Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدسته‌بندی نشدهدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتنقد روانشناسی فیلم سینمایینمونه موفق دکتر فلسفینمونه موفق فرناز رضایینمونه موفق نفیسه مطلقنمونه های موفق اکسیرویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

مخالفت-خانواده-با-ازدواج.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

مخالفت خانواده با ازدواج

یکی از مشکلات در ازدواج مخالفت خانواده با ازدواج است. وقتی که فکر می کنید فرد مورد نظرتان را پیدا کرده‌اید اما والدین شما فکر می‌کنند که آن فرد برایتان مناسب نیست، بسیار ناگوار است. اگر به پدر و مادر خود نزدیک باشید، خواهان تایید آن‌ها برای این تصمیم بزرگ زندگی‌تان هستید و از سمت دیگر می‌خواهید به فردی که قرار است بقیه عمرتان را با او سپری کنید وفادار بمانید. در این صورت در موقعیت سختی قرار خواهید گرفت.


مقاله مرتبط: تست آنلاین باور به ازدواج

مقاله مرتبط: تست آنلاین نگرش به ازدواج

مقاله مرتبط: تست آنلاین هیجان پیش از ازدواج


راهکارهایی جهت رفع مخالفت خانواده با ازدواج

با والدین خود صحبت کنید و به حرف هایشان گوش دهید

گفتگوی صادقانه‌ای با والدینتان داشته باشید از آن‌ها بپرسید که چرا فرد مورد نظر شما را دوست ندارند و جویای علت مخالفت خانواده با ازدواج شوید. با آرامش و احترام اجازه دهید مخالفت خود را ابراز کنند.  ممکن است متوجه شود که آن‌ها فقط فرصت کافی برای آشنایی با او را نداشته‎اند. یا مخالفت آن‎ها بر اساس یکسری سوء تفاهمات است.

اگر به اینجا برسید می‎توانید به آن‎ها اطمینان بدهید که فردی که انتخاب کرده‎اید یک همسر ایده آل است. یا بالعکس ممکن است والدین شما حق داشته باشند که مخالف این موضوع باشند، شاید او در گذشته شما را فریب داده یا بیش از حد کنترل‎گر و پرتوقع باشد. ممکن است متوجه شوید که نگرانی والدین‎تان درست است و باید آن‎ها را جدی بگیرید. ممکن است از آنچه که والدین‎تان می‎گویند خوشتان نیاید، اما باید شواهد محکمی داشته باشید. (شاید والدین‎تان تعصب خاصی روی نژاد یا قومیت خاصی داشته باشند).

برای سنجش میزان تفاهم خود قبل از ازدواج می‌توانید اینجا کلیلک کنید.

به آنها فرصت دهید تا فرد مورد نظرتان را بهتر بشناسند

  اگر فکر می‎کنید که با هم بودن آن‎ها به والدین‌تان کمک می‌کند تا فرد مورد نظرتان را بهتر بشناسند این فرصت را ایجاد کنید. مثلا آن‌ها را به شام دعوت کنید. او را تشویق کنید تا در مورد خاطرات دوران کودکی، رویاها و اهدافش صحبت کند، تا والدین شما بتوانند او را بهتر بشناسند. دیدن عشق و علاقه شما به هم، کمک خواهد کرد آن‌ها متقاعد شوند که او یک فرد حامی و متعهد است، و آن‌ها می‌توانند با کمال میل او را به عنوان عروس یا داماد خانواده بپذیرند.

پیش مشاور بروید

یک شخص سوم مانند مشاور ازدواج و خانواده در کمک به منظور بهبود ارتباط و یافتن راه‌حل‌های مناسب برای این اختلاف کمک خواهد کرد.


مقاله مرتبط: برای ازدواج کردن وقت بگذاریم !


برای آینده برنامه ریزی کنید

حتی اگر بعد از ازدواج هنوز هم والدین شما همسرتان را دوست ندارند، درباره مرزها و محدودیت‌هایی که در رابطه با والدین‌تان باید داشته باشید با هم صحبت کنید، این مخالفت نباید شکافی بین شما و همسرتان ایجاد کند. به عنوان مثال تصمیم بگیرید که همسرتان در مهمانی‌های خانوادگی شما شرکت کند یا نکند یا با شما به دیدار والدین‌تان برود. فقط به همسرتان اجازه ندهید که شما را از پدر و مادرتان دور کند.  

کارهایی که نباید انجام دهید

والدین‌تان را تهدید نکنید. بدانید که مخالفت آن‌ها بدلیل علاقه‌ای است که به شما دارند. اگر عشق شما دو نفر واقعی باشد با مقداری صبر کردن این عشق از بین نخواهد رفت.

اجازه ندهید تردید پدر و مادرتان رابطه شما با همسرتان را خراب کند. مطالعات نشان داده است که عدم رضایت والدین در ازدواج باعث بی‌اعتمادی، انتقاد و تعارض در ازدواج می‌شود. همچنین می‌تواند موضوع همیشگی دعواهای شما شود. اگر این اتفاق افتاد حتما مشاوره را در نظر بگیرید.

اجازه ندهید که این اختلافات رابطه شما با خانواده‌تان را خراب کند. عواقب جدایی طولانی ‌مدت از پدر و مادر و احتمالا خواهر و برادر و دیگر اعضای خانواده را در نظر بگیرید. بدانید که نگه داشتن کینه و خشم می‌‌تواند به سلامتی شما آسیب برساند.

اگر در مورد رابطه‌تان تردید دارید، عروسی خود را به تعویق بیندازید تا زمانی که مطمئن شوید که تصمیمی درست گرفته‌اید. مطمئن باشید کنسل کردن عروسی کم‌تر از طلاق به شما آسیب می‌زند.

منبع: سایت verywellmind و متخصصین اکسیر


ترس-از-ازدواج.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

ترس از ازدواج یا گاموفوبیا

ازدواج برای هر شخصی یک تصمیم جدی است. برای برخی مانند کابوس و برای برخی دیگر یک رویای رمانتیک است. ما با افرادی برخورد می‌کنیم که می‌گویند “برای ازدواج آماده نیستم”،”اهل ازدواج نیستم”،”ازدواج مرا بسیار می‌ترساند.” همه این‌ها نشانه فرار از ازدواج یا به عبارت دیگر ترس از ازدواج است. با این حال، ازدواج در مورد دو نفر است که یکدیگر را دوست دارند و با اجازه جامعه و قانون زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند.

پس چرا افراد از ازدواج می‌ترسند؟ در این مقاله به توضیح مفهوم گاموفوبیا یا ترس از ازدواج خواهیم پرداخت و به این سؤال پاسخ می‌دهیم که چگونه می‌توان با ترس از ازدواج مقابله کرد.

ترس از ازدواج چیست؟

ترس از ازدواج می‌تواند ناشی از تجربیات منفی ازدواج باشد که در خانواده یا اطرافیان نزدیک شاهد آن هستیم. این ترس را می‌توان به عنوان ترس روانشناختی از دلبستگی نیز تعریف کرد. فکر دلبسته شدن به یک نفر باعث می‌شود برخی فکر کنند که تنها زندگی کردن بهتر است. البته این می‌تواند یک دورنمای دلهره‌آور برای به عهده گرفتن مسئولیت شخص دیگری باشد.

ازدواج همچنین با تعهدات مادی و معنوی و همچنین انواع فداکاری‌ها همراه است. همه این‌ها می‌تواند منجر به ظهور احساساتی مانند ترس و اضطراب در برخی از افراد شود و در نهایت آن‌ها را از فکر ازدواج دور کند، حتی اگر در رابطه خوبی داشته باشند.


مقاله مرتبط: برای ازدواج کردن وقت بگذاریم !


دلایل ترس از ازدواج

همان‌طور که در بالا ذکر شد، بزرگ شدن در یک خانواده ناراضی یا تجربه چنین نمونه‌هایی می‌تواند منجر به ترس از ازدواج شود؛ اما چه دلایل دیگری می‌تواند زمینه‌ساز ترس از ازدواج باشد؟

  • تنهایی زندگی کردن به مدت طولانی و عادت کردن به این نوع زندگی می‌تواند زمینه‌ساز اضطراب و نگرانی برای تقسیم کردن همان خانه با شخصی دیگر را ایجاد کند.
  •  بااین‌حال، زندگی در یک خانواده شاد نیز ممکن است باعث شود فرد حتی کوچک‌ترین بحث و دعوا با شریک زندگی‌اش را به عنوان نشانه‌ای مبنی بر اینکه آن‌ها قادر نیستند به همان سطح شادی والدینش برسند، در نظر بگیرد.
  • ترس از بازماندن از اهداف نیز از دیگر دلایل گاموفوبیا محسوب می‌شود و فردی که در مجردی خود در نیمه راه پیشرفت است و برنامه‌های زیادی برای آینده‌اش دارد، می‌ترسد با هر تغییری، از جمله ازدواج، از اهداف خود باز بماند.
  •  ناامنی شخصی می‌تواند یکی از دلایل اصلی ترس از ازدواج در افراد باشد چراکه ازدواج آسان نیست و مسئولیت‌های فرد چند برابر می‌شود همچنین ترس از ازدواج و تعهد می‌تواند در شرایط افسردگی تقویت شود.

علل ترس از ازدواج


مقاله مرتبط: با این افراد ازدواج نکنید!

مقاله مرتبط: مشاوره آنلاین ازدواج


علائم گاموفوبیا

علائم عمده‌ای که ممکن است در افراد (هم مردان و هم زنان) مبتلا به گاموفوبیا دیده شود، عبارت‌اند از:

  • ترس غیرمنطقی و شدید از ازدواج و تعهد (حتی فکر ازدواج یا دیدن یک شخص دیگر که ازدواج می‌کند، می‌تواند باعث ترس شود)
  • اجتناب کامل از ازدواج یا رویدادها و بحث‌های مرتبط با آن
  • پرخاشگری، حملات وحشت‌زدگی و بدخلقی هنگام فکر یا بحث در مورد ازدواج
  • وجود ترسی غیرمنطقی که فرد قادر به کنترل آن نیست
  • عزت‌نفس پایین
  • علائم فیزیکی مثل لرزش، گریه، ضربان قلب بالا، مشکل تنفس، تهوع یا استفراغ، سرگیجه یا خستگی، عرق و ناراحتی شکمی

نکاتی برای مقابله با ترس از ازدواج

  • پیش‌داوری نکنید و الگوهای خانواده منفی را که در اطراف خود می‌بینید نادیده بگیرید
  • دقت کنید که خودتان و شریکتان را به‌اندازه کافی خوب بشناسید.
  • یاد بگیرید که چیزها را با شریک زندگی خود تقسیم کنید.
  • به یاد داشته باشید که شریک زندگی شما فرد مجزا و منحصربه‌فرد است و ازدواج به معنی ناپدید شدن آن فردیت نیست.
  • روی معنای ازدواج تمرکز کنید. آنچه از ازدواج انتظار دارید را تعریف کنید و در مورد آن‌ها با شریک زندگی خود بی پرده صحبت کنید.
  • به چیزی که از دست می‌دهید فکر نکرده و از آن نترسید بلکه به چیزهایی فکر کنید که در ازای یک رابطه صادقانه و عاشقانه به دست می‌آورید مانند اعتماد، صمیمیت، نزدیکی.
  • اگر احساس می‌کنید که نمی‌توانید بر ترس از ازدواج غلبه کنید و به همین دلیل تحت فشار و استرس هستید، باید با یک روان درمانگر مشورت کنید.


ازدواج-با-دختر-بزرگتر-از-پسر-min.jpg
شهریور ۲۳, ۱۳۹۸

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

ازدواج پسر با دختر بزرگتر از خودش یا ازدواج دختر با پسر کوچکتر از خودش 

ازدواج با دختر بزرگتر از پسر امروزه یکی از اتفاقاتی که به وفور در حال افتادن است ازدواج پسر با دختران بزرگتر از خود یا ازدواج دختران با پسران کوچکتر از خود است.

در این مقاله می‌خواهیم با هم بررسی کنیم که آیا این کار درست است یا خیر ؟

با دختر بزرگتر از خودم ازدواج کنم یا نه؟

ازدواج به عنوان سنگ بنای اولیه زندگی مشترك بسیار حائز اهمیت است و بالطبع اگر تمامی جوانب آن حتی المقدور به طور صحیح در نظر گرفته نشود این زندگی می‌‌تواند دچار عواقب ناخوشایندی شود. مرد و زن تفاوت‌های زیستی، اجتماعی و عاطفی دارند و باید این تفاوت‌‌ها در موضوع ازدواج لحاظ گردد.

رابطه جنسی، رابطه بسیار حساسی است و میتواند از مسائل مختلف بسیار تاثیر بپذیرد. یکی از این مسائل اختلاف سنی زیاد در کنار بلوغ فکری و پختگی پایین زوجین، می‌تواند باعث به وجود آمدن مشکلات جدی و مهم در رابطه شده، به رابطه جنسی آسیب وارد کرده و آن را از مسیر اصلی خود دور کند.

ازدواج با دختر بزرگتر از پسر و عواقب آن

بیشتر منابع موجود در روانشناسی تفاوت سنی ۴ تا ۵ سال را مناسب دانسته‌اند و در برخی منابع ۵ تا ۷ سال نیز مناسب شمرده شده است که مرد از زن بزرگتر باشد. علاوه بر این، عامل مهم دیگری که در کنار سن و تفاوت سنی زوجین مطرح می‌شود بلوغ فکری و پختگی اجتماعی هر کدام از زوجین است.

کارشناسان معتقدند اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بین ۴ تا ۷ سال است؛ یعنی مرد باید تا این حدود از همسرش بزرگ‌تر باشد. این تفاوت سنی احتمال اختلاف را کمتر می‌کند، چون مرد به اقتدار و توانمندی بیشتری رسیده و قادر است خانه را اداره کرده و کمتر به مشکل بربخورد؛ البته فراموش نکنیم به این شرط که سن مرد ازحدود ۲۸ سال بیشتر باشد، زیرا اگر سن کمتری داشته باشد، باز هم به دلیل پایین بودن سن به مشکل برمی‌خورد.


مقاله مرتبط: مشاوره ازدواج موفق


ازدواج با دختر بزرگتر از پسر در دهه سوم زندگی

به طور کلی می‌توان گفت یک ازدواج مناسب عموماً ازدواجی است که در دهه سوم زندگی شخص صورت بگیرد و آقا از لحاظ سنی بزرگ‌تر از خانم باشد و اختلاف سنی آنها بیش از ۷ سال نباشد، همچنین هر دو نفر به بلوغ جسمی و فکری رسیده باشند و از سلامت لازم برخوردار باشند.

اما واقعیتی که وجود دارد این است که ممکن است همه اشخاص نتوانند چنین ازدواجی را داشته باشند و به خصوص ممکن است در روابطی قرار بگیرند که شرایط ازدواج و اختلاف سنی آنها از حالت نرمال و طبیعی خارج باشد.


مطالب مرتبط : تست آنلاین میزان تفاهم قبل از ازدواج


نمونه ای از ازدواج با دختران بزرگ‌تر از پسر

اگر پسر زیر ۲۵ سال با خانمی  خیلی بزرگ تر از خود ازدواج کند، این احتمال وجود دارد که این ازدواج‌ به طلاق منجر شوند؛ در ازدواج‌‌های معکوس زوجین با گذشت زمان به پختگی عقلانی و عاطفی می‌رسند و این پختگی باعث می‌‌شود که مقبولیت و صمیمیت بین زوجین کاهش پیدا کند؛ معیارها، توقعات و انتظارات آنها با یکدیگر متفاوت باشد و بینش و نگرش آنها نسبت به ازدواج تغییر پیدا کند.


مقاله مرتبط: علت های و دلایل طلاق را به تفسیر بدانید!

مقاله مرتبط: مشاوره قبل از طلاق


پسران به دلیل کمبودهای عاطفی که دارند به سمت زنانی بزرگ‌تر از خودشان گرایش پیدا می‌کنند تا با آنها ازدواج کنند؛ این زنان به پسران توجه و محبت و از آن‌ها حمایت می‌‌کنند.

عزت نفس پایین پسران یکی از علل اصلی گرایش آنها به ازدواج با دخترانی بزرگ‌تر از خودشان است؛ وضعیت مالی و اقتصادی خوب دختران هم برای پسران بسیار مهم است به طوری که پسران تمایل دارند با دخترانی بزرگ‌تر از خودشان که وضعیت مالی و اقتصادی خوبی دارند، ازدواج کنند.

عیب های ازدواج با دختر بزرگتر از پسر

مساله بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی در ازدواج با دختران بزرگتر از پسر

ازدواج پسران با دخترهای بزرگ‌تر از خود می‌تواند سبب بروز مشکلات و مسائل دیگری از لحاظ بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی شود.

مساله ای که مطرح است، مساله بیولوژی است. خانم‌ها زودتر به یائسگی می‌رسند، مردها هم به این سن می‌رسند، اما مانند زن‌ها نیستند به همین دلیل اگر قرار است زوجی خانواده تشکیل داده و فرزندانی داشته باشند، سن بالای خانم‌ها می‌تواند مطرح باشد. سن بالای خانم‌ها می‌تواند از نظر ژنتیکی و تولد بچه‌ها مساله ایجاد کند و ریسک آمار اختلالاتی که ممکن است پیش بیاید بالاست.

زنان پس از زایمان و پا به سن گذاشتن جذابیت جسمانی خود را از دست می‌دهند و جسم آنها زودتر از مردان فرسوده می‌شود بنابراین از دست دادن جذابیت جسمانی زنان با افزایش سن خطری است که ازدواج‌‌های معکوس را تهدید می‌کند؛ اگر زنان ۲ تا سه سال بزرگ‌تر از مردان باشند این ازدواج‌‌ها معمولا مشکلی ایجاد نمی‌‌کنند، اما در صورتی که زنان خیلی بزرگ‌تر از مردان باشند این ازدواج‌‌ها ممکن است به طلاق منجر شوند.

مسئله روانی در ازدواج با دختران بزرگتر از پسر

از نظر روانی هم شخصی که سن کمتری دارد، می‌خواهد فعال‌تر باشد. اگر اختلاف زوجین بالا باشد آنها در مسائلی مانند تفریح و هیجان طلبی هم به مشکل برخواهند خورد، زیرا یکی از آنها به دلیل سن و سالش طالب تفریح و هیجان است، اما دیگری به دلیل سن بالا نمی‌تواند او را همراهی کند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


bad-marriage.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

یک مطالعه جدید نشان داده است که ازدواج بد، افزایش خطر ابتلا به بیماری قلبی در سنین بالا ــ مخصوصا در زنان ــ را افزایش می دهد.

محققان به مدت پنج سال، ۱۲۰۰ مرد و زن متاهل آمریکایی، ۵۷ تا ۸۵ ساله، را مورد بررسی قرار دادند. محققان دانشگاه ایالتی میشیگان، گفتند افرادی که ازدواجشان با همسرشان، بیش از حد منتقدانه و سخت هست، احتمال ابتلا به به بیماری قلبی در این افراد بیشتر از افرادی است که همسر حمایت کننده دارند…

رابطه ازدواج و بیماری قلبی

آن ها همچنین دریافتند که اثر مضر ازدواج بد در سلامت قلب، با سن افزایش می یابد. این امر ممکن است به این علت باشد که استرس های مرتبط با ازدواج، ممکن است موجب تحریک پاسخ های قلبی ــ عروقی بیشتر و شدیدتر، به علت کاهش عملکرد سیستم ایمنی و افزایش سن افراد شود.

زنان بیشتر در معرض بیماری قلبی هستند

زنان بیشتر احتمال دارد از سلامت قلب ضعیف، به دلیل ازدواج ناموفق، رنج ببرند. به گفته محقق برجسته هوی لیو، استاد جامعه شناسی، زنان تمایل دارند احساسات منفی را درونی کنند، و این امر آن ها را بیشتر در معرض افسردگی و مشکلات قلبی قرار می دهد.

رابطه ازدواج و بیماری قلبی

محققان همچنین دریافتند که به نظر می رسد بیماری قلبی، باعث کاهش کیفیت ازدواج برای زنان می شود، و نه مردان. این نویسندگان ادعا کردند که این امر، به این دلیل است که زنان بیشتر احتمال دارد، شوهر بیمار خود را حمایت کنند؛ در حالی که شوهران به احتمال کمتری این کار را برای همسران خود انجام می دهند.

لیو در نشست خبری دانشگاه توضیح داد:

“به این ترتیب، سلامت نامناسب زنان، ممکن است بر میزان ارزیابی کیفیت زناشویی وی تأثیر بگذارد؛ اما سلامت ضعیف شوهر، به نظر وی به ازدواج آسیب نمی رساند.”

لیو افزود که یافته های منتشر شده در روز ۱۹ نوامبر در مجله سلامت و رفتار اجتماعی، نشان دهنده نیاز به مشاوره ازدواج و حمایت از زوج های مسن تر است.

“مشاوره ازدواج به طور عمده، بر زوج های جوان متمرکز است؛ اما این نتایج نشان می دهد که کیفیت زناشویی در سنین بالاتر مهم است، حتی زمانی که زوج ۴۰ یا ۵۰ سال است که ازدواج کرده اند.”

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر


15981.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۴ دقیقه

افرادی كه نمی توانند در مقابل آزار خانواده از همسر خود حمایت كنند

در ازدواج، ما نه تنها با همسر خود ازدواج می كنیم، بلكه به طور استعاری با خانواده او نیز ازدواج می كنیم. خانواده همسر می تواند نقش مثبت یا منفی در ازدواج ایفا كند. برخی از خانواده ها به طور خیلی جدی در زندگی مداخله می كنند و تأثیر منفی قابل ملاحظه ای می گذارند. تأثیر خانواده همسر بستگی به نحوه برخورد همسر دارد.
چنانچه همسری رفتار غیرمحبت آمیز و مخرب خانواده خود را تحمل نكند و در برابر آنها ایستادگی كند، خطر زیادی رابطه همسران را تهدید نمی كند، اما اگر همسر نتواند رفتار مخرب و آزار دهنده خویشاوندان خود را كنترل كند، روابط همسران رو به وخامت می گذارد. خانواده آزار دهنده همسر، معمولاً به سرعت قابل شناسایی نیست و معمولاً پس از گذشت زمان قابل ملاحظه و با ارتباط زیاد است كه می توان آزار دهنده بودن آنها را تشخیص داد.
خانواده آزار دهنده، حریم ازدواج را به رسمیت نمی شناسد و هچ حد و مرزی را بین خود و فرزند خود رعایت نمی كند. در زیر برخی از نشانه ها و رفتارهای این گونه خانواده ها آورده شده است:

  1. انرژی، توجه و وقت همسران را برای خود می خواهند. اینگونه خانواده ها می پندارند كه هدف و مقصود از ازدواج این است كه عروس یا داماد در خدمت آنها باشند. آنها توقع دارند كه عروس یا داماد دایماً آنها را ببیند و برای آنها كارهایی را انجام دهد كه وظیفه آنها نیست.
  2. سعی می كنند در زندگی همسران دخالت كنند. خانواده آزار دهنده بدون اینكه از آنها درخواستی شود، در مورد همه چیز زندگی همسران اظهار نظر می كنند. از بزرگ كردن فرزندان گرفته تا نوع غذایی كه می خورند. آنها معنی عبارت زندگی خصوصی را درك نمی كنند.
  3. رابطه همسران را به رسمیت نمی شناسند. آنها دایماً عروس یا داماد را به خاطر اینكه باعث جدایی فرزندشان از آنها شده است، تنبیه می كنند. به عروس یا داماد خود احترام نمی گذارند، گویی كه انگار اصلاً وجود ندارند و یا اینكه افراد پست و مزاحمی هستند. آنها این كار را به روش های زیر ممكن است انجام دهند.
  • كارت های دعوت را خطاب به فرزند خود می نویسند.
  • وقتی تلفن می كنند، بدون اینكه با عروس یا داماد خود صحبت كنند، می خواهند كه گوشی را به فرزندشان بدهند.
  • با عروس یا داماد خانواده مثل كلفت یا نوكر رفتار می كنند.
  • در حضور هر دو نفر به گونه ای صحبت می كنند كه گویی فقط فرزند آنها حضور دارد.
  • وقتی كه فرزند خود را می بینند از او احوالپرسی می كنند و به او احترام می گذارند و به عروس یا داماد توجه نمی كنند.
  • با بچه ها به گونه ای برخورد می كنند كه گویی آنها تنها بچه های فرزندشان هستند.
  • فرزند خود را به تنهایی به میهمانی ها، جشنها و مراسم دعوت می كنند.

افرادی كه رفتار آزار دهنده و زیان بخش خانواده خود را نسبت به همسرشان تحمل می كنند، كودكانی هستند كه هنوز بالغ نشده اند. آنها هنوز به خانواده خود وابسته هستند. افرادی كه خانواده آزار دهنده دارند و نمی توانند آزار خانواده خود را از همسرشان دور كنند، برای زندگی مشترك و ازدواج مناسب نیستند.

افرادی كه از روابط قبلی خود هنوز التیام نیافته اند

ازدواج با فردی كه هنوز از روابط قبلی خود التیام نیافته است، ازدواجی یأس آور و موجب دلشكستگی خواهد بود. افرادی كه هنوز از روابط قبلی خود التیام نیافته اند را می توان با ویژگی های زیر شناخت.

هنوز خشم و انزجار شدیدی نسبت به معشوق قبلی خود در دل دارند

هرچه خشم و عصبانیت بیشتری از گذشته در دل مانده باشد، به همان میزان توانایی فرد برای عشق ورزیدن در روابط فعلی كاهش پیدا می كند.

هنوز به خاطر ارتباط پیشین خود احساس گناه می كند و خود را مسئول می داند

چنانچه نامزد شما نسبت به نامزد قبلی خود احساس گناه می كند و تأسف می خورد، آن احساس او حتماً با قابلیت و توانمندی او در ورود به رابطه جدید تداخل می كند.

هنوز رنجش خاطر و آزار و اذیتی را كه از رابطه قبلی دیده است فراموش نكرده و در شوك روحی به سر می برد

برخی از افراد وسوسه می شوند كه با این افراد ازدواج كنند، تا آنها را نجات دهند. غافل از اینكه التیام این افراد نیاز به زمان و كمك تخصصی دارد. اگر كسی تا به این حد آسیب دیده است، باید به او وقت داد تا خود را به كمك افراد متخصص التیام دهد.

افرادی كه عواطف و احساسات خود را بیان نمی كنند

افرادی كه نمی توانند احساسات خود را بروز دهند، افرادی كه عواطف و احساسات را مسخره می كنند و بیان آنها را كاری عبث و بیهوده می دانند، در واقع از هجانات و احساسات می ترسند. این افراد به راحتی می توانند زندگی مشترك را با مشكل مواجه كنند. یك قسمت عمده ازدواج، ارتباط عاطفی است و افرادی كه نمی توانند عواطف خود را بروز دهند، در زندگی مشترك ایجاد اختلال می كنند. موارد زیر را می توان در افرادی كه عواطف و احساسات خود را بیان نمی كنند، مشاهده كرد.
الف  نمی توانند احساسات و عواطف خود را نشان دهند. چنانچه فردی نتواند احساسات خود را با شما در میان گذارد، رابطه با او سطحی و در نهایت مأیوس كننده خواهد شد و همواره مجبور خواهد بود تا احساسات او را حدس بزنید. این حق مسلم ماست كه از همسر خود انتظار داشته باشیم كه احساسات و عواطف اصلی و بنیادین نظیر شادی، غم، یأس و عشق خود را بروز دهد. چنانچه او این توانمندی را نداشته باشد، زندگی را به مسیر دشواری هدایت خواهد كرد. همه ما دارای عواطف و هجانات هستیم. فقط برخی از افراد از عواطف میترسند و سعی می كنند آنها را نادیده بگیرند.
ب  نمی توانند یا نمی خواهند درباره احساسات خود صحبت كنند.
وقتی همسر ما از احساسات خود گفتگو نمی كند، به این معنی است كه رابطه ای وجود ندارد. تنها چیزی كه در زندگی با این افراد وجود دارد یك قرارداد زندگی مشترك است، نه یك ارتباط.

افرادی كه »كودك» مانده اند و بالغ آنها شكل نگرفته است

این افراد از رفتار مسؤولانه و سنجیده طفره می روند و شرایطی را فراهم می آورند كه همسر آنها برای آنها نقش «والد» را ایفا كند. چند صفت ویژه برای شناسایی این افراد در زیر فهرست می شود.

افرادی كه »كودك» مانده اند

عدم مسوولیت پذیری مالی و اقتصادی

این افراد نسبت به بخش اقتصادی زندگی خود بی توجه هستند و در رابطه با آن كوتاه می كنند، به این دلیل كه نمی خواهند بزرگ شوند و مسؤولیت زندگی را به دست بگیرند. نشانه های زیر را می توان در این افراد مشاهده كرد.

  • افرادی كه چك های برگشتی دارند.
  • افرادی كه حساب دخل و خرج خود را ندارند.
  • افرادی كه مكرراً از دیگران پول قرض می كنند.
  • افرادی كه به لحاظ اقتصادی هچ برنامه ای ندارند و تمام پول خود را خرج خرید اجناس لوكس و غیرضروری می كنند.
  • افرادی كه اعتبار مالی مناسبی ندارند.
  • افرادی كه هچ شغلی را برای مدت قابل ملاحظه ای نمی توانند حفظ كنند و مدام بیكار می شوند.
  • افرادی كه وقتی قرض می گیرند، به فكر پس دادن پول مردم نیستند.
  • افرادی كه وقتی پول دارند، صبر می كنند تا تمام شود و بعد به فكر كار و تلاش دوباره می افتند.

برخورد فرد با مسایل اقتصادی و مالی یكی از بهترین نشانه های »بلوغ« است. چرا كه كودكان نه می توانند پول بدست آورند و نه می دانند كه چگونه خرج كنند.

غیر قابل اعتماد بودن

از یك كودك انتظار نمی رود كه به حرف هایش عمل كند و از رسم و رسومات اجتماعی به طور كامل با خبر باشد. كودك برای یاد گرفتن مفهوم «مسؤولیت پذیری» احتیاج به زمان دارد. آموختن «وظیفه شناسی» برای كودكان هرگز به سرعت حاصل نمی شود. اما وقتی یك فرد می خواهد ازدواج كند، از او انتظار می رود كه مسؤولیت پذیر و وظیفه شناس باشد؛ تا بتوانیم به او اعتماد كنیم. نشانه های زیر را می توان در افراد غیرقابل اعتماد مشاهده كرد.

  • افرادی كه قول می دهند و به آن عمل نمی كنند.
  • افراد فراموشكار.
  • افراد مسامحه كار كه دایماً كارها را به تعویق می اندازند.
  • افرادی كه نمی توان روی آنها حساب كرد چرا كه در گذشته به دفعات ما را مأیوس كرده اند.
  • افراد غیر قابل اتكا.

وقتی با چنین فردی سر و كار داشته باشیم، دایماً باید كارهایش را به او یادآوری كنیم، كارهای او را برایش انجام دهم و مدام به خاطر ندانم كاری های او از دیگران عذرخواهی كنیم و كارهای او را توجیه كنیم. در چنین شرایطی نه اعتماد به وجود می آید و نه احترام.

عدم هدفمندی و بی انگیزگی

فردی كه بالغ او شكل نگرفته است برای زندگی نه هدف خاصی دارد و نه انگیزه ویژه ای. او باری به هر جهت زندگی را خواهد گذراند. نشانه های زیر می توانند روشن كننده مطلب باشند.

  • منتظر است كسی از راه برسد و به او انگیزه بدهد تا اینكه بتواند كاری انجام دهد.
  • هچ هدف و سمت و سوی خاصی را در زندگی دنبال نمی كند.
  • به سختی برای آینده برنامه ریزی می كند.
  • تصمیم گیری در مورد همه چیز را به بعد موكول می كند.
  • از روبرو شدن با مشكلات و حل آنها سرباز می زند.
  • همیشه منتظر است تا شانس به او رو كند.

افرادی كه اختلال جنسی دارند

اختلالات جنسی حوزه وسیعی از رفتارها را در برمی گیرد. از آنجا كه ارتباط جنسی یكی از حوزه های با اهمیت در زندگی مشترك است، فردی كه دارای اختلال جنسی است برای ازدواج مناسب نیست.

افرادی كه دیگران را كنترل می كنند

افرادی كه دیگران را كنترل می كنند، درست مقابل افرادی هستند كه مسؤولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند. فردی كه مسؤولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرد، اغلب از تصمیم گرفتن دوری می كند. اما افرادی كه دیگران را كنترل می كنند، می باید همه تصمیم ها را خودشان بگیرند. افرادی كه مسؤولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند، همیشه چشم به كمك و یاری دیگران دوخته اند، اما افراد كنترل كننده هرگز درخواست كمك نمی كنند. افرادی كه مسؤولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند، منتظر هستند كه به آنها بگوییم چه كار كنند، اما افراد كنترل كننده به دیگران می گویند كه چه كار باید بكنند و برای دیگران تعیین تكلیف می كنند. آنها می خواهند كنترل همه چیز در دست خودشان باشد و هر كاری خواهند كرد تا مبادا احساس كنند كه چیزی تحت تسلط و كنترل آنها نیست.
افرادی كه دیگران را كنترل می كنند دارای ویژگی های زیر هستند:

  • از لحاظ عاطفی محدود و بسته هستند.
  • آنها به سادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمی دهند.
  • حس مالكیت زیادی دارند.
  • بسیار حسود هستند.
  • به راحتی وقتی چیزی مطابق میل آنها نیست و یا هنگامی كه احساس می كنند روی اوضاع كنترل كافی ندارند، عصبانی می شوند.
  • معمولاً دارای عادت های وسواسی هستند.
  • اصلاً خوش ندارند كه كسی به آنها بگوید چه كار كنند، چرا كه احساس می كنند كنترل در دستشان نیست.
  • این افراد معمولاً والدینی سلطه جو و انتقادگر می شوند. چرا كه كنترل كمی می توان بر كودكان اعمال كرد.

افراد كنترل كننده معمولاً كمتر به درمان خود می پردازند، زیرا در درمان، احساس عدم كنترل و احساس تسلط درمانگر، آنها را رنج می دهد و نمی توانند كنترل درمانگر را بر زندگی خود بپذیرند. چنین افرادی مطمئناً تسلط و كنترل همسر را در زندگی نمی پذیرند. لازم است كه همه چیز در كنترل آنها باشد. این افراد معمولاً بر همسر و فرزندان بیشترین كنترل را اعمال می كنند و خشم زیادی را در آنها ایجاد می كنند. ازدواج با چنین افرادی، به معنای پذیرش سلطه و كنترل آنها بر زندگی خودمان است.

افرادی كه مسئولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند

این افراد معمولاً دیگران را به خاطر مشكلات و مسایل زندگی خود مسؤول می دانند و آنها را سرزنش می كنند. آنها مسؤولیت سهمی كه خود در ایجاد آن مشكلات داشته اند را بر عهده نمی گیرند. وقتی با چنین افرادی روبرو شویم، معمولاً داستان های فراوانی از ظلم دیگران و مظلومیت آنها می شنویم. اما باید مراقب بود نفر بعدی خود ما خواهیم بود.
برخی از ویژگی های افرادی كه مسؤولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند عبارتند از:

  • این افراد به ندرت مستقیماً و با صراحت عصبانیت و خشم خود را بیان می كنند. در عوض مدام گله و شكایت می كنند و قیافه ناراحت به خود می گیرند.
  • هنگامی كه به او راه حلی برای مشكلاتش ارایه می شود، همواره دلیلی پیدا می كند كه چرا این راه حل یا این پیشنهاد مفید نیست.
  • گویا همه راه حل ها برای آنها مفید نیست.
  • هیچ گاه صریح و مستقیم ناراحتی خود را بیان نمی كنند و فرد مقابل را مجبور به حدس زدن می كنند، گویا باید با زور از آنها اطلاعات را بیرون كشید.
  • وقتی به آنها عشق می ورزیم، احساس می كنیم كه تلاش ما بی ثمر است. آنها نمی توانند به سادگی پذیرای عشق باشند.
  • همیشه چیزی هست كه او را ناراحت كند.
  • همیشه بد عنق است.
  • دلش به حال خودش می سوزد و اغلب به خاطر خودش تأسف می خورد و آن را بیان می كند.
  • به جای اینكه تصمیم بگیرد و اقدام كند بیشتر وقتش را به گله و شكایت از روزگار و حوادث می پردازد.
  • هنوز دیگران را (والدین، دوستان، اقوام ) به خاطر گذشته خود سرزنش می كند و آنها را مسؤول زندگی خود می داند.
  • بسیار دیده می شود كه احساس می كنند در دام افتاده اند بدون اینكه هیچ راه گریزی داشته باشند.
  • به موفقیت و خوشبختی دیگران حسادت می كنند و خود را با آنها مقایسه می كنند.

این افراد چند ویژگی اصلی دارند كه عبارتند از:

هرگز مسئولیت شرایط و اتفاقات زندگی خود را بر عهده نمی گیرند

آنها به حال خود تأسف می خوردند، گله و شكایت می كنند و هر كار دیگری انجام می دهند، بدون اینكه اقدامی در جهت بهبود اوضاع صورت دهند. كافی است به آنها پیشنهاد دهید كه چگونه می توانند احساس بهتری داشته باشند، یا مسأله خود را حل كنند؛ آنگاه با فهرست بلند بالایی از انواع دلایلی روبرو خواهد شد، كه چرا آن پیشنهاد برای آنها مفید نیست. برخی از این افراد منتظر هستند تا شما یا دیگری نجاتشان دهد و برخی دیگر فقط احساس ترحم و همدردی دیگران و توجه آنها را می طلبند.

دیگران را به خاطر مشكلات خود سرزنش می كنند

از نگاه این افراد همیشه تقصیر همه چیز به گردن دیگری است. آنان دایماً والدین، بچه ها، همسر، دوستان، وضع سلامتی و بهداشت، اقتصاد و… را به خاطر بد بختی و عدم رضایت خود سرزنش می كنند.

خشم خود را آشكارا بروز نمی دهند

آنان جملاتی به كار می برند كه ظاهراً خصومتت آمیز نیست، اما به طرزی غیرمستقیم، خصومت و تنفر خود را نسبت به شما بیان می كنند. این جملات به آنها كمك می كند تا ظاهر «غیر عصبانی» خود را حفظ كنند.

فكر می كنند كه ضعیف و درمانده هستند

نمی توانم، نمی شود، هرگز و… عبارت های رایج و متداولی است كه این افراد به كار می برند. آنها معمولاً انجام كارهای خود را به تعویق می اندازند، چرا كه به خود اعتماد كافی ندارند. آنها امیدوارند كه دیگران آنها را حمایت كنند و نجات دهند.
همگی ما زمانی ممكن است چنین احساساتی داشته باشیم، اما این احساسات تمام زندگی اینگونه افراد را فرا گرفته است. در ابتدا كه با شخصی از این دست روبرو می شویم، از آنجا كه تجربه مشابه با او را داریم، با او همدردی می كنیم و سعی می كنیم به او كمك كنیم. اما این افراد معمولاً ما را ناكام می كنند و در نهایت نسبت به آنها احساس بی تفاوتی و بی اعتنایی پیدا می كنیم. زندگی با چنین افرادی یك تجربه سخت و دشوار است. این افراد برای زندگی مشترك مناسب نیستند و زندگی را به كام همسر و فرزندان تلخ می كنند.

افرادی كه به سرعت و به شدت خشمگین می شوند

افرادی كه به سرعت و به شدت خشمگین می شوند

همه ما در زندگی خود خشمگین می شویم. وقتی كه اوضاع بر وفق مراد نیست، وقتی كه ناراحت هستیم، یا در حق ما بی عدالتی شده است، خشمگین می شویم. این نوع از خشم طبیعی است و همه ما آن را احساس می كنیم. اما برخی افراد به طور ناگهانی و با شدت بسیار زیاد خشمگین می شوند. یا به عبارت دیگر خشم آنها غیر معمولی و نامتناسب است. زندگی با چنین افرادی یك تجربه بسیار وحشتناك است. این افراد با خشم خود، همسر و فرزندانشان را كنترل می كنند. وقتی با چنین افرادی روبرو می شویم، برای اینكه مورد حمله خشم آنها واقع نشویم، رفتار خود را بسیار كنترل می كنیم و در حال ترس از آنها به سر می بریم. چرا كه هر لحظه احتمال آن می رود كه عصبانی شوند و خشم خود را با شدت هرچه تمامتر بروز دهند. كنترل رفتار در برابر این گونه افراد برای مدتی كوتاه امكان پذیر است، اما در زندگی مشترك حقیقتاً انرژی فراوانی از انسان می گیرد. در زیر برخی از نشانه های هشدار مربوط به خشم ناگهانی و بدون كنترل آورده شده است:

  • هنگامی كه برخی چیزهای كوچك مطابق میل او نیست، از كوره در رفته و خشم خود را روی كسانی كه در اطراف او باشند، خالی می كند.
  • هنگامی كه با نظر او موافق نیستید، با فریاد، بد دهنی و تهدید پاسخ می دهد.
  • هنگامی كه از او می خواهید تا كار ساده ای را برایتان انجام دهد، حالت تدافعی گرفته و مخالفت می كند.
  • هنگامی كه به او توضیح می دهید كه رفتارش چه تأثیری بر شما می گذارد، احساس می كند كه به او حمله شده است و متقابلاً بی رحمانه به شما حمله می كند.
  • خشم خود را با كوبیدن در، قطع تلفن، ترك اتاق و… بروز می دهد.
  • خلق و خویش به ناگهان از وضعیتی مهربان، گرم و صمیمی، در عرض تنها چند ثانیه به وضعیتی عصبانی تغییر می كند.
  • وقتی كاری را كه می خواهد برایش انجام نمی دهد، یا مرتكب اشتباه می شوید، آمادگی او برای اینكه داد بزند و شما را تحقیر كند، بالاست.
  • به كرات در مكان های عمومی نظیر رستوران ها، مراكز خرید، خانه دوستان و… صدایش را بلند كرده و یا عصبانی می شود.
  • خشم خود را به صورت فیزیكی و با زدن و یا پرت كردن اشیا و هل دادن و یا زدن شما و یا دیگری نشان می دهد.

قبل از ازدواج لازم است كه به مسأله خشم توجه كنیم. در صورتی كه فرد مورد نظر شما در كنترل خشم خود مشكل دارد و به شدت خشمگین می شود، ارتباط شما در آینده مخدوش خواهد بود. از ازدواج با چنین افرادی باید پرهز كرد. زندگی با چنین افرادی به شدت آسیب زننده است.
تعدادی از این افراد بعد از ازدواج خشم خود را با زدن همسر خود خالی می كنند. در ادبیات علمی آنها را به عنوان همسر آزار می شناسیم. همسر آزاری یك مورد بسیار جدی در روابط خانوادگی به شمار می رود. برخی از خانم ها، پس از ازدواج متوجه می شوند كه همسر آنها دست بزن دارد وخشم خود را با زدن آنها كاهش می دهد. بسیاری از این خانم ها اولین باری كه متوجه این مسأله می شوند، بهت زده می شوند، و نمی دانند كه چه باید بكنند. همسر آنها در عین حال كه به آنها ابراز عشق و صمیمیت می كند، در لحظه عصبانیت به راحتی آنها را می زند و بد دهنی می كند. زمانی كه این خانم ها از شوهران خود می خواهند كه رفتار خود را تغییر دهند، آنها معمولاً اظهار می كنند كه: »تو نباید كاری كنی كه من عصبانی شوم« و به این صورت سعی در كنترل همسر خود دارند. خانمی كه با امید فراوانی به زندگی مشترك پا گذاشته، پس از عقد ازدواج، اولین سیلی را كه از همسر خود می خورد، احساس درد، تنهایی، شرم، خجالت، ناتوانی، خشم و افسردگی می كند. عزت نفس آنها شدیداً آسیب می بیند و معمولاً ناتوان از تصمیم گیری، به زندگی با شوهر آزارگر خود ادامه می دهند. همسران آزار دیده بعضاً به قدری تحقیر می شوند، كه زندگی با آزار دهنده خود را توجیه می كنند و برای نجات آنها از شرایط آزار نیاز به روان درمانی هست.

افرادی كه معتاد به مصرف موادمخدر، الكل یا دارو هستند

اگر دست خود را در آتش ببرید، حتماً خواهد سوخت. اگر خود را جلوی ماشین بیاندازید حتماً زیر گرفته خواهد شد. اگر عاشق یك الكلی یا معتاد به موادمخدر بشوید، حتماً آسیب خواهد دید.كسی كه معتاد به مصرف موادمخدر یا مصرف مشروبات الكی است، به واقع فردی است كه سعی می كند تا بر مغز خود با استفاده از یك ماده شیمیایی تأثیر بگذارد، تا از مشكلات و دنیای واقعی دور شود. ما با تعداد بیشماری از زوج ها و همسران روبرو می شویم، كه در ابتدای زندگی اعتیاد را یك امر عادی می دانسته اند؛ یا فكر می كرده اند كه موضوع چندان مهمی نیست و نامزد آنها پس از ازدواج مواد را ترك خواهد كرد و به این امید تن به ازدواج داده اند و بعد با یك زندگی بحران زده روبرو شده اند. زندگی پرملالتی كه در آن بسیار آسیب دیده اند و راههای گریز از آن بسیار محدود بوده است.

افرادی كه معتاد به مصرف موادمخدر، الكل یا دارو هستند

برای آنكه به طور خیلی خلاصه با اعتیاد آشنا شویم، در اینجا اطلاعات محدودی می آوریم، تا تصویر صحیح تری از اعتیاد داشته باشیم.۷۶ درصد مردان و ۶۵ درصد زنانی كه معتاد به مصرف مواد هستند، یك بیماری روانی دیگر نیز دارند. علایم افسردگی بین افراد مبتلا به سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد شایع است و احتمال خودكشی موفق بین مبتلایان به بیماری سوء مصرف مواد تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از كل جمعیت است. از آنجا كه فرد معتاد نیاز به درمان جدی دارد، باید از ازدواج با او پرهیز كرد. این پرهیز از ازدواج تنها به دلیل خود اعتیاد نیست، بلكه به دلیل تأثیرات روانشناختی است كه مصرف مواد بر روی فرد بر جای می گذارد. مثلاً مصرف مواد افیونی از قبیل تریاك، ایجاد خواب آلودگی، بی اشتهایی، كاهش میل جنسی، كاهش فعالیت، تغییر در شخصیت، وراجی، بیش فعالی، تحریك پذیری، پرخاشگری، تهیج، بدبینی، ناتوانی جنسی و توهم می كند.

آیا با فردی كه تحت تأثیر مواد دارای چنین شرایطی هست می توان ارتباط صمیمانه ای برقرار كرد؟ مسأله اعتیاد یكی از جدی ترین مسایلی است كه قبل از ازدواج باید به آن توجه كرد. در تحقیق قبل از ازدواج، این مورد یكی از الزامات است. دانستن اینكه آیا یكی از اعضای اصلی خانواده فرد معتاد هست یا نه؟ نیز می تواند كمك كننده باشد. چرا كه یك الگوی ژنتیك در بیماری سوء مصرف مواد مشاهده می شود. ازدواج با فرد معتاد یك خودآزاری و یك آسیب جدی است. اما اگر فردی را دوست دارید كه معتاد است، تنها می توانید از او بخواهد كه مواد را كنار بگذارد و برای ترك مواد كمك تخصصی بگیرد در صورتی كه این فرد موفق به ترك مواد شد، لازم است تا یك سال از ازدواج با او خودداری كنید. چون ۱۲ ماه اول پس از قطع وابستگی دوره پر خطری برای عود بیماری به شمار می رود. این دوره را اصطلاحاً دوره بهبود موقت اولیه نامیده اند. پس از آن همچنان باید با احتیاط بسیار با چنین افرادی ازدواج كرد.
یك فرد معتاد، لازم است تا به خودش بپردازد و در ابتدا بیماری خود را درمان كند. بسیاری از این افراد برای فرار از واقعیت اعتیاد، ممكن است رو به ازدواج آورند. و یا حتی خانواده های آنها تصور كنند كه ازدواج می تواند درمان اعتیاد آنها باشد. درمان اعتیاد همانند درمان دیگر بیماری های روانشناختی، یك درمان كاملاً متمركز و تعریف شده است و ازدواج تنها می تواند استرس این افراد را اضافه كند و مصرف مواد آنها را افزایش دهد.


15972.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۹ دقیقه

افراد نامناسب برای ازدواج

افرادی که از یکدیگر دور هستند

برخی از ازدواج ها در شرایطی رخ می دهد که یکی از همسران در کشوری دیگر، یا در شهر ی دیگر است که امکان ملاقات و آشنایی از نزدیک برای آنها محدود است. به خصوص در سال های اخیر ازدواج با ایرانیان مقیم خارج کشور باعث شده است که این نوع ازدواج رواج بیشتری بیابد. دور بودن از یکدیگر شرایطی را فراهم می کند که نیاز به توجه دارد. وقتی که افراد از یکدیگر دور هستند شناخت آنها از یکدیگر یک شناخت از دور است. وقتی به آینه از نزدیک نگاه می کنیم چهر ه خود را به طور شفاف می بینیم، با همه جزییات و ریزه کاری ها، اما وقتی از آینه دور بایستیم و به چهره خود نگاه کنیم، جزییات چهره خود را نمی توانیم ببینیم، بلکه تنها کلیت آن را می بینیم. در روابط راه دور امکان شناخت جز ییات فرد وجود ندارد، تنها می توانیم کلیت فرد را بشناسیم. آشنایی و شناخت که یک جزء مهم ازدواج است، در روابط راه دور با اشکال روبرو می شود. در روابط راه دور موارد زیر را می توان مشاهده کرد:

  • هدف عاشق و معشوق در یک رابطه طبیعی این است که با یکدیگر مهربان تر و صمیمی تر شوند، اما هدف عاشق و معشوق در روابط راه دور این است که دوباره یکدیگر را ببینند.
  • فرصت شناخت واقعی از افراد سلب می شود.
  • از برخورد با مسایل و مشکلات اجتناب می شود. وقتی نامزدهایی که رابطه آنها از راه دور است یکدیگر را می بینند، اولاً از آنجا که فرصت محدودی دارند سعی می کنند که همه چیز را به خوبی برگزار کنند و از این که در این مدت کوتاه به مسایل و مشکلات بپردازند معمولاً اجتناب می کنند.
  • تلقی آنها از تفاهم با یکدیگر معمولاً بسیار غیرواقع بینانه است. وقتی فقط چند روز بیشتر فرصت ندارند که یکدیگر را ببینند تمام وقتشان را باهم می گذرانند، به سینما، رستوران و میهمانی می روند. هیجان زیادی که در این روزها وجود دارد، باعث می شود که فکر کنند بعداً نیز در زندگی مشترک، همین شرایط تکرار خواهد شد. معمولاً این افراد وقتی برای زندگی مشترک به یک شهر یا یک کشور می روند، متوجه می شوند که شرایط واقعی چه قدر متفاوت از تجربه های اولیه آنها بوده است. به جز دور بودن در زمان آشنایی برخی از افراد دارای شرایطی هستند که پس از ازدواج برای زمان قابل توجهی از همسر خود دور هستند، افرادی که در کشتی کار می کنند یا به مأموریت های شغلی طولانی مدت می روند طبیعتاً مدت زمان قابل توجهی از همسر خود دور هستند. این گونه ازدواج ها با مسائل قابل توجهی روبرو می شود که نیاز به ویژگی های شخصیتی خاصی دارد. به هر حال در جمعیت عمومی این گونه ازدواج ها توصیه نمی شود.

دختر دادن و دختر گرفتن از یک خانواده

  • در برخی از فرهنگ های ایران زمین به دختر دادن و دختر گرفتن از یک خانواده اصطلاحاً بده بستان می گویند. این گونه ازدواج ها شرایط پیچیده ای را باعث می شود. دختر دادن و گرفتن از یک خانواده به این معنی است که اعضای درجه یک یا درجه دوی یک خانواده با اعضای درجه یک یا درجه دوی خانواده ای دیگر ازدواج کنند. این ازدواج سه حالت را دربردارد.
    در حالت اول اعضای درجه یک (خواهر و برادر یا دو خواهر یا دو برادر ) از یک خانواده با اعضای درجه یک (خواهر و برادر یا دو برادر یا دو خواهر ) از خانواده ای دیگر ازدواج می کنند.
  • در حالت دوم اعضای درجه یک (خواهر و برادر یا دو خواهر یا دو برادر ) از یک خانواده با اعضای درجه دوم (دایی، خاله، عمو، عمه و فرزندان آنها و فرزندان خواهر و برادر) از خانواد های دیگر ازدواج می کنند.
  • در حالت سوم اعضای درجه دوم از یک خانواده با اعضای درجه دوم از خانواده ای دیگر ازدواج می کنند.
    در این گونه ازدواج ها شاهد دو زوج هستیم که به طور ضربدری با هم خویشاوند هستند و این خویشاوندی گاهی درجه یک و گاهی درجه دو است. بنابراین در این گونه ازدواج ها مسائل همسران آغشته به مسائل مربوط به خویشاوندان درجه اول یا درجه دوم می شود و تمام پیچیدگی این گونه ازدواج ها از همین تداخل نشأت می گیرد. تداخل خویشاوندی با زوجیت، مسائل بسیار عدیده و پیچیده ای را به وجود می آورد. پیچیدگی مطلب زمانی به حداکثر می رسد که شاهد حالت اول از حالت های سه گانه باشیم. در حالت اول از آنجا که دو زوج هستند که به طور ضربدری خواهر /برادر یا خواهر /خواهر و یا برادر/برادر هستند، بالاترین پیچیدگی ممکن بروز پیدا می کند.

در فرهنگ عامیانه ی مردم مرکز ایران این اعتقاد وجود دارد که اگر دو خواهر از یک خانواده با دو برادر از خانواده ای دیگر ازدواج کنند یکی از زوج ها سیاه بخت می شود. هر چند ما چنین مطلبی را باور نداریم اما معتقدیم که این باور عامیانه اشاره به سختی ها و پیچیدگی های این گونه ازدواج ها دارد.

به مثال زیر توجه کنید:

علی و مریم خواهر و برادر هستند. علی با شبنم ازدواج کرد. دو سال بعد محمد بر ادر شبنم به خواستگاری مریم آمد و با او ازدواج کرد. رابطه علی و شبنم با هم در دو سال اول ازدواجشان خوب بود و مشکل عمده ای نداشتند. اما از زمانی که محمد و مریم با هم ازدواج کردند رابطه ی آنها متأثر از این رابطه شد. هرگاه محمد و مریم رابطه ی خوبی با هم داشتند علی و شبنم هم رابطه ی خوبی داشتند و هرگاه محمد و مریم، مشکل پیدا می کردند، علی و شبنم به بحث در مورد ایرادات خواهر و برادر دیگری می پرداختند. علی اکثراً مشکلات را ناشی از محمد و شبنم تقصیر را بیشتر از مریم می دانست. یک سال پیش مریم درخواست مهریه کرد و مسائل و مشکلات بین او و محمد افزایش قابل توجهی پیدا کرد. از آن زمان به بعد مشکلات علی و شبنم نیز افزایش قابل توجهی یافته است.
در صورتی که خود را به جای علی و شبنم قرار دهید، متوجه می شوید که آنها از یک طرف تحت فشار عاطفی مسائل و مشکلات خواهر یا برادر خود هستند و از طرف دیگر باید با همسری ارتباط برقرار کنند که او نیز تحت فشار عاطفی از جانب خواهر یا برادر خود است و در عین حال این مسائل و مشکلات به نحوی ناشی از خواهر یا برادر خود آنهاست.
و در صورتی که خود را به جای محمد و مریم قرار دهید، متوجه می شوید که آزادی عمل آنها چه قدر محدود است چرا که در عین حال که باید مشکل خودشان را حل کنند باید مراقب خواهر یا برادر خود و رابطه ی او با همسرش نیز باشند.
در فرهنگ شرقی ما که روابط خویشاوندی و صله ی ارحام اهمیت فوق العاده ای دارد، تداخل روابط زوجیت با روابط خویشاوندی و مد اخله ی خویشاوندان پیچیدگی فوق العاده ای را بر ارتباط همسران تحمیل می کند. بنابراین توصیه می شود که به این گونه ازدواج ها با دقت بسیار بیشتری نگریسته شود و حتی الامکان از این گونه ازدواج ها پرهیز شود.

تفاوت های اجتماعی، قومی و تحصیلی با یکدیگر

یکی از شرایط تحقق رابطه ی سالم، نقاط مشترکی است که دو نفر باهم دارند:
علایق مشترک، عقاید و باورهای مشترک و سوابق و سلایق مشترک. تمامی اینها در تفاهم و راحتی زندگی مشترک و کم بودن تنش سهم بسزایی دارند. این بدین معنی نیست که شما و همسرتان می باید لزوماً در مورد همه چیز توافق نظر داشته باشید، اما تفاوت های زیاد و خارج از معمول می تواند تنش زیادی ایجاد کند و رابطه ای که از تفاهم و هماهنگی لازم برخوردار نباشد، عملاً مشکلات زیادی را در پی خواهد داشت. تفاوت اجتماعی بیشتر بیانگر تفاوت طبقه اجتماعی و وضعیت اقتصادی است.
در ایران اقوام و قومیت های زیادی زندگی می کنند. برخی از این قومیت ها با دیگر قومیت ها شباهت بیشتری دارند و با برخی دیگر بسیار تفاوت دارند. هرچه شباهت های دو قوم بیشتر باشد، در ازدواج مشکلات کمتری ایجاد می شود. اما هرچه تفاوت ها بیشتر باشد شاهد مشکلات بیشتری خواهیم بود.
فعالیت:
شما از چه قومیتی هستید؟
کدام یک از اقوام ایرانی با شما شباهت بیشتری دارند؟
کدام یک از اقوام ایرانی با شما تفاوت بیشتری دارند؟
مشکلات احتمالی ناشی از تفاوت های اجتماعی، قومی و تحصیلی موارد زیر است.

  • ممکن است دریابید که نقاط مشترک کافی ندارید. برخی از همسران از تفاوت ها به سود خود استفاده می کنند. از یکدیگر می آموزند و خود را باهم هماهنگ می کنند. اما چنانچه این تفاوت ها زیاد باشد، تنها سبب درگیری و احساس بیگانگی خواهد شد.
  • ممکن است دریابید که ارزش های کاملاً متفاوتی دارید. ارزش های ما براساس طرز تربیت، فرهنگ قومی، سطح تحصیلات و تجارب زندگی ما شکل گرفته است. چنانچه این گونه سوابق ما به طرز فاحشی با سوابق همسر آینده ی ما متفاوت باشد، احتمالاً مشاهده خواهیم کرد که از ارزش های کاملاً متفاوتی برخوردار هستیم.

تفاوت دینی (مذهبی) با یکدیگر

تفاوت دینی (مذهبی) می تواند یکی از مسأله سازترین تفاوت ها باشد. تفاوت دینی در آغاز آشنایی تأثیر چندانی بر رابطه ندارد، چرا که لزومی ندارد که از دیدگاه های مذهبی یکسانی برخوردار باشیم تا از بیرون رفتن با کسی لذت ببریم. اما متأسفانه وقتی رابطه جدی تر می شود و احساسات افراد نسبت به یکدیگر قدرت می گیرد، مشکلات هم بیشتر می شود. از آنجا که دین و مذهب باورهای بنیادین ما را شکل می دهند، تفاوت در این باورهای بنیادین می تواند برای همسران بسیار مسأله ساز شود. این افراد معمولاً در سنت ها و ایام تعطیل تفاوت مذهبی بین خود را به خوبی مشاهده می کنند و از همه مهم تر وقتی صحبت از بزرگ کردن بچه ها باشد، کافی است از آنها بپرسیم که دوست دارند بچه هایشان چه دین یا مذهبی داشته باشند.

تفاوت سنی زیاد با یکدیگر

تفاوت سنی زیاد بین زن و شوهر می تواند برای هر دو نفر مشکلات جدی ایجاد کند. البته معمولاً در اوایل ازدواج این مشکلات چندان زیاد به نظر نمی رسد، اما پس از گذشت چند سال به طور جدی خود را نشان خواهند داد.

تفاوت سنی زیاد با یکدیگر

تفاوت سنی در سنین پایین تر مشکلات بیشتری را ایجاد می کند، تا در سنین بالاتر. مثلاً تفاوت سنی یک مرد ۳۵ ساله با یک دختر ۲۰ ساله مشکلات بیشتری را سبب می شود، تا تفاوت سنی بین یک مرد ۵۵ ساله با یک خانم ۴۰ ساله. تفاوت سنی، زوج اول را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهد؛ چرا که پختگی و سطح تجربیات آنها در مقایسه با زوج دوم از شباهت کمتری برخوردار است. یک زن چهل ساله تجربیات مشترک بیشتری با یک مرد پنجاه و پنج ساله دارد، تا یک دختر ۲۰ ساله در مقایسه با یک مرد ۳۵ ساله.
موضوع تفاوت سنی زیاد بین زن و شوهر عواقب بسیاری دارد که لازم است حتماً به آن توجه شود. برخی از مشکلات احتمالی تفاوت سنی زیاد در زیر آورده شده است.

اگر از همسر خود بزرگتر باشید

  • این امکان وجود دارد که حوصله ی او را نداشته باشید. این امکان وجود دارد که برخی اوقات تحمل خامی ها، بی تجربگی ها و کندی او را درباره ی مسایل زندگی نداشته باشید. در واقع ممکن است از این که شاهد باشید که او هنوز با مسایلی دست به گریبان است، که شما مدتها پیش آنها را پشت سر گذاشته اید، خسته شوید.
  • ممکن است برای همسر خود نقش « والد » را بازی کنید. وقتی که تجربه ی بیشتری دارید، تقریباً غیرممکن است که بتوانید از پند و اندرز دادن و نصحیت کردن همسرتان چشم بپوشید. چرا که شما به خاطر سن بیشتر خود، می دانید که بهترین راه انجام کارهایی که او با آنها دست و پنجه نرم می کند، کدام است. همین باعث می شود که با همسر خود مانند « کودک » برخورد کنید. و در دام ارتباط « والد کودک » بیافتید. این ارتباط باعث خشم و انزجار او نسبت به شما و عصبانیت شما نسبت به او خواهد شد و تأثیر مخربی بر رابطه خواهد گذارد. در ضمن در رابطه ی والد کودک، جاذبه ی جنسی بین همسران به سرعت نابود خواهد شد.
  • در رابطه قدرت بیشتری پیدا می کنید و وسوسه می شوید که همسر خود را کنترل کنید. به دلیل بالاتر بودن سن و تجربه های بیشتر و احتمالاً موفقیتهای مالی بیشتر، ممکن است همسر خود را کنترل کنید تا دست به کارهای نپخته و حساب نشده نزند.
  • ممکن است بخواهید خود را جوانتر از سن واقعی خود نشان دهید. افراد در هر سنی نیازهای خاصی دارند، اما وقتی فردی با همسری بسیار جوانتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است از این که به نیازهای سنی خودش پاسخ دهد، دست بردارد و برای رضایت خاطر همسرش سعی کند که رفتارهای سنین پایین تر را انجام دهد.

اگر از همسر خود جوانتر باشید

  • این امکان وجود دارد که به او به عنوان یک الگو و آموزگار نگاه کنید. و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کنید. وقتی همسرتان به مراتب از شما بزرگتر باشد، طبیعی است که موفق تر، با تجربه تر و از لحاظ اقتصادی با ثبات تر باشد. این موضوع می تواند فرد را به طور ناخود آگاه تحت تأثیر قرار دهد، به طوری که احساس کند همسرش از او بهتر است.
  • ممکن است برای همسر خود نقش « کودک » را بازی کنید. وقتی که تجربه ی کمتری دارید و مشاهده می کنید که همسرتان با تجربه تر است، ممکن است به طور ناخود آگاه در مقابل او نقش « کودک » را بازی کنید، به نصیحتهای او گوش دهید و از او بخواهید یک که به شما بگوید چه بکنید و چه نکنید.
  • ممکن است بخواهید خود را مسن تر از سن واقعی خود نشان دهید. برای اینکه تفاهم بین خود و همسرتان را بیشتر کنید، ممکن است رفتارهای مطابق با سن خود را کنار بگذارید و مطابق میل او رفتارهای سنین بالاتر را از خود بروز دهید.

15993.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

تنها زمانی می توانید فرد مناسبی را برای زندگی خود پیدا كنید كه خودتان فرد مناسبی شده باشید حتی اگر فرد مناسبی را به عنوان همسر برگزینید اما خود شما فرد مناسبی نباشید، ارتباط شما ناچار به شكست منجر خواهد شد. خانم اشتاین می گوید:

افراد زیادی هستند كه در جستجوی فرد مناسبی هستند، بیش از اینكه تلاش كنند تا خود فرد مناسبی شوند.

افرادی كه معتاد به مصرف موادمخدر، الكل یا دارو هستند

پروفسور اولسون استاد دانشگاه مینه سوتا و یكی از دانشمندان به نام، ملاك ها و معیارهای زیر را برای ازدواج موفق پیشنهاد می كند. اگر به فكر ازدواج هستید یا در آینده قصد ازدواج دارید، این ملاك ها در انتخاب همسر به شما كمك خواهد كرد.

قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند

هر چه دو نفری كه می خواهند با هم ازدواج كنند پخته تر و مستقل تر باشند ایجاد ارتباط صمیمانه راحت تر و ساده تر خواهد بود. استقلال و پختگی اغلب در طول زمان و گذر عمر همراه با افزایش سن بدست می آید و همین میتواند دلیل خوبی برای صبر كردن در ازدواج باشد. بهترین عامل پیشبینی كننده ازدواج موفق بر اساس تحقیقات، سن همسران در هنگام ازدواج است. هر چه كه سن آنها پایین تر باشد و كم سن و سال تر باشند، احتمال طلاق افزایش می یابد. به نظر میرسد كه دلیل این اتفاق این باشد كه افراد مسن تر ثبات بیشتری دارند و دقیق تر میدانند كه از ازدواج چه می خواهند.

همان اندازه كه دیگری را دوست دارند خودشان را هم دوست داشته باشند

در روابط صمیمانه عزت نفس بسیار مهم است. به واقع اگر شما به خودتان عشق نورزید، سخت است كه به دیگری عشق بورزید. پیش از اینكه بتوانید عشق بورزید و دریافت كننده عشق باشید، نیاز به احساس امنیت و عزت نفس دارید.

 همان گونه كه از باهم بودن لذت می برند از تنها بودن نیز لذت ببرند

تعادل بین «با هم بودن» و «با هم نبودن» یا تعادل بین «همراهی» و «دوری» در یك ارتباط صمیمانه، نقش مهمی دارد. یك ارتباط صمیمانه به هر دوی آنها نیاز دارد. برای ایجاد این تعادل همسران باید بتوانند از فعالیت های جداگانه، در اوقاتی كه با هم نیستند، لذت ببرند. زیاد با هم بودن میتواند به رفتارهای مخرب و منفی مثل كنترل همسر و قدرناشناسی منجر شود.

در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند

شغل و حرفه باثبات

شغل یا حرفه با ثبات و رضایت آور، در عین حال كه می تواند امنیت مالی به همراه داشته باشد، ایجاد امنیت هیجانی می كند. زمانی كه شغل و حرفه فرد به خوبی پیش می رود، او میتواند زمان بیشتر و انرژی بالاتری را صرف ارتباط خود با دیگری كند. از طرف دیگر هر چه دل مشغولی و استرس فرد نسبت به كار و فعالیت بیشتر باشد. انرژی كمتری برای ارتباط خواهد داشت.

هر دو نفر از خود، آگاه باشند و خود را بشناسند

یك ارتباط صمیمانه، نیاز به گشادگی، درستكاری و صداقت بین دو نفر دارد. هر فردی باید بتواند توانمندی های خود را ارزیابی كند و ضعف های خود را به طور واقع بینانه بشناسد و مشكلات را تقصیر دیگران نداند. در ضمن لازم است كه هر طرف بداند كه از دیگری چه می خواهد و انتظاراتش از او چیست و نیز اینكه در این ارتباط چه میتواند به دیگری ارایه كند و چه انتظاری را میتواند برآورده سازد. آشنایی می تواند در این راه كمك زیادی به افرادی كه خواهان ازدواج با هم هستند بكند.

هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته های خود را قاطعانه بیان كنند

ابراز نظرات و خواسته ها

یكی از كلیدهای رشد صمیمیت، جسارت است. جسارت به این معنی كه آنچه را می خواهید به طور شفاف، مستقیم و به شیوه درست بیان كنید. افرادی كه جسارت ندارند، اغلب در روابط خود، منفعل/ پرخاشگر هستند، یا اینكه تلاش می كنند دیگران را فریب دهند و در ارتباط، نقش بازی كنند. هر چه كه همسران خواسته های خود را شفاف تر بیان كنند، احتمال اینكه به خواسته خود برسند بیشتر است. جسارت را نباید با خشونت اشتباه گرفت. خشونت تلاش برای سلطه بر دیگری است و جسارت بیان ساده نیاز و میل فرد، با شفافیت و صراحت همراه با رعایت ادب و حقوق دیگران است.

هر دو نفر سعی كنند كه خود خواه نباشند

وقتی كه ما به نیازهای دیگران توجه می كنیم، آنها نیز به نیازهای ما توجه می كنند. این یك قانون است و قانون «جلب توجه روشن بینانه» نام دارد. اصل بر این است كه خودخواهی كمتر، بهترین صلاح فرد است چرا كه به روابط همكارانه و صمیمانه كمك می كند و برای همه سودمند است. مراقبت بدون انحصار طلبی و توجه بدون حسادت، همسر را تشویق می كند تا به ظرفیت های بالقوه خود بپردازد و توانمندی های نهفته درونی خود را بشناسد و این یعنی سود بردن هر دو نفر.


16091.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

پاسخ این سؤال هم پیچیده است و هم كاملاً ساده. دو نفر كه عاشق یكدیگر هستند، هر كدام دیگری را ایده آل می داند. مانند دو نوازنده كه هر كدام از دید دیگری بسیار زیبا و دلنشین می نوازد. اما بعد از ازدواج این دو نفر باید با هم یك آهنگ و یك موسیقی را ارایه كنند و این غیر از هنر نوازندگی به تنهایی، نیاز به هماهنگی دارد و عنصر هماهنگی آن چیزی است كه فراتر از عشق است. ما معتقدیم كه هماهنگی در زندگی مشترك، تا حد زیادی قابل یاد گرفتن است و با آموختن مهارت های ارتباطی، موفقیت ازدواج افزایش می یابد.

ارتباط نزدیك و صمیمانه در ازدواج مانند قایق رانی در میان امواج خروشان است، كه تنها با عشق به قایق رانی نمی توان از خطرات آن به سلامت گذشت. ما نیاز به لنگری از عشق داریم، تا پیوندمان را محكم كند نیاز به سازگاری و توافق داریم تا جلیقه نجات ما باشد و نیاز به یك قطب نما داریم، تا بدانیم كه دو نفری به چه سمتی باید پارو بزنیم، تا از حوادث به سلامتی عبور كنیم.

آيا عشق كافی است؟

عشق کافی نیست!

عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زوج هاست. که یار و یاور هم باشند، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند، برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیات شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ندارد. لازمه داشتن مناسبات حسنه، کیفیات و خصوصیات فردی متعهد است که از جمله آنها می توان به تعهد، حساسیت، سخاوت، ملاحظه، صمیمیت، و فاداری، مسئولیت، اعتماد و اطمینان اشاره کرد. زن و شوهر به همکاری، مودت، حسن تفاهم و باورهای همگون نیاز دارند. باید انعطاف پذیر، پذیرنده و بخشنده باشند، باید خطاهای یکدیگر را تحمل کنند و به خصوصیات هم بها بدهند. تنها در صورت وجود این خصوصیات و تقویت به مرور ایام آنهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی میرسد.

اغلب زوج ها در برخورد با اشخاص ثالث مشکلی ندارند. اما به ندرت کسانی را پیدا می کنیم که با درک لازم و احاطه به مهارت های فنی بتوانند روابط صمیمانه خود را شکوفایی بخشند. اغلب آنها از دانش لازم برای اتخاذ تصمیماتی که خواسته همسرانشان را برآورده سازد بی بهره اند. وقتی شیرآب چکه می کند، خیلی راحت فکری، به حال آن می کنند اما وقتی عشق و محبت میان آنها تحلیل می رود، راهی برای برخورد با آن نمی یابند.

ازدواج و حتی با هم زندگی کردن با سایر مناسبات زندگی تفاوت دارد. وقتی زوجی با هم زندگی می کنند و متعهد به حفظ زندگی مشترک هستند، توقعاتی از هم پیدا می کنند. هر کدام انتظار دارند که از عشق بی قید و شرط، صمیمیت و وفاداری و حمایت دیگری برخوردار باشند، زن و شوهر، بطور صریح یا غیرمستقیم، کلامی و غیرکلامی خود را به رعایت این نیازهای عمیق متعهد کرده اند. هر اقدام زن یا شوهر مفاهیمی مشتق از این امیال و انتظارات دارد.

به خاطر شدت احساسات و توقعات و تحت تاثیر وابستگی عمیق و معانی سمبلیک و اغلب دلبخواهی که زن و شوهر برای اعمال یکدیگر در نظر می گیرند، احتمال برداشت سوء و تفسیر نادرست رفتارهای آنها از هم زیاد است.
وقتی در اثر سوء تفاهم اختلافی بروز می کند، زن و شوهر به جای توجه به مسئله در مقام سرزنش یکدیگر حرف می زنند. وقتی مشکلات نمایان می شوند و خصومت و سوء تفاهم بالا می گیرد، زن و شوهر جنبه های مثبت و قوت یکدیگر را از یاد می برند و به تدریج کار به جایی می رسد که اصل زندگی مشترک زیر سوال می رود و گرفتاری اصلی و عامل سوء تفاهم فراموش می شود.

هیچ فردی بدون مطالعه، در زمینه ارتباط متخصص نیست. همان طور كه در هیچ زمینه دیگری هم بدون یادگیری و دانستن و مطالعه، تخصص كسب نمی شود. افزایش دانش درباره ارتباط، خانواده و ازدواج به ما كمك می كند تا انتخاب بهتری داشته باشیم و كیفیت ارتباط با همسرمان را بهبود بخشیم.كیفیت ارتباط در زمان نامزدی و قبل از ازدواج معیار بسیار مناسبی است برای آنچه كه بعد از ازدواج پیش خواهد آمد. بنابراین اگر بتوانیم كیفیت ارتباط را در زمان نامزدی و قبل از ازدواج بهبود ببخشیم می توانیم كیفیت ارتباط بعد از ازدواج را نیز ارتقا دهیم.


مزایای-ازدواج.jpg
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

مزایای ازدواج

بسیاری از مردان آمریکایی به ازدواج به عنوان زنجیر شدن نگاه می کنند و مزایای ازدواج را نادیده می گیرند. ازدواج می تواند مزایای مهمی مانند: سلامت روحی و جسمی بیشتر، درآمد بالاتر، احساس تعلق و صمیمیت به یک نفر، زندگی جنسی سالم تر و… داشته باشد. براساس تحقیقات جدیدتر مردان آمریکایی کمتر ازدواج می کنند چون فکر می کنند آزادی آنها محدود خواهد شد؛ بخصوص این تفکر در بین مردان جوان تر شایع تر است.

دکتر نیچلاس و همکاران وی معتقدند که این تفکر در مردان رو به افزایش است که به تنهایی زندگی را ادمه بدهند. این پژوهش ثابت کرده است که باید متوجه باشم که آیا افراد جوان در مورد حقیقت ازدواج آموزش های لازم دریافت می کنند؟ دکتر نیچلاس و همکاران وی در مرکزی که با هدف تقویت ازدواج و زندگی خانوادگی تاسیس شده بود، پژوهش های خود را انجام داده اند و به نتایج جالبی دست یافته اند.


مقاله مرتبط: چگونه مردان می‌توانند صمیمیت در ازدواج را افزایش دهند

مقاله مرتبط: والدینم مخالف ازدواج من هستند


مرکز تحقیقات پیو در بررسی های خود گزارش کرده است که در سال ۲۰۱۴ رکوردی در آمریکا و در بین بزرگسالان رخ داده است؛ یعنی حدود ۲۰ درصد آنها هرگز ازدواج نکرده بودند. بیشتر این افراد هم شامل جوان تر ها بود.

مزایای ازدواج در مردان

این پژوهش مزایای ازدواج در مردان را در موارد زیر خلاصه کرده است:

بازگشت مالی

مردانی که ازدواج کرده اند درآمد بیشتر کسب می کنند. دارایی های بیشتری را جمع آوری کرده اند و به ثبات شغلی بالاتری دست یافته اند. نتایج آشکار کرده است که مردان متاهل آمریکایی درآمد سالانه بیشتری دارند در مقایسه با همسالان خودشان که تجربه، تحصیلات و تاریخچه مشابهی دارند.

 انواع مزایای ازدواج

زندگی جنسی بهتر

مردان متاهل نسبت به سایر مردان مجرد رضایت جنسی بیشتر دارند. داده های بدست آمده توسط سازمان بهداشت ملی و زندگی اجتماعی در آمریکا برآورد کرده است که ۵۱ درصد از مردان آمریکایی از زندگی عاطفی و جنسی با همسر خود رضایت دارند.

عمر بیشتر

مردانی که حداقل ۱۰ سال زندگی مشترک داشته اند در مقایسه با همسالان خود که هرگز ازدواج نکرده اند، طول عمر بیشتری دارند.  همچنین مردان جوان متاهل، دو برابر بیشتر خوشحال هستند. در بررسی های پژوهشی ۴۳  درصد از مردان متاهل عنوان کرده اند که در زندگی خود بسیار خوشحال هستند.

تقریبا در تمام در تمام فرهنگ ها و به طور گسترده ای ازدواج برای زنان و مردان سودمندی هایی دارد. برخلاف این واقعیتی که وجود دارد که مردان شادتر، ثروتمندتر و سالم تر بیشتر ازدواج می­ کنند؛ در وهله اول افراد از خود ازدواج سود می برند.


400.jpg
بهمن ۱۶, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

ازدواج یعنی پیوند و یگانگی دو نفر با یکدیگر که با هم پیمان می شوند تا در کنار هم باشند، زندگی کنند، در سخنی ها و خوشی ها همراه باشند، دو فردی که هویت یکسانی می گیرند و تبدیل به ما می شوند و تشریک مساعی دارند، خوب دو فردی که می خواهند با هم باشند نیاز به درک متقابل و عشق دارند، عشق از ضروریات زندگی مشترک می باشد و لازمه ازدواج است، درست است که شرط کافی برای ازدواج نیست اما شرط لازم می باشد، دو فردی که قرار است عمری با هم باشند بدون عشق و دوست داشتن به هیچ می رسند.

عشق، شرط لازم ولی ناکافی برای ازدواج

چگونه ممکن است که برای زندگی مشترک و همراهی نیاز به عشق نباشد. عشق یک حالت و تک بعدی نیست بلکه پدیده ای پیچیده و چند بعدی می باشد تقریبا هر فردی می تواند تفاوت صرفا اشتیاق و کشش جنسی را با دلسوزی و محبتی که از طرف معشوق حس می کند را حس کند، عشق راستین شامل درک و مراعات یکدیگر می باشد، اینکه عاشق و معشوق به نیازها و کمبودهای یکدیگر توجه کنند، به یکدیگر اعتماد داشته باشند و عمیقا نگران خوشبختی و راحتی هم باشند یعنی شرایط مهروزی یکدیگر را فراهم کنند، غمخوار یکدیگر باشند و اسباب رشد و بالندگی را برای هم پدید آورند.

عشق ورزی با دوست داشتن تفاوت دارد. دوست داشتن با تمجید و تحسین همراه است، دوست داشتن رابطه ای است مبتنی بر احترام و محبت دوستانه اما عشق ورزی رابطه ای است که دارای احساسات شدید وابستگی، صمیمیت و یک نگرانی عمیق برای موفقیت و خوشحالی طرف مقابل است. در طی پژوهشی که انجام شده است مردان و زنانی که با هم رابطه پایدار عاشقانه داشتند به یک اندازه به هم عشق می ورزیدند و تماس چشمی بیشتری داشتند. عشق واقعی و راستین از نظر روانشناسان از سه معیار تشکیل شده است:

صمیمیت: صمیمت به احساس نزدیکی و پیوستگی با معشوق ارتباط دارد و شامل دلسوزی، محبت می باشد.

تعهد: تعهد شامل دو تصمیم می باشد.

۱- تصمیم کوتاه مدت در جهت عشق ورزی با معشوق خود

۲- تصمیم دراز مدت برای حفظ و نگهداری آن عشق و باقی ماندن با یار تا آخر عمر

اشتیاق: منظور از اشتیاق شوق و بی قراری برای دیدن معشوق و داشتن رابطه ای گرم و با احساس که کشش های جنسی و جاذبه های فیزیکی را در بر می گیرد.

عشق می تواند تنها متشکل از یکی از این آیتم ها یا هر سه مورد باشد که شایع ترین نوع آن همان رابطه مبتنی بر اشتیاق می باشد که بیشتر خود را نشان می دهد و در فیلم ها و کتاب ها و روابط بیشتر شایع است. در مشاوره ازدواج، مشاور خانواده (مشاوره روانشناسی) به هر سه مورد توجه می کند و عشق را از هر سه نظر که شامل صمیمیت، تعهد و اشتیاق است را بررسی و توسط سوالات و آزمون ها عشق را راستی آزمایی می کند.


61.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

سال اول ازدواج

وقتی درباره تلخی‌ها و شیرینی‌های ازدواج با افراد متاهل صحبت می‌کنید، همگی معتقدند اولین سال زندگی مشترک، سخت‌تر از بقیه آن است. حتی بعضی متاهل‌ها وقتی به یک مجرد می‌رسند فورا شروع به نصیحت می‌کنند: «تا ازدواج نکردی فکر می‌کنی چه خبره» یا «مرغ همسایه غازه».

ولی این حرف‌ها واقعا چقدر روی شما تاثیر دارد؟ مثلا ممکن است باعث شود از ازدواج کردن منصرف شوید؟! اکثر مواقع این‌طور نیست. یعنی بیشتر افراد به خاطر شنیدن چنین چیزهایی تمایل به ازدواج را از دست نمی‌دهند. اما همه دوست دارند روش‌هایی را یاد بگیرند تا ورود به دنیای تاهل از همان اول خوب و موفقیت‌آمیز باشد. این روش‌ها درست مثل زیربنای یک ساختمان هستند. وقتی از همان ابتدا برای زندگی مشترک خود زحمت بکشید و مسوولیت‌پذیر باشید،‌ مطمئنا بنای اصلی زندگی شما هم بهتر خواهد شد.

قبل از هر چیز عاشق خودتان باشید: تعجب نکنید! تا وقتی که هر یک از شما برای خودش ارزش قایل نشود، نمی‌تواند برای دیگری مفید باشد. به خودتان اهمیت بدهید. سعی کنید همیشه طوری زندگی کنید که کمترین فشار و استرس را متحمل شوید. شاد بودن شما فاکتوری است که باعث احساس رضایت و شادی در همسرتان هم خواهد شد.

آسان‌گیر و شوخ‌طبع باشید: با شروع زندگی مشترک، باید کم‌کم بیاموزید که بهتر است به مشکلات خندید. اگر برای حل مسایل خود راه‌های منطقی را که بلد بودید به کار بردید ولی باز هم مشکل حل نشد، خیلی سخت نگیرید. مطمئن باشید خوش‌اخلاقی شما و گذر زمان ۲ عاملی هستند که دست به دست هم می‌دهند و هر ناممکنی را ممکن می‌کنند.

نوبتی عصبانی بشوید: تصور کنید همسرتان پس از یک روز کاری سخت به شما می‌رسد و شروع می‌کند به شکایت کردن از در و دیوار و غر زدن و نق زدن. بهتر است اجازه بدهید خودش را خالی کند، البته تا جایی که رفتارش شما را آزار ندهد. بعد از تمام شدن حرف‌های همسرتان، شما هم فرصت دارید مشکلاتی را که در طول روز برایتان پیش آمده برای او تعریف کنید. به این شکل هر دوی شما هم می‌شنوید و هم شنیده می‌شوید. می‌توانید بعد از برگشتن اوضاع به حالت عادی بیشتر و مفصل‌تر در مورد مسایل با هم بحث کنید.

با هم حرف بزنید: شما و همسرتان هر دو انسان‌های بالغی هستید. پس نیازها و خواسته‌هایتان را خیلی روشن و منطقی با هم در میان بگذارید. هر دوی شما باید بدانید که همسرتان کجا و چه وقت به شما نیاز دارد. علاوه بر آن خط‌قرمزهای یکدیگر را هم باید بشناسید یعنی وقتی در حل مساله‌ای نیازی به دخالت شما نیست، به زور خود را وارد ماجرا نکنید.

پیش هرکسی که می‌رسید، درد دل نکنید: تا حد ممکن مشکلات زندگی مشترک خود را بیرون از خانه نبرید. سعی کنید همه مسایل را خودتان دو نفری حل کنید. نهایتا اگر به نتیجه نرسیدید، فقط از کارشناسان و مشاوران خانواده کمک بگیرید. مثلا فرض کنید همسر شما خیلی شلخته است. اگر این مساله را پیش دوستان و نزدیکان خود بازگو کنید، احتمالا هرکس نظر خودش را برای بهبود اوضاع می‌گوید ولی هیچ‌یک از نظراتی که اطرافیان می‌دهند علمی و کارشناسانه نیست. بنابراین به احتمال خیلی زیاد مشکل به هیچ‌وجه حل نخواهد شد. تنها اتفاقی که می‌افتد این است که اعتبار و شخصیت همسر شما و به تبع آن آبروی شما به خطر می‌افتد.

نقاط‌قوت و ضعف یکدیگر را بشناسید و سپس تقسیم کار کنید: بیشتر آدم‌ها دوست ندارند قبول کنند که برخی دیگر می‌توانند کار خاصی را بهتر از آنها انجام دهند ولی پس از ازدواج باید وجود بعضی استعدادها‌ی خاص را در همسر خود قبول کنید. درست همان‌طور که او هم وظیفه دارد توانایی‌های ویژه شما را بشناسد. مثلا ممکن است یکی از شما دو نفر استعداد بهتری در برنامه‌ریزی مالی داشته باشد. خوب بهتر است تنظیم خرج خانه به این فرد سپرده شود. البته مواظب باشید این تقسیم وظایف تبدیل به دیکتاتوری نشود. یعنی مشورت هر دوی شما در چنین اموری لازم است اما بهتر است برنامه‌ریزی کلی را کسی که توانایی بیشتری دارد انجام بدهد.

محبت و عشق خود را ابراز کنید: اهمیت ابراز عشق به همسر را شاید بارها در مقالات روان‌شناسی مختلف شنیده یا خوانده باشید اما واقعا چند نفر را می‌شناسید که همیشه و هر روز این کار را انجام ‌دهند؟ خود را عادت بدهید که حتما این توصیه را عملی کنید چون واقعا ساده و موثر است. اگر در خانه هستید و همسرتان از بیرون برمی‌گردد، به پیشواز او بروید. هر روز یکدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید. از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشوید. این جمله هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود و همیشه اثرگذار است.

به هر بهانه‌ای از همسر خود تعریف کنید: وقتی همسرتان لباس خود را عوض می‌کند به او بگویید چقدر دوست‌داشتنی شده. یا مثلا بگویید فلان رنگ چقدر به او می‌آید. چقدر خوب آشپزی می‌کند، چقدر خوب صحبت می‌کند یا چقدر زیبا می‌خندد…

لازم نیست همیشه کارهای مشترکی انجام دهید: شما و همسرتان هر دو به زمان‌هایی برای تنها بودن نیاز دارید. در این اوقات هریک از شما می‌تواند به سرگرمی مورد علاقه خودش برسد. مثلا وقتی شما کتاب می‌خوانید همسرتان تلویزیون ببیند. یا وقتی شما در اینترنت وب‌گردی می‌کنید او آشپزی یا باغبانی یا هر کار دیگری که دوست دارد انجام دهد.

تاریخ‌های مهم رابطه‌تان را جشن بگیرید: از هر مناسبتی برای جشن گرفتن استفاده کنید. تاریخ اولین آشنایی، اولین قرار، خواستگاری، ازدواج یا هر چیز دیگری. این جشن می‌تواند خیلی ساده، رمانتیک و به اصطلاح دونفره باشد. مثلا شام مخصوصی درست کنید و روی میز شمع بگذارید. همین کار به‌نظر ساده موجب تداوم عشق شما خواهد شد.

 


Couples-Therapy-1.jpg
آبان ۲۹, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

تکنیک های زوج درمانی

ارتباط موثر نیروی حیاتی هر رابطه ای است. برای بسیاری از زوج ها، تنها یادگیری چگونگی اشتراک گذاری  احساسات، یادگیری برقراری ارتباط و حل و فصل اختلافات با یکدیگر یک تعهد چالش برانگیز است. با استفاده از چند تمرین پایه زوج درمانی به طور شگفت انگیزی به شما كمك می شود تا با مشكلات كنار آمده و روز به روز به یكدیگر نزدیك شوید. یادگیری مهارت های ارتباطی به شما این امكان را می دهد كه از ازدواج خود لذت ببرید. با ایجاد یك گفت و گوی بهتر با شریك زندگی خود و به اشتراك گذاشتن احساساتتان موجب می شود كه زندگی سالم تر، انعطاف پذیر و پر از احساسات داشته باشید.

  • گوش دادن فعال

بسیاری از تمرینات زوج درمانی بر پایه گوش دادن فعال است. گوش دادن فعال به طریقی عمل می كند كه هم می توانید بهتر از قبل درباره مشكلات حساس صحبت كنید و هم اینكه درك عمیق تری نسبت به شریك زندگی خود پیدا کنید.. مهم نیست كه درباره چه موضوعی صحبت می كنید مهم این است كه گوش دادن فعال را با صبوری و عشق انجام دهید.

  • به اشتراك گذاری آزادانه احساسات

بسیاری از تمرینات زوج درمانی بر اساس كاهش تعارضات و درگیری ها بین زوجین طراحی شده است كه بتوانید به راحتی احساسات خود را به اشتراك بگذارند. صحبت كنید در مورد اینكه چه چیزی باعث می شود شما احساس امنیت كنید. صحبت در مورد احساسات بسیار كمك كننده خواهد بود. برای شریك زندگی خود وقت بگذارید و از او بخواهید تا به شما بگوید چه چیزی باعث می شود احساس راحتی و آرامش بیشتری داشته باشد.

  • صمیمیت و نزدیك تر شدن

افراد در طول زمان به طرز غافلگیر كننده ای تغییر می كنند. در یك رابطه بلند مدت شما جنبه های مختلفی از شخصیت شریك زندگیتان را خواهید دید. تمرینات زوج درمانی، مانند یادگیری مهارت های گوش دادن فعال و به اشتراک گذاری آزادانه احساسات ، می تواند به شما کمک کند درک بهتری از شریک زندگی خود پیدا كنید. حتی بهترین تلاش ها می تواند محكوم به شكست بشود اگر شما نتوانید شریك زندگیتان را به خوبی درك كنید.

  • استفاده از عبارات مثبت

تمرینات زوج درمانی می تواند رابطه شما را عمیق تر كند و به شما این امكان را دهد كه با مشكلات بدون بحث و نزاع كنار بیایید. استفاده ازعبارات مثبت در ارتباط با شریك زندگیتان،‌ تنها راه موثر برای ایجاد یک گفت و گوی عاطفی موثرتر است. استفاده از لحن مثبت و دلگرم كننده می تواند به رشد روابط عاطفی كمك كند.

  • با هم به سفر بروید

حفظ رابطه نیاز به تلاش زیادی دارد به همین خاطر شما و شریك زندگیتان نیاز به استراحت و آرامش دارید. با هم به مسافرت بروید. مسافرت با شریك زندگیتان هم باعث می شود روابطتان تقویت شود و هم سرگرم كننده است. سپری كردن وقت با یكدیگر باعث می شود خاطرات جدیدی شكل بگیرد.


خرداد ۵, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

نشانه های طلاق

دکتر جان گاتمن روانشناس مشهور آمریکایی و متخصص حوزه ی خانواده، بیش از ۴۰ سال است که در زمینه ی مشاوره خانواده و ازدواج فعالیت می کند. او بعد از مطالعه ی زندگی های مشترک زناشویی و تحقیقات فراوان، توانست پیش بینی کند که کدامیک از زوج ها سرانجام زندگی شان به طلاق منتهی می شود و کدامیک با هم باقی خواهند ماند. او توانست این پیش بینی را بر اساس روش هایی که زوج ها با هم بحث می کنند، بعد از گوش دادن بحثشان باهم برای ۵ دقیقه با ۹۴ درصد دقت انجام دهد. دقت بالای این پیش بینی ها به این دلیل بود که او کشف کرد  که کدامیک از رفتارها به شکست در زندگی زناشویی منجر می شود. او برای این پیش بینی ۶ نشانه را به طور دقیق تعیین کرد که نشان می دهند همسران به احتمال زیاد با شکست رو به رو می شوند.

  • نخستین نشانه: شروع تند و خشن

۹۶ درصد از اوقات، روش شروع بحث می تواند روشی را که بحث پایان می پذیرد پیش بینی کند. موقعی که یکی از طرفین بحث را با استفاده از یک شروع تند و خشن همچون منفی بودن، اتهام یا تحقیر شروع می کند، بحث اساسا محکوم به شکست خواهد بود. در سوی دیگر، موقعی که یکی از زوجین بحث را با استفاده از یک شروع نرم آغاز می کند، بحث به احتمال زیاد سرانجام مثبتی خواهد داشت.

  • دومین نشانه: ۴ تعامل منفی

یک شروع تند و خشن می تواند بحث زوجین را به سقوط در یک مسیر تعامل منفی منتهی کند. این تعامل منفی می تواند زندگی مشترک را ویران کند. ۴ نوع تعامل منفی وجود داردکه برای یک زندگی زناشویی مهلک است. معمولا این چهار نوع تعامل آرام آرام  و به ترتیب وارد قلب زندگی های مشترک می شوند: انتقاد به معنای عیب جویی، تحقیر و اهانت، حالت تدافعی گرفتن و اشکال تراشی، طفره رفتن و بی اعتنایی.

