Category filter:Allاخبار اکسیراختلالات بالینیاختلالات بالینیاختلالات بالینی بزرگسالاناختلالات بالینی کودکاکسیر در رسانه هاتست های آنلاین روانشناسیتست های شخصیتتغذیه و سلامت روانخلاقیت و هوشداروهای روانپزشکیدرمان های روانشناسیدسته‌بندی نشدهدیگر تست هاروانشناسی اجتماعیروانشناسی پیریروانشناسی تبلیغاتروانشناسی تربیتیروانشناسی جنسیروانشناسی خانوادهروانشناسی خوابروانشناسی سلامتروانشناسی شناختیروانشناسی فردیروانشناسی کودکروانشناسی محیطیروانشناسی و گرایش هاروانشناسی ورزشروانکاویروش های مطالعهزبان بدنشخصیت شناسیعشق، ازدواج و رابطهعشق، جوانان و ازدواجفرزندپروریفن بیان و سخنوریکارگاه های روانشناسیکودک و نوجوانکودکان استثناییگالری عکسگفتار درمانیمثبت اندیشیمدیریت زمانمدیریت منابع انسانیمهارت های فردیموفقیتویدئو های روانشناسی
No more posts

مقالات اکسیر

D-character.jpg
دی ۲۹, ۱۳۹۷

آیا تمایل به غمگینی دارید، احساسات تان را از دیگران پنهان می کنید و نیمه خالی لیوان را می بینید؟ شما ممکن است تیپ شخصیتی D باشید. انواع تیپ های شخصیتی در سال ۱۹۵۰ توسط متخصصین قلب، شناسایی شدند تا به تعیین بیمارانی که احتمالا در معرض خطر ابتلا به بیماری های قلبی هستند، کمک کنند.

همانطور که تحقیقات در طول سال ها ادامه داشته است، انواع شخصیت های بیشتری شناسایی شده و از حروف خاص برای نشان دادن انواع شخصیت استفاده شده است. احتمالا درباره شخصیت نوع A شنیده اید، که شامل ویژگی هایی نظیر رقابت طلبی، پرخاشگری و سطح بالایی از جاه طلبی ها می باشد. افرادی که دارای شخصیت نوع A هستند بیشتر در معرض مشکلات قلب مانند فشار خون بالا و بیماری های قلبی هستند.

نوع D به چه معناست؟

نوع D نوع خاصی از شخصیت است که اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط روانشناس و پژوهشگر بلژیکی جان دنولت برچسب گذاری شده است. حرف “D” در این نوع شخصیت به مخفف پریشانی است و به مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی اشاره دارد که شامل موارد زیر می شود:

  • حساس نگرانی
  • غمگینی
  • تحریک پذیری
  • چشم انداز بدبینانه
  • خودگویی های منفی
  • اجتناب از موقعیت های اجتماعی
  • عدم اعتماد به نفس
  • ترس از طرد
  • ظاهر غم انگیز
  • بی خوابی

شخصیت D

با وجود اینکه بسیاری از ما می توانیم انواع مختلفی از این موارد را احساس و تجربه کنیم، افراد دارای شخصیت نوع D این صفات را بیشتر از افراد معمولی تجربه می کنند و به طور مداوم پیوسته ادامه دارد.

از کجا بفهمیم شخصیت نوع D هستیم؟

برای شناخت بهتر شخصیت نوع D و نحوه ارتباط آن با خطرات سلامتی فیزیکی، محققان یک ابزاری برای ارزیابی استاندارد برای کمک به شناسایی افراد با صفات شخصیت نوع D که به عنوان Type D Scale-14 (
DS1) نامیده می شوند، طراحی کرده اند. این ابزار کمک می کند تا محققان بازداری اجتماعی و عاطفه منفی، که هر دو صفت مشخصه شخصیت نوع D هستند را اندازه گیری کنند.

بازداری اجتماعی به معنی دوری از تعاملات اجتماعی به دلیل ترس از طرد شدن و قضاوت است. آنها اعتماد به نفس کمی در موقعیت های اجتماعی دارند. عاطفه منفی بدان معنی است که افراد احساساتی، مانند غم، نگرانی و تحریک پذیری را تجربه می کنند.

این سوالات را از خود بپرسید

اگر فکر می کنید که ممکن است شخصیت نوع D باشید این سوالات را از خود بپرسید.

  • آیا تمایل دارم احساساتم را پنهان کنم و آنها را به دیگران نشان ندهم؟
  • آیا ملاقات با افراد جدید برای من دشوار است؟
  • اگر ممکن باشد تمایل به اجتناب از تعاملات اجتماعی دارم؟
  • آیا خودگویی های منفی با خود دارم؟
  • آیا در بیشتر اوقات خلق خوی من بد است؟
  • آیا اغلب غمگین یا تحریک پذیر هستم؟
  • آیا من خیلی نگران هستم؟

مفخی کردن احساسات

سلامت جسمانی

افراد نوع D کار سختی برای فرونشاندن، پوشش دادن و پنهان کردن احساسات پیچیده خود دارند، اغلب منجر به عواقب سلامتی و قرار دادن آنها در معرض خطر بیماری هایی مانند بیماری عروق کرونر (CAD)، عملکرد ایمنی و التهاب مزمن می شوند.

دکتر جان دنولت می گوید احتمال وقوع مشکلات قلبی در این افراد سه برابر دیگران است و این ارتباط با تغییرات موقت در سطوح استرس روانی قابل توضیح نیست.

به گفته وی، تیپ D شخصیتی نه تنها با احساسات منفی بلکه با گرایش به پرهیز از بیان خود و اجتناب از واکنش های منفی احتمالی از سوی دیگران مشخص می شود.

بیماران تیپ D، بسیاری از انواع تداخلات اجتماعی را استرس زا می بینند و مایلند احساسات واقعی خود را مخفی کنند. این امر ممکن است منجر به وقوع مشکلاتی در گزارش موارد مربوط به استرس شود.

در این مطالعه که بر روی تعدادی بیمار قلبی صورت گرفت، مشخص شد در تیپ های شخصیتی D، میزان مرگ و میر یا حمله قلبی بدون توجه به شدت بیماری تقریبا پنج برابر بود.

فاکتورهایی که در ایجاد یک مشکل قلبی عمده دخالت داشتند شامل: کاهش توانایی قلب در پمپاژ خون، عدم انجام عمل بایپس کرونر و داشتن تیپ شخصیتی D بود.

روابط

روابط می تواند برای کسانی که دارای ویژگی های نوع D هستند مانند میدان مبارزه باشد. افرادی كه دارای تیپ شخصیتی D هستند از عزت نفس كمی برخوردارند و معمولاً از تایید نشدن توسط دیگران می ترسند. همین امر باعث می شود خیلی نتوانند با دیگران راحت باشند. نمی توان گفت این گونه افراد اجتماعی نیستند. اتفاقاً افراد این گروه اجتماعی هستند و دوست دارند با دیگران رابطه برقرار كنند اما همیشه از اینكه رفتارهای شان مورد قبول واقع نشود می ترسند. احساسات منفی همچون نگرانی، استرس، افسردگی و عصبانیت بیشتر به سراغ این دسته از افراد می آید. اتفاقات بسیار كوچك كه ممكن است اصلاً برای افراد دیگر مهم نباشد، می تواند فردی با این تیپ شخصیتی را آزار دهد.

استرس

اگر تیپ شخصیتی D هستید این گام ها را طی کنید

    • خودگویی مثبت
    • تنظیم هیجانات: برخورد با غم و اندوه، استرس و نگرانی می تواند یک چالش برای شخصیت نوع D باشد. درک این که چگونه این احساسات کار می کنند و تعیین اینکه چگونه می توانند به ما کمک کنند، می تواند تصمیم گیری سالم تر و ناراحتی کم تری را به وجود آورد.
    • مهارت های مقابله ای سالم
    • افزایش مهارت های بین فردی: بازداری نشانه ای از شخصیت نوع D است؛ بنابراین یادگیری چگونگی غلبه بر چالش های اجتماعی کلیدی است.
    • ورزش: ورزش منظم می تواند در سطوح مختلف مفید باشد. برای کسانی که دارای ویژگی های شخصیتی D هستند، می تواند به آنها اجازه دهد که احساسات خود را بهتر تنظیم کنند و رفتارهای مقابله ای سالم پیدا کنند. ورزش های فیزیکی به تنظیم هورمون استرس کمک می کند و می تواند فرصتی برای کاهش تنش فراهم کند.
    • مدیریت استرس: تکنیک هایی مانند تنفس، ذهن آگاهی و تمرین قدردانی، نمونه هایی از راه های مناسب برای مدیریت وضعیت استرس زا هستند.
    • افزایش خودکارآمدی: شناختن و جشن گرفتن پیروزی های کوچک می تواند به افراد کمک کند تا احساس خود کارآمدی خود را افزایش دهند.
    • ساختن رابطه: یادگیری ایجاد اعتماد، ارتباط موثر و شریک سالم بودن، می تواند در افزایش کیفیت زندگی این افراد کمک کننده باشد. مشاوره در این زمینه می تواند به این افراد کمک کند.

مقاله مرتبط: ۱۰ واقعیت جالب درباره شخصیت 

مقاله مرتبط: شخصیت تیپ A و B 



positive-attitude.jpg
دی ۲۷, ۱۳۹۷

نه تنها نگرش منفی مانع لذت بردن از زندگی می شود؛ همچنین تاثیر زیادی روی محیط ما خواهد گذاشت. همانطور که می‌دانید انرژی انسان ها مسری است و یکی از بهترین چیزهایی که به خانواده، همکاران، سازمان و یا جامعه و اطرافیان خود می توانید هدیه دهید انرژی و نگرش مثبت شما خواهد بود. در ادامه چگونگی ایجاد نگرش مثبت مورد بحث قرار گرفته است.

کم کردن ناله و شکایت

ناله و شکایت در مورد هر چیز و همه چیز منجر به یک نگرش مثبت نخواهد شد. وقتی شکایت می کنید، چیزهای منفی درباره شخص، مکان یا رویدادها را بدون ارائه یک راه حل برای حل مشکل، به زبان می آورید. به جای شکایت، موارد زیر را انجام دهید:

  • خودتان را از آن وضعیت جدا کنید.
  • چشم انداز خود را در مورد وضعیت تغییر دهید.
  • یک راه حل ممکن را ارائه دهید.

قبول کنید که هیچ کاری برای تغییر وضعیت انجام نداده اید و شکایت از آن فقط منفی بودن را افزایش می دهد. شکایت مداوم باعث ساختن یک نگرش بد می شود. پس دیگر شکایت نکنید. در عوض، شروع به دنبال یافتن راه حل ها یا قبول آنچه نمی توان تغییر داد، باشید.


مقاله مرتبط: تفاوت های آدم های مثبت با آدم های منفی 


مراقب کلمات خود باشید

هنگام صحبت با خودتان از کلمات مثبت استفاده کنید. مطالعات نشان داده اند که گفتار مثبت با خود می تواند اراده شما را افزایش دهد و زمانی که شما باید کار دشواری را انجام دهید به شما کمک می کند که به خوبی از پس آن برآیید. علاوه بر این، می تواند شما را زمانی که مضطرب و نگران هستید، آرام کند.

شما به ذهن خود جهت می دهید، اگر زندگی را خسته کننده، ملال آور و با دید مادی گرایانه و پر از بی نظمی و هرج و مرج توصیف کنید، این همان چیزی است که زندگی به شما نشان خواهد داد و در بدن و ذهن شما تاثیر خواهد گذاشت. اگر از واژه های ساده و معمولی برای توصیف زندگی تان استفاده کنید همه چیز برای شما آسان تر خواهد شد و از سبک زندگی خود لذت بیشتری خواهید برد. طبق تحقیقاتی که در ایالات متحده آمریکا انجام شده است نشان می دهد که داشتن یک نگرش مثبت نه تنها تاثیر مستقیم بر روی شادی و حس خوشبختی انسان، بلکه با میزان درآمد نیز ارتباط معناداری دارد. این موضوع را اصلا دست کم نگیرید.

استفاده از قدرت شوخ طبعی

افرادی که می توانند به سختی های زندگی بخندند، نگرش عالی دارند. حس شوخ طبعی شما یک ابزار قدرتمند است و شما می توانید از آن برای بالا بردن خلق و خوی خویش و تقویت حالت احساسی خود در هر زمان استفاده کنید. دیدگاه طنز آمیز تاثیر مثبتی بر نگرش شما خواهد داشت.

شوخ طبعی

لذت بردن از لذت های کوچک

لذت های بزرگ مانند فارغ التحصیلی، ازدواج، ارتقا یافتن در شغل، انتشار کتاب تان، خیلی کم هستند. زندگی از پیروزی های کوچک و لذت های ساده تشکیل شده است. با یک نگرش ذهنی مناسب، تماشای غروب آفتاب، خوردن بستنی قیفی و پابرهنه راه رفتن بر روی چمن ها باید شما را پر از شادی و لذت کند.

لبخند بزنید

لبخند زدن اندورفین ها و سروتونین را آزاد می کند که این ها همه به عنوان هورمون های خوب شناخته شده اند. هنگامی که این مواد در بدن شما آزاد می شوند رسیدن به نگرش مثبت را بسیار آسان می کند.

قبول مسئولیت

در هر لحظه نگرش شما می تواند یک قربانی یا یک خالق باشد. گام اول شما برای تغییر از حالت قربانی به حالت خالق، مسئولیت پذیری است. این ها نگرش یک خالق است:

  • من زندگی خود را می سازم.
  • من مسئول خودم هستم.
  • من مسئول سرنوشت خودم هستم.

قبول مسئولیت

برای ارزیابی کردن کارهای تان وقت بگذارید

برخی فکر می کنند افراد موفق هرگز ناامید یا پشیمان نمی شوند. در حالی که اینطور نیست. موفق ها و مثبت اندیشان، کارها و نتایج خود را ارزیابی می کنند و از انجام کارهای بیهوده دست می کشند و به کارهایی که نتایج مثبتی دارند متمرکز می شوند. این کار باعث می شود شور و انرژی بیشتری داشته باشند. شما هم زمان هایی از روز، هفته و ماه را به کارها و بررسی نتایج عملکردتان اختصاص دهید تا بتوانید از کارهایی که انرژی شما را تلف می کند دوری کنید و به کارهای مثبت و موردعلاقه بپردازید.

افکار خود را بررسی کنید

تبدیل به یک ناظر از افکار خود شوید. افکار شما احساسات، عواطف و نگرش‌های شما را تولید می کنند و اگر سعی کنید به اثرات آنها بچسبید و یا بدتر از آن، اگر بخواهید آنها را سرکوب کنید تأثیر بدتری بر روی شما خواهند گذاشت.

“سعی نکنید افکار خود را سرکوب کنید و آنها را از ذهن خود بیرون کنید، زیرا این دقیقه به همان معنی است که بخواهید آب سخت را با اتو کردن نرم کنید؛ با این کار فقط آن را بیشتر آشفته ‌می کنید.” آلان واتس

به دیگران کمک کنید

تحقیقات ثابت کرده که کمک به دیگران احساس خوشایندی در افراد ایجاد می کند. با اینکه امروزه افراد مغرور زیادی در اطراف خود ببینیم اما اگر حس هم نوع دوستی را در خود تقویت کرده و به دیگران کمک کنیم، انرژی مثبت و شادی را برای خود به ارمغان آوریم. از آنجا که ما انسان ها ذاتا اجتماعی هستیم پس اگر به خانواده، دوستان و حتی افراد غریبه یاری برسانیم، می توانیم احساس بسیار خوبی داشته باشیم؛ بنابراین هر زمانی که احساس کردید فرصتی برای کمک به دیگران دارید، از یاری رساندن به آنها دریغ نکنید.

کمک کردن به دیگران

غلبه بر مقاومت به تغییر

ما همه گاهی طرفداران و گاهی اوقات مخالفان تغییر هستیم. این امر طبیعی است. دلیل آن ساده‌ است. هر فردی دارای شخصیت، فرهنگ شخصی، تاریخ شخصی و یا اعتقاد شخصی است که با دیگران فرق دارد. برای فردی تغییر می تواند یک کشف سودمند باشد در حالی که همان تغییر باعث اضطراب و استرس در شخص دیگری می شود. در حقیقت، با داشتن هیچ مرجع معمولی که بشود به آن پایبند بود، تغییر می تواند منبع ترس و بی‌ثباتی باشد. مقاومت به تغییر می‌تواند منبع استرس و اضطراب مداوم باشد، به ویژه هنگامی که تصمیم گیری ها انجام می شوند. به همین دلیل است که شما باید ذهن خود را برای تفکر مثبت تمرین دهید. این کلید زندگی بهتر است.

روز خود را سازمان‌دهی کنید

روزها خیلی سریع می روند و ما زود توسط وظایف زندگی روزمره، یعنی کار، کودکان، کارهای خانه، خرید، بیرون رفتن و لیست های طولانی پایمال می شویم. راه حل همه این ها یادگیری سازمان دهی است. گفتن آن از انجامش آسان تر است. اما با چند ایده و تمرین، می توانیم با هر شرایطی مقابله کنیم. هنگامی که با وظایف روزانه غرق می‌شوید، این می تواند منافع افکار و احساسات را همراه با این وظایف ایجاد کند. بهترین راه حل این است که روز خود را برنامه‌ریزی کنید.

اکثر مردم روز خود را برنامه‌ریزی نمی کنند، آنها لیست مبهمی را در ذهن خود شکل می‌دهند و اغلب کارها را به روزهای بعد موکول می کنند. شما نباید فقط کارهای روزانه خود را در ذهن نگه دارید، بلکه باید فهرستی از کارهای روزانه خود بر روی یک ورق کاغذ یا یک دفتر که همیشه با خود حمل می کنید داشته باشید. به یاد داشته باشید که شما نمی توانید تمام کارهای خود را در یک روز انجام دهید. از سوی دیگر، باید وظایفی که برای روز خود برنامه‌ریزی کرده‌اید را به اتمام برسانید. برای این کار اطمینان حاصل کنید که اهداف روز به طور واضح تعریف شده‌اند و در یک زمان یک کار را انجام دهید. اگر این نگرش را اتخاذ کنید، از بعضی احساسات ناامیدی و خشم اجتناب خواهید کرد.


Be-careful-to-say-to-children.jpg
دی ۲۷, ۱۳۹۷

هر وقت بچه ها برای بازی کردن از خانه بیرون می روند، والدین احساس می کنند باید امنیت آن ها را حفظ کنند؛ بنابراین دائما این جمله را تکرار می کنند: “مراقب باش”. والدین با گفتن این جمله می خواهند در کودک حس احتیاط ایجاد کنند تا به او آسیبی نرسد. در واقع این یک واکنش غیرارادی است که ما پدر و مادرها هنگام بازی کردن بچه ها نشان می دهیم. وقتی با دوستان شان به دوچرخه سواری می روند می گوییم “مراقب باش”، وقتی در حیاط هستند، از درخت بالا می روند، از وسایل تیز برای درست کردن کاردستی استفاده می کنند و خیلی موارد دیگر، به آنها می گوییم “مراقب باش”. والدین حامی و محافظ هستند. برای جلوگیری از آسیب دیدن کودکان، والدین به دنبال استفاده از زبان پیشگیرانه برای نگهداری و محافظت از آنها هستند. مشکل این است که “مراقب باش” خیلی مبهم است.

گفتن “مراقب باش” یک عادت شده است

زمانی که بچه ها خیلی کوچک هستند، پدر و مادرها مراقب شان هستند، اما کمی که بزرگ تر می شوند آزادی بیشتری به دست می آورند و والدین نمی توانند تمام حرکات و کارهای شان را تحت نظر داشته باشند؛ بنابراین راه دیگری برای مراقبت از آن ها پیدا می کنند.

بعضی والدین با پیشنهاد کردن جایگزین ها احتیاط را به آن ها القاء می کنند. به عنوان مثال: به آن ها می گویند به جای دویدن در خیابان راه بروند. همیشه هنگام رد شدن از خیابان هر دو طرف را نگاه کنند. عقب بایستند و اجازه بدهند ماشین ها رد شوند. والدین دیگر، میان بر می زنند و راحت ترین راه را انتخاب می کنند و به بچه های خود می گویند “مراقب باش”. این نداشتن سیاست درست، یکی از دلایلی است که باعث می‌ شود والدین، تنها به صورت عادت، به فرزندان شان بگویند “مراقب باش”.

دلیلی وجود دارد که والدین این جمله را همیشه به فرزندان خود می گویند. این همان چیزی است که در زمان کودکی به ما گفته می شد. به نظر می رسد راه ساده ای برای هشدار دادن به کودکان است. به نظر می رسد این جمله مشکلی نداشته باشد و این عبارت همیشه با هدف خوب بیان می شود. زمانی که احساس کنیم فرزندمان درگیر کار خطرناکی شده است از این جمله استفاده می کنیم. اما زبان پیشگیرانه مانند “مراقب باش” تنها زمانی مفید است که به دقت توضیح داده شود.

اگرچه داشتن امنیت ضروری است، اما در معرض هیچ خطری قرار نگرفتن نیز برای رشد انسان مضر است. زمانی که کودکان خودشان را در محدوده ای امن محصور می‌ کنند، بسیاری از فرصت‌ های زندگی شان را از دست می‌ دهند.

کنجکاوی کودکان

بدون جزئیات و راهنمایی، فرزندتان نمی داند که دقیقا باید مراقب چه چیزی باشد. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر آنها با احتیاط ادامه ندهند؟ بدون توضیح دقیق، کودکان ممکن است همه چیز را تهدید در نظر بگیرند. جمله مبهم “مراقب باش” می تواند به این شکل تفسیر شود که مراقب هر چیز که در اطرافت وجود دارد، باش. همه چیز خطرناک است. با کاشت این دیدگاه در ذهن کودک باعث می شوید که در سنین بالاتر به هیچ چیزی اعتماد نکنند. و ممکن است با این فکر بزرگ شود که هیچ چیز امن نیست. آنها ممکن است که دچار پارانویید شوند. آنها ممکن است که کمتر درگیر فعالیت های فیزیکی شوند زیرا احتمال جراحت و آسیب وجود دارد. آنها از منطقه امن خود خارج نمی شوند زیرا بسیار ترسناک است.

بچه ها باید در اشتباه کردن آزاد باشند و از آن ها چیز یاد بگیرند. در غیر این صورت باور می کنند که تنها راه برای وجود داشتن و نجات پیدا کردن، ریسک نکردن است. درست است که امنیت داشتن مهم است اما ریسک نکردن هم ممکن است جلوی پیشرفت را بگیرد. وقتی دست به هیچ کاری نمی زنند تا امنیت شان به خطر نیفتد خیلی از فرصت ها را از دست می دهند. برای پیشرفت در زندگی باید ریسک کرد. فرصت ها در همین ریسک ها نهفته هستند. شاید در این ریسک هیچ فرصتی نباشد شاید هم باشد. وقتی بیش از حد مراقب هستید فرصت ها را از دست می دهید و در نتیجه به موفقیت دست نمی یابید. موفقیت هرگز در کسی که خطر نمی کند را نمی زند.

اخطار ندهید، راهنمایی کنید

به بچه ها اجازه دهید دلیل احتیاط را بدانند. هرگز آن ها را از افتادن نترسانید. آن ها باید یاد بگیرند که چطور بلند شوند، گرد و خاک لباس شان را بتکانند و دوباره به راه رفتن ادامه دهند.

هنگام گفتن این جمله، دقیق تر باشید، موقعیت را برایش شرح دهید و این که برای مراقب بودن به چه چیزی نیاز دارند. در آن ها احساس خطر مبهم ایجاد نکنید. به او توضیح دهید که چرا این کار خطرناک است، اما انتخاب را از او نگیرید. همچنان به او اجازه دهید که در فعالیت ها شرکت کند. اجازه دهید مرزها را به تنهایی کشف کند و حس احتیاط را درک کند. بچه ها نیاز به اطلاعات بیشتری دارند، آنها باید بدانند دقیقا درباره چه چیزی باید مراقب باشند و چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.

راهنمایی کردن کودکان

مثال هایی که برای توضیح این جمله می توانید به کار ببرید به شکل زیر است:

  • روی کاری که انجام می دهی تمرکز کن.
  • مراقب غریبه ها باش و از آن ها فاصله بگیر.
  • لطفا به آرامی و با دقت در نزدیکی … حرکت کن.
  • آن سنگ خیلی سنگین است می توانی مراقبش باشی؟
  • قبل از پرتاب کردنش حواست به اطرافت باشد.
  • نزدیک استخر ندو.
  • حواست به دوستانت باشد شاید آن ها تو را نمی بینند.
  • اگر توپ وسط جاده افتاد از بزرگ ترها کمک بگیر.
  • اگر روش بازی دوستانت را دوست نداری به آن ها بگو.
  • اول مطمئن شو که فضای کافی داری، بعد با آن چوب دستی بدو.
  • نوک چوب دستی ات را به سمت زمین نگه دار.
  • هنگام بالا رفتن مراقب باش سر نخوری.
  • عجله نکن.

به کودک تان اجازه دهید زمین بخورد

زمین خوردن کودکان

آن ها قرار نیست همیشه به حرف های شما گوش دهند. برخی از درس ها را خودشان باید یاد بگیرند. به آنها آزادی بدهید تا این کار را انجام دهند. تنها کسانی که ریسک می کنند می توانند در آینده زندگی موفقی داشته باشند.


Differences-between-men-and-women.jpg
دی ۲۵, ۱۳۹۷

“باید به یاد داشته باشید که مردان مرد و زنان، زن هستند؛ و با وجود شباهت های بسیار، برخی تفاوت های واقعی نیز وجود دارد.” هلن فیشر

در این مطلب به بیان تفاوت های بین زنان و مردان می پردازیم.

تفاوت بین زنان و مردان

دیدن متفاوت چیزها

مردان و زنان به معنای واقعی کلمه، همه چیز را به روش های مختلف مشاهده می کنند. مردان شبکیه چشم ضخیم تر و سلول های M بزرگ تری نسبت به زنان دارند. سلول های M مسئول ردیابی حرکت اشیا هستند. زنان دارای سلول هایP بیشتری هستند که مسئول شناسایی اشیاء و همچنین تجزیه و تحلیل بافت ها و رنگ ها هستند.

