از جمله ها یک پاسخ مهرورزانه خطاب به خودتان بنویسید و سعی کنید از این طریق به جمله های منفی پاسخ دهید.

یک نامه بنویسید

یک نامه بنویسید

تصور کنید یکی از عزیزانتان با افکار و روحیاتی نظیر روحیات فعلی شما درگیر است. یک نامه محبت آمیز برای او بنویسید. در این نامه به او چه می گفتید؟ چه چیزهایی را به او یادآوری می کردید؟ چه راهکارهایی به او ارائه می کردید؟ تمام علاقه و محبت تان را روی کاغذ پیاده کنید و سپس نامه را در یک پاکت بگذارید. آن را به آدرس خودتان پست کنید. روزی که این نامه به دست تان رسید آن را با صدای بلند بخوانید و از دوست داشتن خودتان لذت ببرید.

بخاطر داشته باشید که تنها نیستید

یکی دیگر از جنبه های بسیار مهم مهرورزی به خویشتن انسانیت مشترک و ارتباطات انسانی است. برای برقراری ارتباط با این جنبه از مهربانی مرتباً به خودتان یادآوری کنید که تنها نیستید. همین حالا دوستان و خانواده شما نگران تان هستند و هزارا نفر در سرتاسر جهان با افسردگی می جنگند. افسردگی ممکن است برای هر کسی پیش بیاید و بین انسان ها تبعیض قائل نمی شود.

تنها نیستید

یادآوری اینکه هر کسی ممکن است در موقعیت شما قرار بگیرد مانع از این میشود خودتان را سرزنش کنید. افسردگی به این معنی نیست که شما کمبود دارید به این معنی است که شما هم انسان هستید و عواطف لطیفی دارید.


15013.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

وقتی افسردگی وارد دنیای کسی می شود؛ فرد احساس کرختی و بی انرژی بودن را دارد. با کسی ارتباط برقرار نمی کند حتی با خانواده خود صحبت نمی کند. دانشگاه برایش تبدیل به جهنم می شود، دوست دارد به خانه برگردد و مقدار زیادی بستنی و فست فود ناسالم مصرف کند. شما با خوردن مواد غذایی صحیح می توانید خلق خود را بالا ببرید. یک خوراکی عاطفی می تواند به بهبود افسردگی شما کمک کند. در اینجا فهرستی از آنچه وقتی افسرده می شوید باید مصرف کنید آورده شده است.

این مواد باعث بهبود افسردگی شما نمی شود اما نشانه های افسردگی را کاهش می دهد.

میوه ها

میوه ها

  • توت ها – توت فرنگی، تمشک، شاه توت و زغال اخته
  • سیب ها
  • موز
  • مرکبات – گریپ فروت، پرتقال، لیمو ترش، نارنگی و لیمو شیرین
  • انبه
  • خربزه
  • پاپایا – نوعی میوه استوایی
  • گیلاس

سبزیجات

سبزیجات

 

  • اسفناج
  • آووکادوها
  • کلم بروکلی
  • شلغم
  • گوجه فرنگی
  • خیار
  • كدو حلوايی
  • کدو سبز
  • مارچوبه

پروتئین

پروتئین

  • بوقلمون بدون چربی
  • مرغ بدون چربی
  • ماست یونانی
  • لوبیا و حبوبات

آجیل و خشکبار

آجیل و خشکبار

  • بادام ها
  • گردو
  • فندق
  • بادام هندی
  • نارگیل
  • تخمه آفتابگردان
  • پسته

نوشیدنی ها

  • آب – شما می توانید میوه ها را به آب خود اضافه کنید.
  • انواع چای – سبز، سیاه، گل یاس و بابونه
  • مخلوط سبزیجات
  • مخلوط میوه
  • آبمیوه – زغال اخته و پرتقال

گیاهان و ادویه جات

گیاهان و ادویه جات

  • دارچین
  • زردچوبه
  • پودر سیر
  • ریحان
  • زنجبیل
  • جعفری
  • میخک
  • آویشن
  • پونه کوهی

ماهی

ماهی

  • ماهی سالمون
  • ماهی تن
  • ماهی قزل آلا
  • ساردین

روغن

روغن

  • روغن زیتون
  • روغن ماهی
  • شکلات تلخ
  • غذاهای بدون گلوتن

این مواد غذایی برای کاهش علایم افسردگی شما بسیار مناسب هستند. به عنوان مثال، انواع توت ها، مرکبات، اسفناج، بروکلی و گوجه فرنگی حاوی آنتی اکسیدان ها هستند. آنتی اکسیدان ها از آسیب سلول ها در مغز جلوگیری می کنند. مواد غذایی غنی از پروتئین دارای اسیدهای آمینه ای هستند که به ایجاد سروتونین کمک می کنند. ماهی، آجیل و برگ سبزیجات دارای امگا ۳ هستند. که تمامی این ها باعث کاهش نشانه های افسردگی می شوند.

مواد غذایی که در هنگام افسردگی نباید مصرف کرد

  •  قندها
  • فست فودها
  • چربی
  • الکل
  • گندم
  • کافئین
  • غذای سرخ شده
  • نوشابه
  • مواد غذایی فرآوری شده
  • شیرین کننده های مصنوعی
  • مواد غذایی با سدیم بالا

دلیل این که شما باید از این مواد غذایی دور بمانید این است که آنها علائم شما را بدتر می کنند. به عنوان مثال، الکل و کافئین از طریق کاهش سطح سروتونین باعث افزایش افسردگی می شوند. غذاهای فرآوری شده و فست فودها بر میزان قند خون شما تاثیر گذاشته و باعث می شوند احساس خستگی کنید. شکر برای شما سم است، زیرا نه تنها موجب افسردگی می شود، بلکه باعث تحریک پذیری، بی خوابی، کاهش تمرکز و از دست دادن حافظه می شود. ولی این بدین معنا نیست که شما نمی توانید این مواد غذایی را مصرف کنید. گاه گاهی مصرف کیک و برگرها باعث نمی شود که حال شما بدتر شود.

 


424.jpg
اسفند ۹, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

افسردگی و غمگینی

غم واكنش طبیعی و نشانه سلامت جسم و روان، به سبب از دست دادن چیزی یا كسی است (از فقدان عروسك مورد علاقه كودك تا فقدان مادربزرگ محبوب). وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، برایش سوگواری می‌كنیم. سوگواری از واكنش‌های احساسی پیچیده‌ای نشات می‌گیرد اعتراض و شكایت از مرگ فرد، انكار و ناباوری درباره این فقدان، خشم به خاطر از دست دادن كسی كه دوستش داشته‌ایم، و بالاخره تسلیم و پذیرش غم ابدی. بعضی از فقدان‌ها (مانند عروسك كودك)، به زودی فراموش می‌شوند، اما گروهی دیگر (مانند مرگ مادربزرگ) هرگز التیام نمی‌یابند و فراموش نمی‌شوند و تنها كاری كه از ما ساخته است، این است كه بیاموزیم چگونه با آن زندگی كنیم و گذشت زمان تنها مسكنی است كه به تدریج می‌تواند سبب كاهش این‌گونه غم‌ها شود..اما افسردگی، بعد دیگری بر غم طبیعی (كه سبب رنج همگان است) می‌افزاید.

وقتی افسرده هستیم. علاوه بر اینكه احساس غم می‌كنیم، احساس آزار دهنده دیگری نیز داریم، خود را سرزنش می‌كنیم، احساس پوچی می‌كنیم، از راه‌ های گوناگون به خود حمله می‌كنیم، به خاطر فقدان پیش آمده احساس خشم می‌كنیم (چرا مادربزرگ باید درست همین حالا كه من نفر اول مسابقات ورزشی مدرسه شدم، بمیره!) خود را مسئول وضع پیش آمده می‌دانیم (اگر من اینقدر گرفتار مسابقات ورزشی نمی‌شدم، شاید، مادربزرگ الان زنده بود، همش تقصیر منه!).

فرد افسرده به دشواری می‌تواند در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد و زمانی كه اعتماد به نفس او از بین برود، احساس افسردگی شدت می‌یابد و ادامه این وضع به زودی و به سرعت از كنترل خارج می‌شود و ترس از صدای وجدان و ترس از عدم پذیرش توسط دیگران شدت می‌یابند.

احساس افسردگی در فرد، حتی نظم فكری او را به هم می‌ریزد. وقتی احساس پوچی و ناامیدی می‌كنیم، می‌گوییم «هرگز وضع بهتر نمی‌شه، و هر لحظه از اینكه هست بدتر می‌شه، دیگر آخر كاره!» یا «من همیشه بدبخت بودم، هستم و خواهم بود و هرگز چیری عوض نمی‌شه!» در چنین موقعیتی، احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس تنهایی و بی‌كسی نیز هجوم می‌آورد و انسان افسرده نمی‌تواند نسبت به این همه ناراضی كه در وجودش احساس می‌كند، هیچ‌گونه واكنشی نشان دهد و احساس بی‌كسی، فرسودگی، رخوت و ضعف و در هم شكستگی را به دنبال می‌آورد تا آن‌جا كه فرد افسرده در آن روی یك زندگی عادی لحظه‌شماری می‌كند.


274-1.jpg
اسفند ۹, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

سبک اسناد بدبینانه و افسردگی

منظورت چیست که تو نمیتوانی بدون عشق زندگی کنی؟

مزخرف است!…اگر عمرت را بی خود تلف کنی و از نبود عشق زار بزنی، دستی دستی داری خودت را افسرده می کنی…

دیدگاه های آلبرت الیس و همچنین آیرون تی بک توانسته به عنوان انقلابی در درمان اختلال افسردگی در قرن حاضر مطرح باشد و از نظر ارزش کاری می توان آنها را در کنار فروید و یونگ قرار داد.

باور من این است که افسردگی پیامد عادت های فکری ماست و اگر این عادت ها دستخوش دگرگونی شوند، افسردگی ما هم درمان می گردد.

برای نمونه همۀ ما هنگام شکست،دچار یک درماندگی موقتی می شویم.بعضی ها خیلی زود خود را از بند درماندگی رها می کنند و برای بعضی ها نیز این درماندگی روزها،هفته ها،و حتی ماه ها به طول می انجامد.

سبک توصیفی بدبینانه مانند:

۱-شخصی: من گناهکارم.

۲-همیشگی: همیشه همین طور است.

۳-فراگیر: روی همۀ زمیته های زندگی ام موثر است.

می تواند به این امر دامن بزند. افراد بدبین بیشتر از دیگران آزرده خاطر می شوند و در نتیجه بیشتر نیز افسرده خواهند شد. در حالی که خوش بین ها در مقابل افسردگی بسیار مقاوم ترند.

بدبینی، موجب افسردگی است

بدبینی موجب افسردگی می شود. مردمان افسرده بدبین هستند. این نتیجه به قدری زیاد تکرار شد که ما به احتمال بالا می گوییم، افراد افسرده بدبین نیزهستند. یعنی می توان یک دلیل محکم برای علت بروزافسردگی شدید را بدبینی دانست و کلید رهایی از اختلال،برگزیدن سبک توصیفی خوش بینانه است.

بیمارانی که سبک توصیفی خوش بینانه را انتخاب می کنند، به احتمال کمتری دوباره افسرده خواهند شد. یعنی خوش بینی،به عنوان یک مهارت شناختی می تواند راه حل درمان باشد. در حالی که داروها به تغییر سبک بدبینانه به خوش بینانه منجر نمی شوند.

اگر بیش از اندازه به مسائل دنیای پیرامون توجه کرده وآنها را به خود نسبت دهیم،شانس ابتلا به افسردگی در ما بالا می رود؛زیرا که نسبت دادن مشکلات به خود،ریزبینی و گیردادن به مسائل در جهت کنترت اوضاعی که شاید در کنترل ما نباشد،مارا از پای در خواهد آورد. به این نشخوارهای فکری توجه کنید:

من همش بد می آورم…

الان نمی توانم هیچ کاری انجام دهم…

او فقط کارش آزاردادن من است…

من نمی توانم با این اوضاع کناربیایم.

این باورها موجب می شوند که رفته رفته بدبینی ما رو به افزایش گذارده و پس از مدتی دست از تلاش برای درک مثبت تر از اوضاع واحوال مان کشیده و به درمانگی می رسیم. نشخوارگران فکری آنقدر به این گونه فکر کردن ها ادامه می دهند که یک چرخۀ بزرگ مهارناپذیراز اندیشه های منفی و بدبینانه پیرامون آنها رافرا می گیرد و به طور یقین افسردگی به سراغشان می آید.

درمان های شناختی افسردگی

برپایۀ باور آلبرت الیس و آیرون بک،تحریف شناختی و باورهای غیر منطقی راه را برای بروز افسردگی هموار می سازد.به طور کلی شناخت درمانی افسردگی شامل پنج گام است.

۱- افکار خودکار را شناسایی کنید.این افکار اگر چه مورد توجه فعال قرار نمی گیرند اما بسیار خطرناک هستند برای مثال: مادری پسرش را هرروز صبح برای رفتن به مدرسه با فریاد بیدار می کند و سپس با خود می اندیشد که چه مادر بی عاطفه ای است.چنین فکری بسیار فراگیر ونیرومند است.

۲- با در نظر گرفتن شواهد متضاد،باورهای خودکار را زیر سئوال ببرید.

۳- خود را با واژگان متفاوت ومثبت توجیه کنید.

۴- افکار افسرده کننده را شناسایی کنید.

۵- از باورهای افسرده ساز دوری کنید.

هنگامی که حرف های بی پایه و اساس را به عنوان مدرک محکم در نظر گرفته وبه خود نسبت می دهید،به دلیل سبک بدبینانۀ حاکم بر این حرف ها، افسرده خواهید شد. شاید به آگاهی بیشتر و مدارک محکم تری نیاز داشته باشید.

علت تأثیرگذاری درمان شناختی این است که در کمترین تأثیرگذاری،سبک توصیفی بدبینانه را با سبک توصیفی خوش بینانه عوض می کند، دگرگونی های پایدار ایجاد می کند، مراحل کار با آن مشخص است، فنون آن اجرایی، مختصر و وابسته به رشد خویشتن است.


194.jpg
بهمن ۱۳, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۷ دقیقه

آنچه روانپزشکان در درمان افسردگی نادیده می گیرند

من از دوران نوجوانی گاه و بی‌گاه با افسردگی دست‌ به‌ گریبان بوده‌ام. چندماه پیش از آنکه تشخیص بالینی در موردم صورت بگیرد، اوضاع روانی‌ام کاتاتونیایی بود. بعضی از روزها، تمرکز بر هرچیزی به غیر از غذا و خواب، به اراده‌ی عظیمی نیاز داشت. من برخی از توصیه‌های غیر روانپزشکی را امتحان کردم_ روان‌درمانی، ورزش، تغییرات رژیم غذایی، داروهای گیاهی_ ولی به‌خاطر فقدان اراده و چون تغییرات فوری‌ای حس نمی‌کردم، فوراً آن‌ها را کنار گذاشتم.
والدینم پس از دیدن برخی از تبلیغات کاملا امیدوارکننده‌ی داروهای ضد افسردگی، با SSRI (دسته‌ای از داروهای ضد افسردگی که مهارکننده‌ی بازجذب سروتونین هستند) آشنا شدند و در تلاشی از سر عشق و درماندگی برای درمان فرزند بیمارشان، در نهایت مرا قانع کردند که به یک روانپزشک مراجعه کنم.
در ملاقات با روانپزشک، بیشترِ زمانِ جلسه را درباره‌ی نشانه‌های افسردگی صحبت می‌کردیم. ما مختصراً درباره‌ی برخی از دلایل آن مانند فقدان، شکست، طرد شدن، انزوا، تاثیرات ژنتیکی و…گفتگو کردیم. با این وجود همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، مکالمه‌ی ما در نهایت به درمانی کاملاً بر اساس فیزولوژی افسردگی سوق پیدا کرد؛ پیشنهاد او این بود که چون تعادل شمیایی مغزم به‌هم خورده است «زُلُفت» بلیت طلایی من برای بازگشت به وضعیت «نُرمال» است. منطق پشت آن این بود: دلایل متعدد و نامربوط به هم، سطحِ ترشحِ نرمالِ سرتونین و دوپامین را منقطع کرده، پس این داروها را برای تعدیل دوباره مصرف کن، و درمان خواهی شد.
این منطق از جهاتی به من قوت قلب دوباره می‌داد. بخشی از بار احساس مسئولیت و بیچارگی را از دوشم بر می‌داشت، «این فقط تقصیر ترکیبات شیمیایی است! من واقعا نمی‌توانم کار چندانی در موردش بکنم». همچنین به دکتر اعتماد کردم که بهتر از من می‌داند و صلاحم را می‌‌خواهد، به‌خصوص چون می‌دانستم خود او هم از افسردگی رنج برده است.

من در آن زمان علاوه بر اینکه چیز زیادی درباره‌ی انگیزه‌های مالی در تجویز داروهای ضد افسردگی نمی‌دانستم، از سلطه‌ی چهارچوب پزشکی‌ای که او بر اساس‌اش نسخه می‌نوشت هم اطلاعی نداشتم: چیزی که میشل فوکو آن را «نظارت پزشکی» نامیده است. فوکو در کتابش «پیدایش بیمارستان» این نظارت را نتیجه‌ی محتمل حرفه‌ای شدن طبابت در اوایل قرن نوزدهم می‌داند. او این بحث را مطرح می‌کند که پزشکان طی روند پیدایش یک الگوی استاندارد برای بهداشت و تندرستی، گرایش انسان‌زدایانه‌ای را پذیرفته‌اند که به بیمار فقط به چشم مجموعه‌ای از اندام‌های سالم یا از کار افتاده نگاه می‌کند.

تِس هان، انسان‌شناس پزشکی می‌نویسد:
«این نظارت پزشکی یک تفکر است که پزشکانِ سراسر دنیا می‌آموزند و دیدگاهی‌ست که درونِ آن‌ها درمورد بدن انسان نهادینه می‌شود. این تفکر زمینه‌ی اجتماعی بیمار را درنظر نمی‌گیرد، چرا که پزشکان بیماران را صرفاً در قالب «کیس» یا پرونده‌ای دیگر می‌بینند.»
فرد افسرده تحت این نظارت یک مغز با نقص فنی در نظر گرفته می‌شود، نه شخصی با موجودیت کامل. اختلال‌ها در نقطه‌ای مجزا درون بدن متمرکز شده‌‌اند.
مطمئناً نظارت پزشکی فایده‌های خودش را هم دارد. به پزشکان اجازه می‌دهد در سطح بیولوژیکی به تحلیلی جامع و مفصل از بیمار برسند. مثلا تشخیص سرطان و انجام عمل جراحی و برخی از حوزه‌های گسترده‌ی پزشکی از این نظارت نفع بزرگی برده‌اند. با این حال بحث فوکو این است که متغیرهای مهمی (وضعیت روحی و روانی، زمینه‌ی اجتماعی و غیره) در بیماری دخیلند که ذاتاً ورای میدانِ دید این نظارت قرار دارند. بنابراین مهم است که پزشکان آموزش کافی درباره‌ی علوم انسانی ببینند، به‌ خصوص پزشکانی که با تشخیص و درمان بیماری‌های روحی سر و کار دارند.

آنچه روان پزشک من نادیده گرفت!

سازگاری با یک جامعه‌ی بیمار معیار سلامتی نیست. (( جیدو کریشنامورتی))

طبق تجربه‌ی من داروهای ضد افسردگی اغلب راه حلی تسکین دهنده‌اند. درست مانند چسب زخم برای جراحتی روحی، که زیرِ آن در حالِ چرک‌ کردن است، کمکم می‌کرد روز را به سر کنم ولی با محدود کردن آگاهی. کِلی بروگان، روانپزشکِ از روانپزشکی برگشته، می‌گوید: «ما نسخه می‌گیریم تا نشانه‌هایی را حذف و سرکوب کنیم که در حقیقت علائمی معنا‌دار درباره‌ی اوضاع بیماری‌مان هستند. ما نمی‌پرسیم «چرا»، ما به ریشه‌های این علائم توجه نمی‌کنیم. ما فقط می‌خواهیم به سر کارمان برگردیم. تا احساس«نرمال» بودن داشته باشیم.»

به عقب که نگاه می‌کنم، می‌بینم برخی از آن مسائل فشارآور، واقعیاتی سیاسی و اجتماعی بودند؛ مصرف‌گرایی فوق‌العاده، اشکال مختلف سرکوب، فاجعه‌ی زیست‌محیطی، فقر، بی‌عدالتی، حرص و طمع، و غیره. باید بگویم گرچه زندگی شخصی‌ام با تمام معیارهای عینی عالی بود – جمع دوستان، دوست‌دخترها، والدینی با محبت، و در کل آینده‌ای امیدبخش- اما نمی‌توانستم وضعیت مالیخولیایی‌ای را که این واقعیت‌ها تولید می‌کنند، تغییر دهم. من گاهی احساس می‌کردم جامعه‌ ما اساساً بیمار است و این احساس اغلب انگیزه‌ی مرا برای شرکت فعالانه در آن از بین می‌بُرد. آن زمان نمی‌دانستم این احساس نشانه‌ این است که من خالصانه به بهبود جامعه اهمیت می‌دهم.

با مصرف مشتی دارو، این حقیقت، محو و مات، و از آگاهی من پنهان شد. نقطه‌ی تمرکزم کاملا تغییر کرد. من با حفظ «حباب سلامت روانیِ» شخصی‌ام تحلیل می‌رفتم و بیش از پیش افسرده می‌شدم. پس از تفکر زیاد، همه‌ این‌ها برایم آشکار شد و فهمیدم شیوه‌ای که باید در مواجهه با افسردگی پیش بگیرم، در این مورد بخصوص، نه از طریق فرونشاندن نشانه‌هایش با دارو، و نه هیچ شیوه‌ای برای تغییر مسیر تمرکز و توجه، بلکه با درگیر شدن با محرک‌های افسردگی است. آن‌چه نیاز داشتم آگاهی سیاسی بود.

چارلز ایزنشتاین این تجربه را درباره‌ی افسردگی در مقاله‌اش «شورش روان، ملاقاتی دوباره» مطرح می‌کند:
«افسردگی، ADHA، اضطراب و غیره ناشی از سوء عملکرد ترکیبات شیمیایی مغز و یا عملکرد نا‌درست ابعاد غیرمادی ذهن نیستند، بلکه اَشکال در ساختارهای زندگی‌‌اند که ارزش مشارکت کامل یا توجه شخص را ندارند.»

قطعاً این بدین معنا نیست که باید از ابعاد فردی افسردگی- همچنین عادات غلط زندگی، تروماهای گذشته، ضعف اعتماد به نفس و قدرتِ بیان خود و غیره- غافل شویم. این‌ها هم عللی رایج و مهم برای افسردگی‌اند، اما همان‌طور که ایزنشتاین اظهار می‌کند، افسردگی اغلب ریشه‌ در مولفه‌ای اجتماعی دارد که کاملاً نادیده گرفته می‌شود.

‌ریچارد بروله -روان‌درمانگر- در مقاله‌اش «چرا روان‌درمانگرها باید از سیاست بگویند» منظور من را خلاصه کرده‌است:

«آیا روان‌درمانی باید به بیمار کمک کند تا خود را با دنیای اطرافش سازگار کند یا او را برای تغییر آن آماده کند؟ آیا دنیای درونیِ بیمار کج و معوج است یا دنیای به‌ اصطلاح واقعی کج و معوج شده‌ است؟ معمولا ترکیبی از هردو. من فکر می‌کنم یک روان‌درمانگرِ خوب به بیمار کمک می‌کند مسیرش را میان این دو منتهاالیه پیش ببرد.»

نقش فرهنگ
ولی وقتی از افسردگی به ستوه می‌آییم و درمانده‌ی مداوا هستیم تمام موجودیتمان ذاتاً متزلزل است. ما از لحاظ عاطفی و روانی آسیب‌پذیر می‌شویم و سنگینی این تاثیرات بیشتر می‌شود. در بهترین حالت، فرهنگ دارای توانایی‌‌هایی است که ما را در چنین مواقعی حمایت و مراقبت می‌کند و به زیبایی در عبور از وجوه چالش‌برانگیزتر افسردگی راهنمایی می‌کند و موجودیت مستقل‌ ما را که در شبکه‌ی پیچیده‌ای از روابط با دنیای بیرون فرو رفته به رسمیت می‌شناسد.
اما اغلب اوقات به‌ طرز اسفناکی به بیراهه کشانده می‌شویم. به ما آموخته‌اند شهود و نشانه‌های مهم را سرکوب کنیم که این به ما احساس ناتوانی می‌دهد. به ما داروهایی می‌دهند که به ندرت کمکمان می‌کند دلایل اصلی را پردازش کنیم. افسردگی به نقص‌های ژنتیکی و عدم تعادل ترکیبات شیمیایی تقلیل یافته که هیچ کدام حسِ عاملیتمان را در این امر بازتاب نمی‌دهد.
جالب این است که دلالت‌‌های سیاسی مهمی بر این مواجهه‌ی تقلیل‌گرایانه‌ی اخیر وجود دارد. مثلا به ما می‌گوید لازم نیست چیزی را ورای نقص‌های بیولوژیکمان زیرسوال ببَریم. تمرکزت را بگذار برعدم تعادل شیمیایی. دنیای بیرون درست است. نظم اجتماعی موجود را زیر سوال نبر، بزن به چاک و آن ناقل‌های عصبی را تنظیم کن.
همچنین نوع مشخصی از ساده‌لوحی زمینه‌ی این مواجهه را شکل می‌دهد که نتیجه می‌گیرد دنیای بیرون بر ما تاثیری حداقلی دارد یا هیچ تاثیری نمی‌گذارد، احساسات و افکار ما کاملا مستقل از محیط‌های اطرافمان است. وقتی بیماری به ما سرایت می‌کند تبدیل به موجودیتی منفرد و اتمیزه می‌شویم. این حقیقت دارد، اما فقط تا اندازه‌ای درست است که ما به خودمان اجازه می‌دهیم. همان‌طور که اَلن واتس می‌گوید «ما سعی می‌کنیم این‌طور وانمود کنیم که تمامِ دنیای بیرون مستقل از ما وجود دارد.»

ما دیوار احساساتمان را درباره‌ی خود، تا حدی بالا می‌بریم چون محیط اطرافمان را تهدیدآمیز یا آسیب‌زننده می‌یابیم و وقتی حس می‌کنیم دنیای اطرافمان و ما چقدر درهم‌تنیده و مرتبطیم، بیشتر متوجه می‌شویم که این محیط‌ها چطور بر سلامتمان تاثیر می‌گذارد. «دیوانه شدن بعضی وقت‌ها پاسخی درخور، به واقعیت است.» فکر می‌کنم اغلب وقتی کسی را تحت عنوان «دیوانه» کنار می‌گذاریم، به‌طور ناخودآگاه عدم اطمینان درباره‌ی سلامت روان خود را بازتاب می‌دهیم. این افراد دیوانه وجهی از ما را نشانه می‌گیرند که از متلاشی شدنش وحشت داریم؛ ضعف و عدم اطمینان در «سر و پا نگه‌داشتن» خود.

