Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینیاختلالات بالینیاختلالات بالینی بزرگ‌سالاختلالات بالینی کودکاناختلالات بالینی نوجواناناعتیادتست‌های روان‌شناسیتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدسته‌بندی نشدهروان‌شناسی اجتماعیروانشناسی اجتماعیروانشناسی پیریروانشناسی تبلیغاتروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروان‌شناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروان‌شناسی فردیروان‌شناسی کودکروانشناسی محیطیروان‌شناسی نوجوانروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویزبان بدنشخصیت شناسیعشق، جوانان و ازدواجعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریفرزندپروریکارگاه های روانشناسیکودک و نوجوانگالری عکسگفتاردرمانی کودکانمثبت اندیشیمدیریت منابع انسانیمشاوره خانواده و بزرگ‌سالمشاوره و روان‌شناسی کودکمشاوره و روان‌شناسی نوجوانموفقیتنماشای اکسیر
No more posts

مقالات اکسیر

اختلال-خوردن-نوجوانان.jpg
اسفند ۱۲, ۱۳۹۷

اختلال خوردن، یک نوع اختلال روانی شایع در بین نوجوانان امروزی است که فرد مبتلا را دچار عدم ثبات در رژیم غذایی (بی‌اشتهایی عصبی یا پرخوری عصبی) می‌کند. شبکه‌های اجتماعی، مجلات و آگهی‌های بازرگانی این پیام را ارسال می‌کنند که شکل ایده‌ آل بدن، لاغری است. بسیاری از نوجوانانی که اختلال خوردن دارند برای لاغر شدن اقدام به رفتارهای خطرناکی مانند رژیم غذایی سخت یا ورزش بیش‌ازحد می‌کنند. فشار برای لاغر شدن بیش‌ازحد تأثیر جدی و منفی بر سلامت نوجوانان دارد. تحقیقات نشان می‌دهند که حدود ۱ تا ۲ درصد از نوجوانان، مبتلابه اختلالات خوردن می‌شوند. اختلالات خوردن معمولاً در سن ۱۲ سالگی آغاز می‌شوند. در اینجا انواع اختلالات خوردن که معمولاً در نوجوانان یافت می‌شود، موردبررسی قرارگرفته است.

اختلال خوردن – بی‌اشتهایی عصبی

اختلال خوردن در نوجوانان مبتلا به بی اشتهایی عصبی باعث می‌شود که آنان تصور کنند اضافه وزن دارند. آن‌ها برای محدود کردن مصرف مواد غذایی خود، وسواس زیادی به خرج می‌دهند و در طول روز بارها و بارها خود را وزن می‌کنند و فقط میزان بسیار کمی غذا می‌خورند. برخی از نوجوانان مبتلابه بی‌اشتهایی -عصبی نیز به‌صورت وسواس گونه‌ای ورزش می‌کنند. آن‌ها ممکن است برای جلوگیری از افزایش وزنشان ساعت‌ها ورزش کنند. نوجوانان مبتلابه اختلال خوردن (بی‌اشتهایی عصبی) مشکلات جدی سلامت، مانند نازک شدن استخوان‌ها، فشارخون پایین و آسیب به قلب و مغز را تجربه می‌کنند که در موارد شدید، عواقب آن می‌تواند کشنده باشد.

اختلال بی اشتهایی عصبی در نوجوانان
بی اشتهایی عصبی

اختلال پرخوری

نوجوان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی رفتار پرخوری را نشان می‌دهد. ممکن است نوجوانان با اختلال خوردن (پرخوری)، مقادیر زیادی از غذا را در یک زمان بخورند، اما بعدازآن پاک‌سازی نمی‌کنند. بیشتر نوجوانان مبتلابه اختلال پرخوری، اضافه‌ وزن دارند. نوجوانانی که پرخوری می‌کنند احتمال ابتلا به فشارخون بالا و بیماری‌های قلبی و عروقی در آنان بیشتر است. بسیاری از آن‌ها احساس گناه و شرم در مورد عادت‌های غذایی خود را تجربه می‌کنند. آن‌ها تمایل دارند عادات غذا خوردن خود را تا حد ممکن پنهان کنند. شما ممکن است مقادیر زیاد مواد غذایی را از گم کنید یا غذاهای پنهانی در اتاق نوجوانتان پیدا کنید.

پرخوری عصبی

نوجوان مبتلابه پرخوری عصبی، رفتارهای پرخوری را نشان می‌دهد؛ ممکن است نوجوان مبتلا به اختلال- خوردن، در یک وعده، غذایی به‌اندازه چندین روز را بخورد. برای اینکه پرخوری بیش‌ازاندازه خود را جبران کند، رفتارهای مخربی انجام می‌دهد ازجمله: خود را وادار به استفراغ می‌کند یا از ملین‌ها استفاده بیش‌ازحد می‌کند؛ که به این‌گونه رفتارها پاک‌سازی می‌گویند. نوجوانان مبتلا به پرخوری عصبی احتمالاً وزن متوسط یا کمی بالاتر از حد متوسط را حفظ می‌کنند؛ مانند مبتلایان به بی‌اشتهایی عصبی، نگرانی‌هایی درباره سایز و اندازه خود دارند. آن‌ها ممكن است در مورد پرخوری و پاک‌سازی آن احساس خجالت كنند و احتمالاً رفتار خود را پنهان خواهند کرد. چرخه پرخوری- پاک‌سازی ممکن است چندین بار در روز و یا چند بار در هفته، بسته به‌شدت عمل، رخ دهد. علائم پرخوری عصبی ممکن است شامل کاهش شدید آب بدن، عدم تعادل الکترولیتی، دندان‌های پوسیده و مشکلات دستگاه گوارش باشد.

اختلالات خوردن نامشخص

اگر عادت غذا خوردن نوجوان یا رفتار مربوط به غذا موجب ناراحتی یا اختلال شدید شود، اما هنوز معیارهای اختلالات خوردن را در برنگیرد، ممکن است اختلال خوردن باشد. محدودیت‌های غذایی شدید، خوردن بیش‌ازحد در شب، پاک‌سازی بدون پرخوری، فقط نمونه‌هایی از دیگر اختلالات خوردن هستند.

کمک به نوجوان مبتلابه اختلال خوردن

اگر شما نوجوانی دارید که مشکوک به یکی از انواع اختلال خوردن است هرچه سریع‌تر به متخصص روانشناس مراجعه کنید و برای درمان آن اقدام نمایید. اختلالات خوردن، باعث ایجاد امراض جدی و حاد جسمانی در فرزندتان می‌شود و مرگبارترین اختلال سلامت روان به حساب می‌آیند. با متخصص روانشناس درباره نگرانی‌های خود صحبت کرده و گزینه‌های درمان را بررسی کنید. درمان اختلال خوردن ممکن است شامل درمان فردی یا خانواده‌درمانی باشد.

برای تشخیص اختلال خوردن در خود می‌توانید از تست آنلاین اختلال خوردن استفاده کنید.


مقاله مرتبط: اختلال خوردن چیست؟

مقاله مرتبطحقایقی درباره اختلالات خوردن


منبع: Verywellmind


چالش-های-نوجوانی.jpg
اسفند ۱۱, ۱۳۹۷

درحالی‌که تعریف نوجوانی می‌تواند از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشد، به‌طورکلی پذیرفته‌شده است که زمان منسوب به دوران نوجوانی، دوره بین کودکی و بزرگ‌سالی است. جرالد و جرالد (۲۰۰۶) توضیح می‌دهند که «نوجوانی، دوره‌ای در زندگی فرد است که از وابستگی به والدین به سمت استقلال، خودمختاری و بلوغ حرکت می‌کند». این فرد از گروه خانوادگی که نظام اجتماعی اصلی آن‌ها است، به‌سوی گروه همسالان که جذابیت بیشتری دارد، حرکت می‌کند و نقش خانواده کمتر می‌شود و درنهایت منجر به استقلال فرد به‌عنوان بزرگ‌سال خواهد شد.

نوجوانی دوره‌ای است که بخش‌های عمده‌ای از زندگی فرد را گسترش می‌دهد. بااین‌حال، هر نوجوانی تغییرات و رشد فردی را با سرعت متفاوتی تجربه می‌کند، برخی از آن‌ها سریع‌تر و برخی آهسته‌تر از دیگران از این مرحله گذر می‌کنند. برخی از نوجوانان، خانواده حمایت‌کننده‌ای دارند، ولی بعضی از آن‌ها با این دوران سخت و دلهره‌آور زندگی خود به‌تنهایی روبه‌رو می‌شوند. برخی نوجوانان ممکن است در خانواده‌ای باشند که ازنظر احساسی از آن‌ها دور هستند بنابراین نوجوان احساس می‌کند که در میان جمع تنها است. هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که برای هر فردی که در زندگی خود با تغییرات زیستی، شناختی، روان‌شناختی، اجتماعی، اخلاقی و معنوی روبه‌رو است، این دوران هم می‌تواند هیجان‌انگیز و هم می‌تواند ترسناک باشد. با افزایش استقلال، آزادی افزایش می‌آید و با آزادی، مسئولیت به وجود می‌آید. نگرش‌ها و رفتار تغییر می‌کنند و اعضای خانواده اغلب احساس می‌کنند که ناگهان با یک فرد غریبه زندگی می‌کنند.

چالش‌های زیستی

چالش‌های بیولوژیکی، تغییراتی هستند که به خاطر انتشار هورمون‌های جنسی رخ می‌دهند که احساسات را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهند. تغییرات خلقی اتفاق می‌افتد که می‌تواند بر روابط در خانه با والدین و خواهرها و برادرها و روابط اجتماعی و یا مدرسه تأثیر گذارد.

چالش تغیییرات بیولوژیکی
تغییرات خلقی نوجوانی

چالش‌های شناختی

پیاژه در تئوری رشد اجتماعی خود اعتقاد دارد که دوران بلوغ زمانی است که شناخت کودک از “عملیات عینی” به “عملیات‌ صوری” تکامل و رشد پیدا می‌کند. بنابراین آن‌ها قادرند با ایده‌ها، مفاهیم و نظریه‌های انتزاعی روبه‌رو شوند. بااین‌حال طول می‌کشد اعتمادبه‌نفس با استفاده از این مهارت‌های تازه به‌دست‌آمده، ساخته شود و ممکن است در قضاوت اشتباه کنند. نوجوانان خودمحور هستند، آن‌ها می‌توانند خودخواه باشند و به این فکر کنند که دیگران آن‌ها را تحت نظر دارند، در زمان‌های دیگر طوری رفتار می‌کنند که انگار روی صحنه قرار دارند و برای مخاطبان غیرواقعی اجرا می‌کنند. نوجوانان در دنیای خصوصی خود زندگی می‌کنند، جایی که ممکن است فکر کنند آن‌ها شکست‌ناپذیر هستند و نمی‌توانند آسیب ببینند. بااین‌حال، این نیز می‌تواند به این دلیل باشد که در سن و سال آن‌ها، مجبور به مواجه با مرگ‌های زیادی نشده‌اند و فانی بودن روح انسان برای آن‌ها هنوز یک واقعیت نیست. این بخشی از فرآیند پیچیده تبدیل‌شدن به یک فرد جداگانه و منحصربه‌فرد است. متأسفانه، این عقاید می‌تواند آن‌ها را به این باور برساند که هیچ‌کس قادر به درک آن‌ها نیست یا نمی‌توانند درک کنند که آن‌ها چه احساسی دارند. این جنبه می‌تواند مفهوم مهمی برای مشاوران داشته باشد.

چالش‌های روان‌شناختی

چالش‌های روان‌شناختی که نوجوانان باید با آن کنار بیایند، از کودکی به بزرگ‌سالی در حال جابه‌جا شدن است. فرد جدیدی پدیدار می‌شود، قوانین تغییر خواهند کرد، ممکن است مسئولیت‌های بیشتری بر روی دوش او قرار بگیرد تا استاندارد معینی از رفتارهایی در حال حاضر موردنیاز است، حفظ شود. در طول دوران نوجوانی، فرآیند تفرد رخ می‌دهد که شامل رشد استقلال نسبی از روابط خانوادگی و ارتباط ضعیف با افرادی است که قبلاً برای فرد مهم بوده‌اند، همراه با افزایش ظرفیت و انتظارات اجتماعی که آن‌ها را عنوان عضوی کاربردی از جامعه بزرگ‌سالان در نظر می‌گیرند. ازآنجاکه نوجوانان به سفر به کشف خود ادامه می‌دهند، آن‌ها پیوسته باید با تجربیات جدید خود، همچنین تغییرات دیگری که ازلحاظ زیستی و اجتماعی برای آن‌ها اتفاق می‌افتد، سازگار شوند؛ که این موضوع می‌تواند باعث افزایش استرس و اضطراب وی شود؛ بنابراین تعجب‌آور نیست که نوجوانان می‌توانند تحمل کمتری برای تغییر داشته باشند؛ ازاین‌رو برای آن‌ها تعدیل رفتارهایی که گاهی اوقات توسط نوسانات خلقی نامناسب و طغیان خشم نمایش داده می‌شوند، دشوارتر است.

مشاوران و روانشناسان می‌توانند به نوجوان و والدین کمک کنند تا این دوران را به‌راحتی پشت سر بگذارند. آن‌ها با آموزش مهارت‌ها به والدین و نوجوان کمک می‌کنند تا آگاهی خود را درباره این دوران افزایش داده و با آمادگی بیشتری با مشکلات احتمالی روبه‌رو شوند.


مقاله مرتبط: مشکلات اجتماعی و عاطفی دوران نوجوانی


منبع: Counsellingconnection


شکایت-بیشتر-دختران-نوجوان.jpg
اسفند ۷, ۱۳۹۷

استرس ناشی از تکالیف مدرسه و عزت‌نفس پایین می‌تواند باعث شود که دختران نسبت به پسران، شکایات سلامتی بیشتری داشته باشند. یک مطالعه نروژی نشان داد که نارضایتی از بدن، کم‌تر از میزان پیش‌بینی‌شده در این موضوع دخالت دارد. دختران در کلاس‌های هشتم و دهم نسبت به همکلاسی‌های پسر خود مشکلات سلامتی بیشتری دارند. چه چیزی بیشتر دختران را آزار می‌دهد؟ محققان در کالج دانشگاهی جنوب شرقی نروژ و دانشگاه برگن برای کشف این موضوع با هم همکاری کردند و از نتیجه آن شگفت‌زده شدند. آن‌ها تصور می‌کردند که فشار اجتماعی و همسالان که آن‌ها را مجبور به رسیدن به استانداردهای خاص جسمانی می‌کند، یکی از عوامل کلیدی است؛ متوجه شدند که عوامل دیگر، مهم‌تر هستند. عوامل مهم دیگر و نتایج آن‌ها در مجله بهداشت عمومی اسکاندیناوی منتشرشده است که در قسمت پایین به آن اشاره می‌کنیم.

از هر سه نفر یک نفر مبتلابه سردرد

شکایات سلامتی آن‌ها جسمی یا روانی است، صرف‌نظر از اینکه آیا تشخیص گرفته باشند یا خیر. این شکایت‌ها می‌تواند کیفیت زندگی را کاهش داده و منجر به غیبت و دوری از مدرسه شود. از هر سه دختر، یکی از آن‌ها حداقل یک‌بار در هفته دچار سردرد می‌شوند. مطالعات دیگر نشان داده‌اند که در کل دخترها بیشتر از پسران درجاهای مختلف بدنشان درد دارند. این مطالعه بر روی ۷۵۰ نوجوان در نروژ انجام شد.

عدم رضایت از بدن

محققان پیش‌بینی کرده‌اند که تفاوت‌ها در این زمینه بین دختران و پسران، می‌تواند به بدن‌های بلند و باریک که در حال حاضر ایده آل برای نوجوانان و زنان است، نسبت داده شود. ازآنجایی‌که رسیدن به این استاندارد، سخت و غیرممکن است به همین دلیل بسیاری از زنان از بدن خود ناراضی هستند. اما این مسئله به‌عنوان مسئله اصلی تائید نشد. یکی از نویسندگان این مطالعه، پروفسور استیفن تورپ در دانشگاه جنوب شرقی نروژ می‌گوید: « بسیاری از دختران استرس بیشتری در مدرسه تجربه می‌کنند و عزت‌نفس پایینی دارند و این‌ها دلایل واضح و روشنی هستند».

اولین نویسنده این تحقیق، فیونا آنسن، می‌گوید که «عزت‌نفس این است که خود را به‌عنوان یک فرد خوب بدانیم و حس ارزشمندی ذاتی خود را داشته باشیم. عزت‌نفس فراتر از اعتمادبه‌نفس است که مستلزم داشتن اعتماد به خود در مهارت‌ها است ».«واضح است که اعتمادبه‌نفس با تصویر بدن و ظاهر نوجوان در ارتباط است. بنابراین می‌تواند برخی از یافته‌های این مطالعه را توضیح دهد». استفان تورپ می‌گوید: «بسیاری از افرادی که عزت‌نفس پایینی دارند نیز احساسات منفی بیشتری نسبت به بدنشان دارند».

استرس تکالیف مدرسه

شدت بیشتر تکالیف مدرسه در دختران
استرس تکالیف مدرسه دختران

بسیاری از نوجوانانی که شکایات سلامتی داشتند از عزت‌نفس پایین برخوردار بودند یا به خاطر خواسته‌های مدرسه تحت‌فشار قرار داشتند. نوجوانانی که استرس ناشی از تکالیف مدرسه در سن ۱۴ سالگی داشتند، در سن ۱۶ سالگی  شکایات سلامتی بیشتری نسبت به بقیه گزارش دادند. این موضوع به‌خصوص برای دختران وجود داشت. تورپ می‌گوید:«متناقض است، با توجه به اینکه دختران معمولاً در مدرسه بهتر از پسران عمل می‌کنند. اما دختران می‌توانند انتظارات بالاتری از خود برای رسیدن به نمرات خوب داشته باشند و تحصیلات خود را جدی‌تر از پسران انجام دهند». دختران و پسران،  کلاس هشتم را بیشتر از دهم استرس‌زا می‌دانند، اما دختران فشار بیشتری را احساس می‌کنند. استفان تورپ می‌گوید: « آزاردهنده است که خواسته‌های مدرسه می‌تواند برای سلامتی دختران زیان‌آور باشد».

عزت‌نفس پایین

محققان فکر می‌کنند که عزت‌نفس پایین در حدود نیمی از تفاوت جنسیت در شکایات سلامتی بین نوجوانان ۱۶ ساله را توضیح می‌دهد. استرس مربوط به تکالیف مدرسه و نمرات، تأثیر کمتری درزمینهٔ جنسیتی دارد. فیونا آنسن معتقد است تقصیر خود دختران است که توقع زیاد از خود دارند یا بیشتر این مشکل می‌تواند به دلیل والدینی باشد که انتظارات بالایی از دخترانشان دارند. تحقیقات دیگر نشان داده‌ است که دختران جدی‌تر از پسران به مدرسه می‌روند. همچنین، آن‌ها در این سن بالغ‌تر از پسران هستند. تورپ می‌گوید«والدین باید فکر کنند که دخترانشان را مسئولیت‌پذیرتر از پسران تربیت می‌کنند، زیرا به نظر می‌رسد که پسرها بیشتر در مورد خواسته‌های مدرسه بی‌تفاوت هستند. هم‌چنین پسران نسبت به استانداردهای بدن بی‌خیال و بی‌تفاوت‌اند».

نه نفر از هر ده دختر

دختران در مورد بدن خود معمولاً ناراضی‌تر از پسران در این سن هستند. در حقیقت، نه نفر از ده دختر در سن ۱۶ سالگی دوست دارند کاری در مورد بدن و ظاهر خود انجام دهند. نیمی از آن‌ها دوست دارند وزن کم کنند. در مقایسه، شش تا از ده پسر می‌خواستند بدنشان را تغییر دهند. آیا ممکن است فشار برای داشتن بدن مناسب نقش غیرمستقیم داشته باشد؟ دختران از ظاهر خود ناراضی هستند و آیا این چیزی است که عزت‌نفس آن‌ها را پایین می‌آورد؟ محققان می‌گویند: «نارضایتی دختران از بدنشان می‌تواند منجر به عدم عزت‌نفس شود، یا ممکن است چیز دیگری در میان باشد. به‌سختی می‌توان گفت که چه چیزی در ابتدا رخ می‌دهد، یا این امر منجر به آن می‌شود».

فشار مضاعف بر روی دختران

محققان معتقدند که دختران فشار زیادی را تحمل می‌کنند. آن‌ها تحت‌فشار مضاعف برای داشتن بدن مناسب و اجبار بیشتر برای پیشرفت در مدرسه هستند. تورپ می‌گوید:« آن‌ها باید در مدرسه به‌خوبی عمل کنند و با هنجارهای زیبایی زندگی کنند». عوامل دیگری نیز در این بازی وجود دارد. مطالعات متعدد نشان داده‌اند که نوجوانان دارای وضعیت اجتماعی – اقتصادی بالا، نسبت به دیگران احساس عزت‌نفس بالاتر و کم‌تر از دیگران مشکلات مربوط به سلامت ذهنی دارند.

اگر شما نوجوانانی با این مشکل دارید می‌توانید با آموزش والدین صحیح و کمک از مشاوران نوجوان این عوامل را تا حدودی کاهش داده و تحت کنترل درآورید.


مقاله مرتبط: دخترک را بفهم! رفتار با دختر نوجوانتان


منبع: Sciencenordic


اختلال-اضطراب-اجتماعی-در-نوجوانان.jpg
اسفند ۵, ۱۳۹۷

اختلال اضطراب اجتماعی (SAD) موجود در کودکان و نوجوانان ممکن است تشخیص داده نشوند و آن‌ها با این نشانه‌ها وارد بزرگ‌سالی شوند. اگرچه اضطراب اجتماعی سومین اختلال رایج سلامت روان است، بسیاری از والدین و معلمان با علائم و نشانه‌ها در کودکان و نوجوانان آشنا نیستند. اختلال اضطراب اجتماعی شامل ترس شدید یا فوبیا از وضعیت‌های اجتماعی و در معرض دید قرار گرفتن (مثلاً هنگام غذا خوردن در رستوران) است. اگرچه بیشتر نوجوانان اضطراب طبیعی ناشی از تغییرات را در دوره نوجوانی خود تجربه می‌کنند، کسانی که هراس-اجتماعی دارند، ترسشان با آن موقعیت متناسب نیست. برای برخی از نوجوانان اضطراب اجتماعی مزمن شده و بر عملکرد در مدرسه، فعالیت‌های فوق‌برنامه و توانایی دوست‌یابی تأثیر می‌گذارد.

علائم اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان

اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان ممکن است به‌صورت کلی تشخیص داده شوند یا با مشخصه عملکرد تنها (فقط شرایط اجرایی و عملکردی باعث اضطراب می‌شود) تشخیص داده شوند. علائم اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان سنین مختلف می‌تواند متفاوت باشد. این نشانه‌ها لزوماً نشان‌دهنده SAD نیست اما اگر آن‌ها را زیاد مشاهده کردید و باعث نگرانی‌تان شده است، به دنبال ارزیابی با یک روان‌درمانگر باشید.

کودکان پیش‌دبستانی

  • ترس از چیزهای جدید
  • تحریک‌پذیری، گریه یا ناله و شکایت
  • وابستگی شدید به والدین
  • امتناع از صحبت
اضطراب اجتماعی در مدرسه
اضطراب اجتماعی در سنین مدرسه

کودکان در سن مدرسه

  • ترس از خواندن با صدای بلند یا پاسخ دادن به سؤالات در کلاس
  • ترس از صحبت کردن با بچه‌های دیگر
  • ترس از حضور در کلاس
  • ترس از صحبت با بزرگ‌سالان
  • ترس از فعالیت‌های موسیقی یا ورزشی
  • ترس از سفارش غذا در یک رستوران
  • ترس از حضور در جشن تولد
  • ترس از دیدار دوستان
  • نگرانی در مورد قضاوت شدن توسط دیگران
  • امتناع از مشارکت در فعالیت‌ها یا مدرسه

نوجوانان

  • ساکت است.
  • خودش را می‌گیرد.
  • اگر تشویق به حرف زدن شود بیشتر عقب می‌کشد.
  • مردد است.
  • منفعل است.
  • بیش‌ازحد نگران ارزیابی منفی است.
  • ترس از خجالت‌زدگی یا تحقیر شدن دارد.
  • دست‌به‌سینه است.
  • سرش را پایین نگه می‌دارد.
  • حالت‌های چهره کمی را نشان می‌دهد.
  • دارای عادات عصبی مثل چرخاندن و بازی با مو یا بی‌قراری هستند.

رفتار در مدرسه

  • به‌طور بالقوه در مدرسه عملکرد ضعیفی دارد.
  • دست خود را در کلاس بالا نمی‌برد.
  • از همکلاسی‌هایش خارج از کلاس اجتناب می‌کند.
  • ترس از صحبت در جلوی دیگران
  • ترس از حرف زدن در کلاس
  • از اینکه در مرکز توجه باشد ناراحت می‌شود.
  • تنها در کتابخانه یا بوفه می‌نشیند.
  • می‌ترسد از معلم کمک بخواهد.
  • می‌ترسد دیر به کلاس برود.
  • ممکن است از رفتن به مدرسه امتناع کند یا ترک‌ تحصیل کند.

رفتار با همسالان

  • در گروه ناراحت است.
  • دوستان کمی دارد.
  • از شروع یا شرکت در مکالمه می‌ترسد.
  • می‌ترسد از دیگران بخواهد که دورهم جمع شوند.
  • می‌ترسد به دیگران زنگ بزند.
  • از ارتباط چشمی جلوگیری می‌کند.
  • آهسته یا زیر لبی حرف می‌زند.
  • به نظر می‌رسد که همیشه “در حاشیه” است.
  • هنگام صحبت با دیگران خیلی کم در مورد خودش حرف می‌زند.

نوجوانان با اختلال اضطراب اجتماعی در تمام زمینه‌های زندگی نقطه‌ضعف دارند. آن‌ها ممکن است در مدرسه ضعیف عمل کنند و در کلاس‌های درس مشکل داشته باشند. دانش آموزان مبتلابه این اختلال به‌احتمال کمتری دوست پیدا می‌کنند و در فعالیت‌های فوق‌برنامه شرکت می‌کنند. نوجوانانی که مبتلابه SAD شدید هستند ممکن است ترک تحصیل کنند یا از ترک خانه امتناع ورزند. علاوه بر این، اختلال اضطراب اجتماعی درمان‌نشده در دوران نوجوانی ممکن است منجر به افزایش خطر مشکلات سلامت روان دیگری در زندگی مانند افسردگی، اختلالات خوردن، سوءمصرف مواد و حتی افکار خودکشی شود.

اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان همانند بزرگ‌سالان، ممکن است ناشی از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی، عوامل اجتماعی و عوامل مغزی / بیولوژیکی باشد. بسیاری از والدین خود را سرزنش می‌کنند، اما باید بدانید که معمولاً ترکیبی از عوامل است که موجب اختلال اضطراب اجتماعی می‌شود. مهم‌ترین چیزی که می‌توانید انجام دهید این است که از کودک خود حمایت کنید و به آن‌ها یاری  کنید تا کمک پیدا کنند. روان‌درمانی می‌تواند به کودک و نوجوانتان کمک کند. در مقالات بعدی درباره تشخیص و درمان این اختلال توضیح بیشتری خواهیم داد.

منبع: Verywellmind


کودکان-اختلال-یادگیری.jpg
اسفند ۱, ۱۳۹۷

اختلال یادگیری به کاربرد زبان بیانی و نوشتاری مربوط می‌شود و می‌تواند به‌صورت ناتوانی کامل در شنیدن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، هجی کردن و محاسبات ریاضی بروز کند. البته این دانش‌ آموزان مشکل جسمی ندارند، به لحاظ سطح هوش معمولی هستند و حتی ممکن است از هوش بالایی نیز برخوردار باشند، ولی از مشکلات یادگیری در برخی دروس رنج می‌برند. ناتوانی یادگیری را نمی‌توان درمان کرد؛ این یک مسئله مادام العمر است. بااین‌حال، با حمایت و مداخله مناسب، کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری می‌توانند در مدرسه موفق شوند. از نقش خودتان برای کمک به فرزندتان غافل نشوید. شما بهتر از هر کسی او را می‌شناسید، پس برای بررسی انتخاب‌هایی که دارید، کسب اطلاع درباره‌ درمان‌ها و خدمات جدید و همراهی در آموزش فرزندتان پیش‌قدم باشید.

نکاتی برای والدین کودکان مبتلا به اختلال یادگیری

با فرزندتان در خانه کار کنید

پدر و مادر اولین و بهترین معلمان کودکان هستند. به فرزندتان نشان دهید که خواندن می‌تواند سرگرم‌کننده باشد. هر روز با کودکتان مطالعه کنید. به کتابخانه بروید، به کلمات روی بیلبوردهای تبلیغاتی، تابلوهای راهنمایی و رانندگی، برچسب‌های روی مواد غذایی، ایمیل‌ها و نامه‌ها اشاره‌کنید. بازی لغات انجام دهید. با زدن مثالی فرصتی برای خواندن و نوشتن در خانه به کودکتان بدهید.

ارتباط با دیگران

شما تنها نیستید. با پیوستن به والدین و متخصصان دیگر می‌توانید آگاهی خود را در رابطه با اختلالات یادگیری در کودکان افزایش دهید، تصورات غلط متداول را رفع کنید، به ایجاد سیستم‌های آموزشی کمک کنید که بتواند نیازهای کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری را تأمین کند و از شما حمایت کند.

کار با افراد حرفه‌ای و متخصص

متخصصان آموزش‌دیده زیادی وجود دارند که می‌توانند به کودک مبتلا به ناتوانی یادگیری کمک کنند. از معلم فرزندتان یا مشاور مدرسه‌اش اسامی کسانی که می‌توانند به شما کمک کنند را بخواهید. برای دریافت اطلاعات و پیشنهاد‌ها با مراکز و سازمان‌هایی که بر روی اختلالات یادگیری کار می‌کنند تماس بگیرید.

آموزش دادن به کودکان با اختلال یادگیری
کمک گرفتن از افراد متخصص

متخصصانی که می‌توانند به شما کمک کنند

  • شنواسنج: اندازه‌گیری توانایی شنوایی و ارائه خدمات آموزشی، آن‌ها توصیه‌هایی را در مورد وسایل کمک شنوایی (سمعک) ارائه می‌دهند.
  • مشاور آموزشی: ارزیابی‌های آموزشی را انجام می‌دهد؛ با برنامه‌ درسی مدارس آشنا است، اما ممکن است دارای سابقه آموزشی ویژه نیز باشد.
  • درمانگر تربیتی: برنامه‌هایی برای مشکلات یادگیری و رفتاری را طراحی و اجرا می‌کند.
  • متخصص ناتوانی‌های یادگیری: معلمی با مدارک و آموزش‌های خاص، برای ارائه خدمات آموزشی به دانش آموزان مبتلابه ناتوانی‌های یادگیری و معلمان آن‌ها است.
  • متخصص مغز و اعصاب: به دنبال آسیب احتمالی درعملکرد مغز است.
  • کار درمانگر: به بهبود عملکرد حسی و حرکتی کمک می‌کند تا توانایی انجام کارهای روزانه در کودک مبتلابه اختلال یادگیری را افزایش دهد.
  • متخصص اطفال: ارائه خدمات پزشکی به نوزادان، کودکان و نوجوانان؛ به‌طورکلی شامل پرورش حسی، حرکتی و رفتاری است.
  • روان‌پزشک: تشخیص و درمان مشکلات رفتاری و هیجانی شدید و ممکن است دارو نیز تجویز کند.
  • روانشناس (بالینی): ارزیابی روان‌شناختی و ذهنی و درمانی برای رسیدن به سلامت روانی و عاطفی را فراهم می‌کند.
  • روانشناس تربیتی/ مدرسه: ارائه و تفسیر آزمون‌های روانشناسی و تربیتی؛ کمک به مدیریت رفتاری؛ ارائه مشاوره؛ مشاوره با والدین، کارکنان و سازمان‌های اجتماعی.
  • گفتار درمانگر: به کودکان دارای مشکلات زبان و گفتار کمک می‌کند.

نکاتی برای کمک به تکالیف مدرسه

به تکالیف فرزندتان علاقه نشان دهید. درباره موضوعات و کاری که باید انجام شود صحبت کنید. سؤالاتی را بپرسید که نیاز به پاسخ بیش از یک یا دو کلمه دارند. به او کمک کنید تا تکالیفش را قبل از شروع، منظم و سازمان‌دهی کند. زمان ثابت و منظمی را با فرزندتان برای انجام تکالیف مشخص کنید، تهیه یک برنامه منظم از به تعویق انداختن آن جلوگیری می‌کند. مکانی را برای انجام تکالیف کودکتان در نظر بگیرید که نور کافی، آرامش و فضای کافی داشته باشد. کودک خود را تشویق کنید که سؤالات خود را بپرسد و به دنبال پاسخ باشد و زمانی را برای پیدا کردن پاسخ درست در نظر بگیرید. دقت کنید که فرزندتان به دنبال پاسخ بر اساس حقایق و شواهد باشد. مهارت‌های آموخته‌شده در مدرسه را تمرین کنید. تکالیف را به زندگی روزمره خود مرتبط سازید، مثلاً کسر و اندازه‌گیری را در حین آماده‌سازی غذا به او آموزش دهید. سعی کنید برای فرزندتان الگو باشید. در زمانی که او دارد درس می‌خواند شما نیز کتاب یا مجله‌ای مطالعه کنید. فرزندتان را به خاطره گام‌های کوچک و بزرگی که برمی‌دارد تشویق کنید.

به فرزند خود کمک کنید تا کتاب‌خوان بهتری شود

روی رابطه بین حروف و کلمات کارکنید. به بچه‌های کوچک‌تر یاد دهید چگونه چند کلمه ویژه، مانند نام خود، نام حیوانات خانگی، یا شخصیت‌های کارتونی موردعلاقه‌اش یا کلماتی که زیاد می‌بینند مانند خروج یا توقف را هجی کنند، به کودک خود کمک کنید تا درک کند که زبان از صداها، هجاها و کلمات تشکیل ‌یافته است. آواز و کتاب‌های دارای مطالب قافیه‌دار مانند اشعار را برایش بخوانید. با کلمات بازی کنید؛ برای مثال، به کلماتی فکر کنید که با سگ هم‌قافیه می‌شوند و یا با “پ” شروع می‌شوند. صدای حروف را به کودکتان آموزش دهید. حروف و کلمات را بگویید و کلمات احمقانه با فرزندتان بسازید. کلمات جدیدی بیان کنید و کودکتان را تشویق کنید که با صدای بلند هر صدا را هجی کند. به الگوی هجی کردن توجه کنید. به کلماتی که شبیه هم هستند اشاره‌کنید مانند برنده و پرنده.

اگر به عنوان پدر و مادر، هرکدام از علائم اختلال یادگیری را در کودک خود دیده‌اید، حتماً این مشکل را با متخصصان این حوزه و مربیان کودک در میان بگذارید. با اقدامات درمانی اولیه می‌توان به حل مشکلات کودکان در خواندن، نوشتن و سایر مهارت‌ها کمک کرد.


مقاله مرتبط: کمک به کودکان با اختلال یادگیری


منبع: Ldonline


اختلال-یادگیری-در-کودکان.jpg
بهمن ۳۰, ۱۳۹۷

ناتوانایی یادگیری یک اختلال نورولوژیکی و عصبی است. به عبارت ساده‌تر، ناتوانی یادگیری ناشی از تفاوت در “سیم‌کشی” مغز افراد است. کودکان دارای اختلالات یادگیری به اندازه همسالان خود باهوش، یا حتی باهوش‌تر نیز هستند. اما ممکن است مشکل در خواندن، نوشتن، هجی کردن، استدلال، به یادآوردن و یا سازمان‌دهی اطلاعات برای درک مسائل توسط خودشان داشته باشند و یا اگر به روش‌های مرسوم آموزش ببینند، دچار مشکل شوند. ناتوانی یادگیری را نمی‌توان درمان کرد؛ این یک مسئله مادام العمر است. بااین‌حال، با حمایت و مداخله مناسب، کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری می‌توانند در مدرسه موفق شوند و این موفقیت می‌تواند در شغل‌های برجسته نیز ادامه پیدا کند. والدین می‌توانند به کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری، با تشویق نقاط قوت، شناخت نقاط ضعف، درک سیستم آموزشی، کار با افراد متخصص و یادگیری در مورد استراتژی‌ها برای مقابله با مشکلات خاص، کمک کنند تا کودکشان به موفقیت دست یابند.

