Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدسته‌بندی نشدهدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتنقد روانشناسی فیلم سینمایینمونه موفق دکتر فلسفینمونه موفق فرناز رضایینمونه موفق نفیسه مطلقنمونه های موفق اکسیرویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

آموزش-احساسات-به-کودکان.jpg
آبان ۱۸, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آموزش احساسات به کودکان

نحوه آموزش احساسات به کودکان چگونه است؟ کودکان شناخت درستی نسبت به انواع احساسات و نام‌های آنها ندارند به همین دلیل باید والدین راهکارهای آموزش احساسات به کودکان را یاد بگیرند.

راهکارهای آموزش احساسات به کودکان

برای آموزش احساسات به کودکان روش‌های زیادی وجود دارد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم.

استفاده از کلمات به جای رفتار

برای آموزش احساسات به کودکان به آنها بگویید که به جای رفتار از کلمات خود استفاده کنند تا احساساتشان را نشان دهند. احساسات پیچیده هستند، به خصوص برای یک کودک ۴ ساله که درک نمی‌کند چرا به او اجازه ندادید یک کلوچه دیگر بخورد، یا یک کودک ۸ ساله ناراحت است که او را صدا کردید و باید زود محل بازی را ترک کند.

آموزش احساسات به کودکان دشوار است زیرا این یک مفهوم نسبتاً انتزاعی است. توصیف اینکه چگونه غم و اندوه، ترس و هیجان را احساس می‌کنید دشوار است. مهم است که هر چه زودتر به کودکان در مورد احساساتشان آموزش دهید زیرا احساسات آن‌ها هر انتخابی را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد. کودکانی که احساسات خود را درک می‌کنند به احتمال کمتری با استفاده از کج‌ خلقی، پرخاش و مخالفت رفتار می‌کنند تا خودشان را ابراز کنند. بچه‌ای که می‌تواند بگوید، “من از تو عصبانی هستم”، کم‌تر احتمال دارد که کسی را بزند؛ و کودکی که می‌تواند بگوید،”این احساسات مرا آزار می‌دهد”، برای حل و فصل مسالمت‌آمیز تعارضات بهتر عمل می‌کند.

با آموزش احساسات به کودکان به آنهاکمک خواهیم کرد تا از نظر روانی قوی شوند. کودکانی که احساسات خود را درک می‌کنند و مهارت‌های مقابله‌ای برای مواجه با آن‌ها را دارند، مطمئن خواهند بود که می‌توانند هر چیزی که سر راه زندگی‌شان قرار می‌گیرد را اداره کنند.

با کلمات ساده به او آموزش دهید

برای کودکان پیش‌دبستانی آموزش را با کلمات اولیه احساسات مثل شاد و غمگین شروع کنید. بدین‌صورت که لغات مربوط با احساس را برای کودک خود بخوانید و هم‌زمان از طریق حالات چهره خودتان یا عکس‌های مرتبط با هر حس، به او آموزش دهید. این کار کمک می‌کند تا کودک بین هر حس و مشخصه آن ارتباط برقرار کند.

بچه‌های بزرگ‌تر می‌توانند از یادگیری کلمات احساس پیچیده‌تر مانند ناامید، مأیوس و عصبی بهره‌مند شوند.‎ یک راه عالی برای آموزش احساسات به کودکان، بحث در مورد اینکه شخصیت‌های مختلف در کتاب‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی چه احساسی دارند، از او بپرسید “فکر می‌کنی الآن چه احساسی دارد؟” سپس، در مورد احساسات مختلفی که ممکن است آن شخصیت تجربه کند و دلایل آن صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد احساسات دیگران نیز همدلی را آموزش می‌دهد. کودکان خردسال فکر می‌کنند که دنیا حول آن‌ها می‌چرخد، بنابراین می‌تواند یک تجربه آموزنده برای آن‌ها باشد تا یاد بگیرند که دیگران هم احساساتی دارند. اگر کودک شما بداند که هل دادن دوستش به زمین ممکن است دوستش را عصبانی و ناراحت کند، احتمال اینکه او این کار را بکند کم‌تر می‌شود.

راهکارهای آموزش احساسات به کودکان

ایجاد فرصت برای صحبت درباره احساسات

به بچه‌ها نشان دهید چگونه در واژگان روزمره خود از کلمات احساسی استفاده کنند. الگویی برای بیان احساسات با استفاده از فرصت‌هایی برای بیان احساساتتان فراهم کنید. بگویید: “من ناراحتم از اینکه امروز نمی‌خواهید اسباب‌بازی‌ات را با خواهرت شریک شوی. شرط می‌بندم که او هم احساس ناراحتی می‌کند.”

هر روز از فرزندتان بپرسید، “امروز چه احساسی داری؟” در مورد انواع چیزهایی که احساسات فرزندتان را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهند صحبت کنید. زمانی که می‌بینید فرزندتان احساس خاصی دارد به آن اشاره کنید. مثلاً به او بگویید ” به خاطر اینکه می‌خواهیم بستنی بخوریم خوشحال به نظر می‌رسی ” یا “انگار از بازی با این اسباب‌بازی‌ات ناامید شده‌ای “.


مقاله مرتبط: ابراز احساسات


به فرزند خود بیاموزید که چگونه با احساسات مواجه شود

در راستای آموزش احساسات به کودکان باید نحوه برخورد با احساسات را آموزش دهید. کودکان باید یاد بگیرند که فقط به این دلیل که احساس خشم می‌کنند به این معنا نیست که می‌توانند کسی را کتک بزنند. در عوض، آن‌ها باید مهارت‌های مدیریت خشم را یاد بگیرند تا بتوانند تعارضات را به صورت مسالمت‌آمیز حل کنند. به کودک خود بیاموزید که چگونه با احساسات ناراحت‌کننده کنار بیاید.

به او آموزش دهید وقتی ناراحت می‌شود به اتاقش برود. این کار به او کمک می‌کند قبل از اینکه قانونی را بشکند، آرام شود. اگر فرزند شما از اینکه دوستش با او بازی نکرده، ناراحت است، در مورد راه‌هایی که می‌تواند با احساسات غم‌انگیز خود مقابله کند صحبت کنید. غالباً، بچه‌ها نمی‌دانند وقتی احساس غم و اندوه می‌کنند چه باید بکنند، بنابراین پرخاشگر می‌شوند و رفتارهایی را برای جلب توجه نشان می‌دهند.


مقاله مرتبط: آموزش مدیریت خشم به کودکان


تقویت روش‌های مثبت بیان احساسات

رفتار خوب با نتیجه مثبت را تقویت کنید. کودک خود را به خاطر ابراز احساسات خود به شیوه مناسب اجتماعی با گفتن چیزهایی مانند: “من واقعاً از طرز استفاده از کلماتت وقتی که به خواهرت گفتی که از او عصبانی هستی، خوشم آمد.” راه عالی دیگر برای تقویت عادات سالم استفاده از سیستم پاداش است.

الگوی خوبی برایش باشید

اگر به کودک خود بگویید که وقتی عصبانی است با کلمات آن را ابراز کند اما شاهد آن باشد که شما بعد از یک تماس تلفنی گوشی را پرت می‌کنید، کلمات شما مؤثر نخواهد بود. الگوی خوبی برای ابراز احساسات ناخوشایند برای فرزندتان باشید. زمان‌هایی را که احساس عصبانیت یا ناامیدی می‌کنید، به آن اشاره کنید و آن را با صدای بلند بگویید. بگویید “من عصبانی هستم که این ماشین پیچید جلوی من ” سپس چند نفس عمیق بکشید یا یک مهارت مقابله سالم دیگر را نشان دهید تا کودک شما بتواند مهارت‌هایی را که هنگام عصبانیت از آن استفاده می‌کنید را تشخیص دهد.

یکی دیگر از روش‌های آموزش احساسات به کودکان گرفتن از یک مشاور کودک یا بازی درمانگر است. او می‌تواند به کودکتان آموزش دهد که احساسات چیست و چگونه می‌تواند احساساتش را به بهترین روش نشان داده و آن‌ها را مدیریت کند. در این زمینه روانشناسان کودک مرکز مشاوره اکسیر در کنار شما عزیزان هستند.

منبع: سایت verywellfamily و متخصصین اکسیر

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


برقراری-ارتباط-با-نوجوان.jpg
بهمن ۲۷, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

بیایید با آن روبرو شویم… گاهی اوقات به نظر می‌ رسد که نوجوانان از یک سیاره دیگر آمده‌ اند. این درست است که فرزند نوجوان شما همچنان به راهنمایی‌ های شما به‌ عنوان والدین، نیاز دارد؛ اما احتمالاً چندین بار احساس کرده‌ اید که صحبت کردن با او مانند نوشتن مقاله برای دانشگاه یا بالا رفتن از اورست، بدون تجهیزات است. دفعه بعد که خواستید با نوجوانتان ارتباط برقرار کنید از راه‌ های زیر استفاده کنید…

راه‌های ساده برای ارتباط با نوجوانان

    – درباره جوانی خودتان صحبت کنید:

یادآوری زمانی که شما جوان بودید، به نوجوانتان کمک می‌ کند که به شما بیشتر به‌ عنوان یک فرد و کمتر به‌ عنوان یک پدر و مادر نگاه کند. درحالی‌که صحبت کردن درباره چیزهای غیرقانونی یا خطرناک، هوشمندانه نیست، اجازه دهید نوجوانتان در مورد خرابکاری‌ ها و ماجراجویی‌ های گذشته‌ تان بداند، در این صورت بیشتر احتمال دارد که او نیز در این‌ باره صحبت کند. اگر شما را محرم اسرار خود دانست، به یاد داشته باشید که گوش بدهید، ذهن خود را باز نگه دارید و سخنرانی نکنید.

    – علائق خود را با او به اشتراک بگذارید:

آیا نوجوانتان به ورزش علاقه دارد؟ یا شطرنج؟ یا موجودات عجیب‌ و غریب دریایی؟ هر چه که فرزندتان به آن علاقه دارد را جزو علاقه‌ مندی‌ های خود کنید. تیم ورزشی مورد علاقه‌ اش را دنبال کنید، مجله‌ های ماشینی که می‌ خواند را شما نیز مطالعه کنید، فیلم‌ های تخیلی که دوست دارد را شما نیز ببینید، در کل هر چیزی که باعث می‌ شود شما علاقه‌ مندی‌ هایش را درک کنید، دنبال کنید. اگر در مورد چیزهایی که دوست دارد صحبت کنید، او را راحت‌ تر می‌ توانید درگیر گفتگو کنید.

    – کاری را با هم انجام دهید:

برای گذراندن وقت با نوجوانتان مجبور نیستید با او و دوستانش به پاساژ بروید. به نوجوان خود یاد بدهید که چگونه کلوچه‌ های مورد علاقه‌ اش را درست می‌ کنید، یا فیلم مورد علاقه‌ اش را با هم ببینید. در خانه یا در محیطی آرام با هم وقت بگذرانید؛ این باعث می‌شود که او از پوسته‌ اش خارج شود.

    – سخنرانی نکنید:

استفاده از کلمات تهدید آمیز و سخنرانی برای نوجوانتان، تنها باعث می‌ شود که او دیگر به صحبت‌ های شما گوش نکند. سعی کنید از عبارات “تو نباید” یا “تو هرگز” استفاده نکنید و به جای آن احساستان درباره این موقعیت خاص را به فرزندتان انتقال دهید و به صحبت‌ های نوجوانتان گوش دهید و ذهن خود را باز نگه‌ دارید.

اگر چیزی در مورد نوجوان خود کشف کردید که باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد، خشم خود را کنترل کنید و بر پایه واقعیت و بی‌ پرده احساس خود را بیان کنید. حواستان به زبان بدنتان باشد. دست‌ به‌ سینه بودن و ایستادن بالای سر نوجوانتان فضای آرامی ایجاد نمی‌ کند.


مقاله مرتبط : مهارت های ارتباطی با نوجوانان، پرهیز ار بحث و جدل


    – ساده بگیرید:

شما نیازی به گفتگوی عمیق و فلسفی با نوجوان خود برای برقراری ارتباط ندارید. اگر از او بپرسید روزت چطور بود؟ او فقط با یک کلمه به آن پاسخ خواهد داد، سعی کنید سؤالات خاص‌ تر بپرسید، مثلاً امروز در کلاس علوم چه کردید؟ یا تیم بسکتبالتان چطور برای مسابقات آماده می‌ شود؟ داشتن گفتگوی ساده و روزانه، به شما در درک دنیای نوجوانان کمک می‌ کند…

ارتباط با نوجوانان

    – داشتن وعده‌ های غذایی خانوادگی:

کم‌ تر چیزی وجود دارد که نوجوان بیشتر از غذا دوست داشته باشد. خوردن شام با یکدیگر راه بسیار عالی برای پی بردن به زندگی اعضای خانواده است. از نوجوانتان بخواهید تا گوشی خود را خاموش کند، یا در اتاق بگذارد تا حواسش پرت نشود. از چیزهایی که هنگام صرف غذا از آن‌ ها آگاهی پیدا می‌ کنید شگفت‌زده خواهید شد. سعی کنید ۳ بار در هفته این برنامه را داشته باشید.

    – گفتگو در هنگام انجام کار:

تماس‌ های اجباری چشم و مکالمات چهره به چهره می‌ تواند برای هرکسی، به‌خصوص نوجوانان، ناراحت‌ کننده باشد. هنگامی‌ که در حال انجام کاری با یکدیگر هستید باهم گفتگو کنید. شما درمی‌ یابید که در موقعیتی که نوجوانتان مشغول است، و کاری عملی انجام می‌ دهد، پرحرف‌ تر خواهد شد.

    – ارتباط آنلاین:

ارتباط آنلاین به معنای داشتن مکالمه واقعی نیست، اما زمانی که چیزهایی تغییر می‌ کند شما نیز با آن جریان همراه شوید. ممکن است نوجوانتان در فضای مجازی بسیار راحت‌ تر باشد. با یک جمله خنده دار شروع کنید. زمانی که نوجوانتان پاسخ شوخی شما را داد در لابه‌لای آن از او درباره روزش سؤال کنید. حتی از او بخواهید به شما یاد بدهد که چطور ایمیل بزنید.


– داشتن برنامه مشخص:

یک برنامه مشخص و ماهانه داشته باشید، و کاری را در زمانی مشخص باهم انجام دهید. این کار احساس خاصی به نوجوانتان می‌ دهد، و باعث می‌ شود که چشم‌ به‌ راه رسیدن آن روز مشخص باشد. شاید فرزندتان این موضوع را تأیید نکند اما نوجوان شما دوست دارد که توجه خاصی از سمت شما دریافت کند. می‌توانید مثلاً روزهای مشخصی در ماه باهم به استخر بروید.

 

منبع: familyeducation

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


مشکلات-عاطفی-اجتماعی-نوجوانان.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

دوران نوجوانی ، دوره نوسان بین رفتار و عواطف است، یعنی نوجوان در عین‌ حال که شاد است احساس افسردگی می‌ کند، گاهی اوقات رفتار خشن و گاه رفتاری ملایم دارد. نوجوان مدام در حالت رفت‌ و برگشت بین حالات کودکی و نوجوانی است.

وی خواستار رفتار بزرگسالانه است، درحالی‌که تجربه لازم را ندارد. با توجه به ویژگی‌ های خاص نوجوانی، این دوران با مشکلات خاص خود نیز مواجه است. عدم آشنایی والدین با نیازها و ویژگی‌ های نوجوان علل اساسی به وجود آمدن مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی است.

