Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست های تشخیصیتست های خود شناسیتست های شخصیتتست های عشق و رابطهتست های متفاوتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدیگر تست‌ های روان‌شناسیروان‌شناسی اجتماعیروان‌شناسی پیریروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریکارگاه های روانشناسیگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت‌اندیشیمدیریت منابع انسانیمراکز روانشناسی تهرانمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتنقد روانشناسی فیلم سینمایینمونه موفق دکتر فلسفینمونه موفق فرناز رضایینمونه موفق نفیسه مطلقنمونه های موفق اکسیرویدئوهای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

combat-stress-at-work.jpg
آبان ۱۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

استرس همیشه بد نیست. کمی استرس می تواند به شما کمک کند که متمرکز، پر انرژی و قادر به مقابله با چالش های جدید در محل کار خود باشید. این چیزی است که در هنگام سخنرانی نیز به شما کمک می ی‌کند تا از وقوع اشتباهات اتفاقی پیش گیری کنید. ساعت های طولانی، فرصت ها و تقاضا‌های روز افزون می تواند موجب نگرانی و اضطراب هایی شود. اما هنگامی که استرس بیش از توانایی شما برای مقابله باشد، دیگر مفید نخواهد بود و ممکن است باعث آسیب هایی به ذهن و بدن شود و از میزان رضایت شغلی بکاهد. اگر در کار استرس دارید این مسئله می تواند در عملکرد کاری، زندگی شخصی و سلامت شما تاثیر بگذارد. مهم نیست که چه کاری در زندگی انجام می دهید، کاهش سطح استرس کلی مسئله مورد نظر است.

علل شایع استرس در محل کاراسترس در محل کار

هنگامی که در محل کار احساس دستپاچگی می‌کنید، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهید و ممکن است عصبانی شوید و از کار دست بکشید. علل شایع استرس در محل کار عبارتند از:

  • ترس از اخراج
  • اضافه کاری بیش از حد
  • فشار برای کار در سطوح بهینه – تمام وقت!
  • فشار به منظور برآورده شدن انتظارات اما بدون افزایش در رضایت شغلی
  • عدم کنترل بر نحوه عملکرد شما

 علائم هشدار دهنده استرس در محل کار

علائم و نشانه های اضطراب بیش از حد در محل کار عبارتند از:

  • احساس اضطراب، تحریک پذیری یا افسردگی
  • بی تفاوتی، از دست دادن علاقه به کار
  • مشکلات خواب
  • خستگی
  • مشکل تمرکز
  • تنش عضلانی یا سردرد
  • مشکلات معده
  • دور شدن از اجتماع
  • از دست دادن میل جنسی
  • استفاده از الکل یا مواد مخدر برای مقابله با استرس

نکته اول

گاهی اوقات بهترین شیوه برای کاهش میزان استرس، اشتراک گذاری مسائل با دوستان و افراد نزدیک است. صحبت کردن، احساس همدردی و حمایت به ویژه چهره به چهره می تواند یک روش بسیار موثر برای رهایی و کاهش میزان استرس و دستیابی به احساس آرامش باشد. شخص دیگر مجبور نیست “مشکلات شما را حل کند”، آنها تنها می توانند شنونده خوبی باشد.حمایت از همکاران و داشتن یک سیستم پشتیبانی جامع در محل کار

نکاتی برای ایجاد روابط حمایتی در کار و فراتر از آن

  • حمایت از همکاران و داشتن یک سیستم پشتیبانی جامع در محل کار می‌تواند شما را از تاثیرات منفی استرس شغلی دور کند. فقط به یاد داشته باشید زمانی که نیاز به پشتیبانی دارند آن‌ها را حمایت کنید. اگر دوست نزدیکی در محل کار ندارید، می‌توانید قدم‌هایی را برای ایجاد روابط صمیمی‌تر بر دارید.
  • به دوستان و خانواده خود تکیه کنید، برای افزایش اعتماد به نفس و مدیریت استرس در تمامی مراحل زندگی خود می‌توانید یک رابطه عاطفی قوی با دوستان و اعضای خانواده ایجاد کنید. هرچه تنها‌تر باشید، بیشتر آسیب پذیر خواهید بود.
  •  ایجاد روابط دوستانه رضایت بخش. اگر فکر می‌کنید دوست نزدیکی ندارید، باید بدانید که برای ایجاد روابط دوستانه هیچ وقت دیر نیست. عضو یک باشگاه ورزشی شوید یا برای انجام کار‌های داوطلبانه، داوطلب شوید. یک شیوه عالی برای گسترش روابط اجتماعی، کمک به دیگران – به ویژه کسانی که قدر دان هستند می‌تواند تجربه‌ای لذت بخش باشد.

نکته دوم

هنگامی که بیش از حد بر روی کار متمرکز شوید، به آسانی ممکن است از سلامت جسمانی خود غافل شوید. اما وقتی که به تغذیه و فعالیت های فیزیکی خود اهمیت دهید، در مواقع استرس زا بهتر و قوی تر عمل خواهید کرد.

مراقبت از خود نیازمند اصلاح کلی شیوه زندگی نیست. حتی وجود چیز‌های کوچک می‌تواند خلق و خوی شما را بهبود ببخشد و انرژی تان را افزایش دهد و موجب آرامش بیشتر شما شود.

انجام تمرینات ورزشی منظم

انجام تمرینات ورزشی منظم

ورزش ایروبیک موجب افزایش ضربان قلب و تعریق می‌شود، یک روش موثر برای بهبود بخشیدن به خلق و خو، افزایش انرژی و تمرکز است. حرکات ریتمیک می توانند موجب تسکین سیستم عصبی شود. برای کاهش استرس کافی است حداقل روزانه ۳۰ دقیقه تمرینات ورزشی را انجام دهید. هنگامی که در موقعیت های استرس زا محل کار قرار می گیرید، سعی کنید فورا به خود استراحت دهید و از آن وضعیت دوری کنید. فعالیت های فیزیکی کمک می کنند تا تعادل رفتاری خود را دوباره به دست آورید.

انتخاب هوشمندانه غذا

انتخاب درست غذا می تواند تاثیر به سزایی در احساس شما در طول روز کاری داشته باشد. برای مثال داشتن وعده‌های غذایی کوچک، مکرر و سالم می تواند سلامت بدن شما را تقویت کند تا انرژی بیشتری برای زمان طولانی تر و تمرکز بیشتر داشته باشید. از طرف دیگر قند خون پایین می تواند موجب اضطراب و تحریک پذیری بیشتری شود.

نکته سوم

ممکن است تصور کنید زمان کافی برای تجربه خوابی با کیفیت را ندارید. اما نداشتن خواب کافی و با کیفیت می تواند بر بازدهی روزانه، خلاقیت، مهارت حل مسئله و توانایی تمرکز تاثیر بگذارد.

  •  سعی کنید با تجربه ۸ ساعت خواب شبانه، باز دهی و انرژی خود را افزایش دهید.
  •  صفحات نمایشی را یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید. نور حاصل از صفحات نمایشی مانند تلویزیون، گوشی‌های هوشمند، رایانه‌ها تولید ملاتونین را کاهش می‌دهد و می‌تواند خواب را به شدت مختل کنند.
  •  اجتناب از انجام فعالیت‌های استرس زا قبل از خواب، در عوض بر روی فعالیت‌های آرام و آرام بخش تمرکز کنید مانند گوش دادن به موسیقی آرام بخش و یا خواندن کتاب.مدیریت زمان برای کاهش استرس شغلی

نکته چهارم

در صورتی که تنش های شغلی در محل کار شما را تهدید می کنند، گام های ساده و عملی می توانند برای باز گرداندن کنترل مفید باشند.

مدیریت زمان برای کاهش استرس شغلی

  •  ایجاد یک برنامه متعادل – سعی کنید بین فعالیت‌های کاری و زندگی خانوادگی، فعالیت‌های اجتماعی و انفرادی و مسئولیت‌های روزانه تعادل بر قرار کنید.
  • صبح‌ها زودتر بیدار شوید – حتی برای ۱۰ – ۱۵ دقیقه. با دیر کردن به سطح استرس خود اضافه نکنید.
  • برنامه ریزی منظم – اطمینان حاصل کنید در طول روز زمان‌های کوتاهی برای استراحت دارید و سعی کنید برای صرف نهار از میز کاری خود دور شوید. این مسئله به شما کمک خواهد کرد که انرژی بیشتری به دست آورید.
  •  ایجاد مرز‌های سالم – بسیاری از ما ۲۴ ساعته احساس فشار و استرس می‌کنیم، زیرا موظف به بررسی پیوسته مراحل کاری و به روز رسانی پیام‌های مر بوط به کار هستیم. اما مهم است در دوره‌هایی هر چند کوتاه زمانی برای خود داشته باشید. این ممکن است به معنای لغو تماس‌های تلفنی در تعطیلات آخر هفته و شب‌ها باشد.
  •  بیش از حد خود را متعهد نکنید. انجام تمامی کار‌ها را به یک روز موکول نکنید.

نکته پنجم

عادت های بد موجب استرس در محل کار می شوند، بسیاری از ما استرس شغلی را با افکار و رفتار منفی افزایش می دهیم. اگر بتوانید عادت های منفی خود را کنترل کنید، مطمئنا می توانید استرس های اعمال شده توسط همکاران و کار فرمایان را راحت تر مدیریت کنید.

  • مقاومت در برابر کمال گرایی. هنگامی که برای خود اهداف غیر واقعی تعیین می کنید، به سادگی خود را به دام تله های کوچک می اندازید. هدف انجام بهترین و با کیفیت ترین کار‌ها است، کسی نمی تواند بیش از آن را از شما انتظار داشته باشد.
    از افکار منفی خود بگذرید. اگر بر روی ضعف هر وضعیتی متمرکز شوید، انرژی و انگیزه خود را از دست می‌دهید. سعی کنید به طور مثبت به خود و کار تان بیاندیشید.
  • سعی نکنید بر روی کار‌هایی که از کنترل شما خارج هستند، کنترل پیدا کنید. به ویژه در رابطه با رفتار افراد دیگر. به جای تاکید بر روی چنین مسائلی، روی چیز‌هایی تمرکز کنید که می توانید آن را مدیریت کنید مانند راه انتخابی پیش رو و چگونی مقابله با مشکلات.
  • شوخ طبعی. در هر وضعیتی به دنبال شوخ طبعی باشید. شوخ طبعی یک راه عالی برای از بین بردن و کاهش استرس در محل کار است. هنگامی که اطرافیان و همکاران به طور جدی در حال پیگیری کاری هستند، اشتراک گذاری یک داستان خنده دار برای ایجاد حسی خوشایند شاید خیلی هم بد نباشد.
  • اگر همیشه تاخیر دارید و سعی کنید ساعت خود را طوری تنظیم کنید که وقتی را اضافی بیاورید. تنها کافی است در زمان صرفه جویی کنید. استرس را کاهش دهید.


job-1.jpg
مرداد ۶, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آیا چالش های زیادی در محل کارتان دارید؟ آیا از تصمیمات حرفه ای خود پشیمان هستید؟ آیا شما خوشحال هستید؟ اگر پاسخ به این سوالات منجر به احساسات منفی در شما می شود، زمان تعیین قدم های بعدی است. بسیاری از افراد در کاری می مانند که در آن هیچ گونه احساس رضایتی ندارند. همه ما شایستگی یک زندگی شاد را داریم که بین کار و زندگی مان تعادل ایجاد کند. تحقیقات نشان داده اند که مردم با وجود نگرش منفی نسبت به شغلی که دارند و همچنین تعامل کم با افراد و جامعه و عدم توانایی در وفق دادن خود با چارت سازمانی، باز هم تمایل دارند به فعالیت خود ادامه دهند. ترک شغل می تواند بر موفقیت حرفه ای شما اثر منفی بگذارد و زندگی شخصی تان را دستخوش درهم گسیختگی‌ کند. اما ماندن در یک موقعیت نامطلوب نیز می تواند اثرات به مراتب بدتری داشته باشد. در ادامه به بررسی زمان مناسب برای تغییر شغل می پردازیم.

زمان مناسب برای تغییر شغ

نشانه های تغییر شغل

نارضایتی در زندگی حرفه ای می تواند بر سلامت روانی ما اثر منفی داشته باشد. در نتیجه، سلامت روان ما می تواند منجر به ظهور آشکار استرس، پیری، افزایش وزن و دیگر مسائل مربوط به سلامت شود. در اینجا عوامل رایج که نشان می دهد زمان تغییر شغل تان فرا رسیده است، آورده شده است.

نشانه های جسمانی

از زمانی که شغل خود را آغاز کرده اید، احساس پیری می کنید؟ آیا شما اضطراب دارید؟ اما شما سزاوار کار در یک محیطی هستید که بهترین شما را به ارمغان بیاورد. اگر محیط کاری شما پر خطر است، با رئیس خود در مورد گزینه های دیگر صحبت کنید.

علائم روانی

طبق آمار سازمان بهداشت روانی آمریکا، از هر پنج آمریکایی ۱ نفر دارای مشکلات مربوط به سلامت روان است، که در اغلب موارد، این مشکلات مرتبط با استرس است.

در اینجا لیستی از علائم ذهنی ناخوشایند در محل کار آورده شده است:

  • تنش در گردن 
  • مشکلات خواب
  • مشکل در تمرکز
  • اضطراب زیاد
  • افسردگی

حقیقت این است که این انرژی منفی به افرادی که در زندگی شما هستند مانند دوستان و خانواده نیز منتقل خواهد شد.

چرا تغییر شغل برای شما خوب است

تغییر شغل می تواند یک رویای مادام العمر را به وجود آورد، اعتماد به نفس شما را افزایش دهد یا هیجان را برای کار شما به ارمغان آورد. اگر یک یا همه این تجربیات را دارید بهتر است شغل تان را تغییر دهید.

کار در محل کار منفی

نگران نباشید، محل کار منفی را می توان با کار در یک سازمان جدید تغییر داد.

کار با رئیس سخت گیر

چالش های کار با رئیس سخت گیر می تواند استرس زا باشد. همه چیز به ارتباط بر می گردد. شما می توانید این موضوع را به طور مستقیم و حرفه ای با مدیر خود، بیان کنید.

احساس گمگشتگی راجع به آنچه انجام می دهید

اکثر مردم به کار خود ادامه می دهند و در کار خود می مانند، به دلیل ترس از شکست و ناشناخته ها. افزایش موفقیت اغلب با خارج شدن از منطقه راحتی بدست می آید. به خاطر داشته باشید که زندگی کوتاه است و از انجام ایده های جدید نترسید.

اشتباهات رایج افراد در تغییر شغل

تمایل به افزایش حقوق و دستمزد

تمایل به درآمد بیشتر می تواند برخی را قانع کند که شغل اشتباهی را انتخاب کرده اند. در واقع برای رسیدن به پول بیشتر نیاز است که زمان بیشتری را در محل کار خود بگذرانید و کار بیشتری انجام دهید. در بعضی موارد، پیدا کردن یک شغل با درآمد بالا می تواند کاملا مخالف آنچه انتظار می رود باشد.

تصمیم ناگهانی

تصمیمات ناگهانی و یک شبه زمانی گرفته می شود که تحت تاثیر استرس شدید بوده اید و یا نسبت به شغل خود ناامید شده اید. مشکل تصمیم سریع این است که نقاط مثبت و منفی نادیده گرفته می شود.

مخالفت با ارتقا شغلی

ارتقا نیاز به زمان دارد. اگر به دلیل اینکه با ارتقا شغلی شما مخالفت شده است می خواهید شغل خود را ترک کنید، کار عاقلانه ای نیست.

خستگی در محل کار

خستگی در محل کار

در مورد این موضوع عمیقا فکر کنید. اگر کارهایی را انجام می دهید که تکراری است، طبیعی است که احساس خستگی کنید. شما می توانید با تغییر ظاهر میز کار خود، معاشرت با کارکنان جدید در بخش های مختلف و با شوق و اشتیاق به سر کار آمدن این مشکل را مرتفع کنید.

سوالاتی که باید قبل از تصمیم گیری نهایی به آنها پاسخ دهید.

  • چه مدت در حرفه خود کار کرده اید؟
  • مشکل در محل کارتان چیست؟
  • آیا در کار تیمی خوب هستید؟
  • آیا می توانید در یک بخش جدید کار کنید؟

قدم هایی برای انتخاب موفقیت آمیز شغل

یک طرح شغلی بنویسید

طرح شغلی اولین گام برای ایجاد اهداف واقع بینانه است. طرح شغل شامل: گذراندن دوره های جدید، یادگیری یک زبان جدید، بازاریابی یا بهبود مسائل در محل کار.

گزینه های خود را سبک و سنگین کنید

اگر دارای مدرک حسابداری هستید، پنج شغلی را که در این زمینه دوست دارید بنویسید. لازم نیست شغلی که جامعه مهم می داند را در نظر بگیرید، بودن در شغل مورد علاقه باعث شادی و خوشحالی شما خواهد شد.

نقاط مثبت و منفی را در نظر بگیرید

زمان آن است که در مورد نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهایی که بر وضعیت کنونی تأثیر می گذارند، صادق باشیم. تجزیه و تحلیل از یک حرفه می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • عوامل اقتصادی
  • رقابت مستقیم: آیا تقاضا برای این شغل بالا است؟
  • محل سکونت: آیا نیاز به جا به جایی محل سکونت است؟
  • تحصیلات: آیا تحصیلات لازم برای شغل مورد علاقه تان را دارید یا لازم است به دانشگاه برگردید؟

یک راهنما پیدا کنید

کسی را پیدا کنید که در شغل مورد نظرتان مشغول است. او می تواند مزایا و معایب کار را به شما نشان داده و شما را به خوبی راهنمایی کنید. مواردی که می توانید از وی بپرسید شامل سوالات زیر است.

  • آنچه که برای موفقیت در شغل لازم دارید؟
  • کدام گواهینامه یا مدرک آموزشی مورد نیاز است؟
  • چالش های این شغل چیست؟
  • آیا پیشرفت شغلی وجود دارد؟

واقع بین باشید

از خود بپرسید که آیا می توانید در این شغل برای پنج سال آینده زندگی خود، کار کنید.

ابتدا داوطلبانه در آن شغل کار کنید

فردی که می خواهد وارد شغل جدیدی شود، باید فرصت های داوطلبانه، برای تجربه واقعی آن موقعیت را داشته باشد. داوطلب شدن در آن شغل و نقش به شما کمک می کند تا ببینید آیا این شغل برای شما مناسب است یا خیر.

 


visit_website.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه

موفقیت و پیشرفت شغلی هم به مانند هر کار درست و درمان دیگری نیاز به طی کردن مراحلی دارد. در واقع موفقیت در شغل و کسب و کار زمانی بدست می آید که گام های رسیدن به آن محکم و به درستی برداشته شود.

برای رسیدن به موفقیت شغلی تنها سه گام فاصله هست. اگر این سه گام را به درستی بردارید، اطمینان داشته باشید که موفقیت در پایان راه انتظار شما را می کشد:

3 گام تا موفقیت شغلی۱. خودآگاهی

بسیاری از مردم نمی دانند از زندگی شان چه می خواهند، قرار است چه کار کنند و انجام چه کارهایی خوشحالشان می کند. وقتی از این افراد پرسیده می شود: “دوست دارید چه کاره شوید؟!” آنها اول کمی مِن و مِن می کنند و بعد هم همینطور به یک نقطه خیره می شوند. چنین افرادی خودآگاهی ندارند و به خاطر همین گرفتار روزمرگی می شوند.

بنابراین نخستین گام برای دستیابی به موفقیت شغلی در مقیاس های گوناگون دانستن این است که می خواهید چه کار کنید تا بتوانید در مسیر درست برای رسیدن به خواسته تان گام بردارید.

۲. کسب درآمد

خیلی از افراد جای مرجله اول و دوم را عوض می کنند یعنی اول می خواهند به پول برسند و بعد تازه می فهمند چه باید بکنند. آنها شغلی را می یابند فقط به خاطر اینکه درآمدی داشته باشند و بعد تازه به این نکته پی می برند که از خودشان اصلا رضایت ندارند. دستور العمل موفقیت اول یافتن آن چیزی است که می توانید از پسش بربیایید، علاقه تان است و از آن لذت می برید و بعد تازه فکر کردن به نحوه پول در آوردن از آن کار است.

کسب درآمد

۳. توسعه

حالا که علاقه و خواسته خود را یافته اید و به نحوه پول درآوردن از آن هم دست پیدا کرده اید، نوبت گسترش و توسعه دادن توانایی تان در زمینه شغل است. حالا باید دنبال مشتری های بیشتر بگردید، زمینه کاری تان را توسعه دهید.

نتیجه ی این سه مرحله رسیدن به درآمد از شغلی است که شما با علاقه و آگاهی آن را انجام می دهید و این ایده آل ترین حالت ممکن برای پول درآوردن است.



زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

همه به مکانی نیاز دارند که در آن احساس امنیت و آرامش کنند. خانه ما باید نشان دهنده مکانی باشد که در آن به دور از اتفاقاتی که در دنیای بیرون رخ می دهد، احساس آرامش و امنیت کنیم. از این رو، در این مقاله در مورد اهمیت روانشناسی خانه و تبدیل خانه یا آپارتمانی پر از هماهنگی که به شما کمک خواهد کرد با خود درونی خود ارتباط برقرار کنید و توازن و تعادل را وارد زندگی خود کنید. در ادامه چند ایده مفید برای روانشناسی خانه آورده شده است.

روانشناسی خانه

رنگ ها و تن های طبیعت

همان طور که می دانید، رنگ ها می توانند تاثیر زیادی روی احساسات ما بگذارند. بنابراین بهترین تصمیم را برای رنگ اتاق نشمین خود بگیرید. اما در ابتدا باید بدانید که هر رنگ چه تاثیری بر روی خلق و خو و احساس شما دارند. به عنوان مثال، رنگ های موجود در طبیعت به خاطر کیفیت آرامش بخش و جذابیت شان و همچنین توانایی آنها برای ایجاد احساس سلامتی و آرامش درونی شناخته می شوند.

اجازه ورود نور

اجازه دهید نور وارد خانه شود. اگر می خواهید مکانی برای شما آرامش بخش و راحت باشد، اجازه دهید که نور طبیعی وارد خانه شود. نه تنها نور طبیعی برای چشم های شما مفید است، بلکه برای ذهن نیز بسیار سودمند است. بنابراین، پرده ها را کنار بزنید و روز خود را با لبخندی بر روی صورت آغاز کنید.

علاوه بر این، اطمینان حاصل کنید که سیستم روشنایی شما به درستی نصب شده است، هیچ چیز به اندازه یک لامپ پر نور نامناسب نمی تواند هارمونی نور را بهم بریزد.

گیاهان سبز

اخیرا استفاده از گیاهان در بهبود خانه، محبوبیت زیادی پیدا کرده است. گیاهان تاثیرات تسکین دهنده ای بر روی ذهن و روان ما دارند. اگر می خواهید با درون خود ارتباط برقرار کنید، برخی گیاهان را وارد دکور خانه خود کنید. می توانید از گلدان های زیبا برای این گیاهان استفاده کنید و خانه خود را به شکلی فوق العاده تزیین کنید.

رنگ دیوارها

هنگام انتخاب رنگ دیوارها به وسعتی که آن رنگ از فضا اشغال خواهد کرد توجه داشته باشید. از دیدگاه جامعه شناسی، هرگونه انتخابی در مورد رنگ و نحوه چیدمان وسایل به درک بهتر کارکرد فضا کمک کرده و در واقع به نوعی اطلاع رسانی می‌ کند ولی این تمام مطلب نیست و نکته مهم‌تری هم وجود دارد! ترکیب هر جزء از اجزای دکوراسیون و نحوه ساماندهی آن عاملی است که از شخصیت، خواسته‌ها، لذت‌ها و آرزوهای شما سخن می‌گوید.

پاکسازی

سرانجام، کلید زندگی سالم، خلاص شدن از همه ی ناراحتی هایی است که شما را محاصره می کند. ممکن است در مورد آن فکر نکنید، اما اگر مکان شما شلوغ باشد، طبیعی است که احساس خستگی کنید و بنابراین نتوانید صلح درونی را که در تلاش برای رسیدن به آن هستید، پیدا کنید. بنابراین، به جای نگه داشتن تمام اقلام غیر ضروری و در نتیجه از بین بردن تعادل زندگی خود، باید یاد بگیرید که چگونه بین آنچه که واقعا نیاز دارید و آنچه که انجام نمی خواهید، تمایز قائل شوید.

روح فضا

وقتی سوال «چگونه چیدمان کنیم؟» در مقابل شماست، شناخت و درک نیازمندی های روانی و درک احساسات انسانی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. فرقی نمی‌کند که برای خودتان باشد یا برای مشتری، پاسخ به این ابهامات پایه و اساس کار است. دانستن و درک آرزو و دلبستگی، توانایی یا ناتوانی‌های فرد و کارکرد مورد نیاز و مطلوب فضا برای رسیدن به نتیجه قابل قبول مهم است. مهارت‌های روانشناختی چه در مورد شخص خود و اعضای خانواده‌تان و چه در مورد مشتری به بالا بردن کیفیت کار اجرایی کمک می‌کند. چیدمان بخش‌های مختلف فضا چگونه باید باشد تا جوابگوی نیازهای متفاوت بوده و کارایی مناسب را فراهم آورد؟ شناخت روانشناسانه محیط، روح حاکم بر آن را زنده و سیال نگه می‌دارد.

در آشپزخانه خود با کمک رنگ قرمز ایجاد اشتها کنید

نشان داده شده است که قرمز در اکثر افراد ایجاد اشتها می کند و این یکی از مهم ترین دلایلی است که اغلب رستوران ها از رنگ قرمز در قسمت های زیادی از دکوراسیون خود استفاده می کنند. از این رو توصیه می کنیم برای افزایش اشتهای فرزندان و اعضای خانواده خود از رنگ قرمز در دکوراسیون آشپزخانه تان استفاده کنید؛ این رنگ را می توانید مثلا با کرکره پنجره و کابینت های بژ هماهنگ سازید.

در زمستان خانه خود را با رنگ ها گرم کنید

با استفاده از رنگ های قرمز ، نارنجی و زرد در طراحی دکوراسیون داخلی خانه خود ، به خصوص در زمستان ، فضای خانه خود را گرم و صمیمی سازید و از میهمانان خود به گرمی استقبال کنید. اگر قصد فروش خانه تان را در زمستان دارید، حتما این نکته را مد نظر داشته باشید و به آن عمل کنید.

اگر فشار خون بالا دارید رنگ قرمز را از خود دور نگه دارید

گرچه قرمز در دکوراسیون آشپزخانه سبب افزایش اشتها می شود اما طیف های تیره تر آن سبب افزایش فشار خون نیز خواهد شد. به افرادی که دچار مرض فشار خون هستند استفاده از این رنگ به ویژه طیف های تیره آن توصیه نمی شود. چنین افرادی اگر علاقه زیادی به رنگ قرمز دارند بهتر است کمتر از طیف های روشن تر آن استفاده کنند.

رنگ سبز در اتاق کار

رنگ سبز در دکوراسیون اتاق کار سبب می شود تمرکز شما بر کاری که انجام می دهید چندین برابر شود و در نتیجه با سرعت بیشتری کار خود را به اتمام می رسانید و می توانید دقایق بیشتری را در کنار اعضای خانواده خود سپری کنید. دیوارها را با سبز ملایم رنگ آمیزی کنید و رنگ های هماهنگ دیگری را نیز در دکوراسیون جای دهید. مراقب باشید که با استفاده بیش از حد از طیف های رنگ سبز، اتاق کار خود را به جنگل تبدیل نکیند.

فضای خانه را در تابستان با کمک رنگ های سرد خنک سازید

در امتداد خطوط همان رنگ های گرم در پاییز، رنگ های سرد به ویژه آبی می تواند خانه شما را در تابستان باطراوت، خنک و تمیز نشان دهد. اگر در تابستان قصد انجام پروژه نقاشی خانه خود را دارید حتما استفاده از رنگ های سرد را در نظر داشته باشید.


خرداد ۲۹, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

آنها بهترین دوست انسان هستند. سگ ها ثابت کرده اند که وفادارترین و دوست داشتنی ترین مصاحب دنیا هستند که همیشه می توانید به آن ها تکیه کنید. آنها گاهی اوقات بهترین انتخاب برای حیوان خانگی به دلیل ماهیت بی گناه و معصوم و محفاظت از صاحبان خود، شناخته می شوند.

مزایای داشتن سگ به عنوان حیوان خانگی

خارج شدن از خانه

هوای تازه و آب و هوای آفتابی خلق و خوی شما را بهبود می بخشد و همین طور خورشید به تولید ویتامین D کمک می کند. ویتامین D به مبارزه با مشکلات روحی و جسمی مانند افسردگی، سرطان، چاقی و حملات قلبی کمک می کند. اما حتی جذابیت طبیعت نیز باعث می شود سلامت ذهنی شما را بهبود می بخشد. و همچنین به شما کمک می کند که وزن خود را حفظ کنید، زیرا با پیاده روی روزانه می توانید حدود ۱۸۰ کالری بسوزانید.

کاهش استرس

ارتباط با آنها و همین طور شانه کردن موهای آنها باعث پایین آمدن استرس در شما، می شود. ارتباط با حیوان خانگی  باعث تولید اکسی توسین در بدن شما می شود. اکسی توسین هورمونی در بدن است که باعث تسکین اضطراب می شود. وقتی اکسی توسین وارد سیستم شما می شود، فشار خون را کاهش می دهد و همین طور باعث پایین آمدن سطح کورتیزول در شما می دهد. این به نوبه خود، باعث بهبود سلامت در شما می شود.

صحبت با آنها

برای بعضی افراد شاید عجیب به نظر برسد، اما سگ ها باید بخشی از خانواده شود و تبدیل به عضو فعالی از خانواده باشد. شما می توانید آنجا بنشینید و با آنها در مورد هر آنچه که می خواهید، صحبت کنید، هیچ قضاوت یا عواقبی وجود نخواهد داشت.

احساس امنیت

یکی از مهم ترین مزایای داشتن سگ در خانه دفاع از شما و خانواده تان است. پر واضح است که اکثر سارقین با دیدن سگ یا شنیدن پارس این حیوان از محل متواری می شوند. همین که سگ شما می تواند به راحتی هر نوع بو یا صدای نا آشنا را تشخیص دهد، احساس امنیت شما تا حدودی تضمین شده است.

مانند یک متخصص عمل می کنند

تحقیق انجام شده است که نشان می دهد که داشتن یک سگ در کاهش اضطراب، درد و افسردگی کمک می کند. افراد مبتلا به بیماری های روانی و PTSD (استرس پس از سانحه)، از سگ ها برای مقابله با مشکلات خود کمک می گیرند. حتی افرادی که تحت شیمی درمانی قرار می گیرند، و همچنین سایر موارد، می توانند از حیوانات خانگی، معمولا سگ ها بهره مند شوند. همین طور بیمارانی که مشکلات فیزیکی دارند و تحت درمان های فیزیکی قرار دارند، سگ ها می توانند به آنها در بهبود مهارت های حرکتی کمک کنند.

در دانشگاه میامی سگ ها اجازه دارند که در محوطه باز دانشگاه باشند. سگ ها می توانند احساس غربت و افسردگی را کاهش دهند و باعث بهبود خلق افراد می شود.

خطر ابتلا به بیماری های شایع نیز کاسته می شود

در مصاحبه هایی که با افراد مختلف صورت گرفت، مشخص شد که صاحبان سگ کمتر دچار مشکلات سلامتی می شوند. این افراد از تری گلیسرید و کلسترول کمتری نسبت به سایر اشخاص برخورداند. جرم (میکروب) هایی که از بدن به انسان انتقال می یابد سیستم دفاعی بدن را در مقابل اکثر بیماری ها مقاوم می سازد. در نتیجه صاحبان سگ کمتر از سایرین مریض می شوند.

باعث لبخند شما می شوند

بسیاری از مطالعات نشان داده است که وقتی سگ ها در آغوش شما جای می گیرند یا شما را می بینند، کار احمقانه ای انجام می دهند که باعث لبخند شما شده که همین امر باعث ترشح انتقال دهنده عصبی می شود. این به نوبه خود باعث افزایش سروتونین و دوپامین می شود. این هورمون ها باعث شادی و آرامش شما می شوند.

بدون دغدغه پا به سن می گذارید

داشتن سگ برای افراد مسن هم مزیت های خاص خود را به همراه دارد. اشخاصی که به آلزایمر مبتلا هستند در صورت وجود سگ در خانه عصبانیت و پرخاشگری کمتری از خود نشان می دهند. این خاصیتِ دوستی و علاقه مندی به انسان ها حتی در زمان پیری مختص سگ ها است.

ترک سیگار

سگ ها شما را تشویق می کنند که سیگار خود را ترک کنید. پس از گرفتن یک سگ، سیگاری ها نشان داده اند که عادت خود را از دست می دهند. این به این دلیل است که دودی که تولید می شود، به حیوانات آسیب می رساند. ۲۸٪ از سیگاری ها پس از دیدن اثرات دود در سگ ها، آن را ترک کرده اند. این امر باعث می شود که تشویق به ترک سیگار بگیرند و زودتر به این امر عادت کنند.

بهبود زندگی اجتماعی

نه تنها گردش روزانه با سگ­ به تندرستی شما کمک می کند، بلکه این فرصت را نیز می دهد که با افراد دیگر آشنا شوید. اغلب مردم هنگامی که سگی را همراه تان می بینند، می ایستند و سر صحبت را با شما باز می کنند. اگر در جمع افرادی بروید که سگ دارند مطمئناً حرف هابی درمورد سگ و تربیت آن رد و بدل می شود.

شاید سرطان را زودتر تشخیص دهید

شامه قوی سگ کاربردهای زیادی دارد که می توان از آنها به تشخیص سرطان اشاره کرد. بیشتر صاحبان سگ مواردی را گزارش داده­‌اند که در آنها سگ های شان خال یا لکه هاییی را گاهاً بو کرده و یا لیس می زدند که بعد­ها مشخص شده است که سرطانی بوده اند. پس این حیوان شاید فقط با بو کشیدن بتواند جان شما را نجات دهد.

احتمال ابتلا به حساسیت های مختلف در فرزندان شما کم می شود

کودکانی در کنار سگ ها بزرگ شده اند کمتر آلرژی دارند و این امر در حقیقت باعث افزایش ایمنی بدنشان در مقابل حساسیت هایی می شود که در آینده در معرض آنها قرار می گیرند.

سلامت قلب

مطالعات نشان داده است وجود سگ در نزدیکی شما ضربان قلب را آهسته تر می کند؛ به همین خاطر است که بیشتر افرادی که از سگ نگهداری می کنند قلب سالم تری نسبت به سایر افراد دارند. این میزان سلامتی در بین مردان نسبت به زنان بیشتر گزارش شده است.


اردیبهشت ۳, ۱۳۹۷

زمان مطالعه مطلب : ۵ دقیقه

در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی

با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان

در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

  • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
  • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
  • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
  • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
  • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

روان‌شناسی رنگ سیاه

سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند. سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است. در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود. رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روان‌شناسی رنگ سفید

  • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
  • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
  • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

روان‌شناسی رنگ قرمز

  • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
  • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
  • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
  • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

روان‌شناسی رنگ آبی

  • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
  • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
  • رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
  • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
  • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

روان‌شناسی رنگ سبز

  • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
  • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
  • پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
  • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
  • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
  • رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

روان‌شناسی رنگ زرد

  • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
  • پرنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای
  • پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
  • رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود. اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
  • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
  • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روان‌شناسی رنگ ارغوانی

  • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
  • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
  • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

  • رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
  • رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
  • رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

روان‌شناسی رنگ نارنجی

  • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روان‌شناسی رنگ صورتی

  • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
  • رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
  • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

15031.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۱۴ دقیقه

با وجودی که افراد مختلف به دلیل ترجیحات شخصی و تجربیات متفاوت ممکن است واکنش‌های متفاوتی به رنگ ها نشان دهند امّا مطالعات نشان داده‌اند که رنگ ها برای اکثریت افراد معانی خاصی را تداعی می‌کنند. این روش درمانی را هزاران سال پیش در معبد «نور و رنگ شفابخش» در منطقه هلیوپولیس مصر باستان و در یونان پیش از میلاد مسیح و در فرهنگ‌های باستانی چین و هند استفاده می‌كرده‌اند.

رنگ درمانی

نفوذ رنگ ها و اثرگذاری آن‌ها را در بدن انسان به طرق گوناگون ثابت كرده‌اند. پژوهش‌های متعدد درباره علل ترجیح رنگی بر رنگی دیگر، آثار رنگ ها بر ذهن آدمی، بر رفتار آدمی، بر حس تعادل فكری و جسمی، در تولید شادمانی یا افسردگی، در تولید آرامش یا بی قراری و چندی موارد دیگر سال‌ها در جریان بوده‌اند و آثار رنگ ها را در زندگی انسان نشان داده‌اند.
پژوهش‌های جدیدتر سال‌های اخیر نیز گزارش داده‌اند كه استفاده دقیق از رنگ هایی خاص می‌تواند آثار مفید در سلامتی و تعادل فكر، در آرامش جسمی و روانی، در بازیابی سریع‌تر تندرستی در دوران نقاهت و در تحریك یا تشویق مثبت كودكان کم هوش داشته باشد.
رنگ های خاص بی‌تردید آثار اقتصادی (فروش تولیدات، خدمات)، آثار اجتماعی (كسب اعتماد و احساس رضایت، یا تحریك و تشویق توده‌های مردم و بسیاری موارد دیگر)، آثار جنسی (تحریك یا جذب جنس مخالف)، آثار روانی (خوشحالی یا افسردگی)، آثار تعلیمی و تربیتی (به ویژه برای كودكان) و چندی دیگر دارند.
رنگ زرد را در آیین بودائیسم، رنگ كاه گلی را در آیین تصوف، رنگ سرخ را در آیین كمونیسم، و رنگ سیاه را در مراسم سوگواری همه ملل بر رنگ های دیگر ترجیح می‌دهند.
محبوب‌ترین رنگ ها بین عامه مردم غرب رنگ آبی است. پس از آن رنگ سرخ است. نفرت انگیزترین رنگ، بنا به تحقیق روانشناسی به نام گرنجر از دانشگاه دورهام، رنگ زرد است. چندی پیش در انستیتوی هنرهای معاصر لندن، درون سه تالار را سه رنگ متفاوت زدند و در هر سه آن‌ها تعدادی اسباب‌های بازی فكری قرار دادند. حاصل این كه پس از چند روز افرادی كه در تالار زرد رنگ گرد می‌آمدند، همه اسباب‌های بازی‌های فكری آن تالار را یا شكستند یا دزدیدند، ولی چنان پدیده‌ها در دو تالار دیگر اتفاق نیفتاد. هیچ توضیحی برای چنان رفتار ناپسند به غیر از رنگ تالار یافت نشد. این دستاورد پژوهشی زمینه فرضیه پردازی‌های روانشناختی و جامعه شناختی شده و از جمله آن‌ها یكی این است كه تعداد و چگونگی تبهكاری در هر خیابان شهر، بستگی به رنگ نور چراغ‌های آن خیابان دارد. پاسخ قطعی به این گونه مسائل نظری را پژوهش های بیشتر عرضه خواهند كرد.
مسئله‌ای جدا از رنگ ها ولی مربوط به آن‌ها این است كه تنها رنگ ها نیستند كه بر ما نفوذ دارند و آثار گوناگونی بر ما می‌گذارند، بلکه شكل شیء نیز بی‌تردید آثاری بر انسان دارد. اشكال اشیاء مختلف، دلالت بر تولید آثاری با ریشه‌های عمیق روانی بر انسان دارند، و آن‌گاه كه اشكال اشیاء را با رنگ ها پیوسته می‌كنیم یا به طریقی ربط می‌دهیم، كل موضوع پیچیدگی و شگفتی بیش‌تر می‌یابد. تئوگیمبل كه یكی از مشهورترین رنگ درمانگران انگلستان است در تحقیقی كه روی ۱۱۰۰ آدم بالغ در انگلستان انجام داده گزارش می‌دهد كه نه تنها بیش‌تر مردم رنگ آبی را به رنگ های دیگر ترجیح می‌دهند بلكه رنگ ها و شكل‌های اشیاء را به طرقی شگفت‌انگیز به یكدیگر ربط می‌دهند.
واكنش ما به رنگ، به احتمال زیاد واكنشی عاطفی است، در حالی كه واكنش ما به شكل، واكنشی فكری است. روانشناسی مشهور به نام دیوید كتس در تحقیقی كلاسیك، از گروهی كودك خواست كه دوایری سبز رنگ را با مجموعه‌ای از دوایر سرخ رنگ و مثلث‌های سبز رنگ كنار هم بچینند. كودكان بی‌درنگ هر شكل را كنار شكل همرنگ آن گذاشتند یا به عبارت دیگر اشیاء را با رنگ آن‌ها طبقه‌بندی كردند. او همین آزمایش را با گروهی بزرگسال انجام داد و دید كه هر یك از افراد گروه، پیش از طبقه‌بندی می‌پرسد كه اشیاء ‌در دسترس را باید براساس شكل یا رنگ آن‌ها طبقه‌بندی كند.
سیاه- قوی، قدرتمند، مقتدر، مسلَط، تهدیدآمیز، شوم، افسردگی ‌آور
آبی- آرامش‌بخش، ملایم
خاکستری- ضعیف، افسردگی‌آور، ملال‌آور
سبز- نیروبخش، شادی‌آور، خوشایند، آرام، طبیعی، آرامش‌بخش
نارنجی- نگران‌کننده، برانگیزنده، هیجان‌آور
قرمز- برانگیزنده، هیجان‌آور، پرخاشگر، مسلََط، پویا، شهوانی، خطرناک
سفید- ضعیف، منفعل، خالص
زرد- شادی‌آفرین، برانگیزنده
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که موقعیت‌ها و واکنش‌های روان‌شناسی زیر از رنگ ها تاثیر می‌پذیرند.

رنگ ها و خواص درمانی آن ها

آبی نیلی

این رنگ تنها رنگی است كه با انرژی فوق العاده خود تمامی بدن را تحت پوشش قرار می دهد. رنگ نیلی خاصیت آرم بخشی بسیار قوی دارد و در رفع و درمان تب های شدید بسیار موثر است.

سرمه ای روشن

این رنگ كه طیف غلیظ و تیره آبی است و از دورنگ آبی و سبز حاصل می گردد،‌ بهترین انرژی را در رفع بحران ها و ناراحتی های روحی دارد. این رنگ بواسطه تركیب رنگ های سبز و آبی، خصوصیات این دو رنگ را نیز همراه خود دارد.
سرمه ای روشن روح نشاط و سرزندگی را به انسان تزریق می كند، میكرب و توكسینها را از بدن بدن دفع می نماید. این رنگ در حفظ سلامتی پوست بیمار بسیار مفید است و در رفع خستگی های جسمانی و بیماری های گوش نیز موثر واقع می شود.

قهوه ای

رنگی است كه تاثیر آن در درمان بسیاری از بیماری ها انكار ناپذیر است. این رنگ فرد را از بسیاری جهات و مخصوصا از حیث ذهنی و حساسی تحت تاثیر قرار می دهد. این رنگ به واسطه داشتن انرژی خاص خود، باعث می شود كه انسان به سرعت تحت تاثیر آن قرار گرفته و اجتماعی شود.

روانشناسی رنگ قهوه ای

این رنگ باعث می گردد كه انسان در قبال جامعه بینشی نوین و متعادل پیدا كرده و عزم انسان را در انجام كارها تقویت می بخشد.

زرد

تاثیر گذارترین نقطه ای كه در بدن انسان می تواند از رنگ زرد متاثر گردد، ذهن آدمی است. رنگ زرد در سیستم و شبكه عصبی و چاكرا كه به طناب عصبی خورشید نیز معروف است، متمركز می باشد. تمامی فعالیت های ذهنی فرد بوسیله نیروی رنگ زرد به حركت در می آید، از طرفی برای از بین بردن ناملایمات روحی و یاس و نا امیدی رنگ زرد مفید واقع می شود.
زیرا نیروی رنگ زرد به فرد امیدواری به زندگی ونیروی زیستن می بخشد. رنگ زرد خوش بینی و اعتماد به نفس را در افراد افزایش می دهد. سیستم عصبی، معده، روده ها، دستگاه هاضمه و كلیه ها تحت تاثیر این رنگ قرار دارند و اگر مشكلی در آنها پیش آید، بوسیله رنگ زرد می توان مشكل را برطرف نمود.

زرد لیمویی

این رنگ در افزایش قدرت فعالیت های مغزی بسیار مفید است و خصوصیت سرعت بخشی به انتقال اطلاعات مغزی را دارد. یعنی این رنگ باعث می شود كه فرد آنچه را فراگرفته سریعا حلاجی نموده و تجزیه و تحلیل كند.
این رنگ كه مقدار اندكی از طیف نوری سبز را نیز همراه خود دارد، باعث می شود كه بدن از برخی میكروب ها عاری شده و سلامت خود را باز یابد. انرژی موجود در رنگ زرد لیمویی باعث تقویت استخوان و بافت های بدن می گردد.

زرد طلایی

این رنگ قدرت بخشنگی و رفع كدورت را در انسان ها ازایش داده و تقویت می كند. از طرفی واكنش های ذهنی قدرتمندی در انسان بوجود آورده و قدرت عفو و روح آرامش را تقویت می نماید.
این رنگ نیز همانند رنگ سرخ در انسان هیجانات زیادی ایجاد می كند.

سبز

رنگ سبز یكی از رنگ هایی است كه در جهان بیش از بقیه رنگ ها دیده می شود. رنگ سبز حالت آرامش بخش دارد و بعنوان سمبل شفقت، مهربانی، تعادل روح و روان و رفتار بشمار می رود. این رنگ مهربانی، مودت و دوستی را در انسان ها افزایش می دهد.
یكی دیگر از خصوصیات بارز رنگ سبز، تعدیل بخشی در حرارت و تب بدن است. رنگ سبز روشن كه به طیف نوری آبی نزدیكتر است، در بسیاری از درمانها مفید واقع می شود و بهترین رنگ برای درمان تب ها محسوب می گردد. این رنگ در تقویت احساسات دوستی، امیدواری، صلح و ایمان بسیار مفید می باشد.

روانشناسی رنگ سبز

عده ای دلیل وجود رنگ سبز در پرچم كشورهای صلح طلب را نیز همین خصوصیات می دانند و بر این عقیده اند كه كشورهای دارای پرچم با رنگ سبز از امنیت و ثبات اجتماعی بیشتری برخوردارند.
مهم ترین نقطه ای كه از رنگ سبز متاثر می گردد، چاكرای قلب است. این حالت باعث می شود كه ناراحتی های قلبی، فشار خون زیاد یا كم، سردردهای ناموزون و نا هماهنگ، میگرن، بی حالتی و سستی در بدن و همچنین رنگ پریدگی با رنگ سبز درمان گردند.
توجه داشته باشید كه از رنگ سبز هرگز نباید برای درمان سرطان ها یا بیماری های غده ای استفاده نمود. زیرا رنگ سبز باعث می گردد كه سرعت رشد و توسعه هر چیزی در بدن افزایش پیدا كند، در نتیجه موجب رشد سریع تومورهای سرطانی می گردد.

قرمز (سرخ)

رنگ سرخ بی نهایت روح افزا و جان بخش است. این رنگ به لحاظ داشتن خصوصیات خود باعث می گردد كه چاكراها به حركت و تلاش وادار گردند. رنگ سرخ با انتقال انرژی شدید خود باعث می شود كه تحریكات و احساسات فیزیكی بیدار گشته و همین بیداری آنها را به شدت فعال می سازد.
رنگ سرخ می تواند در درمان سرماخوردگی، ناراحتی های ناشی از گردش خون، عفونت نایژه ها و ریه مفید واقع شده و اثر درمانی معجزه آسایی به جای بگذارد.
اما ناگفته نماند كه این رنگ احساسات مربوط به انتقام، كینه، بی منطقی، جسارت، عشق و میل جنسی را را نیز به شدت تهیج می نماید. اگر مقدار رنگ قرمز بیشتر مورد استفاده قرار گیرد، منجر به ناملایمات احساسی و افسردگی های ناپایدار می گردد. علاوه بر این موجب افزایش فشار خون در انسان نیز می گردد.
بطور خلاصه رنگ قرمز باعث افزایش حرارت بدن انسان شده، گردش و فشار خون را افزایش می دهد. این رنگ برای درمان فشار خون پایین بسیار مناسب است.

آبی آسمانی

این رنگ با میزان استفاده اكسیژن بدن در ارتباط است. رنگ آبی روشن به شدت خاصیت گندزدایی و میكروب كشی داشته و بدن انسان به كمك این رنگ می تواند تمامی ناراحتی های روحی _ روانی، افسردگی و بیماری های ذهنی را از بین ببرد.

نارنجی

این رنگ به شدت بخش دوم مركز چاكرا را تحت تاثیر قرار می دهد. رنگ نارنجی سمبل نشاط و شادی و از طرفی نشانه دانش و آگاهی است. نارنجی احساسات اجتماعی شدن و بودن را در فرد تقویت كرده و فعالیت اجتماعی را قدرت می بخشد.
موثرترین بخش بدن انسان سیستم عضلانی و ماهیچه ای است كه به سرعت از این رنگ تاثیر می پذیرد. استفاده افراطی از رنگ نارنجی می تواند باعث بی تعادلی در سیستم عصبی افراد گردد، بهمین دلیل توصیه می شود این رنگ همراه با رنگ سبز یا آبی مورد استفاده قرار گیرد.
اعضاء مختلفی از بدن نظیر؛ طحال، پانكراس، معده، روده ها و كلیه ها از این رنگ تاثیر پذیرند و اگر ناراحتی در این اعضا پدیدار شود، رنگ نارنجی می تواند برای درمان مفید باشد. افسردگی های شدید و ناراحتی های گذرا در سیستم گوارش نیز می توانند بوسیله نگ نارنجی مورد درمان قرار بگیرند.

نقره ای

این رنگ مانند رنگ سفید، اگر با رنگ های دیگر مورد استفاده قرار گیرد، تاثیرات انرژی را زیاد كرده و نتایج مفیدتری خواهد داشت. در درمان بیماری هایی كه ریشه متافیزیكی دارند، استفاده از رنگ نقره ای بسیار مفید و كارآمد خواهد بود.
از طرفی، انرژی این رنگ قدرت نبوغ، خلاقیت و تفكر را در انسان افزایش می دهید و به مثابه همین قدرت، به انسان توانایی پیش گویی، و گمان منتهی به نتیجه را می بخشد.

كبود روشن (رنگ افلاطونی)

انرژی این رنگ حالات فیزیولوژیكی انسان را تقویت نموده و بهمین دلیل باید با دقت و درایت خاصی مورد استفاده قرار گیرد. زیرا این رنگ بدلیل داشتن انرژی های گوناگون حاصل از تركیب رنگ های پدید آورنده اش، انرژی بسیار زیاد و نیرومندی دارد.
استفاده بسیار زیاد و افراطی از این رنگ باعث می شود فرد دچار بیماری های روحی و روانی گردد. این رنگ به دلیل داشتن تن زیادی از رنگ قرمز می تواند موجبات سردرد و میگرن را افراد فراهم آورد. اما با تمام این خصوصیات، رنگ افلاطونی در درمان سرطان ها، كوچك كردن و از بین بردن تومورها و همچنین برای درمان تب شدید مفید می باشد.

سفید

رنگ سفید در بطن و بنیه تمام رنگ ها نهفته است. در سایه این رنگ سیستم انرژی فرد تمیزتر می شود و شخص می تواند خودش را از آلودگی ها نجات دهد. رنگ سفید نبوغ و توانایی های فرد را تقویت نموده برای تمامی بنیه های رنگی مفید واقع می شود.
درمان را كه شروع می كنید، بهتر است با این رنگ آغاز نموده و اگر كارتان نیز به پایان رسید، باز با این رنگ خاتمه دهید. این رنگ باعث می شود كه شما بتوانید توازن نیرو و انرژی را در فرد مورد درمان فراهم آورید و از طرفی باعث می گردد كه نیرو، توازن و روحیه را به فرد مورد درمان تزریق نمایید.

روانشناسی رنگ سفید

یكی دیگر از خصوصیات بارز رنگ سفید اینست كه اگر با رنگ های دیگر آمیخته و بكار گرفته شود، نیرومند تر شده و تاثیرات آن رنگ را نیز افزایش می دهد.

كبود

رنگ كبود بخش اسكلت و استخوان بندی را تحت تاثیر قرار می دهد. از لحاظ دیگر، باعث می شود كه توكسینهای موجود در بدن از بین بروند و تاثیرات شگرفی در سیستم فیزیكی و روحی انسان دارد. این رنگ از طرفی حالت گندزدایی یا آنتی سپتیك را دارد.
انرژی رنگ كبود در درمان بسیاری از سرطان ها مفید است. مخصوصا در التهاب و عفونت دنده های قفسه سینه و یا جراحی های استخوانی بسیار مفید واقع می شود. از سویی استفاده از رنگ كبود در رفع مشكلات سیستم گوارشی و هضم و جذب مواد معدنی و ویتامین ها در بدن بسیار مفید می باشد.
رنگ كبود باعث می شود كه انسان رویاهای زیادی مشاهده كند و با تحریك سیستم عصبی مغز و حافظه می تواند در بیاد آوری خاطرات كمك كرده و فراموشی را درمان كند.

لاجوردی

این رنگ در حقیقت نوع تیره و غلیظ رنگ آبی است. این رنگ در رفع بیماری های روحی و فیزیكی بسیار مفید است. مهمترین تاثیر این رنگ روی چاكرای بین ابروهاست. این رنگ بدلیل ارتباط با مركز چاكرای عصبی باعث ایجاد تعادل در سیستم عصبی نیز می گردد.
نیروی رنگ لاجوردی خون را تصفیه و شستشو می كند، بسیاری از توكسین ها بوسیله نیروی این رنگ و همراه با گردش خون از بدن دفع می گردند. این رنگ بر روی سینوس های صورت تاثیر مثبت داشته و تابش رنگ لاجوردی می تواند كبودی، كك و مك، آبله، جوش، آكنه و… را از بین ببرد.
علاه بر خواص فوق آ رنگ لاجوردی خاصیت سكون و آرامش بخشی بسیار شگفت انگیزی دارد تا جایی كه مدیتورها برای رسیدن به خلاء ذهنی در مراحل مختلف از این رنگ در تمرینات خود استفاده می كنند.
توجه : استفاده بسیار زیاد از رنگ لاجوردی می تواند بی مسولیتی و عدم بی قیدی در فرد ایجاد نماید.

استرس و تحریک‌پذیری

رنگ های آبی، سبز و آبی متمایل به سبز می‌تواند باعث کاهش استرس و تحریک‌پذیری شود زیرا رنگ های ملایم باعث آرمش (ریلکس شدن) می‌شوند. مطالعات پژوهشی متعدد نشان داده‌اند که مشتریان در محیط‌های فروشگاهی آبی و سبز احساس آسایش بیشتری می‌کنند و در نتیجه تمایل به ماندن طولانی‌تر و خرج ‌کردن بیشتر دارند. آبی روشن تا متوسط و آبی متمایل به سبز به ویژه باعث آرامش می‌شود.
با وجود این، اگر از رنگ های ملایم برای آرمش استفاده می‌کنید توجه داشته باشید که با وجودی که رنگ سبز طبیعی معمولاً باعث برانگیختن هیجانات مثبت می‌شود، مردم معمولاً به رنگ زرد متمایل به سبز واکنش منفی نشان می‌دهند.
بسیاری از مردم عقیده دارند که رنگ صورتی، رنگی آرامش‌بخش است امّا شواهد چنین چیزی را نشان نمی‌دهند. با وجودی که مطالعات انجام شده در سال ۱۹۷۹ نشان داد که زندانیان سیاتل که رنگ سلول‌هایشان صورتی روشن بود رفتار پرخاشگرانه کمتری داشتند، اما چند سال بعد، مطالعه مشابهی چنین نتیجه‌ای را نشان نداد. هر چند هنوز هم بسیاری از زندان‌ها در آمریکای شمالی از این رنگ برای سلول‌هایشان استفاده می‌کنند.

تمرکز و بهره‌وری

شواهد نشان می‌دهد که رنگ آبی به خاطر تاثیر آرام‌بخشش می‌تواند برای بهبود تمرکز مفید باشد، در حالی که رنگ قرمز می‌تواند باعث اختلال در تمرکز، تصمیم‌گیری و حل مسأله شود. به ویژه، اعتقاد بر این است که رنگ آبی تیره می‌تواند به حفظ تمرکز کمک کند و به این خاطر برای مدیتیشن مناسب است. با وجود این، برای بعضی افراد، محیط‌های آبی یا سبز ممکن است بیش از حدّ آرامش بخش باشد و در نتیجه باعث کاهش بهره‌وری گردد.

رنگ آبی، تمرکز و بهره وری

در میان رنگ هایی که باعث اختلال در تمرکز و بهره‌وری می‌گردند، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که اتاق‌های کار سفید رنگ باعث بهره‌وری کاری کمتری نسبت به سایر رنگ ها می‌شوند و بسیاری از افراد (به ویژه مردان)، محیط‌های خاکستری رنگ را استرس‌زا و ملال‌آور می‌یابند به علاوه انجام وظایف کاری در محیط‌های قرمز رنگ می‌تواند باعث افزایش اضطراب و استرس گردد.
جالب است بدانید که رنگ زرد که غالباً برای مداد، کاغذ یادداشت و برجسته کردن متن مورد استفاده قرار می‌گیرد باعث افزایش نرخ خطا در رونویسی می‌شود و ممکن است در تمرکز یا درک اختلال ایجاد کند.

رنگ و هراس از مکان‌های بسته

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد رنگ می‌تواند باعث تحریک هراس از مکان‌های بسته شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که آبی یا سبز کردن دیوارهای اتاق، درک وسعت مکان را افزایش می‌دهد، در حالی که رنگ های قرمز، نارنجی و زرد اثر عکس دارند.

خلاقیت و رنگ

برخی عقیده دارند که رنگ علاوه بر این که می‌تواند احساس آرامش را برانگیزد، همچنین می‌تواند برانگیزنده احساس خلاقیت و الهام‌بخشی گردد.
پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رنگ ارغوانی که برخی عقیده دارند مرتبط با یکی از چاکراهاست (دانش شهودی، معنویت و خودآگاهی بیشتر)، می‌تواند باعث افزایش خلاقیت گردد.

رنگ و خستگی

رنگ های قرمز، نارنجی و صورتی تند می‌تواند باعث تحریک آزادشدن آدرنالین و درنتیجه، افزایش انرژی و احتمالاً محرک‌های جنسی گردد. پژوهش‌ها همچنین نشان داده‌اند که رنگ قرمز، به ویژه می‌تواند تنش و هیجان عضلانی و در بعضی موارد خشونت را افزایش دهد.

رنگ و کنترل وزن

به دلیل آن که رنگ نارنجی محرک اشتهاست، غالباً از این رنگ به وفور در رستوران‌های غذاهای فوری استفاده می‌شود. (رنگ های قرمز و زرد هم می‌توانند این اثر را داشته باشند). بنابراین، اگر در صدد کاهش وزن خود هستید نباید رنگ وسایل غذاخوری خود را نارنجی یا سایر رنگ های گرم انتخاب کنید. با وجودی که عقیده عمومی بر این است که رنگ آبی باعث از بین بردن اشتها می‌شود امّا شاهدی برای این ادعا وجود ندارد.

رنگ و اندوه

پوشیدن لباس‌هایی به رنگ قوی مانند سیاه می‌تواند بر اثرگذاری فرد بیفزاید و به او احساس جرأت بیشتری بدهد.

رنگ و اندوه

مطالعات متعدد، اثرات نشاط‌بخش رنگ های روشن و زنده را نشان داده‌اند. به ویژه رنگ زرد توسط بسیاری به عنوان نماد خوش‌بینی و شادی‌آفرینی تلقی می‌شود، حتی بیشتر از رنگ هایی مثل قرمز و آبی که مردم معمولاً واکنش مثبتی نسبت به آن‌ها دارند.

رنگ ها از نظر طب سنتی ایران

تجزیه نور شامل ۷ رنگ بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز می باشد.
چهار رنگ اول، بنفش، نیلی، آبی، سبز، تأثیرات مربوط به روح را القا می کند و سه رنگ زرد، نارنجی و قرمز تأثیرات مربوط به جسم را القا می کند.
رنگ قرمز: مزاج گرم دارد. میوه های قرمز رنگ در پاکی خون اثرگذار بوده و باعث ساخته شدن خون جدید می شوند. براثر استفاده از رنگ قرمز ارتعاشات درمان کننده و تقویت کننده ای برقرار می شود. این اثرات در موارد کم خونی،لاغری و نحیفی، سردی دست و پاها و در موارد فقر غذایی می تواند کمک کننده باشد و در تأمین انرژی بدن همراه با سایر مکمل های غذایی بسیار کارساز است. رنگ چهره افراد دموی قرمز می باشد.
رنگ نارنجی: مزاج گرم دارد. رنگ نارنجی علامت انرژی می باشد. این رنگ از اختلاط دو رنگ قرمز و زرد حاصل می شود. اکر رنگ قرمز را نشانه شخصیت و رنگ زرد را نشانگر عقل بدانیم از جمع شدن این دو به غلبه بر خشم و کنترل بر خویش حاصل می شود.
رنگ زرد: رنگ زرد مزاج گرم و خشک دارد. این رنگ علامت هوش، فهم، درایت زیاد و عشق ورزی می باشد. رنگ زرد دارای قدرت درمان کنندگی در مورد دیابت و تحریک روده بزرگ و یبوست می باشد. رنگ چهره افراد دچار غلبه صفرا زرد می باشد که برابری دارد با عنصر آتش.
رنگ سبز: رنگ سبز دارای ارتعاشات متعادل کننده مهمی برای سیستم عصبی می باشد. مزاج این رنگ معتدل است. رنگ سبز موجب تهییج، التهاب یا حساسیت نمی شود. رنگ سبز اثر آرام بخش جدی روی قلب دارد. اثر کنترل کننده رنگ سبز روی افراد دچار فشارخون نیز بسیار مطرح می باشد. استفاده از رنگ سبز برای هر نوع اشکال مربوط به دستگاه گردش خون می توان بهره گرفت. رنگ سبز جهت تمدد اعصاب خسته استفاده می شود.
رنگ آبی: مزاج خنک دارد. رنگ آبی موجب آرامش و تشعشعات صلح آمیز شده، دارای کیفیت خواب آور است. رنگ آبی سبب ایجاد روحیه مثبت و ترفیع فرد می شود. همچنین آبی فیروزه ای برای ایرانیان علامت پیروزی می باشد.
رنگ نیلی: این رنگ شروع لطافت طیف های نور می باشد. نیل به روحانیت،خودکفایی و عقل می باشد. رنگ نیلی موجب گشادگی چشم سوم (دید درون و برون) می گردد و درها را به روی ناآگاه باز می کند. به کمک رنگ نیلی می توان خاطراتی را که مدت های طولانی فراموش شده بود به ذهن بازگرداند.
رنگ بنفش: این رنگ طیف مربوط به تسلط روحانی است. معتدل است با گرایش به سردی. بالاترین و عمیقترین طیف نوری است که با بالاترین عامل وجودی یعنی فهم عالی ارتباط دارد. رنگ بنفش از ترکیب رنگ قرمز (مربوط به جسم) و رنگ آبی (مربوط به روح) حاصل می شود.استفاده از رنگ بنفش برای رفع بی خوابی و رفع نارسایی ذهن توصیه می شود.

رنگ درمانی اسلامی

در رنگ درمانی اسلامی اعتقاد بر این است كه هر یك از رنگ ها دارای طیفی خاص است كه با ردیفی از طول موج ها ارتباط دارد، یعنی صدها اختلاف رنگ جزیی و نامحسوس وجود دارد كه حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به آنها اشاره نموده است و در آیات و روایات در به كارگیری صحیح آنها توصیه شده است.
زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. انسان با مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی می‌آورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت می‌شتابد. خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد می‌کند و در کنار سایر نعمت هایش می‌فرماید: “و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا” (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگ ها قرار می گیرد.

محدودیت‌های پژوهش‌های راجع به رنگ

بسیاری از مطالعات اولیه راجع به رنگ، تأثیرات درجات مختلف یک رنگ، نتایج قرار گرفتن در معرض یک رنگ برای مدتی طولانی، و تأثیر ترجیحات و تجربیات شخصی را نادیده گرفته‌اند. برای مثال، رنگ قرمز ممکن است در یک محیط، شادی آفرین و در محیطی دیگر، ناراحت کننده باشد.
همچنین، تعدادی از پژوهشگران به تفاوت‌های تأثیر رنگ در افراد بر حسب فرهنگ، سن و جنسیت آن‌ها پی برده‌اند. برای مثال، مردها بیشتر از زن‌ها از رنگ های روشن خوششان می‌آید، در حالی که زنان غالباً بیشتر رنگ های ملایم و نرم را می‌پسندند. بدین دلیل، روان‌شناسی رنگ ها به هیچ عنوان یک علم دقیق نیست.
فراموش نکنید که استفاده از رنگ به تنهایی برای وضعیت‌های جدی مثل افسردگی توصیه نمی‌شود و افرادی که ملاحظات سلامت جسمی و روانی دارند باید حتماً با یک متخصص مشورت کنند.


14502-1.jpg
خرداد ۶, ۱۳۹۶

زمان مطالعه مطلب : ۲۸ دقیقه

روانشناسی محیطی مطالعه پیچیده بین مردم و محیط اطرافشان است. به عقیده جیفورد (Gifford) روانشناسی محیطی با شاخه اصلی روانشناسی تفاوت دارد، زیرا به محیط فیزیکی روزمره می پردازد. این علم چارچوبی از نقطه نظرات، تحقیق ها و فرضیات را فراهم می آورد که می تواند به ما در درک بهتری از روابط متقابل انسان و محیط اطراف، کمک کند. با استفاده از این دانش می توان پیش از طراحی و ساخت، ارزیابی هایی را انجام داد که بهترین ابزار برای طراحان حرفه ای به حساب می آید. اگر ما بدانیم چه چیز در گذشته عملکرد بهتری از خود نشانداده است، برای طراحی بهتر در آینده آمادگی بیشتری خواهیم داشت. با استفاده از تئوری های کنترل می توان مشاهده کرد که محیط نقش اساسی را در شکل گیری احساس ارزش ها و توانمند ساختن برای افراد و گروه های مختلف ایفاء می کند. فرضیه فضای قابل دفاع پیشبینی می کند که تغییرات مشخصی در طراحی فضا های مسکونی که باعث کاهش فضا های شهری عمومی و افزایش طبیعی نظارت، بازبینی و حس مالکیت توسط ساکنین می شود، باعث کاهش جرم خواهد شد. در محله هایی در او هایو و نیویورک با در نظر گرفتن این امر در طراحی و توجه به فضا های قابل دفاع، نرخ جرم کاهش یافته است. نمونه دیگر پارکی در یکی از محلات سیاتل می باشد که ساکنان محله نهایت مراقبت و نگهداری را از پارک محله خود انجام می دهند. شهروندان نقش فعالی را در از بین بردن علف های هرز، تمیزکردن مسیر ها و بطور کلی مراقبت از سلامت پارک ایفاء می کنند. در اصل آن ها پارک را مال خود می دانند.

روانشناسی محیطی

آپتون (Upton) در پاسخ به سئوال “رابطه عین و ذهن در معماری منظر چیست؟” توضیح می دهد که برداشت و تفسیر مردم از طراحی منظر فراتر از منظره یا فرم فیزیکی محل می باشد. او معتقد است برداشت های ما نتیجه ای از مشاهدات ما می باشد. یعنی چیز هائیست که هر یک از ما در یک زمان یا مکان مشخص دیده ایم و یا عدم مشاهده است که برداشت ما از طریق سایر راه های ناملموس می باشد. وی می افزاید دیدن همیشه به معنای باورکردن نیست، زیرا ما منظره را بغیر از چشمانمان از طریق سایر اندام های حسیمان نیز تجربه می کنیم. بعنوان مثال تجربیات شخصی و نقطه نظرات ما که هیچگونه ارتباطی به منظره مشاهده شده ندارند چگونگی دید ما از منظره را تحت تاُثیر قرار می دهند. مطلب اصلی که آپتون می خواهد بیان کند اینست که اگر می خواهیم رفتار انسان را در مقابل محیط بفهمیم باید ابتدا ذهن و عین را در منظره را درک کنیم.

دلبستگی مکانی، معنایی است، که ما در محلی که با آن آشنایی کامل داریم پیدا می کنیم و هویت مکان با محیط فیزیکی در ارتباط است. در بسیاری از موارد این ها بنظر می آید باهم درآمیخته شده و قابل تمایز نیستند. در واقع با پیشرفت دلبستگی مکانی در طول زمان، احساس هویت مکانی نیز شکل می گیرد ولی تفاوت آن ها در ضمیری است که به هریک از آن ها مربوط می شود. بنظر می رسد هویت مکانی برسطحی از ضمیر تمرکز دارد که ایجاد دلبستگی مکانی نمی کند. بعنوان مثال ما نسبت به خانه دوران بچگی خود احساس دلبستگی فراوانی می کنیم ولی در عین حال هویت خود را در شهر پدری خود می یابیم.

کلر مارکوس معتقد است خاطرات محیطی، زندگی ما را، بطرق مختلف تحت تاُثیر قرار می دهد. این ها احساس ارتباط با گذشته، احساسی از کنترل، اعتماد به نفس و احساسی از هویت را باعث می شود. وی با شرح خاطرات محیطی شاگردانش به چگونگی شکل گرفتن زندگی های کنونی آن ها بر مبنای این خاطرات اشاره می کند. جالب است که این سخنان با فرضیه های کنترل مشخص شده توسط جیفورد دارای نقطه نظرات مشترکی می باشند. فقدان کنترل ممکن است منجر به بروز احساس ناتوانی یا عدم توانمندسازی شود. در واقع برای کودکان داشتن احساس کنترل بر محیط اطراف اهمیت داشته و می تواند منجر به وجود احساس قوی اعتماد به نفس و عدم وابستگی در بزرگسالی شود.

هستر (Hester) تجلیل جامعی از وابستگی مکانی در جامعه انجام داده است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی مکان های مرکزی و ارزش های آن ها برای افراد است. وی با انجام پرسشنامه از ساکنین محل خواست تا محل هایی را که بیشتر برایشان ارزش و اهمیت دارند را ذکر کنند. نتیجه این تحقیق نشان داد که مکان هایی که بیشتر مورد توجه مردم بودند فاقد ارزش معماری هستند. در واقع وابستگی و هویت مکانی، ناشی از اتفاقات و خاطراتی بود که ساکنان آن محله آنرا تجربه کرده بودند. وی با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از عموم مردم و لیستی از اماکن مورد علاقه آن ها تهیه کرد. این اماکن، فضا هایی بودند که مردم نمی توانستند از آن ها چشم پوشی کنند. از لیستی که با استفاده از مردم تهیه شد، برای تغییر طرح توسعه و حفظ روح و فرهنگ منطقه استفاده گشت.

به عقیده برخی از کارشناسان، شهرسازان علاوه بر توجه به ارزش کاربری زمین، باید به ارزش های احساسی، عاطفی و روانی آن نیز توجه کنند. آن ها معتقدند برای انجام این امر، شهرسازان، باید روابط و دیدگاه های مختلف مردم را راجع به زمین و سایت پروژه بدانند. بعنوان مثال بازدیدکنندگانی که حالت رهگذری دارند ارزش یک محیط را در داشتن امکاناتی از قبیل ماهیگیری، دوچرخه سواری و… می دانند در حالیکه کسانی که دلبستگی عاطفی به منطقه دارند ارزش محل را در خاطرات یا زمانی که در آنجا گذرانده اند می بینند. در عین حال دسته سومی نیز وجود دارند که برای هر دو مورد فوق ارزش قائلند. اگر شهرسازان، هر دو گروه و نیاز های آن ها را درک کنند، می توانند با رعایت توازن و تعادل تصمیمات بهتری را اتخاذ نمایند.

وابستگی و توجه به محیط زیست موضوع مهمی برای تعیین و تصمیم گیری است. اهمیت این کار در تعیین فاکتور های موُثر و میزان اثر گذاردن آن ها می باشد. اینکه فقط از مردم بپرسیم که آیا به محیط علاقه دارند یا خیر در واقع تن ها مطرح کردن سئوالی است که یک جواب مثبت را طلب می کند. نتایج مطالعات نشان می دهد که برخی از فاکتور های تاُثیرگذار در دلبستگی و علاقه عبارتند از: جنسیت، سن، خاطرات بچگی، مذهب، سیاست، طبقه اجتماعی، ملیت، فرهنگ، تفاوت های شهری و غیر شهری، روحیات و ارزش ها، تحصیلات و فعالیت ها. باید به این نکته نیز توجه داشت که هر علاقه ای منجر به واکنش نمی شود و در واقع افراد راحتی خود را مهمتر از علاقه می دانند. علاقه مندی های محیطی ممکن است در سطح گسترده ای وجود داشته باشد، ولی بنظر می رسد که آنقدر پتانسیل ندارد که به عمل منجر شود.با انجام آموزش های لازم می توان علاقه مندی های ساکنین و افراد محله را از حالت بالفعل به حالت بالقوه درآورد و اگر قرار است محیط تبدیل به فضایی ملموس شود تن ها از راه آموزش و بخصوص از سطح دبیرستان امکان پذیر است.

ما وابستگی شدیدی به قوه بینایی خود داریم. در اغلب موارد آن چیزی را می بینیم که فکر می کنیم باید ببینیم. بعنوان مثال یک شی ممکن است از شی دیگری، تن ها بدلیل جایگیری آن در صفحه و زمینه بزرگتر دیده شود بدون آنکه فرقی با آن داشته باشد. همچنین ما تن ها در هر زمان یک تصویر را می توانیم ببینیم بنابراین ممکن است بخش هایی از یک تصویر را که وجود ندارند با توجه به تصویری که در ذهن خود ساخته ایم ببینیم.

بنظر می رسد که ما در واقع بوسیله درک طراحی هایی که نتیجه تجربیات و آموخته های ما می باشند چیز ها را درک می کنیم. درک محیطی در چند زمینه با معنای عامیانه درک تفاوت دارد. این تفاوت ها عبارتند از:

  • ۱- در میزان و پیچیدگی انگیزه: درک عامیانه به مقوله هایی مثل روشنایی، رنگ و عمق بصورت جزء می نگرد ولی در درک محیطی کل منظره بصورت واحد مورد توجه است.
  • ۲- در درک محیطی، شخص درک کننده، بخشی از منظره است که اغلب در حال حرکت و دیدن محل از زوایای مختلف می باشد ولی در درک عامیانه این امر صادق نیست.
  • ۳- شخص درک کننده معمولاً بوسیله یک هدف یا مقصد مشخص و واضح به محیط متصل است و اغلب در حال انجام کاری مثل نگاه کردن به علامت ها یا پیداکردن یک مسیر می باشد. درک محیطی دارای دریافت و فهم بیشتر اما نامشخصتری است، با اینکه ممکن است این امر برخی از بررسی ها را مشکل می کند ولی فهم وسیعتری از درک واقعی را فراهم می آورد.

شناخت محیطی مربوط به این امر می شود که ما چگونه اطلاعات راجع به محیط فیزیکی اطرافمان را تهیه، آماده، ذخیره و فراهم می نماییم. این مقوله شامل شناخت فضایی، که به ما در جهت یابی در محیط، کمک می کند و شناخت غیر فضایی، که دربرگیرندهُ خاطرات و مدل های ذهنی است، می باشد. ما با استفاده از ساده سازی، پیرایه گیری و حذفیات متوجه می شویم که مردم محیط پیرامون خود را چگونه می بینند و چه المان هایی برایشان مهم است. برخی روش ها به ما می آموزد که لازم نیست تمام اطلاعات را مانند یک نقشه به خاطر بسپاریم. بجای آن می توانیم یاد بگیریم که اطلاعات را برحسب نیاز خود و به گونه ای خلاصه در ذهن خود نگه داریم. ما ممکن است اطلاعات را ساده کنیم، تغییر دهیم و یا حذف کنیم ولی تمام این کار ها در راستای برآوردن نیاز های شخصی ما انجام می گردد.

بحث درباره باور “جزمیت معماری” ریشه های آن و عواقب پیروی از این باور، بخش عمده ای از ادبیات روانشناسی محیط را تشکیل می دهد. پیمایش آن ها، جای دیگری را طلب می کند. آنچه در این مختصر قابل ذکر است اینست که برای فرار از دام جزمیت معماری باید میان محیط بالقوه یعنی محیطی که در ذهن معمار وجود داشته و با آرمان های او آمیخته است و محیط بالفعل یعنی محیطی که در عمل ساخته شده و مورد بهره برداری مردم قرار می گیرد تفاوت قائل شد. هر محیط بالقوه قابلیت تبدیل به محیط بالفعل را نخواهد داشت، مگر اینکه برای شرایط فرهنگی – اجتماعی آن نیز برنامه ریزی شود.

یک چارچوب نظم دهنده

برای درک روان شناسی یک محیط مسکونی، یک چهار چوب نظم دهنده نیاز است. منظور از این چ هارچوب تهیه یک تصویر کامل از علل و نتایج زندگی در خانه های مسکونی مختلف است. چ هار گروه از عوامل اصیل در این مورد عبارتند از : عوامل شخصی، اجتماعی، فیزیکی و فرهنگی.

پیامد های آن در سه گروه کلی قرار می گیرند : نگرش، مانند : اولویت ها و اغنا شدن، دوم رفتار، مانند: مدیریت فضا، اوقات فراغت و ترتیب دادن مبلمان، و سوم رفاه، مانند سلامتی، تنش، ترس از جنایت و حمایت اجتماعی.

اولویت ها برای محل سکونت، انتخاب و رضایت

چه نوع سکونتگاهی را ترجیح می دهید؟ شما در واقع در کجا زندگی می کنید. اگر پاسخ های متفاوتی به این سوالات دارید تفاوت بین سکونتگاه ارجح و انتخاب سکونتگاه را می دانید. اگر اختلاف بین دو سوال زیاد باشد شما ممکن است از سکونتگاه خود ناراضی باشید و ممکن است سکونتگاه شما هیچ وقت به کاشانه تبدیل نشود.

اولویت ها برای محل سکونت

اندازه گیری رضایت از محل سکونت

برای استنباط رضایت از سکونتگاه، باید آن را به میزان کافی اندازه گیری نمود ولی این سنجش فقط در یک سوال ساده خلاصه نمی شود « آیا شما از آپارتمانتان رضایت دارید ؟ » رضایت ممکن است در مورد کیفیت بخش های مختلف سکونتگاه فرق کند مانند : وسعت فضا، زیبایی، نور. و رابطه بین نوع استفاده ساکنان و کیفیت ساختمان مثل نور برای مطالعه و یا نور برای شستن ظروف.

تاثیرات شخصی

مسلماً سلیقه و خوشنودی، بعضا بستگی به شخص ساکن دارد. در بررسی های انجام شده در مورد سبک خانه افراد بالغ و جوان به عنوان سکونتگاه با تزئینات و آراستگی را ترجیح می دادند و افراد بالغ مسن تر نوع ساده تر را می پسندیدند. سادگی ممکن است جالب نباشد ولی بیانگر وضوح است، این موضوع برای افراد مسن مهم است زیرا برای آن ها تحرک و ادراک مشکل تر از گذشته است. افراد بالغ جوان سکونتگاه اسرار آمیز را دوست دارند در صورتی که افراد مسن تر ترجیح می دادند که این مرموز بودن را در کتاب های داستان پیدا کنند جایی که زندگی آن ها را مشکل تر نمی کند.

یک محقق از افراد ۸ تا ۱۸ ساله خواست که کاشانه ایده آل خود را ترسیم کنند، آن ها همانند بزرگتر ها به خانه های تک واحدی تمایل داشتند اگرچه خانه های ایده آل آنان بزرگتر از خانه فعلی آن ها بود و فضای استراحت بیشتری داشت.

موقعیت اجتماعی – اقتصادی : رضایت از سکونتگاه به موقعیت اجتماعی – اقتصادی نیز ارتباط دارد در یک تحقیق مشاهده شد، که افراد پولدارتر به کیفیت زیبایی کاشانه خود علاقه دارند ولی افراد فقیرتر ایمنی، سلامتی و احتیاجات خانواده در کنار زیبایی را دارای اهمیت می دانند.

جنسیت و نقش اجتماعی: نقش اجتماعی بر رضایت از سکونتگاه تاثیر دارد. زنان و شوهران غالباً در مورد مناسب بودن کاشانه خود اختلاف نظر دارند، همچنان که تعداد بیشتری از مردم از پخت و پز لذت می برند، تشاب هات و تفاوت ها بین اولویت زنان و مردان در طرح آشپزخانه اهمیت بیشتری پیدا می کند. هم مردان و هم زنان آشپزخانه هایی را که هم به اتاق نشیمن هم به غذاخوری باز است به آشپزخانه هایی که از این فضا ها جدا هستند ترجیح می دهند، اگرچه خانم هایی که بیرون کار می کنند نسبت به خانم های خانه دار به آشپزخانه باز تمایل بیشتری دارند.

در مطالعه ای که از مردان و زنان خواسته شد که یک خانه را طراحی کنند، زنان خانه های کوچکتر با فضا های اجتماعی بیشتر و دیوار های با انحنا طراحی کردند و در طرح های آنان ابداع بیشتری مشاهده شد. وقتی که مردان و زنان با هم طراحی کردند اندازه خانه ها بزرگتر بود و حتی خطوط منحنی بیشتری نسبت به طرح زنان داشت.

افراد اجتماعی در صورت داشتن حق انتخاب خانه هایی را انتخاب می کنند که امکان معاشرت اجتماعی در آن در حداکثر ممکن باشد. مسئله کلیدی و مهم دیگری که در مورد سلیقه و انتخاب مسکن اشخاص نقش دارد ارزش فردی است. اکثر ما به سکونتگاهی تمایل داریم که به اعتقاد خودمان می تواند در بدست آوردن ارزش های مورد نظر در زندگی به ما کمک کند.

آرزو ها برای آینده : و بالاخره زمان برای رضایت از سکونتگاه دارای اهمیت است اینکه شخص در انتظار بهبود کیفیت خانه خود است بر رضایت از سکونتگاه فعلی تاثیر دارد. بنابراین افرادی که در انتظار بهبود کیفی در خانه خود هستند نسبت به سایرین که در همان محل زندگی می کنند خوشحال تر هستند.

تاثیرات اجتماعی

روابط متقابل ما با دیگران، ارتباطمان با آن ها، هنجار هایی که در قبول آن ها با دیگران شریک هستیم، خلوت خصوصی در مقابل استقلال و امنیت نقش مهمی در اولویت های ما در مورد سکونتگاه دارد. در حقیقت بخش مهمی از تعریف کاشانه عملکرد اجتماعی آن است. در یک تحقیق از افراد خواسته بودند که خانه ای طرح کنند که دارای خصوصیات خلوت خصوصی با امنیت و یا معاشرت اجتماعی باشد. خانه هایی که برای خلوت خصوصی طراحی شده بود دارای قسمت های تعریف شده بیشتری بودند، آن ها دارای اتاق های بیشتر و در نتیجه راهرو های بیشتر و اتاق های کوچکتر بودند. خانه هایی که برای ایمنی طراحی شده بودند دارای کوچکترین ابعاد بودند. خانه کوچکتر به معنای فضای کمتری برای تدافع است و ساکنان به یکدیگر نزدیکتر می باشند که می تواند به دفاع از خانه کمک کند. خانه هایی که برای معاشرت اجتماعی طراحی شده بودند. فضا های داخلی آن دارای دید بیشتری بودند و دیوار های آن انحنای بیشتری داشتند.

تاثیرات فیزیکی

خصوصیات فیزیکی یک خانه نیز تاثیر زیادی بر اولویت ها و رضایت ما از خانه دارد. به عنوان مثال، خانه های کوچک و شلوغ که دارای اتاق های محکمی است رضایت کمتری را جلب می نماید. چ هار نوع شکل فیزیکی را در نظر می گیریم : فرم ساختمان، سبک معماری، فضا های داخلی و فضا های خارجی.

رنگ

رنگ، موضوع تحقیقات بسیاری بوده است. ولی بسیاری از آن ها براساس ترجیح دادن رنگ در یک محدوده کوچک بدون هیچ گونه زمینه محیطی خاصی بوده (از افراد سوال نشده که آیا ترجیح می دهند که اتاق خواب و یا آشپزخانه خود را به یک رنگ خاص رنگ کنند.) در مطالعه ای در مورد رنگ در کشور ژاپن به این نتیجه رسیدند که : رنگ هایی که بیشتر اشباع بودند به عنوان رنگ های بهتر، زیباتر و راحتتر ارزشیابی شدند و میزان روشنایی بستگی به آن داشت که در اتاق چه مقدار فعالیت صورت می گیرد. رنگ های روشن به عنوان رنگ های تازه تر، شاداب تر و نورانی تر تلقی می شدند.

فضای خارجی: فضا های خارجی در اطراف خانه تأثیر بسیار زیادی در رضایت افراد دارد. در یک مطالعه توسط فرانسوی ها معلوم گردیده است که فضای سبز در مجاورت محله مهمترین عامل رضایت در بین همسایه بوده است.

تأثیرات فرهنگی

خانه ها در نقاط مختلف ج هان بسیار متفاوت هستند، به عنوان مثال در روستای کندوان تبریز، خانه ها به صورت کندوی عسل، یا خانه های بلند با چوب درخت سرو در ایالت بریتیش کلمبیا در کانادا و خانه های شناور در کشمیر نشان دهنده تفاوت بسیار زیاد خانه ها در مناطق مختلف ج هان می باشد. می توان نتیجه گرفت که افراد ترجیح می دهند در خانه هایی زندگی کنند که مطابق فرهنگ گذشته آن ها باشد، این به این دلیل است که سکونتگاه ها تبلوری از فرهنگ می باشند، مکمل الگو های رفتاری آن فرهنگ شده. در بررسی فرم خانه در هفتاد و سه فرهنگ مختلف مشاهده گردیده است که میزان تقسیم بندی فضا های داخلی بستگی به میزان پیچیدگی های اجتماعی – سیاسی در آن فرهنگ دارد.