حقایقی درباره اختلالات یادگیری

بر اساس گزارش موسسه ملی بهداشت، پانزده درصد از جمعیت ایالات‌متحده یا یکی از هفت نفر، دارای نوعی ناتوانی یادگیری هستند. مشکلات خواندن و مهارت‌های زبان از شایع‌ترین اختلالات یادگیری هستند. حدود ۸۰ درصد از دانش آموزان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری، مشکلات خواندن دارند. اختلالات یادگیری اغلب در خانواده فرد مبتلا نیز دیده می‌شود. ناتوانی‌های یادگیری نباید با سایر ناتوانی‌ها مانند اوتیسم، ناتوانی ذهنی، ناشنوایی، نابینایی و اختلالات رفتاری اشتباه گرفته شود. هیچ‌یک از این شرایط ناتوانی در یادگیری نیست. علاوه بر این، برای تشخیص درست این اختلال باید کمبود فرصت‌های آموزشی مانند تغییرات مداوم مدارس و یا شرکت نکردن در کلاس، نیز در نظر گرفته شود.اختلالات توجه، مانند اختلال بیش‌فعالی / نقص در توجه (ADHD) و ناتوانی‌های یادگیری اغلب هم‌زمان رخ می‌دهند، اما این دو اختلالات مشابه نیستند.

اختلالات یادگیری شایع

اختلال در نوشتن کودکان
اختلال در نوشتن کودکان

  • نارساخوانی: ناتوانی مبتنی بر زبان که در آن فرد با درک کلمات نوشته‌شده مشکل دارد. همچنین می‌تواند مربوط به ناتوانی خواندن یا اختلال خواندن باشد.
  • اختلال ریاضی: فرد در حل مسائل و درک مفاهیم ریاضی دچار مشکل است.
  • اختلال نوشتن: در سازمان‌دهی نوشتن و نوشتن در فضای مناسب دچار مشکل است.
  • اختلالات پردازش شنوایی و دیداری: ناتوانی حسی که در آن فرد با وجود شنوایی و بینایی طبیعی دچار مشکل در درک زبان است.
  • اختلال یادگیری غیرکلامی: یک اختلال عصبی که منشأ آن نیمکره راست مغز است و باعث ایجاد مشکلات در عملکرد پردازش بصری – فضایی، شهودی، سازمان‌دهی، ارزیابی و کلی‌نگری می‌شود.

مقاله مرتبط: اختلال ریاضی چیست؟

مقاله مرتبط: اختلالات خواندن یا دیسلکسیا


علائم رایج اختلالات یادگیری

خبر خوب این است که دانشمندان هر روز بیشتر و بیشتر درباره این اختلال یاد می‌گیرند و تحقیقات آن‌ها امیدوارکننده است. اگر والدین، معلمان و متخصصان، ناتوانی یادگیری در سنین پایین را زود تشخیص دهند و کمک مناسب را ارائه دهند، به کودک فرصتی خواهند داد تا مهارت‌های لازم برای هدایت یک زندگی موفق و کاربردی را ایجاد کند. والدین اغلب اولین کسانی هستند که متوجه می‌شوند که “چیزی درست به نظر نمی‌رسد”. اگر از نشانه‌های ناتوانی‌های یادگیری آگاه باشید، می‌توانید مشکلات بالقوه را زود تشخیص دهید. در زیر فهرستی از ویژگی‌هایی آورده شده‌ است که ممکن است منجر به ناتوانی یادگیری شود. بیشتر مردم گاهی یکی یا چند مورد از این علائم هشدار را در فرزندانشان می‌بینند. این طبیعی است. اگر بااین‌حال، شما چندین علامت را در مدت‌زمان طولانی مشاهده کردید، احتمال اختلالات یادگیری را در نظر بگیرید.


مقاله مرتبط: علت و علائم اختلال یادگیری


پیش‌دبستانی

  • کودکان مبتلابه اختلالات یادگیری نسبت به سایر کودکان دیرتر شروع به صحبت می‌کنند.
  • مشکل در تلفظ، کلمات هم‌قافیه، یادگیری اعداد، الفبا، روزهای هفته، رنگ‌ها، اشکال، تعامل با همسالان و پیروی از دستورات دارند.
  • روند رشد واژگان در این کودکان آهسته است، اغلب قادر به یافتن کلمه مناسب نیستند.
  • به‌شدت بی‌قرار هستند و به‌راحتی حواسشان پرت می‌شود.
  • مهارت‌های حرکتی ظریف در آن‌ها به‌کندی رشد می‌کند.

کلاس اول تا چهارم

  • ارتباط بین حروف و صداها را به‌کندی یاد می‌گیرند.
  • لغات اصلی را باهم اشتباه می‌گیرند مانند خوردن، خواستن، دویدن. خطاهای خواندن و نوشتن مانند وارونه‌نویسی دارند.
  • علائم ریاضی را باهم اشتباه می‌گیرد.
  • در یادگیری مهارت‌های جدید که وابسته به حافظه است دچار مشکل هستند.
  • یادگیری زمان برایشان دشوار است.
  • مداد را نمی‌توانند به درستی در دست بگیرند.
  • تکانش گر هستند و به‌دشواری برنامه‌ریزی می‌کنند.
  • حقایق را به‌سختی به یاد می‌آورند.
  • هماهنگی‌شان ضعیف است و ناآگاه نسبت به محیط اطراف خود هستند، به همین دلیل مستعد ابتلا به حوادث هستند.

کلاس پنجم تا هشتم

  • افراد مبتلابه ناتوانی‌های یادگیری در یادگیری پیشوندها، پسوندها، ریشه کلمات و سایر استراتژی‌های املا، کند هستند.
  • در این موارد دچار مشکل هستند: وارونه‌نویسی، اجتناب از خواندن با صدای بلند و نوشتن تکالیف، دست خط، گرفتن محکم مداد، مشکل در درک زبان بدن و چهره، و به یادآوری آهسته حقایق.
  • به‌سختی دوست پیدا می‌کنند و دست‌وپا چلفتی هستند.

دانش آموزان دبیرستانی و بزرگ‌سالان

  • همچنان کلمات را اشتباه تلفظ می‌کنند، اغلب یک کلمه را به‌صورت متفاوتی در یک نوشته می‌خوانند و از خواندن و نوشتن اجتناب می‌کنند. خلاصه کردن مطالب برای آن‌ها مشکل است.
  • آهسته کار می‌کنند و مهارت‌های حافظه و درک مفاهیم انتزاعی‌شان ضعیف است.
  • اطلاعات را غلط تعبیر می‌کنند.
  • به جزییات یا اصلاً توجهی ندارند یا بیش‌ازحد توجه می‌کنند.
  • به‌سختی با موقعیت‌های جدید انطباق پیدا می‌کنند.
  • در امتحان‌هایی که سؤالات باز پاسخ دارد دچار مشکل می‌شوند.

والدین کودکی با اختلال یادگیری افزون بر این‌که باید با مسائل تحصیلی کودک دست‌وپنجه نرم کنند، ممکن است شاهد ناهنجاری‌های دیگری مثل بی‌نظمی، پرخاشگری، مقاومت در برابر پذیرش قانون و توجه‌طلبی افراطی باشند. به همین‌ خاطر، بهتر است که درمان در اسرع وقت آغاز شود؛ چراکه چنین شرایطی در طولانی‌مدت می‌تواند تأثیر نامطلوبی بر ارتباطات اجتماعی کودک بگذارد و اعتمادبه‌نفس او را نشانه بگیرد.

همه ذهن‌های بزرگ مثل هم‌فکر نمی‌کنند

آیا می‌دانستید که آلبرت انیشتین نمی‌توانست تا نه سالگی بخواند؟ والت دیزنی، ژنرال جورج پاتون، و نلسون راکفلر معاون رئیس‌جمهور، در تمام زندگی‌شان مشکل خواندن داشتند. ووپی گلدبرگ و چارلز شواب و بسیاری دیگر، دارای ناتوانی‌های یادگیری هستند که موفقیت نهایی آن‌ها را تحت ‌تأثیر قرار نداده است.

منبع: Ldonline


بیش-فعالی-در-کودکان-1.jpg
بهمن ۲۸, ۱۳۹۷

طبیعی است که کودکان به‌طور مداوم مشق شب خود را فراموش کنند، در کلاس درس خیال‌بافی کنند، بدون فکر کردن عمل کنند یا بی‌قرار و ناآرام هنگام غذا خوردن باشند؛ اما بی‌توجهی، تکانشگری و بیش فعالی از نشانه‌های اختلال بیش فعالی/کمبود توجه (ADHD or ADD) در کودکان است. بیش فعالی / کمبود توجه می‌تواند به مشکلات در خانه و مدرسه منجر شود و بر توانایی فرزند شما برای یادگیری و کنار آمدن او با دیگران تأثیر بگذارد. اولین قدم برای رسیدگی به این مشکل و کمک گرفتن برای کودک بیش‌فعال، یادگیری علائم و شناخت نشانه‌های ADHD در کودکتان است.

ADHD یا ADD چیست؟

بیش فعالی در کودکان چیست؟ همه ما بچه‌هایی را می‌شناسیم که نمی‌توانند آرام بگیرند، انگار که هرگز گوش نمی‌دهند، دستورالعمل‌ها را هرچقدر هم که واضح برایشان بگویید، دنبال نمی‌کنند و در زمان‌های نامناسب، نظرات نامناسبی می‌دهند. گاهی اوقات این کودکان به‌عنوان “آشوبگر” شناخته می‌شوند و یا به خاطر تنبل بودن و بی‌نظم بودن موردانتقاد قرار می‌گیرند. اگرچه، آن‌ها ممکن است دچار اختلال بیش فعالی / نقص توجه (ADHD) که قبلاً به‌عنوان نقص توجه (ADD) شناخته می‌شد، باشند. اختلال بیش فعالی / نقص توجه باعث می‌شود که فرد نتواند واکنش‌های خودانگیخته و ناگهانی خود را مهار کند، این واکنش‌ها شامل حرکت کردن تا توجه در سخنرانی است.

نشانه‌های ADHD معمولاً قبل از ۷ سالگی ظاهر می‌شود، اما خیلی مشکل است که بین رفتار نرمال کودک و علائم ADHD تمایز قائل شویم. اگر علائم کمی می‌بینید و این علائم فقط در برخی شرایط ظاهر می‌شوند، احتمالاً ADHD نیست. از طرف دیگر، اگر کودک شما تعدادی از علائم اختلال بیش‌ فعالی / کمبود توجه را نشان می‌دهد و علائم در تمام موقعیت‌ها – در خانه، مدرسه و در بازی وجود دارند – وقت آن است که دقیق‌تر نگاه کنید. هنگامی‌که متوجه شدید کودکتان درگیر مسائلی مانند فراموشی یا دشواری در توجه در مدرسه است، می‌توانید با هم راه‌حل‌های خلاقانه‌ای پیدا کنید و نقاط قوت او را تقویت کنید.

ویژگی‌های اصلی ADHD

وقتی به ADHD فکر می‌کنیم، احتمالاً یک کودک خارج از کنترل که از درودیوار بالا می‌رود و همه‌چیز را به هم می‌ریزد را تصور می‌کنیم؛ اما این تنها تصور ممکن نیست. برخی از این کودکان پرجنب‌وجوش هستند اما گروه دیگر ممکن است آرام باشند اما توجه آن‌ها جای دیگری باشد. برخی روی یک کار توجه بسیار زیادی دارند که نمی‌توانند آن را روی کار دیگری متمرکز کنند، برخی دیگر فقط کمی بی‌توجه هستند، اما بیش‌ازحد تحریک‌پذیر هستند. سه ویژگی اصلی ADHD، عدم توجه، بیش فعالی و تکانشگری است. نشانه‌هایی که کودک با اختلال کمبود توجه نشان می‌دهد به این بستگی دارد که کدام یک از این ویژگی‌ها برتری دارند.

کودکان مبتلا به ADHD ممکن است:

بیش‌فعال و تکانشگر باشد اما قادر به توجه باشد.

کمبود توجه داشته باشد اما بیش‌فعال و تکانشگر نباشد.کودکانی که فقط علائم کم‌توجهی دارند اغلب نادیده گرفته می‌شوند چون دردسری ایجاد نمی‌کنند.

بی‌توجه، تکانشگر و بیش‌فعال باشد (شایع‌ترین شکل ADHD).

عدم تمرکز بر روی انجام فعالیتی
کمبود توجه و حواس پرتی در کودکان

اما کمبود توجه عواقبی نیز دارد: با معلم و والدین به دلیل پیروی نکردن از دستورالعمل‌ها دچار مشکل می‌شوند، عملکرد ضعیفی در مدرسه دارند یا به دلیل رعایت نکردن قوانین در بازی با بچه‌ها به مشکل برمی‌خورند.

 ازآنجایی‌که ما انتظار داریم بچه‌های بسیار کوچک به‌راحتی حواسشان پرت شود و پرجنب‌وجوش باشند، رفتارهای تکانشی – بالا رفتن‌های خطرناک و توهین کردن – اغلب در پیش‌دبستانی با ADHD برجسته می‌شوند. بااین‌حال کودکان در ۴ یا ۵ سالگی یاد گرفته‌اند چگونه به دیگران اعتماد کنند و زمانی که به آن‌ها دستور داده می‌شود آرام بنشینند و هر آنچه به ذهنشان می‌آید را به زبان نیاورند؛ بنابراین زمانی که کودکان به سن مدرسه می‌رسند، افراد مبتلابه ADHD در تمام سه رفتار برجسته هستند: بی‌توجهی، بیش فعالی و تکانشگری.

علائم بی‌توجهی در کودکان دارای بیش‌فعال / نقص توجه (مشکل در تمرکز): قبل از اینکه کارشان تمام شود به‌راحتی حواسشان پرت و خسته می‌شوند. به نظر می‌رسد که به حرف‌هایتان گوش نمی‌دهد. به یادآوردن چیزها و پیروی از دستورالعمل‌ها دشوار است؛ به جزئیات توجه نمی‌کنند یا بی‌دقتی می‌کنند. آن‌ها برای سازمان‌دهی، برنامه‌ریزی و تمام کردن پروژه‌ها مشکل دارند. اغلب تکالیفشان را فراموش می‌کنند و کتاب‌ها و اسباب‌بازی‌هایشان را جا می‌گذارند.

علائم بیش فعالی در کودکان: بی‌قرار هستند و تکان می‌خورند. نمی‌توانند آرام بنشینند، ساکت بازی کنند و آرام باشند. تغییرات ناگهانی در خلق‌وخو دارند. پرحرف هستند.

علائم تکانشگری در کودکان بیش‌فعال: بدون فکر عمل می‌کنند. در گفتگو یا بازی دیگران دخالت می‌کنند. حرف‌های دیگران را قطع می‌کنند، در زمان‌های نامناسب، حرف‌های نامناسب می‌زنند. عدم توانایی در کنترل احساسات قوی دارند که منجر به طغیان‌های خشم یا عصبانیت شدید می‌شود.


مقاله مرتبط: بیش فعالی، انواع، علائم و تشخیص


 آیا کودک من واقعاً ADHD دارد؟

تنها به این دلیل که کودک نشانه‌هایی از بی‌توجهی، تکانشگری و بیش‌ فعالی دارد، به این معنی نیست که او ADHD دارد. شرایط پزشکی خاص، اختلالات روانی و رویدادهای استرس‌زا می‌تواند باعث ایجاد علائمی نظیر اختلال در نقص توجه و بیش‌ فعالی شود. برای تشخیص دقیق بیش فعالی باید موارد زیر توسط یک متخصص رد شود تا بتوان تشخیص بیش فعالی گذاشت:

      • اختلالات رفتاری مانند اختلال سلوک و اختلال نافرمانی مقابله‌ای.
      • اختلالات روانی از جمله اضطراب، افسردگی و اختلال دوقطبی.
      • رویدادهای مهم زندگی یا تجربیات آسیب‌زا (به‌عنوان‌مثال جا به جایی‌های اخیر، مرگ عزیزان، قلدری، طلاق).
      • اختلالات یادگیری و مشکلات خواندن، نوشتن، مهارت‌های حرکتی و زبان.
      •  شرایط پزشکی، از جمله مشکلات تیروئید، وضعیت عصبی، صرع و اختلالات خواب.

مقاله مرتبط: تشخیص بیش فعالی/ نقص توجه در کودکان و بزرگسالان


منبع: Helpguide


برقراری-ارتباط-با-نوجوان.jpg
بهمن ۲۷, ۱۳۹۷

بیایید با آن روبرو شویم، گاهی اوقات به نظر می‌رسد که نوجوانان از یک سیاره دیگر آمده‌اند. این درست است که فرزند نوجوان شما همچنان به راهنمایی‌های شما به‌عنوان والدین، نیاز دارد، اما احتمالاً چندین بار احساس کرده‌اید که صحبت کردن با او مانند نوشتن مقاله برای دانشگاه یا بالا رفتن از اورست، بدون تجهیزات است. دفعه بعد که خواستید با نوجوانتان ارتباط برقرار کنید از راه‌های زیر استفاده کنید.

درباره جوانی خودتان صحبت کنید

یادآوری زمانی که شما جوان بودید، به نوجوانتان کمک می‌کند که به شما بیشتر به‌عنوان یک فرد و کمتر به‌عنوان یک پدر و مادر نگاه کند. درحالی‌که صحبت کردن درباره چیزهای غیرقانونی یا خطرناک، هوشمندانه نیست، اجازه دهید نوجوانتان در مورد خرابکاری‌ها و ماجراجویی‌های گذشته‌تان بداند، در این صورت بیشتر احتمال دارد که او نیز دراین‌باره صحبت کند. اگر شما را محرم اسرار خود دانست، به یاد داشته باشید که گوش بدهید، ذهن خود را باز نگه دارید و سخنرانی نکنید.

علائق خود را با او به اشتراک بگذارید

آیا نوجوانتان به ورزش علاقه دارد؟ یا شطرنج؟ یا موجودات عجیب‌وغریب دریایی؟ هر چه که فرزندتان به آن علاقه دارد را جزو علاقه‌مندی‌های خود کنید. تیم ورزشی مورد علاقه‌اش را دنبال کنید، مجله‌های ماشینی که می‌خواند را شما نیز مطالعه کنید، فیلم‌های تخیلی که دوست دارد را شما نیز ببینید، در کل هر چیزی که باعث می‌شود شما علاقه‌مندی‌هایش را درک کنید، دنبال کنید. اگر در مورد چیزهایی که دوست دارد صحبت کنید، او را راحت‌تر می‌توانید درگیر گفتگو کنید.

کاری را با هم انجام دهید

برای گذراندن وقت با نوجوانتان مجبور نیستید با او و دوستانش به پاساژ بروید. به نوجوان خود یاد بدهید که چگونه کلوچه‌های مورد علاقه‌اش را درست می‌کنید یا فیلم مورد علاقه‌اش را با هم ببینید. در خانه یا در محیطی آرام با هم وقت بگذرانید، این باعث می‌شود که او از پوسته‌اش خارج شود.

سخنرانی نکنید

استفاده از کلمات تهدیدآمیز و سخنرانی برای نوجوانتان تنها باعث می‌شود که او دیگر به صحبت‌های شما گوش نکند. سعی کنید از عبارات “تو نباید” یا “تو هرگز” استفاده نکنید و به جای آن احساستان درباره این موقعیت خاص را به فرزندتان انتقال دهید و به صحبت‌های نوجوانتان گوش دهید و ذهن خود را باز نگه‌دارید. اگر چیزی در مورد نوجوان خود کشف کردید که باید موردتوجه و بررسی قرار گیرد، خشم خود را کنترل کنید و بر پایه واقعیت و بی‌پرده احساس خود را بیان کنید. حواستان به زبان بدنتان باشد. دست‌به‌سینه بودن و ایستادن بالای سر نوجوانتان فضای آرامی ایجاد نمی‌کند.


مقاله مرتبط: مهارت های ارتباطی با نوجوانان، پرهیز ار بحث و جدل


ساده بگیرید

شما نیازی به گفتگوی عمیق و فلسفی با نوجوان خود برای برقراری ارتباط ندارید. اگر از او بپرسید روزت چطور بود؟ او فقط با یک کلمه به آن پاسخ خواهد داد، سعی کنید سؤالات خاص‌تر بپرسید، مثلاً امروز در کلاس علوم چه کردید؟ یا تیم بسکتبالتان چطور برای مسابقات آماده می‌شود؟ داشتن گفتگوی ساده و روزانه، به شما در درک دنیای نوجوانان کمک می‌کند.

برای ارتباط با نوجوان گفتگوی ساده داشته باشید به جای گفتگویی پیچیده.
گفتگوی فلسفی و عمیق

داشتن وعده‌های غذایی خانوادگی

کم‌تر چیزی وجود دارد که نوجوان بیشتر از غذا دوست داشته باشد. خوردن شام با یکدیگر راه بسیار عالی برای پی بردن به زندگی اعضای خانواده است. از نوجوانتان بخواهید تا گوشی خود را خاموش کند یا در اتاق بگذارد تا حواسش پرت نشود. از چیزهایی که هنگام صرف غذا از آن‌ها آگاهی پیدا می‌کنید شگفت‌زده خواهید شد. سعی کنید ۳ بار در هفته این برنامه را داشته باشید.

گفتگو در هنگام انجام کار

تماس‌های اجباری چشم و مکالمات چهره به چهره می‌تواند برای هرکسی، به‌خصوص نوجوانان، ناراحت‌کننده باشد. هنگامی‌که در حال انجام کاری با یکدیگر هستید باهم گفتگو کنید. شما درمی‌یابید که در موقعیتی که نوجوانتان مشغول است و کاری عملی انجام می‌دهد، پرحرف‌تر خواهد شد.

ارتباط آنلاین

ارتباط آنلاین به معنای داشتن مکالمه واقعی نیست، اما زمانی که چیزهایی تغییر می‌کند شما نیز با آن جریان همراه شوید. ممکن است نوجوانتان در فضای مجازی بسیار راحت‌تر باشد. با یک جمله خنده دارد شروع کنید. زمانی که نوجوانتان پاسخ شوخی شما را داد در لابه‌لای آن از او درباره روزش سؤال کنید. حتی از او بخواهید به شما یاد بدهد که چطور ایمیل بزنید.

داشتن برنامه مشخص

یک برنامه مشخص و ماهانه داشته باشید و کاری را در زمانی مشخص باهم انجام دهید. این کار احساس خاصی به نوجوانتان می‌دهد و باعث می‌شود که چشم‌به‌راه رسیدن آن روز مشخص باشد. شاید فرزندتان این موضوع را تأیید نکند اما نوجوان شما دوست دارد که توجه خاصی از سمت شما دریافت کند. می‌توانید مثلاً روزهای مشخصی در ماه باهم به استخر بروید.

منبع: familyeducation


خانواده-درمانی-در-اعتیاد-نوجوانان.jpg
بهمن ۱۵, ۱۳۹۷

والدین می‌خواهند هر کاری که می‌توانند برای کمک به نوجوانشان که درگیر مواد مخدر است، انجام دهند. بااین‌حال بسیاری از والدین نمی‌دانند چگونه می‌توانند کمک کنند. چه کاری می‌توانید به‌عنوان والدین برای کمک به نوجوانانی که درگیر سوءمصرف مواد یا اعتیاد هستند، انجام دهید؟ نقش خانواده‌درمانی در اعتیاد نوجوانان چیست؟

نقش خانواده‌درمانی در اعتیاد نوجوانان

کمک به نوجوانان در درک تأثیر اعتياد

استفاده از مواد مخدر یا اعتیاد نوجوان روی همه افراد در سیستم خانواده تأثیر می‌گذارد. نگاهی روشن به تأثیری که مصرف مواد آن‌ها، روی تک تک اعضای خانواده می‌گذارد بسیار مهم است. این قسمت گاهی سخت‌ترین بخش خانواده‌درمانی است. اجازه دادن به یکی از اعضای خانواده که پیامدهای منفی اعتیاد نوجوانان را به اشتراک بگذارند، همه‌چیز را روشن می‌کند.

تقویت سلامت هیجان تمام اعضای خانواده

هنگامی که یک نوجوان در معرض سوءمصرف مواد قرار می‌گیرد، باید بررسی کنیم که آیا در خانواده مشکل دیگری نیز وجود دارد؟ شاید والدین درگیر اعتیاد به الکل هستند یا خواهر یا برادری مبتلابه افسردگی است. چگونه می‌توانید به مشکلات خانواده‌ها و چالش‌ها دست یابید؟ در خانواده‌درمانی، شما یک ارزیابی حرفه‌ای از پویایی خانواده‌تان کسب می‌کنید و در مورد اینکه چگونه سلامت جسمانی و هیجانی هر یک از اعضای خانواده بر دیگر اعضا تأثیر می‌گذارد، بینش کاملی به دست می‌آورید؛ و اگر مشکلی باشد، به سمت راه‌حلی هدایت می‌شوید که به نفع همه است.

اصلاح رفتار

والدین معمولاً تصور می‌کنند که همه‌چیز را به درستی انجام می‌دهند تا نوجوان خود را از تأثیرات منفی الکل یا مصرف مواد مخدر محافظت کنند. ممکن است پول به نوجوانتان بدهید به امید اینکه برای خود لباس بخرد؛باوجوداینکه می‌دانید آن را صرف مواد خواهد کرد؛ یا به دلیل ترس از فرار کردنش او را بپذیرید. خواهر و برادرها ممکن است به‌طور ناخواسته شرایط را برای مصرف مواد وی فراهم کنند مثلاً درباره اینکه او کجا است به شما دروغ بگویند که این‌یک وفاداری غلط است. خانواده‌درمانی به شما کمک می‌کند تا این رفتارها را کنار بگذارید.

ایجاد الگوهای ارتباطی مثبت

متأسفانه اعتیاد و ارتباطات ضعیف دست به دست هم می‌دهند و زمان زیادی خواهد برد تا این ارتباط درست شود. خبر خوب این است که رفتن به خانواده‌درمانی گام درستی برای یادگیری استراتژی‌های ارتباطی مثبت است. نوجوانان در طول درمان، چگونگی برقراری ارتباط را یاد می‌گیرند، از گوش دادن فعال تا چگونگی حل موفقیت‌آمیز مشکلات.

آموزش در مورد مراحل مختلف بهبودی

کسانی که تابه‌حال درگیر اعتیاد نبوده‌اند، فکر می‌کنند که بهبودی بلافاصله پس از قطع مواد اتفاق می‌افتد؛ اما بهبودی طی مراحل مختلفی اتفاق می‌افتد که روی هوشیاری نوجوان شما تأثیر می‌گذارد. در درمان، شما یاد خواهید گرفت که سیستم‌های مختلف حمایتی برای هر مرحله از بهبود وجود دارد. یادگیری در مورد مراحل مختلف به شما کمک خواهد کرد بدانید چه زمانی نوجوانتان نیاز به حضور در جلسه مشاوره و چه زمانی نیاز به گفتگو با گروه پشتیبانی خود دارد.

کمک به پیدا کردن راه‌های سرگرم‌کننده برای پیوند خانواده

خانواده‌درمانی جایی است که شما می‌توانید راه‌های جدیدی را برای صرف وقت با هم برنامه‌ریزی کنید. درحالی‌که فرزند شما در حال درمان است، آن‌ها روش‌های جدیدی برای استراحت و زمان مناسب بدون دارو یا الکل را یاد می‌گیرند. پیوند به عنوان یک خانواده باعث می‌شود که سپری کردن زمان‌های سخت، آسان‌تر شود. به‌احتمال‌زیاد، نوجوانتان علائق زیادی دارد که دوست دارد با شما به اشتراک بگذارند و همچنین برادران و خواهرهایش احتمالاً پر از ایده‌هایی برای سرگرمی‌های خانوادگی هستند.

خانواده درمانی یکی از روش های درمانی اعتیاد در نوجوانان است.
نقش-خانواده-در-درمان-اعتیاد-نوجوانان

خانواده‌درمانی پشتیبان بهبودی عالی

هدف خانواده‌درمانی، تقویت پیوند بین نوجوانان و خانواده آن‌ها است. شرکت در جلسات درمان باهم، به‌عنوان یک خانواده، به نوجوانان شما نشان می‌دهد که حمایت کامل شما را در طول بهبودی خواهد داشت. اگر فرزندتان درگیر مصرف مواد است بهتر است هر چه سریع‌تر به یک خانواده درمانگر حرفه‌ای مراجعه کنید.


مقاله مرتبط: ارتباط با نوجوان مبتلا به اعتياد


منبع: Addiction Blog


مشکلات-عاطفی-اجتماعی-نوجوانان.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

نوجوانی، دوره نوسان بین رفتار و عواطف است، یعنی نوجوان درعین‌حال که شاد است احساس افسردگی می‌کند، گاهی اوقات رفتار خشن و گاه رفتاری ملایم دارد. نوجوان مدام در حالت رفت‌وبرگشت بین حالات کودکی و نوجوانی است. وی خواستار رفتار بزرگ سالانه است، درحالی‌که تجربه لازم را ندارد. با توجه به ویژگی‌های خاص نوجوانی، این دوران با مشکلات خاص خود نیز مواجه است. عدم آشنایی والدین با نیازها و ویژگی‌های نوجوان علل اساسی به وجود آمدن مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی است.

مشکلات اجتماعی و عاطفی دوران نوجوانی

درحالی‌که تعریف رفتار قابل‌قبول ممکن است از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد، همه ما احتمالاً با یک چیز موافق هستیم که ما می‌خواهیم نوجوانان به‌عنوان بزرگ‌سالان خوشحال، رشد کنند. نوجوانان معمولاً در طی سال‌های نوجوانی با پنج مشکل عاطفی و اجتماعی عمده روبرو هستند.

ایجاد هویت

یکی از مهم‌ترین مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی که با آن روبه‌رو می‌شوند ایجاد هویت است. اکثر نوجوانان این سؤال مهم را دارند که “من کی هستم؟”. کسانی که هویت ایمنی ندارند، سخت است که خود را با محیط‌هایی مانند مدرسه یا خانه هماهنگ کنند.

 

ایجاد استقلال

استقلال نباید با نیاز نداشتن به دیگران اشتباه گرفته شود. استقلال به معنای فردی است که خود را اداره می‌کند. یک نوجوان مستقل می‌تواند تصمیمات خود را بگیرد و خود را به اندازه کافی بپذیرد.

مشکل در ایجاد صمیمیت

یکی دیگر از مشکلات اجتماعی و عاطفی در دوران نوجوانی ایجاد صمیمیت است. صمیمیت ابتدا در گروه همسالان ایجاد شده و سپس به روابط عاشقانه گسترش می‌یابد. زمانی که شما صادق، مراقبت‌کننده و قابل‌اعتماد باشید، صمیمیت به وجود می‌آید. آشفتگی‌های قبل از نوجوانی ممکن است باعث شود نوجوان صمیمیت و رابطه جنسی را یکسان قلمداد کند، درحالی‌که این دو یکسان نیستند.

راحت بودن با جنسیت خود

نوجوانی و سال‌های قبل از آن، زمان گسترش تمایلات جنسی است. روشی که این تمایلات را نشان می‌دهند باعث ایجاد هویت جنسی سالم خواهد شد. با توجه به گزارش‌های پزشکی، نیمی از نوجوانان دبیرستانی از لحاظ جنسی فعال هستند.

موفقیت و رقابت

موفقیت و رقابت توسط جامعه پرورش داده می‌شود. نوجوان باید کشف کند چه چیزی می‌خواهد و در چه چیزهایی خوب است. پیدا کردن پاسخ برای این سؤال‌ها به آن‌ها کمک خواهد کرد که برای موفقیت تلاش کنند.

کارهایی که والدین باید در زمینه مشکلات عاطفی و اجتماعی نوجوانان انجام دهند.
نقش-والدین-در-بحران نوجوانی

والدین چه کار باید بکنند؟

والدین نقش مهمی در کمک به نوجوانان در برخورد با مشکلات عاطفی و اجتماعی در نوجوانی بازی می‌کنند.

  • شما می‌توانید در فعالیت‌های اجتماعی و گروهی مدرسه شرکت کنید. این به شما کمک خواهد کرد که دوستانش را بشناسید و همچنین مهارت‌ها و تلاش‌های او را تشخیص دهید.
  • موفقیت‌هایش را جشن بگیرید.
  • اگر پدر هستید، شما باید به طور منظم جلسات پیوند پدر و فرزند را نیز داشته باشید!
  • نباید دلسرد شوید اگر دائماً نظر خود را تغییر می‌دهند.
  • شما باید مراقب آنچه نوجوان شما در حال انجام است و دوستانی که با آن‌ها وقت می‌گذراند، باشید.

یکی از رفتارهای انحرافی که در نوجوانان می‌توان عنوان کرد این است که، ترجیح بدهند آخر هفته خود را، تنها با دوستان خود بگذرانند و علاقه‌ای به‌وقت گذرانی با خانواده نداشته باشند و از رفتارهای بحث‌برانگیز نوجوان می‌توان به مشاجره کردن و راه خود را در پیش گرفتن اشاره کرد. اگر در رابطه به نوجوان خود با مشکل روبه‌رو شدید و احساس کردید رفتارهایی دارد که برای شما قابل‌درک نیست، بهتر است با یک روان‌درمانگر نوجوان مشورت کنید. هر چه زودتر این کار را انجام دهید نوجوان شما در بزرگ‌سالی کمتر دچار مشکل خواهد شد.

برای مشاهده ویدئوهای دیگر درزمینهٔ دوران نوجوانی، ویژگی‌ها و بحران‌های این دوره می‌توانید به بخش آپارات ما مراجعه نمایید.

منبع: Mum Junction


اضطراب-مدرسه.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۷

بر اساس گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریكا (ADAA)، اضطراب مدرسه، ۲ تا ۵ درصد از کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر والدین از علل زمینه‌ساز این اضطراب آگاهی داشته باشند تا حد زیادی می‌توانند آن را مهار کنند.

راهکارهایی برای کاهش اضطراب مدرسه

در ادامه پیشنهادهایی ذکرشده است که در کاهش اضطراب مدرسه در کودکان به شما کمک شایانی می‌کند.

  • برای مواجه با اضطراب مدرسه سعی کنید خودتان آرام باشید. به یاد داشته باشید که کودکان به خصوص در سال‌های اولیه، با سرعت متفاوتی رشد می‌کنند. اگر در مورد عملکرد کودکتان نگران هستید، فعال باشید و با معلم وی که بتواند بازخورد خوبی به شما بدهد و پیشنهاد‌های سازنده‌ای در مورد یادگیری فرزندتان داشته باشد، ملاقات کنید.
  • کانال‌های ارتباطی با کودک خود را باز نگه دارید. به دوره‌هایی که در آن ممکن است تحت‌فشار قرار بگیرد حساس باشید و به او فرصت بدهید تا در مورد ترس‌هایش صحبت کند. بااین‌حال این واقعیت وجود دارد که کودک دارای اضطراب ممکن است همیشه نتواند صحبت کند، در زمان‌هایی مانند این موقعیت، راه‌های عملی برای یادآوری عشق و حمایت خود به او را پیدا کنید. مثلاً غذای موردعلاقه‌اش را درست کنید.
  • اگر فرزندتان به‌شدت در مورد عملکردش در مدرسه اضطراب دارد، روی باورهای فاجعه آمیزش در مورد پیامدهای عدم موفقیت وی در مدرسه کار کنید. کمکش کنید افکار منفی‌اش درباره وابسته بودن ارزش وی به عنوان انسان یا زندگی آینده‌اش، به نمراتش را، به چالش بکشد.
  • تأییدتان وابسته به دستاوردهای فرزندتان نباشد. از موفقیت‌های فرزندتان قدردانی کنید، اما تمرکز خود را بر ویژگی‌ها و رفتارهایی بگذارید که به او کمک کرده است تا به این‌ها دست پیدا کند؛ مانند تعهد، تمرکز و سخت‌کوشی او. همیشه بر اهمیت تحقق پتانسیل شخصی‌اش بیش از بهترین بودن، تأکید داشته باشید. دیر یا زود فرزندتان خود را فردی تواناتر، باهوش‌تر و سریع‌تر خواهد دید.
  • تلاش کنید تا ارزش‌های موفقیت فرزندتان را بیرون از کار مدرسه تأیید کنید. مثلاً مهارت‌های فوتبال او را جشن بگیرید.
  • به کودکتان آموزش دهید که شکست‌ها و نمرات پایین خود را به عنوان فرآیندی از آموزش که باعث پیشرفتش می‌شود ببیند. کارول دوک “رشد ذهنیت” را تقویت می‌کند که در آن تمام شکست‌ها به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مشاهده می‌شوند. تأکید می‌کند که توانایی ثابت نیست، اما همیشه می‌تواند از طریق تمرین توسعه یابد.

روش هایی برای کاهش اضطراب مدرسه
اضطراب مدرسه در کودکان

  • تمرکز بر روی مهارت‌های درحال‌توسعه که کودک شما را قادر می‌سازد تا احساس کنترل بیشتری روی یادگیری خود داشته باشد. همچنین به فرزندتان کمک کنید تا برنامه‌ریزی مناسبی برای تکالیف مدرسه داشته باشد تا بتواند از وقت آزاد خود استفاده کرده و استراحت کند.

اما یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اضطراب مدرسه فرزندتان، مراجعه به روانشناس کودک است. این روانشناسان، تخصص لازم در زمینه اختلالات و مشکلات کودکان دارند و می‌توانند به شما و کودکتان کمک کنند تا آن‌ها را حل کنید. اگر اضطراب مدرسه با فرزندتان باقی بماند و رفع نشود در بزرگ‌سالی او را دچار مشکل خواهد کرد.


مقاله مرتبطترس از مدرسه و راهکارهای درمانی آن



Anger-control-in-adolescents.jpg

هر کس ممکن است در طول زندگی خود عصبانی شود. خشم یک هیجان طبیعی در انسان است، و این راهی است که ذهن ناخودآگاه شما فشار روانی و عاطفی اش را آزاد می کند. عصبانی شدن امری نرمال است اما اینکه اجازه دهید عصبانیت بیش از اندازه شدید و غیر منطقی شود و از کنترل‌تان خارج شود، منطقی نیست. از کجا بفهمید که خشم تان از کنترل خارج شده است؟ و اگر در این صورت چگونه می توان آن را کنترل کرد؟ شاید تعجب کنید اما شناخت و کنترل خشم بسیار آسان است.

نوجوانان به دلایل مختلفی رفتار پرخاشگرانه از خود بروز می‌ دهند که برخی از آنها عبارتند از:

    • ناکامی
    • نیاز به استقلال
    • نیاز به قدرت و نمایش قدرت‌ طلبی
    • رسیدن به اهداف شخصی
    • مقابله با تهدیدهای جسمی و روانی،
    • الگوبرداری از محیط اجتماعی (خانواده، مدرسه و جامعه و فیلم‌ ها)
      • اختلالات روانشناختی
    • پیام های متناقض والدین

دلایل گوناگونی برای اثبات عدم کنترل خشم وجود دارد. دلایل ناتوانی در کنترل خشم در میان افراد متفاوت است و آمیزه ای از موارد گوناگون است. شاید خشمگین شدن تان در خانه، مدرسه و رویارویی با همسایگان نشانه عدم توانایی در کنترل خشونت باشد. دشواری کنترل خشم نشان دهنده نیاموختن روش های ارتباط برقرار کردن با احساسات درونی است. عدم کنترل و مدیریت خشم، سبب می شود روش های کنترل و مدیریت خشم را بیاموزید.

خشم چیست؟

خشم

خشم، عکس‌ العمل طبیعی در برابر تهدید، خطر و… است که به ما این اجازه را می‌ دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم؛ بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسان‌ ها ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌ کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌ گردد و پیامدهایی منفی خواهد داشت.

خشم می‌ تواند عصبانیت و ناراحتی جزیی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون‌ آمیز باشد و نظیر سایر احساسات انسان با ویژگی‌ های روانشناسی اشخاص تغییر می‌ کند. هنگامی که عصبانی می‌ شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌ شود، ضربان قلب و فشار خون تان بالا می‌ رود و میزان ترشح هورمون‌ ها نیز افزایش می‌یابد.

عصبانیت می‌ تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران، افراد خانواده و یا رییس خود رنجیده باشید و رفتار آن‌ ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مشکلات روزمره و یا به یاد آوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده‌ اند نیز از عواملی هستند که می‌توانند خشم شما را برانگیزند.

نشانه های خشم خارج از کنترل

  • اگر چیزی برای تان ناخوشایند و یا آزار دهنده باشد و کارها آن طور که می خواهید پیش نرود، عصبانی می شوید.
  • این امر منجر می شود که شما تهاجمی و پرخاشگرانه رفتار کنید مانند: فریاد زدن، فحاشی کردن، ضربه زدن، پرتاب کردن و یا حتی برنامه ریزی برای انتقام.
  • تا مدت‌ها بعد از آن اتفاق هنوز عصبانی هستید. اگر روی آن چیزی که شما را عصبانی کردید متمرکز شوید و نتوانید آن را از ذهن خود خارج کنید، پس در دردسر افتاده اید. چرا که عصبانیت عادی معمولا احساسی موقتی است و در واکنش به محرک های ناراحت کننده به وجود می‌ آید و بعد از مدتی هم از بین می‌ رود.
  • چیزهایی که در گذشته شما را عصبانی نمی‌ کردند، ناگهان دلیلی برای عصبانی شدن بیش از حد شما شده‌ اند. این در مورد مواردی که شما خشم‌ تان را سرکوب می‌ کنید صدق نمی‌ کند. این موقعیت مانند وقتی است که مثلا شما از اینکه کسی نمره‌ ای بهتر از شما گرفته بی‌ نهایت عصبانی می‌ شوید و یا وقتی که کسی زمان زیادی در دستشویی می‌ ماند از کوره در می‌ روید.
  • برای مقابله کردن با عصبانیت‌ تان کارهای خود تخریب کننده انجام می‌ دهید. مثلا: رانندگی با بی‌ احتیاطی، ورزش‌ های خطرناک، دعوا کردن، مصرف دارو یا مواد، مصرف نوشیدنی‌ های الکلی یا دوستی با دوستان ناباب.

نشانه های جسمانی خشم

تپش قلب در خشم

بدن از روش های گوناگونی استفاده می کند تا به شما اطلاع دهد که خشمگین هستید. مهم ترین روش ها عبارتند از:

    • ضربان قلب: ضربان قلب تان به شدت افزایش می یابد به گونه ای که حس می کنید قلب تان می خواهد از قفسه سینه تان بیرون بزند.
      •  تنفس سریع: میزان تنفس به اندازه ای افزایش می یابد که توان نفس کشیدن را از دست می دهید.
      • منقبض شدن عضلات: در بدن تان احساس فشردگی و کوفتگی می کنید.
    • افزایش حرارت بدن: احساس گرما می کنید و تعریق بدن تان به شدت افزایش می یابد.

مقاله مرتبط: خشم منجر به مشکلات قلبی می شود!


راه هایی برای کنترل خشم

یاد بگیرید منشا واقعی خشم تان را تشخیص دهید. بین ناراحتی منطقی و ناراحتی غیر منطقی تفاوت وجود دارد. کسی شما را ناراحت کرده، فردی، شخصی را که شما به او اهمیت می‌ دهید را آزار داده و یا صدمه رسیدن به اموال تان دلیل خوبی برای عصبانی شدن است. اما اینکه کسی به شما، به ظاهر و به تصور خودتان بی‌ احترامی کند، سر راه‌ تان قرار بگیرد، باعث شود سرعت انجام کارهای تان کم شود، از شما خوش شانس‌ تر باشد و کاری را بهتر از شما انجام دهد، این‌ ها دلیل خوبی برای عصبانی شدن نیستند.

نفس عمیق بکشید. بعد از این کار از موقعیت دور شوید و از خود بپرسید: “واقعا چرا من عصبانی هستم؟” معمولا افراد دچار اشتباه می‌ شوند و فکر می‌ کنند عصبانیت‌ شان دلیل بزرگ‌ تر و مهم‌ تری دارد.

محرک‌ های خشم تان را بشناسید. اگر چیزها یا موقعیت‌ های بخصوصی هستند که همیشه شما را عصبانی می‌کنند و یا نمی‌ توانید آنها را بپذیرید، آنها را بشناسید. سپس یک قدم جلوتر بروید و از آنها دوری کنید و بعد وقتی که آرام هستید واکنش مناسب در برخورد با این چیزها را در ذهن‌ تان تمرین کنید تا ذهن‌ تان را برای زمانی که واقعا با این مسائل رو به رو می‌ شوید، تمرین دهید.

موقعیت خشم برانگیز

برنامه ریزی هوشمندانه برای زمان تان. یکی از عمده‌ ترین مسائلی که در افراد استرس ایجاد می‌ کند، ضعف در مدیریت زمان است. زمانی که عجله دارید و چیزی باعث می‌ شود سرعت شما کند شود و یا جلوی شما را می‌ گیرد، احتمالش زیاد است که با خشم با آن قضیه برخورد کنید. آسان‌ ترین کار برای جلوگیری از این وضعیت تمرین مدیریت زمان است.

ورزش کنید. ورزش راهی عالی برای خالی کردن استرس بدن و ذهن است. افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند کمتر در برابر مسائل و ناراحتی‌ ها واکنش‌ های افراطی نشان می‌ دهند.

با خودتان صحبت کنید. عصبانی شدن باعث می‌ شود قسمت استدلالی مغزتان برای چند لحظه خاموش شود و راهی که می‌ توانید به وسیله آن استدلال‌ تان را برگردانید حرف زدن است. ممکن است به نظرتان عجیب بیاید ولی قبل از اینکه بخواهید افکارتان را با صدای بلند بازگو کنید چند لحظه صبر کنید و با خود صحبت کنید. به این طریق افکارتان را جمع می‌ کنید و سپس آنها را به بقیه اعلام می‌ کنید. این یکی از موثرترین و بهترین روش‌ ها برای کنترل خشم و رفتار کردن به طور عاقلانه است.


مقاله مرتبط: ۵ قانون مهار خشم

مقاله مرتبط: با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم

مقاله مرتبط: ۲۳ نکته براي غلبه بر خشم

مقاله مرتبط: چگونه خشم خود را مدیریت کنیم؟



Divorce-1.jpg

طلاق یکی از پر استرس ترین رویدادی است که هر کسی می تواند تجربه کند. کنترل احساسات به یک چالش روزانه تبدیل می شود. شما و همسر سابقه تان جلوی بچه ها از یکدیگر انتقاد می کنید و پیغام ها ی نامناسب برای هم می فرستید و با الفاظ بد جلوی کودکان تان با هم صحبت می کنید. احساس می کنید رعایت ادب غیر ممکن است.

متأسفانه، بسیاری از کودکان به دلیل جنگ والدین، طلاق را به عنوان آسیب و تروما تجربه می کنند، مادر و پدر در حال سرزنش یکدیگر هستند در حالی که بچه ها بین آنها قرار دارند. این می تواند برای ماه ها، شاید حتی سال ها ادامه داشته باشد. زمانی که بچه ها می بینند والدین یکدیگر را به عنوان هیولا به تصویر می کشند، نوعی آسیب عاطفی را تجربه می کنند که یک عمر ادامه خواهد داشت. پس چگونه می توانید از بدتر شدن وضعیت برای آنها جلوگیری کنید؟ اگرچه هیچ چیز به طور کامل موجب کاهش درد طلاق نمی شود، اما راه های متعددی وجود دارد که والدین طلاق می توانند به بهبودی فرزندان شان کمک کنند.

طلاق از دیدگاه کودکان و نوجوانان

طلاق از دیدگاه کودکان و نوجوانان

طلاق یکی از مهم ترین رویدادهای تغییر دهنده زندگی است. مهم نیست که چقدر سعی دارید درد را کم کنید، جدا شدن تاثير مهمی بر خانواده شما خواهد داشت. یک دوره افسردگی، غم و اندوه و احساس بی نظمی و گیجی کم کم نرمال می شود. بچه ها هم نیز طبیعتا غم و اندوهی خواهند داشت که باید شناسایی شود. هنگامی که شما در حال تلاش برای سرپا نگه داشتن خود بعد از طلاق هستید، اینکه از نظر احساسی بخواهید برای کودک تان در دسترس باشید واقعا چالش برانگیز است. مهم این است که به یاد داشته باشید که بچه های تان چه می خواهند. تمام زندگی آنها، از جمله وضعیت زندگی آنها، تغییر خواهد کرد. آنها ممکن است مجبور شوند مدرسه شان را تغییر دهند و دوستان جدیدی پیدا کنند.

بی توجهی یا توجه بیش از حد به کودکی که والدین شان از هم جدا شده اند به یک اندازه آسیب زاست. گاهی خانواده ها واقعه تلخ طلاق را به صورت افراطی درباره کودک جبران می کنند و با توجه نشان دادن بیش از حد، فراهم آوردن امکانات، برآوردن خواسته ها و نیازهای به جا یا بی جای کودک می خواهند واقعه طلاق را به نوعی برای او جبران کنند. در صورتی که باید کودک را با شرایط و وضعیت واقعی، دلتنگی، افسردگی و ناراحتی ناشی از آن همراهی کرد؛ نه این که توجه او را معطوف به چیز دیگری کرد.


مقاله مرتبط: کودکان و طلاق

مقاله مرتبط: کنار آمدن با طلاق و جدایی

مقاله مرتبط: پیامدهای منفی طلاق


آنچه شما می توانید انجام دهید

زمانی را برای گوش دادن و درک احساسات آنها بگذارید. از اینکه آنها را مستقیما نصیحت کنید، اجتناب کنید یا تلاش نکنید که نیمه پر لیوان را به آنها نشان دهید. به درد آنها احترام بگذارید، شما به آنها آموزش می دهید که چطور با روش درست و سالم با این مشکل مقابله کنند.

ترس پدر و مادرها چیست؟

هر پدر و مادری نگران این است که طلاق چه تاثیری بر فرزندشان خواهد گذاشت. این ترس ممکن است والدین را در رابطه ای طولانی تر از آنچه می خواستند، نگه دارد. اقدامات شما و یا عدم اقدامات می تواند تاثیر زیادی در کودکان شما داشته باشد. تحقیقات نشان می دهد که مهم ترین عامل حفظ سلامت روانی کودک شما این است که آیا شما و همسرتان می توانید مودب و به دور از جنگ و نزاع در کنار یکدیگر قرار بگیرید. احساس خشم و عصبانیت بخش مهمی از روند بهبود است اما بیان این احساسات در مقابل بچه ها این نیاز را به حداقل می رساند. این باعث می شود که آنها بین شما دو نفر، گرفتار شوند.

آنچه شما می توانید انجام دهید

روشی سالم برای ابراز این سرخوردگی و ناامیدی پیدا کنید، مانند نوشتن خاطرات روزانه یا ورزش کردن. دفترچه خاطرات خود را در جایی نگه دارید که فرزندان تان قادر به دسترسی به آن نباشند.

چرا با شما شروع می شود؟

رفتار متمدنانه را از امروز شروع کنید. سعی کنید با همسرتان مودبانه و به دور از جنگ و نزاع رفتار کنید. شما ممکن است به خودتان بگویید، “این امکان پذیر نیست، شما همسر سابق من را نمی شناسید.” اگر سوء استفاده فیزیکی و روانی وجود نداشته باشد، این کار امکان پذیر است. شما باید الویت خود را بر مودب بودن و کمک به کودک تان برای مقابله با این موقعیت، بگذارید. اما چطور می توانید با کسی که تمام سعی خود را می کنید تا از او فاصله بگیرید این طور رفتار کنید؟ معقول و مودب بودن نیاز به صبوری دارد، اما ارزشش را دارد که این کار را انجام دهید. شما در دراز مدت استرس کمتری خواهید داشت و بچه های تان احساس امنیت بیشتری خواهند کرد. دامن زدن به خشم، انرژی منفی، استرس زا و ناامیدی را ایجاد می کند که باعث بهبودی نخواهد داشت.

آنچه شما می توانید انجام دهید

توجه خود را از گذشته به زمان حال آورید. روی چیزی که می توانید کنترل کنید متمرکز شوید و چیزهایی را که نمی توانید کنترل کنید، رها کنید.

پایان دادن به جنگ بین خود و همسر سابق تان

چگونه می توان تنش را تغییر داد؟ ابتدا رفتار خود را تغییر دهید و هدف آنها را مودبانه و معقولانه تعیین کنید. اغلب رفتارها هنگامی که یک رابطه شروع به شکست می کند، ناپدید می شوند. آیا هنوز هم می گویید “لطفا”، “متشکرم” و “خواهش می کنم”؟ سپس نسبت به گفتگوی درونی منفی خود، آگاه شوید. این افکار شخصی شما است. نشخوار فکری نکنید در مورد اینکه چگونه همسرتان شما را آزار داده و باعث ایجاد مشکل برای شما شده است. هرچه بیشتر افکار خود را منفی نگه دارید، بیشتر احتمال دارد که شما هر گونه شانس ارتباط مسالمت آمیز را از بین ببرید. در عوض، انرژی خود را برای کشف چگونگی کمک به این رابطه متمرکز کنید تا بتوانید رشد کنید و درس های ارزشمندی را یاد بگیرید.

پایان دادن به جنگ بین والدین

آنچه شما می توانید انجام دهید

اگر کنار آمدن با یک سری مسائل برای تان سخت است، سعی کنید ظرف پنج دقیقه نظرات خود را درباره همسر سابق تان بنویسید. سپس به عقب برگردید و همان داستان را از دیدگاه همسر سابق تان بگوئید این می تواند دیدگاه شما را در هنگام ایجاد همدلی تغییر دهد. هدف اصلی این است که با گذشته به صلح برسد تا بتوانید یک شروع جدید را بسازید.


مقاله مرتبط: فراهم کردن مقدمات طلاق برای کودکان



Psychiatric-disorders-in-adolescents.jpg

نوجوانی یک فصل حساس از زندگی هر انسانی است. از نوسانات خلقی تا مسائل مربوط به مدرسه، تمام نوجوانان مشکلی دارند. اما گاهی اوقات، پریشانی یک نوجوان ممکن است به حدی برسد که نیاز به دریافت کمک از یک متخصص باشد. با این حال، درمان به طور قطع نیازی به یک رویداد آسیب زا یا مشکلات جدی روحی روانی ندارد. ملاقات با یک درمانگر می تواند از تبدیل شدن مسائل جزئی به مشکلات بزرگ جلوگیری کند. گاهی اوقات، چند جلسه درمان کوتاه می تواند بر سلامت کلی نوجوانان تاثیر بگذارد. نوجوانان می توانند از ملاقات با یک درمانگر برای بحث در مورد موضوعات مختلف، از جمله مسائل مرتبط با هویت جنسی بهره مند شوند.

دلایل اصلی مراجعه نوجوانان به روانشناس

 افسردگی

اختلالات خلقی اغلب در طول سال های نوجوان شروع می شود و اگر درمان نشود، افسردگی می تواند در بزرگسالی ادامه یابد. اگر نوجوان شما تحریک پذیر و غمگین است، با یک متخصص صحبت کنید. تشخیص دقیق و مداخله زودهنگام، اجزای کلیدی برای درمان موثر است.

افسردگی در نوجوانان


مقاله مرتبط: نشانه های افسردگی در نوجوانان


اختلالات اضطرابی

سال های نوجوانی، سال های رو به رشد و تغییرات سریع از لحاظ جسمی، ذهنی و اجتماعی است. برای برخی از نوجوانان این تغییر همراه با ترس می شود بنابراین اضطراب آور است. طبیعی است که نوجوانان گاهی نگران باشند، اما برخی از نوجوانان اضطراب شدیدی را تجربه می کنند. مشاوران بر آن اند که همه ترس و اضطراب ها، گاهی نیاز به کمک های حرفه ای ندارند. اما زمانی که این ترس ادامه می یابد و زندگی روزمره ی نوجوان و تصمیم گیری او را مختل می کند، باید حتما برای اضطراب او تمهیدی اندیشید. آیا نوجوان شما در صحبت کردن در کلاس دچار مشکل است، یا اینکه او به طور مداوم نگران اتفاقات بد است؟ درمان می تواند به او کمک کند تا یاد بگیرد که چگونه علائم خود را مدیریت کند.

سه مورد زیر از نشانه های اضطراب است و نیازمند مشاوره درمانی است:

 نگرانی هایی که از بین نمی رود

این حالت مانند تصور خود روی یک لبه است یا تصور اینکه زخمی که به مرور زمان التیام نمی یابد. با این مشخصه نوجوان بدون هیچ دلیل روشن و مشخصی آرامش ندارد.

نگرانی هایی که با گذر زمان بیشتر و بدتر می شود

این زمانی است که نوجوان به نوعی انزوا را از جمع ترجیح می دهد، از این که در شرایط و موقعیت خاصی قرار بگیرد، فرار می کند. بعضی افکار منفی کش دار در ذهنش دارد که کنترل شان سخت است و این معمولا با نشانه های جسمی مثل معده درد، عرق کردن، ضربان قلب، سردرد، تنفس سریع و اسهال همراه است.

 نگرانی هایی که زندگی روزمره ی نوجوان را تحت الشعاع قرار می دهد

زمانی که نوجوان نمی تواند کارهای روزمره خود را انجام بدهد یا نمی تواند از چیزی لذت ببرد.

مشکلات رفتاری

اخراج از مدرسه، پیروی نکردن از قوانین خانه و مدرسه و پرخاشگری، ممکن است نشانه هایی از مشکلات جدی تر باشد. درمانگر می تواند کمک کند به شناسایی مشکلات احتمالی سلامت روان، کمبود مهارت و یا مشکلات اجتماعی که ممکن است باعث رفتار نوجوان شما شود.

مسائل مربوط به سوء مصرف مواد

متاسفانه، مواد مخدر و الکل می تواند مشکلات جدی برای نوجوانان ایجاد کند. یک مشاور سوء مصرف مواد می تواند مصرف مواد در نوجوان شما را ارزیابی و کمک به تعیین مناسب ترین روش درمان کند. درمان فردی، گروه درمانی و سم زدایی گزینه هایی است که ممکن است بسته به شدت مشکلات نوجوان تان پیشنهاد شود.


مقاله مرتبط: برای پیشگیری از اعتیاد نوجوانان، از کودکی شروع کنید!


استرس

این که آیا این فشار برای عملکرد خوب در امتحان باشد یا نگرانی در مورد آنچه که بعد از دبیرستان باید انجام دهد، استرس می تواند عواقب جدی را به دنبال داشته باشد. درمان می تواند به مهارت های یادگیری نوجوان کمک کند تا استرس را با موفقیت مدیریت کند و این چیزی است که در طول زندگی آنها به خوبی به آنها خدمت خواهد کرد.

مدرسه و مسائل اجتماعی مرتبط

قلدری، نمرات پایین و مسائل مربوط به معلم ها فقط تعداد کمی از مشکلات اجتماعی است که بسیاری از نوجوانان تجربه می کنند. درمان می تواند به نوجوانان کمک کند تا از یک سیستم پشتیبانی برخوردار شوند و مهارت هایی را به آنها آموزش دهد تا بتوانند مدرسه را با موفقیت پشت سر بگذارند.

قلدری در نوجوانان

مشکلات قانونی

سرقت، نوشیدن الکل و دعوا تنها بخشی از مشکلاتی است که می تواند برای نوجوانان مشکلات قانونی ایجاد کند. درمان می تواند به نوجوان کمک کند تا بتواند یاد بگیرد انتخاب های سالم تری داشته باشد تا مانع از مشکلات قانونی بیشتری شود.

عزت نفس پایین

نوجوانی زمانی است که معمولا با مشکلات اعتماد به نفس درگیر می شویم اما برخی از نوجوانان مشکلات عزت نفس جدی را تجربه می کنند. هنگامی که این مسائل به صورت غیرقابل حل باقی مانده است، نوجوانان در معرض خطر بیشتری از مشکلاتی مانند سوء مصرف مواد و شکست تحصیلی هستند. درمان می تواند به تقویت عزت نفس نوجوان کمک کند.

عزت نفس پایین در نوجوانی

تروما

تجربه نزدیک به مرگ یا تجاوز جنسی و وقایع آسیب زا می تواند تاثیر عمیقی بر نوجوان داشته باشد. درمان می تواند انعطاف پذیری را افزایش دهد و تاثیرات حوادث آسیب زا را در زندگی نوجوان کاهش دهد. مداخله زودهنگام می تواند کلید کمک به بهبودی نوجوان از شرایط دردناک باشد.

سوگ

نوجوانان با غم و اندوه ناشی از سوگ، کمی متفاوت از بزرگسالان مقابله می کنند و از دست دادن یکی از عزیزان می تواند در طول نوجوانی بسیار دشوار باشد. درمان فردی، خانوادگی و یا گروهی می تواند به نوجوانان کمک کند تا احساس از دست دادن خود را درک کنند.


مقاله مرتبط: سوگ و داغدیدگی در کودکان و نوجوانان


فرار از خانه

فرار از خانه عبارت است از رفتاری که در آن کودک یا نوجوان، خانه یا محل اقامت خود را بدون اجازه والدین یا ولی قانونی خود، برای حداقل مدت یک شب ترک می کند. فرار از خانه کاری است که نوجوان ارادی انجام می دهد و احتمال می رود مدتی پس از ترک خانه نیز به آن برگردد. در واقع در بسیاری از موارد، ترک خانه نوجوان چندان طولانی نیست. اما نوجوان بی خانمان، معمولا به دلایل متعدد و برای مدت زمان طولانی و حتی گاه برای همیشه، از خانه دور می شود. بی خانمانی در بسیاری از مواقع به خواست و اراده نوجوان نیست و ممکن است عدم تمایل والدین یا سرپرست قانونی به نگهداری وی (مانند زمانی که معتاد می شود) و یا ناتوانی از پرداخت هزینه نگهداری او موجب این امر شود. بسیاری از نوجوانانی که از خانه می گریزند، سرانجام تبدیل به نوجوانان خیابانی می شوند.


مقاله مرتبط: علت فرار کودکان و نوجوانان از منزل چیست؟


روش های شناخت مسائل جوانان

  • مشاهده مستقیم: با تحت نظر داشتن رفتارهای فرد می توان به مشکلات وی پی برد.
  • مصاحبه تخصصی: که توسط روانشناس انجام می شود.
  • اجرای پرسشنامه: با تهیه پرسشنامه و اجرا آنها می توان مشکلات جوانان را در آموزشگاه، جامعه و خانواده بررسی نمود.
  • مصاحبه با والدین.
  • مطالعه موردی.
  • سرگذشت نگاری یا تحلیل یادداشتها و دفترچه خاطرات فرد.

مقاله مرتبط: روانشناسی نوجوانان



parenting-style.jpg

والد گرامی، در زیر عباراتی درباره نحوه برخورد والدین با فرزندانشان آورده شده است. لطفا جملات زیر را به دقت بخوانید و با توجه به مقیاس زیر میزان موافقت خود را با کدام از آنها مشخص کنید. لطفا تا جایی که ممکن است هیچ موردی را بدون پاسخ نگذارید.


Anger.jpg

در مشاوره کودک و مشاوره خانواده دارای فرزند توجه به عصبی بودنفر فرد خصوصا کودک از درجات بالایی برخوردار است.عصبانیت و پرخاشگری در دوران کودکی تا حدی عادی است، ولی به تدریج کودک به علت رشد شخصیتی بر خود مسلط می شود. احتمال دارد عصبانیت اولین علامت یک افسردگی باشد ولی اغلب واکنشی است انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی، چون کودک نمی تواند خواسته های خود را به تعویق بیندازد. پرخاشگری شدید یا غیظ و خشم مکمن است با علت احساس رنجش عمیق کودک بر اثر بی عدالتی یا تبعیض اولیا باشد، ولی غالباً علت آن تضادها و کشمکش های درونی کودک در مقابل عوامل آزاردهنده یا احساس عجز و ناتوانی است.

عصبانیت و پرخاشگری کودکان

غیظ و خشم کودکان بطور مختلف مانند فریاد کشیدن، گریه کردن، خود را به زمین زدن و به خاک مالیدن، گاز گرفتن، دشنام دادن شکستن اشیاء، و حتی کتک زدن والدین تظاهر می کند. این حالات اغلب از دو یا سه سالگی به بعد یعنی در یک دوره منفی گری یا مقاومت دیده می شود، و در پسران شایع تر از دختران است.

این حالات معمولا ً زیانی به کودک نمی رساند اما اگر ادامه یابد باعث عدم رشد اجتماعی و وجدان اخلاقی می شود و در نتیجه در مراحل بعدی زندگی ممکن است به اختلالات شخصیتی و سایکوتیک منجر شود. در کودکان بزرگتر اگر این حالات بروز کند ممکن است نوعی بازگشت به کودکی تعبیر و توجیه شود.

دزدی، دروغگویی، فرار از مدرسه می توانند جزء پرخاشگری های انفرادی یا حتی گروهی باشند. مصرف سیگار، مشروبات الکلی، تجاوز جنسی و اقدام ویا ژست به خودکشی در نوجوانان پرخاشگر خیلی زود به چشم می خورند.

عصبانیت و پرخاشگری گاهی پس از بیماری مثل آنسفالیت، یا ضایعات عضوی مغزی بروز می کند. پرخاشگری در صرع های تمپورال فراوان به چشم می خورند.

برای درمان باید علت را در خانواده نیز جستجو کرد. اغلب پدران یا حتی مادران الکلیک، سایکوپات، و مادران حساس و هیجانی هستند و در پرورش کودک خود جانب اعتدال را رعایت نکرده اند. یا در پرورش کودک کوتاهی کرده یا بلعکس در مراقلت از کودک افراط شدید داشته اند.

بهترین طریقه آرام کردن کودک، مبارزه با علت ناکامی، برخورد منطقی و اطمینان بخشیدن به کودک است. غالباً بهتر است کودک و والدین توماً درمان شوند.

درمان های؛ روان درمانی فردی ، گروهی، خانوادگی ، مشاوره روانشناسی، در صورت لزوم انتقال کودک به منزل دیگر یا بستری در بیمارستان، درمان های دارویی در صورتی که علت ضایعات مغزی باشد، و همچنین سن شروع درمان و ادامه آن هر کدام به نوبه خود قدم موثری در بهبودی این بیماران است.



سوءاستفاده های دوران کودکی می تواند اثرات فراوانی داشته باشد. از ناامنی ها تا مسائل مربوط به صمیمیت، از جسارت به اعتماد به مردم، مشکل در برقراری ارتباط با دیگران، اثرات سوء استفاده در دوران کودکی در هر زمینه ای از زندگی شما، خود را نشان می دهد. کودک آزاری (child abuse) عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود. هرچند به دست آوردن اطلاعات دقیق در مورد آزار کودکان ناممکن است ولی به طور تخمینی در سال بیش از یک میلیون کودک دچار نقص عضو شده، زخمی می‌شوند، به شدت کتک می‌خورند، آزار جنسی می‌بینند، گرسنگی می‌کشند، چاقو یا شلاق می‌خورند، زندانی می‌شوند و یا با آنان بدرفتاری‌های دیگری می‌شود. آزار کودکان در طبقات پایین بیشتر از طبقه متوسط گزارش شده است ولی در همه طبقات، نژادها و گروه‌های قومی مشاهده شده است. سوء استفاده های دوران کودکی می تواند به مسائل مادام العمر و یا حتی اختلال استرس پس از سانحه توسعه یابد. انواع مختلفی کودک آزاری وجود دارد که در ادامه به شرح آنها می پردازیم.

انواع کودک آزاری

صدا زدن اسم و سایر موارد سوء استفاده کلامی

در حالی که برخی افراد ممکن است بگویند که کلمات هرگز به آنها آسیب نمی رسانند، کلمات می توانند صدمه زننده باشند، به ویژه هنگامی که شما خیلی جوان هستید. البته، کلمات مراقب یا والدین توانایی پیچیده تری برای صدمه زدن به کودک دارند. یک مطالعه توسط جانسون، کوهن و همکاران نشان داد، کودکانی در معرض آزار کلامی قرار می گیرند احتمال ابتلا به دیابت در آنها افزایش می یابد. همین طور تحقیقات آنها نشان داد که آزار کلامی می تواند توسعه و رشد قسمت هایی از مغز را تغییر دهد. به این ترتیب سوء استفاده کلامی کودک حتی می تواند اثرات فیزیکی داشته باشد.

سوءاستفاده صنعتی

به کار گماردن کودکان در کارخانه ها، کارگاه های تولیدی کوچک، کوره پزخانه ها و مزارع نیز کودک آزاری تلقی می شود که در کشورهایی مثل هند، افغانستان، پاکستان و تا حدودی کشور خودمان شیوع زیادی دارد.

  سوء استفاده جنسی

نیازی به گفتن نیست که تمام این موارد بسیار اشتباه است و اغلب برای یک کودک بسیار آسیب پذیر است. سوءاستفاده جنسی، هرچند صریح یا ضمنی، می تواند مسائل دور و دراز مدت را به وجود آورد.

بی توجهی و نادیده گرفتن

فراهم آوردن نیازهای عاطفی و فیزیکی کودک نمی تواند منجر به مشکلات بعدی در زندگی وی شود. با این حال، نادیده گرفتن نیازهای فیزیکی مثل غذا می تواند به مشکلات فیزیکی مانند ضعف عضلانی منجر شود. توجه نكردن به نیازهاى اولیه و حقـوق اساسـى كـودك ماننـد تغذیـه، بهداشـت، داشـتن سرپناه، پوشش كافى، امنیت، محبت، آموزش و… اگر به شكلى باشد كه باعث ایجاد اختلال در سلامتى یا رشـد كودك شود، نوعى كودك آزارى محسوب مى شود. غفلت والدین و كسانى كه مسئول محافظت از كودكان هستند معمولاً از فقـر و نـاتوانى آنـان در محافظـت از كودكان ناشى مى شود و اغلب این كودكان مورد سایر كودك آزارى ها نیز قرار مى گیرند.

عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن): نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و سرپرستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، حمام نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف.

عدم رسیدگی‌های بهداشتی و درمانی و بی‌توجهی به سلامت کودک: واکسن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان.

عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت‌های فوق برنامه: مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت‌های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت‌های اجتماعی، تمرکز) کودک می‌شود.

نبود قاعده و قانون در خانه: نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره.

کودک آزاری جسمی

به هرگونه آزار جسمی که به طور عمد یا حتی غیرعمد توسط والدین یا مراقبین و به طور کلی اطرافیان کودک اعمال شود، کودک آزاری جسمی گفته می شود.

کودک آزاری عاطفی

رفتارهای خصمانه یا بی تفاوتی والدین نسبت به کودک، توهین، تحقیر و هرگونه رفتاری که به کودک استرس وارد کند و به اعتماد به نفس او لطمه بزند، کودک آزاری عاطفی محسوب می شود.
طرد کردن، نادیده گرفتن، خرد کردن شخصیت کودک، منزوی کردن و وادار کردن او به انجام رفتار نامناسب، از مصداق های کودک آزاری عاطفی هستند که به رغم آسیب های روانی زیادی که به کودک وارد می کنند اغلب قابل پی گیری و اثبات نیستند.

انواع کودک آزاری عاطفی

پرخاشگری و انتقاد بیش از حد: پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می‌کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می‌دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می‌برند و او را تحقیر می‌کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می‌برند، ایجاد احساس بی‌اهمیتی و ناچیز بودن در کودک.

نبود محبت و عاطفه و طرد کودک:در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها.

محرومیت از توجه: پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی نکردن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر.

ناهماهنگی و رفتارهای متناقض: خواسته‌های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می‌دهند بار دیگر بشدت تنبیه می‌کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می‌کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می‌شود).

تهدید به ترک کودک: تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم‌خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می‌کنند (منجر به رابطه اضطرابی با والدین می‌شود).

خواسته‌ها یا استرس‌های نامناسب: کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه‌ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام‌های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبه‌رو شدن با طلبکار.


alcohol-1.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

با توجه به مراکز اعتیاد آمریکا، تقریبا ۴۵٪ جمعیت ایالات متحده در معرض برخی از انواع اعتیاد به الکل و رفتار الکلی در خانواده خود قرار دارند. بر این اساس این رقم به ۷۶ میلیون نفر می رسد و تقریبا ۲۶ میلیون نفر از آن را کودکان تشکیل می دهند. اگر چه این مقاله مربوط به والدین الکلی می باشد، اما با این خانواده ها نیز می تواند در ارتباط باشد: خانواده های بیش از حد مذهبی، والدین با بیماری های مزمن، یا پدر و مادرهایی که دارای رفتار اجباری مانند قمار، سوء مصرف مواد و پر خوری هستند. اغلب کودکانی که والدین معتاد دارند، وحشت زده هستند. این کودکان ممکن است قربانی خشونت فیزیکی یا فحاشی شوند. همچنین ممکن است شاهد خشونت باشند. اغلب مصرف کنندگان الکل و سایر سوء مواد مخدر با خشونت خانگی عجین هستند و در نتیجه، این کودکان ممکن است از سندرم استرس پس از سانحه رنج ببرند، که با همان اختلالات خواب، یادآوری گذشته، اضطراب و افسردگی همراه خواهد بود. این کودکان تنها برای رفاه خودشان دچار ترس نیستند، بلکه دچار نگرانی های واقعی نیز هستند که مبادا پدر و مادرشان به دلیل مصرف الکل یا مواد مخدر بیمار شوند یا جان خود را از دست دهند. آنها می دانند که والدین شان ممکن است در حال مستی رانندگی کنند یا در خیابان ها دعوا کنند. کودکان پدر و مادر خود را دوست دارند و نگران آنها هستند و همچنین احساس عصبانیت و ناراحتی می کنند که والدین شان به اندازه کافی آنها را دوست ندارند که از مصرف مواد دست بکشند. در ادامه تاثیرات والدین الکلی بر کودکان را مورد بررسی قرار داده ایم.

تاثیرات والدین الکلی بر کودکان

تاثیرات والدین الکلی بر کودکان

روابط خانواده سالم را درک نمی کنند

این کودکان در بزرگسالی با درک این موضوع که یک خانواده عادی چگونه هست مشکل دارند، به دلیل آن که در دوران کودکی خود نمونه ای از آن را نداشته اند. در نتیجه، آنها باید حدس بزنند نرمال و طبیعی بودن به چه معنا است. آنها همچنین ممکن است تفاوت بین الگوهای خوب و بد را درک نکنند. وقتی که کوچک هستیم، انتظار داریم والدین ما ابر قهرمان باشند، پس رفتارها و عمل آنها به هیچ وجه اشتباه نیست حتی اگر به ما آسیب برسانند.

سخت گرفتن به خود

کودکان پدر و مادر الکلی به سختی به خود استراحت می دهند. آنها به خود سخت خواهند گرفت بنابراین پیدا کردن آرامش برای شان سخت خواهد شد. آنها اغلب احساس می کنند که مجبور به رفتن مسیر اضافی هستند، و مجبور هستند همه کارها را به بهترین نحو انجام دهند در غیر این صورت احساس شکست خواهند کرد. در نتیجه، کودکان والدین الکلی ممکن است با مشکلات مربوط به هویت رشد کنند زیرا آنها مطمئن نیستند که چه کسی هستند وقتی که کارشان را به بهترین نحو انجام دهند.

مشکلات مربوط به اعتماد

مشکلات مربوط به اعتماد

آنها مسائل مربوط به اعتماد دارند که باعث می شود تا در  ایجاد روابط نزدیک و صمیمانه دچار مشکل شوند. کودکانی که با والدین الکلی بزرگ می شود به دیگران اعتماد ندارند، زیرا که آنها چنین رابطه پر هرج و مرجی را با آنها تجربه کرده اند. این نخستین رابطه ای است که آنها تا کنون ساخته اند، که زخم بزرگی ایجاد می کند که متاسفانه بر روابط آنها در بزرگسالی تاثیر می گذارد. آنها آسیب پذیر می شوند، می ترسند که دیگران به آنها آسیب بزنند یا به آنها خیانت کنند، زیرا آنها به طور مداوم توسط رفتار سمی والدین خود تحقیر و ناامید شده اند.

ترس از رها شدن

ترس از رها شدن

والدین الکلی اغلب از لحاظ احساسی یا فیزیکی در دسترس نیستند. در نتيجه، كودكانی كه آنها پرورش می دهند، اغلب ترس از رها شدن دارند. زمانی که آنها در روابطی قرار می گیرند که برای آنها بد است، آنها نمی دانند چگونه این رابطه را ترک کنند، زیرا فکر تنها بودن آنها را بیشتر می ترساند.

تاثیرات والدین الکلی بر کودکان

مسئولیت پذیری زیاد و دارای تمایلات کمال گرایانه یا مخالف آن

کودکانی که با پدر و مادر الکلی بزرگ شده اند، ممکن است با بسیاری از انتقادهای تند آنها مواجه شده باشند. این امر اغلب باعث می شود که کودک سعی کند کامل شود تا از شنیدن کلمات آزار دهنده جلوگیری کند. در نتیجه این کودکان طوری بزرگ می شوند که یا معتاد به کار  یا کمال گرا می شوند. آنها همچنین تمایل به سرزنش خود دارند، بنابراین آنها ممکن است مسئولیت مشکلاتی را که به آنها مربوط نیست را، برعهده بگیرند. از سوی دیگر، بچه هایی که با والدین الکلی بزرگ می شوند، ممکن است غیر مسئول شوند. از آنجا که پدر و مادرشان همیشه آنها را مورد انتقاد قرار داده اند، ممکن است در این زمینه تلاشی نکنند.

تعارض، افراد خشمگین و چهره های مقتدر برای آنها ترسناک است
ت

تعارض، افراد خشمگین و چهره های مقتدر برای آنها ترسناک است

والدین الکلی می توانند عصبانی، بد جنس و فحاش باشند. در نتیجه، کودکان این والدین ممکن است مورد سوء استفاده کلامی، جسمی و یا جنسی قرار گیرند. از آنجا که این والدین فضایی امن برای ابراز هیجانات فرزندان شان ایجاد نکرده باشند، ممکن است سعی کنند از هر گونه تعارض اجتناب کنند، زیرا آنها ترس از ناراحت کردن والدین خود دارند. این باعث می شود برای این کودکان مقابله با والدین الکلی خود در مورد مسائلی که به آنها آسیب زده یا ناراحت می کند، دشوار باشد.

هیجان خواهی

بچه های والدین الکلی اغلب به هیجان جذب می شوند، زیرا آنها یک ترن هوایی غیر قابل پیش بینی از هرج و مرج را تجربه کرده اند. در نتیجه، آنها به اشتباه چنین بی ثباتی را به عنوان اشتیاق در نظر می گیرند، به طوری که آنها به دنبال همان نوع از تجربه در روابط عاشقانه خود هستند. آنها جذب هیجان می شوند، می خواهند دیگران را نجات دهند و عشق را با ترحم و دلسوزی اشتباه می گیرند. اغلب کودکان والدین الکلی در بزرگسالی به شرکای سرد که از نظر عاطفی غیر قابل دسترس هستند و در تلاش برای «اصلاح» یا «نجات» خود هستند، جذب می شوند. زندگی در خانواده ای که تاثیر منفی بر رشد شخصی فرد دارد، می تواند بسیار دشوار باشد.

نقایص مادرزادی

مصرف الکل بیش از حد در مادران در طول بارداری به نقص های مختلف مادرزادی منجر می شود، که جدی ترین آنها سندرم جنین الکلی (FAS) است. این سندرم ترکیبی از دیسمورفی صورت، کمبود رشد شدید و پایدار، اختلال عملکرد سیستم عصبی مرکزی، عقب ماندگی ذهنی و نقایص دیگر است. درجات پایین تر نقایص مربوط به الکل به اثرات جنین الکلی (FAE) شناخته می شود. هم FAS و هم FAE ، اختلالات ارگانیزمی مداوم و دائمی هستند که نیاز به توانبخشی خاص دارند.


فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

گاهی اوقات، اغلب کودکان تجاربی مشابه این را دارند. آن ها فکر می کنند بزرگ شده اند، قوی هستند و محدودیتی ندارند. اطمینان بیش از اندازه ای به خود پیدا می کنند و بخاطر تفکر همه کار توانی جسور می شوند. آنگاه اگر والدین راه خداوند را پیش نگیرند، کودکان به این واقعیت می رسند که آنقدر ها هم که فکر می کنند قدرتمند نیستند. آنها مجبورند خود را با زندگی سازگار کنند و در تجارب زندگی رشد می کنند. آنها به جای آنکه بخواهند واقعیت ، خود را با آنها منطبق نماید، که تعریف بیماری روانی است، خود را با واقعیت منطبق می کنند، که تعریف سلامت روان است. به منظور تشکیل مرزهای مناسب، کودکان نیاز دارند که قدرت داشته باشند، یا توان کنترل چیزی را داشته باشند. دامنه ی قدرت می تواند از قرار دادن قطعات یک پازل در کنار یکدیگر و از حل یک تعارض تا شکل دادن یک رابطه دوستانه موفقیت آمیز، متغیر باشد. بقا و رشد کودکان در این جهان وابسته به یک ارزیابی مناسب و بر اساس واقعیت در خصوص موارد زیر است:

    • آنچه که بر روی آن تسلط دارند یا ندارند.
    • میزان تسلط آنها بر چیز هایی که کنترلشان را در دست دارند
  • و چطور با چیز هایی که نمی تواانند کنترل کنند، کنار می آیند.

برای مشاهده پارادکس کودکان و قدرت، به یک نوزاد و والدین او توجه کنید . درست هنگامی که یک نوزاد از رحم خارج می شود، کاملاً ناتوان است. در حقیقت، نوزاد انسان نسبت به هر حیوان دیگری ، مدت زمان بیشتری را ناتوان است. در عین حال، او تسلط شگفت آوری بر روی والدینش اعمال می کند. آنها برنامه زمانی کارشان، زندگی درون خانه و برنامه خوابشان را بر محور او تنظیم می کنند. او را با خیلی ملایمت حرکت می دهند. نسبت به میکروب ها ترس شدیدی پیدا می کنند. آنها نمایشگری را در اتاق خواب او نصب می کنند تا مطمئن شوند که نفس می کشد. برای مدتی او محور زندگی آنهاست. با این وجود، اگر شما قادر باشید با این نوزاد صحبت کنید، او نخواهد گفت، من این خانواده را به جنب و جوش انداخته ام. در عوض او بین حالات ناخوشایند وحشت، ناتوانی و خشم و حالات خوشایند امنیت، صمیمیت و عشق در نوسان است. او حتماً می گوید” من اصلاً قدرت یا کنترلی ندارم”

در چنین حالتی که نوزاد هیچ کنترلی ندارد و بر روی خود نیز تسلطی ندارد، خداوند سیستمی را طراحی کرده است که در آن، والدین به او قدرت می دهند و برای او فداکاری می کنند تا زمانی که بتواند به اندازه کافی رشد کند و حسی از قدرت شخصی در او شکل بگیرد.

تسلط، عدم تسلط، و مرز ها

یادگیری استفاده مناسب از قدرت به کودکان کمک می کند تا مرز های خود را شکل دهند. افراد بالغ و پخته می دانند بر روی چه چیزی تسلط دارند و بر روی چه چیزی ندارند. آنها ابتدا تمام تلاش خود را می کنند و سپس دیگر کاری با آن ندارند. کودک شما باید بیاموزد که بر روی چه چیزی تسلط دارد، و بر روی چه چیزی تسلط نداردو چگونه تفاوت بین آنها را مطرح کند.

کودکان با درکی مبتنی بر واقعیت از قدرت، حرکت خود را آغاز نمی کنند. آنها فکر می کنند که می توانند با یک خیز به بالای ساختمان های بلند بپرند. آنها با شادی به درون اقیانوس می روندو اطمینان دارند که امواج خروشان آن را رام خواهند کرد و کاملاً انتظاردارند به که شما و دوستان شان زندگی را همانگونه ببینند که آنها می بینند.

اولین مشکل در اینجا مطرح می شود : یک کودک پیوسته در تلاش برای تسلط یافتن بر روی چیز هایی است که از آن او نیستند. اما او نمی تواند حول چز هایی که در حیطه ی مالکیت او نیستند به ایجاد مرز اقدام نماید. هنگامی که این کار را بکند ، سرانجام مالک واقعی، فنس (دیوار) هایی را که او کشیده است به پایین می آورد. هنگامی که یک کودک به دوستانش زور می گوید، این اتفاق رخ می دهد. اگر آنها افرادی به هنجار باشند، یا اعتراض خواهند کرد. بدین ترتیب کودک که تصور میکند همه کارتوان است، در یک دور باطل گرفتار می شودیا تلاش هایی بی ثمر در جهت کنترل آنچه که نمی تواند، صورت می دهد و یا به دنبال افراد ضعیفی می رود که کمک کنند هذیان خود را حفظ کند. یک نمونه کلاسیک آن در بزرگسالان، شوهر کنترل کننده و همسر مطیع است. مرد فکر می کند که بر زندگی همسرش تسلط دارد. همسر او نیزبا تداوم گذراندن با شوهرش و نه مواجهه با وی، با ناتوانی مرد در به مالکیت درآوردن زنش، در این هذیان سهیم می شود. کودکی که هرگز با محدودیت هایقدرت خود کنار نیامده است، می تواند به چنین شوهر کنترل کننده ای تبدیل شود.

دومین مشکلی که کودکان با آن روبرو می شود این است که در تلاش برای کنترل بر روی غیر قابل کنترل، توان خود، در اعمال قدرت بر روی آنچه بر آن تسلط دارد را نیز خنثی می کند. او به قدری ب مشکل اول متمرکز است که دومی را مورد غفلت قرار می دهد. در مثال بالا، کودکی که به بهای گزافی به دنبال دوستانی است که آنچه او می خواهد انجام دهند، از این موارد غافل می شود: کنترل برروی خود، یادگیری پذیرش انتخاب های خود، سازگاری با آنها، غصه خوردن بابت بعضی از امیال و غیره.

خداوند به ما این قدرت را داده است که انجام دهیم، اما نه آنچه که می خواهیم، بلکه آنچه خوب و درست است.

در حقیقت، آموختن پذیرش فقدان قدرت دارای فواید معنوی عمیقی برای کودک شما است. هنگامی که ما واقعیت مربوط به شرایط بشر را میپذیریم- یعنی اینکه ما در نهایت برای تغییر وضعیت مقدرمان قدرتی نداریم، با وجود این به طور کلی به خاطر بودن در آن وضعیت مسئولیت داریم – به این سمت سوق داده می شویم که راه حل خداوند را بپذیریم، مبنی بر اینکه پسر او قرضی را که ما نمی توانیم ادا کنیم، می پردازد. آن دسته از کودکان که رشد می کنند در حالیکه به تفکر ” همه کار توانی خود”چسبیده اند و هرگز یاد نمی گیرند که شکست مطلق خود را بپذیرند، ممکن است در دیدن نیاز خود به ناجی دچار مشکل شوند. آنها مستعد این تفکر هستند که، فقط باید کمی بیشتر تلاش کنم.


15603.jpg

جیمز و تامی پدر و مادر دختر ۱۷ ساله ای به نام لیز هستند كه معمولا در مدرسه با گروه پارتی كن ها رفت و آمد دارد. او یك بار در مدرسه و زمان نهار در حال خوردن مشروب دستگیر شد و سه روز بعد از مدرسه اخراج شد. او از قوانین رفت و آمدی كه پدر و مادرش برای نیمه شب و آخر هفته گذاشته اند سرپیچی می كند و معمولا تمام شب را بیرون سپری می كند.

اعتیاد به مواد مخدر و الكل در میان نوجوانان

جیمز و تامی هردو می دانند كه مشكلی جدی وجود دارد ولی هركدام روش متفاوتی را برای حل این مشكل دنبال می كنند. تامی می خواهد با صحبت كردن از خطرات مصرف مواد او را از این كار منصرف كند ولی جیمز می خواهد او را چند روز در خانه حبس كند و درصورت لزوم از تنبیه بدنی نیز استفاده كند. این تنها یک نمونه از موارد اعتیاد در بین نوجوانان برخورد نادرست والدین است.

اعتیاد به مواد مخدر و الكل در میان نوجوانان

وقتی كه یك نوجوان رو به مواد مخدر می آورد، ناخواسته در روابط خانوادگی خود دچار مشكل می شود. ارتباطات پیچیده تر و درگیری ها بیشتر می شود و والدین معمولا مداخله ی موثری نمی توانند انجام دهند. این عوامل استرس زا می تواند تاثیر بدی بر رابطه ی خانواده داشته باشد اما روش برخورد پدر و مادر با این مشكل تعیین می كند كه وضعیت رو به بهبود می رود و یا اوضاع به هرج و مرج كشیده خواهد شد.

اعتیاد به مواد مخدر

با وجود اینكه هردوی جیمز و تامی قصد بهبود شرایط را دارند اما در پرسیدن این سوال ناموفق هستند كه: چرا لیز این تصمیم ها را می گیرد ؟‌ با این رفتار ها و سرپیچی ها می خواهد چه چیز را به آنها بفهماند؟

به خاطر اینكه آنها فقط می خواهند رفتار لیز را تصحیح كنند و به نیاز های او توجهی نمی كنند درنتیجه به راه حل درست نزدیك نمی شوند.

مشكل اصلی

سوال اصلی در این شرایط این است كه چرا لیز این تصمیم ها را می گیرد؟ با این كار چه چیزی را می خواهد نشان دهد؟

هسته ی اصلی مشكل این است كه لیز نمی تواند مشكلات خود را با والدینش در میان بگذارد زیرا از انتقاد ها و قضاوت های آنها می ترسد. در نتیجه، لیز مشكلات خود را با دوستانی در میان می گذارد كه او را بدون قید و شرط قبول دارند. وقتی با دوستان خود به خوردن مشروب می پردازد آزادانه می تواند مشكلات خود را با آنها در میان بگذارد، در واقع مشروبات الكلی یك وسیله ی ارتباطی با افرادی است كه او را می پذیرند.

به منظور جلوگیری از شكاف درحال گسترش، جیمز و تامی باید تمركز خود را بجای مصرف مواد بر روی زندگی شخصی دخترشان بگذارند. این كار ساده نخواهد بود ولی هیچگاه برای بهبود روند ارتباطات در خانواده دیر نیست.

اقدامات

در اینجا سه راه معرفی شده است كه به وسیله ی‌ آنها می توانید به تنظیم زندگی شخصی نوجوانتان بپردازید و به او این پیام مهم را انتقال دهید كه شما به آن اهمیت می دهید:

گوش دادن با گوش احساس: به عنوان والدین،‌ ما در نصیحت كردن مهارت زیادی داریم اما متاسفانه نصیحت كردن نمی تواند نوجوان ما را به صورت احساسی ارضا كند. آنها كسی را می خواهند كه بدون قضاوت و یا نصیحت كردن به حرف های آنها گوش دهد. برای این منظور شما باید دیدگاه خود را فراموش كرده و فقط به حرف های آنها توجه كنید.  با دقت به احساساتی كه در داستان هایشان جاسازی شده است گوش دهید. خشم، غم و اندوه، بی اعتمادی و یا سردرگمی را می شنوید؟ همینطور كه گوش می دهید در ذهنتان یادداشت برداری كنید.