مشکلات اجتماعی و عاطفی دوران نوجوانی

درحالی‌که تعریف رفتار قابل‌ قبول ممکن است از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد، همه ما احتمالاً با یک چیز موافق هستیم، و آن این که ما می‌خواهیم نوجوانان به‌ عنوان بزرگسالان خوشحال، رشد کنند. نوجوانان معمولاً در طی سال‌ های نوجوانی با پنج مشکل عاطفی و اجتماعی عمده روبرو هستند.

    ۱- ایجاد هویت:

یکی از مهم‌ ترین مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی که با آن روبه‌رو می‌شوند ایجاد هویت است. اکثر نوجوانان این سؤال مهم را دارند که “من کی هستم؟” کسانی که هویت ایمنی ندارند، سخت است که خود را با محیط‌ هایی مانند مدرسه یا خانه هماهنگ کنند.

 

    ۲- ایجاد استقلال:

استقلال نباید با نیاز نداشتن به دیگران اشتباه گرفته شود. استقلال به معنای فردی است که خود را اداره می‌ کند. یک نوجوان مستقل می‌ تواند تصمیمات خود را بگیرد و خود را به اندازه کافی بپذیرد.

    ۳- مشکل در ایجاد صمیمیت:

یکی دیگر از مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی ایجاد صمیمیت است. صمیمیت ابتدا در گروه همسالان ایجاد شده و سپس به روابط عاشقانه گسترش می‌ یابد. زمانی که شما صادق، مراقبت‌ کننده و قابل‌ اعتماد باشید، صمیمیت به وجود می‌ آید. آشفتگی‌ های قبل از نوجوانی ممکن است باعث شود نوجوان صمیمیت و رابطه جنسی را یکسان قلمداد کند، در حالی‌ که این دو یکسان نیستند.

    ۴- راحت بودن با جنسیت خود:

نوجوانی و سال‌ های قبل از آن، زمان گسترش تمایلات جنسی است. روشی که این تمایلات را نشان می‌ دهند باعث ایجاد هویت جنسی سالم خواهد شد. با توجه به گزارش‌ های پزشکی، نیمی از نوجوانان دبیرستانی از لحاظ جنسی فعال هستند.

    ۵- موفقیت و رقابت:

موفقیت و رقابت توسط جامعه پرورش داده می‌ شود. نوجوان باید کشف کند چه چیزی می‌ خواهد و در چه چیزهایی خوب است. پیدا کردن پاسخ برای این سوال‌ ها، به آن‌ ها کمک خواهد کرد که برای موفقیت تلاش کنند.

کارهایی که والدین باید در زمینه مشکلات عاطفی و اجتماعی نوجوانان انجام دهند.

والدین چه کار باید بکنند؟

والدین نقش مهمی در کمک به نوجوانان در برخورد با مشکلات عاطفی و اجتماعی در نوجوانی بازی می‌ کنند…

  • شما می‌توانید در فعالیت‌ های اجتماعی و گروهی مدرسه شرکت کنید. این به شما کمک خواهد کرد که دوستانش را بشناسید و همچنین مهارت‌ ها و تلاش‌ های او را تشخیص دهید.
  • موفقیت‌ هایش را جشن بگیرید.
  • اگر پدر هستید، شما باید به طور منظم جلسات پیوند پدر و فرزند را نیز داشته باشید!
  • نباید دلسرد شوید اگر دائماً نظر خود را تغییر می‌ دهند.
  • شما باید مراقب آنچه نوجوان شما در حال انجام است و دوستانی که با آن‌ ها وقت می‌ گذراند، باشید.

یکی از رفتارهای انحرافی که در نوجوانان می‌ توان عنوان کرد این است که، ترجیح بدهند آخر هفته خود را، تنها با دوستان خود بگذرانند و علاقه‌ ای به‌وقت گذرانی با خانواده نداشته باشند، و از رفتارهای بحث‌ برانگیز نوجوان می‌ توان به مشاجره کردن و راه خود را در پیش گرفتن اشاره کرد.

اگر در رابطه با نوجوان خود با مشکل روبه‌رو شدید و احساس کردید رفتارهایی دارد که برای شما قابل‌ درک نیست، بهتر است با یک روان‌ درمانگر نوجوان مشورت کنید. هر چه زودتر این کار را انجام دهید نوجوان شما در بزرگسالی کمتر دچار مشکل خواهد شد.

 

برای مشاهده ویدئوهای دیگر در زمینهٔ دوران نوجوانی، ویژگی‌ ها و بحران‌ های این دوره می‌ توانید به بخش آپارات ما مراجعه نمایید.

منبع: Mum Junction

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


اضطراب-مدرسه-min.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

اضطراب مدرسه

بر اساس گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریكا (ADAA)، اضطراب مدرسه، ۲ تا ۵ درصد از کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر والدین از علل زمینه‌ساز این اضطراب آگاهی داشته باشند تا حد زیادی می‌توانند آن را مهار کنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: ترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راهکارهایی برای کاهش اضطراب مدرسه

در ادامه پیشنهادهایی ذکرشده است که در کاهش اضطراب مدرسه در کودکان به شما کمک شایانی می‌کند.

  • برای مواجه با اضطراب مدرسه سعی کنید خودتان آرام باشید. به یاد داشته باشید که کودکان به خصوص در سال‌های اولیه، با سرعت متفاوتی رشد می‌کنند. اگر در مورد عملکرد کودکتان نگران هستید، فعال باشید و با معلم وی که بتواند بازخورد خوبی به شما بدهد و پیشنهاد‌های سازنده‌ای در مورد یادگیری فرزندتان داشته باشد، ملاقات کنید.
  • کانال‌های ارتباطی با کودک خود را باز نگه دارید. به دوره‌هایی که در آن ممکن است تحت‌فشار قرار بگیرد حساس باشید و به او فرصت بدهید تا در مورد ترس‌هایش صحبت کند. بااین‌حال این واقعیت وجود دارد که کودک دارای اضطراب ممکن است همیشه نتواند صحبت کند، در زمان‌هایی مانند این موقعیت، راه‌های عملی برای یادآوری عشق و حمایت خود به او را پیدا کنید. مثلاً غذای موردعلاقه‌اش را درست کنید.
  • اگر فرزندتان به‌شدت در مورد عملکردش در مدرسه اضطراب دارد، روی باورهای فاجعه آمیزش در مورد پیامدهای عدم موفقیت وی در مدرسه کار کنید. کمکش کنید افکار منفی‌اش درباره وابسته بودن ارزش وی به عنوان انسان یا زندگی آینده‌اش، به نمراتش را، به چالش بکشد.

روش کاهش اضطراب مدرسه

  • تأییدتان وابسته به دستاوردهای فرزندتان نباشد. از موفقیت‌های فرزندتان قدردانی کنید، اما تمرکز خود را بر ویژگی‌ها و رفتارهایی بگذارید که به او کمک کرده است تا به این‌ها دست پیدا کند؛ مانند تعهد، تمرکز و سخت‌کوشی او. همیشه بر اهمیت تحقق پتانسیل شخصی‌اش بیش از بهترین بودن، تأکید داشته باشید. دیر یا زود فرزندتان خود را فردی تواناتر، باهوش‌تر و سریع‌تر خواهد دید.
  • تلاش کنید تا ارزش‌های موفقیت فرزندتان را بیرون از کار مدرسه تأیید کنید. مثلاً مهارت‌های فوتبال او را جشن بگیرید.
  • به کودکتان آموزش دهید که شکست‌ها و نمرات پایین خود را به عنوان فرآیندی از آموزش که باعث پیشرفتش می‌شود ببیند. کارول دوک “رشد ذهنیت” را تقویت می‌کند که در آن تمام شکست‌ها به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مشاهده می‌شوند. تأکید می‌کند که توانایی ثابت نیست، اما همیشه می‌تواند از طریق تمرین توسعه یابد.
  • تمرکز بر روی مهارت‌های درحال‌توسعه که کودک شما را قادر می‌سازد تا احساس کنترل بیشتری روی یادگیری خود داشته باشد. همچنین به فرزندتان کمک کنید تا برنامه‌ریزی مناسبی برای تکالیف مدرسه داشته باشد تا بتواند از وقت آزاد خود استفاده کرده و استراحت کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله مرتبط: ایجاد پیش زمینه روانی برای رفتن به مدرسه

مقاله مرتبط: ترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن

مقاله مرتبط: می توانم امروز به مدرسه نروم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهترین راهکار 

اما یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اضطراب مدرسه فرزندتان، مراجعه به روانشناس کودک است. این روانشناسان، تخصص لازم در زمینه اختلالات و مشکلات کودکان دارند و می‌توانند به شما و کودکتان کمک کنند تا آن‌ها را حل کنید. اگر اضطراب مدرسه با فرزندتان باقی بماند و رفع نشود در بزرگ‌سالی او را دچار مشکل خواهد کرد.

