سبک های دلبستگی و اختلالات شخصیتReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 23Rating: 5.0سبک های دلبستگی و اختلالات شخصیتامروزه اکثر نظریه هاي تحولی جدید معتقدند که روابط اجتماعی هم از سبک های دلبستگی و آسیب هاي روانی دوران کودکی تأثیر می پذیرند و هم بر آن تأثیر می گذارند.

سبک های دلبستگی

امروزه اکثر نظریه هاي تحولی جدید معتقدند که روابط اجتماعی هم از سبک های دلبستگی و آسیب هاي روانی دوران کودکی تأثیر می پذیرند و هم بر آن تأثیر می گذارند.

بر اساس نظریه هاي روابط موضوعی و روانشناسی، سبک های دلبستگی و نزدیک ترین و صمیمی ترین روابط اولیه کودك بیشترین تأثیر را بر به هنجاري و نا به هنجاري روانی او دارد. اخیراً محققان از نظریه دلبستگی براي درك اختلالات روانی و شخصیتی استفاده کرده اند. نظریه ی دلبستگی چارچوب تحولی قاطعی براي درك این سوال که چگونه روابط صمیمانه و نزدیک اولیه و بعدي بر ساختار شخصیتی، عاطفی و شناختی اثر می گذارند، فراهم می سازد. در واقع این نظریه یکی از مدل هاي مناسب براي شناخت روش هاي سازش یافته و سازش نایافته اي است که افراد از طریق آن ها با چالش هاي متعدد زندگی مواجه می شوند.

برای سنجش سبک دلبستگی خود می توانید تست آنلاین سبک دلبستگی را تکمیل نمایید.

سبک های دلبستگی دوران کودکی

جان بالبی بر اساس مشاهده ویژگی هاي روابط مادر – کودك در موقعیت هاي مختلف به این نتیجه رسید که پیوندهاي مادر – کودك مسئول تنظیم تجربه هاي عاطفی و رفتاري او هستند. به نظر او الگوهاي عملی انسان، تحت تأثیر تجارب مکرر روزانه کودك با چهره هاي دلبستگی ساخته می شوند. بنا بر این، تجسمات چهره دلبستگی در ابتداي دوران کودکی شکل می گیرند و به وسیله این الگوها فرد وقایع محیط اطراف خود را درك کرده و آنها را ارزیابی می کند.

اینثورث سبک هاي دلبستگی را به دو سبک ایمن و نا ایمن طبقه بندي کرد که سبک ناایمن خود شامل سبک دلبستگی دوسوگرا و سبک دلبستگی اجتنابی است. از نظر او دلبستگی براي رشد روانی و عادي، تحول شخصیت به هنجار و روابط هیجانی سالم ضروري است. دلبستگی، اساس سلامت هیجانی، روابط اجتماعی و نگرش به هنجار فرد به دنیا تلقی می شود.


مقاله مرتبط: دلبستگی و اختلالات ناشی از عدم شکل گیری آن


تاثیرات سبک های دلبستگی افراد

تجربه با چهره دلبستگی به طور قابل ملاحظه اي منبع بالقوه ي احساساتی درباره ی خود محسوب می گردد. چنانچه چهره دلبستگی براي کودك ارزش قائل شده و در مواقع مورد نیاز راحتی و آسایش او را فراهم سازد و از حساسیت و پاسخ دهندگی مادرانه کافی برخوردار باشد، کودك احساس ارزشمندي می کند و بر عکس اگر از سوي چهره دلبستگی طرد گردد، و چنانچه او از لحاظ هیجانی و فیزیکی در دسترس نباشد و یا بی ثبات باشد، احساس بی ارزشی و یا کم ارزشی بر کودك مستولی می گردد. اعتماد و اطمینان به پاسخ دهنده بودن چهره ی دلبستگی نقش مهمی در ساخت الگوهاي “خود” شخصیت کودك دارند.

بالبی معتقد است تحول دلبستگی زمینه ساز شکل گیري شخصیت به هنجار و یا نابهنجار در افراد است.