  • سومین نشانه: طغیان کردن

سومین نشانه که زندگی زناشویی را به سمت طلاق می برد، موقعیست که یکی از طرفین طغیان کند. طغیان کردن به این معناست که تعامل منفی همسرتان – خواه در ظاهر عیب جویی، تحقیر یا حتی حالت دفاعی داشتن- بسیار درهم شکننده و موقتی است و معمولا به طرف مقابل یک شوک بزرگ دست می دهد. بسیاری از افراد با بی قیدی یا طفره رفتن، خودشان را از احساس طغیان کردن محافظت می کنند. این قطع رابطه ی عاطفی می تواند یکی از زوجین را از این احساس شدید منفی محافظت کند، اما در همین زمان می تواند به طلاق نیز منجر شود.

  • چهارمین نشانه: زبان بدن

تغییرات فیزیولوژیکی در بدن همچون افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و افزایش فشارخون که همزمان با طغیان کردن است، چهارمین نشانه ای است که می توان با آن طلاق را پیش بینی کرد. این تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ادامه ی بحث را غیرممکن می کند، توانایی تان برای پردازش اطلاعات را کاهش می دهد به این معنی که توجه به آنچه همسرتان می گوید سخت تر می شود، حل مسئله ی خلاقانه از پنجره ی ذهنتان خارج می شود و در خزانه ی رفتاری تان تنها واکنش های دفاعی و از لحاظ منطقی غیرطبیعی باقی می ماند؛ رفتارهایی مانند نزاع (برای مثال؛ انتقاد، تحقیر و اهانت و غیره) یا گریختن(برای مثال؛ طفره رفتن). بحث برای حل مسأله که یکی از زوجین یا هردو را به طغیان کردن منتهی کند، محکوم به شکست است و در نتیجه مسئله حل نمی شود.

  • پنجمین نشانه: تلاش های اصلاحی شکست خورده

پنجمین نشانه که نشان می دهد  یک ازدواج به طلاق منتهی می شود، موقعی است که اقدامات یکی از زوجین در ترمیم و اصلاح تعارض با شکست منتهی شده باشد. اقدامات اصلاحی تلاش هایی هستند که به وسیله ی زوجین برای کاهش تعارض انجام می شوند. اقدام اصلاحی جنگ افزار سری زوجین خوشبخت است. این تلاش ها استفاده از هر

روشی برای اجتناب از هیجانات منفی خارج از کنترل است. یک اقدام اصلاحی می تواند حرکتی ساده همچون خنده یا لبخند یا عذرخواهی باشد؛ هرچیزی که به زوجین برای کاهش تنش کمک کند. هرچند اگر یکی از زوجین احساس طغیان کردن داشته باشد این اقدامات اصلاحی ناموفق خواهد بود. زوجی که احساس طغیان کردن دارد خود را از قید و بحث رها می کند و اقدامات اصلاحی را بیهوده می سازد.

  • ششمین نشانه: خاطرات بد

 آخرین نشانه ی طلاق موقعی است که زوجین گذشته ی مشترک شان را با یک نگاه منفی به یاد می آورند. تحقیقات من نشان می دهند زوجینی که عمیقا با یک دیدگاه منفی به همسرشان نگاه می کنند اغلب دوباره گذشته ی شان را می نویسند. منفی گرایی اضافه ای که به این صورت در زندگی زوجین وارد می شود، به درک تحریف شده ای منتهی می شود که می تواند بر گذشته، حال و آینده ی یک رابطه ی زناشویی تأثیر بگذارد.

منبع: جان گاتمن (۱۹۹۲)، ماهنامه مشاوره و روانشناسی سپیده ی دانایی، شماره ۵۱


marred.jpg
آبان ۱۲, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه
ازدواج
ازدواج

نتایج تحقیقی که سه موسسه معتبر بریتانیا انجام داده‌اند نشان می‌دهد تاثیر ازدواج روی سلامتی برای مردان بیشتر از زنان است.
به گزارش روزنامه‌های بریتانیا، این تحقیق را سه دانشگاه معتبر، دانشگاه کالج لندن (UCL)، مدرسه اقتصاد لندن (LSE) و دانشکده بهداشت و طب حاره‌ای لندن با همکاری هم انجام داده‌اند.
این تحقیق بر روی ده هزار نفر انجام شده که همگی در بهار ۱۹۵۸ در یک هفته در انگلستان، ولز و اسکاتلند متولد شده‌اند.
این اولین تحقیقی است که ارتباط بین زندگی مشترک (با یا بدون ازدواج) و سلامتی در میان‌سالی را روی گروه قابل توجهی از افراد بررسی کرده است.
بر اساس این تحقیق تاثیر تجرد در میان‌سالی برای زنان به بدی مردان نیست و از طرف دیگر زنان متاهل در میان‌سالی از نظر سلامتی وضعیتی بهتر از زنان مجرد ندارند و مثلا احتمال ابتلای آنها به سندروم متابولیک (ترکیب چاقی، فشار خون بالا و دیابت)، مشکلات تنفسی یا قلبی مشابه زنان مجرد است.
دکتر چورچ پلوبیدیس از نویسندگان ارشد این تحقیق می گوید: “تاثیر ازدواج یا زندگی مشترک بدون ازدواج بر زنان به اندازه مردان نیست.”
“به نظر می رسد نفع تاهل برای مردان بیشتر از زنان است.”
این تحقیق همچنین به این نتیجه رسیده که طلاق تاثیر منفی درازمدت روی سلامتی ندارد:
“تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که افراد متاهل از نظر سلامتی در وضعیت بهتری از افراد مجرد هستند.”
“اما تحقیق ما نشان می دهد کسانی که جدا می‌شوند اما دوباره ازدواج می‌کنند در میان‌سالی از نظر سلامتی در وضعیتی مشابه افراد متاهل هستند.”
“تحقیقات قبلی همچنین نشان داده بودند که مردان بعد از جدایی دچار افت سلامت می‌شوند اما ما متوجه شدیم که در دراز مدت آنها به شرایط قبل از طلاق بر می‌گردند.”
برخی کارشناسان تاکید می‌کنند که آثار زندگی مشترک تنها به سلامت جسمانی محدود نمی‌شود و مثلا زنان از نظر روانی – عاطفی از ازدواج بهره می‌برند بخصوص اگر برای رابطه و در کنار هم زندگی کردن ارزش قائل شوند.از طرف دیگر مردان متاهل هم معمولا به دلیل توصیه همسرانشان سعی می کنند سالم‌تر زندگی کنند و مواظب تغذیه خود باشند و بیشتر به دکتر مراجعه کنند.
علاوه بر این کیفیت رابطه هم در تاثیر رابطه بر سلامتی مهم است.
روث ساترلند مدیر اجرایی موسسه بهبود روابط افراد در بریتانیا (ریلت) می‌گوید بجای تمرکز بر وجود رابطه بهتر است به کیفیت آن توجه شود
“ما می‌دانیم که کیفیت رابطه در اینجا نقش بسیار مهمی دارد. مثلا تحقیقات قبلی نشان داده‌اند افرادی که در رابطه های نامناسب قرار دارند از نظر سلامتی در وضعیتی بدتر از کسانی هستند که رابطه خوبی دارند و کسانی که رابطه خوبی ندارند از نظر سلامتی در وضعیتی بدتر از کسانی هستند که جدا شده‌اند.”
تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که ازدواج هم از نظر جسمی و هم روانی باعث سلامت و طول عمر می‌شود.
در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ در انجام شد نشان داد که ازدواج خطر مرگ زودرس را ۱۵ درصد کم می‌کند.
یک تحقیق سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۰ هم نشان می داد که ازدواج احتمال اضطراب و افسردگی کم می کند.


ezdevaj1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه
ازدواج
ازدواج

هیچ کس با ذهن سالم هرگز فردی که شبیه والدین زخم زننده اش، دارای صفات منفی باشد، را برای ازدواج انتخاب نمی کند. آیا کسی آگاهانه به دنبال فردی افسرده، غیر قابل دسترس، منزوی و انتقادی برای شریک زندگی است ؟ گویی مجبور بودن به یافتن راهی برای ارتباط و متعهد شدن به شخصی که نهایتاً به طور دردآوری در حوزه های بسیار خاص با ما ناهماهنگ و ناسازگار باشد، جزء طبیعت ما است. طبیعت، عشق رمانتیک را به عنوان یک راه حل به وجود می آورد. این عشق، به طور موقتی برای ما دارو و درمان است، و مانع از آگاهی ما از ویژگی های منفی می شود. در ما این انتظار ایجاد می شود که نیازهای درونی ما رفع شود و از زخم های کهنه التیام یابیم. ما در این حالت باقی می مانیم تا اینکه به کسی وابسته می شویم و امیدوارانه ازدواج می کنیم و متعهد می شویم .

در واقع اینجاست که « ازدواج ناخودآگاه » رخ می دهد . در اینجا انبار نیازهای ارضا نشده ای است که از کودکی با خود به همراه داریم. این نیازهای برآورده نشده که از ما حمایت و مراقبت می کنند و به ما اجازه می دهند بدون مزاحمت راه خود را به سوی تکامل و بلوغ طی کنیم. سپس بعد ازنامزدی ( یا همینکه مدت زمانی با هم بودیم ) دارو و درمان بودن این ارتباط کم کم تحلیل می رود ، نوارهای زخم بسته باز می شود و ما شریک خود را همانگونه که واقعاً هست، می بینیم ؛ افسرده، انتقادی، غیر قابل دسترس، غیر قابل اعتماد، کاملاً غرغرو، که به طور قابل ملاحظه ای صفاتی شبیه صفات والدین ما دارند. در اینجا اکثر مردم ضمانت وتعهد را کنار می گذارند. اشتباهاً اینگونه نتیجه گیری می کنند که در انتخاب همسر یک خطای عمدی مرتکب شده اند. نمی توانند ببینید که این در واقع بخشی از طرح طبیعت برای التیام بوده است.

در مرحله تنازع قدرت، تقریباً نیمی ازافراد طلاق می گیرند . آنها اینگونه قضاوت می کنند که انتخاب بدی داشته اند و لذا به سوی ارتباط دیگری می روند ودوباره همین چرخه را شروع می کنند البته عامل دیگری در فرآیند انتخاب همسر وجود دارد که طرح طبیعت را برجسته تر می کند. ما نه تنها با افرادی در ارتباط هستیم که برای ما التیام بخش باشند، بلکه همچنین با افرادی رابطه برقرار می کنیم که برای رشد در زمینه هایی به ما نیاز داشته باشند، بدین ترتیب می توانیم برای آنها التیام بخش باشیم .

منبع:
هندریکس، هارویل. بازگشت به عشق (راهنمایی برای زوج ها). ترجمه هادی ابراهیمی. انتشارات نسل نواندیش


sinderela.jpg
مرداد ۱۱, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

سندرم سیندرلا

سندرم سیندرلا در خاورمیانه و در خرده فرهنگ های خاصی بیشتر دیده می شود. دختر ها را پرورش می دهیم. زمانی که دختر ۳ ساله در عروسی با لباس سفید می رقصد می گوییم: «انشاا… عروس شوی!» زمانی که ۱۵ ساله شد گفته می شود: «کی می شود که خوشبختی تو را ببینم دخترم؟!» زمانی که ۲۵ ساله شد در عروسی گفته می شود: «انشاا… که بخت تو هم باز شود!» ؛ یعنی این که در طی این دوران بخت تو بسته بود و یک رویدادی رخ می دهد و ناگهان درهای سعادت باز می شود و تو از فردای روز ازدواج خوشبخت می شوی!

سندرم سندرلا یعنی همین، یعنی این که سواری با اسب های سفید و کالسکه طلایی به دنبال دختر می آید و خوشبختش می کند. حال سندرم سیندرلا در ایران چگونه بوده؟

تا دهه ی ۴۰ شمسی نرم بر این بود: «تو برای این خوبی» و تمام.

از حدود سال ۵۵ شمسی:«دخترم به نظر این فرد خوبی هست. موافقی؟!».

از سال ۵۵ تا اوایل دهه ی ۷۰ ازدواج های ایدئولوژیک در ایران باب می شود. این تفکر با آن تفکر، راست با راست، چپ با چپ، چریک با چریک و…. با توجه به سیاست تعدیل اقتصادی در آن سال ها متاسفانه شکست مالی خوردند. چرا که صرفا بر مبنای تشابه آرمانی ازدواج کردند در حالی که متغیر های دیگری نیز دخیل بود.

از دهه ۷۰ تا به امروز بر مبنای مطالبات افراطی مالی شکل گرفته است. یعنی ازدواجی است که در آن قرار است آن چه که من تا به امروز در زندگی شخصی ام نداشته ام داشته باشم! (جمله ی معروف زنان ناراضی که می گویند: «پس برای چی شوهر کردم؟!») برای همین در شرایطی که دسترسی آسان به هر چیزی وجود دارد هیچ فرد عاقلی زیر بار تعهد ۵۰ ساله با ۱۵۰۰ عدد سکه ی طلای یک میلیون تومانی(فعلا!- الان یا الان؟!) نمی رود!

با این تفکر سیندرلایی پس من از فردای عقد نیازی به تلاش ندارم و همه چیز مهیاست و نیاز های من برآورده خواهد شد!

یعنی آموزشی داده نشده که از فردای ازدواج، زندگی مانند موتور هندلی خواهد بود که به مدت ۵۰ سال شما بایستی این هندل را صبح اول وقت و در هوایی زمستانی که اتفاقا موتور یخ زده، روشن کنید و تا شب بچرخانید تا صبح فردا که دوباره این فرایند تکرار خواهد شد…

زندگی به این صورت نیست که همینطوری چرخ آن بچرخد!

همین است که آمار طلاق استان تهران و البرز  یک سوم است (۳۳ درصد)

برگرفته از سمپوزیوم درمان های شناختی رفتاری، دکتر سلیمی، روانپزشک


زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

مرکز مشاوره اکسیر با مجوز وزارت بهزیستی

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس

فلکه اول تهرانپارس ، خیابان امیری طائمه پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر سلامت روان تهران می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button