در این زمینه متخصصین کودک مرکز مشاوره روانشناختی اکسیر در خدمت شما والدین گرامی هستند تا شما را در جهت شناسایی درست علت اضطراب مدرسه در کود دلبندتان و کاهش و درمان آن یاری کنند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


16193.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

تعریف فرزندپروری

فرزندپروری، به شيوه غالب بر تربيت فرزندان از سوی والدين اشاره دارد و بر چگونگی رشد و تكوين شخصيت كودكان تاثير به سزايی دارد. دو تعریف فرزندپروری عبارتند از:

  1. انواع تلاش های معمول والدین برای کنترل و جامعه پذیر ساختن فرزندان.
  2. فعالیت پیچیده ای است که شامل رفتارهای خاصی می گردد که بطور منفرد یا در مجموع بر پیامدهای رفتاری کودکان تأثیر می گذارد.

عناصر اصلی فرزندپروری عبارتند از:

  1. پاسخگویی والدین: میزانی که والدین عامدانه فردیت، خودگردانی، ابراز وجود را در فرزند خود پرورش می دهند و بطور هماهنگ، حمایت کننده و تأیید کننده به خواسته ها و نیازهای خاص فرزندان پاسخ می دهند .
  2. بازخواست کنندگی والدین: تقاضای والدین از فرزندان مبنی بر هماهنگ ساختن با کل خانواده بواسطه نیازهای رشدی شان، نظارت، جدی تر نظم و تمایل به برخورد با فرزندی که نافرمانی می کند.

والدین اغماض کننده

در این سبک، والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند. خانواده این والدین نسبتاً آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین سهل انگار در عین آنكه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چندانی از آنها ندارند. این والدین بسیار بندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می‌دهند. آنها از روش‌های احساس گناه و انحراف استفاده می‌کنند. این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه‌جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می‌آورند. این والدین به ندرت به فرزندان انضباط می دهند با فرزندان ارتباط برقرار می کنند، و معمولاً بجای یک والد جایگاه یک دوست را دارند.

خصوصیات والدین اغماض کننده

  • والدین آسان گیر یا عدم هدایت گر.
  • بیشتر پاسخگو هستند تا بازخواست کننده.
  • آنان غیر سنتی و با مدارا بوده و خواستار رفتار کامل نیستند.
  • خودگردانی را تا حد زیادی جایز دانسته و از برخورد اجتناب می کنند.
  • در رفتار والدین اغماض گر نظارت و کنترل کمتری به چشم می خورد.
  • معتقدند فرزندان بایستی خود بیاموزند که چطور از طریق کسب تجربه درست رفتار کنند.
  • از راهنمایی کردن و حتی جهت دادن به فرزندان خود طفره می روند.
  • وقت چندانی صرف انضباط نمی کنند.

بیشتر این والدین دو دسته هستند:

والدین دموکراتیک (گرچه با مدارا هستند ولی بیشتر وظیفه شناس، متعهد و تسلیم کودك هستند) و والدین غیر هدایت گر

والدین اغماض کننده

خصوصیات فرزندان والدین اغماض کننده

  • معمولاً رشد نیافته تر بوده در پذیرش مسئولیت رفتارشان با مشکل مواجه اند.
  • در مستقل عمل کردن مشکل دارند.
  • با نظارت بر رفتارشان نیز مشکل دارند.
  • فرزندان این دسته از والدین الگوهایی در اختیار ندارند که با کمک آنها رفتار مسئولانه از خود نشان دهند.

والدین مستبد یا دیکتاتور

این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد، سرد و طرد کننده هستند. نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دیگر شیوه ها متمایز می‌سازد. در این سبک فرزندان چنین بار آورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ایی که بوسیله والدین بوجود می آید پیروی کنند. نتیجه شکست در پیروی از چنین قوانینی معمولاً تنبیه و اعمال زور است و برای کنترل کودکان خود از شیوه‌های ایجاد ترس استفاده می‌کنند. والدین مستبد معمولاً نمی توانند دلیلی که پشت این قوانین است را توضیح دهند. اگر از آنها خواسته شود که علت را توضیح دهند ممکن است به سادگی پاسخ دهند “چونکه من این چنین گفتم”. این والدین خواسته های زیادی دارند اما در قبال فرزندانشان پاسخ دهنده نیستند. این والدین انتظار دارند فرمان های آنها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدین درشیوه‌ استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می‌دهند.

خصوصیات والدین مستبد یا دیکتاتور

  • عمدتاً بازخواست کننده اند و هدایت گر اما غیر پاسخگو.
  • آنان اطاعت گرا و سلطه طلب بوده و انتظار دارند دستوراتشان بی چون و چرا اطاعت شود.
  • این گونه والدین محیط ساختارمند و قانونمندی را که در آن مقررات به وضوح تعیین شده را ایجاد می کنند.
  • این گونه والدین در تلاش برای ارزیابی، کنترل و شکل دادن به رفتار و گرایشات فرزندان بر اساس ملاک های سنتی شان هستند.
  • بر اطاعت از قدرت تأکید دارند، طرفدار روش مجازات بوده و علاقه ای به مذاکره با فرزندان ندارند.

بیشتر این والدین دو دسته هستند:

والدین غیر مستبد هدایت گر که هدایت گرند اما در بکار بردن قدرت شان مستبد و زورگو نیستند. و والدین مستبد هدایت گر که بیشتر زورگو هستند.

والدین مستبد

فرزندان والدین مستبد

  • معمولاً فاقد مهارت های اجتماعی لازم نسبت به سایر بچه ها هستند و غالباً از ارتباط اجتماعی پرهیز می کنند و کمتر در این زمینه پیش قدم می شوند.
  • آنان اغلب فاقد کنجکاوی خلاقانه و خودانگیخته اند.
  • برای تصمیم گیری درست راجع به یک موضوع نیاز به یک مرجع بیرونی دارند.
  • فرزندان پسر نسبت به دختر مشکلات بیشتری در این گونه خانواده ها از خود نشان می دهند و تمایل بیشتر به ابراز خشم و اعتراض نسبت به مواضع قدرت دارند.

والدین بی مسئولیت و بی تفاوت

در این روش، پذیرش و روابط پایین، کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن وجود دارد. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند و وقت و انرژی کمی برای فرزندان صرف می کنند. در حالی که این والدین نیازهای پایه ای فرزندان را برآورده می کنند اما عموماً از زندگی فرزندانشان گسسته هستند. در موارد افراطی حتی ممکن است فرزندان خود را طرد یا در رفع نیازهای آنها اهمال کند.

خصوصیات والدین بی مسئولیت و بی تفاوت

  • هم در بازخواست کنندگی و هم پاسخگو بودن در سطح پایینی قرار دارند.
  • در بسیاری موارد این سبک والدگری می تواند در برگیرنده والدین اهمال گر و والدین طرد کننده اهمال گر باشد.
  • اکثر والدین این سبکدر ردیف والدین عادی قرار می گیرند.
  • این والدین نه توقعی از فرزندان دارند و نه عشق و محبت و پاسخگویی به نیازهای آنان دارند.

خصوصیات فرزندان والدین بی مسئولیت و بی تفاوت

  • کمترین میزان سازگاری را در مقایسه با هر سه گروه نوجوانان خانواده های مورد بحث دارند.
  • از نظر پیشرفت تحصیلی،ارتباطات اجتماعی،مشکلات رفتاری و سطح غمگینی درونی شده بر اساس مطالعات انجام شده بدترین وضع را داشته اند.

والدین مقتدر

این روش موفق ترین روش فرزندپروری است که پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل می شود. والدین مقتدر، صمیمی و دلسوز و نسبت به نیازهای کودک حساس هستند. آنها قاطع هستند اما دخالت گر و محدود کننده نیستند. شیوه های انضباطی آنها بجای تنبیهی بودن حمایت کننده است. این والدین قوانین و رهنمودهایی پی ریزی می کنند که فرزندان آنها چنان بار می آیند که از آنها پیروی کنند و اغلب برای مطیع‌ سازی از استدلال و منطق بهره می‌جویند و به منظور توافق با کودک با او گفت‌وگو می‌کنند. از رفتارهای نامطلوب نمی‌ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند و به تلاش‌های کودک در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می‌دهند و از تقویت‌های مثبت بیشتری استفاده می‌کنند. این والدین در بعد محبت نیز عملکرد خوبی دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهربانی دریغ نمی‌ورزند. آنها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال می‌شناسند و به علایق فردی و ویژگی‌های خاص کودک خود نیز آگاهی دارند. در کل این والدین در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند خود، کنترل کننده و مقتدر هستند. این شیوه به فرزندان کمک می‌کند تا با هنجارهای اجتماعی بهتر سازگار شوند.

خصوصیات والدین مقتدر

  • این والدین هم بازخواست کننده اند و هم پاسخگو.
  • آنها در مورد معیارهای رفتار فرزندانشان به وضوح آگاهی و تذکر می دهند.
  • آنها طالب حق بوده اما زورگو و انحصار طلب نیستند.
  • شیوه انضباط شان حمایت کننده است تا اینکه تنبیهی باشد.
  • آنان می خواهند فرزندانشان به همان اندازه که به لحاظ اجتماعی مسئول،خودگردان و همکاری جو هستند با جرأت نیز باشند.
  • آنان معتقدند اگرچه والدین از درك، دانش و مهارت بیشتری برخوردارند،اما فرزندان نیز محق اند.
  • به تنبیه بدنی اعتقاد ندارند، به اطاعت در آوردن را یک حسن نمی دانند.
  • نظارت خود را از طریق توضیح مقررات و تصمیمات و استدلال برای فرزندان اعمال می کنند.
  • آنان معیارهای مشخصی برای فرزندان در نظر می گیرند.
  • فرزندان را به فردیت و استقلال تشویق می کنند.
  • آمادگی پذیرش نقطه نظرات فرزندان حتی اگر بر خلاف میل شان باشد، را دارند.

والدین مقتدر

خصوصیات فرزندان والدین مقتدر

  • فرزندان والدین قاطع گرایش بیشتری به خوداتکایی و خویشتنداری داشته و خواستار کشف و جستجو هستند.
  • نسبت به سایر گروه ها بیشتر متقاعد می شوند، یعنی نسبت به معیارهای مشخص در مورد چرایی پاداش و تنبیه آن توجیه شده و پذیرش شان نسبت به مقررات اجتماعی بیشتر است.
  • دختران نسبت به پسران مستقل تر و پسران از لحاظ اجتماعی مسئولیت پذیرند.

تفاوت فرزندپروری مستبدانه و مقتدرانه

یک تفاوت کلیدی بین والدگری استبدادی و مقتدرانه به بعد کنترل روانشناختی مربوط می شود. کنترل روانشناختی به تلاش برای کنترل رشد هیجانی و روانشناختی کودك، از طریق اعمالی هم چون شرمنده ساختن، محروم ساختن از محبت صورت می گیرد.

هم والدین مقتدر و هم مستبد تقاضای زیادی از فرزندان دارند و انتظار دارند فرزندانشان درست رفتار کرده و از مقررات اطاعت کنند. اما والدین مستبد انتظار دارند فرزندانشان، ارزش ها، اهداف و قضاوت هایشان را بدون چون و چرا بپذیرند. در مقابل والدین قاطع بده بستان بیشتری با فرزندانشان داشته و از توضیح و تفسیر بیشتری استفاده می کنند. اگر چه والدین مستبد و مقتدر هر دو در سطح کنترل رفتاری بالایی قرار می گیرند والدین مقتدر تمایل کمتری به کنترل روانشناختی دارند،در حالی که والدین مستبد تمایل بیشتری به آن نشان می دهند.


1482.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : < 1 دقیقه

دکتر گری، در رابطه با این که در عصر تکنولوژی و اینترنت چگونه می توان والدین خوبی بود، توضیحات ارزشمندی توضیح داده اند.


نفوذ-در-کودکان.jpg
خرداد ۱۷, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

نفوذ در کودکان

نحوه نفوذ در کودکان چگونه است؟ بسیاری از والدین، شکایت می‌کنند که هر چه یک عمل یا کار را به کودکان بیشتر می‌گویند کودکان نیز بیشتر لجبازی کرده و برعکس آن عمل می‌کنند. دلیل این امر چیست؟ شاید مشکل در لحن بیان ما باشد. در این مقاله روش‌های نفوذ در کودکان را به شما می‌آموزیم که با رعایت کردن آن‌ها می‌توانید بیشتر از پیش در کودکانتان نفوذ کنید.


مقاله مرتبط: لجبازی کودکان و مدیریت آن


روش‌های نفوذ در کودکان

حرفتان را یک بار بگویید

یکی از روش های نفوذ در کودکان این است که خواسته خود را فقط یکبار به صورت واضح مطرح کنید. گاه با قصد خیر وقتی می‌خواهیم به فرزندانمان مطلبی بیاموزیم، حرفی را بارها و بارها تکرار می‌کنیم. توصیه ما روانشناسان این است که مطلب را یک بار بگویید و به هنگام بیان، از مشرب خوش استفاده کنید و در صورت لزوم در نوبت بعدی به جای تکرار همه ماجرا، شمه‌ای خلاصه شده از آن را بازگویید. حرفتان را تکرار نکنید مگر مطمئن شوید کسی به حرفتان گوش نمی‌دهد. بی جهت فکر نکنید هرچه بیشتر تکرار کنید، بچه‌ها بیشتر متوجه می‌شوند و بیشتر همکاری می‌کنند.

ممکن است لازم باشد بچه‌ها رفتاری را چند بار تکرار کنند تا به تجربه، نکته‌ای بیاموزند. به همین دلیل است که بچه‌ها می‌خواهند داستان مورد علاقه اشان را بارها و بارها بشنوند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است برای تهیه‌ی گزارش درسی خود تا آخرین لحظات صبر کنند، هرچند قبلاً تجربه کرده‌اند که وقتی کاری را در آخرین دقایق تمام می‌کنند کارشان از کیفیت چندان خوبی برخوردار نمی‌شود. وقتی به درخواست کودکمان عمل نکنیم، ممکن است بارها و بارها حرفش را تکرار کند تا ما در تصمیم خود تجدیدنظر کنیم. نیاز کودک است که رفتارش را تکرار کند؛ اما اگر ما سخن و خواسته خود را رها کنیم لزوماً به موقعیت خاصی نمی‌رسیم.