اما زمانی که با این ترس در خودمان مواجه شویم، می‌توانیم درکِ آن را آغاز کنیم و به «دیوانگی» با شفقت نگاه کنیم. ما آرامش و صبری را که لازمه‌ی پرسش‌هایی معنادارتر است، به‌دست می‌آوریم:
– آیا این شخص مدتی طولانی در انزوا بوده است؟
– آیا غرق در ترس یا خطری درهم شکننده بوده است؟
– آیا روندِ یک تغییر درونی را طی می‌کند؟
– آیا محیط اطرافش بیمار است؟
یا آیا اصلاً «دیوانه» است؟ شاید رفتارهایش فقط با استانداردهای مستبدانه‌ی جامعه‌ی ما درباره‌ی«نرمال بودن» همتراز نیست، مردمی از فرهنگ‌های دیگر حتماً درست همین‌قدر متفاوت به چشم می‌آیند که ما به نظر آن‌ها. شاید همه‌ی این‌ها چیزی عمیق‌تر است. آداب و رسوم فرهنگی برای آنکه کشف شوند به توجه اساسی نیاز دارند، چیزهایی که اغلب با راهکارهای اجتناب‌آمیز یا برچسب‌های تقلیل‌گرایانه دفن می‌شوند. لااقل با توجه به اینکه انگِ اجتماعی عامل اصلی در بدترشدن علائم است، کمک می‌کنند تا علائم را تشدید نکنیم.

نگاهی جامع به افسردگی

روانپزشک من در اینکه ترکیبات شیمیایی مغزم از کار افتاده اشتباه نمی‌کرد، واضح است است که چیزی از کار افتاده بود وگرنه من از اول آنجا نمی‌بودم. چیزی که به نظرم مسئله‌دار می‌آمد، این بود که چگونه به جایگاه اصلی درمان تبدیل شده بود.

گیبور میت، پزشک و متخصص در زمینه‌ی وابستگی به مواد می‌گوید:

طی چند دهه‌ی اخیر، تمایل‌ غالب پزشکی به تقلیل بیماری روانی به عدم تعادل شیمیایی در مغز بوده‌است، مثلا نقص ناقل شیمیایی سرتونین که راه حل بدیهی آن دارویی است که سطح سرتونین را افزایش دهد. این توضیحیات بیوشیمیایی‌، بیش از حد ساد‌ه‌انگارانه و خطرناک است. میزان، تعادل و فعالیت سرتونین طیِ زندگی شخص، تحت تاثیر تنش‌های عاطفی است. چه در شغلمان و چه در روابط شخصی، تعامل ما با محیط اطراف نقش تعیین‌کننده‌ای بر ترکیبات شیمیایی مغز ما می‌گذارد. افسردگی مانند بسیاری از بیماری‌های روانی دیگر، چندبعدی است و اگر می‌خواهیم وضعیت را به درستی بررسی کنیم لازم است عوامل عِلَی آن را در ابعاد وسیع‌تری بکاویم، قوانین و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و نهادهایی را که عضوشان هستیم بررسی کنیم. محل کار و فضای خانه، حلقه‌های اجتماعی و روابط بین فردی‌، سلامت و محیط اکولوژیک‌ و حتا معماری اطرافمان بر خلق ما تاثیر می‌گذارد.

ایزنشتاین می‌نویسد:
«تمامیت زندگی فرد، به تمام روابط شخص با دیگران و جامعه بسط پیدا می‌کند. اگر به جمله‌ی کریشنامورتی در این مورد دقت کنیم، این اپیدمیِ نیاز به روان‌درمانگر به دلایل اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی است نه فقط دلایل جسمی و یا حتا روانی. به بیان دیگر، بعدی سیاسی برای همه‌گیری بیماری‌های روانی وجود دارد.»
این فراخوانی برای اینکه با سیفون داروهایمان را روانه‌ی چاه کنیم نیست. داروهای ضدافسردگی و سایر داروهای روانپزشکی نوعی ثباتِ نسبی به زندگی بسیاری از مردم آورده‌ است. اما این ثبات نسبی شکننده‌ است. افسردگی همیشه در کمین است. ما باید درباره‌ی این مدلِ ثبات و راحتیِ زیادی، محتاط باشیم، چرا که اغلب پرسشگری درباره‌ی تکانه‌هایمان را خاموش و هر مساله‌ی واقعی را از معنا تهی می‌کند.

من بعد از سال‌ها کندو کاویدنِ افسردگی خودم، با سردرگمی و دردی که به همراه درگیرشدنِ گسترده و صادقانه با آن «چرا‌»ها برای مدتی طولانی می‌آید، آشنا هستم. درد و سردرگمی‌ای که از زیر سوال قرار دادنِ زمینه‌ی اجتماعی و تاثیرش بر زندگیمان، می‌آید. شک نکنید که طیِ این طریق، سخت و ناخوشایند است.
با این وجود من فکر می‌کنم این کنکاش دشوار، درنهایت کاری را به پایان رساند که دارو قادر به انجام آن نبود؛ شناخت ریشه‌ی دلایل ناخشنودی‌ام. من با بسط درک خود درباره‌ی افسردگی‌‌ام، اراده‌ی ادامه‌ی زندگی را کاملاَ بازپس گرفته‌‌ام؛ اراده‌ای که با پذیرش مسئولیت درمان، با تمام قدرت تقویت شده‌ است. همان‌طور که ایزنشناین اشاره می‌کند «برای خوب بودن در جامعه‌ای عمیقاً بیمار، شخص باید خود را وقف درمانِ جامعه کند.»

منبع:

http://highexistence.com


146.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

اختلال دوقطبی

اختلال دو قطبی یا اختلال شیدایی-افسردگی، یک نوع اختلال روانی است که مشخصه اصلی آن نوسانات خلقی شدید است. فرد مبتلا به این اختلال، خلق بالا (آنچه شیدایی نام می گیرد) و خلق پایین (آنچه افسردگی نام می گیرد) را بطور متناوب تجربه می کند.

دوره شیدایی و افسردگی می تواند کوتاه باشد، از چند ساعت تا چند روز و حتی گاهی ممکن است تا چند هفته بطول بیانجامد. در واقع مدت دوره های شیدایی و افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است. بسیاری از افراد تنها دوره های بسیار کوتاهی از این حالات شدید را تجربه می کنند و نسبت به اختلالشان آگاهی ندارند.

حالت شیدایی در مبتلایان به این اختلال با شادی زیاد، تحریک پذیری شدید، بیش فعالی، کم شدن نیاز به خواب و رقابت طلبی همراه است که اغلب منجر به حرف زدن های سریع می شود. حالت افسردگی هم با اندوه شدید، کمبود انرژی، احساس درماندگی و ناامیدی و لذت نبردن از سرگرمی ها و کارهای لذت بخش همراه است. به طور میانگین، فرد مبتلا به اختلال دو قطبی ممکن است تا سه سال در حالت عادی میان شیدایی و افسردگی باشد، اما بیشتر از این مدت مشاهده نشده است.

چه کسانی به اختلال دوقطبی مبتلا می شوند؟

در ایالات متحده هر ساله دو میلیون نفر به این اختلال مبتلا می شوند. نسبت تاثیرپذیری زنان و مردان از این اختلال مساوی است. برخی از ریسک فاکتورهای پذیرفته شده و قابل اعتماد هستند که احتمال ابتلا به این اختلال را بطور قابل توجهی افزایش می دهند.

ژنتیک و سابقه خانوادگی، دو ریسک فاکتور مهم هستند که احتمال ابتلا به اختلال دوقطبی را افزایش می دهند. این اختلال در افرادی که والدین یا خواهر و برادر بیمار داشته اند و همچنین در خانواده هایی در نسل های متوالی تحت تاثیر اختلالات خلقی بوده اند، بیشتر شایع است.
تاکنون هیچگونه توازن مثبتی میان نرخ ابتلا به این اختلال و نژادی خاص گزارش نشده است. اما موقعیت اجتماعی و اقتصادی پایین تر احتمال ابتلا به اختلال دوقطبی را به مقدار کمی افزایش می دهد.
همانطور که پیشتر گفتیم، نرخ ابتلا به این بیماری در میان زنان و مردان مساوی است. اما در بیشتر موارد، اولین حالت خلقی ناشی از این بیماری در مردان شیدایی و اولین حالت خلقی در زنان افسردگی بوده است.
متوسط سن بروز اختلال دوقطبی، در اوایل دهه دوم از زندگی است، اما گزارش هایی هم از بروز اختلالات دوقطبی در سالهای اولیه دوران ابتدایی گزارش شده است. درواقع، شروع اختلال قبل از بیست سالگی فقط به یک پنجم موارد محدود می شود.

این اختلال در بیماران جوانتر با اختلال خلق ادواری که فرمی ضعیف از اختلال دوقطبی است و با سرخوشی و افسردگی خفیف همراه است، آغاز می شود. اگرچه مبتلایان به اختلال خلق ادواری علائم ضعیف تری را تجربه می کنند، اما بیماری نزدیک به نیمی از آنها تا تجربه یک شیدایی کامل پیش می رود. این بیماران جوان، که یک دوره شیدایی کامل را داشته اند، نوجوانان دوقطبی نامیده می شوند.

دلایل بروز اختلال دوقطبی کدامند؟

دلایل بروز اختلال دوقطبی کاملاً شناخته شده نیستند. احتمالاً تعامل عوامل ژنتیکی، نروشیمیایی و محیطی با یکدیگر در سطوح مختلف، نقش مهمی در بروز و پیشرفت این اختلال دارند. تفکر فعلی این است که این اختلال، اختلالی بیولوژیکی است که در بخش خاصی از مغز رخ می دهد. علت این اختلال بیولوژیکی هم نقص در عملکرد انتقال دهنده های عصبی(پیام رسان های شیمیایی) مغز ذکر شده است. با پذیرش بیولوژیکی بودن این اختلال، این احتمال وجود دارد که بیماری به صورت خودبه خودی یا در اثر عوامل استرس زا در زندگی افراد فعال شود.

اگرچه هنوز دلیل قطعی بروز اختلال دوقطبی ناشناخته است، اما در تحقیقات چند سرنخ یافت شده است:

عوامل ژنتیکی دخیل در اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی در سابقه خانوادگی افراد ریشه دارد. در خانواده بیش از نیمی از افراد مبتلا به این اختلال،فردی مبتلا به اختلال خلقی نظیر افسردگی وجود دارد.

احتمال بروز این اختلال فردی که یکی از والدینش به این اختلال مبتلا بوده، ۱۵ تا ۲۵ درصد بیشتر از سایر افراد است.
احتمال بروز این اختلال در دوقلوهای ناهمسانی که یکی از آنها دوقطبی بوده است، ۲۵ درصد بیشتر از سایر افراد است.
اگر یکی از دوقلوهای همسان (با ماده ژنتیکی برابر) به این اختلال مبتلا باشد، احتمال بروز اختلال برای قل دیگر ۸ برابر بیشتر از دوقلوهای ناهمسان خواهد شد.

عوامل نروشیمیایی دخیل در اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی در درجه اول یک اختلال بیولوژیکی است که در قسمت خاصی از معز رخ می دهد و علت آن هم اخلال در عملکرد انتقال دهنده های عصبی یا پیام رسان های شیمیایی است. این انتقال دهنده های عصبی، مواد شیمیایی نظیر نوراپی نفرین، سروتونین و بسیاری دیگر هستند. با توجه به ماهیت بیولوژیکی، احتمال دارد که این اختلال در جایی از مغز انسان نهفته باشد و خود به خود یا در اثر عوامل خارجی مثل استرس روانی و شرایط اجتماعی فعال شود.

عوامل محیطی دخیل در اختلال دو قطبی

یک رویداد در زندگی فردی با زمینه های ژنتیکی ابتلا به اختلال دوقطبی، ممکن است آغاز کننده یک دوره شیدایی یا افسردگی شود.
حتی بدون وجود عوامل ژنتیکی هم، عوامل محیطی نظیر تغییر عادات بهداشتی، مصرف الکل و موادمخدر یا مشکلات هورمونی می توانند آغاز کننده یک دوره شیدایی یا افسردگی باشد.

در میان مبتلایان به این اختلال، بیماری درصد قابل توجهی از افراد در اوایل جوانی آغاز شده است. ممکن است دلیل این فراوانی، یک اختلال تشخیص داده نشده در گذشته افراد باشد. همچنین می توان آن را ناشی از عوامل محیطی و اجتماعی ناشناخته دانست.

اگرچه استفاده از موادمخدر یا داروهای اعتیادآور جزء دلایل بروز این اختلال نیستند، اما می توانند در روند بهبودی بیمار اخلال ایجاد کنند. استفاده از موادمخدر یا داروهای آرامبخش می تواند منجر به یک دوره افسردگی شدید شود.

شیدایی حاصل از دارو چیست؟

 

برخی از مواد دارویی مثل داروهای ضدافسردگی، می تواند در افراد مستعد ابتلا به اختلال دوقطبی یک دوره شیدایی ایجاد کند. بنابراین افسردگی در افرادی که یک دروه جنون را تجربه کرده اند، باید با دقت بیشتری درمان شود. داروهای ضدشیدایی هم برای این افراد توصیه می شود، زیرا با استفاده از داروهای ضدافسردگی، ممکن است دوره افسردگی جای خود را به یک دوره شیدایی بدهد. به این ترتیب می توان از بروی شیدایی جلوگیری کرد. این داروهای ضدشیدایی با ایجاد یک سقف، افراد را درمقابل عوارض داروهای ضدافسردگی مثل شیدایی دوره ای محافظت می کنند.