روان شناسی محیطی در طراحی کالبدی

معماران و طراحان شهری امروزه توجه ویژه ای به شناخت روان شناسانه رفتار های انسان دارند زیرا این گونه رفتار ها با محیط کالبدی ارتباط تنگاتنگی دارد. آنچه روان شناسی محیطی را از سایر شاخه های روان شناسی مجزا می سازد همانا بررسی ارتباط رفتار های متکی بر روان انسان و محیطی کالبدی است. لذا توجه طراحان به بررسی روان شناختی فضا های طراحی شده، پیوندی نا گسستنی ما بین روان شناسان محیطی و آن ها ایجاد کرده است. روان شناسان محیطی نیز خود را ملزم به پژوهش در رفتار انسان در محیط روز مره اش ساخته اند تا بتوانند تاثیرات محیط کالبدی را به گونه ای مستقیم و یا غیر مستقیم بر رفتار انسان بررسی نمایند. اگرچه بیش از چند دهه از احساس نیاز و همکاری روان شناسان و طراحان در شاخه های گوناگون چون معماری، طراحی شهری، طراحی فضای باز و طراحی صنعتی نمی گذرد اما اکنون در بسیاری از مدارس معماری دنیا این دانش در جدول دروس آن ها جایگاه ویژه ای یافته است. با وجود این عدم آشنایی معماران و طراحان شهری و پژوهشگران ایرانی در مدارس معماری و موسسات پژوهشی ما موجب گردیده است تا آن ها کمتر بتوانند از همبستگی ما بین علوم روان شناسی و طراحی بهره گیرند. نبود حتی یک درس در خصوص روان شناسی در دوره های آموزش معماری ما در داخل کشور موید این مطلب است. در کتابخانه های مدارس معماری بندرت بتوان کتابی یافت که به گونه ای مستقیم به موضوع روان شناسی محیطی پرداخته باشد. تاسیس دوره های تحصیلات تکمیلی در مدارس معماری و شهر سازی داخل کشور توجه ما را به ایجاد و تقویت دروس مربوط به روان شناسی محیطی در جهت انجام پژوهش های لازم بیش از پیش معطوف می سازد. در این جا ابتدا تاریخچه ای کوتاه از روند توسعه روان شناسی محیطی ارائه می شود و سپس به ماهیت و محتوای روان شناسی محیطی در ارتباط با طراحی پرداخته خواهد شد.

روان شناسی محیطی در طراحی کالبدی

علل و روند ایجاد و توسعه روان شناسی محیطی

طراحان و پژوهشگران زیست محیطی دردهه شصت میلادی در امریکا انگیزه های بسیاری در جهت همکاری با یکدیگر در خود احساس کردند. عدم توجه به نیاز های فیزیولوژیک، ایمنی و روانی مردم در طراحی و ساخت فضا های مسکونی چون «پیروت- آیگوه» که منتهی به تخریب بیش از چهل و سه مجموعه ساختمانی یازده مرتبه در سنت لوئیز گردید هشداری جدی و قابل توجه به آن ها بود. این واقعه به اندازه ای نزد آقای جنکز بر جسته بود که او در کتاب خویش، زبان معماری فرامدرن، این واقعه را نمادی بر افول معماری مدرن می دانست. نا هنجاری های اجتماعی و روان شناختی ساکنان این مجموعه مسکونی که با استفاده از الگو های معماری مدرن طراحی و اجرا پژوهشگران علوم اجتماعی مورد توجه و بررسی قرار گرفته بود گرچه نیاز به همکاری ما بین طراحان و پژوهشگران در روان شناسی جهت بر طرف نمودن کاستی های موجود در طراحی برای مردم استفاده کننده از فضا های معماری و شهری بدون تردید لازم به نظر می رسید اما به زودی آشکار گردید که طراحان و روان شناسان دارای نگرش های متفاوت از یکدیگر در چگونگی پرداختن به حل مسائل محیطی هستند.

از نقطه نظر روان شناسان اشکال این بود که معماران تاکید بیشتری بر مسائل زیبایی شناختی فضا های طراحی شده داشتند تا پرداختن به مسائل «کارکردی آن ها. به عقیده روان شناسان اصلی ترین معیار طراحان در فرایند طراحی توجه به شکل (فرم) و جنبه های زیبایی شناختی آن بود. از این رو روان شناسان معتقد بودند که طراحان نیاز های واقعی و روزمره استفاده کنندگان را قربانی خواست های زیبایی شناسانه و انتزاعی خویش می سازند و لذا مردم را بیش از پیش با محیط طراحی شده نامانوس ساخته اند، اما در حقیقت شاید اختلاف نگرش های به وجود آمده بین این دو گروه به دلیل طبیعت و ماهیت متفاوت حرفه معماری و دانش های مطرح در پژوهش تعامل انسان و محیط و ارتباط این دانش ها با طراحی بود. برای مثال نیاز طراحان بر اساس حل مساله و فراهم آوردن داده های لازم برای ایجاد توانایی هایی بود که بتوانند به گونه ای مستقیم آن داده ها را به طراحی تبدیل کنند، در حالی پژوهشگران، به دلیل ماهیت کار آن ها، به گونه ای صریح قادر به پاسخ گویی به این خواست و نیاز طراحان نبودند، پژوهشگران در جمع آوری داده ها و مطالعات تجربی سهم ارزنده ای داشتند ولی نگرش صرفاً «مثبت گرای» آن ها که بر خاسته از نگرش علمی آن ها به پدیده ها بود در مقابل نگرش «هنجارگونه» و «تجویزی» معماران و طراحان محیطی که متأثر از نگرش زیبایی پسندانه آن ها می بود راه به جایی نمی برد. نیاز به یک زبان مشترک جهت بر قراری رابطه ای عملی احساس گردید.

در روان شناسی سنتی مطالعه عناصر محیطی مجزا از محیط روزمره مردم در آزمایشگاه ها بررسی می شد و تنها درصد یافتن پاسخ های» معین به «کنش های» کنترل شده بود، آنچه امروز در روان شناسی به مدل «محرک- پاسخ» مصطلح است. توجه به ساز و کار هایی که ممکن است این رابطه جبری ما بین کنش و واکنش در رفتار های انسان را زیر سوال ببرد و به هیچ وجه مورد نظر روان شناسان سنتی قرار نمی گرفت. یکی از دلایل این امر تسلط و توفیق روان شناسی رفتار گرایانه دانشمندانی چون واتسون و اسکینر بود بر خلاف نگرش معینی گری دانشمندان پیرو مکتب رفتار گرایی موج مدرن در روان شناسی با درک جامعیت نقش و تاثیر محیط بر رفتار های انسان آن را به گونه ای پذیرفت که بتواند رفتار های درونی انسان از آن جمله اعتقادات، نگرش ها و ارزش های او را در رابطه ای واقع گرایانه منعکس سازد. روان شناسی مدرن با پیش فرض تاثیر غیر مستقیم محیط کالبدی بر رفتار انسان که در ن هایت خود را ملزم به بررسی محیط های معماری و شهری می ساخت از یک سو و از سوی دیگر توجه طراحان محیطی در جهت بر طرف ساختن نیاز های مشتریان و استفاده کنندگان فضا های طراحی شده باعث گردید تا آشنایی روان شناسی با حرفه طراحی و بر عکس آغاز گردد و در نتیجه نطفه دانشی نو و یا پارادایمی جدید به نام «روان شناسی محیطی» بسته شود.

ماهیت روان شناسی محیطی

روان شناسی محیطی زیر مجموعه ای از علوم رفتاری است. علوم رفتاری علاوه بر روان شناسی شامل دانش هایی چون انسان شناسی، جامعه شناسی و حتی علوم سیاسی و اقتصاد است. بدین دلیل است که تعدادی از پژوهشگران مطالعه انسان در محیط را در قالب الگوی «مطالعه زیست محیط- رفتار» بیشتر ترجیح می دهند. اما به هر حال روان شناسی محیطی به عنوان شاخه ای از روان شناسی به مطالعه رفتار های انسان در رابطه با سکونتگاه هایش می پردازد و به نام های دیگری مانند «ارتباط های انسان- محیط»، «جامعه شناسی محیطی» و «بوم شناسی انسانی» نیز شناخته می شود.

بنابر نظر کریک روان شناسی محیطی مطالعه روان شناختی رفتار انسان به گونه ای است که به زندگی روزمره او در محیط کالبدی مرتبط باشد. «همان گونه که از این تعریف مستفاد می شود روان شناسی محیطی را به انسان با محیط کالبدیش را به گونه ای مورد بررسی قرار می دهد که ارزش ها، نگرش ها و احتیاجات او مورد توجه قرار می گیرد و به موضوعاتی که در تشریح رفتار های مردم نقش اساسی دارند مانند «ادراک»، «شناخت» و «رفتار های فضایی» بپردازد. لذا روان شناسی محیطی به مطالعه تجربه شخصی و جمعی مردم از مکان ها نیز که از نوع رفتار های بنیادین انسان می باشد علاقه مند است.

ادراک محیطی

ادراک انسان از محیط از محوری ترین مقولات در روان شناسی محیطی است. «ادراک محیطی» فرآیندی است که از طریق آن انسان داده های لازم را بر اساس نیازش از محیط پیرامون خود بر می گزیند. لذا ادراک فرآیندی هدفمند است. این گونه ادراک را در اصطلاح «ادراک حسی» می نامند اا در حقیقت «ادراک محیطی» از تعامل «ادراک حسی» و «شناخت» که در ذهن انسان تجربه شده اند حادث می شوند. در این فرآیند نقش محیط به عنوان عاملی اساسی در رشد، توسعه و در ن هایت در یادگیری مورد توجه قرار می گیرد. مکاتب مختلفی سعی کرده اند تا چگونگی ادراک انسان از رفتارش را در محیط و یا از محیط توضیح دهند، مهم ترین این مکاتب که تاثیر ژرفی بر نظریه های محیطی و طراحی داشته اند مکتب «روان شناسی گشتالت»، دیدگاه «روان شناسی سازشمند» و مکتب «روان شناسی بوم شناختی» (اپتیکی) جیمز گیبسون هستند. در جایی که «روان شناسی گشتالت» به الگو های ادراکی و هم ریختی ما بین شکل ها و تجربیات ادراک محیطی با فرآیند شکل گیری نظام عصبی در انسان علاقمند است، «سازشمندی» ما بین مشاهده گر و محیط مورد بررسی قرار می دهد، از سویی دیگر «روان شناسی اپتیکی» گیبسون محیط و بوم را پایه و اساس تمامی داده  ها می داند، او معتقد بود که داده های محیطی به گونه ای مستقیم و بدون نیاز به نیروی پردازش مغز آدمی از طریق «نوار محیطی» و توسط حواس آدمی که به مثابه یک «نظام» (سیستم) تلقی می گردد دریافت می شود. گرچه تاکنون دو دیدگاه اول از سوی روان شناسان محیطی و معماران مورد توجه بیشتری قرار گرفته است (به ویژه مکتب گشتالت تدریس شد و تقریباً تمام معماران و طراحان مکتب مدرن تحت تاثیر آن قرار داشتند (اما امروزه دیدگاه نو و متهورانه بوم شناختی و یا اکولوژیکی گیبسون دارد جایگاه مناسب خویش را در بررسی ها و پژوهش های محیطی به دست می آورد.روان شناسی محیطی همچنین نظریه های گوناگون را در ارتباط با تاثیر محیط بر انسان و چگونگی ارتباط و تعامل ما بین محیط کالبدی و تجربه انسان از آن خلق کرده و سوالات مناسب را در این ارتباط مطرح ساخته است تا بتواند پژوهش های تجربی متناسب با آن نظریه ها را به اجرا در آورد. لذا روان شناسی محیطی در حقیقت در جهت خلق نظریه های تجربی است که حاصل مشاهدات رفتار های انسان در محیط روزمره و بوم او است، به گونه ای که این نظریه ها بتواند درطراحی محیطی مورد استفاده قرار گیرند.

همان گونه که در بالا اشاره شد یکی از مهمترین مباحث نظریه های محیطی نقش محیط در شکل دهی به رفتار انسان یا اصطلاحاً معینی گری محیطی است معینی گری می تواند در سطوح مختلف مورد بررسی و توجه قرار گیرد، در یک معنا رفتار انسان در مقیاسی ج هانی تحت تاثیر نیرو های اکولوژیکی است، این نیرو ها آنچه را انسان می تواند به آن دست یابد بدون توجه به اهداف و انگیزه های انسانی محدود می سازد. در حقیقت رفتار انسان در چنبره یک اکوسیستم محیطی و در چرخه آن معنا می یابد لذا انسان در این دیدگاه به مثابه موجودی بی اختیار است که مقهور آن اکوسیستم می باشد این دیدگاه امروزه به علت تحلیل محدودی که از ماهیت انسان دارد طرفداران کمی دارد و نمی توان آن را به عنوان یک نظریه معتبر جدی گرفت. آنچه روان شناسان امروزه و در این راستا، بیشتر علاقه مند به بررسی آن هستند این است که به واقع کدام رفتار انسان تحت تاثیر نیرو های ژنیتیک و وراثت و کدام یک تحت تاثیر شرایط جغرافیایی شکل می گیرد. به هر حال آنچه اینجا مورد بحث ما است این معنا از معینی گری نیست بلکه مفهومی از معینی گری است که در ارتباط با محیط کالبدی (معماری و طراحی شهری، طراحی فضای باز و غیره) مورد توجه است. به جهت اهمیت، به این مطلب بیشتر خواهیم پرداخت.

تاثیر محیط بر افراد

روان‌شناسی محیطی به مطالعه نقشه‌ های شناختی فرد در رابطه با محیطش می‌پردازد و ارزش‌ ها، معانی و اولویت‌ های محیطی را دنبال می‌کند. نقشه‌ های رفتاری با توجه به ارتباط فعالیت‌ ها به محیط، تهیه شد هاند. در تکنیک‌ های به کار رفته در تهیه این نقشه‌ ها، از خط‌ ها برای نشان دادن جهت حرکت، رنگ‌ ها برای نشان دادن زمان مصرف شده و … استفاده می‌شود. به تازگی تلاش‌ هایی برای مرتبط ساختن اولویت‌ های محیطی به ویژگی‌ های شخصیتی، نژادی و منش ملّی صورت گرفته است

تأثیر محیط بر رفتار

فرض بر این است که محیط در سطوح مختلفی رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رفتار های آنی، تابعی از وضعیتی هستند که در آن اتفاق می‌افتند. برای مثال، آرایش مبلمان و اثاثیه در یک اتاق بر شیوة تعامل افراد در آن اتاق با یکدیگر، تأثیر می‌گذارد. شخصیت مردم یک کشور، توسط طبیعت و نوع محیطی که برای مدتی طولانی در آن زندگی می‌کنند شکل می‌گیرد. تفاوت‌ های نژادی در شخصیت، تا حدّ زیادی، به تفاوت محیط‌ هایی که مردم نژاد های مختلف برای چندین نسل در آن زیست هاند، بستگی دارد.

برای مثال، فرض بر این است که آب و هوا بر روی خلق و خوی انسان تأثیر می‌گذارد. آب و هوای سرد مردم را «فعّال» و «سختکوش» می‌کند. احتمال انجماد، باعث ایجاد حس ناامنی می‌شود و در یک محیط سرد، فرد باید به طور مداوم کار کند تا بدنش را گرم نگه دارد. مردمی که در نواحی سردسیر زندگی می‌کنند باید برای زندگیشان از قبل برنامه‌ریزی کنند، غذا و وسایل گرمایی ذخیره کنند و لباس‌ ها و کفش‌ های مناسب برای زمستان فراهم سازند. محیط نامساعد و دشوار، مردم را پرخاشگر و جسور می‌کند. مردم این گونه محیط‌ ها آدم‌ هایی عمل‌گرا بار می‌آیند و رویکرد آنان به محیط گرانه، رقابت‌جویانه یا بهره‌بردارانه است. گفته می‌شود که علم و فناوری، نتیجه این نوع رویکرد به محیط است.

در نقطه مقابل، مردمی که در آب و هوای گرم زندگی می‌کنند، معمولاً آدم‌ هایی «غیرفعال» و «کم‌توجه» هستند. ویژگی این نوع خلق و خو، تنبلی و سستی است. کار کردن در مکان های بسیار گرم، به خاطر عرق کردن و زود خسته شدن، ناخوشایند است. در مناطق استوایی، فصل‌ ها تفاوت چندانی با هم ندارند و استخراج منابع در طول سال آسان است. این نوع آب و هوا، گرایش به تسلیم شدن، دست برداشتن و پذیرفتن شرایط را تقویت می‌کند و رویکرد به محیط، همراه با ترس و خرافات است.

آب و هوای معتدل، مردمی با خلق و خوی «خالص» و «معتدل» بار می‌آورد. ویژگی این نوع خلق و خو، آگاهی از خود و رابطه با محیط است. زندگی این افراد در هماهنگی با محیط است و بینشی که نسبت به نقش محیط در بهبود زندگی دارد، باعث احساس نیاز به حفظ محیط طبیعی می‌گردد. ویژگی خلق و خوی معتدل، کل‌گرایی، شهودی بودن و متوازن بودن است.

حیوانات هنگامی که در محیط غیرطبیعی خود قرار بگیرند، رفتارشان آشفته و غیرعادی می‌شود. نشان داده شده است که حیوانات، نیاز های رفتاری متناسب با عادت‌ های طبیعی خود دارند. برای مثال، خرس قطبی، که از رودخانه ماهی می‌گیرد نیاز به تحرّک داشتن برای ماهیگیری دارد. امّا در قفس، چنانچه فرصت ارضاء این نیاز را پیدا نکند، نشانه‌ هایی از رفتار ناشی از گرسنگی را بروز خواهد داد، حتی اگر غذای کافی در اختیارش گذاشته شود. بسیاری از حیوانات در قفس، نشانه‌ هایی از رفتار غیرعادی مثل بی‌اختیاری از خود بروز می‌دهند. افزایش جمعیت، فراتر از حدّ طبیعی نیز نوعی تغییر محیط محسوب می‌شود و به استرس ناشی از جمعیت می‌انجامد و باعث پرخاشگری و نقش رفتاری می‌گردد.

مطالعات بسیاری، تأثیرات مخرّب شهرنشینی بر روی رفتار انسانی را نشان می‌دهد. الگو های رفتار غریزی انسان نیز در شرایط شهر های شلوغ تغییر می‌کند. همچنین نشان داده شده است که وقوع بیماری‌ های روانی با شهرنشینی افزایش یافته است. بیشترین میزان شیوع اسکیزوفرنی در مراکز شهر هاست. تن ها یک پنجم جمعیت شهر های بزرگ، نسبتاً به دور از نشانه‌ های آسیب‌شناسی به سر می‌برند. نرخ جرم و جنایت در شهر های بزرگ به مرز هشدار دهند های رسیده است و بسیاری از شهر های عمده ج هان به عنوان شهر جرم و جنایت شناخته می‌شوند. خشونت‌ های فزاینده مادران نسبت به فرزندان و نرخ رو به رشد طلاق و تولد نوزادان نامشروع، نشانگر تغییر و فروپاشی الگو های رفتار غریزی در انسان‌ هاست.

روان‌شناسان محیطی همچنین به مطالعه اثرات محله‌ های مختلف زندگی انسان مثل محله‌ های کم ارتفاع و ویلایی، آپارتمانی، فقیرنشین و غیره بر پیدایش الگو های رفتاری می‌پردازند. اثرات خصوصیات مختلف ن هاد ها و سازمان‌ ها بر روی رفتار کارکنان و همکاران، از دیگر موضوعات مورد مطالعه در روان‌شناسی محیطی است. پژوهش بر روی تأثیرات انزوا و محیط‌ های یکنواخت و خسته کننده را نیز می‌توان در همین بخش قرار داد. ارگونومی یا مطالعه جنبه‌ های مختلف محیط کار نظیر گرما، نور و غیره در ارتباط با کارایی و بهره‌وری نیز بخشی از روان‌شناسی محیطی را تشکیل می‌دهد.

تاثیر متقابل انسان و محیط از دیدگاه روانشناسی

انسان با توجه به نیاز ها، ارزش ها و هدف های خود محیط را دگرگون می كند و به طور متقابل تحت تاثیر محیط دگرگون شده قرار می گیرد، به ویژه تكنولوژی پیشرفته موجب می شود تاثیر انسان بر محیط شدت و سرعت یابد. برخی این گونه دگرگونی سریع محیط را مخرب و موجب اخلال در نظام اكولوژیك« انسان ـ محیط» می دانند و بر این نكته تأكید دارند كه هر نوع دگرگونی اساسی و عمیق در محیط طبیعی، باید با توجه به تاثیر بلند مدت آن بر انسان و با پیش بینی نتایج مثبت و منفی آن انجام گیرد.

برای نشان دادن تاثیر شرایط محیطی بر انسان، به اختلالات رفتاری افراد و گروه هایی اشاره می شود كه در شهر های پرجمعیت سكونت دارند.

برخی دیگر از متفكران جنبه های مثبت تاثیر تكنولوژی پیشرفته را نیز متذكر می شوند و بر این تاكید دارند كه هر چند تكنولوژی پیشرفته در بسیاری از موارد به بهداشت روانی و اجتماعی انسان ها آسیب می رساند، ولی از سوی دیگر موجب بالا رفتن سطح زندگی آنان می شود.

دگرگونی سریع محیط یكی از ویژگی های بنیادی زمان ماست. هر روز شهر ها محله ها و بنا های جدید ساخته می شوند. این گونه «قرار گاه های فیزیكی» برخی الگو های رفتاری نقش های اجتماعی نوینی را بر ساكنان خود تحمیل می كنند یا برخی الگو ها و معیار های رفتاری را تقویت و برخی دیگر را تضعیف می كنند و به طور خلاصه جهت و ابعاد جدیدی به رفتار ساكنان خود می بخشند.

روان شناسی محیط چیست؟

در دهه های ۶۰ و ۷۰، پژوهش هایی كه به بررسی تاثیر «محیط و انسان» اختصاص داده می شدند، به عنوان بررسی های تخصصی رشته های «روان شناسی محیط»، «روان شناسی اكولوژیك» یا «علوم اكو رفتاری» منتشر می شدند.

«گرامان» روان شناسی محیط را مكمل «روان شناسی عمومی» فاقد محیط می داند و اشاره می كند از آغاز پیدایش این علم تا كنون، رشته های تخصص گوناگونی چون روانشناسی محیط» كشف مجدد و توجه ویژه به بعدی فراموش شده به چشم می خورد. گرامان به این نتیجه می رسد كه در روان شناسی سنتی به ابعاد محیطی ـ‌ فرهنگی توجه كافی نشده است و این پدیده موجب پیدایش رشتة «روانشناسی محیط یا اكولوژیك» شده است.

ـ در بررسی های روان شناختی، محیط انسان را از محیط طبیعی وی جدا نمی كند، بلكه انسان را به عنوان بعدی غیرقابل تفكیك از شرایط محیط مورد پژوهش و بررسی قرار می دهند. در روان شناسی محیط به آداب، رسوم، ارزش ها و معیار های اجتماعی و فرهنگی توجه می شود. در گروه دیگری از بررسی های تخصصی برای تشریح علل پیدایش و هدف های روان شناسی محیط به جنبه های كاربردی توجه می شود.

به طور مثال، اكنسبرگر (۱۹۷۶) به عدم موفقیت اكثر برنامه های عمرانی اشاره می كند كه به وسیلة‌ ج هان غرب برای كشور های ج هان سوم تهیه می شود. وی علت این شكست ها را در مرحلة تهیه و اجرای برنامه های فوق جستجو می كند و عقیده دارد علت اصلی شكست ها این است كه برنامه ریز های غربی از دیدگاه محدود خود به قضاوت می پردازند. اكنسبرگر عقیده دارد برای رفع مشكل فوق لازم است پژوهش های «بین فرهنگی» و «محیطی» متعدد انجام گیرد تا بتوان با توجه به شرایط و داده های فرهنگی و «محیطی» برنامه های مناسب تری ارائه داد.

جیفورد (۱۹۹۷) روان شناسی محیط را« بررسی متقابل بین فرد و قرارگاه فیزیكی وی» تعریف می كند. به عقیده وی، در چنین تأثیر متقابلی، فرد محیط را دگرگون می كند و هم زمان، رفتار و تجارب وی به وسیلة محیط دگرگون می شود.

تعریف «قرارگاه فیزیكی»

در روان شناسی محیط، رفتار را در چهارچوب قرارگاه فیزیكی مورد بررسی و پژوهش قرار می دهند. به طور مثال، یك مدرسه یا آموزشگاه قرارگاه فیزیكی محسوب می شود و دارای ویژگی های زیر است.

هر آموزشگاه به عنوان قرارگاهی فیزیكی، تابع عوامل متعدد است: كیفیت كادر آموزشی، سیاست های اداری آموزشگاه، فلسفه و هدف های آموزش، ویژگی های دانش آموزان و همچنین شرایط فیزیكی و معماری محیط آن. دانش آموزان به گونه های نا همانند به چنین محیطی پاسخ می گویند و از قرارگاه های گوناگون آن استفاده می كنند. دانش آموزان مجبورند تحت نظم و مقررات پیش بینی شده معیار هایی را بپذیرند، رفتار افرادی را كه در چنین نظام های باز و پویا قرار می گیرند، نمی توان بدون در نظر گرفتن تاثیر نظام های اجتماعی كلی تر و دربرگیرنده (مانند شهری كه آموزشگاه در آن است و ارزش ها و معیار های فرهنگی اجتماعی خاص آن شهر) و همچنین نظام های جزیی تر دیگر (مانند نظام تربیتی و سطح اقتصادی خانوادة دانش آموز) پیش بینی كرد. زیرا هر آموزشگاه خود درون قرارگاه فیزیكی گسترده تری مانند منطقه ای از یك شهر یا خود شهر و همچنین یك كشور و… واقع می شود. پس برای بررسی رفتار، لازم است به تعامل ابعاد گوناگون قرارگاه ها در همة سطوح توجه شود.

قرارگاه فیزیكی به معنی فضای فیزیكی با هدف های كاربردی و سازمانی تعریف شده به كار می رود؛ مانند بیمارستان كه محل معاینه و مداوای بیماران است یا كلاس درس كه محل تولد تدریس و تعلیم است.استفاده از مفهوم قرارگاه فیزیكی بیانگر این نكته است كه در بررسی های روان شناسی محیط، انسان خود یكی از عوامل تشكیل دهندة محیط محسوب می شود. زیرا فرض بر این است كه رفتار وتجارب انسان را نمی توان بدون توجه به شرایط محیطی و به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. به طور خلاصه در روانشناسی محیط، رفتار در تعامل با ابعاد فیزیكی ـ معماری یا نمادی محیط مورد بررسی قرار می گیرد.

نقش واهمیت شرایت محیطی از دیدگاه مکاتب مختلف روانشناسی

  در تاریخ روان شناسی با پژوهشگرانی آشنا می شویم كه در مراحل اولیه پیشرفت این رشته، به تاثیر عوامل محیطی بر رفتار توجه كرده اند، مانند هلپاخ آلمانی كه حدود ۱۰۰ سال پیش، گسترش بی رویة مكتب «وونت» و پژوهش های آزمایشگاهی را مورد انتقاد قرار داده و به بررسی تاثیر شرایط محیطی بر رفتار پرداخته است. وی داده های محیطی را در سه نوع زیر تفكیك می كند:

۱ ـ «محیط طبیعی» مانند خاك، هوا، نور، جنگل و…، كه انسان و رفتار وی را تحت تاثیر قرار می دهد و به وسیلة‌انسان دگرگون می شود.

۲ ـ‌ «محیط اجتماعی» كه موضوع بحث روانشناسی اجتماعی است.

۳ ـ «محیط فرهنگی» كه شامل كتاب ها، كتابخانه ها، قوانین، دولت ها و بنا ها و شهر ها می شود. محیط فرهنگی به وسیلة انسان ایجاد شده و تاریخ را منعكس می كند.

اكنون با پیشرفت روان شناسی محیط بحث و بررسی این گونه نظریه های نسبتاً قدیمی نیز از سر گرفته شده است. «تاثیر عوامل و شرایط محیطی در مكاتب مهم رشتة روان شناسی بررسی اجمالی فرضیه های سه مكتب «روان شناسی عمقی»، «رفتارگرایی» و «گشتالت» كه منشأ پیدایش دیگر نظریه های رشتة روان شناسی علمی هستند.

روان شناسی عمقی یا روانكاوی

فروید موسس مكتب روان شناسی عمقی یا روانكاری است. عقیدة وی بر این است كه رفتار انسان تحت تاثیر غریزه های «عشق و زندگی ـ‌ مرگ و نیستی» قرار می گیرد. امیال جنسی از «بن» یا «ن هاد» سرچشمه می گیرند و تا زمانی كه به «من» كه در سطوح نیمه هشیار و هشیار قرار دارد راه نیافته اند، به طور ناهشیار باقی می مانند. «خود» یا «من» نمایانگر واقعیت های ج هان خارج است ج هان خارج شامل ابعاد فیزیكی و اجتماعی محیط است.پس در روان شناسی عمقی، ابعاد محیط از نظر م هار كردن یا تشفیق امیال جنسی اهمیت دارند و در این حد مورد توجه قرار میگیرد. به طور مثال، فرایند رشد كودك تحت تاثیر شرایط محیط اجتماعی (والدین، دوستان، معلم…) و همچنین ابعاد فیزیكی ـ‌ معماری محیط قرار می گیرد. ویژگی های معماری محل سكونت به اختفای روابط جنسی والدین كمك می كند و در نتیجه در رشد جنسی و عقده های روانی كودك موثر است. همچنین شرایط و موانع محیطی (ارزش های فرهنگی) موجب می شود فرد از مكانیزم های دفاعی روانی مانند تصعید و غیره استفاده كند.

یونگ (۱۹۶۲) عقیده دارد همانگونه كه تحول و تكامل بدن انسان دارای میلیون ها سال تاریخ است، نظام روانی فرد نیز دارای چنین گذشته ای است و همان طور كه هر عضو بدن به گونه ای نمایانگر این رشد وتحول تاریخی است، فعالیت های روانی نیز (مثلاً خواب و رویا) گذشتة تاریخی ـ‌ روانی را منعكس می كند. «من» كه «نیمه هشیار»‌است بر چنین مبنای پیچیده ای قرار دارد.

یونگ (۱۹۵۲) عقیده دارد واقعیت ها محدود به داده های فیزیكی نیستند، بلكه واقعیت های روانی نیز وجود دارد و واقعیت های مذهبی از این نوع هستند.

روان شناسی رفتارگرایی

اغلب پژوهش های مكتب رفتارگرایی محدود به جنبه هایی از رفتار می شود كه قابل مشاهده و اندازه گیری هستند. «محیط» نیز، به عنوان مجموعه ای از محرك ها، با توجه به پاسخ هایی كه از سوی ارگانیزم ارائه می شود، مورد بررسی قرار می گیرد.

بیشتر پژوهش های این مكتب در آزمایشگاه روان شناسی و به منظور بررسی پیوند های بین محرك های ساده و قابل ضبط و پاسخ های قابل اندازه گیری انجام می گیرد. بدین دلیل نیز، واحد های بزرگ تر و كلی تر و جریان رفتاری، مانند یك خانم خانه دار در آشپزخانه یا رفتار دانش آموز در مدرسه، جایی در پژوهش های این مكتب ندارد.

مكتب گشتالت

 ایتلسون (۱۹۷۴) دو مكتب رفتارگرایی و گشتالت را تز و آنتی تز همدیگر می نامد، یكی از مهمترین اختلاف های این دو مكتب این است كه طرفداران مكتب گشتالت معتقدند پدیده ها و رویداد های مركب و همچنین رفتار را نمی توان به اجزای ساده (به عنوان مثال تداعی های  ) تجزیه كرد، زیرا تركیب و هیئت هر پدیدة‌مركب (یعنی گشتالت آن) متفاوت از مجموع اجزای آن است. پس رفتار و فرایند های پایة روانی از قبیل ادراك، شناخت، احساس و تفكر را نیز نمی توان به اجزای تشكیل دهندة آن ها مانند «پیوند ها» تجزیه كرد.پژوهشگران مكتب گشتالت بیش از دیگر مكاتب به شرایط محیط (به معنی جامع آن) توجه دارند، كوفكا (۱۹۳۵)، از بنیانگذاران این مكتب، محیط را به دو نوع «جغرافیایی» و «رفتاری» تفكیك میكند. «محیط جغرافیایی» به معنی «محیطی كه به طور عینی وجود دار» و «محیط رفتاری» بدان گونه كه «به وسیلة فرد تجربه می شود» به كار می رود.

یك نفر ممكن است از یك محیط جغرافیایی در دو مقطع زمانی، دو نوع ادراك و تجربة مختلف بیابد. به طور مثال، یك بار برای گردش و تفریح و بار دیگر برای معالجة یكی از نزدیكان خود از شهرستان به تهران می آییم. اگر برای سیر و سیاحت به تهران آمده باشیم، ممكن است مشكلات رفت و آمد و سر و صدای شهر را ناراحت كنده نیابیم و كوشش كنیم دوران اقامتمان در تهران طولانی تر شود. اگر برای معالجه به تهران آمده باشیم، احتمالاً مشكلات رفت و آمد را به زحمت تحمل می كنیم.

«محیط جغرافیایی» بخشی از «محیط رفتاری» است، زیرا ویژگی های محیط جغرافیایی نیز شناختی را كه از محرك ها و رویداد ها حاصل می شود متاثر می سازد. دخالت محیط جغرافیایی در محیط رفتاری از یكسو و اكتسابات و تجارب مشترك افراد حین اجتماعی شدن از سوی دیگر موجب می شود در محیط رفتاری افراد و گروه ها جنبه های مشترك به وجود آید.

روان شناسی میدان

«نظریه» داروین بیان كرده است كه از پژوهشگران مكتب گشتالت به شمار می آید. لوین در چ هارچوب نظریة‌ خود محل و موقعیت مشخصی برای ابعاد محیطی در نظر گرفته است. وی عقیده دارد رفتار تابع تاثیر متقابل عواملی است كه از فرد از یك سو و از محیط از سوی دیگر، سرچشمه می گیرند. وی برای بیان پدیدة حاصل از تاثیر متقابل عوامل فردی و محیطی از مفهوم «فضای زیستی» استفاده می كند.

یكی از مهم ترین مبانی این نظریه چنین است: رفتار تابع ویژگی های فضای زیستی است. به بیان دیگر رفتار تابع تاثیر متقابل ابعاد «شخصیتی» و «محیطی» است. در این نظریه «محیط» به معنی داده های محیطی ادراك شده به كار می رود، یعنی محیطی كه تحت تأثیر عوامل روان شناختی قرار گرفته است و نه محیطی كه به طور عینی وجود دارد.

لوین (۱۹۶۳) تأكید می كند، هر گاه بخواهیم رفتار كسی را پیش گویی كنیم باید از علایم ریاضی استفاده كنیم تا همة عوامل موجود در «میدان روانی» منعكس شود. به طور مثال، نیاز ها به رفتار سازمان می بخشند و دارای جهت و شدت معینی هستند. شدت و جهت نیاز ها را می توان به وسیلة «بردار» بیان كرد (علاقه به خواندن كتاب یا خوردن شیرینی با بردار مثبت و نداشتن علاقه به شركت در یك امتحان با بردار منفی نشان داده می شود.)

اگر معلمی بخواهد رفتار كودكی را در مدرسه پیش بینی كند باید به ویژگی های میدان روانی وی توجه كند. در این میدان، عواملی چون همكلاسی ها، دوستان، هدف های آگاه و ناخودآگاه و همچنین رویداد ها و ترس های كودك دخالت دارند. هر گاه معلم بخواهد با استناد به «میدان روانی» خود قضاوت كند، دچار اشتباه خواهد شد.

علاوه بر جنبه های اختصاصی میدان مانند هدف ها (ارزش ها و معیار ها و نیاز های فردی و…)، جنبه های عمومی «میدان روانی» نیز حائز اهمیت است، مانند جو كلی كه ممكن است دوستانه، غیر دوستانه یا مثلاً آشفته باشد

روانشناسی تفاوت های فردی

 تعریف روانشناسی تفاوت های فردی-خاستگاه و تاریخچه روانشناسی تفاوت های فردی-علل تفاوت های فردی(۱)(۲)

موضوع جلسه، تعریف روانشناسی تفاوت های فردی، انواع تفاوت ها و تفاوت روانشناسی تجربی با روانشناسی تفاوت های فردی می باشد.

 تعریف روانشناسی تفاوت های فردی

یکی از شاخه های تخصصی روانشناسی جدید، روانشناسی تفاوت های فردی است که همانند سایر شاخه های روانشناسی، موضوع، هدف و روش خاصی دارد. روانشناسی تفاوت های فردی به مطالعه تفاوت های افراد و گروه ها می پردازد.

 تفاوت های افراد به دو دسته تقسیم می شوند:

  • ۱- تفاوت های بین فردی
  • ۲- تفاوت های درون فردی

انسان ها از لحاظ ویژگی های جسمانی مثل قد، وزن و رنگ چشم و خصوصیات روانی از قبیل هوش و شخصیت، تفاوت هایی با یکدیگر دارن که این تفاوت بین افراد را تفاوت های بین فردی می نامند.

تفاوت های بین فردی در زمینه های مختلف مشاهده می شوند و تأثیر بسزایی بر کار و عملکرد های انسان ها می گذارد و به همین علت، در زمینه موفقیت های تحصیلی و شغلی نیز مهم می باشند.

توانایی های مختلف در یک فرد، یکسان نبوده و هر فرد در برخی زمینه ها دارای استعداد خوب و در زمینه های دیگر استعداد متوسط یا ضعیف دارد. به تفاوت های موجود در توانایی ها و استعداد های مختلف در یک فرد، تفاوت های درون فردی اطلاق می شود. برای مثال، ممکن است فردی در زمینه یادگیری زبان انگلیسی استعداد خوبی داشته باشد، اما در زمینه یادگیری ریاضیات دچار مشکل باشد.


192.jpg
بهمن ۱۳, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

جهان های موازی

در سال ۱۹۵۴ یک جوان دکترای دانشگاه پرینستون هیو اورت ایده ای را مطرح کرد، که جهان های موازی درست مانند جهان ما وجود دارند. این دنیاها همه به ما وابسته هستند. در واقع آنها شاخه فعال از ما هستند و ما شاخه فعال از آنها. در این جهان های موازی جنگ های ما نتایج متفاوتی از آنچه ما می دانیم داشته اند ، گونه هایی که در جهان ما منقرض شده اند در آنجا تکامل (فرگشت) یافته اند و شاید هم ما انسان ها منقرض شده باشیم.

اورت تلاش می کند که جواب سوال های خود را از فیزیک کوانتوم بگیرد. چرا ذرات در سطح کوانتومی رفتار نامنظم دارند؟ سطح کوانتومی یکی از کوچکترین های شناخته شده در علم است. علم کوانتوم در سال ۱۹۰۰ شروع شد زمانی که ماکس پلانک بذر های آن را کاشت.

فیزیکدانان در مطالعه سطح کوانتومی متوجه برخی چیزهای عجیب و غریب شدند. برای نمونه ذراتی که در این سطح وجود دارند اشکال خودسرانه مختلفی به خود می گیرند. بعنوان مثال رفتار ذره ای و موجی نور که وقتی آن را نگاه می کنیم یا نمی کنیم رفتار دیگری از خود نشان می دهد. تصور کنید که شما مانند یک انسان رفتار می کنید و دیده می شوید زمانی که دوست شما ، شما را نگاه می کند اما زمانی که نگاهش را بر می گرداند شما شکل گازی بخود می گیرد.

این با عنوان اصل عدم قطعیت شناخته می شود. ورنر هایزنبرگ نشان می دهد که ما با مشاهده خود در ذرات کوانتومی بر آنها تاثیر می گذاریم. بنابراین ما هرگز نمی توانیم بطور کامل ماهیت یک شی کوانتومی و ویژگی های آن مانند سرعت و محل را اندازه گیری کنیم. اصل عدم قطعیت اغلب اوقات به این صورت بیان می‌شود: اندازه‌گیری مکان ضرورتاً تکانه ذره را آشفته می‌کند، و بر عکس. این عبارت، اصل عدم قطعیت را به نوعی اثر مشاهده‌گر تبدیل می‌کند. هایزنبرگ نیز مانند بوهر در چهارچوب فلسفی پوزیتیویسم منطقی می اندیشیدند. در این دیدگاه فلسفی ذات حقیقی سیستم بدان گونه است که وجود دارد و این عدم قطعیت یک محدودیت سیستمی است. آلبرت انیشتین که این را از ضعف در ابزار مشاهده ای تلقی می کرد و مخالف آنها بود ۳ آزمایش ذهنی مطرح کرد تا عدم قطعیت را به چالش بکشد که در همان ابتدا نیلز بوهر دوتا از آنها را جواب داد و سومی که کمی سخت تر بود چندی پیش در شتاب دهنده سرن نشان داد که باز هم انیشتین اشتباه می کرد.

این ایده توسط تفسیر کپنهاگ مکانیک کوانتومی پشتیبانی می شود. نیلز بوهر دانمارکی اینگونه تفسیر می کند که تمام ذرات کوانتومی در یک حالت یا یک حالت دیگر وجود ندارند بلکه در تمام حالت ها وجود دارند. مجموع همه این حالت ها از یک شی کوانتومی تابع موج نامیده می شود. حالت یک شی موجود در تمام این حالات را برهم نهی می گویند. مطابق گفته بوهر وقتی که ما نظاره گر یک شی کوانتومی می شویم روی رفتار آن تاثیر می گذاریم و این برهم نهی کوانتومی را می شکند و اساسا شی مجبور می شود یکی از حالت های تابع موج را انتخاب کند. “شی حالت های مختلفی را در اندازه گیری های مختلف انتخاب می کند”

تفسیر بور به طور گسترده ای پذیرفته شد و هنوز هم توسط بسیاری از جامعه کوانتومی اما نظریه جهان های اورت توجه زیادی دنبال داشته است.

هیو اورت جوان با بسیاری از جنبه های نیلز بوهر موافق بود، با ایده بر هم نهی و همچنین تابع موج اما در یک نقطه حیاتی با بوهر مخالف بود. اورت می گوید که اندازه گیری یک شی کوانتومی آن را به یک حالت قابل فهم نمی کشاند بلکه باعث تقسیم واقعی آن در جهان می شود. هنگامی که یک فیزیکدان یک شی را اندازه گیری می کند دو پیامد ممکن است ، هم بعنوان یک ذره و هم بعنوان یک موج اندازه گیری کند. جهان تقسیم به دو جهان مجزا می شود که هر یک از نتایج ممکن است. یک دانشمند در یک جهان در شکل موج اندازه گیری می کند. همان دانشمند در جهان دیگر به شکل ذره اندازه گیری می کند. این توضیح می دهد که چگونه یک ذره می تواند در بیشتر از یک حالت اندازه گیری شود.

این دنیاهای چندگانه اورت چیزی نگران کننده تر از سطح کوانتومی است. اگر شما در وضعیتی بوده اید که در آن ممکن بود بمیرید ، در یک جهان دیگر شما مرده اید. اما یک فرد نمی تواند از خود دیگر آگاه باشد و یا حتی مرگ او. حال چگونه این ادعا را اثبات کنیم که من دیگر مرده یا نه؟ در این باره آزمایش ذهنی به نام خودکشی کوانتومی طرح شده است.


color-psychology-1.jpg

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

اثر احساسی رنگ ها

روانشناسی رنگ چیست؟

روانشناسی یک رنگ بر مبنای اثرات روحی و احساسی آن رنگ بر زمینه های مختلف زندگی افراد، تعریف می شود. در مورد روانشناسی رنگ ها باید به دو نکته توجه داشت:

اول آنکه در زمینه روانشناسی رنگ ها، در کنار نظریه های ثابت شده و متقن هنوز برخی از مسائل در حد فرضیه هستند. دوم آنکه باید به نقش تفاوت های فرهنگی در برداشت، تفسیر و معنای افراد از یک رنگ توجه کرد.

استفاده از روانشناسی رنگ ها در زندگی روزمره

آیا می دانید که محیط اطراف می تواند روی احساسات و ذهن شما تاثیر بگذارد؟ آیا تا به حال پیش آمده که حضور در مکانی خاص آزارتان دهد یا حضور در مکانی دیگر آرامتان کند؟ اگر شما هم تجربیاتی مشابه موارد ذکر شده داشته اید، باید بدانید که رنگ ها در ساختن این دست تجربه ها نقش عمده ای دارند.
طبق نظریات هنردرمانی، رنگ ها با احساسات ما ارتباط دارند. همچنین رنگ ها می توانند حالت روحی و روانی افراد را تحت تاثیر قرار دهند. برای مثال، مطالعات نشان داده اند که در برخی از افراد نگاه کردن به رنگ قرمز با افزایش ضربان قلب همراه است که به دنبال آن میزان آدرنالین موجود در جریان خون هم افزایش پیدا می کند. با کمی تحقیق، میتوان چندین مورد از این دست تحقیقات را یافت.
همچنین رنگ ها روی اثرات روانی قابل توجهی هم روی افراد می گذارند، که می توان این اثرات را طبق دسته بندی رنگ ها به دو دسته گرم و سرد تقسیم کرد. رنگ های گرم مثل زرد و قرمز، موجب احساسات متنوعی مثل راحتی و صمیمیت تا خشم و عصبانیت می شوند. رنگ های سرد مثل آبی و سبز هم می توانند احساساتی نظیر آرامش و غم و اندوه را منجر شوند.

مفاهیم روانشناسی رنگ ها را می توان در زندگی روزمره به کار بست. مثلاً ممکن است بخواهید رنگ دیوارهای اتاقتان یا دکوراسیون منزلتان را تغییر دهید؛ به این ترتیب شاید برایتان جالب باشد که مطالب زیر را در مورد رنگ ها و اثرات آنها را در خلق و خویتان بخوانید:

اثرات روانشناسی رنگ های سرد

به خلاقیت بیشتری نیاز دارید؟ می خواهید سیناپس های مغزتان را به حرکت درآورید؟ حتماً رنگ بنفش را امتحان کنید. بنفش ترکیبی از دو رنگ آبی و قرمز است، به همین خاطر تعادل خوبی میان احساس آرامش و تحریک پذیری ایجاد می کند که حاصل این تعادل، خلاقیت بیشتر است. همچنین رنگ بنفش در تقابل با تنش های محیط، نقش تسکین دهنده دارد. به همین خاطر از استفاده آن به عنوان رنگ اتاق کار در خانه یا دفترکار توصیه می شود.

آیا به دنبال فضایی آرامش بخش می گردید؟ بهتر است از رنگ های سبز و آبی یا ترکیبی از این دو استفاده کنید. این دو رنگ معمولاً به عنوان رنگ های آرامش بخش تلقی می شوند. در واقع این تلقی با یافته های علمی هم هماهنگ است. هنگام تماشای رنگ سبز، رنگ سبز مستقیماً روی شبکیه چشم منعکس می شود؛ به این ترتیب عضلات چشم کمترین فشار و کشش را تحمل می کنند.
رنگ آبی برای استفاده در اتاق های پررفت و آمد و اتاق هایی که وقت زیادی در آنها می گذرانید، پیشنهاد می شود. رنگ آبی در تلقی عموم، آرامش بخش است؛ جالب است بدانید که رنگ آبی دفعات تنفس و فشار خون را کاهش می دهد که در رسیدن به آرامش بسیار موثر هستند. استفاده از رنگ آبی در اتاق خواب، برای رسیدن به آرامش بیشتر بسیار مفید است.

اثرات روانشناسی رنگ های گرم

آیا می خواهید فضایی ایجاد کنید که افراد در آن تحریک شوند یا اشتهایشان بیشتر شود؟ می توانید از رنگ های زرد یا نارنجی استفاده کنید. این دو رنگ اغلب با مواد غذایی در ارتباط هستند و می توانند اشتها را تحریک کنند. حالا متوجه می شوید که چرا در اکثر رستوران ها از این دو رنگ استفاده می شود.
البته باید در استفاده از رنگ های روشن مثل نارنجی و به ویژه زرد احتیاط کنید. این رنگ ها نور را بیشتر بازتاب می دهند و باعث تحریک چشم می شوند و در نتیجه می توانند افراد را تحریک کنند.

اثرات روانشناسی معمول رنگ ها

در ادامه می توانید اثرات روانشناسی معمول رنگ ها را بخوانید. در فهرست زیر به برخی از اثرات رنگ ها روی روح و روان افراد و چیزهایی که یک رنگ یادآور آنهاست، اشاره شده است. به خاطر داشته باشید که یک رنگ می تواند معانی مختلفی در بر داشته باشد. چهارچوبی که رنگ در آن قرار گرفته است و حتی محیط اطراف می تواند در معنا و اثرات رنگ تاثیر داشته باشند. پس فهرست زیر را فقط به عنوان نوعی راهنمای روانشناسی رنگ در نظر داشته باشید.

سفید: خلوص، پاکی، تمیزی، خلا و در برخی از جوامع یادآور عزاداری است.

سیاه: اقتدار، قدرت، استحکام، شرارت، هوش و مرگ و عزاداری.

قرمز: عشق، لطافت، گرما، مهربانی، آسایش، انرژی، هیجان و خشونت.

نارنجی: شادی، انرژی، هیجان، اشتیاق، گرما، رفاه، کمال، تغییر و تحریک.

زرد: شادی، خنده، سرخوشی، گرمی، خوشبینی، گرسنگی، سرخورگی و خشم.

سبز: خنکی، رشد، پول، سلامت، حسادت، آرامش، توازن، متانت و باروری.

آبی: آرامش، سکوت، خنکی، خرد، وفاداری،حقیقت و تمرکز.

بنفش: ثروت، کمال، خرد، معنویت، سعادت، احترام و راز گونگی.

قهوه ای: اعتماد، ثبات، دوستی، اندوه، گرمی، آرامش و امنیت.

صورتی: عشق، لطافت، آرامش و تحریک.


doll.jpg
شهریور ۳۰, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

عروسک بچگی

همه جا تلفن موبایل خود را به همراه دارید، در کیف، جیب …؟ وقتی مدل جدیدی از آن به بازار می آید برایتان دشوار است تا با یار الکترونیکی قدیمی خود خداحافظی کنید و دلهره می گیرید؟ وقتی باطری آن رو به اتمام است احساس می کنید کار خودتان در حال اتمام است!؟

تحقیقات جدید نشان می دهد که یک دلیل روانی برای این وابستگی وجود دارد.

در دیدگاه نظریه دلبستگی گوشی تلفن برای ما نقش اسباب بازی مورد علاقه ی کودکی مان را دارد (مثل خرس عروسکی).

نظریه دلبستگی نشان می دهد که تجارب اولیه ما، ارتباطات اولیه ما، رفاه و والدینمان، در ریشه ارتباطات نزدیک بزرگسالی ما نقش دارد.

نکته ی مهم اینست که دلبستگی در اوایل زندگی می تواند به موجودات بی جان نیز باشد. مثل خرس عروسکی که در این نظریه شئی انتقالی نامیده می شود.
خرس عروسکی برخلاف پدر و مادر همیشه کنارمان است و انتخاب استقلال یا وابستگی به آن دست خودمان است و می توانیم در ارتباط با او ارتباطات دیگر را تمرین کنیم.

همانطور که ورونیکا از دانشگاه بوداپست مجارستان می گوید، تلفن همراه پتانسیل آن را دارد که یک پیوند جبرانی از شی ء را برای ما به وجود آورد. درست است که همیشه از اعتیاد آوری این تکنولوژی انتقاد شده است اما ورونیکا اعتقاد دارد می تواند جنبه های مثبتی از عملکرد عاطفی برزرگسالان را در رابطه با آن گزارش داد.

در واقعیت تلفن همراه یک ویژگی فراگیر زندگی ما شده و به اندازه ی جمعیت سیاره زمین شده است!

میزان استفاده از تلفن همراه در ایالات متحده آمریکا به طور میانگین روزی ۳ ساعت و نیم می باشد که این عدد برای جوانان بین سنین (۱۸ تا ۲۴) ۵ ساعت می باشد.
گزارش های بسیاری حاکی از احساس اضطراب به هنگامی جدایی از تلفن همراه بوده است.
تلفن های همراه به عنوان چهره های جبرانی اسباب بازی های کودکی دارای تمایزاتی هستند. نه تنها می توان آنها را کنار خود نگه داشت بلکه می توانند باعث ارتباط ما با افرادی که برایمان مهم هستند نیز بشوند.
حتی اگر توسط آنها با دوستان و خانواده صحبت نکنید اما می توانید عکس های آنها را ببینید، پیام هایشان را بخوانید یا در صفحات مجازی آنها را دنبال کنید، بازی کنید و یا اطلاعات مورد نظرتان را به اشتراک بگذارید.
تیم ورونیکا بر آن شدند تا با آزمونی میزان تفاوت وابستگی به تلفن های ساده و هوشمند را بسنجند. برای این موضوع سوالاتی در نظر گرفته شد که میزان اضطراب افراد به هنگام جدایی از گوشی، عصبانیتشان از جدا ماندن از گوشی، ترسشان از نیاز به افراد دیگر و مسائا دیگر بررسی می شد. تفاوت معناداری یافت نشد.

نتیجه این مطالعه اینست که ما هرگز با گذشت زمان و رشدمان از خرس عروسکیمان بی نیاز نمی شویم! هرچه افراد بیشتر اضطراب داشته باشند بیشتر نیاز به گم شدن در دنیای بزرگتر از خود را دارند.

اگر زمانی موفق شدید که از تماس های معمولی گوشی خود به دور باشید اما همچنان نیاز به اینترنت گوشی در شما باقی ماند، از خودتان سوال کنید چه چیز مفیدی در این ارتباط هست که در ارتباط واقعی با همان افراد و موضوعات  نیست؟

منبع:

Konok, V., Gigler, D., Bereczky, B. M., & Miklósi, Á. (۲۰۱۶). Humans’ attachment to their mobile phones and its relationship with interpersonal attachment style. Computers in Human Behavior, 6,1537-547. doi:10.1016/j.chb.2016.03.062


color-psychology.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۵

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه

درحالی که رنگ صورتی دارای معانی نمادین مختلفی است ، واکنش های فردی به رنگ صورتی به طور گسترده ای متفاوت است. در زیر برخی از این واکنش ها که خوانندگان به اشتراک گذاشته اند را می بینیم.

روانشناسی رنگ ها

واکنش ها به رنگ صورتی

  • پوست صورت من، مادر بودن، آواز خواندن برای نوزادان، آرامش، صلح، خواب، مراقبت از مردم، عشق ، آب نبات ، گل، خورشید بهار ، آغازی نو، عروسی، شادی، بهشت
  • این رنگ باعث می شود که من احساس قدرت کنم. اغلب دوست دارم با رنگ صورتی احاطه شده باشم. با این حال برخی لایه های رنگ صورتی می تواند من را عصبانی کند.
  • صورتی باعث ایجاد حس ناتوانی و طردشدگی در من می شود.
  • رنگ اتاق من صورتی بود ولی از وقتی دوست پسرم با من زندگی می کند اتاقمان را قهوه ای کردیم. زیبا و گرم است ولی آه دخترانه نیست.
  • صورتی رنگ مورد علاقه من است. من از زمانی که مهدکودک بودم لباس صورتی می پوشیدم و هنوز هم که یک دانشجوی کالج هستم تقریبا هرروز آن را می پوشم و این باعث ایجاد احساس شادی در من می شود!
  • من صورتی را دوست دارم . همیشه دوست داشتم . چه به عنوان یک کودک ، چه در جوانی و چه الان در میانسالی. من هنوز هم رنگ صورتی را به هر رنگ دیگری ترجیح می دهم. من در واقع اتاق مهمان را صورتی رنگ کرده ام و هنگامی که به رنگ صورتی نیاز دارم به آنجا می روم و احساس راحتی را برای من به ارمغان می آورد.
  • همیشه می خواستم در یکی از عروسی هایم لباس صورتی بپوشم – سه تا عروسی تا به حال ! و در نهایت در عروسی آخر کیک عروسی را صورتی سفارش دادم و با بادکنک های صورتی میز کیک را تزیین کردم. بله من صورتی را دوست دارم و تا زمانی که بمیرم رنگ صورتی خواهم پوشید.
  • صورتی باعث میشود که من احساس راحتی کنم.
  • صورتی به من احساس شگفت انگیزی می دهد زیرا رنگ مورد علاقه من است.
  • صورتی ملایم رنگ آرامش بخشی است. بسیار ملایم و با لطافت است.
  • صورتی همیشه به من احساس زیبایی می دهد. هنگامی که به رنگ صورتی نگاه می کنم یاد بیگناهی، مهربانی، آرامش و کودکان می افتم. مثل لب های صورتی کودکا، پاهای صورتی کودکان. گل رز های صورتی هم کودک هستند و گل های رز قرمز بزرگسال. من عاشق صورتی هستم.
  • من از صورتی نفرت دارم. من یک جفت لباس صورتی دارم که به ندرت آنها را می پوشم. آپارتمانی که من در آن زندگی می کنم یک دیوار صورتی دارد که من را دیوانه می کند. نزدیک بود که فقط به خاطر همان دیوار آن خانه را اجاره نکنم. اگر می توانستم با همان پول خانه ی دیگری پیدا کنم مطمئنا آن خانه را اجاره نمی کردم. من از صورتی متنفرم.
  • صورتی به من احساس زنانه می دهد.
  • من صورتی را دوست دارم . مرا به یاد دختر بچه ی تازه متولد شده و بوی روغن بچه می اندازد.
  • صورتی رنگ شاد و پرانرژی ای است. با این که رنگ مورد علاقه ی من سبز است اما همیشه اطراف من با رنگ صورتی احاطه شده است. وقتی که از یک جلسه ی طولانی با افسردگی برمی گردم، رنگ صورتی به من احساس خوب آرامش و شادی می دهد.
  • صورتی به من احساس زنانگی و جوانی میدهد . همچنین صورتی حس راحتی را به من القا می کند.
  • صورتی باعث می شود که در یک زمان احساس قدرت و ضعف کنم. یک ترکیب بی نقص از احساس ظریف و غالب
  • به طور ناگهانی هنگامی که من ۴۹ ساله شدم نیاز به پوشیدن رنگ صورتی را احساس می کنم. من احساس می کنم که هر روز باید لباسی صورتی به تن داشته باشم. دلیل آن می تواند به خاطرآوردن دوران کودکی ام باشد. من از دوست یابی لذت می برم و صورتی رنگ دوستی است.
  • من عاشق صورتی ام. صورتی زیبا، دخترانه، بلند، جسور ، سرگرم کننده، و گاهی اوقات تحریک کننده است.  زمانی که مردم میگویند صورتی را دوست ندارند من آزرده میشوم مثل این میماند که به صورت ناخود آگاه بر علیه زنانگی و جوانی شورش کنید. من عاشق دختر بودن هستم بنابراین عاشق صورتی هستم و همیشه هم باقی خواهم ماند ولی در جواب کانی باید بگم که هیچوقت دیوار اتاقم را صورتی رنگ نمی کنم.
  • جوان و احمقانه – زیبا، کوچک ، دخترانه و زرق و برقدارهربار که در اتاقی میرم که رنگ صورتی در آن استفاده شده است احساس خواب آلودگی می کنم. همین حس را در مورد قهوه ای روشن و یاسی هم دارم. خنده دار است. نه؟

منبع:

https://www.verywell.com/color-psychology-of-pink-2795052


color1.jpg
آبان ۲۷, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۲ دقیقه
تنفر از رنگ ها
تنفر از رنگ ها

اگر از هر كدام از این رنگ‌ها متنفرید می‌تواند نشانگر این موضوع باشد كه‌:
قرمز:
بسیار دلواپس و ناامید هستید. شاید هم از خستگی و ضعف جسمی رنج می‌برید. امكان دارد كه در روابط جنسی و حتی در موقعیت اجتماعی شكست خورده باشید. اما مشكل واقعی‌تان این است كه همیشه دنبال هدف‌های بزرگ و غیرعملی می‌روید و وقتی هم كه شكست می‌خورید در لاك خود فرو می‌روید. چه عیبی دارد كه دنبال یك زندگی معمولی باشید؟ باید این دو موضوع را همیشه به خاطر داشته باشید. اگر معیار موفقیت ثروت بود، پس ثروتمندان می‌بایست خوشبخت‌ترین آدمها باشند كه معمولاً این طور نیست‌.
نارنجی‌:
به خاطر عمر و سالهایی كه به بطالت تلف كرده‌اید بر خود خشم دارید ولی یادتان نرود كه فقط شمانیستید كه مسؤولیت همه بدبختی‌های دنیا را بر دوش دارید اگر بتوانید مشكلات خصوصی خود و خانواده‌اتان را حل كنید مطمئن باشید كه خیلی زرنگید.
آبی‌:
از زندگی و یكنواختی آن خسته شده‌اید. احتیاج به تنوع و هیجان دارید و به همین زودی هاست كه قید و بندهای زندگی را از هم خواهید گسست‌. در دوره‌ای هستید كه احساس می‌كنید دلتان می‌خواهد همه چیز را تغییر بدهید و دستی بر سر و صورت خود بكشید و شاید هم فرم موها را عوض كنید و لباستان را تغییر بدهید.
زرد:
بسیار حساس و بدبین هستید و از هر چیز بدیع و مدرن بدتان می‌آید و برایتان قابل هضم نیست كه یك حكومت میلیون‌ها دلار خرج رفتن به كره ماه را بكند در حالی كه كره زمین پر از انسانهای مستحق كمك می‌باشد. مردم همیشه شما را اخمو و عصبانی می‌یابند.
قهوه‌ای‌:
ترستان از این است كه نتوانید مأموریت تان را به اتمام برسانید. چه مأموریتی‌؟ آیا فكر می‌كنید اگر همه دانش‌های دنیا را هم در ذهن و مغز كوچك تان جای بدهید آخرش به كجا خواهید رسید؟ تا دیر نشده كمی هم به تفریح برسید. به عشق فكر كنید كه حتی عذابش نیز شیرین است‌.
سبز:
اگر از این رنگ متنفرید حتماً یك ایرادی دارید. اگر در هدف هایتان شكست خورده‌اید چرا دیگران را شماتت می‌كنید؟ خودتان را تنهاترین موجود روی زمین حس می‌كنید و با این شخصیتی كه دارید دیگران حق دارند تنهایتان بگذارند. سعی كنید به جای خودخوری به كتابخانه بروید و در اجتماعات شركت كنید و خودتان را از برج عاجی كه ساخته‌اید بیرون بیندازید تا ببینید كه دنیا با تمام بدی‌هایش چقدر با ارزش است‌.
خاكستری‌:
زندگی بر علیه شما بوده است از همه چیز محروم بوده‌اید و این خشمگین‌تان می‌كند. حسود نیستید ولی از سرنوشت بدتان شكایت دارید آیا فقط شما هستید كه به همه آرزوهایتان نرسیده‌اید؟ یادتان نرود كه ممكن است شما یكی از خوشبخت‌ترین مردم روی زمین نباشید ولی بدبخت‌ترین هم نیستید.
سیاه‌:
فكر می‌كنید در دنیا، بدی وجود ندارد. فكر می‌كنید بدبختی فقط افسانه است و به كره زمین ربطی ندارد. خودتان را كامل می‌دانید و سعی می‌كنید كه اشتباه نكنید ولی اگر مرتكب اشتباه شدید هرگز اعتراف نخواهید كرد.
سفید:
اگر شما از سفید متنفرید، یا اگر هاله مغناطیسی دور بدن‌تان فاقد این رنگ است با عرض معذرت باید بگوییم در اسرع وقت با روان‌پزشك یك تماس داشته باشید.


rangha.jpg
آبان ۲۳, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه
روانشناسی رنگ ها
روانشناسی رنگ ها

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد.

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد. این گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جویا شدن علت می جنگند. دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی در واقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را البته كمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
دیگران را خوب درك می كنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می كنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتكار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است كه طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، كاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را كنترل كنید. ظاهر آرام شما دیگران را وادار می كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند. كارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه و كمی فیلسوف مآب هستید. به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن كه كمتر تصمیم می گیرید اما هر بار كه تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما كاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

خاكستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. كسانی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به این رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می كنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركیبی و آنهایی كه این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند. نفوذ در این گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نیستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد این دسته با كسی كه خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.

سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبیعت و تازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.
دوست ندارید كه در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


music2.jpg
آبان ۱۸, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه
موسیقی و ساز
موسیقی و ساز

نواختن ساز مزایای بسیاری دارد و می تواند باعث انرژی بخشی به شما اطرافیانتان گردد. در این مقاله به ۱۱ مورد از این فواید پرداخته ایم.

۱- افزایش ظرفیت حافظه
تحقیقات نشان داده است که نواختن موسیقی و نیز گوش دادن به آن باعث تحریک مغز و افزایش ظرفیت آن می شود. در یک آزمایش، به ۲۲ کودک بین سه الی چهار و نیم سال درسهای کیبورد و یا آواز داده شد. در سوی دیگر، به گروهی ۱۵ نفره نیز هیچ درس موسیقی ارائه نشد. هر دو گروه در یک کلاس پیش دبستانی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، کودکانی که در کلاسهای هفتگی کیبورد شرکت می کردند، ۳۴ درصد بهتر از سایرین در کسب مهارتهای ماندگار عمل کردند.

«تحقیقات اخیر نشان می دهد که نواختن منظم یک ساز باعث تغییر شکل و قدرت مغز شده و می توان از آن برای بهبود مهارتهای شناختی افراد استفاده کرد.» همچنین تحقیقات نشان داده است که نواختن منظم موسیقی باعث بهبود مهارت در استفاده از دستان، شنوایی، ذخیره اطلاعات صوتی در ذهن و حافظه در افراد می شود. همچنین این کار می تواند به اندازه ۷ نمره، آی کیو ی افراد را بهبود بخشد.

۲- بهبود دادن مدیریت زمان و مهارتهای سازماندهی
یادگیری نواختن یک ساز نیازمند تمرین نظم و سازماندهی می باشد و یک موسیقیدان خوب می داند که کیفیت زمان تمرین از کمیت آن مهم تر است. یک نوازنده برای این که بتواند سریعتر پیشرفت کند، خواهد آموخت که چگونه زمان خود را سامان دهد و از زمان خود به شکل بهینه استفاده نماید.

۳- افزایش مهارت کار تیمی
مهارتهای کار تیمی از مهارتهای بسیار مهم برای موفقیت در زندگی هستند. نواختن یک ساز نیازمند این است که نوازنده برای ساخت آهنگ با سایرین همکاری کند. در یک گروه موسیقی، افراد می آموزند که چگونه با سایرین کنار بیایند و همکاری کنند و برای نواختن یک آهنگ خوب به صورت گروهی، هر نوازنده باید یاد بگیرد که به دیگران گوش فرادهد تا افراد در کنار هم بتوانند آهنگی دلنواز خلق کنند.

۴- افزایش پشتکار
یادگیری نواختن یک ساز نیازمند صرف زمان و تلاش است که این امر باعث می شود که صبر و پشتکار افراد در بوته آزمایش قرار می گیرد. هیچ قطعه موسیقی را نمی توان در بار اول بی نقص اجرا نمود و اکثر نوازندگان پیش از آنکه بتوانند قطعه ای را به درستی اجرا کنند، بارها آن را تمرین می کنند.

۵- بهبود هماهنگی جسمی و ذهنی
هنر نوازندگی نیازمند هماهنگی و همکاری چشم و ذهن و دستهاست. با خواندن نُت از روی یک صفحه، مغز به صورت ناخودآگاه این نُت ها را به الگوهای حرکتی تبدیل می کند. به این مجموعه، تنفس و گرفتن ریتم را نیز اضافه کنید تا بهتر متوجه هماهنگی ایجاد شده شوید.

۶- بهبود توانایی ریاضی
خواندن نت های موسیقی نیازمند شمارش نت ها و ریتم هاست که این امر می تواند به بهبود مهارتهای ریاضی مغز کمک کند. در عین حال، مطالعه تئوری موسیقی نیازمند یادگیری جنبه های بسیاری از ریاضی است. مطالعات نشان داده است که دانش آموزانی که سازی را می نوازند از دانش آموزانی که سازی نمی نوازند، نمره های بهتری کسب می کنند.

۷- بهبود مهارتهای درک مطلب
بنا بر تحقیقی که در مجله «روانشناسی موسیقی» چاپ شده است، کودکانی که به مدت چند سال در کلاسهای مربوط به آموزش موسیقی و آموزش ریتمهای پیچیده شرکت کرده اند، عملکرد بهتری در خواندن و درک مطلب متون از خود نشان داده اند. شاید چنین نتیجه ای چندان عجیب نباشد چرا که نوازندگی شامل خواندن و ادراک مداوم می باشد. زمانی که نوازنده نت های سیاه و سفید را روی یک صفحه می بیند، باید بتواند نام نت را تشخیص داده و آن را به حرکت دست متناسب ترجمه کند. در عین حال باید بتواند ریتمی که نتها تشکیل می دهند تشخیص دهد و الگوی مناسب را اجرا نماید.

۸- افزایش احساس مسئولیت
نواختن یک ساز مسئولیتهایی نیز به همراه خود دارد. نگهداری از ساز و حفظ آن و نیز احساس مسئولیت برای شرکت در تمرین و انجام تمرینات روزانه عواملی که می تواند باعث افزایش حس مسئولیت افراد گردد.

۹- افزایش تمرکز
نواختن یک ساز نیازمند تمرکز بر روی چیزهایی همچون گام، ریتم، تمپو و کیفیت صداست. نوازندگی در یک گروه حتی نیازمند تمرکز بیشتری است، چرا که باید به عملکرد سایر اعضای گروه نیز توجه کرد و آن را تحلیل نمود.

۱۰- کاهش استرس
ساز یک نوازنده متعلق به وی است و او می تواند هر چه می خواهد با آن بنوازد. این کار به وی کمک می کند تا احساسات خود را با استفاده از ساز بیان نماید و در نتیجه خود را از استرسها و فشارهای روزانه خالی کند.

۱۱- ایجاد احساس کامیابی


music1.jpg
آبان ۱۶, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۱ دقیقه
تاثیر موسیقی
تاثیر موسیقی

موسیقی، ترکیبی از فرکانس‌های صوتی و الگوهای پیچیده است که در محیط شناور شده و همگی با گوش شما برخورد می‌کنند.

همانگونه که چشمهایتان نور را پردازش می‌کنند،گوش‌هایتان نیز امواج صدا را دریافت و پردازش می‌کنند و یک حالت هیجان و گاهی لذت را در مغز شما برمی‌انگیزند.

انسان‌ها و برخی از موجودات لذت را از طریق محرک‌های زیادی از جمله موسیقی تجربه می‌کنند، بسیاری از این محرک‌ها برای سلامت انسان ضروری هستند و به شما پاداش می‌دهند.

چیزی که در واقعیت اتفاق می‌افتد این است که یک انتقال دهنده عصبی به نام دوپامین در مغز شما پخش می‌شود.دوپامین یک مسئول انتقال شیمیایی است که مسئول ایجاد احساس خوب در شماست. وقتی که دوپامین بعنوان یک پاداش برای مثلا یک وعده غذای لذیذ یا بردن یک جایزه بزرگ آزاد می‌شود، انتقال‌دهنده عصبی سبب ایجاد یک حس خوشایند و رضایت می‌گردد.

موسیقی توانایی ایجاد نوعی از هیجان و برانگیختگی را دارد که باعث گشاد شدن مردمک چشم، بالا رفتن فشار خون و برانگیخته شدن مغز در نواحی شنوایی، حرکتی و حسّی می‌شود و با اینکه موسیقی به طور مستقیم فایده حیاتی برای ما ندارد، این واکنش احساسی باعث آزاد شدن احساسِ خوبِ شیمیاییِ دوپامین می‌شود.
این حقیقت شگفت انگیز وجود دارد که موسیقی از لحاظ شیمیایی بدن ما را دگرگون می‌کند و باعث می‌شود که ما احساس فوق‌العاده‌ای داشته باشیم.


energy.jpg
آبان ۱۳, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۳ دقیقه
انرژی روانی
انرژی روانی

وقتی کم میاریم کمبود انرژی داریم به جای دریافت انرژی تمیز از غذاها، طبیعت، درختان خورشید، ورزش، مدیتیشن و… دست به دزدی انرژی میزنیم و از دیگران انرژی میگیریم .

راههای دریافت انرژی پاک در مواقعی که کمبود انرژی داریم:
۱-خواب
۲-غذای سالم و تازه
۳-استراحت
۴-تفریح
۵- مدیتیشن (تمرکز )
۶- طبیعت نورخورشید گیاهان حیوانات

روش درست، گرفتن انرژی از این منابع هست ولی گاهی از دیگران سعی میکنیم کسب انرژی یا دزدی انرژی کنیم.

چهار طریق برای دزدی انرژی هست. چهار دسته آدم و رفتار:

۱- افراد ظالم:این دسته با ارعاب و داد و فریاد و ترسوندن بقیه و در رو به هم کوبیدن از دیگران انرژی میگیرند.

۲- افراد مظلوم: با مظلوم نمایی و دردل کردن و از غصه و گرفتاریهاشون گفتن ما رو وادار به دلسوزی میکنن. دیدین اخرش میگن آخیش سبک شدم باهات حرف زدم. اینا هدفشون از بازگو کردن مشکلات راهنمایی و کمک کرفتن نیست چون شما هرچی بگین اونا کار خودشونو میکنن ففط میخوان کمبود انرژیشونو با جلب دلسوزی شما جبران کنن.

۳- افراد غرغرو: با نق زدن ایرادگیری بهانه گیری و توجیه کردن دزدی انرژی میکنن. و تعداد این دسته هم مثل دوتای قبلی کم نیست

۴- افراد منزوی: اینها قوی ترین دزدان انرژیند و بیشترین آسیب رو میتونن بزنن. قهر میکنند و حرف نمیزنند و ناخودآگاه میخوان با اینکار توجه ما را جلب و از ما انرژی بگیرن

حالا دو تا مساله هست اول اینکه چطور به خودمون کمک کنیم دزدی انرژی نکنیم و دوم اینکه در برابر این افراد چه موضعی بگیریم

یادمون باشه هر وقت داریم داد میزنیم یا ناله و غرغر میکنیم میخوایم الکی دردل کنیم یا ایراد بگیریم و بهونه گیری کنیم یا قهر کنیم
سریع به خودمون بگیم:

من کم آوردم.
نیاز به انرژی دارم پس دزدی نمیکنم از راه سالمش کمبودم رو جبران میکنم
با خودمون خلوت کنیم استراحت کنیم یه موزیک شاد یکم پیاده روی در طبیعت
یکم مدینیشن…
شایدم نیاز به خواب یا غذا داریم و همین آگاه شدن بزرگترین کمک رو میکنه

حالا قدم دوم در مورد آدمهایی که کمبود انرژی دارن در مواجه با اونها چه کنیم:

اون کم آورده

چون ناخودآگاه ممکنه از کودکی یاد گرفته باشن که مثلا از مکانیسم های گفته شده در بالا کسب انرژی کنن ! و تو خانواده مرسوم شده باشه،

خیلی ساده برای کمک به کل ، از وقتی آگاه شدیم، وارد بازی نمیشیم
اگر گوش شنوا داشته باشن ، بدون کنایه میتونیم براشون آروم شرح بدیم که کارشون با ما چی کار میکنه و چطور انرژی دزدیده میشه
یا اگه تشخیص بدیم مقاومت دارن و نمیپذیرن و گفتن ما به کار نمیاد، توضیحی هم نمیدیم ،
همین که وارده بازی نشیم ، خودش بزرگتربن کمک به رها شدن از این مکانیسم های غلط است.

البته حتما اولش از اینکه ببینن مکانیسمشون جواب نمیده و انگار کیبوردهاشون کار نمیکنه ، ممکنه ناراحت و عصبی بشن و ممکنه حتی ما را متهم به بی احساسی و …. بکنن..

ولی ما که میدونیم برای شفای این مکانیسم چی کار داریم میکنیم ، بدونه وارد بازی شدن ، کار درست را انجام میدیم

( البته آسون نیست ، تو یه جمعی که همه همیشه به یه مدل رفتار کردن ، شما متفاوت عمل کنید و متفاوت عمل کردن شجاعت و آگاهی و شهامت میخواد… )

برگرفته از کتاب: پیشگویی های آسمانی – جیمز ردفیلد


mosahebe-shoghli.jpg
مرداد ۳, ۱۳۹۴

زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه
مصاحبه شغلی
مصاحبه شغلی

داشتن ذهنیتی قدرتمند می‌تواند به متقاضیان کمک کند تا مصاحبه‌های کاری موفقی داشته باشند. تقاضا برای یک شغل جدید پرچالش و انرژی‌بر است. در گام اول شما باید مدیر منابع انسانی سازمان مورد نظر را روی کاغذ متقاعد کنید که شایسته رفتن به مرحله مصاحبه هستید.

راز یک مصاحبه کاری موفق

داشتن ذهنیتی قدرتمند می‌تواند به متقاضیان کمک کند تا مصاحبه‌های کاری موفقی داشته باشند. تقاضا برای یک شغل جدید پرچالش و انرژی‌بر است. در گام اول شما باید مدیر منابع انسانی سازمان مورد نظر را روی کاغذ متقاعد کنید که شایسته رفتن به مرحله مصاحبه هستید. اگر این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارید، در جلسه مصاحبه رئیس آینده خود را رودررو ملاقات می‌کنید، آنگاه تنها چند دقیقه کوتاه فرصت دارید تا چنان تاثیر مثبتی بر او بگذارید که از بین تمام کاندیداهای موجود شما را برای آن شغل انتخاب کند. دِرِک روکر، استاد بازاریابی مدرسه مدیریت کلاگ می‌گوید: «هنگامی که شما در یک جلسه مصاحبه کاری حاضر می‌شوید، در ضعیف ترین حالت خود قرار دارید.» و این می‌تواند به ضرر شما باشد. با این وجود او و همکارانش در مطالعه‌ اخیر خود دریافته‌اند که در چنین شرایط سختی، فکر کردن به زمانی در گذشته که در اوج قدرت خود بوده‌اید، می‌تواند بسیار به شما کمک کند. در این مطالعه متقاضیانی که پیش از تهیه کردن تقاضانامه یا شرکت کردن در مصاحبه خود چند لحظه‌ای به زمان قدرت خود فکر کردند، نسبت به کسانی که دوران ضعف خود را تجسم کردند یا اصلا مرور خاصی از گذشته نکردند، نرخ استخدام بالاتری به‌دست آوردند.

قدرت در گذشته

روکر با همکاری استادانی دیگر به مطالعه اثر قدرت بر افراد پرداخت. این محققان در مطالعات خود توانستند یک استراتژی ساده طراحی کنند که با به کار گرفتن آن فرد به سرعت احساس قدرت، یا عدم قدرت کند. آنها دریافتند که بودن در شرایط قدرت یا ضعف می‌تواند کاملا بر نحوه رفتار افراد تاثیر بگذارد و به آنها احساس اعتماد به نفس، قدرت و کنترل دهد. به علاوه این افراد با ذهنیتی خوش‌بین‌تر و رقابتی‌تر در صحنه حاضر می‌شوند و تسلط در رفتارشان نمود پیدا می‌کند. می‌دانیم که این موارد ویژگی‌های کلیدی موردنیاز در یک جلسه مصاحبه است، به‌خصوص با توجه به اینکه اغلب افراد در این شرایط به علت فشار و اضطراب عمدتا بسیار آسیب‌پذیرتر می‌شوند و سطح اعتماد به نفس و مهارتی پایین‌تر از حالت معمول را به نمایش می‌گذارند.اما آیا این روش برای همه افراد نتیجه مثبتی می‌دهد. در ادامه به بررسی این پرسش پرداخته‌ایم. قدرت باعث می‌شود احتمال استخدام شما روی کاغذ بالا برود.

آزمایش اول روکر و همکارانش روی هشت دانشجوی هلندی بود که از آنها خواسته شد، یک متن کوتاه در ارتباط با موضوع «قدرت» در مورد خود بنویسند: نیمی از آنها متنی در مورد زمان قدرت (به‌عنوان مثال ارتقا در شغل پاره وقت خود) و نیمی دیگر در مورد زمان عدم قدرت خود (به‌عنوان مثال هنگامی که مجبور بوده‌‌اند به استاد یا صاحب کار خود گزارش کار دهند) نوشتند. پس از این متن از آنها خواسته شد تا یک تقاضانامه کاری (برای شغل مدیریت فروش که مطابق با تحصیلات آنها بود و از نیازمندی‌های یک روزنامه گرفته شده بود) نیز بنویسند.

پس از پایان کار، تقاضا نامه‌ها از دانشجویان گرفته شد و بین یک گروه دیگر که در مطالعه شرکت داشتند، توزیع شد. این گروه دوم هیچ اطلاعی در مورد متن اولیه دانشجویان در مورد قدرت یا عدم قدرت‌شان نداشتند. بلکه تنها از آنها درخواست شده بود تا نامه‌ها را مطالعه کنند و نظر دهند که چه کسی یا کسانی از بین آنها برای استخدام مناسب هستند. با بررسی نتایج محققان این مطالعه دریافتند که این گروه به طور عمده به سمت متقاضیانی گرایش داشتند که پیش از تقاضا نامه، در مورد زمان قدرتمندی خود فکر کرده بودند. این یعنی آن متن کوتاه غیرمرتبط در مورد احساس قدرتمندی‌شان باعث شده بود تا تقاضانامه گیراتری ارائه دهند.

قدرت قانع کردن

محققان پس از این آزمایش به بررسی تاثیر این امر در جریان مصاحبه کاری افراد پرداختند. در این آزمون، پنجاه‌وپنج دانشجوی فرانسوی در مصاحبه‌هایی ساختگی شرکت کردند. هر جلسه مصاحبه شامل پانزده دقیقه پرسش و پاسخ با دو مصاحبه‌گر حرفه‌ای (اغلب استادان دانشگاه) بود. در این پانزده دقیقه دانشجویان باید تلاش می‌کردند تا مصاحبه‌گر را قانع کنند که مهارت، تجربه و انگیزه کافی برای ورود به مدرسه کسب وکار را دارند. مشابه آزمایش قبلی، در اینجا نیز از دانشجویان خواسته شد تا نامه‌ای غیرمرتبط در رابطه با موضوع قدرت بنویسند و مجددا عده‌ای از آنها در مورد زمان قدرتمندی و عده دیگر در مورد زمان ضعف خود نوشتند؛ گروه سومی نیز به عنوان گروه پایه در نظر گرفته شدند که اساسا هیچ متنی را نگارش نکردند. پس از پایان مصاحبه، از مصاحبه‌گران که هیچ اطلاعی نیز از نامه‌های اولیه نداشتند، در مورد صلاحیت کاندیداها سوال شد و پرسیده شد چه کسانی در میان آنها متقاعدکننده‌تر به نظر رسیدند. طبق نتایج، یک بار دیگر کاندیداهایی که در مورد قدرت خود نوشته بودند در صدر قرار گرفتند. مصاحبه‌گران موفقیت متقاضیان «قدرتمند» در برابر «گروه پایه» را ۸۱ درصد محتمل‌تر و موفقیت آنها را در برابر گروه «کم‌قدرت» ۱۶۲ درصد محتمل‌تر دانستند.

عملکرد بهتر این گروه به توانایی بیشتر آنها در متقاعد‌ کردن مصاحبه‌گران نسبت داده شد. مصاحبه‌گران به وضوح بیان کردند که رفتار این افراد کاملا قانع‌کننده‌تر از گروه دیگر بود. با این حال هنوز به روشنی مشخص نیست که این متقاعدکننده‌ بودن دقیقا در کدام بخش از رفتار گروه قدرتمند به چشم می‌خورد، پرسشی است که موضوع مطالعات آینده خواهد بود. روکر و همکارانش همچنین قصد دارند در آینده بررسی کنند که چه تفاوتی بین تاثیر این روش در زمانی که افراد آگاه هستند که حس قدرت به آنها القا می‌شود و زمانی که هیچ اطلاعی از این استراتژی ندارند وجود دارد. روکر در این زمینه می‌گوید: «حس من این است که برای برخی افراد، آگاهی داشتن از روش کمک‌کننده است و برای عده‌ای دیگر نتیجه عکس این است.» او توضیح داد، «زمانی که فرد از این روند آگاه است، اگر به یاد آوردن تجربه قدرت برای او آسان باشد، می‌تواند به سرعت اعتماد به نفس او را افزایش دهد و به نتایج خوبی ختم شود، از سوی دیگر اگر مجبور شود تقلای زیادی برای پیدا کردن یک تجربه موفق کند احتمالا بیشتر باعث افت اعتماد به نفس و عملکرد او می‌شود.» اگر می‌پرسید که آیا می‌توانید این روش را پیش از مصاحبه خود امتحان کنید، به شما می‌گوییم فقط کمی احتیاط کنید. به گفته روکر نتایج هنوز در دست تحقیق است تا مطمئن شویم این روش درست برای شخص شما هم مناسب است یا نه. با این وجود، اگر یک مصاحبه کاری در راه دارید و به راحتی می‌توانید تجربه‌های خوشایندی از موفقیت‌ها و قدرت خود در گذشته به یاد آورید، باید بگوییم ارزش امتحان کردن را دارد.

مترجم: بیتا نظام دوست/ دنیای اقتصاد


زمان مطالعه مطلب : ۴ دقیقه

مرکز مشاوره اکسیر با مجوز وزارت بهزیستی

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


اینستاگرام مرکز مشاوره اکسیر پینترست مرکز مشاوره اکسیر تلگرام مرکز مشاوره اکسیر مرکز مشاوره اکسیر در ویز

آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button