عمل کردن بهتر از حرف است

توجه داشته باشید که بچه‌ها نه از روی حرف‌هایی که به آن‌ها می‌زنیم، بلکه با توجه به رفتار و عملی که به نمایش می‌گذاریم مطلب می‌آموزند. حرفتان را بزنید و بعد بگذارید که بچه‌ها نتیجه کارشان را تجربه کنند و از نتیجه عمل خود چیزی را فرابگیرند.

وجه مثبت گذشته را برایشان تعریف کنید

بچه‌ها بسیار علاقه‌مندند پدر و مادرشان برای آن‌ها از دوران گذشته و کودکی خودشان حرف بزنند. بگویند چگونه با هم آشنا شدند. وقتی این مطالب را با زبانی راحت و خوشایند تعریف می‌کنید، آن‌ها از حرف شما استقبال می‌کنند. به جای طرح محرومیت‌ها و مشکلات خود در گذشته، از نکات مثبت زندگیتان حرف بزنید. بسیاری از پدر و مادرها برای فرزندانشان لباس‌های گران و شیک می‌خرند و بعد هنگام دادن لباس به فرزندشان به او می‌گویند: “وقتی به سن تو بودم حتی اتاق خواب کوچکی برای خودم نداشتم. تو خیلی شانس آورده‌ای.”

گفتن اینکه بچه ها باید بسیار قدرشناس باشند دلیل نمی‌شود تا آن‌ها قدرشناس شوند اما مهم است اگر از سرگذشت ما مطلبی بدانند. مهم است بدانند پدر و مادر ما به‌سختی تلاش می کردند تا ما زندگی ساده ای داشته باشیم؛ اما همین حرف زمانی معنی‌دار است و به نتیجه مطلوب می‌رسد که در محیطی دوستانه مطرح شود. باید از هرگونه نطق و سخنرانی خودداری کرد. بچه ها تا بزرگ‌تر نشوند نمی دانند از چه امتیازاتی برخوردارند.


مقاله مرتبط: اهمیت رابطه والدین با کودک


آموزش نفوذ در کودکان

تماس چشمی برقرار کنید

جهت نفوذ در کودکان تماس چشمی برقرار کنید. وقتی با فرزندتان حرف می‌زنید با او تماس چشمی برقرارکنید. دست او را بگیرید و حرف بزنید، این گونه نیاز به تکرار، به حداقل می‌رسد. دربسیاری از مواقع در حالی که با فرزندمان حرف می‌زنیم که او در حال تماشای تلویزیون یا انجام کاری است؛ مثلاً با تلفن حرف می‌زند و یا با کامپیوترش بازی می کند. بعد ناراحت می‌شویم زیرا می‌بینیم به حرف ما گوش نداده یا واکنشی نشان نداده است؛ بنابراین قبل از اینکه با فرزندتان حرف بزنید مطمئن شوید که او به صحبت‌های شما گوش می‌دهد.

از او بخواهید وقتی حرف می‌زنید به شما نگاه کند. این گونه بهتر می‌توانید حرف هایتان را انتقال دهید. نگذارید شخص ثالث پیام شما را منتقل کند. وقتی خواهر یا برادر فرزندتان پیام شما را به او مخابره کند، بعید نیست که بسیاری از بخش‌های آن به شکلی که شما می خواهید مخابره نشود.


مقاله مرتبط: مراحل تغییر دادن رفتار کودکان

مقاله مرتبط: چگونه کودکمان را تربیت نماییم؟


لحن صدایتان ملایم باشد

سرانجام به لحن صدایتان توجه کنید. تا می‌توانید ملایم و راحت حرف بزنید. از مشرب خوش استفاده کنید اما از طعنه و تمسخر بپرهیزید. وقتی کسی بر سرم فریاد می کشد گاه مشوش می‌شوم و اغلب کل پیام را از دست می دهم. همین مطلب در مورد کودکان نیز صدق می‌کند. بچه ها به لحن صحبت بزرگ‌ترها توجه دارند. اگر می‌خواهیم پیام ما را دریافت کنند باید لحن کلامی طبیعی و خوشایند داشته باشیم. ممکن است بگویید “بله می دانم اما دشوار است”. بله درست است؛ ملایم صحبت کردن اغلب با غریزه طبیعی ما همخوانی ندارد اما مانند هر کار دیگری، اگر می‌خواهید موفق شوید، باید تلاش کنید. اگر داد و فریاد کشیدن جواب می‌داد نیازی به روشی متفاوت نبود قبل از اینکه به کودک خود واکنش نشان دهید نفس عمیقی بکشید و به قصد و نیت خود فکر کنید.

متخصصین رواشناس کودک مرکز مشاوره اکسیر در جهت نحوه تربیت فرزندان و فرزندپروری در خدمت شما عزیزان هستند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


تاثیر-برخورد-بد-پدران.jpg
فروردین ۱۲, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

تاثیر برخورد بد پدران

تاثیر برخورد بد پدران بر سرنوشت دختران چیست؟ نحوه برخورد والدین به ویژه پدران بر اعتماد به نفس، عزت نفس، سبک زندگی، اهداف و … دختران بسیار موثر است.

چرا برخی از زنان مدام به خود می‌گویند «من به هیچ دردی نمی‌خورم» حتی بسیاری از این زنان دارای تحصیلات عالی و مشاغل خوبی هستند، اما احساس خستگی، کمبود انرژی، بیماری‌های جسمانی بدون علل پزشکی، احساس وابستگی، یا اینکه به خود می‌گوید من به درد هیچ کاری نمی‌خورم. دیگران متوجه این موضوع نیستند ولی من که خودم می‌دانم، فقط به این خاطر در کارهایم موفق هستم که زیاد کار می‌کنم وگرنه استعداد خاصی ندارم. بی‌ارزشی و بی‌هویتی و… شاید همه اینها یا برخی از مسایلی را که گفتم در شما به‌عنوان یک زن وجود داشته باشد. من به‌عنوان یک روان‌شناس یونگی علت و ریشه آن را در نوع رابطه پدر با دختر و تاثیر برخورد بد پدران می‌دانم. همان‌طور که کارل گوستاو یونگ بر نقش عقده‌ها در سرنوشت انسان‌ها تاکید داشت. دختری با چنین افکاری گرفتار عقده منفی پدر است.

عقده منفی پدر به عنوان تاثیر برخورد بد پدران

عقده منفی پدر به نوع ارتباطی که پدر از کودکی با دختر خود داشته است. این دسته از پدرها ارتباط خوبی با دختر خود نداشته‌اند، به آنها بی‌توجه بوده‌اند مدام از آنها انتقاد می‌کرده‌اند، چنین شیوه و الگوی تربیتی باعث می‌شود که دختر در طی روند رشد روانی و بلوغ خود اعتماد به نفس کافی را کسب نکند و معمولا در انتخاب مرد آینده خود دچار اشتباهی می‌شوند که مدام از خود سوال می‌کند من که این مرد را دوست ندارم چطور شد که با او ازدواج کردم، چرا خیلی از رفتارها و اخلاق‌های شبیه پدرم هست که رابطه‌ای خوبی با او نداشته‌ام.

باید به این گروه از دختران گفت وقتی در فرآیند عقده پدر منفی قرار می‌گیرند و رشد می‌یابند، آینده او به شکل سرنوشت رقم خواهد خورد، این جمله یعنی تا زمانی ما از این الگوی مردانه زندگی خود باخبر یا آگاه نباشیم، ناخودآگاه زندگی ما را در دست می‌گیرد و خود را به شکل سرنوشت در مقابل ما ظاهر می‌کند و گرفتار زندگی تکراری می‌شویم که در گذشته در رابطه با پدر به شکلی دیگر بوده است.


مقاله مرتبط: اهمیت و نقش پدران در رشد کودک بیش از مادران

مقاله مرتبط: چگونه پدر بهتری باشیم؟


تاثیر برخورد بد پدران بر سرنوشت دختران

رابطه با مادر

معمولا چنین دخترانی هم از سوی دیگر گرفتار مادرانی هستند که تن به روش‌ها و الگوهای پدر منفی داده‌اند چرا که خود آنان نیز سرنوشتی بر اساس نوع رابطه و سبک تربیتی از پدر خود در ازدواج‌شان داشته‌‌اند. دختران گرفتار عقده منفی پدر علاوه بر خشمی که از پدر خود دارند از مادران خود نیز خشمگین هستند، چراکه معتقدند مادر، آنها را از چنگال پدر رها نکرده است.

از سوی دیگر دختران گرفتار عقده منفی پدر به دنبال تایید از منابع دیگری هستند چون پدر آنان را تایید نمی‌کرده است یا اگر هم می‌کرده این تایید مشروط بوده است، پس حجم زیادی از فشار روانی و اجبار ناشی از اشتیاق به تایید شدن توسط دیگران را بر خود حمل می‌کنند و سعی می‌کنند این تایید از پدر نمادها بگیرند. یا در قلمرویی گام بگذارند که هویت خود را در جایی جستجو کنند که نیاز به تایید پدر نباشد. این تایید می‌تواند یا ترس تایید نشدن معمولا آنها را در زندگی نگه می‌دارند که آن را دوست ندارند و با احساسی از تحقیرشدگی، ناتوانی، ترس و عدم امنیت نسبت به آینده خود، حال خود را نیز تباه می‌کند. چراکه ساختار عقده به گونه‌ای است که این عقده نمی‌گذارد زن در جست‌وجوی فردیت خویش باشد.

پس زن زمانی می‌تواند از بار عقده منفی رها شود که از آن اطلاع حاصل کند و با بخش‌هایی از روان که بارها و بارها به شکل‌گیری الگوها و مشکلات تکراری روبه‌رو می‌شود از طریق روان تحلیلی یونگی مسایل خود را حل و فصل کند.در این زمینه می‌توانید از روانشناسان زبده مرکز مشاوره اکسیر کمک بگیرید.

اگر شما دچار عقده منفی پدر و تحت تاثیر برخورد بد پدران قرار گرفته‌اید هرچه سریعتر برای شناسایی آن و درمان اقدام کنید تا فرزند شما هم دچار همچین مشکلی نشود.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


سبک-فرزندپروری.jpg
اسفند ۸, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

اهمیت سبک فرزندپروری

محققان ژاپنی در پی بررسی این موضوع بوده‌اند که چگونه سبک فرزندپروری والدین می‌تواند بر میزان ازدواج و تعداد فرزندان تأثیرگذار باشد.

پژوهشگران ژاپنی سبک فرزندپروری را به انواع سختگیرانه، حمایتی، سهل گیر، غفلت و سوءاستفاده گرایانه تقسیم بندی کردند. زنان و مردانی که سبک فرزندپروری حمایتی دارند، در آینده به احتمال بیشتر فرزندشان شاد، موفق‌تر، تحصیلات بالاتر و درآمد بیشتری خواهند داشت.

برای تعیین نوع سبک فرزندپروری خود می‌توانید تست آنلاین سبک فرزندپروری بامریند را تکمیل نمایید.

تاثیر سبک فرزندپروری والدین بر کودکان

این تیم تحقیقاتی همچنین به دنبال پاسخ این سؤال بود که سبک‌های مختلف فرزندپروری چه اثری بر نگرش افراد نسب به پدر و مادر خود می‌گذارد و اینکه چقدر فرد مشتاق است که خودش یک خانواده تشکیل بدهد. نتایج نشان داد که افرادی که سبک فرزندپروری حمایتی را تجربه کرده بودند، بیشتر والدین خود را ایده آل تصور می‌کردند.

در مقابل آن‌هایی که سبک فرزندپروری آزار گری را تجربه کرده بودند، به ندرت والدین خود را به عنوان یک الگوی مثبت برای خودشان در نظر می‌گرفتند. میزان ازدواج و تمایل به فرزند آوری در کسانی که خود یا شریک زندگی ایده آل آن‌ها بازنمایی از پدر و مادر خودشان بود، بیشتر اتفاق می‌افتاد.

سبک فرزندپروری

دکتر نیشمورا معتقد است افرادی که تربیت حمایتی را تجربه کرده‌اند، به احتمال بیشتر والدین خود را به عنوان یک مدل مثبت برای فرزند پروری در نظر می‌گیرند. همچنین چنین افرادی به احتمال بیشتر ازدواج خواهند کرد و مشتاق خواهند بود که به تعداد بیشتری بچه دار بشوند.


مقاله مرتبط: فرزندپروری و سبک های آن

مقاله مرتبط: سبک های فرزندپروری


انواع سبک‌ فرزندپروری

حمایتی: استقلال دادن به فرزند در سطح متوسط یا بیشتر، اعتماد بالا، دل‌بستگی بالا در کودک و در این حالت کودک و والدین وقت بسیاری را با هم سپری می‌کنند.

سختگیرانه: سطح استقلال پایین، اعتماد متوسط تا بالا، وجود تعداد زیادی قانون و دلبستگی متوسط تا بالای کودک.

سهل گیرانه: سطح اعتماد متوسط تا بالا، سختگیر نیستند، زمان‌هایی را که با هم سپری می‌کنند متوسط است با بیشتر از متوسط.

غفلت: دلبستگی کم در کودک، قانونی وجود ندارد، سختگیر نیستند و مدت زمان کمی را با هم سپری می‌کنند.

سوءاستفاده گرایانه: دلبستگی پایین در کودک، استقلال کم، اعتماد پایین و سختگیر.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


دوری-از-خطر.jpg
اسفند ۴, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

دوری از خطر در کودکان

آموزش دوری از خطر به کودکان از جمله آموزش‌های ابتدایی و مهم در سن پایین کودکی است. با دوری از خطر سلامت جسمی و روحی افراد حفظ می‌شود. حال سؤال اکثر والدین این است که چگونه دوری از خطر را به فرزندانمان آموزش دهیم. در این مقاله راهکارهای ساده‌ای جهت آموزش دوری از خطر به کودکان ارائه شده است.

آموزش نحوه دوری از خطر به کودکان

اشیای خطرناك باید با موقعیتی ناخوشایند همراه شوند

آسان‌ترین و مؤثرترین روش برای آموزش دوری از خطر این است كه ترتیبی داده شود تا به محض نزدیك شدن كودك به آن، موقعیتی ناخوشایند برایش پیش بیاید. كمتر كسی بوته خار را با دست می‌گیرد؛ اما وقتی كه چیزی برای كودك خطرناك نیست ولی كودك برای آن چیز خطرناك است چه باید كرد؟

وقتی كه كودك در سنی باشد كه مفهوم كلمه نه را بفهمد، ابتدا باید این كلمه با صدایی بلند و ناگهانی همراه باشد. وقتی كلمه نه چندین بار با موقعیت‌های ناخوشایند همراه شد، دیگر نیازی به ارائه موقعیت ناخوشایند نیست و فقط گفتن كلمه نه كافی است كه كودك بفهمد نباید آن كار را انجام دهد.

راهکار آموزش دوری از خطر

آموختن کلمه‌هایی كه نشان‌دهنده موقعیت ناخوشایند هستند

خوشبختانه لازم نیست كه همیشه خود موقعیت ناخوشایند به كودك عرضه شود تا او دوری از خطر را یاد بگیرد. كودكان می‌توانند کلمه‌هایی كه خطر را اعلام می‌کنند بیاموزند؛ اما این‌گونه کلمه‌ها باید هم‌زمان با وقوع خطر به‌کاربرده شوند تا میان آن‌ها و موقعیت خطرناك تداعی برقرار شود. كلماتی مانند “جیز” و “اوخ” و … را نیز كودكان با همراه شدن آن با وقایعی مانند خوردن سرشان به دیوار، كنده شدن پوست زانوی آن‌ها بر اثر زمین خوردن یا پیچیدن پا می‌آموزند. بعدها پیش از اینكه با چنین موقعیت‌هایی رو به رو شوند، بزرگ‌ترها با بیان این کلمه‌ها سبب دوری كودكان از آن موقعیت‌ها می‌شوند.


مقاله مرتبط: خطر گفتن “مراقب باش” به کودکان


استدلال با كودكان

از هنگامی‌که كودكان زبان می‌آموزند و به معنی و مفهوم واژگان پی می‌برند، می‌توان با آنان استدلال كرد و نتایج احتمالی كارهای مختلف را به آن‌ها گفت. در چنین مواردی باید با آنان به زبانی بسیار ساده و در خور فهم آن‌ها استدلال كرد، یا از آن‌ها خواست كه خود نتایج اعمال مختلف را شرح دهند.

یادگیری از راه سرمشق و نمونه

كودكان دوری از خطر را از روی سرمشق و نمونه نیز می‌توانند بیاموزند. خطرهایی كه مادران و پدران از آن‌ها دوری كنند، بچه‌ها نیز از آن‌ها دوری خواهند كرد. ترس و نگرانی بزرگ‌ترهای خانواده اغلب به بچه‌ها نیز سرایت می‌کند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


روش-تربیت-کودک.jpg
بهمن ۲۱, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

روش تربیت کودک

کدام روش تربیت کودک خوب است؟ كدام یك از روش‌ های  تربیتی برای پرورش كودكان توصیه می‌شود؟ روش سهل گیرانه؟ روش مقتدرانه؟ روش‌های محرك – پاسخ؟ یا روش‌های پاداش و تنبیه؟

کدام روش تربیت کودک

هیچ كدام! محیط یادگیری كودك و نوجوانان، كه از طرف مادران، پدران و معلمان فراهم می‌شود، باید طوری باشد كه آن‌ها را افرادی متكی به خود و با اراده، خلاق، دارای احساس عزت نفس و سازنده به بار آورد؛ بنابراین، سهل گیری كه به كودك اجازه می‌دهد هر کاری را كه مایل است، انجام دهد و اقتدار طلبی كه اطاعت كامل از كودك می‌خواهد، هیچ یك نمی‌تواند كسی را با خصوصیات ذكر شده پرورش دهد.

آشنایی با روش تربیت کودک

یك بزرگ‌سال توانایی این را دارد كه هم با كودك مهربان و ملایم باشد و هم نسبت به او سخت گیری كند. لازم است كه كودكان را با یادگیری تدریجی مهارت‌های گوناگون، موفقیت‌های بیشتری را تجربه كنند و بهتر است این موفقیت را از راه حل كردن مسائل گوناگون زندگی به دست آورند. وقتی كه كودك بزرگ‌تر شد، باید در مورد چیزهایی كه می‌خواهیم یاد بگیرد با او مشورت و تبادل نظر كنیم. نظر كودك و نوجوان می‌تواند در پی ریزی روش آموزشی بهتر و اصلاح روش‌های موجود مؤثر باشد. به این ترتیب كودك و نوجوان به تدریج می‌آموزد كه كنترل رفتار خود را به دست گیرد.


مقاله مرتبط: چگونه کودکی مستقل تربیت کنیم؟

مقاله مرتبط: مشکلات رایج در تربیت کودک


این روش را روش محرك و پاسخ نیز نمی‌توان نامید. انسان نمی‌تواند به طور خودكار و ماشینی و به صورتی قابل پیش بینی به محركی پاسخ دهد. بلكه می‌تواند بیاموزد كه از محركی به صورت نشانه برای كاری كه می‌تواند برایش سود یا زیانی داشته باشد استفاده كند. همچنین هركس می‌تواند براساس نتایجی كه از كاری انتظار دارد، تصمیم به انجام آن كار بگیرد یا نگیرد.

گاهی نام گذاری بر روی روش‌ تربیت کودک باعث ایجاد سوء تفاهم و سوء تعبیرهای گوناگون می‌شود. بهتر است بر اساس نام روش قضاوت نكنیم بلكه مبنای قضاوت را بر نتایجی كه از آن روش به دست می‌آید قرار دهیم. 

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


دادن-آزادی-به-کودک.jpg
بهمن ۲۱, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

 دادن آزادی به کودک

دادن آزادی به کودک کار درستی است؟ آیا نباید به كودكان آزادی داد تا به طور طبیعی رشد كنند و خودشان را با چهره‌های زشت و زیبای زندگی رو به رو شوند و قوای محركه طبیعی آن‌ها شكوفا شود؟

دادن آزادی به کودک چه فایده‌ای دارد؟

در دادن آزادی به کودک باید نکاتی را در نظر بگیریم. چه بزرگ‌ترها بخواهند چه نخواهند،‌ كودكان برای برخی از رفتارها پاداش می‌گیرند و برای برخی دیگر پاداش دریافت نمی‌کنند و حتی تنبیه هم می‌شوند. اگر نتایج خوشایند به دنبال رفتارهای مطلوب كودك نیاید، این گونه رفتارها خاموش می‌شوند.

این طرز فكر كه باید به كودك اجازه دهیم تا هر وقت هر كاری را كه مایل است انجام دهد، جاذبه‌ای فریبنده دارد. ما نمی‌توانیم به عنوان بزرگسالی مسئول، خود را از محیط كودك كنار بكشیم و بگوییم كه او دیگر آزاد است؛ زیرا وقتی كه ما نفوذ خود را بر روی كودك كم كنیم، كسانی دیگر نفوذ خود را بر او زیاد می‌کنند.

رفتار كودك در نتیجه‌ی كارهای خود او و به وسیله‌ی كسان دیگری كه با آن‌ها در تماس است، شكل می‌گیرد. اگر این افراد، ‌شخصیت‌های منفی داشته باشند یا از نظر عاطفی بی ثبات باشند مشكلات آغاز خواهد شد. برای مثال انجمن‌ها و گروه‌هایی كه در مدرسه یا در محله‌ها تشكیل می‌شوند، اغلب عضو جدید را نمی‌پذیرند و از خود می‌رانند مگر اینكه بزرگ‌سالی با تجربه به آن‌ها بیاموزد كه چگونه باید اعضای جدید را پذیرفت.

اهمیت دادن آزادی به کودک

اشتباه بزرگی است كه اگر تصور كنیم قوای محركه طبیعی كودكان وقتی شكوفا می‌شود، حتماً آن‌ها را به سوی نیكی هدایت خواهد كرد و استعدادهای آنان به نحو مطلوب شكوفا خواهد شد. چرا باید رشد و پرورش كودك را به شانس و تصادف واگذار كنیم؟


مقاله مرتبط: سبک های فرزندپروری از دیدگاه یونگ

مقاله مرتبط: تست آنلاین سبک فرزندپروری بامریند

مقاله مرتبط: فرزندپروری و سبک های آن


سبک تربیتی و دادن آزادی به کودک

کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند در نتیجه سهل گیری والدین و دادن آزادی به کودک، هرج و مرج بر روابط اعضای خانواده حاکم می‌شود. افرادی که از تمایلات خود پیروی می‌کنند، غالباً در عالم خیال به سر می‌برند و از واقعیت‌های عینی زندگی فاصله دارند. فرزندان این خانواده‌ها، بی بند و بار و بی‌هدف هستند و در مقابل دیگران احساس مسئولیت نمی‌کنند. از این رو قادر به ارتباط مطلوب و سازنده با دیگران نیستند. گرچه کودکان خانواده‌های سهل گیر از استقلال فکری و عملی برخوردارند، اما به سبب هرج و مرج، نوعی تزلزل روحی در آن‌ها مشاهده می‌شود. این تزلزل روحی، موجب بروز رفتارهای نابهنجار در تعاملات فردی و اجتماعی آن‌ها می‌شود.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

مرکز مشاوره اکسیر با مجوز وزارت بهزیستی

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button