به نظر می رسد در افراد مبتلا به اختلالات شخصیت الگوهاي عملی درونی از خود و دیگري ناکارآمد بوده و به روز آوري نشده باشند. در نتیجه انعطاف ناپذیر بوده و پردازش اطلاعات را دفاعی و انتخابی کرده و تحول را به درون مسیر غیر بهینه منحرف می سازند این فرآیندهاي دفاعی زمینه انواع اختلالات را در شخصیت فرد فراهم می سازند.


مقاله مرتبط: تاثیر دلبستگی اجتنابی بر روابط


اختلالات شخصیت و سبک های دلبستگی

اختلالهاي شخصیت از مهم ترین مشکلات اجتماعی و پزشکی است و روان پزشکان و متخصصان بهداشت روانی به این اختلال ها توجه زیادي دارند. شیوع این اختلال ها در جمعیت عادي بین ۱۱ تا ۲۳ درصد گزارش شده که رقمی هشدار دهنده است. اختلالات شخصیت بر اساس تعریف DSM-IV الگویی پایدار از تجربه رفتار شخصی هستند که آشکارا با انتظارات فرهنگ فرد مغایرت دارند، فراگیر و انعطاف ناپذیر هستند و در دامنه وسیعی از موقعیت هاي ارتجاعی رواج داشته، در طول زمان ثابت هستند و باعث درماندگی یا نارسایی می شوند و معمولاً شروع آن ها در نوجوانی یا شروع جوانی است. در این اختلالات، ویژگیهاي پایدار شخص مانع ارتباط مناسب فرد با محیط می شود و عملکرد فردي و اجتماعی او را مختل می کند.

اختلالات شخصیت شامل سه خوشه است که عبارتند از: اختلالات خوشه A شامل اختلالات پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپی. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب غیر عادي، نامتعارف و غریب به نظر می رسند. اختلالات خوشهB شامل اختلالات ضد اجتماعی، مرزي، و نمایشی و خود شیفته. این افراد اغلب نمایشی، هیجانی یا دم دمی به نظر می آیند و اختلالات خوشه Cشامل اختلالات اجتنابی، وابسته، وسواسی- جبري که افراد مبتلا به این اختلال ها اغلب مضطرب یا بیمناك به نظر می رسند.

افراد مبتلا به اختلالات شخصیت داراي بدکنشی هاي مشخصی در روابط بین فردي هستند. البته نوع این کارکرد معیوب روابط اجتماعی در انواع مختلف اختلال شخصیت متفاوت و گاه متضاد است. مثلاً در حالی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید علاقه اي به تعامل انسانی ندارند، در اختلال شخصیت وابسته فرد شدیداً به دیگران و حمایت هاي آنان وابسته است و اختلال شخصیت اجتنابی نشانه هاي ترکیبی از هر دو اختلال یاد شده را دارد یعنی به طور همزمان هم تمایل به رابطه و صمیمیت دارد و هم از آن می گریزد.

بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت در مقایسه با مبتلایان به سایر اختلالات روانی با احتمال بیشتري درمان روانپزشکی را رد می کنند. به همین دلیل درمان هاي متداول روانشناختی در بهبود این اختلالات چندان موفق نبوده اند، پژوهشها بر ارتباط بین اختلالات شخصیت با سبک هاي دلبستگی ناایمن صحه گذاشته اند و تا اندازه ای می توان امیدوار بود که با شیوه هاي درمانی متکی بر روابط موضوعی اولیه از جمله درمان دلبستگی و بازسازي مجدد روابط عاطفی نخستین در جریان درمان بتوان به افق هاي نویدبخشی در درمان این اختلالات دست یافت.

منبع: خانجانی، زینب؛ حسینی نسب، سید داوود؛ کاظمی، آمنه؛ پناه علی، امیر. (۱۳۹۱). سبک های دلبستگی و اختلالات شخصیت: تحلیلی بر نقش ناایمنی دلبستگی بر اختلالات شخصیت خوشه B و C. فصلنامه مطالعات روانشناسی بالینی. شماره ۷.