یادگیری سازمانی (1)Reviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Feb 17Rating: 5.0یادگیری سازمانی (1)گسترش روز افزون علوم و فنون و پيچيده تر شدن شرايط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مطرح شدن انديشه های نو و گوناگون، عدم اطمينان محيطی، عدم قطعيت، تغييرات و چالش های زياد دنيا، ايجاب می كند كه سازمانی با قدرت يادگيرنده و به روز رسانی خود ايجاد گرديده و خود را به فنون و استرتژی های لازم مجهز سازند و بتوانند با تحولات سريع خود را منطبق ساخته و به موقع به محرک های محيطی پاسخ داده و با كسب دانش و آگاهی گسترده و به شكل پويا و زنده در حوزه بهسازی و توسعه سازمان، به حيات خود ادامه دهند.

گسترش روز افزون علوم و فنون و پيچيده تر شدن شرايط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مطرح شدن انديشه های نو و گوناگون، عدم اطمينان محيطی، عدم قطعيت، تغييرات و چالش های زياد دنيا، ايجاب می كند كه سازمانی با قدرت يادگيرنده و به روز رسانی خود ايجاد گرديده و خود را به فنون و استرتژی های لازم مجهز سازند و بتوانند با تحولات سريع خود را منطبق ساخته و به موقع به محرک های محيطی پاسخ داده و با كسب دانش و آگاهی گسترده و به شكل پويا و زنده در حوزه بهسازی و توسعه سازمان، به حيات خود ادامه دهند.

تاریخچه سازمان های يادگيرنده

سازمان های يادگيرنده، پديده ای است كه با شروع دهه 90 ميلادی مطرح شد. علت پديدار شدن چنين سازمان هايی شرايط‌، نظريه ها و تغيير و تحول در محيط های سازمانی قبل از دهه مذكور بوده است؛ به گونه ای كه تمام سازمان ها تلاش گسترده ای را برای بقای خود آغاز كرده بودند و برای آنكه بتوانند خود را در محيط پر تلاطم اطراف خود حفظ كنند، می بايست از قالب های غيرپويا‌، خارج و به سمت سازمان يادگيرنده متحول شوند‌؛ يعنی در ساختار و اساس خود تغييرات عميقی ايجاد كنند.

یادگیری سازمانی

تعریف يادگيری سازمانی و سازمان يادگيرنده

  • ریشه واژه یادگیری، کلمه هند و اروپایی است که به معنای شیار انداختن یا دنبال کردن است.
  • يادگيری سازمانی و سازمان يادگيرنده، به عنوان توانمند‌سازی سازمان در كسب بينش و درک و تجربه از طريق آزمايش و تجربه‌، مشاهده و تجزيه و تمايلی برای ارزيابی شكست ها و موفقيت ها قلمداد می شوند.
  • يادگيری سازمانی به مفهوم يادگيری افراد و گروه ها در درون سازمان است؛ ولی در سازمان يادگيرنده، يادگيری سازمان به عنوان يک سيستم كلی مطرح است. در كل، سازمان يادگيرنده، حاصل يادگيری سازمانی است.
  • سازمان یادگیرنده سازمانی است که تمامی قدرت فکری، دانش و تجربه سازمان را برای ایجاد تغییرات و بهبود مستمر، در جهت توسعه در اختیار گرفته و بر آن مدیریت می ‎کند.

دیگر تعاریف…

  • یادگیری سازمانی عبارت است از تمامی روش ها، ساز و کارها و فرایندهایی که در درون سازمان به منظور تحقق یادگیری، به کارگرفته می‎ شوند.
  • سازمان يادگيرنده، سازمانی است كه در آن، اعضاء به طور مستمر، خود را در جهت تحقق هدف ها و آمالی كه واقعاً در پی آنند، توسعه می دهند.
  • يادگيری سازمانی، فرايند كشف و اصلاح خطاهاست.
  • يادگيری سازمانی فرآيند كسب دانش، توزيع اطلاعات، تفسير اطلاعات و حافظه سازمانی می باشد كه در شرايط تغيير، به طور موفقيت آميزی خود را تطبيق می دهد. در اين زمينه، چالش، انجام دادن برای يادگيری و يادگيری برای انجام دادن می باشد.
  • يادگيری سازمانی، اشاره به مجموعه ای از فرآيندهايی دارد كه منجر به اقدامات مديريتی و آموزشی می شود و بنابراين می تواند برای ايجاد سازمان يادگيرنده، استفاده شود.
  • کسب و کاربرد دانش، مهارت ها، ارزش ها، عقاید و نگرش های بهبود بخش در جهت نگهداری، رشد و توسعه سازمان.

ویژگی های فرایند یادگیری سازمانی

  • تغییر در دانش سازمانی
  • افزایش محدوده‎های ممکن
  • تغییر در ذهنیت افراد

تفاوت سازمان يادگيرنده و يادگيری سازمانی

  • يادگيری سازمانی، مفهومی است كه برای توصيف انواع خاصی از فعاليت هايی كه در سازمان جريان دارد، به كار گرفته می شود.
  • سازمان يادگيرنده به نوع خاصی از سازمان اشاره می كند. به عبارت ديگر، بايد گفت، سازمان يادگيرنده، حاصل يادگيری سازمانی است.

وجه تمايزی بين سازمان يادگيرنده را به عنوان توانمندسازی در كسب بينش و درک از تجربه از طريق آزمايش و تجربه و يک تمايلی برای ارزيابی شكست ها و موفقيت ها می داند.

اهداف سازمان يادگيرنده

  • خلق عملكرد برتر
  • توسعه كيفيت
  • ايجاد تعهد رقابتی
  • اصلاح و بهبود قدرت سازگار
  • تعهد بخشيدن به نيروی كار
  • بهبود كيفيت تصميم گيری
  • درک وابستگی های درونی
  • ايجاد پلی بين كار و خلاقيت

ويژگی های سازمان يادگيرنده

  • سازمانی است كه در آن، يادگيری نياز هميشگی كليه كاركنان تلقی می شود.
  • تاكيد بر يادگيری، چگونه يادگرفتن و جذب و توزيع دانش‌، خلق و توليد اطلاعات و دانش جديد و مورد نياز دارد.
  • در سازمان های يادگيرنده، اطلاعات در تمامی سطوح سازمانی به طور روان، جريان دارد.
  • يادگيری در سه سطح فردی، گروهی و كل سازمان تحقق می يابد.
  • فضای آرمان طلبی و نوآوری، تشويق می شود.
  • كاركنان به طور مستمر، قابليت های خود را در مسير تحقق اهداف مشترک فردی و سازمانی گسترش می دهند.
  • مديريت مشاركتی در سازمان حاكم است.
  • ارتباطات تسهيل می شوند.
  • ‌اعضای سازمان آموخته اند كه چگونه به طور دسته جمعی ياد گيرند.
  • ‌تمامی كاركنان به مشتريان، عوامل محيطی و حتی رقبا، به عنوان منابع اطلاعات می نگرند.

دیگر ویژگی ها…

  • آموخته ها، به سرعت وارد فرآيندهای عملياتی می شوند و موجب ارتقای سطح كمی و كيفی عملكرد ها می گردند.
  • ضروری ترين سرمايه گذاری در توسعه نيروی انسانی است.
  • تجربه و علم را با هم به‌كار می گيرد.
  • با مشكلات نامأنوس است و به آن ها خو نمی گيرد.
  • از الگوی ذهنی پوينده ای برخوردار است.
  • سيستم پاداش چندگانه دارد.
  • بين بينش و رهبری، رابطه وجود دارد.
  • علت مشكلات را در خود جستجو می كند. اغلب انسان ها تمايل دارند كه مشكلات و شكست های خود را به عوامل خارجی و غيرقابل كنترل نسبت داده و موفقيت‌ ها را حاصل تلاش و عملكرد خود بدانند. چنين انسان هايی هيچگاه ارزيابی دولتی از خود نداشته و ضعف های خود را نمی شناسند.

انواع يادگيری سازمانی

  1. يادگيری تک حلقه ای: يادگيری تک حلقه ای، زمانی اتفاق می افتد كه در بستر هدف ها و سياست های جاری سازمان، خطاها كشف و اصلاح شوند.
  2. يادگيری دو حلقه ای: يادگيری دو حلقه ای، زمانی اتفاق می افتد كه سازمان خطاها را كشف و اصلاح می كند و هنجارها، رويه ها، سياست ها و هدف های موجود را زير سؤال می برد و به تعديل و اصلاح آن ها می پردازد.
  3. يادگيری سه حلقه ای (يادگيری ثانويه): زمانی اتفاق می افتد كه سازمان ها ياد بگيرند چگونه يادگيری تک حلقه ای و دو حلقه ای را اجرا كنند. به عبارت ديگر، يادگيری سه حلقه ای توانايی يادگرفتن درباره يادگيری است. دو فرم يادگيری اوليه صورت نمی گيرد، اگر سازمان ها آگاه نباشند كه يادگيری بايد اتفاق بيفتد. اين بدان معنی است كه آگاهي از سبک ها و فرآيندها و ساختارهای يادگيری، پيش نياز ارتقای يادگيری است. از يادگيری سه حلقه ای به عنوان «فرا يادگيری» نيز نام برده اند؛ در اين سطح سازمان ها ياد می گيرند كه چگونه ياد بگيرند.

چگونگی ايجاد سازمان يادگيرنده

  1. اطلاعات جمع آوری شده، تجزيه و تحليل شده و حقايق جديدی را توليد كند.
  2. حقايق پذيرفته شده و به نتايج جدی نائل شود.
  3. شرايط تغيير درک شود و پارادايم های جديد توسعه يابد.
  4. درک و فهم متضمن تكنولوژی جديد شوند.
  5. كسب حقايق جديد يا افزايش تجربه شامل عقايد و نگرش ها شود.
  6. دانش از طريق ارتباطات‌، آموزش‌، گفت و گو و تربيت انتقال داده شود.

ايجاد يک سازمان يادگيرنده

دورنمای تمام سازمان های يادگيرنده، رسيدن به موفقيت مطلوب و ايده آل است؛ بنابراين برای چنين سازمان هايی موارد زير ضروری است.

  – شناخت هدف:

اولين گام در راه ايجاد سازمان يادگيرنده، شناخت هدف است؛ چون هر گونه اقدام عملی قبل از شناخت هدف، منجر به شكست خواهد شد.

هدف عبارت است از يک بينش مشترک در بين افراد سازمان كه در همه سطوح نمايان می شود و مديريت عالی سازمان، مسئول اطمينان يافتن از وجود توسعه آن است.

  – وجود رهبران انديشمند:

وجود رهبران انديشمند در سازمان يادگيرنده، از آن جهت اهميت دارد كه بدون يک رهبر متعهد به يادگيری، سازمان هرگز موفق نخواهد بود. در سازمان های يادگيرنده، برای دستيابی به آنچه كه مورد توافق همگان است، به رهبری خردمند و تحول آفرين نياز است. از آنجا كه سازمان يادگيرنده سازمانی است دانش آفرين و خلاق، بنابراين رهبر بايد به گونه ای عمل كند كه در درون سازمان اين خلاقيت ايجاد شود.

  – وجود كاركنان يادگيرنده و خلاق:

شرط لازم سازمان های يادگيرنده، كاركنان و مديران يادگيرنده است. در سازمان های يادگيرنده، افراد بايد به توانايی های خود، وقوف كامل داشته باشند و آن ها را توسعه و بهبود بخشند.

  – تفويض اختيار به كاركنان و آموزش آن ها:

در سازمان های يادگيرنده، اختيارات به ميزان زيادی به افراد واگذار می شود و به افراد احترام گذاشته می شود و نسبت به آن ها، اعتماد كامل وجود دارد. همچنين فضايی برای پيشرفت آن ها فراهم می شود و بر اساس توانايی فرد و استعداد او به يادگيری و رشد، او را برمی گزينند و آموزش می دهند. اين سازمان ها در زمينه آموزش سرمايه گذاری سنگين می نمايند.

آموزش كاركنان برای درک نوع فعاليت ها و تفويض اختيار به آن ها جهت تصميم گيری، باعث می شود كه افراد سازمان احساس نوعی مالكيت بكنند و از كار كردن در سازمان، بر خود ببالند. سازمان يادگيرنده موجب می شود كه مسئوليت فرد در برابر سازمان افزايش يابد و از نظر عواطف و احساسات در وضعی قرار گيرد كه جهت تامين هدف های مورد نظر از هيچ كوششی فروگذار نكنند و با هر مشكلی دست و پنجه نرم كنند.

  – مشاركت كامل در اطلاعات:

داده های رسمی درباره بودجه، سود و هزينه ها در اختيار افراد قرار می گيرد. هر شخص آزادی عمل دارد تا با ساير افراد در درون سازمان، اطلاعاتی را رد و بدل كند.

  – برخورداری از يک الگوی پوينده:

سازمان يادگيرنده بايد به ساز و كارهايی مجهز باشد تا الگوهای ذهنی خود را نسبت به مسايل شناسايی كرده و آن ها را دائماً مورد ارزيابی و سنجش قرار دهد.

بنابراين برای اينكه سازمان ها موفق باشند، لازم است الگوهای ذهنی واقع بينانه ای داشته باشند؛ با اطلاعات، آن ها را به روز درآورند و بكوشند تا پويايی و انعطاف آن ها همواره حفظ شود.

  – به كارگيری علم و تجربه:

سازمان يادگيرنده تركيبی از علم و تجربه را مورد استفاده قرار می دهد تا به كمک اين دو، تصميم های بهتری بگيرد؛ زيرا استفاده از دانش در تصميم گيری های سازمانی، سرعت، دقت و هزينه های كمتری را به سازمان ارزانی می دارد و به كارگيری تجربه ها، تصميمات اتخاذ شده را واقع بينانه و هماهنگ با محيط های مؤثر بر سازمان می كند. در سازمان های يادگيرنده، آنچه كه برای يادگيری لازم است، علم و تجربه است و از تجربه، در به كار گيری يافته های گذشته استفاده می شود.

در اين سازمان ها افراد بايد به كمک دانش و تخصص خود، گزينه های موفق را برای آينده برآورد كنند و با بهره گيری از تجربه، به تصميمی منطقی و خردمندانه دست يابند.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر