کارکنانی که هوش معنوی بالا دارندReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Apr 7Rating: 5.0کارکنانی که هوش معنوی بالا دارندهوش معنوی در محیط کار و زندگی نیز وجود دارد، اما موانع  ممکن است که جلوی رشد و شکوفایی آن را بگیرد. یکی از موانعی که بر سر راه توسعه هوش معنوی وجود دارد این است که، متأسفانه تا کنون چنین آموخته شده که ما تمایل داریم هوش معنوی را تصادفا بیاموزیم و حتی در سطحی کم عمق.

در این مقاله از اکسیر قصد داریم بپردازیم به ویژگی های کارکنانی که هوش معنوی بالا دارند؛ با ما در ادامه همراه باشید…

خصوصیات کارکنانی که هوش معنوی بالا دارند

  • آن ها هرگز فاقد حس خود‌شناسی نيستند و می دانند كه جنسيت، ملّيت، اعتقادات، مانند برچسب هستند و آنچه من هستم، نيستند.
  • هرگز ديگران را برای چيزی سرزنش نمی كنند و هميشه مسئوليت اعمالشان را می پذيرند. چيزی را برای از دست دادن ندارند. درک كرده‌ اند كه نمی توانند مالک هر چيزی باشند و برای اينكه حس خوبی درباره خودشان داشته باشند، نيازی به تأييد ديگران ندارند.
  • از همه وابستگی ها آزادند و در درون خود، احساس اطمينان ايجاد می كنند. احساس آن ها از اطمينان مبتنی بر توانايی هايشان، نقاط قوّت، استعدادها و شايستگی های ذاتی است. به عنوان يک انسان، چيزی كه آن ها می دهند، بر مبنای چيزی نيست كه ديگران به آن ها می دهند.
  • دوست دارند به ديگران خدمت كنند و دريافته‌ اند كه تنها راه برای توسعه توانايی های شخصيشان، استفاده از آن ها در خدمت به ديگران است. ارتباط خوبی با ارباب رجوع برقرار می كنند.

ویژگی های دیگر این افراد…

  • هرگز به سبب تغييرات جهان پيرامون خود، مضطرب نمی شوند؛ زيرا آن را چيزی طبيعی می دانند و در برابر تغييرات سازمانی، مقاومت نمی كنند.
  • دريافته‌ اند آنچه که در جهان بيرون جست‌وجو می كنند (آرامش، عشق، خشنودی، رضايت)، در درون آن هاست و می توانند هيچ وقت آن را از دست ندهند.
  • كار را به عنوان يک وسيله خلاقيّت، ابراز خود و يادگيری می بينند و پول را يک پاداش دوم به شمار می آورند.
  • ديگران را به ­عنوان انسان‌ هايی می بينند كه دارای قوت‌، ضعف‌، نياز، ملاحظات و خواسته‌ هايی هستند. ارتباطات غالباً قبل از وظيفه می آيد.
  • به داشتن يک زندگی آرام مورقی دارند و آن را فرصتی برای ايفای نقش و خلاقيّت می دانند.

کاربرد هوش معنوی در محیط کار

هوش معنوی در محیط کار و زندگی نیز وجود دارد، اما موانع  ممکن است که جلوی رشد و شکوفایی آن را بگیرد. یکی از موانعی که بر سر راه توسعه هوش معنوی وجود دارد این است که، متأسفانه تا کنون چنین آموخته شده که ما تمایل داریم هوش معنوی را تصادفا بیاموزیم و حتی در سطحی کم عمق.

هوش معنوی کارکنان

در بسیاری از زمینه‌ های کاری و زندگی، هوش معنوی کاربرد دارد، که سه تای آن ها از همه مهم‌ تر است:

  1. برقراری ثبات در زندگی
  2. تحول در ارتباطات افراد
  3. ارتقاء کیفیت مدیریت

اغلب آموخته ایم که باور کنیم موجودات فیزیکی و مادی هستیم و در نتیجه، طبیعتاً معتقد می‌شویم که امنیت زندگی ما بر اساس اجزای مادی و فیزیکی مثل پول و ثروت و دارایی و… است که به شغل ما بستگی دارد. در واقع این مجموعه ذهنی و مادی، احساس ناامنی ایجاد می‌ کند؛ چنان که هر شخص می‌ داند که شغل و ثروت و پول می آید و می رود و ما کنترل اندکی بر آن ها داریم و این ناامنی ترس را تعمیم می‌ دهد و موجب استرس می‌ شود که بر روابط در محل کار تاثیرگذار است. توسعه هوشیاری معنوی آگاهی عمیق از مجموعه استعدادهای جدا نشدنی است.