تفاوت بینایی در زن و مرد

استفاده از نیمکره های متفاوت

زنان و مردان اطلاعات را به طور متفاوت پردازش می کنند. مردان بیشتر از نیمکره چپ مغز استفاده می کنند، در حالی که زنان تمایل به استفاده از هر دو نیمکره دارند. به طور خاص، زنان تمایل به توسعه قابلیت های کلامی در هر دو طرف مغز خود دارند. شواهد علمی نشان می دهد، دخترها معمولا از واژه های بیشتری نسبت به همتایان مردشان استفاده می کنند، اگر از آنها خواسته شود داستان، شخص، شی، احساس، یا محلی را توصیف کنند. مردان در عین حال تمایل کلامی خود را تنها در نیمکره چپ متمرکز کرده اند … و همچنین مراکز “کلامی” کمتری دارند. آنها همچنین بین مناطق مغزی که مسئول حافظه و مناطقی که مسئول زبان و بیان است ارتباطات کمتری دارند.

شکل گیری قبل از تولد

جنین های نر و ماده شروع به نشان دادن اختلافات مغزی در اوایل ۲۶ هفته می کنند. در این مرحله، مغز زنان شروع به ساختن جسم پینه ای ضخیم تر می کند، که بخشی از مغز است که نیمکره چپ و راست را به هم متصل می کند.

خنک مانند خیار

در طول دوره های استرس، در بدن مردان و زنان هورمون اکسی توسین آزاد می شود … اما استروژن زن با اکسی توسین ترکیب شده و باعث ایجاد آرامش می شود، در حالی که ترکیب تستوسترون با اکسی توسین باعث ایجاد تمایل مردان به رفتار تهاجمی می شود.

تفکر سه بعدی

مردان بهتر از زنان می توانند به اشیا به شکل سه بعدی فکر کنند. این مهارت ممکن است در دورانی که مردان به شکار می رفتند و به طور منظم در جنگ های رقابتی شرکت داشتند، توسعه یافته باشد.

چهره ها و اجسام متحرک

درماه اول زندگی یک نوزاد دختر، تماس چشمی آنها بیش از ۴۰۰٪ افزایش می یابد، و یک نوزاد پسر به طور قابل توجهی بهبودی را کمتر نشان خواهد داد. در یک مطالعه انجام شده در مورد ۱۰۰ نوزاد، دختران ترجیح می دهند که به چهره زنان جوان نگاه کنند، در حالی که پسران اجسام متحرک را ترجیح می دهند.

ذهن ریاضی

محدوده مغزی که فکر می کنند توانایی های رياضی را تحت تاثير قرار می دهد در مردان بزرگ تر از زنان است. مناطق مغزی که مهارت های ریاضی و هندسی را کنترل می کنند نیز حدود چهار سال زودتر در مردان رشد می کند.

تفاوت ریاضی در زن و مرد

رگ های برجسته

هر چه حجم عضله بیشتر باشد، خون بیشتری برای سوختن لازم دارد. از آنجایی که مردان به طور متوسط توده عضلانی بیشتری نسبت به زنان دارند، آنها رگ های برجسته تری نیز خواهند داشت.

عزیزم، کلیدهای من کجاست؟

به یاد آوردن در زنان بهتر از مردان است. زنان احتمال بیشتری دارند که با استفاده از نشانه ها مسیر را پیدا کنند، در حالی که مردان با استفاده از جهت و فاصله حرکت می کنند؛ بنابراین یک زن احتمالا بیشتر می گوید: “به سمت راست بروید تا به مک دونالد برسید، سپس به سمت راست پچیده و ادامه دهید تا به بالای تپه برسید”.

یک مرد احتمال دارد بیشتر بگوید: “باید سه مایل به سمت شمال بروید، سپس به خیابان دوازدهم رسیده و باید ۲ مایل دیگر ادامه دهید”.

مانند یک خفاش می شنوند

دختران ۱۱٪ نورون بیشتری نسبت به پسران در مراکزی از مغز دارند که زبان و شنوایی را کنترل می کنند. زنان نه تنها زنان را بهتر از مردان می شنوند، بلکه می توانند بین طیف وسیع تر صداهای هیجانی مانند گریه نیز تمایز قائل شوند.

نگرانی مزمن

زنان بیش از مردان نگران هستند. هیچ دلیل خاصی برای این وجود ندارد، اما تفاوت های هورمونی و عوامل محیطی می توانند در این موضوع نقش داشته باشند. ولی نهایتا این نگرانی به سود خانم ها است، می تواند در پیش بینی و حل مشکلات به آنها کمک کند.

نادیده گرفتن

در طول رشد جنین پسر، تستوسترون، تشکیل سیستم شنوایی را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب می شود که مغز از نویز ناخواسته و صداهای تکراری را نشنود و آنها را نادیده بگیرد.

بیماری ها و ایمنی‌ بدن‌

میزان‌ کلسترول‌ (LDL) در خون‌ مرد بیشتر است و در فزونی‌ مقدار چربی‌ موجود در گردش‌ خون‌ و نیز رسوب‌ پلاکهای‌ آترواسکلروزی‌ اثر زیادی‌ دارد و از این‌ رو بیماری های‌ قلبی‌ و سکته‌ مغزی‌ را در میان‌ مردان‌ افزایش‌ می ‌دهد؛ و از سویی‌ باعث‌ کاهش‌ پاسخ‌ آنتی ‌بادی ها است‌ که‌ خود باعث آسیب‌ پذیری‌ دستگاه‌ ایمنی‌ بدن‌ مرد می شود.

طول انگشت

هورمون های تستوسترون و استروژن، ژن هایی را کنترل می کنند که تعیین کننده طول انگشتان هستند. تستوسترون به طور کلی با انگشت حلقه بلند تر، در حالی که استروژن با انگشت اشاره بلندتر مرتبط است.

اختلالات عصبی

مردان بیشتر از زنان از اختلالات عصبی مانند خواندن و نوشتن و اوتیسم رنج می برند. مطالعات نشان داده اند که این مسئله ژنتیکی است. مغز مردان نسبت به نقص ژنتیکی مستعد است، در حالی که زنان نیاز به جهش های ژنتیکی شدیدتری دارند تا شرایط مشابهی را ایجاد کنند.

تفاوت مغز زن و مرد

محرومیت از خواب

مطالعه ای در دانشگاه دوک نشان داد که مردان محرومیت از خواب را بهتر از زنان تحمل می کنند. وقتی زنان به اندازه کافی نمی خوابند، از لحاظ ذهنی و جسمی اذیت خواهند شد. در این وضعیت آنها در معرض خطر ابتلا به بیماری های قلبی وافسردگی هستند، در حالی که محرومیت از خواب برای مردان عوارض کم تری دارد.

پاهای سرد

جریان خون در زنان بیشتر در اطراف اندام های تحتانی متمرکز است، در حالی که در مردان آن را به طور مساوی گسترش می دهد. به همین دلیل است دست و پای زنان سردتر از مردان است.


مقاله مرتبط: حقایقی درباره تفاوت های روانشناختی بین زنان و مردان

مقاله مرتبط: تفاوت های جسمی و روانشناختی زنان و مردان



Strengthening-the-relationship-with-positive-psychology.jpg
دی ۲۵, ۱۳۹۷

چه شما ازدواج کرده باشید یا در یک رابطه بلند مدت قرار داشته باشید؛ حفظ رابطه عاشقانه تازه و زنده می تواند یک کار چالش برانگیز باشد. با توجه به برنامه های کاری، اغلب رابطه عاشقانه مورد بی توجهی قرار می گیرد، که می تواند عواقب فاجعه باری برای رابطه عاشقانه شما داشته باشد. عاشقانه ماندن رابطه شما، سلامت روانی و جسمی شما را در طولانی مدت تقویت خواهد کرد؛ ارتباط بین شما و شریک زندگی تان را افزایش می دهد و احتمالا منجر به زندگی همیشگی و قوی خواهد شد. بایاناکا اسیویدو (روانشناس) و هلن فیشر (فیزیولوژیست) معتقد هستند که می توان احساس عشق را برای مدت طولانی تری زنده نگاه داشت. آنها مغز پنجاه زوج را که به طور میانگین در بیست و یک سالگی ازدواج کرده بودند مورد بررسی قرار دادند. وقتی به آنها عکس ابتدای زندگی شان را نشان دادند آنها بعد از تقریبا هفت ماه همان احساس عشق اولیه را نشان دادند. اما تفاوتی وجود داشت؛ مناطق مغزی مرتبط با استرس در زوج های عاشقی که از سن ازدواج آنها زمان بیشتری می گذشت، کمتر فعال بود و در عوض مناطقی فعالیت بیشتری داشتند که با احساس آرامش در ارتباط بودند. در ادامه چگونگی تقویت رابطه با روانشناسی مثبت مورد بحث قرار گرفته است.

چگونگی تقویت رابطه

برای هم زمان بگذارید

توصیه مشاوره های ازدواج برای چگونگی شادتر بودن رابطه این است که زمان بیشتری را به عنوان زن و شوهر با هم صرف کنید. زندگی می تواند پر هرج و مرج باشد. برنامه های کاری و بزرگ کردن فرزندان می تواند خسارت هایی به ازدواج وارد کند، پس مهم است که وقت بیشتری را با هم، جدا از فشارها و استرس های زندگی بگذرانید. یک راه عالی برای افزایش شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی، افزایش رابطه جنسی، خندیدن و خوشگذرانی با یکدیگر و اساسا: برای شناخت یکدیگر دوباره و دوباره است.

تفریح با همسر

به دنبال خوبی در تفاوت ها باشید

زوج درمانی فقط برای کمک به حل مشکلات شما نیست، این برای کمک به ایجاد یک چشم انداز جدید و مثبت در مورد شریک زندگی تان است. به جای نگاه به ضعف های همسر تان یا خصوصیات آزاردهنده اش، در مورد خصوصیات خوب او فکر کنید. شاید نوشتن لیستی از خصوصیاتی که برای اولین بار شما را جذب شریک تان کرده است، بتواند به شما کمک کند. شاید او فردی قوی، خلاق یا شاید او می تواند شما را بخنداند. این خصوصیات فوق العاده او که باعث شده شما عاشق او شوید را فراموش نکنید.

نشان دادن احترام به شریک زندگی تان

یکی از نکاتی که مشاوره ازدواج به شما یاد می دهد این است که برای بازسازی خوشبختی و شادی در یک رابطه، باید احترام خود را به یکدیگر نشان دهید. راه های بسیاری وجود دارد که می توانید احترام تان را نسبت به همسر خود نشان دهید. برای مثال: با او بد صحبت نکنید، از او دفاع کنید.

با هم رشد کنید

اگر می خواهید بدانید که چگونه ازدواج خود را نجات دهید، پاسخ ساده این است که با یکدیگر رشد کنید. اگر زوج ها با یکدیگر رشد و پیشرفت نکنند، قطعا از هم جدا خواهند شد. شما همیشه همان افرادی که در ابتدا با هم ملاقات کردید نیستید. سلیقه، سبک، عقاید و افکار شما تغییر خواهد کرد. به جای نگاه کردن به این تغییرات به عنوان یک چیز منفی، آن را مثبت ببینید. با درک رشد شریک زندگی تان، شما قادر خواهید بود با چیزهای جدیدی آشنا شوید، ماجراهای جدید، سرگرمی های جدید را پیدا کنید، احساسات خود را بهبود ببخشید، نقاط قوت جدیدی ایجاد کنید و با هم به عنوان یک زن و شوهر تغییر کنید.

وفادار بودن

تقویت رابطه با روانشناسی مثبت

یک گام حیاتی در چگونگی نجات ازدواج تان و شادتر بودن این است که به هم قول وفاداری دهید. در حالی که وفاداری ازدواج شاد را تضمین نمی کند، خیانت مطمئناً به آن پایان می دهد یا حداقل آن را به آشفتگی کامل می رساند. هیچ بهانه ای برای بی وفا بودن به همسرتان وجود ندارد. این به شما بستگی دارد که احساسات تان را به اشتراک بگذارید. اگر ناراحت هستید، احساس بی توجهی می کنید یا هیجانی در اتاق خواب خود احساس نمی کنید، این مسائل را به شریک زندگی تان بگویید تا بتوانید به جای اینکه ازدواج خود را از بین ببرید، روی آن کار کنید. وفاداری به دو طرف احساس آرامش ذهنی می دهد، اعتماد ایجاد می کند، باعث می شود که بر روی ساختن ازدواجی شاد تمرکز کنید و به هم احترام بگذارید.

عادل باشید

هر درس زوج درمانی به شما می گوید که برای تقویت روابط تان با روان شناسی مثبت، باید راه هایی برای خوشحالی پیدا کنید. زوج ها وقتی که بحث می کنند خوشحال نیستند، اما اختلافات در روابط بلندمدت اتفاق می افتد. گفته می شود که چگونگی نگاه شما به اختلافات زناشویی باعث می شود که ازدواج شاد یا ناشاد را ایجاد کنید. عادلانه مبارزه کنید؛ با گوش دادن واقعی به نگرانی ها و نظرات شریک تان، قلب خود را باز کنید، صادق و انعطاف پذیر باشید.

تصمیم گیری با هم

تنها تصمیم نگیرید. شما و همسرتان یک تیم هستید، بنابراین تا جایی که می توانید با هم و در کنار هم باشید. باید احساس کنید که با همسرتان کامل می شوید و دو بخش از وجود یک نفر هستید، پس وقتی نیمه دیگر وجودتان حضور ندارد، تصمیم گیری نکنید. شرایط را با هم بسنجید و با هم تصمیم گیری کنید، در مورد همه چیز، خواه موارد کوچک و خواه بزرگ باشد. خود را مشتاق سازش و سازگاری نشان دهید.

تصمیم گیری با یکدیگر

 گوش دادن را یاد بگیرید

در انواع ارتباطات گاهی افراد را به حراف و ساکت تقسیم بندی می کنند. در این شیوه یک نفر مدام صحبت می کند و دیگری همیشه گوش جان می سپارد البته اگر بسپارد. این نوع رابطه برای زندگی عاشقانه خوب نیست. از نظر کلامی خانم ها و آقایان با هم متفاوت هستند، خانم ها قدرت پردازش بیشتری در فهمیدن، پردازش کردن و گوش دادن صحبت های دیگران دارند که ریشه در تعداد بیشتر سلول های عصبی مرتبط با پردازش های زبانی در قسمت چپ مغز دارد. چه صحبت کننده هستید و چه گوش کننده، یاد بگیرید که چگونه گوش کننده فعالی باشید.

  • به چهره فرد مقابل نگاه کنید و با نشانه های کلامی مانند آهان و نشانه های بدنی مانند تکان دادن سر جواب بدهید.
  • از یکدیگر سوالاتی برای روشن شدن تفکراتتان بکنید و اطلاعات بیشتری رد و بدل کنید.
  • به نیاز همسرتان برای صحبت کردن اهمیت بدهید و محیط آرامی را برای صحبت کردن انتخاب کنید.

مقاله مرتبط: تکنیک های گوش دادن فعال و موثر




اکسیر در چند خط

مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی اکسیر با داشتن نیروهای متخصص و با تجربه، دانش به روز در زمینه روش های درمانی، تکنولوژی برتر مغز و شناخت و همچنین با ارائه خدمات متنوع و مراجع محور در زمینه خدمات روانشناختی به بهبود و ارتقا سلامت روان شما می اندیشد.

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمامی حقوق مادی و معنی این سایت مطعلق به مجموعه اکسیر میباشد.هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد