فروپاشی زندگی زناشوییReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 4Rating: 5.0فروپاشی زندگی زناشویییکی از علل فروپاشی زندگی ، تفاوت در دید است. یکی از جنبه های مهم خودمداری در ازدواج تفاوت اصولی طرز تلقی زن و مرد از یک حادثه واحد است. بدون توجه به نوع حادثه، آن را از ورای عینک خاص خود می بینند و اغلب به طرز تلقی های ضد و نقیض می رسند.

فروپاشی زندگی

یکی از علل فروپاشی زندگی ، تفاوت در دید است. یکی از جنبه های مهم خودمداری در ازدواج تفاوت اصولی طرز تلقی زن و مرد از یک حادثه واحد است. بدون توجه به نوع حادثه، آن را از ورای عینک خاص خود می بینند و اغلب به طرز تلقی های ضد و نقیض می رسند. نظر به اینکه اشخاص اغلب عقاید خود را واقعیت می پندارند، طرز تلقی متفاوت دیگران در نظرشان غیر واقع بینانه نمود می کند. در این شرایط، ممکن است زن با چشم انداز متفاوت در نظر شوهرش ضد و متضاد و مطلق و مستبد برسد و چون شوهر نظر متفاوتی ارائه داد، زن او را به کودنی و داشتن رفتار کودکان متهم سازد.


مقاله مرتبط: تست آنلاین رفتار، احساس و فکر غیر منطقی


آشب علت فروپاشی زندگی

وقتی زن یا شوهر در مقوله مهمی نظیر تربیت فرزندان و یا امور مالی بر نقطه نظری پا می فشارد، هزار گرفتاری بروز می کند. درباره اینکه حق با کیست چه بحث هایی که در نمی گیرد و درباره میزان اختیار طرفین چه جارو جنجالهایی که بر پا نمی شود. بعضی ها در برخورد با این مباحث راه شماتت و تحقیر طرف مقابل را اختیار می کنند: ” متوجه نیستی که چه می گویی” . یا ” اصلا به موضوع وارد نیستی ” . بعضی ها هم به عنوان یک واکنش گوشهایشان را به روی صحبت می بندند.

مسئله آشوب بر انگیزتر، تعصب داشتن به خویشتن است. اشخاص بی انکه متوجه باشند، حوادث را به گونه ای تفسیر می کنند که خود در موقعیت مطلوب قرار گیرند و بتوانند در جهت تامین منافع خود به خواسته هایشان برسند. این تعصب بر طرز تلقی اشخاص اثر می گذارد و آنها را به این باور سوق می دهد که در چشم دیگران و نیز در چشم خود، انسانهای بهتر و مقبول تری هستند. در این موقعیت وقتی زن و شوهر درباره اینکه چه کسی بهتر است و چه کسی بیشتر در خدمت منافع مشترک زندگی زناشویی بوده و چه کسی از خودگذشتگی بیشتری نشان داده درباره نقش خود چنان صحبت می کنند که به عزت نفس بیشتری برسند و برتری اخلاقی خود را به اثبات برسانند.


مقاله مرتبط: تست آنلاین سنجش احتمال طلاق


تعصب به خویشتن عامل فروپاشی زندگی

تعصب به خود فاصله درک میان زن و شوهر را افزایش می دهد. مسلما خود فریبی های زیادی در این فرایند وجود دارد. دیدن خود به شکلی که دیگران ما را می بینند کار به غایت دشواری است. به همین اندازه فهمیدن اینکه چگونه ناخواسته و ندانسته حقایق را به سود خود انتخاب و ارایه می دهیم هم دشوار است.

با تشدید اختلاف نظرها، طرز تلقی همسر تغییر می کند. حالا او زن یا شوهرش تهدیدی جدی تلقی می کند. در این شرایط یک اختلاف جزیی کافیست که به جنگی تمام عیار مبدل شود.

طلاق و فروپاشی زندگی

زن و شوهر یکدیگر را با عباراتی نظیر ” تو مخصوصا با هر چه من بگویم مخالفت می کنی” ” تو که در این باره اطلاعی نداری” ” خیلی خنگ هستی” تحقیر می کنند و متوجه نیستند که برداشت خود آنها هم ممکن است به قدر همسرشان اشتباه باشد، متوجه نیستند که آنها هم ممکن است به قدر همسرشان کودن یا خودخواه باشند ترکیب خود محوری و ناشکیبایی به سادگی منجر به منازعاتی می شود که آسیب می زند و به نظر می رسد راه حلی برایش وجود ندارد. نظر به اینکه ازدواج پیوندی عاطفی است حل و فصل اختلافها در آن در مقایسه با گرفتاریهای شغلی، مسایل شرکت و یا دوستیهای معمولی بسیار دشوارتر است.

یادگیری مهارت های مهم

در آغاز آشنایی زن و شوهر تحت تاثیر خصوصیاتی نظیر وضع ظاهر، شخصیت، جذابیت، خلق و خو و محبتهای یکدیگر قرار می گیرند و به ندرت اتفاق می افتد که در این زمان به جنبه هایی نظیر همکاری و مشارکت توجه کنند.


مقاله مرتبط: تست آنلاین میزان تفاهم قبل از ازدواج


نداشتن مهارتهای لازم و طرز تلقیهای مناسب روابط زن و شوهر را با مشکل رو برو می سازد و این در شرایطی است که اگر قرار باشد زن و شوهر به هدفهای عملی زندگی زناشویی (انجام وظایف روزمره، اداره، خانواده،تربیت فرزندان و غیره) و هدفهای عاطفی ( لذت بردن از اوقات فراغت، از روابط جنسی، از تبادل نظر و گفتگوهای خودمانی) خود جامه عمل بپوشانند به آن نیاز مبرم دارند. تحقق این هدفها مستلزم روحیه همکاری در برنامه ریزی و تصمیم گیری مشترک، تقسیم منطقی کار و اجرای موثر آن است.

وقتی زن و شوهر فاقد این مهارتها هستند و اطلاع چندانی از روشهای زندگی زناشویی ندارند، احتمال بروز اختلاف و ناسازگاری بر سر سیاست گذاری و اجرای این سیاستها زیاد می شود. وقتی این ناسازگاریها در فضای خودمحوری، تعصب و چشم و هم چشمی قرار می گیرد به برخورد و عناد می کشد.