با ملایمت به احساسات آنها رسیدگی كنید: بعد از گوش دادن،‌ برجسته ترین احساسی كه در داستان های آنها شنیدید را به خودشان گوشزد كنید. البته قرار نیست كه نقش درمانگر را ایفا كنید اما فرستادن این پیام كه احساسات اصلی را در داستان آنها می شنوید به آنها كمك می كند كه احساس مورد درك واقع شدن كنند.

احساسات آنها را تایید كنید: همیشه مكالمه را با تایید احساسات نوجوان خود به پایان ببرید (چه با آن موافق بودید و چه مخالف). این كار می تواند با جمله ی ساده ای به سادگی جمله ی زیر انجام گیرد:‌”من دركت می كنم. این احساسات تو طبیعی هستند و ازت ممنونم كه اونها رو با من به اشتراك گذاشتی”. با تایید احساسات آنها شما این پیام را منتقل می كنید كه احساسات و مشكلات آنها برای شما اهمیت دارد به این خاطر كه خود آنها برای شما مهم هستند.

اقدام برای اعتیاد نوجوانان

این ها مهارت هایی هستند كه نیاز به تمرین دارند، اگر دفعه اول كه آن را امتحان كردید درست جواب نداد به امتحان كردن آن ادامه دهید. نوجوانان علاقه ی چندانی به روی آوردن به اعتیاد نخواهند داشت اگر از نظر احساسی با شما در ارتباط باشند. هیچ چیز مانند احساس امنیت در یك خانواده ی دوست داشتی به روح آرامش نمی دهد.


1490.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶

دکتر حانیه صالحیان در رابطه با اسباب بازی های مناسب برای رشد نوزادان و کودکان نوپا و همچنین ابزارهای مناسب برای رشد شناختی صحیح کودکان توضیحات ارزنده ای داده اند. مرکز مشاوره اکسیر شما را به دیدن این ویدئو دعوت می کند.

1474.jpg
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶

دکتر حانیه صالحیان در رابطه با اضطراب اجتماعی و علل و نشانه های احتمالی خجالتی و کم رو بودن کودکان توضیحات ارزنده ای را به مادران و پدران عزیز ارائه داده اند.


1460.jpg
خرداد ۱۶, ۱۳۹۶

دکتر حانیه صالحیان در رابطه با مشکل عصبانیت کودکان، مثل جیغ کشیدن، پرخاشگری، کتک زدن و … صحبت های ارزنده ای را برای مادران ارائه داده اند. مرکز مشاوره اکسیر شما را به دیدن و گوش دادن به این برنامه دعوت می کند.

162.jpg
بهمن ۱۲, ۱۳۹۵

بحران هویت جنسی

فیلیپ زیمباردو، استاد برجسته روانشناسی دانشگاه استنفورد در کتاب تازه خود استدلال می کند که افراط در بازی‌های کامپیوتری و تماشای پورنوگرافی مردان جوان را در معرض جدایی اجتماعی و جنسی از واقعیت قرار داده است، آنها به جای آنچه به طور طبیعی یک مرد جوان باید انجام دهد، در اتاق‌های خود در تنهایی و در دنیایی مجازی زندگی می‌کنند.

پروفسور زیمباردو می‌گوید: “من دارم زنگ خطر را به صدا در می‌آورم، با صدای بلند و واضح. بازی‌های کامپیوتری و پورنوگرافی اینترنتی دارد مردانگی را به معنایی که ما می‌شناسیم نابود می‌کند. این فناوری در حال تخریب چیزهایی است که معنای مذکر بودن می‌دهد.” اینترنت نسلی از مردان جوان را بار آورده که دیگر چیزهایی را که مردان جوان به طور عادی انجام می‌دادند انجام نمی‌دهند.

او برای نوشتن کتابش “مردان جدا افتاده”، که با همکاری با نیکیتا کلمب نوشته، درباره ۲۰ هزار جوان تحقیق کرده و بسیاری از سایت‌های بازی کامپیوتری و پورنوگرافی را بررسی کرده است. پروفسور زیمباردو تاکید می‌کند که کتاب او حمله به بازی‌های کامپیوتری و پورنوگرافی نیست بلکه هشدار او در مورد افراط در این بازی‌ها و تماشای پورنوگرافی است که پسران و مردان جوان را در وضعیتی “بحرانی” قرار داده است؛ او معتقد است که روزی پنج ساعت یا بیشتر بازی کامپیوتری زیاده‌روی است هر چند که او به کسانی برخورده که تا روزی ۱۵ ساعت مشغول بازی کامپیوتری هستند.

او برای بحران مردان به عقب‌افتادگی تحصیلی مردان اشاره می‌کند: “در تمام دنیا بررسی‌ها نشان می‌دهند دختران تقریبا در تمام زمینه‌های تحصیلی از پسرها جلو افتاده‌اند و در تحصیل و کار سختکوش‌ترند.” پروفسور زیمباردو معتقد است ترکیب بازی‌های کامپیوتری و دسترسی به پورنوگرافی رایگان که از این نظر در تاریخ سابقه نداشته، اعتیاد تازه‌ای را بوجود آورده؛ ترکیب بازی کامپیوتری و پورنوگرافی کارکرد مرکز پاداش مغز را تغییر می‌دهد، به تعبیر او سیم‌کشی مغز را تغییر می‌دهد، و نوعی اعتیاد و هیجان زدگی ایجاد می‌کند.

او می‌گوید این پدیده موقتی نیست و اگر آن را نادیده بگیریم بدتر می‌شود، او معتقد است که بازیهای کامپیوتری و پورنوگرافی در اکثر موارد فعالیت‌هایی انفرادی هستند که مانع رشد اجتماعی می‌شوند و پسران و مردان جوان را در دنیایی محصور می‌کند که هیجان انگیزتر از دنیای واقعی است، اما چالش بسیار کمتری دارد، آنها ترجیح می‌دهند پورن نگاه کنند تا اینکه در دنیای واقعی دختری درخواست آنها را رد کند. او می‌گوید افراط در تماشای پورنوگرافی و بازی کامپیوتری باعث شده حوصله پسرها در مدرسه سر برود و علاقه‌شان را به تماس انسانی از دست بدهند و قطع ارتباط با جامعه را ترجیح بدهند.

اما چرا پسرها و مردان “بحران‌ زده‌اند؟

خانواده و مدرسه

پروفسور زیمباردو معتقد است هر کس برای رشد مناسب به پدر و مادر هر دو نیاز دارد چون به عشق‌های متفاوت نیاز دارد: “عشق مادران بی‌قید و شرط است، چون فرزند از بطنشان بیرون آمده، مادر عشق می‌ورزد، در هر حالتی” . “عشق پدران مشروط است. اگر پول توجیبی می‌خواهی یا اگر می‌خواهی با کامپیوتر بازی کنی، باید نشان دهی که استحقاقش را داری. بین پدران و پسران همیشه معامله‌ای در کار است، چون اسم من در شناسنامه‌ات یا به صرف وجودت، به هرچه بخواهی نمی رسی. برای جلب تحسین و عشق پدر باید کارهایی انجام دهی یا به چیزی برسی.”

اکنون نیمی از پسران از این منبع انگیزش محروم هستند، خانواده‌های تک‌والد در غرب گسترش بسیاری پیدا کرده، تقریبا یک چهارم کودکان در بریتانیا در خانواده تک‌والد بزرگ می‌شوند، در اکثریت قریب به اتفاق موارد این والد مادر است. به عقیده پروفسور زیمباردو، پسرها هر چه بیشتر جای پدر یا الگوی مردانه را در خانواده خالی می‌بینند و خانواده‌ها هر چه بیشتر زنانه می‌شوند. از این رو پسرها روز به روز بیشتر به دنیای بازی کامپیوتری و پورنوگرافی می خزند و به این ترتیب روز به روز از نظر تحصیلی و اجتماعی و رشد از دختران عقب می‌افتند.

در بریتانیا پسران جوان در مقابل هر نیم ساعتی که با پدرانشان حرف می‌زنند ۴۴ ساعت را با کامپیوتر و و موبایل و تبلت شان وقت می‌گذرانند. این پسران جوان حوصله مدرسه را ندارند، پدر یا کسی که الگوی مردانه آنها باشد و برایشان انگیزه ایجاد کند در زندگی نمی‌بینند از این رو نمی توانند رابطه عاشقانه شکل دهند. آنها فکر می‌کنند حقشان است که به جای به دست آوردن، همه چیز را دیگران (اکثرا پدر و مادر) برایشان فراهم کنند و به سمت آینده‌ای پر از بدهی، کارهای نیمه تمام و بی مسئولیتی می‌روند. او همچنین به شیوع پنج برابر اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی (ADHD) در پسران اشاره می‌کند.

پروفسور زیمباردو ویژگی‌های جامعه فعلی غرب را از دلایل این پدیده می‌داند، مقرراتی که به نفع زنان تنظیم می‌شوند، مدارس که هر چه بیشتر وجوه زنانه و دخترانه می‌گیرند (در آمریکا ۹۰ درصد معلم‌های مدارس ابتدایی و در بریتانیا ۸۰ درصد زن هستند) بنابراین آنچه به شاگردانشان عرضه می کنند بیشتر مناسب دانش آموزان دختر است، کمبود فعالیت‌ها و امکانات ورزشی و بی‌توجهی به آن هم مزید بر علت می‌شود.

او همچنین به کمبود گسترده آموزش‌های جنسی در مدارس انتقاد می‌کند. پروفسور زیمباردو همچنین معتقد است که سیاست‌های اجتماعی باید به نحوی هدایت شود که مردان و زنانی که صاحب فرزند می‌شوند تشویق شوند در کنار هم زندگی کنند.

سکس و پورن

به عقیده پروفسور زیمباردو، سکس برای مردان بیشتر اساس جسمی و بصری دارد و برای دختران بیشتر جنبه عاشقانه و حسی. مردان بیشتر به سراغ پورنوگرافی می‌روند چون وجوه جسمی و بصری به راحتی در آنها عرضه می شود اما زنان نمی‌توانند وجوه عاطفی را در پورنوگرافی پیدا کنند. او می‌گوید خود پورنوگرافی هم مثلا به نسبت سی‌چهل سال پیش تغییر کرده است، در گذشته پورنوگرافی داستانی داشت که در جریان آن افراد وارد رابطه جنسی با یکدیگر می‌شدند، اما الان دیگر این فیلمها داستانی ندارند و فقط رابطه جنسی به تصویر کشیده می‌شود:

“این معرفی بسیار بدی برای ارتباط جنسی است چون رمانس و عشق را حذف می‌کند چون جنبه بصری دارد متوجه نمی شوید که چیزی کم است، لمس، بوسیدن، ارتباط، گفتگو درباره حد و مرزها. وقتی صد هزار بار چنین چیزهایی ببینید این برایتان به نُرم اجتماعی تبدیل می‌شود. پسرها فکر می کنند این چیزی است که زنان یا دختران می‌خواهند.” پروفسور زیمباردو معتقد است که یکی از بزرگترین نگرانی ها برای پسران و مردان این است که دختران یا زنان آنها را نپذیرند و طردشان کنند. برای اینکه پسران بفهمند زنان چه می‌خواهند و هدفشان چیست، چیزی که برای مردان مبهم است- نیاز به تمرین و معاشرت دارند.

اما آنها در دنیای پورنوگرافی ترس از طرد شدن نیست، ۲۴ ساعته و مجانی در دسترس است، بنابراین این مردان جوان به جای مواجه با چالش برقراری ارتباط واقعی با جنس مخالف، به سادگی به امنیت تماشای پورنوگرافی در اتاق‌هایشان پناه می‌برند. “پسرها هیچوقت درون‌نگر نبوده‌اند. آنها بیشتر معطوف به انجام دادن و اجرا کردن هستند، دخترها بیشتر بر وجود و احساس متمرکزند. دنیای بازی های کامپیوتری انجام دادن و اجرا کردن را به جای فکر کردن تشویق می‌کند. این بازیها زیاد برای دخترها جالب نیستند.”

انتقادها

کتاب تازه پروفسور زیمباردو البته مخالفانش را هم دارد، هم در بین مردان و هم در بین زنان. مردان جوان معتقدند کتاب را کسی نوشته که بزرگ شدن و رشد کردن در دنیای اینترنت را تجربه نکرده بنابراین کتاب فقط افسوس خوردن برای دنیای خوب گذشته است. پروفسور زامباردو خود پذیرفته که بازی کامپیوتری نمی کند و برخی او را متهم می‌کنند که از بازی های گروهی در اینترنت که افراد باید کار تیمی و همکاری داشته باشند درکی ندارد و به اشتباه این بازیها را کاری انفرادی و غیر اجتماعی می‌داند.

آنها همچنین معتقدند او برای پدیده‌ای که توضیح می‌دهد فقط یک دلیل می‌آورد: جنسیت. برخی زنان هم فکر می‌کنند تفکر او جنسیت‌زده است، به جنسیت بهای بیش از حدی داده و تمایز قاطعانه‌ای بین زنان و مردان قائل است. علاوه بر این در حالیکه زنان برای برابری‌های اجتماعی تلاش می‌کنند طرح موضوعاتی از قبیل اینکه مدارس “فمینیستی” شده‌اند و برای پسرها جذابیتی ندارند نگرشی مدرن نیست.

منبع : BBC



خشم کودکان طلاق

 

کودکان واکنش های احساسی بسیار گسترده و متفاوتی را به طلاق نشان می دهند اما خشم تقریبا همگانی است. شاید یکی از دلایل خشم کودکان این است که طلاق موجب می شود که آنها احساسهای قدرتمند و ترسناک دیگری مانند ترس، اندوه، سردرگمی، شکست، تردید و دلشکستگی را تجربه می کنند. خشم با وجود اینکه آن را بد می پندارند اغلب می تواند یک احساس سالم و مفید باشد. خشم به ما اجازه می دهد تا احساسات فروخورده را ابراز ، ناراحتیمان را خارج و فشار و سرخوردگی های شدید را تحمل کنیم. خشم می تواند الهام بخش ما باشد تا اقدامی ماندگار انجام دهیم.

حدمجاز خشم برای کودکان در خانواده های مختلف بین دو سر این طیف است: در یک سر طیف پدر و مادرهایی وجود دارند که خشم را به شدت سرکوب می کنند و در نتیجه موجب می شوند اندوه یا سرخوردگی کودک درونی شود و به گوشه گیری، افسردگی و بی اعتنایی به اطرافش بیانجامد و در سوی دیگر طیف آنهایی است که بدون تعیین هیچ حد و مرزی آشکارا خشم را تشویق می کنند و در نتیجه کودک خویشتن داری را از دست می دهد و قادر نیست در شرایط دشواری کاری انجام دهد.

بازی هایی برای ابراز خشم وجود دارد:

  1. بادکنک: از فرزندتان بخواهید تا با ماژیک چهره ای روی یک بادکنک بکشد بهتر است چهره ای باشد که احساسش را نشان دهد. سپس به اختیار فرزندتان بگذارید که بادکنک را نگه دارد، رها کند تا برود یا با لگدکوب کردن یا نیشگون گرفتن آن را بترکاند.
  2. “من عصبانی هستم”: برای فرزندان هشت سال به بالا، با آرامش از آنها بخواهید تا همه چیزهایی را که عصبانی اش می کنند، بنویسد و شما هم همه چیزهایی را که عصبانی تان می کنند، بنویسید. پیش از آنکه فهرستهایتان را به هم نشان دهید هرکدام حدس بزنید آن یکی چه چیزهایی را نام برده است.
  3. کت و کلاه عصبانی: به فرزندتان کمک کنید کن یا کلاهی را چنان تزیین کند که به نظرش نشان دهنده خشم باشد. به فرزندتان بگویید که هروقت می خواهد بگوید که عصبانی و رنجیده خاطر است این کلاه را بر سر بگذارد یا این کت را به تن کند.

کلماتی را که برای ابراز خشم لازم است به فرزندتان یاد بدهید که به او کمک کند عبارات خشمگین بسازد.همدردی کنید. به فرزندتان بگویید که اگر به جای او بودید شما هم احساس خشم و رنجش می کردید این برخورد احساسات فرزندتان را موجه می کند و او را متوجه می سازد که شما او و احساساتش را درک می کنید.اجازه ندهید که خشم رفتارهایی را توجیه کند که در سایر موارد غیرقابل قبول هستند. کتک زدن، ناسزا گفتن، گاز گرفتن، پرتاب اشیاء و فریاد کشیدن رفتارهای قابل قبولی برای ابراز خشم نیستند در اینصورت شما باید با قاطعیت به او بگویید که رفتار او را تحمل نخواهید کرد و اگر ادامه دهد یا تکرار کند چه پیامدهایی در انتظارش است و اگر لازم شد آن پیامدها را اجرا کنید این پیامدها شامل گرفتن امتیازاتی از فرزند و محرومیت است.

منبع:

Helping your kids cope with divorce the sandcastles way

Neuman, M. Gary

تهیه شده در مجله سلامت روان اکسیر

نویسنده: بهناز خدادادیان


deppresion-test-1.jpg

افسردگی از آن مشكلاتی است كه باید جدی گرفته شود چون بیشتر وقت‌ها، تشخیص و درمان افسردگی مسئله مرگ و زندگی است. همه افراد در طول عمر خود افسردگی را تجربه می‌کنند. شاید به همین دلیل است که این اختلال سرماخوردگی اختلالات روانی لقب گرفته است. این احساس که معمولا به دنبال فقدان یا ناکامی ایجاد می‌شود در شرایط طبیعی بعد از چند ساعت یا چند روز از بین می‌رود، اما هرگاه حالات افسردگی ادامه پیدا کند و در سلامتی فرد تاثیر معناداری بگذارد در آن صورت مداخله درمانی و کمک درمانی الزامی خواهد بود. اين آزمون به شما كمك می كند تا ميزان افسردگی خود را بسنجيد و راهكار مناسبی برای آن پيدا كنيد.

تست آنلاین افسردگی


مقاله مرتبط: ۶ عامل افسردگی


دستورالعمل

پس از تکمیل اطلاعات خواسته شده، در هر آیتم، گزینه های آن را به دقت مطالعه کنید و هر کدام از گزینه ها که به بهترین شکل توصیف کننده حال شما است را علامت بزنید.



ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمامی حقوق مادی و معنی این سایت مطعلق به مجموعه اکسیر میباشد.هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد