e24f8a7ae2782e485c66030ec9272d55.jpg
اختلال تبدیلیReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 5Rating:
زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

اگر از آدم هایی که همه زندگی شان را نقش بازی می کنند، بگذریم؛ لحظه هایی در زندگی همه ما بوده که آگاهانه یا نا آگاهانه نقش بازی کرده ایم. اما همان طور که در نقش فرو رفته ایم، از آن جدا شده ایم و به زندگی عادی بازگشته ایم.
گاهی اما چنان درگیر احساس یا نقشی می شویم که آن را می پذیریم و تلاشی هم برای رهایی از این نقش نمی کنیم؛ چون ادامه این بازی، منافعی، هر چند کاذب را برای مان با دنبال دارد؛ ولی آگاهانه یا نا آگاهانه فراموش می کنیم که ادامه این بازی ما را به فرد بیمار و ناتوانی تبدیل خواهد کرد و می تواند روی زندگی فردی، اجتماعی و روابط زناشویی تاثیر بگذارد و حتی آن را به نابودی بکشاند… در این شماره درباره یکی از همین موارد صحبت می کنیم.

اختلال تبدیلی

از کار افتاده شده ام؛ به همین راحتی. دیگر نه کسی مسئولیتی به عهده من می گذارد و نه من می توانم کاری انجام بدهم؛ یعنی حتی اگر از من بخواهند هم نمی توانم مسئولیتی را قبول کنم. ۲۴ سال بیشتر ندارم، اما مثل یک آدم سالخورده، فرسوده شده ام. چند سال پیش به دلیل بیماری معاف شدم. با داشتن تحصیلات، مهارت کاری و معافیت سربازی، یعنی شرایطی که خیلی ها می توانند کار خوبی پیدا کنند، من کنج خانه نشسته ام.”
او درباره وضعیت اش ادامه داد : ” این ماه های آخر، وضعیت ام طوری به هم ریخته است که برای برداشتن اشیای خیلی سبک هم ناتوان شده ام. هر چیزی را بر می داریم، از دست ام می افتد. اعتماد به نفس ام را از دست داده ام. همه رعایت حال ام را می کنند، اما احساس می کنم از دست من خسته شده اند. ”
تشدید علایم ، وضعیت زندگی اش را مختل کرده بود و در این باره توضیح داد : ” وقتی علایم تشدید می شوند، دیگر هیچ چیز تحت کنترل خودم نیست. با وجودی که چند بار جایی مشغول به کار شدم، اما بیماری ام مانع از ادامه کار شد و چند ماه بعد، و همین آخری ها، چند هفته بعد از شروع کار، بی کار شدم. بعضی ها هم که با دیدن پرونده پزشکی و فهمیدن دلیل معافیت ام، اصلا به من کار نمی دهند. همسرم را هم از دست داده ام؛ یعنی از هم جدا شده ایم…. ”
حقیقت گم شده
به او گفتم خودکار را از روی میز بردارد. خودکار را برای لحظاتی در دست اش نگه داشت. اما بعد، خودکار با شدت از دست اش به طرف دیگر اتاق پرتاب شد. احساس کردم پرتاب و لرزش دست، کاملا غیر ارادی نبود. از او خواستم ساعت اش را از دست اش دربیاورد و دست اش بگیرد. بعد از چند لحظه، ساعت هم پرتاب شد؛ اما نه مثل خودکار. ساعت، با فاصله کمی از خودش روی میز من افتاد؛ به صورتی که آسیب نبیند. در واقع برخلاف خودکار که به شدت و با فاصله زیادی روی زمین افتاد؛ ساعت با شدت کمتری و به جای مطمئن تر ،یعنی روی میز پرتاب شد.
بعد از این دوباره درباره دلیل معافیت اش توضیح داد. متوجه شدم مدت طولانی است که به این مشکل دچار شده است و با مراجعه به متخصصان مختلف و تشکیل کمیسیون، معاف شده است. تفاوت پرتاب بین دو شی، شک من را برانگیخت که شاید مشکل روانی بیش از مشکل ارگانیک ( عضوی )، برای او مطرح باشد. حس کردم در جلسه های متعدد برای معافیت، توانسته نقش اش را خوب بازی کند. اما حالا چون دیگر نیازی نداشت خیلی جدی نقش بازی کند، ساعت را طوری پرتاب کرد که آسیب نبیند. هر چند می گفت پرتاب هایش غیر ارادی است، ولی تفاوت نحوه پرتاب این دو شی، باعث شد به وضعیت بیمار شک کنم.
بی مقدمه به بیمار گفتم : ” تا کی می خواهی به این وضعیت ادامه بدهی؟ در کارت استاد شده ای، کسی هم به تو شک نمی کند. معاف هم که شده ای. به قول خودت، دیگر کسی با تو کاری ندارد و از تو کاری نمی خواهد؛ همه هم رعایت حال تو را می کنند و مسئولیتی از تو نمی خواهند. نقش ات را این قدر خوب بازی می کنی که کسی به تو شک نمی کند. اما تا کی می خواهی در این نقش بمانی ؟ هر چند تا حالا با این بازی توانسته ای از سربازی فرار کنی و معاف شوی، اما فکر نمی کنی خیلی چیزهای مهم را از دست داده ای و باز هم داری از دست می دهی؟ مثل همسرت.”
ادامه دادم : ” چند سال است که همه وضعیت تو را پذیرفته اند و همین باعث شده در جوانی از کار افتاده شوی. تا حالا چه چیزهایی به دست آورده ای؟ الان هم پیش من آمده ای که وضعیت ات را تایید کنم و به بازی در نقش ات ادامه بدهی؟ ”
او انکار می کند
شدیدا مقابل من جبهه گرفت و گفت : ” من واقعاً بیمار هستم. ” گفتم : ” انکار نکن، ممکن است پرونده های زیادی برای من بیاوری؛ حتی معافیت سربازی ای که ادعایش را داری؛ اما من لزوما براساس آنها قضاوت نمی کنم و تصمیم نمی گیرم. رفتار تو را دیدم و متوجه شدم پرتاب هایت کاملا غیر اداری نبود…خودت هم می دانی که من چه می گویم..”
کمی سکوت کرد و اشک در چشم هایش حلقه زد. با سر تایید کرد و گفت :” نمی دانم چه طور متوجه شدید؟!… خودم مدت ها است که باور کردم بیمار هستم. اصلا پذیرفته ام بیمار هستم و این مشکل را دارم. خانواده ام و همسر سابق ام، بیماری من را پذیرفته اند. اما نمی خواهم آنها متوجه واقعیت شوند و حقیقت را بدانند .”

نقش بازی می کنند

او ادامه داد : ” از این وضعیت خسته شده ام. اما به این شرایط عادت کرده ام. دیگر دوست ندارم به چشم آدم بیمار و از کار افتاده به من نگاه کنند. اما از طرفی دیگر کارایی سابق را ندارم و نمی توانم کار کنم و زندگی عادی ای را شروع کنم.
از او پرسیدم : ” تا حالا شده علایم ات تغییر و شدت و ضعف پیدا کنند ؟ ” گفت : ” بله؛ زمانی که با همسرم رابطه خوبی داشتم، حال ام خوب بود. اما بعد از این که به دلایلی رابطه مان سرد شد و بعد هم از هم جدا شدیم، علایم ام تشدید شد. انگار بیشتر در نقش خودم فرو می رفتم تا شرایط را تغییر بدهم و بفهمد که من بیمار هستم، اما شرایط وخیم تر می شد.”
او ادامه داد : ” حالا هم هر وقت درباره مساله ای ،با خانواده ام مشاجره می کنم، علایم ام تشدید می شود. مثل همان موقع، یعنی زمانی که از همسرم جدا نشده بودم، در نقش خودم بیشتر فرو می روم تا شرایط را تغییر بدهم، اما نمی شود.”
رنج او
در موردی که بررسی کردیم، رفتارهای بیمار کاملا غیر ارادی و خارج از کنترل نبود. به این معنی که در بعضی مواقع، به دلیل یک ” اختلال تبدیلی ” ( اختلالی که فرد رفتاری را کاملا آگاهانه انجام نمی دهد و وضعیت نیمه خود آگاه دارد ) یا به دنبال ناتوانی در ابراز احساسات یا رسیدن به اهداف خود به طور مستقیم، درگیر اختلال می شود. از نگاهی دیگر مجموعه ای از اختلالات، نا توانایی ها و کمبود های روحی- روانی می تواند بروز بیرونی پیدا کند و آگاهانه، به صورت ” تمارض ” مجموعه ای از علایم را ایجاد کند.
گاهی پیش می آید که ” اختلال تبدیلی “، مزمن می شود و یا ” تمارض ” به وجود می آید؛ که در این شرایط باید با بررسی دقیق تر و دقت در شرح حال بیمار، قضاوت کرد.
در اختلال تمارض، بیمار آگاهانه نقش بیمار را بازی و با این کار هدف مشخصی را دنبال می کند. بیمار ممکن است مدت ها به این حالت ها ادامه بدهد و نقش بازی کند. گاهی ممکن است مشکلات گذرا و موقتی مثل، تشنج کاذب یا از کار افتادگی یا لرزش یکی از اندام ها، ابتدا در فرد بروز کندو بعد با فرو رفتن بیمار در نقش، علایم تشدید شده و به تدریج در فرد نهادینه می شود؛ به ویژه اگر فرد با نشان دادن این علایم، به اهدافی مثل جلب توجه، گرفتن امتیاز و سرویس از دیگران و .. هم برسد. به این ترتیب تشویق می شود و بیشتر در این نقش فرو می رود.
در مواردی هم مانند همین مورد، بیمار با وجود داشتن توانایی های فردی، وضعیت ظاهری مناسب، برخوردار بودن از رابطه خوب عاطفی( که البته به جدایی انجامیده است )، در شرایط مناسبی قرار داشته باشد؛ اما برای گرفتن معافیت سربازی ( که ادعای آن را داشت )، یعنی رسیدن به یک ” هدف “، این بازی را شروع کرده و حالا در این نقش مانده بود.
این افراد شاید در ابتدا از شرایط جدید خود احساس امنیت و آرامش کنند، اما چون در دراز مدت از کار افتاده می شوند، جایگاه فردی و اجتماعی خود را از دست می دهند و به مشکلات بزرگتری مثل کاهش اعتماد به نفس، افت عملکرد، افسردگی، اضطراب و… دچار می شوند.
درمان
در مواردی مثل همین مورد که بیمار دچار اضطراب و افسردگی هم بود؛ درمان دارویی، برای برطرف کردن مشکل، یکی از مراحل درمان است. هدایت بیمار برای بازگشتن به شرایط عادی و توجه دادن او به خودش و کمک کردن به بیمار برای خارج شدن از نقش و قرار نگرفتن در موضع انفعالی، برای رسیدن به خواسته هایش، مراحل دیگری از درمان است.
رفتار خانواده با بیمار هم نقش به سزایی در تثبیت یا درمان حالت های بیمار دارد. توجه بیش از حد به بیمار، رفتارهای ترحم انگیز برای جلوگیری از عود و تشدید علایم، نسپردن و نخواستن هیچ مسئولیتی از بیمار ،تلاش برای تامین نیازهای او از هر نظر و.. باعث می شود بیمار هر چه بیشتر در نقش خود فرو برود و علایم در او تثبیت شود.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *


اختلال تبدیلیReviewed by مرکز مشاوره اکسیر on Jul 5Rating:
زمان مطالعه مطلب : ۶ دقیقه

مرکز مشاوره اکسیر با مجوز وزارت بهزیستی

ساعات کاری


۱۰ صبح – ۹ عصر
شنبه- پنجشنبه (غرب)
۱۲ صبح- ۸ عصر
شنبه- پنجشنبه (شرق)
بسته
جمعه
بسته
تعطیلات رسمی

اطلاعات تماس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

۸۸۵۷۱۸۰۰ – ۸۸۰۷۸۵۸۵
۸۸۵۸۱۷۸۶ – ۸۸۰۷۸۸۴۴

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

۷۶۷۱۰۸۲۳ – ۷۷۸۸۲۸۱۷
۷۶۷۱۰۸۱۹


اینستاگرام مرکز مشاوره اکسیر پینترست مرکز مشاوره اکسیر تلگرام مرکز مشاوره اکسیر مرکز مشاوره اکسیر در ویز

آدرس شعبه ها


شعبه شهرک غرب

شهرک غرب ،بلوار دادمان ، خیابان فلامک شمالی ، کوچه حیدریان پلاک ۱۸

شعبه فلکه اول تهرانپارس (کیمیای زندگی)

فلکه اول تهران پارس ، خیابان امیری طائمه(۱۴۲ غربی) پلاک ۱۲ واحد ۱




تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز مشاوره اکسیر می باشد . هرگونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد .




Call Now Button