البته داروهای دیگری هم هستند که می توانند یک نوع سطح خلقی بالا شبیه به شیدایی را ایجاد کنند. داروهای ضداشتها نمونه خوبی هستند؛ این داروها منجر به افزایش انرژی، کمک کردن نیاز به خواب و تمایل یه پرحرفی می شوند. البته بعد از قطع داروها این عوارض هم از بین می روند و فرد به حالت عادی خویش بازمیگردد.

مواد دارویی که می توانند منجر به یک دوره شیدایی شوند، عبارتند از:

موادمخدری نظیر کوکائین، موادمخدر صنعتی مثل اکستازی و آمفتامین
دوز بیش از حد داروهای ترک اعتیاد و ضداشتها
داروهای درمان مشکلات تیروئیدی و کورتیکواستروئیدها مثل پردنیزولون
برای افراد مستعد به این اختلال؛ استرس، استفاده مکرر از داروهای محرک و کمبود خواب می توانند محرک خوبی برای آغاز یک دوره شیدایی باشند. البته دارودرمانی می تواند مانع از تحریک دوره های شیدایی و افسردگی شود. پس اگر زمینه خانوادگی بروز اختلال دوقطبی دارید، برای درمان هرنوع مشکل در سلامت روانی و روحی خود به متخصص مراجعه کنید.


54.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

کودکان افسرده و جایزه

برای بسیاری از کودکان ایام عید یعنی هیجان داشتن و کادو گرفتن؛ اما زمانی که یک کودک از کادو گرفتن شاداب به نظر نمی­ رسد، این یک نشانه است. به نظر می ­رسد چیزی در مورد این کودک درست نیست. تحقیقات دانشگاه واشنگتن  بر روی امواج مغز ثابت کرده است که کودکان افسرده در واکنش به پاداش همانند دیگر همسالان خود پاسخ نمی­ دهند.

پژوهش­ های قبلی با همین تیم تحقیقاتی فرض کرده بود که نشانه­ ی کلیدی افسردگی در کودکان، کاهش تجربه­ ی شادی در آن­ ها است ولی در پژوهش فعلی براساس یافته ­های مغزی و پایه ­های فیزیولوژیکی  این فرضیه را تثبیت کرده ­اند.  لذت ناشی از جایزه­ هایی مثل اسباب­ بازی، کودک را ترغیب می­ کند تا دوباره آن را بدست بیاورد. افسرده شدن در کودکی، ممکن است نگاه فرد را نسبت ­به پاداش و جایزه تا سال ­های بعد و بزرگسالی تحت تاثیر قرار بدهد.

مغز کودکان و بزرگسال افسرده، نسبت­ به جایزه و پاداش کندتر واکنش نشان می ­دهد. دکتر بلدن کودکان پیش دبستانی که واکنش ­های کندی به پاداش داشت ه­اند را بررسی کرده است. از نگاه دکتر بلدن بیشتر ویژگی­ های عصبی – رفتاری افسردگی در سراسر عمر ثابت باقی می ­مانند. این پژوهش شامل ۸۴ کودک ۳ تا ۷ سال افسرده بود که این کودکان برای افسردگی تحت درمان بوده­اند و عملکرد مغزی آن ­ها اسکن می­ شد.

ابتدا این کودکان وسیل ه­ای روی سر خود قرار می ­دانند که امواج مغزی آن­ ها را اندازه­ گیری می ­کرد و سپس یک بازی کامپیوتری انجام می­ دادند. همان­ طور که در تصویر مشاهده می­ کنید این بازی شامل دو درب بود. انتخاب یک درب منجر به امتیاز می ­شد و انتخاب درب دیگر باعث کسر امتیاز می­ شد. پژوهش گران این ایده را هم با بزرگسالان و هم کودکان اجرا کردند و اجازه دادند که آن­ ها به میزان کافی امتیاز کسب کنند. کودکانی که به دفعات کافی درب درست را انتخاب کرده بودند یک جایزه برنده می ­شدند که قبل شروع جلسه ­ی بازی، جایزه ­ها توسط پژوهش گران به کودک نشان داده می­ شد.

وقتی درب نادرست انتخاب می­ شد، مغز کودکان افسرده و غیر افسرده یکسان پاسخ می­ داد؛ اما زمانی که درب درست انتخاب می ­شد، مغز کودکان افسرده کندتر واکنش نشان می­ داد. دکتر بلدن عنوان کرد که براساس نتایج اسکن مغزی، کودکان افسرده به محرک لذت بخش انتخاب درب درست واکنش محکم و قوی ندارند؛ اگرچه نسبت ­به انتخاب درب غلط نیز واکنش بیش از اندازه ندارند. مغز کودکان افسرده و غیر افسرده به انتخاب اشتباه واکنش یکسان داشت، تفاوت در پاسخ به پاداش بود. قدم بعدی دکتر بلدن بررسی واکنش مغز به پاداش، پس از دوره­ ی درمان است.

کاهش توانایی لذت بردن از بازی و فعالیت­ ها یک نشانه ­ی کلیدی در افسردگی است. کودکانی که به شدت از اشتباه کردن احساس گناه می ­کنند و آن­ هایی که در عادات خوابیدن و اشتها تغییراتی نشان می­ دهند، ممکن است در خطر باشند و نیاز به ارزیابی باشد. کودکانی که حتی ۳ یا ۴ سال دارند، اگر مداوم غمگین، تحریک­پذیر یا بی­انگیزه باشند، ما به والدین توصیه می­کنیم که برای ارزیابی کودک به یک متخصص مراجعه کنند.

منبع:

Andy C. Belden, Kelsey Irvin, Greg Hajcak, Emily S. Kappenman, Danielle Kelly, Samantha Karlow, Joan L. Luby, Deanna M. Barch. Neural Correlates of Reward Processing in Depressed and Healthy Preschool-Age ChildrenJournal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, ۲۰۱۶; ۵۵ (۱۲): ۱۰۸۱ DOI: ۱۰.۱۰۱۶/j.jaac.2016.09.503


women-deppresion.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

دلایل افسردگی بیشتر زنان

قبل از نوجوانی، تفاوت کمی در میزان افسردگی در دختران و پسران وجود دارد. اما بین سنین ۱۱ و ۱۳ سالگی افزایش ناگهانی در میزان افسردگی برای دختران وجود دارد. در سن ۱۵ سالگی، زنان دو برابر بیشتر از مردان افسردگی را تجربه می كنند. زمانی این اتفاق می افتد كه در دوران نوجوانی نقش ها و انتظارات به طور چشمگیری تغییر می كنند. استرس های دوران نوجوانی شامل تشکیل هویت، پدیدار شدن جنسیت، جدا شدن از پدر و مادر، و تصمیم گیری برای اولین بار، همراه با دیگر تغییرات فیزیکی، ذهنی، و هورمونی  است. این تنش ها به طور کلی برای پسران و دختران متفاوت است، و ممکن است در اغلب موارد با افسردگی در زنان همراه شود. مطالعات نشان می دهد که دانش آموزان دختر نرخ قابل توجهی از افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات خوردن و اختلالات سازگاری را نسبت به  دانش آموزان پسر -که میزان بالاتری از اختلالات رفتار مخرب را دارند- نشان می دهند.

بزرگسالی: روابط و نقش شغل در زنان

به طور کلی فشارها می تواند به ایجاد افسردگی در اشخاصی که از نظر بیولوژیکی به این بیماری آسیب پذیر هستند، کمک کند. برخی بر این باورند که وقوع افسردگی در زنان با توجه به آسیب پذیری بیشتر آنها به افسردگی نیست، بلكه به دلیل تنش های خاصی است که بسیاری از زنان با آن ها مواجه هستند. این فشارها شامل مسئولیتهای اصلی در خانه و محل کار، تک والدینی و مراقبت از کودکان و والدین سالخورده است. اینكه چگونه این عوامل ممکن است منحصراً زنان را تحت تاثیر قرار دهند هنوز به طور کامل شناخته نشده است.

در زنان و مردان در هنگام طلاق میزان افسردگی اساسی در بالاترین حد است و در افراد متاهل كمتر مشاهده می شود. اما در بقیه موارد در زنان افسردگی بیشتر از مردان دیده می شود. كیفیت ازدواج با افسردگی رابطه معناداری دارد. عدم صیمیت، اعتماد، و همچنین اختلافات زناشویی آشکار، ارتباط معناداری  با افسردگی در زنان دارد. در واقع، میزان افسردگی در میان زنان ناراضی از  ازدواج در  بالاترین درجه قرار دارد.

چرخه قاعدگی،‌ بارداری و یائسگی

رویدادها باروری زنان شامل چرخه قاعدگی، بارداری، ناباروری، یائسگی، و گاهی اوقات، تصمیم به نداشتن فرزند است. این وقایع باعث نوسانات خلقی از جمله افسردگی می شود. محققان تایید كرده اند كه هورمون ها بر روی قسمت هایی از  مغز كه كنترل كننده احساسات و خلق است تاثیر می گذارند.

سوء استفاده

تحقیقات نشان داده است زنانی كه در كودكی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند بیشتر از دیگران در طول زندگی خود افسردگی را تجربه می كنند. علاوه بر این، مطالعات متعددی بروز افسردگی در زنانی كه در نوجوانانی یا بزرگسالانی مورد تجاوز قرار گرفته اند نشان می دهد. زنانی که به اشکال دیگر مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، مانند سوء رفتار جسمی و تجربه آزار و اذیت جنسی در کار ، همچنین ممکن است میزان بالاتری از افسردگی را تجربه کنند. سوء استفاده ممکن است به افسردگی از طریق ایجاد اعتماد به نفس پایین، احساس درماندگی، سرزنش خود، و انزوای اجتماعی منجر شود.

فقر و افسردگی

غم و اندوه و روحیه پایین در میان افراد با درآمد کم و کسانی که فاقد حمایت های اجتماعی هستند، شایع تر است. اما تحقیقات هنوز نشان نداده است که آیا افسردگی در میان کسانی که در مواجهه با این عوامل استرس زا محیطی هستند شایع تر است یا نه.

افسردگی در سنین بالاتر

در زنان سالخورده مانند زنان جوان نیز افسردگی بیشتر مشاهده شده است. همچنین زنانی كه ازدواج نكرده اند میزان افسردگی در آنها بیشتر دیده شده است.


Depression-worse.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

عامل افسردگی

راه های زیادی برای بهبود افسردگی وجود دارد و مقالات متعددی در این باره نوشته شده است، اما اولین گام برای بهبود افسردگی جلوگیری از پیشروی و شدیدتر شدن آن است.

نکات زیادی درباره افسردگی وجود دارد که مبتلایان به افسردگی برای زندگی بهتر باید آنها را بدانند. در فهرست زیر می توانید شش محرک را که باعث تشدید افسردگی می شوند را بشناسید و با اجتناب از آنها از تشدید این بیماری جلوگیری کنید و به مقابله با آن بپردازید.

استرس

استرس زیاد موجب ترشح هورمون کورتیزول می شود. این هورمون بدن را در حالت آماده باش قرار می دهد، به این ترتیب که تحریک پذیری و انگیختگی را در ما ه شدت افزایش می دهد. این حالات موجب می شود که بدن و روان فرد به شدت خسته شود و عوارض این خستگی برای مبتلایان به افسردگی به مراتب زیانبارتر است. یکی از راه های هم مقابله با استرس این است که وظایف و کارهای دشوار خود را به چند بخش تقسیم کنیم تا فشار ناشی از آنها، ما را تحت فشار قرار ندهد. همچنین نباید بیشتر از توانایی هایتان از خودتان توقع داشته باشید پس هرگز در خانه، مدرسه یا محل کار بیشتر از توانایی هایتان مسئولیت قبول نکنید. یکی دیگر از مهمترین راه های مقابله با استرس، “نه” گفتن های به موقع است.

 خواب

رابطه میان خواب و افسردگی یکی از پیچیده ترین مسایل حوزه افسردگی است. اغلب مبتلایان به بی خوابی، اختلالات خواب را تجربه کرده اند. همچنین افرادی که از اختلالات خواب – بویژه بی خوابی – بیشتر در معرض بروز علائم افسردگی هستند. خواب زیاد یا کم ممکن است به تشدید افسردگی بیانجامد.
اگر چرخه خواب خود را تنظیم کنید و از ثابت و قابل پیش بینی بودن آن مطئن شوید، می توانید از بدتر شدن افسردگی تان جلوگیری کنید. ثبات کلید ارتقای کمیت و کیفیت خواب است. پس در ساعات مشخصی به رخت خواب بروید و بیدار شوید. اگر هم در طول روز به استراحت و چرت زدن احتیاج پیدا کردید، نگذارید به قدری طولانی شود که موجب اختلال در خواب شبانه تان شود.

غذا

آزمایشات و تحقیقات متعددی ارتباط میان عادات غذایی و خلق و خو را ثابت کرده اند. برخی از این تحقیقات هم به تاثیر غذا روی مبتلایان به افسردگی پرداخته اند و ثابت کره اند که برخی از مواد غذایی با افسردگی در ارتباط هستند. به عنوان مثال، در یکی از این تحقیقات ثابت شده است که مصرف اسیدهای چرب غیراشباع، خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. مواد غذایی شیرین و کربوهیدرات های ساده هم به خاظر افزایش سطح گلوکز می تواند منجر به بروز تغییراتی در خلق و خوی افراد شوند. همچنین الکل و زیاده روی در مصرف کافئین هم می توانند بیش از حد شما را تحریک پذیر کنند و سطح قند خون را افزایش دهند. پس تا جایی که امکان دارد مصرف این موادغذایی و مواد غذایی با اثرات مشابه روی بدن را کم کنید.

آدم های سمی

ارتباط با انسان های منفی و عصبی و بداخلاق، برای مبتلایان به افسردگی حکم سم را دارد. این دسته افراد نمی توانند درک کنند که افسردگی چطور شما را تحت تاثیر قرار می دهد و اهمیتی به بیماری به شما نمی دهند. پس از آدم های سمی دوری کنید و ارتباطتان با این افراد قطع کنید و اگر از ارتباط با آنها ناگزیر هستید، با افرادی که نگرش مثبت دارند و می توانند شما را درک کنند بیشتر در ارتباط باشید.یکی از نیازهای اساسی مبتلایان به افسردگی این است که بیاموزند چگونه افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنند. پس با افراد مثبت اندیش بیشتر ارتباط داشته باشید. این گونه افراد به خوبی می توانند شرایط خاص شما را درک کنند و در بهتر شدن محیط اطرافتان و تبدیل آن به محیطی شفابخش نقش بسزایی دارند. یک بار ارتباطات و دوستی هایتان را مورد بازنگری قرار دهید و اگر لازم دیدید با توجه به موارد فوق آنها را اصلاح کنید.

رسانه ها

اخبار، داستان و فیلم های ناراحت کننده می تواند افسردگی را تشدید کند. همه ما می دانیم که با دیدن فیلم های غم انگیز یا خواند کتاب های درام، خودمان را در معرض تشدید علائم افسردگی قرار می دهیم. پس باید در انتخاب رسانه ها و سرگرمی هایتان بیشتر دقت کنید. همچنین می توانید فیلم هایی ببینید یا کتاب هایی بخوانید که محتوای شاد و امیدبخش دارند.

سالگردهای غم انگیز

برخی از افراد وقتی به سالگرد یک حادثه غم انگیز نزدیک می شوند، همان احساس ناراحتی و احساسات منفی روز حادثه را تجربه می کنند. هرگاه به چنین سالگردهایی نزدیک شدید، باید از عواملی که این احساسات منفی را تحریک می کنند، دوری کنید؛ مثلاً فکر کردن و یادآوری آگاهانه حوادث، حضور در محل حادثه یا هر رفتار دیگری. به جای اینکارها که شرایط را سخت تر می کنند، تقویمتان را بردارید و این روزها را مشخص کنید. هرگاه به این روزها نزدیک می شدید، کاری کنید که تا حد امکان اثرات منفی آن کاهش یابد، مثلاً مسافرت های کوتاه گزینه خوبی است. همچین می توانید درباره این روزهای خاص با نزدیکانتان صحبت کنید و آنها را در جریان احساساتتان بگذارید تا در این روزهای خاص به شما کمک کنند.

علاوه بر شش مورد فوق، فعالیت، رفتار یا عوامل محیطی خاصی هستند افسردگی را تشدید می کنند اما به این علت که بسیار شخصی هستند، در هیچ دسته بندی جای نمی گیرند و هیچ کس جز خودتان نمی تواند آنها را بیابد. این محرک ها می توانند بسیار ساده باشند یا در نگاه اول بی ربط به نظر برسند. پس چند دقیقه به درونتان بنگرید و به دو سوال مهم زیر پاسخ دهید:

چه چیزهایی موجب تشدید افسردگی شما می شوند؟
چه چیزهایی هنگام افسردگی، آرامش و شادی را برای شما به ارمغان می آورند؟


Holiday-Depression.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

افسردگی در غروب تعطیلات

شما هم این حس را تجربه کرده‌اید؟ عصر جمعه‌ای بوده که شما را تا حد از خودبی‌خود شدن ببرد؟ سر درد بی‌دلیل و یکباره را در روزهای تعطیل تجربه کرده‌اید؟ روزهای عید برایتان حال و هوای خوبی دارند یا نه از حالا نگران عصرهای این روزهای تعطیل هستید؟
اگر این‌طور است، باید بدانید حال و احوالتان خیلی عجیب و غریب نیست چون مردمان بسیاری در سراسر دنیا احساس شما را دارند وو امروزه این حالت را با نام «نشانگان افسردگی تعطیلات» می‌شناسند. اگر دچار این حالت هستید یا کسی را می‌شناسید که در پیچ و خم این حالت‌ها، حال شما را هم در روزهای تعطیل می‌گیرد، این مطلب را بخوانید تا درباره این نشانگان، دلایل ایجاد آن و راه‌های درمان آن بیشتر بدانید.

علت و دلیل افسردگی تعطیلات

اصلی‌ترین دلایل این افسردگی که تا به حال شناخته شده‌اند عبارتند از:

استرس، خستگی، توقعات بی‌جا و غیرواقعی، پولکی بودن بیش از حد، دلهره‌های اقتصادی، تصورات و انتظارات غیرواقعی از خودمان و شرایط، قبول مسوولیت‌های بسیار زیاد و خارج از توان، دور بودن از خانواده و دوستان و…

نشانه‌های افسردگی تعطیلات

تعادل برقرار کردن و نظم دادن به برنامه خریدهای آخر سال یا تعطیلات پیش‌رو، برنامه‌ریزی برای مهمانی‌ها، ‌عمل کردن به دستوراتت خانوادگی، مهمان‌داری و… می‌توانند نشانه چه باشند؟ اینکه شما یک تنه همه کارها را انجام می‌دهید؟ نشانه اینکه مودب و اجتماعی هستید؟ نشانه یک مادر یا پدر پر مشغله؟ نه، گاهی این رفتارها نشان می‌دهد فرد فشارهای عصبی زیادی را در این ایام تحمل می‌کند و به نوعی می‌خواهد خود را با این رفتار نشان دهد اما هم از درون آسیب می‌بیند و هم از بیرون. زیرا عوارضی مانند سردرد، ‌تشنگی بیش از حد، زیاده‌خوری و بی‌خوابی می‌شود.

البته برخی هم این علایم را در همان زمان تعطیلات نشان نمی‌دهند و بعد از تعطیلات چنین حالت‌هایی را تجربه می‌کنند. اگر احساس نارضایتی و خستگی از این همه کار را هم به آنها اضافه کنیم، دیگر اوضاع تقریبا وخیم می‌شود.

شدت این افسردگی و غم در افراد تفاوت دارد؛ برخی ساعتی این حس را تجربه می‌کنند و برخی دیگر چند روزی این حس را دارند ولی بعضی‌ها خیلی بیشتر از اینها از این وضعیت رنج می‌برند. آنها دچار افسردگی‌های جدی‌تری هستند، مثل افسردگی فصلی و اختلال‌های عاطفی. این افراد به غیر از حالت‌های بد روحی دچار علایم فیزیکی هم می‌شوند:

سردردهای طولانی‌مدت را تجربه می‌کنند، با اینکه کار زیادی انجام نداده‌اند خستگی شدیدی دارند، با هر بهانه‌ای و به مدت طولانی گریه می‌کنند، تغییر حالت‌های شدید روحی پیدا می‌کنند و در فاصله کمی شاد هستند و یکباره دوباره غمگین می‌شوند، ‌زودرنج می‌شوند، ‌نمی‌توانند تمرکز کنند، بدن درد دارند، بی‌میلی جنسی پیدا می‌کنند، بی‌خواب می‌شوند، فعالیت بدنی‌شان پایین می‌آید، اشتهای زیادی پیدا می‌کنند و همین باعث بالا رفتن شدید وزنشان می‌شود.

درمانش چیست؟

تمام افسردگی‌های فصلی و تعطیلاتی که درباره‌شان حرف زدیم، می‌توانند بهبود پیدا کنند اما چگونه؟

  • یکی از روش‌های موثر، توجه کردن به این افراد و حمایت آنها در این محدوده زمانی است.
    • پیداکردن راهی برای کاهش استرس‌های تعطیلات، مثل برعهده گرفتن قسمتی از کارها، لغو برنامه بعضی مهمانی‌ها و حتی صرف‌نظرر کردن از بعضی مسافرت‌های کوتاه یا بلندمدتی که با خود استرس به همراه می‌آورند.
    • برنامه‌ریزی برای حل مشکلات مالی تا حد ممکن.
    • افزایش زمان استراحت و ورزش و بازپروری درونی
    • مراجعه به مشاور یا شرکت در گروه‌های همیاری که برای همین موارد تشکیل شده‌اند. از یاد نبرید بیان این حالت و صحبت درباره آن تاا حد زیادی می‌تواند کمک‌کننده باشد. همچنین این گروه‌ها در مواقع حساس می‌توانند شما را حمایت معنوی کنند.
    • علاوه بر اینها یک مرحله مهم در پیشگیری از بروز نشانه‌های اختلال عاطفی فصلی، قرار گرفتن در معرض نور است، مخصوصا نورهایی فلورسانت که افسردگی را تا حد قابل‌توجهی بهبود بخشند. اگر هم قصد سفر را دارید، حتما نقاط آفتابی را در این ایام انتخاب کنید نه نقاط ابری و گرفته را.

 

پیشگیری هم دارد؟

این راهنمایی‌ها می‌تواند در پیشگیری از افسردگی تعطیلات و فصلی به شما کمک کند:

  • انتظارات واقع‌بینانه از تعطیلات داشته باشید و برای خودتان اهداف واقع‌بینانه تنظیم کنید.
  • بیش از توانتان مسوولیت قبول نکنید و حتی توصیه می‌شود در این مدت مسوولیت‌های کمتری قبول کنید.
  •  برنامه‌هایی که دارید روی کاغذ بیاورید و زمان‌بندی کنید تا دچار استرس نشوید.
  •  در مورد آنچه می‌توانید یا نمی‌توانید انجام دهید، واقع‌بین باشید.
  •  تلاش کنید در زمان حال زندگی کنید و از اكنون لذت ببرید.
  •  با خوش‌بینی به فردا نگاه کنید.
  • اگر تنها هستید، سعی کنید داوطلبانه بخشی از وقت خود را برای کمک به دیگران اختصاص دهید.
  • آرام بگیرید و مدتی بدون هیاهو به قطره‌های باران، منظره کوه یا خیابان و کوچه‌ نگاه کنید.
  •  از افرادی که به شما استرس وارد می‌کنند، تا حد ممکن دوری کنید.
  • از پیدا کردن دوستان جدید نترسید.
  • زمانی را به خودتان اختصاص دهید.
  •  بیش از حد و بودجه‌تان در تعطیلات خرج نکنید زیرا این کار احتمال ابتلای شما را به افسردگی تعطیلات بیشتر می‌کند.

 


children-deppresion.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

افسردگی در کودکان

حدود پنج درصد از جمعیت کودک و نوجوان جوامع مختلف دچار بیماری افسردگی هستند. کودکانی که استرس دارند، عزیزی را از دست داده اند یا به یکی از اختلال های توجه، یادگیری، اضطراب یا اختلال رفتاری مبتلا هستند؛ بیشتر از سایر کودکان در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند. همچنین بروز افسردگی در کودکان ممکن است ریشه در خانواده آنها داشته باشد.

رفتار کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی اغلب با رفتار بزرگسالان مبتلا به این بیماری متفاوت است. روانشناسان کودک همواره به والدین توصیه کرده اند که درباره بروز نشانه های افسردگی در فرزندانشان هشیار باشند.
اگر یک یا چند مورد از نشانه های زیر در کودکی بروز کرد و برای مدت قابل ملاحظه ای دوام داشت، والدین آن کودک باید به متخصص مراجعه کنند:

ناراحتی، اندوه و گریه های مکرر و متناوب
نا امیدی
کاهش علاقه به فعالیت ها و سرگرمی هایی که سابقاً برای کودک جذاب بوده اند
خستگی مداوم و کمبود انرژی
انزوا طلبی و کم شدن ارتباطات اجتماعی
کمبود اعتماد به نفس و احساس گناه بی دلیل
نشان دادن حساسیت شدید به شکست ها یا رد خواسته هایشان
افزایش تحریک پذیری، عصبانیت و خصومت
دشواری در برقراری ارتباط
شکایت های مکرر از دردهایی مثل سردرد و دل درد
غیبت های مکرر در مدرسه و افت عملکرد تحصیلی
کاهش قدرت تمرکز
بروز تغییرات اساسی در عادات غذایی و الگوی خواب
تهدید یا اقدام به فرار از خانه
فکر کردن یا اقدام به رفتارهای خودآزارانه و خودکشی
بسیار مشاهده شده است که کودکی که قبلاً بیشتر وقتش را به بازی با دوستانش مشغول بود، پس از بروز افسردگی بیشتر وقتش را به تنهایی و بدون سرگرمی می گذراند. همچنین این سرگرمی های قبلی این کودکان، پس از بروز بیماری جذابیت خود را از دست خواهد داد. گاهی اوقات در کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی، تمایل به مرگ و خودکشی بروز می کند و همین امر باعث می شود این کودکان بیشتر در معرض خطر خودکشی باشند. همچنین بروز افسردگی در نوجوانی موجب گرایش نوجوانان به استفاده از موادمخدر می شود.
همچنین درصدی از کودکانی در خانه یا مدرسه دردسر درست می کنند، مبتلا به افسردگی هستند. از آنجا که کودکان و نوجوانان به اقتضای سنشان اغلب ناراحت نیستند، ممکن است والدین رفتار غمزده آنها را نشانه ای از افسردگی ندانند. در اینگونه موارد، اگر از کودک یا نوجوان درباره علت ناراحتی اش سوال شود، اغلب پاسخ می دهند که فقط ناراحت هستند و دلیلی برای این ناراحتی بیان نمی کنند.

تشخیص و درمان زودهنگام افسردگی در کودکان بسیار ضروری است. افسردگی از آن دسته بیماری هایی است که برای درمان آن باید به متخصص مراجعه کرد. این درمان های تخصصی اغلب شامل درمان و مشاوره فردی و خانواده درمانی به طور همزمان است. البته در برخی از موارد هم برای درمان از داروهای ضد افسردگی استفاده می شود.


deppress.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

اختلالات روانی و بیماری های جسمی

اختلالات روانی و بیماری های جسمی اغلب از نظر زمانی با هم مرتبط هستند. برای اولین بار دانشمندان دانشگاه بازل نشان دادند که بیماری آرتریت و دستگاه گوارش پس از اختلال افسردگی شایع هستند و همچنین بیماری های پوستی اغلب پس از اضطراب رخ می دهند.

اگر بیماری های جسمی و روانی توام با یکدیگر در نوجوانی رخ می دهد پس این موضوع حاکی از یک است که فرد از یک تحول نامطلوب رنج می برد.

محققین اشاره می کنند که برخی بیماری ها پس از اختلالات روانی خاصی اتفاق می افتد. برای مثال اختلالات عاطفی و افسردگی بیماری آرتریت و بیماری در دستگاه گوارش را به دنبال داشته اند، در صورتی که همین رابطه بین اختلال اضطراب و بیماری های پوستی وجود داشته است. همچنین ارتباط نزدیکی بین اختلالات صرع و اختلال خوردن وجود داشته است.

ملاحظات کاربردی این تحقیق این است که برای درمان اختلالات جسمی و روانی، سیاست های کلی باید بر پیشگیری از سنین کودکی متمرکز شود.

 

منبع:

 

Marion Tegethoff, Esther Stalujanis, Angelo Belardi, Gunther Meinlschmidt. Chronology of Onset of Mental Disorders and Physical Diseases in Mental-Physical Comorbidity – A National Representative Survey of Adolescents. PLOS ONE, ۲۰۱۶; ۱۱ (۱۰): e0165196 DOI: 10.1371/journal.pone.0165196

 

 


Nightmare.jpg
آبان ۲۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

علت کابوس دیدن

به نقل از خبرگزاری مهر، بر اساس یافته محققان علائم افسردگی و بی خوابی از قوی ترین فاکتورهای داشتن کابوس های مکرر شبانه است.

نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد که ۳٫۹ درصد از شرکت کنندگان در مطالعه، که ۴.۸ درصد مرد و ۲٫۹ درصد زن بودند، در طول مدت ۳۰ روز قبل از ارزیابی، دیدن کابوس های مکرر را گزارش کردند.

کابوس های مکرر از سوی ۲۸.۴ درصد شرکت کنندگان مبتلا به علائم شدید افسردگی و ۱۷.۱ درصد افراد مبتلا به بیخوابی مکرر گزارش شده بود.

تحلیل های بعدی نشان داد که قوی ترین عوامل تاثیرگذار بر ریسک کابوس های شبانه، بیخوابی، خستگی و افسردگی می باشد.

به گفته «نیلز سندمن»، محقق مرکز علوم عصب شناختی دانشگاه تورکو فنلاند، «مطالعه ما نشان می دهد که رابطه مشخصی بین سلامت بدن و کابوس وجود دارد.»

طبق گزارشات آکادمی علوم پزشکی خواب آمریکا، کابوس ها رویاهای واضح، واقعی و مختل کننده ایی هستند که معمولاً تهدیدی برای بقای زندگی و امنیت فرد محسوب می شوند و غالباً همراه با احساس اضطراب، ترس یا وحشت هستند.

تیم تحقیق «سندمن» داده های مربوط به دو جمعیت مستقل بزرگسال که در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۲ مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته بودند را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. شرکت کنندگان شامل ۱۳,۹۲۲ فرد بزرگسال بین ۲۵ و ۷۴ سال بودند. ۵۳ درصد آنها را زنان تشکیل می دادند. تحقیق شامل ارزیابی پرشسنامه ارسالی از طریق ایمیل برای شرکت کنندگان و گزارشات پزشکی افراد موجود در مراکز درمانی اولیه محلی بود.

در این مطالعه کابوس های گهگاهی در ۳۰ روز قبل از شروع تحقیق، توسط بیش از ۴۵ درصد از شرکت کنندگان گزارش شده بود، و ۵۰.۶ درصد هیچ کابوسی را گزارش نکردند.


postpartum-depression.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

افسردگی پس از زایمان

بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، افسردگی دومین بیماری پس از بیماری‌های قلبی در دنیا است و دوره بعد از زایمان، زمانی است که بیشترین خطر را برای بروز اختلالات خلقی مانند اندوه و افسردگی دارد. افسردگی بعد از زایمان یک مشکل شایع در میان بانوان است. بین یک‌دوم تا دوسوم مادران دوره کوتاهی پس از زایمان دچار بی‌ثباتی خلقی و آشفتگی می‌­شوند که معمولاً در روزهای سوم و چهارم پس از زایمان این علائم به اوج خود می­‌رسند و در بیشتر بانوان پس از چند روز از بین می­‌روند. در ۸۰ درصد زنانی که برای نخستین بار بچه‌دار می‌شوند، نوعی افسردگی خفیف موسوم به پژمردگی مشاهده می‌شود. پژمردگی پس از زایمان موضوعی کاملاً طبیعی است. این افسردگی خفیف، معمولاً چند روز تا چند هفته بعد از زایمان رخ می‌دهد و عموماً خود به خود بهبود می‌یابد و در عرض چند هفته به طور کامل و بدون درمان برطرف می‌شود اما گاهی علائم در فرد باقی می­‌ماند که نیازمند درمان است. معمولاً از هر ۱۰۰ زن، ۱۰ تا ۱۵ نفر دچار این اختلال می­‌شوند. افسردگی بعد از زایمان با احساساتی مانند غم و اندوه، گریه، درگیری فکری، کاهش اعتماد به نفس، تحریک‌پذیری، زود عصبانی شدن و عدم لذت بردن مشخص می‌شود (تانوس و همکاران،[۱] ۲۰۰۸). گاهی افسردگی پس از زایمان ممکن است به صورت اضطراب و استرس ظاهر شود. افسردگی بعد از زایمان اثرات منفی بر ابعاد زندگی مادر دارد. البته علل و عواملی منجر به بروز این اختلال می‌شود. عواملی مانند سابقه افسردگی در خانواده، ناخواسته بودن بارداری، نوع زایمان، تعارض و اختلاف با همسر، عدم حمایت همسر، بستری شدن نوزاد یا مادر پس از زایمان و… می‌تواند بر بروز افسردگی مؤثر باشد. زنانی که در زمانی از زندگی خود دچار افسردگی بوده‌اند یا بستگانی دارند که دچار افسردگی بوده‌اند، ممکن است از نظر ژنتیکی با احتمال بیشتری به افسردگی پس از زایمان مبتلا شوند. لازم به ذکر است که ادامه یافتن افسردگی در مادران پس از زایمان، سبب بروز دلبستگی ضعیف مادر و کودک می‌شود.

علل بروز افسردگی پس از زایمان

یکی از علل بروز افسردگی پس از زایمان تغییرات هورمونی است که یک تأثیر طبیعی از تغییر هورمونی ناشی از بارداری و زایمان تلقی می‌شود. سطح استروژن و پروژسترون که طی بارداری افزایش یافته بود، به طور ناگهانی پس از وضع حمل افت می‌کند و این مسأله می‌تواند روی روحیات فرد تأثیر بگذارد. این هورمون‌های زنانه در طول یک هفته یا بیشتر به سطحی که قبل از بارداری بوده‌اند، باز خواهند گشت. همین که سطح هورمون به حالت متعادل خود بازمی‌گردد، علائم افسردگی یا همان غم و اندوه نیز به طور خود به خود و بدون نیاز به درمان پزشکی از بین می‌رود.
همچنین تحقیقات نشان داده احتمالاً بین نوع زایمان و بروز افسردگی پس از آن ارتباط وجود دارد؛ زنانی که نوزاد خود را با عمل سزارین به دنیا می­‌آورند، نسبت به زنانی که زایمان طبیعی دارند، بیشتر به افسردگی بعد از زایمان دچار می­‌شوند (آپونگ و همکاران،[۲] ۲۰۰۶). علت این امر شاید به دلیل افت قوای بدنی مادر و بروز دردهای پس از عمل سزارین باشد.
یکی دیگر از علل بروز افسردگی پس از زایمان، کمبودهای غذایی است. در مطالعات بسیاری به ارتباط بین رژیم غذایی با بیماری‌های روانی مانند افسردگی اشاره شده است. ممکن است افسردگی در بانوان به دلیل کمبود موادی چون آنتی اکسیدان‌ها، ویتامین‌ها، روی، منیزیم، ویتامین‌های گروه ب مثل اسید فولیک، ویتامین D، سلنیوم و اسیدهای چرب امگا-۳ باشد. به ویژه اینکه مطالعات نشان داده کمبود امگا-۳ در بروز افسردگی بعد از زایمان اثرگذار است (داو و همکاران،[۳] ۲۰۱۴). از آنجایی که امگا-۳ از مادر به جنین و همچنین از طریق شیر به نوزاد منتقل می‌شود، میزان این اسید چرب در دوران بارداری و حداقل ۶ هفته پس از زایمان به شدت کاهش می‌یابد. مشکل دیگر این است که اغلب افراد از جمله زنان باردار و شیرده به میزان کافی امگا-۳ دریافت نمی­‌کنند. بنابراین یکی از راه‌های پیشگیری و کنترل افسردگی پس از زایمان این است که مادران در دوران بارداری و شیردهی به میزان کافی از اسیدهای چرب امگا-۳ استفاده کنند. ماهی­‌ها به ویژه ماهی­‌های چرب مانند سالمون، ساردین و قزل‌آلا، گردو، دانه کتان و شاهدانه از منابع خوب اسیدهای چرب امگا-۳ به شمار می‌روند. در حقیقت دوران پس از زایمان و شیردهی منجر به کمبودهای غذایی در مادر شده و زمینه بروز افسردگی را فراهم می­‌کند. از این رو توصیه می­‌شود مادران عزیز اصول تغذیه در دوران پس از زایمان را جدی بگیرند و از رژیم‌های مناسب غذایی برای پیشگیری از بروز افسردگی بهره ببرند.

درمان افسردگی پس از زایمان

برای درمان افسردگی پس از زایمان می­‌توان از مشاوره و نیز دارودرمانی بهره برد. همان‌گونه که ذکر شد، چنانچه علائم طی چند روز یا چند هفته از بین برود، نیازی به درمان ندارد ولی اگر پس از چند هفته همچنان علائم باقی بماند، بهتر است به مشاور و روانشناس جهت درمان مراجعه شود. در موارد افسردگی شدید لازم است دارودرمانی نیز انجام شود. برخی از داروهای ضدافسردگی خطر چندانی برای مادران شیرده ندارد. همچنین تغذیه مناسب و استراحت کافی، ارتباط بیشتر با خانواده و دوستان و ورزش نیز می‌تواند به بهبود علائم افسردگی کمک کند. استراحت کافی تأثیر قابل ملاحظه‌ای در سلامت جسم و روان دارد. همچنین حمایت و پشتیبانی همسر نیز می‌تواند در بهبود علائم افسردگی بسیار مؤثر باشد.

منابع:

Du J, Zhu M, Bao H, Li B, Dong Y, Xiao C, et al.(۲۰۱۴). The role of nutrients in protecting mitochondrial function and neurotransmitter signaling: implications for the treatment of depression, PTSD, and suicidal behaviors. Crit Rev Food Sci Nutr; ۳:۱۰-۸.
Tannous, L., Gigante, L. P., Fuchs, S. C., & Busnello, E. D. (۲۰۰۸). Postnatal depression in Southern Brazil: prevalence and its demographic and socioeconomic determinants. BMC psychiatry, ۸(۱), ۱.
Ukpong, D. I., & Owolabi, A. T. (۲۰۰۶). Postpartum emotional distress: a controlled study of Nigerian women after caesarean childbirth. Journal of obstetrics and gynaecology, ۲۶(۲), ۱۲۷-۱۲۹.


deppresion-2.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

نوروفیدبک در کودکان

نوروفیدبک در کودکان – شروع دوران تحصیل در کودکان همیشه مصادف با شروع دغدغه های فراوان برای والدین است. کودکی که تا ۶ سالگی رفتار های نامناسبش به حساب سن کمش گذاشته می شد و این جمله معروف ” همه بچه ها همینطورند” از زبان اطرافیانش نمی افتاد؛ امروز با ورود به مدرسه نشانه های اختلالاتی را بروز می دهد که هرچند در ابتدا جدی و مسئله ساز نیست اما تداوم آنها بر عملکرد تحصیلی و مهمتر از آن مهارت های اجتماعی و ارتباطی لازم برای شروع یک زندگی مستقل و موفق او در آینده تاثیر نامطلوب دارد. گروه متخصصان روانشناسی اکسیر به شما می گویند که در دوران حساس کودکی و نوجوانی چه اختلالاتی کودک و نوجوان شما را تهدید می کند.

نوروفیدبک در کودکان و اختلال بیش فعالی/ کم توجهی

این اختلال با دو نشانه اصلی کم توجهی، بیش فعالی/تکانشگری شناخته می شود. کودکان دارای این اختلال نمی توانند بر روی جزییات تمرکز کنند و مرتب دچار خطاهای بی دقتی می شوند.آنها یکجا بند نمی شوند. دایما در جای خود وول می خورند یا دست و پایشان را تکان می دهند. پیروی از قوانین و رعایت نوبت برای آنها دشوار است. بی اجازه در کلاس راه می روند یا صحبت می کنند. رویاپردازی و خیالبافی های مداوم از دیگر خصوصیات این کودکان است. فراموشکاری و جا گذاشتن وسایل در مدرسه و گم کردن آنها امری شایع در این کودکان محسوب می شود.

نوروفیدبک در کودکان و اختلال یادگیری

شما هم حتما کودکانی را می شناسید که علارغم بهره هوشی بالا و مهارت در چندین درس، در یک یا چند درس اصلی مانند استدلال و ریاضیات، خواندن و یا نوشتن و دیکته دچار مشکل هستند..

این کودکان دارای هوش نرمال یا بالاتر از نرمال هستند و تنها دردرک، نگهداری و بیان اطلاعاتی که بین حواس و مغز وارد یا خارج می شود با مشکل مواجهند. این اختلال اغلب در ا نجام تکالیف مدرسه خود را نشان می دهد و مانع عملکرد خوب کودک در ریاضی، خواندن و یا دیکته نویسی می شود.

اما مشکل به همینجا ختم نمی شود. کودکان دارای این اختلال عموما در مدرسه یا خانواده برچسب کودک خنگ و عقب افتاده را می گیرند و مورد تمسخر و تحقیر قرار می گیرند که بزرگترین علت سرخوردگی های اجتماعی و تحصیلی در آنهاست.

نوروفیدبک در کودکان و اختلال اضطرابی

شایع ترین اختلال روانشناختی در کودکان و نوجوانان اختلالات اضطرابی هستند که متاسفانه بی توجهی به آنها یکی از علت های عمده کاهش توانمندی فرد در برقراری ارتباط موثر و بالابردن مهارت های لازم برای زندگی موفق و رو به رشد است.

طیف وسیعی از مشکلات اضطرابی در کودکان و نوجوانان دیده می شود که هر کدام علایم خاصی دارند مانند :

۱- اضطراب جدایی

۲- اضطراب اجتماعی

۳- اضطراب فراگیر

۴- اختلال وسواس فکری/ عملی

۵- حملات وحشت زدگی

۶- فوبی خاص

اضطراب دارای سه دسته نشانه جسمانی، شناختی و رفتاری است. نشانه های جسمانی نظیر تپش قلب، تعریق، افزایش میزان ضربان قلب، دل آشوبی و تنش و گرفتگی در عضلات است.

نشانه های شناختی نظیر مشغولیت مداوم با یک فکر عذاب آور، ترسناک و ناراحت کننده، پیش بینی اتفاقات بد و ملامت یا انتقاد از خود است.

نشانه های رفتاری مانند اجتناب، گریه کردن، ناخن جویدن، لرزش صدا و لکنت زبان است.

نوروفیدبک در کودکان و اختلال افسردگی

علایم افسردگی در کودکان با انچه در بزرگسالان می بینیم متفاوت است. اگر کودک شما اخیرا پرخاشگر شده، مرتب بر سر مسایل روزمره مثل ساعات رفت و امد و ارتباط با دوستانش بحث می کند، از فعالیت های روزانه لذتی نمی برد و یا مرتبا احساس خستگی و کسلی می کند ممکن است دچار افسردگی شده باشد.

افسردگی در کودکان و نوجوانان نشانه های گوناگونی دارد. نشانه های رفتاری افسردگی کودکان به صورت بحث های پرخاشگرانه می باشد. نشانه های جسمی مانند خستگی مفرط و فقدان انرژی است. نشانه های شناختی نظیر احساس گناه، احساس بی ارزشی و فکر کردن درباره خودکشی و اقدام به آن است. اختلال افسردگی در کودکی نادر است ولی در نوجوانی شیوع آن سه برابر می شود. بروز آن در دو جنس برابر است اما بعد از بلوغ دختران به پسران سبقت می گیرند.

علت بروز این اختلال ممکن است به دنبال یک واقعه خاصی از زندگی مانند از دست دادن یکی از عزیزان، بیماری یکی از افراد مورد علاقه و یا سایر عوامل باشد.

نوروفیدبک در کودکان درمانی ساده برای مشکلات پیچیده

وقتی کودک یا نوجوانی دچار اختلال می شود بهترین و موثرترین راه درمان مراجعه به متخصصین است. و برای متخصص بهترین گزینه در رابطه با مشکلات کودکان و نوجوانان استفاده از نوروفیدبک می باشد. نوروفیدبک روشی ایمن برای تنظیم و بهینه سازی امواج یا فرکانس های مغز است. ما در حالت عادی قادر به کنترل و تغییر این امواج نیستیم زیرا به نحوه تولید این امواج آگاهی نداریم. نوروفیدبک در کودکان از طریق تبدیل امواج مغزی به تصاویر، فرد را نسبت به آنها آگاه می سازد. کودک شما در جلسات نوروفیدبک آموزش می بیند که امواج مغزی خود را با استفاده از ارائه محركهاي ديداري-شنيداري دستكاري كرده و در طي جلسات درمان آنها را از حالت نابهنجار به حالت بهنجار تبديل كند. با کنترل امواج مغزی رفتار ها، افکار و احساسات نیز تغییر خواهند یافت.

نتایج تحقیقات گسترده در درمان با روش نوروفیدبک در کودکان برای اختلالات کودکی به شرح زیر است:

-بيش‌فعالي/كمبود توجه (AD/HD): بيش از هر زمان ديگري، براي درمان AD/HD از نوروفيدبك استفاده شده است. ۸۵-۸۰% کودکان مبتلا به AD/HD به وسيله نوروفيدبك بهبودي كامل مي‌يابند.

– اضطراب (Anxiety): بسياري از متخصصان، بكارگيري نوروفيدبك به منظور درمان اضطراب را يكي از عمده‌ترين موارد و زمينه‌هاي استفاده از نوروفيدبك مي‌دانند. اكثر آن‌ها معتقدند اضطراب يكي از اولين مواردي بود كه به نوروفيدبك پاسخ داد. نتايج پژوهشي نشان مي‌دهد كه در حدود ۹۰-۸۰% از بيماران اضطرابي با اين روش بهبود يافته‌اند.

– .افسردگي: در مورد بيماران مبتلا به افسردگي اساسي كه هيچ درماني براي آن‌ها كارساز نبوده، نوروفيدبك در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است.

– ناتواني يادگيري (Learning Disability)، اين اختلالات در سنين دبستان شايع هستند. در درمان اين اختلالات، نوروفيدبك تحول بزرگي ايجاد كرده است. در اين مورد نوروفيدبك به تنهايي پاسخگوست و نيازي به درمان مكمل ندارد. معمولاً با كامل كردن يك دوره درماني بهبودي ثابتي حاصل مي‌شود.

نویسنده: حانیه صالحیان-روانشناس

نورو فیدبک برای چه کسانی توصیه می شود :

خانم بهناز مقرب، متخصص نوروتراپی و کارشناس ارشد روانشناسی در رابطه با کاربردها و استفاده نوروفیدبک در بهبود و درمان افسردگی توضیحاتی را ارائه داده اند.

 


deppresion-test-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

افسردگی از آن مشكلاتی است كه باید جدی گرفته شود چون بیشتر وقت‌ها، تشخیص و درمان افسردگی مسئله مرگ و زندگی است. همه افراد در طول عمر خود افسردگی را تجربه می‌کنند. شاید به همین دلیل است که این اختلال سرماخوردگی اختلالات روانی لقب گرفته است. این احساس که معمولا به دنبال فقدان یا ناکامی ایجاد می‌شود در شرایط طبیعی بعد از چند ساعت یا چند روز از بین می‌رود، اما هرگاه حالات افسردگی ادامه پیدا کند و در سلامتی فرد تاثیر معناداری بگذارد در آن صورت مداخله درمانی و کمک درمانی الزامی خواهد بود. اين آزمون به شما كمك می كند تا ميزان افسردگی خود را بسنجيد و راهكار مناسبی برای آن پيدا كنيد.

تست آنلاین افسردگی


مقاله مرتبط: ۶ عامل افسردگی


دستورالعمل

پس از تکمیل اطلاعات خواسته شده، در هر آیتم، گزینه های آن را به دقت مطالعه کنید و هر کدام از گزینه ها که به بهترین شکل توصیف کننده حال شما است را علامت بزنید.



زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه

مغز افسرده

تصویر منتشر شده از اسکن مغزی فرد سالم و فرد افسرده، این تصویر یک مقایسه اجمالی در رابطه با فعالیت مغزی افراد افسرده و عادی را نشان می دهد. آزمایشی که در کلینیک مایو آمریکا انجام شده است.

 

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

 


خرداد ۲۹, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

افسردگی

هربار که در تلویزیون تبلیغاتی برای درمان افسردگی میبینم به یاد زمانی میفتم که به شدت افسرده شده بودم و غرق در داروهای ضد افسردگی. به حدی افسرده بودم که حتی سه هفته در بیمارستان بستری شدم . احساس ترس و غم و اضطراب همزمان من را فلج کرده بود .

امروزه میشنویم که افسردگی یک بیماری است که از عدم تعادل شیمیایی در مغز به وجود می آید . تخمین زده میشود که یک چهارم از زنان برای رفع این بیماری انواع داروهای مختلف را امتحان میکنند . این قضیه باعث میشود تصور کنیم که این یک امر طبیعی است و غلبه بر آن ممکن نیست .

اما بسیاری از مردم از جمله خود من نمیخواهیم که برای رسیدن به موفقیت و شادی به داروهای ضد افسردگی وابسته باشیم .

بنابراین به جای پذیرش افسردگی ، به شش دستور زیر عمل کنید تا خوشحال شوید و احساس رضایت کنید .

  1. دریافت کمک از یک متخصص

استخدام یک مشاور ، روان درمانگر و یا یک مربی میتواند به شما کمک زیادی کند . یک متخصص شما را قضاوت نخواهد کرد و برای شما محیطی را فراهم خواهد کرد که بتوانید با اعتماد به نفس مشکلات خود را در میان بگذارید .

البته ممکن است آنها داروهای ضد افسردگی برای شما تجویز کنند اما این برای مدت محدودی است و بسیار بهتر از یک عمر وابستگی به آنهاست .

  1. اراده ی قوی داشته باشید .

بازیابی اصلا آسان نبود . در ابتدای کار به قدری سخت بود که حتی میخواستم بازیابی را کنار بگذارم . شما باید با احساسات خود مبارزه کنید و اراده ی قوی داشته باشید تا بتوانید بهبود پیدا کنید و به زندگی عادی برگردید .

  1. باور داشته باشید که زندگی شما بهتر خواهد شد .

شما باید به زندگی بهتر امیدوار باشید . من در بدترین روزهای افسردگی به این فکر میکردم که دیگر نمیخواهم به زندگی ادامه دهم اما بعدا متوجه شدم که نمیخواهم به این سبک زندگی ادامه دهم .

  1. حرکت کنید .

ورزش کردن آندورفین تولید میکند که باعث تحریک مغز میشود و به عنوان ضد افسردگی طبیعی عمل میکند . در حین فعالیت میتوانید به چیزهایی که از روانشناس خود شنیده اید و یا در کتاب های خوددرمانی خوانده اید تفکر کنید .

یک فعالیتی که از آن لذت میبرید پیدا کنید و به آن بپردازید . در ابتدا ممکن است از انجام آن خوشتان نیاید ولی با گذشت زمان مطمئنا بهتر خواهد شد . به این روند اعتماد کنید .

  1. خدا را برای هرچیز و هرکسی که دارید شکر کنید .

برای دور شدن از افکار منفی سعی کنید به خوشی هایتان فکرکنید . با چیز های ساده شروع کنید ، مانند یک دوش آب گرم یا یک لبخند از یک غریبه .

اگر شما همه روزه این تمرین را انجام دهید ، به بخشی طبیعی از روند تفکر شما تبدیل خواهد شد و شما همیشه متوجه چیزهایی خوبی که دارید خواهید بود . چیزهایی که خدا را به خاطر آنها شکر میکنید ، آنچه در زندگیتان به دست آورده اید و افکار مثبتی که به شما انگیزه برای زندگی کردن خواهد داد .

  1. به دیگران کمک کنید.

فعالیت های داوطلبانه به من کمک کرد که از مشکلات خودم فاصله بگیرم و روی دیگران متمرکز شوم . کمک به دیگران احساس خوبی را در شما ایجاد خواهد کرد .بخش های زیادی در جامعه ی شما وجود دارند که شما میتوانید در آنها به فعالیت های داوطلبانه بپردازید ، پس وقت خود را به کمک کردن به دیگران اختصاص دهید . این ممکن است تنها چیزی باشد که شما برای فرار از مشکلات و بازگشت به زندگی عادی به آن نیاز دارید .

برای کسانی که فکر میکنند افسردگی آنها غیرقابل درمان است دعوت میکنم که در این مسئله تجدید نظر کنند . بلند شوند و برای زندگی بهتر مبارزه کنند .

منبع :

http://psychcentral.com/blog/archives/2016/06/12/6-ways-to-achieve-genuine-happiness-during-depression

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: حسین فراتی


خرداد ۲۹, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

هنر درمانی

شاید تعجب کنید اگر بدانید که هنر می تواند یک ابزار موثر در درمان بیماری روانی باشد. واقعا هنر چه ارتباطی میتواند با روان درمانی داشته باشد؟ به عنوان مثال ساده ، هنر می تواند برای کمک به مراجعان در برقراری ارتباط ، غلبه بر استرس و کشف جنبه های مختلف شخصیت خود مورد استفاده قرار گیرد.

در روانشناسی، استفاده از روش های هنری برای درمان اختلالات روانی و ارتقاء سلامت روان به عنوان هنر درمانی شناخته میشود .

هنردرمانی تکنیک های روان درمانی را با هنر و خلاقیت ادغام میکند و از آن برای بهبود سلامت روان و تندرستی روانی استفاده میکند . انجمن هنر درمانی آمریکا هنر درمانی را اینگونه تعریف میکند :

“یک روش درمانی که در آن از هنر و خلاقیت فردی برای بهبود و افزایش سلامت جسمی ، روانی و احساسی افراد در تمام سنین استفاده میشود . اساس کار این روش بر این اعتقاد استوار است که خلاقیتی که در هنر وجود دارد به مردم برای حل و فصل درگیری ها و مشکلات ، توسعه ی مهارت های بین فردی ، مدیریت رفتار ، کاهش استرس ، افزایش اعتماد به نفس و خودآگاهی و دستیابی به بینش کلی کمک میکند .”

ریشه ی هنردرمانی

درحالی که هزاران سال است که مردم از هنر به عنوان یک ابزار برای ارتباط ، ابراز احساسات و درمان استفاده میکنند اما هنردرمانی به طور رسمی در اواسط قرن ۲۰ شناخته شد .

پزشکان معتقد بودن که احساسات افراد مبتلا به بیماری های روانی اغلب در غالب نقاشی ها و سایر آثار هنری آنها قابل مشاهده بوده است که به آنها ایده ی درمان از طریق هنر را میداد . از آن زمان ، هنر تبدیل به بخش مهمی از حوزه ی درمانی شده است و در برخی از تکنیک های ارزیابی و درمان استفاده میشود .پ

هنر درمانی در چه مواردی استفاده میشود ؟

هنر درمانی می تواند برای درمان طیف گسترده ای از اختلالات روانی و پریشانی های روانی استفاده شود. در بسیاری از موارد، ممکن است در راستای دیگر تکنیک های روان درمانی مانند گروه درمانی و یا درمان شناختی رفتاری از آن استفاده شود .

برخی شرایط که در آن هنر درمانی ممکن است مورد استفاده قرار گیرد عبارتند از:

  • کودکان با ناتوانی های یادگیری
  • بزرگسالان دچار استرس شدید
  • کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری یا اجتماعی در مدرسه یا در خانه
  • مردم دچار مشکلات سلامت روان
  • افراد مبتلا به آسیب مغزی
  • کودکان و بزرگسالان که حادثه ناگوار را تجربه کرده اند

هنردرمانی چگونه کار میکند ؟

یک هنر درمانگر ممکن است از انواع روش های هنر از جمله طراحی، نقاشی، مجسمه سازی و کولاژ با مشتریان در تمامی سنین اعم از کودکان خردسال تا افراد مسن استفاده کند. مشتریان که ضربه عاطفی، خشونت فیزیکی، خشونت خانگی، اضطراب، افسردگی و دیگر مسائل روانی را تجربه کرده اند می توانید از مزایای هنردرمانی بهره مند شوند . بیمارستان ها، ادارات سلامت روان خصوصی، مدارس و سازمان های جامعه بخش هایی هستند که در آن به خدمات هنردرمانگری نیاز دارند.

شما همچنین ممکن است تعجب کنید که یک جلسه ی هنردرمانی تا چه میزان با یک جلسه ی هنر متفاوت است.

“در بسیاری از جلسات هنر درمانی، تمرکز بر تجربه درونی خود ، احساسات، ادراکات، و تخیل است. در حالی که هنر درمانی ممکن است مهارت های یادگیری و یا تکنیک های هنری را شامل شود ، اما تاکید کلی بیشتر روی ثبت تصاویری است که از درون فرد می آید تا تصاویر دنیای بیرون .

منبع :

https://www.verywell.com/what-is-art-therapy-2795755

 

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: حسین فراتی


psychodram.jpg
فروردین ۱۹, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

سایکودرام

امروزه اعتياد در ميان فراگيرترين بحران هاي اجتماعي، فرهنگي و سلامت قرار گرفته و موج تخريب كننده آن بر كليه زمينه هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي، رواني و بهداشتي اثر گذاشته است. از جمله اثرات آن مي توان به مواردي مانند بيماري هاي جسماني واگيردار از قبيل هپاتيت و ايدز، بيماريهاي رواني مانند اضطراب و افسردگي، مشکلات اجتماعي مانند ازدياد جرايم مرتبط با اعتياد مانند سرقت، قتل، خودسوزي، بيکاري، خشونت خانوادگي، كودك آزاري، همسرآزاري، افزايش آمار طلاق و افت تحصيلي فرزنداني كه والدين معتاد دارند، اشاره نمود. مسأله ترك مواد مخدر از جمله مسائلي است كه همواره مورد توجه مسئولين و نيز خود مبتلايان به مصرف مواد و خانواده هاي آنان بوده است. ترك جسماني مواد مخدر چندان مشکل نيست، مشکل عمده در درمان معتادان، حتي با دوره هاي پاكي طولاني مدت، ميزان بالاي عود آنها است. در پژوهشي ميزان بازگشت به مصرف مواد مخدر را ۷۵ درصد ذكر كرده اند. از سوي ديگر اعتياد به مواد افيوني بيماري مزمني است كه در اغلب موارد با يک بيماري روان پزشکي ديگر همراه است.

   اختلالات خلقي و در صدر آن افسردگي از جمله شايع ترين اختلالات روانپزشکي همراه با اعتياد است. شيوع اختلال افسردگي اساسي در اين افراد، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد و اختلال افسردگي جزيي نزديک به ۱۰ درصد است. افسردگي با ايجاد علائمي چون درماندگي مانعي براي مقابله با ترك اعتياد و بهره گيري از منابع مقابله اي موجود محسوب مي شود. اين مسأله در حالي مطرح مي شود كه نتايج برخي پژوهش ها نشان مي دهد، درمان اختلالات خلقي همراه با اعتياد ممکن است شروع و عود مجدد را كاهش دهد.

   گروه درماني، درمان انتخابي براي بسياري از اختلالات روان شناختي است كه داراي مزايايي همچون صرفه جويي در وقت و نيرو، آموزش مهارت هاي اجتماعي، اصلاح و بهبود روابط بين فردي است. اين مزايا باعث استفاده گسترده از اين روش به عنوان درمان انتخابي براي بيماران وابسته به مواد شده است. از جمله رويکردهاي رايج در گروه درماني، سايکودرام است که توسط مورنو در اوایل دهه ۱۹۲۰پایه گذاری شد.

   سايکودرام يکي از شاخه هاي هنردرماني است كه ديدي متفاوت در حوزه روان درماني به حساب مي آيد. در سایکودرام بيمار نه فقط از راه گفتگو، بلکه با به نمايش درآوردن مشکلات خود به بازنگري آن ها مي پردازد. بيمار درمي يابد كه هنگام ارتباط با محيط پيرامون و روابط بين فردي و اجتماعي بهتر است چگونه عمل كند.

دراين شيوه درماني، درمانگر نه فقط از طريق گفتگو بلکه با “عمل و اجرا” و “مشاهده فعالانه” به بررسي و شناخت ساختار شخصيت، ارتباطات بين فردي، تعارضات دروني و مسائل هيجاني بيمار مي پردازد و موجبات بينش، رشد شخصيتي و درمان را فراهم مي كند. سايکودرام به طور گسترده در درمان بيماران معتاد به كار گرفته شده است. مورنو، الکلي ها را با سايکودرام درمان مي كرد. تاثير ، اين روش درماني بر جلوگيري از بازگشت به اعتياد، درمان وابستگي به الکل و مواد، همين طور ايجاد نگرش منفي درباره اعتياد و ترك آن و پيشگيري از عود مصرف تاييدگرديده است.

منبع: دهنوی، سعید؛ ایازی نفوتی، مریم؛ باجلان، مهین. (۱۳۹۴). اثربخشي سايكودرام بر کاهش ميزان افسردگي و پيشگيري از عود در مردان وابسته به مواد افيوني. فصلنامه اعتیاد پژوهی سوء مصرف مواد، سال نهم. شماره ۳۴.


akhm.jpg
آبان ۱۶, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه
اخم و ناراحتی
اخم و ناراحتی

۱ – مجازی زندگی نكنید.

دکتر Todd Kashdan دانشگاه جورج میسون میگوید: تنها چیزی كه افراد واقعا شاد را از افرادی كه وانمود به شاد بودن میكنند جدا میكند، كیفیت روابط اجتماعی آنان است. به جای اینكه تمام روز را پشت كامپیوتر بگذرانید، سعی كنید وارد اجتماع شده و با انسانها (به جای ماشینها) تعامل كنید. حتی وقت گذراندن با غریبه ها میتواند اثرات مثبتی در شما بوجود بیاورد. او میگوید: وقتی در سینما نشسته اید و میخندید، خنده هایتان بسیار بلندتر از زمانی است كه در خانه هستید و تنها فیلم تماشا میكنید.

۲ – از چه كسانی سپاسگذاری میكنید؟

درست كردن لیستی از چیزهایی كه دارید و از این بابت شكرگذارید شاید به نظر احمقانه برسد، ولی تاثیر مثبت این حركت ثابت شده است. در واقع برخی كارشناسان معتقدند كه اگر تنها یك راه برای افزایش میزان شادابی افراد وجود داشته باشد، آن راه برشمردن چیزهایی است كه برای شما به نوعی موهبت الهی اند.

۳ – جمع كنید!

در مورد هر رویداد مثبت روزانه خود فكر كنید و آنها را بشمارید. ببینید كه چگونه تعداد این اتفاقات هر روز بیشتر و بیشتر میشود. هر اتفاق جزئی را محصوب كنید، این كار باعث میشود كه در زندگیتان به دنبال نقاط مورد علاقه و مثبت بگردید. دست تكان دادن یكی از دوستان در چهار راه وقتی در ماشین نشسته اید، یا ایمیل یكی از دوستانتان میتواند از این موارد باشد.

۴ – در مورد چیزهای ماندنی فكر كنید نه چیزهایی مادی.

اگر قرار است بین دو چیز یكی را برگزینید، مثلا یك تعطیلات خانوادگی یا یك ماشین جدید، تعطیلات را انتخاب كنید. حتی جذابترین اتومبیل ها نیز سرانجام خسته كننده و عادی میشوند، ولی خاطره ی خوش یك مسافرت با دوستان یا كسانی كه دوستشان دارید برای همیشه باقی خواهند ماند.

۵ – به بخش خنده دار قضیه توجه كنید.

دكتر Martin Seligman، روانشناس، میگوید: مزاح مثل نمكی است كه بروی گوشت میریزیم. همه چیز را وسعت میبخشد. برنامه های تلویزیونی قدیمی‌را ببینید كه دوباره و دوباره تولید میشوند. به مزخرفات زندگی بخندید. وقتی لطیفه های یك مجله را میخوانید، سعی كنید به آنها با صدای بلند بخندید.

۶ – به هر جا كه احساس راحتی میكنید قدم بگذارید.

به مكانی فكر كنید كه در آنجا احساس آرامش و راحتی میكنید. از این به بعد هر موقع كه احساس ناراحتی و اندوه و بدبختی كردید، این مكان را در ذهن خود با جزئیات هر چه بیشتر فراخوانی كنید. تابش آفتاب را حس كنید. این كار را آنقدر انجام دهید تا احساس آرامش كنید.

۷ – نیمه ی پر لیوان را ببینید.

همیشه به بخش مثبت قضیه توجه كنید. ممكن است احساس كنید كه زندگیتان از این به بعد یك سراشیبی تند به سوی بدبختی است. اگر در این مواقع متوقف شوید و شرایط را به خوبی بررسی كنید، خواهید دید كه همه چیز واقعا طبق نقشه پیش میرود و اگر همه چیز واقعا بر ضد شما تلاش میكنند، شماره ی ۸ را ببینید.

۸ – هنرمند درونی خود را بیابید.

به زمانی فكر كنید كه یك فرد خلاق بودید. زمانی كه عضو یك گروه موسیقی بودید؟ شعر مینوشتید؟ از دستكاری اتومبیل ها لذت میبردید؟ زمانی را بیاد بیاورید كه آنقدر مشغول میشدید كه گذر زمان را فراموش میكردید؟ چرا دوباره آن كارها را انجام ندهید؟ انجام كارهایی كه برایتان لذت بخش اند، شادابی را به همراه خواهند داشت.

۹ – مهربان باشید.

انجام كار خیر همانقدر كه فرد دریافت كننده را خوشحال میكند، برای فرد انجام دهنده نیز خوشحال كننده است. برای مثال نوشتن نامه ای برای تشكر از كسی كه برای شما كاری انجام داده است، فوق العاده مسرت بخش است. همینطور وقت گذراندن با كسی یا بخشیدن مقداری پول.

۱۰ – فرصت را غنیمت بشمارید.

به جای اینكه صبر كنید تا در روز خاصی جشن بگیرید، چرا همین امروز این كار را نكنید؟ بدون هیچ دلیلی شروع كنید و یك كیك بپزید. با دوستتان به رستوران بروید. لاك ناخن صورتی مورد علاقتان را بخرید. حركت كنید، شاد باشید.


زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


اینستاگرام مرکز مشاوره اکسیر پینترست مرکز مشاوره اکسیر تلگرام مرکز مشاوره اکسیر مرکز مشاوره اکسیر در ویز

آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button