  – اعتقادات مایک جورج:

به عقیده «مایک جورج» که مدرس دوره‌ های هوش معنوی جهت بهبود مهارت‌ های مدیریت و رهبری است، هوش معنوی لازم است برای:

  • یافتن و به کارگیری عمیق‌ ترین منابع درونی که قابلیت توجه و قدرت تحمل و تطابق با سایرین را به ما می‌ دهد.
  • ایجاد احساس هویت فردی روشن و باثبات در محیط روابط کاری متغیر
  • توانایی درک معنای واقعی رویدادها و حوادث و قابلیت معنادار کردن کار
  • شناسایی و همسو‌سازی ارزش‌ ها با احساس هدفی روشن
  • زندگی کردن با این ارزش‌ ها و بدون سازش‌ پذیری که منجر به حس انسجام می‌ شود
  • درک این که نفس کجا و چگونه مانع از کارهای بالا می‌ شود؛ یعنی درک و اثرگذاری بر علت حقیقی

یکی از پیامدهای ایجاد و تمرین هوش معنوی، توانایی حفظ آرامش و تمرکز در مواجهه با بحران و آشوب، گرایشی فداکارانه و عاری از خودخواهی نسبت به سایرین و دیدگاه روشن‌ تر و آرام‌ تر نسبت به زندگی است. با وجود این که بسیاری افراد تصور می‌ کنند هیچ چیز معنوی در کار یا محیط کاری وجود ندارد، حوزه‌ های بسیاری در زندگی کاری وجود دارند که می‌ توان هوش معنوی را در آن ها به کار گرفت.

نتیجه گیری

چنان‌ كه گذشت، هوش معنوی مفاهيم معنويت و هوش را در يک سازه جديدتر با هم تركيب می كند و به انسان اين فرصت را می دهد كه در مقابل واقعيت‌ های مادی و معنوی حسّاس باشد و تعالی را هر روز در لابه‌لای اشيا، مكان‌ها، ارتباطات و نقش‌ ها دنبال كند. هوش معنوی با زندگی درونی ذهن و نفس و ارتباط آن با جهان، رابطه دارد و شامل ظرفيت مهم فهم عميق سؤالات وجودی و بينش نسبت به سطوح چندگانه هوشياری می شود.

آگاهی از نفس، زمينه و بستر بودن يا نيروی زندگی تكاملی خلّاق را در بر می گيرد. هوش معنوی به شكل هشياری ظاهر می شود و به شكل آگاهی، هميشه در حال رشد ماده، زندگی، بدن، ذهن، نفس و روح درمی آيد. بنابراين، هوش معنوی چيزی بيش از توانايی ذهنی فردی است و فرد را به ماورا فرد و به روح، مرتبط می كند. علاوه بر اين، هوش معنوی فراتر از رشد روان‌ شناختی متعارف است.

 

منابع فارسی:

غباری بناب، باقر و محمد سليمي، ليلا سليماني و ثنا نوري مقدم. (1386)”هوش معنوي”، انديشۀ نوين دينی، سال سوم، ش دهم، ص 147 ـ 125.

نرگسيان، عباس، 1386 “رهبري معنوي در سازمان‌هاي معاصر”، تدبير، ش 188

منابع لاتین:

Vaughan.f, (1998), spiritual development: outcomes and indicators, Retrieved on May 10, 2003 from http://www.csp.org/development/docs/vaughan-spiritual .

Noble, K.D. (2001). Riding the Wind horse: Spiritual Intelligence and the Growth of the Self. Cresskill, NJ: Hampton Press.

مشاوره تلفنی مرکز مشاوره اکسیر